All language subtitles for Good.Omens.S01E02.WEBRip.Farsi

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

میتونم کمکتون کنم؟

دوست داشتم یکی از اقلام مادی‌تون رو خریداری کنم

کتابها - کتاب بله -

بگذارید در یک جای خصوصی در مورد ...خریدم صحبت کنیم، زیرا که

...من میخوام

پورنوگرافی بخرین؟

پورنوگرافی

گابریل، تشریف بیار اتاق من

...ما انسانها به سادگی و بسیار شرمنده میشیم

که باید در خفاء پورنوگرافی‌مون رو خریداری کنیم

انسانها بسیار ساده‌لوحن

(راهنمای خانه‌داری خانم بیتون) و آسون هم گول میخورن

بله

آفرین به تو. همه‌شون رو خر کردی

سالندالفون" رو یادته؟"

"شهرهای "سودوم و گومورا" (شهرهایی که به علت فساد نابود شدند)

چه بد کوبیدینشون

و ملت رو پودر کردین

فراموش کردنش سخته

یه بوی شیطانی اینجا میاد

متأسفانه بوی کتابهای "جفری آرچر"ـه (نویسنده و سیاستمدار بریتانیایی)

...خب میخواستیم یه سر بزنیم

و وضعيت‌ "دجال" رو بررسی کنیم

چرا، چی شده؟

...یعنی، اگه مشکلی هست

میتونم به افرادم بگم درستش کنن

چیزی نشده، همه چیز مرتبه

چیزای زیادی اتفاق می‌افته. چیزای خوب

خوب؟

خب همه چیز طبق تقدیر الهی پیش میره

سگ جهنمی آزاد شده

و حالا چهار سوار آخرالزمان احضار شدند

"مرگ"، "آلودگی" "قحطي‌" و "جنگ"

درسته

دقیقاً چه کسی اینها رو احضار کرده؟

تو بخش من که نیست

به نظرم این جور چیزا خارج از اداره میاد

میشه گفت وقتش بود

بدون فرشته‌ش شرِ"جنگ" ، نمیشه جنگی داشته باشی

ساندافون، عجیب چیزی گفتی

نمی‌تونی بدون "جنگ"، جنگ داشته باشی

منم باید از این تیکه استفاده کنم، نه؟

...خلاصه

مشکلی پیش نیومده؟ "سگ جهنمی چه شکلی بود؟

من...نگشتم تا ببینم

!ممنون که بهم پورنوگرافی دادی

عجب حرکتی

"نمی‌تونی بدون جنگ، جنگ داشته باشی"

زیرکانه‌ست

خوش آمدید. در خدمت سخنگوی وزارت خارجه دولت هستیم

...تا در مورد افزایش تنشهای اخیر

در بحرانهای بین المللی با ما صحبت کنند

ولی قبل از اون، میدونید تو یخچالتون چی هست؟

صبح به خیر کراولی

داشتیم چک میکردیم

صندلی خوبی داری

سلام بچه‌ها

در مورد "دجال"ـه

آره. بچه خوبیه. به باباش رفته

عوامل‌مون در وزارت امور خارجه

هماهنگ کردن تا خونواده‌ی اون بچه

فرستاده بشن خاور میانه

...اونجا اون و سگ جهنمی رو

به "دره‌ی مگیدو" ببرند (محل جنگ نهایی آخرالزمان)

چهار سوار آخرین سوارشون رو شروع میکنند

آره - آرماگدون شروع خواهد شد -

مبارزه نهایی

چیزی که از موقع شورش منتظرشیم

ما سقوط کردگانیم

اینو یادت نره

خب چیزی نیست که بشه فراموش کرد

بهت اعتماد ندارم کراولی

همه چیز درست میشه

من که نمی‌خواستم سقوط کنم

فقط با دوستای ناباب میگشتم

...یک نفر بایستی

چهار سوار آخرالزمان رو فراخونده باشه

ولی الان این چیزا رو از بیرون جور میکنن

با احضار کننده آشنا بشین

وی چهار آیتم داره تا با ونش تحویل بده

برای یک شرکت پست بین المللی کار میکنه

و میخواد اولین تحویلش رو برای یک منطقه سابقاً جنگی انجام بده

گاهی وقتا، با وجود همه چیز، صلح شیوع میکنه (آفریقای شمالی)

مردم از جنگ و درد و مرگ خسته میشند

و میخواهند دوباره از اول شروع کنند

میبخشید، شما کی هستین؟

"کارماین زینجبر" از اخبار هفتگی ملی

خبرنگار جنگی

خب. چه بهتر دوست من

خوبه یکی از اعضای خبرگزاری های جهانی اینجاست

تا شاهد قراردارد صلح ما باشه

خوبه. اگه ابتدا این رو امضا کنین قربان

بعد نخست وزیر و رهبر امضا کنند

تا یه عکس سه نفره از شما بگیریم

صبر کن. اول باید اون امضا کنه

اینا همیش فرمالیته ست که کی اول امضا مکینه

فرمالیته؟ منو تو کشورم کردین جک

بعد بهش میگین فرمالیته؟

یکی باید معاهده صلح رو اول امضا کنه دیگه

درسته. و من این کار میکنم

اوه شما راحت باشید خانمها و آقایون

عجب روزیه ها؟

نزدیک بود آدرسو پیدا نکنم

اینجا ملت به علائم راهنما اعنقاد ندارن، نه؟

برای شما یه پاکت دارم خانوم

باید اینجا رو امضا کنین

عجب جای دلنشینی، ها؟

آره. همیشه میخواستم تعطیلات بیام اینجا

بلاخره رسید - بذارش زمین -

اوه عزیز دلم

چنین اتفاقی نمی‌افته. درسته؟

ببخشید رفقا

دوست داشتم بمونم و بهتر بشناسمتون

ولی ندای وظیفه اومد

او اولین نفر از چهارتاست

و بدون اون نمیشه جنگی داشت

تا الان خیلی وقت بود وقت کشی میکرد

وقت کشی و بعضاً هم آدم کشی

و حالا شصت قرن انتظار داره تموم میشه

.:: تقديــم مي‌کنــد iMovie-DL تيـم ترجمـه‌ي ::. .:. WwW.iMovie-DL.Com .:.

مارديــن :مـترجـــم @Mardin5

داستان یک جادوگر هم هست

یک شکارچی جادوگر و کتاب

و این داستان حدود 360 سال پیش شروع شد (لانگ شایر - 1656)

با آخرین جادوگر سوزی، در انگلیس

سرگرد جادوگریاب "پولسیفر" همه چیز آماده‌ست

عجوزه کجاست؟

در کلبه‌شه. از چیزی خبر نداره

فکر کردم با سنجاق آزمایشش کردی

این کارو کردیم. نسخه‌ی مصوب از سنجاقِ جادوگریابی

تمام بدنش رو سوزن زدیم - و نتیجه چی بود؟ -

میگه ورم مفاصلش رو درمان کرده

هممم

دیگه به چی متهم شده؟

بیشتر پیش بینی آینده

به خانم بولکاک گفته

"زناکار" به این شهر میاد

چه چرندیاتی

شما رو میگه درسته؟

من نیستم

...اسم مستعار من افسر جادوگرباب "مکس"

"کسی که زنا مرتکب نشده"ـست

ولی تو میتونی من رو جادوگریاب ارشد پولسیفر خطاب کنی

یعنی به شما نمیگن، "زناکار پولسیفر"؟

نخیر

...شیرفروش عزیز

دیگه شیر نیار

نه امروز نه هیچوقت

امروز در شعله ها خواهم سوخت

ارادتمند شما "اگنس نوتر"

ضمیمه: برای همسرت آرزوی خوشبختی رو دارم

جادوگر، جادوگر

دیر کردن

بهم گفتند که هر روز میدوئه

کسی هم تعقیبش نمیکنه

آره. میگه هر روز بدوی

به یه روش غیرزنانه

برای سلامتیت خوبه

شیطانیه

شاید شیاطین نامرئی، ترغیبش کنند بدوئه

نه میگه برای سلامتیت خوبه

میگه تو غذامون باید فیبر بیشتری مصرف کنیم

گفتم از برداشتن قلوه سنگ هم سخت تره

بله. واضحه که دیوانه‌ست

ولی از کجا مطمئن باشیم که شیطانه؟

آبله‌ی وحشتناک من رو درمان کرد

و اسهال خونی پسرم رو درمان کرد

معلومه جادوگره

جادوگر

جادوگر

جادوگر

جادوگر

"پولسیفرِ زناکار"

مردم شریف

دیر کردید

باید ده دقیقه قبل در آتش بودم

خب

بانو "ناتر"؟

هی - هی -

هوی

این نامربوط ترینشه بانو ناتر

نزدیکتر جمع بشین مردم عزیز

تا اینکه آتش شما رو گرم کنه

برای اینکه همه باید ببینید

آخرین جادوگر واقعی انگلستان چطور میمیره

و بگذارید مرگ من پیامی برای دنیا باشه

بیاید

گفتم نزدیکتر بیاین

...و سرنوشت کسانی که میخواهند در

کار کسانی که فهمش رو ندارند دخالت کنند

ای کثافت

این کلاه متعلق به جادوگریاب ارشد "کسی که زنا نکرده" میباشد

در بین مردم روستای کناری

یک بحث مفصلی شکل گرفت

که این فاجعه رو خدا مقرر کرده یا شیطان

بهرحال یک نوشته در کلبه‌ی اگنس پیدا شد

که نشان میده ...هر مداخله‌ی خدایی یا شیطانی‌ای

به کمک یک ماده‌ موجود در زیرپوش اگنس بوده

که در اون 22 کیلوگرم باروت مخفی کرده بود

و سیزده کیلوگرم میخ

ای کثافت

اگنس همچنین یک صندوقچه و یک کتاب رو جا گذاشت

که به دخترش و دامادش داده شوند

جان و ویرچیو دوایس

خانم ناتر عزیز

باعث افتحاره تا نسخه‌ی خطی نویسنده

از کتاب شما رو بپذیریم

مطمئنیم به تعداد غظیمی فروش خوهد رفت

.و شاید به چاپ دوم هم برسد

ارادتمند شما انشتارات "بیلتون و اسکاگس"

پیش بینی‌های ظریف و دقیقِ "اگنس ناتر"

بهترین یادآور کتاب "پیش‌بینیهای نستراداموس"

اورسلا شیپتون

این یعنی چی جان؟

یعنی اینکه هرچند اگنس مرده

باید کتابش رو بخونیم

چون مادرت آینده رو میدونست

پیش گویی 2214

در دسامبر 1980

سیبی به پا خواهد خواست که کسی نمیتواند بخورد

پولت را در دستگاه استاد "جابز" سرمایه گزاری کن

تا به خوشبختی برسی

این که بی معنیه

کتاب اگنس بعد از اون باقی موند

و تنها اثر پیش گویانه در تمام تاریخ بشر بود

که تمام پیش‌گویی هایش درست بود

...و تا 350 سال آینده (یازده سال قبل - مالیبو، کالیفرنیا)

...توضیح دقیق و صحیحی بود

از حوادثی که ممکنه به جنگ آخرالزمان منتهی شود

تمام جزئیاتش دقیق بود

شبی که دجال متولد شد... در یک خانه در مالیبو

نوه‌ی نوه‌ی نوه‌ی نوه‌ی نوه‌ی ....نوه‌ی اگنس ناتر

داشت روی صفحه‌ی عنوان کتاب نقاشی میکشید

و استعاراً، کتاب داشت برای اولین بار خط میخورد

باشه آناتما، پیشگویی شماره 2214

در دسامبر 1980"

"سیبی پیدا خواهد شد که هیچکس نمی‌تواند بخورد

این یکی مسخره‌ست مامان. هیچ معنایی نداره

مادرم در سال 1980 پنج هزار سهم اپل رو خرید

الان چهل میلیون دلار ارزش داره

باشه.2213

چهار کس خواهند تاخت (نوشته: چهار سوار قیامت؟) و سه نفر به عنوان دونفر در آسمان

و یکی در شعله‌ها خواهد راند

و هیچ کس را مانعشان نخواهد بود

نه ماهی، نه باران، نه شیطان و نه فرشتگان

و نیز تو باید آنجا باشی "آناتما"

دیدی؟

برات برنامه‌های خاصی داشته عزیزم

اگنس به ما کار آسون و داده

ما فقط باید مطمئن باشیم همه چیز برای خونواده‌مون درسته

ولی تو باید دنیا رو نجات بدی

در آن حین، در "دورکینگِ سوری"

...نوه‌ی نوه‌ی نوه‌ی نوه‌ی نوه‌ی

نوه‌ی "زنا مرتکب نشده پالسیفر"

باید چند ساعت قبل میخوابید

نیوتون؟

وقت خوابته عزیزم

یه چند دقیقه دیگه مامان

دارم این کامپیوتر قدیمی رو درست میکنم

امان از تو دانشمند جوان و آزمایشات

خیلی هم آزمایش نیست مامان

فقط دوشاخه رو عوض کردم

حالا کار میکنه

امیدوارم برقکار دوباره عضبانی نشه

نامردیه - نگران نباش عزیزم -

آخر دنیا که نشده

"زمان حال"

میخواستم بگم، تو کار جدیدت موفق باشی

امیدوارم این بار خوب باشه

خوب میشه مامان - تو فقط بدشانس بودی -

برات ساندویچ درست کردم

شما ؟

نیوتون پولسیفر دستیار بخش دستمزد

تازه کارم

ببخشید. یه سوال داشتم

راهی هست بدون گذاشتنش تو کامیپیوتر درستش کنم؟

مگه بدون کامپیوتر میشه به اطلاعات دستمزد

دسترسی داشه باشی؟

شاید یکی بتونه برام پرینتش کنه

تا بتونم حسابها رو روی کاغذ انجام بدم

کی برای دوره‌ی آموزشی مشتاقه؟

دستاتون رو ببرین بالا

میخواستم بدونی نورمن

من از "اچ آر" شکایت کردم

در مورد این چرندیات دوره‌ی آموزش

این تمرینِ کار تیمیه جنیس

...و همونطور که میدونی

در یک تیم "من"ی وجود نداره

ولی دوتا در "ساختن" هست نایجل

و در تمرین هم یکی هت

درسته. خب

میشه توجه کنید همگی لطفاً

ببخشید میخوام دکمه برگشت رو بزنم و گوش بدم به شما

!اوه

میبخشید. فقط با کامپیوترا خیلی شانس ندارم

کمک نمیخوای "دیک"؟

اسم من دیک (آلت) نیست اسم ماشینه

میتونی بپرسی چرا اسمشو این گذاشتم

سلام

"آتانیما دیوایس"؟

"آناتما دیوایس" یه فامیلی قدیمیه

دلیل دیدارتون از بریتانیا؟

خب یک پیشگویی قدیمی خانوادگی به من دستور داده

...میخوام تمام خِرد و دانشم رو به کار بگیرم

تا قلب تاریکی رو شکار کنم

و تمام سعیم رو بکنم تا نابودش کنم

قبل از اینکه باعث پایان جهان بشه

ببخشید؟

تعطیلات

سلام مامان

کار جدید؟

آره. خیلی خوبه

آدمای خوبین

منو خیلی دوست دارن - با سر بالا از بغلشون رد شو -

خداحافط مامان

فقط یک چیزه که باید ازش بترسیم خواهران

و گرمایش جهانی نیست و قیامت اتمی هم نیست

کسی میتونه بگه چیه؟

هه! جواب نمیدین

جواب نمیدین چون میدونین حقیقت داره

اونها در بین ما مخفی شدند

من خط باریک قرمزی هستم بین انسانیت و سیاهی

...آره. منظورم - جادوگراست؟ -

آره. جادوگر

اونها پشت دیوار تقوی مخفی شدند

و کسی نمیتونه جلوشون رو بگیره

غیر از من

در زمانهای قدیم جادوگریاب ها احترام داشتند

متیوهاپکینز "ژنرال جادوگریاب "

اون از هر شهر یا روستا نه پنی میگرفت

برای هر جادوگری که پیدا میکرد

و پولم میدادن

تو ژنرال جادوگریابی؟

نه نیستم

دیگه ژنرال جادوگریابی نیست

نه سرنگ جادوگریابی

نه سرگرد جادوگریابی نه حتی سروان جادوگریابی

هرچند یه گروهبان جادوگریاب هست

که داری باهاش صحبت مکینی

خب. از آشناییتون خوشحالم آقای"شادول"

یه فنجان چایی و نه تا قند

و یک پاکت چیپس پنیر و پیاز

الان آماده میشه

کیف پولت رو بذار جیبت رفیق

...هیچوقت نباید خسیس نشون بدی

در ملاقات اول

ممنون - و من آقای شادول نیستم -

گروهبان هستم گروهبانِ جادوگریاب، شادول

اسم تو چیه پسرجان؟

نیوتون. نیوتون پالسیفر

پالسیفر؟

اسم آشناییه

دندونات مال خودته؟

بله

چندتا نوک سینه داری؟ - بله؟ -

نوک سینه پسر جان. چندتا؟

مثل همه دوتا

باشه

ساعت 11 فردا اینجا باش

قیچی با خودت بیار

بذارش اینجا. ممنون

چه روستای قشنگیه، نه؟

ممنون

هم...

درسته

وقت کاره

کار آسونیه

دجال رو ببر اونجا و حواست بهش باشه

یه کار ساده و آسون

کااری نیست که هیچ شیطانی خراب کنه

تنها چیزی که "کراولی" در اون ساختمان ...بهش اهمیت میداد

گلهاش بودند

در سالهای 1970 در مورد صحبت کردن با گیاهان شنیده بود

و گفت فکرعالی‌ایه

هرچند شاید صحبت اسم خوبی برای کاری که کراولی میکنه نباشه

این سرواخه؟

آره؟

میدونید در مورد سوراخ برگ چی بهتون گفتم

!تحملشون رو ندارم

میدونی چیکار کردی؟

منو ناامید کردی

عزیزم عزیزم

همگی

با دوستتون خداحاظی کنین

نتونست موفق بشه

این تو رو خیلی بیشتر از اذیت کردن تو، اذیت میکنه

شماها باید بهتر رشد کنین!

کاری که کرد، ترس خدا رو در نهادشون گذاشت

دقیق تر بگم، ترس "کراولی" رو

گیاهان لوکس ترین

و زیباترین پوشش لندن هستند

و ترسو ترینشون

پیشگویی‌های ظریف و دقیق "اگنس ناتر"؟

ببخشید نمی‌تونم کمکتون کنم

البته که میدونم کی بود

1600 متولد شد، 1656 منفجر شد

ولی از کتابش هیچ نسخه‌ای در دسترس نیست

نه. قیمتی نمی‌تونم بگم. چون ندارمش

هیچکسی نداره

خب نیازی به این نوع صحبت کردن نیست

عه... سلام

برای تبلیغ در روزنامه اینجام

خب خانم تریسی هر روز بعدازظهر تشریف میارن

غیر از پنج‌شنبه ها

فکر کنم تبلیغ دیگه ایه

درسته

بفرمایید عزیز دل. شانس آوردی

یکی از ملاقات هام کنسل شده

حالا غیر از کار قبلیم چیز دیگه ای نیست

و زانوهام، جای قبلشون نیستند

...اگر براتون سخت نباشه، شما بایستی

الان هم بگین ...چون نباید نیم ساعت طول بکشه

تا به پیشبند چرمی برسین

ببخشید؟

مگه برای آرامش شخصی

و کاهش استرس برای مردان فهمیده اینجا نیستید؟

نه

اومدم به ارتش شکارچیان جادوگر ملحق بشم

!اوه

آقای شادول گفت منتظر یه مهمونه

خیلی وقته فقط ایشون بوده

ها

سرباز جدیدتونه، آقای شادول ببینین

تو دور شو روسپی

زن روسپی جیزابل! (سلیطه)

اوه آقای شادول

براتون چایی میارم

شیر و شکر میخوای عزیزم؟

حالا دیگه عضو ارتشه جیزابل

خودش چایی درست میکنه

به ارتش جادوگریابان خوش آمدی سرباز

تو از اکنون سرباز جادوگریاب "پولسیفر" هستی

در گذشته قوی بودیم

مهم بودیم

شیر غلیظ، پسر

...و - نه تا قند میخواین؟ -

دقیقاً

ما خط آتش بودیم

بین تاریکی و مردم بینوای بی اطلاع

که به وجود جادوگران اعقتاد نداشتند

ولی گروهبان شادول

امروز کلیساها این کارو نمی‌کنن؟

خیر پسرجان

علیه تاریکی؟

یه جنگ هست

و میدونی اولین سلاحمون چیه؟

اوه. "تفنگ باروتی سرهنگ جادوگریاب قبل از اونا دالریمپل رو بگیرن"؟

خیر پسرجان

دیگه استفاده نمیشه

در این عصر فاسد نه

خوبه

میدونی باهاشون چیکار میکنیم؟

نه پسر

میخونیم

و میبریم

سلام آنتونی کراولی هستم

خودتون که میدونید چیکار کنید با کلاس این کارو بکنید

هنوز سمت من خبری نیست

سمت تو هست؟

گوش کن. یک فکری دارم

چی؟

وقتی یازده سال پیش بچه رو عوض کردی

چیزی از قلم نیفتاده؟

چی؟

پسرو گم کردی؟ - ما گمش کردیم -

یه بچه گم شده

...ولی هنوز میدونی - ما میدونیم -

تولدش کی یه یازدهمه

آسونش میکنه - خیلی سخت نمیشه -

امیدوارم اتفاقی براش نیفتاده باشه

اتفاق؟ چیزیش نشده

اونه به سر همه چیز اتفاق می افته

پس فقط باید مدارک تولد رو پیدا کنیم

بریم بین پرونده‌های بیمارستان

بعد چی؟ - بعد بچه رو پیدا میکنیم -

بعد اون چی؟

مراقب این پیاده باش!

خودش اومده رو خیابون میدونه چه رسیکی داره میکنه

فقط جاده رو نگاه کن

بیمارستانه کجاست حالا؟

روستایی نزدیک آکسفورد. تادفیلد

کراولی تو وسط لندن نمیتونی صدوپنجاه تا بری

چرا؟ - به کشتنمون میدی

خب. بدنمون رو از دست میدیم

موسیقی. چرا یه موسیقی کوچیک نذاریم

ولوت آندرگراوند "مخمل زیرزمینی" چیه؟

ازش خوشت نمیاد

اوه. جازه حتماً

وای!

هنوز باورم نمیشه پدرت اجازه میده نگهش داری آدام

...راستش، وقتی من یه گربه پیدا کردم

مجبور شدیم یه اعلامیه پخش کنیم که ما گربه پیدا کردیم

و مجبور شدیم برش گردونیم

تولدمه و طوقه هم تو گردنش نبود

و پرسیدیم کسی گزارش گم شدن سگو نداده بود

سگ ما منو دوست نداره وانمود میکنه منو نمیبینه

میدونستی. دخترعمه‌م شارلوت میگه تو آمریکا

مغازه‌هایی هست که سی و نه طعم بستنی رو میفروشن

اسم کوچیک "ونزلیدیل"، "جِرِمی"‌ـه

ولی کسی ازش استفاده نکرده

حتی پدرماردش که "یانگستر" صداش میکنن

تنها چیزی که بین ونزلیدیل ها

حساب کردن قرار میگیره، زمانه

سی و نه مزه متفاوت از بستنی نیست

تو تموم دینا هم نیست

اولین نام "پپر"، "پپر گلادریل مونچایلد" بود

...این اسمها در یک مراسم نام‌گذاری

در یک مزرعه گِل‌آلود دارای چنیدن گوسفند

و تعدادی چادر پلی اتیلنی سوراخ بهش داده شد

شش اه بعد، مریضی انسانها و باران

و گوسفندانی که اول گیاه ماریجوانا و چادرشون رو خوردن

مادر پپر به تادفیلد برگشت

و در یک کلاس جامعه شناسی شرکت کرد

میتونه باشه، اگه قاتیشون کنی

میدونی، توت فرنگی و شکلات

هر گروهی یه "برایان" میخواد

همیشه چرکو، همیشه پایه برای هر چیزی که آدام درست میکنه یا لازم داره

وانیل و شکلات

شکلات و وانیل

توت فرنگی و وانیل و شکلات

بهرحال. کسی نمیتونه سگ رو از من بگیره

تا آخرش با همیم مگه نه پسر؟

چشمان سوسمار و زبان سگ

شمال از طرف شمالغرب

اینجاست

و جنوب غربیه

باید یه جایی این اطراف ابشه

یه جادوگر اومده تو کلبه‌ی جاسمین

مسخره‌ست - مسخره نیست، مسخره -

خانم هندرسون به مامانم گفته که خانمه روزنامه‌ی جادوگرا رو داشته

ببخشید، پدرم میگه چیزی به اسم جادوگر وجود نداره

منطقیه که جادوگرا روزنامه خودشون رو داشته باشن

پدرم روزنامه "ماهیگیر تایمز" میخونه

و مطمئنم جادوگرا از خیلی ماهیگیرا بیشترن

ساکت. میخوام یه چیزی رو بهتون بگم

اسمش "اخبار روانی"ـه

اون یه جادوگره

راستش دیگه جادوگری نیست، چون ما علم رو اختراع کردیم

و همه‌ی کشیشها به خاطر خودشون جادوگرا رو مینداختن تو آتیش

بهش میگفتن تفتیش عقاید اسپانیایی

فکر نکنم آزاد باشه بچرخی و ملتو آتیش بزنی

وگرنه مرم همیشه این کارو میکنن

اگه کشیش باشی و جادوگرا اینطوری نرن جهنم اشکالی نداره

اگه میفهمیدن دلیلش چیه، خودشونم تشکر میکردن

ما باید مفتیش عقاید جدید باشیم

راستش ما نمی‌تونیم مفتش عقاید اسپانیایی باشیم

چون اسپانیایی نیستیم

من بارسلونا بودم، میتونم اسپانیایی یادت بدم

"اوله" رو خیلی میگن

قبل از اینکه جادوگرا رو بسوزونیم باید تمرین کنیم

باید از کوچیک شروع کنیم و کارمون رو گسترش بدیم

بسپارینش به من

اینجا منطقه‌ی تادفیلدـه. هنوز برات آشنا نیست؟

چرا هست. فکر کنم این دوروبرا یه پایگاه هوایی هست

پایگاه هوایی؟

خب، فکر که نمیکنی زن دیپلماتهای آمریکایی

تو بیمارستانهای مذهبی...

وسط ناکجا آباد بچه‌دار میشن؟

همه‌ش باید طبیعی به نظر بیاد

پس یه پایگاه هوایی در "تدفیلد پایین"هست

قضیه شروع میشه. بیمارستان پایگاه آماده نیست

داداشمون میگه "اوه"

یه بیمارستان زایمان پایین جاده هست

و ما اونجا بودیم

بهش میگن سازماندهی خوب

عالی

باید کار میکرد

ولی شیطان همیشه از ذراتی از تباهی خودش ساخته شده

مهم نیست نقشه‌ی شیطانی چقدر خوب و بدون نقص باشه

مهم نیست چقدر وسط راه موفقیت آمیز به نظر برسه

سرنجام، بر روی صخره‌های شرارت از پا خواهد افتاد و محو خواهد شد

با پولی که من دارم، یه ضرر عادی بود

سلام بچه‌ها - سلام -

کلاه خوشکلیه

راستش از مقوا ساختیمش

برای بازیمونه

باحاله. چی بازی میکنین؟

تفتیش عقاید بریتانیایی - بیا "ونزلیدیل" -

به نظر باحال میاد. بازی چه شکلیه؟

من رئیش مفتش هستم برایان شکنجه‌گر ارشده

و میخوایم یه جادوگر پیدا کنیم

اوه. انگار خیلی حساسه

چطوری این کارو میکنین؟ - ببین -

آیا تو جادوگری؟

اوله؟ (آفرین)

بله

نباید بگی آره. بگو نه

بعدش چی

بعدش تا نگی هستم شکنجه‌ت میکنیم

یعنی میخواین شکنجه‌ش بدین؟

یه دستگاه شکنجه ساخته

این که شبیه تاب ـه

ولی تو این موقعیت من واقعاً یه جادوگر هستم

یه کلاه نوک تیز گنده دارم و تو خونه یه گربه دارم

و جاروی مامانو قرض گرفتم

ببین. کسی نمیگه تو نمیتونی جادوگر باشی

فقط باید بگی تو جادوگر نیستی

ارزشی نداره این همه زحمتو به جون بخری

وقتی از دقیقه اول بگی هستم

فقط بگو نه

ولی آیا این شیطان است یک عجوزه‌ی شیطانی؟

ببخشید آدام چرا من باید همه‌ی کارا رو انجام بدم؟

خب من دارم شکنجه میشم راستش خیلی هم درد داره

به فکر اینم که قبول کنم جادوگرم

اگه نوبتم نرسه میرم خونه

نمیبینی چرا باید جادوگران شیطانی همه‌ی لذتو ببرن

باید ادامه بدی

هی بچه - بله -

میشه یه چیزی ارت بپرسم؟ - آره -

این اطراف هیولایی هست یا چیزای عجیبی اتفاق می افته؟

خب یه سگ اینجاست. اون هیولاست

یالا سگه. سلام کن

دنبال همین بودم

صبر کن. باید بهون بگم چیکار کنن

خب. جادوگر شیطانی، ونزلیدیل این کارو تکرار نکن

حالا از تاب شکنجه بیا پایین بذار نوبت کس دیگه‌ای باشه

خب شما بچه‌ها خیلی بامزه‌این

ولی من باید بگردم. پس فعلاً

مطمئنی این همون جاست؟

شبیه یه بیمارستان نیست

...و

به نظر میرسه مردم دوستش داشتن

نه. دقیقاً همونجاست

منظورت چیه دوستش داشتن؟

...منظورم متضاد وقتیه که میگی

"از این مکان خوشم نمیاد. انگار جن‌زده‌ست"

تاحالا اینو نگفتم اتفاقاً از جاهای شبح‌زده خوشم میاد

طرفدار شدید جن و شبحم بریم با راهبه ها صحبت کنیم

!اوه

آبی؟

رنگه - هی! -

جفتتون تیر خوردین

نمی‌دونم چیکار دارین میکنین

!آه

چیه. باحال بود - آره برای تو باحال بود -

اوضاع این کت رو ببین

صد و هشتاد ساله اینو خوب نگهداشتم

چطوری این لکه رو پاک کنم

باید با معجزه درستش کنی

...آره، ولی

همیشه میدونستم لکه اونجاست

زیرش. منظورمه

اوه. متشکرم

سخت افزار جالبیه

به این اسلحه نگاه کردم

سلاح مناسبی نیست

فقط توپ رنگی پرتاب مکینه

خیلی با سلاح‌ها مخالف نیستی؟

مگر اینکه در دست آدم درستی باشن

اونوقته به یک استدلال اخلاقی ارزش میدن

فکر کنم

استدلال اخلاقی؟ انصافاً؟

بیا

دقیقا همون جاست

...آموزش مدیریت دیگه هدفش فقط

نگاه کردن چندتا ارائه پاورپوینت ناموثق نیست

این روزها شرکتها از این بیشتر انتظار دارن

میخوان پتانسیل رهبری رو پیدا کنند

همکاری و ابتکار گروهی رو پیدا کنند

که به کارمنداشون اجازه میده ...به هر کس از همکاراشون

که عصبانیشون میکنه، پینت بال شلیک کنند

در عجبم راهبه‌ها کجا رفتن

برشور املاک تدفورد ...که کراولی داره نگاه مکینه

...از مشمول بودن هر جمله‌ای در مورد

اینکه تا یازده سال پیش این ملک به عنوان بیمارستان استفاده میشده

به دست تعدادی از راهبه‌های شیطانی که خیلی در کارشون خوب نبودند، ناتوانه

اح. میلی از حسابداری آرنجم رو زد

کی داره میبره؟ - همه دارین میبازین -

الان چیکار کردی دقیقاً؟

خب تفنگ واقعی میخواستن

پس بهشون چیزی که میخواستن رو دادم

همیشه گفتم به افراد بخش خرید اعتماد نکن

اون عوضیا

اون بیرون ملت دارن به همدیگه شلیک میکنن

خب اینطوری به "استدلال اخلاقیشون" ارزش دادیم

همه‌شون آزادن

از جمله در قتل

فکر کن مثل یه دنیای کوچک از هستیه

من میخواستم طراح گرافیک باشم

برای "رولینگ استونز" جلد آلبوم طراحی کنم

ولی معلم کار و فناوری میگفت اصلاً اسمشونم نشنیده

پس سی و شش سال الکی عمرم رو صرف بررسی دوباره فرم بی اف هیجده کردم

نتونستن بگن، نورمن، بهت بازنشستگی زوتر از موعد میدیم

برو خوش باش و مراقب گلات باش

اگه جنگ میخوان

پس بهشون یه جنگ میدیم

!باشه دوستان بریم اون حروزاده ها رو نفله کنیم

دارن همدیگه رو میکشن

نه. کسی کسی رو نمیکشه

همه دارن مثل معجزه جاخالی میدن

وگرنه حال نمیداد

...میدونی کراولی

همیشه در عمق قلبم گفتم

....تو یه آدم خوب

!ببندش

من یه شیطانم. خوب نیستم

.هیچ وقت خوب نبودم خوب یه کلمه‌ی سه حرفیه

...من این - ببخشید آقایون -

میبخشید مزاحم لحظه‌ی دوستانه‌تون شدم میتونم کمکتون کنم؟

تو - پناه بر اولیا و شیاطین. ارباب کراولی؟ -

لازم نبود این کارو بکنی

میتونستی ازش بخوای

...اوه

البته، البته

ببخشید خانم. ما دوتا ذات ماوراطبیعی هستیم

که دنبال پسر سرکش شیطان هستیم

میشه در جستجومون کمکمون کنی

اهم. ببین. سلام

شما امکان داره یازده سال پیش در این مکان یک راهبه بوده باشین؟

بودم

چه شانسی

برای بچه‌ای که بهتون دادم چه اتفاقی افتاد؟

با پسر سفیر آمریکا عوضش کردم

چه مرد خوبی

قبلاَ سفیر "سویندون" بود

بعد خواهر تریسا گارلوس اومد و اون یکی بچه رو برد

این سفیر آمریکایی اسمش چی بود

اهل کجا بود و با بچه چیکار کرد؟

نمی‌دونم

مدارک. حتماً مدارکش هست

بله. خیلی مدرک بود

ما در نگهداری سوابق کارمون خوبه

خب. کجا هستن؟

در آتش سوختند

!اه! هستر

خب. از بچه هیچی یادتون نمیاد؟

انگشت پاهاش کوچولو موچولو بود

بریم بابا

بیدار شو و خواب دلنشینی در مورد عزیزترین چیزهات خواهید داشت

هوی

میدونستی اون هم میاد. مگه نه؟

فکر میکردی میتونیم یه طوری کشفش کنیم

اون خودش رو به ما نشون نمیده استتار دفاعی گرفته

...حتی نمیدونه قدرتش اون رو از

نیروهای مخفی پنهان نگه میداره

نیروهای پنهان؟

من و تو

من مخفی نیستم

فرشته‌ها مخفی نیستن. ما آسمانی هستیم

راهی دیگری برای پیدا کردنش نیست؟

از کدوم بهشتی بدونم

رستاخیز فقط یه بار اتفاق می‌افته

نمی‌تونی بچرخی برای خودت تا درستش کنی

ولی یه چیزو میدونم اگه پیداش نکنیم

فقط جنگ پایان جنگها نخواهد بود

بلکه جنگ پایان همه چیز خواهد بود

بیشتر کتابها در مورد جادوگری

بهتون میگن که جادوگران برهنه کار میکنند

بخاطر اینه که بیشتر کتابهای جادوگری رو آدمها نوشتند

شب تاریک و ماه درخشان

زودباش

احساس شدید و خاصی در تمام این منطقه هست

تعجب میکنم نمی‌تونی احساس کنی

من چیزای غیرعادی رو حس نمیکنم

ولی همه جا هست. سراسر اینجا

عشق

جرقه‌های عشق

داری مسخره بازی در میاری

آخرین چیزی که الان لازم داریم

یکی رو زدی

نزدم

یکی منو زد

"بگذار نور بتابد"

چطوری این کارو کردی؟

فکر کنم سرم به جایی خورده

خوبه. نه استخوانی شکسته

دوچرخه‌م

اوه

این ماشینهای قدیمی عجب دوامی دارن

میخواستی کجا بری؟

نه. ما جایی نمی‌رسونیمش

امکان نداره. جایی نیست دوچرخه رو بذاریم

غیر از دوچرخه بند

برو بیارش عزیزم

خب، کجا ببریمت؟

تا روستا. بهتون آدرس میدم

دوچرخه‌ی من دنده نداشت

میدونم دوچرخه‌م دنده نداشت

بچرخید به چپ

اوه خداوندا، این دوچرخه را درمان کن

کنترلم رو از دست دادم

اوه. میتونین منو اینجا پیاده کنین

نگاه کن. دنده نداره

فقط یه سه‌چرخه‌ی عادیه - دوچرخه -

میشه بریم؟

بیا فرشته جان

سلام عزیزم. چه خبر؟

خبر بد

تو پیدا کردن....

هیولای جوان و هیولای صغیر؟

احتمالا در گوشه‌ی شمالی روستا باشه

مطمئنم. فقط نمیتونم سر در بیارم کجاست

از آونگت استفاده کردی؟

مامان بچه که نیستم

اگه خیلی نزدیک بشم سیگنالها منو میگیرن

دورتر هم نمیتونم جای دقیق رو پیدا کنم

عزیزکم، جواب همیشه در کتابه

فقط گاهی تا آخرین لحظه نمی‌بینیش

کتاب

وای مامان. بعداً بهت زنگ میزنم

همم

باید از یه انسان دیگه استفاده کنیم تا پیداش کنیم

چی؟ - آدمها تو پیدا کردن آدمهای دیگه کارشون خوبه -

هزاران ساله این کارو میکنن

و اون بچه، یه قسمتیش انسانه

شاید انسانهای دیگه بتونن احساسش کنن

اون دجال‌ـه

یه چیز دفاعی اتوماتیک داره

...سوءظن ازش دور میشه، مثل

مثل اون چیزی که آب بهش نفوظ نمیکنه

فکر بهتری داری؟

فقط یه دونه فکر بهتر؟

هنوز نمیدونم چرا گذاشتی اون سگو نگهداره

تولدش بود. نمی‌دونم

اون شکلی که به سگ نگاه میکرد ...و سگه به اون

انگار برای همدیگه ساخته شده بودن

آرتور. بعضی وقتا چه احساساتی هستی

از این ویژگی خوشم نمیاد

سگه کجاست؟ - بیرون بستیمش -

آدام گفت اجازه هست ببره اتاقش

ولی من گفتم امکان نداره

"گفتم "امکان نداره

بیا سگه

این برای چی بود؟

یه نگاهی به آدام انداختم

...خیلی شیرینه میدونی

وقتی خوابیده

آره وقتی خوابیده

ببین، باید یه چیزی رو بهت بگم

من یه... شبکه دارم

از ماموران آموزش داده شده‌ی انسان

در تمام کشور پخش شدند

حالا میتونم اونا رو مامور کنم دنبال پسره بگردن

جدی؟ اتفاقًا منم چیز مشابهی دارم

ماموران آدم

خدای من. به نظرت میتونن با هم کار کنن؟

فکر نکنم فکر خوبی باشه

افراد من خیلی خبره نیستن

از لحاظ سیاسی

نه. مال منم همینطور

پس به افراد خودمون بگیم دنبال پسره بگردن؟

مگه اینکه فکر دیگه‌ای داشه باشی

!اردک - اردک چی؟ -

اونا چیزی هستن که آب بهشون نفوظ نمیکنه

رانندگیت رو بکن لطفاً

میدونی، اگه تموم جمعیت جهان رو رو صف کنی

و ازشون بخوای گروه "ولولت آندرگراوند" رو توصیف کنن

هیچکدوم عمراً نمیگه موسیقیشون "جاز"ـه

اوه اون پشت یه کتابی هست

خب مال من نیست. من کتاب نمیخونم

پس مال اون زن جوانیه که با ماشین زدی

الانم دردسر زیاد دارم

نمیتونم برم اشیاء گمشده رو برگردونم

این کار افراد توئه

چرا نمیفرستیش به اداره پست تدفیلد

بگو برای "زن دیوانه آمریکایی با دوچرخه"

اوه... بله. خوبه. شاید

پس دوتامون نیروهای انسانمون رو خبر کنیم؟

درسته

حالت خوبه؟ - بله کاملاً -

عالی

کاملاً خوش و خرم - خوش و خرم؟ -

تو برو هرجا میخوای

باشه

یه چیزیش هست

ازیرافیل بسیار به کتاب‌های پیش بینی‌ش افتخار میکرد

معمولاً چاپ اول بودند

و همه‌شون امضا شده بودند

..."کتاب "مارتای کولی" و "اگنیسیوس سیبیلا"

و "آتول بینز" رو داشت (نوسنده‌ی بریتانیایی قرن 19)

...نوستراداموس امضا کرده بود (پیشگوی معروف قرن 16)

"تقدیم به دوست قدیمی ام "ازیرافیل با آرزوی بهترین ها

مادر شیپتون یه فنجون قهوه روی کتابش ریخته بود

حتی طومار اصلی از دست نوشته‌های سنت جان روحانی پاتموس" رو هم داره" (قرن ششم قبل از میلاد)

که کتاب "افشاگری"ش پروفروش ترین تاریخه

ولی فقط یک کتاب رو نداشت

کتابی که فقط اسمش رو شنیده بود

"پیشگوییهای ظریف و دقیق اگنس ناتر"

...وقتی که آن فرشته این سخنان من را می‌خواند

در دکانش از کتابهای دیگران

پس آخرین روزها به یقین به ما نزدیک است"

...چشمانت را باز کن تا بدانی

چشمانت را باز کن و بخوان باید گفت

در این سرزمین دیوانگان

که کاکائو... سرد میشود

"کاکائو سرد میشود"؟

!کدوم کاکائو... اوه اوه

"3989: او کسی که میگوید نیست"

خبری نشد؟ هنوز دجال گمشده رو پیدا نکردی؟

نه، نه. خبری نیست هیچی

اگه خبری باشه بهت میگم

فوراً. ما دوتا دوستیم چرا میپرسی اصلاَ؟

اینجا هم خبری نیست

چیزی پیدا کردی بهم زنگ بزن

حتماً. چرا فکر میکنی این کارو نمیکنم؟

3817: شماره‌ی هیولا در مکاشفه‌ی سنت جان است در تدیفیلد با او تماس بگیر

صبرکن

بگذار بداند شماره‌ی هیولا را"

که شماره‌ی مردیست

"ششصد، سه ضرب در بیست و شش است

به این آسونی هم نمیشه. میشه؟

اول باید کد شهرستان تدفیلد رو بزنم

تدفیلد، 045666 آرتور یانگ هستم

بابا. به سگه یاد دادم روی پاهای پشتش راه بره

!ببخشید. شماره درسته

مـاردیــن :مـترجـم Mardin89A@Y! / @Mardin5

تخصصي ترين سايت فيلم و سريال .:: WwW.iMovie-DL.Co ::.

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.