All language subtitles for Diamonds for Breakfast 1968 720p BluRay

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

روزی روزگاری انقلاب روسیه به وقوع پیوست

در همین حین در منوته کارلو

دوشس بزرگ در بنسيون ميموسا پسری از شما به دنیا آورده

زنده باد دوک بزرگ

هورا

برای اولین پسرم نیکلای آخرین جواهر سلطنتی

روی قرمز نه اعلی حضرت

شرط دیگه ای نیست

هفده، سیاه

مارچلو ماسترویانی

ریتا تاشینگهم

الماس برای صبحانه

کارگردان کریستفر موراهن

برای اولین بار در انگلستانه که گنجینه های روسی رو به نمایش می ذارن

همین طوره

روزی که تو روسیه نمایش داده می شدن رو نگفته

ممکنه اون جا هم نشون داده شده باشن و کسی متوجه نشده باشه

پس این دلیلیه که این مکان رو برای نشون دادن اینا انتخاب کردن

پیتر کبیر یک شب رو این جا گذرونده

چی کار می کرده؟- قاعدتا می خوابیده-

نمی دونستم پیتر کبیر هیچ وقت روسیه رو ترک کرده

منم نمی دونستم ولی کرده

فقط برای این که این جا بمونه؟

برای این که ببینه بقیه ی خاندان ها چطور زندگی می کنن

تصور کن

تعجبی نداره ملتش کمونیست شدن

گاو لوس

هی، پاول، یدونه می خوام - خب بیا بگیرش-

دست به دستش کن احمق

هی، تو موز رو رد کن بیاد دارم از گشنگی می میرم

همیشه گشنته بریجت رفتی الحق که اسکاوت اسگاتزی

بدش من و تمومش کن

این گذشته رو به حال میاره- چیه؟-

بدون این که این جا باشن نقاشیاشون این جاست

بیا، ازین مدلا دوست داری مگه نه؟

آشغال عرفانی؛ همون طور که مارکس می گه- مارکس؟-

اون لاف زن بی خود پیر

همون طور که مارک گفته: مذهب افیون مردمه و مردم باید شروع به فهمیدن این موضوع کنن که

چی گفتم مگه؟

فکر کردم مارکسیستی بریجت رفتی- درسته-

از کی؟ دیروز گفتی عضو کلیسای کاتولیک رومی هستی- درسته-

نمی شه که؟- چرا که نه من یه کمونیست کاتولیکم-

اوه اوه بریم- زود باشید آقایون این سمت درست انتهای سالن-

عجب- بیا بریم-

این به اون مردی که اونجاست تعلق داره

امپراطور روسیه- واقعا اون شکلی بودن مامان؟-

داری با خودت فکر می کنی مال همه است نه؟- کی؟-

تو می کنی- اینا مال همه ان؟-

این اعتقاد توئه مگه نه کارل مارکس؟- اینا که حرفای کاتزوالوفن-

بیا این جا اون حرفا برای چی بود؟

مطمئنم اون زر می زنه- کی؟ -داره می گه:مردن-

ههههه خندیدیم

اسمش روشه؛ مردن مگه نه بازرس؟

بله بله گفتن چیزی مثل مردن به انتظامات مربوطه

از مسکو فرستادنتون این جا تا مراقب ترقه بازی باشید- کار دولتی همینه دیگه-

بله قربان -می تونم دوربین رو عوض کنم؟- حتما قربان-

این جا جای کیف آویزون کردن نیست

هر جایی می تونم چون کیف دستیه کیف آویزونی نیستش که؛ بعدم به تو چه؟

من جاسوس شوروی ام

مامور امنیتی- البته که هستی؛ حتما کور بودم که از اول متوجه نشدم-

زرنگ

خدا به همرات رفیق

من رو ببخشید

خودشه مامان خودشه

کیه؟- امپراطور-

راست می گی

نیکلای

نیکلای

یه روزی گفتم نیکلای

تو یه کرمی- بله پدر-

((روسی))- بله پدر-

وقتشه تبدیل به یه مرد واقعی بشی- وقتشه؛ ولی چطور؟-

تمام امول به سرقت رفته - اوه پس این جمله مال شماست-

نه پسر ما نگفتیم

ما انجامش دادیم

ولی اگر اموال خودت رو بدزدی شکوهمند ترین کار دنیا رو انجام دادی

خودت رو به شکوه برسون

خدا رو شکر داره به هوش میاد

شالم ررو ول کن پارش می کنی

شالت؟ فکر کردم ریشته

طرز تفکر پایه ای یه کپیتالیست مگه نه رفیق؟

چرا کسی که بی هوش شده بوده باید ریشت رو بگیره

عذر خواهی می کنم

اوه پس این پوست موز بوده

روش لیز خوردم

جالبه

ملت خیلی بی حواسن ممکن بود به خودت صدمه بزنی

زدم- ولی استخونی نشکسته؛ شکسته؟-

اوه خوبه پس

تویی همون بریجت رفتی- چه پسریه خواهر-

بهشون یاد می دید به کسایی که بهشون می گن اسکاوت گاتز غذا ندن

فحشه؟- هست؛ نیست؟-

ببخشید اسکاوز چه معنیی می ده؟

ملت چقدر بی خیالن

یه یهودی لیوپولاریشه

که منم هستم

لیوپولاریش منظورمه

خب تاس کباب چیزی که در ماهی تابه طبخ می شود

فهمیدم چیزی که در ماهی تابه پخته می شه

باید یکم برا خودت درست کنی

هی گوش نمی دی؟

متاسفانه نه

به چی فکر می کنی؟

چیز به خصوصی نیست

ممنون بابت همه چی

ببخشید

چی باعث شد بتونه در برابر یهودی ایرلندیی مث من مقاومت کنه

برام جالب شد

یه داستان جنایی چطوره؟

متاسفم نه

حیف شد چون سه گانه جنایی مسیکا دورن هیج رو دارم

عکسم داره

نه ممنون

تمام خانواده در معرض مرگن، عقاید سیاسی حسودی های سکسی، پر از چیزای باحال

تاریخی

نه فقط دزدی

باشه، یکی هست از دیدنش خوشحال می شی

و من باید بدونم بعد از سی و هفت سال خدمت بدون حتی یه گزارش نا تموم

و بدون هیچ سرشکستگیی

زیاد پی زنا می رفت مخصوصا سنین 45 و 60

قیمه قیمه شون می کرد بعد می داد خوکاش بخورن، خودشم خیلی چاق و چله بود

همیشه یه جک آماده داشت

یه بار وقتی داشت اون کار رو می کرد گیر افتاد

می خواستن به تعداد سن زنا ازش سوسیس درست کنن

کخ بیشتر شبیه ترکیب تیم توتنامه

می تونم یه چیزیایی در موردش بهت بگم

اسمش فارن ماوث بود

وقتی دودش بلند شد فریادشم بلند شد: مامان، مامان

یه دوست از بیزینگ استون گفته بوی کباب یکشنبه رو می داد

نمی خواد کمکم کنی

نمی کنی

اینا سبکاشون قدیمیه پالدی- درسته-

هر چی بخوای پیدا می کنی

بتی لاسنی بریتنی اینگرین

سرقت خشونت بار

دزدی در روز، دزدی در شب دزدی با خانم

داستان کیف قاپ های بزرگ و دزدها

و یکی از بزرگ ترین ها

جک اسمیت بود

طوفان

من جانیم

نیکلای فرزندمان

تو وظیفه ای داری

نه خوب نیست نمی تونم

نمی تونم

می تونی

ولی نه تنها و بی راهنما

دزد دزدای با تجربه

از اونا استفاده کن

نیکلای

ولی چجوری؟

پدرانمون که هیچ وقت تاج و تختی نداشتن رو به یاد بیار؛ نیکلای

سرداران، رعايا کشیش ها

اون ها چطور برنده شدند؟

نمی دونم چطور؟

چون رحمت خداوند تمامی ندارد

و به آنها هدیه ای داد

پس بدون چطور ازش استفاده کنی

یک میراث خانوادگیست نیکلای

قمار بازی پدر بزرگ؛ باشه ولی نمی تونی جواهرات رو باهاشون بدزدی

از تخیلاتت استفاده کن

تخیلات برو گمشو

می خوام اینا رو پس بدم

فکر کردم همین روزا پارشون کنی

دزدا خیلی پر فروش نیستن موضوعی نیست که پیشنهاد کنم

دزدا استاندارد ترن به نظرم

جرات تجربه کردنشم که نداری درسته؟

نه ممنون

نه اینکه بخوام مخت رو بزنم یا هرچی کاملا بسته به مشتریه

هیچ وقت سعی نمی کنم تصمیم مشتری رو عوض کنم

ممنون

اگر نظرت عوض شد حتما زنگ بزن

فکر نکنم

ویکتوریا پانسنبی

سه سال تو گینه درس می خوند

نه ماهم تو هالووی زندانی بود

عجب چیزیه

احیانا به دخترایی که سابقه جنایی دارن حس نداری؟

به دحترا کلا علاقه دارم

مرگش نقطه عطف زندگیم بود

آزادی فلج کننده افتضاحیه

لطفا خرابش نکن

اوکیه، در اصل کاملا اصلاح شدم

ولی هر از گاهی یکم یه تمرینی می کنم که از فرم نیوفتم

ویمبل و ویترن دارن بازی ای که خدا ممنوعش کرده رو بازی می کنن

ببین چه می کنم

عالی بود

ممنون؛ کاری نکردم واقعا

خیلی چیزا ناپدید می شن کسی نمی دونه چرا و چگونه

چجوری اون کار رو کردی؟

خیلی ابتدایی بود عزیزم

قسمت های زیادی از بدن زن ها هست که می شه ازشون سوءاستفاده کنم

هدیه ی خانوادگی یادت باشه نیکلای

ازت می خوام یه کاری برام بکنی

جدی؟ ولی نیکی دیگه چیزی اونجا نیست

می دونم؛ولی یه مناطق به خصوصی هستن ناراحت نمی شی که؟

تو این مکان قطعا می شم

یه آپارتمان مجردی رو ترجیح می دی؟

گرم تو آب و هوای سرد راضیت می کنه؟

فقط اگر لحاف رنگی داشته باشی

این دوستت واقعا این قدر کارش خوبه؟

چرا امتحانش نمی کنی؟

اشکالی ندارهپ

اگر می تونستی وارد هتلش بشی

می تونم به خانم فابینن صحبت کنم لطفا؟- یک لحظه-

الو؟- خانم فابینان-

به هتلتون برگردید سگتون در خطره عجله کنید

خدمات اضطراری- آتش سوزی شده-

لطفا تجمع نکنید برید کنار لطفا

چنگ- تکون نخور عزیزم-

درش بیار- چشم خانم فابینان-

نمی تونم بگیرمش

نه قربان لطفا عقب بمونید لطفا عقب بمونید؛ ممنون قربان

ساکت چنگ مامان داره میاد بالا

عقب بمونید لطفا همگی عقب بمونید

ممنون- لطفا-

اوه، نمی تونم بیخیالش شم

جای حساسم رو چجوری بوسیدی؟

حس

سکسی

شیشمم

خیلی متاسفم- ویکی عزیزم-

سلام این جا چی کار می کنی؟

چه قدر با طراوتی

به خاطر اونه

صبر کن ببینم اسم حس شیشمت ویکتوریاست

دقیقا درمورد من چی بهش گفتی؟ ویکتوریا

حقیقت رو- که تو بهترین دزد گربه ای دنیایی-

ولی این به اون چه ربطی داره؟

دنبال یه مشت الماسه

هممون هستیم- آروم باش-

وگرنه می فرستمت چین- جدی عزیزم کلی الماس-

و یه جورای خنده داری مال خودشن

نفهمیدم

اگر اوضاع خراب نمی شد تزار روسیه یا همچین چیزی می شد

اون؟ باید شوخیت گرفته باشه

پس این طوری فرض کن که الماس ها رو برای صبحانه می خوام

و بیخیال شو

ژان رو پیدا کن- ژان کیه؟-

ژانگ زیک سینکه از سایگون

تو ذاتشه برای این کار عالیه

ببخشید

وقتی کارم باهات تموم شه متاسف می شی- صبر کن ببینم-

سه سال فکر می کردم تو هونولولویی

بله تو هونولولو بودم- خب که چی؟-

ممنون- کارم همینه-

دان 6؟- مشکی دان 9-

باور نمی کنم- می خواهی امتحان کن-

خیلی نازی

اوه نه- اوه آره-

هنوز فن ساعت قیچی و قفل بازو برعکسم رو ندیدی

اوه آره- خیلی نازی-

دوباره نه- هیچ وقت کار فردا رو به امروز ننداز-

خیلی روز طولانییه

خیلی نازی

صبح بخیر- صبح بخیر-

صبح بخیر

من ماریم

من لوئیسم

منم آنتونتم

و تو کی هستی؟

بهت چی گفتم؟

هدیه ی موروثی

تو کاری که اونا می خوان بکن و اونا کاری که تو می خوای می کنن

این به اون در

زیبا نیست؟ این خونه عزیزمون برای دو هفته آینده هست

در کنار بزرگ ترین الماس دنیا شاغما

مطمئنم شارمنت درسته ولی باید چی کار کنیم؟

با دست خالی تا قلعه تونل بکنیم یا بهش حمله کنیم؟

نگران نباش نیکی یه نقشه ای داره

مگه نه عزیزم

همیشه یه نقشه ای داره

نظرت در مورد این چیه نیکی؟

هملیکی ونت خیلی دوستش داشت

قشنگه عمه

بارون همیلیکی 1917 تیر باران شد

ممنون عزیز

نگاشون کن پسرم تمام دربار دیوونشون بودن

بودن عمه

در 1917- بله البته 1917-

کارگرا دمه کاخ زمستان فریاد زدن حتی آتیش بازی بامزه هم راه انداختن

همیشه به نیمه پر لیوان نگاه می کنم

تو هم کلی با گشتن کشور کیف کردی پسرم

عالی جناب هم اکنون شما را می بینند

خیلی خوشحالم بعد از این همه سال می بینمتون

هی اون مرد کاریزماتیک کیه قربان؟

اوه، آره یه خارجیه ویژه هست

یه حاکمی چیزی باید باشه

مثل هیچ کدوم از ما حکومت نمی کنه

ده ها، صد ها هزاران روس بیچاره باید بهشون کمک کنید

بله، متوجهم و یک نمایش مد احتمالا کار رو حل می کنه

ما لباس های درباری که حداقل 50 سال پیش درست شدن رو به نمایش می ذاریم

مد بانوان

عالیه

باید از پایبک ایوانوویچ درخواست کنیم کارش تو مد بانوان حرف نداره

برای آخرین بار عمه 1917،تیرباران

مد بانوان؟

واقعا که مرد، دویست بار لعنت به تو برای تیرباران کردن بابیک ایوانوویچ عزیز

در 1917 هنوز به دنیا هم نیومده بودم

پس فقط صد بار

و دخترا جواهرات سلطنتی رو می اندازن

اوه نه، حق انداختن جواهرات بر مانکن متحرک نداریم

اوه، حیف شد

خیلی سخت کار کردن

نگاه کن

هانی

36، 22، 34 (ن(سینه، کمر، باسن

ویکتوریا

34، 22، 34

ماری

آنتونت

و لوئیس

34، 22، 34

و البته منم هستم ژان

81 ، 52 ، 81

ها؟ به سانتی متر گفتم

ولی چرا دخترا باید الماسای ما رو بپوشن؟

الماسای ما منظورتونه

شما مالک نصف الماسا هستید پس الماسای شما

و به عنوان مالک قبلی الماسای شما

التماستون می کنم به فکر مردم باشید

و دخترا

صد ها، هزاران؛ همگی روسی همگی فرزندانمان

همه روس هستیم

بله همه روس هستیم

می دونیم روسن ولی روسیه که شاه نداره

پس کمونیستن- حتما به این معنا نیست که کمونیستن-

البته که هستن حالت دیگه ای ممکن نیست

جبهه سفید روسیه چی؟

خب که چی؟- نظرتون چیه سرتون تو کارتون باشه؟-

باعث افتخارمونه که الماس ها رو از نزدیک ببینیم

خیلی لطف کردی

زیباست

به به چشمم روشن

یک لحظه بیشتر- لطفا-

تکون نخورید

ببخشید اشتباه دیدم فکر کردم

مریضی روانی حرفیه ای دوست عزیزم شک داره می شه حس دومت

خیلی خیلی متاسفم

قسم می خورم نمی خواستم اذیتش کنم

ببخشید

سلول مخفی کوچیکم رو دوست داشتید؟

امیدوارم برای پذیرایی از مراجعین روسی نساخته باشینش

اوه خدایا نه

جک خوبی بود

خوشحالم سالم می بینمت

داستان جالبیه؛ در زمان جنگ من ساختمان انجمنم رو کنار دفتر رئیس بانک انگلستان قرار داده بودم

اسمش یادم نیست

کار سختی بود

خب مونده بود با طلای بانک چی کار کنه متوجه این؟

پس گفتم چرا این جا رو انتخاب نمی کنی؟

خب، اون قبول کرد و همون لحظه افرادش رو فرستاد این جا کار کنن

کار تمیزی کردن مگه نه قربان؟ این اتاق تقریبا نفوذ نذپیره

نپذیره

نا پذیره

ب..ب...بله قربان ناپذیره

در اصل این دیواری که اینجاست

حتی در برابر رفرتی هم مقاومه- رفتی-

بله- اونو یادم نمیاد، عضو بانک انگلستان بود؟-

نه ازش در برابر بانک انگلستان استفاده کردن چون یکیشون بازوش رو شکست

سلام

دروغ گفتم فرد آرتم

آرتور تویی؟ موتز

ولی تو خانم؟- بریجت رفتی؛ درسته خودمم-

نه هیچ حسی بهت ندارم ولی اگر دوست داری می تونیم دوست باشیم

چرا حس نداری؟- دلیل نداره ولی بی هوا لیز خوردی روم-

آسیب دائمی نخوردی که

جالبه خانم رفتی جالب

هنر آبسترکت رو دوست دارم

این چیه؟- یکی از کارای خوبمه-

فکر کردی چه غلطی می کنی؟

میای تو، کارم رو قطع می کنی و می خوای به شیوه قدیم انجامش بدی چون فکر کردی خوش قیافه ای

من؟ هیچ وقت- قسمت بد داستان اینه که-

کاملا حق با توئه

زود باش

در رو ببند

سلام

این خود هنرمند پندار کیه؟

امنیتی نباشه؟- شرط می بندم چک هم نکردی-

بسه

بسه

پادی رفتی رو یادتونه؟

افسانه

بابام بود

من رو به علایقش ترجیح داد بابای بی چارم

ظرف شیرم ابزار جوشکاری بود

درخت کریسمسمون از دیود نورگسیل درست شده بود

و وقتی بزرگ شدم کلید خونمون رو داد بهم یه دیلم برای دزدی بود

نمی تونستم پدری از این بهتر داشته باشم

چه پدر شگفت انگیزی

پدر خوبی بوده نیکی ولی جزئیات رو ول کن

بله اگر می خواهیم موفق بشیم باید فقط ذهنمون رو رو یک مطلب متمرکز کنیم

الماس ها

بله درسته

بذارینش پایین

چی شده؟ کمک؟

کمک

کمک

کمک ویکتوریا

باید از خودتون خجالت بکشید

از یه دختر سالم آمریکایی چه توقع هایی داری

خب- توجیح نکن-

عمه هام عمه های عمه های عمه هام

در سال 794

در صومعه کیف در سنت سوفیا

باکره شهید

هفت دوشز بزرگ

کاترینا، پائولینا، اترسینا

نیکلینا، انتونینا، ملنینا

و تنجرینا

که مزوج نبودند اما می توانستند مزوج شوند به دستور تزار قسم الهی خوردند

و به لذت های دنیوی که عاشقشان بودند پشت کردند

من قسم می خورم- که هیچ گاه کسی را از روی شهوت لمس نکنم-

یا از هر روش دیگری

نیکی کسیست که عاشق همه ی ماست- مثل یک برادر بزرگتر-

قسم می خورم- این قسم پاکدامنی را نشکنم-

همینه

می تونم بیام تو؟- الان اوکیه-

بریجیت قسمت رو یادت باشه- ولی برام خوب نیست؛ نمی تونم تحملش کنم-

البته که می تونی- اوه نه به خدا قسم که نمی تونم؛ همش اشتباه می کنم-

تازه می دونی مارکس چی گفته؟ هر کس آزاده نیاز خودش رو برآورده کنه

من هیچ نیازی ندارم- من قابلیت های زیادی دارم-

نه

یادتونه چی بهتون گفتم؟- هماهنگی لازمه موفقیته-

دقیقا ساعتاتون رو همانگ کنید

ده دقیقه به نه پنج دقیقه مونده

پنج دقیقه گذشته- نه دقیقه گذشته-

ساعتم خواب رفته

مهم نیست همه تون گوش دارین مگه نه؟

وقتی ساعت کلیسا زنگ ساعت ده رو زد حمله می کنیم

وقتشه

اوه، چینیا همه عین همن

می شه بگی ساعت چنده؟ لطفا

بیست و یک- البته جایی لازمم دارن-

ببخشید

اینم فکر بدی نیست

الان دقیقا همین کاری که کرد رو می کنم

یه مدت تنهایی مشکلی ندارید قربان؟

نه، نه قلعه رو نگه می دارم

یه فنجون چای هم بخور وقتی برگشتی می فهمی چی می گم

اول خودم رو خلاص می کنم

سلاااام- درود بر شما خانم ها-

عافیت باشه- مرسی-

اجازه هست بیام تو؟

خب.... اممم رسما نه

هیچ فرد غیر مربوطی حق ورود به این اتاق رو نداره

چی....اممم چی دقیقا

زیپم مشکل داره

فک کنم کثیف شده

می خواید من...من درستش کنم؟

بله لطفا

اگر به هر طریقی می تونستی درستش کنی -بله خانم

چطوری دقیقا؟- فقط بگیر و بکشش-

عالی شد اوه

یکی دیگه هم هست

می تونی؟- بله حتما-

کسی که اینا رو داشته باشه کلی پول به جیب می زنه

اوه ممنون- من ممنونم-

خیلی متشکرم

اون ور راحت تر خواهی بود

چرا؟

همه چی اوکیه؟- ششش-

تو این جا چی کار می کنی؟- به وظیفم عمل می کنم-

یه جای دیگه بهش عمل کن

چرا؟

چون من می گم

برو

نه

روزگاری که سلطنت طلبان مغروری مثل تو می تونستن

کارگران زحمتکشی مثل من رو تحقیر کنن

تموم شدن نمی رم

برو- نه-

برو، برو، برو

نه، نه، نه

حالا،حالا،حالا

نه، نه، نه

نگاه چه با هم رفیق شدن- همینه دیگه مگه نه؟-

چی همینه؟- روشی که اینا کارا رو پیش می برن؛ رقصیدن و همه چی-

فکر کنم همینه

روح بزرگ بخشنده روسی اون توئه می تونم احساسش کنم

اومدم

کسی نیستش

به هر حال اسم کوچیکت چیه؟

وان فتروویچ

ولی دوستان واقعیم وانیا صدام می کنن

عمو وانیا

موسیقی اعلی حضرت می خوایم صدا رو تست کنیم

البته من رو ببخشید

موسیقی ثروب دوران اولیش

خانما کمکم کنید بلند شم

حالا بلرزونش

می شه بیام تو؟

سلام- سلام عزیزم-

بیا تو چی کار می تونیم برات بکنیم؟

خیلی متاسفم یعنی می دونم نباید میومدم این تو

نوشته روی در که می گه ورود افراد غیر مترقبه ممنوع رو دیدم

ولی گفتم شاید

نگران نباش عزیزم

اون رو زدیم که اونایی که دوست نداریم بیرون بمونن

خب من می رم

نباید قانون رو بشکنیم می دونی که

قانون رو وللش

من برام مهمه حمومم بری بد نیست

خودشه نیکلای

غنائم رو بردار بریم

جعبه های جواهرات رو بریز تو

و الماس ها مال تو خواهند شد

ریدن

این باید پایین باشه تا جواهرات رو مخفی کنه

که نمی کنه

همش تقصیر توئه

تقصیر منه؟ ادا در نیار

همش غلطه؛ تازه تاحالا تو عمرم از قلم مو استفاده نکردم؛ نمی بینی؟

البته که می بینم ولی نمی فهمم

نگاه کن انگشت کوچیکم رو بریدم

همش برای اینه که ذهنم جای دیگه ایه

خب اين که تقصير من نيست هست؟

هست، هست، هست

نگران به نظر مي رسي نيک خيلي عصبي هستي

بايد آروم شي بله همينو نياز داري

و نگو نه چون مي دونم مشکلت همينه

اوه ببين چي کار کردم خيلي متاسفم

اوه

بسيار دشوار است که اهميت تبليغات در نظام کپيتاليستي را ناديده بگيريم

اين جا رو اشتباه کردم

ماجراچويي که پر از راز و رمز بود

بعدها کشف شد

به اين دليل که اگر تمام سرمايه را در يک جا قرار دهيم

احتمال سود نسبت به توزيع سرمايه بيشتر است

به اين دليل که سود يک بخش را به طور تمام و کمال صاحب مي شويم

مثل هميشه حق با اونه

يه پروپاگانداي کپيتاليستيه

به علاوه تو نيازي به کپيتال ها نداري تو خودت ارزشمندي

بنويسيد نيکلاي خود را آماده ي حانفشاني کرد

نيکي- نيکي-

نيکي- نيکي، نيکي، نيکي-

باشه نيک

Song of the Volga Boatmen با محوريت نيکي :)

اين زمين زيادي ليزه

درستش مي کنم سرورم

اين خوبه سرورم؟

فکر کنم اين دانکرکه (نبردي در جنگ جهاني دوم)

چشمم روشن

ولي موکته رو دوست داشتم

من گفتم- مگه تو خونتون فرش ايراني نداشتين؟-

حالا نمي گي جواهرات رو چجوري به دست بياريم؟

نظرتون چيه اين ماجرا رو تمومش کنيم و بزنيم به چاک

ولي- برو تو اتاقت-

خودمون اين رو حل مي کنيم

مغز متفکر رو نگاه حتي نمي تونه منظورش رو برسونه

مگه تا حالا تونسته؟

کمکم کن، مرد، احمق چرا بايد توضيح بدم؟

نمي خوام امپراطور ها با فاحشه ها صحبت نمي کنن

ولي با اين حال فاحشه ها رو دوست دارم

تو مي فهمي چي مي گم

زود باش

يه پيک بزن

يه حوله برام بيار باشه؟

ممنونم

دوباره اين کار رو بکن

خودشه

سگ بهت درود مي فرستم

اوه

مممم

نمي دوني از کجا شروع کني

وقتش نيست بري سراغ مسئوليت خودت؟

اوه

شرط مي بندم همه اش رو ساماندهي کرده- آره-

آروم باش حرص نخور الماس ها پرواز نمي کنن

گذشتمون ماشکا گذشته زيبامون

آيندمون آناستازيا پاترونوف آينده زيبامون

و حالا لحظه اي که همه منتظرش بوديد رسيد

نمايشمون از الماس هاي سلطنتي روسي

ويکتوريا مدل

گل سينه مادر مادر مادربزرگم لطفا

منظورت گل سينه کاترينا الکساندروفه

البته آشغالاي گرانيتي

خب بزن بريم

ببخشيد

خيلي متاسفم

دخترا مدل شماره 10

اووف

اوه اوه پوووف

مدل 12 ماشا هيي

سريع بود

اي بابا سروان حواستون رو جمع کنيد

بعدي ژان هست که دستبند 1800 کروتي سلطنتي را نشان خواهد داد

که از ياقوت و الماس و در سال 1904 ساخته شده است

از طلاي سفيد روي لباسي زربافت

سه جواهر باقي مونده لطفا

و حالا گردنبند و حلقه سلطنتي

سه جواهر باقي مونده لطفا

امکان نداره تعويض نداريم

ديدي؟ سخت نبود

نمايش جالبي بود

ديدي؟ سخت نبود

خدارو شکر

همون طور که رعايا قبل از انقلاب مي گفتن گفتم

ويکي ونيچ مي تونست بگه کدومشون بهتره

نيازي نداشت انتخاب کنه

زيبا نيست؟

چرا- چيه؟-

بازو بند نيژنيف نووگوروده

چجوري تلفظش مي کني؟

N I

G- MI-

MI?- نه NIJ-

NIJ G

نووگورود- اينا بايد مال تو باشن-

بله

چي هستن؟

مدال هاي جنگي

نگفته بودي قهرمان جنگي هستي

چين؟

فرمانده ميدان، رژه هاي رسمي مبارزه با طاعون

و و اين يکي؟

وورونژ (شهري در روسيه)

...استالين خودش

اونو بهم داد

اوج جنگ بود واقعا زمستان سختي بود

و

برلين- پيروزي نهايي-

بله

خيلي خوب پيش رفت قربان- بد نبود اصلا بد نبود-

هر حربه اي مي خواستن بزنن جلوشون رو مي گرفتيم

نگران نباشيد نمي خوام سخنراني کنم

فقط مي خوام بگم مفتخريم از حضور

خانم ديزي ويلسون

دختر مدير کل بلاسون براري

که بسيار سخاوتمندانه با خيريه ي ما همکاري مي کنن

خانم ويلسون با نمايش دادن کلکسيون جواهرات بي نظير

هسته اصلي اقدامات بودند

زود باشین دخترا زود باسین

خیلی لطف کردین اومدین خانم ویلسون

اسمم جیزیه

اوه باشه جیزی

داریم می ریم- می شه ببخسید باید مراقب جواهراتم باشم-

جواهراتتون؟

البته که دخترا رو می گم

الماسا چی می شن پس؟

البته

بقیه رو نگاه کنید

باورم نمی شه

ممکن نیست

این اتفاق نیوفتاده

نه نه ممکن نیست

نمی تونه اتفاق افتاده باشه

بگیرینش

جلوس رو بگیرید

جلوش رو بگیرید جلوش رو بگیرید

بگیرینش بگیرینش

ولی هیچی این تو نیست

هیچی

زود باشین بجنبین

خاک بر سرتون زود باشید

بازرس من چی کار کنم؟- توهم برو-

چشم قربان- گمشو زود تر

زود باش جواب بده

یه سری پلیس زن رو بفرستید این جا

نه نه زن نه پلیس زن

همین

فکر کنم یکم دراز بکشم برام خوبه

نه، نه، نه ، نه پلیس زن

پلیس هایی با جنسیت مخالف مرد

معمولا یکم داروی آرامبخش تو شرایط اضطراری می خورم

کل دوتا جنگ جهانی رو خوابیدم

و هیچ اتفاقیم نیوفتاد

تو داری چه غلطی می کنی؟

من اسلحمو میارم پایین

بعد تو چی کار می کنی؟

لطفا

عذر خواهی می کنم

می بینین؟ داره سگ بازی می کنه

همه همینن همه دارن بازی می کنن

خانم ها و آقایون لطفا

من یه افسر پلیسم

و از همه تون درخواست می کنم که با ما برای بازرسی بدنی همکاری کنید

یه لحظه

هیچ کس حق نداره منو بازرسی کنه

بسیار خب افسر تو نمی تونی با دختر من این کار رو بکنی

و با خانواده بلسون بلسون از بلوسوم برار

متاسفم قربان- بهت اخطار می کنم افسر-

نخست وزیر بهم گفته بهش گزارش بدم

الان حال دارم که می زنم خودم و خانم بلوسوم رو جر می دم

ویلسون- و خانم بلوسون ویلسون

اوه بابا

زود باشین زود باشین

در رو ببندید

عقب بمونید عقب بمونید قربان

ممنون خانم

نمی تونم برم؟ چون همش اونجا نشسته بودم

خب من مشکلی- هیچ کس حق بیرون رفتن نداره

کلیدا

اینجایی

حالا تازه شروعشه

چطور این اتفاق می تونست بیوفته؟ چطور؟

من....من جواهرات رو گرفتم و گذاشتمشون تو جعبه

در جعبه رو بستم جعبه رو گذاشتم تو کیف

کیف رو بستم- بعدش بازش کردی-

آره بستمش- بازش کردی-

آره، نه- بازش کردی-

بستمش- بازش کردی-

بازش کردی- بستمش-

بستم- باز کردی-

باز- بسته-

باز- بسته-

((روسی))

((روسی))

((روسی))

آروم باش یا همه پرات رو می کنم و بقیه کفترا بهت می خندن

این جا چه خبره؟

انتخابات تموم شد؟

نه تازه وارد مرحله جدید شده

فکر می کردم کار به انتخاب مجدد بکشه

این چه حرفیه؟ اصلا ارزشش رو نداره

حالا برو

و خرابم نکنی وگرنه پرات رو می کنم

بعدش چی کار کردی؟

بعدش کیف رو باز کردم؛ جعبه رو باز کردم جعبه رو باز کردم؛ جواهر رو در آوردم

جعبه رو بستم؛ گذاشتمش تو کیف- در کیف رو بستم-

بعدش در کیف رو باز کردم در جعبه توی کیفم همین طور

جواهر رو باز کردم جعبه رو آوردم بیرون

جواهر رو بستم

بازرس منم نمی دونم چی شد

فروپاشی سیاسی

نه روانی

تو چجوری اومدی تو؟

پنجره نیکی

یه حروم زاده ای قفل رو عوض کرده بود

شاید یکی باید این جا می موند و به کبوتر ها خوش آمد می گفت

نگران نباش بهشون بر نمی خوره

بعد از شما بانو

چیزی این تو نیست- ولی نمی شه همین جوری رفته باشن یکی برشون داشته-

شاید کبوترا انداختنش تو اتوبوس شماره98 به سوی خانه

یا شاید یکی برشون داشته

چی شده؟ یه لحظه صبر کنین

پایین

کارت عای بود کبوتر کوچولوی من

باشه باشه

من اولین کسی بودم که برگشتم خب که چی؟

اگر جواهرات رو برداشته بودم قبل از این که برسید می رفتم

صبر کن گفتی وقتی اومدی کبوترا هیچ جواهری با خودشون نداشتن؟

هیچ نشونه ای از جواهر باهاشون نبود

دلیلشم می تونم بهتون بگم

بله

بگیرینشون

برو تو

پیش به سوی گلژ نیکی

دایماروس داریم میایم

حالا اوضاع دهنم بهتره

ها؟

ژان

بیا این ور

رمز چیه؟

وقتشه جلا داده بشن

در 1861 انجام شده

خیلی وقته گذشته الان دوباره باید جلا داده بشن

باشه حالا نمی تونین برین یه جای دیگه چای بنوشین؟

البته فرزندم

متقلب سلطنتیمون خیلی توضیحات برای گفتن داره

بیارینش بالا

یکم قهوه می تونید برامون درست کنین؟

زود باشین طناب ها رو باز کنید

سریع

قسم خورد کبوترا این جان

می گفت ریموت داره وقتی یه کبوتر می ره تو کلیک

بعدش بسته می شه و نمی تونه بره بیرون

بهتون گفتم نمی تونن فرار کنن

این جوری نه اگر ممکنه

نگاه کنین- ها؟-

این یکی جا مونده

می گیرمش

(به زبان معترضین صحبت می کنه)

خالین

همشون خالین

یکی باید کبوتر ها رو آزاد کرده باشه

برای این که آزادشون کرده باشه باید میومد تو که غیر ممکنه

آره ؟ پس اون پیرزنای لباسیت چی؟

پیرزنای لباسی؟

اون دوتا عمه عزیز داشتم چایی می خوردن وقتی اومدیم تو

هم اکنون دوک نیکلای ولادیمیروویچ تشریف فرما می شوند

و همکاران کاریشون

gشماره 23 حرکت

خیلی ازت ممنونم نیکلای شما هم همین طور بانوان

از اون جا که به لطف شما تونستم میراث خانوادگیم رو زنده کنم

اوه، متاسفم ولی این جواهرات مال منن به حق

نمی تونی این کار رو بکنی آناستازیا می دونی که کارمون خوب بود

تو گردنبند رو دادی به مادرم و پدر خوبم که همچین خوبم نبود تو قمار از دستش داد

((روسی))

چی داره بهش می گه؟

من و برادر زادم داریم مشورت می کنیم چطور از شما کوته فکران قدردانی کنیم

با اجازتون خانم من آمریکاییم

از جایی که من میام ما روراست صحبت می کنیم

ما کلی سختی کشیدیم که اون الماسارو به دست بیاریم

ما هم سهم می خوایم و تمام

جایی که ما ازش میایم تمام توافقات با نوشیدن شروع و تمام می شن

کنتس ودکا برای مهمونامون

از اون خوبا یا خیلی خوبا؟

خیلی خوبا

این یکی از اون لحظاته که احتمالا هیچ وقت تکرار نمی شه

نمی افته علیا حضرت

برامون بنواز نیکی

به سلامتی احترام به مالکیت شخصی

نمی تونم به سلامتی اون بنوشم نیک

نه به عنوان یه مارکسیست نه به عنوان دزد

نه لنین ناراحت نمی شه

مثل بچه هامی خوابن

و وقتی بیدار می شن الماسا رفتن یه جای دور

خیلی دور

دوزش رو دوبرابر کردم

این ترفند از دوران ایوان مخوف کاربردیه

ولی نه روی اعضای خانواده ما

توهم بنوش نیکی استحقاقش رو داری

ممنون عمه آناستازیا

سلامتی اموال شخصی

عمه آناستازیا

زود باش

بی خیال

آریستوکراتای عوضی

....باید به عمه آناستازیا برسیم قبل از این که

خنده داره

ولی همیشه بعد از دوش گرفتن احساس می کنم خیلی سکسیم

باهام دوش بگیر لباسات رو در بیار

نه بریجیت

دوباره نه نیکی

اوه باشه

((روسی))

((روسی))

((روسی))

((روسی))

رو قرمز نه عمه رو قرمز نه

((روسی))

بیا باهاش رو به رو شیم عشقم

اولین بچه مون باید بدون آخرین جواهرات سلطنتی سر کنه

پایان

ترجمه از خدمات ترجمه امین

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.