Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org سفارشی از مرجان
بـمـنـاسـبـت تـولـد زنـدهیـاد ریـشـی کـاپـور
بفرمایید، بفرمایید آقای دِوار
سلام خاله زنده باشی پسرم-
بفرمایید
بدینش به من
سلام آقا
این رو بذار اینجا سلام-
بذارش اینجا
پروژهی کریشنا نگر چطور پیش میره؟ خیلی خوبه خاله-
اما شما گفتین که داداش کیشان برای دیدن محوطه میاد، اما نیومد آره-
اگه قبل از ظهر بتونه از خواب بیدار بشه میتونه کار کار کنه دیگه
آقای دِوار، وقتی بهانو رو میبینم
سخت کوشی و درت کاری و ایمانداریش رو نسبت به کار میبینم، خیلی خوشحال میشم
اینطور نیست زنداداش، کیشانمون هم یک در هزاره
اما یه کم مثل لرد کریشنا، شیطونه
راستش شما یه کم لوسش کردین
بعد از مرگ خان داداشت جز اون هیچکس رو نداشتم
اگه اون رو لوس نمیکردم کی رو لوس میکردم؟
سلام خانم سومیترا
آقای کِسِری، شما؟ کیشن نیومد خونه، تمام روز منتظرش بودم-
گفتم خودم بیام پول رو بدم
و چند تا سند مهم رو هم امضا کنیم
صبر کن سواکرام
امروز تو نه، خودم بیدارش میکنم
نه رادها، نه نمیتونی همینطور ولم کنی و بری
نه رادها نه، اگه اینطور بری چه بلایی سر من میاد؟
من رو ترک نکن رادها کیشان-
نه رادها نه، من بدون تو نمیتونم زندگی کنم کیشان-
مامان؟ صبح بخیر مامان
کیه؟ این کیه؟ هی شِرو
تو با من بودی؟ ای شِرو، عجب خوابهای خوبی میدیدم
دربارهی رادها؟ شما از کجا میدونید؟-
...من همه چی رو میدنم...خوابهات
واقعیتهات و رفتار بدون تفکرت
یه چیزی رو بگو ببینم ها؟-
...چه اتفاقی برای اسناد مهمی که
قرار بود آقای کِسِری امضا کنه افتاده؟
...مامان من رفتم اونجا، و با وجود اینکه
این همه راه رفته بدم هم کار انجام نشد، بگو چرا چرا؟-
چون وقتی رسیدم اونجا فهمیدم که آقای کِسِری حملهی قلبی کرده
آره راست میگم، خوب شد من رسیدم اونجا و با دکتر خانوادگیشون تماس گرفتم
وگرنه آقای کِسِری خدای نکرده فوت میکردن
آقای کِسِری آقای کِسِری اون برگهها رو امضا کردین؟
من امضا کردم خانم سومیترا حالا دیگه از خدمتتون مرخص میشم
میرم یه کم به فقرا غذا بدم ...وگرنه اون حملهی قلبی
باید از خودت خجالت بکشی کیشان تا کی میخوای دنبال دخترها بری؟
کی میخوای یه کم مسئولیتپذیر باشی؟
دیگه کافیه زنداداش نه، نه آقای دِوار هر چیزی یه حدی داره-
از امروز با من به اداره میای فهمیدی؟
مامان، امروز یه قرار دارم این یه دستوره-
چشم
تو رو که دیدم فکر کردم دقیقا همون دختری هستی که همیشه رویاش رو میبینم
من دیگه زیاد نمیتونم مجرد بمونم
مادرم عروس میخواد و من هم زن میخوام
بگو
دوست داری رادهای این کیشان باشی؟
.باليوود سينما با افتخار تقديم ميکند Www.Bollycine.Xyz
از کی اینجا کار میکنی؟ از زمان جدایی هند و پاکستان-
هنوز یاد نگرفتی وقتی وارد اتاق میشی باید در بزنی؟
از حالا دیگه در میزنم قربان
اسمت چیه؟ ناراد-
ناراد
چقدر شکر به قهوهتون اضافه کنم قربان؟ لازم نیست-
اول شکر میخورم و بعد قهوه رو میخورم
بعد از ظهر بخیر قربان
بعد از ظهر بخیر بعد از ظهر بخیر
من دیگه میرم قربان
بله؟ قربان، اومدم برنامهی امروزتون رو بهتون بگم-
برنامه؟ بله قربان، بعد از ناهار با بانکدارها جلسه دارین-
ساعت 3:30 یه قرار ملاقات با پیمانکار پروژهی کریشنا نگر دارین
و ساعت پنج یه قرار ملاقات با آقای کِسِری دربارهی امور مالی دارین
اَه، بازم آقای کِسِری مشکلی هست قربان؟-
نه مشکلی نیست، اما برنامهی خیلی خسته کنندهای برام ریختی رادهای من
رادها؟ اسم من نیتاست قربان، نیتا لامبا اوه-
حالا لامبا باشه یا تامبا اما تو خیلی خوبی
ببین
یه کم برنامهها رو جذابتر بچین
میدونی...جذاب
قربان، این چیزها که توی دست شماست
هر طور شما بخواید، همونطور میشه واقعا؟-
چیکار میکنید قربان؟
ول کنید دیگه، خواهش میکنم
ممکنه یه نفر ببینه
شِرو، حالا فهمیدم اونهایی که از ساعت 9 صبح تا پنج عصر کار میکنن
کی از زندگی لذت میبرن
رفیق
من میخواستم بیرون رو بگردم
در صورتی که دفتر خودم بهشته و پر از رادهاهای مختلف
پسرم، اولین روزت توی دفتر چطور پیش میره؟ حوصلهات که سر نرفته؟
نه مامان، عالی بوده عالی
الان پشیمونم که چرا از اول نمیومدم اینجا
...کار اینجا انقدر جالبه که
خانم، غذا سرو شده
بیا پسرم بله-
مامان دیگه نگران چیزی نباش و استراحت کن دیگه لازم نیست بیای اداره
پسرت به همهی کارها رسیدگی میکنه واقعا؟-
البته که راست میگم اول دستم رو گرفت
بعد با عشق به چشمهام نگاه کرد
و گفت که: تو رادهای من هستی
ساندرا، حالا دیگه زندگی من تغییر کرده
کیشانم رو پیدا کردم *مرد رویاهام رو پیدا کردم*
زرشک
کیشان تو رو ندیده، من رو دیده و همهی این حرفها رو به من زده
این چه مزخرفاتیـه میگی؟ من مزخرف نمیگم، تو مزخرف میگی-
از اول دارم میبینم که وقتی یک نفر از من خوشش میاد، تو خودت رو میندازی وسط
و علاوه بر اون وانمود میکنی که دوست منی
یک بار با دقت گوش کن، کیشان مال منه خفه شو، کیشان مال منه-
مال منه مال منه-
صبر کنید
به شما دوتا قول داده که عروسش بشین؟
میتونید برید بله-
خانم
مامان بدون اینکه داد بزنه رفت، شِرو
فکر کنم خیلی عصبانیه
همهش تقصیر توئه سگِ احمق چرا دختره رو تحریک کردی؟
این چه کاریه داداش کیشان؟ چرا رفتی زیر میز و این بیزبون رو میزنی؟
گمشو ببینم
مامان درست میگه بهانو
شِرو من رو لوس کرده
همه رو میدونم...داداش کیشان لطفا این دو تا چِک رو امضا کن
چِک؟
و گوش کن، آدمی که عاشقه ناراحت هم میشه دیگه
منظورت چیه؟ منظورم اینه، کار بزرگترها اینه که از جوانهایی مثل ما ناراحت باشن-
اما اگه ما توی این سن و سال از زندگی لذت نبریم پس کی ببریم؟
آره، حق با توئه نگران نباش، عشق و صفا کن-
حسابی خوش بگذرون
زندگی همینه دیگه البته-
بهانو -چیه؟ عزیزم، تا حالا بهم نگفتی-
که این همه پول رو از کجا میاری؟ پول؟-
...یه معدن طلا دارم که از اونجا
کمکم پول استخراج میکنم و استفاده میکنم
اما خیلی زود مالک اون معدن میشن
چطور؟
مغز من مغز نیست که، کامپیوتره
اونم یه کامپیوتر خائن و بیایمان
موضوع چیه؟
چرا انقدر ناراحت و پریشونید؟ مشکلی هست؟
اون نیم میلیون روپیهای که از بهانو خواستی، کجاست؟
من نیم میلیون خواستم؟
من نیم میلیون روپیه نگرفتم مامان
چی میگی داداش کیشان؟
اولین بار که به اداره اومدی چکها رو امضا کردی یا نه؟
نگفتی که به شدت به نیم میلیون پول نیاز داری؟
این چه مزخرفیه میگی بهانو؟ من مبلغ به این بزرگی رو میخوام چیکار؟
...مامان اون تو چکها رو امضا کردی؟-
بله اسم و مبلغ چک رو دیدی؟-
...به خاطر اینکه
بهانو، راستش رو بگو
من چکها رو امضا کردم و دادم به تو ...یا تو اومدی گفتی
داداش کیشان التماست میکنم همچین چیزی نگو
اینها به من شک دارن و این دروغهای تو باعث میشه همه چی رو باور کنن
تو داری دروغ میگی زن عمو من هر چیزی هم که باشم دزد و دروغگو نیستم-
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش: سانابينگ
تمومش کنید، همهتون تمومش کنید دیگه نمیتونم تحمل کنم
آره زن عمو، من دزدی کردم و همهی کلاهبرداریها تقصیر منه بهانو-
دیگه چی میتونم بگم بابا چی میتونم بگم؟
حتما داداش کیشان اون پول رو جایی خرج کرده که نمیتونه به زن عمو بگه
و من نمیخوام که زن عمو پیش این همه آدم سرافکنده بشه
زن عمو من حاضرم همهی اتهامها رو قبول کنم
من مطمئنم مامان، نه تنها نیم میلیون
بلکه هر کمبودی که توی بودجههای اینجا بوده، زیر سر اینه
آره منم، چون هیچ مدرکی برای بیگناهیم ندارم
اما از شما میپرسم آقای کیشان شما هیچ مدرکی برای اثبات گناهکار بودن من دارین؟
این چیه شِرو؟
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
این کیف
مال توئه بهانو؟ بله بابا-
به من نگو بابا کافیه-
تو آبروی من رو بردی
زنداداش، پلیس رو خبر کنید
این حقشه که تمام جوانیش رو پشت میلههای زندان باشه
نه آقای دِوار
پلیس تا حالا نه به اینجا قدم گذاشت و نه خواهد گذاشت
پس من خودم این حرومزاده رو مجازات میکنم
وقتی پدر فرزندش رو فراموش میکنه "به اون بچه میگن "حرومی
گوش کن...از امروز من تو رو پسر خودم نمیدونم
اون رابطهی خونی که خدا بین ما بوجود آورده رو نابود میکنم
تو دیگه هیچ حقی توی خونه و زندگی من نداری
از اینجا برو بیرون
اینجا واینستا برو بیرون
بسه آقای دِوار، خودتون رو کنترل کنید
دیگه صبرم تموم شده زنداداش
پسر خودم آبروم رو برده
غذا نخوردی مامان؟ گرسنهام نیست-
میدونم که به خاطر اتفاق امروز خیلی دلتون شکسته
اما از این اتفاقها میاُفته مامان
بچهها نباید پیرو والدینشون باشن
به من نگاه کنید کم اذیتتون کردم؟
تا امروز نتونستم انتظارات شما رو برآورده کنم
ببین مامان
من قول میدم مامان
قول میدم از امروز به بعد جوری تغییر کنم که حتی اگه بهم افتخار نکردی
حداقل هرگز به خاطر من سرافکنده نشی
آره مامان
اینها چی هستن مامان؟
رویاهای قدیمیم
که تا امروز نتونستم به حقیقت تبدیلشون کنم
اینها نامههای کارمندهای معصوم روستای چامبا هستن
که بعد از این همه سال هنوز امیدوارن کارخونهی روستاشون به کار بیاُفته
بعد از مرگ پدرت اون کارخونه تعطیل شده
تو کوچیک بودی و من هم کاملا تنها بودم
به تنهایی نمیتونستم کارهای به این بزرگی رو انجام بدم
عموت کمکم کرد، اما اگه اون نبود کار و بار اینجا خیلی آسیب میدید
هر ماه این پولها رو برای اون کارمندهای بیچاره میفرستم
تا بیچارهها حداقل غذا برای خوردن داشته باشن
اما اونها نمیخوان بچههاشون رو با صدقه بزرگ کنن، میخوان نون بازوشون رو بخورن
چون هر ماه کلی نامه به دستم میرسه و همهشون هم یک سوال رو تکرار میکنن
که کارخانهی روستامون کی شروع به کار میکنه؟
خیلی زود شروع به کار میکنه مامان
من میرم اونجا کیشان-
آره مامان، من رویات رو به واقعیت تبدیل میکنم
من کارخانونهی چامبا رو دوباره راه میندازم پسرم-
من دیگه میرم زنده باشی، مراقب خودت باش-
چشم...عمو خداحافظ پسرم-
بریم شِرو
شِرو؟ هی شِرو-
آفرین، بپر بالا این رو کجا میبری؟-
با من میاد دیگه
نه، اگه این بیاد تو کارت رو جدی نمیگیری
...نه مامان، این چه حرفیه میزنی؟ این به هیچ عنوان نمیاد-
شنیدی مامان چی گفت دیگه؟ باید به حرف مامان گوش کنیم
زود باش کیف رو بذار زمین حالا چرا ناراحت میشی؟
اگه تو با من بیای مامان کاملا تنها میشه
کی میخواد ازش مراقبت کنه؟ ما هستیم دیگه، از خانم مراقبت میکنیم -پسر خوب-
تو این تعویذ رو ببند به بازوت از معبد اومده، تبرکه
این تو رو از چشم بد دور نگه میداره
چطور میتونید توی این زمونه هم به این چیزها اعتقاد داشته باشید؟
نه، نه پسرم این خیلی ضروریه، بیا اینجا ببینم بیخیال عمو-
اگه خان داداش امروز زنده بود با دیدن تو خیلی خوشحال میشد
که پسرش داره کارش رو از همون جایی شروع میکنه
که خودش شروع کرده بود
خیلی خب عمو زنده باشی پسرم-
خداحافظ مامان روی کارت تمرکز کن-
بله حتما
خیلی خب خداحافظ، میبینمتون خداحافظ شِرو
چامبا
بــــگـــو رادهــا، بـــگـــو
ببخشید
"کیشان، فقط یدونه رادها هست"
"روزی که چشم دل و عقلت رو باز کنی"
"میتونی خیلی واضح صورتش رو ببینی"
دیدمش مامان، دیدمش
کی من رو دیدی؟ بعد از اینکه افتادم زمین؟ وقتی من رو زدی کور بودی؟
...نه، متاسفم...یه کم اشتباه کردم
یه کم؟ میخوای بیا از روم رد شو؟
نه، منظورم اینه که آسیب دیدین؟ میبرمتون پیش دکتر
به من دست نزنیها من آدمهای شهری مثل تو رو خیلی خوب میشناسم
اول میزنید به آدم، بعدش بهبهانهی دکتر بردن
سعی میکنید آدم رو لمس کنید و بعدش با حرفهای شیرین با آدم دوست میشید
با دوستی مشکل دارید؟
نه، با دوستی مشکلی ندارم با آدمهای شهری مثل تو مشکل دارم
ببین، چه ضرری بهم زدی
تمام زحمت امروزم به باد رفت گفتم که متاسفم، متاسفم-
به انگلیسی فحش میدی؟ نه بابا، نه-
الان برش میدارم لازم نیست، خیس شدن-
حالا چطور باید غذا بپزم؟
باید این ماشین رو روی اجاق بپزم؟ متاسفم-
هی ببخشید، میتونید بهم بگید این آدرس کجاست؟
ببخشید، هی؟ هی؟
هی وایسا رادهای من
بابا
ای بابا
بابا اون چشه؟-
دارم راست میگم
اول با ماشین زد بهم و وقتی افتادم زمین
سعی کرد من رو لمس کنه
و بعدش راهم رو بست
راهت رو بست؟ راهت رو بست؟ -آره اما حالا این هیچی نیست-
اون عوضی اسم من رو هم میدونست
من رو رادها صدا کرد رادها صدات کرد؟ -آره-
صدات کرد رادها؟ صدات کرد رادها؟-
صدات کرد رادها؟
از اون جایی که تو کدخدای این روستا هستی ..وظیفهی توئه که به اون عوضی
یه درس حسابی بدی
این کار رو میکنم شما نه تنها کدخدایی، بلکه پدر رادها هم هستید-
باید این یارو شهری رو بفرستیم به جایی که ازش اومده
...شما فقط دستور بدید
یه دارویی درست میکنم که اون شهری در جا از اینجا بره
دارو رو فراموش کن بابا
من با همین جارو حسابش رو میرسم
شما درست میگید
این موضوع خیلی مهمه
اون شهری هر جا که هست باید بگیریمش و بیاریمش اینجا
آره میاریمش آره میاریمش-
آره، باید بیاریمش
بابا چی شد؟-
اون داره میاد اینجا
ببینید
راه رفتنش رو ببینید
بیایید بریم حسابش رو برسیم بزنیدش
نذارید فرار کنه
خدای من
من چیکار کردم؟ چرا دنبالم میکنید؟
من هیچ کاری نکردم
نگاش کنید
بزنیدش
عجب آدمهایی
ارباب لطفا زود بیاید منتظرتونیم، دیگه داره عصر میشه
و اگه هوا تاریک بشه راز من برملا میشه
چه رازی؟ آخه عصر چه اتفاقی برات میاُفته؟
همیشه به من میگی برو
دخترها قبل از غروب بهونه میارن که باید برن
تو تنها مردی هستی هستی که میخوای قبل از غروب بری خونه و در رو قفل کنی
آخه رازت چیه؟
این راز زندگی منه اگه بهت بگم همه چی به فنا میره
منظورت چیه؟ ...نه، نه-
منظورم اینه که پدر مرحومم گفته
پسرم جوگنو، باید در طول روز بیرون باشی اما قبل از غروب برگردی خونه
چرا؟
چون اگه من برم بیرون تاریکی به داخل من رخنه میکنه
بابا من که هیچی میفهمم وقت ندارم برات توضیح بدم، اونجا رو ببین-
تو برو -اما تو برو بیجلی، روستات خیلی دوره، برو-
چطور بهش بگم که توی تاریکی بیناییم رو از دست میدم؟
هیچی نمیتونم ببینم انگار خورشید غروب کرده
بابا، آخه چرا همچین فرزندی رو به دنیا آوردی؟
آخه چی بگم بهت؟ این چی بود به دنیا آوردی؟
دلم میخواد خفهتون کنم
وقتی مردم میمیرن برای بچههاشون زمین به جا میذارن
خونه به جا میذارن، جایگاه به جا میذارن کسب و کار به جا میذارن
اما تو نابینایی رو برام گذاشتی
هی کور، اونجا نه، اینجا کجا؟-
اینجا
خجالت که نمیکشی از اون بالا سرم داد میزنی؟
خیلی خب یه چیزی رو بهم بگو ببینم چه گناهی کردی که من دارم بهاش رو میپردازم؟
سرنوشت بد منه، یه دختر رو دوست دارم به نام بیجلی *بیجلی: رعد و برق*
و وقتی میاد اینجا من بیناییم رو از دست میدم
پسر تو بودن فقط یه فایده برام داشته
توی 30 سال گذشته پول برق ندادم، همین
جوگنو؟
هی جوگنو، کجا مردی جوگنو؟
هی جوگنو؟
جوگنو؟
لعنتی کجا مرده؟ هی جوگنو؟
هی جوگنو کیه؟-
اینجا رو نگاه کن چیه؟-
مامان کاملا درست میگقت تو کاملا احمقی
مامان عکس من رو برات فرستاده باز هم میگی کیه؟
آقای کیشان...سلام کی اومدین؟
اونطرف با کی داری حرف میزنی؟
آخه من چطور میتونم به شما نگاه کنم؟
شما ارباب هستین و من خدمتکارم
شما ثروتمندید و من برده ام شما غنی و من فقیرم
خیلی خب یه کاری بکن برو یه کم آب نمک گرم بیار
مردم روستا حسابی کتکم زدن
مردم روستاتون اینطور به آدم خوش آمد میگن؟ ها؟
مردم روستا؟ آره-
شما رو زدن؟ آره-
حساب مردم روستا رو میرسم چطور جرات کردن روی ارباب من دست بلند کنن
باشه بابا باشه، برو آب گرم بیار برو
الان میارم
چرا میای سمت من؟ مگه کوری؟
نه میتونم ببینم، فقط میخواستم ببینم زخمهاتون چقدر عمیق هستن
ای وای، چقدر صورتتون ورم کرده صورت؟-
این که شونهی منه صورتم اینجاست
انقدر ترسیدم اسمش رو فراموش کردم، منظورم شونهتون بود باشه بابا برو آب گرم بیار-
نمیدونم اول صبح صورت کی رو دیدم که روزم اینطور شد
همهی اهالی این روستا اینطورن؟
چقدر معصوم شدین
حالا چرا انقدر غمگین به نظر میایید؟
جواب سوالم رو بدین چرا آقای کیشان رو کتک زدین؟
عقلتون رو از دست داده بودین؟ دیوونه شده بودین؟
...قبل از اینکه بزنیدش
باید فکر میکردین که کی رو دارین میزنین اون یه بیسر و پاست یا بچهی اربابتونه
همهتون جوری کتکش زدین که انگار ازش طلبکار بودین
اون برای رفاه این روستا به اینجا اومده بود
اومده بود کارخونهی اینجا رو راه بندازه تا زن و بچههای شما بتونن یه لقمه نون بخورن
اگه همینطور ادامه بدین از گرسنگی میمیرین
کتکش میزنید؟
عمو بنارسی، چرا ساکتین؟ یه چیزی بگید دیگه
برای حرف زدن انقدر وقت میخواید؟ حرف بزنید دیگه
ببخشید قربان، همهش تقصیر رادهاست
البته، همهش تقصیر رادهاست
من گفتم بدون اینکه چیزی بگید برید و کتکش بزنید؟
منظورم اینه که
قبل از اینکه کتکش بزنید باید حداقل میپرسیدین که داداش اسمت چیه؟
قیافهتون که شبیه شهریهاست توی روستا چیکار میکنید؟
حالا ببینید، اشتباه کردن و من رو مقصر میدونن
چی؟ ما اشتباه کردیم؟
خجالت بکش رادها، خجالت بکش دروغ گفتن هم حدی داره
درست میگه، تقصیر ماست
ما همیشه به خاطر حرفهای این از کوره در میریم
چیکار کنیم جابرو؟
این انقدر موضاعات کوچیک رو بزرگنمایی میکنه که ما از کوره در میریم
آره کاملا درسته
دخترم رادها، آقای کیشان از قصد که با ماشین به تو نزده
حتما اشتباه شده
خیلی خوب دارین سرزنشش میکنید آقای کدخدا
انقدر باهاش مدارا نکن واضح بهش بگو که همهش تقصیر اونه
و اگه از آقا معذرت خواهش نکنه آقا برمیگرده شهر
و کارخونه برای همیشه تعطیل میشه
و اگه نمیخواید این اتفاق بیاُفته بهش بگید بره بیاُفته به پای آقا و معذرت خواهی کنه
بگید دیگه
...بله، تو
باشه بابا...چی میگقتی داداش؟ تو بگو، این نمیتونه
برو معذرت خواهی کن، برو معذرت خواهی کن باشه، باشه-
اگه به خاطر روستا و راه افتادن کارخونه است
پس من از آقا معذرت خواهی میکنم
"تو، تو، تو، توستارهای، قلب من رو نشکن"
"تو، تو، تو، توستارهای، قلب من رو نشکن"
"اومدم تا داستان واقعی رو برات بگم"
"اومدم که برات چربزبونی کنم"
"خواهش میکنم من رو ببخش"
"تو، تو،تو، توستارهای، قلب بیچارهام گیر افتاده"
"تو، تو،تو، توستارهای، قلب بیچارهام گیر افتاده"
"ای تمنای دلم...این قول منه"
"دیگه تو رو رادها صدا نمیکنم"
"خواهش میکنم من رو ببخش"
"تو، تو، تو، توستارهای، قلب من رو نشکن"
"تو، تو،تو، توستارهای، قلب بیچارهام گیر افتاده"
"بذار بیام، بذار بیام داخل"
"بگو چرا انقدر ترسیدی؟"
"بذار برم، بذار برم، حالا بذار برم دیگه"
"چرا، چرا انقدر اذیتم میکنی؟"
"فرقبند دوست داشتنیم"
"و النگوهای زیبام، تو رو صدا میکنن عشقم"
کی میدونه چه اتفاقی برام میاُفته؟" "میترسم به شرایط خودم فکر کنم
"بیا جلوتر، چشمهات رو به چشمم بدوز"
"خواهش میکنم من رو ببخش"
"تو، تو،تو، توستارهای، قلب بیچارهام گیر افتاده"
"تو، تو، تو، توستارهای، قلب من رو نشکن"
"لطفا انقدر اذیتم نکن"
"چرا انقدر لجبازی میکنی؟"
"حالا انقدر ناراحت نباش"
"بیا آقا، چرا میترسی؟"
"این یه مشکله، چکار باید بکنم؟"
"چطور جونم رو نجات بدم؟"
اون اصلا به حرف من گوش نمیکنه" "چطور براش توضیح بدم؟
"برو بابا برو، اینطور اذینم نکن"
"خواهش میکنم من رو ببخش"
"تو، تو، تو، توستارهای، قلب من رو نشکن"
"تو، تو،تو، توستارهای، قلب بیچارهام گیر افتاده"
"عزیزدلم، این قول منه"
"دیگه تو رو رادها صدا نمیکنم"
"خواهش میکنم من رو ببخش"
"تو، تو، تو، توستارهای، قلب من رو نشکن"
"تو، تو،تو، توستارهای، قلب بیچارهام گیر افتاده"
اون دختره واقعا دیوونهست
تو...دوباره اومدی اینجا؟
...ببینید، من فقط اومدم بگم که
من هر اتفاقی که افتاده رو فراموش کردم اگه شما هم فراموش کنید خیلی خوب میشه -نه، نه
چون اگه شما کارخونه رو راه نندازین و از اینجا برین، همه من رو مقصر میدونن
زندگی رادهای روستایی خیلی سخت میشه
رادها؟ آره، رادها-
راستش من خیلی باهوشم میدونم شما من رو بخشیدین
اما این رو نمیدونم که شما کارخونه رو راه میندازین یا نه
البته، حتما
ببینید، دوباره به انگلیسی بهم فحش دادین
بابا فحش ندادم دارم میگم که حتما کارخونه رو راه میندازم
...و برای این من
هر موقع حالم خوب شد کارخونه رو راه میندازم پس خوب کردن حال شما کار ماست-
الان میرم از دکتر دارو میگیرم و میام ها؟-
و آها، یه چیزی رو بهم بگید شما اسم من رو از کجا میدونستید؟
کیشان هر بار که به دنیا بیاد اسم رادها رو میدونه
خیلی خب
کیه؟
کیه؟
جوگنو
جوگنو بله؟-
بله آقا؟ کی اونجاست؟ کیه؟-
چرا این موقع شب من رو صدا میکنه؟ جوگنو-
بله آقا؟ سریع بیا بیرون-
بیرون؟
دیگه به فنا رفتم
جوگنو ای خدا، آبروی من رو حفظ کن-
بله آقا
جوگنو، یه نفر اینجا بود
داشت توی اتاقم یه کاری میکرد فرار کرد
آقا، حتما کابوس دیدین و من رو بیخواب کردین کابوس نبود-
...من دیدم که
شیشهی پنجره شکسته جوگنو آره-
این لکههای خون رو میبینی؟
بله، میبینم
...کی
چرا اونطرف رو نگاه میکنی؟ لکههای خون اینجان
میدونم، اما من نمیتونم به خون نگاه کنم مریض میشم
به خاطر همین صورتم رو برگردوندم
کی میتونه باشه جوگنو؟
نمیدونم آقا
تا حالا نشنیدم دزدی توی این روستا اومده باشه
نمیدونم کی بوده
هر کسی که بوده
حتما آسیب دیده
هی رادها، دستت چطور زخمی شده؟
داشتم سبزی خرد میکردم دستم رو بریدم
شنیدم یه دزد به خونهی آقا رفته
موقع فرار کردن خودش رو زخمی کرده خب؟-
رادها، اون دزده که تو نبودی؟
رفته بودی دلش رو بدزدی؟ عشقم داره میاد، عشقم داره میاد-
هی بانو ها؟-
کجا میری؟ بیا اینجا
اومدم
غذا خوردی؟ گرسنم نیست-
امروز عشقم داره میاد حتما الان توی راهه
باید آماده بشم من میرم، من میرم
بانو؟ عشقم داره میاد، عشقم داره میاد-
بیچاره بانو
وضعیت کارخونه خیلی بده
و حتما دستگاهها هم کار نمیکنن
چطور باید کار کنن آقای کیشان؟ این کارخونهی چای چندین ساله تعطیله
اما نگران نباشید
بعد از روغن کاری و تعمیرات در عرض یک هفته تا 10 روز آماده میشه
بریم؟ آره بریم-
شما هر چه سریعتر کار رو شروع کنید ...اما یادتون باشه آقای ساکسنا
میخوام قبل از شروع به کار کارخونه وضعیت دستگاهها رو ببینم بله-
چون نمیخوام به خاطر بیتوجهی آسیبی به کسی برسه بله-
بریم؟
خیلی خب -ممنون آقا ممنون-
الان بریم؟ ...تو-
بریم
سریع بریم دیگه داره دیر میشه داریم میریم دیگه-
شما اینجا چیکار میکنید؟ خیر باشه؟
آقا، شما در هیبت خدا به این روستا اومدین
روستاییها خیلی از حضور شما خوشحالن، نه؟ بله-
بریم؟ خفه شو-
پسرم، تو کار خیلی بزرگی در حق ما میکنی
اگه به چیزی نیاز داشتی حتما بگو، اصلا خجالت نکش
حتما این کار رو میکنم کدخدا، حتما
اما بعد از شروع به کار کارخونه
بریم آقای کیشان؟ چیه هی بریم بریم میکنی؟ عجله داری؟-
من باید به روستای بیجلی برم چرا؟-
تا با پدرش صحبت کنم دربارهی چی؟-
دربارهی عروسیم
تو؟...عروسی تو؟ چرا؟ مگه من چه مشکلی دارم؟-
خیلی خب برو، اما قبل از تاریک شدن هوا بیا
حتما قبل از تاریکی میام اگه نیام که تا آخر عمرم مجرد میمونم
چرا؟
میپرسه چرا نه؟
پسرم
بیجلی تک دختر منه
نور چشمهامه
خوب ازش مراقبت کن
چرا هی دربارهی چشم حرف میزنه؟
چی گفتی پسرم؟ هیچی با خودم بودم، شما بفرمایید-
پسرم، بعد از عروسی
دیگه به سمت هیچ زنی نگاه نکن
یک دقیقه پدرزن جان بله؟-
جز چشم و بینایی و غیره نمیتونید دربارهی چیز دیگهای صحبت کنید؟
ناراحت نشو پسرم موضوع زندگی تنها دخترمه
نیتونم چشمهام رو ببندم و دستش رو بذارم تو دست کسی
دوباره گفت چشم
پدرزن جان، چشمهاتون اومدن منظورم اینه که دخترتون اومد
نه بیجلی، من غذا نمیخورم
خیلی دیر شده من میرم
ببین پسرم عجله نکن در طول روز خیلی خوب رفتار میکنی
اما نمیدونم شب چت میشه؟
بشین، بشین
ببین دخترم چقدر غذای خوبی برات درست کرده، ببین
حالا انگار من میبینم
تو شروع کن، من دستهام رو بشورم و بیام
خیلی خب، شما دستتون رو بشورید من شروع میکنم
پسرم
پسرم، این سگه از بشقابت نون برداشت و تو هیچ کاری نکردی؟
سگ؟
این چه کاری بود کردی جوگنو؟
چرا بابام رو زدی؟
بابا؟
....آها، انقدر با نفرت دربارهی سگ صحبت کردن که
حس بدی بهم دست داد
سگ از آدم هم وفادارتره
شاید یه آدم از گرسنگی بمیره اما سگ نباید گرسنه بمونه
به خاطر همین زدمش
بهبه، بهبه
عجب تفکرات عالیای داری عجب آدم بزرگی هستی
عقلت مثل عقل آدمه اما قلبت، قلب یه سگه
درست مثل شما ممنون-
بیجلی؟ بله؟-
اگه اتاقی هست، آمادهش کن شب رو اینجا میمونم
اگه برنگردی به ویلا به آقا چی میخوای بگی؟
نمیدونم آقا چیکار میکنه اما اگه من برگردم
نمیدونم چه بلایی سر من میاد
ارباب؟
سلام
شما چرا اومدین اینجا آقا؟
اینجا برای حموم کردن خانمهاست از اینجا برید
من اومدم اینجا دنبال جوگنو بگردم
گفت عصری برمیگرده
الان صبح شده اما هنوز نیومده
حالا بگو ببینم، من باید کار کارخونه رو شروع کنم یا کارهای ویلا رو انجام بدم؟ بگو
شما نگران کارهای ویلا نباشید
تا وقتی جوگنو نیومده من همهی کارها رو انجام میدم
شما با تمام وجود روی کار کارخونه تمرکز کنید
تمام روز توی روستا میگرده
ای خدا، عمو اومد
اگه من رو با شما ببینه پاهام رو میشکنه
برو داخل آب
یالا برو زیر آب
ببین، این رادهاست
هی رادها، تو اینجایی و بابات همه جا رو دنبالت میگرده؟
گاوتون مریض شده شیر نمیده-
برو پیش دکتر و براش دارو بیار آره-
باشه عمو الان میرم سریع برو-
ما دیگه میریم
خدا رو شکر که رفتن وگرنه من اون پایین میمردم
خیلی هم خوب شد بالاخره باید برای اومدنت به اینجا مجازات بشی دیگه
کر شدین مگه؟ هی شانو، هی مانو
گوش کنید دیگه ای خدا، دوستهام اومدن-
حالا چیکار کنیم؟ چیکار کنیم؟ حالا نوبت توئه، برو پایین-
چی؟ برو پایین، برو-
آقا، شما اینجا؟
دارم آفتاب میگیرم منظورم اینه که دارم حموم میکنم، حموم میکنم
با لباس؟ آب سرده دیگه-
حتما دارین خجالت میکشین؟
آقا، رادها کجاست؟
ندیدینش؟ آره، همینجاست-
چی؟ منظورم اینه که اینجا بود، رفت خونه-
گاوش مریضه گاوش مریضه
خیلی خب پس
ما میریم دیگه
بریم؟ آره برید، برید-
کجا رفت؟ هی رادها؟
هی رادها؟ رادها؟
رادها؟
...اون
هی رادها؟ رادها؟
رادها؟ رادها؟
رادها؟
رادها؟ رادها؟
رادها؟
دیوونه شدی؟
چطور میتونی همچین شوخیای بکنی؟
نخند
...قلبم...ببین چطور میزنه، ببین
"با آب سرد حموم کن"
آقا، چرا عطسه میکنید؟ رادها-
...تو الان چی داری
این غذاست و این هم دارو
دارو؟ -آره داروی چی؟-
بعد از غذا بخورش اونوقت کاملا سرماخوردگیت خوب میشه
من اصلا تو رو نمیفهمم
خودت من رو هل دادی توی آب
حالا خودت برام دارو آوردی؟
آره، به خاطر این دارو آوردم چون میدونم هنوز جوگنو برنگشته
و به خاطر این غذا آوردم چون هیچ مهمونی نباید توی روستای ما گرسنه بمونه
من توی زندگیم یه چیز خواستم رادها
...برای اولین بار توی زندگیم
واقعا؟ چی؟
بعد از شروع به کار کارخونه بهت میگم
آره
تو اول کارخونه رو راه بنداز آره البته، البته-
چی؟
چی گفتی؟
منظورم اینه که حتما، حتما
لطفا به زبان سادهی هندی حرف بزن
من زبون تو رو نمیفهمم
پس چرا یاد نمیگیری؟
من؟ پس چی؟-
فقط فکر کن...بعد از شروع به کار کارخونه
باید یه نفر تحصیل کرده توی روستا باشه دیگه
عه آره، من تا حالا به این موضوع فکر نکردم
خیلی خب آقا، من انگلیسی یاد میگیرم
"ای آقای رنگارنگ، من یه دختر روستایی هستم"
"یه کم به من خوندن یاد بده"
"ای آقای رنگارنگ، من یه دختر روستایی هستم"
"یه کم به من خوندن یاد بده"
بشین ملکهی من" "من بهت خوندن یاد میدم
"امروز ای-بی-سی-دی ای-اف-جی-اچ رو بهت یاد میدم"
"بذار با آموزش از تو یه باهوش بسازم"
"من یه دختر روستایی ام"
"ای آقای رنگارنگ، من یه دختر روستایی هستم"
"یه کم به من خوندن یاد بده"
"ای آقای رنگارنگ، من یه دختر روستایی هستم"
"یه کم به من خوندن یاد بده"
"اینطور تلو تلو خوران راه نرو عزیزم"
رنگت رو عوض کن" "یاد بگیر مثل یه دختر هندی راه بری
"اینطور تلو تلو خوران راه نرو عزیزم"
رنگت رو عوض کن" "یاد بگیر مثل یه دختر هندی راه بری
"من یه دخترم"
"من یه دختر نادون هستم، ای پسر شهری"
"یه کم بهم راه رفتن یاد بده"
"ای آقای رنگارنگ، من یه دختر روستایی هستم"
"یه کم به من خوندن یاد بده"
با گرفتن من و دست زدن به من" "چی بهم یاد میدی؟
"چرا هی بدن من رو لمس میکنی؟"
با گرفتن من و دست زدن به من" "چی بهم یاد میدی؟
"چرا هی بدن من رو لمس میکنی؟"
"من دیوونه ام"
"من دیوونهی توام و تو دیوونهی منی"
"بیا تا عشق ورزیدن رو بهت یاد بدم"
"من دیوونهی توام و تو دیوونهی منی"
"بیا تا عشق ورزیدن رو بهت یاد بدم"
"بشین اینجا غریبه تا بهت نشون بدم چی یاد گرفتم"
"بذار ای-بی-سی-دی-ای-اف-جی-اچ رو برات بگم"
"دیوونه بیا تا امروز هوشم رو بهت نشون بدم"
تو...تو یه دختر روستایی هستی" "و من یه مرد رنگارنگم
"بیا تا امروز بهت خوندن یاد بدم"
تو...تو یه دختر روستایی هستی" "و من یه مرد رنگارنگم
"بیا تا امروز بهت خوندن یاد بدم"
جوگنو، چرا میای اینجا؟
به خاطر این گلها نمیتونم چیزی رو ببینم آقا اما گلها که صورتت رو نپوشوندن؟-
واقعا؟ چرا چشمهات انقدر عجیبن؟-
به خاطر خوشحالیه عجب، بیا...آفرین-
ای جوگنو، بیا اینطرف مراسم رو درست برگزار کن
بدش من
همه چی انجام شده حالا عروس و داماد گل بندازن گردن هم
من نه، بنداز گردن همسرت
فکر میکردم گل رو دور گردن کسی که مراسم رو اجرا میکنه میندازن
چرا اونجا وایسادی؟
بیا نزدیک ها؟-
بیا نزدیک باشه-
به نظر میاد این تخته
این رو بگیر، بخور چی؟-
شیره دیگه، میخوای چی باشه؟
بابا من اینجام، چرا داری میری اونجا؟
من همه جا تو رو میبینم اینجا تویی، اونجا تویی، اونجا تویی
توی واقعی رو ول کردم داشتم میرفتم پیش نسخهی تقلبی
عه، چرا دستهات میلرزن؟
اولین شب عروسیمه دیگه یه کم ترسیدم
چرا میترسی جوگنو؟
این شب همیشه تکرار نمیشه
اما بیجلی، سوال اینجاست که چرا شب باید این اتفاق بیاُفته؟
منظورت چیه؟ نه، منظورم اینه که چرا میگن شبِ عروسی؟
چرا صبح عروسی برگزار نمیکنن؟
عه، این یه رسم قدیمیه نمیشه عوضش کرد
چرا نمیشه عوض کرد؟ وقتی رسم ساتی عوض شد رسم سویمبر عوض شد
و دولت هم هر چند سال یکبار عوض میشه چرا این رو نمیشه تغییر داد؟
فهمیدم چی فهمیدی؟-
میخوای چراغها رو خاموش کنم؟
چراغها روشن باشن یا خاموش چه فرقی به حال من میکنه؟
چراغها رو روشن کردی؟
نه، خاموش کردم واقعا؟-
داداش جوگنو داداش جوگنو
اگه نمیتونی دوچرخه برونی برو دنبال یه کار دیگه بگرد
چیه؟ ترمزش خراب شده-
یه نامه براتون اومده
برای من؟ اول صبحی مست کردی؟
کی برای من نامه میفرسته آخه؟
بعد از تولدم که پدر و مادرم مُردن فامیلهامون هم که قبل از اون مُردن، دوست هم که ندارم
دشمن هم ندارم پس این نامه رو خدا فرستاده؟
نه، من نمیدونم حتما برای منه، بابام فرستاده-
نه، نه آبجی بیجلی این نامه برای آقای کیشانـه
هی جوگنو؟
بله دارم میام آب گرم بیار حموم کنم، سریع-
بله، الان میارم آقا
الان میارم آقا
بفرمایید این چیه؟-
گفتم آب گرم بیار حموم کنم
بعد از ازدواج اصلا کار نمیکنی فقط به بیجلی فکر میکنی
نه آقا، داشتم از مامور پست نامهی شما رو میگرفتم
نامه؟ بله-
حتما نامهی مادره کو؟ کجاست؟
الان میارمش
عجب
کجا رفت؟
هی بیجلی، یه نامه گذاشته بودم اینجا تو ندیدیش؟
نه بابا همینجا گذاشته بودم-
هی جوگنو، نامهی مادرم رو بده ببینم
چی شده؟ نامه رو گذاشته بودم اینجا، معلوم نیست کجا رفته-
تو واقعا یه احمقی
چرا گذاشتی اینجا؟
باید همینجا باشه آقا، من دنبال نامه میگردم-
اما جلوی همسرم سرزنشم نکنید چرا؟-
اون هم همینکار رو شروع میکنه خیلی خب-
شما برید کارخونه حتما همه منتظرتونن
من نامه رو میارم باشه، باشه-
آقا، دیگه سرزنشم نکنید دیگه باشه فهمیدم، فهمیدم-
تو هم بگرد، تو هم بگرد
تو برو سر کارت، چرا اینجا رو نگاه میکنی؟ دیگه کاری نداری؟
عجب زنیهها
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
این...این خوشی رو میبینید آقا همهش به خاطر شماست
و ماها جز این چیزی برای دادن به شما نداریم
ما فقط میتونیم دستهامون رو بگیریم بالا و برای شما در محضر خدا دعا کنیم
دیگه هیچ جوره نمیتونیم لطفتون رو جبران کنیم آقا
این حرف رو نزنید
این خوشی به خاطر زحمتهای شماست کدخدا
و اگه میخواید چیزی بهم بدید
فقط شما میتونید یه چیزی بهم بدید من؟-
بله کدخدا
یادتونه بهم گفتین که هر چیزی بخوام میتونم از شما طلب کنم؟
و من گفتم که روز باز شدن کارخونه ازتون درخواست میکنم؟
آقا، هر چیزی که هست بفرمایید، درخواست کنید
بله بفرمایید لطفا
رادها
رادها؟ رادها؟-
رادها؟ آقا، رادها؟-
بله کدخدا، رادها
من رادها رو دوست دارم و میخوام باهاش ازدواج کنم
این چه حرفیه میزنید آقا؟
آخه شما کجا و ما فقرا کجا؟
اون خونهای که ما حتی فکر نمیکنیم بتونیم توش پا بذاریم
شما میخواید رادها رو عروس اون خونه بکنید؟
آقا، من حتی نمیتونم همچین رویای بزرگی رو توی خواب ببینم
عشق فقط عشق رو میبینه کدخدا فقیر و غنی هیچ تفاوتی ندارن
آقا بله کدخدا-
شنیدی دخترم؟ شنیدی؟
سرنوشتت تغییر کرده دخترم آقا میخواد باهات ازدواج کنه
اما بابا، من نمیخوام با ایشون ازدواج کنم
این چه مزخرفیه میگی دیوانه؟
...آسمون خودش اومده و میخواد دست زمین رو بگیره و تو
و من قبول نمیکنم بابا چون من علاقهای به ایشون ندارم
من هرگز به این موضوع فکر هم نکردم
عذر میخوام آقا
اما چطور فکر کردین که رفتار خوب من از روی عشقه؟
با چهار تا ملاقات چطور حس کردین که من عاشق شما شدم؟
آقا، من نمیدونستم که شما از رفتارتون قصد و نیت دیگهای داشتین
بسه رادها بسه، بچه بازیت رو تموم کن
اگه به آقا علاقهای نداشتی پس چرا انقدر بهش محبت میکردی؟
چرا انقدر نگران غذا و داروی ایشون بودی؟ چرا براشون غذا درست میکردی؟
چرا روی زخمش مرحم گذاشتی؟ چرا بهش رسیدگی کردی؟
به خاطر شما به خاطر ما؟-
آره بابا، به خاطر شما به خاطر آیندهی این روستا
روز اول شما به خاطر من کتکش زدین
شما میترسیدین که آقا بدون راه انداختن کارخونه به شهر برگرده
به خاطر شما رفتم ازش عذرخواهی کنم
به خاطر شما ازش مراقبت کردم
ازش بپرسید بابا
که من هر موقع ایشون رو دیدم آیا جز شروع به کار کارخونه دربارهی چیزی باهاشون حرف زدم؟
اگه کارخونه رو راه نندازی و بری" "همه من رو مقصر میدونن
"اما مطمئن نیستم که کارخونه رو راه میندازی یا نه"
"تو فقط روی کارخونه تمرکز کن، باشه؟"
ساکت
متاسفم کدخدا
اما این عادلانه نیست
که یک نفر اشتباه کنه و کس دیگهای مجازات بشه
رادها چه تقصیری داره؟
من اشتباه کردم
من اشتباه برداشت کردم کدخدا
من از هیچکس شکوهای ندارم
دیگه میرم
میرم
آقا
میخواید برید آقا؟
آره جوگنو
من باختم جوگنو...باختم
توی شهر به راحتی چندین دختر رو دیوونهی خودم میکردم
اما وقتی عاشق شدم
فهمیدم که بُردن یه دل چقدر سخته
از جنگ هم سختتره
به خاطر همین قبل از شروع جنگ مثل یه بازنده میدان رو ترک میکنید و میرید؟
آقا؟
مردم به خاطر عشق جونشون رو میدن و شما با یه جواب منفی باخت رو قبول میکنید؟
آقا
اینطور نرید
اگه اینطور برید
برای همیشه به عشق توهین کردین
چنان سیلیای به صورت بقیهی عاشقها میزنید
که دیگه هیچ کسی جرات عاشق شدن رو به خودش نمیده
چیکار کنم جوگنو؟ چیکار کنم؟ جرات داشته باشید-
اون جراتی که با یک جواب منفی رادها از دست دادین رو زنده کنید
برید بپرسید که دلیل جواب منفیش چیه؟
بپرسید که شما چی کم دارید
چه چیزی در عشق شما کم بود؟
و جواب منفیش فقط زبانیه یا از ته دله و اگه از ته دله پس دلیلش چیه؟
آقا، قلب شما که اسباب بازی نیست
تا هر موقع خواستن باهاش بازی کنن هر موقع خواستن ولش کنن و هر موقع خواستن بشکنن
آقا، این هدیهی خداست
که فقط یک بار در زندگی به آدم داده میشه
برید و ازش بپرسید آقا
به عشق قسم میدمتون، برید و ازش بپرسید
آره جوگنو، آره
دیروز عشقم رو رد کردی و جلوی همه کوچیکم کردی
من هیچی نگفتم
....اما امروز
باید بهم بگی که من چه مشکلی دارم؟
به چه دلیل جلوی همه عشق من رو رد کردی؟
بگو، بگو رادها
آقا
آقا، آقا
آقا، آقا
آقا...آقا
میخوای دلیلش رو بدونی؟
اونجا رو نگاه کن...اون دختر دیوونه رو میبینی؟
چطور داره دنبال ماشین میدوئه
اون دوست منه، بانو
همیشه اینطور نبود
دو سال پیش یه مرد شهری به اینجا اومد
درست مثل شما
و بانو عاشقش شد
هر دو به هم قول دادن که همیشه کنار هم باشن
اما اون بیانصاف، زندگی دوستم رو نابود کرد و به شهر رفت
و تا امروز برنگشته
و این بیچاره درانتظار اون دیوونه شد
حالا هر ماشینی که از شهر میاد با این امید دنبالشون میدوئه
که شاید عشق شهریش برگشته
آقا، من نمیخوام دومین بانو بشم
من نمیخوام مثل اون بشم
با دیدن بیوفایی یک مرد به تمام مردهای دنیا تهمت بیوفایی میزنی؟
اینطور نیست رادها
زندگی بالا و پایین داره
اگه آدمهای بد توش هستن آدمهای خوب هم هستن
اما افسوس اینجاست که تو فکر کردی من آدم بدی هستم
برای اولین باره که عاشق کسی شدم
اولین باره که این دل برای کسی میتپه
انعام بزرگی به عشقم دادی ...اما امروز
امروز میخوام یک بار از زبانت بشنوم که دوستم داری یا نه؟
دلت من رو میخواد یا نه؟ بگو رادها؟
من جواب میخوام
خیلی خب
سکوتت جوابم رو داد
باشه
آقــــا
آقا
آقا
ای خدا
ای خدای من، چطور این اتفاق افتاد؟
چی میگی جاربو؟
بهتره از شهر نزدیک یه دکتر خبر کنیم
اگه آقا زود به هوش نیاد ممکنه مرگبار باشه
مهتو، سریع برو یه دکتر خبر کن بله آقا-
اگه اتفاقی برای آقا بیاُفته چطور باید با خانم روبرو بشم؟
چی بگم بهش؟
اون پسرش رو به خاطر این به روستا فرستاد
تا بچههای روستا از گرسنگی نمیرن ...و حالا پسر خودش
از این حرفها نزن داداش جوگنو خدا همه چی رو درست میکنه، همه چی رو درست میکنه
ببینید برای آقا پیشکش آوردم کدخدا، کدخدا-
خاله، داداش جوگنو آقا به هوش اومده
آقا به هوش اومده؟
بریم
هزاران بار شکرت ای خدا
تو آقا رو نجات دادی
من اشتباه بزرگی کردم
اشتباه خیلی بزرگی مرتکب شدم
فقط این رو برای دفتر مرکزی بمبئی بفرست، همین
باشه، و این حساب کتاب رو چیکار کنیم؟
...بعدا حساب کتاب رو انجام میدیم و
این
اینجا چه خبره کدخدا؟ اینها هدیهی نامزدیه آقا-
رادها برای ازدواج با شما جواب مثبت داده
بله آقا، رادها قبول کرده
تمومش کنید کدخدا، تمومش کنید
تا امروز فقط رادها با احساسات من بازی میکرد
اما امروز شما هم همین کار رو شروع کردید؟
همهی روستا من رو به سخره گرفتن؟
نه، نه آقا این شوخی نیست، حقیقتـه
رادها میخواد با شما ازدواج کنه واقعا؟-
چی شد یک دفعه راضی شد آقای کدخدا؟
فقط به 2 دلیل میتونه باشه
یا شما تهدیدش کردین
یا اون داره برای من دلسوزی میکنه
من به دلسوزی کسی نیاز ندارم آقای کدخدا
دیگه از اینجا برید
آقا، نه کسی من رو تهدید کرده
و نه من دلم برای شما میسوزه
امروز نه به خاطر کارخونه اومدم اینجا و نه به خاطر آدمهای روستا
و نه به قصد دیگهای
امروز اومدم حرف دلم رو بهتون بگم
لطفا این هدیهها رو قبول کنید
آقا، قبول کنید
"بگو رادها بگو که چیکار کردی؟"
"بگو رادها بگو که چیکار کردی؟"
"من به کیشان خودم دل دادم"
"قبلا میجنگید" "خیلی باهوش عمل میکرد"-
"هرگز بهم نزدیک نمیشد" "همیشه فاصله میگرفت"-
"همیشه بهونه میاورد" "من رو عذاب میداد"-
"همیشه بهونه میاورد" "من رو عذاب میداد"-
"زرنگ بازی درمیاورد" "ایشون رو اذیت میکرد"-
ایشون رو اذیت میکرد" "ایشون رو اذیت میکرد
"بگو رادها، بگو چیکار کردی؟"
"بگو رادها، بگو چیکار کردی؟"
"بگو رادها، بگو چیکار کردی؟"
"من به کیشان خودم دل دادم"
"بگو رادها بگو، بگو، بگو، بگو
"بگو رادها، بگو چیکار کردی؟"
"بگو رادها، بگو چیکار کردی؟"
"ای کیشان من، در حق من انصاف داشته باش"
"خیلی اذیتت کردم، من رو ببخش"
"ای کیشان من، در حق من انصاف داشته باش"
"خیلی اذیتت کردم، من رو ببخش"
"به پیش من بیا تا مجازاتت کنم"
"من در این عشق، تمام دنیا رو فراموش میکنم"
"خودم رو در اون لحظه فراموش کردم"
"وقتی تو من رو در آغوش گرفتی"
"بگو رادها، بگو"
"بگو رادها، بگو چیکار کردی؟"
"بگو رادها، بگو چیکار کردی؟"
"قلبم رو به کیشان خودم دادم"
"بگو رادها، بگو چیکار کردی؟"
"بگو رادها، بگو چیکار کردی؟"
"رابطهی بین ما خیلی قدیمیـه"
"رابطهی بین ما خیلی قدیمیـه"
"کیشانِ من، حالا دیگه من رو فراموش نکن"
"بیا عشقم، به سرت قسم"
"بیا عشقم، به سرت قسم"
"هر بار که متولد بشم متعلق به تو خواهم شد"
"امیدوارم این رابطه هرگز از بین نره"
"امیدوارم همیشه کنار هم باشیم"
"امیدوارم این رابطه هرگز از بین نره"
"امیدوارم همیشه کنار هم باشیم"
تا وقتی نفس میکشیم" "عزیزان ما جدا نخواهیم شد
"بگو رادها، بگو...بگو، بگو، بگو"
"بگو رادها، بگو چیکار کردی؟"
"بگو رادها، بگو چیکار کردی؟"
"قلبم رو به کیشانِ خودم دادم"
"بگو رادها، بگو...بگو، بگو، بگو"
"بگو رادها، بگو...بگو، بگو، بگو
خیلی خب، من دیگه میرم
خیلی خب
آقای کدخدا مراقب خودت باش-
چشم
جوگنو
من میرم رفیق خیلی خب آقا-
عه رادها، داری گریه میکنی؟
برای همیشه که نمیرم یک هفته یا 10 روز دیگه برمیگردم
بعدش با مامان برمیگردم و با هم ازدواج میکنیم
گریه نکن
کیشان ها؟-
خواهش میکنم زود برگرد
ای بهبه
خوب بود
خیلی خب، میبینمتون
مامان؟
نه
این غیرممکنه
این غیرممکنه
عمو
...عمو، چطور
چطور این اتفاق افتاد؟
چرا من رو خبر نکردین؟
مامان
چرا ساکتین عمو؟ چرا چیزی نمیگید؟
عمو
دادو، عمو چش شده؟
شما بگید دادو، چه اتفاقی برای مامان افتاده؟
چه اتفاقی برای شما افتاده؟
ناراد؟
چرا همینطور زل زدین به من؟ بگید ببینم چه اتفاقی برای مادرم افتاده؟
...آقای کِسِری
آقای کِسِری شما رو به خدا بگید ببینم چه اتفاقی برای مادرم افتاده؟
آخه شماها چتون شده؟ تو کی هستی؟-
چی گفتین؟ میپرسن که تو کی هستی؟-
شما چتون شده عمو؟
منم کیشان
کیشانِ شما، کیشان مالهوترا
اگه تو کیشان مالهوترا هستی
پس اون کیه؟
تو کی هستی؟
کیشان مالهوترا
تو کی هستی؟
این دروغگوئه این یه فریبکاره
عمو، این یه توطئه است
عمو، من میخوام بدونم که مادرم چطور فوت کرده
مادر تو نه
مادر من چطور فوت کرده
اگه یه بار دیگه دربارهی مادرم حرف بزنی یا خودت رو کیشان مالهوترا خطاب کنی، خونت رو میریزم
داد نزن، خواهش میکنم داد نزن
ببین
امروز مراسم مادرمه
اینجا همهی ما عزادار هستیم
تو کی هستی و چی میخوای رو ما نمیدونیم
ازت خواهش میکنم توی این موقع کاری نکن که مادرم ناراحت بشه
مادر من رو مادر خودش خطاب میکنه و اشک تمساح میریزه
چی فکر کردی؟ فکر کردی اگه فقط شبیه من باشی، میتوی جای من رو بگیری؟
آقای بازرس، این چه مدرکی داره که ثابت کنه کیشان مالهوتراست؟
چرا چیزی نمیگی؟ چرا ساکتی؟
میخواید چی بگه آقای بازرس؟ اگه مدرک داشته باشه حرف میزنه دیگه
من از چامبا برگشتم، من
ازش بگرید که اگه این کیشان مالهوتراست پس اینجا چیکار میکنه؟
باید توی چامبا باشه دیگه
بعد از اینکه یه پسر، خبر مرگ مادرش رو دریافت میکنه، باید توی چامبا باشه
یا اینجا کنار مادرش؟ شما در این مورد تصمیم بگیرید
خب، پس تو توی چامبا بودی؟
دربارهی چامبا چی میدونی؟
این آدمها رو میتونی گول بزنی
اما اگه من مردم چامبا رو بیارم اینجا چی؟
کی رو میخوای بیاری جلوی من؟
کدخدا رو؟
عمو بنارسی رو؟
پستچی رو؟
خاله تولسی؟ جوگنو؟
یا رادها رو؟
عمو، این یه حقهباز بزرگه
حتما من رو تعقیب میکرده که همه چیز رو میدونه
دادو
این همون دعایی هست که تو به من دادی دیگه؟ نه؟
آره خودشه آقای بازرس-
ازش بپرسید که آیا اون هم یه همچین بازوبندی داره؟
نه ندارم
چون من اون بازوبند رو توی چامبا گم کردم
دروغ میگه آقای بازرس، دروغ میگه
یک دقیقه صبر کن پسرم
تو مدرکی برای این حرف داری؟
شما این سوال رو میپرسید عمو؟ شما؟
فقط چون یه بازوبند نیست باور میکنید که من یه حقهبازم؟
خیلی خب
من مدرکی بزرگتر از اون دارم
و اون هم این نامهست که مامان با دست خودش نوشته و فرستاد به چامبا
ببینید، ببینید عمو
...عمو کمیسر
حالا نگو که نامهی تو مثل بازوبند من گم شده؟
اینطور بهم نگاه نکنید عمو، عمو حرفم رو باور کنید
من کیشان مالهوترا هستم
چیکار کنم؟
شِرو؟ عمو سگم شِرو؟
عمو، این میتونه آدم رو فریب بده اما نمیتونه حیوانات رو فریب بده
سگم شِرو رو صدا کنید شِرو
بیا شِرو، بیا پسر خوب بیا
شِرو؟
شِرو؟
تو چت شده شِرو؟
تو چت شده؟
اسمت هر چیزی که هست درست گفتی
فریب دادن آدمها راحته اما فریب دادن حیوانات...نه
...عمو من
چیز دیگهای هم برای گفتن داری؟
من به خاطر این خونه پسر خودم رو از خونه انداختم بیرون
آقای بازرس، این رو ببرید
نه عمو، شما دارین فریب میخورین
من کیشان مالهوترای واقعی هستم، من
حرفم رو باور کنید خفه شو-
اون یه فریبکار و حقهبازه خواهش میکنم حرفم رو باور کنید
ماشینم؟
چی شده؟ چیزی ناراحتت کرده؟
لیلا
عقلم یه چیزی میگفت و دلم یه چیز دیگه
حس میکنم کسی رو که به عنوان یه فریبکار از خونه انداختن بیرون
همون کیشانِ اصلیه
چی؟ آره-
شما؟
به چشمهای من نگاه کنید، چی میبینید؟ دروغ؟ فریب؟
یا بیچارگی یه پسر؟
کسی که نتونست برای آخرین بار مادرش رو ببینه؟
دادو
من اصلا از این ناراحت نیستم که من رو از خونه بیرون کردن
از این هم ناراحت نیستم که عمو و بقیه نتونستن من رو بشناسن
ناراحتیم از اینه که اصلا نمیدونم چه اتفاقی برای مادرم افتاده
دادو، شما میدونید که مادر من چطور فوت کرد
آقا، به من گفتن که ماشین خانم از اینجا افتاده پایین
نتونستن جسمش رو پیدا کنن ترمزها مشکل پیدا کردن
هیچ ترمزی مشکل پیدا نکرده، این یه نقشه بوده چی؟-
مامان رو به قتل رسوندن
امروز همینجا به مادرم قسم میخورم که قاتلش رو زنده نمیذارم
آقا، من فقط انقدر میدونم که هر کسی که به خاطر ثروت، خانم رو به قتل رسونده
نباید دستش به اون ثروت برسه
سعی کنید ثروتتون رو از چنگشون در بیارید وگرنه اونها جایگاه و ثروتتون رو قبضه میکنن
آقای مدیر
شما میدونید که توی مراسم چه اتفاقی افتاد بله-
قبل از اینکه اون کلاهبردار تمام دارایی من رو بالا بکشه
میخوام تمام پولم رو از بانک خارج کنم
اما دیروز یه راه حل برای این مشکل پیدا کردین دیگه؟
و ضمنا، شما امضای قدیمیتون رو هم تغییر دادین
پس نگران چی هستین؟
حالا اون کلاهبردار حتی نمیتونه یک روپیه از اینجا برداره
و اگر هم خیلی سعی کنه این کار رو بکنه به عنوان کلاهبردار دستگیر میشه
الو
بله آقای شانتی پراساد خودم هستم
آقای کیشان روبروی من نشستن
کلاهبردار؟
آقای مدیر این اشتباهه من کیشان مالهوترای واقعی هستم
خفه شو -دارم راستش رو میگم قربان گفتم خفه شو-
امضای من رو بررسی کنید این رو بندازید بیرون-
خدا رو شکر کن که پلیس رو خبر نمیکنم
برو بیرون
آقای کِسِری، من واقعا توی دردسر افتادم حرفم رو باور کنید
تمام درهای امید به روم بسته شدن
فقط شما میتونید کمکم کنید آقای کِسِری، همین
خیلی آروم از اینجا میری یا پلیس رو خبر کنم؟
حرفم رو باور کنید آقای کِسِری من کیشان مالهوترا هستم
راگو، بیما، بیرجو این آقا رو بندازید بیرون
این کار رو نکنید آقای کِسِری
من کیشان مالهوترا هستم به حرفم گوش کنید
یه کم فکر کنید من کیشان مالهوترا هستم
قربان، این 200 هزار روپیهای هست که دیروز درخواست داده بودین
بیا تو
بیا تو
چیه هر بار که میخوای بیای، در میزنی؟
مستقیم بیا داخل دیگه دیوونهی احمق
قربان، شما گفته بودین که قبل از وارد شدن در بزنم
آره، آره البته
ببخشید قربان اشکال نداره-
چقدر شکر بریزم برای قهوهتون؟ یک و نیم قاشق-
بله آقا
"لازم نیست، اول شکر میخورم و بعد قهوه رو میخورم"
به چی نگاه میکنی؟ بریز دیگه نه، چیزی نیست-
زود باش، بریز
احمق
بله؟ بهانو هستم-
چرا زنگ زدی؟ خیلی پول نیاز دارم-
ترتیبش رو دادم عصری میرسه دستت
و یک چیز دیگه
کیشان مالهوترای واقعی خیلی داره سعی میکنه واقعیت رو ثابت کنه
به بانک رفته بود خونهی آقای کِسِری هم رفته بود
قهوه قربان
گمشو وگرنه یکی میخوابونم تو گوشت
چطور میتونی یه بچه رو بزنی؟
پول نداره و غذا میخواد
بفرمایید
تو بهش غذا بده من پولش رو میدم
بچه رو میزنه
بیا پسر، بگیرش
مراقب باشید
پولم، پولم
پسرم کیشان؟ تو؟
چی شده؟
زمان بدیـه دادو اون حرومزاده خواست من رو بکشه
کی؟ همون حرومزاده دیگه-
فقط 100 روپیه داشتم و اون رو هم گم کردم
خسته شدم دادو، خسته شدم
گاهی اوقات خودم شک میکنم که من کیشان مالهوترا هستم یا نه؟
نه پسرم، این حرف رو نزن
من تمام تلاشم رو میکنم فقط دو سه روز بهم وقت بده
سعی میکنم نقشهشون رو بفهمم
دادو، هر کاری میکنی سریع انجامش بده
عشق من اونجا توی چامبا منتظرمه
من مادرم رو از دست دادم
و نمیخوام رادها رو از دست بدم، دادو
رادها
انقدر به جاده زل زدی که جاده خسته شده تو کی میخوای خسته بشی دخترم؟
آدمهایی که با امیدهای واهی زندگی میکنن
چیزی جز اشک گیرشون نمیاد رادها
آره دخترم
بعد از 30 سال کار ...امروز برای اولین بار فهمیدم که
نامهی یک نفر، چقدر میتونه با ارزش باشه
به همهی روستا نامه میدم
اما الان میخوام منتظر نامهی تو باشم
دخترم الان حتی من هم برای درد تو درمانی ندارم
دخترم رادها
کیشان برنمیگرده
اگه میخواست بیاد
چرا کارخونهی روستا رو تعطیل کرده؟ چرا؟
بگو دخترم
شما کاملا درست میگید عمو بنارسی
اما قلبم نمیخواد این رو قبول کنه
این رو چیکار کنم؟
با هر بار طپش، صد بار بهم میگه
که اون حتما توی دردسر بزرگی افتاده
هی سگِ احمق احمقِ نفهم
هی تونی، یه چیزی رو بهم نگفتی چی؟-
که چطور موفق شدی این سگ رو گول بزنی
تونی؟
این عوضی چطور اون روز سر صاحب خودش پارس کرد؟
بازرس تیتیدهولاک
وقتی تونی میتونه تبدیل به کیشان بشه
چرا موتی نتونه جای شِرو رو بگیره؟
این هم تقلبیه پسر تو دیگه کی هستی؟-
پس چی فکر کردی؟ اگه اون روز شِرو بود
من رو تیکه تیکه میکرد
چی بود؟
آروم، آروم
با سلاح قانونی، کار غیرقانونی نکنید...تیتی
درسته...بریم
سوارکام، تو خیلی به این خونه خدمت کردی، نه؟
حالا دیگه باید استراحت کنی
عمو سواک
اونهایی که شنا بلد نیستن
نباید به آب نزدیک بشن
نه
:کاملترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org
"دادو، نمیذارم از خودگذشتگیـت ضایع بشه"
صبح بخیر قربان دفتر حساب کتاب رو همین الان بیار به اتاق من
بله قربان صبح بخیر قربان-
بیا داخل
بفرمایید قربان ممنون-
چیکار میکنی ناراد؟
نمیپرسی چقدر شکر برای قهوهم بریزم؟
قربان؟ شما؟
قربان، اینجا خیلی به هم ریخته
یه کلاهبردار به جای شما اومده اینجا میدونم ناراد، میدونم-
و همه چیز رو از این دفتر حساب کتاب فهمیدم
اون حرومزاده دو دستی دارایی من رو صاحب شده
همین نیست قربان، اون میخواد تمام زمینها و کارخونههاتون رو بفروشه
چی؟ بله قربان-
و اون کارخونهای که توی چامبا راه انداخته بودین
تعطیل شده قربان
ببین ناراد، خوب گوش کن
هرگز به همشکل من نگو که حقیقت رو میدونی چشم-
شاید همون کاری که با سواکرام رو کرده با تو هم بکنه سواکرام-
آره
سواکرام رو به قتل رسوندن این یارو خیلی آدم خطرناکیه
کیشان، من نمیفهمم که چطور تصمیم به این بزرگی رو گرفتی؟
اون هم بدون اینکه از من بپرسی؟
آخه چرا میخوای زمینها و اموال رو بفروشی؟ عمو-
بعد از مرگ مامان، نمیتونم این کار رو بار رو تنهایی اداره کنم
حالا میخوام یه خرده این کسب و کار رو فشرده کنم
بیایید، بیایید
دو تا کیشان؟
تو؟ تا اینجا اومدی؟ ...چطور جرات کردی؟
عمو، چرا باور نمیکنی که من کیشان هستم؟ کیشان شما هستم
و این حرومزاده کلاهبرداره
هی خفه شو
تا امروز هیچ کاری باهات نکردم
یه آدم بیچاره رو بخشیدم
اما حالا دیگه داری زیاده روی میکنی
منتظر چی هستین؟ با پلیس تماس بگیرید
سریع بله قربان-
امروز این کلاهبردار همهی ما رو فریب داده عمو؟-
نمیدونم اینجا چیکار میکرده
خوب شد به موقع رسیدیم ...وگرنه این عوضی
حرومزاده، سگ، عوضی مراقب حرف زدنت باش-
هی چیکار میکنی
عمو، حرفم رو گوش کنید این کلاهبرداره
باور کنید، من کیشان مالهوترا هستم اینجا دفتر منه
حالا باقی زندگیش رو توی زندان میگذرونه
بگو که تو کیشان مالهوترا نیستی
نه بگو-
نه
بگو، بگو که تو کیشان مالهوترا نیستی
بگو نمیگم-
بگو، بگو تو کیشان مالهوترا نیستی
بگو
بگو، بگو
بگو که تو کیشان مالهوترا نیستی
حرومزاده
"بیـــا"
"بدون تو این قلب دیوونه به من گوش نمیده"
"بیـــا"
"بدون تو این قلب دیوونه به من گوش نمیده"
"هیچکس نمیدونه که من چطور زنده ام"
"مُردن بهتر از اینطور زندگی کردنه"
"جان جانان"
"تو از بیچارگی من خبر نداری"
"جان جانان"
"تو از بیچارگی من خبر نداری"
نه راهی هست و نه مقصدی" "زندگی خیلی مشکل شده
"حالا چطور میتونیم همدیگه رو ببینیم؟"
"عزیزم بیا و ببین من در چه حالی ام"
"بدون تو زندگی کردن برای محاله"
"عزیزم بیا و ببین من در چه حالی ام"
"بدون تو زندگی کردن برای من محاله"
لحظهی دیدار" "کلمات عاشقانه
"خاطرات اون ملاقات من رو به گریه میندازن"
نه خبری از تو دارم" "نه میدونم کجایی
"کجا رو دنبالت بگردم؟"
"هیچ نشانی از تو ندارم"
"جان جانان"
"تو از بیچارگی من خبر نداری"
"جان جانان"
"تو از بیچارگی من خبر نداری"
نه راهی هست و نه مقصدی" "زندگی مشکل شده
"حالا چطور قراره همدیگه رو ببینیم؟"
"بیــــــا"
"بدون تو این قلب دیوونه به من گوش نمیده"
"بیــــــا"
"بدون تو این قلب دیوونه به من گوش نمیده"
"کسی نمیدونه که من چطور زنده ام"
"مُردن بهتر از اینطور زندگی کردنه"
رفیق، اگه میخوای از اینجا بری بیرون فقط یک راه هست
اون
اون کیه؟
تمام زندانها برای اون مثل مهمونخونه هستن
خیلی ماهر و چیره دسته
استاد باز کردن قفله
اما فقط یک خدا داره...اون هم پوله
پول؟
داداش
من...من فعلا پولی ندارم
اما وقتی کمک کنی از اینجا برم بیرون
هر چقدر که بخوای بهت میدم
...تو
کمکم میکنی دیگه داداش؟
این...نمیتونه صحبت کنه
فقط زبان پول رو میفهمه
رفیق، بعد از اینکه از اینجا رفتی بیرون باید پولش رو بهش بدی
میتونی این کار رو بکنی؟ بله-
آقای شانتی پراساد شما نگران اون کلاهبردار نباشید
اون الان تحت بازداشت ماست
نمیدونم
نمیدونم بعد از مرگ زنداداش کی این خونه رو چشم کرده
هر روز یه اتفاقی میاُفته
حالا ببینید، اون روز سواکرام که چندین سال خدمتکار اینجا بوده، توی استخر غرق شده
نا امید نشید آخه کی میتونه سرنوشت رو عوض کنه؟
تو؟
چطور جرات کردی؟
من داداش بهانو رو آوردم عمو تو؟-
تو خوب میدونی که من این بیایمان رو از زندگیم انداختم بیرون
به حرف من اعتماد کنید عمو
این الان دیگه کاملا مثل من شده
اون موقع اونطور بود اما الان اصلا همچین آدمی نیست
وگرنه چرا باید میاوردمش اینجا؟
آدم مثل زمان میمونه هر لحظه عوض میشه
و ضمنا، من خیل به داداش بهانو نیاز دارم
تو به این چه نیازی داری؟ فقط من نه، همهمون نیاز داریم-
یه کم فکر کنید، اگه داداش بهانو کنارمون بود اون روز اون اتفاقی که توی دفتر افتاد، اصلا میاُفتاد
اون همشکل من از این موضوع سوءاستفاده میکنه
که ما با هم متحد نیستیم، نه عمو کمیسر؟ آره-
...اون درسته اما
عمو، عمو، عمو
خدا هم این رو مجازات کرده صورتش رو ببینید
شما بزرگترید، به خاطر من ببخشیدش
هی، پای بابات رو لمس کن...معذرت خواهی کن بسه، بسه باشه-
برو دنبالش
آفرین کیشان تو واقعا پسر خانم سومیترا هستی
من بهت افتخار میکنم
آقای کمیسر، بعد از مرگ مادرم برای اولین بار حس کردم
که دوری از نزدیکانت چقدر سخته...چقدر سخته
چی میگی؟
میخوای بری شهر؟ اون هم تنها؟ تا اون کیشان رو ببینی؟
نه، نه...من نمیتونم اجازه بدم به شهر بری
آقای کدخدا، با اینجا موندنش هم که اینطور نمیتونه زندگی کنه
ببینید، انتظار هیچ حدی نداره ...اینطور حداقل میدونه
که چرا آقای کیشان قول داده بود که برگرده اما برنگشت
...اما یک بار...بذارید بره تا تسلی پیدا کنه-
کدخدا، ما که نمیذاریم رادهای ما تنها بره شهر
یه نفر باید باهاش بره دیگه
داداش جوگنو رو هم باهاش میفرستیم
چی میگی جوگنو؟ آره، آره -من؟-
آره پس کی؟
کاملا درست گفتین، جوگنو باهوش ترین آدم روستاست
خیلی خوب از رادها مراقبت میکنه درسته جوگنو؟
بابا من نمیتونم از خودم مراقبت کنم چطور میخوام از اون مراقبت کنم؟
...میدونید، وقتی شب میشه این بهونهی شب و روز رو ول کن داداش جوگنو-
یک بار تو زندگیت برای یه نفر مفید باش
...داداش آره کدخدا-
رادها حتما با جوگنو به شهر میره
این تصمیم همهی ماست
قبول کن جوگنو، قبول کن
اما به مشکل من هم گوش کنید
داداش جوگنو، با من بیایید دیگه
باشه
وایسا، وایسا، وایسا
هی نگهبان، اینجا خونهی آقای کیشانـه دیگه؟
بله
برو جوگنو ببین آقا خونه است یا نه
من ببینم؟ -آره اون هم این موقع؟-
برو دیگه جوگنو، این چه حرفیه میزنی؟
رادها، وقتی میخواستم از روستا بیام بیرون ستاره شناس بهم گفت
که جوگنو، بعد از غروب آفتاب به چیزی نگاه نکن
وگرنه اون چیز ناپدید میشه، به خاطر همین چشمهام رو باز میکنم اما چیزی نمیبینم
خیل خب بابا، باشه، باشه خودم میرم، این رو بگیر -بده
بگیرش دیگه، اینجا باشه-
هی دختر، کجا میری؟
هی، دستم رو ول کن دستم رو ول کن
میدونی من کی هستم؟ میدونی؟
نه اربابت کیشان هست؟ میخواد با من ازدواج کنه-
و اگه بفهمه نذاشتی برم داخل کارت رو از دست میدی
اوه...ببخشید اشتباه کردم بفرمایید داخل
اون خونهست دیگه؟ بله هست-
خوبه
ازدواج
ارباب ما که هر شب ازدواج میکنه
کیشان؟
رادها
رادها؟
هی رادها؟
رادها؟ رادها؟
کجا رفت؟
هی، پلیس
بدو
رادها
وایسا رادها
رادها، رادها
چیکار میکنی؟ به من دست نزن، ولم کن-
تو چت شده؟ دیوونه شدی؟
تا حالا دیوونه بودم
امروز عاقل شدم
امروز واقعیت رو دربارهی تو فهمیدم
چه قولهایی توی روستا بهم دادی چه رویاهایی نشونم دادی
خودت گفتی که همهی شهریها مثل هم نیستن
همهی روستا بهم گفتن که تو عوض شدی
اما من قبول نکردم اومدم شهر که دنبالت بگردم
...اما امروز
امروز وقتی با چشمهای خودم دیدم که توی خونهت داری عیاشی میکنی
تمام واقعیت رو دربارهی تو فهمیدم
نه رادها، نه
تو هم اشتباه برداشت کردی
تمام دنیا من رو نشناخت
اما چشمهای تو چطور نتونستن من رو بشناسن؟
من بعد از چندین روز امروز از زندان فرار کردم
اون کسی که توی خونهی من دیدی من نبودم
اون همشکل منه
یه کم فکر کن وضعیت اون مثل من بود؟
اون یه کلاهبرداره داره همه رو فریب میده
بیا رادها
"ما امروز، به گونهای همدیگه رو دیدیم"
"که هرگز دوباره از هم جدا نمیشیم"
"بگو رادها، بگو"
"چطور به ملاقات من اومدی؟"
"...خدا صدای"
"دعاهای من رو شنیده"
"کیشانِ من، دعاهای من پاسخ داده شدن"
"بگو رادها، بگو"
نمیدونم موقع خارج شدن از روستا صورت کی رو دیدم
حالا تموم زندگی جلوی چشمم تیره و تار شده
نمیدونم کی برمیگردم روستا و بیجلی عزیزم رو میبینم
شش بار فقط ماشین از زده بهم
اگه واقعا یه ماشین از روم رد بشه، میمیرم
کی بود؟
چیکار میکنی بابا؟ مگه نمیبینی؟ کوری؟
بهبه بابا، کور خودتی که به یه آدم نابینا میگی کور، خجالت نمیکشی؟
دیگه چیزی به نام انسانیت نمونده چرا اینطور زل زدی بهم؟
بلند کن بیچاره رو
چطور این کار رو بکنم داداش؟ من خودم کورم
عجب آدم کثافتی هستی با این چشمهای گنده میگی کوری؟
باید همچین آدمی رو یه کتک مفصل زد
بزنیدش، بزنیدش
بزنیدش
گوش کنید، برید کنار بزنیدش-
بزنیدش بیچاره رو ول کنید-
گوش کنید، گوش کنید ببخشید بیچاره رو
ببخشید داداش به خاطر من کتکت زدن
اما نباید دروغ میگقتی که کوری
خیلی خب، بگو ببینم کارت چیه؟
هیچی، از روستا اومدم بیکارم
بیکاری؟ اشکال نداره
با من آشنا شدی دیگه
یه کار برات پیدا میکنم خیلی خب-
میریم خونه باشه-
یه کم دستت رو بگیر دستت کجاست؟-
این دست منه
عه، چیکار میکنی؟ اون پامه
ولش کن داداش گفتم دستم رو بگیر
آروم بلند شو، وگرنه دوباره ماشین میزنه بهمون
دستت رو بذار روی شونه ام بیا آروم از خیابون رد بشیم-
خیابون خیلی شلوغیه نگران نباش، خدا همراهمونه-
ما کوریم
ممنون رئیس، ممنون ممنون
پانجیم، گوآ
پانجیم، گوآ عه، آقای تونی...صبح بخیر-
این همه روز کجا بودین؟ دبی بودین؟
من الان میرم و چایی مخصوصتون رو میارم
دبی؟
تونی؟
تونی؟
داداش تونی، مشکلی که بوجود آوردی هنوز حل نشده
اینجا تنشهای زیادی وجود داره یه کاری بکنید، برای چند روزی از اینجا برید
اگه کسی من رو باهات ببینه من هم توی دردسر میاُفتم
اینجا چه خبره؟
فکر کنم اون همشکلت که هست توی خونهی توئه؟...اون اینجا زندگی میکنه
و اسمش تونیـه
تونی؟ آره-
تونی؟ تونی، تونی
کجا رفته بودی و سونیات رو تنها گذاشته بودی؟ ها؟
این کیه؟
...این، این
فهمیدم، اون کاملا، بعد رُزی، بعد من
و حالا این، نه؟
از این رفتارت خیلی خوشم میاد یالا بیا بریم
کجا؟ کجا میخوای بریم؟ کلوب تری ایس دیگه-
بدون تو خیلی احساس تنهایی میکردیم اما امروز، امروز اونجا جشن میگیریم
یالا، بیا بریم باشه، باشه...اون در مورد تونی خیلی میدونه، بریم که بفهمیم-
باشه
"دل دیوونهم بیقرار بود"
"...کسی که منتظرش بودم"
"دل دیوونهم بیقرار بود"
"...کسی که منتظرش بودم"
"اومده...اومده...اون اومده"
"من عاشقم، دیووانه ام"
"مثل پروانهای هستم که دور شمع میچرخه"
"من عاشقم، دیووانه ام"
"مثل پروانهای هستم که دور شمع میچرخه"
"دل دیوونهم بیقرار بود"
"...کسی که منتظرش بودم"
"دل دیوونهم بیقرار بود"
"...کسی که منتظرش بودم"
"اومده...اومده...اون اومده"
"من عاشقم، دیووانه ام"
"مثل پروانهای هستم که دور شمع میچرخه"
"من عاشقم، دیووانه ام"
"مثل پروانهای هستم که دور شمع میچرخه"
الو مایکل...تونی اومده
"عزیزم، تا حالا همچین محیطی رو ندیده بودم"
"هیچکس داستان این عشق رو نمیدونه، عشق من"
"عزیزم، تا حالا همچین محیطی رو ندیده بودم"
"هیچکس داستان این عشق رو نمیدونه، عشق من"
"من مال توام، تو مال منی و این دنیا برای ما بیگانهست"
"دیوونه، به زبون قلبم گوش کن"
"بذار من توی ضربان قلبت بمونم"
"بیا پیش من...بیا، بیا، بیا"
"دل دیوونهم بیقرار بود"
"...کسی که منتظرش بودم"
"دل دیوونهم بیقرار بود"
"...کسی که منتظرش بودم"
"اومده، اومده، اومده...اون اومده"
بیا رادها
نمیتونم نگه دارم بپر، بپر
...گفتم
بیا بدو، بدو، بدو
الو، ایستگاه پلیس؟ نه، نه این چه کاریه میکنی؟-
تونی، حالا فقط پلیس میتونه کمکت کنه
چون اینها کاملا مطمئنن که تو خواهر روهینی رو کُشتی
اما من مطمئنم که تونی من میتونه دزدی کنه میتونه کلاهبرداری کنه
اما قتل...هرگز نمیتونه کسی رو بکُشه
راستش رو بگو تونی به جون خودم قسمت میدم
اتهام روهینی غلطه دیگه؟ تو اون رو نکُشتی، درسته؟
نه اما اگه بیگناه بودی پس چرا فرار کردی؟-
...اون، اون
تونی، اونها اومدن تو از در عقب فرار کن
...اما تو
اونها دنبال تو هستن خودم ترتیبش رو میدم
شماها برید، سریع زود باشید برید
بیا
تونی کجاست؟
نه
تونی
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
بیا، بیا
فکر کنم فرار کردن بیایید
تو؟
ما میخوایم جونمون رو نجات بدیم و تو به فکر پولی؟
موضوع پول چیه؟ اون بهم کمک کرد از زندان فرار کنم-
بگیرش، این رو بگیر و دست از سرم بردار
خفه شو بابا ساکت شو بذار فکر کنم ببینم چیکار باید بکنیم
بعدا بقیهی پول رو بهت میدم الان چیکار کنیم؟
چیکار کنیم؟ چیکار کنیم؟-
بیا همه چی رو به پلیس بگیم
حالا که همه چی رو دربارهی اون فهمیدیم
اون خودش گیر میاُفته
نه، نه رادها، اون جلوی همه ثابت کرده که من کیشان نیستم و اونـه
و این رو هم میتونه ثابت کنه که اون تونی نیست و من تونی ام
همهی جرمهاش میاُفته گردن من
حالا یه راه داریم، باید همونطور باهاش بازی کنیم که اون با من بازی کرد
و زندگیش رو به هم میریزیم و من هم کمکت میکنم-
اون یه آدم عیاشه دیگه، و فریب دادن همچین آدمی خیلی سخت نیست
کیشان، اگه رادهای تو اون رو دیوونهی خودش بکنه چی؟
نه، نه خیلی هم ساده نیست امن نیست، و حتی ممکن نیست
منظورت چیه که امن نیست آسون نیست، ممکن نیست؟
توی این دنیا همه چی ممکنه
خواستن توانستن است
رادها، تو؟ تو این همه انگلیسی حرف زدی؟
کیشان، بعد از رفتن تو ...جز به تو فکر کردن
و یادگیری انگلیسی دیگه کاری برام نمونده بود اوه، اوه-
...اما اون موقع این رو نمیدونستم
که یادگیری انگلیسی یه روز انقدر به کارم بیاد
چی؟
منظورم اینه که حالا فقط بشین و تماشا کن
رادها تبدیل به ریتا میشه و کاری میکنه تونی به سازش برقصه
...تینا عزیزم، میدونی
امروز طالع بین بهم گفت که من امسال ازدواج میکنم
و با دختری ازدواج میکنم که اسمش با حرف "تی" شروع میشه
نمیدونم اون از کجا میدونست که من عاشق تو هستم؟
ببخشید، الان برمیگردم
برو، برو عزیزم برو
آقای کیشان، به جای اینکه خودتون مشروب بخورید، دارید به میز شراب میدید؟
وای، چه جیگری
عجب چیز خوشگلیه
قربان، من که انقدرها هم خوشگل نیستم
تو نه احمقِ نفهم
اون جیگر
اوه عجب، منظورتون خانم ریتاست؟
خانم ریتا؟
تو اون رو میشناسی؟ درموردش چی میدونی؟
...خیلی چیزها میدونم، اما
آها
حالا بگو
اون دختر لوس یه آدم خیلی پولداره عجب-
خیلی از دخترهای پولدار خوشم میاد بقیهش رو بگو
از خونه فرار کرده
توی خونهی خودم نگهش میدارم
بقیهش رو بگو
عاشق رقصه...شما رقصیدن بلدین دیگه؟
من رقاص به دنیا اومدم احمقِ نفهم
بقیه رو بگو
حالا چی بگم؟
حالا دیگه شما باید حرف بزنید
تو خیلی خوب میرقصی میتونم باهات برقصم؟
با من؟ البته
تو کی هستی؟
بادیگاردمه، گونگا
میدونی
امروز طالعبینم بهم گفت
که من قراره امسال ازدواج کنم
و اسم اون دختر با حرف "ر" شروع میشه
اوه عالیه چرا؟-
اسم من هم با "ر" شروع میشه...ریتا واقعا؟-
مستقیم بیا داخل عزیزم فکر کن اینجا خونهی خودته
اینجا کلبهی محقر کیشان مالهوتراست
به نظرت چطوره عشقم؟ خیلی خوشگله، دوستش دارم-
با من بیا عشقم با من بیا-
با این آشنا شو این پسر عموی منه، بهانو
و این هم دوست ویژهی منه بازرس تیتیدهولاک
...و با ایشون آشنا بشید، ایشون خانم خانم؟-
ریتا توی اولین دیدارمون تصمیم گرفتیم که با هم ازدواج کنیم-
همسر آینده ام بیا بریم عشقم، بیا بریم
داداش دهولاک
من این آشغال رو خیلی خوب میشناسم این تا عروسی منتظر نمیمونه
میدونم با چه ترفندی دخترها رو فریب میده حسودی نکن بهانو-
تونی شریک ماست آره-
و داداش، کی میدونه شاید یه چیزی هم از این به ما برسه
آره، دختره خیلی جیگره آره-
اما باید با این بادیگارد چیکار کنیم؟
البته...یه کم به من وقت بده
"هوا سرده، پنجره رو ببند"
"هوا سرده، پنجره رو ببند"
توی اتاق بسته، توی اتاق بسته" "بذار عشقت فوران کنه
توی اتاق بسته، توی اتاق بسته" "بذار عشقت فوران کنه
کنارم بشین، بیا پیشم بشن" "و باهام حرف بزن
"بشین کنارم و یه کم باهام حرف بزن"
توی اتاق بسته، توی اتاق بسته" "بذار عشقت فوران کنه
توی اتاق بسته، توی اتاق بسته" "بذار عشقت فوران کنه
"این ابرهای تاریک و این هوای پر از شبنم"
قلبم عطش داره" "و ضربان قلبم جوان هستن
"این ابرهای تاریک و این هوای پر از شبنم"
قلبم عطش داره" "و ضربان قلبم جوان هستن
"چرا باید بین ما فاصله باشه؟"
"چرا باید درد جدایی رو تحمل کنیم؟"
"بعد از لمس لبهای صورتی تو، مست شدم"
"چرا از اینکه به آغوش تو اومدم دارم لذت میبرم"
"من رو توی چشمهات اسیر کن"
"کنارم بشین و باهام حرف بزن"
"کنارم بشین و باهام حرف بزن"
توی اتاق بسته، توی اتاق بسته" "بذار عشقت فوران کنه
توی اتاق بسته، توی اتاق بسته" "بذار عشقت فوران کنه
"فقط ما اینجاییم، هیچکس دیگهای نیست"
"اجازه نده این لحظات زیبا تموم بشه"
"فقط ما اینجاییم، هیچکس دیگهای نیست"
"اجازه نده این لحظات زیبا تموم بشه"
"الان هیچ فاصلهای بین ما نیست"
ما خوششانسیم که این فرصت رو" " به دست آوردیم، ای لربا
"این صدای و آرزوی قلبمه، من رو در آغوش بگیر"
تو رو درون نفسهام حل میکنم" "بیا در آغوشم
"سحر و جادوی بدن زیبای من رو بپسند"
"هوا سرده، پنجره رو ببند"
"هوا سرده، پنجره رو ببند"
توی اتاق بسته، توی اتاق بسته" "بذار عشقت فوران کنه
توی اتاق بسته، توی اتاق بسته" "بذار عشقت فوران کنه
"هوا سرده، پنجره رو ببند"
"هوا سرده، پنجره رو ببند"
توی اتاق بسته، توی اتاق بسته" "بذار عشقت فوران کنه
توی اتاق بسته، توی اتاق بسته" "بذار عشقت فوران کنه
بهانو و دهولاک بیرونن
و تو مستی
آره
ریتا عزیزم...دوستت دارم دوستت دارم
کیش، عزیزم...یه چیزی رو بهم بگو چی؟-
این اداره، این ویلا همهش مال توئه دیگه؟
آره، مال منه...فقط مال منه و بعد از عروسی مال تو میشه
اما چرا پرسیدی؟
...راستش اینه که
اون پسر عموت هست؟ ...اسمش چی بود؟...بها
آها، بهانوی احمق آره-
و اون تیتیدهولاک
میدونی، اونها همه سگاند
میدونی سگ چیه؟
مثل سگ دنبالم میان و دُم تکون میدن
...اون بهانو هست؟ یه حرومزادهی درجه یک
یه گوساله و آدم حقه بازیـه
مثل آدمهای عقب مونده و احمقه
و اون دهولاک هم رئیس حرومزادههاست و از بهانو دو قدم جلوتره
یه آدم حریص و رشوه خوره
اون یه لکهی ننگه برای نیروی پلیس یه لکهی سیاه
نه دهولاک، الان نه
بذار همینطور تو مستی حرف بزنه
اینطور میفهمیم که توی دلش چقدر از ما نفرت داره
صبر کن
حالا که تو رو پیدا کردم عزیزم؟ آره-
...تمام این اموال، این خونه، کارخونه
همهی کار و بار رو مخفیانه میفروشیم و به یه جای خیلی دور میریم
بعدش من و تو با هم توی یه خونه زندگی میکنیم
و توی تمام شهرهای دنیا یه خونه میخریم
یکی توی لندن
یکی توی پاریس آره یکی هم توی پاریس...یکی توی نیویورک-
عزیزم الان دیگه خیلی خوابم میاد
شب بخیر...تو هم برو بخواب
شنیدی؟ شنیدی؟
آره دیدی ان حرومزاده توی دلش چه حسی به ما داره؟-
باشه اشکال نداره، الان مسته
صبح باهاش حرف میزنیم...بیا
ای بابا مُردم...سرم درد میکنه
قهوهی سیاه درست کن برام
اول صبحی اینجا چیکار میکنید؟
اون دختره کجاست؟
حتما توی اتاقمه دیگه
تونی، من حرومزاده ام؟ حقهبازم؟ کلاهبردارم؟ ها؟
من مثل آدمهاییام که نمک میخورم و نمکدون میشکنم؟
و من، تیتیدهولاک یه سگِ عوضیام که دنبالت راه افتادم؟
من سگم؟ کثافتم؟ حریصم؟
من لکهی ننگ پلیسم؟ من یه لکهی سیاهم؟
چی میگی بابا اول صبحی؟ همون حرفهایی که تو دیشب در حالت مستی به عزیزت میگقتی-
آره، میخوای این ویلا و کارخونه و کسب و کار و همه چی رو بفروشی و با ریتا فرار کنی؟
هی تونی، ما هم برای رسیدن به این جایگاه، شب و روز زحمت کشیدیم
اگه بخوای ما رو دور بزنی
همون بلایی رو سرت میاریم که سر سِواکرام آوردیم
هی دهولاک، این رو بذار توی جیبت
با این میتونی آدم شریفی مثل سِواکرام رو بترسونی، من رو نه
و یه چیز دیگه رو خوب حواستون باشه
هرگز سعی نکنید من رو تهدید کنید میخوای چیکار کنی؟ ها؟-
وگرنه توی جیبم برگ برندهای رو دارم که اگه نشونش بدم، کار هر دوتون تمومه
برگ برنده؟
گونگا؟
این گونگا کجا مُرده؟
آب بیار، آب بیار
داداش من پول ندارم بزن به حسابم
بعدن میدم ای داداش -نه، نه-
پارس نکن، پارس نکن پولش رو میدم، میدم
بگیر
ممنون رفیق، ممنون من اسمت رو نمیدونم
اما از وقتی پیدات کردم کسب و کارم خیلی پیشرفت کرده
بابا اون که پولش رو داد چرا دوباره پارس میکنی؟
من دو برابر کرایه میدم دیگه
نه بابا بحث کرایه دو برابر نیست حتی اگه یک میلیون هم بدین نمیتونم ببرمتون
من عصر کسی رو سوار ماشین نمیکنم از اینجا برید
هی نمیشنوی؟ به اون گفتم نه تو کجا داری میری؟
این چه زبونیه حرف میزنی؟
انگار یه سگ لباس آدمیزاد پوشیده بیا پایین ببینم
داره میاد طرف ما؟
چه لزومی داشت بری اونجا آخه؟
سگها اجازه نمیدن سگ دیگهای وارد قلمروشون بشه
خفه شو
حالا برو دیگه
داره تاریک میشه و من دیگه نمیتونم چیزی رو ببینم
حالا چیکار کنم؟
...عصر
رفت
این که شب شد
جوگنو...حالا چی میشه؟
هی، هی چیکار میکنی؟
چی شد؟
هی کور، کامیون رو نمیبینی؟ کامیون؟-
این کامیونه؟
فکر میکردم دو تا موتور داره میاد و میخواستم از وسطشون رد بشم
اگه این کار رو میکردی الان سینهی قبرستون بودی
ریکشات رو ببر کنار ببینم چطور ببرمش؟ باید بلندش کنم؟-
یک دقیقه
داداش؟ هی داداش؟
...داداش
کرایهش رو هم نداد و فرار کرد
تخم سگ
بذار یه کم چای بخورم
هی، چیکار میکنی؟
چی شده؟
چی؟
چرا اومدی اینجا؟
برو پیش اون ارباب تقلبیـت
من به خاطر تو خونهم رو از دست دادم، برو
نمیری؟ بذار ببینم چطور نمیخوای بری
به کسی که باهاش زندگی میکردی خیانت کردی
روی من پارس کردی برو بیرون ببینم
کیشان، کیشان اولین حرکتمون کاملا موفقیت آمیز بود
اون عوضیها رو به جون هم انداختیم
حتی امروز برای اولین بار با هم دعوا کردن
اما تونی داشت بهانو و دهولاک رو دربارهی یه برگ برنده تهدید میکرد
برگ برنده؟
...چی ممکنه توی دستش باشه
این با تو؟
بهبهونهی اینکه این رو ببرم برای قدم زدن اومدم تو رو ببینم
...اوه نه...یعنی که
شِرو، شِرو
شِرو
شِرو، دوست من، من رو ببخش من رو ببخش
من اشتباه برداشت کردم
چقدر کتکت زدم
نمیدونستم اون حرومزاده با تو هم همون بازیای رو کرده که با من کرده
شِرو، من رو ببخش من رو ببخش رفیق
متاسفم شِرو، متاسفم
...این
برو شِرو
یالا شِرو
هی، هی آروم
آروم باش
هی، چیکار میکنی؟ آروم باش
هی احمق...احمق ِ نفهم
عزیزم، عزیزم این سگت دیوونه شده
امروز خیلی اذیتم کرد واقعا؟-
از دستم فرار کرد من هم دنبالش میدویدم
سگِ احمق، ساکت باش ...منظورم اینه که-
ساکت
دربارهی سگ متاسفم، دیوونه شده ببخشید
الو؟...بله
خب؟
به چه زبونی حرف میزنی؟
اشتباه گرفتی
...چی؟
به هندی بگو، به انگلیسی بگو اشتباه گرفتی
...صدات رو نمیشنوم
نه گونگا، بهت که گفتم امروز انجام نمیشه
خدا رو شکر که ساکت شدی فردا انجام میشه-
تو چت شده؟
من رو اذیت نکن هی، هی مشکل چیه؟ مشکل چیه؟-
ببین عزیزم، توی راه به خاطر سگت کیفم رو گم کردم
امروز روز حقوقشـه پولش رو میخواد، حالا ندارم از کجا بیارم؟
آخه چرا به خاطر همچین مشکل کوچیکی بحث میکنی؟
چی بود؟ اون-
سگ، سگ
چند روپیه داداش؟
به خاطر پونصد روپیه انقدر؟
این نفهم چی داره میگه؟ من که اصلا نمیفهمم
این پونصد روپیه نه پنج هزار روپیه میگیره
پنج هزار؟ کل هیکلش پنج هزار میارزه؟
این به هیچ دردی نمیخوره انقدر پول ندارم، باید چک بنویسم
این هم چک به ارزش 5000 روپیه
برو از بانک نقدش کن
هی، این چیه پشتت؟
بطریهای خالی میبره عزیزم
عزیزم، تو خیلی شراب میخوری کل خونه به هم ریخته بود
من هم بهش گفتم اونها رو ببره بندازه بیرون
تو چقدر از من مراقبت میکنی آخه؟
این صدا چیه؟
تو داری له له میزنی؟ آها، پول رو دیدی و داری له له میزنی
گونگا
یادت نره که فردا بری بانک و پول رو بگیری
اون حرومزاده امضام رو کاملا عوض کرده
ببخشید، ببخشید، ببخشید یک بار دیگه
...کیشان
مالهوترا
بذارید یک بار دیگه سعی کنم
کیشان مالهوترا
همینه، آره
چی شده آقای کیشان؟ میخواید همهی پولتون رو بردارید و فقط 51 روپیه بذارید بمونه؟
توی بانک پول ندارید؟
پول که داریم، از شعبهی مرکزی خواستم یه کم برامون بفرستن
میتونم از تلفن استفاده کنم؟
الو عمو تویی؟-
عمو؟
آره، عمو...منم کیشان
آها، بگو پسرم؟
خریدارهای زمین اومدن؟
اومدن بهشون بگو وایسن، من الان میام-
آره، توی بانکم دارم پول میارم
خیلی خب
اونها اومدن
چی شده آقای مدیر؟ از چیزی ناراحتین؟
نکنه فکر میکنید من کیشان نیستم و اون کلاهبردارم؟
نه، نه، نه اینطور نیست
بفرمایید پولتون رو تحویل بگیرید
ممنون
میلیونها روپیه توی این حساب پول بود
الان چقدر مونده؟ چقدر؟-
پنجاه و یک روپیه
چی؟ بذار ببینم
این رو گذاشتی برای کَفَنت؟ ببینید من هیچ چیزی دربارهی این موضوع نمیدونم-
بهانو، من این پول رو برنداشتم خفه شو بابا-
دهولاک، دیگه خیلی زیاده روی کرده
حالا میری پیش رئیس تا حقیقت رو بکشه بیرون
بریم راه بیاُفت ببینم-
گونگا
حالا میفهمیم که مغز متفکر این قضیه کیه
ما خیلی تلاش کردیم اما این عوضی هیچی نمیگه
یه گفتهی قدیمی هست دهولاک که میگه سگها نمیتونن غذای خوب رو هضم کنن
و ما به این گوشت بره دادیم
آخه چطور میخواد هضمش کنه؟
تونی، به این میگن شطرنج
بازی خیلی عجیبیه
گاهی اوقات یه سرباز کوچیک میتونه وزیر رو از راه به در کنه
...اما
من اون وزیری نیستم که از یه سرباز شکست بخورم
چون وقتی من بازی میکنم
بدون شک کیش و مات خواهد بود
شما بیدلیل به من شک کردین من پولی از بانک نگرفتم
...من
...البته، اون احمقِ کودن
اون کیشان مالهوترای حرومزاده این کار رو کرده
عجب...آره، این هم ممکنه
...اما تونی
تو توی بانک امضات رو عوض کرده بودی دیگه، نه؟
پس کیشان چطور میتونه از بانک پول برداره؟
ما تو رو از کلوب تری ایس آوردیم اینجا که این کار رو بکنی؟
چطور جرات کردی به ما خیانت کنی؟
نه آقای شانتی پراساد اگر حتی یک ذره به زندگیت علاقه داری-
اون پول رو بده من، بگو بگو اون پول کجاست حرومزاده
حرومزاده خودتی و پدرت و پسرت
اگه یک بار دیگه سعی کنی روی من دست بلند کنی، میدمت دست پلیس
و بقیهی زندگیت رو توی زندان میگذرونی
تو چی فکر کردی؟ فکر کردی من به آدمی مثل تو که زنداداش خودش رو میکُشه
کسی که به برادرزادهی خودش خیانت میکنه
و جلوی چشم همه خودش رو شریف نشون میده
با چشمهای بسته اعتماد کنم؟
نه
برگ برندهی من رو یادتونه؟
یادتونه گفته بودم که یه برگ برنده دارم؟ آره، آره، آره-
حالا وقتشه که برگ برندهم رو براتون رو کنم
ببینید
سومیترا دِوی؟
روزی یک بار به دیدن این پیرزن میرم
تا آدمهام مطمئن باشن که من زنده ام
و بهشون گفتم، روزی که نیومدم
اون خانم رو بردارن و مستقیم به ایستگاه پلیس برن
واقعا درست گفتن که بازی شطرنج خیلی عجیبه
اما، من هم یه سرباز پیاده نیستم
که به دست وزیر شکست بخوره
چی میگی؟
ای خدا، من رو نیمه کور کردی
حداقل نیمه باسوادم هم میکردی
...آخه من چطور برای روستا خبر بفرستم که
در حال جستجوی آقای کیشان رادها گم شده
داداش چیه؟-
شما تحصیل کرده اید؟ منظورت چیه؟-
اوه، انگلیسی بلدی یه نامه برام مینویسید؟
پول میدی؟
پول؟ آره داداش، هزاران روپیه خرج کردم تا فوق لیسانس بگیرم-
حالا میخوای همهی این پول رو اینجا وصول کنی؟ نه، نه-
میتونم وقتی که برای نوشتن نامهی تو میذارم رو بذارم و برم یه کاری انجام بدم
باشه، باشه، من 10 روپیه دارم پنج روپیه رو تو بگیر، پنج روپیهش رو هم من میرم باهاش غذا میخورم
با پنج روپیه فقط یک خط مینویسم
یک خط؟ انقدر نه...بگو-
....کدخدای عزیز...نه این رو ننویس وگرنه 5 روپیهام به باد میره
...موضوع غم انگیزی نه، نه این رو ننویس
بنویس رادها گم شده چی؟-
رادها گم شده رادها گم شده-
بدش من، همین
گوش کن، این نامه تا روستات نمیرسه
چرا؟ اشتباه نوشتی؟ نه اشتباه نیست...آدرسش کجاست؟-
پس بنویس دیگه پنج روپیه بده، مینویسم-
واقعا؟ آره-
همهی هزینهت رو میخوای همینجا بگیری؟ آدرس رو بگو-
آقای کدخدا آقای کدخدا-
گنگاپور گنگاپور-
چامبا چامبا-
بگیر
یه چیزی بگم؟ بگو-
تو 10 روپیه از یه فقیر گرفتی
تا 10 سال آینده کار پیدا نمیکنی مزخرف نگو ببینم-
شوخی میکردم خدا، براش کار جور کن
اما لطفا بذار این نامه به روستا برسه که رادهای من گم شده
رادها گم شده
رادها گم شده؟ رادها گم شده؟-
رادها گم شده؟ رادها گم شده؟-
رادها گم دشه؟
آره، آره رادها گم شده
اما چطور، کی و کجا؟ هیچ چیز دیگهای ننوشته
بدبخت مثل تلگراف دو تا خط نوشته
رادها دختر این روستاست مثل بچهی همهی ماست
کدخدا، ما میریم دنبال رادها نظرتون چیه؟
آره ،باید بریم آره، خودشه-
عزیزم، بگیر...شیر بخور
شیر بخور من توی بچگیم هم شیر نخوردم، برو ویسکی بیار برام-
خواهش میکنم عزیزم، کیش
به خاطر شراب داری دیوونه میشی
منظورم اینه که، هر باری که میبینمت اضطراب داری
بخور دیگه بیخیال-
به خاطر من، خواهش میکنم
برای سلامتی مفیده
و ذهنت رو آروم میکنه
ضمنا، موضوع چیه؟
منظورم اینه که چه اتفاقی برات افتاده؟
مشکلی پیش اومده؟
سلام آقای کیشان بله؟ شما کی هستین؟-
چی میخواید؟ چطور اومدین داخل؟
فراموش کردین آقای کیشان؟ امروز 15 آگوستـه خب؟-
قول داده بودین که برای امروز خونه رو خالی میکنید چی؟-
پولش رو که دادیم، این هم از مدارک مالکیت
خیلی خیلی ممنون
مالکیت اداره و کارخونه رو به دست گرفتیم
لطفا خونه رو هم تا عصر تخلیه کنید
خیلی خب، ما دیگه میریم
خداحافظ بریم-
این...این که امضای منه
عزیزم کیش، اینجا چه اتفاقی داره میاُفته؟
اونها چی میگقتن؟ از همین میترسیدم، اون حرومزاده همهی املاک رو فروخته
حتی یک روپیه هم نذاشته بمونه
حالا موضوع اینجاست که بهانو و دهولاک فکر میکنن من همه چی رو فروختم
آره حرومزاده
تو همه چی رو فروختی
شماها دارین اشتباه میکنین خفه شو-
حالا ما رو انداختی گوشهی خیابون
پول رو کجا گذاشتی؟ من پول ندارم، این امضا جعلیه-
کیشان این کارها رو کرده آره، کیشان این کار رو کرده-
داره راستش رو میگه دهولاک
کیشان همه چی رو فروخته
تو؟ آره، من...چرا؟-
از زنده بودن من تعجب کردی؟
فکر کردی به این راحتی میتونی کار من رو تموم کنی؟
تونی میتونه از چنگال مرگ فرار کنه
این مردی که در طول دو روز گذشته اینجا زندگی کرده
تونی نیست، کیشانـه
و اثباتش هم اینه
هی، چرا چرت و پرت میگی؟ هی، هی، هی-
توش چیه؟
پول فروش تمام املاک
که این کثافت اونها رو پیش خدمتکار وفادارش، یعنی ناراک گذاشته بود
دروغ میگه، دهولاک، بانو این میخواد شما رو فریب بده
من دروغ میگم؟
من دروغ میگم؟
گونگا
حقیقت رو بهشون بگو
من رو ببخشید آقای کیشان من آدم نمک به حرومی نیستم
اما اونها انقدر کتکم زدن انقدر کتکم زدن
به خاطر همین پولتون رو دادم بهشون
این یارو دیوونهست هی، از اینجا برو ببینم
باور نمیکنید از ریتا بپرسید، ریتا
دروغگو
من تونی ام، من تونی ام پس من کیشان هستم؟-
احمق، اگه من کیشان بودم چرا باید تمام این پول رو میاوردم اینجا؟
احمقِ نفهم سلام عزیزم-
دهولاک، من اومدم اینجا تا بدونی تونی کلاهبردار نیست
تمام پول رو آوردم
اما پولی که از بانک گرفته هنوز دست خودشه
نه دهولاک، حرفش رو باور نکن
این عوضی داره همون کاری رو با من میکنه که من باهاش کردم -آره
دو دقیقه بهم وقت بدین تا ثابت کنم باشه-
ببین، اگه تو تونی هستی پس باید راجع به زندگی تونی همه چی رو بدونی
که اون کجا زندگی میکرد، چیکار میکرد با کی ملاقات میکرد؟
چی میخوای بدونی؟ دربارهی گوآ؟
دربارهی کلوب تری اِیس؟
...دربارهی گروه موسیقی تونی مونتانز؟ یا
دربارهی سونیا؟
امروز این داره همهی حقههای خودم رو به خودم میزنه
...این از کجا میدونه که حرفش رو باور نکن دهولاک
یک دقیقه، فقط یک دقیقه بهم وقت بدین
الان ثابت میکنم که کیشان مالهوترا کیه
کی این شیر رو خورده؟
این
تونی که همیشه شراب میخوره کی شیر خورده؟
...ریتا به زور من رو به تونی زور گفته؟-
دهولاک، این خیلی مسخرهست
سگم کجاست؟ سگم موتی کجاست؟ الان این نمایش تموم میشه
موتی
بیا، بیا، بیا
هی، موتی
این سگ دیوونه شده
پس سگه دیوونه شده؟ بگیریدش
بگیریدش
اون دیوونه شده
حرومزاده
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
بیایید اینجا
مایکل، چاکا...من رو بزنید انقدر من رو بزنید تا اون پیرزن
باور کنه که من پسرشم
این چه حرفیه میزنی آقای تونی؟ بحث نکن احمقِ نفهم، من رو بزنید، بزنید-
توی صورتم
مامان؟
تو...تو زندهای مامان؟
هنوز که زندهست
الان دیگه نه تو زنده میمونی و نه مادرت...کیشان
...به پسری که دعای مادرش پشتشه
شیطانهایی مثل شما که هیچ خدا هم نمیتونه بلایی سرش بیاره
...میبینی مامان؟
میبینی بعد از مرگت چه بلایی سر من اومده؟
امروز باید توی خونهی خودم ادای کلاهبرداری مثل تونی رو درمیاوردم
وقتی این خونه مال منه، مال پسرتون کیشان مالهوترا تونی؟-
و...اینجا هیچکس من رو نمیشناسه
کیشان؟
عمو؟
من رو...من رو ببخش پسرم
من رو ببخش عمو، بالاخره من رو شناختین عمو؟-
چی شده پسرم؟ چی؟-
این، این اینجا؟
نه عمو، این یه زخم الکیه برای اینکه اونها رو گول بزنم
پسرم، تا امروز نتونستم بشناسمت
اما چهرهی واقعی بقیه رو شناختم
من همه چی رو دربارهی پسرم بهانو تونی و بازرس دهولاک میدونم
نه، تو نگران نباش ولشون نمیکنم
عمو
این تمام دارایی پدر و مادرمه که توی تموم زندگیشون جمع کردن
که از دست اون کثافتها گرفتم
شما اینها رو به عنوان امانت پیش خودتون نگه دارین من چطور؟-
شِرو؟ چی شده شِرو؟
عمو...من شِرو رو فرستاده بودم بره دنبال تونی
مطمئنا میدونه تونی کجاست که اومده اینجا
شما یه کاری کنید پلیس رو خبر کنید
حالا تمام این بازی رو تموم میکنم
پسرم، من ترتیب همه چی رو میدم
بابا، تونی با اون سگه کجا رفت؟
احمق...اون تونی نبود کیشان بود
چی؟ آره-
تونی همونی بود که کتکش زدین و از اینجا انداختین بیرون
خیلی خوب شد که کیشان چیزی دربارهی من نفهمید
وگرنه نقشهمون شکست میخورد
هی، آقا کیشان
شِرو، من رو کجا میبری؟
بیا مامان
بیا بریم پیش پلیس
حالا وقتشه که اونها رو بفرستیم گوشهی زندان
همونهایی که برای بالا کشیدن ثروت ما، شما رو اینجا زندانی کردن
بریم، بریم مامان
هی شِرو، کجا میری؟
مامان؟
مامان، تو زنده ای؟
وایسا کلاهبردار دیگه نمیتونی گولم بزنی
برو کنار...تو هم مثل اون جعلی هستی
این چه حرفیه میزنی مامان؟ جرات نکن من رو مامان صدا کنی-
پسرم کیشان -بله؟ میدونم چه ظلمی در حقت کردن-
مامان، داری اشتباه میکنی من کیشان هستم
نه، تو کیشان نیستی
تو همونی هستی که من رو از کیشانم دور کردی
بگیر پسرم
بگیر تعجب نکن تونی-
اگه تو کیشان بودی حتی اگه من میگقتم هم شلیک نمیکردی
پسرم مامان-
کیشان مامان-
احمق
یه مادر پسرش رو حتی از روی سایهش هم میشناسه
و تو میخواستی اون مادر و فریب بدی؟
بهبه زنداداش، بهبه
چقدر خوب تونستین این تونی مجرم رو بشناسید
واقعا ثابت کردین که زندادش من هستین
اما زنداداش، در شناخت من اشتباه کردین
ایدهی دستکاری ماشینتون و کُشتن شما مال من بود
اما همدست من هست...تونی
نشون داد که بیش از حد باهوش و چالاکه
برای اینکه از من اخاذی کنه شما رو زنده نگه داشته
وگرنه من خیلی وقت پیش به مقصدم رسیده بودم
...مامان، این ...آقای دِوار-
من هیچ گلهای از تونی ندارم اون غریبهست
اما شما که از خودمون بودین پس چرا اینطور بهمون خیانت کردین؟
آخه چه دشمنیای با ما داشتین؟
این دشمنی وقتی شروع شد که خان داداشم فوت کرد
و تمام ثروتش به جای اینکه به من برسه، به شما رسید
و از اون روز، خودم رو یه آدم با ایمان و درست کار نشون دادم
تا کسب و کارتون رو نابود کنم
و برای اینکه بهم شک نکنید
وقتی بهانو داشت دزدی میکرد مچش رو گرفتم و از زندگیم انداختمش بیرون
...اما الان خیلی خوب میدونی که
درد جدای از فرزند چقدر سخته
من بعد از رفتن بهانو داغون شدم
نمیدونید با کمک بازرس دهولاک کجاها رو دنبالش گشتم
و وقتی داشتیم دنبالش میگشتیم به گوآ رسیدیم
کلوب تری اِیس
و اونجا راه بالا کشیدن تمام اموالتون رو پیدا کردم...تونی
با دیدن همشکل کیشان تمام این نقشهها به ذهنم خطور کرد
و بعدش چی شد؟ دیگه همه میدونن
برادرزادهی عزیزم، توی تمام دنیا احمقتر از تو کسی رو ندیدم
تمام ثروتت رو خودت بهم تقدیم کردی؟
و گفتی که این تمام دارایی مادر و پدرمه
نقشهتون که عالی بود عمو
اما بالاخره من هم برادرزادهی شما هستم
چطور فکر کردین برادرزادهتون انقدر احمق باشه؟
اون روزی که شما بهانو رو دوباره پذیرفتین
میدونستم یه جای کار میلنگه
یه کم کیفها رو باز کنید و یه نگاهی بندازید
ببینید یه موقع پولها تقلبی نباشن
...خدای من، این
بابا، همهی پولها تقلبی اند
حرومزاده، بگو ببینم پولها کجان؟
بگو، وگرنه بهت شلیک میکنم
نه، نه شانتی پراساد
شما نمیتونید اون رو بکُشید
چون شما اون پول رو میخواید
اگه اون رو بکُشید تمام تلاشتون به باد میره
...به خاطر همین...نه
تونی، من تازه کار نیستم
این پولیه که کیشان به رادها داده بود
اوه، متاسفم
منظورم اینه که...پیش ریتای تو گذاشته بود
باز هم بازی به دست من افتاد تونی
دارم فکر میکنم که چرا قبل از کُشتن شما دو تا...اول اون رو نکُشم؟
مرگ این باعث عذاب هر دوی شماست
چون این ریتای تو و رادهای کیشانـه
آفرین گونگا
گونگا، تو؟
گونگا باباته
لازم نیست حیرون و پریشون باشید
من بازرس بهینده هستم از شاخهی مبارزه با جرم و جنایت دهلی
حالا بیا بالا، بازرس بهینده اومده سر کار تا همهی جرمها رو نابود کنه
توی نیروهای پلیس کسایی هم هستن که هرگز گول کسی رو نمیخورن
آقای کمیسر اون روز بهتون شک کرد
که شماها توی مراسم ترحیم نمایش به پا کردین
به خاطر همین من رو به عنوان مجرم توی زندان بازرس دهولاک زندانی کردن
گونگا، منظورم اینه که بازرس بهینده بیایید دیگه وقت رو هدر ندیم
وگرنه دوباره یه حرکتی میزنن
درسته...اما یه دیالوگ دیگه بگم
حالا آقا...اون کیف رو بده بیاد
:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org
من هیچ دیالوگی نمیگم بازرس بهینده
مستقیم میفرستمت بالا
آقای کیشان
آقای کیشان، آقای کیشان
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدي.ز - ويرايش: سانابينگ
آقای کیشان
...آقای کیشان، دنبال شما میگشتم و
دو تا کیشان؟
گاهی یکیش رو هم نمیبینم گاهی دو تا دو تا میبینم؟
این دیگه چه بیماری جدیدیه که شروع شده؟
رادها، رادها کجا بودی داشتم دنبالت میگشتم
اون رو میزنی؟
چرا من رو میزنن؟ من که کاری نکردم؟
هی، اون ریکشا مال منه
برو، برو
:کاملترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org
این همون آدم لالیـه که پولم رو نداد وایسا
این اداها چیه؟ مثل آدم حرف بزن؟ لالها که حرف نمیزنن-
به من میگی لال؟
این دیگه چطور شهریه؟
همه آدم رو کتک میزنن لالهاشون هم حرف میزنن
رادها اونجاست
همه رو بگیرید
بگیریدشون
بگیریدشون
حالا همه بیان بالا...بازرس بهینده اومده
تا قفل قانون رو بزنه به دستهاتون
آفرین بازرس بهینده
آفرین قربان-
بازرس دهولاک
حالا به آخرین وظیفهتون عمل کنید
دوستهاتون رو دستگیر کنید
زنده باشی دخترم
دو تا کیشان؟
رادها دخترم، کدوم واقعیه؟
اون واقعیه، من تونی هستم
من مجرمی هستم که میخواستم جای کیشان رو بگیرم
اما کیشانی که همچین مادری داره
و دوست دختری به این خوبی داره هرگز نمیشه جایگزینی براش گذاشت
خیلی خب دوست من من دیگه میرم
یالا بیا بریم-
یالا احمقِ نفهم
بیا
ساعت 6 عصره
من میتونم ببینم
گوش کن، ببین
وقتی ساعت 6 میشد نمیتونستم چیزی رو ببینم
هیچوقت نمیتونستم از خونه برم بیرون
چرا هیچی نمیگید؟ متوجه حرفهام نمیشید؟ بلند بگید دیگه
من هیچی نمیشنوم، یه چیزی بگید دیگه
...پس یعنی
چشمهام رو که به دست آوردم شنواییم رو از دست دادم؟
"بگو رادها، بگو تو چیکار کردی؟"
"بگو رادها، بگو تو چیکار کردی؟"
"به کیشان خودم دل باختم"
"بگو رادها، بگو تو چیکار کردی؟"
"بگو رادها، بگو تو چیکار کردی؟"
First Edited - Farsi Version 04.09.2020 - By BollyCine Copyright© Bollycine.Org
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.