Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org سفارشی از منوچهر
"بــــاربـــر شـــمـــاره یـــــک"
خواهران و برادران به مراسم 1995 خوش اومدین
ممنون، ممنون
امروز این برنامه برای این برگزار شده
تا دخترها بتونن همسر آینده خودشون رو انتخاب کنن
یه پسر و یه دختر اینجا میان
و درمورد خوبیهای خودشون میگن
از همگی شما خواهش میکنم که یکی یکی اینجا بیاین
هی برو کنار بذار من برم داداش باید توی صف وایستی-
کسی که شانس داشته باشه توی صف منتظر میمونه
اگه همه دخترا تموم بشن اونوقت من عزب میمونم
باشه شروع کن موفق باشی
مرسی داداش
شما چطور شوهری میخوای؟
هر چی تو بخوای من همون کار رو میکنم
از بچهها مراقبت میکنم غذا درست میکنم
بعدازظهرها هم برات میرقصم من رقص بلدم
اینجوری آروم میرقصم
میتونی با یه اشاره من رو به رقص بیاری
ولی این روزا خانواده شوهر ...مادر و پدر
هیچکی،من هیچکی رو ندارم
خوبه،من پسری میخوام که مثل یه سگ کنارم زندگی کنه
اینوری برم بیاد،اونوری برم بیاد
متوجه میشی؟
کجا رفت؟
این سگ چطوره؟
ببینید من یه سگ تازه کارم تا امروز مثل سگ رفتار نکردم
ولی این رو قول میدم که تا چند روز دیگه یه سگ خبره بشم
ولی لطفاً بهم نه نگو چون اینجوری دلم میشکنه
من باهاش ازدواج میکنم من ازدواج میکنم-
امروز توی دنیا سگ خیلی عزت و احترام داره رفیق
راجو،پاشو راجو چقدر میخوابی؟
هی،هی کیه؟ چی رو نگاه میکنید؟به کارتون برسید-
تو دوستی یا دشمن؟ هر دو-
بشین این حرکات مزخرفی چیه که میکنی؟
داشتم چه خواب خوبی میدیدم
...یه عالمه دختر دورم بودن
میخواستم با یکی از اونا عروسی کنم
ولی تو گند زدی توی خوابم
تو نمیخوای که یه زنداداش و برادرزاده داشته باشی،من یه خانواده داشته باشم
این کار رو به من بسپار من با ازدواجم آرزوت رو برآورده میکنم
دیوونه بازی درنیار من بزرگترم پس قبل تو عروسی میکنم
من این کار رو میکنم
راجو دیروز یه راننده ماشینش رو برای تعمیر اینجا آورد
اون یه دختر داره به نظرم اون خوبه
هفته بعد به دیدنشون میریم
وای دیپاک حالا ببین،انقدر سخت کار کنم و برای عروسی پول جمع کنم
دیپاک تو نمیدونی من برای ازدواج کردن جونمم میدم
.باليوود سينما با افتخار تقديم ميکند Www.Bollycine.Xyz
قربان باربرم،چمدون دیگهای ندارین؟ نه دیگه ندارم-
به خاطر این دوتا چه نیازی به باربر دارین قربان داداش این روزی توئه-
با این کار پول در میاری چرا میخوای اون رو بپرونی،بیا
عجب کیفهای سنگینی آره پول زیادی برای خرج کردن داره-
حتماً همینطوره
هی داداش
آقا کیفهاتون
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم:فاطمه
چیه آقا؟ من باربرم،کلاه بردار نیستم
چرا کیفتون ول کردین و رفتین؟
بگیریدشون
مرسی رفیق نیازی به تشکر نیست-
!عوضی
میخوای باربر شماره یک رو قاچاقچی شماره یک کنی؟
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
بازرس جابهجا کردن چمدون وظیفه ماست
ولی پاک کردن کثافت از این جامعه کار شماست
اما امروز ما باید هر دوتا رو انجام بدیم
هی مردک چیه بگو-
امروز تو من رو پشت میله انداختی
ولی این رو یادت بمونه روزی که من از اینجا بیرون بیام
چهار تا باربر رو آماده کن تا جنازهت رو تشیع کنن،فهمیدی؟
دیدی قربان داره تهدید میکنه
چرا به خاطر این کار یه درس بهش نمیدی؟
تو هم گوش کن،من رو تهدید نکن من هیچ کسی رو ندارم
دنیا خونه منه و ایستگاه اتوبوس جای خوابمـه و راجو اسممـه
...و با عشق بهم میگن
!باربر شماره یک
"..پول درآوردن"
"..لذت بردن"
"پول در آوردن و لذت بردن"
"حمل کردن همه بارهای دنیا کار منه"
"کار سخت کردن،زندگی منه"
"من باربر شماره یکام"
"باربر شماره یک"
"من باربر شماره یکام"
"باربر شماره یک"
"وقتی که یه دختر مجرد میبینم"
"دنبالش راه میوفتم"
"راه میوفته"
"این عزب بودن من رو دیوونه کرده"
"شب بیدار نگهم میداره و بی قرارم میکنه"
"وقتی که یه دختر مجرد میبینم"
"دنبالش راه میوفتم"
"راه میوفته"
"این عزب بودن من رو دیوونه کرده"
"شب بیدار نگهم میداره و بی قرارم میکنه"
"به حرفم گوش نمیده"
"دردم رو نمیدونه"
"به حرفم گوش نمیده"
"دردم رو نمیدونه"
"این قلب من دیوونهست"
"من باربر شماره یکام"
"باربر شماره یک"
"آره من باربر شماره یکام"
"باربر شماره یک"
"رویاهای نصف و نیمه یه روزی کامل میشه"
"از دل و جون دف میزنم"
"قبول دارم که هیچی توی جیبم نیست"
"ولی من بر قلبها پادشاهی میکنم"
"رویاهای نصف و نیمه یه روزی کامل میشه"
"از دل و جون دف میزنم"
"قبول دارم که هیچی توی جیبم نیست"
"ولی من بر قلبها پادشاهی میکنم"
"ملودی جدیدی میزنه"
"با رنگ جدید آراسته میشه"
"ملودی جدیدی میزنه"
"با رنگ جدید آراسته میشه"
"کسی که من محبوبش بشم"
"من باربر شماره یکام"
"باربر شماره یک"
"آره من باربر شماره یکام"
"باربر شماره یک"
"..پول درآوردن"
"..لذت بردن"
"پول در آوردن و لذت بردن"
"حمل کردن همه بارهای دنیا کار منه"
"کار سخت کردن،زندگی منه"
"من باربر شماره یکام"
"باربر شماره یک"
"آره من باربر شماره یکام"
"باربر شماره یک"
فکر کنم به ایستگاه رسیدیم
بیا بریم پایین پاندیت
آقا بذارین کیفتون رو بگیرم دستت بهش نمیخوره-
قیافهت شبیه یه دزده اگه کیفم رو بگیری و فرار کنی چی؟
آقا اگه نمیخوای کیفـت رو بگیرم نمیگیرم
ولی بهم دزد نگو من باربر شماره یکام، ببین
ولش کن، بیخیال پسرم این یه پیرمرده،اشتباه شده، برو
برو،برو
چه آدمی
هی پاندیت یه بار دیگه همچین حرفی بزنه
اون رو بسته بندی میکنم و بار میزنم
باشه حله، برو
چرا دنبال دعوا با اینجور آدمهایی؟ بیا بریم
بیا بریم درباره کار حرف بزنیم
دیدی چه پیشنهاد خوبی برای پسرت جفت و جور کردم
آره
اونا برای جهیزیه بهت 50هزار روپیه نقد دادن آروم تر-
به عروست 10 تا سرویس طلا میدن آروم حرف بزن-
برای پسرت هم یه حلقه طلا میگیرن پاندیت یکی میشنوه-
ببین من همه کارها رو خوب انجام دادم حالا کمیسیونم رو بهم بده
کمیسیون؟ آره کمیسیون-
چقدر؟ هزار روپیه-
هزار روپیه؟ آره فقط هزار روپیه-
باشه فردا بیا بگیر چرا فردا؟چرا الان نمیدی؟-
بهت گفتم دیگه امروز ندارم فردا بیا بگیر
هی پیرمرد سریع رد کن بیاد
یادم رفته بود که کمیسیون میخوای پاندیت بیا بگیر
ایول خیلی زمان خوبی داری کمیسون من رو میدی
بیا پاندیت بیا فرار کنیم
هی دختر کجا میری؟ کیفم رو ول کن-
ولم کن
وای کیفم رو برد
هی کجا فرار میکنی؟
مرتیکه احمق میخواد آبروی ایستگاه اتوبوس ما رو ببره
داداش بلند شو
بهم بده ازش عذرخواهی کن-
معذرت میخوام پسرم در موردت بد حرف زدم
پسرم تو با مهربونی زندگیم رو نجات دادی لطف کن این رو بگیر
آقا من برای کاری که میکنم پول میگیرم نه لطف و مهربونی
باشه پول رو نگیر حداقل بهمون دست بده
دست دادن با آدم شجاعی مثل تو خیلی لذت داره
دستای خیلی قدرتمندی داری حداقل یه لبخند بزن،بخند
من پاندیت شادیرام هستم
باربر شماره یک ایول-
جناب پاندیت بعد از دیدن دختره شب با اتوبوس برمیگردیم
حتماً ولی ماشین رزرو کردین؟ آره هماهنگ شده-
کی چمدون رو انداخت؟
من شماره یک مراقب باش-
اگه میخورد توی سر این پسر دیگه عروسیش کنسل میشد
شماها برین داخل منم الان میام،برین
عجب آدمی هستی بیا پایین دیگه
جناب پاندیت کجا داری میری؟ چرا؟-
شما طرف خانواده دختری یا پسر؟
طرف خانواده پسر مثل یه آفتاب پرست رنگ عوض میکنی-
گاهی طرف خانواده دختری گاهی طرف خانواده پسر
این کاره منه پیشنهاد ازدواج جور میکنم
اسمم شادیرام گرجوره گرجوره؟-
تو ازدواج کردی؟ برای چی الان میپرسی؟-
چرا؟ دیگه نیازی به کمک تو ندارم-
چی شده مگه؟
یه دوست دارم، دیپاک مکانیک اون برام یه پیشنهاد جور کرده ببینم چی میشه
یعنی کمیسیون من پرید،دیگه میرم هی پاندیت-
چی شده؟
کجا داری میری؟ شیرپور-
برای آشنا کردن دختر و پسر و پول درآوردن
دختره چه شکلیـه؟ چه شکلی؟-
این شکلی
دیوونه شد
جناب پاندیت این دختر خیلی خوشگله من که عاشقش شدم
پاندیت یه کاری کن چی؟
بذار من با این دختره ازدواج کنم و اون پسره با اون یکی دختره،من قبول دارم
جناب پاندیت
ای شماره یک به خودت بیا بچه
تو نمیتونی با این ازدواج کنی چرا؟-
دختر یه خانواده خیلی پولداره
حتی اگه فقیرم باشه اشکالی نداره فقط کافیه با یه دست لباس به خونهم بیاد
عکس رو پس بده خودت که هیچی منم بدبخت میکنی
توی خونهشون 10تا خدمتکار مثل تو دارن هی پاندیت-
چیه؟
بهش بگو هم باهاش ازدواج میکنم هم اونجا کار میکنم
این احمق از چی داره حرف میزنه
هی جناب پاندیت
سعی کن بهش بگی تو فکرمـه براشون کار کنم
یعنی برای اونا کارگری میکنی؟ من که یه کارگرم،کارگری میکنم-
من مثل تو پشنهاد ازدواج جور نمیکنم
مادر پسرتون هوشیار چاند هنوز نیومده؟
اینجام سلام-
اسم من چودری هوشیار چاند شیکارپوری بارودوالاست
از دیدنتون خیلی خوشحالم
چکار میکنی؟
شاید تو از دیدن من خوشحال باشی ولی نمیتونم ضمانت بدم منم از دیدنت خوشحالم
چیه؟
چی داری میگی تو؟بیچارهها مهمون ما هستن،از کی تا حالا منتظرت بودن
خب بذار منتظر باشن من که دعوتشون نکردم
تو با اونا نشستی چیه؟برای گدایی اومدین؟
نه آقا،قیافه ما به گدا میخوره؟
بذارید اول با هم آشنا بشیم
اسم من شادیرام گرجورهست پیشنهاد ازدواج جور میکنم
یعنی دلال ازدواجی؟
برای چی اینجا اومدی؟ ..ما فهمیدم که دخترتون توی سن ازدواجـه-
به خاطر همین با پسرمون برای خواستگاری اومدیم
ایشون پدر پسر شام سوندر هستن سلام-
این پسر گودوئه سلام-
و ایشون هم مادرشـه سلام-
خب؟ دختر رو صدا کنید-
دختر و پسر همدیگه رو میبینن اگه همدیگه رو پسندیدن
ما بقیه حرفها رو با آرامش پیش میبریم
مولتی، مولتی خفه شو-
تا وقتی که من اجازه ندادم هیچ صدایی ازت در نمیاد
بذار من اول اونا رو بسنجم و وضعیت رو توی ذهنم بررسی کنم
اگه من ازشون خوشم اومد اونوقت دخترم رو جلوشون میارم
فهمیدی کر؟ بله شوهرخواهر-
از شهر تا اینجا رو با چی اومدین؟
اتوبوس
چی؟ اتوبوس؟
اتوبوس؟
آرزو دارین دختر من عروستون بشه و با اتوبوس اینجا اومدین؟
گداهایی که دم در خونه من میان هم با ماشین میان
اونوقت اینا حتی یه ماشین ندارن این وضع و حالشونـه
...ببینید آقا چی داری میگی؟-
پیرزن تو هیچی نگو که بدجوری عصبانیام
و تو جناب دلال
میخوای بهت بگم که چه جور دامادی میخوام؟
اون باید ثروت و مقامش حداقل چهل برابر بیشتر از من باشه
انقدر توی خونهش نوکر باشه که توی کل روستا آدم نباشه
برای کار و تجارت با ماشین اینور و اونور بره
نه اینکه مثل اینا با اتوبوس
دوباره همچین آدمهای بیبخاری توی خونه من نمیاری
بعد از شنیدن این همه توهین بازم اینجا نشستن
پاندیت چه دشمنی با ما داشتی که ما رو اینجا آوردی؟
تا این بتونه بهمون توهین کنه
بریم آره برو-
تو پدر یه دختری این چه جور برخوردی که با خواستگار داری؟
اینجوری دخترت توی خونه میمونه میخوای اون رو به یه فقیر بدم، برو بشین سرجات-
دخترت توی خونه میمونه .... و تو
چرا سرت رو عین شکست خوردهها پایین انداختی؟پاشو برو
میرم ولی حتماً برمیگردم نیازی به برگشت نیست-
نه، باید برای دیدنت بیام چرا؟-
تا وقتی که نبینم با چه آدمی وصلت کردی به آرامش نمیرسم
داری برام خط و نشون میکشی؟
نه خط و نشون نمیکشم ولی حتماً برای دیدنت میام
حتماً برای دیدنت میام
راننده بودن مگه چه اشکالی داره بالاخره یه آدم آبرومندم
بازم راننده یه احترام و عزتی داره
ولی باربر چی؟باربر چی داره؟
...توی خیابون به دنیا میاد و
توی بیمارستان دولت میمره و بدون کفن دفن میشه
فرض کن من با این وصلت موافقت کنم
اگه یه موقع اعتصابی باشه میخوای گشنگی به خورد دخترم بدی؟
چکار میکنم؟ اون زن منه شده براش گدایی میکنم،تو چکار داری
دیدی اون خودش قبول داره که یه گداست !گدا
هی دلت کتک میخواد به کی داری میگی گدا!؟
پس میخوای بهت بگم پادشاه!؟ بیا برو چمدونت رو خالی کن باربر
توی این دنیا کی باربر نیست بعضیها بار غم رو دوششونه،بعضیها بدهی
بعضیها بار زندگی ولی تو خودت یه بار روی دوش زمینی،احمق
روزی که بمیری با نارگیل به معبد باجرانگبالی میرم
من از توی خیلی خوشم اومد ولی بابای احمقت با این وصلت موافق نیست
اگه میخوای اون رو ول کن راجو ولش کن،بیا بریم-
راجو اتوبوس اومد
و شما جناب دلال میخوای بهت بگم من چه جور دامادی میخوام
دامادم حداقل باید چهل برابر ثروتمندتر از من باشه
...انقدر توی خونهش نوکر باشه
که توی کل روستا آدم نباشه
برای کار و تجارت با ماشین اینور و اونور بره نه مثل این آدما
چی شده شماره یک؟ چرا اینجا نشستی؟
قرار بود به دیدن اون دختر بری وصلت رو جور کردی؟
اون دختر و ازدواج همه برن به جهنم
چرا؟مگه چی شده؟ اون راننده عوضی-
گفت شما باربرا توی خیابون به دنیا میاین و توی بیمارستان دولت میمیرین
و بدون کفن دفن میشین
اگه احمق نیست پس چیه؟
من رفتم خواستگاری دخترش ولی بهم توهین کرد، ایشالا توی تصادف میمیره
از این دختر خوشت میاد؟ ..هی پاندیت-
الان خیلی عصبانیام همه چی دور سرم عین پنکه سقفی میچرخه
اون راننده به اندازه کافی بهم توهین کرد اصلاً خوب نیست اگه تو هم بخوای توهین کنی
اول چشمهات رو باز کن و عکس این دختر رو ببین
حالا حالت خوب شد؟
رفیق اون راننده انقدر بهم توهین کرد
تو هم که گفتی این دختر یه خانواده خیلی پولداره
توی خونه اینا کی به من احترام میذاره
هیچکی بهت بی احترامی نمیکنه تو دوست منی
اگه کسی به تو توهین کنه انگاری به من کرده و برعکس
ببین کار تو اینکه با این دختر ازدواج کنی
و کار من اینکه غرور باباش رو خرد کنم
میتونی یکم دروغ بگی
نه باید بتونی-
عاشقش هستی یا نه؟ آره-
توی عشق همه چی عادلانهست بیا اینجا
پاندیت من نمیدونم میخواین چه نمایشی راه بندازین
از روزی که اون دختر توی زندگیش اومده عاشقش شده،حالا باید چکار کنیم
براش لباسای خیلی خوب بخرین حله،دیگه چی؟-
و از همه مهمتر یه ماشینـه
ماشین؟
این هست
این ماشین،مرسدس برای تعمیر آوردن
و صاحبش تا یه ماه دیگه دنبالش نمیاد
کارتون رو راه میندازه؟ البته که راه میندازه-
وای رفیق دیپاک ممنونم
هی پاندیت سر من رو که به باد نمیدی
هی دیپاک خیالم ازت راحت باشه؟
نگران نباش رفیق من کنارتم
هی شماره یک الان دیگه نه اون دوست توئه و نه من پاندیت
اون راننده توئه و من منشی توام
حالا باید مثل یه شاهزاده رفتار کنی آره-
دیگه نباید مثل یه ولگرد باشی دقیقاً همینطوره-
همینجوری که بهت گفتم بازی کنی حله حالا برو اون عقب آروم بشین
چی شد؟ فکر کنم از شدت گرما ماشین داغ کرد-
این چه ماشینی که آوردی وسط راه خراب شد
هی وایسا
داداش توی ماشین آچار فرانسه داری ماشینم خراب شده
من رو ببخش داشت مهندس منتظر منه
خیلی عجله دارم مهندس؟کجا؟-
یکم جلوتر توی کارخونه
کدوم کارخونه؟ کارخونه سیمان-
شما نمیدونید اونجا دارن یه کارخونه بزرگ سیمان میسازن
آره آقا،من دیگه میرم باید رئیس رو برای سرکشی ببرم
!چه روستایی
شالینی،شالینی،شالینی گیر افتادم
این همون دختر توی عکسـه
کجایی؟
چه بلایی سرش اومده؟
خواهر
من دارم میرم چرا عجله میکنی
چکار میکنید؟ اینجا چه خبره؟
دایی،دایی جون شما دو تا با این غریبهها چکار دارین؟-
برین خونه،برین
برین خونه برین،برین
به عقب نگاه نکنید برین
تو کی هستی؟ ناهار خوردم-
اینجا هتل هست؟هتل؟ بطری؟من الکلی نیستم-
این رو توی گوشت بذار
توی این روستا هتل پنج ستاره هست؟
اینجا حتی یه کلبه هم نیست بعد تو از هتل 5 ستاره میگی؟
شاهزاده برای اولین بار اینجا اومده و میخواد از روستا دیدن کنه
این شاهزادهست؟ بله ثروتمندترین فرد آسیا هستن-
ماهیندرا پرتاپ پسر گاجندرا پرتاپ
توی روستای ما چکار میکنه؟
برای افتتاح کارخونه سیمان توی این روستا اومده
وقتی که میدونستی اینجا هتل 5 ستاره نداره باید قبل از اینکه من بیام میساختی
و موقعی که رفتیم اون رو به روستاییها هدیه میدادیم
اون برای مالتی خیلی خوبه
حالا باید کجا بمونیم؟ میتونید خونه من بیاین-
به حال و روزی افتادیم که خونه یه گدا بمونیم
خیلی معذرت میخوام که ظاهرم شبیه یه گداست
ولی من پسر یه خانواده ثروتمندم
شما خونه من میمونید دیگه یه کلمه نمیشنوم،راننده ماشین رو بیار
اون ماشین مال شماست؟ آره-
برو پیش راننده بشین
سوار شو
ماشین رو روشن کن راننده
هی تو کدوم بیسر و پایی هستی که خونه من اومدی؟
از استایل جدیدم تعجب کردی
انگار این صدا رو قبلاً شنیدم من برادر زنتم-
گواردان!؟توی سیرک کار گیر آوردی؟
اینا لباس سیرک نیست
این پارچهها رو از آمریکا وارد کردن
خب اینا رو از کجا آوردی؟ شوهرخواهر یه شاهزاده به روستامون اومده-
اونقدر که اون پول توی حسابش داره تو روی بدنت مو نداری
این لباس ،عینک و کلاه رو اون بهم داده
بو کن،بو کن ...صورتت رو چرا دور میکنی
تا حالا همچین بوی خوبی رو شنیدی؟
شوهرخواهر من که میگم اون رو داماد خودمون کنیم
شوهرخواهر اون دخترمون رو خیلی خوشحال میکنه
تازه فکر میکنم یه کشور کوچیک برامون بخره
کشور میخره؟ عقلت رو از دست دادی؟
اون ممکنه که کلاهبردار چهارصد و بیستی باشه اونوقت آدمی مثل تو فکر میکنه یه شاهزادهست
شیرینی میخوای؟ الان میارم
هی وایسا این رو بذار توی گوشت
الان میذارمش
اون ممکنه یه کلاهبردار چهارصد و بیستی باشه تو فکر میکنی که اون یه شاهزادهست
شوهرخواهر تو مدام من رو سرزنش میکنی
اون چهارصد و بیستی نیست هشت صد و چهلیـه
840؟
اون 840تا شرکت داره
انقدر نوکر و خدمتکار داره که تو اونقدر پول نداری
باشه حالا اون رو کجا پیدا کردی؟ اونا رو توی جاده دیدم-
بردمشون که خونهی من بمونن
ولی همچین آدمی توی روستای ما چکار میکنه؟ داره اینجا یه کارخونه بزرگ سیمان میسازه-
کارخونه سیمان؟ آره-
چی داری میگی؟ آره-
الان کجاست؟ ...کارخونه رو داره-
پایین روستا میسازه
بیا بریم
شوهرخواهر
شوهرخواهر
بیا بریم
شماره یک،باید اینجا برای هوشیار چاند چوداری تله کار بذاریم
دیپاک تو یه کاری کن،برو پیش اون مهندس و سرش رو گرم کن تا من بیام
آقا اینجا دارین فیلمبرداری کدوم فیلم رو انجام میدین؟
فیلمبردای در کار نیست داریم اندازهگیری میکنیم
برو کنار برای چی شوخی میکنید؟-
داری توی دوربین رو نگاه میکنی و بعد میگی فیلمبرداری نمیکنم
چرا اذیت میکنی رفیق اینجا میخوایم کارخونه سیمان بسازیم
چرا مزاحم کارشون میشی؟ بیا برو پی کارت
مردم این روستا اصلاً سواد ندارن مدامم در حال وراجی هستن
نمیذارم هیچکی به کارش برسه
یه مهندس قبلاً برای کار اینجا اومده بود خودش رو توی چاه پرت کرد
چی داری میگی؟ آره ولی نگران نباشین-
من اونجا میشینم،اگه کسی مزاحمتون شد اون رو پیش من بفرستین
من بهش رسیدگی میکنم
باربر تویی و من باید چمدونها رو جابهجا کنم
چی میگی؟ ساکت باشین اون کلاهبردار داره میاد-
بیا درست بشین
عجب آدم احمقی
اینجا چه خبره؟ از من نپرس،برو از اون آقا بپرس-
تو نمیگی؟ نه-
آقای منشی بله قربان-
ببین میخوام که کارخونه رو نزدیک اون درخت کوچیک بسازین
قربان،مهندسین اونجا منتظرن طبق دستور شما کار کنن
خیلی عالیه
گوش کن کارخونه ما باید 400 فوت زیر زمین باشه و 100 فوت بالای زمین
تا کل دنیا بفهمن که کارخونه چقدر بزرگـه
و هلیکوپتر من باید روی اون تپه اونجا فرود بیاد
و اون سمت،اون پشت باید یه راه آهن بسازیم
راه آهن برای چی؟ بتونیم مواد رو تخلیه کنیم-
برای تخلیه
ولی قربان برای این کار مجوز میخوایم نگران نباش با نخست وزیر صحبت کردم-
عالیه
شاهزاده چیه؟-
ما هنوز کارخونه رو نساختیم مردم برای کارگری اومدن
اینا مردم فقیر روستان شما نگران نباشید من حلش میکنم
یه کاری کن یه کاری هم به این بده
بله آقا
گوش کن اینجا خیلی گرمه،میرم توی ماشین جلوی ای.سی.بی.سی.دی.سی میشنم
باشه آقا
چتر
چی شده؟ چی شده؟
درباره ای.سی (کولر)شنیده بودم این بی.سی.دی.سی ادامهش یعنی بزرگتره؟
رئیس ما ماشین خیلی بزرگی داره حالا برو پی کارت
ای بابا بازم که برگشتی پیرمرد
آدم خیلی بزرگیـه خیلی هم پولداره
برای اینکه با دخترم ازدواج کنه حاضرم به پاهاش بیوفتم
حاضرم برم توی خونهش نوکری کنم ازش خواهش کنم که با دخترم ازدواج کنه
عجله کن،عجله کن آبجی برای چی خونه دایی اومدیم؟-
گوش کن
یه کاری کن،اینجا دم در وایسا اگه کسی اومد بهم اشاره بده
من زود میام
هی شالینی بیا بریم بیا
"بـیـا،بـیـا،بـیـا،بـیـا"
"بـیـا،بـیـا،بـیـا،بـیـا"
"وقتی که دل ناراحتی دلدار"
"به خیابون من بیا"
"وقتی که دل ناراحتی دلدار"
"به خیابون من بیا"
"وقتی که میخوای بهم عشق بورزی"
"به خیابون من بیا"
"وقتی که میخوای بهم عشق بورزی"
"به خیابون من بیا"
"بـیـا،بـیـا،بـیـا،بـیـا"
"بـیـا،بـیـا،بـیـا،بـیـا"
"وقتی که خاطرات عذابت داد"
"به خیابون من بیا"
"وقتی که خاطرات عذابت داد"
"به خیابون من بیا"
"وقتی که خواستی دیداری تازه کنی"
"به خیابون من بیا"
"وقتی که خواستی دیداری تازه کنی"
"به خیابون من بیا"
"ملکه من وقتی که شب خوابت نمیبره"
"وقتی که جوونی تو رو در تگنا گذاشت"
"ملکه من وقتی که شب خوابت نمیبره"
"وقتی که جوونی تو رو در تگنا گذاشت"
"ضربان قلبت آزارت میده"
"جادوی بزرگی رخ میده"
"آب و هوا تو رو اذیت کرد"
"جوونی رو توی اولویت بذار"
"و به خیابون من بیا"
"وقتی که دل ناراحتی دلدار"
"به خیابون من بیا"
"بـیـا،بـیـا،بـیـا،بـیـا"
"وقتی که بیش از حد بیقرار شدی"
"وقتی که نتونستی تنهایی رو تحمل کنی"
"وقتی که بیش از حد بیقرار شدی"
"وقتی که نتونستی تنهایی رو تحمل کنی"
"نزدیکم شو و من رو در آغوش بگیر"
"همه چی رو بهم بگو"
"هیچوقت منتظرم نباش"
"به خیابون من بیا"
"وقتی که خواستی دیداری تازه کنی"
"به خیابون من بیا"
"وقتی که دل ناراحتی دلدار"
"به خیابون من بیا"
"وقتی که خواستی دیداری تازه کنی"
"به خیابون من بیا"
"بـیـا،بـیـا،بـیـا،بـیـا"
اگه ازدواج دخترم قطعی بشه بهت کلی لادو میدم (لادو نوعی شیرینی)
شماره یک اون پیرمرد اومد زود باش برای بازی آماده شو
حاضری دیگه؟ آره حاضرم-
نه،نه،نه این امکان نداره شاهزاده این اتفاق هرگز نمیتونه بیوفته
چرا امکان داره؟ شما کجا و اون هوشیار چاند چودری فقیر کجا-
اونوقت شما میخواین با دختر اون ازدواج کنید؟
نوکرهای ما از اونا بهترن
من عاشق دخترش شدم اون رو میخوام،همین
هیچ دخالتی رو نمیپذیرم ولی ازدواج با دختر اون آدم فقیر-
برخلاف سنت و شأن شماست
برای عشق خاندان و ثروت هیچ اهمیتی نداره
عشق کوره
حالا اینکه چودری فقیره ...مهم نیست،بعد از ازدواج
با دخترش چند تا کارخونه به اسمش میکنم
بعد اون خودبهخود اون هم هم سطح وشأن ما میشه
نه،نه،این کار رو نکنید شاهزاده این اشتباهـه
اگه پدرتون از سنگاپور بیاد ...و این رو بفهمه
قیامت به پا میکنه
قیامت به پا میکنه یه نمیکنه من با اون دختر ازدواج میکنم
من هرگز اجازه نمیدم که این وصلت سر بگیره
هی تو چرا سنگ سر راه میندازی
چرا شیشه قلب این دو تا عاشق رو میشکنی؟
کی به تو اجازه داده که داخل بیای؟
حاضر به خاطر این زندان برم ولی الان بحث ازدواجـه
شما اصلاً نگران نباش من ترتیب این ازدواج رو میدم
حتماً خودت و اون دخترت شاهزاده رو طلسم کردین که دنبالتون افتاده
..وگرنه آدم فقیری مثل تو چرا هی مدام میگی فقیر؟-
شوهرخواهر من صدهزار متر زمین داره
صد هزار متر زمین؟اینا توی سنگاپور فقط یه حموم 101 هزار متری دارن
من الان با پدرتون تماس میگیرم
هی منشی،چکار میکنی جناب منشی؟ چرا داری باطری عشق رو خالی میکنی؟
سعی کن بفهمی رفیق خودت سعی کن بفهمی-
تو نمیدونی پدرش چطور عصبانی میشه ممکنه یهو برامون هفتتیر بکشه
ما در عرض چند روز عروسی رو برگزار میکنیم قبل از اینکه کسی چیزی بفهمه
...اونوقت بعد از عروسی ...میریم عذرخواهی میکنیم،میگم بچه بودن-
اشتباه کردن، شما اونا رو ببخشین همه چی تموم میشه
خودت میدونی من اصلاً دخالت نمیکنم
بیا،بیا این پول رو بگیر حالا خوشحالی؟قرار عروسی گذاشته شد؟
اون موافقت کرد همه موافقن
مبارک باشه
مبارک باشه
جناب پاندیت این پول باید تقسیم بر 3 بشه
میتونیم بیام داخل؟ چرا اجازه میگیری؟توی قلبمون جا داری-
جاتون روی چشم ماست خیلی خوش اومدین،بفرمایید
وقتی که برای داخل اومدن اجازه میگیرین انگاری که یه پادشاه به فقیر التماس میکنه
برای تعیین کردن تاریخ ازدواج اومدیم
براتون پیشکش متبرک آوردیم دختر اونا رو بگیر-
چشم
نظرتون درباره 17 ماه چیه؟ خیلی عالیه-
پسرم چرا تنها اومدی؟ بابات چرا نیومد؟
چکار میکنی مامان؟ میخوای این وصلت رو بهم بزنی؟
هی هوشیار سعی نکن خیلی زرنگ بازی در بیاری
حداقل برو اونجا خونه و زندگیش رو ببین
مادربزرگ چی میگه؟ هیچی میگه برو خانوادهش رو بین ولی لزومی نداره-
میتونید برین ما هیچ مشکلی با این قضیه نداریم
وقتی که مشکلی ندارن چرا به دیدنشون نمیری؟
باشه مامان هر کاری که بگی انجام میدم
فردا برای خریدن طلا و جواهر به شهر میرم سر راه یه سر به خونه ییلاقی هم میزنم
کدوم خونه ییلاقی؟ یعنی چی کدوم خونه؟-
منظورشون اینکه کدوم خونه ییلاقی ...میخواین برین؟تپه مالبار یا تپه پالی
یا خونه ییلاقی جوهومی کدوم یکی رو میخواین برین؟
اینا این همه خونه ییلاقی دارن باز شما هی حرف بزن
هر کدوم،هر کدوم از خونهها که شما بگین
خب پس به خونه ییلاقی جوهومی برین که بهش میگن راج محل
شما چرا دستاتون بهم گیر کرده؟ برو داخل،برو داخل
تو هم برو توی ماشین تو برو داخل
بریم
هی پاندیت با این وضعیت من رو راهی زندان نکنی
باربری خیلی بهتر از کار کردن توی معدن سنگ زندانـه
شماره یک نگران نباش میخوام خونه ...ییلاقی به اون هوشیار نشون بدم
که برای فیلمبرداری اجاره داده میشه
اینجا رو ببین،همون خونه ییلاقی چرا اینجا وایستادی؟ماشین رو ببر داخل
نمیشه اینجا خونه صاحب ماشینـه اگه ببرم داخل و اونجا پارک کنم
بعد صاحب ماشین بیاد بیرون و دنبالم بگرده
پیاده بشین،پیاده بشین باشه،باشه،تو اینجا بمون ما میریم-
نه اینجا نمون،برو اون پایین پارک کن ما پیاده تا اونجا میایم
چکار میکنه؟دیوونه ماشین رو دم در خونه آورده
وای عجب خونه ییلاقی قشنگی پاندیت برم کفشهام رو در بیارم و بیام
چکار میکنی شماره یک؟ تصور کن که صاحب این خونه هستی
چطور همچین تصوری کنم تا حالا عکس اینجور خونهها رو هم ندیدم
بیا بهت نشون بدم بیا
سلام میخوام صاحب این خونه رو ملاقات کنم
من صاحب اینجام سلام آقا-
ما میخوایم که اینجا یه فیلم رو ضبط کنیم،به خاطر صحبت اومدیم
من دارم به سنگاپور میرم باید به پرواز برسم
با ایشون، مدیر من صحبت کنید بله حتماً،حتماً،حتماً-
لطفاً عجله کنید من باید همراه آقا به فرودگاه برم ما میخوایم یه سریال طولانی بسازیم-
که 420 قسمت داره یه داستان عاشقانه 420 قسمتی-
اینجا خونه ییلاقی قهرمان اصلی داستان میشه بقیه هماهنگیها رو انجام میدیم
کارگردان ما میخواد که این خونه ییلاقی رو ببینه
مشکلی نیست میتونید بگین که بیان بهش گفتیم، امروز میاد-
راس ساعت 5
اینجا یه خونه ییلاقیـه یا بنگال
!دامادم
خونه ییلاقی به نظرت چطور اومد؟
دخترم قراره خانوم این خونه بشه
این فقط یکی از خونههای ییلاقی که در مقابل بقیه عین طویلهست
بلند شو،بلند شو هوشیار چاند طویله؟-
جناب منشی عجب وصلتی رو جور کردین
داماد من موافقم،موافقم
بزنید
موزیک
اومد
اول شیر رو بخورید اگه تو بگی شیر که هیچ زهر هم میخورم-
حرفهای خوب بزنید
حتی فکرش رو هم نمیکردم با تو ازدواج کنم
منم فکرش رو نمیکردم شما کجا و من کجا
باید حس کرده باشین که خونه ما چقدر کوچیکـه
بابام از خونه ییلاقی جوهومی خیلی تعریف کرد
خونه ییلاقی؟ آره،فردا بمبئی میریم-
اونجا میمونیم
هوای بمبئی خیلی خرابـه آب و هوای روستا خیلی خوبه
اصلاً حس و حال اینکه از اینجا برم رو ندارم
وای این خیلی بده،دوستام اینجوری بهم طعنه میزنن
که شوهر به این پولداری داری و هنوز توی خونه بابات زندگی میکنی
ما به بمبئی میریم و توی خونه جوهومی میمونیم
چرا مدام از خونه ییلاقی حرف میزنی؟
فردا دربارهش فکر میکنیم فعلاً باید امشب رو جشن بگیریم
نه اول بهم قول بده که فردا به خونه ییلاقی میریم
باشه فردا تو رو خونه ییلاقی جوهومی میبرم
تو ییلاقی خیلی خوبی هستی منظورم اینکه شوهر خیلی خوبی هستی
شنیدم که کلی اتاق خواب داره خیلی زیاد-
و یه حیاط خیلی بزرگ آره-
و یه معبد و چهار،پنج تا ماشین- یه 40،30تا هم اتوبوس داره-
خونه ییلاقی ما از بهشت بهتره واو-
مامان بزرگ من دارم میرم
دخترم حالا که داری میری مامان بزرگ پیرت رو فراموش نکنی
نه
شالینی آبجی-
بابا جون
پسرم از دخترم مثل گل مراقبت کن
اون داره از پیش ما میره
دلم به درد اومده که دیگه نمیتونم ببینمش
من نمیتونم شما رو اینجوری ناراحت ببینم
حالا دیگه هرگز این خونه رو ترک نمیکنم و برای همیشه اینجا میمونم،مالتی برگرد
نه،نه،نه
من همینجوری داشتم میگفتم میتونی دخترم رو ببری و بری
پدر عروس باید اینجوری فیلم بازی کنه،این عادیـه
برو دخترم،برو
دایی؟
هی الاغ من،اینجا چکار میکنی؟ اینجا جای بازی نیست
بیا پایین،بیا نمیام،منم به خونه ییلاقی میام-
توی ماشین من چکار میکنه؟
این رسم خانواده ماست که دایی عروس،همراه عروس میره
و بعد از حل و فصل کردن کارا برمیگرده
ببین گواردان باید 24 ساعت حواست به دخترم باشه
مثل سایه دنبالش میری مراقب خونه ییلاقی هم باش
هر روز به گل و درختها آب بده این خیلی مهمه بحث کلی پولـه
هیچ اشتباهی که نمیکنی نه شوهرخواهر-
چون من باهاشون میرم هیچ اتفاقی نمیوفته عین چسب بهشون میچسبم
برو تو الاغ جون بیا بغل من بشین
مامان هوشمندی هوشیار چاند رو دیدی
کاری کردم دخترم با یه شاهزاده ازدواج کنه
کسی از من زرنگ تر توی این دنیا وجود داره؟
به خونه رسیدیم
وای پس اینجا خونه ییلاقیـه؟ واقعاً خیلی خوشگلـه
خیلی خوشگلـه اینور-
باید داخلش مثل بهشت باشه،بیا بریم یه دقیقه-
بذارید اول من برم چرا؟-
اول برم ببینم بابام در چه حالیـه کت و شلوار برای چی؟ما که لباسمون خوبه-
هی کر کت و شلوار نه حالش اون بدون اطلاع پدرش ازدواج کرده
مالتی بذار اول من برم اوضاع رو ببینم نمیخوام توی اولین برخورد بابام بهت توهینی کنه
منشی تو هم باهام بیا
یه کاری بکن پاندیت بگو-
بیا این خونه ییلاقی رو با من منفجر کن چرا؟-
همه مشکلات اینجا تموم میشه نگران نباش شماره یک-
به اون بالایی اعتماد کن چطور جرات کردین پاتون رو توی این خونه بذارین؟-
همین الان از این خونه گمشو بابا من این مدت رو زندان بودم-
و تو که پدرمی نیومدی من رو آزاد کنی بابات مُرد،تو هم برای من مُردی-
تو دیگه هیچ حقی از این خونه و میراث من نداری
من پسر توام و از این خونه سهم دارم
اگه بخوام میتونم برم قانونی از طریق دادگاه سهمم رو بگیرم
هی پاندیت این پسر خیلی حروم زادهست من خودم اون رو راهی زندان کردم
حالا میخواد بره علیه باباش شکایت کنه
پس تو هم برو علیه بابات شکایت کن
من که بابا ندارم،چطور شکایت کنم؟
علیه این پیرمرد چرا از این باید شکایت کنم؟-
تو احمقی،به چشم مالتی و اون داییش اون الان بابای توئه
چرا این فکر به ذهن خودم نرسید
بیا بریم
دایی،دایی باباش که اون رو دعوا نمیکنه
بذار دعوا کنه عجب خونه ییلاقی بزرگی
میتونی کل عمرت رو بشینی از بیرون نگاهش کنی
اگه اون بمیره که خیلی بهترم میشه
دستم رو ول کن منشی
آروم تر حرف بزن نباید توی خونه صدات رو بشنون
من خاندان سنگاپور رو نابود میکنم
با خودش چی فکر میکنه؟ من توی این خونه سهمی ندارم؟
احضاریه دادگاه رو براش میفرستم احضاریه
علیهش شکایت میکنم و پرونده تشکیل میدم
و زمانی که پرونده رو بردم بعدش میام توی این خونه
وگرنه اسمم ماهیندرا پرتاپ نیست
من میرم ولی این خونه ییلاقی رو ازت میگیرم
اگه جراتش رو داری این خونه رو بگیر
آره این خونه رو میگیرم نشون میدم که هم خون توام
اگه تو پدر منی من از تو لجباز ترم
شاهزاده خودت رو کنترل کن،کنترل کن چی رو کنترل کنم-
همه اینا به خاطر تو اتفاق افتاد من؟-
قبول نمیکنه که زن من عروس این خونه باشه
اگه اون خورشید رو چراغ دستش کنه و کل دنیا رو بگرده
بازم نمیتونی عروسی بهتر پیدا کنه دایی
چی داره میگه؟
گفت که دختر یه خانواده فقیر رو از کجا آوردی عروس این خونه کردی
حرفهای پدرم رو تکرار نکن منشی دایی-
میتونم همه چی رو تحمل کنم ولی توهین به مالتی رو نه
من یه باربر میشم !باربر-
تا زمانی که این پرونده ادامه داشته باشه توی ایستگاه اتوبوس میخوابم
پام رو توی این خونه نمیذارم
دیپاک،هی دیپاک تو رو صدا میکنم سلام آقا-
این چند روز کجا بودی؟
با ماشین کجا غیب شده بودی؟
چرا ماشین رو گل زدی؟
که اینطور،پس از ماشین رئیست برای ازدواج استفاده کردی
نه،نه
و اینا کی هستن؟
از اقوام من هستن
اونا رو به خونه برسونم ماشین رو برمیگردونم
منظورت اینکه میخوای از ماشین رئیست برای رسوندن این فقرا استفاده کنی؟
زود باشین ماشین رو داخل پارک کن
بابام از روی عصبانیت ماشین رو هم گرفت
دایی میخوای بعد این همه توهین من توی این خونه بمونم؟
نه،نه،نه
دست و پامون که سالمـه تاکسی زنده باشه
تاکسی
این تاکسی بیشتر از 4 نفر جا نداره
دایی یه کاری کن،تو برگرد روستا من برنمیگردم-
شوهرخواهر بهم گفت که کنار مالتی بمونم
دیپاک یه کاری کن برای دایی یه تاکسی دیگه بگیر
دیپاک برای دایی یه تاکسی بگیر بیا دایی-
گریه نکن مالتی خیلی راحت این پرونده رو برنده میشم
این خونه ییلاقی هم سرجاش میمونه
بشین برو داخل
دایی بیا بریم اینی که سوار اسب شده کیه؟-
چاترپاتی شیواجی زنده باد شیواجی-
دایی اول بشین
بیا بشین
دایی من میرم تاکسی بگیرم تا وقتی که برمیگردم از اینجا تکون نخور
کجا میخوام برم،اینجا تازه واردم تا برگردی اینجا منتظر میشینم
خیلی خوبه
میخوام با تاکسی به خونه ییلاقی برم
زنده باد شیواجی چاترپاتی شیواجی
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
بیا این پول رو بگیر هی بیاین داخل،بیاین-
پاندیت ،مالتی بیچاره اینجا باید بمونه؟
چکار کنیم؟میدونم اینجا خوب نیست داره میاد
گوش کن هان؟-
ما اینجا میمونیم؟
غیرممکنه!منشی این چه کاریـه؟ ما اینجا بمونیم؟
از سنگاپور تا بمبئی تابوت خاندان من به دوش کشیده میشه
ببین دخترم چقدر لجبازه ...با پدرش دعوا کرد
و علیهش پرونده تشکیل داده ...میدونم که برنده میشه ولی
ممکنه 5 ماه تا 1 سال طول بکشه
نمیخوام هیچی بشنومم توی ایستگاه اتوبوس میمونم
ولی اینجا نمیمونم حداقل اونجا میتونیم توی هوای تازه نفس بکشیم
تو ممکنه بتونی توی ایستگاه اتوبوس بمونی ولی عروس ماهندرا پرتاپ نمیتونه،فهمیدی؟
اوه!آها!حالا فهمیدم
تو توی تیم بابام داری بازی میکنی
شما دو تا میخواین که من و مالتی درگیر مشکلات بشیم
و آخرش من مجبور بشم که به پای بابام بیوفتم و ازش عذرخواهی کنم
این نقشه شماست آفرین پسر،آفرین-
بعد از این همه کار صادقانه چطوری مزدم رو کف دستم گذاشتی
دخترم وقتی که توی بچگی مادرش مُرد من بودم که با این دستها بزرگش کردم
توی بغلم خوابوندمش
نه از گذر روز چیزی فهمیدم نه از گذر شب
حالا امروز اینجوری مزد زحماتم رو میده دیگه نمیخوام زنده بمونم،میخوام بمیرم
این چه کاری که میکنی؟ به آقای منشی توهین میکنی
همچین آدم صادق و راستگویی اوقت تو دلش رو میشکنی؟
تو خونه ییلاقی میخوای دیگه؟ آره-
ده دقیقه بهم وقت بده یه جوری خونه رو تمیز میکنم که عین خونه ییلاقی بشه
تو تمیز میکنی؟ آره-
ببین،ببین چه زن با فهم و شعوریـه تو هی لجبازی میکنی
زنده باشی دخترم پاندیت یکم پول بهم بده-
امروز اولین روزی که به شهر اومدیم برای خرج و مخارج میخوام
پول میخوای؟تو اولین آدمی هستی که بعد از جور شدن وصلت داری پولم میگیری
تو نگران پولی و من نگران اون دختر بیا اینم 100 روپیه-
بیا داخل،بیا الان میام-
تو برو
این چیه؟چرا چمدونها رو مثل باربرا گرفتی؟
باربر!؟
به خاطر تو من باربرم میشم
"در گرمای سخت ظهر پاها میسوزه"
"عزیزم پاها میسوزه"
"در گرمای سخت ظهر پاها میسوزه"
"عزیزم پاها میسوزه"
"بیا دست من رو بگیر و من رو توی بغلت بلند کن"
"در گرمای سخت ظهر هوا گرمـه"
"ای ملکه هوا گرمـه"
"در گرمای سخت ظهر هوا گرمـه"
"ای ملکه هوا گرمـه"
"بیا و من رو زیر سایه موهات جا بده"
"در گرمای سخت ظهر پاها میسوزه"
"عزیزم پاها میسوزه"
"در گرمای سخت ظهر هوا گرمـه"
"ای ملکه هوای گرمـه"
"بهار تموم شد و فصل خورشید اومده"
عزیزم به خاطر این گرمای " "سخت رنگ صورتم از بین نره
"بیا تا سایه عشقم رو روی تو بندازم"
"روی صورت سفیدت،عرق گلِ گلنار رو بزنم"
"در هر لحظه اینجا و اونجا پاها میسوزه"
"عزیزم پاها میسوزه"
"در هر لحظه اینجا و اونجا پاها میسوزه"
"عزیزم پاها میسوزه"
"بیا دست من رو بگیر و من رو توی بغلت بلند کن"
"در گرمای سخت ظهر هوا گرمـه"
"ای ملکه هوا گرمـه"
"در گرمای سخت ظهر پاها میسوزه"
"عزیزم پاها میسوزه"
"عرق رو از روی تنت بگیرم"
"با کناره لباست من رو باد بزن"
"معلوم نیست چه روزی بالاخره من و تو یکی میشیم"
"چرا اینقدر بیتابی میکنی؟"
"چرا انقدر مضطربی؟"
"وقت دیدار من و تو خیلی نزدیکه عزیزم"
"در این شهر تو هوا گرمـه،پاها میسوزه"
"ای ملکه پاها میسوزه"
"در این شهر تو هوا گرمـه،پاها میسوزه"
"ای ملکه پاها میسوزه"
"بیا و من رو زیر سایه موهات جا بده"
"در گرمای سخت ظهر هوا گرمـه"
"محبوبم هوا گرمـه"
"در گرمای سخت ظهر هوا گرمـه"
"محبوبم هوا گرمـه"
"بیا دست من رو بگیر و من رو توی بغلت بلند کن"
"در گرمای سخت ظهر هوا گرمـه"
"ای ملکه هوا گرمـه"
"در گرمای سخت ظهر پاها میسوزه"
"عزیزم پاها میسوزه"
بیا یه راهی به ما بده
کی نامه فرستاده بابا؟ مالتی-
چی نوشته؟ لازم نیست اینقدر بخندین-
نوشته که پدرشوهرش اون و شوهرش رو از خونه بیرون کرده
وای خدا
حالا توی یه خونه ییلاقی دیگه زندگی میکنن
...نوشته برادرزن احمقم گواردان
به روستا برگشته پس چرا هنوز نرسیده؟
مامان به نظرم یه چیزی اشتباهه
پسرم چرا به بمبئی نمیری و ببینی اوضاع از چه قراره؟
یه چیزی بگم،برای اولین بار در کل زندگی یه پیشنهاد خوب دادی
میرم
راجو تو که ازدواج کردی
تو رو خدا یه کاری کن منم با شالینی ازدواج کنم
یکی میخوابونم توی گوشـت خودت رو ببین اون رو هم ببین
اون دختر یه پولداره و تو یه مکانیک سادهای
ایول!باز من از تو بهترم،حداقل من یه مکانیکام تو که یه باربر سادهای
ببخشید رفیق یادم رفت اشکال نداره-
انقدر این نقش آدم پولدار بودن رو ...بازی کردم که واقعاً حس میکنم
یه خانواده پولدار سنگاپوری دارم
راجو توی روز روشن این خواب دیدن رو تموم کن
ابنجا سنگاپور نیست ایستگاه اتوبوسـه
میدونم
به زنم گفتم که دارم برای تشکیل پرونده و شکایت از بابام میرم
ولی وقتی که بابایی ندارم علیه کی میخوام شکایت کنم؟
شب باید برم خونه تا اون موقع میخوای چکار کنی؟-
کار قدیمیـم رو،باربر شماره یک بفرما اتوبوس هم اومد-
هـــی،برین کنار،کنار
هی،من گول خوردم،گول خوردم فکر کردم این پولداره،یه شاهزادهست
دخترم رو بهش دادم این من رو گول زد
این احمق یه باربره ..این
هی چه خبره؟من یه باربرم چرا داد میزنی؟
هی داماد چرا داری فیلم بازی میکنی؟
من قلبم خرابـه، داره میوفته توی دلم از توی دلم میوفته زیرپاهات،به پات میوفتم
...پسرم،دامادم،پسرم این دیوونه بازیا چیه؟
این دیوونه بازیا چیه؟ اگه نمیتونی ببینی حداقل عینک بزن
اگه با عینک نمیبینی با دوربین نگاه کن
چرا هی داماد،داماد میکنی؟ این پیرمرد کیه؟-
این یا یه دیوونهست یا دامادش دخترش رو ول کرده و رفته
یا اینکه مُرده و به خاطر همین این بیچاره دیوونه شده
نه من دیوونه نیستم این داماد منه
خودت و اون دامادت برید به جهنم
برید به جهنم
من خیلی وقت که این رو میشناسم این راجوی ماست
چرا دروغ میگی؟
تو چرا دروغ میگی؟اون بزرگ ماست باهاش اینجوری حرف نزن
مثلاً میخوای چکار کنی؟
چکار میکنم؟چنان سیلی بهت میزنم که گنگا و جمنا از دماغت جاری بشه
فهمیدی؟
من رو میزنی!؟ واسه عاشق خیالی نیست-
بیاین برگردیم سر کارمون چرا دارین به این دیوونه گوش میدین
یکی به من گوش بده حرفم رو باور کنید
به داستان پدرزنی که ...دامادش اون رو
گول زده گوش کنید
آقا چمدون داری؟
برو 3 تا باربر دیگه بیار تابوت من رو ببرین،برو
!مالتی
...مالتی
مالتو،مالتو،چون من دیر اومدم ناراحت شدی؟
ببین برات حلقه گل آوردم اون رو بده من به موهام بزنم-
این صدای بابات نبود؟
بابا
ببخشید من شما رو ندیدم
ولی من تو رو دیدم،توی ایستگاه اتوبوس چی داری میگی بابا؟-
مالتی تو چرا گریه میکنی؟ گریه نکنه پس چکار کنه؟بخنده؟-
اگه شوهر یه زنی باربر باشه باید برقصه
باربر؟باربر کیه؟
تو،بابا خودش دیده که تو توی ایستگاه اتوبوس داشتی باربری میکردی
من باربری کردی؟ شاهزاده ماهیندرا پرتاپ؟
دیگه اسم شاهزاده ماهیندرا پرتاب رو نیار
اون شاهزاده بره به جهنم تو یه باربری،باربری،باربری
پدرزن چرا انقدر عصبانی شدی ..شما که هوشیار چاندی چطور
گول خوردی؟باید باهوش باشین اون داداش دوقلوی منه،راجو
اینم یه نمایش جدیده دیگه هیچی نگو،درغگو
باشه،این یه نمایشـه؟ صبر کن و ببین
بیا و با چشمهای خودت ببین
بیا ببین
این اون باربر بود؟ این بود یعنی چی؟این تویی-
اوه بابا اون داداش دوقلوی منه
تا دیروز که نبود چطور یه روزه متولد شد؟
اگه به دنیا اومده چطور یه روزه انقدر بزرگ شده؟
داستانش خیلی مفصله ..داداش کوچیکم عادتهای بدی داره
مست میکنه،دختربازه،عیاشـه
به خاطر همین عادتهای بدش بابا اون رو از خونه بیرون کرد
اونم برای اینکه به بابا توهین کنه شروع به باربری کرد
امروز هم به خاطر اشتباه اون من باید جواب پس بدم
به خاطر حفظ عزت و احترامم خونه بابام رو ترک کردم
ولی امروز زنم و پدرزنم عزت و آبروی من رو بردن
لعنت به من لعنت،لعنت،لعنت
این چکاری که میکنی؟
من فهمیدم که ما اشتباه کردیم
حالا دیگه من بهت ایمان دارم تو هم بگو بابا،بگو
آره،منم باور کردم
غذا رو بکش من گرسنمه
باشه،بیا
بیا،بیا زود باش
داماد
هی داماد
اون صبح زود به دیدن وکیل رفت
دیدن وکیل؟ خب من میخوام به روستا برگردم
برگردی روستا؟ ولی دیروز اومدی
چه فرقی میکنه؟دیروز اومدم،امروز برمیگردم،فردا دوباره میام
درباره چی دارین حرف میزنید؟ ..دخترم برای دیدن تو اومده بودم که دیدمت-
میخواستم داماد رو ببینم که دیدم شانسی داماد کوچیکم رو هم دیدم
به خاطر همین الان میرم داماد کوچیکت؟-
دخترم،فکر کردم که اگه بشه ...خواهرت کوچیکت با
داداش کوچیک شاهزاده ... که باربره ازدواج کنه اونوقت
چی داری میگی بابا؟ میخوای دخترت با یه باربر ازدواج کنه؟
اون که باربر به دنیا نیومده
اونم وارث اون تخت پادشاهیـه
باباش چقدر دیگه میخواد زندگی کنه بالاخره که یه روزی میمیره
و روزی که اون بمیره کل اموالش بین این دوتا داداش تقسیم میشه
اونوقت توی خونه ییلاقی زندگی میکنی با ماشین اینور انور بری و روی تخت پول بخوابی
همراه تو خواهر کوچیکت هم به یه زندگی خوب میرسه
اینه هوشمندی هوشیار چاند
هیچکی به باهوشی من توی این دنیا به دنیا نیومده
چی میگی؟
هر چی شما بگی
امروز جادویی رو بهتون نشون میدم که تا حالا هرگز ندیدین
من سر یه آدم رو از بدنش جدا میکنم
و دوباره بهش میچسبونم همگی دست بزنید
مرد شجاعی اینجا هست که بخواد سر خودش رو قطع کنه؟
دایی شاهزاده-
میخواد سر من رو ببره یکی نجاتم بده
چقدر دیر اومدی؟ غذا بیارم؟
نه خیلی خستهام میخوام بخوابم
بابات کجاست؟ صبح زود برگشت روستا-
آهان،باشه
بابا رفت
بابا برگشت روستا
بابا برگشت روستا
:کاملترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org
"قلبم دیوونه عشقت شده"
"قلبم دیوونه عشقت شده"
"قلبم دیوونه عشقت شده"
"قلبم دیوونه عشقت شده"
"قلبم دیوونه عشقت شده"
"قلبم دیوونه عشقت شده"
"قلبم دیوونه عشقت شده"
"قلبم دیوونه عشقت شده"
"درک این دیوونگی دشواره"
"قلبم دیوونهست"
"این دل دیوونهست"
"قلبم دیوونه عشقت شده"
"قلبم دیوونه عشقت شده"
"قلبم دیوونه عشقت شده"
"قلبم دیوونه عشقت شده"
"درک این دیوونگی دشواره"
"قلبم دیوونهست"
"این دل دیوونهست"
"قلبم دیوونه عشقت شده"
"قلبم دیوونه عشقت شده"
"قلبم دیوونه عشقت شده"
"قلبم دیوونه عشقت شده"
"به دام زیبایی و سادگیـت افتادم"
"به خاطر زیبایی و سادگیـت به دام افتادم"
"حتی حاضرم بندگی عشق رو بکنم"
"بعد از دیدن صورت دلربات آرامش پیدا میکنم"
خودم رو توی رویاهام گُم کردم" "حواسم سرجاش نیست
هرچی که شد" " از جلوی چشمام دور نشو
"قلبم دیوونهست"
"این دل دیوونهست"
"قلبم دیوونه عشقت شده"
"قلبم دیوونه عشقت شده"
"قلبم دیوونه عشقت شده"
"قلبم دیوونه عشقت شده"
"هرگز دستهای عشقم رو رها نمیکنم"
"هرگز دستهای دلدارم رو رها نمیکنم"
"با هزار تا دردسر میتونم به دیدنش برم"
"این بیقراری من رو آزاد میده و بیتاب میشم "
"لبهات رو میبوسم"
"بیا تو رو در آغوش بگیرم"
"هوا میگه که من رو در آغوش بگیر"
"قلبم دیوونهست"
"این دل دیوونهست"
"قلبم دیوونه عشقت شده"
"قلبم دیوونه عشقت شده"
"قلبم دیوونه عشقت شده"
"قلبم دیوونه عشقت شده"
"درک این دیوونگی دشواره"
"قلبم دیوونهست"
"این دل دیوونهست"
"قلبم دیوونه عشقت شده"
"قلبم دیوونه عشقت شده"
"قلبم دیوونه عشقت شده"
"قلبم دیوونه عشقت شده"
خواهر،خواهر شالینی-
شالینی حالت چطوره؟ خوبم-
بابا کجاست؟ اینجام-
بابا اینجا چکار میکنی؟ بیا بریم داخل،بیا
نه،نه،من میرم ایستگاه اتوبوس تا داماد کوچیکم رو ببینم
راه بیوفت
..ولی گوش کنید نه،من میرم اونجا-
بیا بریم داخل
باربر راجو هر کجا هستی زود بیا پیش مایک
این کیه که اسم من رو اینجوری توی بلندگو صدا میکنه؟
راجو یه پیرمرد خیلی وقت که دنبالت میگرده
کدوم پیرمرد؟ نمیدونم کیه،توی اتاق مایک نشسته-
توی اتاق مایک برو خودت ببین کیه-
آره برم ببینم
باربر راجو هر جا که هستی به اتاق مایک بیا
برو کنار
را..راجو
این احمق اینجا چکار میکنه؟
هی وایسا داماد کجا میری؟ هی من رو داماد صدا نکن-
منظورم داماد آینده بود این رو هم نباید بگی-
چرا نباید بگم؟اون داداشت شوهر دخترمـه
خب؟ ...یعنی من الان فهمیدم که شما-
دو تا داداش دوقلو هستین و شبیه همدیگهین
هی این چرت و پرت گفتن رو تموم کن اصل مطلب رو بگو
...میگم که چکار میکنی؟
میخوام بگم تو پسر یه خانواده ثروتمندی و یه شاهزادهای
اینکه اینجا باربری کنی خیلی بده به حرفم گوش کن
بیا و کنار خانواده و داداشت بمون
من میتونم توی یه سوراخ کنار 7تا مار بمونم ولی نمیتونم کنار داداشم بمونم
ولی چرا؟ به خاطر حرفای اون بابام من رو از خونه بیرون کرد-
به خاطر اینکه بهم توهین کردن از سنگاپور تا هند پیاده اومدم،میدونی؟
حتی یه قرونی هم ته جیبم نداشتم اون رو ول نمیکنم
اینجوریـه؟ آره-
یعنی به حرفم گوش نمیدی؟ نه-
با داداشت آشتی نمیکنی؟ نه نمیکنم-
پس من میرم پیش بابات برای چی میخوای بری پیش بابام؟-
میرم بهش میگم که تو خودت مثل یه پادشاه داری زندگی میکنی و پسرت مثل یه گدا
اینجوری نمیشه میرم با بابات حرف میزنم
هی پیش کدوم بابا میری وقتی بابایی نیست
کسی هست؟این چطوری باز میشه؟ آهان از این طرفه
نمیذارم که داخل بری برو کنار بذار برم داخل-
سعی نکن بابام رو ببینی من حتماً بابات رو میبینم-
بهت التماس میکنم که بابام رو نبینی
حالا که داری التماس میکنی باشه بیا بریم خونه دامادم ، بیا
اگه بیام اونجا چی میشه؟
اول از داداش بزرگم بپرسید که من خونهش بیام یا نه؟
پدرزن من به شما خیلی احترام میذارم ...ولی اگه میخواین روابط ما سالم بمونه
و اگه میخواین رابطه من و مالتی ...خراب نشه،دوباره اسم اون
داداش عیاش و مست من رو توی این خونه نیارید
اول حرفای من رو گوش کنید
اگه میخوای ارتباطی بین دختر کوچیکتون با داداش کوچیک من برقرار کنید
دیگه من رو توی این خونه نمیبینید
باربر
بابا این چه کاری بود کردی؟ اون رو عصبانی کردی
میخوای زندگی من رو خراب کنی؟ هیچی خراب نمیشه،فقط الکی تهدید کرد-
اون دیگه داماد منه هیچ کاری نمیتونه بکنه
من برای اون یکی نگرانم ..باید اون رو دامادم کنم
براش یه خونه جدید میخرم و زندگیش رو آباد میکنم
به این میگن هوشنمدی هوشیار چاند
دیپاک من خسته شدم رفیق
تا کی میتونی این پرونده و شکایت بازی رو ادامه بدم
آخرش این پیرمرد ازم شکایت میکنه و گیرم میندازه
بذار همینجوری ادامه پیدا کنه تا هروقت که میشه ادامه بده
بعدش به یه راه دیگه فکر میکنیم
هی اون پیرمرد دوباره برگشت من میرم،مراقب باش
دیگه از این مراقب بودنا خسته شدم رفیق
پاشو بریم،پاشو کجا میخوای من رو ببری؟-
سوال نپرس،فقط بیا ولی من رو کجا میبری؟-
هی ،هی بیا-
تو چرا من رو اینجا آوردی؟
ببین پسرم ما باید به بزرگترهامون احترام بذاریم بهشون تو نمیگیم، میگیم شما
من به تو آقا و شما نمیگم تو میگم، تو
میخوای بشنوی،بشنو
باشه من به تو شما میگم،تو به من تو بگو خوشحالی؟
حالا اینجا بشین میخوام بهت یه سورپرایز بدم
چی میخوای بهم بدی؟ تو فقط میتونی برام مشکل درست کنی پیرمرد
این رو برای چی آورده؟ این خواهرزن منه
شوهرخواهر؟ ..نه-
چیه؟ این شوهرخواهر نیست-
چکار میکنی؟ این شوهرخواهر نیست
داداش کوچیکشـه راجو،مجرد
اینم دختر کوچیک من شالینیـه مجرد
به نظرم نیت خوبی نداری چرا؟-
برای چی هی این مجرد بودن رو تکرار میکنی؟
بهت میگم،دخترم یه کاری کن برای این مجرد، یعنی راجو یه چایی بیار
چشم زود-
چقدر میخندی
آقا از این به بعد توی این خونه میمونی
من؟
تا حالا شنیدی که یه شیر توی لونه موش بمونه؟
اینکه اینجا بمونی خیلی واجبه
توی این خونه نمیمونی؟ به هیچ وجه-
توی این خونه نمیمونی؟ هرگز-
که اینطور
پس من میرم پیش بابات هی کجا میری؟-
میرم پیش بابات باهاش دعوا میکنم همه چی رو خراب میکنم
دیوونه شدی؟ آره دیوونه شدم-
باشه گوش کن اینجا میمونم
اینجا میمونم
چقدر خوبی هستم-
اگه آدم خوبی مثل تو داماد ...آدم خوبی مثل من بشه
همه چی عالی میشه
کدوم داماد؟ تو-
داماد کی؟ من-
دیوونه شدی میرم با بابات حرف بزنم-
گوش کن،داری با دامادت حرف بزنی دیگه چی؟
باشه پس قبول کردی دامادم بشی ولی دیگه از امروز نباید باربری کنی
بیوه بشم نه،نه-
راننده تاکسی میشی،من برات تاکسی خریدم،اینجوری سودش دوبرابر میشه
کارت کمتر میشه و درآمدت بیشتر
باشه بهش فکر میکنم من میرم-
پیش بابام؟ باشه راننده تاکسی میشم
چقدر میخندی
هی برو کنار داماد چکار میکنی؟-
چکار میکنی؟ چکار میکنی؟چکار میکنی؟چکار میکنی؟-
چرا چمدونهای ما رو پرت میکنه؟ اینا رو ول کن-
همه بهم گوش بدید
از امروز داماد من چمدون هیچکی رو جابهجا نمیکنه
باید بمیرم ساکت-
این دیگه باربر نیست،راننده تاکسیـه سوئیچ رو بهم بده
بگیر،این سوئیچ تاکسی توئه
چقدر میخندی
دیپاک این عشق خیلی زجرآوره راجو تو که باید خوشحال باشی-
هوشیار چاند یه تاکسی بهت داده زندگی راننده از زندگی باربر بهتره
اینجوری درآمدت بیشتر میشه ...احمق اون تاکسی رو به من نداده که-
به باربر راجو داده
میخواد با اون یکی دخترش شالینی ازدواج کنم چی؟-
نه،نه،من این کار رو نمیکنم دیوونه شدی
دارم فکر میکنم که باید پیش مالتی بمونم ....یا هوشیار چاند
راننده تاکسی باشم یا باربری کنم هی راجو-
...اون
کیه؟انگاری قبلاً دیدمش
بارها دیدیش دایی زنتـه
...این بیچاره توی این وضعیت گوش کن-
هی شاهزاده اومده من رو ببره شاهزاده اومده
چرا من رو اینجا آوردی؟فرار کن به فنا رفتم-
شاهزاده وایسا ..شاهزاده منم
شاهزاده وایسا منم بیام
شاهزاده تاکسی رو نگهدار نجاتم بده
شاهزاده تاکسی رو نگه دار الان میوفتم شاهزاده
شاهزاده الان میوفتم شاهزاده
میخوای بمیری؟ هی راجو عین آدامس بهمون چسبیده
کمک
شاهزاده، شاهزاده
شاهزاده
شاهزاده توی لباس باربری فکر میکنم که یه باربر باشه
امروز انقدر اذیتش کنم که از خونه بیرونم کنه
هی،بیا اینجا دامادم-
...از کی تا حالا دستت رو بردار-
منتظرت بودم برای چی منتظر بودی؟-
چرا مثل یه پیرزن احمق بهم چسبیدی؟
مگه زن منی؟
داماد عزیزم برات غذا بیارم؟
الان موقع غذا خوردنـه یکمی سودا با یخ برام بیار،زود باش
سودا برای چی؟ مگه شکمت قاروقور میکنه؟
چرا عصابم رو بهم میریزی؟ شکمم قاروقور نمیکنه
میخوام باهاش الکل بخورم تا وقتی که نخورم خوابم نمیبره
بدت اومد؟ آره-
حالا برو بیار نه-
چرا؟ شراب خوردن عادت بدیـه-
ولی خوردن این مارک اصلاً برای روحیه خوب نیست
من یه شراب خیلی بهتری دارم اون رو برات میارم
پیرمرد احمق به هیچ صراطی نمیتونم بپیچونمش
این چیه؟ این بطریـه-
این بطریـه یا هتل؟ این بطری توی هتلـه-
من نمیخوام از این بخورم خودم بهت میدم بخوری-
من این رو نمیخورم خودم بهت میدم-
نه نمیخورم دهنت رو باز کن-
چه کار میکنی؟
این خیلی تلخـه،چیه؟ اولش تلخـه-
بعدش عین شکر شیرین میشه بخور،بخور
کجا رفت؟
هوشیار چاند چرا من رو گیر انداختی؟
میخوام با مالتی قدم بزنم
چرا بهم حسودی میکنی؟
"داشتم از خیابون رد میشدم"
"داشتم بهل پوری میخوردم"
"با یه دختر قدم میزدم"
" از خیابون رد میشدم"
"بهل پوری میخوردم"
"با یه دختر قدم میزدم"
"اگه حس کردی تنده من چکار کنم"
"اگه حس کردی تنده من چکار کنم"
"داشتم از خیابون رد میشدم"
"داشتم بستنی میخوردم"
"با چشمهام باهات حرف میزدم"
" از خیابون رد میشدم"
"بستنی میخوردم"
"با چشمهام باهات حرف میزدم"
"اگه حس کردی تنده من چکار کنم"
"اگه حس کردی تنده من چکار کنم"
"همه دنیا به عشقمون حسودی میکنن"
"همه دنیا به عشقمون حسودی میکنن"
باهات فرار میکنم جوری که" "هیچکی نتونه من رو ببینه
"مردم به عشاق حسادت میکنن"
"چطور میتونم بهت بگم حسادتشون چطوره"
"داشتم ماشین سواری میکردم"
"داشتم سوت میزدم"
"داشتم کلاهم رو میچرخوندم"
"ماشین سواری میکردم"
"سوت میزدم"
"کلاهم رو میچرخوندم"
"اگه تو رو هُل دادم چکار کنم"
"اگه تو رو هُل دادم چکار کنم"
"وقتی که تخت رو جابهجا کردم"
"شما فکر کردین پنبهش ارزونـه"
"ولی من با نیت بد به کسی نگاه نکردم"
"من کسی رو نکُشتم"
"هیچوقت خنجر توی قلب بیگناه نزدم"
"من یه دلقک توی سیرک بزرگ دنیام"
"میرقصم و میخونم"
"شماها رو سرگرم میکنم"
"اگه بلد نیستین برقصید من چکار کنم"
"اگه بلند نیستین برقصید من چکار کنم"
"من رو به دیدن یه فیلم جدید ببر"
"یه جایی بریم غذا بخوریم"
"من رو دیدن یه فیلم جدید ببر"
"بریم یه جایی غذا بخوریم"
"یکم از شربت ناب چشمهات بهم بده"
"عطش قلبم رو خاموش کن"
"امروز میخوام عاشق اونی که توی قلبمـه باشم"
"میخوام این رو از توی چشمهات بخونم"
"داشتم میرقصیدم"
"داشتم آواز میخوندم"
"میخواستم تو رو تحت تاثیر بذارم"
"میرقصیدم"
"آواز میخوندم"
"میخواستم تو رو تحت تاثیر بذارم"
"اگه مامانبزرگ تو مُرده من چکار کنم"
"اگه مامان بزرگ تو مُرده من چکار کنم"
"داشتم از خیابون رد میشدم"
"داشتم بهل پوری میخوردم"
"داشتم با یه دختر قدم میزدم"
"از خیابون رد میشدم"
"بهل پوری میخوردم"
"با یه دختر قدم میزدم"
"اگه تو حس کردی تنده من چکار کنم"
"اگه تو حس کردی تنده من چکار کنم"
بلند شو، بلند شو بذار بخوابم سرم درد میکنه-
پاشو زن داداشت اومده داره گریه میکنه
من اصلاً زن داداش ندارم از کجا میخواد بیاد؟
آهان، آهان، آهان، زن داداشم اومده گریه میکنه، برای چی گریه میکنه؟
چی شده زنداداش؟ چرا گریه میکنی؟
اون هنوز خونه نیومده باید یه جایی خوابش برده باشه-
چطور میتونه جای دیگهای بخوابه؟ بیچاره حتماً خوابش اومده-
کجا خوابیده باشه؟دیروز رفت پیش وکیل ولی هنوز برنگشته
تا حالا همچین کاری نکرده بود بابا
همیشه قبل از تاریک شدن هوا میومد خونه،میترسم بابا
حتماً مست کرده و خوابش برده نه اون پسر خوبیـه-
حتی به مشروب لب هم نمیزنه
...پس حتماً یکی اون رو مجبور کرده
که به زور بخوره
به زور مشروب به خورد بقیه میدن
بابا یه کاری کن من خیلی نگرانم
خب همگی بریم پیداش کنیم کجا میخوای پیداش کنی؟-
اگه من تنها برم تا یه ساعت دیگه میتونم پیداش کنم وگرنه شماها پیداش نمیکنید
نخیر تو رانندگی میکنی ما هم بیرون رو نگاه میکنیم تا پیداش کنیم
تو نمیتونی این طرف و اونطرف رو نگاه کنی من نمیام-
نمیام نمیای؟پس من میرم بابات رو ببینم-
باشه باهات میام چقدر میخندی
چرا همیشه من رو با بابام تهدید میکنی؟
بفرمایید؟ ...جناب بازرس دامادم-
از دیروز صبح که بیرون رفته هنوز خونه نیومده
لطفاً دنبالش بگردین ماها خیلی نگرانـیم
باشه شما فرم رو پر کنید ما با بیسیم به کل شهر خبر میدیم
اون هرجا که باشه برمیگرده ما هم سعی میکنیم پیداش کنیم-
عکسی ازش دارین؟ بله،بفرمایید-
هاولدار این رو بگیر و به اینا تحویل بده
چیکار میکنی؟ دیوونه شدین؟ این عکس داداش دوقلوی منه
از کی دارم به اینا میگم که اون برمیگرده ولی گوش نمیدن
به چی نگاه میکنی؟ فوراً این رو ببر خونه و زندانیش کن-
...وگرنههاولدار مدام این رو میگیره و میاره
و شما فکر میکنی که پیدا شد پیدا شد،پیدا شد
نفهمیدم دوباره بگین پیدا شد، پیدا شد، پیدا شد-
شما؟
شما پیدا شدی؟کجا رفته بودی؟ دیشب خونه نیومدی
مالتی تو چکار میکنی؟ از صبح تا حالا پشت در نشستم
رفتم پونا تا وکیل رو ببینم و باهاش حرف بزنم
صبح برگشتم دیدم که در بستهست و زنم خونه نیست،کجا بودی؟
ما فکر کردیم که تو گُم شدی رفتیم که تو رو پیدا کنیم
گُم شدم؟چکار میکنی مالتی؟ بعضی موقعها از حد میگذرونی
من که بچه نیستم گُم بشم زود باش در رو باز کن
میخوام استراحت کنم باشه-
خیلی خستهام
شما استراحت کن من میرم معبد
معبد برای چی؟ ...نذر کردم که-
که هر وقت که خونه اومدی اول برم معبد دعا کنم بعد غذا بخورم
زود برمیگردم انقدر من رو دوست داری؟-
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
چی میخواین؟ این مانگال رو بده- (مانگال:گردنبند ازدواج)
نه
مالتی
اینجا چه خبره؟
هی چرا همهتون داریم میخندین؟
چی شده زن داداش؟ اینا میخوان گردنبند من رو بگیرن-
...گردنبند رو
این که ترسید هی بهم سیلی نزن-
نه بابا داره گریه میکنه ازتون خواهش میکنم-
برای چی گدایی میکنی؟ گدایی-
این گدا نیست یه دیوونهست
زنداداش گردنبند رو بهشون بده نه این نشونه همسریـه-
نمیدم تا وقتی که زندهای زن داداشی-
امروز دنیا خیلی بد شده،بدهش اون گردنبند رو بده
چرا توی شکمم زدی؟
آره بهشون بده نمیخوام مشکلی درست بشه
بیا،بیا
بیا،به عقب نگاه نکن برادرشوهر،گردنبند من رو پس بگیر-
اینجا بمون سعیم رو میکنم
توی شکم زدی
کار خوبی نکردی که توی شکمم زدی
بهم گفتی ترسو ولی کی که از امثال شما نترسه
ولی یه چیزی بگم،کسی که به اون بالایی اعتقاد داشته باشه لازم نیست بترسه
تو بهش گفتی،توی صورتت یه کرگدن رو میبینم گریهم میگیره
انگار که از جنگل فرار کردی و اینجا اومدی
بذار به پاهات بیوفتم بیوفت-
بذار فقط یکبار پاهات رو لمس کنم احمق
هی به این گدای یه چیزی بده
به خاطر خدا یه چیزی بده
یه چیزی بده
یه چیزی بده یه چیزی بده
یه چیزی بده
فکر کردی که من دیوونهام
آهان پس داداشم اینجا زندگی میکنه
خیلی خیلی ممنونم،جونم رو نجات دادی مشکلی نیست-
با من بیا خونه ...به داداش بزرگت میگم
که همیشه درباره تو اشتباه قضاوت کرده که یه آدم بد و ولگردی
بذار بگه زنداداش کی میتونه جلوی زبون بقیه رو بگیره
نه،نه
من به اون میگم که تو چقدر آدم خوبی هستی،بیاین
باشه شما برو داخل ماشین رو پارک کنم میام
باشه،زود بیاین
زود باش راجو زود برو توی خونه و لباسات رو عوض کن
قبل از اینکه مالتی بیاد توی خونه تو برو
گوش کن،کجایی؟
چکار میکنی مالتی؟ بذار در آرامش حموم کنم
برادرشوهر اومده زود بیا پایین
برادرشوهرت اینجا اومده؟ اون مست اینجا چکار میکنه؟
میدونی امروز اون من رو از دست یه سری ولگرد نجات داد
اونا رو کلی کتک زد یه ولگرد با ولگردای دیگه دعوا میکنه-
عوضی
حرفهای قدیمی رو ول کن و بیا اون رو ببین نه،نه،نه-
بیا بریم نه-
بیا بریم،بیا،بیا باشه-
برادرشوهر،هی برادرشوهر
کجا رفته؟ رفته-
بابام خیلی فهمیده بوده که اسمم رو هوشیار چاند گذاشته
شروع کن
و از من تعریف کن
کار خیلی خوبی کردی حالا مراقب رامپرساد باش
حالا رامپرساد میمیره و شرما خوش شانس جاش رو میگیره
کی من رو میزنه پلیس میزنه-
توی تلویزیون که داستان خانواده من رو نشون نمیدن
نه،نه،امکان نداره این اتفاق بیوفته
..اگه اتفاق بیوفته
این تلویزیون عصابم رو بهم ریخت
هوشیار چاند عزیز هوشمندی رو بیخیال شو و تحقیقات رو شروع کن
ممکنه اونی که تو فکر کردی یه شیرینی خوشمزهست
در اصل زهرمار باشه
از این خندهت خیلی میترسم
سر صبحی کجا میری داماد؟
اول صبح وقتی قیافه نحس تو رو میبینم
یه قرونی هم کار نمیکنم
پس برای چی اول صبحی میری؟
یکم صبر کن
شالینی دخترم برای چی صداش میکنی؟-
یه دقیقه بله-
..از کی تا حالا بمبئی اومدی
ولی اصلاً نرفتی بگردی
بیا این دو تا بلیط رو بگیر بلیط چیه؟-
یه فیلم اومده راجو بابو برین اون رو ببینید
این دو تا بلیط رو با دعوا و بدبختی تونستم بخرم
نه من از فیلم دیدن خوشم نمیاد،نمیرم تو نمیخواد ببینی،این میبینه-
خب تنهایی بره ببینه من نمیرم
نمیری؟ نه،نمیرم-
باشه پس میرم پیش بابات باشه میرم-
هر بار بابات با آوردن اسم بابام تهدیدم میکنه
چرا مثل دیوونهها همهش میخندی
بیا بریم
زود برید،اون تبلیغ صابون قبل از فیلم رو حتماً ببینید
هی شالینی
شالینی خیلی دوست دارم دیپاک-
شالینی خیلی دوست دارم منم دوست دارم دیپاک-
شالینی دوست دارم
هی دوست دارم چیه،ولش کن نه ولش نمیکنم،اولین باره که دیدمش-
باشه ولش نکن
گوش کن،میخوای همه چی رو اینجا تموم کنی؟یه چیزی هم برای اون تو بذار
اون تو، باشه، خوبه آره خوبه-
پیراهن من رو بپوش
خیلی هم حواست جمع باشه اون پیرمرد خیلی زرنگـه
میتونه هرجایی باشه
بلیطت رو بده
برو روی اون صندلی بشین
بابا
هی فیلم رو نمیبینی؟ من دیدم،حالا تو ببین-
یکیشون اینجاست
اگه دومی هم پیش مالتی باشه خیالم راحت میشه
مالتی عشقم
چی شد؟
هیچی،حس کردم یکی داره نگاهمون میکنه
اوه اومدین دخترم فیلم چطور بود؟
خیلی خوب بود،خیلی لذت بردم لذت بردی؟-
منم از دیدن شما دوتا اونجا خیلی لذت بردم
تو اونجا چکار میکردی؟ ..منظورم این بود-
از اینکه شما رو خوشحال دیدم خیلی لذت بردم،انگار میخوام برقصم
به زور خودم رو نگه داشتم
بابا این حرفا چیه میزنی؟
حس میکنم باید فوراً عابد رو بیارم و مراسم ازدواجتون رو بگیرم
چی میگی پیرمرد؟بازم اون حرفهای قدیمی رو داره میگی
چندبار بهت بگم که نمیخوام با دخترت ازدواج کنم
که اینطور؟اونجا عاشقی اینجا جلوی من نمیخوایش
هی پیرمرد من دخترت رو دوست ندارم
انقدر هیجان زده نشو من با همه دخترا عشق و حال میکنم
فهمیدی؟اگه دیوونه شدی برو خودت رو درمان کن
پس بشین و ببین این دیوونه چکارت میکنه
چکار میخوای بکنی؟ نمیگم-
بگو نمیگم-
خب داماد این داروی عشقـه
هرکی این رو بخوره توی تب عشق میوفته
امروز دیگه نمیتونی زرنگ بازی دربیاری
وقتی این رو بخوری هی داماد
چقدر میخندی قبلاً باربری کردی
منظورت چیه که کار میکردم همین الانم دارم کار میکنم
دارم عشق تو رو به دوش میکشم
بیا این شیر رو بخور هی من این شیر رو نمیخورم-
شیر نمیخورم بخور،بخور،بخور-
خیلی میخندی یعنی یه دردسر جدید درست کردی
نه مشکلی نیست نه مشکل درست کردی-
نه مشکلی نیست،به حرفم گوش کن امشب نمیخواد بری بیرون بخوابی
همینجا بخواب چرا؟-
همینجوری،بعد از مدتها میخوام برم پان بخورم (پان :نوعی برگ که داخلش مخدر میذارن میخورن)
و شالینی توی خونه تنهاست مراقب اون باش
چقدر میخندی
چه بلایی سر این اومده؟
چرا اینجوری من رو نگاه میکنه؟
هی شالینی تو خوبی؟ چرا اینجوری نگاه میکنی؟
شالینی
...شالینی تو
شالینی
شالینی
"بدنم زیباست"
"عشقم پرشوره"
"بدنم زیباست و عشقم پرشوره"
"امروز میخوام این گنج زیبایی رو خرج کنم"
"معشوقم بیا و من رو در آغوش بگیر"
"نـه،نـه،نـه"
"دختر قلبم من رو ندزد"
"دختر قلبم من رو ندزد"
"بدنم زیباست و عشقم پرشوره"
"امروز میخوام این گنج زیبایی رو خرج کنم"
"معشوقم بیا و من رو در آغوش بگیر"
"نـه،نـه،نـه"
"دختر قلبم من رو ندزد"
"دختر قلبم من رو ندزد"
"دختر قلبم من رو ندزد"
"جوونی داره بهت اشاره میکنه"
"اینجوری من رو وسوسه و دیوونه نکن"
"اینجوری من رو وسوسه و دیوونه نکن"
"داستان من بدون تو ناقصه"
"یه صفحه از تو رو میخوام"
"یه صفحه از تو رو میخوام"
"بیا،بیا،دلبرم لطفاً بیا"
"جانان من ،تو ملکه رویاهای منی"
تو رو مال خودم میکنم" "فقط به چشمهام نگاه کن
"نـه،نـه،نـه"
"دختر من رو دیوونه نکن"
"دختر من رو دیوونه نکن"
"دختر قلبم من رو ندزد"
"دختر قلبم من رو ندزد"
"فرصت دیدار هر روز مهیا نیست"
"چرا من رو به سمت خودت میکشی"
"چرا من رو به سمت خودت میکشی"
"الان دیگه نمیتونم درد جدایی رو تحمل کنم"
"یه نشاطی ضربان قلبم رو بالا برده"
"یه نشاطی ضربان قلبم رو بالا برده"
"چرا یواشکی من رو آزار میدی؟"
"چرا شب با حرفات من رو بیتاب میکنی؟"
"بهم بگو که قصدت چیه؟"
"نـه،نـه،نـه"
"دختر این عاشق برات دیوونه شده"
"دختر این عاشق برات دیوونه شده"
"بدنم زیباست و عشقم پرشوره"
"امروز میخوام این گنج زیبایی رو خرج کنم"
"معشوقم بیا و من رو در آغوش بگیر"
"نـه،نـه،نـه"
"دختر قلبم من رو ندزد"
"دختر قلبم من رو ندزد"
"دختر قلبم من رو ندزد"
"دختر قلبم من رو ندزد"
تو خودت مسئول این مصیبتی
چرا گفتی که من یکی نیستم داداش دوقلو دارم
چکار میکردم؟اون پیرمرد من رو توی لباس باربری گیر انداخت
باید چی بهش میگفتم؟اینکه من پسر یه پولدارم ولی باربری میکنم
راجو انقدر دوتا نقش بازی کردی دیوونه شدی
من دیوونه شدم؟ آره تو دیوونه شدی-
داری منم دیوونه میکنی
باید یه راهی برای نجات از این مشکل پیدا کنی دیپاک یه فکری دارم-
چی؟ یه نامه برام بنویس-
نامه؟
مالتی حوله رو بیار الان میارم-
صبح بخیر آقا براتون یه نامه آوردم
دیپاک حتماً از بابام نامه آوردی
علیهش شکایت کردم دیگه پام رو توی اون خونه نمیذارم
نامه باباتون نیست آقا داداش کوچیکتون راجو باربر نوشته
به نامه اون دستم نمیزنم مالتو تو بخونش
تو بخونش باشه-
بابا بابا موضوع چیه؟
شالینی حالش خوب نیست دکتر داره معاینهش میکنه
چرا؟چی شده؟ فکر کنم مسموم شده-
حالت تهوع داره هوشیار چاند-
نگران نباشید، شالینی بارداره شما داری بابابزرگ میشی
شالینی بارداره مبارکـه-
پدرزن چی داری میگی؟شالینی حاملهست و شما خوشحالی؟
این خبر خوشحالی داره داداشت میگفت که باهاش ازدواج نمیکنه
هرگز ازدواج نمیکنم حالا مجبوره که باهاش ازدواج کنه
ولی بابا یه مشکلی هست
این نامه برای شماست بخونیدش
نامه؟ چه نامهای؟
هوشیار چاند اسمم رو خیلی خوشگل نوشته
من اصلاً لیاقت رویای شما رو که میخوای دامادت بشم رو ندارم
لیاقت ندارم
نمیتونم کل زندگی مراقب مراقب دخترت باشم
شما من رو خوب نمیشناسی من یه آدم کاملاً دیوونهم
زندگی دخترت رو با ازدواج کردن با من تباه نکن
به خاطر همین خودم یه جایی میرم که هیچوقت نتونی پیدام کنی
حتی سعی نکن دنبالم بگردی
هرگز داماد کوچیکت نمیشم
فرار کرده؟
زندگی دخترم رو نابود کرده و فرار کرده
پاهاش رو قلم میکنم از کل خاندان سنگاپور انتقام میگیرم
پدرزن شما اشتباه میکنی اون نمیتونه همچین کاری کنه
چکار نمیتونه بکنه؟ همینی که میگین-
مالتی به بابات بگو که داداش من نمیتونه همچین کاری کنه
کی بیشتر میفهمه؟ تو یا دکتر؟
به حرفم گوش کن اون داداش کوچیک منه
داداش کوچیکتـه؟
تا دیروز که حاضر نبودی به صورتش نگاه کنی
میگفتی که اون یه شیطانـه ،قماربازه ببین سعی نکن من رو گول بزنی
خیلی عصبانیم من اون رو ولش نمیکنم
گاجندرا پرتاپ سینگ باید از خودت خجالت بکشی
بچههات دارن از گشنگی میمیرن
میخوای همه پولـت رو برای خودت خرج کنی؟
مگه بعد مرگت این خونه و ثروت رو با خودت میخوای ببری؟
پس تو رو پسرم اینجا فرستاده؟
اون من رو نفرستاده خودم اومدم
چه ارتباطی باهاش داری؟ ارتباطم از تو بهتره-
دخترم رو بهش دادم آره
اون با دختر تو ازدواج کرده؟
....آدمهای حریص و پول پرستی مثل تو
از دخترشون به عنوان تله استفاده میکنن
ولی من اجازه نمیدم که پاهاشون رو توی این خونه بذارن
چهارتا پدر مثل تو هم نمیتونن جلوی اون رو برای اومدن توی این خونه بگیرن
چی گفتی؟توی خونه من وایستادی و با بیادبی باهام حرف میزنی؟
این رو بندازید بیرون من رو بیرون میندازی؟-
هوشیار چاند رو؟ پشیمون میشی
من اون سیاه چالیم که نور رو محو میکنه
حتی اگه بمیرم دوباره برمیگردم
سرطان شاید درمان داشته باشه ولی من درمانی ندارم
تو من رو بیرون انداختی خدا از این دنیا بیرونت میکنه
چرا وقتی که نمیتونسته بچه دار شده؟
یکی توی خیابون پرسه میزنه اون یکی باربر شده
من بودم که ازشون حمایت کردم
یکیشون با دخترم ازدواج کرد
دومی دخترم رو حامله کرده و فرار کرده
دومی؟ تو دیگه چه مدیری هستی؟-
نمیدونی رئیست دوتا بچه داره
اسم پدر رو خراب کرده
ولی بهش بفهمون
با من دشمنی نکنه وگرنه این خونه رو روی سرش خراب میکنم
طوری که حتی یه آجر سالم پیدا نکنه
احمق،پدر باربر
پدر باربر؟
هی رفیق اینجا نشستن و ...شراب خوردن کمکی بهت نمیکنه
که اون خونه ییلاقی رو به دست بیاری
چرا نمک روی زخمم میپاشی رفیق؟
تو رو مدیر نکردم که برای بابام کار کنی
بلکه باید طرف من باشی فهمیدی؟
من که طرف توام
یه خبری برات آوردم که اگه بشنوی هر چی زدی از سرت میپره
بگو
اون راجو باربر رو یادتـه؟
همون باربر شماره یک
باربر شماره یک؟ چطور میتونم اون رو فراموش کنم
اون عوضی من رو زندان انداخت
باید حساب اون و بابام رو باهم برسم
وقتی که حسابشون رو برسی
خونه ییلاقی و اموال همه توی جیبت میره
رئیس کوچیک،صبح بخیر
چرا اینور و اونور رو نگاه میکنی مدیر شماست
آره هست ولی یهو اومده میگه رئیس کوچیک
رئیس کوچیک لطفاً عصبانیت رو کنار بذار
رئیس متوجه اشتباهش شده
بیاید،اون گفته شما خونه بیاید
بیاید
ببین به من میگن هوشیار چاند یه کاری کردم غرور بابات رو شکستم
بالاخره اون پدرتـه،اگه اون ازت ناراضی باشه گناه کردی
لطفاً برو شماها نمیفهمید،من گیر میوفتم-
گیر میوفتی یعنی چی؟مگه اون بابات نیست نه نیست-
هان؟
...یعنی هست ولی تو باید بری-
باهاشون برو ولی گیر میوفتم-
برو،برو چکار میکنی؟-
کجا میبریم؟ مشکلی نیست-
برو لطفاً بیاید-
مراقبش باش وگرنه فرار میکنه
این همونه
اون پیدا شد این رو ببند زود باش راه بیوفت
زود باش،زود باش چشم-
رئیس بالاست برو و ازش عذرخواهی کن
آقا،آقا لطفاً من رو ببخشید
میدونم که اشتباه بزرگی کردم
...ولی این کار رو عمداً نکردم آقا
آقـــا
آقا چی شده؟
آقا،آقا
آقا،آقا،چی شده؟
کی شما رو زده؟ هی-
آقا
آقــا
هی چکار کردی؟ بابام رو کُشتی
هی حرومزاده داری انتقام اون روزی رو میگیری که انداختمت زندان؟
هی چکار کردی؟بهت گفتم برو عذرخواهی کن ولی تو اون رو کُشتی
هی بازرس بازرس بیا،این بابام رو کُشت-
تو این رو کُشتی؟ بگیریدش
هی،ببین بازرس من فرار نمیکنم اول این رو به بیمارستان برسونید،هنوز زندهست
هنوز زندهست؟ زندهست؟-
خودش فرار کرد و این رو انداخت گردن من
دیپاک،دیپاک کجاست؟ اونجاست-
توی دردسر افتادم،اون صاحب خونه،گاجندرا پرتاپ رو با چاقو زدن
چی داری میگی؟ آره ،گردن من انداختنش-
اگه اون بمیره هیچکی توی دنیا نمیتونه من رو نجات بده
پلیس اون رو به بیمارستان برد ولی اونا میدونن که زندهست
حتماً برای کُشتنش به بیمارستان میره
قبل از اینکه اون به بیمارستان برسه ما باید اونجا بریم دیپاک
گوشه به گوشه رو بگردین
اگه اون رو دیدین با موهاش بکشید و پیش من بیارید
دنبال کی میگردین؟ اون کلاهبردار بیدین-
کی؟ دامادت-
همونی که با شما اومد اداره پلیس و برای پیدا شدن خودش فرم پُر کرد
چی دارید میگین،من که نمیفهمم
هوشیار چاند تو خودت رو خیلی باهوش فرض کردی
آره اون رو که هستم
دامادت ازت یه احمق ساخته
اون دوتا نیست،یکیـه
اصلاً برادر دوقلویی نداره هیچ همشکلی نداره
اون فقط یه باربره باربره،باربره
...شما داری اشتباه میکنی اشتباه نمیکنم-
هوشیار چاند تا حالا اونا رو با هم دیدی؟ آره ،خیلی زیاد-
اولی میومد و دومی میرفت دومی میومد،اولی میرفت
و بزرگترین جرمش اینکه قصد داشته آقای مهتا رو به قتل برسونه
این دیگه دروغـه،اون باباشـه کی میتونه باباش رو به قتل برسونه
آقای مهتا حتی اون رو نمیشناسه چطور میتونه باباش باشه
اون باباش نیست؟ نــه-
باباش نیست؟ نــــه-
اون فقط باربره دو تا نیست و یکیـه
و مهتا باباش نیست
بریم
همچین کلاهبرداری بزرگی
هردوتا دخترام رو،با یکی ازدواج کرده و اون یکی رو حامله کرده
ولش نمیکنم
گوش کنید بله؟-
اون کجاست؟ چی؟-
بخش سقط جنین بالا سمت چپ-
مستقیم سمت چپ بله-
...بابا بیا-
سلام دکتر حال باباش خوبه،به زودی به هوش میاد-
جای نگرانی نیست
میتونه باباش رو ببینه؟ بله-
مرسی
بیا
اوه نه
شما نمیتونید اون رو ببینید چرا؟-
اون هنوز به هوش نیومده،هروقت به هوش اومد اول من اون رو میبینم
اول ازش گزارش میگیرم بعد شماها میتونید اون رو ببینید
ولی گزارش برای چی؟ راجو باربر این کار رو کرده
با چشم خودتون دیدین بازرس دیگه
آره ولی چشم هم گاهی میتونه اشتباه بکنه
بذارید من اول ازش گزارش بگیرم همه چی روشن میشه
شما برای چی عرق میکنی؟ ...نه این-
برای مراقبت از آقا دکتر و پرستار هست هاوالدار ما هم اینجاست
بیا بریم بریم-
هوشیار چاند اون یه باربره
میدونم
ببخشید
چوتی بله-
لباسم خوبه؟ چرا؟-
به زور داخلش جا شدم اوه-
ببین اون راجو باربر هر لحظه ممکنه بیاد
اول باید بفهمیم کدوم بخش بستری شده آره-
شما اینجا چکار میکنید؟ چی؟-
اینجا چکار میکنید؟ هی تو کی هستی؟-
ما دکترای سنگاپوریم
بهم بگو باید چکار کنیم؟
من یه مشکل دارم دخترم بیا اینجا
..این
چرا؟-
برای سقط بچه اینجا اومدن
نگران نباشید،نگران نباشید من 20 دقیقهای مشکل رو حل میکنم
تو برو داخل
نگران نباشید،حلش میکنم
آبجی برو-
من خواهرتم ، نه بابات قبلاً تو رو جایی دیدم؟-
بیخیال، شیطون
چطور قبول کردی؟چطور قبول کردی که بچه رو سقط کنی؟
این عشقـه یا گناه؟
چطور قبول کردی زندگی یه بچه رو بگیری؟
اون روز من مست بودم،اون موقع هردوتامون اشتباه کردیم
و آبروی من رفت شوهرخواهر-
ساکت دیپاک-
شوهرخواهرت مُرد
صداتون خراب شده صدا چیه زندگیم خراب شده-
راجو تو چی میگی؟ ساکت شو-
اگه اتفاقی برای این بچه بیوفته تو رو ول نمیکنم
حالا تو مراقب این باش و منم مراقب اون آقام
دیگه بسمه
اگه میتونی من رو ببخش مالتی
گوش کن
برو کنار هی راه رو باز کن-
بابا لطفاً اون رو نجات بده کی رو؟-
دامادت راجو اون قاتل رو؟-
اون قاتل نیست یکی میخواد اون رو توی تله بندازه
اون هیچی درباره این قتل نمیدونه
اون کاملاً بیگناهـه بابا نجاتش بده
امروز یه دختر از باباش برای نجات جون شوهرش التماس میکنه
بابا نه دخترم،نکن-
بهم بگو که اون رو کجا دیدی؟
اون دوتا پرستار که از سنگاپور بودن ..اونا
پرستار شده بود؟یعنی دوباره من رو گول زده؟
نه،اون رو ول نمیکنم،ولش نمیکنم بابا به خاطر من-
من بدون اون نمیتونم زندگی کنم بابا نمیتونم
به خاطر تو
تا امروز دنیا یه روی هوشمندی هوشیار چاند رو دیده
امروز به خاطر تو یه روی دیگه هوشمندی من رو میبینن
گریه نکن،الان برمیگردم من باباتم،نگران نباش
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
مدیر؟
زندهست
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: فاطمه
نجاتم بدید،نجاتم بدید
نجاتم بدید
کسی هست؟ نجاتم بدید
:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org
هی شماها کی هستین؟ کجا دارین میاین؟
هی مراقب باشین من فقط 2تا پا دارم
ای هوشیار چاند،بابای من،پدرزنم چرا اونجا آویزونی؟
دارم میام
مراقب باش
هی دارم میام
دارم میوفتم راج زود باش
من رو اینجا آویزون کردی خودت اونجا آویزونی
منم دلم نمیخواست اینجا آویزون باشم
دستت رو ول کن و بپر
من نوکر بابات نیستم اسم خدا رو بیار و بپر-
نمیتونم تخت رو ول کنم و بپرم
اگه نپری من از اینجا میوفتم میمیرم ولش کن
نه بپر-
بپر دیگه
:کاملترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org
هی وای پام شکسته توی دستمـه
این پای منه،من پای توئه؟پس مال من کجاست؟-
آهان ایناهاش، پای من اینجاست
نجات پیدا کردم
من نجات پیدا کردم
چرا میخندی؟همه باربرها رو انداختی
زرنگی بازی در نیار دستت دیگه رو شده
حالا دیگه لباس دخترونه میپوشی همین خوبه،بذار تنت باشه
هوشیار چاند من راجو رو بخشیدم شما هم اون رو ببخشید
این رو؟این رو تا 7 تا زندگی بعدی هم نمیبخشم
بابا شما چی میگی؟
چیه؟ساکت شو
اون خونه ییلاقی که دیدی و دخترت رو بهش دادی
از امروز اون خونه مال اینه این؟-
نه،من به این رسیدم دیگه هیچی نمیخوام هی تو ساکت شو-
پسرم سعی کرد من رو بکُشه
اون جونم رو نجات داد امروز دیگه این پسرمـه
باشه ولی این 2بار من رو گول زده زندگی دختر دومم رو نابود کرده
!هی میزنمت-
بابا من رو ببخش
من مسئول همه اینام آره بابا،درست میگه-
این دوتا همدیگه رو خیلی دوست دارن
این دوتا؟ آره-
این داستان از کی شروع شد؟
آخر و عاقبت آدمهایی مثل تو همین میشه
تو دامادی میخواستی که حداقل 3000هکتار زمین داشته باشه
برای کار و تجارت با ماشین اینور و اونور بره
..انقدری توی خونهش نوکر باشه
که توی کل روستا آدم نباشه
من این حرفها رو به شادیرام گرجوره زدم تو از کجا میدونی؟
من شادیرام گرجورهام
تو؟نه،این سومین کلاهبرداره
خوشت اومد؟یکی باربر و اون یکی مکانیک
..راستش شادیرام
من میخواستم که خونه دخترام رو با آجر ثروت بسازم
ولی امروز فهمیدم که خونه رو با ثروت نه بلکه با عشق باید ساخت
مشکلی نیست امروز من باختم و عشق برنده شد-
هی بیا اینجا
چقدر میخندی
شوهرخواهر، شوهرخواهر یه خبر وحشتناک دارم
که آسمون رو میشکافه زمین رو به لرزه درمیاره
این شاهزاده نیست این بــاربــره
کتک میخوره
چه خبر فوریای؟
بیا اینجا
(موزیکها در طول فیلم ترجمه شده)
First Edited - Farsi Version Nowruz 99 - By Bollycine Copyright© Bollycine.Org
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.