Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
:تنظیم و هماهنگ سازی زیرنویس Instagram:_dash_qeshmi
داداش ، ماشین رو قفل نمیکنی؟
تو خواهر منی
اینم ماشین آنتونی هستش پس هیچکسی نمیتونه بهش دست بزنه
زود باش
داداش , بیا بریم اونجا
ماری , من فکر میکنم میخوام برم یه خورده فوتبال نگاه کنم
تو برو
باشه باشه ؟ ممنون
داداش , مواظب ساکت باش
.. ماری , این پول آنتونی هستش
نه آدرس خونه ی عثامه بن لادن که هرکی بتونه پیداش کنه
, آره , بیست تا به جای من شرط ببند رو برزیل بیست تا شرط ببند
هی , حرکت کن
من یه خورده زیاد اعصابم خورده یه خورده هم مغز خر خوردم
پس بهتره تو بری بهم دست نزن
! چطور جرات میکنی
نه , نه , داری چیکار میکنی ؟
ورزشها باعث میشن مردم با هم دوست بشن
آروم باشین , از بازی لذت ببرین
برو این رو به دوستات هم بگو
اسم من انتونی هستش ، گرفتی؟
زودباش , برو , برو , برو
من دو میلیون روپیه رو برزیل شرط بستم
رو برزیل؟
چرا ؟ امروز برزیل برای اولین بار میبازه
حرفای بد شگون نزن
به خاطر ترکیب بازی پنج به سه هستش
این قضیه ی ترکیب بازی پنج به سه چیه؟
5x3=45
.. این یعنی اینکه وقتی یه آلمانی
از یه زاویه ی پانزده درجه و طول زمان پانزده دقیقه شوت میزنه
..توپ سه بار میچرخه و غلط میزنه ، و از سه نفر عبور میکنه
و با یه زاویه ی چهل و پنج درجه وارد گل میشه
! گل
!! لعنتی
رفیق ، تو یه بازیکن کامل هستی
5x3=45
ولی بازی هنوز تموم نشده رفیق ه من باشه
! گل
! میبینی ! میبینی
!!ساکم ؟ ساکم؟
اون ساک قهوه ای ، اونجا گذاشته بودمش
آره ، ولی اون کجا رفته ؟
اون کجا رفته ؟
هی ! در هارو ببندین ، هیچ کسی از اینجا نمیره
درهارو ببندین زود باشین ، برین به اون سمت
هیچ کسی حرکت نکنه ، من دارم با شما حرف میزنم
بررسی کن . همه رو بررسی کن
همه رو بررسی کن
خیلی غم انگیز بود ، مردم از دزدی چی گیرشون میاد ؟
پول مفت ! دیگه چی؟
تو اون ساک تقریبا یه سی تایی پول بود
فقط برای سی یا پنجاه هزارتا ؟ حتی منم میتونم بیشتر از اینا در آمد داشته باشم
سه میلون روپیه ، تو اون کیف سه میلیون روپیه بود
! سه میلیون کامل
اون عوضی داره باپول آنتونی از اینجا میزنه به چاک
بهش رحم نمیکنم
سه میلیون روپیه
داداش ، بزار به پلیس خبر بدیم
دیوونه شدی ؟
اول اینکه اون پولا از راه غیر قانونی بدست اومده و دوم اینکه اونا پولای من هستن
من خودم همین الان پیداش میکنم
!!! هی
داداش ، ماشینمون
اونم دزدیدن
! نه
!! مامااااان
حالا باهات چیکار کنم ؟
ماشین و پولا هر دو تو یه روز دزدیده شدن
، متاسفم ، مامان تو بچه ی کی هستی ؟
تو بچه ی کی هستی ؟
فکر میکنم بچه ی شما
درسته ، و من کی هستم ؟
روزی گنزالس
آره ، روزی گنزالسی که وقتی یه پسر تو سن
پانزده سالگی بهش چشمک زد
!! اون پسر رو کور کرد
میدونم ، مامان
همون پسر وقتی که من بیست سالم بود بهم یه شاخه گل رز داد
من دستشو هم شکوندم میدونم
و بعدش دستمو تو دستش گذاشتم و تو سن بیست و پنج سالگی باهاش ازدواج کردم
ایناهاش ، اینه ، پدرت
مامان ، من ازموقعی که بچه بودم تا حالا دارم به این داستان گوش میدم
مامان ، من به داداشم گفتم ، که بزاره به پلیس خبر بدیم
! ساکت
!!! ما میریم پیش پلیس
، حرفشم نزن مامان ما میریم ؟! اصلا ، مامان
، درست مثل یه دختر که تا وارد فیلما میشه بعدش میشه ملکه زیبایی هند
دقیقا ، هر ماشینی هم بعد از اینکه دزدیده میشه میره توی گاراژ عثمان
عثمان
مایکل بله ، خانوم
پسر روزی گنزالس کدومو قراره برداره ؟
کدومو قراره برداره ؟
! پسر خوب
!! چیتان ، قهرمانه من ، ماشالا
مرسدس مدل جدید
تو اونو از نمایش گاه ماشین دزدیدی ، نه ؟
! ترکوندی
من قسم میخورم یه روزی دروازه ی هند رو هم برام میاری
! میخوام برم البته با پول
زود باش ، زود باش بیارش
اینم پولت
عثمان کیه ؟
تو عثمان هستی ؟ نه
پس همونطوری که گفتم برو عثمان رو صدا بزن بیاد
سلام آقا ، سلام آقا
من عثمان هستم، افتخار این گاراژ
بهم بگین ، کدوم ماشین رو میخواین ؟
، اینجا ما ، پاجیرو داریم ، پرادو داریم ، آیودی هامر ، بی ام و ، مرسدس
من همه ی ماشین ها رو دارم ، فقط بهم بگو
آنتونی ماشین آنتونی رو میخواد
مرسدس قهوه ای تیره ، سورمه ای
1 1 1 MH-01 به شماره ی
، با پلاک خودروی محصول چین مثل شیر درنده
و دست راست آنتونی
مال من یه مدل جدید با رنگ قهواه ای تیره بود
حالا زود باش بهم بگو ماشین من کجاست
وگرنه درست همین جا بهت شلیک میکنم
چرا اینجا اینقد ساکته ؟
حکومت نظامی ای چیزی شده ؟
تو کی هستی ؟ تو کی هستی ؟
اوه خدا ! من پدرش هستم پدر
من موتور هستم و اونم شمع موتور ممنون
اسم من آژرالدین هستش جلال الدین فخر الدین فیسبک والا
چی شده ، آقا ؟ ماشین من دزدیده شده
اگه ماشینت دزدیده شده برو به اداره ی بیمه
پسرم ، تو آدرس رو اشتباهی اومدی
عمو ، پسرت تو کار دزدی ه
من میدونم ماشینم اینجاست
پسر ، دزدها سورمه ی چشمات رو میدزدن
و آرزوهایی که از قلبت بیرون میاد
شاعر عزیز گفته ، همه ی ما کجا و برای چه چیزی داریم میگردیم ، پسر ؟
!! خدایا توبه ! توبه
ازت خیلی ممنونم پسر
من صبح با قطار از اینجا میرم
عثمان ، تو بیست و چهار ساعت وقت داری باشه
آنتونی ماشین آنتونی رو میخواد ، فهمیدی ؟
ممنون ماشین رو پیدا کردی ؟
اونو پیش آسام بردن
واقعا ، باشه
من، تو وعموت رو با هم پیش آسام میفرستم
نه ، نه ، فقط یه دقیقه ، یه دقیقه
اون عمو که دیدی تورو گولت زد
به این نگاه کن
، این خودشه ، اون ماشینت رو دزدیده عمو چتان الیاس
کجا میتونم پیداش کنم ؟ آمریکا بن لادن رو پیدا کرد
ولی تو چیتان رو پیدا نمیکنی
اون مثل یه نسیم میمونه
، اون تمام وقت درحال پروازه آمریکا ، لندن ، بانکوک ، حالا میتونم برم ؟
منو بیرون بیار وگرنه میمیرم
چیتان ، چیتان چوهان
بهاگات بوسل
اینم کارتم
داری به بانکوک میری؟
نه ، تو ایستگاه باندرا میان راه پیاده میشم
رفیق ، از وقتی که این هواپیما تو مسیر بانکوک کارش شروع شده
منم همینجوری هی میرم به بانکوک
شغلت چیه ؟
من صخرها رو میشکونم
صخره ها ؟ تو زندون هم افتادی ؟
چقدر بی کلاس
حرفه ی من سرو کله زدن با سنگ های الماس ه
انگار یه حرفه ی بزرگ هستش
اون کاره نیمه وقت منه
خوب ، من سرتاسر دنیا چاه های نفت دارم
نفت خیلی خوبه
! مامانی
اوه خدای من ! حالت خوبه ؟
به نظر میاد شما برای اولین باره که با یه هواپیما مسافرت میکنین
نه ، من معمولا عادت ندارم ، آخه با جت مسافرت میکنم
آها ، مسیر های هوایی خصوصی
نه ،نه ،نه اونا نه
جت خصوصی خودم
ولی امروز مجبور شدم تو شهر مودی فرود بیارمش
مودی ؟ لالیت مودی
من تو شرکت ای پی ال سهام دارم
! خدای من ! چه ساعتی
اون باید خیلی گرون قیمت باشه
! دو میلیون و نیم روپیه زائقه ی من اجناس گرون قیمته دیگه
ساعت باید مدل رادو باشه
ماشین باید مدل پرادو باشه
و سریال هم باید " نا انا ایز مین لادو " باشه
راستی ، تو بانکوک کجا میخوای بمونی ؟
اینجا میمونم ، هتل پان پاسیفیک
بخش سویت رئیس جمهوری
با تخت خواب های آبی
میتونم یه اتاق اینجا بگیرم؟
، بدونه از قبل رزرو کردن حتی یه حموم هم بهت نمیدن
و حالا اینجا رو نگاه کن
خانوم های سکسی و جذاب بسیار زیبا
چهار روز و سه شب صبحونه ی رایگان
من از قبل برای این خانوم زیبا نامه فرستادم
آخه میخوام تمام مدت تو بغلم باشه
،ولی داداش اون از کجا تورو میشناسه؟
یه کلمه ی رمز وجود داره
Dilwale Dulhania .Le Jayenge -
Le Jayenge ، نه
باشه باگو ، من میرم پولامو به عرض اینجا معاوضه
اول از همه عشقت رو با یه هندی معاوضه کن
! بدونه من خوش نگذرونیا
نه ، نه ، مواظب خودت باش ، به سلامتی
تقلبیه
! عجب آدمی ! اینم تقلبیه
چطور جرات کرده ! این دلار ها هم تقلبی هستن
" " تو همه اش حواست به کیف من بود
" " منم همه اش حواسم به ساعتت بود
" "تو هی داشتی حرف میزدی
" " منم یواشکی پولاتو دزدیدم
" " بدونه پول ، چطوری میخوای خوش بگذرونی ؟
! هی ! هی ! آقای چیتان
!چه مزخرفی
شما دارین میگین که آقای بهاگات از قبل توی اتاق من هستن
بله ، آقا
آقای بهاگات قبل از شما اینجا اومدن
آخه چطوری اون بهاگات اومده ؟
" فردا هر کسی میگه "من بهاگات هستم
تو هم میتونی بگی بهاگات هستی
، آره ، خوب منم بهاگات هستم بهاگات چوهان از اوگاندا
مردم منو بی بی سی صدا میزنن
منظور من اون نبود
من اون بهاگاتی هستم که بخش سویت ریس جمهوری رو از هند رزرو کرده بود
باشه قبول ، بیا فرض کنیم که شما آقای بهاگات هستین
گذر نامه ات رو بهم نشون بده
گذرنامه ی من رو تو فرودگاه دزدیدن
خوب مدرک شما برای اینکه ثابت کنه شما آقای بهاگات هستین چیه ؟
شما کسی رو که اینجا برو بیایی داشته باشه میشناسین؟
آقای مانیک پاتل ، آقای رامنیک ، آقای دسای
شما باید یه نفر رو بشناسین ، متوجه میشین ؟
! هی عروسک
منو شناختین ؟ آره
من بهاگات هستم
پنج هزار دلار ، رزرو اینترنتی
سه روز ، چهار شب صبحونه ی رایگان
شما بهاگات هستین ؟ بهاگات که از قبل توی اتاق هستن
نه ، اون بهاگات نیست ، من بهاگات هستم
دو تا بهاگات
تو مجبور میشی بیشتر از اینا خرج کنی
اون یه بهاگات شیاده
باشه ، کلمه ی رمز چیه ؟
اگه کلمه ی رمز کافیه ، من به شما میگم
بابا گوسفند سیاه
نه
جانی ، جانی ، آره ، بابا
بابا ، نه
من بهت میگم
..''Dilwale Dulhaniya 'Le Jayenge' -
اون بهاگات واقعیه
! تو
!!من پول میدم ، اونوقت تو بوس میگیری
مدیر
این آدم کلاش کیه اینجا؟ چی مخواد ؟
بندازش بیرون اینجا یه خورده ابهام بوجود اومده
اون میگه که آقای بهاگات هستش
اون میگه آقای بهاگات هستش
فردا تو میگی که تو بهاگات هستی
اونوقت من باید باورت کنم ؟
آره ، قربان ، منم بهاگات هستم
بهاگات بولابهای چوهان از اوگاندا
یا بی بی سی
حالا هر چی ، بندازش بیرون
وگرنه خودم این کارو میکنم
آقا ، حق همیشه با مشتری هست
زود باش ، بزن به چاک
آقا ، شما اون دختره رو از دست دادین
ولی من شغلم رو از دست میدم
! لطفا از اینجا برین ، نگهبان ها
! یه لحظه
، وقتی بد بیاری یه نفر شروع بشه اهمیتی نداره چقدر اون طرف جاش امنه
دردسر براش مقدر میشه
نگهبان ها
! به سلامتی
اشکالی نداره بچه ها
موردی نیست
! بی نظیره
اون یه خورده زیاد جوون نیست ؟
درسته اون جوونه ، ولی یه حساب گنده تو بانک داره
اونجارو ببین ، اون نگهبان ویژه هم داره
منم میتونم اونارو ببینم
، من نمیرم پیش اون
بلکه اون میاد پیش من
خوش آمدین
به هنر بخشیدن
آماده این ؟
! بله
همه ی شما میخواین ببخشین؟
! آره پس خدا هم شما رو میخواد
!! آره ! آره
! بشینید
فقط تصور کنید
همه ی شما قدرت دارین ، مستخدم دارین
یه برج که توش زندگی میکنید
.یه دوش برای حمام گرفتن اونا چی دارن ؟
اونا گرسنگی دارن
شما تولدتون رو هر سال جشن میگیرین
اونا لباس های جشن تولدشون رو برای سال ها تنشون میکنن
شما فیلم آواتار رو توی تلویزیون سه بعدی میبینید
درحای که اونا دارن تو راه پله های ایستگاه گدایی میکنن
شما پرادا ، گوچی و آرمانی دارین
پس آرزوهای اونا چی میشه ؟
قبل اینکه خیلی دیر بشه ، یاد بگیر چطور ببخشی
اسم شما ؟ مایا
مایا آره
پول ، ثروت
مایا همه ی اینها
فقط خیال هستن
خیلی از آدمها توی دنیا خسته و بی استراحت هستن
درحالی که شما این زنجیر طلای بیست و پنج گرمی رو گردن کردین
الان احساس بهتری داری؟
آره ، احساس بهتری دارم پس یادت نره بعدا همو ببینیم
به این میگن هنر بخشیدن
یه لحظه
یه نیرویی منو به سمت خودش میکشونه
آره ، تو
اسم ؟ کوشی
اسمت کوشیه
ولی آیا تو واقعا مثل اسمت خوشحال هم هستی ؟
نه
ایمان دروغین نه
من میخوام راه درست رو به تو نشون بدم
دست منو بگیر
من به تو یه بچه میدم
!چی
یه بچه یتیم
منظورم اینه که ، قبول سرپرستی یه بچه
دوست داری؟
آره ، دوست دارم
لطفا منو راهنمایی کنید
من هر چیزی که دارم رو میدم
کیف همه چیز رو
جای تو اونجا نیست
جای تو اینجاست
کوشی
شما برای اونایی که ممکنه لغزشی داشته باشن یه مسابقه ترتیب دادین
هنر بخشش ! واو ! واو
حالا زندگی من شده همه اش نیکوکاری بخشش و بازم نیکوکاری
من عاشق این صداقت بیان هستم
اون اینجا چیکار میکنه
اون عصاش رو به ما نشون میده
رئیس ، اون کور نیست ، این تقلبه
میشه برم بهش بگم ؟ آروم باش
اون کور نیست ، احمق هم نیست
اگه اون درباره ی ما به کوشی بگه .. ما کارمون تمومه
! و مسابقه شروع میشه
! من بردم ، من بردم ! من بردم شما دارین مسیر رو اشتباهی میرین
شما دارین مسیر رو اشتباهی میرین
از اون طرف من فکر میکنم این مسیر درسته
نه ، نه از اون طرف ، از اون طرف
این طرف ، آره ، آره ، آره
درسته ، درسته ، درسته
، زودباشین ، زود باشین ، آره ، آره تو میتونی موفق بشی
آره ، همینه ، زود باش
آره ، آره ، تو میتونی انجامش بدی ، آره
زود باش
اون برد
من بردم ، جایزه مال منه ، مال خودم
کافیه ، کافیه
کافیه
من بهت گفتم به هند برگردی
من داشتم بر می گشتم
ولی قبل از اینکه هواپیمام از زمین بلند بشه من یه نگاهی به اطراف انداختم
و کوشی رو دیدم
! زیباست
36-24-36
آقای بهاگات
آقای بهاگات ، تبریک میگم
این جایزه ی نقدی شماست
بفرمایین ، اینجاست
و اینم یه بلیط برای اقامت توی هتل پان پاسیفیک به مدت هشت شب و هفت روز به صورت رایگان هستش
ممنون ، ممنون تبریک میگم
ممنون به من گوش کن کوشی
شب و روز برای این مرد کور فقیر چه معنی داره ؟
و اینکه سیا ه و سفید چیه ؟
بهش یه خورده بیشتر پول بده بزار بره
من اینو نمیخوام ، بگیرش نه ، نه ،نه
نه من این کارو از روی نیت قلبیم انجام میدم نه از روی ترحم
از روی نیت قلبیت ؟ آره
از ته دلت ؟
بیا ، بیا ، منم دارم میرم اونجا باشه ، بزن بریم
زود باش
به نوکرت بگو اسباب اساسیه ی منو بیاره
نه ، ایشون نوکر من نیستن
ایشون یه فعال اجتماعی معروف هستن آقای چیتان
آقای چیتان بله
فعال اجتماعی ؟ آره
اون به بچه ها تو سومالی کمک کرده بود
اون بهشون کمک کرده بود
بهش بگو به این مرد کور هم کمک کنه و وسایل منو بیاره
لطفا آقای چیتان
لطفا زود باش
این ساک قرمز رو هم فراموش نکن آره
اون باعث شده تو یه شاعر بشی
من نه ، تو
وسایل رو بیار این یه تقلب ه
اون کیف قرمز رو هم فراموش نکن
میدونی ، کوشی ؟
منم یه خورده پول تو حسابم جمع کرده بود م که تو یه همچین هتلی بمونم
ولی یه آدم احمقی اونو کش رفت
آقای بهاگات ، آقای بهاگات مواظب باشین
مواظب باشین آقای بهاگات ، بیشتر مواظب باشین
یعنی یه همچین آدمایی هم تو این دنیا وجود داره ؟
که از یه آدم کور پول کش برن
!! خیلی بده
آقای بهاگات بله
میتونم از شما یه چیزی بپرسم ؟
، شما تو زندگیتون قوم و خویشی ، دختری یا یه زنی چیزی ندارین ؟
من یکی دارم ، یه خدمتکار
اون صبح و عصر ظرف های غذا رو میشوره
خونه ام همین جوری اتو ماتیک وار تمیز میشه
نه ، نه ، من منظورم ، یه همسر و یا یه دوست دختر بود
... یا
آره ، قبلا یکی مثل تو بود
خیلی زیبا
من اون زمان میتونستم ببینم
من و مینو همدیگرو خیلی دوست داشتیم
اون یه مدل بود
و منم یه تحسین کننده از کاراش
یه سرباز کسی که تونست زندگیشو به خاطر کشورش فدا کنه
سرباز ؟ پس شما توی ارتش بودین ؟
وقتی که شما داشتین عشق و حال زندگی رو میکردین من داشتم تو ارتش خدمت میکردم
من تو نیروی دریایی بودم
راستش ، میدونی ، کوشی؟
.. دوست منم یه نگهبان بود
اون از دروازه ی دریایی ناگار نگهبانی میکرد
تنها دروازه نبود
وظیفه ی من نگهبانی از دروازه ی هند تا گوا بود
یه روز به طور اتفاقی چند تا تروریست به ما حمله کردن
جنگ برای سه روز ادامه داشت ، برای سه روز
و تو هم چشماتو از دست دادی
تو خیلی عجله داری که منو کور کنی
آها ، متاسفم ، متاسفم ، ادامه بده، ادامه بده
بعد از شش ماه ، وقتی که از بیمارستان مرخص شدم
یه راست به سمت مینو راه افتادم
مینو باید از دیدنت خیلی خوشحال شده باشه
و تو رو بغل کنه ، درسته ؟
! پنجاه درصد درسته
پنجاه درصد ؟
اون یه نفرو بغل کرد و لی اون نفر من نبودم
اون یه نفر دیگه رو بغل کرد
اوه ، خدا
دروغگو ، خیانت کار خودتو کنترل کن ، خودتو کنترل کن
داری چی میگی ؟
نه ، اون نه ، من دارم به خدا میگم
تو یه دروغگویی، یه خائن
چرا تو این کارو با یه همچین آدمی کردی !؟
ولی آقای ، بهاگات ، شما هیچوقت خودتون رو درمان نکردین ؟
من بیناییم رو به خاطر عشق از دست دادم
من میخوام بیناییم رو با عشق دوباره برگردونم
حالا که تو اومدی
عشق هم باید تو راه باشه
کوشی بله
میشه منو به اتاق خوابم ببری؟
آره ، حتما ، بیا ، بیا بریم
باشه ، ممنون
چه داستانی پرشکوهی از خودش در آورد
حالا میبینیم ، سانجای لیلا بهنسالی چطوری قسمت دوم نقشه ی سیاه خودشو عملی میکنه
اون کیه ؟
چطور کور شدی آقای بهاگات ؟
چطور شد که یه مرتبه بیناییتون رو از دست دادین آقای بهاگات ؟
بیناییتون دوباره برگشت
من بیناییم رو از دست دادم و هر وقت بخوام دوباره بدستش میارم
! چه سیستم باحالی
ولی تا اون موقع تو باید چشمای من بشی
چی؟
هر چیزی که بین کوشی و چیتان اتفاق میافته بله
تو باید مستقیما به من خبر بدی
برای جواب دادن به سوالات تو شبکه ی کا بی سی به آدم پول میدن
ولی اینجا من چی گیرم میاد ؟
! یه دونه پاولی
پاولی واحد پولی کدوم کشوره ؟
! بیست و پنج درصد احمق
این دوستی باعث شده گوش هام تیز تر بشن
من میتونم صدای چیتان رو از دور دست ها بشنوم
♪ " چه زیبا ، تو بهترین و زیباترین زن تو دنیا هستی ♪
♪ چه زیبا ، تو بهترین و زیباترین زن تو دنیا هستی ♪
آقای چیتان ، شما کلی کار خیریه برای بچه های فقیر انجام دادین
من خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم
مبلغ اهدایی که لازم دارین چقدره ؟
خانوم کوشی ، ما یه کسری حدود
دویست میلیون روپیه برای بچه های یتیم کشور سومالی داریم
ارزش این پروژه چقدره ؟
دویست میلیون
دویست .. دویست میلیون به من گوش بده
فقط در صورتی که راضی هستی اهدا کن
بخشش یه هنره
من راضی هستم
من همین الان برات یه چک مینویسم آها ، باشه
دستم رو ول کنید آها ، متاسفم
کوشی ، کوشی
کجایی؟
کوشی
مثل اینکه چک قبل اینکه نوشته بشه داره پر میزنه
کوشی ، آقای بهاگات داره تو دریا غرق میشه
یه کاری انجام بده
اون داره غرق میشه
به من گوش کنید
اون تو نیرو دریایی بوده ، شنا کردن رو بلده
اونجا کلی کوسه وجود داره
اوه ، خدا
خانوم کوشی ، فقط آروم باشین
ببین ، مرگ آرزوی اونه
اگه اون میخواد بمیره ، تو چطور میخوای نجاتش بدی ؟
تا زمانی که هنر بخشش تو این دنیا وجود داره
من هم به نجات دادن اون ادامه میدم
منم میام
به کار آموزش هنر بخششت ادامه بده
ولی اون هنر نجات رو یاد گرفته
الو ، بهاگات با بهاگات تماس میگیره
کوشی داره میاد
آماده باش
باشه ، باشه
بهاگات
چرا تو نمیمیری؟
چیکار کنم ؟
کوشی نمیزاره من بمیرم
و منم نمیزارم تو زنده بمونی
آقای بهاگات
لطفا کمک کنید ، از سر راه برین کنار
آقای بهاگات لطفا همه برید کنار
لطفا ، لطفا ، راه رو باز کنید لطفا ، راه رو باز کنید
آقای بهاگات دارین چیکار میکنین ؟
دارم بررسی میکنم ببینم کشتی تایتانیک کجا غرق شد
باشه چی باشه ؟ باشه ؟
نمیبینی دارم میرم بمیرم ؟
ولی آخه چرا میخوای بمیری ؟
اگه زنده بمونم به چه دردی میخورم ؟
من آرزو داشتم تو یه همچین اتاق هتل بزرگی مینو هم با من بود
چه تختخواب بزرگی
آرزو داشتم مینو هم با من بود
من کل شب رو دوره خودم تو تختخواب غلت میخورم
بعضی موقع ها به چپ و بعضی موقع ها به راست
من آرزو داشتم مینو با من بود
آقای بهاگات شما دارین خودتون رو به خاطر یه دختر به کشن میدین
این کارو نکنید
شما مطمئنا دوباره عشقتون رو پیدا میکنید
یادت میاد ؟
تو کتاب مقدس مهابرات گاندهار خودشو برای
زندگی و همسر کورش نابینا کرد
قسمت شماره ی 249 آره ، آره
ولی تو این دنیای امروزی کی قراره گاندهار من بشه ؟
کی این مرد کور رو دوست داره ؟
بهم بگو ، تو دوست داری؟
من ؟
شاید ؟ شاید نه ، آره یا نه ؟
آقای بهاگات
آره یا نه ؟
اون موج رو میبینی ؟
ولی ... تو چطوری میتونی اون رو ببینی ؟
من تو ایستگاه قطار نیستم تا قطار برسه
من تو اقیانوس ایستادم جایی که باید موج باشه
بهم بگو ، اون موج رو میبینی ؟
آره ، میتونم ببینمش
قبل اینکه اون موج به من برسه جوابم رو بده
آره یا نه ؟
....باشه ، قبول ، قبول ، بهاگات .. من صبر کن
صبر کن ، خانوم کوشی
دیگه هیچ چیز دیگه ای نگو
، هر چیزی که شما میخواین بگین اون رو به من بگین ، خانوم کوشی
باشه ، بگو من چیکار کنم ؟
تو براش توضیح بده
تو ای ترسو ، تو میخوای بمیری
نمیدونستی ؟ قانون های این ایالت خیلی سخت گیرن
اگه اونا تورو در حال اقدام به خودکشی بگیرن
از نوک دماقت آویزونت میکنن
داری چیکار میکنی ؟
من دارم روش یه روش درمانی روانشانسی انجام میدم
ببین ، اگه اون شوک زده بشه
دیگه هیچوقت درباره ی خودکشی حرفی نمیزنه
من نمیخوام بمیرم ، منو نجات بده ، منو نجات بده
منو نجات بده
دیدی چی گفتم ؟ دیدی ؟
درسته ، درسته ، دوباره انجامش بده
تو برو ، برو ، من خودم کارای درمانش رو انجام میدم
تو برو باشه
اون منو میکشه
آقا ، اون داره میاد
چیتان ، چیتان ، رو چشمات چی گذاشتی ؟
یه قطره ی چشمی عجیب
از کی تا حالا تو عینک میزنی؟
از صبح
منظورم اینه که از چند سال پیش؟
از بچگی ، چیتان
اگه از این قطره ی چشمی
استفاده کنی دیگه مجبور نیستی عینک بزنی
داری چی میگی؟
چیتان دارو رو توی چشمم بریز
نه ، این خیلی گرونه
اگه فقط دو قطره از اون رو توی چشمای من بریزی چیزی از دست نمیدی ، چیتان
ببخشش ، ببخشش ، هنر بخشیدن
باشه
! در بیار و دراز بکش لباس هارو ؟
عینکت رو
ایشالا هیچکسی اون صورت زیباتو چشم نزنه
چشم بد کور بشه ایشالا
اوه خدا چشمای منو خوب کن
بهاگات ، حالا نوبت توئه
قطره چکان چشم بد دور
اون باعث میشه چشمای تو از درد بترکن
آقای بهاگات ، آقای بهاگات
حالتون خوبه؟
خانوم کوشی آقای بهاگات
آقای بهاگات ، من براتون یه سورپرایز دارم
سورپرایز ؟ چه سورپرایزی؟
تو که نمیخوای ردش کنی ، میخوای؟
چه سورپرایزی؟
اول اینجا دراز بکشین
سورپراز دراز کشیدن آره
باشه باشه
تو هم بیا !! سورپرایز
این چیه ؟
فقط دو قطره
من آمپول ضد فلج اطفالمو تو دوران بچگی زدم
"به این میگن قطره ی چشم "چشم بد به دور
یه داروی جادویی
این مطمئنا باعث میشه که بینایت برگرده
این چیزیه که مردم میگن
کدوم مردم ؟
بهاگات ، عزیزم ، اینو رد نکن دیگه
مثل یه پسر خوب باش نه ، بهاگات
بیا اینجا
باشه نه ، بهاگات
چشماتو باز کن
چه احساسی داری؟
بهاگات دیگه میمیره
منم مزاحمت رو کم میکنم دیگه
خانوم کوشی ، خانوم کوشی من نمیتونم ببینم بهاگات
خانوم کوشی ، خانوم کوشی
من نمیتونم ببینم
این کیه ؟ این منم
این منم
تو که از قبلشم کور بودی
مگه چند بار دیگه قراره بینایت رو از دست بدی؟
چیتان، آب ، آب
من میخوام آب بخورم
چیتان به من آب بده ، به من آب بده
خیلی داره میسوزه ، چیتان
، نگفتی وقتی مخ دختره رو میزنی با خودت میبریش ،من حسودی میکنم ؟
به من آب بده
چیتان لطفا ، چیتان لطفا
چیتان
چپ ، چپ ، چپ نجاتم بده
راست راست
چیتان
یه کاری انجام بده ، اون طفلی خیلی داره جیغ میزنه
درست مثل یه زن حامله
زن حامله ؟
منظورم اینه که ، بدست آوردن بینایی درست شبیه به دنیا آوردن یه بچه است
نابرده رنج گنج میسر نمیشود
" "چشم بد دور
شما بعد اینکه به دو تا آدم عذاب دادین حالا دارین جشن میگیرین
لازم نکرده خیلی خوشحال باشین
ببین، اینم آقای بهاگات
اون داره با دختره میرقصه
اون واقعا به خاطر اون شوک دیوونه شده ؟
چیتان
، چیتان ، ممنون ، ممنون ممنون، ممنون
تو زندگی منو ساختی
اون صحنه ای که من امروز به عنوان یه نابینا دیدم
تو نمیتونی تو هفت زندگی مثل این ببینی
تو چی دیدی؟ چی دیدی ؟
همه ی شما بعد از اینکه چشمای منو به درد کشوندین ، از اونجا رفتین
بعد از اون همه جیغ بعد از اون همه عذاب
، بعد از اینکه تو لابی هتل بیهوش شدم
تو همه اش داری میگی " بعد از ، بعد از " یه خورده برو سره اصل مطلب
!! من کلی عذاب متحمل شدم
در نهایت به اون پوستر هنر بخشش تو برخورد کردم
و به داخل استخر شنا پریدم
! خوبه
آره خوبیش به اینه که اونم بعد از من تو استخر پرید
کی ؟ کی ؟
آقای بهاگات !! نه
! آره خودشه ! خودشه
اون وقتی که منو تو عذاب دید این شکلی !! پرید تو استخر
آقای بهاگات
آقای بهاگات ، آقای بهاگات
خانوم کوشی آقای بهاگات
مثل یه بچه اون منو تو دستاش به اینجا آورد
خانوم کوشی
خانوم کوشی آقای بهاگات
آقای بهاگات
بعد از اینکه من خیس شدم
بعد از اینکه اونم خیس شد
بعد از اینکه هر دوی ما خیس شدیم
چند تا آدم خیس شدن ؟
.. من ... داشتم میلرزیدم ... بعدش
بعدش چی شد ؟
بهم بگو
بهت التماس میکنم لطفا لطفا
من ازت عاجزانه درخواست میکنم لطفا لطفا
بیارش بیرون ، بیارش بیرون
بگیرش ، بهمون بگو ، بهمون بگو
بعدش اون منو به اتاق برد
اتاق
بعدش
بعدش ... تو اتاق بهتون میگم
به صورت تصویری زود باش
زودباش
محل تصویر برداری اتاق منه
آره ، من خودم میتونم ببینم
یه سکوت عاشقانه
خانوم کوشی منو روی تخت خوابوند
مثل پیشا تو فیلم "جسیم" اون به آهستگی دکمه های پیراهنم رو باز کرد
اولی ، دومی ، و سومی
چند تا دکمه بودن ؟
اون دکمه های پیراهنم رو باز کرد و بعدش بدنمو خشک کرد
همونطوری که توی کانال بچه ها تو تلویزیون نشون میده
دقیقا همونطوری
تو یه آدم بی ارزشی
بی ارزش
اون بدن منو با لطافت خاصی لمس کرد
اونوقت من یه آدم بی ارزشم
!! حسود
به این میگن هنر بخشش
اون داشت به من عشق میداد
کافیه بعدش چه اتفاقی افتاد ؟
من داشتم از سرما میلرزیدم
اونجا هیچ وسیله ی گرم کننده ای نبود ؟ ... اون خودش اونجا بود دیگه
کافیه
دیگه تمومه ؟
، این قسمت اولش بود قسمت دوم هنوز باقی مونده
دیگه چی باقی مونده ؟
اونم لباس هاشو در آورد
چرا اون لباس هاشو در آورد ؟
اونم خیس بود
اول از بالا شروع کرد
صبر کن
اون احساس شرم نکرد ؟
آره اون احساس شرم کرد
ولی بعدش به این فکر کرد که چرا باید جلوی یه مرد نابینا احساس شرم کنه
چی شده چیتان ؟
تو خشمی که داری شخصیت منو فراموش کردی
نه ، من میتونم شخصیت تورو خیلی واضح ببینم بهاگات جون
شخصیتت بره به جهنم
بعد از اون چی شد ؟
شما که نمیتونین از این کارا بکنین پس حداقل تصورش کنید
نه ، اگه چیتان بفهمه چی میگه ؟
هیچی
! هنر بخشش .. بخشش
! آقای بهاگات ، آه خدای من
شما هنرهای رزمی رو خیلی خوب بلدین
کوشی فراموش نکن که من یه سربازم
من برای همه ی این کارا آموزش دیدم
این یه قائده است ، هر کسی باید هنر دفاع شخصی رو بلد باشه
تو بلدی ؟ نه
چرا من باید هنر دفاع شخصی یاد بگیرم؟
من همیشه با خودم نگهبان دارم
یه روز رو تصور کن که اونا رفتن مرخصی
و یه دزد تو رو تو یه جاده ی دور افتاده به دام میاندازه
بعدش میخوای چیکار کنی ؟
من چیکار میکنم ؟
من بهت یاد میدم
! یه عاشق دیوونه رو تصور کن ، اوه ، کیفم کسی که دیوونه وار عاشقته
و اون یهو یی تورو بلند میکنه
بعدش تو چیکار میکنی ؟
من چیکار میکنم ؟
من اینم به خوبی بهت یاد میدم
و بعدش اون تورو پرت میکنه روی تخت
و دستاتو میگیره
ولباشو روی لبات قفل میکنه
برای اینکه دیگه جیغ نزنی
بعدش تو چیکار میکنی ؟
من چیکار میکنم ؟
کیه ؟ تو اینجا چیکار میکنی آقای بهاگات ؟
آقای بهاگات داشتن به من آموزش دفاع شخصی میدادن
اینطوری !!؟
من داشتم نگاه میکردم اون فقط داشت حمله میکرد
اون دفاع شخصی یاد نمیده
نه من میخواستم شروع به آموزش کنم
ولی ، تو سروکلت پیدا شد ، آقای چیتان
درست، درست
ولی من تنها اومدم
من یه سورپرایز دارم
سورپرایز ؟ سورپرایز ، آره
اونجارو نگاه کن ، سمت راست
راست نه آقای بهاگات سمت راست رو نگاه کن
اون کیه ؟
بهاگات عزیزم
عشقم ، زندگیم ، ملوسم
من برگشتم
اون کیه ؟ تو کی هستی خواهر ؟
خواهر !؟ تو اونو تشخیص ندادی ؟
ایشون خانوم مینو هستن ، مینو خانوم عشق گم شده ات
تو منو تشخیص ندادی ، بهاگات جونم
این مینوی تو ه
کجامنو ترک کرده بودی ؟
این نمیتونه مینوی من باشه
واقعا ؟ ولی این تلفن توئه ، مگه نه ؟
یه نگا بنداز ، یه نگا بنداز
آقای بهاگات این شمایین و اینم مینوی شماست
آقای بهاگات اینقد کله شق نباشین
کی میاد عشقی مثل اینو رد کنه؟
من براتون خوشحالم
ما دوست باقی میمونیم
باشه ، من گرفتم
پس تو میخوای منو به خاطر این دختر پولدار و زیبا بیخیال بشی
نه ، نه ، خواهر جون
این دختر مثل خواهرشه
بیخیال
این همسر من نیست
آقای بهاگات جون تو خالکوبی اسمت رو که فراموش نکردی
و یا این یکی خالکوبی رو
این یکی چی ؟ به یادش میاری ؟
! دوست دارم! بهاگات جونت
تو باعث شدی من این خالکوبی رو داشته باشم
و دوست داشتی برای ساعت ها بشینی و نگاش بکنی
راستی ، میخوای اون یکی خالکوبی دیگه رو هم نشونت بدم ؟
کافیه ، کافیه ، خواهر جون
تو به اندازه ی کافی خالکوبی نشون دادی
چه اون قبول کنه چه نه
تو برای ما همسر برادری
نه خانوم کوشی ، نه ، خانوم کوشی
اونا دارن دروغ میگن
اونا دارن سعی میکنن برای من پاپوش درست کنن باشه ، باشه . من اشتباه میکنم
و خالکوبی هم تقلبی ، پس اون چی
! سلام
اون رو که دیگه تشخیص میدی ، مگه نه ؟
بابا بهاگات ، بابا بهاگات ، بابا بهاگات
بهاگات کوچولو خیلی بامزه است
برو برو پیش بابات
اجازه بدیم ما بریم خانوم کوشی
اون یه چینی ه
صبر کن بزار برم
نه ، منو ول کن
بزار برم ، بهاگات
الا سه روز شده
و ما اصلا حتی فکرشم نکردیم
نه در اتاق رو باز کردیم نه پرداه ی کنار زدیم
خورشید طلوع کرد .. و غروب کرد
و ما دوتا
عزیزم ، پول چی میشه ؟
بیخیال دیوونه ، من که از تو پولی نمیگیرم
!! چی ؟ سلام ، پول من
برای چی ؟
اون به من پول داد تا برای یه روز همسر تو باشم
ولی تو برای سه رو تموم منو به عنوان همسرت نگه داشتی
و مطمئنم که خیلی هم عشق و حالتو کردی
ولی تو هم حالشو بردی ها ! من چیزی پرسیدم اصلا ؟
! این به اون در
بیخیال ، بهاگو
تو خیلی رزلی
بیخیال ، بهاگات
من نباید از طرف یه خانوم لطفی قبول کنم
ممنون
ولی این یه مقدار زیادی ه
آخه کارت هم زیاده
انجام میشه
بفرما ، بفرما
بفرما ، بفرما بشین باشه
خانوم کوشی ، من یه چیز خیلی مهم برای گفتن به شما دارم
باشه ، بگو ببینم اون چیه ؟
خانوم کوشی اینجا راحت هستین ؟
آره ، راحتم
مطمئن هستین ؟ آره
من فکر نمیکنم شما اونجا راحت باشین
راستش ، شما میخواین اینجا بشینید، درسته ؟
اوه ، نه ، نه من جام خوبه نه نه
آقا ، برو سر اصل مطلب برو سر اصل مطلب
مطمئنی ؟ آره ، مطمئنم
نه ، نه ، بیا نه من جام خوبه
نه ، نه من میخوام اونجا بشینم
تو بیا اینجا ، زود باش
لطفا بیا ، زود باش باشه
بیا باشه ، من میخوام اینجا بشینم
حالا بهم بگو ، اون موضوع چیه ؟
راستش خانوم کوشی ، میخوایین یه چایی ای قهوه ای ، آب میوه ای ، شیری بخورین ؟
نه هیچی هیچی
قهوه چی ؟ میل دارین ؟ آره قهوه خوبه
قهوه
ببخشین، دو تا قهوه لطفا
مطمئنی میخوای قهوه بخوری؟
آره مطمئنم
نه احساس میکنم شما میخواین چایی بخورین نه قهوه
نه مشکلی نیست ، من قهوه دوست دارم
خانوم کوشی ، شما خیلی بامزه هستین
من میدونم شما قهوه سفارش دادین تا منو خوشحال کنید
راستش ، شما چایی میخواین
نه ، من قهوه میخوام
من قهوه میخوام ، من عاشق قهوه هستم
شما الان عصبانی هستین
من عصبانی نیستم ، من عصبانی نیستم
من عصبانی نیستم ، من عصبانی نیستم باشه
بهم بگو موضوع چیه؟
باشه
راستش ، مطمئنی قهوه نمیخوای؟
اوه ، آره ، آره ، آره
بهم بگو ، موضوع چیه ؟
باشه باشه
خانوم کوشی ، تا حالا درباره ی
ازدواج ، خانواده ، بچه ، فکر کردین ؟
اوه ، من قبلا ازدواج کردم ، آره
با کارهای خیریه و خدمات اجتمایی ، حالا بچه های سومالیایی بچه های من هستن
اون یه نیت بسیار پاک و محترانه است
ولی همه ی اونارو فراموش کن
تا حالا به این موضوع که یه روزی یه پسر جوون و خوشتیپ
و سرزنده بخواد وارد زندگیتون بشه فکر کردین؟
مثلا کی ؟
.. مثلا
خانوم کوشی
آقای بهاگات
خانوم کوشی
خانوم کوشی آقای بهاگات
این کیه ؟
این منم ، بهاگات ، منم
آقای چیتان شما هم اینجا هستین
آقای بهاگات ، از اون همه روز تا حالا کجا بودی ؟
حال آقای بهاگات کوچولو و همسر داداش ما چطوره ؟
خانومم؟
آره ، اونا کجان ؟
بهاگات ، به این نگا کن
" " من متاسفم آقای بهاگات
" من و بچه به عنوان همسر و بچه شما " به اینجا فرستاده شدیم
" آقای بهاگات همه ی اینا یه نقشه بود تا یه مرد " شریفی مثل شمارو خراب کنن
" " واینکه من برای انجام این نقشه کلی پول گرفتم
و میدونی ؟
اون کیه ؟ اون کیه ؟
آقای بهاگات ، این کارا تا کی میخواد ادامه داشته باشه ؟
تو میخوای درباره ی اون حرف بزنی
جیا میخواد درباره ی تو حرف بزنه
بیخیال ، آقای بهاگات ، بیخیال آره ، آره
ولی تو چطوری از هتل تا اینجا اومدی ؟
با یه موتور با یه موتور ؟
با یه موتور
اون موتور هم میرونه با این نابینا ایش
، کجا داشتی موتور سواری میکردی تو ارتش یا توی سیرک ؟
من داشتم موتور رو میروندم و آقای بی بی سی هم داشت راه رو نشونم میداد
و چطور میخوای برگردی ؟
من موتور رو میرونم و خانوم کوشی هم راه رو نشونم میده
نظرت چیه آقای چیتان ؟
ایده ی خیلی خوبی ه ، اینطور نیست ؟
آره خیلی خوبه
و اینکه میخواستم یه چیزی بهت بگم
بزار بریم آره ، بزار بریم
خداحافظ آقای چیتو خانوم کوشی
خانوم کوشی منو محکم نگه دارین
خداحافظ آقای چیتو
خانوم کوشی
من هی داشتم میگفتم زود باش برو سر اصل مطلب ، اصل مطلب
برو سر اصل مطلب
اون تا حالا باید به محل نریمان هم رسیده باشه
چپ نه ، مستقیم
مستقیم باشه
آره ، آره مستقیم ، مستقیم
خیلی خوبه
بی بی سی !، تو چشمای بهاگات هستی ، نه ؟
بهم بگو ببینم ، اون برگشته یا نه
اون هنوز برنگشته
ولی اون باهام تماس گرفت
خوب چی گفت ؟
گفت که داره با خانوم کوشی موتور سواری میکنه
و خانوم کوشی اونو از پشت محکم بقل کرده
چی ؟
دیگه چی ؟
آقای بهاگات دارن کلی حال میکنن
ایشون گفتن که تا وقتی که بنزین موتورشون تموم نشه برنمیگردن
فقط تصورشو بکنین آقای چیتان
چه صحنه ی جالبی میتونه باشه
یه پسر بیست ساله با یه دختر هیجده ساله
و جاده ی خالی با سرعت یکصد کیلومتر در ساعت
تپش قلب ، موهای آشفته تو باد
بوس کردن لپ ها
بعضی وقتی دختره میاد جلو میشینه بعضی وقتا پسره میاد
یه سفر سکسی ، آقای چیتان
کافیه ، کافیه
آقای چیتان و آقای بهاگات ، شیادای پست
شما با تغییر هویت های مختلف باعث اغفال مردم بی گناه میشین
مثل یه آفتاب پرست و بعدش اونارو غارت میکنین
کلاه بردارای کلاش
قانون اینجا خیلی سخت گیره
حالا شما برای سالها اینجا میمونین تا بپوسین
افسر ها ! گذرنامه هاشون رو بگیرین و دستگیرشون کنید
هی ! مواظب باش
آقا ، آقا لطفا با سفارت هند تماس بگیرین
ما به کمک احتیاج داریم
Prithviraj Rana
من خودم از سفارت هندوستان هستم
اونارو توی سلول های جداگانه بزار افسر
وقتی این کلاش ها با هم باشن خیلی خطرناک میشن
چیتان ما بقی خورده حسابامون رو توی جزیره ی مادوی حل میکنیم
ولی حالا خواهش میکنم منو حداقل از تایلند ببر بیرون
بهاگات ، اگه اتفاقی برای من افتاد ، کاری کن خانوم کوشی تو زندگیش شاد بمونه
و اسم بچه ات رو هم بزار چیتو ، رفیق
بهاگات
آقا ، آقا ، چیتان یه کلاه برداره
آقا ، آقا ، من هیچ کاری انجام ندادم
آقا ، من کاملا بی گناهم
واقعا خنده دار بود
لعنتی ! من حتی خودم تو اجرای نقشه ی خودم یه لحظه ترسیدم
اون رو برای هفت روز تو حبس نگه دار
و بعدش تو یه هواپیما سوارش کن بهش بگو تو به هند دیپورت شدی
این کار باعث میشه اون حالش سر جاش بیاد
بله ؟ یه تکویالا لطفا
حتما ، آقا
یکی دیگه یکی دیگه
و اونم قراره پرداخت کنه
تو چطوری اومدی بیرون ؟
تو چی فکر میکنی ؟
فکر کردی اون نقشه ی زندان الکییت میتونه یه مرد شریف رو بندازه تو حبس
تو به اونا نیم میلیون دادی من بهشون یک میلیون دادم
و به همین راحتی درهای زندون باز شدن
بهای اینکه دست از سر خانوم کوشی برداری چقدره ؟
فکر میکنم بهاش گرفتن جون تو باشه
بگیرش
ولی بعضی وقتا آدم دوست داره از یه روش دیگه این کارو انجام بده
برای اینکه دشمنت رو زنده نگه داری
پدرم میگفت
حاضر شدن تو مراسم تدفین یه بزدل بهتر از رفتن به مراسم ازدواج یه نامرده
پس باید حاضر شدن تو مراسم تدفین تو خیلی دیدنی باشه
مراسم تدفین من نه
تو قراره مستقیما توی مراسم ازدواج من شرکت کنی
تو فکر کردی من سلمان خان پسر ساجان هستم
که بیام و خانوم کوشی رو دو دستی تقدیمت کنم و برم ؟
آخه چطور ممکنه رو این زمین خاکی من بدون تو زندگی کنم ؟
و منم سلطان میرزا هستم از فیلم یه روزی روزگاری توی بمبئی
سلطان میرزا
وقتی از پشت سر شلیک کنم گلوله از جلو میزنه بیرون
!! بهاگات جون ، من واستا راجو هستم ، راجو
وقتی من شلیک کنم تو وقت اینو که بدونی گلوله از کجات
وارد شده و از کجات خارج شده رو پیدا نمیکنی
هی حقه باز ، بعدش من رو هوا میپرم و و بهت لگد میزنم
( درست توی سیب زمینی هات ( بیضه ها
و بعدش تو همینجوری تو هوا به پرواز در میای مثل یه پرنده ی آزاد
! و با یه ضربه ی کوبنده روی زمین فرود میام
از روی من بلند شو
خانوم کوشی حالتون خوبه ؟
اه خدا ، خیلی ازتون ممنونم
تا وقتی که من زنده ام هیچ اتفاقی برای شما نمیافته
من دخل اون عوضی هارو آوردم تا اینکه فرار کردن
آقای چیتان از اینکه جون منو نجات دادین ازتون ممنون هستم
شما یه قهرمان واقعی هستین
آقای چیتان دروغ گفتن هم حدی داره
این من بودم که همه ی اونارو کتک زدم
تو دیدی من چطوری داشتم میزدمشون
کی اونارو زدی ؟
بیخیال ، آقای بهاگات
تو حتی نمیتونی جون خودتو نجات بدی
چطوری میخوای جون دیگران رو نجات بدی؟
، آقای بهاگات شما اصلا نمیتونین ببینین چطوری میتونین بجنگین ؟
فقط یه خورده واقع بین باش
اوه ، خدا
آقای چیتان ، بیا بریم
اوه ، آقای بهاگات شما اون رو از دست آدم کش ها نجات دادین
شما مردعنکبوتی هستین ، بتمن هستین
بیا بریم ، چیتان من حالم خوب نیست
زود باش زود باش بیا بریم ، بیا بریم
اه ، داداش بهاگات تا کی میخوای نقش یه افلیج رو بازی کنی ؟
یه کاری انجام بده
خانوم کوشی هم امروز منو قال گذاشت
دیگه نقش یه کور رو بازی کردن بسته
بیا
خانوم کوشی ، خانوم کوشی
خانوم کوشی ، خانوم کوشی
بی بی سی ، چی شده ؟
داداش بهاگات رفتن
بهاگات رفته ؟ کجا ؟
اون رفته طبقه ی بالا طبقه ی بالا
با موتورش و خیلی هم تنها
ولی آخه چرا گذاشتی اون بره ؟
من واقعا خیلی سعی کردم نزارم بره ، خانوم کوشی
ولی اون مدام این حرفو که " هیچ کسی توی این دنیا دوستم نداره " رو میزد
انگار امروز آخرین روز زندگیش تو این دنیاست
آخرین روز
! اوه ، نه
و بدین ترتیب ،اون نتونست جلوی خودشو بگیره و با عجله رفت که جون بهاگات رو نجات بده
آقا ، آقا ، بهاگات باز دوباره با اون متورش زده بیرون معلوم نیست چه نقشه ای تو کله اش ه
و خانوم کوشی هم دنبال اون راه افتاده
اون واقعا عاشق این شیرین کاریاست اینطور نیست ؟
امروز، روز آخرین شیرین کاریشه چرا؟
چونکه یا باید عشق باشه یا موتور سیکلت
ترمز اینجا بین این دو ، یه نقش بسیار اساسی رو ایفا میکنه
! آقا ، شما چه استعدادی دارین ها
دکتر
اون به استراحت نیاز داره
آقای بهاگات ، چه اتفاقی برات افتاده ؟
حالتون خوبه ؟
چرا چیزی نمیگین ، آقای بهاگات ؟
برای بهاگات من چه اتفاقی افتاده ؟
بهاگات ، دکتر
خانوم کوشی ، اون کسی که اسمش کوشی( شادی ) هست
کسی که از ته دلش به همه شادی میده
اشک ها اصلا بهش نمیان
لطفا بخند
رژ لب صورتی خیلی بهت میاد
!! آقای بهاگات ، شما میتونید ببینید
این یعنی اینکه شما میتونید ببینید
! اوه خدای من ! اوه خدای من
! من میتونم ببینم
خانوم کوشی من بیناییم رو دوباره بدست آوردم
..خانوم کوشی بینایم
منو میبینی ، به من نگاه کن
من نمیتونم باور کنم ، تو میتونی منو ببینی
به من نگا کن
چی شد ؟
این رنگ لباسی که پوشیدی خیلی چشام رو اذیت میکنه
درش بیار لطفا
الان خوب شد ؟
اون نه، همونی که رنگ زده
من دارم به خاطر اون دوباره بیناییم رو از دست میدم
لطفا اونو درش بیار ، لطفا
الان بهتر شد ؟
! الان عالیه
ولی من نمیتونم چیزایی رو ببینم که ازم فاصله دارن
اون چیزایی که نزدیکم هستن رو میتونم ببینم
یه خورده بیا نزدیکتر
الان خوبه ؟
یه خورده بیشتر
حالا ؟ الان خوب شد ؟
یه خورده دیگه
حالا من میتونم همه چیز رو ببینم
ولی داره احساس خجالت بهم دست میده
پس بهش عادت کن
بیناییم هم داره میاد
واو ، عالی بود ، آقای بهاگات
تو میتونی ببینی
تو حالا میتونی ببینی
این عمو جون کیه ؟
ایشون آقای چیتان هستن
فعال اجتماعی
از روی صداش من فکر میکردم باید یه پنجاه سالی سن داشته باشه
عافیت باشه ، عمو جون
باشه ، من برای اینکه تو به خاطر من میتونی ببینی خیلی خوشحالم
راستی ؟ تو باعث شدی اون بینایش برگرده
من بیناییم رو به خاطر شوک اون تصادف به دست آوردم
نه ، نه ، نه ، آقای بهاگات
اون تصادف یه تصادف نبود
اون نقشه ، شاهکار من بود
من ترمزهای موتور سیکلت رو برداشتم
تا اینکه اون تصادف اتفاق بیافته
تو یه شوک به کلت خورد و بینایت رو دوباره بدست آوردی
به این میگن هنر بخشش بخشش یه شوک
حالا فهمیدی ، آره ؟
چیتان تو بی نظیری
آقای چیتان ازتون ممنون هستم
آقای چیتان شما یه فرشته هستین شما یه نجات دهنده هستین
دوستت دارم منم همینطور
خانوم کوشی ، خانوم کوشی من دارم بیناییم رو از دست میدم
چیتان ، لطفا الان چی ؟ بهتر شد ؟
حالا خوبه الان بینایت رو از دست دادی؟
دارم دوباره از دستش میدم دارم دوباره از دستش میدم
سرباز ، تو بیناییت رو دوباره بدست آوردی
دیگه اینجا و اونجا رو نگا نکن
چشمات باید مرز هندوستان رو ببینه
برو سرباز ، کشورت داره صدات میزنه
و اما تو خانوم کوشی ، چیتان جونت هم داره تو رو صدا میزنه
زود باش ، زود باش
این برای چیه ؟ برای چشمای جدید آقای بهاگات
پس برو بهش بده وگرنه اونا پژمرده میشن
فقط یه دقیقه ، فقط یه دقیقه
کوشی ، کوشی ، دوستت دارم
دوستت دارم کوشی
نه ، کوشی ، امروز بزار من حرف بزنم
دوستت دارم کوشی
کوشی
خانوم
خانوم
اون لخته
خانوم
تو چطوری اومدی اینجا ؟
بلند شو ، خانوم
صبحت بخیر باشه خانومی ، پاشو
( بطری لیکور ( اسم یک نوع شراب
یه زن لخت
این باید نقشه ی بهاگات باشه
سلام ؟
صبح بخیر چیتان
داری تنهایی چیکار میکنی ؟
خانوم کوشی من تنها نسیتم
کی با توئه ؟
خاطراتت با من هستن چه بامزه
گوش کن ، من دارم میام
یه خورده صبحونه سفارش بده صبحونه ؟
هی ، کوشی
این نانو کدوم گوری رفته ؟
سلام تو کجایی؟
من توی استخر هستم نیمه لخت
یه زن لخت هم توی تخت من خوابیده زود بیا طبقه بالا
یه زن لخت ؟ دارم میام دارم میام
خانوم
برو تنش
برو تنش
اوه ، خدا بزار این شرت بره پاش
امروز فهمیدم که لباس در آوردن برام کار خیلی آسونی ه
ولی پوشیدن اونا کار خیلی مشکله
خدایا ، منو نجات بده
خانوم ، خانوم ، بیدار شو
چیتان
منو نترسون ممکنه یه سکته ی قلبی ای چیزی بکنم
تو اون ملافه چیه ؟ چی ؟
نانو ، نانو
اون حالش بهم خورد ، منم دارم میبرمش
میخوای کمکتون کنم ؟ نه ، نه
تو برو ، برو
من خودم هستم
برو برو
تو منو ترسوندی
نانو که اینجاست ، پس کی تو ملافه است ؟
یه چیزی با عقل جور در نمیاد
آقای بهاگات
آقا ، آقا ، آقا
این چیه ؟
برو بیرون
کوشی داره میاد ، جلوش رو بگیر ، برو
آقا ، یه لحظه ، بزار ببینم
خیلی وقت شده همچین چیزی ندیدم
برو
چرا اینجوری میکنین آقا ، خیلی خسیس هستین
سلام سلام
آقای چیتان اونجا هستن ؟
نه ، شما نمیتونین ایشون رو الان ببینید ایشون الان مشغول هستن
مشغول انجام چه کاری ؟
ایشون یه کم ناخوش هستن
اگه مریضه پس من باید ببینمش
، نه ، نه اگه اون شمارو ببینه سلامتیشون به خطر میافته
برو کنار
! آقای چیتان ! آقای چیتان
! آقای چیتان
! آقای چیتان
! آقای چیتان
خانوم کوشی
حال من خوب نیست
من ... نمیتونم نفس بکشم
من فکر میکنم احتیاج به تنفس دهن به دهن دارم
! آقای چیتان
بیاین ، بیاین داخل و روی تخت دراز بکشین
نه ، نه ، داخل نه ، داخل نه
من میخوام روی کف اتاق دراز بکشم
کف اتاق ؟ من یه آدم خاکی هستم خانوم کوشی
من خیلی خاکی هستم
! بیاین ، بیان آقای چیتان این دیگه چه بچه بازی ایه ؟
بیاین ، بیاین داخل
من میخوام اینجا دراز بکشم خانوم کوشی
آقای چیتان ، بیاین داخل روی تخت دراز بکشین
خانوم کوشی
خانوم کوشی
خانوم کوشی ، آقای چیتان
.. آقای چیتان ، داخل
.. داخل
من که بهت گفتم نرو داخل
بیا ، بیا
اون دانش آموز منه
مدل خارجکیش
و منم دارم بهش درس عبادت آموزش میدم
بدونه لباس؟
آره
.''Nagna Mukasam ( (عبادت به صورت عریان
..این یه مرحله از عبادت ه که شخص
همه ی لباس هاشو از تنش بیرون میاره و لخت میره پیش خدا
ولی آقای چیتان ، چرا لخت ؟
فقط فکر کن
یه درخت انجیر هندی شده تا حالا یه زیرلباسی تن کنه ؟
نه
شده یه اسب تا حالا لباس تن کنه ؟
نه
شده تا حالا یه بز دامن کوتاه بپوشه ؟
نه
پس چرا انسان ها لباس میپوشن ؟
چرا ؟
" به این میگن " ناگنا نوکاسم
آقای چیتان بله
منم میخوام تمرین " ناگنا نوکاسم " انجام بدم نه ، نه ، نه
اول حالت ابتدایی این مراسم رو یاد بگیری
ولی خانوم کوشی ، همونطور که این مراسم نانگا موکاسم " آموزش میده "
فقط شب ها میتونه کارایی داشته باشه
بهم آموزش بده باشه حتما
چی شده ؟
یه نفس عمیق بکش درست مثل یه وام بانکی
و حالا نفستو آروم بده بیرون درست مثل یه قسط
احساسات شرم و حیای خودتو رها کن و بیا در پناه من
آقای بهاگات ، اون داره تمرین یوگا میکنه
!هیس س س " بهش میگن ! " نانگا موکسام
" نانگا موکسام "
این حالت که خیلی آسونه
منم میخوام تمرین " نانگا موکسام " انجام بدم
من دارم میام ، من دارم میام
آقای بهاگات
آقای بهاگات
آقای بهاگات
کجایی؟
میتونم چشمامو باز کنم ؟
خانوم کوشی ، چشماتو باز کن
سورپرایز آماده است
اوه ، خدای من
آقای بهاگات
شما خیلی خوش تیپ شدین
میدونی ؟
این چیزیه که وقتی دشمنم تو جنگ در حال مردنه میگه
دشمن
تو خیلی خوش تیپی
خداحافظ
واقعا ؟ آره
میدونید ، آقای بهاگات ؟
من از بچگیم از مردایی که یونیفورم میپوشیدن خوشم میاومد
، پس به خاطر همین بود که بهم میگفتی یونیفورم بپوشم آره
حالا ، بعد از دیدن من تو یونیفورم ، احساس نمیکنی عاشقم شدی ؟
بیخیال
بهم یه خورده زمان بده
دیگه چقدر زمان بیشتر ؟
اگه جنگ شروع بشه من باید برم
اونو فراموش کن
من میخوام شمارو به چند نفر معرفی کنم
به اعضای خونوادت ؟ نه
به قوم و خویشات ، به اعضای انجمن
این یه سورپرایزه ، بیا
انجمن ؟؟
این یه سورپرایزه ، بیا
بیا
... اعضای انجمن من .. ؟ ولی
! سورپرایز
من دارم بینایم رو از دست میدم
بیخیال ، بهاگات
خانوم ها و آقایون
لطفا به آقای بهاگات بوسل خوش آمد بگین
جوانمردی و شجات بوسل لشکر دشمن رو نابود کرد
اون یه افسر شجاع ه
کسی که درباره اش خیلی به شما گفته بودم
! بهاگات
اون بینایش رو وقتی که در حال نبرد با دشمن ها بود از دست داد
ولی عشق بازگشت به
به مرز میهنش باعث درمان نابیناییش شد
خانوم ها و آقایون به خاطر ایشون یه تشویق بلند بفرمایین
زودباش
از کدوم پایگاه هستین ؟
فرمانده ی شما کی بود ؟
شمابه کدوم کشتی اعزام شده بودین ؟
ای ان اس هالا یا ای ان اس چاکرا ؟
آقا ، شما ازکدوم هنگ بودین؟
از کدوم بخش ؟
به کجا فرستاده شدین ؟
ایشون میخواد ، میخواد ، میخواد
ایشون به همه ی سوالای شما میخواد جواب میده
! البته با حقه بازی
منظورم این بود که با اون شخصیت قهرمانانه اش به عنوان یه افسر نیروی دریایی
آقای بهاگات یه چیزی بگین
شما باید به سوال ها جواب بدین
! سوالات ! سوالات ! سوالات
آقای بهاتاد
شما میخواستین بدونین ، من از کدوم کشتی و هنگ هستم ؟
آقا ، هنگ مهم نیست
! تعهد مهم ه
آقای نامبودری پاد
شما میخواستین بدونید من از کدوم کشتی ام ؟
ای ان اس هالا یا ای ان اس چاکرا
من از هیچ کشتی ای نیستم
من از هند هستم
شانتیلا
شما میخواستین بدونید من از کدوم بخش و گردان هستم
کشور به قسمت های مختلفی تقسیم شده
!! اونوقت شما نگران مسئله ی بخش هستین
! خیلی خوب بود
ولی چه سالی شما تو اون جنگ شرکت داشتین ؟
بهشون بگو
بهشون بگو
کدوم سال ؟
1947
.1947 .65.. 7 1 .. 99 -
شما تو همه ی این جنگ ها شرکت داشتین ؟ آره
هر وقتی که یه سرباز جونش رو برای میهنش فدا کرد
هر موقعی که یه سرباز برای دفاع از میهنش لب مرز مبارزه کرد
من هم احساس میکردم که دارم اونجا ! دوش به دوش اون میجنگم
! واو ! واو
ولی آیا همه ی این غیر نظامی ها هم میتونن !! همچین احساسی رو درک کن ؟ نه
فقط ما سرباز ها میتونیم همچین احساسی ! داشته باشیم ، آره
چونکه ما پسر های سرزمین مادریمون هند هستیم
!! سرزمین مادری ما هند
: مترجــــــــــــــــــــــــــم نيمــــــــــا ~shock~ shock1361@yahoo.com
بهاگات جون ، من تو آسمون ها هستم
ولی بازم برات خیلی احترام قائلم
حتی برای اون بهاگات تقلبی هم خیلی احترام قائلم
بهاگات
اون یه افسر نیروی دریایی نیست
این یه لباس کرایه ای هستش و مدال هاش هم کرایه ای هستن
تو خیلی بدتر از منی
اون فقط به تیغ زدن پول دیگران علاقه داره
کوشی جون ، اون دنبال پولته
مرد شیاد
اگه من یه مرد شیاد هستم ، پس تو هم هیچوقت کور نبودی
تو شونه اشو میبوسی و ادای یه مرد کور رو در میاری
من فقط بوس نمیکنم ، همه جا دنبالش هستم
مرد کور وقتی کوشی شنا میکرد داشت تماشاش میکرد
مرد کور وقتی کوشی شنا میکرد داشت تماشاش میکرد
مرد کور وقتی کوشی شنا میکرد داشت تماشاش میکرد
من عاشق پسرای بد هستم
من عاشق پسرای بد هستم
ما هم عاشق دخترای بد هستیم
صبح بخیر صبح بخیر
چی شده ؟ من نمیدونم
کجا هستیم ؟ دقیقا جایی که هستی
کوشی
کوشی ، کوشی کوشی
" " ما اعتراف کردیم ، عاشق شدیم
"" چرا دل از عشق میترسه ؟
" " دل میگه سفر سختی ه
بیا بریم از اون بپرسیم
" " ما نمیدونیم سرنوشت مارو به کجا میبره
" " دل میگه ، سفر سختی ه
! سلام عمو
صبح بخیر
! بازم شما دوتا
اوه خدا ، منو از دست این ارازل نجات بده
چرا اون عمو بعد از دیدن ما فرار کرد ؟
،بیا بریم این دفعه تو ازش بپرس اینجوری بهتره ، نه ! زود باش
اوه خدا ، این دوتا مرد باز یهو از کجا سرو کلشون پیدا شد؟
! اوه خدا ، یا مسیح مقدس
درهای رحمت خودتو به روی من باز کن و بزار بیام داخل
اوه مسیح مقدس ، اونارو از من دور کن
! پدر ! پدر
به ما گوش کن
من علاقه ای به حرف زدن با شما دوتا ندارم
! پدر ! پدر
! پدر ! پدر
این دقیقا همون بلایی بود که شما سر من آوردین
تو منظورت اینه که ما تو رو بدنامت کردیم
اون تو کلیست ایستاده برای همینم نمیتونه منظورشو مستقیما بگه
! درسته ! خوب پدر
به صورت خلاصه به ما بگو باشه
من هنوز اون شبو یادمه
اون شب ، ده ساعت پیش
توی سکوت شب
من داشتم خر وپف میکردم
و ناقوس کلیسا
کلیسا
پدر ، پدر
پدر ، پدر ، پدر
چرا صدا ی من داره منعکس میشه ؟
ما کجاییم ؟
پدر
هیچ کسی اینجا نیست
پدر داره چرت میزنه ، بزار بخوابه
پدر
پدر
بزار بخوابم ، صبح بیا
خدا تو این وقت داره استراحت میکنه نه
ما میخواییم همین حالا عروسی کنیم آره میخوایم
ولی مردم معمولا ماه عسلشون رو تو شب جشن میگیرن
اونا ازدواج نمی کنن
ببین ، اگه شما مزاحم وقت خواب خدا تو این وقت شب بشین
خدا به شما رحم نمیکنه
پس فردا بیاین
فردا بیاین
پدر الان یعنی الان
وگرنه هیچوقت
باشه ، باشه
الان پدر عبای خودشو می پوشه و خطبه ی عقدو جاری میکنه
خوب به من بگو ببینم اون آقا داماد دلبر کجاست ؟
قند عسل ما اینجا کیه ؟
اون قند عسله ، اونم قند عسله
منم شیرین عسلم هر سه ی ما
اینطوری که نمیشه
" قند عسل ، شیرین عسل"
" قند عسل ، شیرین عسل"
خودتو کنترل کن عزیزم ، کنترل کن
کی میخواد ازدواج کنه ؟
اوه ، مرد
مرد با مرد ، نه ، نه ، نه
من تو عروسی همجنس گراها شرکت نمیکنم
نه این دوتا
شما باید منو با این دوتا ازدواج بدین
چی ؟ هر دوی اینها
یه عروس دو تا داماد ، تو یه اتاق
نه ، این کار شدنی نیست
مسیح ، اگه همچین چیزی اتفاق بیافته
بعدش دیگه همه چی تموم میشه ! پدر
پایان دنیا
اون یه مصیبت وحشتناک میشه
شما فقط میتونید با یه نفر ازدواج کنید پدر
تو فیلم ماهابراترا ، دراپادی با پنج نفر ازدواج کرد
من که دارم فقط با دوتا ازدواج میکنم
اوه خدا ، انگار هنوز یکی دیگه هم کم داری
پدر متاسفم
پدر متاسفم
درست یه مراسم مثل این نزدیک سی سال پیش اتفاق افتاد
دو رفیق ، پیتر و پاسکال
عاشق یه دختری به نام جولی شدن بعدش ؟
بعدش هر دوشون سر اینکه جولی مال کدومشون باشه با هم دیگه دعواشون گرفت
پیتر یه مشت خوب به پاسکال زد
پاسکال هم یه ضربه ی مشت چپ به پیتر زد
پاسکال یکی زد تو دلش
پاسکال یکی دیگه زد تو صورتش
یکی دیگه هم زد رو دماغش
ولی ، آخرش کی برد ؟
پیتر برد
پاسکال همینجوری داشته اونو میزده ولی پیتر میبره !؟
رفقا اگه پاسکال میبرد
به نظر شما الان اینجا تو کلیسا ایستاده بود
و ناقوس رو به صدا در میاورد ؟
پدر ! پاسکال شما این
آره ، من پاسکال هستم
حالا شما هم با هم دعواتون میگیره
هرکسی تو رینگ بکس برنده بشه
حلقه ی عروسی رو تو انگشت این دختر میزاره
و حالا من از یه پدر تبدیل به یه داور بکس میشم
! شروع
! حمله کنید ! حمله
! حمله ! حمله
حمله کن ، حمله ، نمونید ، حمله کنید
برو کنار
حمله کن تو داری منو میزنی
حمله ، حمله
حالا تو حمله کن
برو کنار
.. چرا تو
بله
خدا رحمتت کنه فرزندم
حمله ، حمله
بعدش چی شد ؟
، بعدش من موندم و یه سر شکسته ، یه دندون شکسته
و اینکه دیگه نمیتونم صورت زیبای خودمو با
چشم چپم ببینم
ولی خانوم کوشی ما کجاست ؟ نمیدونم
شما منو زدین و از کلیسا رفتین
خدا هیچوقت شما دو تا رو نمیبخشه
صبر کنید
مرگ یا زندگی
مثل تو فیلما شده
و اینکه آنتونی هر زمانی که بخواد میتونه دست به جنایت بزنه
اینو خیلی خوب اومدین ، آقا
حالا بگین ببینم
چرا من بابد سرزده بپرم وسط حرفاتون و شما دو تا رو بکشم
بهاگات ، من میتونم اینو درک کنم که اون منو کتک زد
و لی تو چرا خودتو زدی آخه ؟
شما دوتا همه چیز رو تو روز نامزدی من خراب کردین
تو هم همینطور
! هی ! مامان
شما ارازل ! آنتونی به خاطر شما خوار و خفیف شد
ولی تو فیلم اصلی مونی قرار بود به جای تو ضایع بشه
من اینجا تو کلیسا ایستادم نمیتونم مستقیم بگمش
زود باشین پولارو پس بدین
ما به تو پولی نمیدیم
میخوای چیکار کنی ؟
بهمون شلیک کن
شلیک کن
شلیک ، شلیک
بهش شلیک کن، شلیک اینجا
بهاگات
شما با شلیک کردن به ما چیزی گیرتون نمیاد، آقا
داداش
من به شما دوتا شلیک نمیکنم
من میخوام به نقطه ضعف شما شلیک کنم
کوشی کوشی
بیا کوشی
کوشی رو از کجا پیدا کردی ؟
اون شب وقتی که شما امیدتون رو برای ازدواج از دست داده بودین
اون موقع بود که من با شما برخورد کردم
! چیتان
، کوشی بله
اون با تو کاری نکرده ؟ آره ، کرده
چیکارت کرده ؟
.. کل شب اون چیکار کرده ؟
.. تو تختخواب اون چیکارت کرده ؟
دست و پامو بسته بود
ممنون ممنون
آروم باش ، آروم باش
اون رئیس مافیاست یا یه مگس ولگرده ؟
اون یه مگس ولگرده که همه رو مبتلا به بیماری مالاریا میکنه
لطفا بزارین برم
آخه من چه ضرری بهت رسوندم ؟
پدرم پولتو بهت برمیگردونه
بزار برم
آره
آره ، پول تو اونجاست ، پیش پدرش
چرا پای مارو وسط میکشی ؟ آره ، کوشی
به پدرت بگو
اون باید قسط ها شو سر موقع پرداخت کنه
.... ما که آبرومون رو از سر ما تو کلیسا هستیم داداش
! مامان
شما پول رو بردین پس شماهم برش میگردونید
بگیر
خوب گرفتیش
شما بیست و چهار ساعت وقت دارین
باهام تماس بگیرین
بزن بریم
چیتان ، بهاگات
آقا ، آقا
شارژر
بیخیالش ، هیچ اتفاقی نمیافته نه
لمس کردن کوشی بینظیره
انگار از همه جای بدنش جریان برق میزنه بیرون
تو راست میگی
و اون لباش
وقتی که داره حرف میزنه اون لباش انگار قلبتو لمس میکنن
و قلبش
من آرزو دارم همه رو فداش کنم
، و اون راه رفتنش اوه ، خدا
شما دوتا خیلی خرکی عاشق اون کوشی شدین
پدر بله
یه خورده مایه داری ؟ ! تو بگو یه قرون
من تو کلیسا ایستادم
نگران نباش
! ما یه کاریش میکنیم ،چی فکر کردی
اون طوفانی که خونه های مردم رو از ریشه میکنه
ما توی اون طوفان زیرشلواری هامون رو باد میدیم خشک بشن
آره همینه ! بزن بریم
میبینمت ، پدر
اونا واقعا عاشق اون دختر هستن
اونا واقعا عاشق اون دختر هستن
چیتان
ما باید تو پنج دقیقه پنج میلیون از این بانک دزدی کنیم
فقط نگا کن ببین چطوری تو دو دقیقه بیست میلیون کش میرم
چرا داری جک میگی ؟ تو اول شروع کردی
چطور ؟ ببین
تا حالا ما جرم های کوچیک مرتکب شدیم
این بانک چی ، کی مخواد ازش دزدی کنه ؟
ولی اینم بگو ما تا حالا عاشق نشده بودیم
فقط تماشا کنن ببین چطور با یه نشونه گیری اسلحه دزدی میکنیم
اسلحه کجاست ؟
تو میدونی ، من میدونم
اونا که این موضوع رو نمیدونن
زودباش
خوب ، شما چقدر میخواین از حسابتون بیرون بیارین ؟
ببخشین بله
آقا باشه
ما پول میخوایم
من سرم شلوغه
چی میخواین ؟
پول ، پول ، پول باشه
، یکصد میلیون چقدر ؟
یکصد میلیون دلار
شما میخوایین یه حساب باز کنین ؟ نه ، نه ، نه
نه ، نه ، نه این فرم رو پر کنید
! حساب نه
پول بده
پول بدین ما آدامس داریم آدامس نه ، نه ، نه
اسلحه ، اسلحه نه
اینجارو ببین
این آدامس نوشته
هستش ( N) اون حرف ان
درست بخونش
آدامس
آدامس، آدامس ، آدامس
د ، د ، د مثل دختر
ز، ز، ز مثل زیرشلواری
آره ، زیرشلواری زیرشلواری
م مثل ... م نه ! حرف ن ، ن ، ن مثل نق نق
اسلحه ، اسلحه
پول ، پول ، پول
این نوشته آدامس اسلحه ، اسلحه ، اسلحه
... چرا شما اسکلین اینقد
اسلحه ، اسلحه ،اسلحه
شما چی میخواین ؟ یکصد میلیون دلار پول
اوه ، شما وام میخواین ، برین به اون باجه
! وام نه
اسلحه ، اسلحه ، اسلحه
اونا مارو جدی نگرفتن
کی میاد اینجوری مثل گدا ها بانک بزنه آخه ؟
من آرزو داشتم ما یه اسلحه واقعی داشتیم
از کجا گیر بیارم آخه ؟
همه بخوابن
بخوابین رو زمین
بخوابین ، بخوابین ، بخوابین
حرکت نکنین ، حرکت نکنین
بخوابین ، بخوابین ، بخوابین
بخوابین
بخوابین، بخوابین، همه روی زمین بخوابن
بخوابین
بخوابین ، بشین
وگرنه کله ات رو میترکونم
به این میگن بانک دزدی
نه مثل تو
ببخشین آقا
آقای انتونی ، اینجا مسئله ی مرگ و زندگی ه
من بعدا با شما تماس میگیرم
تو کانال بازی کا بی سی هند بهت چهار تا جون میدن
ولی اینجا دیگه فرق میکنه چون اگه ببازی جونت واقعیت رو باختی
آنتونی شما فقط شانزده ساعت دیگه وقت دارین
خطر داره بیخ گوش کوشی جونتون میچرخه
آنتونی
یه دقیقه یه ثانیه ، آقا
تلفنت رو بزار زمین آقا ، این یه تلفن ضروریه
آنتونی ، ما بعدا با هات تماس میگیریم آقا ، این یه تلفن مهم ه
آقا دوست دختر ما جونش تو خطره
آقا ، سعی کن بفهمی
الان میکشمتون ، من نمیفهمم اون تلفن لعنتی رو بزار زمین
اون از دوست دختر من سو ء استفاده کرده
نه ، اون از دوست دختر من سو ء استفاده کرده
اون خواهر توئه
فقط یه دقیقه
خواهر کی؟
حرف زدن کافیه
خواهر ت خواهرت
اوه ، اون خواهر منه
یه دقیقه
اون خواهر کی هستش؟
بهم بگو ببینیم ، اون خواهر کی هستش ؟ خواهر توئه
تو بهم بگو
دوست دختر کیه ؟
دوست دختر کیه ؟
دوست دختر اون
چی گفتی؟
دوست دختر اون
دوست دختر اون
نه ، دوست دختر شماست ، دوست دختر شما
دوست دختر کی ؟ دوست دختر کی ؟
هردوی شما ، هر دوی شما هر دوی شما
.. چرا تو
تو دیگه کدوم خری هستی ؟
ممنون
هی
پول
چقدر وام میخواستین ؟
تلفن داره زنگ میخوره
بله یادآوری
شما پانزده ساعت دیگه وقت دارین
یادت باشه ، اسم من آنتونی ه
خوب من چیکار باید بکنم ؟
برقصم ؟ آهنگ بخونم ؟
اسم منم چیتان ه و اسم اونم بهاگات
اسم کشورمون هم هند ه
رئیس جمهور امریکا هم عثامه بن لادن ه
اوباما ، اوباما اوباماست
فقط یه دقیقه ، فقط یه دقیقه اسمت چیه ؟
چونگ لانگ پیلو ! پیلو
اون یارو هم که از اینجا رد شد ، اسمش پیلو ه
! دیگه بهم زنگ نزن فهمیدی
ما هیچ کاری نمیتونیم انجام بدیم
بیا چیتان ، بیا برگردیم به کشورمون
زودباش
ما هنوز یه ساعت دیگه وقت داریم آره
بزن بریم بزن بریم
آنتونی تو هواپیماهای دسته دومی معامله میکنه ؟
شاید، اخه اون خودش شبیه یه قراضه فروش میمونه
اون هر دو ساعت یه بار زنگ میزنه میگه " " پول بدین
ولی اون کجاست ؟
آنتونی
درست مثل راجنی تو فیلماش ، و آنتونی تو دنیای واقعی جنایت
هیچکسی جرات نداره با من در بیافته
خوب ، بابانوئل جون ، هدیه ی منو آوردی ؟
چیتان و بهاگات یعنی من باید پرونده ی زندگیتون رو ببندم ؟
اینا اون چیزایی هستن که میخواستی جنس ما کجاست ؟
بسته رو بیار
چیتان دختر تو کیسه است
اون جسد یه مرده است ؟
آره
، اون داره تکون میخوره ، اون تکون خورد اون زنده است
بزار ببینم ، اومدیم و شد راخی ساوارنت؟
اگه اونجوری شد که دیگه مال خودت
متاسفم، متاسفم
بهاگات متاسفم
انگار هنوز سرش به تنش ه !! کوشی جون
بابانوئل نه ، بهاگات بوسل
چیتان چوهان
چیتان ، بهاگات کوشی
اون نقطه ضعف شماست
مال شما
نه ، فقط مال منه
بهاگات ، خیلی کله شق نباش من از تو بزرگترم
ولی اون جوونتره
وقتی پای عشق درمیونه ، سن اهمیتی نداره
، قلب خودش مثل یه بچه میمونه اینطور نیست کوشی ؟
شما دوتا خیلی احمق هستین
من میخوام تصمیم بگیرم کدومتون عشقم باشه
چیتان بهاگات
چیتان بهاگات
چیتان بهاگات
چیتان بهاگات
دوتا آدم کلاش ، همه اش همین
من به شما دو تا حال اساسی تو یه روز دارم
من از قبل میدونستم که شما دوتا کلاش عجیل شده هستین
بعدش مامانم گفت که هر دزدی یه نقطه ضعف داره
انتونی هم فکر کرد
به جای پیدا کردن نقطه ضعف دوتا دزد
چرا من براشون یه نقطه ضعف سفارشی ترتیب ندم
خوب منم این کارو کردم
آقای چیتان جون
تو نه فعال اجتماعی هستی
و تو هم نه یه کور
نه من دختر یه پدرخر پولم
من فقط دوست دختر آنتونی هستم
و ما همه اش داشتیم نقش بازی میکردیم
مگه نه ، عزیزم ؟ آره ، عزیزم
و تو این بازی نه کلیسا واقعی بود
و نه پدر
من پدر کوشی هستم
پدر دخترم
عزیزم جونم
اون دخترشه
اون چطور میتونه دخترش باشه
همچین دختر سفید رنگ و رویی برای همچین مرد سیاه سوخته ای باشه ، مسخره است، اینطور نیست ؟
اصل ماجرا تازه داره میاد ، بهاگات
ان بی سی
نه
بی بی سی فقط یه سرویس دهنده ی اتاق ه
بی بی سی همیشه با کسی ه که بهش انعام خوب میده
بهاگات من چشمای تو نیستم ، بلکه دوربین آنتونی هستم
من بهش میگم کی کجا میره و چیکار میکنه
حالتون چطوره ؟ خیلی خوب
امروز یه کم زیادی لباس پوشیدن ، پدر جون
حالت خوبه ، پدر ؟ سلام
چیتان
این کار برای آدمای بیگناهی مثل ما یه کلاه برداری بزرگ محسوب میشه
من دیگه به صداقت هیچ کسی اعتماد ندارم
فراموشش کن بهاگات
ما نباید با یه همچین متقلب هایی رابطه ای داشته باشم
بدون اون دختره ، پس پولی هم در کار نیست آره
دارین مقابل آنتونی زرنگ بازی در میارین
بهاگات چیتان
اون فقط صورت خنده روی مارو دیده هنوز اون صورت سگی مارو ندیده
داشتیم جوک میگفتیم جوک میگفتیم ، آقا
آره
ده ، بیست
و شانزده
هزارو شصت و شانزده
نه
تو میمیری
آنتونی ، آنتونی
برادر منو نکش
منو بکش اگه میخوای باشه
،تو دختره رو داری پول رو هم داری ، آقا ، لطفا
فقط یه دقیقه
تو منو برادر صدا زدی
جون منو نجات دادی
دیگه چه کاری میتونستم بکنم ؟
آقا ، یه دقیقه لطفا
اگه تو بمیری دیگه کی سر بسر من میزاره
کی برام دردسر درست میکنه ؟
تو داداش من هستی ، بهاگات
تو خیلی خودخاهی
تو فکر نکردی که من بدون تو چیکار میخوام بکنم
بهاگات
! کافیه
اوه ، نه
تو آنتونی رو به گریه انداختی
باشه ، من تورو نمیکشم
..ولی
.. ولی .. ولی
بهاگات
بهاگات
بهاگات
بهاگات چرا داری داد میزنی ؟
من درست کنار تم
اون دختره مارو توی کیسه گذاشت
، دیدی ! بهت نگفتم اینقد مواظبش نباش نگفتم اینقد لی لی به لالاش نزار
تو هی میگفتی " کوشی از خودش الکتریسیته بیرون میده "
حالا اون هردوی مارو شوک زده کرد میدونم
من هی اون حرف رو میزدم
و تو چی میگفتی ؟
" " چه لبایی ، چه صدای ماهی
.. اون یه صدای نازک داشت
درست مثل صدای یه سگ وقتی آدم رو دمش پا میزاره
چیتان ، چیتان
بهاگات ، بهاگات ، بهاگات
بهاگات ، بهاگات ، بهاگات
بله
خدایا شکرت اون دختره رفت
بهاگات ، ولی اون دختر معرکه بود آره
اون آنتونی با خودش بردش رفت
چرا داری میخندی ؟
اون انتونی با خوشحالی کوشی رو با خودش برد رفت
ولی اون خبر نداره قراره بعدش چه بلایی سرش بیاد
کریسمس همه مبارک باشه
آنتونی بله
تو برگشتی
کریسمس مبارک ، مامان این چیه ؟
پولتون
کریسمس مبارک
ممنون
کریسمس مبارک داداش کریسمس مبارک
برای هدیه های سورپرایز ازت ممنونم ؟ هدیه ها ؟
بیا ، بیا آره ، تو کلی هدیه برامون فرستادی
نگاه کن ، ببین
اونا کلی هدیه هستن ، اینجور نیست ؟
کی همه ی اینارو فرستاده ؟
بیخیال داداشی ، خودتو به اون راه نزن
تو اون بابا نوئل ها رو فرستادی ، مگه نه ؟ آره
میدونی ، اون دوتا بابا نوئل پنجابی اینجا بودن
سانتا سینگ و بانتا سینگ
و جالبش اینجاست که اونا آهنگ صدای ناقوس رو به لهجه ی محلی پنجابی خوندن
" اه ، صدا در بیار ، صدا ی ناقوس رودر بیار "
اینجارو ببین
من هیچ بابانوئلی نفرستادم نه ، نه تو فرستادی
ما فیلم گرفتیم
ماری ، فیلم هارو بهش نشون بده باشه ، مامان
ببین ، فیلم هارو ببین
ببین ، ببین ، داداش
ببین
اونا خیلی محشرن ، اینجور نیست ؟
سلام سلام
من از بانک ای سی یو سی تماس میگیرم
شما یه کارت اعتباری میخواستین ؟
شما قراره یه مبلغ به مقدار یه میلیون دلار بگیرین
، من کارت اعتباری نمیخوام چیتان این حرفا حالیش نیست
چرا داری گریه میکنی ؟
حالا کی میخواد به گدایی مثل تو پول بده؟
بازی خوبی بازی کردی
خیلی باحال بود
تو به ما بیست و چهار ساعت فرصت دادی
و ما هم رفتیم به خونت و پولاتو دزدیدیم
با یه رقص محلی
و با زیرپوشای تارزان
و با پولای چیتان ، بهاگات
که هیچکی نمیتونه ازشون کش بره برگشتیم
و آره
البته اینم بگم ، مادرتو هم بغل کردیم و کوشی جون رو هم بوسیدیم
به جای خودمون
چه عجله ای برای گفتن خداحافظی داری ؟
بازی تازه شروع شده
بزودی میبینمتون ، حقه بازا
بهاگات
دیگه از امروز به بعد نه دزدی نه حقه بازی باشه
دفعه ی بعدی که همو ملاقات کنیم
مثل یه آدم متشخص همو ملاقات میکنیم
! به همین راحتی ! بزن قدش
خانوم ها و آقایون ، کمک
اینجا کسی هست که بتونه به یه قربانی جنگ کمک کنه ؟
کسی میتونه اینجا برای عمل جراحی سرهنگ گواتام دو و نیم میلیون دلار اهدا کنه ؟
این برای یه امر خیر ه
کسی هست ؟ کسی هست ؟
خانوم ها و آقایان، قلب هاتون رو باز کنید
کیف هاتون رو هم باز کنید کنارش ، لطفا
لطفا
، متاسفم سرهنگ گواتام این اتفاق چطوری افتاد ؟
اون وقتی که داشت لب مرز برای
کشورش میجنگید ، این بلا رو سر خودش آورد
ناراحت کننده نیست ؟
این پشه ی مزاحم
این پشه ی مزاحم رو دور نکن ،لطفا
این پشه ی مزاحم تنها رفیق من تو ی تنهایم ه
من از خیلی از دکترا سوال کردم
من پیش خیلی از دکترا رفتم
سکوت
من از همه ی شما میخوام
دو و نیم میلیون دلار بهم بدین
وگرنه همه ی روزگارم تیره و تار میشه
سرهنگ گوتام ، من برای شما یه سورپرایز دارم
ما یه مرد معجزه گر بین خودمون داریم
دکتر گامبهیر
تو اینجا هم دست از سرم بر نمیداری
با وجود اینکه کلی قول دادی
زود باش نصف پولو به من بده نه
نه ؟
نه
نه نه
چیزی اتفاق افتاد ؟ نه
نه
حالا چی ؟
نه نه
نه
نه
! صبر کن
حالا چی ؟
نه
تو همه ی پول رو از دست میدی ، نه نه
نه
نه
" هی ، حقه بازا "
" تو پسر شیطون "
دوستت دارم سلام ، دختر
!! حقه بازا
اون عضلات بزرگتون رو بهم نشون بدین
اونوقت شیطون میشی ها
زود باش ، زود باش
زود باش انجامش بده
زود باش، زود باش الان وقتشه که همه چی بریزه به هم
! برو ! برو ! برو ! برو ! برو میتونی صدای باس موزیک رو حس کنی ؟؟
بیا وسط ، بیا وسط ، زود باش !! اها !! خودشه
♪ ما به هیچ دردی نمیخوریم ♪
♪ ما به هیچ دردی نمیخوریم ♪
♪ هردوی ما به هیچ دردی نمیخوریم ♪
♪ ما به هیچ دردی نمیخوریم ♪
♪ ما به هیچ دردی نمیخوریم ♪
♪ هر دوی ما به هیچ دردی نمیخوریم ♪
♪ ما حقه بازی میکنیم ، کلاه برداری میکنیم ♪
♪ ما دو تا حقه بازیم ♪
♪ ما کلاهبرداریم ولی هنوزم با کلاسیم ♪
♪ خیلی عجیب ه نه ♪
♪ هر چی به خودت زحمت ♪ بدی دو تا مثل ما رو ببینی ، نمیتونی
♪ نمیتونی اینکارو بکنی ، چون ما دو تا حقه بازیم ♪
: مترجــــــــــــم مهـــــدی ~shock~ shock1361@yahoo.com
... ... کاري از تيم تـــرجمه .:.: zirneviss.ir :.:.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.