All language subtitles for yyyyyAwaken.EP06.MoonRiverTeam.1080p.WEB-DL.AAC-AppleTor

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

بیـــدار: روز و شب -♥ ترجمه و زیر نویس از مون ریور ♥- @moonriverteam _sns

تمام مکانها ، شخصیتها و اتفاقات در این سریال ساختگی هستند

(قسمت 6)

(اینترنت متصل نمی باشد)

(تنظیمات وای فای)

(وای فای موجود نمی باشد)

چه خبره؟ واسه چی اینترنت وصل نمیشه؟

اینترنت که نداره هیچ، تماس تلفنی هم نمیشه برقرار کرد

اگه بتونی با دنیای بیرون اینجا تماس برقرار کنی

دیگه نمیشه اسم اینجا رو گذاشت خونه امن که، میشه؟

ولی مال من کار میکنه - تو واقعا خنگی -

یا فقط اداشو در میاری؟- فقط ادا در میارم-

...مطمئنم خبر نداری که وقتی دانشگاه بودم امتحان وکالت

و خدمات شهری رو قبول شدم

من باهوشم !نمره هامم عالی بودن

چی؟

...تو با پیش کشیدن اشتباهات دیگران

... و استفاده از داستانهای هیجان انگیز

خوب میتونی توجه مردمو جلب کنی

ولی فکر کنم چیزای دیگه ای هم باشه که توشون استعداد داشته باشی

الان منو دست انداختی؟

...من مطمئنم پلیسا هم میتونن تو کارای دیگه ای جز اینکه

...به مردم بگن ، پلیس مسئول همه جرایم خشن نیست

میتونه کارای دیگه ای هم بکنن

چقدر عجیب غریبه

اوه...سرم

چی شده؟

کی خوابم برد؟

هی

حداقل آب نخوردین

داری چیکار میکنی؟

میدونی ، من مغزمو ترکوندم که بتونم یه اسمی واسه خودم دست و پا کنم

تا جایی که توان داشتم اطلاعات جمع کردم

حتی اخلاقیاتم رو زیر پا گذاشتم

اخلاقیات رو؟

کدوم آدم با اخلاقی میتونی پیشنهاد بده یه داستان سریالی از یه موش پنهانکاری مثل تو بسازه ؟

آقای لی ، مراقب حرف زدنت باش صبر منم حدی داره

با این وجود ، تصمیم گرفتم که نیازه از نزدیک همه چیو دنبال کنم

اگه تمام مدت دنبال دو جونگ وو راه بیافتم هم هیچی لو نمیده

برای همین فکر کردم باید یه بهونه ای پیدا کنم که به تو بچسبم

...ولی - برو سر اصل مطلب -

خودمو تو بهترین نقطه ممکن جا کردم

...این جا

جایی که تو ، می میری

همیشه دور و برت رو یه گارد امنیتی غیرقابل رسوخ احاطه کرده بود

همیشه سوظن داشتی که یکی میخواد تو رو بکشه

برای همین ، هیچ وقت نمیزاشتی کسی بهت نزدیک شه

...هرچند ، اسمت به عنوان قربانی بعدی اومده

اونم تو لیست قتلهایی که بطور گسترده همه جا دربارش صحبت شده

و نزدیک بود تو آتیش سوزی بمیری

احتمالا باید خیلی خیلی مضطرب شده باشی

در نهایت ، از پلیس خواستی کمکت کنه

تو همچین شرایطی، کدوم پلیسه که از همه قابل اعتمادتر باشه ؟

این پرونده ها ، تصادفی نیستن

یه نفر منو هدف قرار داده

به یه خونه امن که دسترسی بهش سخت باشه نیاز دارم

با حداقل افرادی که ممکنه

تنها کسی که من میتونم بهش اعتماد کنم ...آره

اون پلیسی که جونمو نجات داد رو بهم بده

سرپرست دو جونگ وو ، که تو رو نجات داده بود

اینا دیگه چه مزخرفاتیه ؟

سرپرست دو؟

اون واسه اینکه سان مین هو رو بکشه زده پنج نفر رو کشته؟

اسمشو به عنوان قربانی بعدی اعلام کرده که بتونه بهش نزدیک بشه ؟

نمیدونم ، خبر ندارم

...همه چیزی که الان میدونم اینه

الان سرپرست دو نزدیکترین فرد به سان مین هوئه

نمیتونم باهاش تماس بگیرم و خیلی رو اعصابه

نزدیک شدن به یکی که اینقدر محتاطه کار ساده ای نیست

باید کاری کنی که خودشون بخوان تو رو ببینن

قتلهای غیر معمول از قبل اعلام شده که توجه مردم رو به خودش جلب کرد

...و قربانی آتیش سوزی

یه شرایط خاص و سخت که باعث میشه مردم قدرت تشخیصشون رو از دست بدن

پس واسه چی از تو دل آتیش نجاتش داد؟

خب ؟ این مساله توجه زیادی رو جلب کرد

من بر اساس شواهد ، نتیجه گرفتم اون قاتله

و الان تنها کسی که تو شرایطیه که میتونه سان مین هو رو بکشه دو جونگ ووئه

...من

اهل روستای شب سفیدم

نمیشه، اول باید از اینجا بریم بیرون

چطوری یه همچین جاییو پیدا کردن؟

حالت خوبه ؟

من دیگه پیر شدم

میدونم

...تمام اون سالهایی که اونقدر محتاط بودی

بخاطر یه تصمیم اشتباه ، به باد رفت

الان زندگیت تو خطره

حق با توئه

من نمیتونم تشخیص بدم به کی میتونم اعتماد کنم به کی نمیتونم

تو هیچ وقت به هیچ کسی اعتماد نداشتی

برو طبقه دوم

بیا بریم، زود باش

اینجا نیستن

ماشین هنوز اینجاست پس پیاده رفتن

ما از اون طرف میریم

بیا ما با ماشین بریم

باشه

اگه یکی احمق و سطحی نگر باشه خودش میتونه مفید باشه

اگه یه احمق سطحی نگر ، خیلی طماع باشه

خودش بدون اینکه بدونه طعمه ست به سمت تله میدوئه

واسه چی اینکارو میکنی؟

من تنها تو مسیری که هیچکسی عبور نمیکنه

تنها ایستادم

میدونستم

تموم شد

بسیار خوب - بریم -

بریم

خوبی؟

واسه چی الان داری این کارو میکنی ؟ اونم بعد این همه سال؟

تو که همه چیو تو روستای شب سفید نابود کردی

...حتی اون موقع ، شما ها

خورشید داره میدرخشه

و ساعتی که هیچ وقت اشتباه نیست میگه ساعت دوازده ـه

...مونده بودم

"...الان روزه "

"یا شب؟"

میدونستم کارت با چاقو خوبه

الان صاحب بنیاد شب سفید کیه ؟

میتونی بدون اینکه بگی ، بمیری

با توجه به اینکه اینقدر بزرگه

صاحبش احتمالا خودشو نشون بده

...رئیس

جی یونگ گئون؟هنوز زنده ست؟

اگرم باشه سنش بالای ۱۰۰ساله

فکرکنم فرمولم تاثیرگذار بوده

البته ، بی عیب نبوده

هنوزم داری تحقیقاتو ادامه میدی؟آره؟

نمیدونم

شنیدم یه آزمایشگاه مخفی وجود داره

کجاست؟- ...نمیدونم-

پس کی میدونه؟

اوه جانگ هان، رئیس دفتر منشی های کاخ آبی

اون یکی از اعضای اصلی موسسه‌ست

...منو از موسسه پرت کردن بیرون

دقیقا از شب اون حادثه

پس اوضاع اون طوری که بنظر می اومد برات خوب پیش نمیرفته

فورا ازش دور شو

تمومش کن

خواهش میکنم

ولش کن،خودم انجامش میدم

یادت بود

آره

اولیش همیشه خالیه

بیـــدار: روز و شب -♥ ترجمه و زیر نویس از مون ر-ور ♥- @moonriverteam -sns

(گونگ هه وون)

...اینم گزارش همه قاتلهای سریالی که

که طی نه ماه قبلی دستگیر شدن

... دیروز،سرپرست دو جانگ وو رو

به جرم تلاش برای قتل سان مین هو دستگیر کردیم

سرپرست دو از مقامش ازل شد

فکر میکردم پلیسیه که بهش نشان قهرمانی داده شده

...میدونی چقدر برای تبلیغات هزینه کردیم

که به یه قهرمان ملی تبدیلش کنیم؟

متهم شناخته شده

ولی هنوز نمیدونیم چطور، مرتکب این جرمها شده

به خاطر همین هنوز داریم تحقیق میکنیم- انگیزش چیه؟-

طبق گفته های دکتر لیتون

یه ربطی به روستای شب سفید داره

در حال حاضر داریم روی جزییات گزارش کار میکنیم

روستای شب سفید؟

...این پرونده چه ربطی به ماجرایی که 28سال پیش

اتفاق افتاده داره ؟

...فردی که به هر دو پرونده مرتبطه

سان مین هوئه که مسئول روستای شب سفید بود

دهکده شب سفید توسط بنیاد اداره نمیشد؟

...چطور یکی از کسانی که ناپدید شده بود

تونسته پلیس بشه ؟

این به این معنا نیست که ما کنترل کاملی روی نیروی پلیس نداریم؟

بر اساس اطلاعاتی که منتشر شده اون تو پروشگاه بزرگ شده بوده

هنوز داریم بررسی میکنیم که چرا بقیه اطلاعات ناپدید شدن

...کسی که باید پاسخگو باشه

تقصیر پلیس نیست ...این آقای سان بود که

مشکل تو نیروی پلیس پیش اومده

پس مسئولیتش با شماست

...اگه این مساله مشکلی در کار بنیاد بوجود بیاره

...پلیس باید پاسخگو باشه- کافیه-

بیاین بعد اینکه اوضاع رو سرو سامون دادیم همدیگه رو سرزنش کنیم

حواستون به اون خبرنگاری که تو صحنه جرم بود هست؟

لی جی ووک قدرت و نفوذ زیادی ...در اینترنت داره

به شدت غیرقابل پیش بینیه

...افکار عمومی خیلی از پلیس عصبانی و گله منده

اگه کاری که لازمه رو انجام ندید فقط اوضاع بدتر میشه

...اگر نمیتونی تصمیم بگیری که از پلیس محافظت کنی

...یا از بنیاد

بنیاد در مورد سرنوشت تو تصمیم گیری میکنه

...این- از ایستگاه پلیس اومدیم-

دستاتون رو از روی کامپیوتر کنار ببرید و بایستید

باشه، من ایستادم بلند شو

خدای من- حرکت نکن-

حکم دارین؟ همراهتون آوردین؟

آوردیش؟

همه چیزو بررسی کنید

لعنتی.... خدای من

خدای من، داری منو می ترسونی

بچه ها راحت باشید

اینم ببر- چند لحظه -

بفرما

لطفا گوشی همراهتون رو به ما بدید

گمش کردم

داشتم میرفتم گم شدنش روگزارش بدم

میخواین باهام بیاین؟

لطفا منو ببخشید

چی ...داری چیکار میکنی؟

الان داری چیکار میکنی؟

بیاین شروع کنیم

... رئیس کل با نایب رئیس تماس گرفتن و اونم

رفته اداره مرکزی

کارمند اداره مرکزی پلیس سئول هستین

و رده شغلیتون سرپرست تیمه

دو جونگ وو

الان اظهاراتت در رابطه با قتل کیم یونگ جون ...پارک کیو ته ،بک سونگ جه و چویی یونگ سوک

...و تا تلاش برای قتل سان مین هو رو

می شنویم

انگیزه ـت؟- هیچ خدایی وجود نداره -

من تو روستای شب سفید به دنیا اومدم

بزار منم باهات بازی کنم - باشه -

ببین صورت یه آدمو میکشم

اینا ، بفرما

من کجا بکشم؟

بچه ها ، وقت غذائه

بریم غذا بخوریم

بیا - صبر کن -

بیا بریم - صبر کن منم بیام -

مردم فکر میکردن که این یه موسسه خیریه بوده

ولی در واقع یه آزمایشگاه بزرگ بود

کل جزیره یه آزمایشگاه تحقیقاتی بود

درسته. اونا روی بدن آدما آزمایش میکردن

کاریه که سان مین هو اونجا انجام می داد

هی ، چت شده ؟

خوبی؟

بلند شو. هی

خوبی؟ - ...اولش، نمیتونستم بفهمم -

چرا دوستام یهویی مریض میشن - ایراد نداره -

...یا

چرا یهویی غیبشون زده

...کنجکاوی

گربه هارو میکشه

خدایی وجود نداره

چون اگه خدایی وجود داشت

همه آدما به خوبی زندگی میکردن

...منم یکی ازهزارن بچه ای بودم که

اونجا روشون آزمایش انجام میشد

...با این وجود بازم دلیل نمیشه که آدمای بیگناه رو بکشی که

بی گناه"؟"

اشتباه میکنی. اون آدما بی گناه نبودن

بچه هایی که بی خبر از همه جا تو اون آزمایشگاه میمردن بیگناه بودن

این برای توضیح دادن انگیزه ـم کافی نیست؟

نه؟

روش انجام قتل ها چی بود؟

...فهمیدم من بخاطر اون تجربه دردناک

یکمی با بقیه متفاوتم

اونقدرا هم سخت نبود

...کاری کردم که رویا ببینن

بدون اینکه بفهمن دارن خواب می بینن

اونا فکر میکردن دارن خواب می بینن

اینجوری کاری کردم که فکر کنن هر چی عشقشون بکشه میتونن انجام بدن

و وقتی از خواب بیدار میشدن

فقط کافی بود کاری که به هم قول داده بودیم رو انجام بدن

فقط اینجوری میتونستن از رویاشون بیدار شن

مثلا، انجام دادن کاری که بیشتر از هر چیزی ازش می ترسیدن

اون گفت که از بلندی میترسه

خیلی رو مخ بود

حتی از آب خوردن هم متنفر بود

همیشه وقتی میخواست از خیابون رد شده دوبار چک میکرد ماشین نیاد

حق با من بود. اون کاری کرد که رویای شفاف ببینن (نوعی خواب همراه با توهم )

خیلی واضح بهشون حق انتخاب دادم

بهشون فرصت دادم که زندگی کنن

...اونا بودن که قبولش نکردن

واقعیت بود نه رویا

فقط اینکه یکی گناهکاره ، دلیل نمیشه که بکشیش

اجازه نداریم کسایی که گناهکارن رو بکشیم؟

پس چرا سان مین هو رو نجات دادی میتونستی بزاری تو آتیش بسوزه و بمیره ؟

...واقعا فکر میکنی کشتن آدمای گناهکار

هیچ اشکالی نداره؟

تو روستای شب سفید چه اتفاقی افتاد؟

چرا همه مردن؟

سان مین هو کشتشون؟

برای همین همچین کاری کردی؟

داره چی میپرسه؟

...چه - ما از دادستانی هستیم -

بریم، آقای دو جونگ وو

اگه چیزی بهت میدن ، کنجکاوی نکن فقط بگیرش

شماها الان چیزیو شنیدین که نباید می شنیدین

...کنجکاوی

گربه هارو میکشه - گربه هارو میکشه -

بریم

(دفتر ریاست کل)

منتظر تماستون هستم

بله، قربان

دادستانی قراره این پرونده رو از ما بگیره؟

مزخرفه

گرفتن این پرونده برای شماها بی معنی تره

از قبل تصمیمش گرفته شد، پس فقط باهاش کنار بیاین

...ولی خانوم

دستور ریاست کله

...با این وجود بازم

چیه ؟

بریم

میفهمم همتون چه حسی دارین

برای همین میتونین برین تعطیلات و این پاداش هم میگیرین

فقط ممنون باشین

واسه چی داریم پاداش میگیریم؟

میتونین موقع تعطیلاتتون ازش استفاده کنید

اون اسم تک تک شما ها رو میدونه

بنظر میاد تهدید بود

چته تو؟

همیشه بیخیالی، پس الان چرا نیستی؟

چون من مثل تو احمق نیستم - چی؟ -

من از این اتفاقات گیج شدم

...ولی میدونم آخرین حرفایی که سرپرست دو

دقیقا قبل رفتنش زد خطاب به ما بود

ولی تو نگرفتی - خدای من -

از کی تا حالا به حرفای اون گوش میدی؟

تا الان هیچ وقت پاداش نگرفته بودم به خاطر همین یکم گیجم

واقعا قرار این همه بگیریم؟

ده هزار دلاره

50هزار دلار

حق السکوته؟

باورنکردنیه

(اخلاق، قانون و نظم را بسازید)

(فردی عادل ، منظم و صادق باشید)

از اونجایی که پلیسی ، اینجا اوضاع واست سخت تر میشه

مطمئنم بعضی از زندانیا به خاطر تو اینجا زندانی شدن

این مشکله

امیدوارم این تنها مشکل باشه

ببخشید؟

این برای تشخیص نوع جراحی کافی نیست

اما با توجه به چیزی که اینجا میبینم

به نظر میرسه آسیب مغزی داشتی

خوشبختانه،مغز بخاطر جراحی تو وضعیت خوبی قرار داره

اما باید چکاپ های مختلفی بدی

میتونم یه نگاهی بندازم؟

حتما

آسیب مغزی؟

پس منظورتون اینه من یه مشکلی توی مغزم داشتم؟

و الان با جراحی درست شده؟

من هیچ دردی رو احساس نکردم و جای زخم جراحی هم نیست

این ممکنه؟

اگر جراحی با یه تکنولوژِی پیشرفته مثل سایبر نایف

... عمل رو انجام بدن (سیستم سایرنایف یک هدایتگر رباتی است که برای مداوای غدد سرطانی مورد استفاده قرار می گیرد)

...نیازی به ایجاد برش نیست

و بیمار به سرعت میتونه به زندگی معمولی خودش برگرده

هیچ حس عجیبی نداشتی؟

خاطرات مبهم گذشته داره واضح تر میشه

قربان واقعا میخواین بزارید ، دادستانی پرونده سرپرست دو رو بگیره ؟

نمیتونیم همینطوری دست رو دست بزاریم

قربان

خدای من، تنهام بذار

... ولی

وااای

من تو روستای شب سفید به دنیا اومدم

منم یکی ازهزارن بچه ای بودم که اونجا روشون آزمایش انجام میشد

اگه چیزی بهت میدن ، کنجکاوی نکن فقط بگیرش

شماها الان چیزیو شنیدین که نباید می شنیدین

باید یه چیزی بیشتر از این باشه

...کاری کردم که رویا ببینن

بدون اینکه بفهمن دارن خواب می بینن

اونا فکر میکردن دارن خواب می بینن

اینجوری کاری کردم که فکر کنن هر چی عشقشون بکشه میتونن انجام بدن

خیلی واضح بهشون حق انتخاب دادم

واقعیت بود نه رویا

...کنجکاوی

گربه ها رو میکشه

...همه دیوونه شده بودن، به خودشون چاقو میزدن و

خودشونو از پشت بوم مینداختن پایین

همه با لبخند مردن، ما چیکار کنیم؟

چه خبره؟

من باعث شدم این اتفاق بیفته

"... من"

"باعث این اتفاق شدم؟"

تبریک میگم دکتر لیتون، بالاخره مجرم رو دستگیر کردی

...بعد اینکه گفتی تو روستای شب سفید به دنیا اومدی

یکمی تحقیقات انجام دادم

...هفت تا بچه زنده موندن

اما به نظر نمیرسید من و تو جزءشون باشیم

فوری رفتی سر بررسی این موضوع؟

دلیلی هست این کارو نکنم ؟

...حق با توئه، راستی

سرت چطوره؟ سردرد و سرگیجه داشتی

بهتر شده؟ کابوسات چی؟

پس کار تو بوده

از کجا میدونستی که من آسیب مغزی دارم؟

چرا برای جراحی کمکم کردی؟

مهم نیست، تو ناپدید شده بودی

بیا به روستای شب سفید برگردیم

...تو و من هردو اونجا بودیم

اما هیچ سوابقی از ما وجود نداره، این چطور ممکنه؟

اینو درباره ت خیلی دوست دارم هیچ وقت تحت تاثیر قرار نمیگیری

به خاطر همینه که من خیلی میترسم

میترسم آخرش کسایی رو که نمیخوام تحت تاثیر قرار بدم

درباره ی چی حرف میزنی؟

ممکنه یادشون رفته باشه مدارکو نگه دارن

بیست و هشت سال پیش، این کشور سیستمی رو که الان داره رو نداشته

اون روز چه اتفاقی افتاد؟

چرا همه اونا مردن؟

سوابق میگه خودکشی دسته جمعی بوده

با این وجود به نظر میاد یه عده ای یه تعداد دیگه رو کشتن

...احتمالا

من اینکارو کردم؟

تو؟

چطور ممکنه تو این کار تو بوده باشه ؟

اصلا نمیدونم

...اما توی خوابم

همیشه یه خوابی می دیدم ولی الان همش داره واضح تر میشه

...و تو اون خواب میگم

که من باعث این اتفاق شدم

دکتر لیتون

مجرم رو گیر انداختی

بازی تمومه

الان بهتره برگردی بری آمریکا خانوادت هم که اونجان

فکر نمیکنم هنوز تموم شده باشه

چرا اسم ما ها تو مدارک نیست؟

این خاطراتی که دارم چیه ؟

چرا به من نمیگی؟

چرا منو جراحی کردی؟

من میخواستم زندگی کنی

گفتی که یه هیولا نجاتت داد، آره؟

اون هیولا منم

اون هیولا دوباره نجاتت داد پس مساوی هستیم

خیلی طول نمیکشه که یهو به یکی ضربه بزنی

من دیگه قاطی کردم نمیتونم به چیزی فکر کنم، هیچی حس نمیکنم

...چی

نون‌ من‌کجاست؟ اونا نون رو هم بردن ؟

چرا اونو بردن آخه ؟

...چرا

این ظلم بر مطبوعاته

هی !نمیدونین شبکه تلویزیونی تمام این مدت چه کارا کرده ؟

درسته

...فقط اخراجم کن - چرا غر میزنی ؟-

هی - گفتم اینجا رو تر وتمیز کنی -

الان دارم زندگیمو تمیز میکنم

...اگه برای تمیز کردن اینجا غر بزنی

منم از شرت خلاص میشم ، دیگه نگاتم نمیکنم

ببندش

این چیه؟

خدای من ، این مانیتور، نگاش کن

اینا چیه؟- خفه شو تمومش کن -

خوبه

الان یه کار داری انجام بدی

این کیبورد واقعا قشنگه

خیلی حس خوبیه ، انگار انگشتام روش شناورن

من از پسش بر میام - خب -

میتونی بازمانده های روستای شب سفید و پیدا کنی مگه نه ؟

روستای شب سفید ؟- آره -

هی، پلیسا تلفنتو نگرفتن

(ستوان گونگ هه وون)

ممکنه از من خوشت نیاد

اما بهم نیاز داری، مگه نه؟

در مورد دهکده شب سفید چی میدونی ، نه ؟

داری ازم بازجویی میکنی؟

پلیس نباید این‌ چیزا رو بدونه؟

البته ، چیز زیادی پیدا نمیکنی درسته؟

...تشخیص مرده ها از مفقود شده ها

به اندازه کافی سخت بود

چرا نمیتونستن تشخیصشون بدن ؟

اون وقتا پزشکی قانونی مثل الان نبود

چطور میشد فهمید که بدن ها ماله کیه؟

چون نمیتونستن اینو بفهمن برای همین همه رو خودکشی اعلام کردن

... چند تا بچه زنده موندن ، اما

اینو میدونم

میدونی که همشون خیلی زود مردن ؟

چی ؟

همینجا دیگه تمومش میکنم

خیلی مهربون بودم ، همه چیو مفتی گفتم

کلی شکر کن ، فعلا خداحافظ

بیا باهم کار کنیم

اگه درباره روستای شب سفید بهم اطلاعات بدی

منم اون اطلاعاتی که میخوای رو بهت میدم

با تو کار کنم ؟ مثل اینکه خیلی فیلم نگاه میکنی

چرا باید با تو کار کنم؟

این موضوع در صورتی امکان پذیره که هر کی به طرف مقابل یه چیزی بده

میدونی چرا سرپرست اون هشدار ها رو میفرستاد؟

این همه ماجرا نبود

اون فیلمشون رو هم میفرستاد

اون ازت استفاده کرد لی جی ووک

...اون واسه جلب توجه مردم ازت استفاده کرد

و به سان مین هو نزدیک شد

بگو در ازای اطلاعات چی میخوای؟

حق انحصاری پخش خبر رو میخوام

...کاش هر کسی که این هشدار ها رو میفرسته

اول یکم تحقیق میکرد

مثلا اگه میمیرد، خبر داغتری برای خبرگزاریا نمیشد؟

چی؟

نه ، درسته؟

...تصمیم گرفتم

برای پاک شدن هوا، داستانمو به صورت سریالی منتشر کنم

...تو با استفاده از اشتباهات دیگران

... و استفاده از داستانهای هیجان انگیز

خوب میتونی توجه مردمو جلب کنی

ولی فکر کنم چیزای دیگه ای هم باشه که توشون استعداد داشته باشی

حداقل تو میدونی ، ممنون

با من خودمونی حرف نزن

دادستانی یهو پرونده رو دست گرفته

دادستانی قاطی قضیه شده

سرپرست درباره روستای شب سفید بهمون گفت

بعدش یهو یه دادستان وارد شد

عجیبه، مگه نه؟

ممکنه باهوش باشی

اما من تو صحنه جرمم ، کی میتونه سریعتر اطلاعاتو بدست بیاره؟

این پرونده،چیزای بیشتری هم داره

یه مغول میتونه بین 1.5-20رو بخوبی ببینه

میزان متوسط دیدشون بین 7-20 تا 5-20هستش

این باعث میشه که در شرایط مختلف تصمیم گیری متفاوتی داشته باشن

... یکی که فقط ۱۰ متر جلوشو میبینه

با کسی که ۱۰۰ مترو میبینه فرق زیادی داره

بیرون منتظر باش - بله ، قربان -

...اون معتقده

بنیاد بدون هیچ شک و تردیدی نجاتش میده

اون به اربابش وفادار خواهد بود

اون اهل روستای شب سفیده ؟

باید خیلی مراقب باشی

این

... تا زمانی که این باور داشته باشه

بنیاد اینکارو واسش حل میکنه،اوضاع خوبه

...به هر حال

خب؟ در این مورد چی میگی؟

میگی که اونا توانایی های برتری دارن

چقدر عالی و خوب هستن؟

...چیزی که تو آزمایشگاه های روستای شب سفید ایجاد شد

فراتر از حد انتظاره

(متعلقات شخصی)

گفتی یک هیولا نجاتت داده، درسته؟

اون هیولا منم

و اون هیولا دوباره نجاتت داد، پس مساوی شدیم

اون هیولاست

و دوباره منو نجات داد پس ما مساوی شدیم

راجع به چی حرف میزنه؟

...داره میگه که اون همون هیولایی شب حادثه

منو نجات داد؟

مشتاق دیدار

میخوای بری سوپرمارکت، نودل بخری؟

ببخشید، نزدیک نمیشم

فقط خیلی خوشحال بودم که دیدمت

توام تو محل آتیش سوزی بودی، درسته ؟

از کجا میدونی؟

اها توی تلوزیون بودم

فقط همین نیست

دزدیده شده بودم و تازه برگشتم

کنجکاوی مگه نه؟

هم از نظر جسمی هم روحی

با آدمای نرمال فرق دارن

طرز حرف زدنشون، کاراشون

ابراز احساساتشون، و طرز فکرشون

...حل مشکلاتشون، همه چیزشون

بعد از عمل جراحی بهوش اومدم

اما هیچ زخمی روی سرم نداشتم

گیج بودم یکمم حالت تهوع داشتم

اما برای کسی که عمل مغز داشته طبیعیه

باید میفهمیدم که کجا هستم

...اما هیچ جا نه اسمی نه لوگویی از بیمارستان نبود

خیلی راجع به خودم حرف زدم، مگه نه؟

درسته؟

ولی واقعیت داره، اینو ببین

اینجا رو هم ببین

شایدم یه اثری رو جمجمه ام باقی مونده باشه

یک نگاه میندازی؟

اینجا حس عجیبی داره

لطفا اینجا رو نگاه کن

چیزی میبینی؟

آدم فضایی ها دزدیدنت و روت آزمایش کردن؟

دنیا خیلی بزرگه

نمیشه فقط یک سیاره با موجودات زنده باشه

ممکنه

میدونم کی منو دزدیده و عملم کرده

چیزای دیگه رو نمیدونم ولی میدونم انسان بوده

میدونی کی اینکارو کرده؟

آره- ...چرا-

چون مریض بودی ، عملت کرده ؟

گمونم همین بوده هرچند دقیق مطمئن نیستم

به این معنا نیست که آدم خوبی بوده؟

...خوب

با عقل جور درنمیاد

حداقل پنج نفر و کشته

اما زندگی منو نجات داد

کاش بهم بگه که چرا این کارو کرده

ولی شک دارم بگه

اگر میتونستم بیمارستانی که توش عمل شدم پیدا کنم

میتونستم چند تا مدرک پیدا کنم

...من

فکر کنم بتونم کمکت کنم

کمکم کنی؟

صبر کن

میرم سیستمم رو میارم

میتونم حداقل بفهمم کدوم بیمارستان بوده

مطمئن نیستم که اونها انسان باشن

یک گونه جدید ؟یا نژاد جدید؟

فکر نکنم انسان باشن

..از اونجایی که نمیدونیم

چجوری میبینن و حس میکنن و قضاوت میکنن

مطمئنم قانون فیزیک براشون بی معنیه

چون با این بدن و مغزی که دارند میتونن از محدودیت هاشون ،فراتر برن

تفاوت توانایی ها موضوع اصلی نیست

آدمها ضعیفن

...برای همین با ترس دست و پاشون بسته شده

از موجوداتی که نتونن درک کنن وحشت دارن

تو گذشته مردم به همچین موجوداتی لقب "خدایان " میدادن

خیلی جدیه، خدایان؟

تازه فقط همین نیست

خیلی از آدم هایی که بهشون می گن باهوش

وقتی بالغ میشن زیر میانگین میان

باهوش هم نیستن

بیشتر انگار حزب باد هستن

...توانایی های پنهان انسان ها

...تو این گونه جدید به اوج خودش رسیده

به خاطر همینه تو چشم ما مثل معجزه هستن

من به معجزه اعتقاد ندارم

اگه چیزی که میخوای معجزه ست پس باید بهشون علاقه داشته باشی

باید اون پلیس رو بگیری

اگه اون پلیس ، همون بچه باشه

...میتونه یه راه حلی برای بنیادمون باشه

چیزی که همه این سالها ناامیدانه به دنبالش بودی

آدرس جایی که پیدا شده بودی

قد، 166 سانتی متر. وزن، 51 کیلوگرم

وای

در مورد قدم حق با توئه، اما در مورد وزنم نه

...من عضله ای ام، بنابراین 54

نه، نیستی

هستم - نه، نیستی -

وزن منه نه تو

درسته. 54 کیلوئه - نه، نیستی -

چی؟

این چیه؟

...ولی

مشکلی نیست. زنا نمیتونن وزنشونو به طور عینی تشخیص بدن

تو از کجا میدونی؟

تو نسبتاً عضلانی هستی

و توی دویدن خوبی

اما احتمالاً هنوز تحت تاثیر داروی بی حسی هستی

یادت هست تو چه ساعتی توی جاده پیدا شدی؟

ساعت 9 و 43 دقیقه شب بود

از کجا سوار کامیون شدی؟

...نمیدونم کجا بود، اما

اون داشت به سمت سئول می اومد

و رفتی بخش سوم گشت زنی توی چونگدو-گون رفتی، درسته؟

درسته

اگه ازش به عنوان نقطه مرکزی استفاده کنیم

و مسافتی که میتونستی طی کنی رو محاسبه کنیم

و شعاع رو گسترش بدیم

و بیمارستان هایی رو که اونقدر ... بزرگ باشن که تجهیزاتی مثل

...دستگاه ام آر آی و سایبرنایف داشته باشه جستجو کنیم

تو افسر پلیسی؟

جرمی مرتکب شدی؟

نه

خیلی بی ادبی

...خب

فکر میکنم تمام کسایی که از اون شب تراژدیک جون سالم به در بردن همه شون دیوونه ان

چرا؟

دو تا تصادف بزن در رو

یکی از پل پرید

یکی پرید توی رودخونه

این یکی اوردوز کرد

نفر آخر توی تیمارستان گلوشو برید

خیالاتی شده بود که دارن تعقیبش میکنن

سردرد خوشه ای نوعی از سردرده که شدیدترین درد رو داره و معمولاً در یک از زمان از روز شروع میشه و ممکنه هفته ها و ماه ها طول بکشه

تومور مغزی

ناهنجاری های شریانی ناهنجاری شریانی نوعی بیماری که عروق خونی به طور غیر طبیعی در هم پیچیده و اکسیژن رسانی کافی به محل گره ها انجام نمیشود

مننژیت التهاب و عفونت پرده های غشای مغز

آنوریسم مغزی تورم (بادکنکی شکل)دررگهای مغز

تمام اونا از بیماری های مغزی رنج میبردن که به علت مرگشون ارتباطی نداشت

اون شش نفر مردن

حالا ببین

یه بچه گم شده

یه پسر. اون موقع 14 سالش بوده

چهارده سالش بود؟

امکان نداره - چی؟ چرا؟ -

اگه الآن زنده بود 42 سالش بود

من توی دهکده شب سفید به دنیا اومدم

سرپرست دو 36 سالشه

سنش نمیخونه

اومدی

هه وون کجاست؟

ای خدا ! شبیه آدمای دیگه اومدی خونه

صدات هم مثل پدراست

نمیدونم. احتمالا خیلی کار داره

اگه خیلی دیر کرده باید یه تماس بگیری باهاش

خدای من. الآن؟ یهویی چرا اینو میگی؟

(انقلاب)

کسی به کتابام دست زده؟

نمیدونم

هه وون هر ازگاهی یه کتابی چیزی میخونه

(بیستمین سالگرد شب سفید بیوتک)

(سومین بخش گشت زنی در چونگدو-گون)

از اونجایی که قاتل دستگیر شده، دیگه تموم شد، درسته؟

رسماً اینطوریه

اما عناصر مشکوک زیادی هست

فکر میکنی خوابها معنی داشته باشن؟

اگه بارها و بارها دقیقا یه خوابو ببینی؟

تو یکم سوم زندگیتو توی خواب میگذرونی

اگه به طور مکرر یه خوابو ببینی

حتماً معنی داره، نه؟

پس بیا بگیم یه نفر باعث شده دیگران خوابای خاصی داشته باشن

اونا توی خواب مرتکب جنایت شدن چون اونا فقط داشتن خواب می دیدن

اما یک لحظه، اون خواب به واقعیت تبدیل میشه

و اونا به خاطر انجام دادن کاری که فکر میکردن خوابه، میمیرن

کسی که کاری کرده اون خواب رو ببینن، قاتله؟

خب وادارشون کرده رویای شفاف ببینن

و باعث شده خواب و واقعیت رو اشتباه بگیرن؟

تو در مورد رویاهای شفاف چیزی میدونی؟

خب ، وقتی که خوابی ،یه خواب دیگه میبینی

منم میدونم چطور میشه اینطور خواب دید

میدونی چطور خوابای آگاهانه ببینی؟

...خب

از کجا بدونم

من... فقط.... فکر کنم بدونم

...کاری کردم که رویا ببینن

بدون اینکه بفهمن دارن خواب می بینن

اونا فکر میکردن دارن خواب می بینن

اینجوری کاری کردم که فکر کنن هر چی عشقشون بکشه میتونن انجام بدن

واقعیت بود نه رویا

در مورد چه چیز مهمی میخواستی صحبت کنی؟

منم یه صحبت خیلی مهم داشتم

باید شماره‌اش رو می‌گرفتم

لعنت بهش

وسط این اوضاع ، رفته بودی سر قرار؟

نه‌. دیدن اون مشکله

...و به نظر میاد در خطره

دوسش داری- منظورت چیه؟-

این چیزیه که تو گفتی

...به نظر میاد اون تو خطره، ولی

پس دوسش داری

خب؟ چی میخواستی بهم بگی؟

گفتی کاپیتان اهل روستای شب سفیده، درسته؟

درسته

من آمار بچه هایی که از اونجا نجات پیدا کردن رو چک کردم

ولی به جز یه پسر ، همشون مردن

اون اگه امروز زنده بود ۴۲ سالش بود

ولی کاپیتان ۳۶ سالشه

حتما یه سری بازمانده هستن که اسمشون تو مدارک نیست

این بی معنیه

اون خودش گفت که اهل روستای شب سفیده

تطابق زمانی نداره

به غیر از سان مین هو

اون همیشه وقتایی که قتل اتفاق می افتاد پیش ما بود

کیم یونگ جون، ۲۷ فوریه

پارک کیو ته، ۳۰ ژوئن

نمیخوای باور کنی، درسته؟

واسه همین دنبال دلیلی که ثابت کنی این واقعیت نداره

با اینکه خودت همه چیزو دیدی و شنیدی

...سرپرست دو

اون کسی که تو میشناختی نیست

منم نمی شناسمش

حتی شاید خودشم، خودشو نشناسه

لعنت بهش

دو جونگ وو

تو کی هستی؟

من واقع بینم، اون وقتی برای نقشه کشیدن نداشت

...تقریبا ۲۴ ساعت روز رو

...با ما بود

نه ماه تموم درگیر پیدا کردن دزدای بانک بود

احتمالا وقتی که نیاز داشته رو، پیدا کرده

اون قابلیتهاش خیلی بیشتر از این حرفاست

مشروب میخوای؟

بهمون گفت ، وادارشون کرده رویای شفاف ببینن

خب؟

... اون کاری کرد که قربانیا فکر کنن دارن خواب میبینن

و مجبورشون کرد خودشون رو بکشن

پس دلیلی نداشت که تو صحنه باشه

منم هنوز مطمئن نیستم

تنها چیزی که ازش مطمئنم اینه که اونا رو مستقیما نکشته

مکانیسمی ایجاد کرد تا مجبور نباشه خودش این کارو بکنه

دقیقا شبیه کارای خودشه

تو در مورد اون چی میدونی که اینجوری حرف می‌زنی؟

چی؟

من چی گفتم؟- ار همون اولِ اولش اذیتم می کرد-

،تو هیچی نمیدونی

"اما میگی " دقیقا شبیه کارای خودشه" و " اون اینکارو میکنه

تو از کی اونو میشناسی ؟

من خیلی وقته که اونو می‌شناسم

اون شاید ادم مزخرفی باشه

اما هیچوقت آدم نمی کشه

تو با چشمای خودت اونو دیدی

اون خودش بهت گفت

هنوزم نمیتونی اینو باور کنی؟

من چیزیو انکار نمیکنم

فکر نمی‌کنم که این قضیه به این قتل‌های از پیش تعیین شده ختم بشه

فکر میکنم چیزای بیشتری هست

خیلی چیزا منطقی به نظر نمیاد

چرا داری نادیده میگیریشون؟

این چیزیه که بیشتر از همه ازش می‌ترسم

که کسایی رو تحت تاثیر قرار بدم که دلم نمیخواد تحت تاثیر قرارشون بدم

همین بود؟

بیا تمومش کنیم، فهمیدم

سوار شو

تو باید اون پلیس رو بگیری

اگه اون پلیس ، همون بچه باشه

...میتونه یه راه حلی برای بنیادمون باشه

چیزی که همه این سالها ناامیدانه به دنبالش بودی

...چی

بازپرس رو بیارید- بله قربان-

وقتی یه پلیس میره زندان همیشه این اتفاق می افته

اونا به یه افسر پلیس تو یه بازداشتگاه حمله کردن

چهار تاشون

سعی کردن اونو بکشن

اون عوضیای لعنتی چطور جرات می‌کنن به یه افسر پلیس دست بزنن؟

اون نمرده

چون یه افسره ما نمیتونیم باهاش بصورت ویژه باهاش رفتار کنیم

بهش سلول اختصاصی دادیم

همینم خیلیه

لعنت بهش

...مشخص شد قاتل سریالی‌ که مردم رو به وحشت انداخته بود

یک افسر پلیس بوده

...و سرپرست دو جونگ وو

که بعنوان قهرمان ازش یاد میشد این کار رو انجام داده

چه اداره پلیس خوب و چه مجرم فوق العاده ای

ما منحصرا سر صحنه جرم حضور داشتیم

این ویدیو یه فیلم از پیش هماهنگ شده نیست

اون موش کثیف

مگه موبایلی رو که باهاش فیلم گرفته بودو ازش نگرفته بودیم؟

دیگه بیخیال پرونده دو جونگ وو بشید

دفتر دادستانی پرونده‌شو به عهده گرفته

وقتی برای بازجویی بره اونجا تا چند روز نمیتونه خارج بشه

...بخاطر همین من

ببین ، اونجا هیچ جوره بهش دسترسی نداریم

اگه اوضاع از کنترل خارج بشه چی؟

میخواین مردم بگن پلیس داره از یه مجرم حمایت میکنه؟

با اینکه کاری نمیکنیم اونا در هر صورت همین حرفو میزنن

مطمئنم میتونه از نظر فیزیکی از خودش محافظت کنه

اگه خوش شانس باشه رو توجه ها به دادستانی جلب میشه

جونگ وو به یه قاتل سریالی تبدیل میشه، نه یه افسر پلیس

...یه قاتل بی رحم که بخاطر انتقام خودش

جون پنج تا آدم بیگناهو گرفته

خیلی وقته ندیدمت

...تو بودی که یکیو فرستادی بازداشتگاه

تا دو جونگ وو رو بکشه؟

...فکر کردم تا الان فهمیدی که بنیاد

از سرخود عمل کردنت خوشش نمیاد

(اون یکی از بچه هاست)

میدونم اون یکی از بچه هاست

دکتر گونگ میگه بخاطر همین با ارزشه

هی

اینطوری نیست

اون میدونه که بنیاد هنوزم داره یا کارایی میکنه

میدونه که داشتن آزمایشاتشون رو ادامه میدادن

کی اینو بهش گفته؟

تو گفتی، آره؟

دیگه چیا بهش گفتی؟

مطمئنم اسم منو هم بهش گفتی

درباره رئیس هم گفتی؟

خدای من

هنوز نیاوردنش

چقدر دیگه مونده تا بیاد؟

واقعا قراره بیاد؟- من باید زودتر برم-

وقتمون داره تموم میشه

میتونیم بگیریمش؟

این چیه؟- این میتونه تو صدر خبرا قرار بگیره-

نمیدونم امروز اتفاقی میفته یا نه

این یه خبر دست اوله

هی، دستپاچه ای؟

...شاید اون

چیکار میکنی؟

تو چیکار میکنی؟

!یه ماشین داره میاد

اینجا- بیا بریم-

به اینجا نگاه کنید

اینجا، اینجا رو نکاه کنین

اینجا

لطفا به اینجا نگاه کنین

فکر میکنید عدالت رو برقرار کردید؟

فکر میکنید آدمایی رو کشتید که سزاوار مرگ بودن؟

حالا شما هم یه مجرم هستید میشه درباره‌ش برامون حرف بزنین؟

واقعا شما اونا رو کشتید؟

خودکشی نبوده؟

چطور اینکارو کردید؟ لطفا بهمون بگین

چرا اینکارو کردید؟ شنیدیم انگیزه قتل مشخص نبوده

میشه لطفا بهمون بگید؟

اگه درباره اخباره، برگرد برو

خودم همه رو میدونم

سرپرست دو مدارکیو ارائه کرده

چی؟

اوه، نه

اوه خدای من- حالش خوبه؟-

ببخشید- سرپرست دو-

ما پلیس هستیم

آمبولانس خبر کنین، همین الان

باشه

اون بیماری کشنده‌ای داره

"پارگی شریان های مغزی میتونه تو هر زمانی اتفاق بیفته"

"... وقتی شروع بشه، هیچ کاری نمیتونه متوقفش کنه "

"...و عمل جراحی هم تاثیری نداره"

اینو میگه

بدون آب دارو میخوری؟ چه جور داروییه اصلا؟

پس اصلا نمیشه زندانی بشه

چیه؟ بهش نمیاد؟

الآن به بیمارستان میره

از این طرف

اول علائم حیاتیش رو چک کنین

بله دکتر- لطفا عجله کنین-

عجله کنین

هه وون... چه بلایی داره سر کاپیتان میاد؟

بهم بگو، یه چیزی بگو

لعنتی

(بنیاد شبِ سفید)

(فرئون، تبرید شده) (گازی بی رنگ و سمی که در سیستم های) ( خنک کننده مورد استفاده قرار می گیرد)

از وقتی بچه بودم از معماها خوشم میومد

اما، الان فقط با پیدا کردن جواب راضی نمیشم

چون هنوز هیچ چیزی تموم نشده

تلگرام و اینستاگرام -♥@moonriverteam_sns ♥-

بیـــدار: روز و شب -♥ ترجمه و زیر نویس از مون ریور ♥- @moonriverteam _sns

واقعا داری میمیری؟

گمونم قرار نبوده زندگی کنم

هر طور شده پیداش کن

! همه رو بزار سر این کار

چطور پایه و اساس این بنیاد مردمو تحت تاثیر قرار داده؟

اونا همه جا هستن و هیچ جا نیستن

یعنی داری میگی یکی میخواد کاپیتان رو بکشه؟

چرا نمیتونه خودشو جمع و جور کنه و خوب بشه؟ چرا داره اینطوری زندگی میکنه؟

واقعا میخوای بدونی کی هستی؟

...تمام اتفاقاتی که 28 سال پیش

تو روستای شبِ سفید اتفاق افتادن رو برات تعریف میکنم

چی؟

هنوز تموم نشده

برای دانلود زیرنویسها و موزیک ویدئوها و حمایت از مترجمین ما لطفا شبکه های اجتماعی ما را دنبال کنید تلگرام و اینستاگرام -♥@moonriverteam_sns ♥-

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.