Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقديم به پارسي زبانان سراسر جهان
« کاري اختصاصي از تيم ترجمه مدياسيتي »
« hr_a - ترجمه و تنظيم : حميد رضا » hra_sub@yahoo.com
« زني در همسايگي »
زماني که ماشين پليس ،گرونوبل رو ترک ميکرد .هوا هنوز تاريک بود
.تا دهکده 15 کيلومتر راهه
،ما يه آمبولانس هم درخواست کرديم ...که از شامبري حرکت کرد و چون نزديکتره
.بايد تا الآن رسيده باشه
.من اوديل ژوو هستم
اگر فکر ميکنيد که من بازيکن .تنيس هستم کاملاً اشتباه ميکنيد
...اگر دوربين يه کم بره عقبتر
.فوراً متوجه ميشين
.برو، برو عقب
آهان، ديدين؟
.بذاريد اونجا بشينم
.نه، اينجا
.اين باشگاه تنيس رو من اداره ميکنم ...جايي که اهالي گرنوبل و مناطق اطراف
.براي استراحت به اينجا ميان
،اينجا همه همديگهرو ميشناسن .و من هم همهشون رو ميشناسم
.ماجرا از 6 ماه قبل آغاز شد
شايد شما بگين از 10 ...سال قبل شروع شده
.ولي در واقع از 6 ماه قبل آغاز شد
،گاهي اوقات يه خونه .عامل اصلي داستانه
،اين بار دو تا خونه هستن که .با يه راه باريک از هم جدا شدن
،اوّلي خونهي برنارد کودري ...32 ساله
،با همسرش آرلِت 28 ساله .و پسرشون توماس
،در اينجا اونها رو ميبينيم که .در مقابل يه عکاس ناشناس ايستادن
...در مورد خونهي دوم .حرفي براي گفتن نيست
« اجارهاي »
...همونطور که ميبينيد
.در آغاز داستان خالي از سکنه است
.سلام
حالت چطوره؟ حالت چطوره توماس؟
.آقا کوچولو
!سلام - !سلام -
کمک نميخواي؟
.نه ممنونم
شما خونه رو اجاره کردي؟
نه نه، من کارشناس آژانس .مسکن گرونوبل هستم
آقاي بوشارد .مستأجر جديد هستن
.فيليپ بوشارد
.برنارد کودري خوشوقتم .خوشوقتم
.يه تلفن بايد بزنم
،نه نه، تلفن نصب شده ولي خطّش .تا هفته ديگه وصل نميشه، شرمنده
.ميتوني از تلفن ما استفاده کني -
ايرادي نداره؟
!البته که نه. بفرماييد
.منتظر ميشم آقاي بوشارد
...در کل اگر چيزي نياز داشتي
رودرواسي نکن، باشه؟
.همينجاست
.بفرماييد تو
اينجا زندگي ميکني؟ - .خونهمون اينجاست -
.ممنونم خانوم
همسايهي جديدمونه؟ - .آره -
.هفتهي ديگه اسبابکشي ميکنه
با زنش؟
.شايد ازدواج نکرده باشه
.حلقهشو ديدم
.پس، دوتا همسايه جديد داريم
...معنيش اينه که
.بايد حواسمون جمع باشه
.عشقبازي تو سبزهها ممنوع
.فقط نبايد سروصدا کنيم
.نه نه نه، ديگه تو باغچه سکس نميکنيم
.نه نه نه، اينجوري بهتره
،هميشه پشتم رو سبزهها .خيس ميشه و سرما ميخورم
.متنفّرم! ديگه بسّه
...وايسا بيام توماس
آقا ميشه من چمدونُ ببرم؟
.حتماً توماس
.از اون طرف برو
کجا بذارم؟ -
.همينجا خوبه
!توماس
کجار رفته؟ - .خونه همسايه -
!توماس
.سلام آقا - .سلام خانوم -
مزاحمتون نيست؟ - .نه اصلاً. سرش گرمه -
توماس دوستت منتظره .باهم برين مدرسه
.اسم هردوشون توماسه .خنده داره
.خونه به هم ريختهس
.بفرماييد تو قبلاً خونه رو ديديد؟
.نه
.ما فقط از بيرون ديديم - .هنوز جمع و جور نکرديم
!اجازه بدين همسرمُ معرفي کنم
بيا پايين
مشکل خونههاي ...اجارهاي اينه که
مجبوريد اثاثيه رو يه جوري بچينيد .که به دکوراسيون خونه بياد
...ماتيلدا همسرم .آقا و خانوم کودري
.سلام - سلام -
.برناردم، سلام - .سلام -
.چراغ بيرون روشن بود
توماس هميشه .وسايلشُ سر راه ميريزه
.مثل سرخپوستهاي آريزونا
!بعضي از سرخپوستها - .بيا -
.وايسا
!لعنتي
بيدارش کردي؟
.نه نه نه .داره خرخر ميکنه
خوابه؟ - .آره -
.چراغهاي همسايه خاموشه
.از ما هم حتي زودتر ميخوابن
زن خلبانه خوشگل نيست؟
.خلبان نيست
.مراقب ترافيک پروازه
مراقب ترافيک پرواز؟
تو برج مراقبت فرودگاه .گرونوبل کار ميکنه
،اون هواپيماها رو هدايت ميکنه .منم قايقها رو هدايت ميکنم
زنش خوشگل نيست؟
.انگار با بقيه فرق داره
.فکر کنم اهل اينجا نيست
منظورت چيه؟
.مارو ببين ...اومديم اينجا زندگي کنيم
.به خاطر زمين، درختها، صخرهها
.همه چي طبيعيه
چرا اون زن اومده اينجا؟
.الو - برنارد؟ -
.ميدونم تنهايي ميتونيم حرف بزني؟
.هروقت بخواي
،نميخوام برات دردسر درست کنم .اگه منظورمُ بفهمي
به زنت چي گفتي؟ بهش گفتي منُ ميشناسي؟
تو چي؟ به شوهرت گفتي؟
.نه، ولي ميگم
.به من اعتماد داره .منُ درک ميکنه
.مسئول مراقبت پروازه
.خوشحال شدم
.ميبينمت
.گوشيُ نذار...وايسا .وايسا
.وايسادم -
من واقعاً تغيير کردم، نکردم؟
.نه، دقيقاً هموني که بودي، هستي
.خيلي بيرحمانه ميگي
.با برنامه نيومدم همسايهت بشم
فيليپ ميخواست خونه رو .بگيره و منُ سورپرايز کنه
...اگه از قبل اينُ ميدونستم
.يه جوري بهانه ميآوردم
ولي اتفاقي بود و .الآنم واقعاً خوشحالم
.بايد برم سر کار
.صبر کن برنارد
.از خودت حرف نزدي - .حرفي براي گفتن ندارم -
،شمارهمُ بهت ميدم .کاري داشتي زنگ بزن قلم،خودکار داري؟
.نه ندارم .قلم لازم ندارم
برنارد؟
برنارد؟
چي شده؟ خوابت نميبره؟
.گرسنهم بود
مگه شام نخوردي؟
.چرا
خب؟ - .هنوز گرسنمه -
چرا تو تاريکي نشستي؟
.چراغُ روشن ميکنم
چي شده برنارد؟
.نگراني - .نه نه نه -
...نه نه، ولي ميخوام بپرسم
...بيا يه دو هفته بريم مسافرت
.با توماس بريم، تا هشتم
.الآن که امکان نداره
.نميشه که توماس مدرسه نره
.بذار يه سيب بيارم
تازه، موعد رسيدگي .به ماليات آزمايشگاهه
.سرم خيلي شلوغه
.نه، نميتونيم بريم برنارد
بيا، سالمون نخور .بجاش سيب بخور
سالمون رو براي مهموناي .فرداشب نگه ميدارم
مهمون؟
.يادم رفت بهت بگم .همسايهمونُ براي شام دعوت کردم
هنوز نيومده دعوتشون کردي؟
.خب آره ديگه
.زنه خيلي جذابه خودتم ميدوني
.آه، نه
.فکر کردم خوشحال ميشي
...هنوزم .ميشه بذاريم يه وقت ديگه
.از نو برنامهريزي ميکنم
.نه نه .الآن ديگه ديره تغييرش بدي
...به هرحال
!گوش کن
.گربههان
.با هم دعوا ميکنن
.نه
.باهم عشقبازي ميکنن
!مثل وحشيا
.خدافظ کوچولو .خدافظ
برنارد؟ - .بله -
چه ساعتي خونهاي؟ - !8:00 -
.باشه
.آه، سلام
تازه از خواب بيدار شدي؟ - .بله -
.يادت نره سر راه سوپرمارکت بري
.نگران نباش - .يادت نره -
.نه نه يادم نميره
...کيفت
.ديرم شده
!برنارد، کيفت
ميري سر کار؟
.لعنتي درش قفل شد
!قفلش کردم
سوئيچ تو ماشينه؟
.از صندوق عقب برو تو
ميخواي کمک کنم؟
.يه لحظه صبر کن ببينم
.برو اونجا قفل رو باز کن
!بدو
.دکمه قرمزه رو فشار بده
،دستت درد نکنه .بيا بيرون ديگه ديرم شده
!بدو
!سوپرمارکت يادت نره .باشه ليست رو دارم
.امشب شام يادتون نره - .خدمت ميرسيم -
.بارانداز شماره 7
چرا خورشيدُ اينجوري دايره ميکشي؟
.نميدونم چرا برنارد نيومد
.بفرماييد - .آه مرسي -
!توماس
اذيتت ميکنه؟ - .نه اصلاً -
!مؤدب باش
...آقاي بوشارد
.نه منُ فيليپ صدا کن، فيليپ
فيليپ، شما چرا نميشينيد؟
.نه نه مرسي .سر کار به اندازه کافي ميشينم
.ببخشيد الآن برميگردم
.نمیدونم برنارد چي شده
.الآن ديگه بايد خونه باشه
،بعضي وقتا براي شاگردا جشن ميگيرن .ولي ديشب بود، نه امشب
،شنيدم شوهرتون .روی تانکرهاي نفتي کار ميکنه
.بله، مربّي قایقهای تانکر نفتيه .تانکرهاي سنگين
يه درياچه مصنوعي براي .تانکرهاي بزرگ ساختن
.براي کاپيتانها دورههاي بازآموزي ميذارن .برنارد مدلها رو بهشون آموزش ميده
مدل؟ مثل اسباببازي؟ - .نه. دقيقاً نه -
.مطمئناً اسباببازي نيستن
.مدلهاي کوچيکترن
.تو مقياس يک-چهارم ساخته شدن -
.تقريباً هم اندازه قايقهاي رودخونهاي -
.درسته .به کارش علاقه داره
!خودشه
.الو، بابا - .بدهش به من -
الو، برنارد؟
چي شده؟
.آه، نه چرا به من نگفتي؟
.برنارده، ميگه شما شروع کنيد .گير افتاده
.سعي کن حداقل براي دسر برسي شنيدي چي گفتم؟
.خيلي خُب
.برنارد عذرخواهي کرد .شامُ خودمون ميخوريم
.ميبينمت .هرچي سريعتر بيا
.حتماً، خداحافظ
ببينم، چرا نگفتي خونه نرفتي؟
نميتونم براي دروغايي که .پشت تلفن گفتي کمکت کنم
.خجالت بکش
.آره
.آره، دروغ گفتم
.گفتم سر کارم
.خودت ميدوني که من اهل دروغ نيستم - .خب سعي کردي متقاعدش کني -
.الآن ميتونم ازت باج بگيرم
.يالّا ديگه .يه بوربون برام بخر تا چيزي نگم
.حتماً، خانوم ژوو
.حتماً
چي ميخوري؟ - .ببينم اينجا چي پيدا ميشه -
.اول به شما سرويس ميدم - .بده دروغگوي عزيز -
...آه نه نه، صبر کن .بذار توضيح بدم
،يه زن و شوهر .خونهی بغلي مارو اجاره کردن
آرلت هم از فرصت استفاده کرد و .اونا رو براي شام دعوت کرد
از اونا خوشت نمياد؟ - .آه نه. ولي من ميگم يواش يواش -
.بايد اول بهشون عادت کنم
...رفت و آمده ديگه .امشب ما اونا رو دعوت ميکنيم .بعد اونا ما رو دعوت ميکنن
.تشريفات دست و پا گير
کارشون چيه؟ مرسي. به دل ميشينن؟
آره. مَرده مسئول مراقبت پروازه .تو برج مراقبت فرودگاه گرونوبله
.يه جورايي بيخيال و راحته
.مثل خيار خونسرده
زنه چي؟ - .زنه رو نميدونم -
.يه جورايي غمگین و افسردهس
ميدوني، از اون زنايي که واقعاً پيچيدهان؟
...تا حالا باهاشون برخورد نکردم
...حالا که خونه نميري یه چيزي بخوري
.با من بخور
.آه نه. نه نه خانوم ژوو
.امشب ديگه مشتري نمياد
.يه ساندويچ پنير خوبه - .مگه از رو جنازهم رد بشي آقا
.فقط يه ساندويچ - .تاسکباب گوساله رو باهم ميخوريم
.ولي اوّل، غذاي بنيتو رو بدم
.اووه، خانوم ژوو
چيزيت نشد؟
.کمک کن بلند شَم
.خوب شد
پاي مصنوعيم بعضي مردا رو ...حالي به حالي ميکنه
چندروز پيش يه مرده تو خيابون .چند ساعت دنبالم ميومد
،از خيابون ردشدم ...مسيرمُ عوض کردم
،بالاخره وقتي به من رسيد .نتونستم از دستش خلاص بشم
.حدس ميزنم...فِتيشيست بود - .برام عجيب نيست
.يه فيلم دربارهشون ديدهم
يه زني بود که ميترسيد .يه مرد بغلش کنه
.نميتونست تحمّل کنه
.اصلاً نميتونست
مرده براي اين که دل زنه رو .بدست بياره، دستشُ بريد
هردوتا دستشُ؟ - .مطمئن نيستم يکي بود يا هردوتاش -
به هرحال طرف به خاطر .عشق اين کارُ کرد
.خب منم به خاطر عشق کردم
واسه عشق؟
واسه عشق؟
.تا حالا فکر ميکردم حادثه بوده
."به عبارتي "حادثه
علامت نقل قولشُ !فراموش نکن جوون
چي شنيدي؟
.شنيدم از طبقه نهم افتادي
.طبقه هشتم
شانس آوردي که رو سقف .شيشهاي پاسيو افتادي
،آره شانس آوردم .زيرش يه کارگاه بود
،اگه اون سقف پاسيو نبود .الآن اينجا نبودم
.خيلي از اون حادثه ميگذره
.سال بعدش 20 سالم ميشد
.زمان انقلاب الجزيره بود
،الآن ميتونم بهت راستشُ بگم .چون که دوستت دارم
.سقوط نکردم
...مثل يه کيسه گوني !خودمُ از پنجره پرت کردم پايين
!شجاعت ميخواد
!خودتُ نزن به اون راه
،شجاع نبودم .فقط درمونده بودم
.ديوانه وار عاشق بودم و درمونده
منُ ول کرد و رفت .کالدونياي جديد
...هنوز مثل احمقا اميدوار بودم
،بعد شنيدم که ازدواج کرده .اين کاري بود که کرد
،وقتي فهميد چه کار کردي چي گفت؟
.کاري کردم که نفهمه .ايجوري بهتر بود
...درسته
...مردا
مردا دوست ندارن .اين چيزارو بشنون
.حق دارن
.گفتم که داستانم غمانگيزه
.ولي مصیبت نيست
:اون آهنگ پياف رو گوش دادي که ميگه " .به جهنّم! پشيمون نيستم "
الو؟
کجا رفتي؟ - .نه نه، دارم گوش ميدم خانوم ژوو - .دارم گوش ميدم
.خوشحالم که تشريف آوردين
.بازم شرمندهم که برنارد نبود
.مهم نيست، خوش گذشت
.خيلي خوش گذشت .دفعهي بعد، منزل ما
.حتماً - .خداحافظ -
.شب به خير ماتيلدا - .شب به خير آرلت -
.شب به خير - .شب به خير فيليپ -
چطوري؟
ايرادي نداره با هم بريم؟
تو رو نميدونم ولي ديشب .شام خوبي خوردم
.زنت غذاي خوشمزهاي پخته بود
معلومه که راجع به تو هم .خيلي حرف زديم
ماشينت تو پارکينگه؟ - .گوش کن -
:بذار رُک بهت بگم زنم بدون اين که به من بگه .شما رو دعوت کرد
...شايد
.ولي ما همسايهايم
.همسايه تو يه دهکده کوچيک
...گذشته از اينها
ما دیگه بزرگ شديم، درسته؟
.پسر کوچولوت خيلي نازه برنارد
.شبيه خودته
.حتماً خوشبختي - .آره هستم -
،منظورم اينه که خوشبخت بودم .تا اين که تو پيدات شد
.بايد با هم صحبت کنيم برنارد
.واجبه
گوش کن، نميخوام تو .احساس گناه کني
ولي فراموش نکن که زندگي رو .براي من جهنّم کردي
.رفتي، بعد برگشتي
.نتونستي منُ تحمّل کني
يه هفته بعد، بدون من .نتونستي زندگي کني
وقتي بالاخره به اعصابم ...مسلّط شدم که تو رو ترک کنم
،يا بايد ترکت ميکردم .يا اين که ديوونه ميشدم
...به هرحال گذشته
پس نميتونيم با هم دوست باشيم؟
.چرا
.آره، حق با توئه .حق با توئه
،پشيمونم از اين که تو رو اذيت کردم .همونقدر که تو منُ اذيت کردي
.خوشحالم ميبينم الآن خوشبختي
.بهتر شد
هفته بعد من و فيليپ، شما رو .براي شام دعوت ميکنيم
.البته با آرلت - .آره -
قول ميدي ما رو قال نذاري؟
قول ميدي؟
.قول ميدم
.سنگ هم از آسمون بباره ميام
براي خداحافظي نميبوسي؟ - .چرا -
.يه خواهش ديگه
.گاهي وقتا اسمم رو بگو
قبلاًها، هميشه وقتي .عصباني ميشدي ميگفتم
براي اين که هيچوقت .منُ ماتيلدا صدا نميکردي
.شايد اسمم يادت نميومد
...ماتيلدا
ميتوني رانندگي کني؟
.چشمت فقط به توپ باشه
.با دقت نگاه کن
.مامانته
خوبي؟
اومدي توماس؟
!چه موهاي قشنگي .نميتونم دست نزنم
.مخصوصاً اين که تيرهان .موي بلوند زياده
تو باشگاه رو ميگي يا کلاً؟
.هردو ...هم تو سينما هم تلويزيون
،مخصوصاً تو آگهيها .تأثير زيادي داره
!بفرماييد اينجا - .سلام اوديل -
.سلام
تا اينجا رانندگي کردي؟ - .بله -
تمام روز رو هستي؟ - .بله آخر هفته رو اينجاييم -
.يه اتاق تو پرگولا گرفتم - زده به سرت؟ -
همین الآن يه زنگ بزن پرگولا .کنسلش کن
.مهمون افتخاري خودمي
.چَشم. ژان لوک .یه تلفن بايد بزنم
.اون پسره رو ميپرستمش .بدون اون هيچ کاري نميتونم بکنم
،به اندازه وزنش طلا .ارزش داره
.خيلي بهش مديونم
آه ببخشيد، يادم رفت .شما رو معرفي کنم
.اسمت رو نپرسيدم - .اسمم ماتيلدا بوشارده -
اسم شوهرم فيليپه و .همسايه برنارد هستيم
.آآآآه...البته
.حالا متوچه شدم
به نظر من، بهت نمياد .که دردسرساز باشي
منظورتون؟
!هي فيليپ
رولاند، خودتي؟
.با ريش بودي نشناختمت - .پيرتر هم شدم -
چند وقت گذشته؟ چهار سال؟ - .فکر کنم پنج سال -
.خيلي عاليه. ماتيلدا بيا
بيا رولاند دوگه رو .بهت معرفي کنم
تو رالي کورسيکا هم گروه بوديم
...بدون اون شک داشتم که
.ايشون ماتيلدائه - .خوشوقتم دوشيزه -
.بانو - .ايشون همسرمه، ازدواج کرديم -
.پس بايد بهتون تبريک بگم
.به ماتيلدا قول دادم بازي کنيم - .نه، فيليپ -
.همينجا بمون به دوستت برس .من ميرم تمرين ميکنم
سخت نيست انتشارات محلي باشي؟
،آه نه. سختيهايي داره .ولي به امتيازاتش ميارزه
.از طرفي نميتونم پاريس رو تحمّل کنم - .منُ به اسم کوچيک صدا کن -
.البته. هميشه با اسم کوچيک صدا ميکرديم .من هميشه خيلي رسمي برخورد ميکنم
.ماتيلدا زن زيباييه
.ولي قيافهش به فرانسويها نميخوره .بيشتر به شبيه ايتالياييهاست
.نه نه، فرانسويه .اهل جنوبه
،به محض اين که ديدمش .فهميدم زن جدّي و کمک حال منه
در واقع من هيچوقت ..."دنبال زن "ايده آل
.يا هر زن ديگهاي، نرفتم
،ولي وقتي ماتيلدا رو ديدم .به نظرم قسمت بود
،اگه بخوام روراست باشم :چيزي که واقعاً فکر ميکردم
" اون آخرين شانس من " " براي خوشبخت بودنه "
خانوم ژوو؟
ببخشيد آقا، خانوم ژوو؟ - .اون طرف -
.دنبال خانوم ژوو ميگردم
از اون پيشخدمتي .که اونجاست بپرس
.مرسي
ببخشيد، خانوم ژوو کجا هستن؟
خانوم ژوو؟
.مرسي
چي شده خانوم ژوو؟ کمکي از دست من برمياد؟
.نه نه
.ممنونم برنارد .لطف داري. مزاحمت نميشم
نه نه، آخه ديدم .يه دفعه ناراحت شدي
،آره. يه تلگراف به دستم رسيد .يه تلگراف ناجور
ولي وانمود کردم که .انگار اتفاقي نيفتاده .حالا برو
.ميخوام کمکت کنم - .نه تنهام بذار. برو -
.ميتوني به من اعتماد کني - .ميدونم -
.فيليپ گفت کتاب کودک مينويسي - .اون هميشه منُ بالا میبره -
نه نه نه.اون ميگه استعدادشو داري .ولي اعتماد به نفست کمه
.دليل دارم
چندتا داستان نوشتم و .نقّاشي کردم، ولي من تازهکارم
.من به کارت علاقمندم .دنبال کتابهاي کوچيک برای چاپ ميگردم
چه نوع نقّاشهايي هستن؟ تمام صفحه؟
،نه نه. همهشون حاشيه دارن .با 2 يا 3 خط توضيح
،من با جوهر و رنگ کار ميکنم .ولي بيشتر از 4 رنگ استفاده نميکنم
.براي رعايت فرآيند چاپ 4 رنگ
شما به اين ميگي مبتدي بودن؟
نه. من مدت 3 ماه تو مجلّه اوکاپي بچهها کار ميکردم، که البته مربوط .به سالها قبل ميشه
،به دليل بيماري .مجبور شدم رهاش کنم
تکنيکهاي چاپ .به سرعت در حال تغييرن
،تکنيکها ممکه تغيير کنن .ولي ما به داستانهاي خوب نياز داريم
.واقعاً دلم ميخواد کارهاتُ ببينم
.برنارد امروز همبازي نداشتي ميخواي بازي کنيم؟
.نميتونم .فکر کنم به مچم صدمه زدم
هيچوقت برات ساده نبوده، بوده؟
!مواظب باش
!مواظب ماشين باش
!ماشینمُ ببين
.الو منم
.گوش کن برنارد، فردا ساعت 6:00 ميبينمت
.خيابون ايستگاه 37
،يادت نره، خيابون ايستگاه 37 .ساعت 6:00 بعدازظهر
.سلام خانوم، تلفني رزرو کردم .به نام برنارد کودري
.صحيح. اتاق 18
،يه نفر منتظرتون بود .کليد رو برداشت رفت تو اتاق
ببخشيد. ممنونم. طبقه دوم؟
آقا...؟
.اينجاست
.بفرماييد تو آقا
!چه ريخت و پاشي
هميشه عادت داشتي .يکي مثل اينُ بپوشي
.نه، اون کوتاهتر بود - .پس کوچيکتر بودي -
!نه، احمق جون .طرحهاش کوتاهتر بودن
شرط ميبندم يادت نيست بار اول .چه جوري همديگه رو ديديم
.معلومه که يادمه
تو اون مهموني بچهها .که مادرخوندهت گرفته بود
.از تو باغ ديدمت که تو خونه بودي
.از پشت پنجره
.براي بچهها ساندويچ درست ميکردي
...براي همين بود که
!من فوراً عاشقت شدم
،بعد براي اين که ...بهم بگي عاشقم شدي
.تصميم گرفتي مست و پاتیل بشی
" گفتي: " من مست نيستم ماتيلدا
" .با دلیل بهت ثابت میکنم "
...همينطور دليل پشت دليل آوردي
:با خودم فکر ميکردم " چرا من رو نميبوسه؟ "
.آروم باش
.صورتمُ نوازش کن
.صبر کن
.صبر ميکنم
اين چيه؟
!چه کار بيمعنياي
.سرت به کار خودت باشه دوست من
.من دوست تو نيستم .من عاشق توام
.عاشق سابقت
عاشق سابق من فکر ميکرد ...ستون فقرات داره
.ولي درواقع فقط يه پوست داشت
،وقتي هم که سوراخ شد .از ماتيلدا متنفّر شد
،حق با توئه ...واقعاً ازت متنفّر شدم
.يه مدت طولاني
.عميقاً
.ولي بيشتر نه
.من تغيير کردم، خودت ميدوني
.آره، تغيير کردي
.بيموقع بود
،اگه الآن همديگهرو ميديديم .شايد بهتر بود
.خب، الآنم پيش همديگهايم
.قابل مقایسه نیست
.قابل مقایسه نیست
.الآن حتي خوشگلتر هم شدي
.باور کن
.هردومون خيلي جوون بوديم
.ولي الآن همديگه رو درک ميکنيم .باور کن
...نميفهمم .سعي هم نميکنم بفهمم
.ما عاشق همديگه بوديم - .نه من عاشق تو بودم -
.تو فقط عاشق بودي .با هم فرق دارن
.تو خيلي مردّد بودي .هميشه به من شک داشتي
:معلومه! تو ميگفتي " دوستت دارم براي اين که من دوستت دارم "
خب؟ کافي نبود؟
و شما، همیشه چشمت .دنبال زنها بود...آقا
،يه مدت طولاني .به زنها فکر ميکردم
حالا چي؟
...خب
.بعضي وقتها
.با من مهربونتر بودي
.تو هم همينطور
.صبر کن
.صبر کن
.صبر ميکنم
.انگار گردباد اومده
.موهات به هم ريخته
.نريخته
فقط ميخواستم .دوباره ژستت رو ببينم
.اولين بارم همين کارُ کردي
: با خودم ميگفتم " ...اگه از من بخواد باهاش بخوابم "
" .باهاش ميخوابم "
.ميخوام اتاقُ يه ماه اجاره کنم
چرا؟ هروقت بخوايم که .ميتونيم بياييم
نميخوام کساي ديگه .رو تختمون عشقبازي کنن
هواپيماي شماره 323 .به پيچ به راست
.B1 پارکينگ
آقاي بوشارد، پايين .يه ملاقاتي داري
.B1 هدايتش کردم پارکينگ
.خانوم ژوو پرواز داره .گفتم اينُ بدم به شما بدين به ماتيلدا
چي هست؟ - .خودش ميدونه -
بهش بگو منُ ميتونه .تو باشگاه تنيس پيدا کنه
اوديل ازم خواست در غيابش .مواظب همه چيز باشم
باور ميکني يا نه، اوديل .يه چند روزي گرونوبل رو ترک ميکنه
.مواظب ماتيلدا باش
.حرف نمیزنم، واقعاً ازت ميخوام .مواظب ماتيلدا باش
.حتماً
.تو پاريس خوش بگذره
بايد برگردم و هواپيماتون .رو هدايت کنم
مسئوليت بلند شدن ما با شماست؟
.لطفاً آکروباتبازي نکن
براي حبابهای گفتگو هم .فضا گذاشتي
شرط ميبندم حتي متنهاش .رو هم از قبل جور کردي
.آره کردم
...آه..اينجا بايد
.آقاي رولاند .ببخشيد
،اون آقايي که کنار بار ايستاده .اصرار داره خانوم ژوو رو ببينه
،بهشون گفتم خانوم ژوو رفتن سفر .ولي حرفم رو باور نميکنه
.امروز صبح هم اومده بود - امروز صبح؟ - .بله - .يه دقيقه صبر کن -
امروز صبح که در باشگاه رو .باز کرديم وايساده بود
.انگار منتظر چيزی بود
.واقعاً عجيبه
...اون يارو اونجا
.نه، برنگرد ماتيلدا
ادّعا ميکنه از کالدونياي ...جديد تا اينجا کوبيده اومده
.اومده اوديل ژوو رو ببينه...
واقعاً؟ کالدونياي جديد؟
يه تلگرام فرستاده که .ورودشُ به اوديل خبر بده
.باور نميکنه اوديل همون روز رفته
!داره ميره
.يه کم توتفرنگي ميخوام - .از خودت پذيرايي کن -
کسي قهوه ميخواد؟ - .نه مرسي، هيچوقت شبها نميخورم -
.سه تا قهوه - .منم بدون کافئين دوست ندارم -
.شکر يادت نره - .بيا، بيا -
.فردا ساعت 6:00 تو هتل - .نه -
ما هيچوقت فرصت .حرف زدن نداشتيم
.گفتم نه
برنارد ميشه فنجونها رو بياري؟ - ميشه من تميز کنم؟ -
.قهوه آمادهس
.بريم اون طرف بشينيم
.اون طرف - .مرسي -
.بفرماييد
.از آخرين بار که ديديم همه چي رو تغيير دادين - .آره، يه کوچولو -
.دکور شومينه خيلي قشنگه
.يه کم زیادی حجيمه
.فکر نميکنم
.مرسي...مرسي
.قند
اين چيه؟
.يه هديه براي تو
هديه برای من؟
.بايد صبر ميکردم بعداً بهت ميدادم - .تولدته؟ بايد بهمون ميگفتي -
.سالگرد تولّدم که نيست - .نه نه. اين کادوي جداييه -
جدايي؟ - .سه روز ميرم مسافرت -
.ماتيلدا با من نمياد .ميگه خونه هنوز سر و سامون نگرفته .ميخواد وسايلُ جابجا کنه
!شايد پيانو رو ببره طبقه بالا .خدا بهمون رحم کنه
چرا بازش نميکني؟ - .دارم ضعف ميکنم -
.فکر کنم بتونم حدس بزنم
داشتيم ويترين مغازهها رو ميديديم .که ماتيلدا عاشق اون لباس شد
.تشويقش کردم بره تو و بپوشه .اونم پوشيد
.منم ديدم اصلاً اونُ نميشه پوشيد .مخصوصاً تو جمع
.آه نه، خيلي قشنگه .اصلاً هم زننده نيست
...نه، اينجوري نگاهش نکن، آخه
،بپوشش خُب .سه نفري نظر ميديم
.فکر خوبيه، بپوشش - .الآن؟ نه نه -
.بپوش ديگه
ميخواي کمکت کنم؟ - .باشه -
.منم باهات ميام
.بريم بالا - .باشه -
.بريم اين تو
برام تعجبآوره صداي .خندهي ماتيلدا رو ميشنوم
...زماني که ماتيلدا رو ديدم
به همين زيبايي امروز بود .ولي هيچوقت نميخنديد
.حداکثر يه لبخند کمرنگ ميزد
.ولي الآن حالش خوبه .تازه طلاق گرفته
طلاق گرفته؟
،بله، يه طلاق با عجله .بعد از يه ازدواج با عجله
چي شده؟ شنيده بودي؟
.انگار از تو خيابون صدا مياد
هميشه از اين اتّفاقا ميفته؟
،گاهي وقتها .زماني که يه خونهاي خاليه
وقتي از خونه بيرون ميرين .بهتره چراغها رو روشن بذارين
.محشره، خيلي بهت مياد ...بدن نماييش خيلي
.عاليه، ميدونستم - .ديدي بهت گفتم -
.خيلي قشنگه
.فکر نميکنم لباس زنندهاي باشه
ولي ماتيلدا موقعي که شما نيستي ميپوشه؟
ماتيلدا هر وقت، هر کجا و با .هرکسي خواست ميتونه بپوشه
.مو شوهر اسپانيايي متعصّب نيستم
فنجونها رو کمک ميکني برنارد؟
...شما بوتيک جديده رو ميشناسيد
.فردا ساعت 6:00 ميبينمت .منتظرتم
.سلام خانوم
کليد اتاق 18 کجاست؟
.امروز شما نفر اول نيستي .يه نفر منتظرتونه
.مرسي
چي شده؟
.بيا تو
.بيا
.بيا
...گوش کن برنارد
.ميخواستي حرف بزنيم
.ميتونيم پايين حرف بزنيم
.نه، بريم تو اتاق صحبت کنيم - .نه، خيلي خوب ميشناسمت برنارد -
.خودمُ هم ميشناسم
.فيليپ رفته مسافرت
دلم نميخواد از نبودنش .سوءاستفاده کنم
.برم چندتا قند بگيرم عزيزم
قند کجاست؟ - دنبال چيزي ميگردين؟ -
.نه نه نه .اونجا قند هست. مرسي
.ميشه بردارم؟...مرسي - .خواهش ميکنم آقا -
موضوع اون ازدواج چيه؟
.منظورم قبل از فيليپه
بعد از اين که منُ ترک کردي ازدواج کردي؟
...آره، براي اين که ذهنم رو آزاد کنم و
.فراموشت کنم...
،تو بدجور به من صدمه زدي منم قسم خوردم با اولين کسي .که درخواست بده ازدواج کنم
.با اون پاتريک احمق - تو با يه احمق ازدواج کردي؟ -
.آره...يه احمق خوشبخت
،روز قبل از ازدواجمون ...ميدونستم که دارم اشتباه ميکنم
.ولي مجبور بودم
مثل اون داستانهايي :که توش مرده ميگه
" .با اولين زني که قدم بذاره تو، ازدواج ميکنم "
...اولش فوراً ميخواستم طلاق بگيرم
،ولي اون منُ به مادرش .خواهراش معرّفي کرد
حس کردم يه جورايي .پذيرفتهم، گير افتادم
شيش ماه طول کشيد .تا خودمُ خلاص کنم
،بعد از اون، براي خودم زندگي کردم .تا 2 سال پيش
.زماني که فيليپ رو ديدم
.اون مصمّم بود
.صبور بود و...جذّاب
ميدونست چطور صبر کنه و .اعتماد منُ به دست بياره
.تو هم عاشق جذّابيتش شدي
.چند روز پيش راجع به تو حرف ميزديم
،شوهرت دوستت داره .واقعاً دوستت داره
.يه چيزي گفت که منُ ناراحت کرد
" ماتيلدا به خاطر فراموش کردن يه رابطه " " .عاشقانه فجیع، با عجله ازدواج کرد"
،با دقت گوش بده " .با يه مرد زورگو که جنون داشت ازدواج کرد "
.خیلی خُب
اون آدم زورگو و دیوونه، منم؟
تو اينجوري راجع به من حرف زدي؟
آه...اون خلاصهش کرده و .همه چي رو باهم قاطي کرده
.خلاصهش کرده
"...خلاصه"
.گوش کن ماتيلدا
.بيا فراموشش کنيم
.به من گوش بده، منُ نگاه کن
چرا اين حرفا رو دور نريزيم و از اینجا دور نشیم؟
.ميدونم که ميتونيم خوشبخت بشيم
...هشت سال پيش اون موقع هم...ميدونستي؟
.ديوانهوار دوستت داشتم
.ميپرستيدمت
ولي ترجيح ميدادم بميرم .تا اين که نشونت بدم
چرا چيزي نگفتي؟
...زماني که حامله بودم چرا بچه رو نميخواستي؟
!خودت گفتی امکان نداره، تو
...تو گفتي اشتباه بوده .بايد صبر کنيم
.اميدوار بودم با من مخالفت کني
،تو دلت بچه ميخواست ...ولي نه از من
،به خاطر همين هم .از يه زن ديگه بچه دار شدی
...نه، ميدوني
.بهتره ديگه همديگه رو نبينيم
.منُ ببر خونه - .نه ماتيلدا -
.دستمال ندارم
تو دستمال داري؟ - .آره -
.صبرکن...کثيفه
.مهم نيست .بده به من
بهتر شدي؟ .ديگه گريه نميکني
.دستمالتُ بگير .حالا ديگه واقعاً کثيفه
.مرسي عزيزم - درست شنيدم؟ -
.آره، گفتم عزيزم .هنوزم محبوب مني
.حتي اگر نخواي باشي
...عزيزم
.نه
...ببين برنارد
،منم لذّت بردم .ولي آخرين بار بود
برنارد...کجايي؟ .شام حاضره
.اگه سوپت داغه، فوتش کن
زياد داغ نيست؟ نه؟
فوت کردي؟ - .ساکت، نميشنوم -
چي رو ميخواي بشنوي؟ .صداي موتور ماشينه
مدرسه چطور بود؟ - .سرده. ژاکتم رو ميبرم -
.تو اتاق نشيمنه .اونجا ديدمش
.همهي سوپمُ خوردم
.مثل يه پسر آقا
،اينجا نيست .بالا رو ميگردم
جدّي؟
.دو ساعت مرخّصي ميگيرم - .چي شده -
مريضي؟ - .نه نه، خوبم -
.مريض نيستم ولي نميتونم بموم .يکي رو جاي من بذار
.سلام خانوم - .سلام آقاي کودري -
.امروز انتظار نداشتم بياييد .اتاق 18 اشغاله
.يه اتاق ديگه بهت ميدم
خوبه. ميتونم يه زنگ بزنم؟ - .بيا پشت پيشخوان -
اين تو؟ - .بله -
الو؟ - .الو، منم -
کجايي؟ - .تو هتل -
تو هتل؟ - .آره، هتلمون -
اونجا چي کار ميکني؟
،داشتم رانندگي ميکردم ...بعد فکر کردم
.گوش کن ماتيلدا، بيا هتل - .نميتونم -
.بيا اينجا منُ ببين
يادت مياد تو ماشين چي گفتي؟ - .هرطور شده بيا
.واقعاً نميتونم - نميتوني يا نمياي؟ -
.هيچکدوم
گوش کن برنارد، موقعي که که بحثمون .ميشه تو هيچوقت گوش نميکني
!ما بحثي نداريم
!هيچوقت براي حرف زدن وقت کافي نداشتيم امشب چطوره؟
.امشب نميتونم - شوهرت برگشته؟ -
نه، چطور مگه؟ - ديشب کجا بودي؟ -
...ديشب؟ ...وايسا
.ديشب رفتم بيرون رو کتابم کار ميکردم
انتظار داري باور کنم که شب رو کتابت کار ميکني؟
.شب نبود، سر شب بود - .به من دروغ نگو -
.ساعت 8:12 دقيقه چراغت روشن بود
.ساعت 8:20 دقيقه با ماشين رفتي
...ساعت 00:15 ، ماشينت
...ديشب...نقّاشيهامو .به رولاند...نشون ميدادم
...برنارد هنوز اونجايي؟
چرا جواب نميدي؟
!تو نبايد به رولاند حسادت کني .اون توجّهي به زنها نداره
.باور نميکنم - چي رو باور نميکني؟ -
.يه کلمه از داستانت رو
.برام مهم نيست حرفمُ باور ميکني يا نه .ديگه نميخوام ببينمت
.تو منُ ميترسوني
.ميخوام توضيح بدي
الآنم تو رو ميترسونم؟
.مهم نيست برنارد .اون حرفا رو از رو عصبانيت زدم
تلفن رو قطع کردي، چون عصباني بودي؟
.قطع کردم چون که به من توهين کردي
طوري رفتار ميکني که انگار .من دزدمُ تو هم پليسي
،اينطوري نميتونيم حرف بزنيم .بيا تو
.راست ميگي
.حق با توئه
.مشکل ما يا همه چيزه يا هيچ چيز
.بگير بشين - .خيلي خستهم. اگه بشينم خوابم ميبره -
...يه چيز ديگه
چي؟
چي کار کردم؟
.از دروغ گفتن بيزارم
،از وقتي همديگه رو ديديم .با يه دروغ زندگي ميکنم
،بايد همه چي رو به فيليپ بگم .ولي نميتونم
.گوش کن، منم نميتونم .منم مثل تو ميتونم
.اينطوري نميتونيم ادامه بديم
.هفته ديگه من و فيليپ ميريم مسافرت
به خاطر همين .نميتونستم تو هتل ببينمت
يادت مياد 8 سال پيش چي گفتي؟
از شنيدنش احساس .بيچارگي ميکردم
" ...عشقبازي بايد يک آغاز، يک وسط "
" .و يک پايان داشته باشه "
.حقيقته - .حق با توئه -
.کاملاً...کاملاً حق با توئه
.جلوي خودمُ ميگيرم .از اين به بعد درست رفتار ميکنم
...فقط با هم دوست باشيم .مثل سابق
مثل سابق؟
سابق چي؟
.بايد برم خونه
...بايد برم
اگه آرلت تو رو ببينه چي؟
...بهش ميگم - .بگو فريزر رو برام تعمير کردي -
...آره. همينُ ميگم...نه نه
.ميگم حالم بهتره .دوباره نفس ميکشم
.دارم نفس ميکشم
!آه، توماس کوچولو .الآن هولت ميدم
آه...خيالبافي ميکني، هان؟
داري چي کار ميکني؟ - .براي امشب، غذا ميپزم -
.نه نه نه .براي امشب شام نميپزي
.زنگ بزن پرستار بچه بياد .امشب ميريم بيرون
...سينما، رستوران .امشبُ جشن ميگيريم
.قهوه معمولي و بدون کافئين .مرسي
،ميدوني برنارد .خوشحالم ميبينم راحتي
.من هميشه راحتم
!هميشه
تازگيا به خودت توجه کردي؟
...ميدوني
.احساس کردم نياز داري تنها باشي
درحقيقت، منظورم اين بود که .با توماس بريم مادرمُ ببينيم
.به تو هم وقت استراحت بديم - .نه، البته که نه -
...نه، هرچه زودتر
.دلم ميخواد سهتايي يه تعطيلات واقعي بريم
!براي استراحت
.ببين کي اينجاست
!شمام اينجاييد - .آره، اومديم شهر -
حالت چطوره؟ - مسافرت چطور بود؟ -
:چندين سال بود پاريس نرفته بودم .واقعاً جهنّمه
.مردم همه خُل و چِلَن
،من کنارت ميشينم .اينجوري خانوم ژوو رو هم ميبينم
.بیاندازه شرمندهام .سرآشپز رفته خونه
.ايرادي نداره. دو تا سالاد بيار - .خوبه، همونُ بيار -
.آروم و قرار نداره
.دائم سَرَک ميکشه
...مسافرايي که ميان يا خارج ميشن
،تا يه ساک و چمدون ميبينه .حالش عوض ميشه
امشبُ اومدين گردش؟
.رفتيم سينما
کدوم فيلم؟ - ."مرگ پرسه ميزند" -
.در مورد يه قاتله - .فکر کنم ديدم -
.يه شوهر حسود که به زنش شک داره - .به ناحق. در حالي که زنش کاملاً وفاداره -
،هرچي تو بگي! به هرحال ....يارو جوونه که عاشق زنه بوده
.شوهره رو ميکشه
...اشتباه ميگي برنارد !نميکشتش
شوهره خودکشي ميکنه و طوري .صحنه سازي ميکنه که قتل به نظر برسه
!آره ديدم .يارو خيلي باهوشه
.شوهره کارد رو ميذاره بالاي لولاي در
.درسته .آره...آره...آره
خودشو با کارد ميزنه و چون ...کارد ميفته تو اون يکي اتاق
.ميدونست که زنش متّهم به قتل ميشه
مطمئنيد؟ - .البته که مطمئنيم -
،کارد تو يه اتاق بود .جسد تو يه اتاق ديگه
.يه خودکشي بود که به نظر ميومد قتله
.آخر فيلم توضيح ميداد مگه گوش ندادي؟
.چرا چرا - ....حواست به قايقهات بوده -
.با چشماي باز خوابش برده بود
،حالا که حرفهاي شدي .يه تخته-رسم لازم داري
.رولان يه جا رو آدرس داد .فردا يه دونه برات ميگيرم
.نه نه مرسي .خودم ميرم ميگيرم
آه...اگه موهاشُ بلوند ميکشيدي .شبيه پسر همسايهمون ميشد
.خُب، مال من موهاش مشکيه
.عکسها چيزاي جالبيَن
.من مال تو رو به مال خودم ترجيح ميدم
:من اينجوري مرتبشون کردم ...اول عکسهاي خانوادگي
...دبيرستان، دانشکده
.هرکدومشون منُ به تو نزديکتر ميکنه
...ببينم ماتيلدا
تو و برنارد همديگه رو ميشناختين؟
.نگاه کن
...راست ميگي .انگار خودشه
.فقط يه بار ديدمش .همون روزي که اين عکس رو گرفتيم
يادم مياد دخترعموم .کشته مردهش بود
.عکسش اينجاست
برنارد هم اونُ دوست داشت؟
پس چرا با هم ازدواج نکردن؟
.عموم عاشق دخترعموم، ژاکلين بود
،سابقه آقاي برنارد رو بررسي کرد
...بعد به دخترش گفت
"...هرکاري دوست داري بکن"
"...ولي به نظر ميرسه اين پسره"
"...به دست آوردنش راحته...ولي "
" .نگهداشتنش غيرممکنه "
منُ دوست داري؟
حمايتم ميکني؟
.بيا توماس...تو عکس باشي
.ماتيلدا، برو وايسا تو عکس باشي
.بچسب به برنارد
ميبيني ميشه باهم دوست باشيم؟
.تو باور نميکردي
!لبخند
ميشه لطفاً به من توجه کنيد؟
.نگران نباش سخنراني نميکنم
فقط ميخوام علت دعوت شما .به اين مهموني رو توضيح بدم
تا 2 ساعت ديگه من .و ماتيلدا ميريم مسافرت
،البته از قبل خبر داشتيد ...که ميخوايم بريم سفر ولي
.نميدونستيد سفر...ماه عسل
،از اونجا که ما ازدواج کرديم و ...اينجا ساکن شديم
...هيچوقت فرصت نکرديم
...بريم ماه عسل که ديگه
.رسماً زن و شوهر باشيم
به خاطر همين هم اين .مهموني رو ترتيب داديم
...واقاً فوقالعادهس
.مثل دوتا پرنده عاشقن
.هواپيماشون ساعت 6:00 پرواز ميکنه
.تا فرودگاه ميرسونمشون
.بفرما اوديل - .مرسي -
.از پا افتادم - .بشين رو صندلي من -
.نه نه. شما بشين
.رو پاي شما ميشينم
.نگاه کن ماتيلدا .تو اين عکسا چقدر قشنگ افتادي
.برنارد مثل افسردهها افتاده - .آره -
ميخوام يه عکس از تو و فيليپ .بندازم ولي نميدونم کجاست
.اون طرفه ميرم ميارمش
.نه، عکس نگير نيکول .کمک کن اين لباس رو بدوزيم
.بيا
ميخواي کمکت کنم؟ - .نه نه، نيکول هست -
...بايد دور خودم ميپيچيدمش .ولي اصلاً فکرشُ نميکردم
.ببخشيد
.ماتيلدا، تلفن با شما کار داره
من؟ - .آره -
الو؟
...کسي پشت خط نيست
.چرا، منم
.ميخوام ببينمت. تنهايي .بعداً بيا هتل ببينمت
.امکان نداره
.پس بريم تو ماشين من .بايد باهات حرف بزنم
،هميشه همينُ ميگي .ولي بعدش حرفي نداريم بزنيم
.چيز زيادي ازت نميخوام .ما هيچوقت براي حرف زدن وقت نداشتيم
.صداتو بيار پايين - !دلم بخواد داد ميزنم -
!بلند داد ميزنم
...من فقط ...نميخوام امشب...با فيليپ بري
.حداقل چند روز سفرتُ عقب بنداز .خواهش ميکنم
!حرف مهمّي دارم که بايد بهت بگم - .ولم کن. زده به سرت ديوونه شدي
!تو يکي...برو گمشو
.ولم کن! ديوونه شدي .ولم کن
.ولم کن
!کُفر منُ در مياري
!بذار ببوسمت
!ماتيلدا
.ديوونه شده
!ولم کن
از دستم عصباني هستي، آره؟
ازم متنفّري؟
.نه عصباني نيستم .متنفّر هم نيستم
تو همچين وضعيتي .حتماً خيلي عذاب کشيدي
... ولي نميتونم حسادت کنم
...حسادت به اون، به تو
مخصوصاً به رنجي که .تحمّل میکنی
...چرا برنارد
...اونقدر به من اعتماد نداري
.که بگي منم بدونم -
چي رو بگم؟
چي رو بايد بهت بگم؟
...آرلت، همسايه جديدمون "
".زنيه که 8 سال پيش زندگي منُ به باد داد
واسه چي؟
.بعد از 8 سال، فکر ميکردم فراموشش کردم
...وقتي همسايه ما شدن
.فکر نميکردم دائم همديگه رو ببينيم
ميدوني برنارد، ديدن کسي که يه بار .وارد زندگيت شده مطمئناً تاثير گذاره
.با اين حال اون هميشه منُ آزار ميده
.اعصابمُ بهم ميريزه از همون اوّل ازش متنفّر بودم
.نميفهمم
.واقعاً درک نميکنم
.آرلت
.بيا پيش من، لطفاً
.آره، 8 سال پيش، ماتيلدا بود
.ما براي هم ساخته نشده بوديم
.رابطه ما يه فاجعه بود
.فاجعه؟ بزرگش نکن - .آره فاجعه بود، فاجعه بود -
...ارزش حرف زدن رو نداره
.ديگه دربارهش حرف نميزنم
.هرچي بود تموم شد
.آرلت
.آرلت
.آرلت
حالت خوب نيست؟
چي شده؟
چي شده آرلت؟
...حدس بزن
فوقالعادهن. تو چند هفته .پيشرفت چشمگيري داشتي
.از رولاند تشکر کن
،درباره نقّاشيهاي من حرف ميزني .ولي تو ذهنت يه چيز ديگه ميگذره
.آره
اکثراً به اين فکر ميکنم که .چطوري ميخواييم زندگي کنيم
از خانوم ژوو خواستم .برامون يه آپارتمان پيدا کنه
.شايد تو گرونوبل .اين خانوم ژوو رو خدا فزستاده
ميدوني ماه پيش چي کار کرد؟
يکي از خواستگارهاي سابقش که تو ...يه مجتمع... تو کالدونيا زندگي ميکنه
.اومد گرونوبل تا اونُ ببينه
.اونم سه روز گذاشت رفت پاريس
.واسه اين که مرده رو نبينه
.نميخواست مرده ببينه چقدر پير شده
!نه نه. اشتباه ميکني
!کاملاً اشتباه ميکني
...شايد اون مردي که تو کالِدونياست .تنها عشق خانوم ژوو باشه
به خاطر اون مرد، 20 سال پيش .خودشُ از پنجره پرت کرد پايين
...و هيچوقت نذاشت ...مرده بفهمه که
.به خاطر اون، پاش معيوب شده
...خانوم ژوو زن فوقالعادهايه
.ولي مرده هيچوقت نفهميد
.واقعاً
.منم همينطور...نفهميدم
.مردها چيزي راجع به عشق نميدونن .مبتديان
،من همين جوري که هستي دوستت دارم ماتيلدا .ميدوني...با اين حال درکت نميکنم
خيلي ساده، من هيچوقت دروغ نگفتم .چرا که خيلي سخته، خيلي سخت
...حالا ميبينم دارم با يه دروغگو ...زندگي ميکنم....ميخوابم
.يا با يه دروغگو...عشقبازي ميکنم...
.و عاشق يه دروغگو هستم
.بيا ماتيلدا
بگو ببينم...اسمم چيه؟
چي؟
اسمم چيه؟
زده به سرت فيليپ؟
.آره، اسمم فيليپه
پس چرا تو خواب اسم يکي ديگه رو صدا ميکني؟
ميخواي بدوني اسم کي رو صدا ميکني؟
...نه
سلام خانوم. منُ يادتون مياد؟
.البته، اتاق 18 - بله -
...ميتونم اتاق 18 رو براي يه ماه اجاره کنم؟
.ما فقط روز به روز اجاره ميديم
.داريم هتلُ به آپارتمان تبديل ميکنيم
.متأسفم
.متوجهم
.ببخشيد...مزاحمتون شدم
،اشتباه کردي .اين تصوير برعکس شده
.نه نه نه، با هدف اين کارو کردم
.اين يه صفحهي راست-دستِ
،يه پروفايل، هميشه روش به سمت بيرونه .هيچوقت به سمت داخل نيست
.متوجهّم
قبول نداري؟
نه؟
.خستهام
.واقعاً دستخطتُ دوست دارم
...اگه يه کتاب ديگه دست بگيريم
.دستخط تو رو...چاپ ميکنيم
.ممکنه
.ممکنه
.ببخشيد
.نه نه. ايرادی نداره
.درحال حاضر، مشکل ما لکّهی خونِ
،پسربچه ميفته ...و نقّاشي خيلي خوب کشيده شده
...ولي فکر ميکنم لکّه خون ناجوره
براي خوانندههاي نوجوون .خيلي خشونت داره
...به همين خاطر .يه جايگزين آماده کردم
.اشتباه کردي
.منظور من نشون دادن لکّهی خونِ
بدون رنگ قرمز...تصوير افتادن .پسربچه...معنا و مفهومي نداره
.اغراق ميکني
.اين تصوير بيمارگونهس
.به اين يکي نگاه کن .هدف تو رو خدشهدار نميکنه
...خيانته
.خستهام
.بايد برم خونه
.خداحافظ
به خونه زنگ بزنم؟
.زود برميگرديم - .پنج دقيقه -
سلام توماس...چطوري؟ - .خوبم -
تشنمه...ميشه برم تو؟
.برو اگه ميخواي
با من مياي؟ - .بله -
ميشه يه کم آب بخورم؟ - بله -
تو هم ميخواي؟ - .نه -
تشنه نيستي؟
.چه خونهي قشنگي دارين .آشپزخونهش خوشگله
.دلم ميخواد اتاقتُ ببينم
.راهُ نشونم بده
خونه رو نشونم ميدي؟ - .باشه -
اتاقت کجاست؟
.چقدر خوبه
.بيا اسباببازيهامُ ببين
چي کار داري ميکني؟
.چه نقّاشي قشنگيه
اين چيه؟
.يه نهنگ که داره گريه ميکنه
چرا گريه ميکنه؟
.چون که ناراحته
تو از ناراحتي چي ميدوني؟
اوّلين باره که براي بچهها کتاب منتشر کردين؟
.بله، اولين باره
...دقيقاً نه، سه سال قبل
.بله، اولين بارمه
.پس اوّلين کتابتونه - .بله -
.آه، سلام نيکول
،سلام ماتيلدا ميشه يکي رو براي خواهرزادهم امضا کني؟
.خيلي لطف ميکني
...همينطوري ورق زدم .فوقالعادهس
.براي بچهها خيلي خوبه
،"چيزي به عنوان "خيلي خوب .براي بچهها وجود نداره
چي شده؟
.يه کپسول آتشنشاني تو ماشين دارم
.بچهها از اينجا بريد .با من بياييد
کمک ميخواي؟ - .آره -
!از اين طرف! بدو
!شيرينيها آتيش گرفتهن
بلدي از اين استفاده کني؟
.آفرين
ترسيدي؟ - .نه چيزي نيست -
.يه لحظه صبر کن
.سر تا پات کثيف شد
.برو برو !برو خودتو تميز کن
.چه گندکارياي شد
قضيهي مارسل رو شنيدي؟ - .نه نه، تازگيا نديدمش -
ماجراي رابطهش با همسايه موطلاييشو نشنيدي؟
مگه با هم نبودن؟ .با هم که خوب بودن
.ديگه نيستن .نميتونه از دستش خلاص بشه
منظورت چيه؟
.زنه رو هر روز تو آسانسور ميبینه .شايد مجبور بشه اثاثکشي کنه
حالا فهميده که هيچوقت نبايد .با زن همسايه همخوابگي کنه
!مارسل بيچاره !دائم تو دردسر ميفته
ببخشيد، شما اين کتابُ نوشتيد؟ - .بله -
ميشه لطفاً برام امضاش کنيد؟
.الآن برميگردم آقا - .آه، ممنون -
.معنيش اينه که عاشق شدم
ماتيلدا کجاست؟
کسي ماتيلدا رو نديده؟ - .نه -
رولاند، ماتيلدا رو نديدي؟ .همين دور و برا بود
.شرمنده من نديدمش
زن منُ نديدي؟ - .نه ولي اون طرف بايد باشه -
.بريم دنبال ماتيلدا
.بريم دنبال ماتيلدا
!ماتيلدا
.من ديدمش، اونجاست
!ماتيلدا
!ماتيلدا
چيه؟
چي شده؟
!ماتيلدا
ماتيلدا چي شده؟
چي شده عزيزم؟
.به من جواب بده
.شوهرت داره مياد ببينتت
.نه
.اينجوري نميشه ادامه داد
.معلومه که اينجوري نميشه ادامه داد
.بايد يه چيزي بخوري
.وزنت کم شده
.من زشتم
...من پوست و استخونم
.من آشغالم
.بايد برم بميرم
.نميدونم چه اتفاقي براي من افتاده
،شوهرتُ که ببيني .حالت بهتر ميشه
.نه
...ميخوام بفهمم
...اگه ميتونستم بفهمم
...برخلاف باور مردم
.بحران رواني يه بيماري واقعيه
،اگه بيمار نخواد بهبود پيدا کنه .روند درمان سختتر ميشه
...برعکس قضيه
،اگه همسرت بخواد .هفتهي ديگه ميتونه ترخيص بشه
،ولي همسرت اينُ نميخواد .ترجيح ميده بيمار باشه
...ديگه تصميم با خودشه
پس شما چي کار ميکنيد؟
...سعي ميکنم ...همسرتُ متقاعد کنم که
،پناه بردن به بيماري .کمکي بهش نميکنه
...بگو ببينم
شما ديدين اين حالت بهش دست داد؟
...نه نه، اون فقط غش کرد
!خيلي ساده از حال رفت
.به طور واضح علائمي از خودش نشون ميداد .هفته قبل براي گردش رفتيم گرونوبل
.ترافيک سنگين بود
: و دائم ميگفت " اين همه ماشين کجا ميرن؟ "
" اين همه ماشين کجا ميرن؟ "
.خُب...ساعت 6:00 برميگردم - .باشه -
.حرف مامانُ گوش بده
.خداحافظ - .خداحافظ -
برنارد...برنارد، برنارد .يه دقيقه بيا اينجا
.بله
....خودت ميدوني که دوست ندارم تو کاري که ...به من مربوط نيست...دخالت کنم
.ولي در رابطه با ماتيلداست - ،نه نه نه. خواهش ميکنم - .نميخوام چيزي راجع به اين آدم بشنوم
.به هرحال بهت ميگم
.امروز رفتم کلينيک ديدمش
...حالش خوب نيست .خيلي بهم ريخته
.شايد اگه تو رو ببينه، حالش بهتر بشه
.ميتوني باهاش صحبت کني، آروم بشه
.گوش کن، من بهتر از تو ميشناسمش
،هرکي بتونه بهش کمک کنه .مطمئناً من يکي نميتونم
.اشتباه ميکني برنارد .تو فراموش کردي ولي اون نه
خواهش ميکنم اصرار نکن، باشه؟
تو منو صدا کردي؟ - .يه نفر ميخواد تو رو ببينه -
کي؟ - .اسمش رو نگفت
،هرچي رو ميدونستم .به شما گفتم
.حالا ديگه بستگي به خودت داره
ولي هر موقع در ميزنم و ...ميرم تو اتاقش
،با يه نگاه ميفهمم کسي که .اون منتظرشه، من نيستم
.اتاقش اينجاست - .مرسي -
.سلام ماتيلدا
ميخواي پيشت بمونم؟
ميخواي برم؟
هيچکدوم؟
.سلام توماس - .سلام پاپا -
.سلام - .سلام -
نميپرسي، چرا دير کردم؟
چرا دير کردي؟
.فيليپ بوشارد
اومد سر کارم و اصرار کرد .حتماً ماتيلدا رو ببينم
.تو کلينيکه. تحت درمانه
.آره، شنيدم
حالا، بهتره؟
.در واقع، نه
دکتر پيشنهاد کرد بهش شوک .وارد کنن، ولي فيليپ قبول نکرد
.حق داره قبول نکنه
شايد مسائل دردناک رو بشه .فراموش کرد ولي آثارش باقي ميمونه
تو رو که ديد خوشحال شد؟
،سعي کردم باهاش حرف بزنم .ولي اون جواب نداد
.به فيليپ قول دادم دوباره ببينمش
.ولي شک دارم کمکي بهش بکنه
.اگه جاي تو بودم برنارد، برميگشتم
تو همچين مواردي، اصلاً نميشه فهميد .که چه کاري خوبه، چه کاري بده
.مرده رو به شدت دوست داشت
...وقتي شنيد رفته کالدونيا
: به خودش گفت " .تا هروقت لازم باشه، منتظر ميمونم "
،و اين زماني بود که .تصميم گرفتم مادرمُ بکشم
چي کار کني؟
.خواستم مطمئن بشم گوش ميکني
: برگرديم به داستان خانوم ژوو
وقتي شنيد معشوقِش ...تو کالدونيا ازدواج کرده
پنجره رو باز کرد و .خودشُ پرت کرد پايين
خوشبختانه با يه سقف شيشهاي .که زيرش بود برخورد کرد
.ماجرا مال 20 سال پيشه
.و حالا...پاش معيوبه و ميلنگه
نظر شما چيه؟ - .من...ميگم اون خانوم...خوششانس بوده -
شما به اين ميگي شانس؟ - .آره، شانس. شانس براي زندگي کردن -
.شايد عاشق يه مرد ديگه بشه
زندگي تخيلات بيشتري .نسبت به ما داره
...مطمئنم که ميدوني
،هرکسي ميتونه بيشتر از يک بار .عاشق يا معشوق بشه
،براي محبوب بودن .بايد دوست داشتني باشي
.من ارزششُ ندارم
.ارزششُ ندارم
،يه چيزي تو من هست که .آدما رو از من دور ميکنه
شوهرت هم از شما دوري ميکنه؟
.شوهرم دوستم داره
.ولي مثل شماست
خيلي خوب وانمود ميکنه که .داره گوش ميده
" .اون ميگه : " بايد تکون بخوري
.ولي هر قدم يه تن وزن داره
.هيچکس...به من توجه نميکنه
!فقط شما توجه کردی
تو تمام کتابهات هست، درسته؟
....قاعدتاً بايدعاشق تو بشم
.ولي تو به من کم محلي ميکني
.يه چيزي بايد تو روش درمان تو غلط باشه
.ساکت باش، حرف نزن
،بجاي اين که نقش پرستارُ بازي کني .يه کار به درد بخور انجام بده
.باطريهاي راديو رو عوض کن .باطري ها اون طرفن
.خانوم بوشارد، وقت داروهاتونه
...اين قرصها فوقالعادهن .باور کن
...اينا رو ببين ...اين يکي
.احساس گرسنگي بهت ميده
...اين يکي .باعث ميشه تمام شبُ بخوابي
.اينم باعث خنده ميشه
...اگه دوتاشُ بخوري .از خنده رودهبُر ميشي
.بايد امتحان کني
.نه نه مرسي. من حالم خوبه
جدّي ميگي؟
خانوم ژوو چطوره؟
.بد نيست، و حالش خوبه
ملاقات من که مياي تا حد مرگ کسل ميشي، درسته؟
.به هيچوجه
.به هيچوجه
.ببين، حالا ديگه کار ميکنه
خوشحالم که به اخبار و .حوادث دنيا علاقمندي
.نه
.فقط آهنگ گوش ميکنم
.اونا واقعيتُ ميگن
.هر چي احمقانهتر، واقعيتر
.در واقع احمقانه نيستن
ميدوني چي ميگن؟
...: ميگن
" .منُ تنهام نذار "
" .رفتنت قبلمُ ميشکنه "
" .بدون تو...مثل خونهي خاليام "
" .هرجا بري دنبالت ميام "
...يا حتي " .ما بدون عشق هيچي نيستيم "
...خب ماتيلدا
.ديگه بايد برم
.برميگردم
.مزاحم نشو، برنارد
.لازم نيست برگردي
...ميتوني بهشون بگي
" .ماموريت انجام شد "
" .زن ديوونه عقلش برگشت سر جاش "
.برو خونه
.سلام فيليپ - .سلام آرلت -
خونهي جديد پيدا کردي؟
.نه، يه آپارتمان تو مرکز شهر .قشنگه
ماتيلدا چطوره؟ بهتره؟
.خيلي بهتره .الان ديگه کاملاً خوب شده
.شرکت حمل و نقل بوشِت
.خانه اجارهاي
.سلام...ماتيلدا
.خب...امروز روز ماه عسله
.با دکتر صحبت کردم
.آمادهايم که بريم
.خوبه، پاشنهبلندهام رو يادت بود
.پيراهن مورد علاقهم
،يه جاش پاره شده .برات آبيه رو هم آوردم
.نه نه، مهم نيست .سفيد رو بيشتر دوست دارم
.براي اين که سفيده
.حتي فکر باروني رو هم کردي
کدوم بهتره؟ دامن صافه يا پليسه داره؟
.اوني که پليسه داره
.منُ از اينجا ببر
.منُ از اينجا ببر، عشق من
.بايد باهات حرف ميزدم
.صبر کن
.حالا
هوا روشن شده بود که ...پليس به دهکده رسيد
.و آمبولانس در محل حاضر بود
پزشکياران با دو برانکارد .به داخل خانه رفتند
:پزشکي قانوني طي گزارشي اعلام کرد
" دو جسد، يک مرد و يک زن...در حالي که " " .بر روي زمين دراز کشيده بودند، پيدا شدند "
" ...جسد مرد برروي زن " " .و در بين پاهاي او قرار داشت "
" ،محل اصابت گلوله اسلحه " " .در پشت گوشش بود "
" آثار خون خشک شده " " .برروي شقيقه مرد دیده میشد "
" جراحت يکساني هم برروي " " ...شقيقه زن پيدا شده "
" ،که ناشي از اسلحهي " " .در دست وي بوده است "
" جسد زن روي زمين بود، با پاهاي باز و " " .دامني که تا قسمت ران بالا رفته بود "
" .سر زن رو به باغچه بود "
" .مرگ مقتولين بلافاصله رخ داده بوده " " .زمان مرگ : 5:30 صبح "
" ،بر اساس وضعيت قرار گرفتن اجساد " " ...احتمال برقراري رابطه جنسي "
" .بلافاصله قبل ار مرگ، وجود دارد "
تصور نميکنم ماتيلدا .و برنارد، با هم دفن بشن
اگر مجبور ميشدم روي ...سنگ قبر آنها چيزي بنويسم
: اين رو مينوشتم
" .نه باتو...نه بدون تو "
.ولي هيچکس نظر منُ نميپرسه
« hr_a - ترجمه و تنظيم : حميد رضا » hra_sub@yahoo.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.