Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
... اوم
اشکال نداره که تو مکان های عمومی باهم باشیم ؟
... قبلا گفتی که
... باید مواظب باشیم
مشکلی نیست
... من فقط میخوام
امروز رو با تو باشم
≡ ترجمـه اختصاصـی پروموویـز ≡ = ProMovi.ir =
[قسمت پنجم] [بابای قلابی در مقابل دوست هشت ساله]
= Hyun : ترجمه و زیرنویس =
اینجا
چادر صورتی ندارن ؟
دان بی گفته بود رنگ مورد علاقه اش ، صورتیه
آبی آسمونی این روزا رنگ مورد علاقه اشه
اوه، واقعا؟
...نه این نه
گفت که برای عروسک هاهم صورتی رو دوست داره
رنگ مورد علاقه دان بی همیشه خدا تغییر می کنه
اون خیلی دمدمی مزاجه
شبیه یه بنده خداییه که میشناسم
داری درمورد من حرف میزنی ؟
ببخشیدا ، من خیلیم باثباتم
...تو
واقعا باهوشی
اگه بخوام از رو چیزایی که دیدم ، قضاوت کنم
فکرشم نمیکردم اینقدر به بقیه اهمیت بدی
از وقتیکه بچه بودم
اگه به بقیه گوش یا نگاه نمی کردم
انگاری همه چیزمو از دست دادم
برای زنده بودن تو جایی مثل جنگل
که پدرو مادرم پیشم نبودن
همیشه باید
حرف ها و رفتارای دیگرانو تحمل میکردم
اگه بخاطر مادر بزرگم نبود
ممکن بود ، مثل یه آدم ترسو زندگی کنم
[درون این پوست محکمش که من نمیتونستم درونش رو ببینم]
[انگاری یه قلب]
[مثل من داره]
مامان بزرگت تورو بزرگ کرده ؟
آره
اون چیزهای زیادی بهم یاد داد
و خیلی دوستم داشت
منم میخوام از بیزینسی که تمام عمرش
براش زحمت کشید
محافظت کنم
[میخوام از پشتکار این مرد]
[محافظت کنم]
تو
از پسش برمیای
! اونـــی
! ما اومدیم
!چقدر زود اومدی
چطور بود ؟
آره ! بجز دعوا کردن با اون بچه های لوس
همه چی خوب بود
! خسته نباشی
باید گرسنه باشی
بریم داخل چیزی بخوریم
برات مرغ سفارش دادم
!!اوه ، یسسسس
! بابا ، تو بهترینی
! توهم بهترینی
این چیه ؟
! بابا برام خریده
بابا برات اونو خریده ؟
! آره
! چقدر تو خوش شانسی
پس اونا شایعه نبودن
برای اطمینان بیشتر
از امروز حواست بهش باشه
بله ، قربان
... بابا
... میگم
...چرا ... این مدلی
چی !؟
من که نمی تونم برای مهمونای عروسیِ کار پاره وقتم تی شرت بپوشم
اوه ، عروسی
... تعجبی نداره
...بیا باهم
همراه دان بی
شام بخوریم
تو که دیر وقت برنمیگردی ، مگه نه ؟
نه
بعدا میبینمت
این کمپانی تعادل کارو زندگی درستی نداره
آخر هفته ها بهم زنگ بزن
بیا
ازت نمیخوام کار کنی
فقط
...میخوام یکم
باهم وقت بگذرونیم
تو که مریض نیستی ، مگه نه ؟
... ببین چی میگه
شوخی کردم
نمی دونم
فقط
این روزا حس میکنم ، خودم نیستم
...چی داری میگی
تو زندگیم ، همیشه یه چیز بود که میخواستم ازش محافظت کنم
و الان
فکر کنم یه چیز دیگه ام اضافه شده
یعنی
این روزا فکرم زیادی مشغوله
توجه نکن
این چیزارو فقط
به تو میگم
میدونم
این روزا خیلی عوض شدی
توهم متوجه شدی ؟
! معلومه
ببین
این خودش خیلی چیزا میگه
...آه
من اینکارو نکردم
میدونم
حتما کار دان بی ـه
تو در حالت عادی حاضر بودی بری جهنم ولی از این کارا نکنی
رئیس ، این روزا خیلی شاد به نظر میای
...ولی خب ، این مطمئن ترین راه
برای رسیدن به موفقیتتون نیست
اگه هوزم بخوای از چیزی محافظت کنی
یعنی برات خیلی باارزشن
حداقل این بار
...کاری رو که قلبت میگه
انجام بده
هر تصمیمی که بگیری
من طرف توام
ممنون
رئیس ، خیلی وقته که تورو می شناسم
میدونم که ناامیدم نمیکنی
متاسفم ، گوشیم زنگ میخوره
بله ، یون هه وو هستم
بله ، درسته
چی !؟
چی شده ؟
... رئیس
یون جوهو
چطوری همچین کار پاره وقت خوبی پیدا کردی ؟
! بهت افتخار میکنم
نکن ، موهامو خرابشون کردی
باشه
خیلی وقت بود که لباس شیک نپوشیده بودی
یادت میاد که
سه سال پیش برای اون قرار از پیش تعیین شده چقدر خوش تیپ بودی ؟
! از پیش تعیین شده نبود که
... به جای یکی دیگه رفته بودم
چه فرقی داره حالا
ولی
عروس و داماد
واقعا خوشحال به نظر می اومدن
عروس خیلی خوشگل بود
خوشگل بود ؟
من هیچ وقت علاقه ای به ازدواج نداشتم
میدونم
ولی
... ازدواج
اونقدرام بد نیست
یهویی چی شده ؟
منظورم اینه
شاید بخاطر اینه که مدت ها بود مهمونی نرفته بودم
واسه همین همچین حسی دارم
! آ
چی شده ؟
چی شده ؟
... گشنمه
مگه مثل گاو غذا نخوردی ؟
! نخیرم
بخاطر این لباس نتونستم خوب غذا بخورم
مطمئنی ؟
! نمی دونم
من گشنمه
بریم یه چی بخوریم
اوکی
لعنتی ، خیلی اذیتم میکنه
هی ، صبر کن
اینجا
این چیه ؟
اینو واسه من آوردی !؟
دیوونه ای؟
برای خودم آوردمش
اگه میخوای ، بپوشش
چه احساساتی
خدایا ، بیا ببینم
ولی ... انگاری برای من آوردی
هی ، فقط بگیر بپوشش
چی میخوای بخوری ؟
صبر کن ، صبر کن ، صبر کن
! بذار بگردم
... چرا اینقدر میس کال دارم
[ آه یونگ، این که تو نیستی، نه؟ -جی هیون]
آه یونگ
چی شده ؟
... این ... این چیه
این چیه ؟
... جوهو
حالا چیکار کنم ... ؟
!...این عوضیا
با این مقاله میخوان به کجا برسن ؟
باشه ، فهمیدم
مامانم گفت حال دان بی خوبه ، نگران نباش
... باشه
آه یونگ
اشکالی نداره
تو هیچ اشتباهی نکردی
فقط شانس نیاوردی
پس
خوشحال باش
باشه ؟
من میترسم ، جوهو
... چی میشه اگه اون
بخاطر من همه چیزشو از دست بده ...؟
[ واسه همون میخوام از بیزینسی که تمام عمر ]
زحمت کشیده ، مراقبت کنم
... اون میخواد از همه چی محافظت کنه
الان نگران اونی ؟
! اون حتی نمی تونه از آدمی که کنارشه مراقبت کنه
بیا بریم
ممکنه دوباره اون فضول ها ازت عکس بگیرن
! آه یونگ
چرا گوشی تو جواب ندادی ؟
نگران شدم
معذرت میخوام
آه یونگ نمیخواد الان باهات حرف بزنه
میشه از سر راه بری کنار ؟
متاسفم ، اما
این مشکل خودمونه
میشه
دخالت نکنی ؟
≡ ترجمـه اختصاصـی پروموویـز ≡ = ProMovi.ir =
≡ ترجمـه اختصاصـی پروموویـز ≡ = ProMovi.ir =
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.