Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
اونی ، با بابا دعوا نکن و باهاش مهربون باش
دان بی ! پاکت پولتو اینجا گذاشتم نباید گمش کنی
! فهمیدم بابا
باشه ، باشه منم فهمیدم
زودباش برو
مراقب خودت باش
! باشه
! بابا ، اونی
! دارم میرم
به سلامت برگردی
یک هفته از وقتیکه ما سه تا باهم زندگی کردیم ، گذشت
دان بی هم به اولین اردوش رفت
الان ، ما دوتا فقط موندیم ؟
آره
... خب
میتونیم یه بار انجامش بدیم ؟
الان ما
تو این خونه تنهاییم
[قسمت سوم] [حالا خیلی به هم نزدیکیم]
= Hyun : ترجمه و زیرنویس =
دوتا آدم متفاوت دارن زیر یه سقف زندگی میکنن
به قوانین معینی نیاز داریم
اوه ، اوه !؟
چیکار میکنی ؟
! ... تو خودت چی میکردی
میخواستم بشورمشون
... خب
! خودم میشورم ، کارای منو نکن
قانون اول : به لباسای کثیف یکی دیگه نباید دست زد
چرا کاری میکنه که ازش نخواستم ؟
این دیگه چیه ؟
جعبه های پیتزایی که اینجا بودن ، کجان ؟
مگه آشغال نبودن ؟
انداختمشون بیرون
! هی ، باید دیوونه شده باشی
چرا وسایل منو بیرون انداختی ؟
... نصف روز طول کشیده بود تاشون کنما
نمی دونستم
ببخشید
من ازت نخواستم کاری انجام بدی
قانون دوم : هیچی بدون اجازه نباید دور انداخته شه
' ما ضمانت میکنیم نیاز های شما رو برای پیشرفتتون فراهم کنیم'
!من برای اون کار جعبه های پیتزا رو بسته بندی نکردم ؟
! اگه اونطوری بود که جعبه های مرغ سوخاری رو بسته بندی میکردم
برام هزینه زیادی میبره تا با اتوبوس بیام اونجا و بگیرمشون و بعدشم برگردم. واقعا ؟
اوه ... معذرت میخوام ما آماده ایم هر وقت که شما بخواید اقدام کنیم
تو یه کلاهبرداری ، مگه نه ؟
... آ
! ببین ، من کارمو درست انجام دادم
! الان چند ساله دارم اینکارو میکنم
منو ببخشید
پنجاه وون ؟ شوخیت گرفته ؟ - میشه چند لحظه صبر کنید ...؟ -
! قول صد وون داده بودی - ممنونم -
آقا
من پول بیشتر نمیخوام
صد وون برای جعبه های بزرگ
... من فقط میخوام صد وونمو برای اون جعبه ها بدید
چی ؟
... آه ، شما گفته بودین صد وون برای جعبه های بزرگ میدین
... ببخشید
در نزدی ؟
! چند بار در زدم
اوه ، نشنیدم
اینجا تنها زندگی نمی کنی
نباید یکم آروم تر باشی ؟
ببخشید
قانون سوم : ایجاد سر و صدای بلند ممنوع
اوه ؟
! قانون دوم : نباید بدون اجازه چیزی رو دور بندازی
تاریخش گذشته
عیبی نداره اگه غذاهای داخل یخچالو یه هفته بعد از انقضاشونم خورد
قانون چهارم : دخالت نکردن تو شیوه زندگی همدیگر
چقدر بهانه گیره
عهدناممون در کمال صلح نوشته شد
! اونی
با بابا رابطه خوبی داری ، مگه نه ؟
خیلی عالیه ، پس تو نگران هیچی نباش
اردو چطوره ؟ همه چی اوکیه ؟
دلت برام تنگ نشده ؟
معلومه که تنگ شده
آه ! بابا امروز بهم زنگ زد
زنگ زد ... ؟
آه ، که اینطور ؟
خوب بود ؟
آره ، راستی یونیکورن منو درستش کردی ؟
دیگه باید بخوابم
شبت بخیر
... ببخشید
متاسفم
ولی شما تو خونه جعبه ابزار دارین ؟
ندارم
چی ؟
چطوری تو خونش جعبه ابزار پیدا نمیشه ... ؟
اونوقت اگه چیزی خراب شه چیکار میکنی ؟
جدیدشو میخرم
آهان
... دیوونه
چی ، دیوونه ؟
! آره ، دیوونه کننده
! اوه دیوونه شدم
! اون چیه
کجا داری میری ؟
! طبقه اول
چی ، میخوای منو اینجا تنها بذاری ؟
میخوای برات چیکار کنم ؟
! از حشره ها میترسم
! بیا باهم بگیریمش
تو همچین وضعیتی
جفتمون باید آرامشمونو حفظ کنیم
من نمی تونم - هی ، کجا میری ؟ -
نمی تونم ، نمی تونم
... منم نمی تونم
! نرو
! اوه ... ! زدمش
! زدمش
! خدای من
... آره
... باورت نمیشه دیشب چه اتفاقی افتاد
اصلا نمی تونم قبول کنم یه حشره به اون بزرگی تو خونه چیکار میکرد
! خیلی حال بهم زن بود
خب گرفتیش ؟
! آره
واقعا ؟ چطوری ؟
تو که خیلی از حشره ها بدت میاد
! زدمش
... خب
اون در واقع گرفتش
اون ؟ منظورت از اون کیه ؟
اون پدرخونده ی جدیدم
چی ؟
نگو که باهم زندگی میکنید ؟
... خب
اوه ، بهت نگفته بودم ؟
دیوونه شدی ؟
خب ... یهویی شد دیگه
منم نمی دونستم اینطوری میشه
نمیتونم باور کنم
فکر میکنی شوخیه ؟
! گوش کن ، کیم آه یونگ
امروز باید بیای دیدنم
جوهو
ببخشید ، بعدا بهت زنگ میزنم
آه یونگ ! هی ، کیم اه یونگ ؟
ببخشید ؟ اینجا چیکار میکنید ؟
سوال منم درواقع همینه
اونجا داره چیکار میکنه ؟
واقعا که
بهت گفتم که با لباس زیر پلنگی من کار نداشته باش
... عمو
پس خونه بودی ، یوسانگ ؟
انتظار نداشتم
... اینجا بیاید دیدنم
برای یه صحبت کوتاه اومدم
دیشب بهت زنگ زدم
ولی جواب ندادی
بگذریم... دارم یه چهره ناآشنا میبینم ...؟
... آ
باز دوست دختر جدید گرفتی ؟
خب ، وصیت نامه رو میخونم
تمام سهام گروه کی اس
به طور مساوی
بین دخترهای خانواده تقسیم میشه - مادر بزرگم تمام عمرشو فدای این کمپانی کرد - نمیذارم اینطوری بدزدنش
با توجه به جلسه سهام دارا
توقع داشتم سرت شلوغ باشه
ولی گویا هیچ علاقه ای بهش نداری ، مگه نه یوسانگ ؟
حالا میخوای چیکار کنی... ؟
منم میتونم برای خودم
یه دختر گیر بیارم
نه
اینطور نیست
... اون فقط
... فقط
مستخدم خونمه
متاسفم
≡ ترجمـه اختصاصـی پروموویـز ≡ = ProMovi.ir =
≡ ترجمـه اختصاصـی پروموویـز ≡ = ProMovi.ir =
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.