All language subtitles for Biskoth 2020.WEB-DL.Bollywood1

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

وبسايت باليوود وان تقديم ميکند Bollywood1.Co

اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official

تلگرام باليوود وان @Bollywood1official

مترجم : زهرا

" بیسکوییت " ترجمه ای از وبسایت بالیوود وان

اسمم دارماراجه صاحبِ يه کارخونه کوچيکِ بيسکوييت سازي

کارِ روتين من پختنِ بيسکوييت و پخش کردنِ اونها بين فروشگاههاست

راجا

اينجام بابا

بيا ديگه همه چيز آماده رفتنه؟

بشين

مغازه آناچي اينجاست

بزار بيسکوييتا رو تحويل بدم هرچي بخواي بهت ميدم

آناچي بيسکوييتا خيلي داغ ان مستقيم از فر دراومدن

همشون داغ و تازه ان

از هر بسته اي بهت بدم؟

هنوز قبليا رو نفروختم

بسته هاي جديد بدون اينکه فروش برن جمع ميشن

معلومه که فروش نميره همه ميدونن شما برنج فروشي

مردم وقتي ميفهمن بيسکوييتم ميفروشي که اونها رو ببينن

راست ميگي او پسرمه آناچي

آناچي لطفا دو تا بيسکوييت بده حتما

برادر به اونم بيسکوييت بده

هي تو خيلي باهوشي

من باهوش نيستم شما گيجي

هي نبايد به بزرگترت بي احترامي کني

اشتباه نکرد اون فقط يکم رُکِ

راجا بيا اينور چشم بابا

اينا رو بگير و به مردمِ تو پرورشگاه بده

بابا نبايد پول بديم براي اقبالِ کمتر

مهم نيست که چي ميديم اين نيتِ که مهمه

خيله خب بابا

نيش زدن ذات عقرب است

اما آرامش طبيعت من است بيان شده توسط وي

براي همين خواهر پدرم اينا رو براتون فرستاد

هي چطوري؟ پدرت اينا رو فرستاده؟

اين ناراسيمانه

بطور داوطلب همه کاراي نونوايي رو انجام ميده

عزيزترين دوستم که بدون هيچ توقعي کار ميکنه

عکس بگير اوه يه لحظه صبر کن

راجا اين بيسکوييتُ تو دستت نگه دار

چيکار داري ميکني؟

ميتونم ببينم؟

داري ميمون ميکشي؟ بله بابا

کجا ميمون ديدي؟

از نگاه کردن به عمو الهام گرفتم

منظورت ناراسيمانه؟

هي هي درست نيست به عموت بي احترامي کني

بچه رو اذيت نکن

دمم کشيدي پسرم؟ مطمئنم اون کارُ ميکنه

سفارشات روز به روز کاهش مي يابن

فروشنده ها مثلِ سابق سفارش نميدن

ناراسيما

شرکت هاي بيسکوييت خيلي کمي مثلِ ما هستند

براي رقابت بايد چيزهاي جديد رو بکار ببريم

يه ايده دارم خووب گوش کن چيه؟

بيا کلِ بسته هاي بيسکوييت رو توي يه فروشگاه جمع کنيم

و تبديلش کنيم به شرکت بستني

راجا خيلي هم به بستني علاقه داره

اما برام نميخري وقتي ازت يه بستني ميخوام

تب گلودرد

آنپول چيزايين که منُ باهاشون ميترسونين

فکر نميکني بقيه پدر مادرا هم همين نظرُ داشته باشن؟

توضيح بده چطور ميخواي بهشون بستني بفروشي؟

بچه به نکته خووبي اشاره کرد

ناراسيما بيا طرحي بده تا شرکت بيسکويت جادويي رو توسعه بديم

سعي نکنيم بلند پروازي کنيم

بلند پروازي چيزِ خوبيه بابا

تو هم اينطوري فکر مي کني؟

اون گنجشکه؟ بله بابا

خيلي خووب کشيدي بابا بيا بيسکويتا رو اين شکلي درست کنيم

بچه ها رو جذب ميکنه

تو عشقِ مني

عجب ايده هوشمندانه اي

بيايين اونها رو به شکلِ کلاغ و عقاب درست کنيم

اين چيزيِ که او گفت

اما او اصلا در موردِ عقاب و کلاغ چيزي نگفت

خوبه کارتُ ادامه بده باشه حتما

ايده خيلي خوبيه

بيايين ايده راجا رو عملي کنيم

بيسکوييت بيسکوييت ميمونه فقط بزرگتر ميشه

اما براي بچه ها بيسکوييت مثلِ اسباب بازي بچه ها رو جذب ميکنه

ايده خيلي خوبيه پسرم اونها رو بِکش

نقاشي هايي که تو ميکشي رو به بيسکوييت تبديل ميکنم

ساختنِ قالب براي طراحي هاي او رو شروع کنين

خدافظ

ايده راجا ممکنه يه ايده کوچک باشه

اما به پيشرفت کارخونه بيسکوييت مجيک کمک کرد

شما جلو برين و اونُ باز کنين من اينکارُ نميکنم

نترس

اونُ اينجا نگه دار من انجامش ميدم

شکر بده

بدونِ خوابيدن

هشت ساعت خواب براي انسان ضروريه

خوابِ کافي نداشته در نتيجه استرس و تنشش بالا رفته خداي خووب

نخوابيدي پسرم؟ نه بابا

بيا روي زانوي پدرت بخواب

بابا لطفا يه قصه برام بگو

ميخواي قصه بگم؟

يک بار يه پشه کوچک زندگي مي کرد

مثلِ تو

وقتي بالهايش بزرگ شد مي خواست به سراسر دنيا پرواز کنه

بنابراين اون به دور دنيا پرواز کرد

وقتي به خانه برگشت از پدرش پرسيد

بابا به اولين پرواز من نگاه کردي انسانها موفقيت منُ تحسين کردند

آنها با من بسيار خوب بودند

پدر پشه جواب داد

آنها موفقيتت رو تحسين نمي کنن

در واقع آنها مي خواستند تو رو بُکشن

به همين دليل اونها کف مي زدند

از قصه چي بايد ياد بگيريم؟

نبايد به هرکسي اعتماد کنيم

هميشه بايد خيلي مراقب باشي

چشم بابا بايد با احتياط رفتار کني

يه روزي بزرگ ميشي يه مرد جوان ميشي

من تو رو مدير کل کارخونه ميکنم

اين آرزوي منه شما اون رو انجام ميدي؟ مطمئنا بابا

بخواب

بابا لطفا بيدار شو

بابا

بابا

بابا چي شده ؟ چه اتفاقي افتاده؟

هي

دارما

دارماراج ممکنه مُرده باشه

اما کار سخت من بي فايده نبود

بيسکويت هاي جادويي بسيار در بازار محبوب بودند

تجارت بزرگتر شد

تعداد کارمندان هم همينطور

يک نانوايي کوچک به يک کارخانه بزرگ تبديل شد

ميدوني مدير عامل کارخونه در حالِ حاضر کيه؟

بيسکوييت

تاميلان توانا در چنگ پيروزي

در شرف حاکميت اين جهان است

شما با پيامهاي خود لطف مي کنيد مثل اينکه خانواده شما هستند

شما آنها را سخاوتمندانه دوش مي گيريد با عشق و ثروت

تيز مانند آفتاب فروزان شما بر مردم مي درخشيد

آنها را زير سايه خود قرار دهيد مثل يک فرشته نگهبان

توانا به عنوان يک جنگجو با قلب طلا

شما مظهر يک جنگجو هستيد بر ما مبارک باد

راجا نيز فريب خورد درست مثلِ شما مردم

راجا فقط يه کارمند اونجاست

بابا تو هميشه بايد پشتيبان من باشي

هي سرگرم کننده خواهد بود

راجا اخبارُ شنيدي؟

او خيلي طول ميکشه تا حرف بزنه بهتره شماها بهم بگين

در حال تغيير ماشين رنگ هستن

سه روز مرخصي بهمون دادن تا زماني که درست بشه

بزار بريم قبلِ اينکه مديريت نظرشونُ عوض نکرده

بيا بريم دستامُ ول کنين

هي بيسکوييتا از خط خارج ميشن

بيش از حد سر و صدا ايجاد مي کنه هيچ نظري ندارم

از اونها بخواين سطح روغن رو بررسي کنن باشه

وقتي دکتر بياد تأييدشُ مي گيرم و ايميل ميفرستم

چي شده گانِش؟

ماشين توليد از کار افتاده

بخاطر همين ماشينُ از رده خارج کرديم و ماشين جديدي سفارش داديم

گانش اگه براي سه روز توليد رو متوقف کنيم

ضرر بزرگي به کارخونه وارد ميشه

اوه اينطوري فکر ميکني؟

بيا اينجا يه نگاه به اين بنداز

اگه محصولِ معيوب ارسال کنيم اعتبارِ کارخونه از بين ميره

گانش مشکل از ماشين نيست

رنگ خرابه

تازه تا سه ماهِ ديگه قراره اين طرحُ متوقف کنيم

يه هزينه غير ضروريه که يه ماشينِ نو بخريم

تو فقط يه سرپرستي حدِ خودتُ بدون

توصيه مديرِ ارشد خودتُ به گوش بگير

متاسفم آقا

تو بهترين شکلِ بيسکوييتا رو ميخواي درسته؟ بله

يه ساعت بهم فرصت بده خواهش ميکنم

راجا تعمير شد؟

نگاه کن اميدوارم خووب شده باشن

خيله خب بيا بريم

عجله کن رفيق

رييس بايد بهمون مرخصي بدي

تو کسي هستي که اين کارُ ميتوني بُکني

گانش آقا گفتين سه روز ميتونيم بريم مرخصي

ميتونيم يه روزم اضافه کنيم

کي گفته برين مرخصي؟ شما گفتين

احمقا ماشين رنگ درست شد

برين سرِ کارتون

تازه دو ساعتم اضافه کاري بمونين

بايد دهنمونُ ميبستيم

راجا

اَااااه چقدر مشروب خوردي لعنتي

صبح به اين زودي انقدر خوردي

شما بچه ها هرگز نميفهمين

پسرم چي شده عزيز؟

نميتونم دندون دردُ تحمل کنم

وقتي دندون درد دارين نبايد خيلي تقلا داشته باشين

بهتره استراحت کنين

بايد برم کلينيک

اگه 500 دلار بهم قرض بدي ميتونم برم

فکر کردم دندونت درد ميکنه ولي نتونسته جلوي نخود خوردنتُ بگيره

بهتره بري قبلِ اينکه بهت تُف ننداختم

پول ميخواد براي قماربازيش

جرات نميکني بهت سر ميزنم

اوه واقعا؟

جرات نداري بهم دست بزني

خووبم ميزنمت لعنتي جرات دارم

چرا تو اين سن و سال خشونت به خرج ميدين؟

درسته اون از شورتِ من استفاده کنه

شورتِ خودمه

من کلي کار توي اين کردم

چيکار کردي؟ رقصيدم

اين لباس زيرِ يا صافي؟

کلي سوراخ داره

بخاطري چنين چيزِ مسخره اي دارين شاخ به شاخ ميشين

پيشنهاد ميکنم کيسه پلاستيکي بجاي اين بپوشين

لعنتي

چطوري پيرمرد؟

خووب نيستم دردِ زانوم منُ آخر ميکُشه

برات دارو گرفتم

بهت ميگم چه طوري مصرف کني

لطفا دستوراي فيزيوتراپتونُ انجام بدين

چرا توي آشپزخونه جهنمي داري غسل ميکني؟

مسخرم نکن دستام دارن ميلرزن

دورانِ کودکي بي ادب بودين

وقتي آب کمه هدرش ندين

اينجا ميزاري با ني ميخوري

اونُ بده به من

تبت چطور شد؟

اين داروها رو بايد بخوريد و ميوه هم زياد بخور

گِران تو نميتوني بدونِ لوازم آرايشي بموني درسته؟

من جاي خواهرتم مسخرم نکن خواهر؟

اينا رو بگير و توي بلوکِ بي توزيع کن حتما

بررسي کن همه چيزهايي که نياز داري اينجا باشه مي تواني نفس بکشي؟

آزار دهنده است؟ خواهر

خوش اومدي راجا منتظرت بودم صبح بخير

عيسي هميشه با شماست

در موردِ يه وضعيت اضطراري با من تماس گرفتين توضيح مي دهم جالبه

بفرماييد

با شما تماس گرفتم تا اين مادربزرگُ ملاقات کنين

اونها اين پيرزنُ در حالي که تنها توي ايستگاهِ اتوبوسِ نزديک معبدِ سيوان ايستاده بوده پيدا کردن

او دو سه روز توي معبد مونده

بعد از ظهر گذشته ، او پيشِ بچه ها که تو معبد بازي مي کردن رفت

و ازشون پرسيد دوست دارن به قصه گوش کنن

بچه ها هم مشتاقانه دنبالِ مادربزرگ رفتن

مردمي که اونجا بودن به رفتارِ پيرزن مشکوک ميشن و اونُ ميگيرن

در مورد محل اقامت او پرس و جو کردن

اما پيرزن کلمه اي حرف نزده

مردم موندن که بايد به پليس خبر بدن

سقف معبد پايين آمد

همه شوکه شدن

آيا مادربزرگ از اين موضوع خبر داشته که جوونِ بچه ها رو نجات داده؟

يا اينکه تصادفي بوده سوالي که باقي مونده

تو کتابِ مقدس به اونها فرشتگانِ نگهبان ميگن

خدا براي خطرات قريب الوقوع

از نشونه هاي کوچيک استفاده ميکنه يا بوسيله بقيه انسانها جلوشونُ ميگيره

به اين ترتيب او نوعي از قدرت الهيه

مادربزرگ

مادربزرگ اهلِ کجايي؟

راجا يه درخواست کوچيک دارم

بهم بگو خواهر

من با توجه به دعاوي مربوط به زمين پرورشگاه

خيلي خووب ميشه اگه بتونين امشب اينجا بمونين و مراقبِ اوضاع باشين

قبلا با يک نفرِ هماهنگ کردم

اما فقط ميتونن تا عصر بمونن

اوه خب خواهش ميکنم

خواهر خواهش ميکنم شرمندم نکنين

فقط امر کنيد بمون اما هنوز

مراقبت مي کنم خدا تو رو حفظ کنه

ممنونم ممنونم

شما بايد تعجب کنيد بخاطرِ اين جلسه ناگهاني هيئت مديره

با سه خبرِ خووب اينجام

راجا در موردِ اخبارِ سان و جايا شنيدم

هرگز درباره خبر خوب چيزي نشنيده اي

اونها قصد دارند کانال جديدي راه اندازي کنن؟

در حال به روز رساني کارخانه خود به بزرگي اين يکي هستيم

يک پروژه 500 کروري است

متشکرم

راجا به نظر شما غيرضروري نيست؟

هي خبرِ خوبيه که در حالِ ساخت يک کارخانه بزرگ هستيم

تميز کردن اين کارخانه کوچيک دشواره

چگونه چنين کارخانه بزرگي رو حفظ کنيم؟

شايد بتونيم بهشون بگيم شما در حال پيدا کردنِ سختي تميز کردن اون هستين

و بهشون بگيم پروژه 500 کروري رو لغو کنن

فکر ميکني به ما توجه ميکنن؟

اوه نه بزنينش

خبرِ دوم

دخترم ليا معاون رئيس اين کارخونه جديد خواهد شد

اين خبر خوب

قصد دارم يکي از شما رو به عنوانِ مدير کل انتخاب کنم

اون کسي نيست جز شخصي که سخت براي اين کارخونه کار کرده

هر روز در داخل و خارج با ما بوده

خوشبخت اين کارخونه است

آرزو داشته يه پست خوب بدست بياره

عزيزم او در موردِ شما صحبت مي کنه ممنون رفيق

کسي نيست جز بيا بريم

گانش

بله گانش

گانش بيا اينطرف

از همه ممنونم

بيا مبارک باشه

اين صندلي توعه خيلي ممنونم قربان

با تشکر از مسئوليتي که بهم دادين قطعاً ادامه خواهم داد

راجا بيا اينجا

گانش راجا رو در تيمت قرار بده حتما حتما

خيلي باهوشه قطعا همينطوره قربان

درخشش تو باعثِ حفظ 200 کرور براي کارخونه شد

ادامه بدين

ممنونم بچه ها خوشحالم که اومدين

حالا برگردين سرکارتون

خيلي ناراحتم رفيق

ديروز حقوق نگرفتين؟

بخاطرِ تو حسِ افتضاحيه که ببيني اون جاي تو رو گرفت

بسته هاي قديمي چطور؟

همه اونها رو پاک کنين مطمئناً اين کار رو مي کنم

هي خانم اينجاست

تبريک ميگم خانم معاون

مثلِ يه سياستمدار برام آرزو نکن

مي دوني مردم چگونه براي همديگه تو لندن آرزو ميکنن؟

عصر آزاد هستي؟ چي تو ذهنته؟

عصر تو پارک هتل همو ببينيم

همه هم دانشگاهيامُ ميخوام ببينم

حتما بايد بياي ليا نميتونم بيام

مياي

خوش باش

ليا نميام شب ميبينمت

ليا

مردم مي گن اگر خدا يک در رو ببندد او درِ ديگري رو باز ميکنه

در مورد شما کاملا درسته

نمي فهمم

بيست سال زحمت پدرت

توسط ناراسيما غصب شد

در نتيجه بايد 20 سال سخت کار کني براش

هي ديوونه

او قرصِ مصرفي من نيست

منُ درست راهنمايي کنين

راجا اين قطعاً راهِ صحيحه

در اين مهماني مشروب هست

مطمئناً امشب به او امتياز مي دهي درسته

سر انگشت

اخلاقي نيست

قبلِ خريد، لباس رو امتحان نمي کني؟ دقيقاً همينطوره

راجا فقط وقتي تو به رتبه ام دي برسي ما به جي ام ارتقا پيدا ميکنيم

چيزي که بايد به خاطر بسپاري چي؟

بفرماييد

با اون چه کار مي کنم؟

وقتي از پارتي برگشتين پُر از مشروبش کن

شماها فقط راجع به ارتقا در زندگي صحبت ميکنين

خيلي زود شماها کمرمُ خم ميکنين خيله خب اينکارا نکن

هي اين چه لباسيِ که پوشيدي؟

تو لباساتُ تو ماشين لباسشويي ميشوري يا تو مخلوط کن؟

اونها خيلي لاغرن اين لباسِ مهمونيه و مدِ

مهموني گرفتم براي اينکه معاونِ کارخونه شدم

دوسش داري؟

اينجا خيلي پر سرصداست گوشات درد نميگيره؟

هي بچه ها با دوستِ دورانِ بچگيم آشنا شين

راجا بيا خوش بگذرون

باشه بسلامتي

بسلامتي بسلامتي بسلامتي

تو لندن درس خوندن ياد گرفتي يا مشروب خوردنُ؟

همشُ يه جا قورت دادي

هي چطوري تو غر ميزني

اينطوره؟

خب هنوز مجردي يا کسي رو ميبيني؟

دور و برمُ دارم ميگردم ولي هنوز مجردم

اوه خيله خب حالا نوبتِ توعه

بايد يکباره قورتش بدي

ليا عادت ندارم مشروب بخورم بيا ميتوني

نميخوام هي نگهش دارين

هي قفلش کن

هي هي ليا بهم گوش بده

ليا بيا راجا ميتوني

مثلِ جهنم سوزاننده بود

بيا راجا داري ميريزي مگه داروعه

بيا بريم طبقه رقص

بگذار رقص براي هميشه ادامه پيدا کند

در دوش موسيقي خيس شويد

خداحافظي با ضرب الاجل

تو مهموني مشروبم هست

مطمئناً امشب به او امتياز مي دهي

ليا ديشب چه بلايي سرم آوردي؟

دنبالِ اين ميگردي؟ بفرما

فکر کردم ديشب بارِ اولت بوده

عالي بود ميخکوب کردي

شبِ فراموش نکردني بود

هرگز اينقدر تو زندگيم لذت نبرده بودم

خواهرِ عزيزم

بهت گفتم يه گله گوسفند داريم اگه بطور منظم مهموني داشته باشيم

باورم نکردي نگاه کن بهش قربانيمونُ گرفتيم

بسلامتي

ننگ به تو

کافيه شوخي رو تموم کنين

تو فقط گفتي اينا شوخي بود؟

بچه ها يه موقع ها زياده روي ميکنن

چه شوخي مسخره اي

برو بيرون برو بيرون لعنتي

هي هي نه نه

ساعت چنده؟ 5

چطور 5 صبح انقدر هوا روشنه؟

هي 5 بعدازظهره

مهموني رو 6 صبح جمع کرديم

زود حاضر شين بايد به يه مهموني ديگه بريم

دوباره ميخوان برن مهموني؟

اگه اين کار ادامه پيدا کنه کبدم از کار ميوفته

سلام سلام آنيتام

آنيتا کيه؟

راهبه حتما بهتون گفته

بعدِ شيفتِ صبح منتظرتونم

کي ميرسين؟

دارم ميام ده ديقه ديگه اونجام

لطفا زودتر بياين حتما الان ميرسم

لعنتي

راجا رسيد

هي ساعتِ قشنگيه

از يه پسر کادو گرفتيش؟

چي؟ هي سلام قرار بود ساعتِ 5 عصر اينجا باشي

اما الان ساعت 6 يه ساعته دير کردي

بايد جايي ميرفتم

گوش بده خانم مثلِ اينکه همسرِ مني بهم امر نهي نکن

داري متهمم ميکني خب مست بودم بخاطرِ خماري نتونستم بيدار شم

جلساتِ زيادي تو دفترم داشتم

منظورتون اينه که من بيکارم؟

ممکنه

سفارش ميدين ببرن بيرون يا فيلماي تيک توک ميسازين

با توام تلفنتون زنگ ميخوره

سلام

لطفا دارويي که فشارِ خونشونُ کنترل کنه به بيمار بدين

خودم ميام جوابِ اسکنُ بررسي ميکنم

و درمانُ ادامه ميدم

متاسفم خيلي دير کردم يه ربع ديگه اونجام

اوه نه براي يه جنگجوي کويد قاطي کردم

متاسفم نفهميدم شما يه دکتريد

با شمام متاسفم

لطفا بهم گوش کنين

راجا بهم بگو ديوونه

با يه آدمِ اشتباهي قاطي کردي

ايده اي نداري او خيلي دکترِ موفقيه

کافيه دستاتُ ديگه تکون نده

آدمايي که تو آسايشگاهن خيلي پيرن

لطفا بعنوانِ يه انسانِ بزرگ به ما کمک کنين

ميليون ها بار به شما گفتم اين يه ملکِ اجداديه

پيرمرد فقط حرفشُ زده جايي ثبت نشده

پسرش اسنادِ اصلي رو داره

زيرِ بدهيه براي همين ميخاد بفروشه

هم خريدار هم فروشنده به من کميسيون دادن

ملکُ خالي کنين

خواهش ميکنم اجازه بدين کارمُ بکنم

يه هفته ديگه هم بهتون مهلت ميدم

ملکُ خالي کنين و برين

نسيمِ سرد و آسماني پر از ستاره

اما ماه زيباست

اگه فقط ميتونستم يه پيک بزنم عالي ميشد

يه آرزويي بکن که متناسب با سن و سالت باشه

چيزايي که براتون ضرر داره رو درخواست نکنين

با خرو پفشون آهنگ ميزنن

با تور شروع ميشه با بور تموم

درحاليکه اون يکي با بور تموم و با دور شروع ميکنه

نميتونم تو اين سرو صدا بخوابم

کر ميشم

ميرم بيرون بخوابم

يه روزي اونجا يه شاهي زندگي ميکرد

نگران اين بود که بچه اي نداره براي کي داره قصه تعريف ميکنه؟

در همون موقع غيبگويي به پادشاه رسيد سگا دارن زوزه ميکشن

مادربزرگ براي کي داري قصه روايت ميکني؟

براي نوه ام

نوه ات ؟ کسي رو اينجا نميبينم

او مدتها پيش مُرده

هر وقت بهش فکر ميکنم

براش قصه ميگم

بهم آرامش ميده

مردم فکر ميکنن ديوانه ام

هرچند برام مهم نيست چي فکر ميکنن

مادربزرگ نگران نباش

چرا منو جاي نوه ات حساب نميکني؟

خب برات قصه بگم؟

الان خيلي ديره براي قصه گفتن

خيله خب بگو

در بزرگترين پادشاهي اوجاين

جايي بود بنامِ هاستيناپورام

منابع زميني ، منابع آب

يه کشورِ ثروتمند با کلي منابع ارزشمند

يه شاهي اونجا زندگي ميکرد

شبيه تو

[شعار زدگي ستايش شده]

هي مراقب باشين گلها چشمامُ کور کردن

فقط بخاطرِ اينکه گفتم تو شبيه پادشاهي

خيلي تصور نکن و جوگير نشو

ميهماني خوش آمد گويي نبود

و نه سربازان او رو همراهي ميکردن

در واقع او حتي يه قصرِ پالکوني هم نداشت

او فقط نامِ پادشاه روش بود

حتي تو قصه ها هم نامِ راجا اعتبارِ زيادي نداره

نه نه او يه کانديداي بالقوه براي پادشاهي بود

متاسفانه ولي به يه فرمانده بودن بسنده کرد

ميدوني پادشاهِ اون سرزمين کي بود؟

خواهش ميکنم بشينين

فرمانده بله اعلي حضرت

اگر شش و ششُ با هم اضافه کنيم نتيجه چي ميشه؟

ميشه 12

اگه آروا و آروا دو تا رودخونه با هم برخورد کنن سيل راه ميوفته

اوه خدا خنده داره

اوه نه

فرمانده چرا نميخندي؟

خوشحال باش که با کفشام نزدم تو صورتت

بر عليه پادشاه حرف ميزني؟

هي فاونر لعنتي من با تودارم حرف ميزنم

چرا بينمون تفرقه ميندازي؟

بس کنين

به جرم نخنديدنت

پست فرماندهي رو ازت ميگيرم

اعلي حضرت

تنبيهت اينه که سه روز مدفوعِ اسبا رو جمع کني

مدفوعِ اسب چيه ديگه؟

بعد از اون بايد مدفوعِ فيلا رو جمع کني

واي نه

يراي اينکه شک خودت ُبرطرف کني مجازاتمُ دوبرابر کردي

اعلي حضرت لطفا يه جوک ديگه اي رو بگين ايندفه حتما ميخندم

اين حکم منه

فرمان منه

ترجيح ميدم که مدفوعِ صورت شما رو پاک کنم

چرا بايد مدفوع هاشو حمل کنم

گوش کن مگه تو تنبيه نشدي

چرا وادارم ميکني من اينکارو کنم؟

چيزاي زيادي براي جمع کردن هست غر نزن و بکارت ادامه بده

اصلا منطقي نيستي

اين چه بوي گنديه ؟

شما بايد يه حاکم درستکار ميشدين

خجالت آوره که ميبينم بجاش مدفوع جمع ميکنين

خنده داره که نميتوني نگاه شرمندتُ بيان کني

اما احساس شرمندگي ميکني که دارم مدفوع جمع ميکنم؟

موتاپا

لعنتي شرم آوره

اين چه کوفتيه که پوشيدي؟

حتي جرات نميکني جلوي استراياجا ظاهر بشي

از هم پاشيدنتون

نميدونم چي کار کنم

موهام رشد نميکنه

در عوضش ريشت رشد ميکنه خوشحال باش

با اين سبد روي سرت ُ بپوشون

بس کن

زنگ خطره شيپورجنگه

جنگ شده

بهم کمک کن مدفوع ها رو جمع کنم سربازاي نيرومندمون در راهن

اي ديوانه سعي نکن فرار کني

فرار نکن لعنت بهت

شرم آوره که اينا سربازاي جنگين

چي شده وزير؟

کالاکايزر جنگُ شروع کرده

بدش بهم ببينم

اگه مدام نگاه کني مي ترسي

با قاطعيت برنامه ريزي کنين و براي جنگ آماده شين

مور و ملخاي کالايزرن

هميشه همه چيزُنابود ميکنن

اونا قبلا ترسيدن

بيشتر نترسونشون

کالاکايرها آدماي خطرناکين

بين پير و جوان فرق نميزارن رحم و مروت ندارن

حقيقت داره؟

اگه واقعيت داشته باشه نقشه اي براي پيوستن به دشمن دارين؟

قبل از اينکه جنگ شروع بشه همه رو قرباني ميکنم

وزيران محترم يه جلسه اضطراري بزارين

به همه خبر بدين دستور پادشاه

موتاپا چند تا سرباز براي جنگ نياز داري؟

عاليجناب پونصد تا سرباز ميخوام

چرا براي به زانو در آوردن دشمن به پونصدتا سرباز نياز داري؟

کافيه فقط خودت تنها بري

ورسيما حواست باشه يه ايده بدي

فرقي نميکنه اگه هزاران لشکر باشه

واضح که هيچي نميشه تو مي دوي و پنهان ميشي

ما کسايي هستيم که در خط مقدم جنگيم

فرمانده سابق اعلي حضرت

قدرت يه فرمانده به نيروهاشه

اگه سر فرماندشون ُ بزنيم

نيروهاش سرکوب ميشن

آفرين

اين يه ايده جالب بود

بابا بياين استراتژي راجاسيمها رو اجرا کنيم

بياين استراتژي اونُ دنبال کنيم

همه نيروها رو براي جنگ آماده کنين

اين دستور پادشاه برين

درود برعاليجناب

موتاپا بهم بگو

اول بزارين مردمُ يه جاي امن ببريم

خانوادمُ به جاي امن ميبرم و زودي بر ميگردم

ميرم لباس زيرم ُ بپوشم هوي ديوانه

درِ اصلي رو ببند به جهنم اگه آسيب ببينم

جواب زن سوممُ چجوري ميتونم بدم اينا خيلي اميدوارن

دارم ميام

بنظر ميرسه اسبا روي تردميل ميدون

آدم فکر ميکنه که ازآسمون دارن ميان

حالام از زمينم دارن ميان

اين که برچسب چند تا اسبه رو دوربين

اونا نفهميدن که اين فقط يه برچسبه

اونا نزديک شدن نه فقط کوچک شدن

فاونر لعنتي

اين برچسب چند تا اسبِ روي دوربينه

متوجه نشدي و همه رو وحشت زده کردي

بجاي اينکه براي جنگ آماده شين شماها دارين همش غر ميزنين

خوش اومدين اعلي حضرت

مي دونين فرمانده مورد اعتمادتون چي کار کرده؟

بيشتر از اوني که هستي حرف ميزني بهتر از خوبيام بگين

هيچ کار بزرگي نکردم

فقط يه نامه تهديد آميز نوشتم

و با يه کبوتر پيام ُ فرستادم پيامي فرستادي ؟

اونا نامه رو خوندن و فرار کردن

اعلي حضرت دروغ ميگه

بزار يه نگاه بندازم

عاليجناب

اون يه احمق به تمام معناس

کسيُ نميبينم

همه فرار کردن؟

عاليجناب اينجاست

هي هي

از هوشُ ذکاوتت قدر داني ميکنم

در باره ي برچسب جوييدنش دارين صحبت ميکنين؟

اگه با دشمن روبرو بشه اونا رو ميجوه و تفالشون ميکنه

جويدنش تموم شد

مطمئن نيستم کي ميخواد تف کنه بيرون

بيا اين طرف حتما شما هم

آفرين به اين شجاعتت و

راهي که دشمن و وادار به فرارکردي

تو جانشين پادشاهيمي

آماده باش فردا تاج گذاريته

ممنون فرمانده هالي

اعلي حضرت ممنون

مادربزرگ بشريت راه خودشُ گم کرده

فريب و خيانت کاري توي جهان فراگير شده

پسر اينطوري فکرنکن فقط بشين

هنوز قصه امُ تموم نکردم

فهميدي زمان تاج گذاري چي شد؟

کي مقدماتُ انجام داد؟

من بودم اعلي حضرت

بنر چطور شد؟ عالي شده

خارق العادس

واقعا خارق العادس

قطع شد

آهاي

باهوبالي

باهوبالي

اول طناب و بگير

بخاطر کرونا ماسک زدم نه بخاطر بوهالي

اين راجاميهاس

راجاسميها

آفرين راجاسميها

اينُ ديدي؟ آفرين

عاليه

راجاسميها

پاتو بده من

هوي

پامُ ول کن

هي گفتم پامُ ول کن

لعنتي گندت بزنن

در واقع گوه منتظر بودم يه جاي ديگه پاکش کنم

اما ماليدي به سر کچلت

بزار پاکش کنم بو ميده لعنتي

راجاسيمها بس کن لطفا

واي نه

اعلي حضرت يه درخواست دارم

بهم بگو راجاسيما

فقط هر گوشه و هر جايي بنرهايي نصب کردن

اين روي مردم اثر ميزاره و زندگيشونُ به خطر ميندازه

عالي ميشه اگه در دوران حکومتتون نصب بنرها رو ممنوع کنين

علاوه بر اين يه حاکم عالي نياز به تبليغات نداره

يه حاکم وظيفش حمايت اززندگي مردمشه

از طرف من انجام بدينش

آفرين راجاسيمها

اعلي حضرت

فکر ميکنم بارون ميخواد بياد مراسم تاج گذاري رو تموم کنيم

صبرکن

راجاسيمها بيا اينجا

راجاسيمها تو براي مردم اين منطقه سخت کار کردي

وظيفه منه که بهت يه فرصت عادلانه بدم

گفتم که در روز تولدم

شما دوتا بايد با دوتا ايده براي پيشرفت مردم بياين

منم از بين اين دوتا ايده بهترينشُ انتخاب ميکنم

و يک نفر از شما جانشين پادشاهي من ميشه

تا اون موقع براي تاج گذاري صبر ميکنم

اعلي حضرت شما قبلا اعلام کردين

اين فرمان منه

حکمم همينه که گفتم

همه از شنيدن اعلان پادشاه خوشحال شدن

و بارون پول باريد

بارون پول؟

مادربزرگ شهرمون از کمبود بارون در مضيقه است

ما به تانکراي آب وابسته ايم

هر چيزي ميتونه توي قصه ها اتفاق بيفته

خيلي عالي ميشه اگه اوني که تو قصه اتفاق افتاده بشه

صداي زنگارو شنيدي؟

اين مرد بستني فروشه بهش بدهکارم

لطفا برو بخواب

چند بار بايد تکرار کنم که مدير داره صداتون ميکنه

بهشون بگين اومدم

سر کار با تلفن صحبت نکن

هي براي جلسه احضارمون کردن

حتما بريم

ميشه بيام داخل قربان

درُ ببند لعنتي

درُ ببند لعنتي

اوهوي چي شده؟

ازمون خواست بيايم داخل و درُ ببنديم

وارد شو

درُ سريع ببند

آقا چرا مثل شبح تو تاريکي نشستين؟

لامپا رو روشن کنم؟

نه نه بابا تازه ليزر کردن

به همين خاطر جلسه رو تو تاريکي برگزار ميکنيم

عزيزم واقعا اين جلسه شرکتمونه؟

يا يه جلسه غير قانونيه؟

اذيتم نکن

بالدي برو يه صندلي پيدا کن

صداي چي بود مواظب باش تاريکه

خداروشکر هيچ کس نميدونه من بودم

خيلي تاريکه

واي نه

همين الان گفتم مواظب باش مانوهر بود؟ بله قربان

يکم آب بهم بده بله قربان

آب ُ روي ميز گذاشتم

بالاي سرمه که لعنتي

واي نه از استخدام اين نادون متاسفم

هي بدش بهم

صداي چيه؟

يکي پاستيل ميخوره

مانوهره ؟

واي نه من نبودم

جلسه رو برگزار ميکنم

بخاطر اينکه همه مردم تحت تاثير کرونا قرار گرفتن

سهام در حال ريزشه و ضرر زيادي کرده

نميدونم چيکار کنم

قربان خيلي ساده اس

تبليغ ميکنيم اگه دوبسته بيسکوييت بخرن

يه بسته خامه هم مجاني ميگيرن

مردم با اين پيشنهاد وسوسه ميشن

ايده خوبيه

گروه بازاريابي اين ايده رو مي پسندين؟

اين ايده عاليه قطعا نتيجه ميده

قربان اين يه ايده احمقانه اس

با اين ايده پنجاه درصد سهام فروخته ميشه

بجاي اينکه خامه مجاني بديم

بياين خامه رو بين بيسکوييتا بزاريم و بيسکوييت کرمدار بفروشيم

اين طوري کل سهام فروخته ميشه

آره اين بنظر بهتره

چه مزخرفاتي آقا

بيسکوييت کرمدار يه ايده قديميه

ايده خوب فروش سهام بدون خرج کردن اضافيه

تيم بازاريابي ايده اش چطوره؟

خوبه آقا

ايده راجا رو دنبال کنين و کار رو شروع کنين

راجا لطفا بشين

تو سخت براي اين شرکت زحمت کشيدي

اما من اصلا ازت قدرداني کردم

ميخوام يه فرصتي بهتون بدم

براي پيشرفت و سفارش کارخونه جديدمون

يه طرحي رو درست کنين و در روز تولدم بهم ارائه بدين

بهترينُ از بين دو تا طرح انتخاب ميکنم

و اون شخص ُ به مدير کلي ارتقا ميدم

آقا شما در طول جلسه هيات مديره اعلام کردين که من مدير کلم

اين من بودم که اعلام کردم درسته؟

حالام عوضش ميکنم

ميتونين برين

آقا اين چيه؟

آقا لطفا دستتون و بهم بدين بفرما

ممنون آقا خيلي ممنونم آقا

باشه ممنون آقا

الو

يه تصادف تو خيابون نزديک پل کرومپيت شده

ماشين حمل پوله يه وسيله پشتيباني بفرستين

آقا آقا لطفا کمکمون کنين

آقا لطفا کمکمون کنين

لطفا پولا رو جمع کنين

هي لاکشمي نگاه کن داره بارون پول مياد

الان روي پولام

بارون پول بود

بارون پول؟

مادر بزرگ شهرمون از بارش کم در مضيقه اس

ما به تانکراي آب وابسته ايم

هر اتفاقي ميتونه در قصه ها اتفاق بيفته

اين پول رايجه

همه دارن بر ميدارن هيچ کس جلوشونُ نميگيره

ببين داره پرواز ميکنه

هي سکه طلا

بگيرش

اون يه کانديداي بالقوه بود که پادشاه بشه

راجاسيما بايد براي اين ملت سخت کار کني

اين وظيفمه که بهت يه فرصت عادلانه بدم

اين و روز تولدم گفت

شما دوتا بايد به يک ايده براي پيشرفت اين مردم برسيد

من بين اين دوتا بهترين ايده رو انتخاب ميکنم

و اون شخص جانشينم براي پادشاهي ميشه

اگه اون اتفاق بيفته عالي ميشه مثل تو قصه ها ميشه

تو سخت کار کردي براي مردم و اين شرکت

ولي من هرگز ازت قدرداني نکردم

قصد دارم فرصتي بهت بدم

براي سفارش و توسعه کارخونه جديدمون

برنامه اي تهيه کنين و در روز تولدم بهم بدين

بهترينُ از بين دو تا ارائه انتخاب ميکنم

و اونُ به عنوان مدير کل ارتقا ميدم

قصه هاي مادربزرگ درست از آب در مياد

مادربزرگ راجا رسيد

راجا رسيد حمله نکنين

شماها مثل ميمونا رفتار ميکنين چي برامون گرفتي؟

اصلا نميدونستيم که اينقدر دوسمون داري

همه اينا رو براي ما گرفتي

مادربزرگ ممکنه ناراحت بشه ميدونستي آره درسته

چيزي براي مادربزرگ نگرفتي؟

مادربزرگ ناراحت نميشه ولي شما پسرا ميشين

بخاطر اينکه همه چيُ براي مادربزرگ گرفتم

پس بدين لعنتي همه چي ُازمون پس گرفت

تو دستت چيه؟

يه پلاستيک خاليه ميتوني نگهش داري

مادر بزرگ

مادربزرگ همش براي شماست

هر چي دوست داري بخور و يه قصه سرگرم کننده برام بگو

نه راجا من مشغول خوندن بيوگرافي يه قديسم

وقت ندارم برات قصه بگم

داستانايي که ميخواي ُ ميتونم شبا تعريف کنم

الان نه

بنابراين بايد شب بشه

يه لحظه صبر کن

الان شبه بگير بخواب لعنتي

اينم براي تو برو بخواب لعنتي

نگاه کن حالا شبه

همه ميخوان بخوابن

الان ديگه شبه لطفا يه قصه برام بگو

هميشه براي نوه ام وقتي شب ميشد قصه ميگفتم

الان نميتونم برات قصه بگم

مادربزرگ حالا من تا شب چي کار کنم؟

صبر کن فکتُ ميشکونم

بسه راجا برو بخواب

مادربزرگ چطوري بخوابم؟

بهم قول دادي برام قصه بگي

آره يه قصه خواسته بودي

نيازي به قصه نيست

واقعا خسته ام لامپا رو خاموش کن و برو بخواب

اگه خسته اي برو بخواب

اين ادا اطواراي مسخره چيه از خودت در مياري؟

بايد خودم ُ تو حوض غرق کنم ؟ تحمل سرما رو ندارم

واي خدا

روزُ به شب تبديل ميکنه و مجبورمون ميکنه که بخوابيم

شبم که ميشه ميکشتمون که حق نداريم بخوابيم

صداي اون راديو رو خفه کن واي نه

مادربزرگ لطفا شروع کن

در کشورمون بعد از حاکميت انگليسي ها

نظام سلطنتي نابود شد

تنها وارثي که زنده موند از چينامانور استقبال کرد

املاک و زمين هاي متعلق به سلطنت

توسط يه مادربزرگ که به اون خانواده تعلق داشت اداره ميشد

سه مرد براي ربودن اون مادربزرگ توطئه کردن

قطع کن قطع کن

قصه خوبي نيست اين داستان نتيجه نميده

راست ميگي

مادربزرگ نظراي اونارو جدي نگيري

اين قصه جديده که گفتي عالي بود

با آدم ربايي کاملا پايه ام

بايد يه تغييرات کوچيکي توي قصه بديم

چي؟

بايد بجاي مادربزرگ يه دختر جوان ُ بدزديم

جالب بنظر ميرسه

حالا اون دختره رو يه گروه ميگيرن

بلندش کنين

برو قبل از اينکه رانندش برسه ولم کنين لعنتيا

کمک

باباي دختره بخاطر اينکه دخترشُ دزديدن داره ديوانه ميشه

نه

يکي دخترمُ دزديده

اميدوارم که درست گفته باشم مادربزرگ

شک نداشته باش مادربزرگ

تا اينجاش ُ خوب اومدم

حالا بعدش چي ميشه

بهت ميگم

اينجاس که قهرمانمون شيشه رو ميشکنه ُوارد ميشه

هي خپلو

اون ميتونه از در بياد تو چرا بايد شيشه رو بشکنه؟

يه قهرمان به بزرگ نماييشه

چرا منُ احضار کردي؟

معمولا خانوم قبل از تاريک شدن هوا بر ميگرشتن خونه

اما امروز هنوز به خونه برنگشته و از زمان معمولم گذشته

بخاطر همين نگرانيم

هيچ مشکلي توي اين داستان نميبينم

ميتوني چراغارو روشن نگه داري تا خانوم به خونه برگرده

باورم نميشه که منُ بخاطر اين صدا کرده باشي

راجا گلوله

مشکوکم که دخترمُ کسي دزديده باشه

هنوز کسي زنگ نزده ؟ نه

يکم صبرمي کنيم

آقا

اونجا ميري بله

لطفا اين فنجونُ بهش بده

آقا شما اونجا ميرين درسته؟ بله

لطفا اين بيسکوييت ُ بهش بدين

خيلي احمقي واي نه

الان ناراحتم

بيا

زل زدنُ بس کن تلفنُ بردار

آقاي ناراسيمهان

ولم کنين

بزارين برم

راجا نظري ندارم که پشت خط کيه

اما مدام داره ميخنده

اين نشون ميده که آدم رباهست

اومدم

الو

ولم کن

الان معلومه که آدم ربايين

لطفا وقتتون ُ با خنديدن هدر ندين

برو سر اصل مطلب

بنظر ميرسه که داري خفه ميشي

يکم آب بخور

دختر رو دزديديم حالا ميخواي چي کار کني؟

باهاش صحبت کن الو

راجا الو

ليا سلام راجا

نترس

نترسيدم راجا اين از طرف بابات بود

ليا بهم بگو کجايي؟ راجا

هر چقد تلاش کني نميتوني جامونُ پيدا کني

بهتره که يه ميليون نقد حاضر کني

و به پارانگيما ليا بياري

اونجا منتظرتيم

چقد طول ميکشه تا بياي اونجا؟

ده ديقه اي اونجاييم

پس با اين حرفت معلوم شد که مخفي گاهتون در مينامباکامه

رئيس فهميد مخفي گاهمون کجاست

احمق بدرد نخور تلفن ُ بده بهم

داشت بلوف ميزد

سه ساعت طول ميکشه تا به اونجا برسيم

دير نکن که از کوره در ميرم

لعنتي دختره رو بردارو زود بيا

با پول اونجا ميبينمت

راجا ممکن آدم رباها زندگيتُ به خطر بندازن

بهتره که من برم اونجا و ليا رو برگردونم خونه

نخير تو به قرضات فکر کن نمي زارم پولارو به فنا بدي

بهتره برم

درست پيداش کرد

قهرمان داره به قصه شاخُ برگ ميده و خودش خبر نداره

دستا بالا

آقا لطفا شليک نکنين ما اينجا داريم مي رينيم

غلط کردين وسط فعاليت ها و کار مهمم دارين ميرينين

شما اينجا جفتي مي رينين

تو واي نه آقا

شلواراتون ُبکشين بالا بعد بدويين

مطمئن باش انجامش ميديم لعنتي

کلاه سياه و با يه کيف تو دست

فکر ميکنم اين همون پسريه که ميخوام ببينمش

تخم مرغ اول اومد يا مرغ

در حقيقت اول با يه کاميون از ناماکاکال اومد

فروشنده تخم مرغي؟

بيلا پادشاه قاچاق

ديويد بيلا

اينجام که کيف ُ عوض کنم

بايد قبل از خريدنش چک مي کرديش

خراب و داغونه

آهاي

پليس فرار کن

سريعتر بدو نميخواي که بگيرنمون

ولم کنين ولم کنين

راجا چطور جرات کردي پليس ُ با خودت بياري

اوهوي من اونارو با خودم نياوردم

اومدن اينجا که بيلا رو دستگير کنن

حالا فقط جسد اين دخترِ گيرت مياد

دختررو بکشين لعنتي

آهاي ليا

نميتونه اون کارو انجام بده

چاندرو ببرش تو ماشين راجا

آهاي ليا بهم گوش کن فرار کن

آهاي ليا

راجا ليا

راجا

راجا ليا

بيلا فرار کرد ولي کازاوگو رو گرفتيم

پيچ و تاب طرح چطور بود؟

نوبت تسويه حساب منه

حالا ديگه هيچ شانسي براي نجات قهرمان و شير زن نيست

مهم نيست که اونُ نجات ميده يا نه

بزار ببينم کي ميخواد تو رو از دست من نجات بده

واي نه داري داستان ُ خراب ميکني

بهتره رو ايون بخوابي داخل نيا

اون بيرون واقعا سرده

خودتُ با گوني بپوشون واي نه

همش در حال پارازيت انداختن و داستان ُ خراب ميکنه

بيا بيخيال داستانش بشيم

قهرمان در راه مبارزه با آدماي بد قدم ميزاره و شيرزن ُ نجات ميده

درسته؟

منظورم اينکه خوبه

فقط در اين صورت که همه چي طبق نقشه من پيش ميره

راجا داد نزن

چاندرو سريعتر برو

راجا

زود باش تندتر برو

داره با آينه هاش کورم ميکنه

واينستا سريع برو

احمق پياده شو

همينجا وايستا سعي نکن فرار کني

بزنيدش

آهاي يکيتون بياد جلو و بجنگه

ليا

اينستاگرام باليوود وان @Bolly1official

راجا

ليا

آسمون

زمين

ميزنن وسط کلت

ليا

گرفتمش چرا خم نميشي و فرار نميکني؟

ليا

ليا

حالا باباش مياد اونجا و

جايزه قهرمان ميشه ثروت و مقام و ازدواج با دخترش

چطوره؟

مادربزرگ از قصه خوشت اومد

لطفا بگو خوبه خوبه درسته

قبول خوبه

اونا کجا ناپديد شدن؟

آهاي

آقاي راجا تو دخترم ُ از يه خطر جدي نجات دادي

ايمان دارم که از دخترم خوب مراقبت ميکني

بنابراين تصميم گرفتم که دخترم باهات ازدواج کنه

اُه عمو موضوع اصلي رو فراموش کردين

معتقدم که همه چيز ُ بهتون دادم

اينا اسناد شرکت پدرم هستن

تمام ثروتم که اينجان

از همه مهم تر اينه که شما رئيس کارخونه بيسکوييت جادويي هستي

اين ُهم با دخترم بگير

داستان چطور بود مادربزرگ؟ دوسش داشتي؟

فقط اگه بگي آره ديگه درست ميشه

باهاش مشکلي نداري؟

من دوبله باهاش خوبم ؟

پس منم باهاش خوبم بله

مادربزرگ داستانُ تصديق کن تا همه برن بخوابن

واي خدا من چيه؟

ميتوني دستتُ بالشتت کني

مادربزرگ اين بالشت ُ بزار زير پات

اميدوارم که راحت باشي

همينه فردا همه چيز درست ميشه و من شرکت خودم ُ دارم

راجع به دزدين ليا مطمئني؟

تائيد شده است باشه

چه نيازي به گاز دادنته با اين قيمت بالاي بنزين

خوشگل يه کار ضروريه بايد يکيُ تعقيب کنيم

خيلي طول کشيد پيداشون نيست

سينما که نيست که سر وقت بيان

آدم رباهاي بدبخت

آدم ربايي هم سخته

چرا براي آدم رباها متاسفي؟

چون قراره سرنوشت منُ تغيير بدن

پس سرنوشت ما چي ؟

سرنوشت شما داغونه

نگران نباش من مراقب شما پسرا هستم

راجا راجا ليا

دارم ميام

هوي چي شده؟

بنزين تموم شد بخاطر گاز دادنا

خوش تيپ من با تو ميام بپر بالا

خوش تيپ سريعتر برو

خانوم نترسيد نجاتت ميديم

زود باش سريعتر برو

تک چرخ بزن

زود باش

خوشتيپ سرم داره ماليده ميشه هي بس کن

لعنتي سرم داره به خيابون کشيده ميشه موتورو نگه دار

ليا اينجا رو نگا کن رفته تو کيسه هوا

دختر رئيسمي؟ من نجاتت دادم

از بابات بخواه مقاممُ ارتقا بده

بعدا توضيح ميدم هوي

هوي بجا اينکه لگد بزنيش باهاش حرف بزن

نگه دار رئيسمونه

چرا دختر خودمُ بدزدم؟

واقعيتش يه پيام دريافت کرديم که يه گروه ديگه دزديدنش

پس يه گروه ديگه ام درگيرن

کي بهتون اطلاع داد؟

راجا بود که بهمون خبر داد

موضوع چيه ديگه راجا؟

رئيس اين ليا بود که اسممُ داد ميزد

ديدم که وقتي اسمتُ صدا زد وايستادي

اون فقط تو رو صدا ميزد

کي ازت خواست که بياي و شيشه ماشين رو بشکني؟

چه جهنمي درست کردين؟

اون تو اين جهنم چي کار ميکنه؟

پسرا منُ بدون پول براي بنزين ول کردين و رفتين

رئيس خودت و دخترتُ از دست آدم رباها نجات داديم

بابت اين کارمون چه جايزه اي ميدي بهمون؟

اين يه نقشه گسترده بوده؟

جايزه ميخواين درسته؟ بفرماييد

ماشينُ تعمير کنين و بيارينش خونه

يالا بريم

يه روزديگه داستان واقعيت پيدا ميکنه

چطوراين دفعه نشد؟

باشه آقا

چي شده ؟ مادربزرگ گمشده

راجا مادربزرگ با سه نفر رفته بود معبد

اما تو جمعيت گم شد

واقعا ميترسم راجا

سه تا مرد براي دزديدن مادربزرگ توطئه کردن

بنابراين فقط داستانايي که مادربزرگ گفته درست ميشه

اگه اين يه سوژه باشه کي مادربزرگُ دزديه؟

مادربزرگ گم نشده نميفهمم

چرا بهمون خيره شدي؟

شما پسرا مادربزرگ ُ نبردين معبد؟

ما رو متهم ميکني؟

انسانيت مسيرش ُگم کرده

بفرما اينم بليط دعامه خودت چکش کن

اينم تاريخ ارائه معبده

اينم رسيد غذايي که تو رستوران خورديمه

اينم بليطاي سفرمونه

بگير نگاه کن

خوب نگاشون کن

حالا که بهمون اعتماد نداري خوب نگاشون کن

خيلي خوبه بسه ديگه

ميخواستين برين معبد چهار تا بليط رزرو کردين

اما براي برگشتتون فقط سه تا بليط گرفتين

مطمئني؟ واي نه

بنابراين از قبل ميدونستين که مادربزرگ گم ميشه

بنظر ميرسه نقشتون نصفه و نيمه لو رفت

چرا اين کارو کردي؟ همش بخاطر تو بود

تو همش هواي مادربزرگ ُ داري و به ما نگاه هم نميکني

تو هر کاري براي مادربزرگ انجام ميدي

يادت بيار که چطور بالشتُ براي استراحت پاهاش برداشتي

کجا گذاشتينش؟

ميبرمت پيشش

مادربزرگ

مادربزرگ راجا مادربزرگ اونجاس

مادربزرگ راجا

خداروشکر اينجايين

اون سه تا مردي که باهام اومدن

ازم خواستن اينجا بمونم تا برگردن

خيلي طولاني شده نميدونم کجا رفتن

بيچاره ها برو دنبالشون

مادر بزرگ

مادربزرگ من مواظبشونم

بعد از اين نبايد بدون اينکه بمن خبر بدين جايي برين

حتما بهت ميگم

تو هم نبايد منُ براي هميشه ترک کني

نمي خوام و قطعا نمي کنم

قهرمانمون کجاست؟

آقا اونجاست

باشه

سلام آقا

صبح بخير آقا

شنيدم که ماشين ُ تعقيب ميکردي که ليا رو نجات بدي

اونم فقط اسم تو رو صدا ميکرده

هي نخندين

اون يه قهرمانه

آقا به نظر ميرسه داري چيزي رو برنامه ريزي ميکني

ميخواي به ما هم بگي؟

رئيس اشاره کرده که مهارتهاي شخصيمون ُ نشون بديم

اين قهرمان بازي درمياره

اوه تو براي رئيس شدن رقابت ميکني اينطور نيست؟

اگه مدير کل بشي

لطفا منُ به عنوان معاونت انتخاب کن

وقتي باد مي وزه

کاغذ هم مثل يه پرنده پرواز ميکنه

فقط وقتي باد فروکش ميکنه

ميتوني فرق بين کاغذ و پرنده رو کشف کني

اميدوارم که اين مقايسه رو فهميده باشي

بهتر بياي کارتُ کني

و سهم خودت از بيسکوييتاي باقيمونده رو ببري خونت

اگه ميخواي براي رياست رقابت کني

حيثيتتُ لکه دار ميکنم به ذهنت بسپار

برگرد سر کارت

براي مشکلات معده

زنجبيل و زيره اضافه کن

وقتي نوزاد از دلپيچه رنج ميبره چي کار کنيم؟

بايد کونشُ پاک کني يعني تا الان اينُ نميدونستي؟

مادر بزرگ لطفا شما ادامه بدين

برنامه سلام دکتر تموم شد

فردا همين ساعت دکتر آنيتا رو ميبينيم

با تشکر و سپاس ميتوني الان بري

مادربزرگ نگاش کن

پسرم اونُ بهش بده

به اطلاعات دارويي براي شرکت در امتحانش نياز داره

بخاطر همين بهش کمک کردم که موفق بشه

مادربزرگ مراقب باش لطفا

ممکنه ازشما بعنوان تقلب تو امتحانش استفاده کنه

ميتوني بيرون به هر چي که دوست داري خيره بشي من اينجام که يه داستان گوش بدم

مثل يه بچه که نق نق ميکنه که قصه ميخواد گوش کنه شدي

چيزي براي کامل کردنش نداري ؟ چرا خودتُ براش آماده نميکني؟

چرا دکتر بيش از حد براي من خودشُ شيرين ميکنه؟

اينطوري نيست که بنظر ميرسه

فقط حس کردم بايد اونُ بگم

زماني زندگي بهت يه فرصت ميده شبت بخير

از من بشنو شبت بخير

بزار صحبت کنم شب بخير

شب بخير

شب بخير مادربزرگ

مادربزرگ بزار برسيم به قصمون

همه جمع شين مادربزرگ يه داستان برامون ميگه

هي احمق چرا اونارو اينجا جمع ميکني؟

به اون احمق نگاه کن سعي ميکنه زير چشمي نگاه کنه

شما پسرا به اندازه کافي آسيب زدين

گمشين

از اين ببعد يدونه يدونه

مادربزرگ قصه رو تعريف ميکنه و من گوش ميکنم

مادربزگ بيا بيا بيرون

نه چرا بايد انجامش بدي؟

مادربزرگ جلو پاتُ نگاه کن

واي خدا

اون جذابيتشُ از دست نداده

مادربزرگ لطفا يه داستان عاشقانه زيبا تعريف کن

يه داستان که قهرمان عاشق شيرزن بشه

عشق به قهرمان باعث ميشه هر چي که آرزوشُ داشت پاداش داد

داستان عشقي آره؟ آره

حدود قرن دوازده

يه پرنسس زيبا در روم زندگي ميکرد

يه جنگجو رو به عنوان باديگاردش داشت

اين کايرون جنگجو در خدمت شماست ميتوني هر چيزي ازم بخواي

پرنسس پادشاه ايرلند اينجاست تا شما رو ملاقات کنه

اين ديگه چه خريه؟ شبيه بادکنک پف کرده ميمونه

چه چيزي تو رو به اينجا آورده؟

آب نياز داريم

اين همه راه اومدي براي آب؟

ميتوني يه بسته از مغازه گوشه ايه بخري

اينجا براي آب نوشيدني نيومديم

توي راه که ميومديم اينجا معدش ناراحت شد

باورش سخته که پادشاه ايرلند ناراحتي معده داشته باشه

اون همچي کسي نيست غذاي آشغالي معدشُ خراب کرده

موافقم

ميتوني بهمون آب بدي يا نه؟

بهتون آب ميديم عصباني نشين

خب بايد اونُ بهش بديم؟

يا بايد بزنيمشون زمين؟

درواقع بايد بندازيمشون زمين

جنگويان کايرون اين کارو نميکنن بايد در برابر قدرتش سر تعظيم فرود بيارين

اشتباه بزرگي مرتکب شدي

شما به پادشاه ايرلند توهين کردين

ما قصد داريم عليه پادشاهي شما بجنگيم

هرکول اوهوي از اينجا گم شين

لعنت به شما جنگجوها مسئله ميتونست با يه سطل آب حل بشه

اما باعث شدين يه ملت به جنگ کشيده بشه

پادشاه ايرلند تحقير شد

حالام اون ميخواد به پرنسس روم حمله کنه

ميدوني که پرنسس چطوري پاداش جنگجو شجاع ُ ميده؟

چي بهش ميده؟ بهم بگو چي بود اون؟

اونُ داد

مادر بزرگ

کتاب بود؟ آره اون يه کتاب بهش داد

واقعا هدفتُ نميفهمم

تا حالا هيچ فيلم عاشقانه اي ديدي؟

وقتي بچه بودم چند تا ديده بودم

کازانوا

اين وضعيت به کتاب که مربوط نيست

اون يه کتاب معمولي نبود

يه چيز ماورائي بود

اون هديه عشق بود

پادشاه روم

پادشاه عدالت

نگهبان مردم

يه انسان خير و نجيب و سخاوتمند

برات آرزوي عمر طولاني دارم

بفرماييد ممنون

هرکول اون مثل کسيه که يه راست از تو آشغالا اومده

تعجب ميکنم که چطوري دخترش به اين زيبايي شده

کايرون زيبايي بايد مورد پسند باشه

نبايد نقدش کرد

براي مثال اين سيب از سلطل زباله برداشته شده

هنوز مزه اش خوبه

چي گفتي؟ مارکوپولو

اون فقط وانمود ميکنه که تف کرد درحاليکه قورتش داد

دزد

به منظور توسعه امپراطوري روم

از همه پيشنهاد خواسته بودم

کسي نقشه اي در ذهنش داره؟

من دارم اعليحضرت

اوليا حضرت اين کتاب شامل جنگاوري رفاه عمومي و دارو و درمانه

علاوه بر اين همه چيزايي که براي توسعه يه امپراطوري نيازمنده رو هم داره

همين يکي بود؟

منم هستم

جنگجويان کايرون در مورد چيزي اغراق نميکنند

اين کتابُ از طرف جنگويان کايرون تقديم ميکنم

واقعا سنگينه لطفا از دستم بگيرش

بعد از مرور هر دو کتاب

شخصي که مناسب اداره اين امپراطوري باشه

موروفئوسه

موروفئوس نه

کايرون

نه اون کايرونه

من امپراطوريمُ به کايرون ميسپارم

همچنين دخترم ُ به ازدواجش در ميارم

نزديکتر شين

چيه ؟ چي شد؟

اوه

اين بقيه سيبه نيست احمق ؟

عمرتون طولاني

اون امپراطوري رو بدست آورد بخاطر کتابي که از پرنسس گرفت

همچنين با پرنسس هم ازدواج کرد

اين چطوره ؟

مادربزرگ تو عالي هستي

اين چيزيه که ميخواستم

بايد برم اوهوي بشين

هنوز داستانم تموم نشده

چي مونده که بگي؟

در اولين روز پادشاهيش همه افراد پير رو از اونجا برد

پادشاه رم

پادشاه عدالت

محافظ مردم

يه نيکوکار نجيب و سخاوتمند

آرزو ميکنم عمرت طولاني باشه

با عرض پوزش چيزي ندارم بهت بدم

پادشاه نميتونه قبول کنه

روي صورتت يه علامت بزارم؟

وقتش رسيده که نگرشت ُ تغيير بدي

اعليحضرت درباره اون درست ميگين

تو کي هستي؟ وزير کشورم

بلند شو وايستا

خيلي وقت آدم ُميگيري چند سالته؟

آبان امسال شصت وهفت سالم ميشه

شک دارم تا آبان دووم بياري

خيلي بيشرمي که صندليا رو گرم ميکردي

بعد از اين افراد بالاي شصت سال نبايد در کايرون باشن

از همه مردم پير بخواين که از کشور برن بيرون

اعليحضرت چطوري هممون يه دفه اي بريم؟

اگه از قبل اطلاع داشتين ميخواستين برين آمريکا؟

الان بهم بگو چي تو سرته؟

بيشتر شبيه چاقو تيز کنه

هرکول همه عجوزه هاي پير رو بيرون کن

باشه

آهاي از اينجا برين کجا بريم آخه ؟ ما پيريم

خيلي خوب ميريم لعنتيا گمشين

بر نگردين هرکول

چند سالته؟

اعليحضرت شصت سالمه

نه پنجاه سالمه

در حقيقت چهل سالمه

بهتره که تو هم اينجا رو ترک کني

اعليحضرت گفتم گمشو

جنگجويان کايرون

اين درست نيست داستان همين طوريه

خوب بد ميشه

بد هم خوب ميشه

فقط اينطوري جالب ميشه

واقعا قصه هاتُ نميفهمم

هميشه اوجشُ بهم ميريزي

چجوري يه قهرمانُ به شرور تبديل ميکني؟

مادربزرگ يه لطفي کن و اوجش رو عوض کنه

راجا نميتونم داستان ُ اون طوري که تو دوست داري عوض کنم

شبت بخير خيلي خوابم مياد

مادربزرگ

مادربزرگ بيدارم نکن

امروز تموم شد

برو بخواب

اميدوارم بتوني کل سهمامتُ فردا بفروشي

حتما شفاف و روشن ميشه

نگرانش نباش

نگران نيستم

مجبوري باشي اگه سهامت شفاف نباشه

سفارشُ به شخص ديگه اي منتقل ميکنم

نه خانوم شفاف سازي ميکنم ميبينم

واي

يه سوپرايز داشتم بهت زنگ ميزدم

گردنت چي شده؟

خارج از اينجا صحنه هاي اکشن زيادي هست

بعدش اون نرم و صاف ميشه

واقعا شوخياتُ متوجه نميشم

بيا اينجا

به هر حال ميخواستم يه چيزي بهت بگم

درباره ي عشقه؟

چطوري فهميدي؟ همش تو بازيه

بفرماييد

اما واقعا از بابام ميترسم

بخاطر بابات نگران نباش

مشکلي نيست

همه چي بعد از برگشتنم از لندن اتفاق افتاد

هميشه ميخواستم بهت بگم

اما تو هميشه تو شرکت بودي

الان که اينجا کسي نيست بهم بگو

در بنگلور

يه دوست پسر داشتم

دوست پسر؟

پس من برات کيم؟ تو دوستمي

منُ بوسيدي

آره

بوسيدن لپ دوست ميشه

لب ُ که ببوسي ميشه دوست پسر

لپ ولب نزديک همديگه ان

لبامُ ببوس تا دوست پسرت شم

نادون همه چيزُ به شوخي ميگيري

براي جشن تولدش به بنگلور ميرم

اگه بابام ازمن پرسيد يه بهانه جور کن و راستُ ريستش کن

ليا

ليا مهم نيست اگه دوسم نداري

حداقل بهم يه کتاب بده

که منُ رئيس شرکت بکنه

هي چرا وسط خيابون وايستادي؟

موقعيت اينطوري ايجاب ميکنه

اين چيه؟

چي کشوندت اينجا؟

براي يه اردو پزشکي اينجام

چرا همه لباسات سفيده؟

اين لباس رسميه ظهر سمينار دارم

رفيق اون دختر سفيده رو نگاه کن

واي نه

بياين بهش رنگ پرت کنيم

لطفا نکنين اين کارو

بايد برم سمينار

لطفا اين کارو نکنين

يه سمينار دارم که بايد شرکت کنم بيا تو ماشين

راجا لطفا

ممنون

خب الان در اماني

فقط يه ديقه صبر کن

اين کتاب چيه؟

بهت کمک ميکنه که پروژتُ ارائه بدي

يه کتاب معمولي نبود

اوهوي

گفتم بيا پايين

اوهي نميشنوي لعنتي

بهمون آب ميدي يا نه؟

برو کنار کوري؟

اونا هم سزاوار آب گرفتنن

اين هديه عشقش بود

خب تويي؟ نميفهمم

تو پرنسس محبوب مني؟

تازه الان فهميدي؟

لپ بوسيدن يعني دوست

بوسيدن لب يعني دوست پسر

عزيزم بايد منُ قبول کني

لطفا بايد قبولم کني

من عشقتم عزيزم

تو هم ملکه مني عزيزم

عزيزم منُ قبول کن

لطفا بايد قبولم کني

من عشقتم عزيزم

تو ملکه مني عزيزم

قلبامون باهم يکي شدن

و تو اون چيزي که هستيم رو تاييد و امضا کردي

قلبامون با هم يکي شدن

تو هم اون چيزي که هستيم و تاييد و امضا کردي

عزيزم منُ قبول کن

لطفا بايد قبولم کني

من عشقتم عزيزم

تو ملکه مني عزيزم

با لبخندت و شوخياي بامزت شکستم دادي

منُ مثل کرپ غلتاندي و در عشق خودت غرقم کردي

من يه هارد کور مجرد بودم

اما تو منو به يه عاشق مجنون تبديل کردي

فکر کردم که بدزدمتُ براي خودم نگهت دارم

عزيزم منُ بپذير

لطفا بايد قبولم کني

من عشقتم عزيزم

تو ملکه مني عزيزم

چشمات مثل دوناتايي که دوست دارم مسحور کننده است

باهام خشن نباش و کنارم نزن عزيزم

داري منُ پايين ميبري مثل جرثقيل قدرتمند

اگه با عشق صدام کني زير پات حلقه ميشم

هيچ چيز آسون بدست نمياد بايد براش تلاش کني

من عاشق بي قيد وشرط توام ميخوام روحيت ُ بالا ببرم

عزيزم منُ بپذير

لطفا بايد قبولم کني

من عشق توام عزيزم

تو ملکه مني عزيزم

قلبامون با هم يکي شدن

براي چيزي که هستيم تو تاييد و امضاش کردي

قلبامون با هم يکي شدن

براي چيزي که هستيم توتاييد و امضاش کردي

ممنون

بنابراين بيسکوييت يه رژيم اصلي نيست

نوعي سرگرميه

دليلي که چرا بهش توجه دارم

ظاهر بيسکوييت بيشترين اهميت رو داره

قبل از ارضاي جوانه چشايي

اگه براي چشما اونُ جذاب کنيم کارو تموم کرديم

نسل فعلي معتاد به موبايل و بازي اند

بايد اونارو به بيسکوييتاي جادوييمونم معتاد کنيم

بنابراين قصد دارم شيرين کننده و رنگ آميزي بيشتري رو بکار ببرم

مواد افزودني بيشتر

اين مواد افزودني بر سلامت کودکان تاثير گذاره

خانوم ما يه کارخونه بيسکوييت سازي رو اداره ميکنيم نه يه بيمارستانُ

شما در تجارت نگران سالم ناسالم بودن بيسکوييتايين

رقباي ما در بازي خيلي جلوتر از ما هستن

اونوقت نگراني شما اينه که ما چي کار ميتونستيم انجام بديم

ما ميتونيم يه رفع مسئوليت کوچيک پشت بسته هاي بيسکوييت اضافه کنيم

راجع به اون

بودجمون براي تبليغات بايد بيشتر از توليد باشه

ظاهر محصول کليد فروشه

غذاهاي پر زرق و برق تجارت پر ثمرن

ممنون آقايون

ممنون

اون چطور بود؟ راجا ادامه بده

صبح بخير

بريم به اصل مطلب غذا و دارو دو تا چيز متفاوت نيستن

در واقع به عنوان دارو هم استفاده ميشن

خوراکيا و ميان وعده هايي که مادربزرگامون درست ميکردن

بسيار مغذي بودن و از مواد سالمي هم درست شده بودن

غذاها کاملا به عنوان داروي کشور کاربرد دارن

بياين به اصلمون برگرديم

بياين از آرد سفيد تو درست کردن بيسکوييت استفاده نکنيم

از ذرت و چاودار وغيره به عنوان جايگزين استفاده کنيم

اول اونا دارو رو کشف کردن

بعد بيماري اختراع ميشه تا داروها بفروش برن

و براي اينکه مردم اون بيماري رو بگيرن اونا نوع جديدي از غذاها رو توليد ميکنن

آينه يه شرکت بين المللي نباشيم در به دام انداختن مردم

با توليد غذاهاي ناسالم

بجاش بياين يه شرکت سنتي باشيم که غذاهاي سالم توليد ميکنه

و مردم ُ از ابتلا به بيماري حفظ ميکنه

به زبان ساده بگم

بياين فقط غذاهايي رو که مادربزگامون مارو باهاشون تغذيه ميکردن و بچشيم

بياين اين غذاهاي آشغال و تبديل کنيم به ميان وعده هاي سالم

ويه جادو خلق کنيم

چه خوب

آفرين راجا

خيلي خوب صحبت کردي

فکر ميکردم که دشوار باشه

يکي ُ به عنوان مدير کل انتخاب کنين

ولي آسون شد

گانش

ايدت قطعا از زندگي فراتره

اما راجا

ايدت خيلي طبيعي بود

جوون ها اين روزا غذاهاي ارگانيکُ ترجيح ميدن

حتي والدين انتخاب ميکنن همون غذا رو به فرزندشون بدن

دوستم داراماج که موسس اين شرکته

اگه امروز زنده بود

قطعا ازت تشکر و قدرداني ميکرد راجا

بنابراين

گانش

ايدت عملي نيست

سر جات بمون

راجا لطفا بيا

از امروز راجا مدير کل ميشه

از همه کسايي که اينجا حاضرن تشکر ميکنم

راجا بيا اتاقت ُ نشون بدم حتما آقا

قربان روي اين پست حساب کرده بودم که وام بگيرم

حواسم بهش هست کارتُ بکن

بريم لطفا آقا

هي کتابت شگفتي کارم شد

تبريک ميگم ممنون

چرا دستات تو هوا خشکشون زده؟

ميخواستم بغلت کنم

ولي ليا مزاحم شد و نزاشت

فکر ميکني مزاحم شدم اينطوره؟

ليا اين دوست دخترمه

پس درباره اين چي ميگي؟

مثل سنگ سفته بنظر ميرسه سخت کار ميکني

صبح آزمايش دادم

داري بابا ميشي

ليا شوخي نکن

تو بودي که ديشب باهام ور ميرفتي

حالا ميخواي که من ور نرم

تو دکتري درسته بيا نبضمُ چک کن

فقط چون اون گفته مجبور نيستي که گوش بدي

پس حرفمُ باور نکردي

سي ام که بياد با جواب دکتر ميام

اون وقت تصميم ميگيري که دوسش داشته باشي يا نه

اسم بچمونُ چي بزاريم؟

آنيتا

آنيتا راجا اسم خوبيه

اوهوي ليا

اسمي پيشنهاد ندادم

فقط داشتم اسمتُ صدا ميزدم

بزار سي ام زنگ ميزنيم

سي فوريه اي وجود نداره

اون داشت بازيت ميداد تو هم باورش کردي

تو رو باور دارم

نميشنوم يکم بيا نزديکتر

راجا اونجاست بيا بريم

ميام اونجا

يه کار کوچيک دارم بايد بهش برسم تو ادامه بده

مانوهر چرا همه رو صدا ميکني؟

اونجارو نگاه کن

تعجب کردم که چي شده

الان بايد اينُ چي کار کنيم ؟ فقط خفه شو

اونا بايد حداقل يه نگاه به کارت ميکردن

رئيس اين جزئياتشه

يادته درباره کاغذ و پرنده چي ميگفتي؟

اميدوارم الان ديگه فهميده باشي کي به کيه

بريم بله

کاغذ

به اين اسم جواب ميدي

فکر ميکنم اين اسم خوب بهت مياد

کاغذ

هي اون چي بود؟

يه مراسم نامگذاريه که تکرارش ميکنيم

درسته

يادمه که يه چيز ديگه هم گفتي

ازتون خواست که به عنوان دستيارتون استخدامش کنين

تو پروژه جديد دستيارم ميشي

فردا ساختُ ساز سايت کارخونه رو شروع کن

و مراحل لازم رو انجام بده

بعدش برنامه رو تهيه کن و به دفترم بيار

نه تو برام نيارش

دوست ندارم ريختتُ ببينم فقط بهم ايميل کن

پسرا حالشُ ببرين باشه

لعنتيا بايد بدجنسياشونُ تحمل کنيم

مي توني بهم بگي آندرسون بنگالوپنج کجاست

سي سال پيش آندرسون بنگالو ميگفتن

الان خونه ايزابلا بهش ميگن

لطفا درُ باز کنين

اينجا جايي که راجا بيسکويت ميده

تو مادربزرگ عالي هستي

خيلي خوشحالم

خانوم شما دوست دختر آقاي راجايين؟

کي اتفاق افتاد؟

شما کي هستين؟

دستيار آقاي راجام

ميشه بهم يکم چسب بدين ؟ بايد اخطار دادگاه ُ بچسبونم

اين اخطار چيه ؟

ميخوايم اينجا رو با بلدوزر خراب کنيم توي دو روز

دستورشُ اداره صادر کرده

اخطار کوچيکي بود که اينجا رو تخليه کنين

جدي ميگين؟

راجام دربارش ميدونه؟

دستور راجا بود که اينجا بلدوزر بشه

در واقع بعد از اينکه مدير کل شد اين اولين دستورش بود که امضا کرد

راجا هرگز اين کارو نميکنه

ما ذات راجا رو ميشناسيم

راست ميگه

اگه مشکلي برامون پيش بياد

راجا اولين کسيه که اينجاست

باور نميکنم که ازش بد ميگين درسته

آقا پشت خطن

عصر بخير آقا

به محل رسيدي؟

سر کارم قربان

کاري که گفتم ُ انجام بده

مطمئن شو که همه اونجا رو خالي کنن باشه؟

دو روز ديگه بايد تخريب کنيم و به سازنده ها تحويل بديم

فهميدي؟ بله البته

حتما آقا

اميدوارم که شنيده باشين که چي گفت

من حرمت سن وسالتون دارم

فردا اينجا رو تخليه کنين و يه جاي ديگه رو پيدا کنين

بجنبين

بايد برم

ببخشيد من اومدم اينجا تا دکتر گيتا رو ببينم

ممنون جواب مريض ُ الان نياز دارم

صبح بخير دکتر

چرا جواب تلفنم ُ نمي دي؟ لطفا برو

دلم نميخواد باهات صحبت کنم

آنيتا

آنيتا لطفا بس کن

آنيتا قسم ميخورم خبر نداشتم

اين طوريه؟

چرا دستور لغو تخريب خونه سالمندا رو نميدي؟

هر وقت دادي بعدش بيا و منُ ببين

گوش کن چي ميگم

راجا اين سندُ امضا کن

ميخواستم درباره کارخونه باهات صحبت کنم

بعد از تخريب خونه سالمندا

و ساخت ساختمون جديد کارخونه بايد هواي کارارو داشته باشي

من و بابا براي خريد ماشين آلات جديد به ژاپن ميريم

بابا تصميم گرفته که بهت وکالت بده براي اون زمين

اينام سنداشه لطفا امضا کن

قربان برامون حياتيه که خونه سالمندا رو خراب کنيم و کارخونه بسازيم ؟

شرکت بهت سخت ميگيره؟

قربان اون خونه محليه براي افراد بي خانمان

اگه ما اونجا رو خراب کنيم اونا جايي براي رفتن ندارن

لطفا دربارش فکر کنين

ببين من احساس ترحم کردم و تو رو به مدير کلي ارتقا دادم

و تو الان براي اونا متاسفي

من براي بدست آوردن اون زمين خيلي هزينه کردم

اين پروژه آرزومه

اگه همهشون بميرن زمين خالي ميشه

و تو ميخواي که اونجارو خراب نکنم

ببين

اگه نميتوني انجامش بدي

يکي ديگه رو که از پسش بر مياد جات بزارم

اون فقط آرزوي من نيست

آرزوي باباي تو هم هست

مي خواي آرزوي باباتُ براورده کني

يا پشت اون عجوزه هاي پيربموني؟

دربارش فکر کن

ميخوام اين کارخونه رو به شرکت بزرگ تبديل کنم

و يباره همتون رشد کنين

تو رو مدير کل شرکتمون ميکنم

اين رويامه انجامش ميدي ؟

باشه بابا

آرزوت محقق ميشه

اون چيزي که فکر کردي رو انجام نده

بزارين باشه قربان

انجامش ميدم

مطمئن شو که چيزي جا نمونه هر چي هست ُ بنداز بيرون

اينا چي ان؟ بيرين بيرون

اون همه افراد پير رو از اون منطقه بيرون کرد

برين لطفا امونمون بده پسرم

نه

بعد از اينکه پاکسازي کردم خبرتون ميکنم

اشتباه نشده ؟

قصه ها همين طورين

خوبه بد ميشه

بد هم خوب ميشه

اينه که جالبش ميکنه

تکون بخورين

خرابش کنين

بيا اونجاست

اوهوي

ما سالاي زيادي باهم بوديم

اما شما وحشيانه انداختيمون بيرون

اين کار رو نکن اوهوي

لطفا خرابش نکنين خرابش نکنين

لطفا خرابش نکنين مادربزرگ آروم باش

کومار برانکاردُ بيار نزديک

مريض کجاست مريض کجاست

چرا اينقد عجله داري؟

قربان ناراسيمهان بيهوش شده

تماس گرفتن و بهم گفتن که يه موقعيت اضطراري پيش اومده

کدوم خري بهت زنگ زده که مريضه

من ناراسيمهانم لعنتيا

فکر ميکنم که آدرس ُ اشتباه کردي

تعجب کردم که چرا راجا بهم زنگ زده خب

راجا تويي؟

يه لحظه باهاش صحبت کن

راجا بله آقا

چرا آمبولانس فرستادي خونم؟

وقتي که دارين صدامو ميشنويم قطعا در شرايط اضطراري قرار ميگيرين

چرتُ پرت ميگي چرا

صبر داشته باشين

فراموش نکنين که بهم وکالت دادين براي خونه سالمندا

منم ازش استفاده کردم

و اون مکان و براي خونه سالمندان ثبت کردم

شوخي ميکني؟

کاراي ثبتش با موفقيت انجام شد

بعد از اين نه تو

نه هيچ کس ديگه اي نمي تونه اونارو بيرون کنه

دستت درد نکنه راجا

اين پروژه پونصد کرور بود

واقعا حس ميکنم حس ميکنم الان داره سرم گيج ميره

برانکارد ُ بيار زود باش

آدرسُ درست اومده بودم اشتباه نگرفته بودم

عجله کن برانکارد بيار

هي بيا ببريمش داخل آمبولانس

الو تلفن افتاد زمين؟

نه فقط تلفن، کل هيکلش افتاد زمين

اون بيش از حد خود راي بود

صورتش مثل يه تيکه آشغال ليوان کاغذي مچاله شده

واي نه فکر کردم که سکته کرده

اين حقيقت داره که خدا هميشه يه برنامه برامون داره

يه چيز ديگه خوب نيست که وايستادي نگاش ميکني

مطمئنم يه صحنه ناخوشاينده

فورا ببرينش بيمارستان باشه

بلندش کن

حرکت کن

همه چيزُ بندازين بيرون

عجله کنين حرکت کنين

بياين خرابش کنين

بگيرسمت چپ

سلام سلام گانيش

زمينُ به خونه سالمندان سند زديم

نبايد خرابش کني هر کاري کردي همين الان دست نگه دار

برو اون طرف

خرابش کنين گانيش صدامُ ميشنوي؟

الو الو

الو الو گانيش صدامُ ميشنوي؟

گانيش دست نگه دار خرابش نکن آقا صداتونُ نميشنوم

گانيش دست نگه دار نميتونم صداتُ بشنوم

الو هيچي نميشنوم آقا

نميتونم صداتُ بشنوم الو الو گانيش؟

الو

لطفا خرابش نکن دست نگه دار

اونا کاملا خرابش کردن

لطفا اون کارو نکن خرابش نکنين

خونمونُ خراب نکنين

لطفا بهمون گوش بدين

لطفا اين کارو نکنين

واي خدا نه

لطفا خرابش نکنين هوي اينجا رو ترک کنين

جيغ زدنُ بس کن مطمئن شو که به اينجا نميرسه

مواظبشم

موبايلشُ خاموش کرد

رديفش ميکنم شما برو و اسنادُ بگير

آقا آقا

پسرا بزنين لهش کنين

اوه نه

تو کي هستي؟

انگار يه بوفالو جلوم وايستاده

چه مشکلي باهام داري؟

خونه سالمندان

خرابش نکن

هوي

راجا بس کن بس کن

گفتم بس کن

خانوم بس کن

کارُ متوقف کنين

کاري که ميکنين غير قانونيه

راجا اين مکانُ به نام سالمندان کرده

خانوم ولي ما کارمون تقريبا تموم شده

لطفا برين

لعنتي

بعد از اين هيچ مشکلي نداريم

راجا بهترينه

راجا

خوشحالي؟

بيا وسايلمونُ برداريم

بياين همه چيز ُ ببريم داخل

بيا عجله کنين

بيا راجا رسيد

متاسفم نميدونم چي شد

کاري که کردي درست بود

بي خانمان کردن و ساختن کارخونه هيچ فايده اي نداره

کارخونه ميشه هر جاي ديگه ساخته بشه

اينطور نيست

پولي رو که بابام داده به زودي بر مي گردونم

بيخيال راحت باش

خيلي ممنونم ليا

بهت ياد دادم که چجوري به سبک انگليسيا تشکر کني

آقا شما الان توي تاميلنادويين

بايد فرهنگ خودمونُ دنبال کنين

خانوم عزيزِ تاميلي چيز ديگه اي ندارين که نگرانش باشي

من فقط يه شريک تجاريم

تو هم شريک زندگيشي

راجا مارو هم تو جشن عروسيتون دعوت کنين

صبح زود ساعت چهار برات خوبه؟

نميخوايم الان عروسي بگيريم

براي شش ماه ديگه قرار ميزاريم

عالي ميشه

مادربزرگ برامون دعا کن

مادربزرگ يه قصه برام بگو

قصه آره؟

گفته شده که بزرگترا با خدا برابرن

دعاي بزرگترا مسير زندگي رو عوض ميکنه پسرم

با وجود دکتراي ماهري که در بيمارستان بودن

بازم نتونستن ناراسيمهانُ نجات بدن

بنابراين بيسکوييت جادويي کاملا تحت نظر پسرم بود

درست مثل آرزوم پسرم مدير کل شرکتم شد

بالیوود وان Bollywood1.Co

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.