Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقديــم ميکنــد iMovie-DL تيــــم ترجمـــهي .:. WwW.iMovie-DL.Com .:.
ترجمه و تنظيم : مارديــن @Mardin5 Mardin89A@Y!
"پسر ژوزِف" فیلمی از: اوژن گرین
(1) "قرباني ابراهيم"
،گرفتيمت حالا بايد فاتحهت رو بخوني
آروم آروم
داره ميله رو ميجوه
دندوناشو ميشکوني
يه چشمش رو در بيار
نميتونم. خيلي زبله
ونسان" کجاست؟"
انگار فلنگو بسته
مطمئنم تحملش رو نداره
عجيب غريبه
"پدر و پسر"
"ابزارفروشي"
!ونسان
"سلام "دين - سلام -
.برات پيام گذاشتم - آره -
.جواب ندادي - نه -
مهم نيست - ميدونم -
بايد باهات صحبت کنم
در موردِ؟
يه پيشنهادي برات دارم
گوشم با توئه
بريم کافه
پولش رو ندارم
مهم نيست. من دارم
.من هيچوقت کافه نميرم از آدماش خوشم نمياد
بايد يه جاي آروم با هم صحيت کتيم کارم محرمانهست
(بريم "پاله رويال" (باغ و کاخ جنب لوور - دوره خب -
.پنج دقيقهست پياده روي برات خوبه
خب؟ در مورد چي ميخواستي صحبت کني؟
.يه کاري رو شروع کردم ميخوام تو شريکم باشي
چي هست کارت؟
.با اينترنت اسپرم ميفروشم
.کلي مشتري زن دارم. و حتي چندتا مرد نميدونم باهاش چيکار ميکنن
ساقيت کيه؟
فقط خودمم. براي همين جنس محدوده
تو هم ميتوني شرکت کني
ما رو اسکل کردي؟
،اصلاً. يه تجارت مدرن، دست ساخت و بوميه
.علاقه ندارم
.هميشه گفتي که پول نداري کاسبي خيلي پرسوديه
.علاقه ندارم
فعلاً
اين يارو مخ کاسبي رو نداره
ونسان؟
بيا تو
"سلام "ونسان
سلام مامان
نخوابيدي؟
نه
ميشه چراغ رو روشن کتم؟ هوا تقريبا تاريکه
آره
امروز خوش گذشت؟
معمولي بود
تو چي؟
روز منم عادي بود
خلاصه خسته کننده
خودت کارت رو انتخاب کردي
پيشمون نيستم
،پرستار که باشم به کسايي که درد دارن کمک ميکنم
سعي ميکنم بهشون جرأت بدم
ولي گاهي وقتاً خستهت ميکنه
.من هيچوقت نميتوتم پرستار باشم
يه جور ديگهاي به مردم کمک ميکني
دوست ندارم به کسي کمک کنم
،چون که مردمو دوست داريم دوست داريم کمکشون کنيم
ولي من کسي رو دوست ندارم
به نظرم داري
گفتم که دوست ندارم
کسي منو دوست نداره که من کسي رو دوست داشته باشم
،ولي کسايي هم هستن که دوست دارن ونسان
يه سوال ازت داشتم
بله
پدرم کيه؟
خودت جوابش رو ميدوني
!هيچوقت بهم جواب ندادي
و هميشه هم هيمنطور خواهد بود
تا وقتي که جوابم رو ندي .هر وقت بخوام ازت سوال ميپرسم
من هم هميشه همين جواب رو بهت ميدم
تو پدر نداري
من برم شام رو آماده کنم
.ولي من الان ميرم درس بخونم
صبرکن
.يه کيک باسکي خريدم دسر مورد علاقهي توئه
ميرم درس بخونم
ونسان؟
ميشه بيام تو؟
بله
.ظرفا رو شستم ميرم يکم قدم بزنم
احساس ميکنم هوا هنوز خوبه
ميخواي تو هم باهام بياي؟
نميبيني دارم درس ميخونم؟
پس من ميرم
خوب بخون
"سلام "مدلِن
شما کي هستين، خانم؟
پرستارم
پرستار؟
.ما مراقبتيم حالت خوب ميشه
اينجا کجاست؟
بيمارستانه
تو تصادف کردي
.با بابا تو ماشين بودم
آره
بعد تصادف کردين
بابا کجاست؟
مادرت الان مياد
همهچي ررو برات توضيح ميده
بابا کجاست؟
ميخوام اون برام توضيح بده
"برگشت به فرستنده" "گيرنده: "آقاي اُسکار پارمونور
"انتشارات آپوئا"
"اسکار"
تو ازم خواستي که دنبالت نيام
.به خواستهت احترام گذاشتم
و هميشه همين کارو کردم
به خودم اجازه دادم اين نامه رو برات بنويسم
چون چيز مهمي رو ميخوام بهت بگم
،بخاطر خودم نيست در مورد کس ديگهايه
دو روزه که بچهم متولد شده
پسره
"و اسمش رو گذاشتم "ونسان
...اين بچه
مال ماست
دوسش دارم
،و مطمئنم اگه تو هم ببينيش دوستش خواهي داشت
ميخوام تنهايي بزرگش کنم
و هيچ کمکي از تو نميخوام
...تنها خواستهاي که ازت دارم
اينه که اين پسرو به عنوان پسرت قبول کني
...تا حداقل با فاميليش معلوم بشه
که پدر داره
اسکار پارمونور" کيه؟"
اين اسمو از کجا پيدا کردي؟
دو سال بيشتر بود باهاش بودم .که ازش حامله شدم
بهم گفت سقطت کنم وگرنه منو ترک ميکنه
.منم ترجيح دادم نگهت دارم
بعدش سعي کردم از اين اندوه بي مورد دورت کنم
تو هيچ احترامي رو طلبکار من نيستي
ولي لايق اين نبودم که بري تو وسايلم سرک بکشي
(2) (گوسالهي طلا" (داستان ديني بني اسرائيل"
"جايزهي کونلوگ به متيو اورفره اعطا شد"
"جايزهي اصلي به نويسندهي "مادر غارتگر داده شد
.روزخوش آقا - عصرخوش -
حتماً دعوتنامه دارين
گمش کردم
،من رو ميبخشيد قربان ...ولي بدون کارت دعوت
اسکار پارمونور" من رو دعوت کرده"
،خواهش ميکنم قربان بفرماييد
ممنون
سلام مرد جوان
سلام خانم
چطوري ميشه که شما مشروب ندارين؟
امکان نداره
يه ليوان شامپاين براي آقا بيار
ممنون
من "ويولت ترفوي" هستم ("بازيگر: ماريا دُمدروش، نفش فابيِن در "پالپ فيکشن)
تو "آسانسور ادبي" نقد مينويسم
حتماً خونيدن؟
.نه خانم
پس مطمئنم بين کل افراد حاضر در اينجا شما تنها نفرين که نخوندين
هميشه نويسندههاي تکرو رو تحسين کردم
کي بودين؟
"ونسان"
.فکر کنم يه جايي شما رو ديدم
،ولي با اين همه آدم که هر روز ميبينم ...ميدونين که
ونسان چي؟
"ونسان دوماره"
!البته
ونسان دوماره
اسکار پورمونور" د رمورد شما صحبت کرده"
اولين رمان شما رو اون چاپ کرد
انگار خيلي زيبا بوده
اين افتخار خيلي بزرگيه براي ما که شاهکار "مادر غارتگر" رو چاپ کرديم
که به تازگي جايزهي معتبر کونلون" رو دريافت کرد"
و اثر نويسندهي نابغه، "متيو اورفره"ـست که الان در کنار من حضور دارن
به خودم ميبالم که .اين استعداد اصيل رو کشف کردم
،اثري که تابو ها رو در هم ميشکنه و حوزههاي جديدي رو به رومون باز ميکنه
"زندهباد "مادر غارتگر
ويولت"؟"
معرفي ميکنم
،"ايشان "ونسان دوماره يک نويسندهي نابغه هستن
که اوسکار اولين رمانش رو چاپ کرد
"شارلوت سانتومبو"
از بزرگترين نويسندگان زن لوکزامبورگي
گرامر فرانسه شما رو مجبور کرد که من رو فقط با زنها مقايسه کنيد
ولي عزيزم، لازم نيست که من رو فقط با زنهاي لوکزامبورگ مقايسه کنيد
درسته
شارلوت بزرگترين نويسندهي فرانسه زبانه
دومين نويسندهي بزرگ
"مقام اول رو براي "مارگريت دوراس نگه داشتم
منظورم زندهها بود
اکنون از جلسهي شوراي کليساي "ساد" ميام
در حال شروع يک پروژهي عالي هستيم
"24 مي، روزِ "سن دوناسين
اطراف کليساي نوتردام گردهمايياي بسيار بزرگ خواهيم داشت
،به طرز خوش گواري واژگونگر خواهد بود
کل هنر ويرانگره عزيزم
برم به متيو تبريک بگم
ونسان؟
باور کن
.از "اسکارلت فرانکومن" شنيدم بهترين دوست ويولت
.من از خود طرف شنيدم
اصلا حرفاي اسکارلت رو باور نکن
!"فيلومِن"
"برنادت"
"معرفي ميکنم: "فيليبر دوشِن
نويسندهاي قوي
برنادت منشي مخصوص "اسکار پورمونور"ـه
.خوشبختم
!داشت با هم بحثمون ميشد - !چه بد -
"فيلومن" ادعا ميکنه که "متيو اورفره" معشوق "ويولت ترفوي"ـه
من از منبع موثقي شنيدم
منبع من موثق تر هم هست
مطمئنم سوگليِ منتقد "کريماتوپولوز"ـه
دوست "ويولت"ـه
ميبيني؟
ولي سوگلي اين آقا هم هست
!اين احتمال رو پيش بيني نکرده بوديم
رمز موفقيت، داشتن چند مهارته
دوتامون راست ميگفتيم
!به سلامتي
.اوه. من ديگه شامپاين ندارم - منم همينطور -
.بريم پرش کنيم
.منم برگردم سر کارم
اسکار رئيس خيلي پر توقعيه
و برنادت منشي "خيلي خاص"ـشه
!اسکار
.ويولت عزيزم
نقدت بر رمان "متيو" خيلي پيشگويانه بود
مادوتا شامهي يکساني براي کشف استعدادها داريم
،و نفر بعدي ونسان دوماره" خواهد بود"
.الان داشتم باهاش صحبت ميکردم
ونسان... کي هست؟
"ونسان دوماره"
که اوايل پاييز کتابش رو چاپ کردي
اهان. درسته. "سلين"ِ جديديه براي خودش (لوي فردينان سِلين، نويسنده و طبيب فرانسوي)
خيلي جوونه
جواني و جسارت نشانهي اصلي کار منه و هميشه هم حق با منه در موردشون
سلام آقا
سلام خانم
ميخواستم آقاي "اسکار پورمونور" رو ببينم لطفاً
بدون قرار قبلي نميتونيد آقاي پارمونور رو ببينيد
البته خيلي هم اينجا نيستن
دفتر خصوصيشون در يه سويتيه "در هتل "کلوويس
ممنون
آقا
ميشه بگيد اسم شما چيه؟
"ونسان دوماره"
نويسندهم
ممنونم آقا
بهشون ميگم که براي ديدنشون اومده بوديد
مرسي. خداحافظ
سلام آقا
سلام
من با آقاي اسکار پارمونور قرار دارم
معمولاً انقدر زود نميرسن اينجا
ولي اگه ملاقات دارين، سويت 211 هستن
ممنونم آقا. درسته زود اومدم
چرا انقدر زود اومدين؟
تا مطمئن باشم که دير نيست
مرد جوان، اگه به ملاقاتهات نرسي هيچوقت تو زندگي به چيزي نميرسي
آسانسور اون طرفه
ممنون
"کفاشي، کليدسازي"
اگه پيام مهمي بود بهم بگو
حواسم هست
...البته تنها کسي که زنگ زد
برادرتون بود
.بره به جهنم
همون جايي که چندين سال پيش رفت
پيامش گوش دادن نميخواد
اين "سن-ژولين" عالي بود
.شايد بهتر باشه کمتر بخوريد امروز بعدازظهر کار ميکنيم
،هرچه قدر ظهر بيشتر بخورم بعدازظهر بهتر کار ميکنم
بيا برنادت
دارم ميام
ميخوايد روي انشارات پاييز کار کنيم؟
اول از همه چيز يه بازي دوست دارم
ميخوايد در اينجا رو ببندم؟
لازم نيست
!اوسکار
برنادت
لعنتي. من که قرار ملاقات نداشتم
نه
جواب نده
تو ورودي به دربون سلام دادين
شايد اون گفته که اينجايين
برو ببين کيه
همسرتونه
اينجا؟ دم در؟
بله
عجب مزاحميه
اصرار داره شما رو ببينه
بگو بياد تو
"خانم "پورمونور
بشين
دوست ندارم
چطوره افتخار دادي
برام سواله که چي شدي
انقد غير طبيعيه که وسط روز تو دفترم کار کنم؟
... به نظرم خيلي طبيعي نيست
هرچند اولين بار هم نيست
که شب برنگردي خونهت
خودت ميدوني که رفتو آمدهاي کارم منو مجبور ميکنه
اين براي من اين سوال رو درست ميکنه که اين رفتوآمدها دقيقاً چي هستن
،چيزهاي به شدت خسته کننده که اصلاً دوست ندارم برات توضيح بدم
تو حتي زنگ نزدي تا بهم خبر بدي
يه اساماس فرستادم
امروز صبح
ديشب خيلي سرم شلوغ بود
البته
حالا که فهميدي هنوز زندهم .ميتوني بري تا به کارم برسم
لوران" مريض بود"
کي هست؟
پسرت
مگه من پسر دارم
دوتا داري
و يه دختر
...اگه حتي يادت نمياد که وجود دارن
براي جزئيات سليقه ندارم
چشه اين بچه، سرماخوردگي؟
نه
حمله عصبي داشت
و بعدش تب داشت
يه چيز عصبيه
تشنجه
مثل مادرش
تو رو با کارهاي مهمت تنها ميذارم
.ولي اينطوري نميتونيم ادامه بديم
اين نظافت چي هميشه وسايلشو جا ميذاره
برنادت، لطفاً در خروجي رو به خانم "پورمونور" نشون بده
ممنون که سر زدي
بايد يه فکري بکني تا انفدر حامله نشي
جمعيت دنيا داره خيلي زياد ميشه
.زحمت نکش. خودم راهو بلدم
بازيمون رو ادامه بديم
الان بايد برين
جلسه دارين
"نيم ساعت ديگه با "متيو اورفره "و خبرنگار "لوتسيا
پس فردا خوبه؟
فردا اينجا تنهاييد
تمام روز رو بايد اداره مرکزي باشم
کار، دشمن عيش و نوشه
"حالا باهام بيا به "لوتسيا
من هميشه در خدمت رئيسم هستم
شورتت يادت نره
بدون اين بهترم
سلام ونسان
سلام مامان
وقتي ديدم نيستي يکم نگران شدم
نگراني نميخواد مشغول کارام بودم
امروز مدرسه خوش گذشت؟
امروز نرفتم
فردا هم نميرم
چرا خب؟
چندتا کار مهم دارم
نپرس چه کاري
ولي پس فردا که برميگردي؟
آره
ميشه يه نامه براي مدرسه بنويسي؟
اگه فقط دو روز باشه، آره
مرسي
نگران نباش مامان
(3) "قرباني کردن اسحاق"
يادم رفت امروز اينجا نيست
بله؟
منم
کي؟
ژوزف، برادرت
ملاقات ندارم
براي همين زود اومدم
تا مزاحمت نباشم
لطف ميکني
بذار باز کنم
ميشه بيام تو؟ - آره -
ميتوني بشيني
سلام
سلام
.اولين باره دفترت رو ميبينم
بد نيست، درسته؟
اينجا تنها کار ميکني؟
معلومه که نه
يه منشي خوشکل و کاربلد دارم
ولي امروز بانک مرکزي ازم قرض گرفته
چي باعث شده بياي اينجا؟
يه برنامه براي گزران زندگي دارم
بغل خونهمون تو نورماندي يه زمين رو گذاشتن براي فروش
ميخوام بخرمش
تو و کشاورزي؟
هميشه ته قلبم اين کارو دوست داشتم
،جايي که بزرگ شديم تنها جاييه که توش خوشحالم
درسته، هميشه تو گپ و گفتگو با همسايهها تو بهتر بودي
ولي از من دقيقاً چي ميخواي؟
ميتوني بهم پول قرض بدي؟
ميدونستم
اولين باره چنين چيزي ازت ميخوام
هميشه نگاه عاقل اندر سفيهت رو احساس کردم
اشتباه ميکني
پدر، به نظر خودش حق داشت منو از ارث محروم کنه
من يه ولگر بي مصرف بودم که هيچوقت درسام رو تموم نکردم
و با آدماي ناجور ميگشتم
و کسي که ازقضا معتاد هم شد
اين ديگه اغراقه
سيگار رو هم هميشه نکشيدم
پدر از چشم نسل خودش به تو نگاه ميکرد
بيشتر از چشم اطرافيانش
.بهرحال، نميتونم کمکت کنم من مسبب اشتباهاتت نيستم
قبول دارم
ولي من آبروي تو و بابا رو .با برداشتن فاميلي مامان حفظ کردم
.حالا که ميخوام به زندگيم معنا بدم
حداقل ميتوني ياد خودت بياري .که مثلا برادريم
من دارم نون بازوم رو ميخورم
و يادت نره که يه زن و 5 تا بچه دارم که بايد نون و آب بدم بهشون
سه تا داري
.به جزئيات علاقه ندارم
جوابت نه ـه؟
همينه
من با اصول ميرم جلو
اميدوارم روزي پاکدامنيت رو بخوري
به سلامت
.ببخشيد که مزاحمت شدم
روز به خير قربان - روز به خير -
آقا؟
يه قهوه لطفاً
باهاش آب پرتقال ميل داريد؟
بله
.امروز رو بايد جشن بگيرم
باهاش يک پيراشکي هم ميل ميکنيد؟
چرا که نه
براي خيلي چيزا بايد جشن بگيرم
روزنامه خدمتتون هست؟
لُ گلُب" و "شِروبن" داريم"
لُ گلوب رو برميدارم
"عيبش "ل گلوب" نسبت به "شِروبن ...اينه که
در مورد اخبار ديروزه
اشکال نداره
من که هنوز ازشون اطلاع ندارم
سلام آقا
سلام آقا
... ميشه يه پيام
...براي آقاي "اسکار پورمونور" بفرستم
در سويت 211؟
...فرستادن پيام براي ساکنين هتل
جزو وظايف بندهست
...پس بهشون بگيد
...که زن و بچههاشون، سه تا بچهشون
تو بار هتل منتظرشونن
.دريافت شد - مرسي -
الو؟
،هتلدار هستم ميشه با آقاي "پورمونور" صحبت کنم؟
صداي من رو نميشناسيد؟
شايد اونطور که انتظار داريد قابل تشخيص نباشه، آقا
معمولاً خودتون جواب نميدين
ميخواستيد چي بگيد؟
يه پيام براي شما دارم
خانم و فرزندانتون در بار منتظر شما هستن
چي؟
زن و بچهتون
...دقيق بگم، سه تا بچهتون
در بار منتظر شما هستند
اونجا چه غلطي ميکنن؟
اطلاعات بيشتري ندارم قربان
الان ميام پايين
شيطان منو از شر اين مزاحما نجات بده
احمق
اين خواسته سر کارم بذاره
اسکار؟
بله منم
ژاک ترونسون " هستم"
حالت چطوره؟ - خيلي خوب -
.ببين. تلفني نميتونم بهت بگم
ولي به نظرم شانس خوبي براي جايزه "رينالدو" داري
براي کتاب "کاميل سانگلو" تو پاييز
ميتونم ببينمت؟
"امروز ساعت 17، کافه "فلور عاليه -
ميبينمت
چي شده؟
تو کي هستي؟
!کمک
کار اشتباهي کردي؟
.نبايد اينطوري بدوي بهت مشکوک ميشن
بيا
کجا ميري؟ - نميدونم -
.پس بيا بريم نبايد تو اين محله بموني
اسمت چيه؟ - ونسان -
من ژوزفم
امروز روز خوش گزرونيه - .با تاکسي بگيريم
با پدرمادرت زندگي ميکني؟
.با مادرم
باهاش خوشحالي؟ - آره -
خوبه
پدرت چي؟
ندارم
من دارم
ولي فکر نکنم امتياز باشه
زن و بچه دارين؟
نه
شغلتون چبه؟
ندارم
ولي اينور اونور کار ميکنم
...شغل داشتن
ضروريه؟
به نظرم آره
الان دوست دارم گاوداري داشته باشم
تو پاريس؟
تو شهرستان پرورش گاو آسونتره
.تو پاريس باشه ديوونه ميشن مثل آدماش
چرا گاو خب؟
چون موجودات آرومين
مرسي
نميدونم تو هتل چيکار کردي
ولي اميدوارم اتفاقي برات نيفته
اين شماره تلفنمه
حتماً بهم زنگ بزن
مرسي
ميبينمت
(4) "نجار"
،ناشر اسکار پارمونور" "در دفترش مورد حمله قرار گرفت و تهديد شد
"ونسان دوماره" به انتقام جويي مضنون است"
حوزهي ادبيات، همانند ميان جنگ است
...مدير انتشارات "آپوا" با دستاني بسته
توسط منشياش پيدا شد
پورمونور به نويسنده "ونسان دوماره" مشکوک است
که اخيراً در مراسم اعطاي جايزه به "متيو اوفره" حضور داشته
دوماره"، پرومونور را با چاقو تهديد کرده"
پورمونور در مورد انگيزههاي وي توضيحي نداده است
الو ژوزف؟
سلام
منم، ونسان، يادت مياد؟
.ديروز همديگه رو ديديم
البته که يادمه
حالت چطوره؟
بد نيستي؟
البته ميتونيم همديگه رو ببينيم
فردا صبح که کلاس داري
شنبه بعد کلاس چطوره؟
پس شنبه 12 و نيم تو "باغ لوگزامبورگ" منتظرتم
"بغل فواره "مديسي
اولين کسي که رسيد ميتونه تا دومي ميرسه به مرغابيا نگاه کنه
پس تا شنبه
خداحافظ ونسان
ژوزف؟
تو به خدا اعتقاد داري؟
به روش خودم آره
عيبيه که هميشه ازش شکايت داشتم
داستان قرباني ابراهيم رو شنيدي؟
آره
به نظرت ابراهيم حق داشت که پسرش رو قرباني کنه؟
نه
حتي اگه خدا بهش دستور داده باشه؟
خدا نبود
صدايي که شنيد، صداي خودش بود
صداي ابراهيم؟
آره
صداي غرورش
و فرشهاي که نذاشت اين کارو بکنه چي؟
اون صداي خدا بود
ميشه صميمي صحبت کنم؟
آره
تو آدم خوبي هستي
منظورت از اين حرف چيه؟
زود متوجه شدم
براي خوب بودن بايد چيکار کنيم؟
بايد به صداي خدا گوش بديم
ولي خدا کجاست؟
درون ماست
اون بهمون دوست داشتن رو ياداوري ميکنه
،خانوادهي بورژواي قرن 19 فرانسه تصورشون از خانواده ايدآل اينطوري بوده
تو کسي رو نکشتي؟
نه
پس چيزي جدي اي نيست
نگاه کردن اين شير حين شکارش منو گرسنه کرد
بريم ناهار بخوريم
فوتبال دوست داري؟
آره. خيلي
ميدوني به يه بازيکن فوتبال چي ميگن؟
تو بگو
فوتي
از اين آدمايي که بهشون هيپي ميگن خوشت مياد؟
ازشون متنفرم
منم همينطور
ميدوني به زن يه هيپي چي ميگن؟
.نه
هيپيه
از تصوير خوشت مياد
آره. خيلي
چهارشنبه بعد تعطيل رسميه بريم موزهي لوور
يوسف داره کار نجاريش رو ميکنه
و مسيح کوچک به کارکردن پدرش نگاه ميکنه
يوسف که پدر مسيح نيست
چرا هست
به وسيله پسرس، شده پدر
مگه ممکنه؟
آره
اين ابزار چيه؟
يه نوع متهست
،به شکل يه صليبه تا مرگ مسيح رو يادمون بياره
غمگينه
نه
مسيح چون صداي خدا رو ميشنيد، مُرد
ژوزف؟
به يه برهنه گراي انقلابي چي ميگن؟
تو بگو
"بي شورت"
اينطوري
باشه
خوبه
يه دور با شعر بريم؟ - آره -
"سوگ نامه"
"براي مرگ "هونورا دُبويل
پسرِ خالق
که در دسنتان ملکه مرد
در سال 1652
به سن حدوداً 16 سال
...اين پسر
...که چهرهي دوست داشتني و جوانش
...به سالهاي پيريم
آنهمه لذت شيرين داد
،آن پسر، که در ميان ضعفم به من قدرت داد
بدون ثمر بر زمين افتاد
در بهار زندگاني اش
...بعد از سه ماه اندوه دردي کشنده
در آن قبرش دراز کشيد
و زود در آن غرق شد
آنگاه که در رنگهايي همچون يک شاهزاده بزرگ پيچيده شده
عمرش به زور به دو تا هشتي ميرسد
...همه دنيا فکر ميکرد که با قدرت جوانياش
..."دودمان "بوئيل
...آنقدر شکوفا خواهد شد
...و بعد از تنزلش
اخرين تلاشش را خواهد کرد
ذهنش درخشان بود
و روحش بخشنده
و هيچگاه خاندانش سيه روزي را به چشم نديده بودند
...و هيچگاه براي خاندانش
.چيزي جز مرگش سياه نبود
"قطعه "نيسوس و اوريالوس (از اشعار "آنهايد"، اثر ويرژيل، شاعر کلاسيک روم باستان)
سلام ونسان
سلام مامان
امشب هوا خوب ميشه
نور بيرون هنوز خيلي قشنگه
تونستم زوتر از بيمارستان برگردم
شايد امشب بتونيم بريم سينما
ميخواي با کي بري؟
تنها ميرم
دلت نميگيره؟
نه. عادت گرفتم
مامان. ميشه براي شام دوستم رو دعوت کنم؟
البته
هميشه بهت گفتم دوستات رو دعوت کني
آدم خيلي خوبيه
اگه دوست تو باشه، مطمئنم آدم خوبيه
شنبه شب خوبه؟
آره. عاليه
.سلام
اينجا چيکار ميکني؟ - براي مادرم خريد ميکنم -
امشب مهمون داريم
انگار سرحالي
تو نه
چي شده؟
کارم اذيت ميکنه سر وقت نميتونم تحويل بدم
حتي با خوردن قرص وياگرا
چرا يه استراحتي به خودت نميدي؟
بايد مشتري هام رو نگه دارم
برات رزوي موفقيت ميکنم
يادم رفت ازت بپرسم چي درست کنم
شايد چيزي باشه که دوستت نخوره
.نگران نباش آرم راحتيه
چطور؟ - همه چي ميخوره -
وقت شناس هم هست - مثل من -
آدماي وقت شناس تو زندگي موفق نميشن
.چرا
برو باز کن
.من هنوز کار اينجا رو تموم نکردم تو برو باز کن
من که نميشناسمش - آشنا ميشي -
سلام آقا
فکر کنم درو اشتباه زدين
... ببخشيد. من
شما مادر ونسان نيستين؟
چرا
شمايين؟
بله
معذرت ميخوام. خيلي ببخشيد
فکر کردم همکلاسيش رو دعوت کرده
بفرماييد تو
.من ژوزف هستم
"منم "ماري
فکر کنم اولين باره ونسان شرابآرمانياک ميخوره
شب خاصيه
چون فردا مدرسه نداري. پس اجازه داري
اميدوارم شما هم فردا کار نداشته باشين
نه
...تابتونم مراقب ونسان باشم
فقط ساعتهاي عادي کار ميکنم
فقط روزانه و روزهاي غير تعطيل کار ميکنم
پس کارتون خيلي سخته
گاهي
لحظات قشنگي هم داره
به نظر من دنيا يه بيمارستان بزرگه
و پزشک ها و پرستاران مراقب بيمارها هستن
تو خودت رو کدوم طرف ميدوني؟
من از اينطرف به اونطرف در رفت و آمدم
مثل همهمون
حق با شماست
ژوزف؟
به يه زن پزشک چي ميگن؟
دکتره
کم کم داري راه مي افتي
.شب خيلي خوبي بود خيلي ممنونم
با هم در ارتباط خواهيم بود، ونسان
شايد به زودي
مامان سينما رو خيلي دوست داره
،ولي کمتر ميره چون کسي باهاش نمياد
.منم سينما رو دوست دارم ولي دوست ندارم تنها برم
شايد بتويم يه سانس رو با هم ببينيم
چرا که نه
با شماره مامان يه پيام بهت ميدم
باشه
پس ميبينمتون
خيلي وقت پيش صحراي سرخ روديدم (آنتونيوني - 1964)
وقتي تازه اومده بودم پاريس
من اولين باره ميبينمش
فيلمهاي اون دوره به آدم اميد ميدن
حتي اگه موضوعشون تاريک باشه
براي زندگي به اميد نياز دارم
منم همينطور
...به نظرم اين روزا
آدما غرق در نااميدي شدن
شايد هم در بدبيني
حتي خودشون هم نميدونن که نااميد هستن
خيلي وقته ونسان رو ميشناسين؟
نه
همين فکرو ميکردم
...نميدونم چطور با هم آشنا شدين
...ولي تو همين چند وقت
احساس ميکنم ونسان خيبي بهتر شده
چه خوب
خيلي ازش خوشم مياد
باهاش احساس همريشگي دارم
درونش ناراحتي زيادي رو نگه داشته
متوجه شده بودم
شما با کسي هستين؟
نه
ميخوام فقط براي ونسان مادري کنم
ولي اين دوتا مزاحم همديگه نيستن
خيلي وقته نظرم اينه که مزاحم اين کار ميشه
امشب خوشحال شدم باهاتون اومدم سينما
منم همينطور
شايد بتونيم بعداً هم اين کارو بکنيم
بله
اينجا مرغابي نداره
نه
غير از شايد چندتا موجود ريز تو عمق آب هيچي نداره
"خونهي پدربزرگم تو "تورِن که تابستون رفته بوديم
يه برکهي اسرارآميز هست
وقتي بچه بودم، فکر ميکردم که ته نداره
الان فکر ميکني داره؟ - آره -
خب تاحالا تهش رو ديدي؟
نه
پس چرا فکر ميکني تصورات بچگيت درست نبوده؟
شايد خيلي به حرف بزرگترا گوش دادم
هنوز هم خونهي پدربزرگت در تورن ميري؟
آره. تابستونا
.خيلي مشتاقشم اونجا از همه جا خوشحال ترم
ميدونم چي ميگي
منم تو شهرستان بزرگ شدم
تو نورماندي
براي همين ميخواي گاو پرورش بدي
حتماً
...ونسان
چرا منو به مادرت معرفي کردي؟
ديشب که باهاش رفتي سينما خيلي خوشحال شد
منم همينطور
ولي چرا بهم معرفيمون کردي؟
گفتن اين کارو بکنم
کي گفت؟
يه فرشته
،اگه فرشته بوده پس حق داشتي بهش گوش کني
آخر اين هفته دوست دارم تو و مادرت رو دعوت کنم نورماندي
ميخوام منطقهمون رو بهت نشون بدم
.عالي ميشه مطمئنم مامان خيلي خوشحال ميشه
پس بهش زنگ ميزنم تا بهش بگم
بريم يه چرخي اونجا بزنيم
(5) "هجرت يوسف به مصر"
من تو "تورن" بزرگ شدم
جاي خيلي قشنگيه. ولي بنبسته
مناطق ساحلي باز هستن
و شما آدم ذهن بازي هستين
ولي تو سمت خودمون احساس محدوديت ميکنم
باور ميکنيد که تا 17 سالگي دريا رو نديده بودم؟
تو چي ونسان؟
تو کي اولين بار دريا رو ديدي؟
مامان هميشه در موردش صحبت ميکرد
براش مهم بود که ببينمش
وقتي رفتيم "هونفلور" چند سالم بود؟
دوازده سال
زودتر نتونستيم بريم
تابستونا هميشه ميرفتيم خونهي پدرمادرم
تعطيلات کريسمس رفتيم هونفلور
آره. زمستون بود. عالي بود
حالا پيشنهاد ميدم بريم محله مون رو نشونتون بدم
بهارش خيلي قشنگه
بريم
اينا گاوهاي منطقهي ما هستن
اميدوارم با اين مشکلاتم بتونم يه مزرعه اينطوري درست کنم
خيلي جذاب به نظر ميان
نميترسين بعضيهاشون حسودي کنن؟
گاوها از ما خيلي نجيب ترن نميدونن حسادت چيه
.حالا ميخوام خونهمون رو نشونتون بدم کسي نيست. کليدش دست منه
چه خبره اينجا؟
...اين همه ماشين پلاک پاريس چرا اينجاست
حتماً برادر احمقم اينجا رو اشغال کرده
ولي دوست ندارم نه اون و نه مهموناش رو ببينم
.دورتر پارک ميکنيم از تو درختا ميريم تو
لاقل بيرونش رو ببينيم
اينجان
پشت اون بوته منتظر بمونين
از در بغلي ميريم تو حتماً بازش گذاشتن
تا اينا بيرونن. داخل رو نشونتون ميدم
بلاخره خونهي خودم که حق دارم داخل بشم
!اسکار
!بايد بيشتر احتياط کني
چرا؟ با دوستام اومدم خونهي خودم
اگه پاپاراتزيا ببينن چي؟
اونا اصلاً نميدونن چنين جايي وجود داره
"سلام "برنادت - سلام -
الان داشتم با "ناتالي ساروت" صحبت ميکردم (رمان نويس نابغه، درگذشته به 1999)
اون که مرده
خاکسپاريش کي بود؟
،از جشن لذت ميبري مگه نه،"ويولِت"؟
البته
...راستي، اسکار
با هم تو "کافهي کلوزري" بوديم يا "فلور"؟
تو "بهشت نويسندگان" بوديم
بيا ويولت
ميخوام با "مارسل پروست" آشنات کنم (درگذشته به سال 1922)
باهاش مصاحبه کردم
...ولي بين خودمون باشه
اين اواخر اصلاً مثل قبل نيست
اين اتاق منه
اينجا خيلي خوشحال بودم
و گريه کردم
من و مادرم بوديم
وقتي هفت سالم بود، فوت کرد
بياين اتاقي که با برادرم بازي ميکرديم رو نشونتون بدم
.حالا بهتره بريم
روح؟
اول فکر ميکردم دارم خواب ميبينم
ولي يه روز طبقه بالا بود
روح که نه. ممکنه يه ولگرد باشه
!ميدونستم! پاپاراتزي هستن
بريم ببينيم
!بيا ويولت !بايد بريم به حساب پاپاراتزيبا برسيم
ونسان کجاست؟
نميدونم
فکر کردم پشت سر منه
!ونسان دوماره
!کوچولوي کثافت !اين دفعه گيرت انداختم
!بدوين
پليس داره تعقيبمون ميکنه
مگه چيکار کرديم؟
خونه خودت رفتيم
دنبال منن
تو؟
هليکوپتر که براي ما نيست؟
فکر کنم هست
.بعد اين پيچ يه بيراههست من ماشينو قايم ميکنم
پياده بريم بهتره
جاييت درد ميکنه؟
نه. ولي پام اوضاعش بده
براي فرار کردن کفشاي مناسبي نداشتم
بايد بريم به ساحل
اونجا يه جاهايي هست .که ميتونيم پناه بگيريم
يه مرد داره با يه الاغ مياد اينجا
انگار آدم خوبيه
از کجا ميدوني؟
احساس کردم
سلام آقا
سلام. براي گردش اومديد اينجا؟
تقريباً
پس هليکوپتر دنبال شما بود
بله
پدرم تو دوران جنگ تو جبههي مقاومت بود برام خيلي داستان تعريف کرده
شما اولين کسي نيستيد که از اينجا فرار ميکنه
ميخوايم راهمون رو ادامه بديم
به ساحل نزديکيم؟
...اين مسير رو برين پايين
به يه پلاژ ميرسين
ميشه الاغاتون رو قرض بدين به ما آقا؟
مادرم خيلي خستهست
.اگه قول بدين بهم برش گردونين اين دوستمه
قول ميديم آقا
بهرحال هميشه برميگرده به خونه
ميسپارمش به شما
مقاومت کنيد
!دستا بالا
از حيوان بياين پايين
رو به دريا
بگردشون
هيچي
هيچي
هيچي
!شما
باهام بياين
پيششون بمون
خودشه؟
بله خودشه. ونسان دوماره
هرچند اين اسم واقعيش نيست
ولي اين دوتا که باهاشن کي هستن؟
برو بيارشون
شما چه نسبتي با اين جوان دارين، خانم؟
.مادرشم
شما چي آقا؟
پدرش
.اشتباه کردم
ببخشيد؟
اين اون پسر نيست
چطور؟
.گفتم اين پسري نيست که بهم حمله کرد
من ازش شکايتي ندارم
چند لحظه پيش که مطمئن بودين خودشه
همهي جوونهاي اين نسل شبيه هم هستن
حالا مطمئنم که اشتباه ميکنم
،در اين صورت .فقط بايد از اين افراد عذرخواهي کنيم
منو ببخشيد
.بريم الاغو برگردونيم
مترجم : مارديــن Mardin89A@Y! @Mardin5
تخصصي ترين سايت فيلم و سريال .:: WwW.iMovie-DL.Co ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.