All language subtitles for The.Good.Doctor.S02E08.WEB-DL.FA

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian Download
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

مورفی، موردِ تصادفِ .یه‌ماشین داره میاد

.دوتا قربانی، زن و شوهر هستی؟

.آره، خیلی دوست دارم

.تصادف موتور سیکلت .اون یکی قربانی پشتِ سرمون‌‍ه

،یه زن 41 ساله ،جراحت صورت

.کوفتگی قفسه‌ی سینه و شکم

.زیر چرخ بود که از هوش رفت‌‍

زخم‌ سه‌ سانتی‌متری عمقی پوستِ سر

.که تا خطِ پیشونیش اومده

.ضربان قلب طبیعی‌‍ه

.خون‌ریزی درونی احتمالی چی‌کار می‌کنیم، دکتر براون؟

سونوگرافی بررسی شکمی متمرکز برای تروما؟ - .انجامش بده -

.مَرد 45 ساله. خراش‌های سطحی گردن

.به‌نظر میاد که لگنش در رفته باشه

این پا که مشکل‌ داره .توی حالتِ خمیده‌ست

.و از داخل چرخیده

.باید لگن‌رو جا بندازیم

.جاش بنداز

در چه حال‌‍ه؟

کُلی مایعاتِ آزاد توی فضای بن‌بست رکتواوترین و [.بن‌بست رکتواوترین: ناحیه‌ای بین رحم و رکتوم]

.بن‌بست موریسون از خون‌ریزی داخلی هستش [.بن‌بست موریسون: بن‌بست كبدی كليوی]

.بیایین ببریمش اتاق‌عمل یک

،وقتی‌که کارت تموم شد .بهمون ملحق شو، دکتر مورفی

.باشه

دارن همسرم‌رو کجا می‌برن؟

،خون‌ریزی داخلی داره

.پس دارن می‌برنش جراحی

.امروز دهمین سالگرد ازدواج‌‍مونه

.بهشون بگو نذارن بمیره

.اون زن همه‌چیز من‌‍ه .تنها چیزی‌‍ه که دارم

،از یه‌ابزار کوچیک به‌اسم لاپاروسكوپ استفاده می‌کنیم لاپاروسكوپ: وسیله‌ای که برای مشاهده، تشخیص و درمان بافت‌های] [.حفره‌های شکمی ازطریق یک روزنه مصنوعی واردِ بدن می‌شود

.یه‌جورائی عین نِی فلزی

،واردِ این‌جا، این‌جا و این‌جا می‌شیم

همه‌چیز برمی‌گرده سرجاش .و کارمون تموم می‌شه

.فقط یه‌چند تا زخم کوچولو می‌مونه

چند وقت‌‍ه گردن درد داری؟

.آه، یه‌چند روز

احساس خستگی یا کمر درد نداشتی؟

.یکم از جفت‌‍شون، به‌گمونم

می‌خوام انعکاس زردپی .زیرزانوت‌رو امتحان کنم

.انعاس زانوی چپ کم‌تره

یعنی چی؟ - .احتمالاً باید جراحی‌رو عقب بندازیم -

.می‌خوائیم یه‌سری آزمایشات بگیریم

اگه همه‌چیز رو به راه باشه و بفهمیم که

،چرا درد و خستگی داری .بعدش عمل می‌کنیم

.بیا این‌جا، رفیق

جلوی خون‌ریزی کبد و طحال .کاملاً گرفته شده

این همه خون داره از کجا میاد؟ .ساکشن

حال شوهره چه‌طوره؟ - .لگنش جا افتاده -

ازم خواست بهت .بگم نذاری بمیره

.همه‌چیزش‌‍ه

.شیرفهم شدم

.شکم‌رو بکش

.نمی‌تونم خون‌ریزی رو پیدا کنم

،وایستا. لوله‌ی فالوپ چپی ورم کرده [.لوله‌های فالوپ: دو لوله ساده در دو طرف انتهای فوقانی رحم]

.و یه‌شکاف بزرگ روش‌‍ه .پاره شده

،نتایج آزمایشات‌‌‍مون منفی‌ان

اما خستگی و مشکل پاری چپ فین

حاکی از یه‌عفونتِ ویروسی .یا باکتریائی هستش

.خب، تب نداشته

،جز درد گردن .حالش خوب بوده

واکسن‌هاش رو به‌موقع زده؟

پزشکِ اطفال‌‍تون چیزی .برامون نفرستاد

.هیچ‌وقت واکسیناسیون نشده

اما برادرزاده‌ام بعد یه‌دور واکسن زدن

مشکلاتِ روده‌ای .طولانی‌مدتی پیدا کرد

.کُلی تحقیق کردیم

از اون موقع به‌بعد همه‌چی .ترسناک‌تر شد

.نه واقعاً

.تب و ضعف ممکنه نشونه‌ی فلج اطفال باشه

اگه به‌خارج از کشور سفر کرده باشین

.ما سفر نمی‌ریم

با گذاشتنش توی یه‌مدرسه‌ی عمومی

که دور برش بچه‌های واکسیناسیون شده‌ هستن

احتمال ابتلاش به بیماری‌های .عفونی‌رو کاهش دادیم

.این که ایمنی جمعی‌‍‌‍ه

با قرار دادنش بین بچه‌های ،واکسیناسیون شده

با زبون بی‌زبونی قبول دارین .که واکسن‌ها مفیدن

اوه، نمی‌گیم که .مفید نیستن

.اصلاً ارزش ریسک کردن ندارن

.جون میلیون‌ها نفر رو نجات می‌دن ...دارین پسرتون‌رو به‌خطر می‌ندازین

می‌فهمم. با خانواده‌های دیگه‌ای کار کردم که

.همچین احساسی داشتن

.به انتخابِ خودتون بستگی داره

دکتر پارک، می‌شه باهاتون بیرون یه‌مشورت داشته باشم؟

.ببخشید

.قراره مدتی این‌جا باشن

،اگه اعتمادشون‌رو جلب کنم می‌تونم کاری کنم

.نظرشون درباطن عوض شه

جزئی از یه‌جنبشن با حمایتِ شبکه‌های اجتماعی

و جستجوهای الکی که .عقایدشون‌رو بال و پر می‌ده

می‌خوای کمک کنی؟ .بفرست‌‍شون برن

."سلامتِ بیمار الویت‌‍ه"

با یه‌بچه‌ی مریض احوال .نمی‌فرستم‌‍شون برن خونه

یکی از بهترین دوست‌هام قبول نکرد .پسر یه‌ساله‌اش رو واکسیناسیون کنه

.بهش گفتم دیوونه شده

سه‌تا متخصص اطفال .پذیرشش نکردن

اون‌قدر پس زده شد

که بالأخره توی فکر .واکسیناسیون‌ افتاد

و بعدش یه‌احمق تصمیم گرفت ."که "سلامت بیمار الویت‌‍ه

که بهتره بچه‌ی کارول عوض .واکسن دکتر داشته باشه

،یه‌سال بعد

.اون بچه سیاه سرفه گرفت

،یه‌ماه بعدش .داشت ترتیب خاک‌سپاریش‌رو می‌داد

.بابتِ دوستت متأسفم

.اما چاره‌ای نداریم .الان دیگه بعنوان مریض پذیرش شده

.بیا واسه‌ی فلج‌اطفال آزمایشش کنیم

.حال همسرتون خوب می‌شه

.یه‌لوله‌ی فالوپش پاره شده بود

،آقای ویلیامز، متأسفانه

.نتونستیم حاملگی‌رو حفظ کنیم

تخم بارور شده

.خارج رحم جایگزین شده بود

حاملگی؟

،تقریباً اوایلش بوده ،احتمالاً بهتون نگفته

.احتمالاً حتی خودش‌هم نمی‌دونسته

.ممکن نیست

،ده‌سال پیش وازكتومی داشتم

.دقیقاً بعد از این‌که ازدواج کردیم

.::ارائه‌ای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.WS |-|

.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*

.باید همسرم‌رو ببینم

.آقای ویلیامز، مقدور نیست

.اون، آه... خوابیده .نیاز به‌استراحت داره

.امکان نداره حامله بوده باشه

.شماها اشتباه کردین - .نه -

.اشتباهی نکردیم

.این‌جور آدمی نیست

اگه واسه‌ی قهوه پول‌ ،خُرد اشتباهی بگیره

بیست دقیقه رانندگی می‌کنه .تا برگرده و درستش کنه

و سکس؟

از موقع ماه‌عسل‌‍مون .این‌قدر فعال نبودیم

.شاید وازکتومی مشکل‌دار شده

...متأسفم، اما

وازکتومی بعد از ده سال .همین‌جوری مشکل‌دار نمی‌شه

بیش‌تر احتمال داره از یکی که

.شما نیستین، حامله شده

«: مـتـرجـمـیـن: غـزل و آریـا :» .:: Violet , Ariya ::.

دوره‌های رزیدنتی دیگه

.دنبال دکتر کلیر براونن

از رئیس بیمارستان .کایزر سن خوزه شنیدم

تعجب کرده بود که از این‌جا .داره می‌ره. من‌هم همین‌طور

فقط چون باهاشون ملاقات می‌کنه

.به این معنی نیست که داره می‌ره

،وقتی‌که من رزیدنت بودم ،اگه یکی حاضر بود واسم غذا بخره

.عملاً هرجائی می‌رفتم دیدن‌‍شون

.داره بهشون نزدیک می‌شه

.از غافلگیر شدن خوشم نمیاد، مارکوس

.خب، خبر نداشتم

اما اینم نمی‌دونستم که مشکلاتِ منابع‌انسانی‌رو باید

.به معاون موسسه گزارش بدم

چرا ناراضی‌‍ه؟

،بدون اطلاع ملندز کاری کرده

.و حالا آدم حسابش نمی‌کنه

و هیچ علاقه‌ای ندارم .خودم‌رو بندازم وسط

.تو رئیسی .تصمیم خودته

اما موندم چه‌طور به‌نظر میاد

اگه سنت بوناونتوره‌ دوتا از رزیدنت‌های جراحیش‌‌

با سوابق جورواجور رو توی .کم‌تر از یه‌سال، از دست بده

فلج اطفال‌‍ه؟

.آه، هنوز منتظر نتایج آزمایشیم

،آره، داشتم با همکارم صحبت می‌کردم

.و متوجه شدم یه‌عذرخواهی بهتون بدهکارم

.بهتون دروغ گفتم

دوستِ صمیمی‌ای داشتم که .باهاش بزرگ شده بودم

یه‌پسر یه‌ساله داشت که .نمی‌خواست واکسیناسیونش کنه

.نتونست متخصص اطفالی پیدا کنه

...از طب‌سنتی، هومئوپاتی [."هومئوپاتی: یک روش درمانی بر اساس ایدهٔ "همانند، همانند را شفا می‌دهد]

گیاهی چیزی استفاده می‌کنین؟

.هومئوپاتی

،اوه، این کاری‌‍ه که کارول .دوستم‌هم کرد

...متأسفانه، من

.به‌گمونم به‌درد نخورد...

.اون پسر سیاه‌سرفه گرفت

...یه‌شب

.سرفه‌هاش بدتر شد

.اون پسر بچه دیگه نفس نکشید

.می‌دونم این چیزارو می‌دونین

می‌دونین این بیماری‌ها .چه‌قدر خطرناک هستن

.اما واسه‌ی من یه‌جور دیگه‌ست

فرق داره... وقتی‌که می‌بینی .این بلا سر یه‌دوست اومده

.لطفاً تجدید نظر کنین

دکتر رزنیک؟

نتایج آزمایش‌ اومده؟

.فین فلج اطفال نداره

اما با توجه به مشکل پا و این‌که ،ستون‌فقرات چه‌طور حرکت‌رو کنترل می‌کنه

.می‌خوائیم ام‌آر‌آی بگیریم

،ممنون... واسه‌ی نصیحتت

،و واسه‌ی دوستت متأسفیم

.اما نظرمون عوض نشده

خستگی، مشکلاتِ پوستی؟

.نه و نه

مشکل بلع؟

،نه، و نه خشکی دهن ،و نه دردِ فک

،نه لنف اِدمی .نه تشنجی [.لنف اِدم: تجمع مایع لنف توی فضای میان‌بافتی در هر قسمتی از بدن]

می‌خوای جای من بشینی این‌جا؟

.بااجازه

.پرتودرمانی داره خوب پیش می‌ره

.فقط یکم حالت‌تهوع دارم

به همین خاطر یادت رفت کیف‌پولت رو کجا گذاشتی؟

اوه، بس کن! همه یادشون می‌ره .کیف‌پول‌‍شونُ کجا گذاشتن

.همه این‌طوری می‌شن ...فقط یکم

.حضور ذهن ندارم، نه چیز دیگه‌ای

اخیراً بازم این‌طوری شدی؟

.نه که یادم باشه

!نه

.داری دروغ می‌گی

و می‌دونی که می‌دونم .داری دروغ می‌گی

فکر می‌کنی چه سودی داره؟

فکر می‌کنم جلوت‌رو می‌گیرم از بزرگ کردن این حقیقت

که یه‌بار اون روزی فراموش ،کردم ماشینم‌رو کجا پارک کردم

.و دوباره، ربطیم به پرتودرمانی نداره

می‌خوام آزمون کوتاه .وضعیت ذهنی انجام بدم [.آزمون بررسی وضعیت ذهنی: آزمونی برای تشخیص وجود زمینه‌های ابتلا به آلزایمر]

.عمراً

می‌ذاری بیمارهات این‌جوری برخورد کنن؟

.آره - .نه -

.آره - !نه -

.خب، پس بازم، تو که من نیستی

!خدا رو شکر

اگه از دست دادن حافظه باشه ،روی هماهنگیت اثر می‌ذاره

همین‌طورم توانائیت واسه‌ی .انجام چندتا کار به‌طور همزمان

،نیاز به مراقبت خونگی بیش‌تری پیدا می‌کنی

...و رانندگیت ممکنه - بی‌خیال ماشینم نمی‌شم -

اونم چون احتمالاً .کنترلم‌رو جا به‌جا گذاشتم

.و البته کنترلم‌رو یه‌جای دیگه نذاشتم

.می‌دونم کجاست روی میز پیشدستی

کنار مجله‌ی نشنال جئوگرافیک .از جون سال گذشته

صفحه‌ی 74، پاراگرافِ دوم مقاله‌ی پزشکی توی

.هاوائی... هائیتی

.پزشکی توی هائیتی

،اگه تغییری حس کردی .یادت نره بهم بگی

.ممنون - .ممنون از تو -

.داستانم‌رو دزدیدی

.داستانِ خوبی‌‍ه

.داستان‌ها نظرات‌رو عوض نمی‌کنن

داستان‌ها تنها چیزین که .نظرات‌رو عوض می‌کنن

ترس بیش‌تر از دلیل و منطق .آدم‌رو مجبور به انجام کاری می‌کنه

چیزی‌که اینا ازش می‌ترسن

انجام دادن کاری‌‍ه که .به بچه‌شون صدمه بزنه

پس هیچ‌کاری واسه‌ی .واکسینه شدن انجام نمی‌دن

.نظرشون عوض نمی‌شه

شرط می‌بندی؟

.سرهرقدر که تو بگی

.پول نه. لیکور .من بلشخصه یکم ویسکیُ ترجیح می‌دم

.ویسکی بوربن 23 ساله‌ی سنت الیسون

حل‌‍ه. یه‌شاتو مونتپولان 2002 ...شیشه‌ی آبی

.نه مشکی، بهم بدهکار می‌شی

.واو

.همچین چیزی‌رو هیچ‌وقت ندیده بودم

.بیمارمون دوتا نخاع داره

.بهش دیاستماتومیلیا می‌گن

یه‌اختلال مادرزادی‌‍ه که

بخشی از نخاع به .دو قسمت منشعب شده

مادرزادی؟ پس از موقع تولد داشته؟

چرا هیچ‌کسی متوجه‌اش نشده؟

نادره، و هیچ نشونه‌ی ،مشخصی نداره

دکترها قاعدتاً دلیلی .نمی‌بینن که بررسیش کنن

،مشکل این‌جاست وقتی‌که فین واردِ بلوغ شده

طناب‌های نخاعی منشعب شده ،به‌سرعت کش اومده

دو تا طناب نخاعی توی کانال ،نخاعیش فشرده شدن

.که باعثِ ضعف توی پاش شده

همین‌طور که بزرگ می‌شه، توی .خطر فلج پاها قرار می‌گیره

و می‌تونیم با جراحی .مشکل‌رو حل کنیم

اما موقعی که پای ،نخاع وسط‌‍ه

.اوضاع ممکنه پیچیده شه

چه خطراتی داره؟

،ممکنه فلج شه اما این حقیقت که

درحال حاضر داره با ضعف دست و پنجه نرم می‌کنه

باعث شده فکر کنم این موضوع .به‌سرعت داره پیشروی می‌کنه

فکر نمی‌کنم توی این مرحله .چاره‌ای داشته باشیم

.باشه

.امکان نداره

بهم خیانت کردی؟

.نامعقول‌‍ه .تو همه‌چیز منی

با یکی دیگه چی‌کار می‌تونستم داشته باشم؟

.می‌تونستی حامله شی

.من رابطه‌ی نامشروع نداشتم

شاید یکی از اسپرم‌های .تاد لقاح‌رو انجام داده

.شنیدم این اتفاق میوفته .ممکنه همچین شده باشه

،بعیده .اما به‌گمونم غیرممکن نیست

می‌تونیم... تعداد اسپرم .تاد رو آزمایش کنیم

آه، دکتر پارک؟

.با شوهرم خیلی صحبت کردیم

.می‌خوائیم فین‌رو واکسیناسیون کنیم

.عالی‌‌‍ه، بتانی .پسرتون ازتون ممنون می‌شه

می‌خوائیم هرچه سریع‌تر .این‌کار رو بکنین

مگر این‌که به‌خاطر .جراحی نتونین

.اوه، نباید مشکلی باشه

.می‌تونیم اولین دوره‌رو درجا شروع کنیم

یه‌بطری ویکسی بوربن 23 ساله‌ی سنت الیسون چه‌قدره؟

.شیشه‌ای 500 دلار

پونصد دلار؟

.پونصد دلار

...پارک

اشکالی نداره بشینم؟

.البته

می‌دونم از جوری‌که که اوضاع

با دکتر ملندز پیش .می‌ره، راضی نیستی

،تشویقم کردی که بیش‌تر جسور باشم

و قرار نیست عذرخواهی کنم

اونم واسه‌ی انجام دادن کاری که فکر .می‌کردم و هنوز معتقدم درست بوده

.از غذات لذت ببر

سنت بوناونتوره‌ به‌زودی یه .مرکز جراحی عالی می‌شه

می‌تونیم انتخاب کنیم جراحی‌های‌ خاص و معرکه‌

.بیان سنت خوزه می‌تونه یه‌طیف کاملاً

.جدید از تجربیات‌رو برات رقم بزنه

.خوش ندارم از دستش بدی

،من‌هم دوست ندارم از دستش بدم

اما ملندز من‌رو از ،تیمش بیرون انداخته

.آموزشم‌رو نصف کرده

.تو رو به تیمش برمی‌گردونه

.اگه من کوتاه بیام

...شکی ندارم که

باهاش صحبت نکردی، مگه نه؟

چرا اول اومدی سراغ من؟

چی‌‍ه موضوع، با خودت گفتی راهِ ساده‌تریم؟

اول اومدم سراغ تو، چون .تو یه‌رزیدنتی

،با این‌که ارزشمندی

اما هنوز داری جایگاهت‌رو توی .این بیمارستان به‌دست میاری

،اگه به کارت اهمیت بدی

.با ملندز صحبت می‌کنی

.حرفی ندارم بزنم

آره، اما آبله‌مرغون .بدترم هست

.تموم شد

.باید برم دستشوئی - .وایستا، باید بذاری کمکت کنم -

.بلند نشو، سرجات بمون

تیم کمکی لازم دارم! و بگین یه !تخته‌ی پشت باخودشون بیارن

،نمی‌تونم پام‌رو حس کنم .پای چپ‌رو

این‌رو چه‌طور؟ - .نه -

می‌تونی انگشت‌هات‌رو تکون بدی؟

.دارم سعی می‌کنم

!دکتر ملندز رو خبرکن !همین الان باید بریم اتاق‌عمل

.سلام

تاد کجاست؟

.توی کافه‌تریاست

اون منتظر جواب آزمایش .تعداد اسپرم‌شه

.واقعاً عاشقشم

.واسه دکتر بودن، خیلی جوونی

.اوه، خدای من، معذرت می‌خوام

...نمی‌خواستم... نمی‌خواستم که .صبر کن

فقط داشتم واسه نجات دادن جونم .ازت تشکر می‌کردم

.تعداد اسپرم تاد صفره

به‌نظرت باید بهش بگم

که زنش منو از لب بوسید؟

داشت بخاطر اینکه جون‌‍ش رو .نجات دادم ازم تشکر می‌کرد

خب، منم توی نجات دادن جون‌‍ش .کمک کردم

پس بوس من چی شد؟ - .این خنده‌دار نیست -

اون بوس می‌تونه یه‌جور .تجاوز به‌حساب بیاد

.اوه، بی‌خیال - اگه جنسیت‌هاشون برعکس بود -

.الان یه گفتگوی جدی داشتیم

نظرت چیه، مورفی؟ می‌خوای شکایت کنی؟

...ام

.باید راجع‌بهش فکر کنم

تا اون‌موقع، برو با تاد راجع‌به .‌جواب آزمایشش صحبت کن

می‌تونی قضیه‌ی بوسیدن .رو پیش خودت نگه داری

دکتر پارک سوراخ کردن لامینا .رو به‌خوبی انجام دادین

دکتر رزنیک، بادقت لایۀ سخت‌شامه‌ای‌

.که ‌روی مرکز نخاع هست رو باز کن

باید طناب‌های نخاعی‌رو از وسطِ .کیسه‌ی سخت‌شامه‌ای جدا کنیم

یه بطری ویسکی 500 دلاری؟

...باید قبل از اینکه موافقت می‌کردیم

داره حرکت عضلانی

.و پتانسل برانگیختۀ حسی‌‍ش رو از دست میده - .دست نگه‌دار -

باید یه راهی برای وارد شدن به شکاف پیدا کنیم

،و بدون تماس با نخاع اصلی نخاع دوم رو جدا کنیم

بدون اینکه به طناب‌های نخاعی .فشاری وارد کنیم

کسی پیشنهادی نداره؟

باید قبل‌از برداشتن دیواره، با لیزر

.چسبندگی بافت‌ها رو از بین ببریم - .خیلی خوبه -

.عذر می‌خوام. نتایج آزمایش‌تون‌رو گرفتم

.خیلی‌خب

می‌خواستی منو ترک کنی؟

...نه که الان خیلی واسم مهم باشه

داری از چی حرف می‌زنی؟ .دکترها گند زدن

.این‌طور نیست - .پس حتماً آزمایشگاه گند زده -

بانک چی؟ بانک هم همین‌طور؟

همه‌ش یه‌ توطئه‌ی بزرگه؟

،بیمه‌ی درمانی‌مون باطل شده بود

.واسه همین چندتا تماس گرفتم

فقط 400 دلار توی حساب .پس‌اندازمون هست

.حساب جاری هم خالیه

.حساب بازنشستگی هم خالی شده

.نمیدونم، حتماً سرقت هویت شده

.لعنتی. این‌قدر به‌من دروغ نگو - .چندماه پیش کارت‌اعتباری‌م رو گُم کردم -

توی چشمام نگاه‌ کن و بهم بگو ،که خیانت نکردی

.که تو پول رو برنداشتی

.خدای من

.من واقعاً خیلی متأسفم

آخه چطوری؟ چرا؟

،سعی کردم این‌کارو نکنم

.ولی نتونستم جلوی خودم‌رو بگیرم

.تاد

!تادی

چرا با تاد ازدواج کردی؟

...چون

.عاشقشم

.اون بهترین اتفاق زندگی‌مه

...اون

نمی‌تونم زندگی بدون .اون‌رو تصور کنم

چرا منو بوسیدی؟

.نمی‌دونم

.اون‌کار یه اشتباه بود

.می‌دونم چرا منو بوسیدی

من کارهایی که کرده .رو توجیه نمی‌کنم

،ولی اون جراحی تحریک فرامغزی .حرکت جسورانه‌ای بود

اگه خودت حرکت جسورانه‌ انجام نمی‌دادی، الان این‌جا بودی؟

.هیچ‌وقت قوانین رو زیرپا نمی‌زارم

،من دنبال فرصت‌ها می‌گردم .و ازشون استفاده می‌کنم

...و الان هم یه فرصت دیگه پیش‌روته

فرصتی که توانایی مدیرتت‌رو .از طریق بخشش نشون بدی

و مهم‌تر از همه، فرصتی که توانایی مدیریتت رو نشون بدی

.بدون این‌که مثل یه عوضی جلوه کنی

.بی‌خیال، نیل .این مثل داستان "داوود و جالوت"‌‍ه

فقط فرقش اینه‌که داوود یادش رفته قلاب‌سنگ‌‍ش رو بیاره

.و جالوت اون‌رو حسابی کتک می‌زنه

،اگه ای مسئله حل نشه

اوضاع رو واسم سخت می‌کنی .که تو رو رئیس بخش جراحی کنم

لعنتی، این باعث می‌شه وقتی حتی مشکلات بزرگ‌تری پیش‌اومدن

.به‌این راحتی‌ها نتونم کمکت کنم

تصمیم گرفتم از بیمارمون بخاطر اینکه

.منو بوسید، شکایت نکنم

.اون یه دفاعیۀ قانونی داره

کارها و رفتارهایی که داشته .بخاطر یه عارضۀ پزشکی بوده

همین‌الان، اون یه حرکت غیر ارادی .توی ماهیچه‌ی دستش داشت

یه اسپاسم؟ همین؟ - .آره -

که این یعنی بوسیدن و خیانت کردن

،بخاطر یه‌ مشکل عصبی بوده

.احتمالاً یه تومور

به‌علاوه از لحاظ پزشکی این امکان هست

که اون فقط یه عوضی‌‍ه .که یه تیک عصبی داره

.آره، ولی تاد بهترین اتفاق زندگی‌شه

خب؟

.برو نظریه‌ت رو آزمایش کن

.ممنونم

اینو حس می‌کنی؟

.آره - .خوبه -

الان هم باید یه تست خیلی .پیچیده و علمی انجام بدیم

می‌تونی انگشت‌هات‌رو تکون بدی؟

.آفرین

فین، دمای بدن‌‍ت داره بالا میره؟ حالت چطوره؟

.قبلش لرز کرده بودم

بخاطر جراحی‌‍ه؟ یا یه چیز دیگه‌ست؟

.هی، ضربان قلبت هم داره بالا میره

.فشارش هم داره سریعاً بالا می‌ره

چی... چی شده؟

.شرمنده، شاون .من توی این مورد با "لیم" موافقم

.چیزی پیدا نمی‌کنیم

.اون با تاد خوشبخت بود

.تاد می‌گفت روابط زناشوئی خوبی داشتن

ولی موضوع خیانت .فراتر از سکس‌‍ه

شاید نیازهای عاطفی‌‍ش .ارضا نشده بودن

شایدم دچار یه بحران شخصیتی .شده بوده

من وقتی خوشحال نبودم .با استیو خونه رو ترک کردم

چرا اون خونه‌اش ترک نکرده؟

.پول، ترس، شرمندگی

دلائل زیادی هست که بخاطرش .ترجیج داده بمونه

.اون گفت بوسیدن من کار اشتباهی بود

دلیلی نداره اون بخواد .به من دروغ بگه، کلیر

شاون، می‌دونم می‌خوای باور کنی

،که توجیه دیگه‌ای وجود داره

،ولی گاهی‌اوقات، آدما ،حتی اونایی که علاقه و اعتماد داری

.بهت خیانت می‌کنن

.ببین، هیچ توموری نیست .مغز سالمه

.ناراحت کننده‌ست

.این دنیا خیلی ناراحت‌کننده و پیچیده‌ست

.کاش این‌طور نبود

اسکن‌های ام. آر. آی نشون دادن که

.مغزت هیچ مشکلی نداره

.تو فقط یه دروغگوئی

.همه‌چیز خوب بود

،این ماه‌های آخر با تاد

.مثل ماه‌عسل‌مون بود

.بعدش یه مشتری باهام لاس زد

.حالا کارم یه این‌جا کشید

.شاون

.ازت می‌خوام یه ساعت بکِشی

.خواهش می‌کنم

.تو واقعاً یه تومور داری

.صددرصد یه‌چیزی هست

.فکر کنم جای اشتباهی دنبال تومور می‌گشتیم

.هی، شاون - .سلام -

میخوای واست ناهار بخرم؟

،نه، گرسنه‌ام نیست .و الان‌هم وقت ناهارم نیست

و باید واسه یه‌ ام.آر.آی مهم

.آماده بشم - .وایسا، وایسا، وایسا -

.خداحافظ - .وایسا، وایسا، وایسا، وایسا -

...می‌شه

می‌شه یه لحظه باهات صحبت کنم؟

.خیلی‌خب

دیروز یه حادثه‌ی .کوچولو واسم پیش‌اومد

احتمالاً بخاطر پرتو درمانی دارم یه‌جور

.فراموشی رو تجربه می‌کنم - ، آره -

فراموشی یکی از عوارض خیلی .طبیعی توی پرتو درمانی‌‍ه

می‌تونم بعد از اینکه کار بیمارم تموم شد

.واست یه نوبت ام.آر.آی رزرو کنم - .نه، نه، نه، نه -

،تست شناختی نمی‌خوام .این‌جا هم نمی‌شه

خیلی از بیمارستان‌های دیگه توی سن‌خوزه هستن

.که می‌تونن ازت تست بگیرن - .بیمارستان نمی‌شه، شاون -

.بیمارستان نمی‌شه

...من

خودم می‌تونم این‌ تست‌ها رو انجام بدم، باشه؟

.فقط... به کمک‌‍ت احتیاج دارم

.امشب بیا به آپارتمانم

اون‌جا می‌فهمیم داری حافظه‌ت .رو از دست می‌دی یا نه

.خداحافظ

فین توی محل جراحی، یه ،عفونت استافیلوکوکی گرفته [نوعی عفونت باکتریائی]

.ولی بهش اکسیژن و سرم وصل کردیم

وضعیت‌‍ش ثابت‌‍ه .و داره استراحت می‌کنه

باید دوباره به اتاق‌عمل برگرده .تا زخمش رو شستشو بدن

می‌خوام خیالت رو راحت کنم که این هیچ‌ربطی

.به عوارض جانبی واکسیناسونِ فین نداره

چی؟ - .مرحلۀ اول واکسیناسیون‌‍‌‍ش -

شما بچه‌م رو واکسینه کردین؟

.از دکتر پارک خواستم این‌کارو بکنه

بدون اینکه به‌من بگی؟

.من می‌ترسیدم

،اگه فین مریض می‌شد

و مریضیش رو توی خونه ...به بچه انتقال می‌داد

.ما راجع‌به این قضیه حرف زده بودیم .تو قول داده بودی

.بتانی

ام.آر.آی دوم ثابت کرد که تومور ،توی قفسه‌ی سینه‌ات‌‍ه

،نه‌توی مغزت

ولی تومور پروتئین‌هایی تولید می‌کنه ،که به مغز میرن

،که باعث اختلالات مغزی می‌شه .از جمله عدم خویشتن‌داری

،دلیل خیانت پزشکی بود .نه شخصی

.دلیل و هدف مهمه

.باید بغلش کنی، بوسش کنی

،اون قراره جراحی داشته باشه

.که جراحی خطرناکی هم هست

،تمام اون پول‌های گمشده

...واسه هتل‌ها و یا .خوش‌گذرونی‌های آخرهفته خرج نکردم

...من اونا رو به

"پناهگاه‌های حیوانات و سازمان "غذا برای کودکان .اهدا کردم

،هرموقع که یه تبلیغ می‌دیدم .کیف‌پولم رو درمی‌آوردم

.نمی‌تونستم جلوی خودم‌ ‌رو بگیرم

نمی‌تونی به هیچی... نه بگی؟

با چند نفر؟

،وقتی تومور رو خارج کنیم شانس خیلی زیادی هست

که خویشتن‌پندازی‌‍ش .به حالت عادی برمی‌گرده

با چند نفر رابطه‌ داشتی؟

.چهار نفر

...تو، ام

...تو، ام

لذت هم بردی؟

.توی همون لحظه آره

...ولی به‌محض اینکه تموم می‌شد

مامان و بابا از دیروز تا حالا .نیومدن ملاقاتم

به‌ تو چیزی نگفتن؟

،نیومدن‌شون اصلاً به‌خاطر تو نیست

.اگه اینطور فکر می‌کنی

.بخاطر واکسیناسیون‌‌‍ه

بابا نمی‌‌دونست؟

،پس قرار نیست من سرخک بگیرم

.ولی پدر و مادرم می‌خوان طلاق بگیرن

...مطمئنم وقتی باهم صحبت کنن

می‌خوای باهاشون صحبت کنی؟

.متأسفم. این موضوع بین خودشونه

قضیۀ واکسیناسیون رو ،نمی‌تونستی بی‌خیالش بشی

ولی این یکی اهمیتی نداره؟

مامانم حامله‌ست، و بابام ،باهاش حرف نمی‌زنه

.و این تقصیر توئه

دکتر بروان، ازم خواسته شده .باهاتون صحبت کنم

،شما دکتر فوق‌العاده‌ای هستین ...و من به مهارت‌هاتون احترام می‌زارم

.معذرت می‌خوام

هیچوقت نباید اون‌طوری صلاحدید .شما رو زیرسؤال می‌بردم

.اشتباه می‌کردم

.ازت ممنونم

.ولی جدی نگفتم

شما رو فرستادن این‌جا که یه .مأموریت غیرممکنی رو انجام بدین

مدیر ارشد اساساً بهتون دستور .داده که منو برگردونین

،واسه‌همین... اگه منو برنگردونین .به فنا می‌رین

،اگه هم منو برگردونین .ضعیف به‌نظر میاین

نمی‌دونم می‌خواین چه تصمیمی بگیرین

،یا اینکه می‌خواین چی بگین

،ولی اگه من ازتون عذرخواهی کنم .این بهتون یه‌جور بهونه میده

پس، منم این‌جوری بهتون .یه بهونه می‌دم

.فردا می‌بینمت

.تومور رو خارج کردیم .اون حالش خوبه

.خوشحالم که نرفتی

.می‌ترسیدم بمیره

.ولی فکر نمی‌کنم بتونم ببخشمش

"مطمئن نیستم حتی "بخشیدن .کلمه‌ی درستی باشه

واسه خودت هیچ‌وقت پیش نیومده که جذب زن دیگه‌ای بشی؟

.معلومه که نه

،توی ساحل دخترای دیگه رو دید نمی‌زنی

یه دختر که توی خیابون شلوار تنگ پوشیده رو دید نمی‌زنی؟

.نگاه‌شون می‌کنم

.ولی نمی‌رم سراغ‌شون که

.حتی نمی‌خوام هم برم سراغ‌شون

همسرت به‌حرف تک‌تک وسوسه‌هایی ،که به‌سراغش اومدن گوش کرد

هر وسوسه‌ی زشت و احمقانه‌ای ...که به سراغش اومد

.ولی هیچ‌وقت تو رو ترک نکرد

تنها چیزی که باید بعد از ،همۀ این اتفاقات بدونی

اینه‌که اون حتی وسوسه نشد .که تو رو ول کنه

.هیچ‌وقت دست از دوست‌داشتنت برنداشت

.می‌دونی، من یه زوجی‌رو... می‌شناختم

.اونا یه بچه داشتن

...خوشبخت بودن و

.داشتن زندگی‌شون رو می‌ساختن

یه روز، شوهره... فهمید که

.همسرش باهاش... صادق نبوده

.این اعتماد بین‌شون رو از بین برد

،و اونا هم بجای این‌که... حل‌وفصلش کنن

گذاشتن دروغ‌های بین‌شون .بیشتر و بیشتر بشه

،درنهایت، شوهره از پیش‌شون رفت ...رفت یه‌جای دور

.به‌ندرت بچه‌شو می‌بینه...

.دیگه نمی‌خوام قصه‌هات رو بشنوم

تو و اون قصه‌هات .دلیل این‌جا بودن منه

اینجا بودنت .انتخاب خودته

اصلاً حقیقت داشت؟ اون قصه رو می‌گم؟

.نه

تموم شد؟

.آره، تومور برداشته شد

دلت می‌خواد منو ببوسی؟

.شاید یکم

.ولی نمی‌خوام این‌کارو بکنم

.این نشونه‌ی خیلی خوبی‌‍ه

.این نشونه‌ی خیلی خوبی‌‍ه

.سرخک باعث مرگ می‌شه .اما خانوادۀ ازهم پاشیده، نه

،برو به یه بار .یکم خستگی در کن

.می‌رم سالن تیراندازی

تو تفنگ داری؟

.سه‌تا دارم

می‌شه منم بیام؟

می‌خوای حرف بزنی؟

.نه

.پول فشنگ‌هات رو باید خودت بدی

.سلام، شاون - .سلام -

لیا نیست؟

،رفته بیرون با دوست‌هاش مشروب بخوره

.دوست‌های دیگه‌اش

،منم دوستش‌ام، ولی نمی‌خواستم برم

واسه‌همین موندم تا حواسم به‌ماهی‌مون آلبرت باشه - .خیلی‌خب -

.یه‌سری تست آوردم

کاناپه‌ام رو از کجا آوردم؟

چی؟ - .یه تست حافظه‌ست -

،تست هاپکینز، شفاهی، یادگیری ...تست کلمات

.اینا تست‌های حافظه هستن - .بعضی‌از سؤال‌ها سخت‌ترن -

.باید درست انجامش بدیم

کاناپه‌ام رو از کجا آوردم؟

.خیلی‌خب، باشه

کاناپه‌ت رو از توی همون اتوبوسی آوردی که

که با داداشت .داخلش زندگی می‌کردی

قفسۀ کتابم رو کی‌ بهم داد؟

.کتابدار شهر، جنیفر

و این چراغم چی؟

می‌دونی؟

."یه معلم، "شانون

.نه، اشتباه گفتی .اسمش "شرل" بود

اون معلم چی بود؟

...شرل، شانون .هیچو‌قت اینو بهم نگفته بودی

.چرا، گفته بودم - .مطمئنم نگفته بودی -

.اوه

اسم داداش من چیه؟

.او، بی‌خیال، شاون

شوخیت گرفته؟

این مسخره‌ست، من می‌دونم که ...اسم داداشت

.اسم داداشت "سم"‌‍ه

.اسمش "استیو"‌‍ه

.تو داری حافظه‌ت رو ازدست می‌دی

«: مـتـرجـمـیـن: غـزل و آریـا :» .:: Violet , Ariya ::.

.::ارائه‌ای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.WS |-|

.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.