Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
«: مـتـرجـمـیـن: غـزل و آریـا :» .:: Violet , Ariya ::.
.صبح بخیر، همخونه
.صبح بخیر، همخونه
.میخوام بعداً برم بازار بازم سیب میخوای؟
.نه، اما بازم دستمال توالت لازم داریم
.مشکلی نیست
اجازه هست؟
.مشکلی نیست
،بدون پرز با دولایه
.غیرمعطر، سایز خیلیبزرگ، خیلی نرم
.دولایه، مشکلی نیست
باید دستمال توالترو
.درست سرجاش بذاری
،دستمال رو بهجلو قرار میگیره
.نه که از زیر رو بهدیوار آویزون شه
شرمنده، یادم شده بود .اینجوری دوست داریش
.من اینجوری دوستش ندارم
.درستش اینجوریه
.اِماِن
.موردی نیست
.باید بجنبم
خانم کوهل؟
.سلام، دکتر ملندز هستم
.ببخشید، باید هرجا که میتونم تمرین کنم
.منهم هرجا که بتونم تمرین میکنم
.شنیدیم بهانگشتت آسیب زدی
میتونیم یهنگاه بندازیم؟
،یهچند روز پیش یهمانیکور افتضاح داشتم
.حالا ناخونم چندشآور بهنظر میاد
پارونیشیا...آبسهی ایجاد شده دراثر [.پارونیشیا: نوعی عارضهی ناخن بهدلیل آلودگی قارچی یا باکتریایی]
.عفونتِ معمول باکتریائی
،چرکرو خالی و پانسمانش میکنیم .و میفرستیمت خونه
طی 72 ساعت، درد و ورم ،خیلی بهتر میشه
.و دوباره میتونی ویولون بزنی
.جلوجلو عذرخواهی کن
.من که کار اشتباهی نکردم - خب؟ -
نمیخوای که دائم خدا رئیس
آیندهی بخش جراحی .بهت بیاعتنائی کنه
.لیم هم ممکنه رئیس شه .آندروز هنوز تصمیم نگرفته
.هی، براون، پارک .دست بجنبونین
.یهدقیقه دیگه اورژانس میرسه
.پارک، مطمئن شو تخت سه آمادهست
.خانم 13 ساله
.خوندماغش هی بدتر میشه
.تزریق وریدی مستقیم توی راه .فشار خون 86 روی 51
!بند نمیاد !نمیتونم بندش بیارم
رسیدم خونه، و داشت با .اورژانس تماس میگرفت
اولین خون دماغت نیست، هوم، بابا؟
خب، این چیزها معمولاً ،خودشون بند میان
اما رایلی ادعا میکنه بیشتر .از یهساعتِ که اینجوری بوده
!ادعا نیست، واقعیته
میخوام فوراً ببرینش زیردستگاه
.و محلول 4% فنیلاِفرین بزنین
باید محل خونریزی .رو بسوزونیم
.اولین خوندماغ منهم نیست
این آخر هفته توی ،دیویس اجراء دارم
.بهخاطر همین مانیکور کردم
رزین مالیدن، موم زدن... سروکله .زدن با اینجور چیزها سخته
ویلون میزنی؟
.از تار و این چیزا سردرمیارم
وقتیکه دبیرستان بودم تفننی .با تیر و کمون تیراندازی میکردم
.وقتیکه پنج سالم بود شروع کردم
عادت داشتم موقع انجام تکالیفِ مدرسهام، شام خوردن، بیرون
.بُردن آشغالها، ترانههام رو زمزمه کنم
.منم میخواستم بلیطچی قطار بشم
.هنوزم وقت هستا
.بیحس شده
نباید توی انگشتش هیچ .دردی داشته باشه
.انگشتم نیست
.یکم بالاترشه، جای بند انگشتم
.تب نداره
بدن درد نداری؟
.آه، یکم
کُله روز ویلون زدن گردن .و شونههام رو نابود کرده
.احتمالاً تاندونیت یا درد خفیف آرتروزه [.تاندونیت: التهاب تاندون همراه با پارگیهای میکروسکوپی]
یا ممکنه بیماری گوشتخوار باشه [.بیماری گوشتخوار: نوعی عفونت که منجر به مرگ بافت نرم بدن میشود]
و ممکنه مجبور شیم .انگشتترو قطع کنیم
.::ارائهای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.US |-|
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
،یهمحل خونریزی
لبهی خلفی شبکهی .عروقی کسلباخ [.کسلباخ: تیغهی بینی]
تو زنگ زدی اورژانس؟
.اون زنگ زد
حالت چطوره، عزیزم؟
.محشر
.خون دماغه دیگه. حواسم هست
.بچهی منهم هست، بروس
.عمراً بفهمین که طلاق گرفتن
خب، چرا والدین رایلیرو نبرم
...سالن انتظار تا بتونیم
.درموردِ من صحبت کنیم
.خداحافظ
.باید بدونیم
شاون، باید چیرو قطعی بدونیم؟
باید یهبرش عمیقتر .ایجاد کنیم و نمونه بگیریم
.انگشتها هزاران پایانهی عصبی دارن
بریدن حتی کوچیکترین قسمتِ انگشتِ جاز
ممکنه باعثِ آسیبِ دائمی شه .و حرفهی کاریشرو خاتمه بده
اما اگه بیماری گوشتخوار باشه
.و کاری نکنیم، ممکنه بمیره
اینهم باعث خاتمهی .حرفهی کاریش میشه
.درسته
.اما اعداد، شاون، دادهها
عملاً احتمالش نیست که .بیماری گوشتخوار باشه
،از اونطرف، اگه آزمایششرو انجام بدیم
.صد در صد بهش آسیب میزنیم
چیز دیگهای نیست؟
دستمال توالتترو به بالا آویزون میکنی یا پائین؟
.مهم نیست
،قبل از خوندماغها ،دل درد داشت
.بیخوابی، سخت نفس میکشید
هربار، تندی میبردیمش پزشک اطفال
،اما نتونستن چیزی پیدا کنن
.پس دیگه نبردیمش
فکر میکنین داره ادا درمیاره؟
یهروانپزشک گفت احتمال داره اینجوری از دستی
سعی داره خانوادهاش .رو برگردونه کنار هم
خب، طلاق واسهی یهفرد .بزرگسالم ساده نیست
چرا بچهها بتونن بهتر از این باهاش کنار بیان؟
،اون جدا شده
،نه فقط از ما .بلکه دوستهاش، مدرسه
.پنج سال شده
.باید تا الان بهحالت عادی برمیگشت
.انگار یکی حالش بهتره
،خوندماغ بند اومد
اما غشاء بینی .رایلی خیلی نازکه
باید واسهی خونریزیهای .بعدی گوش بهزنگ باشین
رایلی، اخیراً مواد مخدریرو از راهِ بینی استنشاق میکردی؟
.چی؟ نه بابا .همچین کاری نمیکنم
کُلی چیز میز هستش ،که مضر بهنظر نمیاد
...اما - .گفت نه -
فلوتیکازونم ضرر داره؟ [.فلوتیکازون: نوعی داروی استنشاقی]
.سرفه میکردم
.بینیم گرفته بود و گلوم میخارید
،دنبال نشونههای بیماریم توی اینترنت گشتم
چون باید چهکار دیگهای آخه میکردم؟
.رینتیت وازوموتور باهاش جور بود رینتیت وازوموتور: مجموعهای از علائم شامل] [.عطسه و آبریزش و گاهاً همراه با احتقان بینی
،پس رفتم داروخونه .و یکم فلوتیکازون گرفتم
استفادهی نادرست از اسپریهای ،استروئیدی میتونه مخاطِ بینیرو نازک کنه
.باعث خوندماغهای ناجور شه
،فلوتیکازون مصرف نکن .بعدش رو به راهی دیگه
.ممنون
.آه، میخوام امشب ببریش
مجبور شدم یهسرمایهگذاری .مهم رو لغو کنم تا بیام اینجا
شرمنده، قصد نداشتم از
.چیز مهمی بندازمت
.داری ناراحتش میکنی .میدونی بچهی مضطربیه
.من مضطرب نیستم، مریضم
میشه یهبارم که شده هوامرو داشته باشی؟
چی؟ - .تقصیر توئه -
.داره کاری میکنه علیههم شیم
مشکل چیه؟
.نفس کشیدنم، دردناک شده
.آروم باش، عزیزم
.فقط بس کنین، جفتتون
.رینتیت وازوموتور
واسهی یهکلاس هشتمی .تشخیص خیلی خاصیه
.یهدقیقهی دیگه بیحس میشی
.کلاس هفتم
.و اشتباه کردم
.مهم نیست
.میفهمم داری چی میکشی
.باهوش و محبوب بودی
.هیچچیز مشترکی نداریم
.من هیچوقت محبوب نبودم
.لباسهای دستِدوم از خیریه میپوشیدم
.هیچوقت پدرمرو نشناختم
.مادرم مریض بود .نمیتونستم بهش تکیه کنم
میدونی، بچهها توی این ...سن میتونن حسابی
.عوضی باشن
.احمق. آشغال
حاضر نیستم بدترین دشمنمرو .هم بفرستم دوران مدرسۀ راهنمائی
توی کارنامهی پارسالم ،کُلی نمرهی بد گرفتم
.هیچکار نمیتونستم بکنم
حالا همه یهجور باهام .رفتار میکنن انگار احمقم
.تحقیرکنندهست
چهطور باهاش کنار اومدی؟
.گفتم گندش بزنن
.همین الانشم فکر میکنن بَدم
،توی کلاس شلوغکاری میکنم ،از محوطهی مدرسه در میرم
.هرکار که دلم میکشه میکنم
.اما هنوز عصبانیای
نذاشتم گذشتهام چیزیکه ...هستمرو تعریف کنه
و گذشتهی تو هم نباید .معرف تو باشه
..تکرار پایه ازت یه
چی؟
مشکل چیه؟
.هیچی
.بهنظر نمیاد خونریزی فعالی باشه
.اما خون بالا آوردم .اون واقعی بود که
ممکنه فقط آسپیراسیون ...ترشحاتِ مخاطی باشه که آسپیراسیون: ورود هرنوع مایع و ترشحات] [.توسط دم ریوی به درون مجرای تنفسی
خونی که بالا آوردی از ،خوندماغ اول بوده
.و رفته پائین توی گلوت، توی ششهات
،اما قفسهی سینهام .واقعاً درد میکنه
هی، شاون. چه خبرا؟
یادت رفت قبل اینکه بری
.لیوان قهوهات رو بذاری توی ظرفشوئی
.شرمنده، عجله داشتم
و یادت باشه، بهش مایع ظرفشوئی بزنی
قبل از اینکه بذاریش .توی ماشین ظرفشوئی
.یادم میمونه - .و بذاریش قفسهی بالائی -
.باید برم - .منهم -
مورگان نمیخواد بدونه .بیمارمون چه مشکلی داره
.باورش سخته
.درموردِ وسایل تاردار صحبت میکنن
.من چیزی درموردش نمیدونم
باید درموردِ اینکه مریضمون .چه مشکلی داره صحبت کنن
.همیشه نمیتونی بدونی، شاون
.بعضیوقتا آزمایشات ارزششرو ندارن
.بعضیوقتا آزمایشاتِ درسترو نداریم
اینجا چیکار میکنی؟
لیا و من درموردِ کاغذ .توالت توافق نظر نداریم
و به نکتهی خوبی درموردِ پیدا .کردن آزمایش مناسب، اشاره کردی
ممنون؟
.الان یهآزمایش انجام دادم
روی دستمال توالت؟
هر دستمال توالتی توی این دستشوئی
دستمال رو از جلو .آویزون شده، نه زیر
.و کار بلدها نصبش کردن
مهمه؟
...هـ- الف- اِن [هیچ اهمیتی نمیدم]
فکر میکنم سرواژهست
.یا شایدم بازی با حروف
فکر نمیکنم لیا به بحث .دستمال توالت اهمیتی بده
.بحثی نیست. حق با منه
.فکر میکنم باید با لیا صحبت کنی
.نه که پیام بدی، حرف بزنی
بعد از اینکه با دکتر ملندز بهمشکل
خوردی، باهاش صحبت کردی؟
.نه - چرا نه؟ -
.چون کار اشتباهی نکردم
.چون حق با تو بود
.آره - .منهم همینطور -
.قبل از اینکه قدمی برداری مطمئن شو
.هرچهار پایه روی زمین هستن
.خب، ممنون، آیریس
.خودم بودم عمراً میفهمیدم
لازم بود بهت نشون بدم چهطور از .همهی تجهیزاتپزشکی استفاده کنی
.خب، قرار نیست ازش استفاده کنم میخوای بدونی چرا؟
هوم؟ - .چون نمیخوام -
.منُ یادتِ پدربزرگم اِدی میندازی
.خیلی بدخلق، خیلی تحسینبرانگیز
.دیدی؟ ببین... بدون کمک دست
.حالم خوبه
...آه، سوپِ مرغ .شنیدم واسهات خوبن
.انتظار نداشتم بیای .ممنون
.خیلی باملاحظهای
.این... واقعاً، چیز مهمی نیست
برنامه داشتم توی ،بیمارستان واست غذا بیارم
اون برنامهی غذائیای که .واست ترتیب داده بودن
.برنامهی غذا، آره - .آره -
امروز... حالت چطوره؟
.خب، امروز راستش بهترم
.چه خوب
میخوای بیای تو و یکم سوپ بخوری؟
.برنامههای دیگهای دارم
.آه، آره
...اما، آمم
.اما راستش فردا بیکارم
لازانیا دوست داری؟
.یهجورائی دوست دارم
.ایول
.بالأخره اون قرار دومرو گذاشتیم
...میدونی، مجبور نیستی - .نه، آرون -
.میخوام
.خب، پس، منهم میخوام
.باشه، ایول
...پس، آمم
.فردا میبینمت، پس
.فردا میبینمت
تیرکمون اندازی تفننی نیست مگر .اینکه توی اردوی تابستونی باشه
چهمدت انجامش میدادی؟
.هفت سال هفت روز هفته
چرا دست کشیدی؟
،فقط وقتش بود که بریم دانشگاه ،دانشکدهی پزشکی
.یهآدم بزرگ شم
یهوئی ول کردنش اینقدارم ساده نبود؟
تیروکمون اونقدر بیننده نداره و .خرج و مخارج آدم ازش درنمیاد
،یهتب خفیف داره
،اگزمای پوستیش داره منتشر میشه .و ورم داره
.بدونشک پارونیشیا نیست
.میدونم. واسهی همین احتمال مِرسا رو دادم [.مِرسا: استافیلوکوک اورئوس مقاوم به متی سیلین]
،ممکنه .اما باید نمونه بگیری
،اگه یهبرش بزنیم ،نمونهبرداری عمیق بافترو انجام بدیم
مطمئن میشیم که آیا ...بیماری گوشتـ
.شاون
قسمتی از دکتر خوب بودن، اینه که
.بدونی کی بیمار رو نترسونی
.من اینطور فکر نمیکنم
...مشکل توئه، نه اون
،لازمه مطمئن شی ...وسواست، تـ
باید یهتیکهی کوچیک از انگشتشرو برداریم
تا ببینیم که باید یهبخش ...بزرگتر رو برداریم یا نه
شاون، داری یهجور رفتار میکنی .که انگار میخوای دستشرو قطع کنی
نه. تو داری یهجور رفتار میکنی که .انگار نمیخوای دستشرو قطع کنی
.نمیخوام
.اما از لحاظ پزشکی بیربطه
.دمای بدنش 102ـه
از موقعیکه داشتیم بحث .میکردیم دو درجه بالا رفته
.باشه. آزمایشش میکنیم
.اون بافت شروع بهمُردن کرده
.یا اینکه انفیلتراسیون سلولهای التهابیه [ انفیلتراسیون سلولهای التهابی: ورود سلولهای دفاعی بهخون]
چیزی دستگیرتون شد؟
.به بنبست خوردیم
.اینجا رو ببین، جای حاشیهها
.چربی زیرجلدی و بافتمُردگی
.حق با شاون بود
.بریم تلاش کنیم دستشرو نجات بدیم
.یهدختر جوون با کُلی توانائی
.خب، موافقم
.واسهی همین باید یهروانپزشک رو ببینه
...این
.حس میکنم فرق داره
چیه، به هوش احساسی اعتقاد نداری؟
اگه مجبور بودم بین اونهمه آزمایشی که انجام دادیم
و احساساتِ تو، یکیرو انتخاب کنم .انتخاب سادهای بود
،نه. تو باهاش تفاهم نداری
،و اگه نداشته باشی .نمیتونی درکش کنی
.احتمالاً حق با توئه
.فکر میکنی باهاش تفاهم داری
خب، بچه داری؟
.نظرم درموردِ رایلی مرتبط با پزشکیه
چرا به هیچکدوم ما نگفتی بچه داری؟
بخش بزرگی از زندگیته .که بروزش ندادی
حس نمیکنم لازم باشه همهچیز رو
درموردِ زندگی شخصیم با کسائی که .باهاشون کار میکنم، درمیون بذاریم
اوه، این روش غیرمستقیم تو
واسهی گفتن اینه که من زیادی اطلاعات بروز میدم؟
.آره
نظرت درموردِ رایلی مشخصاً تحریف شدهست
چون داری از دیدِ یهپدر .بهش نگاه میکنی
.من جاش بودم
من صلاح بیشتری واسهی .سنجیدن وضعیتش دارم
.تو نظرت تحریف شدهست
احساساترو خیلی درگیر کردی
و داری زیادی واکنش نشون میدی چون یهمامان بد داشتی که
.بهت اهمیت نمیداده
و چرا اینهمه رو میدونم؟
.چون زیادی اطلاعات درمیون میذاری
.توی اسکن خبری نیست
وقتشه بفرستیمش خونه؟
.کلمپ [.کلمپ: نگهدارندهی بافت و سایر مواد حین جراحی]
.واو، خوب نیست
ماهیچه ضعیف شده. آرومآروم .از داخل نوارپیوندی کلمپ کن
.مورفی، پوسترو بکش عقب
.بوی تخممرغ گندیده میده
.فقط آسیب بافتیه
،اگه بادقت دستشرو دبریدمان کنیم دبریدمان: برش، برداشت یا حذف بخشی از بافت] [.مرده، عفونی شده یا صدمه دیدهی بدن بیمار
میتونیم یکم تحرک و مهارتِ .دستشرو حفظ کنیم
امشب نیاز به نظارت .بعد ازعملِ از نزدیک داره
.قیچی سیزر
.باید صحبت کنیم
میشه بذاریم بعد؟ واسهی یهجلسهی .برنامهنویسی که کُله شب طول میکشه، دیرم شده
دستمال توالترو اشتباه .آویزون میکنی
خب. درست گذاشتیش؟
.ایول، حله
.کنترل تلویزیونرو روی کاناپه گذاشتی
.شرمنده، داره دیرم میشه
باید روی سینی اونم روی .میز پیشدستی بذاریش
.متعلق بهاینجاست
،اگه یهجای ثابت نداشته باشه
بعدش پخش و پلا میشه و بعدش گم میشه
،و اگه نتونم پیداش کنم ...نمیتونم کانال هواشناسیرو ببینم
خب، دیگه بحث اون !کنترل کوفتی بسه
.همهچیز اینجا باید بهدل تو باشه
باید مطمئن شیم دوتا پَد توی ،ماشین ظرفشوئی استفاده شه
باید مطمئن شیم فنجونها ،سمتِ چپ بشقاب باشن
باید دستگاه تهویهی هوا ،دقیقاً 74درجه باشه
و باید از یهدستمال ،توالتِ خیلی خاص
.و خیلی کمیاب استفاده کنیم
،و من دارم سعی میکنم انعطافپذیر باشم
.اما تو اصلاً ملاحظهی منرو نمیکنی
.اوه، خدایا
.شاون
...شاون، معذرت میخوام. من حالت خوبه؟
.آشیلِ پات آسیب دیده
متأسفانه دوران جنگجو بودنت ...دیگه تموم شده
کمک! میشه یکی کمک کنه؟
.همینجا
چی شده؟
،نمیتونست بخوابه، آه .تبش بالا میرفت
.فقط همینجوری داره بدتر میشه
.نمیتونم نفس بکشم
،یه نفس عمیق بکش .دم، بازدم
104.6.
آمپول استامینوفن و پتوی .خنککننده لازم دارم، هرچهزودتر
دچار تُند تنفسی شده .میزان اشباع اکسیژن خونش 87 ه
...این... این جدیده یا
چیزه... منظورم اینهکه، اون این بلا سر خودش آورده؟
.ریهش عفونت کرده
فکر میکنم بخاطر یهجور بیماری پنهان
.دچار ذاتالریه شده
چه بیماری پنهانی؟
اصلاً نمیدونم. پارک و .لیم" رو خبر کن"
هیچ علائمی از آمبولی ریوی .و یا ذاتالریه وجود نداره
نتیجۀ آزمایش سیافتیآر هم .واسه "فیبروز سیستیک" منفی بود [بیماری ژنتیکی که باعث عفونت دستگاه تنفس میشود]
فکر میکنم شاید یهچیزی رو توی .سیتیاسکنش از قلم انداختیم
اینجا... اون سایهی باریک .توی نایژه رو ببینین
یه تومور خوشخیم با رشد آهسته
میتونه باعث التهابِ .مزمن راههوایی بشه
،همینطور که تومور رشد میکنه ،علائم وخیمتر میشن
باعث میشه راه هوایی .مسدود و عفونی بشه
،یا اینکه فقط یه سایهست
.یه سایهی باریک
.خیلی نامحسوسه
میخوام جراحی توراسکوپی .با کمک فیلم انجام بدم نوعی آندوسکوپی در فضای سینهای] [که با کمک دوربین انجام میشود
میخوای قفسهی سینهش رو سوراخ کنی
و توی ریههاش رو بگردی ببینی چی پیدا میکنی؟
.بدن رایلی همینجوریش ضعیف هست
،هیچ تودهی مشخصی هم وجود نداره
و علائمش هم بهاحتمال زیاد
یه عفونت سینوسی سادهرو .نشون میدن
راه ایمنتر و بهتر اینهکه .با آنتیبیوتیک درمانش کنیم
،اگه یه تومور درحال رشد داشته باشه
نمیتونیم همینجوری فقط .با دارو بفرستیمش خونه
جراحی رو با رایلی و والدینش .درمیون بزار
.خیلیخب
!هی، هی، هی
.به اونا دست نزن .اونا خیلی باارزشاند
خب، فقط دارم اسباببازیهاتون رو میدم کنار
تا راحتتر به داروهاتون دسترسی .داشته باشین
.اسباببازی اسباببازی؟
.اینا اسباببازی نیستن
.اون "رجی جکسون"ه [بازیکن بسکتبال]
،خب، وقتی اون تایمر صداش دراومد
راجر جانسون" میتونه داروهاتون" .رو بهتون بده
.رجی جکسون
.هی، حدس بزن چیه
.وقت رفتنه
.باشه. خوش بگذره
.قرصهات رو یادت نره - .باشه -
.فکر کنم شاون رو ناراحت کردم
.سلام - دعوای خیلی بزرگی با هم داشتیم -
و من داشتم داد میزدم .و اون یهو وا رفت
.افتضاح بود
و اون هی بهم میپرید و میپرید .و منم متقابلاً بهش پریدم
خب، کنار اومدن با شاون راحت نیست .ولی خودت اینو میدونستی
،میدونستم قراره سخت باشه .ولی زندگی کردن باهاش دیگه خیلیه
.میدونم
یعنی، یهچیزایی هست که اصلاً .بهش فکر نکرده بودم
و میدونم که ویژگیهای خاص ،خودشرو داره
ولی خیلی زیادن، منظورم .خیلی خیلی زیاده
میدونم. شاون خوبه؟
.آره. نه. نمیدونم
.سر کاره
،گلسی، تو اونرو میشناسی
.یعنی واقعاً میشناسیش
چجوری باید با شاون رفتار کنم؟
،خب، الان 12 سال شده .و من هنوزم دارم یاد میگیرم
.همیشه باید حق با اون باشه
منظورم اینه، میدونین... میدونی چندتا تماس و پیامک
و یادداشت برام گذاشته که چطور کارها رو اشتباه انجام میدم؟
.خوب میدونم. آره
.آره، خب، کُفر آدمو در میاره
میدونی چیه؟ .ما همهمون خصلتهایی داریم
میتونیم هرازگاهی .روی اعصاب بقیه باشیم
باشه، مسلماً شاون یکم بیشتر .روی اعصابه
.اینحرفا بهدردم نمیخوره
.بگیر بشین - چی؟ -
.بگیر بشین - چرا؟ -
چرا؟ چون آشفتهای و این داره آزارم میده
و اینجوری توی این شرایط .نمیتونم توصیهی خوبی بهت بکنم
.بشین
.ممنون
تو از شاون خوشت میاد؟
.معلومه - چرا؟ -
،اون خوبه، مهربونه، روراسته ،گاهی بهطرز بیرحمانهای روراسته
.هیچوقت ریگی بهکفشش نیست
.شاونه دیگه
خب؟
...خب ازش میخوام عوض بشه
.یکم البته
انتظار داشتی که اگه باهاش زندگی کنی، اون عوض میشه؟
.اون که نمیخواد تو عوض بشی
.میدونم
و اگه تصمیم اشتباهی گرفته باشم؟
پس اونجا ترک کن .و همینالان هم اینکارو بکن
،این نابودش میکنه ،ولی هرچی بیشتر صبر کنی
...و هرچی بیشتر طول بکشه
.واسش بدتر میشه...
،اگه رایلی یه تومور داشته باشه
باید قفسۀ سینهشو باز کنیم .تا ببینیم با چی طرفیم
چرا فکر میکنین تومور داره؟
.با علائمش جور درمیاد
همون علائمی که سالهاست داره؟
.بله
همون علائمی که بهمون گفتن ،ریشهی روانی داره
همون علائمی که بخاطر چندین دکتر، صدها آزمایش
روش انجام دادن و هیچی عایدشون نشد؟
یه سایه توی عکس .سیتیاسکنش هست
یه سایه؟
و این جراحی ریسک داره؟
باز کردن قفسۀ سینهاش با این حالِ ضعیفی .که داره میتونه خطرناک باشه
ببینین، میدونم رایلی ،خستهتون میکنه
،عصبانیتون میکنه
ولی اینو هم میدونم .که شما دوستش دارین
الان فرصت اینو دارین .که اینو بهش نشون بدین
خب میخوای این حرفهات معجزه کنه؟
ما ازتون میخوایم به دخترتون ،باور داشته باشین
.چون وظیفۀ هر پدر و مادری همینه
وقتی کوچیک بود
،و کابوس میدید
عادت داشت بیاد توی اتاقمون ،خودش میرو میچسبوند توی بغلت
.مثل همین الان که توی بغل منه
صورتش رو نوازش میکردی
تا اینکه بالاخره آروم بشه .و خوابش ببره
،اون داره خیلی درد میکشه
و من نمیدونم چطوری .این درد رو از بین ببرم
رایلی؟
...هی، ام
،دکترها
.میخوان ببینم توی ریههات چهخبره
.فکر میکنن ممکنه تومور داشته باشی
و ما میخوایم این عملرو .انجام بدن
شما فکر میکنین من یه تومور واقعی دارم؟
...ترسناکه، میدونم، ولی
.آره، اینطور فکر میکنیم
فشار خونش داره .افت میکنه... 73 روی 51
ضربان قلبش هم .رفته روی 137
یه سرم نمکی درونرگی آوریزون کنین - .یه نوار قلب 12 لیدی میخوام -
.بافتمُردگی جلوتر رفته
.عفونتش داره پخش میشه
عفونت به سطح مشخصی .از استخوان نفوذ کرده
.مجبوریم دستش رو قطع کنیم
استخوان رو سوهان بکش .به ترمیم نوک استخوان کمک میکنه
.سوهان رو بدید
.حاشیهها بهنظر آلوده نیستن
هنوزم احتمال کمی هست که میکروبها
.توی اندامهاش پخش شده باشن
اگه اینطور باشه، احتمال مرگش
.بهطور تصاعدی بالا میره
"چطوره "اکسیژنتراپی هیپرباریک رو الان روش انجام بدیم؟ [استفاده از اکسیژن در فشار بالا برای درمان بیماری]
اکسیژن برای باکتریها .مثل سَم عمل میکنه
.خیلیچیزا ممکنه اونجا بد پیش بره
اونوقت نمیتونیم بهموقع فشار محفظهرو کم کنیم
.که کمکش کنیم
اگه یکیمون داخل محفظه ،کنارش باشه
برای کمک بهش، نیازی .به صبر کردن نیست
.من اینکارو میکنم
خیلیخب، محفظهی اکسیژنتراپیرو .آماده کنین
.بافت ریه بهنظر طبیعی میاد
.و نایژههاش هم بهنظر سالم میان
...هنوز که
.خبری نیست
.لعنتی، یه شریان لوبار رو پاره شد
،فشارخون 81 روی 49 .اشباع اکسیژن 91
ضربان قلب داره بالا میره. قلبش .داره از کار میوفته
.پارک، ساکشن بیشتری میخوام .نمیتونم چیزی ببینم
باید همین الان با جراحی قفسهی سینهش .رو باز کنیم
.براون، سینهاش رو بشکاف - تیغ شماره 10 و رترکتور دنده رو بده -
اونجا فقط 7/18 مترمکعب .فضا داره
چه حسی داره؟
.خوبه
فکر میکردم برای یه آدم غیر اوتیسمی
حسِ ترس از محیط بسته .داشته باشه
.همینطوره
.پیداش کردم
.هنوز داره خونریزی میکنه
.حجم ضربهای" الان پائین اومد" [مقدار خونی که در هر ضربان از قلب خارج میشود]
سریعاً 4 لیتر خون کامل .تزریق کنین
.آمادهی انجام ماساژ قلبی بشین
صبر کنین. فکر کنم تونستم .دیوارهی سرخرگی رو ثابت نگهدارم
حجم ضربهای داره ،افزایش پیدا میکنه
.فشارخون داره میره بالا، 90 روی 60
.نبض 90 ه و منظمه
.فعلاً وضعیتش ثابته
.این کار اشتباه بود
باید هرچه سریعتر عمل رو .تموم کنیم
.اصلاً باعقل جور نمیاد
دیوارهی سرخرگیش نباید .اینقدر ضعیف باشه
یهچیز دیگه باعث شده .اینقدر نازک بشه
داخل اینجا چهخبره؟
.براون، نور بیشتری میخوام
آره. اینو میبینین؟
یه برآمدگی موضعی .روی لوب پائینی راست هست
فکر میکنی سرطانیه؟
مطمئن نیستم ولی یهچیزی .اینجا هست
.پارک، ریه رو بکش عقب
.یه لِگوه
حتماً رایلی چندسال پیش .قورتش داده بوده
توی ریهات گیر کرده بوده
و بافت ملتهب شده دورش .رو احاطه کرده بوده
سیستم ایمنی بدنت، بهش ،واکنش حملهای نشون داده
و طی اینسالها، رفتهرفته .بیشتر مریضت کرده
.کوچیک، باریک و از جنس پلاستیکه
هرجور عکسبرداری هم که انجام .میدادی نمیشد دیدش
.اه، خیلی چندشه
.باهاش یه گردنبند درست میکنم
.موفق باشی .منو ببخشید
معذرت میخوایم که حرفترو .باور نکردیم
معذرت میخوایم که باعث شدیم .بهاین روز بیوفتی
.معذرت میخوایم که طلاق گرفتیم
.وای
.شماها بهتره که از هم جدا باشین
ما همیشه فکر میکردیم دلیل ناراحتیت .اینهکه ما ازهم جدا شدیم
دلیل ناراحتی من این بود که .شما همیشۀ خدا دعوا میکردین
.هنوزم دعوا میکنین
.این منو میترسوند
واسه همین توی چادر پرنسسیام ،قایم میشدم
،ناخنهام رو میخوردم ...مدادشمعیها رو گاز میزدم
.لگوها رو میجویدم...
،ما گند زدیم
و قول میدیم که بتونیم .بهتر رفتار کنیم
"من نمیگم فیلمِ "مردم معمولی [فیلمی ساختۀ رابرت ردفورد محصول 1980]
...فیلم خوبی نیست. من
.فیلم خوبیه... فیلم عالیایه
.فیلم عالیایه
"خب، ولی میگم فیلم "گاو خشمگین [فیلمی با بازی دنیرو محصول 1980]
.تجربهی سینمایی بهتری داره
.موضوعش جدیده .یهجورایی رومانتیکه
رومانتیکه؟ - !آره -
.از اول تا آخرش مشتکاری میکنن
.دقیقاً، دقیقاً
یهجوری باعث میشه آدرنالین .توی رگهات بهجریان بیوفته
هردفعه که میبینمش .نفسم رو بند میاره
!اوه
دلت... دلت میخواد بریم یه قدمی بزنیم؟
.خب، بیرون یکم سرده
.میخوام ببوسمت - جدی میگی؟ -
.باشه
شاید بهتره بریم طبقۀ بالا؟ - .باشه -
باشه؟ - .باشه -
از اینطرف؟ - .آره -
.آره
.وای
میخوای... میخوای کمکت کنم؟ - .نه، ممنون -
.خودم پا میشم، خوبم، خوبم
.خوبم. آخ
دستم مشکلی نداره؟
نتیجهی بیوپسیت برای .بیماری گوشتخوار مثبت بود
مجبور شدیم چندتا جراحی انجام بدیم
تا بتونیم ماهیچهی و استخوان .عفونیشده رو جدا کنیم
استخوان؟
.واقعاً متأسفم، جاز
.مجبور شدیم دستت رو قطع کنیم
.نه
.نه، دستم... دستم هنوز درد میکنه
.میتونم... میتونم حسش کنم .هنوز سرجاشه
.چیزی که داری تجربهش میکنه "درد فانتوم"ه [درد خیالی ناشی از فقدان عضو]
.دستت دیگه نیست
.اون بهت گفته بود
.دستم
.دستم نیست
...دستم نیست و
.و این... این تقصیر توئه
.برو بیرون
.برو گمشو بیرون
.نمیتونم
.هیچکدوممون نمیتونه بره بیرون
.تو متوجهش شدی
.آفرین
.از کمکت ممنونم
بالاخره به قدرت هوش احساسی باور پیدا کردی؟
اوه، باعث شد پدر و مادره ،موافقت کنن
.حتی بااینکه برای مدت کمی بود
،اونا حرف بچهشون رو باور کردن
و دارن روی بهتر کردن رابطهی .خانوادهشون کار میکنن
.اینا واقعاً قدمهای بزرگیه
.درسته لحظهی خاصی بود
ولی اگه فکر کردی اونا رو عوض کردی، و اینکه
فردا آدمهای متفاوتی ،نسبت به دیروزشون میشن
.پس داری خودترو گول میزنی
همینالان، هوش احساسیِ من داره بهم میگه
حتی خودت هم بهاینحرفی .که زدی باور نداری
،آشپرخونه تمیزه
.باقیموندههای غذا توی یخچاله
حالت چطوره؟
.خوبم
.فقط یکم سرگیجه گرفتم
.تعادلم هنوز بهحالت عادی برنگشته
خب، حالا که حس میکنی ،حالت یکم بهتر شده
دلت میخواد فیلم "گاو خشمگین" رو ببینیم؟
.نه
.باشه، یهوقت دیگه میبینیم
.نه
.نمیتونم اینکارو بکنم
.میتونم آروم پیش بریم
من... از اینکه اینجا کنارت .باشم خوشحالم، همینجوری
...نه. من نمیتونم .نمیتونم همینجوری اینجا باشم
...نمی.. نمیخوام که تو
...فقط... نمیخوام
...شرمنده. فقط .ازت میخوام از اینجا بری، لطفاً
جاز از 5 سالگی هرروز .ویولن تمرین میکرده
اون تمام امیدش بهمن بود که ...کار درست رو بکنم، و
...فکر کردم اینکارو کردم. من
...شاون اهمیتی نمیداد. اون
.اون رویاهاشرو نمیدید .فقط علائم بیماریش رو میدید
.بعضیوقتا انتخاب اشتباهی ازآب درمیاد
،سال دوم کارم بود .یه رزیدنت بود
.یهجورایی آدم عجیبی بود
تیشرتهایی با عکسهای ،کامیکبوک میپوشید
.هر روز دقیقاً یه ناهار میخورد
.ولی دختر باهوشی بود
بارها و بارها سر جراحیها حاضر میشد
.و کارش رو عالی انجام میداد
.نمیتونستم درکش کنم
و یهروز چشمم رو باز کردم و دیدم ،دارم باهاش رقابت میکنم
.ولی اون بامن رقابت نمیکرد
اون زمانش رو صرف بررسی و ،سؤال کردن میکرد
خودشرو آماده میکرد که .جراح عالیای بشه
موفق شد؟
دکتر "لیم" یکیاز بهترین .جراحهای ترومای کشوره
.دکتر ملندز - .دکر براون -
.دکتر لیم
.کار امروزت عالی بود
.شنیدم. آره، کارت خوب بود، دکتر براون
.مرسی
.شب خوش
خودت میدونی اون قضاوت نادرستی .از خودش نشون داده
،اگه میخوای چیزی بگی .فقط بگو
میخوای یه آبجو بزنیم؟
.آره
.سلام
خوبی؟
.آره
بخاطر اینکه دیروز از کوره در رفتم .معذرت میخوام
.الان خوبم
.ولی من خوب نیستم، شاون
برگشتن به کالیفرنیا و شروع یه کار جدید
...و با تو زندگی کردن
،واسم خیلی پُراسترس بوده
سختتر از چیزی بود .که انتظارشرو داشتم
.میخوای از اینجا بری
.نه، از اینجا نمیرم
.هنوز باید قلِق همدیگه دستمون بیاد
.اوه، آره
.زندگی کردن با تو خیلی سخته
،میدونم، یهچیزایی رو فراموش میکنم ،خیلیزیاد
و بعضیوقتا از کوره .در میرم و داد میزنم
.قول میدم روش کار کنم
،و ازت نمیخوام که عوض بشی
ولی میخوام خودت اینرو بدونی که
.بدجور روی اعصاب آدم راه میری
میخوام اینو بدونم که برای .سازش کردن تلاشت رو میکنی
فکر نکنم بتونم از دستمالتوالت .یکلایه استفاده کنم
اوه، نه دربارهی دستمال دولایه .کاملاً حق باتو بود
کاملاً میارزید که یک دلار و نیم .بیشتر پول بدیم
ولی شاید فنجونها بتونن .سمت راست بشقاب قرار بگیرن
.بعضیوقتا
خب، همهی وسایل از .جعبههاشون دراومده
.ما رسماً باهم زندگی میکنیم
میخوام اینا رو ببرم پائین .و بندازم توی سطل بازیافت
و میدونم که احتمالاً همهچیز ،رو سر جای درستش نزاشتم
ولی شاید بتونیم باهمدیگه .جاشون رو عوض کنیم
.از این ایده خیلی خوشم اومد
.از این ایده خیلی خوشم اومد
«: مـتـرجـمـیـن: غـزل و آریـا :» .:: Violet , Ariya ::.
.::ارائهای اختصاصی از وبسایتِ::. |-| Film2Movie.US |-|
.:.:. با دنبال کردن اینستاگرامِ ما بروزترین باشید .:.:. *|*|*|* @MyFilm2Movie *|*|*|*
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.