Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
•° ترجمه اختصاصی پروموویز °• •°• ProMovi.ir •°•
تموم شد ،بانوی من
( دختر مدرن)
= مترجمین = =Angel2lisa , Bahar , Sareh_M=
بشین اونجا
اونجا بشین
بشین
خانوم ، اومدش
باشه
بشینید اونجا
باید این چیزا رو درباره بانوی من بدونی
اون تنها دختر یه خانواده ... شریفه
که تمام نسلشون دانشمندای سلطنتی بودن
و از طریق یه ازدواج منظم ... با ثروتمندترین پسر
در گیونگ سئونگ ازدواج ...کرده و همسر خانواده ای هست
... که لقب وایکانت (لقب اشرافی)گرفته و
اسم من شین جون نیو عه
... من هم
گو شین دوک هستم
خب ، چرا میخواستی منو ببینی ؟
دست از خدشه وارد کردن به اعتبار شوهرم بردار
کی همچین کاری کردم ؟
اینکه کسی رو ملاقات کنی که ... باهات کلی تفاهم داشته باشه و
دیدگاهش به مسائل با تو یکی باشه ، خیلی کم اتفاق میوفته
برای همین از اینکه باهاش وقت میگذرونم لذت میبرم
وقت میگذرونی " ؟ "
اون ازدواج کرده ... چطور جرات میکنی
اینقدر بی شرم باشی و با یه مرد متاهل ، وقت بگذرونی ؟
از نگاه کردن به پدر و مادرت خجالت نمیکشی ؟
پس تو هم باید از نگاه کردن به خودت خجالت بکشی
تو این دنیایی ک زندگی میکنیم حتی یه تحصیلات درست و حسابی هم نداری
هیچ کاری رو هم نمیتونی رو پاهای خودت انجام بدی
تنها کاری ک بلدی بکنی اینه که به شوهرت تکیه کنی
تا حالا به این فکر نکردی که خیلی رقت انگیزی ؟
رقت انگیز " ؟ "
چطور جرات میکنی اینطوری حرف بزنی ؟
اصلا نمیفهمی داری با ! چه کسی حرف میزنی
خدای من ، جلوی این خدمتکار دیوونت رو بگیر
اوه ، نه ! یونگ یی
یونگ یی ، خدای من! ولش کن ، به جای دعوای فیزیکی از کلمات استفاده کن
آیییی، موهامو ول کن
چیکار میکنی ؟
خوبی ؟
خوب به نظر نمیایی موهات رو نگاه کن
یه دقیقه وایستا
اینقدر خوشت میاد که منو خجالت زده کنی ؟
من فقط سعی کردم که کمی باهاش صحبت کنم
فکر کردی در حدی هستی که بخوایی باهاش بحث کنی ؟
... البته
از خشونت استفاده میکنی چون مهارت های گفتاریت کمه
بانو کاری نکرده تقصیر من بود
قبل از اینکه بقیه رو سرزنش کنی اول یه نگاه به خودت بکن و یکم فکر کن
اگه جای من بودی ... از داشتن همچین همسر
کند ذهنی ، خجالت نمیکشیدی ؟
بسه دیگه بیا بریم
باشه ، بریم
خدایا
خانوم
گفتم که آروم تر بخورید
این حرفم رو یادت نره
چون امروز منو تحقیر کردن ازشون انتقام میگیرم
میخوایید چیکار کنید ؟
من باحال ترین دختر مدرن تو گیونگ سئونگ میشم و دوباره شوهرم رو به دست میارم
البته همچین هم از شوهرتون خوشتون نمیادا
اعتبار خودم و خانوادم به خاطر این ازدواج تو خطره
از اونجایی که من باهاش ازدواج کردم باید وظایفم رو به درستی انجام بدم
برای اینکار باید خودمو بهش ثابت کنم
چطوری میخوایید باحال ترین دختر مدرن تو گیونگ سئونگ بشید؟
... خب
خدای من، این نونا خیلی خوشمزه به نظر میان - سلام -
چندتا نون بخارپز میخواییم - چندتا ؟ -
دو تا نه سه تا بهمون بدید
نه 4 تا بهمون بدید هرکدوممون دو تا
چشم
خانوم - چیه ؟ -
جناب وایکانت میخواد شمارو ببینه
چی ؟
باید اول به من میگفتی
چرا خودت رو به زحمت انداختی و اذیت کردی ؟
از این اتفاق درس گرفتم
میدونم که دختر باهوشی هستی پس دفعه بعد بیشتر مراقب باش
پدر جان
از همه چی خبر دارم
... من
میخوام برم مدرسه
چی ؟ کجا ؟
شما باید عفت خودتون رو حفظ کنید ، مطیع باشید و
... و مصداق کوشش بشید
به منظور خدمت به ... بنیاد و اصول
خانواده های ژاپنی
کشور خیرخواه و بهترین کشور متمدن
... کشور متمدن - ما مردم چوسان هستیم -
چطور جرات میکنه به ما بگه که به بنیاد و اساس کشورش خدمت کنیم؟
مسخره است
... هر شهروند ژاپنی
... باید تلاش کنه تا
جامعه ای سالم داشته باشیم
ازدواج کردی ؟
با کی ازدواج کردی؟
عروس وایکانت ؟ - عروس وایکانت؟ -
میدونستم برای همین اینقدر شیک و باکلاسی
شنیدم بعد اینکه به کشورش خیانت کرده یه عالمه پول گرفته
یونگ یی ، تو چی ؟ خواهرشی ؟
یا فامیلشی ؟
نه ، من بهشون خدمت میکنم
چی ؟ خدمتکارشی ؟
یه فروشگاه گیونگ سئونگ جدید باز شده که چترهای توری داره
میخوایی بیایی بریم اونجا ؟ - فروشگاه گیونگ سئونگ؟ -
آره
همه دخترای مدرن تو گیونگ سئونگ اون فروشگاه رو میشناسن
تاحالا یه بار هم اونجا نبودی ؟
دخترای مدرن اونجا میرن ؟ - آره -
اونجا ساعت های طلایی و پودر نعناع سفید دارن
همه چیز دارن
بیا زود بریم - چی؟ -
خانوم، فروشگاه کفش پس چی میشه ؟
تو اول برو مغازه بعد هم برو خونه
اونا کفشای پاشنه بلندن
تو هم میخوایی امتحانشون کنی ؟
چطوره ؟ - احساس شناور بودن دارم -
فایدش چیه ؟ همش آرزوی محاله
نمیخوایی بخریشون ؟
تازه یه کفش خریدم
حیف شد
وقتی صدای تق تق کفش پاشنه بلند میاد
" یه دختر مدرن داره میاد "
تادا - تادا ، مردم دیوونه میشن -
بیا بریم - خیلی بد شد -
چه خوشگل
ولم کن ! چیکار میکنی ؟
داره باهاش شوخی میکنه ؟
دردم اومد ولم کن
این چیه ؟ - غنایم جنگی -
چی ؟ - خوندیش ؟ -
یااا ، این خیلی خوبه
"عصر دورویی"
دولتی که به مردم " " ... خودش ظلم می کند
" با مد کردن لباس های غربی "
برای اولین صفحه مجله تیتر باحالی نمیشه؟
دقیقا
اما الان یه شغل داری
آیا فکر میکنی میتونی مردم رو به نوشتن مقاله و روزنامه تشویق کنی
اونوقت خودت همشون رو پخش کنی ؟
اگه خیلی سختم باشه یه دستیار میگیرم
مطمئن نیستم کسی باشه که هم زیرک باشه هم جسور
همین چند دقیقه پیش یکی رو دیدم
کی ؟
شما کی هستید؟
بانو
چطور به نظر میام؟ - کاملا شبیه یه دختر مدرن شدید -
مگه نه؟ - بله -
اینا چین ؟
دخترا همش بهم میگفتن که با اونا خیلی خوشگل به نظر میام
کفشهام چیشد ؟ آوردیشون ؟
یه اتفاقی تو راه افتاد
گمشون کردم
عالی شد
چی ؟
دیگه میدونم با این لباس چی باید بپوشم
بانو
خوبم - باشه -
امروز روز خاصیه ؟
امروز بالاخره میتونم عشقم رو ببینم
عشقت ؟
وقت کلاسه بشینید سر جاتون
چیکار میکنی ؟
برو سر جات بشین
! بذار برم
قبل از شروع کلاس از همتون یه درخواستی دارم
در استفاده از کلمات عاقل باشید
ازشون استفاده کنید تا ... افکارتون رو بیان کنید
و احساساتتون رو نشون بدید
ازش برای فریب ، حیله
یا ظلم کردن به بقیه استفاده نکنید
اگه برای انجام اینجور کارها میخوایید خوندن نوشتن یاد بگیرید، بهتره اینکارو نکنید
پس به این فکر کنید که آیا صلاحیت یادگرفتن سواد رو دارید یا نه
خیلی خوشحالم که تصمیم گرفتم مدرسه برم
موافقم
امروز خیلی چشم نواز بود
منم همین فکر رو میکنم
...تاحالا هیچ مردی مثل اون - ...تاحالا هیچ مردی مثل اون -
اینجایی
خب ،بگو ببینم مدرسه چطوره ؟
تمام تلاشم رو میکنم که به آدمی که شایسته شماست تبدیل بشم
همیشه نمیتونی فقط با تلاش کردن به خواسته هات برسی
... وگرنه ، همه اون معابد ، کلیساها و
میخونه های بودایی که ... تو بازارن نباید وجود میداشتن
بعضی چیزا غیرممکنن
چی؟
... انرژیت رو هدر نده
و سرنوشتت رو قبول کن
برادر بزرگتر ، حاکم ، اسکی ) ( ... برادر جوان تر ، وزیر
برادر بزرگتر ، حاکم ، اسکی ) ( ... برادر جوان تر ، وزیر
چقدر بی سواد
نه تو ، خانم. در مورد شوهرتون دارم صحبت میکنم
اون دانشجوی دانشگاه مجلل کیجو عه
خب که چی ؟
هر کلمه ای که از دهنش بیرون میاد آزاردهنده است
کاملا اشتباه هم حرف نمیزنه
بانو
قبل از اینکه شروع کنم این رو نمیدونستم
اما به نظرم من برای درس خوندن ساخته نشدم
... برای همین فکر کردم که
فقط به این خاطر که ... میخوام یه دختر مدرن باشم
نیازی نیست که حتما تحصیلات مدرن رو هم بگذرونم
نباید به این راحتی بیخیال بشید
... باید از این شانس استفاده کنید
تا شوهرتون به خاطر اینکاراش پشیمون بشه
راست میگی
خب برای امروز تا اینجا کافیه
دفعه بعد که همدیگرو دیدیم ازتون میخوام که یک شعر برام بیارید
جایزه بهترین شعر چیه ؟
چطوره با کسی که برنده شد تو کافه، قهوه بخورید ؟
درعوض ، انتظار دارم بهترین تلاشتون رو بکنید
چشم - چشم -
میخواییم بریم کتابفروشی میخوایی باهامون بیایی؟
تو امتحان انگلیسی قبول نشدم
باید بمونم بیشتر تمرین کنم
یادت رفته که یه خدمتکار داری؟
به بانوت کمک کن، باشه ؟
بریم
! ما رفتیم
خیلی وقته ندیدمت
به راهت ادامه بده
کیه ؟
خوشحالم که بهت کمک کردم
الان چی گفتی ؟
اگه بخاطر من نبود
قطعا به فکر مدرسه رفتن نمیفتادی
به هرحال ، امیدوارم درسات رو خوب بخونی و چیزای جدید یاد بگیری
این چیه ؟
برای اینکه یه دختر مدرن واقعی بشی باید این چیزا رو بدونی
خودت و دشمنت رو خوب بشناس " " تا هیچوقت ازش ناشنوا نخوری
( شکست رو به اشتباه گفت ناشنوا *)
"شکست " - "شکست" -
اگه میخوایی از اون ... دختره ببری باید
درباره عشق آزاد یاد بگیری تا اینکه تحصیلات مدرن رو یاد بگیری
عشق آزاد " ؟ " - آره -
همشو اینجا نوشته پس وقت بذار روش و بخونش
تو هم باید یه کارایی رو با شوهرت انجام بدی
یه جا هست که باید بریم پس دنبالم بیا
اینجا دیگه کجاست؟
جایی که هر اتفاقیم افتاد، باید مخفی بمونه
احیانا شما درگیر این جنبشهای انقلابی شدین؟
این اونقدرا مهم نیست
میشه گفت من یه مرد مغز فندقیم که چیزی که بخوام رو باید بگم
خب پس چرا اینجاییم؟
چند لحظه وایسا
اینا رو از کجا پیدا کردین؟
باید زودتر اینارو بهت پس میدادم
اینقدر خوشحالی؟
... اینطور... اینطور نیست
ممنونم
من اینکارو مجانی انجام ندادم پس نیازی نیست ازم تشکر کنی
! بانوی من
بانوی من - هی -
چرا اینقدر داد میزنی؟
... درواقع، این
بگو خب
چیکار میکردین؟
داشتم سعی میکردم برا شعری که میخوام بنویسم یکم انگیزه بگیرم
دیگه میخوام بخوابم
الان جاتونو درست میکنم
خودم درستش میکنم تو برو و یکم استراحت کن
... ولی بازم - برو یکم استراحت کن یونگ آ -
برو
چشم، خوب استراحت کنین بانوی من
میبینمتون
ببخشید بانوی من
یه دستیار؟
من فقط چند ساعت از وقتتو تو هفته میخوام
هیچوقت نمیدونی چی قراره پیش بیاد پس به کسی نگو داری به من کمک میکنی
("روزی که گلبرگهای گل باریدند")
مشقاتونو بیارین
اگه الآن نیارینشون، بعدا دیگه قبول نمیکنم پس زود باشین
کجاست؟
چی شده؟
حالا چیکار کنم؟
یادم رفت شعر بنویسم
چی؟
( کیم یونگ یی )
( گو شین دوک )
شما اینو تحویل بدین - ... یونگ یی -
زود باشین
صبر کنین
("روزی که گلبرگهای گل باریدند")
( گو شین دوک )
("شعله عشق")
... و
... هر دو
سکوت کردند
قلب آنها به آرامی به سمت هم میرود
و از آتش پر شور میسوزد
... با هر قدم، آنها نزدیکتر میشوند
وقتی در چشمان همدیگر نگاه میکنند
روح آنها به هم پیوند میخورد
بالاخره ... لبهای سوزانشان هم را لمس میکنند
و نفس عمیق میکشند
سرتو بلند کن
خدایا خیلی دست و پا چلفتیای
سلام - سلام -
... اون اینکارو کرد
با چشماش؟ - آره -
اینجوری - اوه، من میدونم این یعنی چی -
معنیش چیه؟
یه چیزی تو چشمشه
حتما میسوزه میدونی
چرا تمام شبُ بیدار موندی؟
داشتم کتابه رو میخوندم
هنوزم هیچی نفهمیدی؟
" شعله عشق "
شعله عشق" ؟ "
فقط وایسا
اون سیگنال بعدی رو برات میفرسته
میخوام بهترین شعر رو اعلام کنم
گو شین دوک
شین دوک، امروز بعد از مدرسه وقت داری؟
اوه، من؟
چی شده؟ وقت نداری؟
دارم
پس بعد از مدرسه میبینمت
براتون میخونمش
اسمش اینه "روزی که گلبرگهای گل باریدند"
کسی هست که شما بهش علاقه داری؟
آقایون همچین سوالی رو اینقدر صریح میپرسن؟
آها درسته، شنیدم ازدواج کردی
بله
فکر کنم بخاطر اینکه ازدواج کردم قلبش شکسته
تا شعرتو خوندم، عشقی که برای نوشتنش بکار بردی رو حس کردم
و قلب منم به تپش افتاد
بخاطر همین عاشقش شدم
شعرت خیلی بیگناهه قلبتو همونجوری که هست توصیف کردی
حتما درس خوندن به عنوان یه خانم متاهل، سخته
ولی خیلی خجالت آوره که بزاری استعدادت الکی هدر بره
امیدوارم به نوشتن ادامه بدی
و اینو بگیر
("بهار عاشقانه")
این چیه؟
وقتی همسن تو بودم اینو خوندم
بخونش و لطفا دفعه بعد یه شعر قشنگتر از قبلی بنویس
حتما
("بهار عاشقانه")
فکر کنم معلم نام وو جین روم کراش داره
بله؟ببخشید
معلم چیزی بهتون گفتن؟
احتمالا متوجهش نمیشی
آخه چیزی نیست که با کلمات بشه گفتش
پس چی؟
آتشی هست که بین نگاههای خیره ما رد و بدل میشه
اون میدونه من ازدواج کردم
چجوری میتونه اینقدر پررو باشه؟
چیزی رو صورتمه؟ - نه -
پس چرا هی بهم زل میزنی؟
اینکارو نکردم
! نه
اگه بعد از اینکه این همه میزتو گشتی و پیدا نشده یعنی
اونا موقع بازرسی برداشتنش
پودر نعناع سفید منم نیست
اگه شوهرم و پدرم بفهمن من چه کتابی میخونم
دیگه نمیتونم تو صورتشون نگاه کنم
! واقعا نمیتونم
گو شین دوک برو اتاق مشاوره
("بهار عاشقانه")
این کتاب چجوری دست تو افتاد؟
مگه داشتن این کتاب چه مشکلی ایجاد میکنه؟
... داری میگی
تو هیچ کار اشتباهی انجام ندادی؟
نه
برای اینکه به یه شهروند نمونه از یه کشور متمدن تبدیل بشم
بهم گفتین ادبیات بخونم
! دهنتو ببند
این یه کتاب ممنوعهست که مردم خیرهسر چوسان نوشتنش
... واقعا نمیدونستی
که داشتن این کتاب تو دردسر میندازتت؟
اگه نمیخوای اخراج بشی
بهم بگو این کتابُ از کجا آوردی
! الآن
شین دوک اون کتاب رو داشت؟
آره. اون کتابُ از معلممون نام وو جین گرفته بود
بانوی من رو دیدی؟
نمیدونم
خب چی؟ چه اتفاقی برای معلممون میفته؟
نگو که اون قراره اخراج شه
چی؟
بهتره اینکارو نکنن چون اگه اینکارو کنن، منم از مدرسه میرم
شین دوک
همش تقصیر منه پس ناراحت نباش
... من اسمتونو بهش گفتم
که خودمو نجات بدم
نمیخوام بترسونمت
ولی دوره ما بدتر از دورهایه که از نظر جسمی تهدید شدیم
... حتی قربانیای دوره ما
نمیدونن که نجات پیدا کردن یا به فنا رفتن
ولی بالاخره
یه روز میرسه که هممون آزاد میشیم
تا اون موقع، من نا امید نمیشم
پس توام از این دست نکش
راه مدرسه تا خونه هیچوقت اینقدر کوتاه نبود
ازش طلاق میگیرم - چی؟ -
این تنها چیزیه که بعد از این همه مدت دوری میتونی بهم بگی؟
من تصمیممو گرفتم
لطفا اجازهشو بهم بدین - نه -
میخوام نوهام رگ یه خانواده نجیبزاده رو داشته باشه
من ازت خواستم تا اینجا پیش بری؟
تا الآن تنها کاری که انجام میدادی هدر دادن زندگیت بود
این ته کاریه که میتونی برام انجام بدی
پس به خواسته شما توجه نمیکنم
جونگ سوک
باشه برو
بله؟
هرچه سریعتر طلاقتو رسمی کن
برو و هرکاری دوست داری کن
چی؟ - اوه، درسته -
... همهی پولمُ
برای برادر کوچیکت که خارج درس میخونه میفرستم
فقط گفتم که بدونی - پدر -
دیگه راجعبه چی باید بحث کنیم؟
وایسین، پدر
من عصبانی بودم یه چیزی گفتم حالا
خب که چی؟
متاسفم لطفا منو ببخشید
بقیه روز رو خونه میمونم
اگه پدد استرس بگیره
ممکنه رو سلامتش اثر بزاره
پس، نمیتونم رو کارام تمرکز کنم
فکر میکنی بخاطر پول موندم؟
بالاخره حرفاتو میفهمم
... حتما خیلی سخت بوده که به احساسات واقعیت توجهی نکنی
چون شما ازدواج کرده بودی
... منظورت چیه
میخوای طلاق بگیری قبول میکنم
چی؟ لازم نکرده
اگه برات سخته من خودم به پدر میگم
وایسا
تو وقت مناسب خودم باهاش حرف میزنم
پس لطفا بهم بگو کِی باهاش حرف میزنین
•° ترجمه اختصاصی پروموویز °• •°• ProMovi.ir •°•
جدی چش شده؟
یونگ یی
کجا بودین؟
چیزی شده؟ - ... میدونستین -
همه جا رو دنبالتون گشتم؟
فکر میکردم براتون اتفاقی افتاده
اونا فقط دستمزد منو قطع کردن
نگران بودی؟
چرا باید باشم؟
از اونجا که هردومون روز بدی داشتیم
بیا بریم و یه چی بخوریم
پس دیگه خوشحال باش
بدون اینکه بهم بگه کجا رفته؟
نمیتونم صبر کنم که بهش بگم
چرا اینجایین؟
دیر کردی داشتی چیکار میکردی؟
خب
... تو کلاس منتظرتون بودم
و خوابم برد
دفعه بعدی بیشتر حواسمو جمع میکنم
خستمه
میخوام استراحت کنم
میخواید اینجا بخوابید؟
شوهرم برگشته خونه برای همین یه مدت باید اینجا بمونم
بله بانوی من اجازه بدید رخت خوابتون رو درست کنم
بیا بعدا روبروی خونتون همدیگرو ببینیم
فکر میکردم همه چیزو سر و سامون دادیم که
ما باهم اینکارو انجام دادیم
برای همین میخوام اولین نفری باشی که اونو میبینه
بانوی من یه مدت میرم بیرون
مگه نگفته بودی که این کفشارو گم کردی؟
... تو چطور
از کی داری منو فریب میدی؟
بهم دروغ گفتی و وسایلمو دزدیدی
تو دیگه اون یونگ یی که من میشناختم نیستی
من قصدم فریب دادن شما نبود
اونا فقط برای من خیلی با ارزش بودن
برای همین در موردشون بهتون نگفتم
نام وو جین هم برات ارزشمنده اره ؟
بخاطر همین بود که بدون اینکه به من بگی باهاش ملاقات میکردی؟
...نه، اینطور نیست
حتما حس کردی احمق بودم وقتی ...اشتباهی فکر میکردم که
اون احساساتی به من داره - خانم -
من حتی بدون اینکه رابطه شما خبر داشته باشم بهش علاقه مند شدم
...میدونی چقدر تحقیر آمیزه که
بدونی که به همون مردی علاقه داشتم که اونم خدمتکارم رو دوست داشته؟
چیه؟ فراموش کردی که خدمتکارمی؟
نه، خانم
از حالا، جایگاهت رو فراموش نکن
این به من بستگی داره که ببخشمت یا نه
...اگه برخلاف دستورات من ادامه بدی
هیچ وقت دباره نمیبینمت
لطفا نرو، یونگ یی
اگه الان بری واقعا همه چی بین ما عوض میشه
خانم ها
چه خبره؟
دخالت نکنید
یونگ یی خدمتکار منه
فقط به اربابش بستگی داره که بهش بگه چیکار کنه یا نه
با این سن و سال چطوری جرئت میکنی که بهش سرکوفت بزنی؟
بنظر میاد تمام آموزش هایی که دیدی بی فایده بوده
...چرا
باید اون بچه باشه؟
...چرا اون بچه
و من نباشم؟
...چرا
...نمیشه
عاشقم باشه؟
همش تقصیر منه
...من
همه رو فریب دادم
رفتن به مدرسه بهم خوش میگذشت
و همینطور که به عنوان دستیار ...شما شروع به کار کردم
شروع به فکر کردن کردم که آدم مهمی هستم
و احساس خوبی داره
درباره داشتن زندگی ای که حتی لیاقتش رو ندارم رویا پردازی میکردم
تو تنها کسی هستی که صلاحیت اینو داری تا چیزی که لیاقتش رو داری انتخاب کنی
همه حق اینو دارن تا چیزی که میخوان باشن
یونگ یی، تو میخوای چطوری باشی؟
خانم جوان
حرفی ندارم که بهت بگم فقط برو
...میخواستم که
خانواده و دوستتون باشم
شما هم همین حس رو نداشتید؟
میخوای مدرسه رفتن رو ول کنی؟
بله - عالیه -
...تو و جونگ سوک باید برید و
توی ژاپن درس بخونید
چی؟
اونجا آموزش بهتری رو کسب میکنی
و همینطور که توی ...کشور خارجی بهم تکیه میکنید
به طور طبیعی بیشتر جذب همدیگه میشین
پدر، لطفا. نه
...من
نمیخوام برم
چی گفتی؟
متاسفم
...چی
من بهت هشدار دادم که ...اون بالاخره به سمتت پشت میکنه
اگه همینطور به خیانت کردن بهش با زن های دیگه دادمه بدی
اگه برای پس گرفتن احساساتش ...شکست بخوری
پرتت میکنم بیرون
چشم
لعنتی
یونگ یی، تویی؟ - خانم -
مهمانی بیرون منتظر شماست
آقای نام
چی شما رو اینجا کشونده؟
خانم یونگ یی خیلی دلش برای شما تنگ شده
حالا هیچکاری نداریم که با همدیگه انجام بدیم
اون بخاطر من دروغ گفت
اون برای چیزی که باید مخفی نگه داشته میشد کمکم میکرد
پس بهش گفتم که به هیچکسی نگه
اینجا، جایی هست که میتونید پیداش کنید
اگه نظرتون عوض شد، برای اومدن به اینجا احساس راحتی کنید
از دیدنتون خوشحال میشه
("سپیده دم")
(زیر زمین نانگمان پارا)
پس این چیزیه که تمام مدت انجام میدادی؟
فقط همین یک بار میبخشمت پس برگرد خونه
میبینم که یه سوء تفاهم بود پس بیا گذشته رو فراموش کنیم
بخاطر همه چیز متاسفم برگرد خونه
مطمئنی که اینجاست؟ - بله. مطمئنیم -
اگه ورودی دیگه هم هست، برسیش کن
نایست. به راه رفتن دادمه بده
به محض اینکه یه کشتی پیدا کردم بهتون خبر میدم
خیلی خب
برای همین مدیونتون هستم
پس، با اجازه من میرم
میشه یه لطفی ازتون بخوام؟
یونگ یی رو برای کار به مونچوندانگ فرستادم
...میشه بهش بگید
برای مدتی به مخفیگاه نیاد؟
قبلا اینجا بوده؟
گفت که پول کاغذ رو یادش رفتته و زود برمیگرده
ولی نیموده
ینگ یی
کجایی؟
نام وو جین کجاست؟
نمیدونم
بزار ببینم چقدر با ندونستنش پیش میری
لطفا بزار یونگ یی زنده بمونه
جونگ سوک، تو میتونی این کارو کنی
این بستگی به تصمیم تو داره که زنده بمونه یا بمیره
این بستگی به من داره که تو رو ببخشم یا نه
اگه برخلاف دستورات پدرم ...ادامه بدی
دیگه هیچ وقت اون دختر رو نمیبینی
...اگه برخلاف دستورات من ادامه بدی
هیچ وقت دوباره نمیبینمت
یونگ یی
...من با تو
چیکار کردم؟
...یونگ یی
...خانم
...حالا که طعمه ام رو انداختم
تا زمانی که ماهی گازش بگیره صبر میکنم
...بهش خیانت کردم
...چون بخاطر بیرون انداخته شدن از مدرسه
میترسیدم
دوستم یه کشتی برام پیدا کرد
مراقب خودت باش
...و لطفا به یونگ یی بگو
براش آرزو سلامتی میکردم
باید یه اعترافی کنم
درباره شعریه که نوشتم. همونی که خودت به عنوان بهترین شعرم انتخاب کردی
...راستش
من اون شعر رو ننوشتم
منظورتون چیه؟
یونگ یی اونو نوشته
...احساسات اون شعر
متعلق به یونگ یی هست
آقای نام وو جین به ژاپن خواهد رفت
خبر خوبیه
بالاخره خیالم راحت شد
باهاش برو
اگه باهاش برم اونو توی خطر میندازم
و همینطور، نمیتونم اینجا تنهات بزارم
از الان دیگه خودم تنهایی مشکلی ندارم
اینا رو بپوش و با آقای نام برو
خانم
فکر میکردم لیاقت اینو دارم که تو مراقبم باشی
ولی بالاخره بعد از اینکه تو رو از دست دادم متوجه شدم
اگه تو منو به عنوان خانواده و دوستت در نظر نمیگرفتی
میتونستی خیلی وقت پیش رهام کنی
...خیلی شکرگزارم
و درباه اینکه چه کاری میتونم برات انجام بدم فکر کردم
برای اولین بار توی زندگیم ...تمام شب رو بیار موندم تا دربارش فکر کنم
و نتیجش این بود که بزارم بری
...تنها چیزی که میتونستم دربارش فکر کنم
این بود که بزارم بری تا به جای اینکه برای من زندگی کنی، برای خودت زندگی کنی
پس لطفا بهم یه فرصت بده
مطمئن میشم که تو رو به جایی که اون مرد هست بفرستم
پیدات کردم
واقعا میخوای اینجوری بری؟
دیگه بیشتر از این تمیتونم از دستورات پدرم سرپیچی کنم
چطوری میتونم بدون تو زندگی کنم، جونگ سوک؟
...و چطوری میتونم بدون این و این
زندگی کنم؟
نمیتونم
...ترجیح میدم تو رو تو دستام بگیرم و
بپرم توی تنگه کره
چی؟
...آخه
طلاق میخوام - چی؟ -
دیوونه شدی؟
نه - پس؟ -
پس چطوری جرئت میکنی که تو اول از من طلاق بخوای؟
حتما توهم زدی
به محض اینکه طلاقت دادم، یکی دیگه رو پیدا میکنم و باهاش ازدواج میکنم
ولی تو دیگه با اون ...نامه قرمز به عنوان طلاق
نمیتونی یه زندگی بسازی
سخت میشه
با این حال، من مجبور نیستم مثل تو زندگی کنم
چی؟
تو حتی جرئت ایستادن روی پاهای خودت رو هم نداری
با این حال هنوز میخوای یه مرد مدرن با اراده آزاد باشی
خجالت آور نیست؟
من زنی هستم که به راحتی شرم زده میشم پس فکر نمیکنم که بتونم این کارو کنم
!نام وو جین
بالاخره پیدات کردم - منظورت چیه؟ -
نام وو جین، هیچ استفاده ای از انکار هویت شما نشده
!ببریدش - کجا؟ کجا منو میبرید؟ -
چرا؟ این چیه؟ چیکار میکنی؟
ولم کن! چیکار میکنی؟
هنگامی که باد میوزد شکوفه های هلو میلرزند
و خنده هایش هم نمایان میشوند
آن صدا به قلبم میرسد و آن را به تپش می اندازد
شب فرو میرود و سحر طلوع میکند
...ولی شکوفه های هلویی که میلرزند
من را اینقدر بی حال میکنند تا به خواب برم
...وقتی همه گلبرگ ها میریزند
...آن مرد
هنور آنجا خواهد ایستاد؟
(جونگ رو 4_گا)
(سه سال بعد)
کی از زن دومت طلاق میگیری؟
یکم بهم وقت بده
ازم انتظاری داری تا وقتی که پدرت بمیره با این وضع زندگی کنم؟
خیلی طول نمیکشه
آقا، یه مصاحبه خیلی مهم داریم
میشه آروم صحبت کنید؟
...اولین رمان عاشقانتون
...به موفقیت خیلی بزرگی رسید - اون کیه؟ -
و به پر فروش ترین تبدیل شد - بازیگره؟ -
چه احساسی دارید؟
بخاطر دریافت عشقی که لیاقتش رو ندارم از همگی سپاس گزارم
شما به سرعت تبدیل به یه ستاره برای ...خانم هایی که در دهه 20 سالگی هستن شدید
به همراه گذشتتون که با طلاق همراه بود و استایل مو حیرت آورتون
چیز خاصی وجود داره که بخواید به اونا بگید؟
...دیگران رو به گریه نندازید
مدعی داشتن یه عشق آزادانه باشید
...امیدوارم در رابطه ای باشید که
وجدان شما و همینطور دیگران پاک و معصوم باشه
در آخر، شایعه ای وجود داره که ..کارکتر اصلی
فیلم "دختر مردن" برگرفته از زندگی شما هست درسته؟
خانم گو؟
کارکتر فیلم "دختر مدرن" بر اساس من الهام گرفته نشده
(چاپخانه سپیده دم)
دختری، خانواده و دوستم بود
(چاپخانه سپیده دم)
یونگ یی
باید اینو ببینی
این چیه؟
معروف ترین دختر مدرن گیونگ سونگ) (نویسنده گو شین دوک
معروف ترین دختر مدرن گیونگ سونگ) (نویسنده گو شین دوک
("دختر مدرن")
خانم گو، میشه ژستتون رو تغییر بدید؟
•° ترجمه اختصاصی پروموویز °• •°• ProMovi.ir •°•
با تشکر از حضور ویژه) (کیم میونگ سو و ایم وون هی
یونگ یی
!خانم! خانم
بله، یونگ یی
دنبال من میگشتی؟
باید بری تو اتاقت
تو اتاقم؟
زود باش. برات یه هدیه هم اوردم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.