All language subtitles for 5555555Search.E08.WEB-DL(Barcode)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

❤تیم ترجمه ی بارکد❤ =زیرنویس این سریال به محض ترجمه فورا در کانال قرار میگیرد برای دریافت سریع زیرنویس وارد کانال شوید= ❤@Barcodesubtitle❤

تجسس

❤تیم ترجمه ی بارکد❤ ❤@Barcodesubtitle❤ =Negarrin, Mahi, Skyler, kiana: مترجمین =

دستات رو ببر بالا اگه حرکت کنی شلیک میکنیم

فرمانده ؟

فرمانده اینجا چیکار میکنین؟

وسط یه عملیات ام

شماها اینجا چیکار میکنین؟

یه دختر بچه تو بخش ۲۱ گم شده

واسه همین از مقامات بالا اجازه جستجو به دنبالش رو گرفتیم

ولی

چرا یه غیرنظامی تو منطقه نظامیه؟؟

درست و حسابی گزارش شده؟

بهتون دسترسی نداشتم برای همین اقدامات پیشگیرانه رو انجام دادم

اقدامات پیشگیرانه؟

ما هممون باهاش موافقت کردیم

اگه مشکلی پیش بیاد ، مجازاتش رو میپذیرم

فرمانده سونگ

دستیار فرمانده و اعضا اشتباهی مرتکب نشدن

من کسی بودم که اصرار داشتم باهاشون بیام معذرت میخوام

ولی ، احیانا سویونگ رو توی ساختمون ندیدین؟

نه ندیدم

مطمئنین که بچه اومده اینجا؟

بله ، مک با موفقیت بوی اونو دنبال کرد و مارو آورد اینجا

فرمانده

ستوان سون یه گزارش برامون فرستاده که میگه ممکنه هدف دیگه ای ام وجود داشته باشه

هدف؟- ستوان سون-

الان تو راهه و دارن میان اینجا

من عملیات پیدا کردن شخص گم شده به اتمام میرسونم

لطفاً بسپاریدش به من

باشه

داخل ساختمون پیدا کردن راهتون کار سختیه

از این لحظه ، از دستورات ستوان لی پیروی میکنین

اطاعت- اطاعت-

گروهبان یونگ و من تیم رو هدایت میکنیم

و داخل ساختمون رو میگردیم

فرمانده سونگ ، گروهبان پارک- بله-

...گروهبان جو و- بله-

کیم داجونگ هستم

به همراه کیم داجونگ

حواستون به امنیت بیرون باشه و بیرون ساختمون رو بگردین

تمام- منم میخوام بیام داخل -

نمیتونین ، حرکت کنین بریم تو

قربان

این منطقه رو به ما بسپرین و بیرون رو بگردین

چشم

لطفاً با دقت بگردین

حتما

تجسس

قسمت هشتم

گروهبان یونگ بریم

سویونگ

چون سویونگ

ولی میگم

بچتون میتونه این همه راه رو تا اینجا بیاد؟

سویونگ به من رفته و خیلی ماجراجوئه

میتونسته بیاد تا اینجا

گفتین که سویونگ ده سالشه؟

آره

مطمئنم حالش خوبه، خیلی نگران نباشین

اول بیاین اونور رو بگردیم

گروهبان جو

موقعیت فعلیت رو گزارش بده

در حال حاضر هیچ چیز غیر عادی ای اینجا نیست

باشه ، میخوایم بریم داخل زیرزمین ساختمون رو بگردیم

ستوان لی

ستوان لی

گروهبان جو

گروهبان جو- ستوان لی-

فرمانده

انگاری دریافت سیگنال اینجا ضعیفه

گروهبان پارک

گروهبان پارک انگاری ارتباطمون مسدود شده

بیسیمتون خوب کار میکنه؟

ستوان لی و گروهبان یونگ وارد زیرزمین ساختمون شدن

گروهبان یونگ یه در اونجا میبینم

میخوام برم تو

لعنتی

سویونگ

چه اتفاقی برات افتاده؟ صدمه ندیدی؟

نه

چی؟ کجا رفتش؟ آجوشی

آجوشی دیگه کیه؟

یه آجوشی مهربون که نجاتم داد

آجوشی ای که نجاتت داد؟

آره اینجا خونشه

چی داری میگی؟

فعلا بیاین بریم پایگاه

اطاعت

سویونگ بریم خونه- باشه-

بریم

ما بچه گمشده رو پیدا کردیم

جستجو رو تموم میکنیم و برمیگردیم پایگاه

تمام

سویونگ رو پیدا کردن

چی؟ کجاست ؟

بریم

ممنون، از همتون ممنونم

گفتم بهتون که اتفاقی نمیفته

خداروشکر

در حال حاضر دارن با سویونگ از زیرزمین میان بیرون

نتونستن برن دنبال هدف

فرمانده واکسن رو با خودم آوردم

به احتمال خیلی زیاد اون میزبان هدف قبلی باشه

برای همین تا حد امکان قوی ترش کردم

نظرتون چیه امتحانش کنیم ؟

میزبان؟ از اون قبلی ئه قوی تره ؟

اینطور فکر میکنم

اونوقت فرکانس بالا جواب میده ؟

گروهبان یونگ با خودش اسپیکرارو آورده

هنوز نتونستم امتحانش کنم

ولی در حال حاضر امیدوارم که جواب بده

یه میزبان

ولی میگم سویونگ

یکم پیش دستتو مشت کردی و بهش زدی تو بهش اینکارو یاد دادی؟

چیو؟

تو

اینکارو باهاش کردی

نه، آجوشی اول اون کارو کرد

اون اینکارو کرد؟

ستوان لی

لطفاً اول شما و سویونگ برید بالا

نه تنهایی نمیتونی اینکارو کنی

فقط موقعیت هدف رو بررسی میکنم و مستقیم میام بالا

پس هوشیار باش

اطاعت

بدو برو بالا

سویونگ - مامان-

بیا اینجا

حالت خوبه؟

آره - صدمه ندیدی؟-

بیا اینجا

گروهبان یونگ کجاست؟

رفته دنبال هدف

چی؟

پس ما هم همه مون میریم

فرمانده

الان تو زیرزمین خیلی تاریکه ، امنیتمون قابل تضمین نیست

همه مون نمیتونیم بریم تو

پس ستوان سون و من میریم داخل

بقیه تون حواستون به اینجا باشه

اطاعت

حرکت

سویونگ

حالت خوبه؟ جاییت آسیب ندیده؟

ببخشید مامان

به حرفت گوش نکردم و اومدم اینجا

همین که خودت میدونی کارت بد بوده کافیه

اما تو نباید سر اون آجوشی داد بزنی و دعواش کنی

اون آجوشی جون منو نجات داد

چی؟

آجوشی که اونجا زندگی میکنه

گروهبان یونگ

ستوان سون، آماده شلیک باش

لعنت

وایستا

حرکت نکن وگرنه شلیک میکنم

لعنتی

من آماده م

حالا

نه، اون آدم خوبیه

آجوشی منو نجات داد

همه چیزو درست برام تعریف کن ببینم، چون سویونگ

ممنونم آجوشی

آجوشی میدونین از اینجا چجوری برگردم چونگونگری؟

نمیتونین حرف بزنین؟

آجوشی

عجیبه

اگه آجوشی بهم کمک نمیکردم به درسر بزرگی میوفتادم

دستتو مشت کردی و بهش زدی تو بهش اینکارو یاد دادی؟

نه، آجوشی اول اون کارو کرد

..چیزه

آقا

بیاین مشتمونو بزنیم بهم

چی؟

اینطوری کنیم

باشه

مشکلی ندارین؟

همینطوری

گروهبان یونگ

چیکار میکنی؟

نه

این هدف

یه چیز متفاوته

چی؟

فرمانده، به گروهبان جو حمله شده

گروهبان جو

چی شده؟

چه اتفاقی افتاده؟

هدف بهم حمله کرد

میتونی پاتو تکون بدی؟

نمیتونم پامو حس کنم

ممکنه نخاعش آسیب دیده باشه مورد اورژانسیه

از ستاره قطبی یک سرباز مجروح داریم

لطفا تیم پزشکی رو به منطقه عملیات اعزام کنید، تمام،

کسایی که آسیب نخاعی دیدن باید تا حد ممکن کم حرکت داده بشن

بیاین روی نرده بون روپوشهای ضد آبمون رو پهن کنیم و با اون منقلش کنیم

مراقب باشین

طاقت بیار گروهبان جو

نه نه، طاقت بیار

همه چیز به پلیس غیرنظامی گزارش داده شده

حالا دیگه میتونین برگردین خونه

سونبه نیم

توی لباس فرم ارتش خیلی متفاوت به نظر میاین

درسته، منو یاد روزای قدیم میندازه

دیگه هیچوقت اونجا نمیرم

خوشحالم که اتفاقی براش نیوفتاده

اگه یه بار دیگه اینکارو بکنی دیگه نمیام دنبالت بگردم

این روزا خیلی بازیگوش و سر به هوا شدی

ببخشید خب، خودمم ترسیده بودم

دیگه هیچوقت نمیرم اونجا

سویونگ مریضه؟

گفتن که بخاطر یه ماده ناشناس اینجوری شده

اما من که نمیفهمم دقیقا منظورشون چیه

گفتن که باید معاینه بشه برای همین منم از دکتر براش وقت گرفتم

اما همش بدنش میخاره و من نگرانم

آها راستی، گروهبان یونگ وقتی که داشت تلاش میکرد سویونگ رو نجات بده آسیب دید

میشه لطفا به منم خبر بدی که وضعیتش چجوریه؟

بله، حتما باهاتون تماس میگیرم

ممنون

سویونگ

بابا

خوبی؟ صدمه ندیدی؟

نه

برای چی رفتی اونجا آخه؟

مامان به اندازه کافی دعوام کرده

واقعا؟

پس من دیگه دعوات نمیکنم

عزیزم، توام خوبی؟

خوبم- خسته نباشید-

مرسی

دکتر بک، توی مرکز بهداشت هستن؟

ایشون استعفا دادن

چی؟- یهو بی خبر استعفانامه شون رو تحویل دادن-

به من گفتن تا زمانی که یه سرپرست جدید بیاد مسئولیت اونجارو به عهده بگیرم

همیشه میگفتن که جایی به خوبی این روستا ندیدن

و میخوان تا زمان بازنشستگیشون اینجا بمونن

همه توی روستا ایشون رو خیلی دوست داشتن حیف شد

موندم آخه برای چی یهو استعفا داد

(ورود ممنوع)

گروهبان جو دچار آسیب نخاعی شده

نیاز داره که 8 هفته استراحت کنه تا بهتر بشه برای همین الان نمیتونه به منطقه عملیات برگرده

خانواده ش خبر دارن؟

پس من خودم باهاشون تماس میگیرم

بله

ظاهرا یهو بهش حمله شده

نه

هدف

به اون حمله نکرده

مگه تو خبر داری که چی شده؟

به نظر من فقط یک حادثه ست که در حین درگیری پیش اومده

اما گروهبان جو صدمه دیده

اگر نگاه کنید

میبینید که هدف فقط سرجاش وایستاده و داره گروهبان جو رو تماشا میکنه

این هدف، با مورد قبلی خیلی فرق میکنه

اون

هیچ علاقه ای به حمله کردن نداره

تو نظرت چیه؟

به نظر من که اونم مثل همون هدف قبلیمونه

گروهبان پارک؟

به نظرم اون فکر میکرده که بهش حمله شده

و میخواسته از خودش دفاع کنه

اما این وسط یه چیزی عجیبه

سویونگ گفت که

اون مرد مهربونیه

و نجاتش داده

میخوای بدون داشتن هیچ مدرک شفاف و واضحی به حرف یه بچه اعتماد کنی؟

خب

این حرفی بود که ازش شنیدم

و اون به منم کمک کرد

هدف کمکت کرد؟

بله

یه قسمت از سقف داشت میوفتاد و برای همین من در خطر بودم

و فکر میکنم که هدف

منو از آسیب دیدن نجات داد

گروهبان یونگ، سریعا در عرض چند دقیقه از تمام حرکات هدف و چیزایی که دیدی

یه گزارش مینویسی و بهم تحویل میدی

چشم

متاسفم که وقتی من رفته بودم دنبال یه ماموریت دیگه

همچین اتفاقی رخ داده

بخاطر گروهبان جو هم که شده باید این عملیات رو با موفقیت به پایان برسونیم

فهمیدین؟

بله- بله-

وسایلتون رو چک کنین ساعت 8 راه میوفتیم

بله- چشم-

فکرشم نمیکردم که دوباره برگردم اینجا

گروهبان یونگ

اینجایی

یعنی قراره مدت بیشتری اینجا بمونیم؟

به نظر که اینطوره

حقیقت داره که یک هدف دیگه ام وجود داره؟

اه واقعا که

پس باید چیکار کنیم؟

چیکار کنیم؟ باید بگیریمش دیگه

یعنی

باید همچنان اینجا بمونیم؟

ایش

یه هدف دیگه؟

یعنی چی؟

[خوشبختانه میدونیم کجاست]

[نگران نباشید]

قبل از سخنرانی صلح بین المللی میگیرمش

[باید این کارو بکنی]

حتما باید این کارو بکنی

بازم زیر سر کره ی شمالیه؟

هنوز مطمئن نشدیم

اون ماده ای که دنبالش میگشتی چی شد؟

[روی زمین که نبود]

ولی ساختمون یه زیرزمین داره

باید اونجا باشه

میتونی بری تو؟

باید برم

انجامش میدم.بهم اعتماد کنید

[منطقه ی ممنوعه]

[مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد]

بله

منم

[میدونم، گزارشش به دستم رسید]

باید قبل از سخنرانی صلح بین المللی بکشیش

خسته نباشی

[تو]

به سرگرد سونگ دستور دادی؟

آره

نگرانش نباش

تو که گفتی جاسوسی اون و فرمانده رو بکنم

آره و به لطف تو اومد تو تیم من

[همش به لطف توـه واقعا کارت عالی بود]

کی میخوای از کاندیدای ریاست جمهوری کناره گیری کنی؟

از شرش خلاص شدم

[ولی قول بده از کاندیدای ریاست جمهوری کناره گیری میکنی]

[فقط اینجوری میشه همه چیو حل کرد]

[خیلی خوب جون سونگ این کارو میکنم]

[ممنونم]

جون سونگ

اونطوری که فکر میکنی آسون نیست

[میدونی چندتا حامی دارم؟]

یعنی میگی اونا رو ناامید کنم؟

[تو هنوز جوونی از این چیزا سر در نمیاری]

! ولی تو بهم قول دادی

[کافیه]

سرم شلوغه

شنیدی که یه هدف دیگه هم هست؟

یه فرمانده چطور تونسته تو گزارش دادن تاخیر داشته باشه؟

ظاهرا یه هدف دیگه هم هست

سخنرانی صلح بین المللی به زودی برگذار میشه

پس حل و فصلش کن

من به سرگرد سونگ دستور دادم

زیاد سرزنشش نکن

اون شمالیای لعنتی

شاید واقعا یه خبری باشه

با دوربین چیکار کردین؟

هنوز تو فکر اونی؟

بیخود نیست که هنوز مجبوری دارو مصرف کنی

آروم باش

فرمانده یگان هان دشیک

میخواستم تو رو هم با دوربین له کنم

ولی زنده نگهت داشتم چون هنوز لازمت دارم

ای احمق

!برو هدفو بگیر

سونگ مین گیو! گزارش من کجاست؟

داشتم میومدم بهتون گزارش بدم

ولی چطور بیام وقتی یه هدف دیگه هم هست؟

[داری از من سرپیچی میکنی؟]

این کارو نکردم

کارم که تموم شد میام

[الان وقت ندارم]

!سرگرد سونگ

چون سویونگ خبردار

!درود

درود! ممنون

!درود

سویونگ دیگه هیچوقت تنهایی این اطراف پرسه نزنیا خب؟

قول داده دیگه این کارو نکنه

این هدیه واسه تو ـه

اون دستبند موردعلاقه ی سویونگ ـه

عیب نداره بگیرش.مثل خودمه نمیتونه لطف کسیو بی جواب بذاره

ممنون سویونگ

گمش نکنیا

باشه

اگه خبری از گروهبان جو شد بهم بگین

راستی، بعدا یونیفرم رو برمیگردونم

!بیا بریم. میریم دیگه.درود

!درود- !درود-

!درود

خدافظ- خدافظ-

سویونگ مریضه؟

درباره ی یه ماده ی ناشناخته حرف میزدن

ولی من که نفهمیدم چی میگن

گفتن باید چکاپ بشه منم نوبت دکتر گرفتم

ولی همش میخارونش و همین نگرانم میکنه

رییس مون فکر میکنم باید بیشتر

روی تاثیرات جانبی که ماده رو انسان داره تحقیق کنیم

اینو فهمیدیم که باعث خارش پوستی و خون دماغ شدن میشه

ولی نه برای همه

بله منتظر تماستونم

[ماده و هدف]

[هدف سعی داشت نذاره ماده رو بردارم؟]

یالا

چیکار میکنی؟- هدف یه جورایی متفاوته-

چی؟

تکون نخور

آخرین بار ازم پرسیدی

بابام چیکاره ست

از بعد از فارغ تحصیلی از راهنمایی

نتونستم به این سوال جواب بدم

نمیتونستم بگم

کسی که میتونست بابای یه نفر دیگه باشه بابای منه

اون مرد

از اینکه به خاطر پاش نتونست ستاره بگیره خیلی خشم و حسرت داره

ولی خوشبختانه

بچه های اون زن هیچ علاقه ای به ارتش نداشتن

...برای همین من

...فکر کردم اگه اون رویا رو محقق کنم

پسرم خیلی خفنه

باید به جای بابات چندتا ستاره بگیری

چشم

فکر میکردم اون پدرم میشه

چرا اینا رو به من میگید؟

نمیدونم

فقط میخواستم بهت بگم

الان گفتنش به من چه فایده ای داره؟

من به مسائل خانوادگی بقیه علاقه ای ندارم

درک میکنم چرا میخواید از پدرتون محافظت کنید

ولی کاری که غلطه، غلطه

[لی جون سونگ]

[بر اساس مراسم جوایز صلح بین الملل که وارد صد سالگی خودش شده]

[عرض تبریک به فرمانده ی ارتش جمهوری کره.هان دشیک]

[جایزه ی صلح امسال تعلق میگیره به]

[لی هیوک، رییس شورای امنیت ملی]

[نماینده لی هیوک برنده ی جایزه ی صدمین مراسم صلح بین الملل شد]

[جایزه ی صلح بین الملل اعتبار بین المللی داره]

[و نماینده لی هیوک اولین فرد کره ایه که موفق به دریافتش میشه]

[در نتیجه جایگاهش رو به عنوان کاندید ریاست جمهوری حفظ میکنه]

آیگو خیلی ممنونم قربان

بله

مگه میشه کسی بعد از گرفتن جایزه خوشحال نباشه؟

بله

البته که همه ی اینا به لطف شماست

[عرض تبریک به فرمانده ی ارتش جمهوری کره.هان دشیک]

آره. هممون باید برای صلح تمام تلاشمونو بکنیم

آره معلومه خداحافظ

چی؟

هان دِشیک؟

(اعتراف اعتقادی، در حین عملیات جستجو در منطقه ی غیرنظامی سال 1997)

(حادثه ی بخش 21 سال 1997 دروغه)

(به همراه فرمانده جو مین گوک با پادگان 10 عملیات رو شروع کردیم)

(هر حرفی که فرمانده لی هیوک اون زمان زد دروغ بود)

نه

هی

هی عوضیا

باید ثابت کنین تو یه جناحیم

بچه همه چیزو دیده

بگیرش

بگیرش

نمیتونم

بچه که چیزی نمیفهمه

(پلیس ارتش)

(پلیس ارتش)

(پلیس ارتش)

(پلیس ارتش)

(پلیس ارتش)

تعجب کردی؟

نکنه باید قبل از اومدنم پیش فرمانده زنگ میزدم؟

نه ایرادی نداره

چیزی داشتی مینوشتی؟

چیزی نیست

اظهارنامه ی اعتقادی

به خاطر همینه که رسانه های مختلفو خبر کردی

و گفتی میخوای یه چیزی رو اعلام کنی؟

فکر میکردی خبردار نمیشم دِشیک؟

نمیتونم اینطوری تو ترس مداوم زندگی کنم

میخوام به همه چی اعتراف کنم استعفا بدم

و تو آرامش زندگی کنم

از اون روز تا الان یه روز راحت نداشتم

حتما خیلی سختی کشیدی

از الان به بعد باید راحت زندگی کنی

راستشو بگم منم خیلی خستم

از اتفاقی که اون روز افتاد

پشیمونم

منم واقعا پشیمونم

باید همون موقع به همه چیز اعتراف میکردیم و مجارات میشدیم

راست میگی

باید همینکارو میکردیم

جدی میگین؟

فکر کنم پیر شدم

منم پشیمونی هایی دارم

استراحت کن

هیونگ نیم اینکارو نکنین

شماها دیگه کی هستین؟ هیونگ نیم

ولم کنین

(یک فایل انتخاب شده، فایل صوتی ضبط شده ی 001)

(پاک شود)

(فایل صوتی وجود ندارد)

هی

گروهبان یونگ

این همونی نیست که اومد واحدمون؟

اوه، دیدیش پس

خیلی باحاله

(آیا حقیقت دفن میشه؟)

چه طور ممکنه؟

(آیا حقیقت دفن میشه؟)

همین که برگشتی فهمیدم اوضاع داغون بوده

ولی به هرحال باید درباره اش حرف بزنیم

توی گزارشی که نوشتی

گفتی تو خون هدف یه ماده ی عجیبی رو پیدا کردی

میخوام بدونم هدف به خاطر این ماده اینطوری شده بوده یا نه

باید کمکم کنی اون ماده رو پیدا کنم

چرا جواب منو نمیدی؟

فرمانده

نمیدونم چرا انقدر رو ماده ای که وجودش فرضیه حساس شدین

اما فکر میکنم الان باید تمرکزمونو بذاریم رو گرفتن اون یکی هدف

از این گذشته

هرچیزی که به اون ماده ربط داشته باشه مربوط به حوزه ی قضایی مرکز فرماندهی تیم تخصصی تحقیقات هسته ای کره است

اینطوریه؟

پس ما باید چیکار کنیم؟

من هنوز افسر ارشد این عملیاتم

میبینی که، من هیچی ندارم

برای همین لازم دارم یه چیزی بیاد تو دست و بالم

اما حالا که همچین چیز باارزشی رو به دست آوردم باید دو دستی بچسبم بهش

موافق نیستی؟

باید همین جا تمومش کنین

خیلی بده ستوان سون

اگر با من همراه میشدی خیلی خوب میشد

اما

فکر میکنی این چیزیه که همینطوری سرخود خودم میتونم درباره اش تصمیم بگیرم؟

پس یه چیزی پیدا کن که دنبالش بگردم

(جنازه ی فرمانده ی یگان هان دِشیک در آسایشگاه پیدا شد)

(جنازه ی فرمانده ی یگان هان دِشیک در آسایشگاه پیدا شد)

(جنازه ی فرمانده ی یگان ارتش هان دِشیک پیدا شد)

(وی در آسایشگاهی در استان گیونگ گی فوت کرده است)

(اینطور که به نظر میرسد به دلیل افسردگی خودکشی کرده است)

(بطری قرصی در کنار جنازه ی وی یافت شده است)

(اما نامه ی خودکشی ای در صحنه ی جرم وجود ندارد)

(خانواده ی عزادار هان، تقاضای کالبدشکافی ندارند)

(تایید شده است که وی درگیر افسردگی بوده است)

(پلیس اظهار کرده است که هیچ مدرکی مبنی بر قتل وجود ندارد)

خیلی یهویی مرد

واقعا چیزی هست؟

اصلا انتظارشو نداشتم

هی. مراقب باش

همین الان هم دارن بهمون میگن حواسمون به حرفایی که میزنیم باشه

همه الان خیلی عصبین

اگر دل به دل این شرایط بدیم نمیتونیم کارمونو انجام بدیم

فکر نمیکنی حداقل یکم باید پرسوجو کنیم؟

با این فوضولی کردن هات تو هر مسئله ای آخر سر خودتو به کشتن میدی

نه از اینور بوم بیوفت نه از اونور

خدایا

این بسته برای تو اومده

کی برام فرستادتش؟

شاید یونابامر باشه (یونابامر: ریاضیدان، آنارشیست و قاتل زنجیره ای)

خدایا

مراقب باش ممکنه منفجر بشه

واقعا که

خدای من، یه نوار ویدیویی 6 میلی متریه

قبلا با اینا کلی چیز ضبظ میکردیم

الان چه طوری باید اینو ببینم؟

باید اینو رمزگشاییش کنی

یه سر باید بری مغازه ی سِمون نوار ویدیویی هارو بازیابی میکنن

(عمده فروشی)

(فیلم محافظ)

قربان صبر کنین

میشه اینو برام چک کنین؟- باشه-

بذار ببینم

با اینکه این هدف داره رفتار متفاوتی رو نشون میده

باید هرطور شده بکشیمش

اما

مجبوریم بکشیمش؟

دستور از طرف مرکزه

و ما اینجاییم تا از دستورات پیروی کنیم

فهمیدین؟

بله- بله-

آماده شین

ستوان سون

ردیاب کجاست؟

تو راهه

حواست باشه تا قبل از اینکه عملیات رو شروع کنیم رسیده باشه

بله

عه خانم هیرا چرا انقدر کم تحملی که دوباره زنگ زدی؟

دونگ جین

بعدا همه چیز رو برات تعریف میکنم

خیلی شوکه نشو

منظورت چیه؟

منم خودم باید قشنگ بفهمم چیشده

بعدا همه چیز رو برات میگم

پس فقط به حرف من گوش بده، فهمیدی؟

خانم هیرا؟

چیشده؟

(جایزه صلح بین المللی، رییس شورای امنیت ملی لی هیوک)

قربان

...ببخشید

چی؟

(ویدیویی از حادثه منطقه غیرنظامی 1997 منتشر شده است)

(ویدیو حادثه تیراندازی)

(که در منطقه غیرنظامی در سال 1997 رخ داده است، فاش شد)

(محتوای ویدیو کاملا با صحبت های نماینده مجلس لی هیوک)

(و مرحوم ستوان یکم هان متفاوت است)

(ویدیویی که نشان میدهد فرمانده جو به کره شمالی فرار نکرده )

(که باعث غوغایی در بین مردم شده است)

(سرباز در ویدیو به نظر میرسد لی هیوک باشد که)

(همرزمان خود و فرمانده جو مین گوک را به ضرب گلوله میکشد)

(فرمانده جو مین گوکی که گفته شده بود به کره شمالی فرار کرده است)

(مقامات ارتش و پلیس سعی در تایید ویدیو دارند)

(مقامات ارتش و پلیس)

(درستی ویدیو را تایید کرده اند)

(و تحقیقات در رابطه با مرگ مرحوم ستوان یکم هان را شروع کرده اند)

اینو لطفا سریعا برسون

بله چشم

(پلیس ارتش)

(لی جون سونگ)

مرتیکه عوضی

...من

باید مطمئن میشدم که از بین رفته

(لی هیوک)

گروهبان پارک

چیشده؟

...پدر ستوان لی

باباش چیشده؟

اینو ببینید

(ویدیویی از حادثه منطقه غیرنظامی 1997 منتشر شده است)

چیشده؟

اینو ببینید

(ویدیویی از حادثه منطقه غیرنظامی 1997 منتشر شده است)

صبر کن ببینم

چی؟

این چیه؟

هی

ستوان لی رو ندیدی؟

نه ندیدم. مشکلی پیش اومده؟

لعنتی

همینجا وایسا

پس این ویدیو کاملشه

جالب نیست؟

(هی هوس مردن کردی؟)

صبر کن

یکم بزنش عقب

وایسا

چیشده؟

...این

مامان توـه

لعنتی

چیشده؟

لطفا زود توضیح بدین

(لی جون سونگ)

(سونگ مین گیو)

جوابمو بدین

جوابمو بده عوضی

گروهبان یونگ بس کن

زده به سرت؟

گروهبان یونگ - چه غلطی داری میکنی؟ -

لعنت بهت

ستوان لی

دنبال من بیا

(رییس جانگ ته سو)

(معاون سخنگو جانگ هیون سو)

(تولید کننده لی جه وان)

(مشترک مورد نظر، در دسترس نمیباشد)

آشغال ها

مفت خورهای نامرد

بین تو و گروهبان یونگ چه خبره؟

یه موضوع شخصیه خودم حلش میکنم

پرسیدم چه خبره ستوان لی؟

قربان

لطفا منو از این عملیات معاف کنید

چی؟

من استعفا میدم

لطفا به مرکز گزارش بدین که استعفا میدم

دیگه نمیتونم این کار رو بکنم

منم که باید این تصمیم رو بگیرم فعلا صبر کن

لطفا قربان

چیشد؟

(بازیابی و تبدیل نوار ویدیویی به فایل یو اس بی)

ویدیو ویرایش شده رو به زودی براتون میفرستم

باشه

باید بی نقص باشه که کسی نفهمه

چشم مطمئن شدم که هیچ نسخه ی دیگه ای ازش نیست

خوبه

بله قربان؟ - سرهنگ چوی -

الحق که کارت مخفی من تویی

هر موقع بهم نیاز داشتین، امر بفرمایید

سرهنگ چوی...نه

فرمانده یگان چوی

من به هیچ وجه نمیمیرم

به زودی ورق رو برمیگردونم

برای همین میخوام یه کاری برام بکنی

هر چی دستور بدین من انجام میدم

وقتی آماده بودم، دوباره بهت زنگ میزنم

به خبرگزاری ها بگو که دروغ و تهمته

تا جایی که میتونی گیجشون کن

بله چشم

(ژوئن، 1997)

(پلیس نظامی)

فرمانده جو، صدای چی بود؟

آروم باش

بیسیم

از جغد شب از جغد شب

موقع حرکت، صدای تیراندازی شنیدیم

ببینید از سربازهای ما کسی تیراندازی کرده

مال تمرین سربازهای خودمونه تمام

خیلی خب تمام

حرکت میکنیم

تا کجا باید بریم آخه؟

هیوک، باید توی مرکز میموندی

چرا پا شدی این همه راه اومدی اینجا و خودتو توی دردسر انداختی؟

فرمانده، شمالی ها تو آب سم میریزن

حرکت کنید

چیکار دارید میکنید؟ سرجاتون بمونید

مرکز بهمون دستوری نداده سر خود دستور میدی چیکار؟

تو اونا رو کشتی

تو میخواستی توی این ماموریت موفق بشی

که ترفیع و مدال بگیری

از جون ما برای نفع خودت مایه گذاشتی

از جغد شب از جغد شب

من این کار رو برای خودم نمیکنم

فهمیدین؟

بله - بله -

از حالا به بعد ما یه تیمیم

و با هم سوار یه قایقیم

اگه بعدا یه کلمه از دهنتون چیزی در رفت

اینجوری به دست خودم کشته میشین

فرمانده جو بعد از کشتن همرزم هاش

به کره شمالی فرار کرد

بعد از کشتن همرزم هاش؟

بله چشم

چشم چشم

(چوسان)

(چوسان)

زن و دخترم

توی قایق چی؟

چرا تو اونجا بودی؟

...بچه

...اون بچه

اون بچه زنده است

(چوسان)

(ماده رادیو اکتیو)

❤تیم ترجمه ی بارکد❤ =زیرنویس این سریال به محض ترجمه فورا در کانال قرار میگیرد برای دریافت سریع زیرنویس وارد کانال شوید= ❤@Barcodesubtitle❤

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.