All language subtitles for 00000000Search.E07.WEB-DL(Barcode)

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

❤تیم ترجمه ی بارکد❤ =زیرنویس این سریال به محض ترجمه فورا در کانال قرار میگیرد برای دریافت سریع زیرنویس وارد کانال شوید= ❤@Barcodesubtitle❤

(تجسس)

❤تیم ترجمه ی بارکد❤ ❤@Barcodesubtitle❤ =Negarrin, Skyler, Kiana, Asareh: مترجمین =

پانزده ژوئن 2020

ساعت 3:05 بعد از ظهر

هدف کشته شد

ماموریت انجام شد

(نماینده لی هیوک)

(هدف کشته شد)

(تجسس)

(قسمت هفتم)

قطعا خودتون میدونین که اگر اسرار ارتش رو آشکار کنین چه عواقبی براتون داره

اتفاقی که امروز افتاد جزء اسرار ارتش بود

لطفا جوابمو بدین

خیلی خب فهمیدم

برمیگردیم

اطاعت- اطاعت-

حالتون خوبه؟

خوبم

درباره خیلی چیزا کنجکاوم

معذرت میخوام، اما نمیتونم چیزی بهتون بگم

باشه، پس هرجور خودم دلم بخواد از این اتفاقات برداشت میکنم

سونبه نیم، ممنونم

شما کمک بزرگی برای این ماموریت بودین

فقط کاری که از دستم برمیومد رو انجام دادم

مطمئن باش بقیه هم تیمی هات هم از توی آسمون داشتن تماشات میکردن

دیگه ناراحت نباش

بله

زودباش برو

(تیم تخصصی تحقیقات هسته ای کره)

درود

خسته نباشید

توام خسته نباشی

فرمانده

ما برگشتیم

همگی خسته نباشین

متاسفم که نتونستم همراهتون بیام

من با جسد هدف برمیگردم به مرکز

توام خیلی زحمت کشید و خسته شدی اول یه غذایی بخور بعد برو

چشم

کاش شمام با ما میومدین

باید با چشمای خودتون میدید که هدف چطوری از پا در اومد و افتاد روی زمین

درسته حق باتوئه

داشتم از استرس میمردم چون از اولش عملیات طبق نقشه مون پیش نرفت

گروهبان پارک- هان؟-

واقعا چیزی نمونده بود که تمام عملیات به گند کشیده بشه مگه نه؟

آره، همینطور بود

ستوان لی شما زانوتون خوبه؟

لازم نبود برین مرکز بهداشت معاینه بشین؟

من خوبم، خودم بهش رسیدگی میکنم

خسته نباشین

بله

مک، راحت بودی؟

مک، بیا، بیا اینجا

دختر خوب، بیا

دختر خوب

خوبی؟

آفرین بهت

دیگه همه چیز تموم شد

بله. خبر جدیدی درباره ی درخواستم نیست؟

میدونی چطوری فرمانده هان دِشیک از اتفاق بخش 21 تا الان

انقدر خوب داره عمل میکنه؟

یه سری فرمانده از کره ی شمالی هم اونجا بودن

اسماشون وو سانگ مین و ری کیونگ هی بوده

وو سانگ مین گم شده

و ری کیونگ هی هم تو جریان اتفاق بخش 21 کشته شده

فکر میکنم چیزی که فرمانده داره دنبالش میگرده یه ربطی به این اتفاق داشته باشه

فکر میکنم وو سانگ مین میخواسته یه چیزی رو تحویل بده

امکان نداره دست خالی برگشته باشه

اما هیچ اطلاعاتی از اتفاقای بعدش نیست به خاطر همین من چیزی نمیدونم

باشه ممنونم

یه چیزی؟

بخش 21 تو سال 1997؟

(فرمانده هان دِشیک)

بخش 21 تو سال 1997؟

فرمانده هان دِشیک

(فرمانده هان دِشیک)

درود سروان سونگ مین گیو صحبت میکنه

فکر میکنی داری چه غلطی میکنی عوضی؟

همین الان میخواستم بهتون گزارش بدم

هدف کشته شد

دوربین

بله؟

بهت گفتم همون موقع که پیداش کردی ورش دار بیارش پیش من

ای خائن. چندوقته با لی هیوک دستت تو یه کاسه است؟

نمیدونم دارین درباره ی چی حرف میزنین

به خاطر همینه که نباید آدمی که عقل درست حسابی نداره رو قبول کنی

همین الان بیا دفتر من

چشم

دوربین؟

یه وسیله ی ارتشه که تو سال 1997 گم شده

یه وسیله ی ارتش که تو سال 1997 گم شده؟

بخش 21

1997

سلام هیرا خانم، منم

عملیات تموم شد

الو؟

هیرا خانم- چرا-

یهویی درباره پدرت سوال پرسیدی؟

باباتون چيكارست؟

مامانم با داييم رستورانو ميچرخونه

بابا ندارم

متاسفم

نباش. مگه خبر داشتی

بابام كل عمرشو تو خونه بوده

به خاطر همين هميشه دلم ميخواد بدونم بقيه ی باباها چيكار ميكنن

چه آدم كنجكاوی هستی تو

آره، کنجکاوم

خنده داره

دوباره کابوس دیدی؟

نباید ازت میپرسیدم

الان چون توی سربازیم یهو یاد اون افتادم

پسرا اینطورین دیگه

پدر خوبی بود

راستشو بخوای

من خیلی دقیق اونو یادم نمیاد اما یه خاطرات محوی ازش دارم

راستی هیرا خانم من

خب

معذرت میخوام که وقتی نوجوون بودم

به احساساتت لطمه میزدم

میخواستم همون موقع ها اینو بهت بگم اما ده سال طول کشید تا بلاخره بگمش

پسرم توی سربازی حسابی بزرگ و بالغ شده

چی دوست داری بخوری؟

وقتی از خدمت مرخص شدی یه غذای خوشمزه برات درست میکنم

لازم نیست یه عالمه از کارتت پول خرج کردم

به دایی هم سلام برسون

درضمن دوتاییتون باید کمتر مشروب بخورین

باشه

دارم قطع میکنم

(مامان بیوک جون)

سلام مادر جان

من گروهبان یونگ دونگ جین هستم

بله بله

زنگ زدم بهتون خبر بدم که

اون سگ وحشی که بیوک جون رو کشته بود

گیر انداختیم

بله

بله، بله، نگران نباشین

ما همه مون خوبیم

بله

بیا بیرون

بیا بیرون- بیا بیرون-

مرسی بابت زحماتت- خواهش میکنم-

مامانت رفته دستشویی

مواظب باش- نگران نباش-

خیلی خب- سویونگ-

مامان

آیگو

آیگو، عالی شد

جناب دکتر- آره-

آیگو- خدانگهدار-

چه اتفاقی افتاد؟

میدونی چقدر نگران بودم؟

مثل اینکه این روزا خیلی نگرانم میشی

فکر کردم بخاطر من نیومدی

چرا بخاطر تو نباید بیام؟

چون اونموقع گریه و زاری راه انداخته بودم

هنوزم میخاره؟

نمیخاره

اما یه جورایی عجیبه

نتیجه آزمایش کی میاد؟

ازشون خواستم که در سریعترین زمان ممکن آماده ش کنن

خوبه، بریم خونه

باشه

بدون گامجا نترسیدی؟

من براش انجامش دادم

ایشش

صدمه دیدی؟

آره، یه کوچولو

اگه بهش آب بخوره، میسوزه

مراقبش هستم

ای خدا

گروهبان یونگ تو چی؟ صدمه ندیدی؟

فقط چند تا خراش برداشته پوستم، چیزی نیست

بهشون رسیدگی کن حتما

چشم

ستوان لی

اون دوربینی که قبلا بهتون نشون دادم رو جایی ندیدین؟

دوربین؟

آها، اون

نه ندیدیم

گذاشته بودمش توی کمد ولی الان نیست

کی از توی کمد تو چیزی برمیداره آخه؟

تازه، همه سرشون گرم عملیات بود کسی وقت اینکارا رو نداشته

اما مطمئنم که گذاشته بودمش اونجا

مطمئنی جای دیگه ای نذاشتیش؟

جزء وسایل ارتش بود

باید به فرمانده گزارش میدادم

اما میدونین

...اون فیلمی که توش بود

مشخص بود که فیلم دوره آموزشی سربازا بوده

نگران نباش

نه اصلا اینطور نیست مطمئنم که یه موقعیت واقعی بوده

به نظرم یه ربطی به حادثه ای که سال 1997 توی منطقه غیرنظامی افتاد داشت

امکان نداره همچین اتفاقی افتاده باشه

برای همین اون فیلم خیلی مهم و حیاتیه

اون یارو داره نقش بازی میکنه که قهرمان کره ست اما در واقع اینطور نیست

اون همرزمش رو کشته

و حالا نامزد انتخابات ریاست جمهوری شده

باید رازش رو فاش کنیم

اما مدرکش گم شده

دیگه زیادی بهش گیر دادی و خودتو درگیر کردی

ما با موفقیت عملیاتمون رو به پایان رسوندیم و باید زودتر برگردی بری خونه تون

این مهم تره ، مگه نه؟

آره خب

بفرمایید.برای قدردانی از زحمات زیادتون

امروز یه چیز ویژه آماده کردم

قراره طعم فلورانس ایتالیا رو بچشید

اسپاگتی بولونی گوجه درست کردم

نوش جان کنید.خیلی ازتون ممنونم

ایول داری

آیگو

نوش جان

همگی خسته نباشید

از آخرین وعده ی قبل از رفتن به واحداتون لذت ببرید

بله- نوش جان-

نوش جان- نوش جان-

[پلیس ارتش]

گروهبان چوی باید وقتی از ارتش رفتی یه رستوران باز کنی

قبل از اون

تو فکر اینم که تو رستوران مامان گروهبان یونگ مشغول شم

مامانت رستوران داره؟

بله- کجا؟-

نزدیک تقاطع سامجونگ

پایین اون منطقه ای که این روزا خیلی معروف شده

هوم

باید یه وقتی که مرخصی بودم یه سر بیام

تشریف بیارید

ستوان سون شما هم باهامون بیاین

خب اگه وقت داشتم میام

اگه بیاین به مناسبت مرخص شدنم از ارتش

غذاها مجانیه

باید همتون بیاین

گروهبان یونگ وقتی مرخص شدی میخوای چیکار کنی؟

میخوام

تو یه مرکز حفاظت از حیاط وحش کار کنم

البته باید به مامانمم کمک کنم

پس یه شغل داری

عالیه

من و گروهبان جو فکر کردیم بهترین محل کار ارتشه

درسته

راستی گروهبان پارک

مراسم عروسیتون کیه؟

گروهبان جو دربارش بهم گفت

چی؟

دارید ازدواج میکنید؟

یعنی چی

آزه به زودی ازدواج میکنم

حالتون خوبه ؟

چی؟

آره خوبم

شما چی؟ همه چیز روبه راهه؟

بله- بله-

اگه مشکلی بود بهم بگید

[پارک کی هیونگ]

الو عزیزم

معلومه عملیاتمون داره عالی پیش میره

آره

ببخشید که مجبور شدی تنهایی کارای عروسیو بکنی

باشه هروقت پول عملیاتو گرفتم واست خشک کن میخرم

هوم

مبارک باشه- ممنونم-

چرا بهمون نگفتی؟

...خب

اوضاع خیلی درهم بود

منم مدت زیادی نیست که اینجام واسه همین موقعیت مناسبش پیش نیومد

ولی من حس میکنم چندین ماهه با همیم.اینطور فکر نمیکنید؟

آره واقعا

من تو عملیاتای زیادی بودم ولی هیچکدوم مثل این یکی نبودن

احتمالا تا آخر عمر نمیتونم فراموشش کنم

ستوان سون کی دوباره میتونیم همو ببینیم؟

[سون یه ریم]

هی هی

نظرتون چیه تو مراسم عروسی گروهبان پارک همو ببینیم؟

نظرتون چیه؟

لطفا برام کارت دعوت بفرست

حتما

فرمانده

امروز آخرین روزمونه.لطفا برامون صحبت کن

عالیه- چند کلمه صحبت کن-

یالا

آه

بیاین درگیری هایی که در حین عملیات پیش اومدو فراموش کنیم

و فقط چیزایی که با هم به دست آوردیمو به خاطر بسپریم

خسته نباشید

همگی خسته نباشید

خسته نباشید

از خودتون پذیرایی کنید.البته غذا رو من درست نکردم

به سلامت برگرد واحدت

و همینطور خونه ات

همش چند روز بود ولی از دیدار دوباره ات خوشحال شدم

[ورود ممنوع]

...پس

دیگه همو نمیبینیم؟

دلیلی نداره ببینیم

وقتی مرخص شدم بهت زنگ میزنم لطفا جوابمو بده

باید یه چیزی بهت بگم.ولی الان نمیتونم

میخوام

هروقت دیگه تو ارتش نبودم بگمش

هرطور میلته

خدافظ پس

[ورود ممنوع]

درود

خسته نباشی

[ورود ممنوع]

[ورود ممنوع]

[پلیس ارتش]

[مرکز بهداشت چونگونگری]

[بگیر.دکتر بک ازم خواست اینو به دستت برسونم]

[تولدت مبارک.خیلی فکر کردم که اینو بهت بدم یا نه]

[بخاطر همین بود که دلم نمیخواست عضو ارتش بشی]

[سون یه ریم]

[مرکز بهداشت چونگونگری]

[سون یه ریم]

[مرکز بهداشت چونگونگری]

بله

دارم میرم

جسد هدف رسیده؟

فورا میام اونجا

علت مرگ، قطع بصل النخاع ست

خیلی دقیق بریده شده

تحت تاثیر قرار گرفتم

آره.گروهبان یونگ یه جستجوگر عادی نیست

گروهبان یونگ؟

همون سرباز که شمشیر بزرگی داره

که اینطور

نتایح آزمایش به دستمون رسید

نمونه های خون

به حادثه ی منطقه ی حافظت شده ی 329 میخوره

و همینطور سلول ها

همشون به یه چیز تبدیل شدن

این هدفیه که دنبالش میگشتیم

سایز پاشم به حادثه ی منطقه ی حفاظت شده ی 329 میخوره

یهو که زنده نمیشه درسته؟

ازش مطمئن شدم

اینجوری ترسناک میشه

اگه اینجا رو نگاه کنید

جای گاز

درست مثل مال سرجوخه اوه ـه

آره حتما سرجوخه اوه و هدف هردوشون توسط یه سگ وحشی آلوده شدن

ما فکر میکنیم فقط یه سگ وحشی آلوده شده بوده

اگه سگی وحشی بیشتری آلوده بودن

تعداد قربانیا بیشتر میشد

ولی هنوز مورد دیگه ای نداشتیم

فکر میکنم هدف داشته فرار میکرده و از شانس بدش با سگ وحشی روبه رو شده

خب حالا سگ وحشی از کجا آلوده شده؟

ممکنه نمونه خون بخش 21 بوده باشه؟

آره اینجا رو ببینید

یادته گفتم تو خون همشون یه چیز مشترک پیدا کردم؟

ولی تو خون سگ وحشی

دی ان ای پیدا کردیم که با آخرین نمونه خون مطابقت داشت

سگ وحشی هم هیچ جای گازگرفتگی نداشت

یعنی اون سگ

به طور مستقیم با خون میزبان یا مایعات بدنش آلوده شده

پس این جهشه که از ویروس هاری به وجود میاد

و یه میزبان وجود داره

ولی چیزی که درباره اش کنجکاوم شرایط میزبان ـه

جهش از سگ وحشی مبتلا به هاری به وجود میاد

پس یعنی ممکنه میزبان ربطی به هاری نداشته باشه

درسته

به هرحال این یعنی خیلی تا پایان فاصله داریم

غیر از هدف چیز دیگه ای ندیدی؟

نه ندیدم

[...ستوان یکم هان دشیک آهسته بیرون آمد.داشت از ترس میلرزید]

[...سرگرد لی هیون، ستوان دشیک را کنار زد]

درباره اون افسری که به سمت کره شمالی فرار کرد

سروان جو مین سوک؟- بله، همون-

نه هیچی، بعدا بهتون میگم

[فرمانده ای که در حادثه ی منطقه ی غیرنظامی سال 1997 به کره ی شمالی فرار کرد]

چی؟

[ممکنه حادثه ی منطقه ی غیرنظامی سال 1997 جعلی باشه؟]

[ظاهرا خانواده اش اعتراض کردن و گفتن اون همچین کاری نمیکنه]

یادمه وقتی کالج بودم درباره اش تو روزنامه خوندم

اون یه زن داشت

واسه همین خیلیا براشون سوال شده بود که چطور تونسته

زن و پسرشو ول کنه و فرار کنه کره ی شمالی

که اینطور

انگار هنوز تو سئول زندگی میکنن

و چند بار مردم به خانواده اش کمک کردن

فکر میکنم چون فصل انتخاباته بیشتر درباره اش حرف میزنن

دنبال چندتا مقاله بگرد

خیلی ممنونم سونبه نیم

اتفاق بدی که نیوفتاده آره؟

نه هیچی

باشه پس

[چیز دیگه ای لازم داشتی بهم خبر بده]

باشه ممنونم

[پشت پرده ی داستان نماینده لی هیوک و افسر قهرمان هان دشیک]

[نماینده لی هیوک]

[نماینده لی هیوک]

قربان جایی میرین؟

دارم میرم گزارش بدم

باشه

حفاظت اطلاعات. گروه ماموریت ویژه، ستاره ی قطبی صحبت میکنه

ببخشید؟

نماینده لی هیوک داره میاد اینجا؟

چشم

[جو مون چول]

یعنی کجا رفته؟

هنوز با سرگرد سونگ تماس نگرفتی؟

هنوز نرسیده

چرا کاندید ریاست جمهوری داره میاد دیدن ما

و فرمانده قبل از مراسم اتمام عملیات گذاشته رفته؟

اوضاع یهو عجیب شد

[پلیس ارتش]

میزان حمایت شدنم امروز چقدره؟

دو درصد افت داشته

پس وقتشه 4 درصد بره بالا

چشم

این اطراف خیلی عوض شده

اینجا قبلا چه جای فراموش نشدنی بود

(منطقه ی ممنوعه پیروی از قوانین الزامیست)

(قوانین عبور و مرور وسایل نقلیه را رعایت کنید)

(هشدار: شما وارد منطقه ی غیرنظامی شدید)

درود

قربان

شنیدم پدر ستوان لی داره میاد

آماده شین مهمون داره برامون میاد

ببینم، پدرتون

نماینده لی هیوکه؟

این دوربین فیلم مردن این آدم ها رو گرفته

به نظر میاد رئیس شورای امنیت ملی لی هیوک هم اینجاست

نمیدونم کی تیراندازی کرده

...اما اونجا باهاشون بود - گروهبان یونگ -

ما الان وسط عملیاتیم فعلا برو یه استراحتی بکن

میتونی بعدا اینو نگاه کنی- اما-

کسی که زنده مونده

همون لی هیوک نماینده مجلس نیست؟

به ما ربطی نداره مگه نه؟

الان اولویت ما، گرفتن هدفه

ستوان لی؟

(سالن اجتماعات چونگونگری)

(سالن اجتماعات چونگونگری)

آدم مشهوریه؟

ممکنه رئیس جمهور بشه

نه بابا

خوش اومدین

سلام

شنیدم که شما خیلی به ارتش کمک کردین

همتون فوق العاده هستین

ممنونم

ممنونم

ما فقط وظیفه امون رو انجام دادیم

شما کدخدایین؟

بله من کدخدام

خوبه که همچین کدخدای جوونی رو میبینم

از نزدیک خیلی خوش قیافه ترین

واقعا شبیه یه قهرمانین

واقعا؟

بله- بله-

خوبه که همچین چیزی رو میشنوم

اینجا

از این سمت

باعث افتخاره که از نزدیک میبینمتون

سلام- ممنونم از زحماتتون-

ایشون تو این روستا از همه پیرترن- سلام مادر جان-

سلام

خیلی مهربونه

این کیه؟- ممنونم-

فکر کنم باید سویونگو مجبور کنیم باهاش عکس بگیره

عجب موقعی پیدات شد

ممنونم. خیلی سختی کشیدین- آره البته-

درسته- سلام-

من کیم داجونگ هستم و به عنوان راهنما توی سالن یادبود منطقه ی غیرنظامی کار میکنم

تو روز چندین بار توضیح میدم که سال 1997 چه اتفاقی افتاد

واقعا؟

...خب

بزرگترین حامی من اینجا بوده

ببخشید ولی میتونین با دختر من یه عکس بگیرین؟

البته- ممنونم-

کلاس چندمی؟

سوم- سوم؟-

من ازتون عکس میگیرم- ممنونم-

ایرادی نداره

عزیزم بیا اینجا

چرا که نه؟ زودباش بیا

باید با ما یه عکس بگیری- یک دو سه-

ممنونم- خواهش میکنم-

میشه ماهم عکس بگیریم؟- البته-

این مامانمه

آهان- مامان، بگو سیب-

خیلی خب یک دو سه

ستوان لی

چیشده؟

...چرا

چرا هیچی نگفتین؟

درباره ی بابام که کاندید ریاست جمهوریه

و کسیه که تو دوربین هم هست؟

چرا من باید در این باره حرفی بزنم؟

هیچ مدرکی نیست که ثابت کنه چیزی که تو اون دوربینه، واقعیت داره

ازت میخوام انقدر به این مسئله ربطش ندی

یونگ دونگ جین

وانمود کن هیچی ندیدی

ستوان لی

انگار یه آدم دیگه شدین

درود

خدایا. گروه ماموریت ویژه

خیلی تلاش کردین

فرمانده سونگ مین گیو

فرمانده سونگ مین گیو

شنیدم که دارین از جون مایه میذارین

ممنونم

خیلی خب

کارتون خوب بود ستوان لی جون سونگ

ستوان لی جون سونگ ممنونم

کارتون خوب بود

گروهبان پارک کی هیونگ ممنونم

کارتون خوب بود

گروهبان جو مون چول باعث افتخاره

دوباره همدیگه رو دیدیم

شما مربی سگ هستین

گروهبان یونگ دونگ جین ممنونم

شنیدم که تو این عملیات نقش کلیدی داشتین

ممنونم

اینم باید سگ ارتش باشه اسمش چیه؟

اسمش مکه

مک

خیلی باابهته

خدایا

ستوان سون از مرکز فرماندهی تیم تخصصی تحقیقات هسته ای کره رو نمیبینم

با هدف برگشت مرکز

آهان

حرفه ایه

همتون خیلی سختی کشیدین

شما همگی سربازهای پرافتخار جمهوری کره هستین

مطمئنی هیچکس اون فیلم رو ندیده؟

آره

تنها کسی که دیدتش من بودم

خیلی خب

آب و هوا

تو این محله مثل قبلناست

درباره ی

چیزی که بهتون گفتم فکر کردین؟

خدای من جناب وزیر چرا تماس گرفتین؟

بله

بله میدونم

بله

متوجهم

...مسئله اینه که

فوق العاده شدی

مثل پدرت باید چندتا دیگه ام ستاره بگیری

بله

نماینده ی سه دوره ی متوالی مجلس، لی هیوک، به عنون) (یک برنده ی غیرمنتظره با استراتژی سیاسی به پا خاسته

(ارتش)

(تاریخ: پانزدهم ژوئن 2020، دوشنبه)

(حادثه: سرباز سو بک جون درگذشت)

اتفاقی که

سال 1997 افتاد رو یادمه

فرمانده های کره ی شمالی و مواد همشون باهم گم شدن

هیچکس هم نتونست پیداشون کنه

یعنی داری میگی هنوز هم هستن؟

بله نماینده

چیزی که دارین بهش نگاه میکنین گزارشیه که ستوان سون یه ریم نوشته

توی خون هدف یه ماده ای رو پیدا کردن

و وقتی این ماده تو خونش بوده

یه سگ وحشی که هاری داشته گازش گرفته

همین باعث جهش شده

حدس من اینه که این ماده

نزدیک بخش 21 ئه

نمیدونم چرا یه ماده ای که سال 1997 ناپدید شده

یهویی الان باید پیدا بشه

اما معلوم نیست که این ماده اونجا هست؟

خب؟

یعنی میگی پیداش میکنی و برام میاریش؟

بله

چه سودی برای من داره؟

...دفاع ملت از خودشون

درسته که برای الان کافیه

ولی فکر نمیکنین بین رهبری که این ماده رو داره

و رهبری که نداره کلی تفاوت هست؟

فکر کنم خودتون بهتر از من بدونین

چه فکری درباره ی من کردی؟

میدونم ستوان لی رو گذاشتین حواسش به من باشه

اما

میخوای طرف من باشی؟

از همون اول همینو میخواستم

فقط فرصتش برام پیش نیومد

چی میخوای؟

میخوام

فرمانده بشم

داری به هان دِشیک خیانت میکنی؟

من به هیچکس خیانت نمیکنم

میدونم پیشینه ی خانوادگی درست حسابی نداری

اینم میدونم که از صفر شروع کردی و به اینجا رسیدی

چوی گی سوک و هان دِشیک

اونقدرا خوب نبودن، نه؟

میشه یه زنگ بزنم؟

زنگ بزنی؟

یهویی یه نفرو پیدا کردی که میتونه کمکت کنه؟

رئیس چونه

لطفا بذارین بهش زنگ بزنم

چرا به من زنگ زدی؟

اگر این دفعه هم کنار گذاشته بشم، میمیرم

چرا فرمانده ی گروهان باید به همچین مراسمی بره؟

نکنه رفته بودی خودشیرینی کنی؟

بذار همینجا این قضیه رو تمومش کنیم

مین گیو

میخوای تو صنایع دفاع برات یه کار پیدا کنم؟

قربان

میدونین تو تمام این مدت چه کارایی براتون کردم

به خاطر همینه که دارم بهت پیشنهاد کار میدم

اگر تا 72 ساعت دیگه موفق نشین و عملیات رو تموم نکنین

همه تون باید استعفا بدین فهمیدی؟

بله

تو روحش

این همه سرباز از دست دادیم و تو هنوز نمیدونی طرف دقیقا کی و چی بوده

برو بیرون

نجاتم از همه چیز مهمتره

خیلی خب

یه مرد باید همچین قدرت جنگجویانه ای رو داشته باشه

کسایی که به اسم عدالت از حرفشون پایین میان

آدمای جذابی نیستن

من

ازت خوشم میاد

تمام تلاشمو میکنم تا بهتون خدمت کنم

خیلی خب برام بیارش

و

اینو از نو بنویس

تموم موارد مربوط به مواد رو حذف کن

BH-D2 کد :

چشم

فرمانده

مراسم به زودی شروع میشه ،کجا تشریف میبرین؟

دارم میرم مقر فرماندهی تا وضعیت رو گزارش کنم

ازت میخوام مراسم رو رهبری کنی

اینو بردار

به جز این ، بقیه رو میتونی برداری

فرمانده کجا هستن؟

یه کاری براشون پیش اومد ، به خاطر همین من جایگزینشون شدم

خبردار

درود

درود

گروهبان یکم پارک کی هیونگ برای گزارش

اتمام عملیات ستاره قطبی

و بازگشت به واحد خود ، اینجا هستم

درود

درود

خب، من از تمام زحماتتون قدردانی میکنم

گروهبان یکم پارک کی هیونگ شماهم خسته نباشید قربان

کارتون عالی بود

گروهبان دوم جو مون چول شماهم خسته نباشید قربان

کارتون عالی بود

گروهبان یونگ دونگ جین

کارتون عالی بود

بله ، سلام

بله

سویونگ نرفته مدرسه؟

امکان نداره

صبح دیدم که با دوستاش رفت مدرسه

یه سنجابه

سویونگ

شماها برین ، بعد از دیدن سنجابه میام پیشتون

بریم

تنهایی رفته جایی؟

شرمنده ام

زودی پیداش میکنم

و میارمش مدرسه

باشه ممنون خداحافظ

عین مامانش هیچکاری رو درست انجام نمیده

[دخترم سویونگ]

همیشه خدا مسیرارو قاطی میکنه

[شماره ای که با آن تماس گرفته اید در دسترس نمیباشد]

یعنی چی؟

[دخترم سویونگ]

[شماره ای که با آن تماس گرفته اید در دسترس نمیباشد]

[ایست]

[پیروی از قوانین الزامیست]

جانم عزیزم

چی؟ نرفته مدرسه؟

باز راهشو گم کرده

پس

دوباره دیر میکنه، اون مثل منه

[پیروی از قوانین الزامیست]

باشه زود پیداش کن و بفرستش مدرسه

بله جه شیک

نونیم یه تماس از نیروی غیرنظامی داشتم

گفتن که دوربین مداربسته یه دخترو که رفته تو منطقه ممنوعه ثبت کرده

حس میکنم سویونگ بوده

[مامان]

[شماره ای که با آن تماس گرفته اید در دسترس نمیباشد]

[باید زنگ بزنی سویونگ]

[هی دارم به مین جه هیونگ زنگ میزنم ولی جواب نمیده]

سویونگ - سویونگ-

سویونگ - کدوم جهنم دره ای رفته آخه؟-

پیداش کردی ؟- نه-

سویونگ - اصلا ندیدمش-

سویونگ - سویونگ-

سویونگ - سویونگ-

سویونگ - هی به نظرت -

هان؟- اون واقعا -

رفته اونجا ؟

اگه اینکارو کرده باشه ، مشکل جدی ای میشه

همینو بگو- ای خدا-

هنوز که معلوم نیست ، فعلا بیا کل روستارو بگردیم

باشه - تو ازونور برو-

من ازین ور میرم - باشه -

سویونگ

گزارش دادیم

ولی یکم وقت میبره

چی داری میگی ، یه ثانیه ام نمیتونیم وقت تلف کنیم

عزیزم ، چرا به پلیس گزارش ندیم ؟

چطوره اول یه اطلاعیه بدیم؟

فعلا بیاین بریم سالن اجتماعات روستا

عجله کنین

ای خدا

[ما دنبال یه دختر گمشده به اسم چون سویونگ هستیم ]

[اگه شما اون دختر رو دیدین]

[لطفاً با آقای چون مین جه و و خانم کیم داجونگ تماس بگیرین]

[سویونگ اگه داری میشنوی]

سویونگ؟

[به مامان یا بابا زنگ بزن]- اون بچه رو میشناسی؟-

آره

گروهبان یونگ

سونبه نیم

سویونگم

شنیدیم که تنهایی رفته تو منطقه غیرنظامی

چیکار کنیم ؟

خواهش میکنم کمکمون کن

بدون اجازه نمیتونیم بریم اونجا

چیکار کنیم ؟ خواهش میکنم کمکمون کن

حفاظت ارتباطات، ستاره قطبی هستم

من ستوان یکم لی ، دستیار فرمانده تیم هستم

الان ساعت ۹:۵۰ شبه

یه دختر ده ساله از اهالی روستای چونگونگری گم شده

تموم اعضای تیم ستاره قطبی جستجو رو توی منطقه غیر نظامی شروع میکنن

تمام

جریان چیه؟

ستاره قطبی هستم

احیانا سروان سونگ از دروازه هشتم رد شده ؟

هیچ گزارشی درباره اینکه امروز سروان سونگ از دروازه هشتم رد شده باشن نیست

چی؟

از دروازه رد نشده؟

[میزبان کی میتونه باشه ؟]

[سبز؟]

[چشمای قرمز ؟]

[چشماش سبز بودن]

[یه هدف نبوده، دوتا بوده]

[یونگ دونگ جین]

الو- ستوان سون-

اون بچه اهل چونگونگری رو یادته سویونگ رو میگم

اون تو منطقه غیر نظامی گم شده

مشکل چیه؟

گروهبان یونگ یادته که

توی عملیات ۳۲۹ هدف رو درست مقابلمون دیدیم ؟

آره یادمه

متوجه نشدی که با هدفی که گرفتیمش فرق داشت؟

فرق داشت؟- اون یه شخص متفا... یعنی منظورم اینه-

یه هدف متفاوته

منظورت چیه؟

چشماش فرق داشت

اونجوری که فکر میکردم چشماش قرمز نبود بهش فکر کن

الان یادت اومد؟

این یعنی بیشتر از یه هدف داریم

یه چیزی هست که بهت نگفتم چون مطمئن نبودم

یه لکه خون دیگه تو بخش ۲۱ بود

اولش فکر کردم که شاید یه لکه خون قدیمی باشه که الان دیگه وجود نداره

ولی

احتمال زیادی هست که مال میزبان بوده باشه

باشه

قربان

ستوان لی

یه هدف دیگه ام هست

چی؟

ستوان سون از مرکز فرماندهی تیم تخصصی تحقیقات هسته ای کره همین الان بهم گفتن

به خاطر همین اسپیکر رو برداشتم

بچه ها درسته که جستجو مهمه

ولی باید این موضوع رو که شاید هدف های ناشناس دیگه ای هم باشن بررسی کنیم

اطاعت

اگه اون هدف تو دام ما نیفتاده

این یعنی که

نسبت به هدفی که کشتیمش برتری داره

حواستون جمع باشه

یه لحظه

دارین میگین یه دونه دیگه ام هست؟

هنوز مطمئن نیستیم

ولی طبق احتمالات میخوایم که جستجو کنیم

پس بذارین باهاتون بیام

عزیزم - سونبه نیم-

غیرنظامی ها اجازه ندارن برن اونجا

خواهشاً همینجا منتظر باشین ما قول میدیم که دخترتون رو پیدا میکنیم

دخترم گم شده چطور میتونم بشینم و تماشا کنم

منم دیدمش

الان شرایط اضطراریه مگه نه؟

خواهش میکنم بذارین منم بیام

اگه بهش فکر کنیم اون این منطقه رو بهتر از هرکسی میشناسه

به علاوه قبلا عضو واحد ۷۰۹ ،گروه ماموریت ویژه ، بوده

اون کمک خوبیه

[خطر زیست محیطی]

ستوان لی قوزک پاتون خوبه؟

بهتره

از نگرانیت ممنونم

مک

بیا اینجا

میگم فرمانده کجاست؟

نمیدونم ، تلفنش رو هم جواب نمیده

مک

توام سویونگ رو دوست داری مگه نه؟

ما سگ ارتش باهامونه

به خاطر همین آروم و با دقت پیش میریم

گروهبان جو ضبط رو شروع کن

اطاعت

حالش خوبه حتما

آمادست

حرکت

چی شده؟

فکر کنم یه چیزی اونجاست

بریم

مک

مک بریم

دوباره داره اینکارو میکنه

فکر کنم باید مک رو بذاریم همینجا

مک بشین

میریم داخل- اطاعت-

دستات رو ببر بالا اکه حرکت کنی شلیک میکنیم

فرمانده؟

❤تیم ترجمه ی بارکد❤ =زیرنویس این سریال به محض ترجمه فورا در کانال قرار میگیرد برای دریافت سریع زیرنویس وارد کانال شوید= ❤@Barcodesubtitle❤

❤تیم ترجمه ی بارکد❤ ❤@Barcodesubtitle❤ =Negarrin, Asareh, Skyler, Kiana: مترجمین =

[گروهبان جو مون چول]

[فرمانده کجایین؟ نماینده لی هیوک اینجان فورا برگردین پایگاه]

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.