All language subtitles for Not Quite Dead

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

[امیدوارم از تماشای این فیلم زیبا لذت ببرید] エリアス : ترجمه و تنظیم @Gh_Elias

.یه دقیقه وقت دارید تا خودتونو معرفی کنید

.نوباتا ناناسه هستم، سال سوم دانشکده علوم دارویی دانشگاه کِیمی دِس" پایان دهنده مؤدبانه در جملات ژاپنیه و در این فیلم وقتی با تأکید بیان میشه ایهام با کلمه انگلیسی دِث (مرگ) ایجاد میکنه

.چیزی که من دوس دارم، پَک ناهار شومای مای بِنتو هست

.موقع غذا خوردن، ظرف رو جلوم میذارم

.با زردآلو شروع میکنم، بعد شومای، بعد شاخه های بامبوی آب پز و بعد برنج

.بعد مرغ با ترشی زنجبیل قرمز و بعدش دوباره شومای

.چیزی که من ازش متنفرم، لبخند دوزاری پیشخدمته لبخند صفر یِنی، بی ارزش

.و نوباتا هاکارو پدر منه

.اون خیلی آزاردهنده و بد بوئه

اگه بوشو حس کنم، یعنی مولکولهای بدنش

.تو هوا پخش بشه و به بینی من برسه

!واقعاً حال بهم زنه

.برای همین اصلاً دلم نمیخواد تو شرکتی باشم که مردی مثل اون رئیسشه

!من قبول نمیکنم، دِث

.راستی من الان تو یه گروه موسیقی دِث متال هستم دِث متال زیرشاخه ای از موسیقی هِوی متال

.من اعتراض بدبختی های دنیا رو فریاد میزنم

!همین، دِث

.لطفاً اجرای بعدی بیاید

...اسم گروه ما

!ما تاماشیزو هستیم تاماشی: روح - زو: همون اِس جمع

!حالتون خوبه؟- !داریم میمیریم-

!به اجرای ارواح خوش اومدین! اینجا همه مشکلات رو میتونین فراموش کنین

!مرگ

!این دنیا پر از بدبختی است- !مرگ-

!همش ناامیدیه- !مرگ-

پایان زندگی؟- !مرگ-

میتونیم یه آهنگ بخونیم؟- !مرگ-

♫هنوز کاملاً نمرده♫

!بزن بریم! مرگ! هنوز کاملاً نمرده

!مرگ، مرگ، مرگ، مرگ- !مرگ، مرگ، مرگ، مرگ-

!مرگ، مرگ، مرگ، مرگ- !مرگ، مرگ، مرگ، مرگ-

!مرگ، مرگ، مرگ، مرگ- !مرگ، مرگ، مرگ، مرگ-

!مرگ، مرگ، مرگ، مرگ- !مرگ، مرگ، مرگ، مرگ-

~ !آزاردهنده! مزاحم ~

~ !این کارو بکن، اون کارو بکن، تو خیلی رو اعصابی ~

~ !از بچگیم همینطوری بودی! مرگ ~

"سفید برفی با بوسه ای از شاهزاده جذاب به زندگی برگشت"

!غیرممکنه- چی؟-

.تنفس مصنوعی بود

!حالت خوبه؟

!بوسه بود

!بوسه بود

!صبر کن. تو هم اینطوری فکر کنی

!اوه خدای من

!رویاهای بچه رو خراب نکن

.این الکتریسیته ساکنه

.امتحان کن

!دنیا پر از آزمایش و مشاهده است

~ !زندگی یه آزمایش نیست! مرگ ~

~ !زندگی یه مشاهده نیست! مرگ ~

.آتیش بازی رنگ واکنش سوختن عناصره

.رنگ سوختن کربنات استرانسیوم قرمزه

.بس کن دیگه

سبز چطور؟

!نیترات باریم

!درسته

.اکسید مس، آلیاژ تیتانیوم، آلومینیوم

!دیدن آتیش بازی هم حالا یه آزمایش علمی شده

.ناناسه مطمئنم وقتی بزرگ بشی، یه محقق بزرگ میشی

~ !من خیلی رُک ردش میکنم! مرگ ~

~ !من نمیخوام به تو گوش بدم ~

~ H He Li Be B C N O F Ne ~ جدول تناوبی مندلیوف

شماره چه عنصریه؟

.سدیم 11 ، 32 ژرمانیم

الان ساعت چطور؟

!سیلیکون، منگنز

!درسته

!بازی جدول تناوبی بسه دیگه

.همه چیز تو دنیا ترکیبی از عناصره

.تو هم از عناصر زیادی تشکیل شدی

!خب، بریم

~ H He Li Be B C N O F Ne ~

~ !من خیلی تحت فشارم، دارم بالا میارم! مرگ ~

~ !من میخوام تو دیگه دخالت نکنی! مرگ ~

~ !من واقعاً ازت متنفرم! مرگ ~

.استفاده از موبایل بسه. اون تو رو کند ذهن میکنه

.دست از آرایش بردار. اون اتلاف منابعه

.بیخیال گروه موسیقی شو

.بیا شرکت من و تو تحقیقات من موفق شو

~ !تو خیلی آزاردهنده ای ~

~ پس برو بمیر ~

~ برو بمیر ~

~ همین حالا بمیر ~

.مدتی پیش رئیس ناگهان درگذشت

!واقعاً؟

.صبح بخیر. امروز یکشنبه، 21 دسامبر است. اخبار صبح امروز

♥

.شبکه تلویزیونی سحرخیز

،شب گذشته یک زن 65 ساله دستگیر شد

.به اتهام کلاهبرداری 8 میلیون ینی از یک مرد 40 ساله

.مظنون نیشیدا، که در یوکوهاما زندگی میکرد در یک قرار کور با مردی ملاقات کرد

.او سن خود را جعل و به بهانه ازدواج، از مردها کلاهبرداری میکرد

،در حال حاضر، یک داروی جوان سازی جعلی در حال رواج است

.که میتوان آن را از کانالهای غیرقانونی و با قیمت بالا تهیه کرد

.تمام پول جمع شده در کلاهبرداری برای جوان سازی بود

!با این همه پول میخواد چی کار کنه؟ جوون بشه؟ خیلی غیر عادیه

.خیلی زود منتظر داروهای نوباتا باش

.او با چهره دروغی مردان را فریب میداد

،اگه این داروی جوان سازی واقعاً تجاری بشه

.میتونه مسیر تاریخ بشر رو تغییر بده

.من متنفرم از کسی که سعی میکنه با ساخت داروهای جوان سازی پول در بیاره

.بیا و تو تحقیقات من موفق شو

!بمیر

.دیگه اینطوری صحبت نکن، تو دختر رئیس داروسازی هستی

.مگه بهت نگفتم از مرگ خوندن رو تمومش کنی

...بس کن- !بوی بد-

هوم؟

.هوم؟ نه، بویی نمیاد

!بو میدی

!اَه بوی فیل میدی

!هی بس کن

!این چه وضعیه؟! بوی گند میدی

.گوش کن. این یه پدیده فیزیولوژیکی برای جلوگیری از نزدیکی با محارمه

.این بو ژنهای نزدیک به تو رو از عمل تولید مثل دور میکنه

. من واقعاً بدبو نیستم

!بسه دیگه! اسپری نکن

.موسیقی رو کنار بذار

.فرستادن این پیام رو هم بس کن

!من اینجام

!من اینجام

!من اینجام! آه!" بسه دیگه، مامان"

پدر کجاست؟

.اون هنوز تو آزمایشگاهه

جداً؟

.اشکالی نداره

...پدرت

!خیلی عجیبه

!تو همچین زمانی داره کار میکنه؟

!رئيس! همسرتون

.ببخشید من هنوز نمیتونم برم

...ولی

...مدتی پیش

~ !به موقع انجامش ندادی! مرگ ~

~ !تو کار رو به جای خانواده انتخاب کردی! مرگ ~

~ !تو همیشه خیلی خودخواه هستی! مرگ ~

~ !برای همین من هرگز نمیتونم تو رو ببخشم! مرگ ~

!مرگ! مرگ! مرگ! مرگ- !مرگ! مرگ! مرگ! مرگ-

!مرگ! مرگ! مرگ! مرگ- !مرگ! مرگ! مرگ! مرگ-

!مرگ! مرگ! مرگ! مرگ- !مرگ! مرگ! مرگ! مرگ-

!مرگ! مرگ! مرگ! مرگ- !مرگ! مرگ! مرگ! مرگ-

~ !تو نفرت انگیزی! مرگ! تو چندش آوری! مرگ ~

!این دِث متاله؟

.دِس روش تموم کردن جملات مؤدبانه است

.بعلاوه، تو انگشت اشتباهی رو بالا میاری

.ارسال به رئیس

.ببخشید اصلاً متوجه شما نشدم

.آه، من خوبم

.چونکه حضور من احساس نمیشه، به من روح میگن

.آره تو اصلاً حس نمیشی

.من هزینه تمیز کردن رو میدم، بعداً با من تماس بگیر

تهیه کننده جیمز هوتی

آقای نونوبوکورو، شما برای استعدادیابی به اینجا اومدین؟

.هوتِی خونده میشه

.هوتِی

.برای دیدن اونها اومدم ولی الان میرم

،من شنیدم اگه این ماه فرصت اجرا پیدا نکنن

!منحل میشن! مرگ

.اون موقع خوندن روح نداره

،اسم گروه "تاماشیزو" هست اما اون روح (تاماشی) نداره

...پس اونها فقط

.زو" هستن"

"زو"- "زو"-

.خداحافظ روح. اونها فقط "زو" هستن

"زو"

"زو"

!"زو"! "زو"

~ !مرگ! مرگ! مرگ! مرگ ~

!"زو"! "زو"

!تو با "زو" داری اذیت میکنی

.چند وقتیه زیاد میای اینجا

از ناناسه چی میخوای؟

.با دستور رئیس مراقبش هستم

دستور؟ مراقبش هستی؟

.کاملاً توهم زده

.وقتی علاقت بیشتر بشه، حتماً ازش مراقبت میکنی

.نه اینطور نیست

پس کارت چیه؟

.هوم... دارو

!دارو مصرف میکنی؟

!پس دلیل توهم اینه؟

.نباید این کار رو بکنی. تمومش کن

.خب، بیاید به پلیس خبر بدیم

...لازم نیست خب

.من داروی جوان سازی میسازم

داروی جوان سازی؟

.شرکت ما هدفش اینه

!این پسر خیلی وضعش خرابه

!آقای داروی بد

!منو اونطوری صدا نکن- !آقای دارو! بفرما یه پیک-

.من نمیتونم شراب برنج بخورم

.نه، واقعاً نمیتونم... نمیتونم

!شما

!تا لحظه مرگ باید ازم اطاعت کنین

!بله قربان

!وقتی میگم جمع بشین، پنج دقیقه ای باید اینجا باشین

!بله قربان

...آقای دارو ترسناکه

!حرکت نکن

!مرگ، مرگ، مرگ، مرگ، مرگ

!تو تحقیقات من موفق شو

!چی میگی واسه خودت، پیرمرد حال بهم زن

!بمیر

!قبول نمیکنم

!فکر نکنم این خیلی بد باشه، رئیس نوباتا

!ولی بازم قبول نمیکنم

.بفرمایید شیراسو شیراسو: غذایی دریایی که با نوعی ساردین درست میشه

،متأسفانه شرکت شما تو تحقیق در مورد داروی جوان سازی پیشتازه

.اما تو در تجارت مشکل داری

چرا اون رو با ما، داروسازی واتسون تکمیل نمیکنی؟ چطوره؟

...احتمالش

!مثل پیدا کردن بچه هشت پا تو شیراسوی رنده شده است

.اما احتمالش خیلی زیاده

ها؟ پس یه نهنگ کوچک چطور؟

.دیگه دنبال نهنگ نگرد- .متأسفم-

.مردم حاضرن برای جوانی و سلامتی پول زیادی خرج کنن

.خیلی از ثروتمندان حاضرن پول زیادی برای داروی جوان سازی بدن

!خیلی جوون بنظر میاین

!چه پوستی صافی

.آره؟ به گونه ام دست بزن

ها؟

هوم؟ چرا دست زدی؟

.متأسفم

.بفرما، درست شد

ها؟ روی تلفن من؟

.آره

.اوه، چه خوشگل

.لطفاً این کارو نکن

.این عکسها خیلی غیرطبیعیه

!چقدر سخت میگیری

،درسته که شرکت ما دچار مشکل هست

.اما از این ماه، یه مشاور حرفه ای داریم

واتابه هستم. من مسئولیت رو بر عهده میگیرم و داروسازی نوباتا رو مستقیم مدیریت میکنم

!کمک تو مثل سشوار برای یه راهبه

.من اصلاً معنای مثالت رو نمیفهمم

.یعنی اصلاً به شما نیازی نیست

.نوباتا، تو مثل همیشه آرمان گرا هستی

.آقای تانابه، پس با اجازه ما مرخص میشیم

چرا یوریکو احمقی مثل تو رو انتخاب کرد؟

!دیگه در مورد یوریکو صحبت نکن

.نوباتا، حتماً پشیمون میشی

چطور هَمو میشناسین؟

.اون سال پایینی همون آزمایشگاه تحقیقاتی من بود

...اما اتفاقاتی افتاد

!اوه، رئیس تانابه توی اخباره

!چی؟

.به اینجا نگاه کنین، تیتر اول اخباره

.داروسازی واتسون در شرف ساخت داروی جوان سازی است

!وای نه! چرا تحقیقات ما در مورد رومئو اینجاست؟

!از داخل لو رفته

فروشگاه غذای چینی جهنم

!حتی محل کارش هم جهنمه

!دیگه منو تعقیب نکن! خیلی رو مخی

.اما این دستور رئیسه

!اگه بگه بمیر، میمیری؟

.نه، چرا باید بخوام برای شرکت بمیرم

!پس چرا مراقب من هستی؟

.من برای نجات مردم به شرکت دارویی پیوستم

.اما هیچ کاری به درد من نمیخورد

،تا اینکه رئیس گفت

.برای مهارت خاص من، شغلی داره

اون چیه؟

.مراقب تو باشم چون اصلاً حضورم احساس نمیشه

!اون پیرمرد حال بهم زن هنوزم دنبال آزمایش و مشاهده است

.من هیچوقت توی شرکت دارویی کار نمیکنم

!مدیر

.لطفاً دوباره یه بشقاب جوانه لوبیا

!نودل چینی سفارش بده، فقط جوانه لوبیای نخور

.خب، پس همون چینی

!چینی، خودتو نشون بده

!اوه خدا عصبانی شده

.هی، یه سوال ساده دارم

چی؟

چرا فقط وقت خودتو صرف نفرت از پدرت میکنی؟

ها؟

کاری هست بخوای انجام بدی؟

چی؟

!من اینجام

.من برگشتم

!بمیر

داروسازی نوباتا

.ماتسوکا دیر کرده

!قربان

تو اینجا بودی؟

.خیلی وقته

!عدم حس حضور تو شگفت آوره

.خب هر کسی مهارت خاص خودشو داره

.به نظر تعریف نمیرسه

فکر میکنم، پس هستم" - دکارت"

.این ترسناکه

.این فلسفه دکارته

.این واقعیت که تو ناراحت میشی، وجود داشتن تو رو میرسونه

منظورتون چیه؟

.تو بخاطر اینکه دیده میشی، وجود نداری

.چیزی که مهمه اینه چرا وجود داری

.مثل اینکه برای چی زندگی میکنی

.خب، کسایی این ویژگی رو ندارن اصلاً وجود ندارن، انگار که مُردن

...مُرده

اوه، خب، حال ناناسه چطوره؟

.اون "زو" هست

زو"؟"- .لطفاً نگران نشین-

.اونها روح ندارن که بتونن فرصت اجرا پیدا کنن

!اوه "زو" ها؟

اما چرا میخواین مراقبش باشم؟

.خب، من میخوام محقق بشه

.اما یهو گفت میخواد بره تو موسیقی

.اون نیاز به مشاهده داره

.بهتره باهاش مستقیماً صحبت کنید

.اول مشاهده

.هنوزم، در مورد "مرگ، مرگ" خیلی جدیه

.اون دختر منه

.راستی، همیشه در مورد این کنجکاو بودم

.همیشه آرزوی من این بوده که به فضا برم

.سعی کردم تداعیش کنم

.هنوز چیزهای زیادی وجود داره که علم نمیتونه اونها رو توضیح بده

!رئيس

.بهش بگو بیرونم

...با اجازه! رئيس ما باید با آقای تانابه از داروسازی واتسون تماس بگیریم

.لعنت، کسی اینجا نیست

.من اینجام

!اوه

!پس تو اینجا بودی، روح

.اگه رئیس رو دیدی به من بگو

رفت؟

ها؟ شما توی کمد لباس عوض کردین؟

.این مهارت خاص منه

"هرکسی مهارت خاص خودشو داره"

.درسته، اما این فایده ای نداره

اوه راستی، میخوای با هم به آزمایشگاه بریم؟

.بله

!زو" ها؟ چطور جرات میکنه"

.گفت ما روح نداریم

.ما باید امسال یه پیشنهاد از یه کمپانی معتبر موسیقی داشته باشیم

.حدس میزنم زمان انحلال "تاماشیزو" باشه

!مزخرفه- !آره-

!مهمونی شام کریسمس گو هیرومی بخاطر فوریت پزشکی لغو شده

!تو در مورد اون صحبت میکنی؟

توی هتل کراون، درسته؟

~ ژاپن ~

!حتی بلیط هم خریدم

!واقعاً دنبال اون پیرمرده ای؟ ژاپن

!اصلاً هم پیر نیست! ژاپن

!معلومه که نیست! ژاپن

!اوه راستی من کریسمس آزادم. ژاپن

تو چطور ناناسه؟

.دوس دارم تنها باشم

!ژاپن

!پدربزرگ

.رئیس لطفاً با اسم خودم صدام کنید

.آقای فوجی، دو روزه که ندیدمت

.خیلی خسته بودم برای همین یکم مُردم

.رئیس! ما باید با آقای تانابه از داروسازی واتسون تماس بگیریم

.نیازی نیست- .که اینطور-

!هی تو

داروی جوان سازی، رومئو، به کجا رسیده؟

،خب، موقع ساخت رومئو

.یه داروی متفاوت درست شد

داروی متفاوت؟

.آره

.این

.دارویی که باعث میشه یکم بمیری

هوم؟ دارویی که باعث میشه یکم بمیری؟

.آره. اگه یه قرص بخوری میمیری

.اما بعد از دو روز، دوباره زنده میشی

"لطفاً اقدامات احتیاطی را قبل از مُردن بادقت بخوانید"

!دینگ دونگ

،به من "دینگ دونگ" نگو. چرا دارویی درست کردی که بمیری

!که اصلاً فروخته نمیشه

.درسته

!اما خب، آزمایش بالینی داشته؟

.آره. من داروهای جدید رو خودم امتحان میکنم

.این قانون منه

چی؟ رو خودت؟

.ها؟ مدتی پیش گفتم من یکم مُردم

!تو واقعاً مُردی؟

.آره

.اسمش ژولیته

مثل رومئو و ژولیت. فهمیدی؟

.آره

.نمیشه کاریش کرد، اون پدربزرگه

!دیگه از ساخت داروهای عجیب دست بردار و رومئو رو بساز! رومئو

خب، میتونم مثل دو روز گذشته بمیرم؟

ها؟- ها؟-

میتونم مثل خواب بمیرم؟

.گیج کننده است پس به خودت میسپارم

.اوه باشه

.پس من میرم

رفتن برای مرگ

.اوه، رفتن برای مرگ

!هی الان نمیر و تحقیقات رو برای رومئو ادامه بده

.این آخرین برنامه ماست

آخر، ها؟

.پیدا کردن شغل سخته وقتی همش درباره "بمیر، بمیر" میخونی

دنبال کاری؟

در حال حاضر مرده است

.شرکت بیمه عمر انتخاب اول منه

.واقعاً سخته

.من نمیخوام دنبال کار بگردم

!منم همینطور

!اما من تو ماه آوریل خانم خونه میشم

ها؟ ازدواج میکنی؟ با کی؟

چی؟! شما با هم هستین؟

چی؟ نمیدونستی؟

.من میخوام تو راه آهن کار پیدا کنم

.خط یامانوته رو خیلی دوس داره

خط یامانوته؟

.خب، صدای قطار و طبل مثل همه

.اصلاً هم اینطور نیست

.خب، من یه کار پیدا میکنم

.من اصلاً کار نمیخوام

.تو دختر رئیس شرکتی

ها؟- .خیلیها تا موقع مُردن کار پیدا نمیکنن-

.اما تو بدون پیشنهاد کار میتونی به شرکت بری

این کاری بود که تو واقعاً میخواستی بکنی؟

،پس میشنوم

ناناسه واقعاً میخوای چی کار کنی؟

!رئيس

رئيس؟

ها؟ رئیس؟

...رئيس

رئيس؟

هوم؟

این چیه؟

من بهت گفتم

.ما نباید به رئیس شرکت دارویی واتسون، تانابه ببازیم

.باید سریع جاسوس رو پیدا کنیم

.من یه ایده دارم

چی؟

موقتاً مُردن چطوره؟

مُردن؟ من؟

.بله، با این ژولیت

.اوه! داروی پدربزرگ

.اگه بمیرید، حتماً جاسوس واتسون کاری میکنه

.بعد میبینیم و همه چیز رو فوراً متوجه میشیم

.که اینطور. این واقعاً یه آزمایش و مشاهده است

.مشاهده رو به من بسپار. دو روز دیگه زنده میشین

.این آزمایشیه که هیچ کس تا حالا انجام نداده

...واتابه

!واقعاً عالی هستی

.کسی که این موضوع رو میدونه فقط من و شما هستیم

.باید عجله کنیم

.بیاید بمیرید

.نه، صبر کن. باید با دخترم صحبت کنم

.نه، ما باید قبل از دشمنها، دوستهامون رو فریب بدیم

.اوه درسته. آره

.پس اینو بخورید

...اجازه بده ببینم

"لطفاً اقدامات احتیاطی را قبل از مُردن با دقت بخوانید"

.اقدامات احتیاطی

.اوه، لازم نیست

.فوراً نباید اینو دور انداخت

.چیزهای مهمی هست که نوشته شده و کسی نمیخونه

.به جزئیات اهمیت ندین

.جزئیات مهم هستن

.رئیس، اینو بخورید

.باشه

.پس من میرم

،چون قراره برگردم

.لازم نیست مراسم خاکسپاری رو پر زرق و برق برگزار کنین

.بله قربان

.اوه، لطفاً قبل از مرگ این اوراق رو امضا کنید

هی، هی، از من میخوای تا لحظه مرگ کار کنم؟

.ببخشید

لطفاً اینجا. حالتون خوبه؟

.اینجا

اینجا؟- .آره-

.و همچنین اینجا

.و آخرین مورد اینجا لطفاً

!چه خبره

!یکم بیشتر، فقط یکم

.خب خیلی ازتون ممنونم

!اوه این چیه

...این باید

.فانوس گردان باشه وقتی داری بمیری

!چقدر غیر علمیه

!اوه

چیزی شده؟

.چت لاین رو دیلیت کن

.اونو پاک کن

!آخرین چیزی که اون نگرانشه لاینه

راستی رئیس! اطلاعات تحقیق رومئو کجاست؟

،هیچ دِیتایی وجود نداره

.چون ممکن بود هک بشه

.همه چیز تو دفتر تحقیقات نوشته شده

!دفتر تحقیقات؟! خیلی قدیمی شده دیگه

.راه قدیمی، ایمن ترین راهه

!اما اون کجاست؟

.اونجاست و پَسورد داره

اونجا کجاست؟

.از همسرم بپرس

...اما همسرتون قبلاً

آه! خب پَسورد چیه؟

.با ارزش ترین چیزی که دارم

خب اون چیه؟

~ فوراً بمیر ~

!رئيس؟! رئيس

!رئيس

.بیست و سه دسامبر. 2:02 بعد از ظهر

.مرگ تأیید شد

!واقعاً ؟

.متأسفانه

.و این آخرین وصیت رئیسه

"رئیس جدید، دخترم، نوباتا ناناسه خواهد بود"

"و حمایت از اون به عهده واتابه است"

چی؟ چی؟ من؟

!رئیس جدید؟

!نه، نه، من نمیخوام

.اون شوکه شده

.اونو برای دیدن رئیس همراهی کن

من؟

.عجله کن

.بله قربان. پس بریم، رئیس جدید

!گفتم نمیخوام رئیس بشم

.اشکالی نداره، لطفاً بفرمایید

.بهت گفتم من نمیخوام

!هی، هی، هی، هی

!وای! من واقعاً مُردم

.خوش اومدین

!تو کی هستی؟

.حالتون خوبه؟ من قبلاً مُردم

.من راهنمای فرستادن شما به دنیای بعدی، هینو هستم

!غیر علمیه

.خب پس بریم به سمت رودخونه سانزو

.بله،بله، ما داریم راه میفتیم

.آره. یه قایق. باشه

.نه، لازم نیست. دو روز دیگه زنده میشم. من اینجا خوبم

.من احساس شما رو درک میکنم اما الان برای قایق تماس گرفتم

.در اواخر سال، به خصوص الان، خیلی شلوغه

.من نمیام

.بیاید بریم- !من نمیخوام بیام-

.شلوغه- !من نمیام-

.باید تو صف وایسیم

.غر زدن دیگه بسه، خب؟ بیا بریم

.تو کافه تریا است

کافه تریا؟

.اینجاست

واقعاً درسته؟

.همینطوره

.مدتی پیش موقتاً فوت شد

موقتاً"؟"

.آه خب، زندگی موقت دنیای اون به پایان رسیده

امکان نداره! صورتش چی شده؟

...نمیدونم

من تو رودخونه سانزو هستم؟

.همینطوره

.و این طرف، دنیای بعد از مرگه

!چی شده؟

!من اونجا نمیرم! نه

!ولم کن- !بیخیال، آروم باش-

.وایسا وایسا- .بنشین، بنشین-

هوم؟ یوریکو؟

!آه! یوریکو

!هی چی کار میکنی؟

!عزیزم

مشتاق دیدار! خوبی؟- اون کیه؟-

!من مثل همیشه مُرده ام

!منم خوبم اما مُرده ام!

.آه، درسته

از این ورا؟

!دلم برات تنگ شده

!دلم برایت تنگ شده اما دلم نمیخواست خیلی زود تو رو ببینم

.چی؟ من صحبت شما رو نمیفهمم

.خواستم دو روز برای یه آزمایش بمیرم

ها؟ دوباره آزمایش؟

!درسته

با ناناسه صحبت کردی؟

.نه، نکردم

!تو همیشه همینطوری

.اگه باهاش صحبت نکنی، متوجه نمیشه

.اما فقط دو روزه

منظورت از دو روزه چیه؟

!اگه الان مُرده بودی، میخواستم بکشمت

.همسرته؟ خیلی ترسناکه

.اگه الان بمیرم، کشته میشم

.من متوجه نمیشم چی میگی

تو مُردی، درسته؟

...خب، میدونی

الان تو مُردی، درسته؟ دو روز چیه؟

!هنوز اجازه ندارم از رودخونه رد بشم

!بشین، خطرناکه

!واقعاً نمیخوام برم

!حس خوبی ندارم! حس خوبی ندارم! حالم خوب نیست! حالم خوب نیست

!باشه! باشه! باشه

.باشه

.من واقعاً متوجه نمیشم اما اشکالی نداره

.دیگه قایق رو تکون نده، برمیگردیم

!برمیگردیم؟ آه، ما برمیگردیم

!باشه. خدافظ

!خدافظ

.این باعث میشه احساس مریضی کنم- .آه ببخشید-

.زنده بودم، مشکل معده داشتم

اوه، واقعاً؟

.آه، خوشحالم که برمیگردیم

هوم؟

خب علت مرگ چیه؟

...خب، در مورد اون

.پس بیا کالبد شکافی کنیم

.کالبد شکافی؟ اونوقت میمیره

.اون الانم مرده

.نه، بیا این کار رو نکنیم

پس چرا مُرد؟

با این قیافه؟

...خب

.چون تو بهش گفتی بمیره

چی؟

!کلمات روح دارن! قدرت کلمات ترسناکه

کلمات روح دارن؟- .بله دارن-

.روح کلمات ترسناکه

!مرگ، مرگ، مرگ، مرگ! فقط بمیر

.این خیلی بده

.بهتر بود آقای واتابه حقیقت رو میگفت

.سرده

.واقعاً نمیر

چرا مُردی؟

چرا تا آخرش هم اینقدر خودخواه بودی؟

!پیرمرد حال بهم زن

.بله، پیرمرد حال بهم زن هستم

!ها؟! چرا؟! چرا؟

میتونی منو ببینی؟ میتونی منو ببینی؟

میتونی منو ببینی؟ چرا؟

.مُرد و شرکت رو به دختر "مرگ، مرگ" سپرد

.همون فرصتی که میخواستی

.به من اعتماد کنید، به زودی رأی هیئت مدیره رو در مورد ادغام میگیرم

!گمشو! گمشو! نه، نه، نه

!دیگه دهنت رو تکون نده

دیوونه شده؟

.خیلی بده

!ناناسه، ناناسه، گوش کن

!این یه آزمایشه! دو روز دیگه زنده میشم. دو روز

!بو میدی! بو میدی

چی؟ نمیتونی صدای منو بشنوی؟

!بوی فیل میدی

!من بو نمیدم

!ها؟ ناپدید شد

با کی صحبت میکردی؟

.اینجا بود. اون اینجا بود

اما کی؟

!پیرمرد حال بهم زن! اون اینجا بود

.فکر کنم دو روز برای رفتنش به زندگی بعد از مرگ کافی نیست

ها؟ دو روز؟

چیزی رو از من قایم میکنی؟

.نه، نه. اصلاً هیچی

ها؟ احساس نفس تنگی میکنی؟

ها؟

!آه! پدر این کار رو نکن

.تو رو داره خفه میکنه

ها؟ چی؟

.گفت از دروغگو انتقام میگیره

!داره خفه ات میکنه

!نه، صبر کن! بسه! بسه

!صبر کن، ناناسه صبر کن

!رئيس! لطفاً بس کن

!من حقیقت رو میگم

!به من بگو، به من بگو، عجله کن! آه، الان میمیری! زود باش

!باشه! حقیقت اینه که من همه چیز رو دیدم

!دیدمش

!ها؟

آزمایش؟ بعد از دو روز زنده میشه؟

و با داروی جوان سازی؟

.آره

!اون وحشتناکه

!مُرده بمون

!صبر کن. بوی توطئه میاد

!بوی اونو میده؟ من به اندازه کافی آزمایشهای اونو دیدم

!اوه بسه! بسه

!نباید اونو روی یه نفر اسپری کنی

.هیچوقت اونو نمیبخشم که بخاطر تحقیقات ساخت داروی جوان سازی، مادرم رو تنها گذاشت

!پیرمرد حال بهم زن

!صبر کن

.بوی خوبی میده

.بوی بد نمیده

بو؟

.شنیدم بویی هست که فقط والدین و فرزندان اونو میفهمن

!فیل

فیل؟ اون چیه؟

.هیچی

،من شنیدم وقتی اونها بو رو میفهمن

.میتونن روح رو ببینن

.پس برای همینه ناناسه منو میبینه

.آره

.اما اون نمیتونه صدای تو رو بشنوئه

.بهتر بود اول باهاش صحبت میکردم

.مطمئناً همه با این حسرت از رودخونه رد میشن

چرا مَردم تا وقتیکه زنده هستن، بهش فکر نمیکنن؟

.تو هم همینطور بودی

.اولین بار درست موقع مُردن متوجه اش میشی وقتیکه خیلی دیر شده

،چیزی که برات مهمه همیشه اینطوریه

،فکر میکنی همیشه میتونی اونو انجام بدی

.اما یهو دیگه نمیتونی انجامش بدی

.نمیدونم چرا آدمها از قبل فکر پشیمونی بعدش رو نمیکنن

.آره، درسته

.وقتی صحبت اینجور چیزا میشه انگار هیچوقت نمیمیری

.اما دیگه مُردی

!چه خبره؟ مثل اینکه اتفاقی نیفتاده

!صبح بخیر

.صبح بخیر. راستی، شنیدی رئیس مُرده

اوه! واقعاً؟

.انگار جسدش الان تو کافه تریا است

!چقدر بد

ناهار چی میشه؟

!هی، نمیتونی جدی باشی

ناهار چی میشه؟- !بیشتر از من، نگران ناهاری؟-

!عصبانی نشو، واقعیت همینه

باید فروشگاه زنجیره ای بریم؟

فروشگاه زنجیره ای؟

چی؟- دِلیوِری چطوره؟-

دِلیوِری؟

...حالا که رئیس فوت شده

رُک و راست چقدر باید تو مراسم تشییع جنازه هزینه کنیم؟

.حدود 5000 ین. چون آخر سال هزینه های زیادی داریم

.شما باید به مرحوم احترام بیشتری بگذارین

نمیتونن یکم ناراحت باشن؟

!آره، فقط 5000 ین از طرف هیئت مدیره

!درسته

!هيئت مدیره

حالا که رئیس فوت شده، بیاید در مورد ادغام با واتسون صحبت کنیم؟

.بالاخره داریم میفهمیم کی خیانتکاره

چه اشکالی داره اگه ادغام رو انجام بدیم؟

.من مشکلی ندارم- .آره، آره، آره

!ها؟- .پس بیاید انجامش بدیم-

.مطمئنم که رئیس هم در بهشت ​​باهاش موافقه

.نه، من نیستم

درسته، رئیس؟

!من اینجام- .آره، اینجا، اینجا-

!واتابه لعنتی

.اما ممکنه روح رئیس بیاد سراغمون

.آره، آره، آره

.اون کاملاً مخالف بود

.اون در این مورد سرسخت بود

!سرسخت؟

.حس میکنم داره از نزدیک ما رو میبینه

.واقعاً داره میبینه

.آره، آره، آره

!درسته

.مثل اون میگی

!درسته

!نه صبر کنین... درسته

!اصلاً روح وجود نداره

!علمی نیست

!پس ما ادغام رو انجام نمیدیم. جلسه تموم شد

!صبر کنید! صبر کنید! صبر کنید

...صبر کنید! صبر کنید! نه، نه، نه

!وای! چه شرکت بهم ریخته ای

.واقعاً- !حالت چطوره؟-

!واتابه

...صبر کنید! بیاید یکم صحبت کنیم

داروسازی واتسون

قبول نکردن؟

!پس تو چی کار میکنی؟

!حتماً دفترچه تحقیقات رو پیدا میکنم

!واتابه

بله؟

،اگه یه مُرده رو بکشی

قتل محسوب نمیشه، درسته؟

!آره

.پس مراسم خاکسپاری برگزار نمیشه

.بلافاصله سوخته میشه

!از کباب که صحبت نمیکنیم

.اما اگه مراسم تشییع جنازه برگزار نشه، دیگه نمیتونیم سوشی بخوریم

!درسته، سوشی حیف شد

.از نوشیدنی مجانی هم خبری نیست

.آره

.چون برای کریسمس برنامه نداشتم، میخواستم مراسم خاکسپاری برم

.واقعاً

این چیه؟

چه خبره؟

مراسم خاکسپاری برگزار نخواهد شد. وی در تاریخ 25 دسامبر، ساعت 11 صبح سوزانده میشود

.فکر کنم حق با تو باشه

در ساعت 11 صبح سوزونده میشه! ها؟

،چون ساعت 2:02 بعد از ظهر مُرده

!پس اون دیگه زنده نمیشه

کی؟

.بیا اینجا- تو میدونی؟-

.اما هر چی بکاری، همونو درو میکنی

ها؟ نمیخوای نجاتش بدی؟

!نجاتش نمیدم

!یه لحظه صبر کن

!هی، صبر کن. چرا؟

ها؟ چرا باز نمیشه؟

!اون واقعاً حس حضور نداره

!حس حضور نداره! نه! نه

!نوباتا ناناسه! 21 ساله

بخاطر اینکه همیشه میگی "دِث، دِث"، رفتی سراغ دِث متال؟

.با این سن، برات خیلی دیر شده که بخوای سرکشی کنی

.تو بین دخترها اصلاً محبوب نیستی

.تو هم 21 ساله دوست پسر نداشتی

.من یه دوست پسر داشتم

.تو عادت داری موقع دروغ گفتن گوشِت رو بکشی

.تو واقعاً میخوای نجاتش بدی

!نه، نمیخوام! من واقعاً ازش متنفرم

.داری گوشِت رو میکشی

.نه، نمیکشم

.من واقعاً شور و اشتیاق رئیس رو دوست داشتم

.پس برو و خودت نجاتش بده

!تو واقعاً خیلی اعصاب خورد کنی

.رئیس میخواست قبل از خوردن دارو باهات صحبت کنه

چی صحبتی؟

!وقتی زنده شد، ازش بپرس، راکون لعنتی

!ها؟ بقیه بهم میگن بیشتر شبیه گربه ام

.راکونها هم یجور گربه سان هستن

راکونها گربه سانَن؟

!هی گربه راکون

!گربه راکون

!اَه لعنتی! گربه راکون؟

هنوزم چیزهایی هست که میخوای بهش بگی، درسته؟

!خیلی زیاد

!من اونو برمیگردونم و ازش شکایت میکنه تا بمیره

!بیا یه نقشه بکشیم، گربه راکون

!جلومو نگیر، روح

!لعنت به الکتریسیته ساکنِت

.متأسفم، همیشه اینو به من میگن

!نیشِت رو ببند

!کریسمس مبارک! جوانه لوبیا به حساب من

!مرسی مدیر

.دو روز بعد از مرگ ساعت 2:02 بعد از ظهر 25 دسامبره

.باید سوزوندن جسد رو عقب بندازیم

.باید یه بهانه بیاریم

میتونی نقش بازی کنی؟

...من واقعاً

.تو این کار خیلی خوبم

.داری گوشِت رو میکشی

هوم؟

.گوشِت رو میکشی- هوم؟-

...میخوام

!مراسم خاکسپاری برگزار بشه

!اون واقعاً افتضاحه

.بیاید بخاطر اون این کار رو بکنیم

.آره، آره ،آره

.آقای واتابه، بیاید مراسم تشییع جنازه رو برگزار کنیم

!متوجه شدم

!ناناسه خوشحال میشه

!لبخند دوزاری

.ما انجامش میدیم

.من واقعاً عذرخواهی میکنم. اون دختر "مرگ، مرگ" کار رو خراب کرد

.همه خونه های ترحیم رو رزرو کنین

.سلام، تشییع جنازه ماسومی سِوون بفرمایید

.سلام. خانه های تشییع جنازه آاُیوا بفرمایید

.متوجه شدم. باشه

.ببخشید

.وای نه! همه خونه های تشییع جنازه پُره

.اینطوری نمیتونیم مراسم خاکسپاری رو برگزار کنیم

.یه جایی به ذهنم رسید

چی؟

کجا؟

!ژاپن

ژاپن...؟

~ !ژاپن ~

،بله، ما جا داریم

.چون نمایش شام کریسمس لغو شده

میتونیم اونو اجاره کنیم؟

برای چه برنامه ای؟

مراسم خاکسپاری...؟

.ما نمیتونیم اونجا مراسم خاکسپاری برگزار کنیم

.اوه، بله، منظورم یه کنسرت بود

...خب ببینین

!اجرای برنامه گروه دِث متال تاماشیزو (ارواح)

دِث متال؟ اجرای برنامه؟

!اجرای برنامه کریسمس تاماشیزو

اجرای برنامه؟ چی هست؟

!و سوزوندن جسد به ساعت 3 بعدازظهر منتقل میشه

...ساعت 3 عصر

سوزاندن

زمان احیا

!چی؟! پس اون میتونه دوباره زنده بشه

.اونها مراسم تشییع جنازه رو تو یه هتل برگزار میکنن

!همه تلاشِت رو برای جلوگیری ازش بکن

!خیال کردن

.لعنتی! همه تابوتها فروخته شدن

سایت اینترنتی چی؟

سایت اینترنتی چرا؟

.اونجا هم تابوت دارن

چی؟ واقعاً؟

.آره

.تحویل امروز

!چی؟! همه اش فروخته شده

!چی؟! امکان نداره

...خرید، خرید، خرید، خرید

!تحویل امروز اینجاست

از کجا گرفتینش؟

.ما بی صبرانه منتظر اجرای برنامه کریسمس هستیم

.ما همه چیز رو از آقای روح شنیدیم

!از همه تون ممنونم

!اون چه قیافه ای؟

!چی؟! اونها تابوت دارن؟

.چیزی که الان بهش نیاز داریم یه راهبه

تسلیت

!هوم... این تاج گل سیاه؟

!این دِث متاله

!مرگ

این عکس چیه؟

!تصویر آهنگمونه

مگه عکس اون مرحوم نیست؟- !ما میخوایم عوضش کنیم-

و این؟- .غرفه بلیط-

و این...؟

!اسم برنامه

...این علامت

...آه، خب این

!مرگ

!مرگ، مرگ، مرگ، مرگ- !مرگ، مرگ، مرگ، مرگ-

!مرگ، مرگ، مرگ، مرگ- !مرگ، مرگ، مرگ، مرگ-

!مرگ، مرگ، مرگ، مرگ- !مرگ، مرگ، مرگ، مرگ-

!مرگ، مرگ، مرگ، مرگ- !مرگ، مرگ، مرگ، مرگ-

...ببخشید

شما دخترش هستین؟

.بله

.حتماً زندگی سختی رو با این آدم سرسخت داشتی

.آره

،با اینکه اون سرسخت بود

،خودخواه بود

،زشت بود

.هی، هی- ...اما-

،اسم همه رو یادش بود

.صرف نظر از جایگاه و اهمیتشون

.اما اسم منو اشتباه میگفت

چی؟ واقعاً؟

.واقعاً برای ساخت دارو سخت کار کرد

.میگفت این وظیفه اونه که مردم رو نجات بده

...آره

.باید تمام تلاش خودت رو انجام بدی حتی اگه تنها باشی

.یه بویی میاد

بویی حس میکنین؟

!اوه! اسپری

.پوشیدن این لباس، خیلی گرم بنظر میاد

هی، پیرمرد حال بهم زن چه جور آدمی بود؟

!پیرمرد حال بهم زن

.همونه دیگه

.خب، اون یه پیرمرد رویایی بود

.اون با تمام وجود به سمت رویاهاش میرفت

رویا؟

.آره

!اما مخالف گروه موسیقی من بود

به من بگو، اون واقعاً رویای توئه؟

.حس میکنم وقتی آواز میخونی، وجود نداری

چی؟ من وجود ندارم؟

.آره

.تو یه لباس زرق و برق دار میپوشی و حس میکنی داری سرکشی میکنی

ها؟

"...بخاطر اینکه دیده میشی، وجود نداری. چیزی که مهمه"

.اینه که چرا وجود داری

.مثل اینکه برای چی زندگی میکنی

.خب، کسایی که این ویژگی رو ندارن، در واقع وجود ندارن

".اونها مرده هستن"

این دیگه چیه؟

.اینو رئیس به من گفت

پیرمرد رویایی، ها؟

این عجیبه، نه؟

!چون بی ریخته

!بی ریخته! من پشت سرش رو میگم

.حتماً گرسنه ای. بفرما

!اوه! این؟

!مورد علاقه منه

واقعاً؟

هی، چرا اینجوری میخوری؟

هوم؟ مشکلی باهاش داری؟

.نه، خوبه

!یواشکی داره دید میزنه

!مشاهده است

هی، میدونستی شب کریسمسه؟

.اوه، داشتم فراموش میکردم

!کیک کریسمس- چی؟-

.برای من خریدی

.بذار اون شمع رو بیارم

چی؟

!محکم شد

.کریسمس مبارک

.کریسمس مبارک

!بفرما تحویل بگیر- ...هی، هی-

برای کریسمس برنامه ای نداشتی؟

.داشتم

.مراقب از تو

چی؟

!هی، هی، از دست این ماتسوکا

!خوشمزه است

!خامه ای شده

!کمدی رومانتیک که نیست

!نزدیک بود ها

!اَه

.ببخشید، فکر کنم الکتریسیته ساکن دارم

...الکتریسیته ساکن

چرا باهاش ​​ازدواج کردی؟

.الکتریسیته ساکن احساس کردم

.یه لحظه صبر کن

.به این ترتیب، همه الکتریسیته ساکن از پاها به زمین تخلیه میشه

.تو هر چیزی رو علمی توضیح میدی

.آره

...خب

...خب پس

.شما پدر و دختر رو تنها میذارم

چی؟

.آه، راحت باش. من بیرونم

!فعلاً

!الکتریسیته ساکن نبود

.حالا خیالت راحت شد

.نه، نه هنوز

.خب پس، راحت باش

.من بیرونم

.خیلی وقته تو یه اتاق نخوابیدیم

...پدر

...یجورایی

.بد بویی

.حتماً همینطوره

.خیلی وقت میشد منو "پدر" صدا نکرده بودی

.دیگه اجازه اشتباه نمیدم

.اوه، این بده. خیلی بده

...بده، بده، بده

!وای! یه روح

!من روح نیستم

!فقط ماسک مرطوب کننده است

!باشه. برنامه عوض شده

.مراسم خاکسپاری ساعت 11 صبح شروع میشه و سوزوندن جسد ساعت 13

!اینطوری که اون زنده نمیشه. سوزونده میشه

!چی؟

سوزاندن

زمان احیا

.خیلی ترسناک شدی، اونو بردار

راهی هست بتونیم زودتر اونو زنده کنیم؟

.ما چاره ای نداریم جز اینکه از تولید کننده دارو بپرسیم

در حال حاضر مرده است

!اَه، جواب نمیده

.سلام، سلام. آره، ساعت 1 بعدازظهر. آره

.لطفاً یه قایق. بله، بله

!اوه، صبر کن

!چیزی شده؟- چی شده؟-

.صبر کن، صبر کن، صبر کن- چی؟ چی؟-

.ببین. با دقت منو ببین

چی میگی؟

.منو ببین. ببین

پانتومیمه؟

!پانتومیم

.باشه

چی؟ چی؟

!نگاه کن، نفس كشيدن

!من اصلاً نمیفهمم

.تو واقعاً مهارت ارتباطی پایینی داری

چی؟

.مثل یه نفس عمیق

.بیا دیگه. این، این

نفس؟

!نفس! نفس

!نفس؟ نفس

.بعد، پریدن

پریدن؟ جهیدن؟

بازگشت؟

آه! دوباره نفس کشیدن؟ بازگشت به زندگی! نه؟

.دختر بیچاره، حتماً شوک بزرگی براش بوده

!آه، هوم... دندان درد

اوه، اشتباه کردم. راه! راه؟

!آه! راه! راه

!راه بازگشت به زندگی

پنج. سه؟

!با الفبای کاتاکانا، کاتاکانا

!زباله

!آره، درسته و بعدش سطل

!سطل آشغال- !همینه-

!سطل آشغال

اون بچه چشه؟- ها؟-

اون نمیتونه منو ببینه، ها؟

!اوه، خسته شدم

!پیداش کردم

پس راه سریعتر برای برگشتش به زندگی چیه؟

.چیزی نوشته نشده

.صبر کن، باید همه چیز رو بخونی

دفتر تحقیقات رو بررسی کنید

!اوه

!دفتر تحقیقات

!دفتر تحقیقات؟ بیا پیداش کنیم

.هوم؟ اینجا نیست

!اونجا نه. اونجا رو نگاه نکن

!اوه! این چیه؟

.این مهمونی آخر ساله

!چه آدم منحرفی اینجاست

.تو وحشتناکی- .میخوام بمیرم-

.تو قبلاً مُردی

.که اینطور

پَسوردش چیه؟- .احتمالاً تولدش-

.فقط اونو چِک نکن. صبر کن

!فکر کنم باید تلاش برای نجاتش رو متوقف کنیم

!وای! وای! چه نازه

!اونها رو بدون اینکه از من بپرسه میفرسته

!آه، تو واقعاً وحشتناکی

!تو داری اشتباه میکنی! نه، به من اسپری نکن! بس کن

.صبر کن، صبر کن

چی کار میکنی؟

به مامان؟

.هر روز یه پیام میفرسته

"همونطور که به تو قول دادم"

"مراقب ناناسه هستم"

"سوپ میسو رو همونطوری که بهم یاد داده بودی، پختم"

"باید دست پخت منو بچشی"

"چون ناناسه تو شیمی خوبه"

"اگه جانشین داروسازی نوباتا بشه خیلی خوب میشه"

"از داروی درمان بیماری تو"

"من داروی جوان سازی رو ساختم"

"من هنوزم پشیمونم که اون روز به بیمارستان نرسیدم"

"من میخواستم به موقع اونو برای نجات تو درست کنم"

"من واقعاً متأسفم که از دنیا رفتی"

.متأسفم

"متأسفم"

.یوریکو، متأسفم

"متأسفم"

.متأسفم

.متأسفم، یوریکو

"متأسفم"

.واقعاً متاسفم

"متأسفم"

!من که نمیفهمم اگه تو چیزی بهم نگی، احمق جون

ها؟

.برای همین دوس داشت تو کمد مخفی بشه

!بابا رو دوس دارم

!پیرمرد احمق

اونجا؟

.از همسرم بپرس

هی! الان مادرت کجاست؟

!من اینجام

هوم، این چیه؟

من اینجام"؟ اما کجا؟"

!اینجاست

!اوه

ها؟ پَسورد؟

.پَسورد مهمترین چیز برای اون هست

مهمترین چیز برای اون؟

!مطمئنم که تو هستی

!مطمئنم همینطوره

!ناناسه... ببین

!اوه... پس من نیستم

!آزمایش

!مشاهده

.من اونو به تو میسپارم

.انجامش بده

.خوبه

!فضا

!اشتباهه

.نیتروژن، اکسیژن، باریم

ها؟ چی میگی؟

.خب، فکر میکنم اسم تو از نمادهای عناصر ساخته شده

.نیتروژن، اکسیژن، باریم، تانتالوم

تانتالوم؟- .عنصر شماره 73-

!همَش نماد عناصره

.قبلاً بهم گفته بود که من از عناصر تشکیل شدم

!آه

.نیتروژن، 7. اکسیژن، 8. باریم، 56. تانتالوم، 73

!سدیم، 11. سدیم، 11. سلنیوم، 34

!مهمترین چیز برای اون اینه؟

!مرگ

!اوه! عالیه

.دفتر تحقیقات رومئو و ژولیت

!خودشه

.همه اطلاعات رومئو اینجا نوشته شده

.و اطلاعات ژولیت

!ایناهاش

"اگر بتوان جریان الكتریكی بالایی برای آنها ایجاد كرد"

"آنها میتوانند سریعتر از حالت عادی به زندگی برگردند"

!بیا بریم

ها؟

.ما اون دفتر تحقیقات رو میخوایم

بله؟

.تو خونه بمونین

!تو فرار کن

!زود برو

!نوبت شماست

!نمیفهمم تو چی میگی، پیرمرد حال بهم زن

!پیرمرد مزخرف

!حالا بمیر

!چطور جرات کردی

!این ضربه "حالا بمیر" هست

!تو شگفت انگیزی، خانم گربه راکون

.تعریف کردن رو بذار کنار

!بیا بریم

.باشه

!هی

!به هیچ وجه اجازه ورود به اونها ندین

.زود برو با کوره جسد سوزی تماس بگیر

!خیلی سرگرم کننده به نظر میاد

آقای فوجی؟ تو واقعاً به زندگی برگشتی؟

!وای، خیلی خوب مُردم

!آقای واتابه اگه دو روز بمیری، خیلی سر حال میشی

واقعاً؟

ها؟ یکم خسته به نظر میای؟

!نه، اینطور نیست

چطوره؟ میخوای بمیری؟

چی میگی؟! بس کن. تو واقعاً... چی...؟

!سلام، دارو هستم

اوه، آقای دارو؟

.صد نفر جمع بشین

صد نفر؟

!پنج دقیقه دیگه بیاید اینجا

!چشم آقای دارو

!وای نه! واقعاً حالش خراب بود

!اوه نه... من احضار شدم

!یه اجرای واقعی

!زود باشید بچه ها! بیاید بریم! بیاید بریم

اَلو؟

.ببینید الان "زو" کنسرت داره

میاید؟

.زود جمعش کنین

!هی

!رسانه ها رو آماده کن! برو

.هی، ما تو وضعیت بدی هستیم

.یکم صبر کن

!این دیگه چجور عکسیه؟

!لباس فضایی تو مناطق گرمسیری با اون موها. واقعاً عجیبه

.مناطق گرمسیری واقعاً خوبه

اوه، این چیه؟ این چیه؟

.منظورت چیه؟ اوه، من نمیخوام ببینم

!دهنِت چرا اینطوریه

.نمیدونم چرا اینطوری شدم

!صبر کن، صبر کن- ها؟ چی؟-

!تو مُردی

!اوه، واقعاً! مسخره

!چرا اینقدر طولش میدن

!بیا شروع کنیم

!یک، دو، سه

!دیگه این کار رو نکن

!لطفاً تمومش کنین

.این یه مراسم خاکسپاریه. اونم آهنگشه

.نه، این تکنوازی طبله

تکنوازی طبل؟

.خوب گوش کنید. فقط ایستگاه های خط یامانوته رو میگه

امکان نداره. خط یامانوته؟

.شینجوکو، یویوگی، هاراجوکو، شیبویا، ابیسو

!این خط یامانوته هست

...اما با این حال این مراسم خاکسپاریه

اگه اینو اضافه کنیم چی؟

!اوه، عالیه

!خوبه بهشون گفتم مراسم خاکسپاری رو پر زرق و برق نکنید

...این

!خیلی جالبه

!این وصیت مرده است- !نه اینطور نیست-

.واقعاً مُرده حرفی برای گفتن نداره

!درسته

!لطفاً اجازه بدید برنامه رو اجرا کنیم

!اون پدر بهترین دوست ماست

!هی

!فوراً مراسم خاکسپاری رو متوقف کن

...این واقعاً

.کنسرته

در این مورد مطمئنی؟

!به شما مربوط نیست! مرگ

.طبق برنامه پیش میریم

.بله قربان

.خانمها و آقایان. وقت وداع با مرحومه

.لطفاً مرحوم رو با گل تزیین کنید

،سه هزار ین بهم بدهکار بودی

.اونو از خرج مراسم تشییع جنازه برداشتم

.سودش رو هم حساب کردم

.تو سفر جدیدت رو به فضا شروع میکنی

من مطمئنم که رئیس

!در جایی از این سالن لبخند میزنه

.من اینجام

در ادامه، دوست مرحوم، رئیس داروسازی واتسون، آقای تانابه

.ادغام دو شرکت رو اعلام خواهد کرد

!ادغام؟

.با تشکر از رسانه های جمعی که به اینجا اومدن

!اوه

!این یه کنسرت واقعیه

شما کی هستین؟

!اونها کی هستن؟

!حالا گربه راکون

!میو

!شما دیگه کی هستین؟

...مرگ، مرگ، مرگ، مرگ

!چرا تو اونجا هستی؟

.بذار چند کلمه ای رو به عنوان خانواده مرحوم صحبت کنم

!ما وقتش رو نداریم

!این یه دستور از طرف رئیسه

!مرگ

!همگی، عرض تسلیت

!مرگ

حالتون خوبه؟

!ما مُردیم

.به برنامه امشب خوش اومدین

!ما ارواح هستیم

!مرگ

~ H He Li Be B C N O F Ne ~

~ حتی اگه قایق من در آب دریا فرو بره ~

~ چیزی که برای من مهمه، تو هستی ~

~ وقتی اینو فهمیدم، که اون رفته بود ~

~ حتی اگه صداش خیلی زُمخت بود ~

~ حالا دیگه نمیتونم اونو بشنوم و تنها هستم ~

~ دلم برای این دلخوشی معمولی تنگ شده ~

~ H He Li Be B C N O F Ne ~

~ اما اگه الان پشیمون باشم دیگه قابل جبران نیست ~

~ Na Mg Al Si P Cl Ar K Ca ~

~ من باید بیشتر باهات صحبت میکردم ~

~ H He Li Be B C N O F Ne ~

~ چیزهایی که علم نمیتونه اونها رو درک کنه ~

~ تو این دنیا خیلی زیاده ~

!هی! جمعش کنین

!ما نمیتونیم

ها؟

!این کنسرت عالیه

!بالاخره آواز تو روح داره

!چطوری تونستی

!روح! از کِی اونجاست

!ما متوجه اون نشدیم

!اصلاً حضورش احساس نمیشه

!شما اینجور رابطه ای با هم داشتین؟

!اونطوری خم نشو

!بس کن! واقعاً بس کن

!الکتریسیته ساکن

!وضع خرابه. برید

!پدر

!ولم کن

!و حالا مراسم تشییع جنازه به پایان رسیده و تابوت رو میبریم

!بریم

!پدر! زود برگرد

!عجله کنید و اونو بسوزونید

!عجله کنین- !بله قربان-

!عجله کنین- !بله قربان-

.اما مراقب باشین زمین نخورین

!چشم

!مدیر، دوچرخه غذای چینی رو به من قرض بده

!این دوچرخه غذای چینیه

!یه بشقاب جوانه لوبیا

!نودل چینی سفارش بده، فقط جوانه لوبیای نخور

!برو گربه راکون

!اون دوچرخه غذای چینیه

!چقدر زورش زیاده

!پس بده

!صبر کنین

!دیر رسیدی

!پدر! اگه بمیره، شماها رو میکشم

.خداحافظ رئیس

اون چیه؟

!کریسمس مبارک

!کریسمس مبارک

!چطور توی تابوت لباست رو عوض کردی؟

.تابوت مثل کُمده

!این مهارت ویژه رئیسه

!پدر

.اگه هنوزم میخوای منو بکشی، الان میمیرم

!بو میدی

.آره بو میدم

.واتانابه، درست میگفتی. وقتی مُردم، همه چی رو فهمیدم

.چیزی که دیده میشه خیاله و چیزی که دیده نمیشه واقعیت

.همه چیزهای مهم قابل دیدن نیستن

!حالا میبینم تو واقعاً برای کی کار میکنی

!کسی که درگذشته بود، بعد از دو روز دوباره زنده شد

!این تکنولوژی دارویی نوباتا است

...با عرض پوزش

.باید قایق رو کنسل کنم. بله

!بازگشتتون به زندگی مبارک

.خیلی ممنون

از اینکه یکبار فوت شدین، چه حسی دارین؟

...خب، وقتی یکبار مُردم فهمیدم

.داشتن یه زندگی عادی خیلی باارزشه

از داروی جوان سازی نوباتا، رومئو چه خبر؟

...آه، در مورد اون

.من رئیس جدید، نوباتا ناناسه هستم

...چیزیکه موقع فوت پدرم فهمیدم

...اینه که

.شما باید حرف خودتون رو بزنید تا دیگران متوجه بشن

،برای همین بذارید بگم

!داروی جوان سازی چرنده

!و افرادی که از این راه پول در میارن هم چرند هستن

.برای همین من شخصاً ساختش رو متوقف میکنم

.من میخوام سالهای زندگیم رو با پیر شدن در کنار آدمهایی که برام مهم هستن بگذرونم

.میخوام صدای عزیزانم رو تا وقتیکه میشه بشنوم

،وقتی پدرم درگذشت و به زندگی برگشت

،من بالاخره فهمیدم

...داروها وجود دارن

.تا آدمهای مهم زندگیتون نجات پیدا کنن

.صبر کنید، من میخوام رئیس جدید رو برکنار کنم

!واتابه

.نگاه کنین این وصیت رئیسه

"،هر زمان مشکلی پیش بیاد"

".رئیس جدید باید از دستورات پیرترین فرد حاضر پیروی کند"

!و شما اونو امضا کردین

.ها! اون واقعاً امضای منه

.پس پیرترین فرد حاضر تصمیم گیری میکنه

.و اون من هستم

!متأسفم

!حالا داروسازی نوباتا با داروسازی واتسون ادغام میشن

.داروسازی واتسون توسعه رومئو رو بر عهده میگیره

.ببخشید، ببخشید

.آه، ببخشید، ببخشید

.ببخشید من واقعاً متأسفم

چیه؟

.من پیرترین عضو هستم

!بچه، این حرف احمقانه چیه

آقای تانابه چند ساله هستین؟

.من 60 ساله ام

.من 80 ساله ام

!ها؟

.آزمایشات بالینی رومئو روی من انجام شده و تأثیر زیادی داشته

!یعنی تو جوون شدی؟

.آره

!صبر کن! پس بخاطر اسمت، فوجی نیست که بهت پدربزرگ میگن؟

.آره، اون واقعاً پدربزرگه

.تو نمیدونی چون جدیداً به شرکت اومدی

.آره، آره، آره

!باید زودتر میگفتین

.خب واتابه، تو اخراجی

چی؟

.و آقای تانابه، چیزی که دنبالش هستین، اونجاست

!اوه! روح تو از کی اینجایی؟

!میخوای با اطلاعات رومئو چی کار کنی؟

!اونو به دنیای بعدی میفرستم! مرگ

!مرگ

!مرگ

!عرض تسلیت. مرگ

.کارتون خوب بود

.نه پدربزرگ، تو نجاتمون دادی

.خواهش میکنم

.خیلی ممنون

هوم؟

.داشتن چهره ای شبیه به این تو 80 سالگی ناراحت کننده است

.پیر شدن حقی هست که باید داشته باشی

میفهمی؟

.بله- .نه، نمیفهمی-

.اما گفت بله- .بعید میدونم بفهمه-

پدربزرگ؟

!مشکل شنوایی داره

!سلام- !منو ترسوندین-

میخوای با یه برند معروف کارت رو شروع کنی؟

.متأسفم

.من شغلی رو که واقعاً میخواستم، پیدا کردم

.که اینطور

درسته پدر؟

.هوم؟ اگه اونو درست به من نگی، متوجه نمیشم

.چه حیف. استعدادت واقعاً هدر میره

.پس کاری که میخواستی رو پیدا کردی

!ژاپن

!ژاپن

!ژاپن

ژاپن؟

.من میخوام به شرکت شما بپیوندم

.ما منتظرت بودیم

چی؟

!ها؟- چی؟-

!ها؟ ببین- چی؟-

!اوه

.چیزهایی تو دنیا وجود داره که با علم قابل توضیح نیست

.آره

!اوه

.برای مدتی پیشت نمیام- !متوجه شدم، مرگ-

.اومدنت به شرکت رو تبریک میگم- !اوه-

منو ترسوندی. تو اینجا بودی؟

.تو واقعاً حضورت حس نمیشه

.خب، بذارین یه عکس بگیرم

!اینجا

!کارمند جدید

!مرگ

کارمند جدید، ها؟

چیه؟- ها؟-

.دفعه بعد باید برات کت و شلوار بخرم

.نمیخوام

ها؟

!مرگ

♥

[همچنان همراه باشید] エリアス : ترجمه و تنظیم @Gh_Elias

!ها؟ ها؟ ماتسوکا! حس حضورت خیلی زیاده

!نه، نه، نه! الان شما رو الکتریسیته ساکن میگیره

.اینها آزمایش و مشاهده است

!مرگ

[با سپاس از همراهی شما] エリアス : ترجمه و تنظیم @Gh_Elias

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.