Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
= ProMovi.ir =
~ ترجمـه اختصاصـی پرومـوویـز ~ = Angel2lisa : ترجمه و زیرنویس =
چیکار میکنی ؟
سخت کار میکنی ؟
میونگ روک ، امروز خیلی خوشحالی
سین
... من حالم خیلی خوبه
اونموقع حالت خوب بود ؟
واقعا که ~ من همیشه حالم خوبه
کی قراره منو به یه دورهمی دعوت کی ؟
رفتی به دورهمی ؟
اوه راستی ... هنوز تو رو یه بار هم دعوت نکردیم
آره رفتم
تا حالا اینقدر حالم خوب نبوده
بیا بریم بخوابیم
میونگ روک ، دیگه نمیتونم بهت اعتماد کنم
دقیقا داری چی رو ازم مخفی میکنی ؟
"عشـق بعـد از مدرسـه"
! تونرش تموم شده
فکر نمیکنی میونگ روک و جین یکم عجیب میزنن ؟
همیشه تا دیروقت میمونن و خونه نمیرن
! همش به خاطر اینه که اون مربیشه
من که اینطوری فکر میکردم
! نه ، بهش فکر کن چرا اینقدر روی اینکه مربیش باشه اصرار داشت ؟
احتمالا به خاطر پروژه های دیگه ای که داره ، سرش خیلی شلوغه
با همه اینا اصرار داشت مربیش باشه ؟
اینطوریه ؟
... آه ، امکان نداره
! تازه اون قراره همین روزا ازدواج کنه
! آه، واقعا نمیدونیم چه خبره
میدونی مردا قبل از ازدواجشون چی کارا میکنن ؟
پای سرد (یعنی داشتن استرس زیاد قبل از انجام کاری)
روی تصمیمشون شک میکنن : و با خودشون میگن
میتونم تا آخر عمرم با " " این دختر زندگی کنم ؟
سردرگم میشن ، به احساساتشون شک میکنن
امروز هم باید تا دیروقت کار کنم
که اینطور ؟
پس چی ؟
سونبه
اعداد تو این صفحه کاملا اضافه نمیشن
خب نباید اینطوری باشه ، یه نگاه میندازم
تو خونه حرف میزنیم
وقتی گفتن مردا قبل از ازدواج دچار سردرگمی میشن
فکر نمیکردم برای تو هم این اتفاق بیوفته
اخه تو با بقیه مردا فرق داری
من بهت اعتماد دارم
... اما الان
... دیگه نمیتونم
بهت اعتماد کنم
سونبه
به سلامتیتون هم فکر کنید باید یکم استراحت کنید
سلامتی ؟ این آبجو عه ؟
ممنون ، دلم یه چیز خنک و سرحال کننده میخواست
سونبه
من دیگه اون دختر بچه ای نیستم که هفت سال پیش بهش درس میدادید
یه خواب بد دیدم و الان دیگه خوابم نمیبره کارت چقدر طول میکشه ؟
! سونبه
حالتون خوبه ؟
هنوز بیداری ؟
ببخشید ، این روزا سرم خیلی شلوغه
با کی کار میکردی ؟
مگه مهمه ؟
چی گفتی ؟
چطور میتونی همچین حرفی بزنی ؟
میونگ روک
این روزا چشمام رو بستم و
سعی کردم فقط تحمل کنم
اما دیگه نمیتونم اینجوری ادامه بدم
دوستت ، جین ؟ اون واقعا منو اذیت میکنه
چرا نمیتونی متوجه بشی ؟
یا اینکه همین حالا هم باهاش تو رابطه ای ؟
چی داری میگی ؟
چرا باید با اون تو رابطه باشم ؟
همیشه تا دیر وقت با اون کار میکنی
و با هم تو اداره میمونید
چطوری روت میشه همچین کاری رو درست جلوی من بکنی ؟
سین ، تمومش کن
خیلی فکر کردم و الان واقعا خسته ام
به چی فکر کردی دقیقا ؟
فکر میکنی برای چی دارم این چیزا رو بهت میگم ؟ نمیدونی میخوام چی ازت بشنوم ؟
تو" کسی که من هفت سال پیش میشناختم نیستی "
و به خاطر اون الان خیلی عوض شدی
این منو اذیت میکنه
... جین و من
هیچی بینمون نیست
اون فقط یه کاراموزه که من بهش درس میدم
یه کاراموز که بهش درس میدی
من همه چی رو دیدم
چی ؟
چت هات روی صفحه کامپیوتر شرکت
... تا کی کار میکنی ؟ ... احتمالا تا دیروقت... آه ، باشه
برای همین اون شب بهم گفتی زود برم خونه ؟
چیه ؟
الان دیگه چیزی نداری که بگی ؟
بهم نگاه کن
باز هم اون *فقط* یه کاراموزه که هفت سال پیش بهش درس میدادی ؟
واو ، این چیه ؟
... مربی
دیگه نمیتونم بهت اعتماد کنم
مربی ، نه ، سونبه ، من بهتون اعتماد دارم
چرا
چرا بهم اعتماد نداری ؟
سین
بیا یکم از هم فاصله بگیریم
چی ؟
فکر کنم به یکم زمان نیاز دارم که با خودم فکر کنم
داری جدی میگی ؟
آره
ببخشید
کیه ؟
! سونبه
چرا اینجایید ؟
من و سین یکم میخواییم به خودمون زمان بدیم
این به این معنی نیست که قراره با تو باشم
نمیتونم بزارم به این راحتی بره
برای همین نمیخوام چیزی رو شخصا بگم یا اتفاقای 7 سال پیش رو دوباره تکرار کنم
= ProMovi.ir =
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.