Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
= ProMovi.ir =
جین؟
خیلی وقته ندیدمت حال و احوالت خوبه؟
اون لحظه ایو یادمه که زندگیم نابود شد
...اگه بفهمه
و از اونموقع من هر شب نگرانم که حقیقتو بفهمه
کابوس؟
"عشـق بعـد از مدرسـه"
~ ترجمـه اختصاصـی پرومـوویـز ~ = Maryam : ترجمه و زیرنویس =
...یه زندگی عادی
نمیدونی چقدر از اون اتفاق برای این لحظات، لحظه شماری کردم
موهات سفید شدن؟ از الان آجوشی شدی؟
فکر ازدواج باهات پیرم کرده
میخوای بمیری؟ پس منظورت اینه که رابطه ی ما دیگه قلبتو نمیلرزونه
مدیر کجاست؟
! ببخشید
شما دوتا تاریخو مشخص کردین؟
...بیستم سپتامبر
پورتال شرکتو دیدی؟ ...نظرات بی نام
در مورد مدیر هونگه؟
! آره، درسته
میدونستم! بهت گفتم که این اتفاق میفته
بجای بزن قدش ، دست همدیگرو گرفتن
! وای، چقدر نفرت انگیز
واقعا؟ من نمیدونستم همچین آدمهایی هستن
باورت میشه؟
ها؟
بله، بله، تو هم مراقب باش
مهم تر اینکه، یه مدته شرکت خیلی شلوغه
آه، ببخشین کدوم آدمی جلسه رو اینقد طول میده؟
! بذارین یه استراحت کوتاهی داشته باشیم
...اما
برای شرکت ما تقاضا دادی؟
از اون روز به بعد هروقت دیدمت
همیشه مضطرب بودم
و نمیتونستم روی کارم تمرکز کنم
و
امیدوارم که هیچ اتفاق دیگه ای نیفته
چطوری کارم به اینجا کشیده؟
و این کیه؟
...فکر میکردم که بالاخره تونستم بهش غلبه کنم
این تازه وارد درخشان، جین نیست؟
! همگی، بهش خوشامد بگین
! از امروز جین تازه وارد با تیم ما کار میکنه
در واقع برای یه گروه دیگه ثبت شده
اما فکر کردم میتونیم یکم کمک بگیریم
! پس ازشون قاپیدمش
عالی نیست؟
سلام! من جین هستم
لطفا هوامو داشته باشین
تو پیدا شدی و زندگی آروممو بهم زدی
! تبریک
درست مثل قبل
بدون اینکه شکست بخوری
...معلم
پیامها و تماسهای آزاردهنده ی تو
که من برای جواب دادن بهشون احساس فشار میکردم
اگه سین در موردشون بفهمه
اونم از نگرانی مریض میشه، نمیشه؟
...چرا تو اصلا
جلوم ظاهر شدی؟
...تو واقعا
بله؛ س...سلام
آها
بله منم
سلام نو ته وون از تیم منابع انسانیم
میتونی اگه وقت داشتی بیایی پایین؟
باشه
وقتی رسیدم اونجا بهت خبر میدم
اما جین
واقعا ناعادلانه است
میونگ روک، درسته؟
بله، سلام
بیا داخل
...اوه
چیزی که اونموقع اتفاق افتاد
من نبودم
میشه ازت بپرسم چرا اینجام؟
...ببخشین
اوه، بله؟
! جین
! من اینجام
(تعظیم کردن)
خب
فقط
اون چیزی که برای بخش آخر توسعه اش دادی
برای جایزه انتخاب شده
از اونجایی که میدونین این فرایند محرمانه است
اینقد خوشحالی؟
...ببخشین
! جین
بله ! یه لحظه
ببخشین سونبه نیم
بجز فرار کردن، ترسیدن
کار دیگه ای نبود که بتونم انجام بدم
جین نیاز مربی داره
اما اون موضوع الان مهم نیست
شاید تو
! من انجامش میدم
همین الانشم کلی کار نداری؟
همینطور آقای کیم هم تو اینجور چیزها خوبه
! نه
! اولین کارآموزمه پس تموم تلاشمو میکنم
واقعا؟ باشه خب. پس خوب کار کنین
...اونموقع
...نه... نه اینجوری
ما باید رودررو حرف بزنیم، درسته؟
تا کی کار میکنی؟
هاهاها~ خیلی رسمی حرف میزنیا؟
ولی فکر کنم امروز تا دیروقت کار کنم
خب، باشه
عزیزم من امروز کلی کار دارم واسه همین مجبورم تا دیروقت بمونم
تو اول برو خونه، باشه؟
امروز سرت شلوغه؟ من کمکت میکنم ! بیا باهم انجامش بدیم
اشکالی نداره من میخواستم دوستهای قدیمیو ببینم و برای عروسی دعوتشون کنم
یه مدت میشه ندیدمشون پس شاید دیر کنم
منتظر نمون، باشه؟
من میشناسمشون؟
! باشه، زود بیا خونه
یه نوشیدنی میخوای؟
بالاخره یه فرصتی پیش اومد که بعد هفت سال توضیح بدم، اما
! بسلامتی
حالا نمیتونم صحبتی بکنم
جین، تو
اصلا حرفهامو باور میکنی؟
...اگه من بودم
...فکر نکنم حرفهامو باور میکردم
از همین لحظه
چیزی که تو ذهنم میگذره
سونبه نیم
باید برین خونه، بلند شین
ها؟
...هی، جین
خب
! اون اتفاقی که افتاد ، کار من نبود
میدونی بخاطر اون قضیه چقدر لطمه دیدم
...همه پشت سرم پچ پچ میکردن
میدونی چقدر سخت بوده؟
بهرحال
...اون اتفاق 7 سال پیش
! کار من نبود
...حتی نمیتونم توضیح بدم چقدر حس بدبختی کردم
باورت میکنم
...معلم، من
...نه
سونبه نیم، حرفهاتو باور میکنم
هوم؟
چون توئی
! باشه، زود بیا خونه
= ProMovi.ir =
= ProMovi.ir =
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.