All language subtitles for Special.Ops.S01E07.All.Web.BollyCine.Fa.UTF8

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian Download
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

WwW.SubYab.CoM تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org

بالا

آلفا، از وضعیت تازه خبر بده تکرار می‌کنم، وضعیت رو آپدیت کن

بالا لعنتی

آلفا، جواب بده

یه نفر مُرده دارم به یه جنازه نگاه می‌کنم

.باليوود سينما با افتخار تقديم مي‌کند Www.Bollycine.Xyz

آلفا، همین الان خارج شو تکرار می‌کنم، همین الان خارج شو

نمی‌تونیم اینجا ولش کنیم

خیلی خطرناکه باید از اینجا بریم بیرون

من هیچ جا نمیرم

باید ببریمش بیرون

رومئو، به آلفا گوش کن جولیت، تلاشت رو بکن

کمال، بیا بریم

آلفا، فورا قفلش کن- دریافت شد-

ببخشید، ببخشید

نمی‌تونید برید داخل یه وضعیت اورژانسی پزشکی پیش اومده

نمی‌تونید برید داخل، لطفا برگردید برید عقب، لطفا برید عقب

وضعیت اورژانسی‌ـه باید برید عقب

ازتون میخوام برید عقب، آقا ازتون میخوام برید عقب، آقا

داداش، اسماعیل بذارین من بگیرم

لطفا عقب بایستید

لطفا برید کنار

لطفا عقب بایستید یه وضعیت اورژانسی پیش اومده

یالا، سریعتر

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: اسکایلر - ويرايش: فاطمه

تو خونه‌ی امن می‌بینمت- باشه-

برو

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

لطفا برید عقب وضعیت اورژانسی‌ـه

ویکتور، بسته امنه تمام شد و زدیم بیرون

قربان- جوهی و روحانی رو وصل کن-

به دستورات توجه کنید

جوهی تا 22 دقیقه دیگه شماره‌ی مهتا رو برات می‌فرستم

اون با کنسولگری هند کار می‌کنه

برای پاسپورت و مدارک به تو و بالا کمک می‌کنه

چشم، قربان

تو بالا رو به خونه میاری

روحانی، تو فورا به تهران میری

آویناش، تو به تفلیس میری

به کمال بگو، خونه امن رو جمع و جور کنه و خودش بره زیر زمین

قربان، ما می‌دونیم که حافظ اینجاست

...هنوزم می‌تونیم- تو هیچی نمی‌دونی-

حافظ بالا رو شناسایی کرده، آویناش

شما بالا رو پس گرفتین

خیلی زود همه چیز رو بهم ربط میده

قربان، نمی‌تونستیم بالا رو ول کنیم خودتون این رو بهمون یاد دادین

و حاضرم تقاصش رو بدم

مطمئنم حافظ به ولادیمیر درباره‌ی این حادثه خبر داده

یا به زودی اینکار رو می‌کنه

به زودی دوربین های مداربسته رو بررسی می‌کنن

و تصاویرتون تو کل باکو پخش میشه

پلیس و مافیا هر دو شروع به گشتن دنبال شما می‌کنن

شماها مهره‌ی سوخته شدین

پس فقط کاری که گفتم رو انجام بدین گورتون رو از اونجا گم کنید

عـمـلـيـات ويــــژه

الو- مهتا، منم-

بله، قربان؟ این موقع؟ همه چیز روبراهه؟

یه مشکلی هست

یه جسد؟- بله، یکی-

یه دختر باهاشه، واسه برگردوندنش

به زودی بهت زنگ میزنه و همه‌ی جزئیات رو بهت میگه

خیلی خب

اون آدم منه، مهتا

لطفا مراقبش باش

باشه

زنده باد، هند قربان- زنده باد هند-

چه خبر شده، چودری؟- قضیه‌ی عجیبیه، قربان-

بخاطر همین پلیس‌ها اومدن دیگه- بله، حق با شماست-

قربان، این حبیب نایاک هست از لاکنو

...دو روزه گذشته رو با سه تا دخترش

اینجا توی مسکن آدارش می‌موند

اون باید به ریاض بره- خب کجاش عجیبه؟-

پارسال، به شرجه رفته بود با دو تا دختر مختلف

خب؟

دو سال پیش به عمان رفته بود با دو تا دختر متفاوت

من یه عمویی دارم خدا عمر طولانی بهش بده

اون سه تا زن و 12 تا بچه داره

هم دختر و هم پسر حالا بگو ببینم

ولی هیچ کدوم از دختراش تا امروز ...به اداره‌ی پلیس نیومده

که بگه اون پدرش نبوده

حالا دیگه یه راه و روش داری، چودری

از شما یاد گرفتم، قربان

دختره چی گفت؟

اون ادعا می‌کنه که امام‌ـه دخترای خانواده های فقیر رو میخره

و به کشورهای خاورمیانه می‌فروشه

اون یه دلال‌ـه

دلال، آره؟

این دختر اهل حیدرآباده دو تا دختر دیگه هم هستن

که اونها هم از حیدرآباد به لاکنو آورده شدن

و دو هفته آموزش دیدن که مثل دختراش رفتار کنن

و بعد به دهلی آورده شدن

قراره فردا به دبی برن

این دختره شب به بهونه سبزی خریدن بیرون زد

و دوون دوون به اداره‌ی پلیس اومد

قربان، اگه قضیه فقط همین بود خودم بهش رسیدگی می‌کردم

ولی با شنیدن حرفاش، خشکم زد

قربان، ..حبیب نایاک، دختر شاهزاده‌ی پاکستان

نور محمد رو پارسال تو اسلام آباد عقد کرد

بخاطر همین، باید پرونده رو به شما می‌دادم

چند وقته که پیش‌ شماست؟

حدود دو ساعت

کسی از محل خارج یا وارد شده؟

خیر، قربان

دخترم، چند نفر تو اتاقن؟

شب بو، آفرین و اون مرد سه نفر

اونها سلاح دارن؟

تونستم یه چیزی تو کیف ببینم

خوبه

براش آب بیار

بهش آب بدین- چشم، قربان-

عزیزم، چیزی می‌خوری؟

باشه

جلیقه بیارین- جلیقه رو بیارین-

قربان- قربان، من هم با شما بیام؟_

چیه؟ میخوای مثل یه مجسمه وایسی اینجا

و من رو تنهایی بفرستی اونجا پدر**؟

من این رو یادت دادم؟- ببخشید، قربان-

اتاق نایاک کدوم یکیه؟

117

نایاک کجاست؟

نایاک

هی، وایسا

هی عوضی

وایسا

ایست- ایست-

حالا فرار کن، عوضی

بدیمش دست ستاد مبارزه با تروریست؟

نه چودری نمیتونیم اون رو به ستاد مبارزه با تروریست بدیم

قربان، باورتون نمیشه کی رو گرفتیم

سلام، اسماعیل

ممنونم، آقا حافظ

گفتین زود بیام اوضاع روبراهه؟

چیز خاصی نیست، اسماعیل

فقط میخوام بهت بگم که یه مخبر بین ماست

یه مخبر؟

که همه‌ی حرکات‌مون رو به یکی گزارش میده

توی باکو به جونم سوء قصد شده بود

مجبور شدم اون آدم رو بکُشم

از این تعجب کردم

که وقتی داشتم با همین دستام می‌کُشتمش

توی چشماش هیچ ترسی از مرگ نبود

...چشماش داشتن بهم میگفتن

...که اون تنها نیست

و وقت من به سر رسیده

الان حالتون خوبه؟

سوال درست این نیست

بین ما کی می‌تونه مخبر باشه؟

به کی شک دارین، آقای حافظ؟

...من شکم به

السلام علیکم آقای نور

و علیکم السلام حافظ

خبرای خوب بهم بده

مبارک باشه

دیروز قرارداد زمین های نفت فالی بسته شد

حالا دیگه هیچکس نمیتونه جلوی جامات رو بگیره

به همه بگید که جایی برای نگرانی وجود نداره

باریکلا من همیشه به تو ایمان داشتم، حافظ

هویت ما اهمیت و وجود ما

تا وقتی هست که با هند درگیری داشته باشیم

اگه این جنگ تموم بشه، اهمیت‌مون رو از دست می‌دیم

بله

ایخلاق رو دیدی؟

بله جناب نور دیدارمون کوتاه بود

خودش امروز با شما حرف می‌زنه

خوبه

انفجار توی دهلی، باید تا اینجا حس بشه

انشالله کل دنیا صداش رو می‌شنوه جناب نور

...و همه می‌فهمن که عواقب

بد رفتاری با کشمیر خیلی شدیده

شما خیالتون راحت باشه

خداحافظ- خداحافظ آقای نور-

داشتی یه چیزی می‌گفتی، اسماعیل

به کی شک دارین؟

مخبر کی می‌تونه باشه؟

کسی که ما رو تحت تاثیر قرار داده، اسماعیل

با این کار، شک‌ها رو هم به خودش متمایل کرده

امجد

داستانش خیلی چشم‌گیره

و زیادی هم موفق‌ـه

...آقای حافظ، من اون رو می‌شناسم- اسماعیل-

من از امجد خوشم میاد

ولی خودت که می‌دونی، خیلی راحت از چیزای زشت و زننده خوشم میاد

باید درمورد اون همه چیز رو بدونم

ببین از وقتی به اینجا اومده کی رو دیده

و کجا رفته

کمکم کن بفهمم که اون تا چه حد عوضیه

باشه، قربان

من فردا به اسلام آباد میرم

قبلش همه‌ی اطلاعات رو پیدا کن

حتما

خدافظ- خدافظ-

لعنتی! لعنتی

لعنتی

سلام آقای حافظ- سلام ولادیمیر-

بگین لطفا

میخوام در حقم یه لطفی کنی، دوست من

قربان- بیا، همت-

با افسر وظیفه‌ی ویژه آشنا شو، سوریا کومار

سلام- اون از سازمان اطلاعات‌ـه-

امروز نماینده‌ی وزیر دفاع از اسلام آباد به اینجا میاد

مسئولیت کل گارد امنیتش با سوریاست

اون میخواد درمورد هشداری که دریافت کردی باهات صحبت کنه، همت

باهاش همکاری کن

حتما، بفرمایید

بریم

ممنون، قربان- موفق باشید-

شما که مشکلی ندارید، نه؟

ببخشید؟

منظورم اینه که سِنم از شما کمتره همت سینگ

امیدواری مشکلی با "قربان" صدا کردن من نداشته باشی

به هیچ وجه

امنیت ملت، تو دست‌های جوان و قابلی‌ـه

چرا باید مشکل داشته باشم؟

قربان...بفرمایید تو

برادرجان، توی شام همدیگه رو می‌بینیم

بیا هفته‌ی دیگه اونجا جشن بگیریم

بچه‌ها هم قبل از همه می‌رسن

در این باره چه اقداماتی انجام دادین؟

باید کاری می‌کردیم؟

این رو سازمان اطلاعات در میون گذاشتیم کاری که لازمه رو انجام بدین

درضمن، آژانس اطلاعات خارجی نمی‌تونه تو مسائل داخلی دخالت کنه

تماس از کراچی بود پس حتما یه اقدامی کردین

چی شده؟

ببخشید، قربان ...دیشب شیفت بودم، بخاطر همین

راستش، دارم پیر میشم

داشتین یه چیزی می‌پرسیدین

تماس کراچی رو شما رهگیری کردین

پس حتما در اون مورد یه اقدامی کردین- هیچ کاری نکردیم، قربان-

حالا دیگه صندوق مالی‌م تعلیق شده

یه تحقیق در جریانه

داشتم نقشه‌ی یه عملیات رو می‌کشم ...و بین‌ـش

ممنونم

قربان حافظ به من شک کرده

قربان، قراره لو برم

خوبه

چند دقیقه دیگه بهت زنگ می‌زنم

قربان

لعنتی

پس راجع به این تماس، هیچی نمی‌دونید درسته؟

...تماس از کراچی بود

جواب بده- متاسفم-

قربان، شاید آنتن نداد

و درست نشنیدین چی گفتم

قربان، حافظ به من شک کرده

اون از اسماعیل خواسته که سابقه‌م رو دربیاره

قربان، حالا دیگه پوششم از بین میره نابود میشم

این مشکلت رو سونیا برات حل می‌کنه

مشکلت چیه؟

من تو جلسه‌ام دیگه بهم زنگ نزن

قربان، این وسط سونیا از کجا در اومده؟

قربان

قربان

قربان

ببخشید، قربان

بچه‌های امروزی از عقل‌شون استفاده نمی‌کنن

واسه مشکلات‌شون یا تو گوگل دنبال راه حل می‌گردن

یا به من زنگ می‌زنن

لعنت

این مشکلت رو سونیا برات حل می‌کنه مشکلت چیه؟

...***ای مادر

اون نابغه‌ست

:کامل‌ترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org

...هنوزم بر این باورین

که ایخلاق خان وجود داره؟

راجع به شما خیلی شنیدم

اگه می‌خواستم می‌گفتم به دفترم بیاین

ولی اینکار رو نکردم چون پرونده‌تون رو خوندم

فکر کردم، اینکار درست نیست

بهتره شخصا به دیدنتون بیام

پس منم اومدم

همت سینگ

وزیر دفاع پاکستان و نماینده‌ش امشب میرسن

و قراره سه روز بمونن

اگه وقتی اونها اینجان بمبی تو دهلی منفجر بشه

دوباره تو مذاکرات دو طرفه می‌بازیم

من بهشون اطمینان دادم که امنیت کاملا برقراره

قبل از دعوت اونها، کسی با من مشورت نکرده بود

ببخشید؟- متاسفم، قربان-

ولی هیچکس در این مورد با سازمان من مشورت نکرده

دو ماه پیش، یه یادداشت دریافت کردیم که بخاطرش لازم بود

سطح آگاهی دولت هند درمورد تهدیدات رو بدونیم

و شما گفتید که این آگاهی در حد متوسط‌ـه

قربان این متوسط بودن در طول کل سال‌ـه

کسی به ما نگفته بود که چند تا مهمون خیلی ویژه‌ی پاکستانی دعوت شدن

و نظر ما رو بخوان

که تو شرایط این روزها، باید دعوت بشن یا نه

سیاست پشت این چیزها رو چطور توضیح بدم؟

روال کار دولت همینه، همت سینگ

دولت به پیاده نظام‌ها وابسته‌ست

...همه‌ی اَشکال سیاست و دولت

فقط به خاطر همین سربازها وجود داره

شاه، وزیر، شوالیه‌ها، همه پشت این سربازها می‌ایستن

اگه شک من درمورد تماس درست باشه

این یه تماس فریبنده نیست

نه یه بمب، بلکه چندین بمب توی دهلی کارگذاشته شده

...قربان، می‌تونید اطلاعات امنیت و اقامت

نماینده و بقیه‌ی چیزها رو با من در میون بذارید؟

هم نقشه‌ی اصلی و هم نقشه‌ی جایگزین رو میخوام

خودتون که میدونید ...نمی‌تونم هیچ اطلاعاتی رو با آژانس شما

خیلی خب

ممنونم، قربان بهتون زنگ می‌زنم

هرچیزی که راجع بهتون شنیدم، حقیقت داره

روز خوش- روزخوش، قربان-

سرزمین شما، سرزمین طلاست ...آدمایی داریم که منتظر سرمایه گذاری

ببخشید

الو- چی پوشیدی؟-

چیکار کردی؟

از وقتی اسماعیل برگشته داره به همه زنگ می‌زنه، سراغ تو رو می‌گیره

اونقدری که درمورد تو کنجکاوه، من کنجکاو نبودم

چرا؟ حسودیت شده؟

نه عزیزدلم نگرانم

آخرین باری که اسماعیل چنین تماس‌هایی گرفت ابو کشته شد

امروز برنامه‌ت چیه؟

یه کم دیگه جلسه داریم

و بعدش؟

تو هیچوقت بهم نگفتی که بعدش باید چیکار کنم

جلسه کجاست؟

کنار دریا

باشه

شب می‌بینمت خدافظ

...فاروغ

مراقب خودت باش

باشه

دوستت دارم

حاضری برام بمیری؟

امتحانم کن

می‌بینمت

همه‌ی شب رو اونجا بودی

قراره چقدر دیگه وقت ببره؟

خبرت می‌کنم

تولد پری چطور بود؟

خوب بود

دوستای مدرسه‌ش اومده بودن همه‌شون شب رو اینجا خوابیدن

فعلا باهاشون رفته بیرون

می‌دونم

آره، البته

عملیاتی چیزی در جریانه؟

چند دقیقه دیگه بهت زنگ میزنم

باشه، خدافظ

بله، فاروغ؟

قربان، الان می‌تونید حرف بزنید؟- آره، بگو-

..قربان، مطمئنید که بعد از کُشته شدن سونیا

اسماعیل بهم گوش میده؟

قربان، حافظ فردا داره به اسلام آباد میره

باید الان اون رو بدزدیم

وگرنه فرصت رو از دست میدیم

قربان، امروز حتما گیر میوفتم

میخوای چی بگی، فاروغ؟

بیاین واسه آخرین بار، امتحان کنیم

شنیدم اسمم حس خیلی خوبی داست

اینجا بعضی وقتها امجدم، بعضی وقتها راشد

بعضی وقتها، حتی یادم میره که کی هستم

دیگه نمی‌تونم تحمل کنم، قربان

هنوز 24 ساعت وقت داریم خواهش می‌کنم بذارید دوباره امتحان کنیم

...و بعد از اتفاقی که دیشب افتاد

داشتم فکر می‌کردم، ازت بخوام برگردی

قربان، حافظ رو هم با خودم میارم

نمیمیری، نه؟

نه به این زودیا، قربان هنوزم به درد بخورم

خودت رو ببین چقدر با اطمینان حرف می‌زنی

بیا انجامش بدیم- قربان-

آویناش- قربان-

کجایی؟- فرودگاه-

روحانی؟- پشت سر منه-

وصلش کن

الو- خروج کنسل شد

به دبی برید

اطلاعات پرواز رو تایید کنید

دوباره شانس‌مون رو با حافظ امتحان می‌کنیم

قربان- قربان-

کمال، همه چیز تحت کنترله- بله، رئیس-

ازت میخوام بهم یه لطفی کنی، کمال

این تماس رو جواب میدم

بله، امجد

داداش اسماعیل، کجایی؟

باید فورا ببینم‌تون

دارم به یه جلسه میرم

بگو ببینم، چی ضروریه؟

می‌تونیم همدیگه رو ببینیم؟

الان امکان نداره

می تونیم پشت تلفن حرف بزنیم

داداش اسماعیل، آقای حافظ من رو به خونه‌ش خواسته

گفته بود یه نفر تو باکو بهش حمله کرده

چی؟

داداش، ببخش که این حرف رو میزنم ولی اون دیوونه شده

گفته بود یه خبرچین بین ماست

و به تو شک داره

بهم گفت حواسم بهت باشه

..شک کرده که با ابو- چه مزخرفاتی، امجد-

اون چطور می‌تونه به من شک کنه؟

داداش اسماعیل، شکش به یقین تبدیل میشه

مراقب باش

امروز حمید رو اونجا دیدم داشت با اون حرف می‌زد

...حمید

ولی حمید که گم شده، نه؟

حتی گوشیش هم خاموشه

...داداش اسماعیل، اون برنامه داره که تو رو لعنتی

اونها اینجان بعدا باهات تماس می‌گیرم

داداش اسماعیل، مراقب باش

چی؟

امجد؟ الو، الو

ها- باید بریم-

اونها منتظرن

خیلی خب، باشه

اوضاع روبراهه؟- آره، مشکلی نیست-

چرا اینقدر رنگت پریده؟

هیچی نیست! بیا، بریم

مرسی

آروم تر

آب میشه

تو هم بخور

امیدوارم بفهمی که باید چیکار کنی

آره، چرا اینقدر نگرانی؟

...نه، من

میشه ازت یه چیزی بپرسم؟- بپرس-

بهم فحش نده فقط

چرا بهت فحش بدم؟

قول میدی؟- آره، بپرس-

مردها بعد از جهاد به بهشت میرن

هشتاد هزار تا نوکر گیرشون میاد

و 72 تا حوری

به ما چی میدن؟

تو چی میخوای؟

میخوام مامان بابام رو ببینم

بخاطر همین داریم اینکار رو می‌کنیم

هدفونت رو بذار تو گوشت من میرم دستشویی

باشه

ببخشید، خانم کجا میخواید برید؟

داشتم دنبال دستشویی می‌گشتم

سمت راست‌تون

ببخشید، ممنون

کمال

ولادیمیر؟

عالیه، ممنونم

داداش اسماعیل؟

داداش اسماعیل، اینجا

بپر بالا

امجد

یه اسم بهم بده

این سیرک نیست

میخوام یه لطفی بهم بکنی، کمال

اسماعیل حسین

الو ولادیمیر- آقای حافظ-

طرف اسماعیل حسن‌ـه

ازت ممنونم

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

داداش اسماعیل، تلفنت رو بهم بده- چی؟-

گوشیت رو بهم بده

داری چیکار می‌کنی، امجد؟

آقای حافظ داره ردت رو می‌زنه

اونها سونیا رو کُشتن، امجد

چی؟

شماره‌ای که با آن تماس گرفتید در حال حاضر در دسترس نمی‌باشد

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: اسکایلر - ويرايش: فاطمه

اونها کُشتنش

بله، قربان بفرمایید

فورا بیا اینجا

چشم، قربان

:کامل‌ترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org

اسماعیل

مردی که به زنش هم رحم نمی‌کنه

چطور به من رحم می‌کنه؟

چی میگی، داداش اسماعیل؟

...مردی که واسه استفاده کردن از زنش

بخاطر هدف های خودش تردید نمی‌کنه

به هیچ کسی اهمیت نمیده

فردا ساعت 11 قراره یه فستیوال باشکوه تو دهلی برگزار بشه

می‌دونی این دفعه کی از طرف جامات اون رو میزبانی می‌کنه؟

کی؟

زن آقای حافظ

First Edited - Farsi Version 18.03.2020 - By BollyCine Copyright© Bollycine.Org

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.