Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
WwW.SubYab.CoM تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org
الو, قربان؟ الو؟
ها؟ بگو کارن- بخشید قربان-
صدای شلیک شنیدم و بعد تماس قطع شد؟
دو نفر با یه ماشین کریستای سفید رنگ اومدن جلو بهم شلیک کردن
نتونستم شماره پلاکشون رو ببینم اما رفتن به سمت راج گهات
خیلی خب, آدرس رو برات میفرستم
سریع ماشین من رو از اینجا ببرید- چشم قربان-
چی شده؟
قربان, شما حالتون خوبه؟
الو, قربان؟
قربان؟
قربان؟- ها؟ چی گفتی؟-
قربان, شما حالتون خوبه؟
آره, فقط ماشینم رو هفته ی پیش سرویس کرده بودم
.باليوود سينما با افتخار تقديم ميکند Www.Bollycine.Xyz
چند روزی اینجا میمونی
هرچیزی که لازم داشتی برات اینجا میاریم
چیزی شد خبرت میکنیم
تا اون موقع همینجا بمون
فهمیدی؟- داداش, باطری این؟-
امروز بین هند و پاکستان مسابقهست
برات میفرستم
غذات رو هم همینجا میارن
هیچ نیازی نیست بری بیرون, باشه؟
داداش
...تاج محل و کوتوب منار و مسجد بابری رو
فقط تو عکس ها دیدم
میخوام همهش رو از نزدیک ببینم- الان نه-
یه موقع دیگه
مسجد بابری چقدر از اینجا فاصله داره؟
چرا؟
میخواستم برم اونجا
!اونا تخریبش کردن و شما چیزی نگفتین
این کیه؟
مادر*** دیوونهست, داداش لالان
بعد از اینکه به اون یارو شلیک کردیم
یه بستنی فروش تو راج گهات دید
هی میگفت, وایسید وایسید من بستنی میخوام
با بدبختی رسوندیمش اینجا داداش لالان
این کیه؟- ببین-
به همچین دیوونههای خارجی نیاز داریم
تا نقشههای بزرگی که کشیدیم رو عملی کنن
برو
برو دوتا باتری کنترل بگیر بیار
برو
*دبی*
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدی.ز - ویرایش: فاطمه
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
عـمـلـيـات ويــــژه
بله کارن؟
قربان, دکتر شارما منتظرتونه
اطلاعاتی راجع به ماشین به دست آوردین؟
قربان, از اون ماشین زیاد هست
اما خب تحقیقات ادامه داره
اونا دارن نقشهی بزرگی میکشن کارن میتونم حسش کنم
جواب آزمایش آمادگی
مامورها کی آماده میشه؟
قربان تو این زمان کوتاه, مجبور شدیم
مافیای محلی و باندها رو برای این آزمایش فعال کنیم
دوربینهای مداربسته هم ساماندهی شدن و در حال ردیابی هستن
از امشب شروع میکنیم
خیلی خب, باشه
هی, گوش کن
دو نفر رو بفرست جلوی خونهی من
ساروج نفهمه- بله قربان-
الو, گوش کن
سریعا دو نفر رو بفرست جلوی در خونهی آقای همت
همین الان
چطور این اتفاق افتاد؟
راهنمای ماشینم روشن بود دکتر شارما
یه نفر از پشت کوبید بهم
همون اتفاقی که دفعهی پیش افتاد؟
دقیقا همونطور
انگشتم رو دنبال کن
توی کشو یه تیشرت دارم
الان میارمش قربان
شنیدم که در طول تحقیقات
تو نظریهای داشتی که با بقیه متفاوت بود
اون 5 نفر طبق دستورات یک نفر ششمی کار میکردن
و به نظرم اون شخص ششم, یک فرد معمولی نبود
بلکه رهبرشون بود
همه چی خوبه؟ به چی فکر میکنی همت؟
شارما, این همون انگشتی که دفعهی قبل بهم نشون دادی؟
خداحافظ
حتی اگه امروز جونش رو نجات میدادم ...داداش حافظ
داداش اسماعیل, کاری که شما کردین درست بود
انتخاب دیگهای نبود
اما آقا حافظ میتونست یه کم رحم داشته باشه
نمیدونم امجد
داداش حافظ هم یه برادر کوچیک داشت
...اون هم- اون برادر ناتنیـش بود-
داستانش رو شنیدم
بین برادر ناتنی اون و ابو از زمین تا آسمان فرق هست
ابو آدم بدی نبود داداش اسماعیل
من اصلا باورم نمیشه که اون کار اشتباهی کرده باشه
خودم جزئیات حساب و انتقال ها رو دیدم, امجد
توی چند روز گذشته با ابو صحبت کرده بودی؟
نه, خیلی وقت پیش دیدمش
من رو ببخش رفیق
نه داداش اسماعیل, درکت میکنم
مراقب خودت باش
...خب, کارن- قربان-
چه خبرا؟- قربان الان دیگه شروع میشه-
نفر اول کیه؟- بالا-
اون توی استانبولـه
توی بازار بزرگ استانبول با یه دختر سر قراره
عالیه
مردم اینجا پدر من رو درآوردن
اونوقت, اون تو استانبول رفته سر قرار
قربان, پر از تنهاییـه, شما شاید ندونید
من رو در جریان بذار- بله قربان-
ها, دارم راه میوفتم
باشه, بیا, این افسرهایی که .. بیرون خونه وایسادن رو
تو فرستادی؟
هی, ساروج, تو باید به نیروی پلیس ملحق شی
من هم خودم رو بازنشسته میکنم
اوضاع مرتبه؟- ...آره-
هیچی, امروز یه نفر زد به ماشینم
دوباره؟
همت, تو خوبی دیگه؟ ...منظورم اینه که, به تو
نه, همه چی خوبه مگه برای من هم اتفاقی میوفته؟
اینطور حرف نزن, خواهش میکنم
باشه, خداحافظ- خداحافظ-
*استانبول*
میدونی توی استانبول چند تا هندی هست؟
اما میدونم چه اتفاقی قراره بیوفته
چه اتفاقی؟
آدیتی رائو, دختر کمیسر عالی هند ...در ترکیه آقای بی.ان.رائو
با آمار و ارقام ثابت میکنه که چقدر باهوشه
...و من چقدر- آشپزی؟-
دقیقاً
توی استانبول 800 نفر هندی هست
اشتباهه, 799 تا هندی معمولی هست
و یه هندی بینهایت زیبا
این مدل حرف زدن رو تو مدرسه آشپزی یاد گرفتی
یا دورهی خاصی گذروندی؟
چرا انقدر خودت رو دست کم میگیری آدیتی؟
امروز یه چیزی رو راجع به خودت بهم میگی؟
همه چی رو بهت گفتم
پدر و مادرم رو تو تصادف از دست دادم
خواهر کوچیک مادرم من رو بزرگ کرد
بیشتر بچگیم رو تو آشپزخونه گذروندم
خالهام تشویقم میکرد این کار رو بکنم
و الان برای روزی درآوردن, اینجا نشستم جلوی تو
اسم من "روزی" نیست من آدیتیام
شوخی بدی بود
چرا حس میکنم داری دروغ میگی,بالا؟
منظورت چیه؟
هربار دقیقا همین حرفا رو میزنی
هر دفعه همون جواب همیشگی رو میدی
حتی یک کلمه هم اینور اونور نمیشه
خب, شک میکنم بهت
...آدیتی, تو داری- یه احساس هیجان کوچیکی هم دارم-
که شاید با یه مجرم رابطه برقرار کردم
که بعد از قرار بهم حمله میکنه
و من به هر طریقی شده خودم رو نجات میدم و فرار میکنم
بعدش راجع به این حادثه, یه کتاب مینویسم
که خیلی هم پرفروش میشه
بعدش از روی کتابم فیلم میسازن که اون هم پرفروش میشه
بعد کلی از مردم میان پیش من که اجازه تولید تولید فیلم بگیرن
تامیل, تلوگو, انگلیسی
زندگیم خیلی توپ میشه, مثل جی.کی.رولینگ (نویسنده ی کتابهای هری پاتر)
واو, چطور؟- نظرت چیه؟-
این چیزا چطور به ذهنت رسید؟- ممنون-
عذر میخوام......-بله آقا؟- میشه صورتحساب رو بهم بدین لطفا؟-
میشه یه چیزی بپرسم؟
هرچی دوست داری بپرس
تو از من خوشت میاد؟
خودت چی فکر میکنی؟
من دارم سوال میکنم
من از سمبوسه هم خوشم میاد آدیتی
...اما تو- لعنتی-
تو خیلی احساساتی هستی بابا
...حالا دیگه- سمبوسه-
میخوای امشب بریم کنسرت موسیقی جاز؟
یه نفر خیلی رمانتیک شده, نه؟
فکر کنم به خاطر با تو بودن باشه
اما من ساعت 7:30 کلاس دارم
خب میتونیم ساعت 9 بریم, نه؟
ساعت 8 بیا دنبالم- باشه میام, خوبه-
آره- آره-
بالا
بالا
...بالا من اسپری فلفل دارم
...آدیتی- همینجا بود-
لازم نیست آدیتی به حرف من گوش کن
فقط گوش کن
ازت میخوام که بری وایسی اونجا, باشه؟
فرار نکنم؟- نه-
عجب زمانبندیای
اسم پسره سهیلـه تو ساوتکس زندگی میکنه
چی کار کنیم؟- دکتر چی گفت؟-
دکتر گفت...اتفاقی نیوفتاده تو چی میگی؟
...یه نفر از پشت زد بهم
...اون این؟ این چیزی نیست بابا, فقط برای
...دهلی خیلی آلودهست, پس
چی شده ساروج؟ بیخیال بابا
باشه, گوش کن, به جون تو قسم
اگه یه بار دیگه ببینمش از طرف تو یه گلوله میزنم بهش
قول میدم
این عاشقانه ترین حرفی بود که بعد از این همه سال بهم گفتی
چی میگی بابا؟
باشه
سلام آقا
هی
روزی که ببینمت, ولت نمیکنم
داداش, من داشتم از دستورات پیروی میکردم
بگو, آمادهام
*کارن:بالا و آویناش آمادهان*
همه چی مرتبه؟- آره, همه چی مرتبه-
:کاملترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org
صبح بخیر آقا
حالت چطوره آقای چادا؟- خوبم, ممنون-
شما چطورین؟- یه کم سردرد دارم-
حالا که شما اومدین, خوب میشم
البته
چه خبر از این روزها؟- همون چیزهای همیشگی خانم-
این روزها یه سری تحقیقات داری انجام میدی, درسته؟
بله خانم- راجع به همت سینگ؟-
بله
اسم من هم مطرح شد؟
نه خانم- مطرح میشه-
و آقای چادا, وقتی اسم من مطرح شد
باید کاری کنی که آسیبی به من نرسه
ببینید خانم, شما سردرد دارید و من باید خوبش کنم
پس باید همه چی رو بدونم
چیز خاصی نیست آقای چادا
پسر من و دوست هاش, در سال 2011
یک معاملهی کوچیک تو زمینهی تکنولوژِی کردن
که به خاطر اون, یه شرکت برون مرزی مقدار ناچیزی حق کمیسیون, به صورت محرمانه بهشون داد
تقریبا 250 کرور
نمیدونم همت سینگ اون موقع تو روسیه چیکار میکرد
...اما تمام اطلاعات به همراه جزئیات
کمیسیون رو به دست آورده بود
همت سینگ نمیتونست توی این موضوعات دخالت کنه
...پس همهی گزارشات رو برای سازمان اطلاعات و
دفتر مرکزی تحقیقات ارسال کرد
بعد از اون, مامورهای داخلیمون تحقیقات سفت و سختی رو شروع کردن
و وقتی نتونستن چیزی پیدا کنن پرونده رو بستن
آقای چودری سرپرست تحقیقات بود
آقای چادا, شما که میدونید, تو سیاست مردم و رسانه ها
چطور راجع به این نوع کارها شایعه پراکنی میکنن
و در منظر عموم قرار میدن
بله خانم, واقعا ناعادلانه ست
...رسانه ها واقعا در مقابل شماها نامردی میکنن
اون کمیسیون قانونی بود آقای چادا
اون شرکت هم مجاز و قانونی بود- نه, البته-
شماها کار اشتباهی نکردین
...اما به نظر من بهتر بود از پسرتون میخواستین
که به صورت موقت از سِمتش در هیئت مدیره کناره گیری میکرد
بعدش چیکار کنیم؟
جلسه داره شروع میشه
نگران نباشید خانم من بررسی میکنم
یه کاری میکنیم
این همت سینگ چطور آدمیه؟
به محض اینکه خودم فهمیدم, بهتون میگم
اون, دفعهی قبل هم اذیتم کرد آقای چادا
بله خانم, بعضی از آدم ها به این کار عادت دارن
*جایی در پاکستان*
بله کارن؟
قربان, آنلاین بشید- باشه-
هشت نوامبر 2016
نخست وزیر مودی, از طریق تلویزیون موضوع مهمی رو اعلام کردن
با اعلام تنزل ارزش پول کشور همه رو شوکه کرد
درسته؟- درسته قربان-
هزینههای تو اینجا ذکر شده
شونزده نوامبر 2016 یک کرور
بله قربان
فقط 8 روز بعد از تنزل قیمت ارز
توی کشور به خاطر اسکناسهای 100 روپیهای آشوب شده بود
و دقیقا در همون روزها شما 1 کرور هزینه کردین
و اون هم با اسکناسهای جدید؟
قربان, حتما برای شما هم گاهی از این اتفاق ها افتاده
که میخواستین یه کاری انجام بدین اما یه اتفاق دیگه افتاده؟
برای من که همیشه این اتفاق میوفته
کاری که میخوام بکنم هرگز اتفاق نمیوفته
قربان
تو سال 2016 وضعیت جالبی داشتیم
فاروغ تو دبی بود و داشت با اسماعیل کار میکرد
و خیلی به حافظ نزدیک شده بود
اما دستش بهش نمیرسید
حافظ همیشه یک قدم ازش دورتر بود
و به خاطر همین, ایخلاق دو قدم ازش دور بود
پس تو این سناریو در 8 نوامبر 2016
تنزل ارزش ارز تو هند اتفاق افتاد
...و اونجا, تو دبی
تلفن فاروغ به صدا دراومد
*2016*
بله داداش اسماعیل؟- امجد, فقط با آره یا نه, جواب بده-
شبکه حوالهی پول تو, تو هند می تونه فوراً
تبادل بزرگی رو انجام بده؟
آره
صد درصد, چرا؟ چیزی شده؟
توی هند تنزل ارزش ارز اعلام شده
تنزل ارزش ارز؟ یعنی چی؟
یک ساعت دیگه تو الوبیرا جتی بیا به دیدنم
الان چی؟ نمیدونم-
...اسکناسهای 500 روپیهای
با استفاده از اسکناسهای قدیمی
...از امروز ظهر
معاملهای انجام نمیشه
اوه, لعنتی
همه چی به هم ریخت
بله, بله, حتما
تا حالا نا امیدتون کردم؟
نگران نباشید آقای چوکسکی
آقای چوکسکی, من خودم شخصا بررسی میکنم
و باهاتون تماس میگیرم- بله-
بله- باشه-
شما نگران نباشید- بله ممنون-
روزتون بخیر- بله-
تو هند چه خبره؟
سلام- سلام-
داداش اسماعیل, کجا داریم میریم؟- میریم پیش داداش حافظ-
میخواد یه مقدار پول بفرسته به کشمیر اسکناس جدید
سریعا باید یه مقدار پول حواله کنه
از من پرسید, من هم اسم تو رو آوردم
انجام میشه دیگه, نه؟
داداش اسماعیل, چون شما ازم خواستین پس حتما انجام میشه
آفرین, همیشه میگفتی که ...داداش اسماعیل, یک بار
..من رو ببر پیش داداش حافظ برای کار
بیا, اون روز از راه رسید
همه چی آمادهست؟- بله قربان-
...و همینطور شد قربان
هدف تنزل ارزش ارز یه چیزی بود
اما یه چیز دیگه اتفاق افتاد
سلام
امجد, تو اینجا وایسا- بله-
بله فاروغ؟
سلام داداش میرچی یه حواله هست برای دره
اسکناس جدید میخوایم
آدمهای مهمی هستن برام و من هم بهشون قول دادم
حافظ میخواد؟- البته داداش میرچی-
به خاطر همین باهاتون تماس گرفتم
چقدر؟
یک کرور- چی؟-
یک کرور و چی؟
صبح 4 ساعت تو صف وایسادم تا 2500 روپیه بگیرم
ممنون داداش میرچی میدونستم که دست رد به سینم نمیزنید
جزئیات و مکان رو براتون میفرستم
هی, فاروغ, فاروغ, گوش کن
انجام میشه- عالیه-
امجد...آقای حافظ خیلی تحت تاثیرت قرار گرفته
داداش اسماعیل الان میتونم آقا حافظ رو ببینم؟
امروز نه, چه عجلهایه؟
یه روز دیگه میتونی ببینیش
تو دیگه برو
من کارم یه مقدار طول میکشه- ...داداش اسماعیل-
...یعنی تو, یک کرور اسکناس جدید رو توی کشمیر
برای تروریسم هزینه کردی
تا فاروغ بتونه حافظ رو ببینه؟
بله قربان
اما نتونست ببینتش؟- نه قربان-
تا امروز فاروغ علی موفق
به دیدن حافظ شده؟
نه قربان, اما امیدارم به خاطر ... سرمایه گذاری اون روز
به زودی اون دو نفر با هم روبهرو میشن
یه مقدار ورودی هم داریم
هشتاد و پنج لاک
...ما یک کرور حواله کردیم قربان
بعد اون پول رو رصد کردیم
...شش هفته بعد, ارتش هند و پلیس کشمیر و جامو
در یک عملیات مشترک, 85 لاک ارز جدید رو بازیابی کردن
اون هم از 4 منطقهی مختلف
این همون پولـه
هفتهی پیش 7 لاک دریافت کردین
اون چی بود همت؟
اون یه عملیات کوچیک بود قربان
امروز مجبور شدیم تو راولپندی یه انفجار راه بندازیم
بیست دقیقهی پیش انجام شد
خوب بود تلفات غیرنظامی نداشتیم
اما چرا توی راولپندی انفجار انجام دادین؟
قربان, تلویزیون رو روشن کنید شاید خبر فوریای باشه
باید نگاهش کنیم
ماتور, خبر فوری ایشون رو روشن کن
...امروز صبح, حملات مرگباری به دفتر سازمان ملل
در راولپندی انجام شد
..سازمان ملل متحد درخواست حذف نام
..نور بخش، رئیس جماعت التحریک
از لیست تروریست ها را نپذیرفت
...مغز متفکر حملات سال 2008 در بمبئی
...درخواست کرده بود که اسمش از لیست
تروریست ها حذف شود
این تصمیم در زمانی گرفته شد که 1276 ..عضو کمیته ی سازمان ملل
درخواست جدیدی مبنی بر محدود کردن مسعود آذر
رئیس گروه جیش محمد, دریافت کردند
نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد
نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد
*مریدکه،پاکستان*
نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد
نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد
نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد
نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد
نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد
نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد
نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد
نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد
نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد
نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد
نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد
نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد
نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد
نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد
سلام علیکم آقای نور- علیکم السلام-
وجاحت- قربان-
چند بار بهت گفتم این صندلیها رو تعمیر کن؟
متوجه نمیشی؟
همین الان ببر تعمیرشون کن
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدی.ز - ویرایش: فاطمه
عذر میخوام آقای نور
شماها باید خجالت بکشید
انگار سازمان اطلاعات پاکستان قسم خورده
که ما رو اذیت کنه
بیدار شید, بیدار شید
کشمیر رو از دست میدیم
به هندوستان نشون بدین که چقدر شجاع هستین
قربان, افراد شما باعث ایجاد انفجاری
تو راولپندی شدن- غلطه-
اعضای گروه جماعت باعث هیچ انفجاری تو راولپیندی نشدن
ما اون انفجار رو انجام دادیم قربان
بعد از ابطال ماده 370 تو کشمیر
گروه جماعت, به شدت فعال شدن
پس ما هم انفجار رو انجام دادیم و گروه جماعت رو به عنوان مقصران انفجار معرفی کردیم
نتیجه این که, تمام سرمایه ی گروه جماعت حسابهای بانکیشون و حتی دارایی هاشون
به حالت تعلیق در اومد
اسلام آباد نمیخواد که خودش رو درگیر این وضعیت آشفته بکنه
حداقل نمیخواد مستقیما حمایت خودش رو اعلام کنه
با حافظ تماس بگیر
من به حمایت کسی نیاز ندارم
به اسلام آباد بگید که جماعت محتاج لطف کسی نیست
ما کشمیر رو به دست میاریم
اگه هند میتونه جلومون رو بگیره, بذارید بگیره
"نور بخش...زنده باد" "نور بخش...زنده باد"
"نور بخش...زنده باد" "نور بخش...زنده باد"
"نور بخش...زنده باد" "نور بخش...زنده باد"
سلام الیکم آقای نور- علیکم السلام حافظ-
میخوام با ایخلاق صحبت کنم
آقای ایخلاق الان باید رو کشتی باشه
بفرمایید آقای نور, من پیامتون رو میرسونم
میدونی چه اتفاقی برای جماعت افتاده؟
بله
پس کارمون و نقشهمون چی میشه؟
الان باید به خاطر کار خدا جلوی مردم گریه و التماس کنیم؟
آقای نور, اصلا نیازی نیست همچین کاری بکنید
مطمئن باشید, همه چی درست میشه
من به زوری با آقای ایخلاق صحبت میکنم
خداحافظ- خدا حافظ آقای نور-
..قصد ما از انفجار راولپندی این بود که
ایجاد وضعیت ترس و وحشت بود
رهبران جماعت, الان حافظ و ایخلاق رو تحت فشار میذارن
تا کاری بکنن
حافظ نمیتونه به تنهایی کاری انجام بده
پس, از ایخلاق خان طلب کمک میکنه
...برای کمک کردن به نور بخش و جماعت
ایخلاق خان باید از مخفیگاهش بیاد بیرون
...ما فقط دنبال این موقعیتیم قربان
پس, دلیل این کار, پیدا کردن ایخلاق
یعنی مظنون شما در حملات 2001 به پارلمان هست
بله قربان
الان فاروغ تو موقعیت خیلی خوبیه
راهش کاملا باز شده
...اسماعیل اون رو میبره پیش حافظ
و حافظ اون رو پیش ایخلاق میبره
:کاملترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org
*ابوحسن*
الو
سلام علیکم داداش امجد
ابو حسن هستم, از بهشت تماس میگیرم
همه چی مرتبه؟
آفرین, کارت خیلی خوب بود خوشم اومد
اما من گوشیم رو اونجا جا گذاشتم
First Edited - Farsi Version 18.03.2020 - By BollyCine Copyright© Bollycine.Org
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.