All language subtitles for Special.Ops.S01E04.All.Web.BollyCine.Fa.UTF8

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian Download
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

WwW.SubYab.CoM تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org

الو, قربان؟ الو؟

ها؟ بگو کارن- بخشید قربان-

صدای شلیک شنیدم و بعد تماس قطع شد؟

دو نفر با یه ماشین کریستای سفید رنگ اومدن جلو بهم شلیک کردن

نتونستم شماره پلاکشون رو ببینم اما رفتن به سمت راج گهات

خیلی خب, آدرس رو برات میفرستم

سریع ماشین من رو از اینجا ببرید- چشم قربان-

چی شده؟

قربان, شما حالتون خوبه؟

الو, قربان؟

قربان؟

قربان؟- ها؟ چی گفتی؟-

قربان, شما حالتون خوبه؟

آره, فقط ماشینم رو هفته ی پیش سرویس کرده بودم

.باليوود سينما با افتخار تقديم مي‌کند Www.Bollycine.Xyz

چند روزی اینجا میمونی

هرچیزی که لازم داشتی برات اینجا میاریم

چیزی شد خبرت می‌کنیم

تا اون موقع همینجا بمون

فهمیدی؟- داداش, باطری این؟-

امروز بین هند و پاکستان مسابقه‌ست

برات می‌فرستم

غذات رو هم همینجا میارن

هیچ نیازی نیست بری بیرون, باشه؟

داداش

...تاج محل و کوتوب منار و مسجد بابری رو

فقط تو عکس ها دیدم

میخوام همه‌ش رو از نزدیک ببینم- الان نه-

یه موقع دیگه

مسجد بابری چقدر از اینجا فاصله داره؟

چرا؟

می‌خواستم برم اونجا

!اونا تخریبش کردن و شما چیزی نگفتین

این کیه؟

مادر*** دیوونه‌ست, داداش لالان

بعد از اینکه به اون یارو شلیک کردیم

یه بستنی فروش تو راج گهات دید

هی میگفت, وایسید وایسید من بستنی میخوام

با بدبختی رسوندیمش اینجا داداش لالان

این کیه؟- ببین-

به همچین دیوونه‌های خارجی نیاز داریم

تا نقشه‌های بزرگی که کشیدیم رو عملی کنن

برو

برو دوتا باتری کنترل بگیر بیار

برو

*دبی*

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدی.ز - ویرایش: فاطمه

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

عـمـلـيـات ويــــژه

بله کارن؟

قربان, دکتر شارما منتظرتونه

اطلاعاتی راجع به ماشین به دست آوردین؟

قربان, از اون ماشین زیاد هست

اما خب تحقیقات ادامه داره

اونا دارن نقشه‌ی بزرگی میکشن کارن میتونم حسش کنم

جواب آزمایش آمادگی

مامورها کی آماده میشه؟

قربان تو این زمان کوتاه, مجبور شدیم

مافیای محلی و باندها رو برای این آزمایش فعال کنیم

دوربین‌های مداربسته هم ساماندهی شدن و در حال ردیابی هستن

از امشب شروع میکنیم

خیلی خب, باشه

هی, گوش کن

دو نفر رو بفرست جلوی خونه‌ی من

ساروج نفهمه- بله قربان-

الو, گوش کن

سریعا دو نفر رو بفرست جلوی در خونه‌ی آقای همت

همین الان

چطور این اتفاق افتاد؟

راهنمای ماشینم روشن بود دکتر شارما

یه نفر از پشت کوبید بهم

همون اتفاقی که دفعه‌ی پیش افتاد؟

دقیقا همونطور

انگشتم رو دنبال کن

توی کشو یه تیشرت دارم

الان میارمش قربان

شنیدم که در طول تحقیقات

تو نظریه‌ای داشتی که با بقیه متفاوت بود

اون 5 نفر طبق دستورات یک نفر ششمی کار میکردن

و به نظرم اون شخص ششم, یک فرد معمولی نبود

بلکه رهبرشون بود

همه چی خوبه؟ به چی فکر میکنی همت؟

شارما, این همون انگشتی که دفعه‌ی قبل بهم نشون دادی؟

خداحافظ

حتی اگه امروز جونش رو نجات میدادم ...داداش حافظ

داداش اسماعیل, کاری که شما کردین درست بود

انتخاب دیگه‌ای نبود

اما آقا حافظ میتونست یه کم رحم داشته باشه

نمیدونم امجد

داداش حافظ هم یه برادر کوچیک داشت

...اون هم- اون برادر ناتنی‌ـش بود-

داستانش رو شنیدم

بین برادر ناتنی اون و ابو از زمین تا آسمان فرق هست

ابو آدم بدی نبود داداش اسماعیل

من اصلا باورم نمیشه که اون کار اشتباهی کرده باشه

خودم جزئیات حساب و انتقال ها رو دیدم, امجد

توی چند روز گذشته با ابو صحبت کرده بودی؟

نه, خیلی وقت پیش دیدمش

من رو ببخش رفیق

نه داداش اسماعیل, درکت میکنم

مراقب خودت باش

...خب, کارن- قربان-

چه خبرا؟- قربان الان دیگه شروع میشه-

نفر اول کیه؟- بالا-

اون توی استانبول‌ـه

توی بازار بزرگ استانبول با یه دختر سر قراره

عالیه

مردم اینجا پدر من رو درآوردن

اونوقت, اون تو استانبول رفته سر قرار

قربان, پر از تنهایی‌ـه, شما شاید ندونید

من رو در جریان بذار- بله قربان-

ها, دارم راه میوفتم

باشه, بیا, این افسرهایی که .. بیرون خونه وایسادن رو

تو فرستادی؟

هی, ساروج, تو باید به نیروی پلیس ملحق شی

من هم خودم رو بازنشسته میکنم

اوضاع مرتبه؟- ...آره-

هیچی, امروز یه نفر زد به ماشینم

دوباره؟

همت, تو خوبی دیگه؟ ...منظورم اینه که, به تو

نه, همه چی خوبه مگه برای من هم اتفاقی میوفته؟

اینطور حرف نزن, خواهش میکنم

باشه, خداحافظ- خداحافظ-

*استانبول*

میدونی توی استانبول چند تا هندی هست؟

اما میدونم چه اتفاقی قراره بیوفته

چه اتفاقی؟

آدیتی رائو, دختر کمیسر عالی هند ...در ترکیه آقای بی.ان.رائو

با آمار و ارقام ثابت میکنه که چقدر باهوشه

...و من چقدر- آشپزی؟-

دقیقاً

توی استانبول 800 نفر هندی هست

اشتباهه, 799 تا هندی معمولی هست

و یه هندی بی‌نهایت زیبا

این مدل حرف زدن رو تو مدرسه آشپزی یاد گرفتی

یا دوره‌ی خاصی گذروندی؟

چرا انقدر خودت رو دست کم میگیری آدیتی؟

امروز یه چیزی رو راجع به خودت بهم میگی؟

همه چی رو بهت گفتم

پدر و مادرم رو تو تصادف از دست دادم

خواهر کوچیک مادرم من رو بزرگ کرد

بیشتر بچگیم رو تو آشپزخونه گذروندم

خاله‌ام تشویقم میکرد این کار رو بکنم

و الان برای روزی درآوردن, اینجا نشستم جلوی تو

اسم من "روزی" نیست من آدیتی‌ام

شوخی بدی بود

چرا حس میکنم داری دروغ میگی,بالا؟

منظورت چیه؟

هربار دقیقا همین حرفا رو میزنی

هر دفعه همون جواب همیشگی رو میدی

حتی یک کلمه هم اینور اونور نمیشه

خب, شک میکنم بهت

...آدیتی, تو داری- یه احساس هیجان کوچیکی هم دارم-

که شاید با یه مجرم رابطه برقرار کردم

که بعد از قرار بهم حمله میکنه

و من به هر طریقی شده خودم رو نجات میدم و فرار میکنم

بعدش راجع به این حادثه, یه کتاب مینویسم

که خیلی هم پرفروش میشه

بعدش از روی کتابم فیلم میسازن که اون هم پرفروش میشه

بعد کلی از مردم میان پیش من که اجازه تولید تولید فیلم بگیرن

تامیل, تلوگو, انگلیسی

زندگیم خیلی توپ میشه, مثل جی.کی.رولینگ (نویسنده ی کتاب‌های هری پاتر)

واو, چطور؟- نظرت چیه؟-

این چیزا چطور به ذهنت رسید؟- ممنون-

عذر میخوام......-بله آقا؟- میشه صورتحساب رو بهم بدین لطفا؟-

میشه یه چیزی بپرسم؟

هرچی دوست داری بپرس

تو از من خوشت میاد؟

خودت چی فکر میکنی؟

من دارم سوال میکنم

من از سمبوسه هم خوشم میاد آدیتی

...اما تو- لعنتی-

تو خیلی احساساتی هستی بابا

...حالا دیگه- سمبوسه-

میخوای امشب بریم کنسرت موسیقی جاز؟

یه نفر خیلی رمانتیک شده, نه؟

فکر کنم به خاطر با تو بودن باشه

اما من ساعت 7:30 کلاس دارم

خب میتونیم ساعت 9 بریم, نه؟

ساعت 8 بیا دنبالم- باشه میام, خوبه-

آره- آره-

بالا

بالا

...بالا من اسپری فلفل دارم

...آدیتی- همینجا بود-

لازم نیست آدیتی به حرف من گوش کن

فقط گوش کن

ازت میخوام که بری وایسی اونجا, باشه؟

فرار نکنم؟- نه-

عجب زمانبندی‌ای

اسم پسره سهیل‌ـه تو ساوتکس زندگی میکنه

چی کار کنیم؟- دکتر چی گفت؟-

دکتر گفت...اتفاقی نیوفتاده تو چی میگی؟

...یه نفر از پشت زد بهم

...اون این؟ این چیزی نیست بابا, فقط برای

...دهلی خیلی آلوده‌ست, پس

چی شده ساروج؟ بیخیال بابا

باشه, گوش کن, به جون تو قسم

اگه یه بار دیگه ببینمش از طرف تو یه گلوله میزنم بهش

قول میدم

این عاشقانه ترین حرفی بود که بعد از این همه سال بهم گفتی

چی میگی بابا؟

باشه

سلام آقا

هی

روزی که ببینمت, ولت نمی‌کنم

داداش, من داشتم از دستورات پیروی می‌کردم

بگو, آماده‌ام

*کارن:بالا و آویناش آماده‌ان*

همه چی مرتبه؟- آره, همه چی مرتبه-

:کامل‌ترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org

صبح بخیر آقا

حالت چطوره آقای چادا؟- خوبم, ممنون-

شما چطورین؟- یه کم سردرد دارم-

حالا که شما اومدین, خوب میشم

البته

چه خبر از این روزها؟- همون چیزهای همیشگی خانم-

این روزها یه سری تحقیقات داری انجام میدی, درسته؟

بله خانم- راجع به همت سینگ؟-

بله

اسم من هم مطرح شد؟

نه خانم- مطرح میشه-

و آقای چادا, وقتی اسم من مطرح شد

باید کاری کنی که آسیبی به من نرسه

ببینید خانم, شما سردرد دارید و من باید خوبش کنم

پس باید همه چی رو بدونم

چیز خاصی نیست آقای چادا

پسر من و دوست هاش, در سال 2011

یک معامله‌ی کوچیک تو زمینه‌ی تکنولوژِی کردن

که به خاطر اون, یه شرکت برون مرزی مقدار ناچیزی حق کمیسیون, به صورت محرمانه بهشون داد

تقریبا 250 کرور

نمیدونم همت سینگ اون موقع تو روسیه چیکار میکرد

...اما تمام اطلاعات به همراه جزئیات

کمیسیون رو به دست آورده بود

همت سینگ نمی‌تونست توی این موضوعات دخالت کنه

...پس همه‌ی گزارشات رو برای سازمان اطلاعات و

دفتر مرکزی تحقیقات ارسال کرد

بعد از اون, مامورهای داخلی‌مون تحقیقات سفت و سختی رو شروع کردن

و وقتی نتونستن چیزی پیدا کنن پرونده رو بستن

آقای چودری سرپرست تحقیقات بود

آقای چادا, شما که میدونید, تو سیاست مردم و رسانه ها

چطور راجع به این نوع کارها شایعه پراکنی میکنن

و در منظر عموم قرار میدن

بله خانم, واقعا ناعادلانه ست

...رسانه ها واقعا در مقابل شماها نامردی میکنن

اون کمیسیون قانونی بود آقای چادا

اون شرکت هم مجاز و قانونی بود- نه, البته-

شماها کار اشتباهی نکردین

...اما به نظر من بهتر بود از پسرتون می‌خواستین

که به صورت موقت از سِمتش در هیئت مدیره کناره گیری میکرد

بعدش چیکار کنیم؟

جلسه داره شروع میشه

نگران نباشید خانم من بررسی میکنم

یه کاری می‌کنیم

این همت سینگ چطور آدمیه؟

به محض اینکه خودم فهمیدم, بهتون میگم

اون, دفعه‌ی قبل هم اذیتم کرد آقای چادا

بله خانم, بعضی از آدم ها به این کار عادت دارن

*جایی در پاکستان*

بله کارن؟

قربان, آنلاین بشید- باشه-

هشت نوامبر 2016

نخست وزیر مودی, از طریق تلویزیون موضوع مهمی رو اعلام کردن

با اعلام تنزل ارزش پول کشور همه رو شوکه کرد

درسته؟- درسته قربان-

هزینه‌های تو اینجا ذکر شده

شونزده نوامبر 2016 یک کرور

بله قربان

فقط 8 روز بعد از تنزل قیمت ارز

توی کشور به خاطر اسکناس‌های 100 روپیه‌ای آشوب شده بود

و دقیقا در همون روزها شما 1 کرور هزینه کردین

و اون هم با اسکناس‌های جدید؟

قربان, حتما برای شما هم گاهی از این اتفاق ها افتاده

که می‌خواستین یه کاری انجام بدین اما یه اتفاق دیگه افتاده؟

برای من که همیشه این اتفاق میوفته

کاری که میخوام بکنم هرگز اتفاق نمیوفته

قربان

تو سال 2016 وضعیت جالبی داشتیم

فاروغ تو دبی بود و داشت با اسماعیل کار میکرد

و خیلی به حافظ نزدیک شده بود

اما دستش بهش نمی‌رسید

حافظ همیشه یک قدم ازش دورتر بود

و به خاطر همین, ایخلاق دو قدم ازش دور بود

پس تو این سناریو در 8 نوامبر 2016

تنزل ارزش ارز تو هند اتفاق افتاد

...و اونجا, تو دبی

تلفن فاروغ به صدا دراومد

*2016*

بله داداش اسماعیل؟- امجد, فقط با آره یا نه, جواب بده-

شبکه حواله‌ی پول تو, تو هند می تونه فوراً

تبادل بزرگی رو انجام بده؟

آره

صد درصد, چرا؟ چیزی شده؟

توی هند تنزل ارزش ارز اعلام شده

تنزل ارزش ارز؟ یعنی چی؟

یک ساعت دیگه تو الوبیرا جتی بیا به دیدنم

الان چی؟ نمیدونم-

...اسکناس‌های 500 روپیه‌ای

با استفاده از اسکناس‌های قدیمی

...از امروز ظهر

معامله‌ای انجام نمیشه

اوه, لعنتی

همه چی به هم ریخت

بله, بله, حتما

تا حالا نا امیدتون کردم؟

نگران نباشید آقای چوکسکی

آقای چوکسکی, من خودم شخصا بررسی میکنم

و باهاتون تماس میگیرم- بله-

بله- باشه-

شما نگران نباشید- بله ممنون-

روزتون بخیر- بله-

تو هند چه خبره؟

سلام- سلام-

داداش اسماعیل, کجا داریم میریم؟- میریم پیش داداش حافظ-

میخواد یه مقدار پول بفرسته به کشمیر اسکناس جدید

سریعا باید یه مقدار پول حواله کنه

از من پرسید, من هم اسم تو رو آوردم

انجام میشه دیگه, نه؟

داداش اسماعیل, چون شما ازم خواستین پس حتما انجام میشه

آفرین, همیشه میگفتی که ...داداش اسماعیل, یک بار

..من رو ببر پیش داداش حافظ برای کار

بیا, اون روز از راه رسید

همه چی آماده‌ست؟- بله قربان-

...و همینطور شد قربان

هدف تنزل ارزش ارز یه چیزی بود

اما یه چیز دیگه اتفاق افتاد

سلام

امجد, تو اینجا وایسا- بله-

بله فاروغ؟

سلام داداش میرچی یه حواله هست برای دره

اسکناس جدید میخوایم

آدم‌های مهمی هستن برام و من هم بهشون قول دادم

حافظ میخواد؟- البته داداش میرچی-

به خاطر همین باهاتون تماس گرفتم

چقدر؟

یک کرور- چی؟-

یک کرور و چی؟

صبح 4 ساعت تو صف وایسادم تا 2500 روپیه بگیرم

ممنون داداش میرچی می‌دونستم که دست رد به سینم نمی‌زنید

جزئیات و مکان رو براتون می‌فرستم

هی, فاروغ, فاروغ, گوش کن

انجام میشه- عالیه-

امجد...آقای حافظ خیلی تحت تاثیرت قرار گرفته

داداش اسماعیل الان میتونم آقا حافظ رو ببینم؟

امروز نه, چه عجله‌ایه؟

یه روز دیگه میتونی ببینیش

تو دیگه برو

من کارم یه مقدار طول میکشه- ...داداش اسماعیل-

...یعنی تو, یک کرور اسکناس جدید رو توی کشمیر

برای تروریسم هزینه کردی

تا فاروغ بتونه حافظ رو ببینه؟

بله قربان

اما نتونست ببینتش؟- نه قربان-

تا امروز فاروغ علی موفق

به دیدن حافظ شده؟

نه قربان, اما امیدارم به خاطر ... سرمایه گذاری اون روز

به زودی اون دو نفر با هم روبه‌رو میشن

یه مقدار ورودی هم داریم

هشتاد و پنج لاک

...ما یک کرور حواله کردیم قربان

بعد اون پول رو رصد کردیم

...شش هفته بعد, ارتش هند و پلیس کشمیر و جامو

در یک عملیات مشترک, 85 لاک ارز جدید رو بازیابی کردن

اون هم از 4 منطقه‌ی مختلف

این همون پول‌ـه

هفته‌ی پیش 7 لاک دریافت کردین

اون چی بود همت؟

اون یه عملیات کوچیک بود قربان

امروز مجبور شدیم تو راولپندی یه انفجار راه بندازیم

بیست دقیقه‌ی پیش انجام شد

خوب بود تلفات غیرنظامی نداشتیم

اما چرا توی راولپندی انفجار انجام دادین؟

قربان, تلویزیون رو روشن کنید شاید خبر فوری‌ای باشه

باید نگاه‌ش کنیم

ماتور, خبر فوری ایشون رو روشن کن

...امروز صبح, حملات مرگباری به دفتر سازمان ملل

در راولپندی انجام شد

..سازمان ملل متحد درخواست حذف نام

..نور بخش، رئیس جماعت التحریک

از لیست تروریست ها را نپذیرفت

...مغز متفکر حملات سال 2008 در بمبئی

...درخواست کرده بود که اسمش از لیست

تروریست ها حذف شود

این تصمیم در زمانی گرفته شد که 1276 ..عضو کمیته ی سازمان ملل

درخواست جدیدی مبنی بر محدود کردن مسعود آذر

رئیس گروه جیش محمد, دریافت کردند

نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد

نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد

*مریدکه،پاکستان*

نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد

نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد

نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد

نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد

نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد

نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد

نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد

نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد

نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد

نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد

نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد

:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial

نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد

نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد

نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد

نور بخش...زنده باد نور بخش...زنده باد

سلام علیکم آقای نور- علیکم السلام-

وجاحت- قربان-

چند بار بهت گفتم این صندلی‌ها رو تعمیر کن؟

متوجه نمیشی؟

همین الان ببر تعمیرشون کن

:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: مهدی.ز - ویرایش: فاطمه

عذر میخوام آقای نور

شماها باید خجالت بکشید

انگار سازمان اطلاعات پاکستان قسم خورده

که ما رو اذیت کنه

بیدار شید, بیدار شید

کشمیر رو از دست میدیم

به هندوستان نشون بدین که چقدر شجاع هستین

قربان, افراد شما باعث ایجاد انفجاری

تو راولپندی شدن- غلطه-

اعضای گروه جماعت باعث هیچ انفجاری تو راولپیندی نشدن

ما اون انفجار رو انجام دادیم قربان

بعد از ابطال ماده 370 تو کشمیر

گروه جماعت, به شدت فعال شدن

پس ما هم انفجار رو انجام دادیم و گروه جماعت رو به عنوان مقصران انفجار معرفی کردیم

نتیجه این که, تمام سرمایه ی گروه جماعت حساب‌های بانکیشون و حتی دارایی هاشون

به حالت تعلیق در اومد

اسلام آباد نمیخواد که خودش رو درگیر این وضعیت آشفته بکنه

حداقل نمیخواد مستقیما حمایت خودش رو اعلام کنه

با حافظ تماس بگیر

من به حمایت کسی نیاز ندارم

به اسلام آباد بگید که جماعت محتاج لطف کسی نیست

ما کشمیر رو به دست میاریم

اگه هند میتونه جلومون رو بگیره, بذارید بگیره

"نور بخش...زنده باد" "نور بخش...زنده باد"

"نور بخش...زنده باد" "نور بخش...زنده باد"

"نور بخش...زنده باد" "نور بخش...زنده باد"

سلام الیکم آقای نور- علیکم السلام حافظ-

میخوام با ایخلاق صحبت کنم

آقای ایخلاق الان باید رو کشتی باشه

بفرمایید آقای نور, من پیامتون رو میرسونم

میدونی چه اتفاقی برای جماعت افتاده؟

بله

پس کارمون و نقشه‌مون چی میشه؟

الان باید به خاطر کار خدا جلوی مردم گریه و التماس کنیم؟

آقای نور, اصلا نیازی نیست همچین کاری بکنید

مطمئن باشید, همه چی درست میشه

من به زوری با آقای ایخلاق صحبت میکنم

خداحافظ- خدا حافظ آقای نور-

..قصد ما از انفجار راولپندی این بود که

ایجاد وضعیت ترس و وحشت بود

رهبران جماعت, الان حافظ و ایخلاق رو تحت فشار میذارن

تا کاری بکنن

حافظ نمیتونه به تنهایی کاری انجام بده

پس, از ایخلاق خان طلب کمک میکنه

...برای کمک کردن به نور بخش و جماعت

ایخلاق خان باید از مخفیگاه‌ش بیاد بیرون

...ما فقط دنبال این موقعیتیم قربان

پس, دلیل این کار, پیدا کردن ایخلاق

یعنی مظنون شما در حملات 2001 به پارلمان هست

بله قربان

الان فاروغ تو موقعیت خیلی خوبیه

راه‌ش کاملا باز شده

...اسماعیل اون رو میبره پیش حافظ

و حافظ اون رو پیش ایخلاق میبره

:کامل‌ترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org

*ابوحسن*

الو

سلام علیکم داداش امجد

ابو حسن هستم, از بهشت تماس میگیرم

همه چی مرتبه؟

آفرین, کارت خیلی خوب بود خوشم اومد

اما من گوشیم رو اونجا جا گذاشتم

First Edited - Farsi Version 18.03.2020 - By BollyCine Copyright© Bollycine.Org

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.