Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ارائه اي ديگر از TvShow.ir
«بر اساس اتفاقاتِ واقعي»
JAC013 - Oceanic 6 «عليرضا و مرتـضی»
.بازم مرسي
شانس آورديم نزديکِ انبار هستيم ها؟
.آره البته زياد هم نزديک نيستيم
.يه ذره رانندگي بايد کرد
.تا يکشنبه ديگه گوشتِ خوک ندارم
...تُرشي، من
باشه، خيلي خب گمونم بايد .تا اونموقع بهينه مصرف کنيم
آره خب اميدوارم که .سالاد کلم به اندازه کافي داشته باشيد
مدير منطقه اي تون کيه؟
."گيلمور" - ."گيلمور" -
.آره، آره، آره نظرِ اون چي بودش؟
خُب اول ميخواستم اين وضعيت .رو سر و سامون بدم
اي خدا، مدير منطقه اي تون از ماجرا خبر نداره؟
بيخيال. مگه روبرو شدن با اين مسايل چقدر سخته؟
.از اين لحن حرف زدنت خوشم نمياد
آره، خب يه چيزي رو ميدوني؟
خب منم خوشم نمياد که گذاشتي .هزار و پانصد دلار ماده غذايي فاسد بشه
اين وظيفه توئه که اين اوضاع بيريخت رو مديريت .و راست و ريست کني
خب اصلاً با بچه هات چطوري برخورد ميکني؟
چونکه بچۀ من...امشب ...يه بازی بزرگ دارن
و من 80 کيلومتر دور تر ...دارم با يه زن سر و کله ميزنم
.خُب از اين بابت شرمنده ام
زني که فکر ميکنه بدونِ گوشتِ خوک !ميتونه اوضاع رو رديف کنه
خيلي خب. براي همه کمک هات .واقعا ممنون و متشکر هستم
دارم بهت ميگم بدونِ گوشتِ خوک .دهنت سرويسه
.گوش کن .گوش کن ببين چي ميگم
!قربان
...قربان
هي خانوم برخلافِ قوانينه که .نزديکِ ساختمون پارک کنيد
بايد جاي پارک رو براي .مُشتري ها بزاري
.وايسا اگه به "ساندرا" نگفتم
. صبر کنم
.هميشه گَند بالا مياري
.خفه شو
.ممنون که به ما ملحق شديد
احتمالا بعضي هاتون ...قبلا از ماجرا خبردار شديد
اما امشب بايد نهايتِ .تلاشمون رو بکنيم
.امروز صبح قشنگ غافلگير شدم
ظاهرا يه نفر يادش رفته .در فريزر رو کامل ببنده
خب مي دونم که بيشتر شما ها ...ديشب اينجا کار نمي کرديد
اما کاملاً مشخصه که اين .موضوع اصلاً قابل قبول نيست
.ما هزار و 430 دلار آذوقه رو از دست داديم
خوشبختانه تونستيم در آخرين لحظات ...محموله اي رو از انبار انتقال بديم اينجا
.اما بطور قطع گوشتِ خوک و تُرشي کم مياريم
!چي؟
...خب جمعه شبها هميشه شلوغ بوده
و "آرون" هم بخاطر مساله اي که پيش اومده .اينجا نيست
اما امشب بايد طبقِ .روالِ هميشه کارا رو انجام بديم
احتمال داره فردي که براي کنترل کيفيتِ .غذا مياد بيادش
نماينده کنترل کيفيت ...پس غذاي من بچه ها
در سِرو کردنِ غذا .بسيار مراقب باشيد
خيلي خب؟ ...نه تنها بايد سفارشها رو درست يادداشت کنيد
.بلکه سفارشها رو هم صحيح درست کنيد
و براي هر ساندويچ هم دو تيکه .گوشت بزاريد
بايد خوب سهميه بندي کنيم خيلي خب؟
...و افرادي که پُشت دخل وايميسن
بايد سرِ وقت سفارشها ...رو تحويل بديد
واسه همين قشنگ مطمئن .بشيد که لباسهاتون مرتبه
...و ميدونم که مُشتري سرتون ميريزه
...اما اگه مُشتري نداشتيد
.ازتون ميخوام خوب تميز، تميز، تميز کاري کنيد
که شاملِ تو هم ميشه، باشه؟
...همتون ميدونين جمعه شب ها چطوري ميشه
.پس بريم سرِ کارمون
.مرسي بچه ها
.ممنون
.بيا. بزار تو بخشِ خودت
.فکر ميکنه درِ فريزر رو من باز گذاشتم
.نه. فکر ميکنه کارِ "کوين"ـه
کوين" از اينکارا ميکنه، نه؟"
کاملا درسته. اما فکر ميکني اونو اخراج بکنه؟
.نميدونم والا
خب ميخوام به اينکه .کارِ من بوده ديگه فکر نکنه
اما الان نبايد از کار بيکار بشم ميدوني؟
.کاملا مطمئنم که اخراج نميشي. آره
اين روکشِ جديد تلفنِ همراهته؟
.آره. تصميم گرفتم بزنم تو کار رنگِ صورتي
.باحاله .خوشم مياد
.البته اون قديميِ رو هم دوست داشتم
.آره ميدونم اما تزيينات و ايناش داشتش ميوفتاد
با "جان" حرف زدي؟
.نه، با يه مَردِ جديد به اسم "بن" آشنا شدم
البته اولش محض سرگرمي بود .اما الان نميتونم تصميم بگيرم چيکار کنم
.يه جورايي واقعا ديوونه ـس
.نميدونم چطوري مَرد ها رو تحمل ميکني دختر
آره من خوبم بسختي .با نامزدم سر ميکنم
چي؟ اون پيشنهاد دادش؟
نه اما اون به بابام زنگ زد .و ميدونم که اين اتفاق ميوفته
!اين عاليه
.آره، مرسي
!ايول .معرکه اس
."تبريک ميگم "ساندرا
.خيلي خوبه
!خيلي باحاله - .ممنون -
.واقعا معرکه ـس
...واي خدا، اين يکي اما يه جورايي
انگار همزمان با سه نفره، ميدوني؟
يکي از اونا هميشه اسمش "آلونزو" يا .ونديتو"ـي چيزيه"
.نه، اسمش "مارکو" بودش
.اصلا اين يارو رو نميشناسم
...هميشه عکسهايي بدونِ لباس واسم ميفرسته
و بهم ميگه در ازاش منم عکس بدونِ لباس بفرستم
.اما واقعا عضله هاي خوبي داره
از بقيه دم و دستگاه بدنش هم عکس فرستاده؟
.هنوز که نفرستاده
...اما گمونم اگه منم عکس بفرستم
.اونم اينکارو ميکنه
.عجب...ديوونه بازيه
.من فقط يه کمي واسه اينکارا پير شدم
.گمونم اينجور کارا ديگه از ما گذشته
...هي، از طرفِ خودت حرف بزن
دوست پسرِ من، سکس پيامکي ميکنه .بعضي وقتا باهام
!"ساندرا"
.آره
ما...هميشه تو رابطه ـمون .هيجان رو حفظ ميکنيم
ميدونه چيکار کنه که .منو سرِ ذوق بياره
.خداي من
کي آخه اسمش رو ميزاره سکسِ پيامکي؟
.نشونم بده .نشونم بده
.خيلي خوشکله
واقعا خوشکله نه؟
انگار عکسش فتوشاپ شده، نه؟
داري ميري "هارولد"؟
.بله خانوم
کارِ مربوط به تحويلِ غذا ها در ماشينِ مشتري ها رو تموم کردي؟
.يه قطعه سفارش دادم واسش .احتمالا فردا دستمون ميرسه
...خيلي خب
امروز عصر رو به بوته هاي پُشتِ .تانکرِ روغن اختصاص دادم
.خوبه. ممنون
غذاي نوبتِ کاريت رو خوردي؟
.نه خانوم
.خوردنش رو به تاخير ميندازم
.احتمالاً بعدا دوباره اينجا سر بزنم
واسه اينکه بيام اين مُدل جديدِ .ميلک شيک" ها رو بخورم"
.آره بفرما .بايد امتحان کني
.مُدل "فراست بلندر" واقعاً خوبه
.تافي" هم خوبه"
من زياد اهل خوردنِ بستني و اين چيزا نيستم .اما اون واقعاً خوب بود
.کلي حق انتخاب داري
.سلام - .سلام -
يه چي؟
.من غذاي ويژه با مخلفات رو ميخوام
.تُرشي نداريم
تُرشي نداريد؟
.نه
سالاد کلم داريد؟
.آره
ميتونم باهاش سالاد کلم بخورم؟
.خيلي خب
پيش بندِ "جوليو" رو ديدي؟
جانِ من انگار افتاده بود !توي ماهي تابه
آره خب کي ميخواد .باهاش حرف بزنه؟ من که نميرم
واسش يه پيش بند ديگه ببر .عوضش کنه محض رضاي خدا
نه جدي ميگم .من نميرم
دلم نميخواد دوباره با .اون بچه حرف بزنم
وقتي سرمون يه کمي خلوت شد .ميخوام يه کمي هواي من رو داشته باشي
بايد به "گيلمور" زنگ بزنم .و درباره ماجراي فريزر بگم
به "رابي" زنگ نزدي؟
فکر کردم بهتره اول .اوضاع رو راست و ريست کنم
..."ساندرا"
.ميدونم چي ميگي
.نميدونم داشتم به چي فکر ميکردم
.نميدونم والا
"سلام "ون .سرمون خيلي شلوغه
سلام عزيزم اوضاع چطوره؟
.گفتم که سرمون خيلي شلوغه چه خبرا؟
خب ميدونم که يه مدتي ...بايد اونجا بموني
و ميخواستم درباره کاري که ميخوام بکنم .باهات حرف بزنم که مشکلي نداشته باشه از نظرت
جيم" يکي از بچه هاي سرِ کار" ...ميخواست بهش سر بزنم
و يه ابجويي باهاش بخورم .و به ايوانِ جديد خونه ـش نگاهي بندازم
کلِ شب رو؟
نه، نه، فقط چند تا آبجو ميخورم .تا وقتي که کارِ تو تموم بشه
باشه عزيزم. لازم نيست واسه گشتن .با دوستات از من اجازه بگيري
.ميدونم .فقط ميخواستم ببينم چطوري
.خيلي خب. بايد برم
.بدجوري سرمون شلوغه
فقط خيلي مست نکن باشه؟
.نگران نباش - .خيلي خب -
.باشه خدافظ - .خدافظ -
.خدايا
"اه فک ميکردم که دستگاه "فراست بلندر .با ناخنهام کاري نداره
به جونِ خودم اصلاً دوست نداشتم .الان اينجا باشم
.ميدونم. ميخوام ساعتِ کارم عادي بشه
مثه دوشنبه تا پنجشنبه و شنبه .درست مثه قديم
...ميدونم، نه؟ اونا ساعت رو عوض کردن
اصلاً نميشه اينطوري برنامه ريزي کرد نه؟
...اگه ساعتِ کاري رو عادي نکنن
وقتي دارم کار ميکنم ...بعدش فرداش دير از خواب بيدار ميشم
.و اونموقع کلِ روز کاري از دستم برنمياد
ميدوني فقط ميتونم بشينم تلويزيون نگاه کنم .و کلِ روزِ تعطيلم به فنا ميره
اُه! خب الان که اينو گفتي .دقيقاً متوجه منظورت شدم
.متوجه شدم
.منم هميشه دير از خواب بيدار ميشم
.هميشه روز تعطيلم رو به گَند ميکشن
.بايد اين اوضاع رو درست کنن
مراقبِ حرف زدنت باش، خيلي خب؟
.کاني" جاي نمک و فلفل ها رو نگاه کن" .ببين چقدر کثيفه
نميخوايم وقتي مامور کنترل کيفيت مياد اين شکلي باشه، نه؟
.کوين" از پشت پيش خوان بيا پايين"
.مگه بهت نگفته بودم سس ها رو پُر کني
...نه ميدونم. من
.برو از فريزر يه کم سس بيار - ..."بکي" -
.از دستت عصباني ميشما
بکي" درباره تميز کاري و تميز کاري بهت چي گفتم؟"
!"ساندرا" .يکي تلفن زده
.يه پليسه
."الو "رستوران ساوث اِند
.بله سرکار "دانيلز" از اداره پليس هستم
شما مدير اونجاييد؟
.بله. من مديرِ اينجام
اسمِ شريفتون چيه خانوم؟
.من "ساندرا فِرام" هستم
.ساندرا" خيلي خب و تو مدير اونجايي. خوبه"
"خب مديرِ منطقه اي "رابرت گيلمور ...روي پشتِ اون يکي خط دارم
.و بهم گفتند که مستقيماً با خودتون تماس بگيرم
.صحيح. پس مساله فريزره
فريزر؟
.نه خانوم . در رابطه با دزدي تماس گرفتم
بنظر مياد يکي از کارکنانِ شما از .کيفِ پول مشتري دزدي کرده
ببخشيد؟
...يه خانوم جوانِ 19 ساله اي
.که پشتِ صندوق کار ميکنه
موي بور؟
بکي"؟"
.بکي". آره ما اينجا اسمش رو بعنوان "ربکا" داريم" ."درسته "بکي
در فروشگاه "ساوث اِند"؟
.بله درسته خانوم - ...اين اتفاق -
يه مشتري اينجاست که ادعا ميکنه .اون خانوم دزدي کرده
.آه. خيلي خب
خب اين اتفاق امروز افتاده؟
.درسته خانوم
واحد هاي پليس سرقت بزودي .ميرسن اونجا
ما ايشون رو بخشي از ...تحقيقاتي بزرگتر ميدونيم
اما آقاي "گيلمور" گفتند که ميتونم .در اين مساله روي شما حساب کنم
.خب البته
تحقيقاتِ بزرگتر چيه؟ ميتونم بپرسم در چه مورديه؟
در اين لحظه نميتونم .اطلاعاتي در اينباره بدم خانوم
نه معذرت ميخوام. البته - ...ميتونم بهتون بگم -
با کمک به من و واحدم .لطفِ بزرگي داريد ميکنيد
!ما اصلا گوشتي نداريم
.بري" برگرد سرِ کارت"
"ازت ميخوام بري جاي "بکي .رو اون جلو بگيري
براي پرسيدنِ يه سري سوال .بايد بيارمش اينجا
پليس؟ - .يه چيزي دزديده -
.بيشتر از اين فعلا چيزي نميتونم بگم
.خيلي خب بفرماييد
.بکي" باهام بيا"
.مارتي" جات اينجا کار ميکنه"
هي ماجرا چيه؟ - .نگران نباش -
.سلام به رستوران "چيک ويچ" خوش آمديد چي ميل داريد؟
سفارشتون چيه؟ - شماره يک رو ميتونين واسم بيارين؟ -
...بکي" پليس بهم زنگ زده بود"
.و ميگفت از يه مشتري دزدي کردي - چي؟ -
.مي گفتند از کيفِ پول يه زن چيزي دزديدي
.من اصلاً هيچي ندزديدم
.صبر کن
الو سرکار؟
قسم ميخورم هيچي ندزديدم خيلي خب؟
.يه لحظه صبر کن .دندون رو جيگر بزار
بکي" پيشته؟" - الو؟ -
.بله اينجاست - چي ميگه؟ -
.ميگه که چيزي ندزديده
.گوشي رو بده بهش خواهشا
.يه لحظه
.ميخواد باهات حرف بزنه
.الو
.بکي" افسر "دانيلز" هستم"
ميخوام جوابِ چند سوال رو بهم بدي باشه؟
.خيلي خب. مساله اي نيست .بفرماييد
خيلي خب. يه خانومي اينجاست .که ادعا ميکنه از کيفش پول دزديدي
...همچنين يکي از ناظرينِ من هم هست
.من هيچي ندزديدم قربان
خيلي خب. صبر کن. يکي از ناظرينِ من .هم هست که ادعاي اين خانوم رو تاييد ميکنه
ميخواي واسم قضيه رو روشن کني؟
.قسم ميخورم من چيزي ندزديدم .من اصلاً همچين کاري نميکنم
.اصلاً با عقل جور درنمياد .من متاسفم
.اما اصلاً با عقل جور در نمياد
درسته. يه خانومي اينجاست ...که در يک ساعتِ گذشته غذا به شما سفارش داده بوده
.ميگه اينکارو کرديد
.دقيقاً چهره شما رو توصيف کردش
قربان من شرمنده ام ... اما نميدونم بهتون چي بگم
.اما من اصلاً از اينجور کارها نميکنم
واحدِ نظارتي من اشاره ميکنه .که شما کلي خلاف کرديد
خيلي خب. نميدونم اينجا چه خبره .من واقعاً فقط سرِ کار بودم
.داشتم...سعي ميکردم - .خانوم، خانوم -
.که کارم رو انجام بدم و نميدونم - .خانوم -
يه لطفي بهم بکن و آروم باش خيلي خب؟
.ته و توي اين ماجرا رو در ميارم - ...فک کنم شايد -
...پولِ خُرد به طرف کمتر داده باشم اما
.اِه ممکنه همين باشه
عزيزم ميتوني دوباره گوشي رو به "ساندرا" بدي؟
.خيلي خب
.الو - .واقعاً متاسفم -
.ساندرا" ازت ميخوام اينکارو انجام بدي"
ازت ميخوام اين لطف رو بهم بکني .و وسايل شخصي و جيب هاش رو بگردي
...اِه اگه يه تلفن پيدا کردي
.فعلاً دستِ خودت نگهش دار
.خيلي خب
.ازم ميخواد جيب هات رو بگردم
چرا بهم نشون نميدي .تو جيبهات چيا هست
.باشه
.هيچي نيست ... فقط تلفنم و
.بايد اون تلفنِ همراه رو تحويلم بدي
.باشه - .البته فعلا -
.حالا جيبهای جلوييت
.اونا که جيب نيستن
واسه اينکه خيلي لُخت ميشه .اين جيبها رو ميدوزن
.اصلاً باز نميشن .هيچي توشون نيست
.لباسهاي کار معمولِ ما نيست
آره ميدونم. شرمنده .اما لباسهاي کار کثيف شده بود
سرکار جيبهاش رو بررسي کردم ...و هيچي داخلشون نيست
.و البته تلفنِ همراهش رو گرفتم
.باشه خوبه اِه کيفِ پول داره؟
کيف داري؟ کيف پول داري؟
.هنوز کيفم رو دارم
.اِم اينجا توي دفتر نيست
...احتمالاً توي رختکنِ کارمندها باشه
.که اون طرف رستورانه
...رختکنِ کارمندها. اون .يه اتاقِ ديگه اس. باشه
تلفنت بي سيمه "ساندرا"؟
ميتوني باهام حرف بزني؟
.نه، سيگنالِ تلفن تا بيرون نميرسه
.ممکنه تلفن قطع بشه. شرمنده
.خيلي خب - .باشه -
.بفرما - .ميزارم پشتِ خط -
.باشه
کيفم رو ميخواد؟
.يالا. بايد کيفت رو هم بررسي کنم
ساندرا" از وقتيکه جلسه کارکنان" .رو گذاشتي من اصلاً دست به کيفم نزدم
.بريم قالِ قضيه رو بکَنيم
.بريم قالِ قضيه رو بکَنيم
.من هيچي برنداشتم. قسم ميخورم .تو که منو ميشناسي
.تو کلِ زندگيم چيزي ندزديدم
...کاشف به عمل اومده که دزديدي
.و تو رو بايد درجا اخراج کنم
."خواهش ميکنم "ساندرا
.خيلي خب - !نه -
.بيا قالِ قضيه رو بکَنيم
کيفت کدومه؟
مساله فريزره؟
چونکه من هيچ ارتباطي ...به اون قضيه نداشتم
اما اگر هم داشتم واقعاً شرمنده ام باشه؟
متاسفم عزيزم .اما اين قضيه رو بايد جدي بگيريم
نه، مساله فريزر نيست .پاي پليس وسطه
اين زيپِ جايي رو باز ميکنه؟ - .آره -
خودت ميدوني که کارمندي که .از مشتري دزدي کنه بدرد نميخوره
.اما داشتم کار ميکردم. خودت منو ديدي .همونجا وايساده بودم
خيلي خب. پس چرا يه مامور پليس بايد بهم زنگ بزنه ...و دقيقاً چهره تو رو توصيف کنه
و اسمت رو بگه و اظهار کنه که از مشتري دزدي کردي؟
من بايد با اين قضيه چيکار کنم آخه؟
...نميدونم. فقط
.الان بايد اين کيف رو با خودم ببرم
.يالا
اوضاع رديفه "ساندرا"؟
.هنوز داريم قضيه رو رفع و رجوع ميکنيم
الو سرکار؟ الو؟
بله. چه خبرا؟
.در کيف و جيبهاش هيچي پيدا نکردم
.ميترسيدم همچين اتفاقي بيوفته
خيلي خب. الان بيشتر .به کمکت احتياج دارم
.ازت ميخوام اونو اونجا نگه داري
.من و واحدِ عملياتيم بزودي ميرسيم اونجا
تا اونموقع ميتونم بعنوانِ هميارِ پليس روت حساب کنم؟
.اِم، بله البته
.هر کمکي از دستم برمياد در خدمتم
.اينجا توي رستوران دختر خوبي بوده
درباره اين مساله مطمئنيد؟
در اينباره مطمئنيم؟
.اينجا يه قرباني بهم مراجعه کرده چرا، فکر ميکني اون بيگناهه؟
حرفم اينه که قبلاً اصلا .باهاش به مشکل برنخورده بوديم
...درسته اما يعني اصلاً با عقل جور درنمياد
...که شايد اون کارِ اشتباهي رو داشته انجام ميداده
...و اينکه نميخواسته شماها خبردار بشيد
نميدونم...از شما مخفيش ميکرده؟
.آره گمونم
.صحيح
.باشه
...خب ببين متوجه يه کم
."دو دلي تو صدات ميشم "ساندرا
...نه نه، من ميدوني - اشکالي نداره ميدوني؟ -
...فقط ميخوام کارِ درست رو بکنم
.آره. خوبه - .باشه -
.ببين "ساندرا" من افسر پليس هستم
.مسئوليتِ اين مسايل با منه
.بله
...ميخوام بعنوان يه پليس
...که مسئولِ اين پرونده ـس
من بايد تمامِ مسئوليتهاي ...اين قضيه رو بپذيرم
و واقعاً در اين رابطه هم بسيار جدي هستم. خيلي خب؟ - .بله بله. درسته -
"و پشتِ اون يکي خط "رابرت گيلمور .مدير منطقه اي رو دارم
.درسته - .همين الان بايد وارد عمل بشيم -
.باشه - ...مسئوليتِ تو -
.اينه که اين عمل رو ساده تر بکني ...واسه همين
ميدوني. اين وطيفه توئه متوجه شدي؟
،بله بله .فهميدم
و هر کاري که لازم داشته باشي .انجام ميدم
خيلي خب. ميشه گوشي رو بدي دستِ "بکي"؟
.البته
.ميخواد با تو حرف بزنه
.الو سرکار
خيلي خب ازت ميخوام باهام رو راست باشي .و کل ماجرا رو واسم توضيح بدي
.واقعاً نميدونم چه اتفاقي افتاده .اصلاً نميدونم چه خبره
.داشتم کار ميکردم .رو راست بودم. داشتم کار ميکردم
از هر کسي که اونجا باهام داشت .کار ميکرد ميتوني بپرسي
.يه لطفي بهم بکن و آروم باش - ... من -
فقط آروم باش و .قضيه رو واسم تعريف کن
تنها چيزي که ميدونم ...اينه که داشتم کار ميکردم
و بعدش "ساندرا" اومد بهم گفت .که پولِ يه خانومي رو دزديدم
.تنها چيزي که ميدونم همينه
.تو پولِ خانوم رو دزديدي خانوم موردِ بحث رو ميشناسي؟
نه، اصلاً نمی دونم .کي ميتونه باشه
.خانوم آروم باش - ...هيشکي -
اين خانوم رو قبلش در اون رستوران ديده بودي؟
باهام رو راست باش و بعدش همه چي حل بشي، خيلي خب؟
.من باهاتون صادق بودم
باشه. خب پس اين مورد ...بهم داره اينو ميرسونه
که هنوز نفهميدي که .تو چه دردسري افتادي
ميخوام منو قربان يا سرکار خطاب کني متوجه شدي؟
.بله قربان
.خيلي خب .خوبه
.خب اول بايد پول رو پيدا کنيم
ميخواي بهم بگي پول کجاست؟
.من هيچ پولي ندارم
پولي نداري؟
پس چرا اين افراد خلافِ اين حرفت رو ميگن؟
.نميدونم والا
.نميدوني
.نميدونم چرا - .پس نميدوني! ها! باشه -
راهِ ساده و آسوني براي قِسِر در رفتن از اين ماجرا وجود نداره، فهميدي؟
چطوري ميتونم کمک کنم؟
..."فقط گوشي رو بده "ساندرا
اما کاري که بهت ميگه رو بايد انجام بدي، باشه؟
.بله البته ...البته که هر کاري بگه ميکنم
و کاري که شما بهم بگيد .رو انجام ميدم
و بعدش همه چي رديف ميشه، باشه؟ - ...مساله اي نيست اما -
.باشه - ."خواهشا گوشي رو بده "ساندرا -
.خيلي خب
الو؟
سلام "ساندرا" تا وقتي برسم اونجا .ميخوام بهم کمک کني
.اينجا 2 تا راه جلوي پامونه
.خيلي خب چه کمکي لازم داري؟
...بايد پول رو پيدا کنيم
اما ميخوام تا جايي که ممکنه .به "بکي" سخت گرفته نشه
تو هم موافقي؟
.بله. موافقم
.خب اولين راه اينه
...و در اين موقعيت
و منم اصلاً خوشم نمياد .تا اداره پليس ببرمش
.بازداشتش ميکنيم .تحتِ تعقيب قرارش ميديم
.ميندازيمش توي بازداشتگاه .احتمالاً تمامِ شب اونجا ميمونه
.اين واقعاً زياده رويه
آره بنظرم واسه اينکه بتونيم ...اوضاع رو تحتِ کنترل داشته باشيم
کاري که الان ميتونيم بکنيم .اينه که لختش بکني و بازرسيش کني
.که هم ساده تر و هم راحتتره
...اي خدا نميدونم
نميدونم با اين مساله .ميتونم راحت کنار بيام يا نه
آره اما داستاني که تعريف ميکنه زياد جور در نمياد ميفهمي؟
...ميدوني منظورم اينه - ...ميدونم اما -
اونموقع بايد طبق روالِ قانوني باهاش برخورد کنيم ميدوني؟
ببين ميفهمم دلت نميخواد ...درگيرِ اين ماجرا بشي اما
...اي خدا، مطمئن نيستم
اما طبقِ تجربياتي که دارم .اين مساله بسيار مهمه
...بخوام رو راست باشم
آره خب. دادگاهش .ممکنه بسيار طولاني بشه
اينکه تحتِ بازداشت باشه .هزينۀ بسيار زيادي براش برميداره
..."ساندرا" - ...بله. اِم -
.احتمالِ محکوميتِ فدرالش بالاي 90 % ـه
.ميدوني، دخترِ خوبي بنظر مياد
.آره
...اگه هر شکي تو دلت هست
اما اگه اينکارو بکني .کمکِ بسيار بزرگي بهش کردي
.آره بنظر مياد ...من
...نميخوام نگرانِ اين بخشِ ماجرا باشي
چونکه من کاملاً مسئوليتِ اين کار ...رو بر عهده ميگيرم
و سِفت و سخت اين مسئوليت .رو به دوش ميگيرم
.پس چيزي روي دوشِ تو سنگيني نميکنه
...اِم
.خيلي خب .فقط يه لحظه صبر کن
...داره ميگه که
...مجبوره تو رو زنداني کنه
و به احتمال زياد ...يه شب در بازداشتگاه خواهي بود
...يا اينکه من ميتونم
.تو رو اينجا لخت و بازرسي کنم
چي؟ .نه
.نه
.امکان نداره
فقط بهش بگو که تو اينکارو بکني .قضيه سريعتر پيش ميره
.اينطوري زودتر تموم ميشه
...چونکه اگه بري زندان
بک" اگه زندان بيوفتي" .قضيه خيلي بيشتر طول ميکشه
.اينکار احمقانه ـس .من اصلاً هيچ کاري نکردم
چي داره ميگه؟
...اِم
يا اينکارو ميکنه يا اينکه يه شب ميره بازداشتگاه و آب خنک ميخوره باشه؟
صبر کن. عزيزم خب ميخواي چيکار کني؟
خب...منظورت چيه؟
...خب اينطور بنظر مياد
...که مجبور ميشيم ببريمت بازداشتگاه
...و چاره ديگه اي نداريم
يا اينکه ميدوني من خودم ...اينجا همون کار رو بکنم
که بنظرم برات خيلي خيلي راحتتر خواهد بود نه؟
.باشه
.باشه - ...باشه. پس ميخواي من تو رو بگردم -
.جستجو. آره. بگرد .باشه. بگرد. خداي من
.خب پس اينکارو خيلي سريع انجام ميديم
به "مارتي" هم ميگم بياد اينجا و کارو سريع تموم ميکنيم. باشه؟
جوابِ مثبت داد؟
آره، ميتوني "مارتي" رو هم بياري؟
آره. جواب مثبت داد اما فکر کنم بهتر باشه سرپرستِ نوبتِ کاري رو هم بيارم اينجا نه؟
خب بهتره که اونو واردِ .اين ماجرا نکنيم
هر چه زودتر انجام بشه .به نفعِ همه ـس
...آره اما درخواستِ "مارتي" رو داره
...و فکر ميکنم در همچين وضعيتي
شرکت ترجيح ميده دو تا سرپرست حاضر ..با همديگه فعاليت کنن. منظورم اينه
اُه ... همکاري؟
آره خب. "رابي" چه نظري داره؟
رابي" چه نظري داره؟"
...آره درباره
اُه اُه "رابرت"؟
.يه چي رو ميدوني؟ والا منم نميدونم .بزار ازش بپرسم. گوشي دستت
.داره با "رابي" حرف ميزنه
مارتي" جلو پيش خوانه؟" - .اُه رفتش اون پُشت -
مطمئنم "بکي" هيچ ارتباطي .به اين قضايا نداره
چي؟
مگه مساله سردخونه نيست؟
.نه، نه، نه
بکي" مشکلي که نداره؟" - .چرا اتفاقا -
خيلي خب "مارتي" ازت ميخوام .باهام بيام داخلِ دفتر
ميدونم سرمون شلوغه .اما مساله مهميه
...ميدونم دلت نميخواد اينکارو بکني
.اما مساله اي پيش نمياد .همه چي حل ميشه
...تا حالا خيلي از اينکارا کردم
.و مساله اي پيش نمياد .البته چندان خوشايند نيست
.منظورم اينه تو از اين کار خوشت نمياد .منم خوشم نمياد
نميدونم هيچ مَردي در اينهمه سال .که در اين کار بودم از اين بازرسي خوشش مياد يا نه
.به "ساندرا"ـی بيچاره فکر کن
.باشه
يه چيزي رو ميدوني "بکي"؟
.جدي ميگم بنظر آدم خوبي مياي
...مخالفِ بدستِ آوردنِ اطلاعات از اين راه هستم
...و اِه گيج کننده ـس
و همونقدري که تو رو هم آزار ميده ...واسه منم سخته
.باشه
...واقعاً هم براي من هم براي اون
.کمک کننده خواهد بود
اگه دختر خوبي باشي .و به "ساندرا" سخت نگيري
فقط ميخوام بازيگرِ خوبي ...واسش باشي
ميدوني اگه بتوني يه جوري تظاهر کني که انگار اينکار واست سخت نيس، باشه؟
...،خيلي خب، منظورم اينه
.واقعاً ديوانه کننده اس .قبلا از اينکارا نکردم
واقعاً ترسيدم منظورم رو ميفهمي؟
فقط ميخوام اين .قضيه زودتر تموم بشه
...نه، نميدونم منظورت چيه
چونکه تا حالا وقتي سرِ کار بودم ...مثه تو پول کسي رو ندزديدم
.چونکه مرتکبِ جرم نميشم
.خُب منم اينکارو نکردم
گوش کن "بکي" تا حالا دستگير شده بودي؟
.نه البته که نه
!پس آروم باش
داريم سعي ميکنيم .که مطمئن بشيم مشکلي نداري
بعدِ اينکه تو رو گَشت .همه چي تموم ميشه
هي، خواهر و برادري داري که تا حالا خلافي کرده باشه؟
منظورت برادرمه؟
.خودشه. درسته. برادرت
...و برادرت بهت گفته که هنوز هم وضعش خرابه؟
خب چي شده؟
بايد "بکي" رو لخت کنيم و بگرديم .و ازت ميخوام باهام بياي
شرکت هميشه ميخواد جستجو دو نفره باشه، نه؟
فکر ميکني چيزي دزديده؟
نميدونم. من که چيزي پيدا نکردم .اما اگه دزديده باشه ميوفته زندان
..."اُه "ساندرا" اما "بکي - ...ميدونم -
اما نميدونم ديگه .چه کاري از دستمون برمياد
اصلاً نميفهمم اون .چه ربطي به اين قضيه داره
.واقعا مسخره اس
.الو سرکار .ما برگشتيم
."عاليه. واقعاً کمک دستِ خوبي هستي "ساندرا
داشتم به "رابرت" ميگفتم که چقدر .خوش شانسيم که تو رو داريم
.مثه يه پليسِ واقعي هستي
ها! فقط دارم سعي ميکنم .کارم رو انجام بدم
.خب داري عالي انجامش ميدي
.ممنون
.خيلي خب. ازت ميخوام لُختش کني
.همه جاش رو نگاه کني
.باشه
...ميگه که وقتشه که
...بيا فقط
هر چه زودتر شروع کني .زودتر هم تموم ميشه عزيزم
.يالا
.خيلي خب
.خيلي خب
.کفشات عزيزم
.باشه
...خيلي خب. من
.دارم لباسهاش رو بررسي ميکنم
.و چيزي توشون نيست
خب کدوم لباسهاش دستته؟
.هيچي توش نيست
...آِم، من
...لباسش
...و زير پيرهن و کفشهاش
...و شلوارش دستمه و در اونا
.هيچي نيست
خب مساله اينه که .آموزش نديدي کجا ها رو بايد بگردي
اِم لباس زيرش رو گَشتي؟
... نه، فقط
.فقط لباسهاش رو گَشتم
.خيلي خب بايد همه اش رو بگردي .احتمالاً تو اونا چيزي قايم کرده
...معمولاً دزدها در سوتين و شورت، وسايل
.رو قايم ميکنن
چه مُدل شورتي پاش هست؟
.اِه بزار ببينم
.اِم گمونم بيکيني نخيه
.اوهوم
آره خب فکر کنم لازم باشه .اونا رو هم بگي دربياره
.باشه
...ميخواد که
...ميخواد لباس
.زيرهات رو هم در بياري
نه "ساندرا" جدي داري ميگي لباس زيرهاش رو هم دربياريم؟
خُب اون داره ميگه ...داره ميگه
سوتين و اينجور جاها وسايل .دزدي رو ميشه قايم کرد
.بايد هردوشون رو دربياري
.باشه
.خيلي خب
خب الان ميگردمش و سريع .کارمون باهاش تموم ميشه
...خيلي خب. من
...اين لباسها
...مساله اي ندارن. همه چي
پُشتش رو ديدي؟ ازش خواستي چرخ بزنه؟
.اون ميخواد که برگردي
خيلي خب. هيچي .رو قايم نکرده
بعضي وقتا ملت جيب مخفي .هم واسه لباسهاشون ميدوزن
اگه تعليم ديده نباشي .نميتوني اون جيبها رو پيدا کني
اِم قبلِ اينکه ولش کنيم بره .بايد اونو هم بررسي کنيم
.خب ميخوام اينکارو انجام بدي ماشين داري؟
.بله
...خيلي خب. ميخوام همه لباسهاش رو برداري
بعلاوه کيف و تلفن همراهش بزاري تو يه کيسه، باشه؟
چه نوع ماشيني داري؟
.اِم "سوبارو 2000" دارم ميشه يه کيسه واسم بياري؟
.سوبارو 2000" خيلي خب" ...همه لباسها رو بزار تو کيف
و بعدش کيسه رو بزار روي ...صندلي جلو و در ماشين رو هم باز بزار
تا به محضِ اينکه رسيديم اونجا .بتونيم بررسيش کنيم
.خب صبر کن ببينم
چرا...بايد بزاريمش تو ماشينِ خودم؟
خب قراره همينجا بمونه؟
خب من بايد همينطوري لخت اينجا بمونم؟
.آره خُب. اِم
هنوز متوجه نشدم چرا وسايل رو بايد بزاريم .توي ماشينِ من. مشکلم همينه
...بله خانوم. ميتونم .صبر کن
خيلي خب .پس بايد همينجا بمونه
:بله به دو دليل
اولا، نبايد به لباسهاش دسترسي داشته باشه ...تا نتونه وقتي حواستون نيست دوباره پول رو برداره
و بعدشم وقتي ما لباسها رو بررسي کرديم ...و اگه مساله اي نداشت
دوباره لباسهاش رو با خودمون مياريم داخل رستوران ...و اونوقت لازم نيست ميدوني
وقتي داريم از رستوران ميبريمش .لخت مادرزاد بياد بيرون
...اِم فقط .يه روالِ عاديه
...من جات ساعتِ کارت رو ميزنم، فقط برو
و بعدش ميگم واسه امروز بهت حقوق بدن، باشه؟
.خيلي خب - .باشه -
...اِه دارن ميگن
...که بايد لباسها رو بزارم تو ماشينم
تا وقتي رسيدن اينجا .اونا رو بررسي کنن
ماشينت؟ ...ساندرا" وقتي"
تا وقتي همه اشون رو بررسي نکردن .نميتونن به مجرم برشون گردونن
اما منظورم اينه، بيشتر بنظر مياد .نميدونم. نميدونم
ميشه لباسهاش رو همينجا ...پيشِ خودش نگه دارم
يا ببرم جلوي مغازه تا شما برسيد؟
خب، بله، بله، بله خانوم .متوجه شدم
کِي ميرسيد؟
...اِه خيلي خب. ببين
معمولاً اينگونه اطلاعات ...رو با کسي در ميون نميزاريم
اما با توجه به اوضاع حساس ...و اينکه به کمکت نياز دارم
فکر کنم بايد در رابطه با تحقيقاتِ .وسيعي که در ارتباط با "ربکا" در جريانه بهتون توضيح بدم
.خيلي خب
...در حالِ حاضرم با گروهم
.دارم خونه اش رو ميگردم
خونه اش؟ - .بله -
صبر کن. خونه ام چي شده؟
...مساله اينه که برادرش
چرا درباره خونه ام حرف ميزنه؟
...در تحقيقات پرورش وسيعِ ماري جوانا
.مظنون بحساب مياد
ما فکر ميکنيم "ربکا" ممکنه از اين موضوع .اطلاع داشته باشه يا حتي در فروشش نقش داشته باشه
...ميگن که خونه ات يا برادرت ممکنه
."نه، خواهش ميکنم. خانوم خانوم! "ساندرا - چيه؟ -
اين اطلاعات محرمانه اس. خيلي خب؟ - .اُه شرمنده ام. ببخشيد -
اميدواريم که اگه بتونيم پولي ...که دزديده رو پيدا کنيم
...اونوقت ميتونيم دستگيرش کنيم
و براي موردِ ديگه ازش .درخواستِ اعتراف مشروط کنيم
.اما برادرم هيچکاري نميکنه .اين احمقانه اس
.و مهمترين مساله اينه
.خيلي خب
لباسهاش مدرکِ بسيار مهمي .در دادگاه در ارتباط با پخشِ موادِ برادرش هست
واسه همين بسيار مهمه ...که اونا رو ببَري تو ماشين
تا قبلِ اينکه از اونجا ببريمش .وقت براي آزمايش کردن روشون داشته باشيم
اگه اينکارو کني راحت ميتونيم پرونده امون رو تشکيل بديم، متوجه شدي؟
.بله
.ديگه تُرشي نداريم
ساندرا"! تو و "مارتي" ميايد کمک يا نه؟"
.خودم تنهايي پُشت دخل وايسادم
.خيلي خب .الان يکيمون ميادش
فقط بزار سريع .اينکارو بکنم
.اُه خداي من
.شرمنده
.ممنون
.معذرت ميخوام خانوم
يه ساندويچ بدونِ سس و تُرشي .براي دخترم سفارش دادم
.اما اين پُر سس مايونزه
.خيلي خب - .اين غير قابل تحمله -
.مساله اي نيست .فقط يه لحظه بهم وقت بديد
.يه ساندويچ مخصوص بدونِ سس ميخوام
همه چي مرتبه؟
خب خودت چي فکر ميکني؟ .اول که اون مساله فريزر پيش اومد
بعدش گفتم ممکنه که ...مامور کنترل کيفيت بيادش
و هنوز هم داريم سفارش غذاي ."ملت رو اشتباهي بهشون ميديم. بيخيال "کوين
.دارم ساندويچ رو درست ميکنم
درسته؟
هي ميدوني که "کاني" تنهايي پُشتِ دخل وايساده نه؟
و کسي رو نداريم ...که غذاها رو در ماشين مشتري ها تحويلشون بده
.و کاملاً هم گوشتمون تموم شده
خُب "جوليو" سفارشهای ماشيني رو تحويل ميده .اما حق با توئه اوضاع قمر در عقربه
خب پس چرا نميري بيرون .و منم به محض اينکه بتونم ميام
.خدافظ
.الو سرکار
...اِه لباسهاش رو گذاشتي تو ماشين
سوبارو 2000" ؟"
بله اينکارو کرديم. ماشين در .پارکينگِ کارکنان پارک شده
.و در شوفر بازه
.خيلي خوبه .کارت رو عالي انجام دادي
قبلاً هم گفتم واقعا .خوش شاسنم که امشب تو رو دارم
.خُب ممنونم
قبلاً درگير همچين مسائلي شده بودي؟
.اُه خدايا، نه
.خب باورم نميشه
تو اين اوضاع سخت و دشوار رو به خوبي .و بسيار حرفه اي داري اداره ميکني
.واقعاً ممنونم - .خواهش -
ساندرا"! کِي غذا رو تحويل ميگيريم؟"
.من خودم پُشتِ دخل وايسادم
!الان ميام
...بنظرم بايد از اينجا برم
و کاري که "رابي" بابتش .بهم حقوق ميده رو انجام بدم
گفتي کِي برميگردي؟
.خب الان داريم خونه رو تفتيش ميکنيم
.ازت ميخوام پُشتِ تلفن بموني
مشکلي با اين کار نداري؟
.خب به من بيرون احتياج دارن .الان شلوغترين ساعتِ رستورانه
.البته، درسته
واقعاً خيلي بدم مياد .همچين بلايي سرِ امشبت اوردم
کارمندي که بهش اعتماد داشته باشي ...داري که مراقبش باشه
اگه مَرد باشه به دلايل امنيتي خيلي بهتره؟
.اِم آره
.ميتونم "کوين" رو خبر کنم
و خودم ميتونم ساندويچ ها رو درست کنم ...و "بري" هم ميتونه
.غذا ها رو ببره بيرون .خيلي خب. گوشي دستت
واقعاً اينکار لازمه؟ .قسم ميخورم جايي نميرم
بله تا وقتي که راهي پيدا کنيم .البته که لازمه
کِي ميان؟
.اصلاً نميدونم
کوين" ميخوام بيخيال" .ساندويچ درست کردن بشي
"جوليو" و "بري" .جاي "کوين" رو پُر کنين
.قول ميدم زود برميگردم
.هي، خيلي خب خب چه خبره؟
خبرهاي ناراحت کننده اي .در موردِ "بکي" بايد بهت بگم
...از يه مشتري دزدي کرده
و ممکنه بخاطر کاري که برادرش .داره ميکنه هم تو دردسر بيوفته
.برادرش هم خلافکاره
صبر کن. چيزي دزديده؟
.بله
.نه، من برادرش رو مي شناسم
اون...صب کن. چي؟
.الان درباره اش نميتونم حرف بزنم .همه اش حل ميشه
ازت ميخوام تا موقعي که پليس برسه .اينجا مراقب "بکي" باشي
مجبور شديم لخت و .بازرسي بدنيش بکنيم
،الو سرکار .من برگشتم
هي اونجا چه خبره؟ ديوونه خونه اس؟
.اُه بله درست حدس زديد .اينجا ديوونه خونه اس
.بله بدجوري سرم کار ريخته .اصطلاحش همينه
...اِه بايد برم تو رستوران
اما "کوين" رو آوردم اينجا .که مراقبِ "بکي" باشه
باشه. گوشي رو بده بهش، باشه؟ - .باشه حتماً -
...محض اطلاعت بعدا برميگردم اينجا
...تا اوضاع رو بسنجم
.و ببينم همه چي روبراهه يا نه
.خيلي خوبه
.ميدوني خيلي کمکِ خوبي هستي
.خب خواهش ميکنم
."خب گوشي رو ميدم "کوين
.ايشون سرکار "دانيلز" هستن .بهت ميگه چيکار کني
...هي ميگن که از يه مشتري دزدي کردي
.و برادرت هم دستگير شده
چي؟ - چيکار کردي؟ -
.من...هيچکاري نکردم
.اين مسخره اس. من لختِ لختم
.الو
کوين" تويي؟"
.بله. بله
.کوين" افسر "دانيلز" هستم"
.افسرِ مسئولِ اين پرونده ام
مديرتون واست توضيح داد اوضاع از چه قراره؟
گفتش که "بکي" چيزي دزديده و .برادرش هم بازداشت شده
ساندرا" درباره برادرش چيزي بهت گفتش؟"
.آره، خب ميگفت که تو دردسر افتاده
خب چيکار کرده؟
.آره، خوب بعداً به قضيه برادرش رسيدگي ميکنيم
.اون يه موضوع خيلي جدي براي پليسه
چيزي که الآن براي ما مهمه .موضوع "بکي" و سرقته
خوب، قضيه سرقت چيه؟
خوب، يه مشتري اينجا پيش منه .که مي گه کيف پولش رو زدن
،خوب، مي دونيد ،من تمام وقت اون جا بودم
.و نديدم کسي بگه کيفم رو دزديدن
.آره، نه، ببخشيد .درسته. ببخشيد
.کيفش نه .پولي که توش بوده
..."اون ميگه، "بکي
،روي پيشخوان بوده، کيف رو ميگم
و "بکي" دستشو کرده توش و .اونو قاپ زده
خوب، من نمي دونم چطور ،همچين چيزي امکان داره
.چون اونجا، آدماي زيادي بودن
خوب، من وقت بحث کردن .با تو رو ندارم، پسرم
.واحد نظارت صحبت های قرباني رو تأييد مي کنه
:مشکل فعلي ما اينه پول الآن کجاست؟
متوجه ای؟
تو جيبش چيه؟
چي؟
مظنون الآن چي پوشيده؟
من... مي دوني، اون اصلاً جيب نداره .که بخواد چيزي توش باشه
چرا اونوقت؟
.داداش، شما ازش بازرسی بدني کرديد
.اون الآن پيشبند پوشيده
.خيلي خوب. آروم باش
.ازت مي خوام بري بگرديش
چي؟
کوين"، مي شه نخندی و آروم باشي؟"
چی داری میگی؟
من مامورِ پليسم، ميفهمي؟
ازت مي خوام من رو قربان خطاب کني، مي فهمی؟
..."خيلی خوب، "کوين
.ما بايد اين پول رو پيدا کنيم
،ازت مي خوام پيش بند رو در بياري
.و بدنش رو بگردي
...مي خواد منو واداره
ازم مي خواد پيش بندت رو در بيارم
.و کلّ بدنت رو بگردم
...اينکارو کردم
...قبلاً اين کار رو کردم. اين
.آره، برادر، امکان نداره
.ببخشيد
،ممکنه يه کم عجيب بنظر بياد، مي دونم
.اما من هنوزم مأمورم و معذور
.بايد بخاطر خودت به حرفم گوش کني
.روندش همينه
.آره، خوب، روند مسخره ايه
.خيلي خوب، بايد مواظب حرف زدنت باشي، پسرم
.ببخشيد
...ببين، من .تا يه دقيقه ديگه از اينجا ميرم
.باشه، ولي بذار يه چيز ديگه ازت بپرسم شما دو نفر تا حالا با هم رابطه داشتيد؟
...چي
چيکار مي کني؟
.حق نداري من رو وادار به همچين کار کثيفي بکني
.حرف بزن ببينم، زودباش
،ببين، نمي گم من در فريزر رو باز گذاشتم
،ولي قبول دارم که مسوليتش با من بوده
.ولي اين... اين کار من نيست
خداي من، "کوين"، براي هيچکاري نمي شه روت حساب کرد؟
.بکي" دوست منه" ،وقتي پليسا اومدن
.دوست ندارم پام به اين کشيده بشه
چي شد؟ - .مي گه اينکار نامرديه -
.الو
.سندرا"، با "کوين" کاري از پيش نبرديم"
،تا قبل از رسيدن ما .من اونو بعنوان محافظ اصلي تأييد نمي کنم
چه اتفاقي افتاد؟
.خوب، اتفاقات خوبي نيفتاد
.اون کاملاً نافرمان و غير حرفه ايه
.هميشه همينطوريه
واقعاً؟ پس حتما خيلي تحملش ميکني، ها؟
.خوب، اون بد هم نيست .يعني، بچه ي خوبيه
...مي دونيد، اون خوبه، فقط
مي خوايد به افرادم بگم اونو زير نظر بگيرن؟
بنطر شما او ممکنه مثل "بکي" در گير اين قضايا باشه؟
.خداي من، نه، نه، نه .از اون کارا نه
ولي خيلي اذيتتون مي کنه، مگه نه؟
،آره، همينطوره .تصورش رو هم نميتونين بکنين
.ها ها! عذر مي خوام .حتماً خيلي رنج آوره
هي، گوش کنيد، "کوين" گفت شما راجع به برادرِ "بکي" باهاش حرف زديد
در حاليکه من گفتم .اين موضوع محرمانه است
...مي دونيد، من نگفتم
فکر نکنم چيز زيادي گفته باشم، گفته ام؟
...مي دونيد، آخرين چيزي که لازم دارم - .شايد اسمشو برده باشم -
...آخرين چيزي که ميخوام اينه که
کسي که داره باهام همکاري ميکنه ."دهنش لق باشه "ساندرا
متوجه منظورم هستي؟
...اگر نمي تونيد در اين زمينه با من همکاري کنيد
.معذرت مي خوام
.من بايد بتونم به شما اعتماد کنم کنم
.درسته
...خيلي ببخشيد
.فقط حرفي نزنيد - . مي دونيد... -
،شما بايد مراقبش باشيد .وگرنه بايد يه فرد قابل اعتماد پيدا کنيم
،آره، مي تونم مراقبش باشم .ولي موضوع اينه که، سرم خيلي شلوغه
.نه، نه، نه، مي دونم .شما بايد رستوران رو اداره کنيد
.همين الآنش هم خيلي مزاحم شما شديم - .آره -
،کاش مي تونستم يه مأمور بفرستم .يه نفر که کار رو راه بنداره
...آره، نمي تونيد، يا
.متأسفانه خير
.بايد نفر از جانب خودتون باشه
،خوب، مي دونيد
،مي تونم به "مارتي" بگم بياد، ولي .اونم سرش خيلي شلوغه
درسته، درسته - مي دونيد؟ -
.خوب، بذاريد يه سوال ازتون بپرسم
شما ازدواج کرديد؟
...نه، ولي .بزودي مي کنم
نامزد کرديد؟
.آره، همينطوره
.خوب، عاليه، تبريک
.آره، ممنون
!فوق العاده است. ها ها
خوب، شما بهش اعتماد داريد؟
.بله. البته
خوب، الآن چیکار مي کنه؟
فکر مي کنيد بتونه بياد کمک کنه؟
...ام
.خداي من
...بنظرتون مي تونه
،آره، کمي غير عاديه .مي دونم، خداي من
.اما مي تونه واقعاً به من کمک کنه
.آره
.مي تونه کمکتون کنه. باشه
،خوب، باهاش تماس مي گيرم
،ببينم مي تونه
.مي دونيد، که مي تونه بياد يا نه
.عاليه
پس چرا همين کارو نمي کني؟
،اسمه مأموره "دنيِلز" ـه .و ما الآن منتظرشون هستيم
گفتي طرف کيه؟
تو مستي؟
.نه
.گفتم که "بکي" يکي از کارکنان
همون دخترک بلوند؟
.آره
بکي"، "ون" رو که يادته؟ مگه نه؟"
.آره، سلام
.سلام - خوب، اين پيشت مي شينه -
تا اونا بيان، باشه؟
واقعاً لازمه که اينکارو بکنيم؟
.عزيزم، دست من نيست
الو، آقاي پليس؟
.بله - ،ون" رو آوردم اينجا" -
،و مي خوام گوشي رو بدم دستش
و بعدش از اينجا ميرم، باشه؟
.اين عاليه
.خيلي خوب، ايناهاشش
."اينم... اينم از "ون
.الو
الو، شما؟
.اوان بالسر" هستم"
اوان بالسر، ب ا ل س ر؟
نوشابه مي خواي، عزيزم؟ نوشابه؟
سندرا"، تا کِي؟" - شما چکاره اش هستي، دوست پسرش؟ -
.آره - .عزيزم، من نميدونم -
قرار مي گذاريد؟ - .راستش، نه -
نوشيدني مي خواي؟
..."خيلي خوب، "اوان"، "سندرا
.نوشابه خوبه - .زن خيلي خوبيه... _
.ممنون
آره، خوب شغلتون چيه؟
يه پيمان کارِ معمولي هستيد؟
.آره - آره؟ -
تو اون رستوران هم کار مي کنيد؟
.نه - بصورت پاره وقت چطور؟ -
.نه
و، امشب کجاها بوديد؟
چکار مي کرديد؟
،امروز يه روز کاري طولاني بود
بنابراين رفته بودم... خونه ي .يکي از رفيق هام، مي دونيد
پس از اونجا به زور پا شدي اومدي، ها؟
.آره، همينطوره
.خوب، بهش عادت مي کني .ازدواج که کردي ديگه وضع همينه
.هيچوقت اجازه نميدن بري بيرون
."خيلي خوب، "اوان
آماده اي؟ بهت گفت چه کارهايي بايد بکني؟
.نه، راستش نه
فقط گفت بايد بشينم اينجا .و منتظر بمونم
.خوب، حتماً بهت گفته "بکي" پول دزديده
ببخشيد؟
بهت گفته "بکي" پول دزديده؟
.آره
...پسر
خوب، مسوليت اين صحنه جرم و ،هر اتفاقي که اينجا رخ ميده با منه
و شما به من کمک مي کنيد، خيلي خوب؟
.فکر کنم
...خيلي خوب
اولين کاري که بايد بکنيم اينه که .پولي رو که برداشته پيدا کنيم
...باشه
.ازتون ميخوام که بگردينش
هنوز اون پيش بند تنشه؟
.آره
...آره، مي تونيم با درآوردنِ
.همون شروع کنيم
.ميگه بايد پيش بند رو دربياري
چي؟
"راستي، "اوان
،اگه اونو در نياورد .تو بايد اونو ازش بگيري
.بايد پولي رو که برداشتي پيدا کنيم
.قبلاً يه نفر ديگه اينکارو کرده
...من لختم. اين
.بايد اون پول رو پيدا کنيم
هنوز اونو در نياورده؟
نه. مي گه قبلاً براي يه نفر اينکارو کرده و .پول هم پيش اون نيست
.اون لخته
هر چي يه دزد بگه تو باور مي کني؟
.اوان"، تو آدم بالغي هستي"
بنظرت يه دختر برهنه جايي براي مخفي کردن پول نداره؟
...خوب، من... نمي دونم - .آره -
.بايد اونو بدون اون پيش بند ببيني
.ازت مي خوام بدنش رو برام توصيف کني
"هي، "سندرا
نمي شه بگي "مارتي" برگرده اينجا؟
عزيزم، چرا اوضاع رو پيچيده تر از اوني که هست مي کني؟
.جناب، يه لحظه گوشي
.خيلي خوب
اينکار اشکالي نداره؟
منظورت چيه؟
.نمي دونم. سر در نميارم
يعني، بايد پول رو پيدا کني؟
.خوب، آره، البته
اين چيزيه که اون ميگه؟
.آره
چي داره مي گه؟
."خداي من، "ون
چند تا آبجو خوردي؟
.بذار من باهاش صحبت کنم
الو، آقاي پليس؟
.بله
اون.. اون چطوره؟
عاليه، واقعاً عالي، تقريباً .مثل شما مهربان و مفيد
.پس از "کوين" بهتره
...اون - .آره -
آره. اذيتتون که نکرد؟
.نه، نه، نه .ما مشکلي نداريم
.خيلي خوب، عاليه
خوب، پس من گوشي رو ،"دوباره ميدم به "ون
.و برگردم بيرون
.باشه، همين کارو بکن - .باشه -
.بله، "ون" هستم
..."نمي شه، مثلاً تو يا "مارتي
...ميشه بيام بيرون پيش شما بچه ها
سندرا" هنوز اونجاست؟" - .آره -
جايي که بتونم تو بخش کارمندا منتظر بمونم؟
،خوب، عزيزم، مي خواي چکار کني مي خواي تو سالن غذاخوري قدم بزني؟
داره با "بکي" حرف مي زنه يا... ؟
.زياد طول نمي کشه - .آره -
بيا، يه چيزي بخور، باشه؟ حالت خوب ميشه؟
،آره. خوب، مي دونيد .اين موضوع حساسيه
شايد بهتر باشه اجازه بديم .درباره اش صحبت کنن
.قبل از انجام کارهايي که لازمه
.باشه
سندرا" هنوز اونجاست؟"
.آره. الآن رفت
به اين زوديا برنمي گرده؟
.نمي دونم
.فکر نمي کنم - .خيلي خوب
.پس بايد به "بکي" بگي اونو دربياره
ببين، من هميشه با اين نوجوون هاي .مزاحم سر و کار دارم
،معمولاً کمي مقاومت مي کنن
.ولي معمولاً بعدش همکاري مي کنن
...اونا فقط ميخوان کارِ درست رو انجام بدن، فقط
.اينطوري جواب ميده .باهاش قاطعانه برخورد کن
.بهش حق انتخاب نده
.شروع کن
...خواهش مي کنم، نکنيد. احمقانه است
.مجبورم نکنيد اينکارو بکنم
.احمقانه است
.بذار با "بکي" صحبت کنم
.مي خواد باهات صحبت کنه
.الو
خوب ازت مي خوام يه لطفي به من بکني
.اطرافت رو يه نگاه بنداز
.اينجا جاييه که تو هستي
،ما تو خونه شما هستيم
.دنبال مواد هاي برادرت مي گرديم
.برادر من مواد مصرف نميکنه
.بسه. بسه
.خفه شو
ما شاهد داريم که تو .از رستوران دزدي کردي
.همکاري نمي کني
کمک هم نمي کني .تحقيقات رو پيش ببريم
.اين خوب نيست
خيلي خوب، ظاهراً .مجبوريم بازداشتت کنيم
،سوابق جنايي ات رو مي بينن
بعدش تعيين مي کنن که . چند ساعت بايد بري زندون
.من سابقه دار نيستم
،من فقط دارم ميگم سوابقت رو مي بينن ،دست کم
،پرونده ات رو مي بينن
بعد تصميم ميگيرن چند ساعت بري زندون. درسته؟
.منظورم اينه، اونا بازداشتت ميکنن
نگاه ميکنن که امروز چقدر .و چطور همکاري کردي
منظورم اينه که، همه اينا ثبت مي شه
فهميدي؟
.آره، فهميدم
...مم
ولي، قربان، چرا؟
چرا؟ چرا بايد بري زندان؟
چون باني همه ي اين مشکلات توئي
حالا، اگه مي خواي زودتر ،اينکارا تموم بشه
به شخصي که مأمور کردم اجازه ميدي
.تا تو رو بگرده، بازرسي کنه
...و بعدش، شايد بعدش
.اجازه ي رفتن از اينجا رو داشته باشي
مي فهمي چي ميگم؟
،يا ميري زندان .يا به اين يارو اجازه ميدي تو رو بگرده
،يا ميري زندان .يا به اين يارو اجازه ميدي تو رو بگرده
.همين، دو تا انتخاب
اينکارو مي کني؟ - .باشه -
اون پيش بند رو باز مي کني؟
.آره
اونو درش مياري؟
.بله
.عاليه. ازت ممنونم
.آفرين
پس پيش بند رو درآر و گوشي رو بده به "ون"، باشه؟
.ون" هستم"
فايده اي داشت؟ پيش بند رو باز کرد؟
.الآن داره ميکنه
خوب، سينه اش چه شکليه؟
.خوب، اونو با پيش بند پوشونده
.فکر کردم گفتي اونو درآورده .اونو ازش بگير
.ميگه بايد پيش بند رو ازت بگيرم
نوک پستونش چقدره؟
...براي چي؟ يعني
.تو چشم و گوشِ من اونجايي
چيزي روي سينه اش نيست که .گواهيِ شاهد رو تأييد کنه
،من فقط مي خوام از علائم قابل شناسايي .مثل زخم و خالکوبي خبر داشته باشم
...آره، ولي
.بايد دستات رو بياري پايين
...نمي دونم... من
.متوسطه، فکر کنم
خيلي خوب، ازت مي خوام .يه لطفي بکني
بايد بفهميم اون جاهاش .چيزي مخفي کرده يا نه
.پس بهش بگو برگرده و خم شه
چرا؟
.اين فقط يه بازجويي بدني معموليه
،حتماً تو تلويزيون ديدي
...حتّي توي فرودگاه، فقط براي
.خيلي خوب
ببين تو سوراخ هاي بدنش .چيزي نگذاشته
.خيلي خوب. خيلي خوب
ميگه بايد برگردي و .بعد بايد خم بشي
.تا ببينم اون جات چيزي هست يا نه
.برگرد
...مي دوني شايد بهتر باشه اگه .مجبورش کني قربان خطابت کنه
.بگو قوزک پاشو بگيره
چرا؟
.خوب، تا بهت احترام بذاره
.وگرنه سوارت ميشه
،ميگه بايد به من بگي قربان
،تا وقتي ازت خواستم يه کاري بکني .بدونم که مي کني
.باشه
.بله، قربان
...چه
چه شکليه؟ اصلاح کرده؟
...نمي دونم، فکر کنم اون
.فکر کنم تر و تميزش کرده
...اصلاح کردم، همين .همين چند روز پيش
.ميگه در حقيقت با تيغ اصلاح کرده
کي اينو گفت؟ خودش گفت؟
.آره
."کارت عالي بود، "اوان
بايد استخدامت کنيم، نه؟
مي تونم پيش بند رو... بهش برگردونم؟
.نه
.پسر، پس واقعاً پول بايد اونجا گير کرده باشه
.خوب، در اين پرونده يه رويه خاصي داريم
.بگو برگرده
.برگشته
...خوب
...آره، بايد بهش بگي حرکت پروانه بزنه
.تا بدنش تکون بخوره
ها؟
،بگو درجا بزنه يا حرکت پروانه
.تا ببينيم پول ميفته يا نه
.نمي دونم
امشب چيکار مي کردي؟ مشروب مي خوردي؟
راننندگي که نکردي، کردي؟
،"خداي من، "اوان
بايد اون پول رو هر چه زودتر پيدا کنيم، مي فهمي؟
.ميگه بايد پروانه بزني
چي؟
.تا تکون بخوره و بيوفته
.خيلي احمقانه ست
.مي دونم
.ما اون پول رو مي خوايم
دوست ندارم تو هم .مجبور بشي پاسخگو باشي
...فقط اينکارو بکن. فقط
،خيلي خوب، جلويي ها !کشو ها رو آماده کنيد
.تا دو دقيقه ديگه خاليش کنيد
،پسر، الآن به رفيقم پيامک دادم
ميگه برادر "بکي" الآن حتي .تو شهر هم نيست
.همه چي قاطي شده
،نمي دونم. تو اگه مي خواي برگرد اون تو .ولي من با پليس درگير نميشم
،گندش هم که دربياد .به من هيچ ربطي نداره
.آره، شايد حق با تو باشه
از اونجا چه جوري به نظر مياد؟
نشستن تو صندلي هاي رديف اول نمايش چه حالي داره؟
.بيا ديگه
شماها چطوريد؟
.هيچي
چي؟
.منتظريم. همين
چي؟! منتظر چي؟ ...نمي فهمم
کِي ميان؟
.نمي دونم
.خوب، پس بذار من باهاش حرف بزنم
.بذار من باهاش حرف بزنم .تلفن رو بده من
."الو، آقاي "دنيلز اوضاع چطوره؟
عالي. شما چطور؟ سرتون شلوغه؟
.آره، مثل هميشه سرم شلوغه
.شب فوق العاده ايه
.سندرا"، بايد به من کمک کني"
چرا با من حرف مي زني؟
نمي بيني با تلفن صحبت مي کنم؟ !بشين
.بايد برگردم به رستوران
...شما... "ون" هنوز هنوز خوش رفتاره؟
.آره. حرف نداره
.خوبه. پس گوشي رو بهش ميدم
.خوبه
.وقتي تشريف آورديد مي بينمتون - .خيلي خوب -
.سندرا"، خواهش مي کنم، من نمي تونم"
...چي داري چيکار داري مي کني، عزيزم؟
.حق ندارن منو وادار به اينکار کنن - .حرف نزن -
.چيزيت نميشه
.الو. "ون" هستم
..."چطوري، "ون
ظاهراً "سندرا" مثل مرغ پَرکنده
اين طرف اونطرف مي دوئه؟ ها؟
.فکر کنم
.آره، حتماً اونجا خيلي شلوغه
گوش کن، نمي دونم .شماها کِي مي خوايد بيايد
سندار" هنوز اونجاست؟"
.الآن رفت
اعتبار شما تا يک دقيقۀ .ديگر به پايان مي رسد
.لعنتي - چي؟ -
داريد ميايد؟
لعنت به من. گندش بزنن. الو؟
.لعنتي
.لعنتي
،"الو؟ آقاي "دنيلز صدامو مي شنويد؟
"هي. من اينجا تو خونه ي "ربکا ."به مشکل برخوردم، "اوان
...اگه قطع شد
مي خواي دوباره تماس بگيرم؟
اعتبار شما تا 30 ثانيه .ديگر به پايان مي رسد
الو؟
هي، اون پشت چه غلطي داره مي کنه؟
.اون نامزدشه .قراره ازدواج کنن
آره، خوب، ولي تنها بودن با "بکي" اون پشت .يه جورايي خيلي ضايع ست
مخصوصاً حالا که اونطوري .نيمه برهنه هم هست
بهش گفتم که بيرون بردن لباس هاش .فکر خوبي نيست
آره، خوب، منم بهش گفتم کلاً .از اين کارا خوشم نمياد
.اين پليسا خيلي عوضي ان
.آره
.خيلي خوب، من برگشتم - الو؟ -
الو؟ صدامو مي شنوي؟
.آره - .ببخشيد قطع شد -
.بايد تفتيش خونه اش رو انجام مي دادم
.اينجا اوضاع خيلي وخيم شد
خوب کجا بوديم؟
هنوز بخاطر نا فرماني سرزنشش نکردي؟
ازم ميخواي چکار کنم؟
.خوب، بايد بري رو اعصابش
.نمي فهمم چي داري ميگي
،بايد اونو تنبيه بدني بکني ،چون داشت پيش "سندرا" غر مي زد
،ولي اول بايد براش توضيح بدم
مي دوني؟
...منظورت اينه که
مي شه اينو بهش بگي؟ - واقعاً اينکارو بکنم؟... -
...آره. بايد اين کارو بکني - ...آره، بهش ميگم -
.ولي خودم بايد اينو بهش بگم
،ميگه از دستور سرپيچي کردي
"چون داشتي با "سندرا .اونطوري حرف ميزدي
ميشه گوشي رو بدي بهش؟
.ميخواد باهات صحبت کنه
.من کاري نکردم، قربان
مگه قرار نشد به "سندرا" فشار نياد؟
مگه نگفتيم ممکنه اين کارا براش سخت باشه؟ مگه نگفتيم؟
.بله، قربان
من چي "ربکا"؟
اصلاً مي دوني اين کار چقدر برام سخته؟
فکر مي کني از اين وضعيت خوشم مياد؟
.نه. نمياد. هيچکس خوشش نمياد
قبول داري نافرماني کردي؟
با من موافقي، درسته؟
.فکر کنم. بله، قربان
.خوبه، پس در اينصورت حق با توئه
وقتي کار بدي مي کردي چي ميشد؟
،وقتي بچه بودي تنبيه ميشدي، درسته؟
.درسته
اوان" تو رو تنبيه مي کنه، باشه؟"
.چون کار بدي کردي
و بعدش هم مي توني .يه کاري براش بکني
اينکارو مي کني؟ تنبيه رو قبول مي کني؟
و بخاطر همکاري با پليس يه کاري براش مي کني؟
.بله، قربان
.دختر خوب
.حالا گوشي رو بهش بده
.ون" هستم"
اوان"، اونجايي؟"
.بله
خيلي خوب، باهاش صحبت کردم، و ،قبول کرد که اشتباه کرده
.و تو بايد تنبيه اش کني اينکارو مي کني؟
.آره. اينکارو مي کنم - .خيلي خوب -
ولي، هي، دوست ندارم بجاي تنبيه نوازشش کني، مي دوني؟
.نون بيار کباب ببر که نيست
...واقعاً ازت مي خوام
ازت مي خوام يه پيام بهش برسوني .که رفتارش غيرقابل تحمله
.خيلي خوب
،محکم بزن و طولاني
.براي يه مدّت واقعاً طولاني
و دلم نمي خواد بينش دست نگه داري
تا زماني که مطمئن شدي .منظورِ کارت رو متوجه شده
،تلفن رو هم بذار يه جاي خيلي نزديک
.جايي که من بتونم بشنوم
،ازم ميخواي ،گوشي رو بذارم پشتش
تا بتوني صداشو بشنوي؟
.آره، اين فکر خيلي خوبيه
فقط... آره، گوشي رو بذار .درست روي کمرش
.خيلي خوب
خيلي خوب، چي؟
...خيلي خوب
.قربان
.خوبه
...خوب، بعدش هم ما مجبورش مي کنيم
،اين کارت رو جبران کنه ...بخاطر همکاري و بردباريت هم
ازت ممنونم، خيلي خوب؟
.برو ديگه، همين الآن -
.ميگه بايد خم بشي تو بغلم
.زودباش
.زودباش
.بيا اينجا
.بفرمائيد
وضعيت اون پشت در چه حاله؟
.منتظرن تا بيان
ون" چيکار ميکنه؟"
،حواسش به دختره است تا برسن اينجا .فقط نشسته اونجا
،خوب، وقتي اينجا سرم خلوت شد مي خواي برم پيشش بشينم؟
.شايد. ببينيم چي ميشه
سلام! چي ميل داريد؟
چه خبر، "اوان"؟
!حرف بزن، رفيق
.اگه با من حرف نزني فايده نداره
.بگو ببينم چه خبره
...سلام، بچه ها - اوان" اونجايي؟" -
.يه چيزي آوردم بخوريد
اينجا چه خبره؟
چرا گوشي دستت نيست؟
قطع کرد؟
سرکار "دنيلز"؟
.سندرا"، سلام"
چي شده؟
همه چي مرتبه؟
سندرا"، ما نامزد بيچاره ات رو خسته کرديم" .خيلي منتظرش گذاشتيم
.فکر کنم وقتشه بذاري بره خونه
راستي؟
چرا؟ مشکلي هست؟
...نه، نه، کارش عالي بود، ولي
لعنتي، چي شده؟
.فکر نکنم اون مقصر باشه ،فقط قادر نبود
.اطلاعات کافي بدست بياره - .من بايد برم -
.گوشي يه لحظه - .حتماً -
.خداحافظ
نمي خواي قبل از خداحافظي منو ببوسي؟
."هي، "هارولد براي چي برگشتي؟
.گفتم بيام يه نوشيدني بخورم
.خيلي خوب
.اُه
.هارولد". "هارولد"، خوبه"
.با من بيا
هي، رفيق، ميشه بيام اونجا؟
.يه کار بد کردم
قضيه چيه، خانم؟
،بکي" يه چيزي دزديده"
و ما بايد مراقبش باشيم .تا پليسا بيان
بکي" دزدي کرده؟"
،آره، "بکي" يه چيزي دزديده
،ازش بازجويي بدني کرديم
،و مدير منطقه اي هم درگيره
.روز خيلي سختي بود
.سلام، سرکار - .سلام -
.من "هارولد" رو آوردم اينجا -
.معمولاً روز کاره - ."مخلصم، "بکي -
خوب، الآن اون ميخواد مراقب "بکي" باشه؟
.بله، درسته - .خيلي خوب -
...من دارم
،من دارم ميرم بيرون
.ببينم مي تونم به "ون" زنگ بزنم
.باشه، همين کارو بکن
...اون... همين... من
.همين الآن گذاشت رفت، مي دوني .نمي دونم
...خب .اين به خودتون مربوطه
...درسته، خوب، اينم
چرا نميذاري با "هارولد" صحبت کنم .تو به اين کارت برس
."باشه. اين هم "هارولد
.ايشون سرکار "دنيلز" هستن
.هرچي لازمه بهت ميگه
.الو
بکي" هنوز توي اون اطاقه؟"
اون همينجاست. شما کجاييد؟
چي پوشيده؟
ببخشيد؟
هنوز پيش بند تنشه؟
درسته، چطور؟
هارولد"، اولين کاري که بايد بکنيم" .اينه که اونو درش بياريم
،اون پول دزديده .و ما بايد اونو پيدا کنيم
آقا... - .يه جاييش قايم کرده... -
،من نمي دونم شما کي هستيد
ولي فکر نمي کنم ديدنِ .يه خانم لخت و عور کار درستي باشه
.خب اين يه تحقيقاته
.هارولد"، گوش کن چي ميگم"
،بعنوان مأمور قانون .ازت مي خوام اونو بگردي
.تصميمش با شما نيست
خوب، اگه با من نيست .پس خاک عالم بر سرم
هي، خبري ازش نشد؟
.نمي دونم چي شده
...هارلد"، چي" اينجا چيکار ميکني؟
.قرار بود پيش "بکي" بموني
.طرف ازم مي خواد کاراي ناجور بکنم
چي؟
...ميگه اون پيش بند رو ازش بگيرم و نگاش کنم
...اين درست نيست - چي داري ميگي؟ -
.پليسانه هم نيست
ديدي؟ - ."خفه شو، "کوين -
.رابي"؟ سلام، "سندرا" هستم"
سندرا"؟ از فروشگاه "سوث اِند"؟"
.بله، قربان، بخاطر قضيه سرقت تماس گرفتم
ببخشيد. چي شده؟
.يکي از کارکنانم دزدي کرده بود
.سرکار گفتن شما باهاشون صحبت کرديد
با پليس؟ چي شده؟ .من تمام روز مريض بودم
.بايد استراحت ميکردم بهتر بشم
"شما با سرکار "دنيلز روي اون خط صحبت نکرديد؟
.من امروز با هيچکس صحبت نکردم
.شما اولين نفر هستيد
همه چي مرتبه؟
مي خوايد... بيام اونجا؟
هي، تو خوبي؟ - شما کي هستيد؟ -
آره، خوراک مخصوص ،"رستوران "چيک ويچ
و يکي از اون نوشيدني ها .مخصوص هم مي خوام
.ها! دارم شوخي مي کنم، "سندرا". منم
.منم افسر "دنيلز"، باهات شوخي کردم
صبر کن. قطع کرد؟
.ستاره-69
.ببين، حتماً خسته اي
.ما با والدينت حرف زديم
،ميان به ديدنت
و ما مي تونيم صبح اول وقت قضيه رو يکسره کنيم، باشه؟
هميشه براي "سندرا" کار کردي؟
.اون منو استخدام کرد
اونو بعنوان رئيس چطور توصيف مي کني؟
.زن خوبيه
واقعاً؟ هميشه مراقب کارمنداشه؟
...هشت ماه، 19 ژوئن - بکآپ ِ کلّ سيستمه، ها؟ -
...آره، بعد
.بهرحال، آخرين سوال
،کِي بهت گفتن که بايد لباسات رو دربياري؟
دليلي داره که بهشون نه نگفتي؟
.نمي دونم
.فقط مي دونستم که اينطوري ميشه
سلام، عزيزم. حالت چطوره؟
!سلام - چي داري؟ -
.بيا، بذار لباست رو دربيارم
."اين خرگوشمه، "لاوي
.خونه ي بابابزرگ اينا پيداش کردم
جداً؟ از خونه بابابزرگ اينا؟
مي دوني چند تا جيب داره؟
چند تا؟
.يکي اينجا داره
فقط يکي؟ - ،"مي دونستي "لاوي -
با يه پري دريايي بنام "ليديا" ازدواج کرده؟
.واو
مگه تو خوراک مرغشون چي ميريزن که مخ همه اشون تعطيل شده؟
،اولين کاري که بايد بکنيم اينه که .تماس گيرنده رو پيدا کنيم
.باشه - ...خوب، و -
،بهترين حدس من بقاليه
"يا رستورانِ "بوستون مارکت .اونطرف خيابون
از اطراف پرس و جو کن. ببين فرد مشکوکي ،نديدن که جلوي رستورانشون
.براي يه مدت طولاني با تلفن صحبت کنه
طرف از تلفن ثابت يا .موبايل تماس نگرفته
.از طريق کارت تلفن تماس گرفته
.بله، سلام
بخاطر مشکلي که اينجا ،پيش اومده تماس گرفتم
تماس تلفنيِ يه مزاحم منجر به ،آزار جنسي ميشه
،در واقع يه تجاوز، ولي
ما فهميديم که کارت تلفني ،که براي برقراي تماس استفاده شده
.در حوزه قضايي شما خريداري شده
تماس تلفني که .منجر به تجاوز ميشه
.آره، يادمه تو يکي از رستوران هاي فست-فود بود، درسته؟
.درسته
،تماس گيرنده ميگه پليسه .و مجبورشون مي کنه يه دخترو بازجويي بدني کنن
.تو "وندي" بود - .درسته -
.نه، "وندي" نبوده
ما محلي که کارت تلفن .فروخته شده شناسايي کرديم
.تو منطقه ي شماست .و همين ديشب هم اتفاق افتاده
.ايناهاش، تو "وندي" بوده مگه از بوستون تماس نمي گيريد؟
.بوستون؟ نه
.ما اوهايو هستيم
رستوران دار يک مشتري نوجوان را .بازجويي بدني کرده است
،وندي، شهرک اِسِکس" ".ماساچوست
.دو هفته قبل
.يه بار ديگه هم اين اتفاق افتاده .حتماً شوخيت گرفته
ببين فيلمش هست؟ - .آره، اينجاست -
،بنابراين اون پول داده
،و يکي از اون موبايل هاي پيشپرداختي رو خريده .بهمين دليله که شما به مشکل برخورديد
.ولي يه خبر خوب هم دارم .فيلم طرف رو داريم
.عاليه
شما هم بايد فيلم هاي .دوربين هاي امنيتي ما رو ببينيد
،البته اين ممکنه هر کسي باشه
،سفيدپوست، 5.11 فوت قد" و حدوداً 30 ساله"
ولي از طريق فيلم تونستيم .ماشينش رو ببينيم
پلاک ماشين رو برداشتي؟
نه، ولي برچسب پارکينگ اداره اش
.که همين پايين خيابونه، موجوده
باورت نميشه طرف از چه راهي .امرار معاش مي کنه
.سلام، خانوم ،ما امروز پيشنهاد مهمي
.در مورد امنيت حساب بانکي شما داريم
خوب، بايد بدونيد که تخصص شرکت ما
اينه که از اعتبار بانکي افرادي مثل شما
که مي خوان گردش اعتبارشون رو .زير نظر بگيرن محافظت مي کنه
خوب، خانوم، همين الآن ،مي تونم ترتيبش رو بدم
قبل از اينکه کسي با استفاده از .نام شما کسب اعتبار کنه
ميشه يه لحظه گوشي دستتون باشه؟
مي خواستم راجع به طرح دعوي مدني .عليه "سندرا فروم" باهاتون صحبت کنم
.فکر نکنم راهش اين باشه
،از اينجور تماس ها ،در سراسر کشور اتفاق افتاده
.حتّي مواردي خاصي مثل تو
.نه، ممنون
مي توني ،از "سندرا" شکايت کني، مي دوني
اين کارمند سابقِ ،از کار بيکار شده ي رستوارن
يا... مي توني عليه
.نشنال کرپوريشن" اقامه دعوي کني"
اونها در ارتباط با اين موردِ شوخي .تلفني جريمه اي صادر نميکنن
پس تو و "ون" ديگه با هم نيستيد؟
،نه، از اونشب تا حالا ديگه باهاش حرف نزدم
،و هيچوقت هم نمي زنم
...بخاطر اتفاقي که
.بخاطر کاري که کرد
ولي شما بخاطر کاري که کرديد احساس مسوليت نمي کنيد؟
.البته که مي کنم
...احساس مي کنم
مي دونم که اتفاقي که ،براي "بکي" افتاد وحشتناک بود
...ولي من
.من کاري رو کردم که فکر مي کردم درسته
،من... کاري کردم که فکر مي کردم ،هر کسي بود مي کرد
کاري که شما ممکن بود .در اون شرايط بکنيد
،درآودن لباس يه دختر
بخاطر اينکه يه نفر پشت تلفن بهتون ميگه؟
.کسي که مي گفت پليسه
مي دونستي که اداره پليس فقط نيم مايل از اونجا فاصله داره؟
خوب، اون مي گفت در حال بازرسيِ .منزل "بکي" هستن
...منم ازش پرسیدم
مي دونيد، "کي تشريف مياريد"؟ .چندين بار پرسيدم
،بااينحال هرگز نيومد شما به اين شک نکرديد؟
...آره، خوب
هربار که سوالي مي کردم .يه جواب براش داشت
،و همه چيزش برام عجيب بود
،ولي اون... من خيلي، خيلي استرس داشتم
،و خيلي سرم شلوغ بود
،هر دفعه ازش سوالي مي کردم .جوابي براش داشت
شست و شوي مغزي شده بوديد؟
،شست و شوي مغزي؟ خوب، يعني
.احساس حماقت مي کردم
.اينو ميتونم بگم. هه
.ولي نمي تونم بگم شستشوي مغزي شده بودم
.شايد، يه کم
.پس شما هم يه قرباني بوديد
.من قطعاً يه قرباني بودم
،"شايد نه مثل "بکي
ولي، من بازيچه ي يه ،مزاحم تلفني شرور شده بودم
.و نمي خواستم اون کارا رو بکنم
حس مي کردم داره ازم .سوء استفاده مي کنه
.کاري رو کردم که بهم مي گفتن
بکي" به شما گفت که" .نمي خواد اينکارو بکنه
.مزاحم اون که نشده بودن .اون بهتون التماس مي کرد که اينکارو نکنيد
اين باعث نشد دوباره فکر کنيد؟
...خوب، اون نمي کرد
...نه، من نمي کردم
.تا اونجايي که يادم مياد اينطور نبود
.با بازرسي موافقت کرد
.و قبول کرد تمام کارايي که... آره
خوب، توي نوار که بنظر مياد .داره گريه و التماس مي کنه
وقتي که اومديد داخل و اون برهنه در اختيار "ون" بود چطور؟
.نه اون پيش بند داشت
.اون هميشه پيش بند تنش بود
.اون پيش بند پوشيده بود
.عذر مي خوام، من متوجه نميشم
،توي نوار ...واضحه که مي تونيد ببينيد اون برهنه است
.نه - .لحظه اي که وارد ميشيد -
...ميشه ميشه نوار رو پخش کنيد؟
..چکار داشتيد اون موقع تو چه فکري بوديد؟
.سندرا"، تو به اينجور سوالات جواب نميدي"
.باشه - .ما بهش جواب نميديم -
.ما جوابشو نميديم
نمي تونه به اين سوال من جواب بده؟
.نه
شما اهل اين منطقه ايد؟
.نه اصالتا، نه
واقعاً؟ اهل کجاييد؟
.نيو اورلئان
اونجا خيلي دوست داشتنيه
اگه با گرما مشکلي نداشته باشيد، اينطور نيست؟
.آره، آره
،خوب، آره، پسر عمه ام رفت اونجا
.و، رطوبتش فکر کنم خيلي بالاست
.آهان
.آره
«بيش از 70 واقعه مشابه در 30 ايالت مختلف آمريکا گزارش شده»
Oceanic6 - عليرضا JAC013 - مرتضي
mr.oceanic6@gmail.com torment.fall@gmail.com
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.