Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
« عـرفـان و ســـروش » .با افتــخــار تقـدیــم می کننــد
« ...دلیــل برای سیـزده »
...بعضی وقتا
.چیزها فقط واسه تو اتفاق میافتن
.اونا فقط پیش میان
.نمیتونی کاری بکنی
ولی این کاریه که دفعه های بعدم انجام میدی
...چیزی اتفاق نمیافته
.ولی تصمیم میگیری کاری راجع بهش بکنی
.لطفا، زنم
.من داشتم با زنم با تلفن صحبت میکردم
تلفنم کجاست؟
،آقا لطفا آروم باش .قصد داریم که ازت مواظبت کنیم
!!ولی من باید به زنم زنگ بزنم، لطفا
.و من چنتا تصمیم خیلی بد تو زندگیم گرفتم
.همونطوری که میدونی
چیه؟
به چی فکر میکنی؟
...فقط اون.. آه
.مدت زمانی از وقتی که تو خونت آور شدیم میگذره
.آره
.از زمان مهمونیه من
جدی؟
.منظورم اینه که من حتی یادم نبود
.آره، خیلی مطمئنم
.از مهمونی
.مدت زیادیه
.میتونی هروقت که شد بیای
.بابات ازم متنفره
.نه اون ازت متنفر نیست
.چرا .تابستون پیش بهم گفت تو دردسری
.و بهتره که حد و مرز خودمو بشناسم
.این فقط همونیه که به همه میگه
.به تو کمتر از الکس سخت گرفته
.با اون موهاش
.پس، اون الکس رو هم دوست نداره
.خب، اونم مدلشه دیگه
فقط بخاطر اینکه اون همیشه .بله قربان نه قربان میشنید
کجا میری؟
.بمون
.من باید برم، جس
.اوه
.بیخیال، بمون
.بیشتر منو ناز کن
.بیخیال، امشب سرده
.تو همیشه منو گرم میکنی
...چطوره
جاستین پشمالو نازت کنه؟
.جاستین کوچولو
.تو اونو واسه من برنده شده بودی
.آره، یادمه
.بهترین دوست پسر دنیا
.نه اونقدرا هم نیستم
.تو بهم اهمیت میدی
یکم بخواب، باشه؟
...میبینمت
.فردا
.مجبور نیستی که از پنجره بری
.شب بخیر، جس
.فقط شب بخیر
بهت گفتم داستانای زیادی .درمورد شب پارتی جسیکا هست
.خب اینجاست
!کلی
.سلام، بچه ها
.کلی
رفیق، داری میری؟
.آه، آره، اینجوری به نظر میرسه
نگا کن اونجا چی .واست اتفاق افتاده
آره؟
نه؟
...نمیدونم مرد، من فقط
...من اصلا نمیدونم
.هیچی
.به همین دلیله که منو داری، مرد
.میدونم
.هرچی که اونجا اتفاق افتاد
.فقط یه دقیقه بهش وقت بده
.پس برگرد داخلو پیداش کن
.من میرم خونه
.فقط یکم بهم باهام باش مرد
.میخوام بزودی آبجو بخورم و برونم
.باهام بیا- تو رانندگی میکنی؟-
.کوکاکولا، دوست من
.دوتا آبجو، دوساعت پیش، من خوبم
.نه. نه
...ممنونم، جف من میخوام
پیاده روی طولانی تا خونه بکنم و .به اون خرابه ای که زندگیه منه فکر کنم
.تو رفیق بامزه ای هستی، کلی
.پس من گفتم
دوشنبه میبینمت؟- .آره-
!کلی
.میبینمتون بچه ها
،هی، شری
.تو منو داخل بلاک کردی .من میخوام که طبق مقررات رفتار کنم
.اوه، لعنتی، اوکی، حقیقتا من باید به هر حال به خونه برسم
.نمیخوام تنهات بذارم- .نه-
من تو خونه بابام میمونم که قانون خاموشی داره
.کلیدامو میگیرم و میرم- .ممنون خانم-
.من میخواستم برم
ولی کجا میتونستم برم؟
و چجوری از اونجا میرفتم؟
.من واسه راه رفتن ضعیف بودم
.یا بیشتر از اون واسه امتحان کردن ضعیف بودم
.و بعدش یه قهرمان دوست نداشتنی اومد سر راهم
هی تو میخوای برسونمت خونه؟
میفهمی چی میگم؟
.تو خوب به نظر نمیرسی
.منظورم اینه که تو همیشه خوبی
.ولی الان زیاد خوب به نظر نمیرسی
.ببین، میتونم برسونمت خونه
...ام
چقد مجبور شدی شراب بخوری؟
.خیلی کم
.اوکی، ببین اینو نگه دار
.خیلی خب بچه ها منو ببخشید .راهو واسه شری باز کنید، هوو - هوو
خیلی خب، آماده ای؟
.شروع کنیم
دیدی؟
خب، ببین اگه من تونستم اونو انجام .بدم پس میتونم تا خونه هم رانندگی کنم بجنب
گرفتی؟
حالا فک میکنم اگه هردومون اونجا .میموندیم واسمون بهتر میشد
.شری، این یکی مال توهه
.نه، دارمش
مطمئنی که خوبی؟
ازم نمیخوای که یه آبی چیزی واست بیارم؟
.من خوبم ممنون
.مواظب پاهات باش
من یکم عکس العملای بیشتری رو انتظار داشتم، میدونی؟
.منظورم اینه که، اولین پارتی سال
.یکمی بهتر میشد
برایس و زک، .همیشه باهمن
آسون بگیر، ما فقط یکم خوش میگذرونیم باشه؟
.ما فقط یکم خوش میگذرونیم
...چیکار میکنی
چیکار داری میکنی؟
.من یه نوعایی از آهنگارو دوست دارم تو از آهنگ خوشت میاد؟
.شری
چیه؟
.... من باید بهت بگم
چی؟
.امشب یه چیزایی اتفاق افتاد
چی اتفاق افتاد؟
.اوکیه، منظورم اینه که میتونی بهم بگم
.من یکم وقتمو تلف کردم
.پدر مادرم منو میکشن
.نه اگه اینو توی خونه من بهشون بگی
.از این نقشه خوشم میاد
آره، فقط تو خونه من بخواب .و ننه بابات هیچوقت نمیفهن
تلفنم شارژش تموم شد، تو این تو شارژر داری؟
.تلفن من تلفن خودته (اسپانیایی) (تلفن=cell phone)
... من کاملا مطمئنم که کلمه تلفن اسپانیاییه (cell phone)
خوبی؟
آره. اون چی بود؟
.نمیدونم
.اوه، خدای من
.اوه، لعنتی
.اوه، خدای من، ببین من مست نبودم .من که گفته بودم مست نیستم
.میدونم، میدونم
.بابام منو میکشه
.ماشین خوبه
.ولی ما باید واسه تابلو ایست به کسی زنگ بزنیم
.نه. ما باید بریم
.اگه بابام بفهمه منو میکشه
ما باید به 911 زنگ بزنیم؟
.اوه، خداجون، ببین راهی .نیست هانا برو تو ماشین
!شری
،وقتی تو کار اشتباهی کردی ...نمیتونی فقط
...مثل
.بیخیالش بشی
.هانا، بیا تو ماشین .وقتی خونه بودیم زنگ میزنیم
.نه
.بیخیال- .نه-
.شری، بیخیال
!شری
...اوه...، تو جد...
!شری
.من نیاز داشتم که یه تلفن سالم پیدا کنم
.امیدوار بودم که زودتر پیدا میکردم
.من کمک لازم دارم. تلفنم شارژش تموم شده
شارژرا درست بغل گوشت گاوا هست
،نه، گوش کن یه تصادف رخ داده .من باید زنگ بزنم
.متاسفم، ما هیچ تلفنی نداریم
.تلفنتو بده من
!تلفنتو بده به من
.باشه. باشه
...فک میکنی که چقد- .خفه شو، خدا-
اورژانس، کار فوریتتون چیه؟
...من، اه
.میخوام که یه تصادف رو گزارش بدم
کجا؟
.تقاطع تنگلوود و خیابون بی
.بله خانم، همه چی درست میشه
ما همین الانشم همین تماس رو .دریافت کردیم نیروها به صحنه فرستاده شدن
شماها تماس رو گرفتید؟- .آره همینطوره-
...کی
اون یه دختر بود؟
.من نمیتونم بهتون اطلاعات بدم خانم
.ما نیروهارو به محل اعزام کردیم
.اوکی، خوبه، خوبه
کار دیگه ای از دستم بر میاد؟
.نه هیچی
.ممنون
.ممنون
هنوزم شارژ میخوای؟
.خب، آره اون یه تصمیم وحشتناک بود
.ولی این تمام ماجرا نبود
.ببخشید
.منو ببخشید- .یه لحظه آقا-
!خدا لعنتش کن
.نه کارت شناسایی، نه آبجو
....من نمیخوام
من میخوام ازت یه سوال بپرسم .اگه چند هفته پیش اینجا کار میکردی
.دومین شنبه سپتامبر
.من هر شنبه کار میکنم
.و متعجبم که چرا هنوز سنیگلم
.اه، آره
...گوش کن من میخوام
دختری بود که اومده باشه تا به 911 زنگ بزنه؟
.فکر نمیکنم
دختری رو یادت میاد که همیشه از اینجا شکلات خریده باشه؟
.اون تلفنتو قرض گرفت
شاید وسط بازیت؟
.آره،اون دختره
.موهای کوتاه، بی اعصاب- .آره، آره
یادته که تماسش درباره چی بود؟
.فک کنم مربوط به یه چیز ترافیکی بود
.یادم نیست
میتونی سعی کنی؟
.ممم ببخشید مرد
.شاید درباره سنگ پرت شدن بوده
.ممنون بابات کمکت- .خواهش میکنم دادا-
.من داداش تو نیستم رفیق
تمام چیزی که اون گفت این بود که وکیلای .منطقه ای واسه یه جلسه این بعدازظهر درخواست دادن
حدسش اینه که اونا میخوان به توافق برسن
.اونا میخوان که تمومش کنن- .خب، البته-
ولی ما باید بهشون گوش کنیم .شاید مطرح شد
من نمیخوام که بذارم مدرسه روی کاری که با
.دخترمون کردن رو مخفی کنه- .شاید لازم نباشه مخفی بشه-
.دنیس گفت توافق نامه اغلب شامل یه توافقه
... و اقدامات درمانی
این چه خوبی داره؟
.ممکنه اونا به بچه بعدی کمک کنن
... ما قبول کردیم که باید باهاشون بجنگیم
.سلام
.حق با مشتریه
.تا وقتی که تموم بشه
، ما میتونیم تا آخر بجنگیم . تا وقتی که ورشکسته بشیم
.هیچ تضمینی نیست که ما ببریم
.ما فقط توافق نکردیم- .نمیگم که ما نباید انجاش بدیم-
.فک میکنم که ما ففط باید دربارش فکر کنیم
چی میشه اگه ما دادگاهو ببازیم؟
، اونوقت مدرسه راشو میکشه و بدون اینکه ،اشتباهشو قبول کنه میره
.بدون اینکه چیزی تغییر کنه
... ما اینو مدیون هانا هستیم
.واسه هانا، باهاش میجنگیم
و اینو به بچه بعدی هم ... مدیونیم که مطمئن بشیم
.این دیگه اتفاق نمیافته
چطور میتونم کمکتون کنم؟
.جدی میگم رفیق، اون مزخرفه
.اون واسه سه روز معلق شد . این مزخرف روی اظهاریاتش انجام شد
،آره، ما به این اهمیت نمیدیم .حداقل دهنشو بستیم
.اونا کمتر از سه روز نگهش داشتن .فک نکنم که دهنشو بسته باشیم
شماها میخواید بذارید یکی دیگه رو هم زیر بگیره؟
.این باعث میشه که خیلی خوب عملی بشه
.اعتبارش تمومه دیگه
.دیگه هیچکست حرفای اونو نمیخواد باور کنه
تا وقتی که اونارو اجرا میکنه، نوار .یا تا وقتی که تونی انجامش میده
خب، چی شد؟
.سعیمو کردم، تونی باج نمیده
.اون نوارارو یه جا قایم کرده
با این قانون ها و وابستگی های اخلاقی ابتـدایی و عهد بوقش
.ما باید اینو به یه روش دیگه انجام بدیم- .این به کلی برگشت-
اگه اون با جسیکا درمورد پارتیش صحبت کنه، دیگه دیر میشه
چرا از برایس محافظت میکنیم؟
کسی میتونه اینو بهم بگه؟ .منظورم اینه که اون یه متجاوزه
.خدا، صداتو بیار پایین
.من یه شعر نشر کردم، اون یه متجاوزه
.استفاده از اون کلمه رو تموم کن
چرا؟
از چه کلمه دیگه ای میتونی استفاده کنی؟
،اگه هانا داره حقیقتو میگه .اما جسیکا گفت که اون نمیگه
واقعا، کورتنی؟ اون هنوز موضعته؟ هانا دروغ میگه؟
.بیخیال دختر کوچولو
!خفه شو، رایان
... اوکی بچه ها ببینید
،نوارا بیان بیرون، ما هممون به فنا میریم .مهم نیست که چیکار کردیم یا نکردیم
فک میکنید که مردم ازش سر در میارن؟- .شاید نه ولی برایس میره زندان-
فک کردی واقعا میره زندان؟ واقعا همچین فکری میکنی؟
.شاید باید بفهمیم
.من نمیخوام
.نه
نمیتونیم بذاریم که کلی اون .نوارارو بده به یکی دیگه
یا با آقای پورتر صحبت کنیم، به این دلیل .که میخوام واسه خودمون یکم زمان بخرم
،اینو از پورتر دور نگه دارید
اما ما نمیدونیم که اون تو روز تعطیلش میخواد چیکار کنه
قراره بعد از تمرین امروز چیکار کنیم؟
.درباره تمرین صحبت کنیم
.همیشه دلخوشی
.شری
میشه یه لحظه؟
.بهتون میرسم
. اوکی- .خدافظ شری-
تو معلق نشده بودی؟
آره، خب میتونیم بریم خارج از این حیاط و یه جا باهم صحبت کنیم؟
.نمیتونم واسه اولین زنگم دیر کنم
.من فقط دوتا سوال دارم
.اوکی، بریم
.میبینمت- !میبیمنت، جاستی-
...بعدا میای خونم؟ من
.یکم وید تازه از یکی از بچه های دوم گرفتم
.نه، نمیتونم، نمیتونم
.خب من میتونم
،نه رفیق تو نمیتونی .تو داری استخدام میشی
.تیم یو سی ال ای آریزونا
اما اون بیشتر از یه دلیل واسه استرحته
.تو خیلی سخت میگیری- .من خوبم-
.سلام عزیزم
.امیدوارم نذاری که این دوتا فاسدت کنن
.هرگز- .خوبه، این کار منه-
.اوکی- .بریم-
کجا میخوایم بریم؟
.این سوپرایزه
.نه. میخوام با این بچه ها حرف بزنم میتونیم بذارمیش واسه بعد از زنگ سوم؟
.نمیتونیم بذاریمش واسه بعد از زنگ سوم
هی، بچه ها، چیکار میکنید؟
،اگه جاستین نخواد کشفش کنه .مجبورم که به یکی دیگه نشونش بدم
.آره، باشه
.خب، بریم
.لعنتی، مرد یه شانس بهم بده
واقعا؟
به کسی میگی؟
ما باید به همه بگیم
.ما باید کاری بکنیم- .ولی این دیگه تمومه-
.واسه خونوادش ولی تموم نشده
.اونا هنوز فک میکنن که اون مست رانندگی کرده
.اون فقط مست رانندگی کرده بود
،همه میدونیم که اونجا تابلو نبوده .این دلیل همون مشکله
مطمئنی؟
یا فقط میخوای باورش کنی؟
این همون دلیلیه که نمیخواستم ...به نوار من گوش کنی. من
میخواستی رازتو نگه داری
.نه
چون نمیخواستم که منو فقط قضاوت کنی .فقط واسه اون کار اشتباهی که انجام دادم
.بقیه مردم، رازمو میدونن
.ولی تو متقاوتی
...میخوام برم به اداره پلیس- .کلی-
.واسه ثبت نام یه برنامه تنوع مواد مخدر
.که مجبورم اونو بخاطر اینکه رفیقات منو معلق کردن بگیرم
.من هیچی دربارش نمیدونستم . فک میکردم این اشتباه بود
آره؟
چرا تمومش نمیکنی؟
چیکار میتونم بکنم؟
،خونوادش
...مردی که صدمه دید
اونا لایق این هستن که بفهمن .واقعا چه اتفاقی افتاده
!ما نمیدونیم که این واقعا چطور اتفاق افتاده
.منظورم اینه که، آره تابلو افتاده بود
.ولی اون مست رانندگی میکرد- .اون مست نبوده-
مطمئنی؟
یا فقط میخوای باورش کنی؟
.من بزرگترین اشتباه عمرمو کردم
.و سعی دارم که اینو از زندگیم دور نگه دارم
فهمیدی؟
.تو باید بری سر کلاس
.سعی میکنم بهترش کنم
.و سعی میکنم که جبرانش کنم
خب منو بعد از مدرسه میبینی؟
چرا؟
.خب اینجوری میتونم نشونت بدم
.قبل اینکه بری و به دنیا بگی من چیکار کردم
بهم یه شانس واسه ثابت کردنش بده
.که من مثل بقیه اونایی که توی نواران نیستم
.باشه، میام
.آدرسو واست میفرستم
امروز مشکلی نیست؟
.نه، خوبه
.سلام
خوبی؟
...سلام، الکس من
.خوبم
.نمیتونم این مدرسه مزخرفو باور کنم
اونا همینجوریشم پوسترای رانندگی مست رو نصب کردن
.حالا هرچی
حالا هرچی؟
.اون مست رانندگی نکرد، احمقانه بود
...آره، اما
منظورم اینه که، ناراحت نیستی؟
.بیشتر عصبانیم
.میدونی. شاید بتونی جفتش باشی
...منظورم اینه که، مثل
الان شاید آَسون تر باشه .هم ازش عصبانی باشی و هم ناراحت
...خوبه، ولی
من همینطور فک میکنم که ممکنه یه روزی شاید احساس اشتباه بکنی
.اگه امروز کل احساساتت عصبانی بودن میتونی منظورمو بفهمی؟
.نه
...بعضی وقتا تو مردمو قضاوت میکنی
.منظورم اینه که، هممون انجامش میدیم
...بعضی وقتا تو فقط
.زندگی میکنی که اینکارو بکنی
.نمیدونی که داری از چی صحبت میکنی
.آره شاید احتمالا نمیدونم
...من معمولا همینجوریم
.متاسفم- .نه مشکلی نیست-
...تو مجبور نیستی
.بری یا هرچی
.یه همچین تراژدی ای تامل برانگیزه
..متاسفانه،به ما یاد آوری میکنه که امنیت
.نیاز به هوشیاری داره
.و هیچوقت مست رانندگی نکنید
کلی؟
...میتونیم
میتونیم صحبت کنیم؟
درباره چی؟
.درباره اینکه چه اتفاق افتاد
...من باید بهت بگم
واسه چی گریه میکنی؟ .تو اونو به سختی میشناختی
.نه
.کلی، درک نمیکنی
.درک میکنم
.هر درامی باید درام تو باشه .وگرنه بحساب نمیاد
.به نحوی که همش به تو مربوط بشه .باورنکردنیه
!کلی، نه- لطفا، فقط انجامش نده، باشه؟-
.شری
.شری، وایسا
.نمیخوام دربارش صحبت کنم
.اون چهار راه ما بود
.و تصادفی که اتفاق افتاد توی همون بود
.گفتم که نمیخوام دربارش صحبت کنم
.فکر میکردم که تو واسه اون تابلو زنگ زدی
.نمیدونیم که دلیلش چی بوده
!نمیدونیم دلیلش چی بوده که نشد حرف حساب
...هانا- ...شری، جف-
شما دوتا خوبید؟
.آره ما خوبیم آقای پورتر
منظورم اینه که با توجه به .اونچه که اتفاق افتاده
،خیلی خب هانا چطوری؟
.خوب میشم
.اوکی
اگه چیزی تغییر کرده و شما به .صحبت کردن احتیاج پیدا کردید
.در اتاق من بازه همیشه
.دهنتو بسته نگه دار
، اگه از این به کسی حرفی بزنی .جفتمون باید هزینشو بدیم
...و اگه احتمالا بشه بهتره که
.ما فقط از هم دور بمونیم
.من فقط احتیاج داشتم که تنها باشم
بیشتر از اونی اتفاق افتاد .که من میتونستم باهاش زندگی کنم
صبر کن، درمورد درام چی؟
.دیگه درامی نیست
.خوبه
.کلاس درامی در کار نیست
تو داری درباره کلاس درام فکر میکنی؟
اگه اونا حین زنگ اول بیان تو زشت میشه مگه نه؟
خب بهشون میگیم که .ما داریم یه صحنه رمانتیکو تمرین میکنیم
.اون خبره های تئاترن
این بهشون کمکم میکنه که بفهمن .درواقع یه صحنه سکسی چطوری باید باشه
.اوکی باید بریم
.باید بریم
.من باید خودمو توی اولین زنگ نشون بودم
تو ترسیدی که گیر بیافتیم؟
.نه
.آره. ترسیدی
چون اگه اونا مارو نبینینن .نمیتونیم گیر بیافتیم
.بیخیال
اون دکمه لعنتی کجاست؟
.دکمه اینجاست
هی، جس چته؟
.بذا ببینیم کی میتونه اول اینو بشکنه
مثل شیکوندن لامپ؟
.این فقط یه لامپ مسخرس
چه مرگت شده؟
کی تو انقد ترسو شدی؟
!هی
هی چرا تو مث خل و چلا رفتار میکنی؟- تو چرا اینکارو نمیکنی؟-
.فقط این مسخره بازیو تموم کن
.اونو به من پرت کن- .جس، نکن-
جس، چت شده؟
هیچی، هیچی نشده، باشه؟
.لعنت بهش
.من میرم
!بای
.لعنتی
.هی، من دیدم که تو با کلی حرف میزدی
ها؟
حتی چجوری اینو دیدی؟
.لنزای قوی
اون تورو وارد بازی کرده؟
.ما درباره این حرف نمیزدیم- ااون تورو وارد کرده؟-
.اون نگفت
تو از کلی خوشت میاد، مگه نه؟
.البته که آره، همیشه همینجوری بوده
.منم همیشه دوسش داشتم
.اون با من همیشه قبلا خوب بود
تایلر، چی میخوای؟
.بذار باهاش صحبت کنیم، منو تو
بقیه ی بچه ها میخوان ناامیدش کنن ولی ما میتونیم باهاش صحبت کنیم
ممکنه بهمون گوش بده
شری، ببینم این دیوونه مزاحمت شده؟
- نه - نه، نه مونتی، کاری نداره
فقط بهش فکر کن، خواهشا
- باید برم سر کلاس - صبـر کن شری
نه، تنهاش بذار، مرتیکه
گرفتی؟
مرتیکه ولـش کن
اینا دوربینای چند هزار دلارین
تو صورتت میشکونمشون
خدایمن، مونتگومری تنهاش بذار
- میخوای دوباره امتحان کنی؟ - تو میخوای؟
ببینم مگه تو همین الان اخراج از مدرسه ـت تموم نشد
ریدم دهنت، الکس
نه ممنونم مونتی تو مردش نیستی
خیلی خب
فکر میکنم منتظری ازت تشکر کنم
راستش اگه دیگه باهام حرف نزنی بیشتر خوشحال میشــم
!خدای من
!لعنتی! خدایــا
جان؟
نمیشه زاغ سیاه همچین آدمی رو چوب زد
نمیدونستم که اون بچه یه دلاله
آره، به عنوان بک آپه بیشتر
آدم همیشگیم اصولا زنگ میزنه به خونه ها
ولی من آخرین کیسه ـم رو دیروز دادم مارکوس
این کیسه ـه برای الانه یا بعــد؟
لعنتی
پس تو هم الان معتـاد شدی؟
بهترین و باهوش ترین افراد چرا اینطوریــن؟
میخوای یکم حال کنی، یا نه؟
دوست پسرت کجاس؟
سر تمریـنه
میتونیم بعدا بریم پیشش
- چرا تو سر تمرین نیستی؟ - هنوز نیمکت نشینیم تموم نشده
جدی میگی؟ این خیلی تخمیــه
این مدرسه خیلی تخمیه
مخالفتی ندارم
خب پس، بالاخره میریم که بریم فضا یا نه؟
تو پارکینک؟ دیوونه ای مگه؟
شاید یکمـی
میتونیم برگردیم خونه من
مامان بابام تا چند ساعت دیگه نمیان خونــه
یا میتونیم بریم خونه من
والدین من چند روزی نمیان خونـه
تو دردسر که نمیخوای بندازیم، مگه نه جس؟
شاید یکمی
شاید یکمی
حوزه مدرسه حس میکنه که به یه توافقی رسیدن به نفع هر دو طرف این ماجـرا باشه
پس چرا اعضای حوزه خودشون اینجا نیستن؟
فکر میکنم حس میکردن که این بحث ساده ای باشه
...و وقتی که برسیم به عقد شرایط قرارداد
که نخواهیــم رسید
این پیشنهاد مثل یه توهینه
دوهزار دلار برای مرگ یه بچه؟
برای اون رنجایی که پدر و مادرش کشیدن؟
هممون میتونیم به این توافق برسیم که هیچ مقدار پولی نمیتونه با زندگی هانا برابری کنه
ولی تلاشی برای خوب شدن بیشتر این قضیه ـست
و راستش رو هم بگیم بیشتر از اون چیزیه که از پس یه مدرسه دولتی بر میاد
نگران این نیستیم اونا بیمه بودن
حوزه مدرسه بیمه شدش
هر دلاری که اینجا خرج میشه از کلاسا گرفته میشه
تو و من هردو میدونیم که این شر و وره محضـه
بهشون بگو که چند تا از کارمندا رو اخراج کنن
"اول از همه هم "گری بولان
فکر نمیکنم این توی توافقنامه ـمون بــوده باشه
بیا با "دی.ان.ای" شروع کنیم
- استاندارده - شانس موفقیتی نداره
نمیدونم تا چقدر میتونیم بدون اون ادامـه بدیـم
میخوای کسی از این باخبر نشه
میخوای داستان هانا زیر خاک دفن بشه
حوزه مدرسه به تلاش های ضد زورگویی"ـش ادامه میده"
و یه برنامه ی جلوگیری از خودکشی رو میریزه که
از اول سال تحصیلی آینده اجــرا بشه
...چرا
چرا زودتر اجرا نمیشده؟
قبلا یه قانونی اجرا میشد
در آینده بهترش اجرا میشه
خب، خیلی خوبه
ما هممون میخوایم از این مطمئن بشیم که این ماجرا برای بچه ی دیگه ای اتفاق نیافتـه
ختــم کـــلام
توان مالی مدرسه روی قدرتش برای تضمین کردن این قضیه تاثیر میذاره
خب، این فکر بی رگانه ایه
ما هممون راه حلی میخوایم که برای همه منصفانه باشه، دنیـس
من پسرت رو میشناسم
- ببخشید؟ - کـلی
اون میومد خونه ـمون
و همینطور مغازه
اصلا پسرت بود که روزنامه رو بهمون داد
میفهمم
...احتمالا نباید اصلا در این باره حرف بزنیم
اون با هانا صمیمی بود
اینو میدونستی؟
...اون
آره اینو بهم گفته بود
خیلی دلش براش تنگ میشه
خوبه
بنظر بچه ی خوبی میاد
آره بچه ی خیلی خوبیه
بهم اینو بگو، زندگیش چقدر برات ارزش داره؟
خانم بیکر ما نباید همچین صحبتی داشته باشیم
فکر نمیکنی از دقیقا همون صحبتی باشه
که باید داشته باشیمش؟
پسرم اندازه دنیا برام میرزه
و مطمئنم که هانا هم برای شما همینطوره
...و اگه روزی گمش کنم
حس کنم که کسی اونو ازم گرفتتش
از هیچ کاری دریــغ نمیکنم
آره
ولی نمیدونم چقدر پول کافی میتونه باشه
...انقـدر براتون کافیه ، مثلا
دو هزار دلار؟
فکر میکنم فقط حقیقت ماجرا برام کافی باشه
حالا چه خوشم بیاد از این حقیقت یا نه
جان؟
امکان نداره
همین الان داشتین با همسرتون حرف میزدین؟
شما؟
ببخشید، نمیخواستم بترسونمتون
اسمم کلی ـه
خب، چی شده؟
شوهرتون تصادف کرده
زنــده ـست. بهیارها گفتن که یه مامور میاد و براتون توضیح میده
ولی شوهرتون میخواست که سریعا بفهمید پس منم اومدم خبرتون کنم
کس دیگه ای هم صدمه دیده؟
- آره - خدای من
بله؟
...سلام
خانم کانترل نمیدونم اگه من و یادتون باشه یا نه
!کلی، معلومه که یادمه
از اون شب تصادف
!البته
شری گفت که کسی به اسم کلی میاد یه سری بـزنه
چی؟
!هی، ببین کی اومده اینجا شری رو میشناسه، اینو میدونستی؟
!کلی! سلام، چطوری
"سلام، آقای "کانتـرل
سلام، شـری
سلام، کلی
ببخشید، بذارید تا کنار صندلی باهاتون بیام
خودم میتونم، میتونــم
خیلی خوشم اومد که شما همدیگه رو میشناسید بیا داخــل
اون فرشته کوچولوی خودمونــه
!چه دنیای کوجیکیه
واقعا همینطوره
دفعه اولی که اومدم اینجا سعی کردم که بهشون بگم
...جلوی در وایسادم و اصلا
خشکـم زده بود
یادم میاد که خانم کانترل میگفت
"خب همینطوری اونجا وای نستا، بیا داخل"
دفعه ی بعدی که اومدم به شام دعوتم کردن
دفعه ی بعـدش کمکشون کردم عکسارو بزنن به دیوار
و الان دیگه همینجوری باهاشون وقت میگذرونم
تو کارای خونه کمک میکنم
انگار خیلی دوستت دارن
آره، خیلی نازن
منو یاد پدربزرگ مادربزرگم میندازن
ولی حقیقت رو نمیدونن
راجب تصادف چیزی بهشون نگفتی
آخه چه نفعی میتونه داشته باشه؟
خانم کانترل میگه هنوزم درباره اون شب کابوس میبینه
اون یکی خانواده چی؟
...ببین نمیتونم
...من
نمیتونم باهاشون روبرو شم
و ممکنــه چیکار کنن؟
ببین، بهشون میگم باور کن
ولی الان نه
باید الان بهشون بگی
- مثلا امروز - چرا الان؟ چرا امروز؟
- چونکه هر روز آدمو اذیت میکنه - تو از کجا میدونی؟
.هر روزی که زندگی کنن و حقیقت رو ندونن .اونا به این نیاز دارن، شری
- اونا احتیاج دارن، یا تو ؟ - دارن اذیت میشن
از کجا اینو میدونی؟ رفتی ملاقاتشون؟
موضوع این نیست
نمیتونی دیگه این رازو نگه داری
راز منــه، نه تو
- ببینم من نعشم؟ - چی؟
فکر میکنم نعشه باشم
جس، کلا دو تا پُک کشیدیا
!دو تا خیلیــه
خب، از یکی که بیشتره
تو اون گاوصندوقه چیه؟
اگه بابام میدونست که میتونم اینو بازش کنم عقلش رو از دست میداد
!لعنتـی
میدونم، نه؟
!بابام داره آماده میشه
- این یکی تفنگ موردعلاقم ـه - لعنتی دهنتـو
جس، ببینم این تفنگه پُره؟
معلومه که نه
لعنت
فکر میکنم واقعا پر بود سوتی دادم
نباید یه تفنگ دستت بگیری
!من کارمـو بلـدم
این یه تفنگ "گلاک 19" ـه
15خشاب جا داره تک تیر کارو میسازه
برای دفاع شخصی عالیـه
عالیه، حرفت رو قبول دارم
چیه، یه "گلاک" دوست نداری؟
میدونی راستش ما خیلی خانواده ی تفنگ بازی نیستم؟
بیشتر تو کار اسکی هستیم [ (:نه اون اسـکی ]
امتحانش کن
نه مرسی
ببینم این طرفا "کی.اف.سی" هس؟ چون بوی مرغ به مشامم میرسه [ تیکه میندازه که پسره ترسیده، "مرغ" تو انگلیسی به معنای ترس و بزدلی هم هست ]
ریدم دهنت بابا
بگیرش
باشه
...آره، خب اینجوری
فقط بازیگرای هالیوودی تفنگو اینجوری دستشون میگیرن
.آره. باشه
بیا، بذار نشونت بدم
- بچرخونش - آها
این دستتو بذار اینجا
خب فقط ریلکس کن شونه ها عقب
نفس عمیق
باز دم
بعدش شلیک میکنی
کلی، خیلی خوشحالیم که بالاخره ملاقاتت میکنیم
جف خیلی دوست داشت خیلی تو درساش بهش کمک میکردی
در حقیقت همین اجازه میداد که بازیش رو ادامه بده
...خب، اون کارو تنهایی کرد، من فقط
من فقط تو علائم نگارشی و انتخاب کلمه و همچین چیزایی بهش کمک میکردم
...میدونید دیگه، تکنیک های جست و جو و
خب بالاخره، ما خیلی ازت ممنونیم
دوست خوبی براش بودی
چجوریه که تا بحال ندیدیمت اگه انقدر دوست خوبی هستی؟
"هریس"
نه، اشکالی نداره
من خوبم ممنون
...جف و من
فقط تو مدرسه دوست بودیم، فکر میکنم
ولی از من بزرگتر بود و تو تیم بسکتبال بود و این چیزا دیگه
و منم خیلی آدم مهمی نبودم
...خب
برای اون که بودی
آره
خیلی باهام مهربون بود
خب، کلی چی شد که سری به ما زدی؟
...خب، من
خب امیدوار بودم که یکی دیگه از ...دوستای جس هم امروز باهام بیاد اینجا ولی
نتونست بیاد
خیلی خب
یچیزی هست که باید راجب شب تصادف بدونین
چی؟
من اولین کسی بودم که رسید اونجا
...تو راه خونه بودم
و صدای تصادف رو شنیدم
جف رو پیدا کردم
پیداش کردم
!جف
خدای من، جف صدام رو میشنوی؟
وایسا، صبرکن جف وایـسا
با خودم گفتم تنفس مصنوعی ای چیزی بهش بدم
نمیدونم یچیزی دیگه
!زودباش
هی، صبرکن، یه لحظه صبرکن
من بودم
من بودم که به اورژانس زنگ زد
...خب پس
خب تو باهاش توی پارتی بودی؟
اونجا بودم قبل از اینکه بره دیدمش
...و فکر
فکر نمیکنم که مست بوده باشه
اینطور فکر نمیکنی؟
نه، بهم گفت که مست نیست و منم حرفش رو باور کردم
...منظورم اینه که
چقدر آب جــو
تقصیر جف نبود
یکم قبل تر توی همون شب علامت توقف رو خراب کرده بودن و برداشته بودنش
نمیدونم. پلیسا فکر میکردن تقصیر جف باشه فکر میکنم
ولی زودتر از اون برداشته بودنش
ببخشید. ببخشید
از کجا راجب علامت توقف خبر داری؟
تو خرابش کردی؟
.نه. نه
پس برا چی داری عذرخواهی میکنی
از زمانی که جف مرد ازش عصبانی بـودم
چونکه بهم گفت مست نبوده
و منم فکر کردم که دروغ گفته و رفته یه کار احمفانه انجام بده
و ازش متنفر شده بودم که اینجوری گذاشت رفت and I was wrong.
ولی اشتباه میکردم
هفته ی بعدی که جف مرد من سه بار رفتم دم در خونشون
حتی شماره تلفنشون هم گرفتم و بهشون زنگ زدم
و پیغامی براشون نذاشتم
میخواستم که بهشون بگم
ولی نمیتونستم
میدونم که این گناه بود که حسش میکردم
و خشم
فکرمیکنم خیلی احساس خشم بود
از این دنیای ک*یری عصبانی بودم اینکه و چرا همیشه اینطوریه
ولی بیشتر از خودم عصبانی بودم
برای کاری که میتونستم انجام بدم و هیچوقت انجامش ندادم
این تصمیم بد شماره دوم بود
این رو تو نوار بعد میگم
این دیگه یه داستان غمگین و احمقانه ی دیگس
توی دنیا ظلم و ناحقی خیلی زیاده
درد خیلی زیادی هست
نمیتونستم اینو تحمل کنم که من کاری کردم بدتر شه
و اینم نمیتونستم تحمل کنم که دیگه بهتــر نمیشه
فکر میکردم که اینجا باشی
فکر میکنم که بهتره بیام کنارت بشینم
جف رو پیدا کردم
من اولین نفری بودم که سر اون حادثه رسید
و پیداش کردم
تو ماشینش
مرده
خدای من، کلی
چرا هانا به هیچکس راجب تابلوی توقف چیزی نگفته بود؟
شاید ترسیده بود
خیلی از دست جف عصبانی بودم
و همینطورم هانا برای اینکه همش اینارو به خودش ربط میده
ولی خبر نداشتم
خب، حالا که میدونی
و این همینطوری بدتر میشه، نه؟
ترسیدی؟
آره
در هر صورت بهش گوش میدم
خوبه
لازم نیست کنارم بمونی
فکر میکنم که اینطوری شاید بهتر باشه
چرا؟
چونکه نوبت نوار تو رسیــده
- نمیتونم بهش گوش بدم - نمیتونی؟
بعد از این همه، بازم نمیتونی؟
نه
خدای من، تونی
مرگ، تجاوز دیگه بعدش چی میشه؟
مگه من با هانا چیکار کردم که از اینا بدتر بوده؟
یعنی نمیدونی چه اتفاقی افتاد؟
نه، روشنه که نمیدونم
پس بهم بگو
میدونی که قرار نیست همچین کاری انجام بدم
پس اینـو بهم بگو
حقیقت رو بگو و به نوارم گوش میدم
من هانا رو کشتم؟
ما هممون هانا رو سرافکنده کردیم
این جواب سوال من نشد
من هانا بیکر رو کشتم یا نه؟
نه، اون خودش خودکشی کرد انتخابش با خودش بود
ولی تو، من و همه ی کسایی که توی این نواران
هممون سرافکندش کردیم
ما نتونستیم به هانا بگیم که انتخاب دیگه ای هم داشت
شاید میتونستیم نجاتش بدیم شایدم نــه
نمیشه دونست
به این سوال عن من جواب بده
،با دونستن چیزایی که میدونی با باور به چیزایی که بهشون اعتقاد داری
با شناختی که از اون و من داری ...و چیزایی که روی این نوارا هست
من "هـانـا بـیــکـر" رو کشتم یا نه؟
« آره »
دانلود رايگان فيلم و سريال .:: FinalMovie.ir ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.