Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
« امـیرعـلـی و ســـروش » .با افتــخــار تقـدیــم می کننــد
« ...دلیــل برای سیـزده »
خوش برگشتین
خوشحالم هنوزم دارید گوش میدید
بهتون خوش میگذره؟
حتماً واسهتون سؤاله نفر بعدی کیه، و چرا
خودتون هستید؟
چیکار کردین؟
چطوری کارتون به این نوارها کشیده شده؟
شاید یه کار بیرحمانه انجام دادین
یا شاید اتفاق افتادنش رو دیدین
شاید حتی متوجه نشدین کارهاتون بیرحمیه
شاید اصلاً کاری انجام ندادین
و شاید انجام میدادین
خیلی دیر شده
فکرکنم میدونید دقیقاً چیکار کردین
،و بعد از نوارها هیچوقت فراموشش نمیکنید
میدونم اگه من بودم فراموش نمیکردم
...راستی
من هنوزم مردم
.کلی، دیرت میشه واسهت صبحونه درست کردم
چیکار کردی؟
امروز صبح همه باهم صبحونه میخوریم
اوه
جدی؟ - بیداری؟ -
زندهای؟ - آره، زندهام. در رو ببند -
اگه بخوام بدونم زندهای باید بتونم ببینمت
حداقل چیز مورد نیازه - صدام رو که شنیدی -
من یه سری زمزههای مبهم شنیدم
خب، تو زندگی هرچی گیرت بیاد رو باید قبول کنی، مامان
.دوش، بعد صبحونه طبقهی پایین، لطفاً
دوستی. پیچیدهاست
.ولی نگران نباش تنهایی انجامش نمیدی
اینطوری باحال نیست
حرفمو باورکن
خودم این وضع رو داشتم
حالا، همیشه قرار نیست آسون باشه
شاید حتی یکم دردناک باشه
یا یکم بیشتر از یکم
به خودت بستگی داره
ولی نترس، از این شرایط رد میشیم
قدم به قدم، نوار به نوار
تو و من. باهمدیگه
و فراموش نکن... بقیه هم هستن
تخممرغها تا یه دقیقه دیگه آماده میشن
با نون تست فرانسوی میخوریمشون
خامه میخوای؟
لازم نیست
تو که قهوه نمیخوری
...صبحونه هم نمیخورم، پس
تقریباً دو هفته شده
که به عنوان خانواده شام خوردیم
،منم آدم واقعگرایی هستم پس پیشنهاد میکنم بجاش
هر صبح صبحونه رو خانوادگی بخوریم
فقط هرکدوممون باید صبحها یکم زودتر بیدار بشیم
تو چقدر زود بیدار شدی؟ از دیروز؟
،نیاز نیست هر روز خیلی گرم بگیریم
ولی خوبه که درست شروع کنیم
خب، پروژهی دیشبت چطور تموم شد؟ با تونی
خوب بود
واسه درس تاریخ بود، درسته؟
،آره، یه پروژهی تاریخ شفاهی بود
دربارهی دانشآموزهایی که قبل از ما بودن و این چیزها
کلی، میدونیم چند هفتهی گذشته خیلی سخت بودن
من از دوسال پیش دیگه اینها رو نمیخورم
دکتر المن گفت اگه لازم داشتی میتونی ازشون استفاده کنی
لازم ندارم. و درضمن ممکنه تاریخشون منقضی شده باشه
یه نسخهی جدیده
باید برم. باید واسه مدرسه حاضر بشم
!ناهارت رو یادت نره
شاید یه راه ظریفتری واسه گفتنش بود
اون داره رازداری میکنه
فقط 17 سالشه. اگه رازداری نکنه باید نگرانش باشیم
رازداری یه رفتاریه که باید یادش بگیری
مانند سکوت
...ببینید، میتونم تضمین کنم
که یکی از دلایلی که هنوز دارید گوش میکنید
...اینه که واقعاً دلتون میخواد بدونید
بقیه کی هستن؟
دیگه کی مسئول مرگ منه؟
خب، قراره خیلی زود بفهمید
و البته، اونها هم دربارهی شما خواهند فهمید
اگه تا الان نفهمیده باشن
چیه؟ حس میکنی توهم زدی؟
همه نگاهشون به توئه؟
آره. دبیرستان این بلا رو سر آدم میاره
هیچوقت نمیفهمید به کی میتونید اعتماد کنید
و به کی نمیتونید
سریع فکرکن
.حرکتت رو متوقف نکن !انجامش آسون نیست، بچهها
توپ رو خیلی نگه ندار
پس حواستون جمع باشه
همهاش بخشی از بازیه
ولی یادتون باشه، بازی نیست
اصلاً نیست
هی. پسر لاغره. تمرین خصوصی داریم. بیرون
...ببخشید، فقط
جاستین اینجاست؟ جاستین فولی؟ ...یه تکلیفی داریم، و
شما؟
کلی جنسن. توی کلاس زنگ پنجم تاریختون هستم
آها، همون بچه ساکته
آره. خب، اینجاست؟
نیستش
و دیروز هم نیومده بود
بهتره واسه تمرین امروز پیداش بشه
پس اگه دیدیش، بهش بگو قراره تا وقتی چراغها
خاموش بشن، بدوه
حتماً. اگه دیدیمش، بهش میگم
شرمنده مزاحم تمرینتون شدم
هی جنسن
بله مربی؟ - یه چیزی بهم بگو -
...جاستین
توی دردسر افتاده؟
نمیدونم
باشه
.بهش بگو بیاد دیدنم مهم نیست چی شده باشه، من هستم، باشه؟
زک، بیا داخل
!خیلیخب، دوباره شروع میکنیم
قدمها رو منظم بردارین - !برو، برو -
باشه. حرفهای کوتاه دیگه کافیه
وقتشه با ستارهی نوار اول، بخش دوم آشنا بشید
خب، بدون حرف دیگهای، بزارید دوست سابقم رو بهتون معرفی کنم
بلندشید، جسیکا دیویس. تو بعدی هستی
هی. جاستین کدوم گوریه؟
نمیدونم، جس
نمیدونی؟
شاید زنگ اول رو خوابیده
امروز باهم اومدین؟
نه
پس کجاست؟ مارکوس؟
دیشب ندیدیش؟
چرا، داشت تمرین میکرد
پس چرا جواب زنگ و تماسهام رو نمیده؟
مطمئنم میادش
آها پس مطمئنی. ممنون، مارکوس
آقای پورتر میخواد منو ببینه
یه فرم رو توی کلاس درسم گذاشته بود
خانوم دیویس. شما کلاس ندارین؟
بهش بگید باید باهاش صحبت کنم
همین الان
به چی گوش میدی، کلی؟
خانوم دیویس
سلام کلی
سلام شری - اوضاع چطوره؟ -
اوضاع بدک نیست
امروز صبح تو و مربی پاتریک رو دیدم
آدم عوضیایه، درسته؟
...خب، یجورایی. من
دنبال جاستین میگشتی؟
تو دیدیش؟
نه، ولی جسیکا استرس گرفته چون پیشآهنگ جاستین توی گروهه
و چون دنبالش میگشت به تمرین امروز صبح نرسید
این اولین نمایششه با تیم
و پایان هاش هم یکم ضعیـفه ...پس
- خب، این نگران کننده ـس، آره - آره. چرا دنبالش میگشتی؟
دلیل خاصی نداره، برای تکالیـف
...اینجا کمـدمه، پس دیگه
کلیو کلی، مطمئنی حالت خوبه؟
دارم تلاشمو میکنم
آره، میدونی. دل منم براش تنگ میشه
خیــلی
تو و هانا دوست بودید؟
خب، میدونی دوستی پیچیده ـس ...ولی
آره، بودیــم
اون چیزی... هیچوقت راجب من حرف میزد؟
هان؟
حرفای... بدی؟
!معلومه که، نــه
نه، کلی. اون خیلی دوست داشت
لعنتی، کلاس زبان آلمانی دارم نباید دیـر کنـم
باید بریم یه قهوه ای چیزی بخوریم، اوکی؟
کافه مونه"؟"
آره، حتما. خوش باشی
چند هفته بعد از شروع سال دوم با جسیکا آشنا شدم
ظاهرا، مشاوره احتیاج داشتیم
- سلام - سلام
- خانم آنتیلی کارت داره؟ - آره
منم همینطور
- خبر داری چرا؟ - نــه
!دانش آموزای جدیدم
!بیاید داخل
!بیاید داخل
تونستید با همدیگه آشنا شیـد؟
هانا، این جسیکاست جسیکا، این هاناست
شما هر دو دانش آموزای جدید دبیرستان لیبرتی هستین
و فکر کردم که براتون خوب باشه که همدیگه رو بشناسیـد
با خودم گفتم، و میدونم که اصولا همچین کارایی اینطوری انجام نمیشن
ولی فکر میکنم میتونید با هم دوست بشید
اصن افراد بالغ میفهمن دوستی چجوری اتفاق میافتـه؟
حالا، میدونم که غیرطبیعی ـه که تکلیف بدم که دوست پیدا کنید
پس بهش مثل یه چهره ی صمیمی توی یه جمع نگاه کنیــد
تا وقتی که جایگاهتون رو پیدا کنید
پس یعنی ازمون میخواید وقتی از راهرو رد میشیم به همدیگه لبخنـد بزنیم؟
و اینکار چجوری بهمون کمک میکنه منظورم هدایت شدنه
خب، هدف کارمون اینه که غریبه نخواهید بود
اومدن به یه مدرسه ی جدید میتونه گیج کننده باشه
فقط میخوام که یه همراه راشته باشید
دو تا همراه
رو منم حساب کنید
خب، فقط برای اینکه قضیه رو روشن کنیم میگم یعنی باید تو راهرو به شما هم لبخند بزنیم؟
معلومه! خیلیم دوست دارم
گوش کنید
من خیلی توهم اینو ندارم که این مدرسه یه جای صمیمی ـه
دوست داشتم که اینطوری میبود
...همیشه اینجوری نیست، ولی
ما سه تا، میتونیم کنار همدیگه باشیم
همش همینه
خانم، آنتیلی ...مطمئنم که "هیلاری" عالیه، ولی
اگه میخوایم دوستای صمیمی بشیم باید بدونی که اسم من "هانا" ـه
- مگه من چی گفتم؟ - هیلاری
این اسمت نیست؟
نه. هانــاست
لعنتی. من همین الانشم دادم گردن بند صمیمی ترین دوستا رو برامون درست کنن که اسم "هیلاری" روشه
هیچ دانش آموزی دارید به اسم هیلاری تا بتونیم با جنیفـر مچش کنیم؟
- جسیـکا - "ببخشید، "جزبـل
"مشکلی نیست، "هریـت
میشه من راستکی با یه جزبل مچ شم؟ حتما دوست توپی میشه
میبینید؟
حس شوخ طبعی ـتون رو میبینید
!مچ عالی ایه
- آره - واضحه
!سلام، کلاه ایمنی
سلام
چرا داری میخندی؟
چرا نباید بخندم؟
نه، منظورم اینه که بهتره که بخندی
فقط داشتم میپرسیدم که آیا دلیـلی داشته یا نه؟
تو واقعا به معنای واقعی کلمه میتونی از کاه کوه بسـازی
!یه موهبت الهیه
واقعا موهبته
سلام، این برا توئه؟
ممنون، آقای پورتر
خیلی وقته یکی از اینا رو ندیده بودم
یه چی گوش میدی؟
...ام... بابام یه نوارایی داشت
"موسیقی های قدیمی مثل "اولترواکس
دوران"... "دوران"؟"
آره، حتما. چیز توپیه پسر
من خودم بیشتر تو فاز "جاز"ـم ولی همه ی موسیقیا خوبن
تو زندگی کمکت میکنه
بفرما
گوش کن کلی، دوست دارم بعضی وقتا باهات یه گپی بزنم
"راجب "هانا بیـکر
هانا؟ چرا؟
فقط دارم سعی میکنم بفهمم چه اتفاقی افتاده
میدونم شماها دوست بودید با هم کار میکردید، درستـه؟
...آره
ولی، میگم، آره
فقط یه وقت بیا دم دفترمو یکم حرف میزنیم، اوکی؟
- آره - خیلی خب
آقای پورتر جایگزین خانم آنتیلی بود
که به یه مدرسه ی دیگه رفته بود
که، همونطور که معلوم شد خیلی ناگوار بود
این ماجرا برا یه نوار دیگس
"سلام، "جوان
هیزل"، سلام"
داری تعقیبم میکنی؟
والا من که از تو جلو ترم
نکته ی خوبی بود
این یه فاجعه ـست. ما داریم تو یه سمت حرکت میکنیم
تقریبا به معنای قیامته
حق نمیتونه با اون خانم مشاورِ متکبر باشه
فکر میکنی چند تا گربه داشته باشه؟ پنج تا؟ هفت تا؟
تو فکر 12 تا بودم
و همشون چاق و فرفری ان
خیلی صداشون بلنده
- حالا کجا داری میری؟ - دارم میرم خونه، تو "بریستول" زندگی میکنم، تو چی؟
دارم میرم کافه مونه یه شکلات داغ بخورم
شکلات داغ، جالبــه
مخصوصا چونکه امروزم خیلی گرمه
شکلات داغ علاج همه ی بدبختی های تو زندگیه
منم بدبختیایی دارم که به علاج احتیاج دارن
و اینطور شد که داستان کافه مونه آغاز شد
داستان یه دوستی
آره، کت دوست خیلی خوبی بود
...وقتی از اینجا رفت، من
آره، خب خیلی گند بود
من دوسال یه بار دوستامو ول میکنم همش در حال نقل مکانیـم
والدینت در حال فرارن؟
بابام تو نیروی هوایی کار میکنه
پس تو همیشه اون بچه ی تازه واردی
"یه دوست داشتم، "ایمی
همه چیم رو بهش میگفتم از جمله خوابای سکسیه شرم آورم رو
"که توشون انواع انتقام جویان بودن، از جمله "اسکارت جوهانسون (در نقش بیوه ی سیـاه)
و یه روزی، میدونی ظریف بار اومد وسایلشون رو ببره
منم اینطوریم، "خدافظ! ناموسا به کسی "!قصه ی اسکارت جوهانسون رو نگو
ولی همه جا راجبش پست میذاره
چونکه تنها راه ارتباطی ای که دیگه هست همینه
و آخرش این میشه که همه تو مدرسه ی جدیدت راجبش میفهمن
و اوضاع قاراشمیش میشه
پس به "اون دختره" تبدیل میشی
آره والا من خود "اون دختره" ـم
من اون یکی دخترم
خانم آنتیلی ـه اسکل
زنیکه کارشو خوب بلــده
یه دوستیِ شکلات داغی بود
برای ماه های سرد خوب بود ولی شاید برای همه ماه ها اینطور نبود
چی؟
- جسیکا، جسیکا - چیه، کلی؟
جسیکا چرا از آقای پورتر دوری میکنی؟
نمیدونم داری راجب چی حرف میزنی
وقتی دیدیش سریع پیچیدی رفتی اون چیزی راجب نوارا میدونه؟
دیوونه شدی؟ دهنتو ببند
فقط دارم سعی میکنم بفهمم اوضاع از چه قراره
پس برو گوش کن حرف نزن
ولی جاستین چی شد؟ چرا نیومده؟
نمیدونم آقای پورتر دیروز بردش تو دفترش جاستین رو
بعدشم اون از دفتر پورتر اومد بیرون و از مدرسه وفت و غیبــش زد
همه چی بینتون خوبه؟ شماها با همدیگه اید دیگه نه؟
آره، ما باهمیم و حالمونم خوبه، باشه؟
ممنـون کلی
- نمیخواستــم - فراموشش کن
فقط... هر چیزی میشنوی رو باور نکن
خیلی خب؟
برای یه مدتی، ما دوستایی بودیم که آرزوش رو داشتین
...کارای تنفر آوری انجام میدادیم
...مثل با هم خرید کردن
!ببخشید
و چیزایی رو که میخریدیم رو مقایسه میکردیم
اون تاپه خیلی بهت میاد
دستام رو زیادی نشون میده خیلی چاقن
نه نیستن
دستام مثل دستای معلمای جایگزینه
و راجب پسرا حرف میزدیم
یه بپا داریــم
کجاس؟
خونسرد باش، ساعت سه
از سه گذشته
نه، موقعیت ساعت سه رو میگم
خدای من، پدرت یه خلبانه ها
بیشتر یه متخصص مسائل لجستیکی ـه
اونجا رو باش
داره نگات میکنه
- داره به تو نگاه میکنه - نه، به تو. و خوشگلم هست
- تنهاست - خب که چی؟
یعنی اینکه هیچ دوستی نداره چیز عجیبیــه
ما هم تا دو هفته پیش دوستی نداشتیم
...سلام
- سلام - سلام
دیدیمت که داشتی ما رو میپاییدی
و به این فکر افتادیم که کدوممون رو داشتی دید میزدی؟
نه، دید نمیزدم
بیخیال بابا، پلشت بازی رو بذار کنار
بنظرت ما پلشتیم؟
نه، منظورم اینه که. نه
راجب مهره ی مار چیزی شنیدی؟
مهره...؟ نه
خب، ما شنیدیم
و خیلی مطمئن نیستیم که چه معنی ای میده، ولی تو داریش
حداقل باید توضیح بدی که چرا تنها نشستی
دوستم فکر میکنه که این تنها بودنت تو رو عجیب جلوه میــده
ببینم تو عجیب غریبی؟
خب، خیلی نمیتونم به مسئله ی ،عجیب غریب بودن" جواب بدم"
ولی برای این تنها نشستم چون تازه نقل مکان کردیم اینجا
کسی رو نمیشناسم
اسمت چیه؟
الکــس" ـه"
"الکس استاندال"
خیلی خب، الکس. الکس استاندال
آماده ایم که دعوتت کنیم بیای پیش ما بشینی اگه بتونی به یه سوال جواب بدی
روی اون نقاشیِ عظیم الجثه ای که تازه آویزونش کردن چی کشیده شده؟
یه... یه مرد بزرگ در حال خون ریزیه؟
یا یه اسکوییــد؟ (موجودی دریایی که کنار دهانش ده تا پا دارد)
یا یه مرد اسکوییدی
ام... در فصل بهار؟
خوب بود، میتونی بیای پس
خیلی خب، ممنون دقیقا کجا بیام؟
اگه باید بپرسی پس حتما نمیدونی
...و درست همینطوری
...دو تبدیـل به سه شد
برای وبلاگ غذاییمه
و درست قبل اینکه متوجه بشی دوستای صمیمی شدین
آقای جنسن
عجله نکن مرد جوان دفتر خواستنت
چرا؟ برای چی؟
به طور تعجب آوری توضیح کاملی نمیدن
فقط دستور میدن که بری
حضور در کلاس
خب پس، فکر میکنم مربوط به مسائل حضور در کلاسته
این چیه؟
گزارش روزانه، از امروز هشدار حضور در کلاسی
هشدار حضور در کلاس"؟"
باید مطمئن شی که همه ی معلما برات حاضری بزنن
و تو دو هفته ی اول باید حاضریات رو بنویسن
ولی چرا باید این کارارو بکنم؟ منکه حاضریام خوبه
یکی میخواد مطمئن بشه که همینطوری میمونی
من قرار وبده که یه پروژه با حاستین فولی بدم
و امروز نیومد کلاس
گفته که دیــر میاد؟
نمیتونم درباره ی دانش آموزای دیگه اطلاعاتی بدم
- یه برگه مرخصیه دیگه؟ - آره یکی دیگه
از همون دکتر قبلی ـس
خیلی خب
سلام پسر
سلام، کلی
حالت چطوره؟
من چطورم؟
تو چطوری؟
آره
!خانما
!آقا
!به این نتیجه رسیدم که این مدرسه ریــده
بجز شما ها البته
کاملا از نتایجت حمایت میکنیم
بیاید امروز بعد از ظهر در این باره توی دفترمون صحبتی داشته باشیم
وایسا ببینم، دفترمون؟
خدای من. "کافه مونه" رو میگم دیگه
آها، آره عاشقشم
هیچ چیزی نبود که دو تا شکلات داغ
و نوشیدنی قهوه ی الکس "دو ژور" نتونه حلش کنه
"ریدم تو این زندگی"
چرا؟ چی شده؟
تقویتیِ ریاضی برام گذاشتن
چونکه ریاضی ای که مدرسه ی قبلیم میخوندم همونی نیست که اینجا درس میدن
کی فکر میکرد ریاضی های مختلف وجود داشته باشه؟
و شرط میبندم یه پسر بد جذاب توی توی کلاس تقویتی باشه
همش تو فکره، چرم میپوشه گذشته ای داره که نمیخواد راجبش صحبت کنه
و با رابطه از راه دور مشکل داره
یه چند تا دختر حامله هستن
پدر مادرت قاطی نمیکنن؟
بابای من قاطی میکرد اگه بود
آره، مامانم ممکنه ولی بابام یه پلیـسه
تا وقتی که درست بایستم و کلاس ورزش رو پاس کنم
...و باهاش برم تیراندازی
وایسا ببینم، بابات یه پلیسه؟ و تو باهاش میری تیراندازی؟ با تفنگ؟
چجوری اینو نمیدونســتم
فکر میکنم هیچوقت سوالی نکردی
عاشق مردا توی لباس فرمم دوست دارم پدرت رو ملاقات کنم
!عیی
بابای خودتم لباس فرم میپوشه
آره. هیچوقت راجبش فکر نکرده بودم
همه به دوست احتیاج دارن
حتی فقط دوستای شکلات داغی
مخصوصا وقتی زندگیت به فنا میره
روز ها میگذرن پشت سر هم نوشیدنی میخوریم
لیوانامون رو برمیداشتیمو و هوای همدیگه رو هم داشتیم
ریدم تو این زندگی
- ریدم تو این زندگی - ریدم تو این زندگی
عیی. دستات کاپوچینویی بود
ببخشید، ببخشید
- ریدم دهن حاستین بابا - لازم نیست راجبش حرف بزنی
هیچوقت
خیلی خب
خیلی خب
ببینم شما اون آزمون استعداد یابی و پیدا کردن شغل مورد علاقه رو دادین؟
امروز نتایجمون رو گرفتیم
...و شغل مناسب من
علی رغم تفاوتایی که داشتیم
اونی بودیم که تو اون زمان هر کدوممون بهش احتیاج داشتیم
سه تا نوشیدنی بر ضد جهان
دو تا شکلات داغ و اون کوفتی که الکس داشت میخورد
این دیگه چه کوفتیه؟
دارم همه ی منـو رو امتحان میکنم
وظیفمه این کارو انجام بدم
خدای من، تو واقعا عجیب غریبی
نه، من یه جست و جو گرم
همینی که الان به خودت گفتی جست و جو گر عجیب غریبـه
امروز یچیزیت شــده
بابام دوباره داره اعظام میشه
- پسر، واقعا متاسفم جس - عجب، واقعا خیلی ضدحاله
باید بره آسیای شرقی یجا که نمیتونه بگه دقیقا کجاست
احتمالا یه کشوریه که قرار نبوه باهاش تو جنگ باشیــم
برای همیشه ریدم تو این زندگی
برای همیشه ریدم تو این زندگی
برای همیشه ریدم تو این زندگی
من خیلی ریاضیـم خوب نیست ولی این چیزیه که مطمئنا یاد گرفتم
...یک به علاوه یک به علاوه یک معادله ی آسونی نیست
الکس اولین نفری بود که دیگه باهامون بیرون نیومد
یه دوستای دیگه ای پیدا کرده بود کلاسش رفتــه بود بالاتر
البته هنوزم توی راهرو با هم رفتار دوستانه ای داشتیم، ولی همش همین بود
بعــدش به من و جسیکا ختــم میشد
ولی بعدش، جسیکا هم دیگه نیــومد
همگی راه هامون رو از هم جدا کردیم
یا اینطوری فکر میکردم
غافلگیر شدم، میدونی؟
- آره - منظورم اینه که، اون روز
داشتم برگه های دینامیک رو میدادم
که یه دفعه برگه هانا رو دیدم
قسم میخورم که یکم مونده دیوونه شم
آره
هنوزم تصورش میکنم هنوزم یاد و خاطرش تازه ـس
میدونم منم بی خوابی گرفتم
دو سال پشت سر هم هانا تو کلاســم بود
چند تا دانش آموز داری، پم؟
- موضوع این نیست - بیشتر از 200 تا
من 600 تا تو لیست مشاوره ایم دارم
...این
این چیزا میکشنت، میدونی دیگه
از مکدونــالد رفتی سالاد خریدی همونایی که ساندویچای بزرگ مک رو درست میکنن
یعنی داری میگی سالاد من چاق میکنه؟
خودت به ناهارم گفتی قاتل
- ممنون - خواهش میکنم
میتونم یه سوال خیلی مهم "کی همچین دختری شدم" ازت بپرسم؟
خدای من، نمیخواد خشکت بزنه راجب پریـودم نیست
خیلی خب
فکر میکنی هیچوقت به خوشگلی ـه جسیکا دیویس" میشم؟"
عالیه مرسی گرفتــم
...نه، من
آره یعنی میگم جسیکا خوشگله ولی تو یه چیز دیگه ای
یه چیز دیگه. مثلا عقب مونــده
مگه من گفتم عقب مونده؟
من همچین حرفی نزدم
و فکرم نمیکنم که دیگه باید از این کلمه استفاده کنیم
در هر حال... فهمیدم که ...سعی داشتی مهربون باشی
و میدونی گند زدی
...وایسا، من
وایسا ببینم، این گپمون چجوری انقدر زود گند خورد بهش؟
بخاطر طرز رفتارته
همش فکر میکنم تو با بقیه مردا فرق داری
که روشنه همچین چیزی نداریم
از فیلم لذت ببریــد
سلام
تو اینجایی؟
نه، الان انیمیشنم اینجاست
تو که چهارشنبه ها کار نمیکردی
- جای "کارن" اومدم - آره باشه، خوبــه
فکر میکنم
الان رفته به یه تئاتر دانشگاهی "چند مرد خوب"
که اصلا ربطی به قصه ی زندگیش نداره
- ممنـون - بذار تو جیبت
اگه نتونی مجانی بری تو سینما و فیلم ببینی پس داشتن
یه دوست صمیمی که تو سینما کار میکنه به چه درد میخوره؟
- سلام هانا - سلام الکس
خوشحال شدم اینجا دیدمت
چهارشنبه ها هم کار میکنی؟
جای کسی اومدم، جس میتونه برات توضیح بده
...آره، ما داشتیم همینجوری چرخ میزدیم
با همدیــگه
میبینـم
...ایول
میشه به بلیط بگیرم؟
میشه ده دلار، لطفا
...اوه
بفرمـا
از فیلم لذت ببریــد
لطفا خبرمون کنید اگه کاری ازمون بر میاد که اوقات بهتری رو براتون رقم بزنیم
خیلی خب
اوکی بود، جس واقعا میگم
تو دختری بودی که پسرا دوست داشتن که دوست شن باهاش
دختری که شایعه ای دربارش نیست
تو دختر مهربون قصه ای کسی که یه "چیرلیدر" میشه
سلام، ببر های لیبرتی امروز روز هیجان انگیزی توی دبیرستان لیبرتی ـه
تیم اصلی بسکتبال مدرسه ـمون امروز اولین بازیِ پیش فصلشو داره
اولین قدم برای اینکه دوباره برن به فینال مسابقات ایالتی
طبق سنت دبیرستان لیبرتی اینجام تا کسی رو به سکو دعوت کنم که
برنده ی جایزه ی کاپیتانی امساله
تا تیم اصلیمون رو بهتون معرفی کنم
!واکــر
حالا ببینید، برنده ی امسال کاپیتان دوم تیم فوتبال
و تیم بیس بال ـه
...و بهش گفتن "الهامی برای هم تیمی هاش و دوستاش و
"...و "یه مادر به خطای سرسخت
"...و کسی که برای رهبری به دنیا اومده"
خوشحالم که جایزه ی کاپیتانی دبیرستان لیبرتی رو به
برایس واکــر" بدم"
ممنون، ممنون، ممنــون
باعث افتخارمه
و افتخار میکنم که یه ورزشکار توی دبیرستان لیبرتی هستم
!"جونم "بـبـرها
...حالا، اعضای تیم اصلی ـه امسال
!"ویلم بارکلی"
!"زک دمپسی"
!"جاستین فولی"
!"آندرس آندرسون"
!"جی.بی گریسـون"
چجوری تونستی همچین کاری باهام کنی؟ بهم زنگ بزن، یا حداقل یه اس ام اس بده
جسیــکا؟
چیه، کلی؟ چی میخوای؟
- باید حرف بزنیم - نه خیرم
باید با یکی راجب جاستین حرف بزنیم مثلا آقای پورتــر
آقای پورتر؟ خدایی؟ !چه فکر بکری
اون راجب نوارا چیزی میدونه؟
یه بار دیگه بهت میگم دهنت رو ببند، فهمیدی؟
- ...جس - برو کنار کلی، تنهام بذار
وقتی جسیکا راجب چیزی ناراحت باشه بهتــون میگه
- چی؟ - باید حرف بزنیم
و میدونستم میخواد راجب چی حرف بزنه
لیست الکس
سلام، کلی
چه خبــرا، پسر؟
سلام، مارکوس
- میخوای برسونمت؟ - کجا میــری؟
- نه مرسی. دوچرخم هست - بندازش صندوق عقب
میخوایم بریم "برایس" حتما باید بیای
سلام کلی، همه چیز خوبه؟
آره مرسی
مطمئنی؟
آره
شنیدید که پسرا
اون همینجوری خوبه
میدونی، دبیرستان اصن همینطوری پیش میره
پسرا حرف میزنن ...دخترا گوش میدن
و همه چیز به گند کشیده مبشه
یا حداقل درباره ی من اینطوری بود
درسته، جس؟
ریدم تو این زندگی؟
باید میدونستم
شایعه ها رو میدونم، هانا
خب، نمیتونی از شایعات مطمئن باشی
میتونی بشنویشون ولی نمیشه ازشون مطمئن باشی
ما دوست بودیم
چطور تونستی اینجوری بهم خیانت کنی؟
چجوری؟ چیکار کردم؟
الان دیگه تو و الکس با همید؟
...نه! چطور میتونی
!معلومه که نه
اون ازت خوشش میاد تو هم از اون اونی که بیرون افتاده منــم
آره، و این قضیه آتیشیت کرد، نه؟
...یکم. منظورم اینه که
ناراحتم کرد
چرا خب بهم نگفتی؟
شاید از همچین چیزی میترسیدم
مثل چی؟
...تو میخواستی که این تقصیر من باشه
پس تقصیر من شد
جسو میدونی که این هیچ معنی ای نمیده
- ادای آدمای بی گناه رو در نیار - ولی من بی گناهم
من هیچ ربطی به این نداشتم
الکس خودش این کارو کرد
خودش با من به هم زد
نمیدونستم بهم زدید
فقط یه چیزی میگم، ازش لذت ببر
چونکه حتما اینکارو میکنی مگه نه؟
چون این کاریه که جند* ها انجام میدن
گه نخـور زنیکه
دوستــی
پیچیده ـس
جوابی میده؟
شکلات تلخ رو میگم؟
نه
چرا تو و هانا دعوا کردید؟ نمیفهمم
معلومه که نمیفهمی تو یه پسری
شما ها دوستای صمیمی بودید
ما دوست نبودیم
دوستا به هم راستشو میگن دوستا از پشت به هم خنجر نمیزنن
هانا کسیه که از بقیه سوءاستفاده میکنه و یه دروغــگو ـه
هیچکدوم از حرفاش رو نمیتونی باور کنی حتی یه کلمه ـش رو
منظورم اینه که چیزی که روی نوار گفت
راجب ما و کافه مونــه
اون کسی بود که دیگه نیومد باهامون نه مــن
اون کسیه که دوستیمون رو تموم کرد و خودشم اینو خوب میدونه
اون یه دروغگو ـه
بــود
آخه چرا باید دروغ بگه؟
خودت چی فکر میکنی؟
نمیــدونــم
از اینا قضایا اصلا سر در نمیارم
منظورم اینه که میدونم مردم حرف میزنن
رابطه ها شروع میشه و یه پایانی هم داره
:فکر میکنم که همیشه این عقیده رو داشتم که آخه مسائل دبیرستان مگه چقدر اهمیت دارن"؟"
ولی... منظورم اینه که اهمیت دارن
...ولی میدونی
ما فقط برای 4 سال اینجاییم
اگه اونقدر بتونی زندگی کنی
میشه یچیزی ازت بپرسم؟
زک و مارکوس همین الان میخواستن دم مدرسه منو تا خونه برسونن
خب که چی؟
اینکه... همچین اتفاقی تا حالا نیفتاده بود
حتی دعوتم کردن که برم باهاشون تو "برایـس" بگردیم
تو برایس؟
!خدای من
معلومه که اونجا بودن
هیچ ایده ای داری چجوری این دوستای جدید رو پیدا کردم؟
اونا دوستات نیستن
اونطور که همه خبر دارن اون الان اینجا نیست
آره، خب الان مربی هم داره دنبالش میگرده
خیلی عصبانیه که به نمایش نیومد
توی خونه ی کنار استخره
در ضمن، خیلیم نعشه ـس
کل روز رو اینجا بوده؟
آره، از دیشب
چیکار کرد؟
چمیــدونم
هی مرد
خوبی؟
به تو چه مرتیکه من چمه
چیه الان بخور من شدی؟
اون در تخمی رو ببند
راستی، جسیکا داره دنبالت میگرده
حالش بده
آره چند وقتی هست اینطوریه
میخوای باهاش حرف بزنی؟
و چی بگم؟
بگو که رفتارشو درست کنه
داره مثل دیوونه ها رفتار میکنه نظرا رو به خودش جلب میکنه
و همینطور به تو
من نــه
منکه اونجا نیستم
یه لیوان دیگه میخوای؟
اونجا که پارک کردی جرثقیل میاد
خیلی نمیمونم
اون همون میزه بود، آره؟
تظاهر نکن که نمیدونی
به نوارا گوش کردی، مجبور بودی
کی دیگه بهشون گوش کرده؟
اینجا نیومدم که اینو بهت بگم
پس چرا اینجایی؟
کلی، تو از هرکی تا الان بهشون گوش کرده کنــدتر بودی
چرا اینقدر داری طولش میدی؟
سخـته
گوش کردن رو میگم
معلومه که سخــته
اینا نوارای یه دختر مرده ـس
این اصلا روت تاثیری نداره؟
بیشتر از اونی که بتونم بهت بگم
چرا نمیتونی بهم بگی؟
سال هفتم رو یادت میاد؟
که اون عوضیــا کلت رو کردن تو توالت و اون داستان دیگه
یادمه
و منم بهت گفتم من و برادرام میتونیم حالشون رو بگیریــم
و تو بهم گفتی
"بعضی وقتا، یه مرد باید خودش یه مسائلی رو پشت سر بذاره"
یادمــه
اینم یکی از اون مسائله
...نمیتونم به صداش گوش بدم
و بهش فکر نکنــم
و تو ذهنم تجسمش نکنم
اینطور بنظر میاد که اصلش هم همین بوده
این دفعه خودتی و خودت، داداش
- !تو خیلی عوضی ای - !هی
- !بیخیال! هی - چطور تونستی اون کارو باهام بکنی؟
- چی بهش گفتی؟ - به کی چی گفتم؟
آقا پورتر رو میگم دیروز بهش چی گفتی
چرا مدرسه نمیای
فقط چند روز لازم داشتم تا بتونم استراحت کنـم
دقیقا بعد از روزی که با پورتر حرف میزنی میخوای استراحت کنی؟
!یه چیزی رو داری ازم مخفی میکنی
آخه چی رو ازت مخفی کنم؟
کلی هم الان نوارها رو داره
میدونم، نگرانش نباش
اون مثل بقیه ی ما نیست ممکنه چیزی بگه
چیزی نمیگه مطمئن میشیــم که نگه
ممکنه بورسیه ـت رو از دست بدی
...یکاریش میکنیم، اوکی؟ فقط
!آروم بگیـر
تا کجا رفته حالا؟
هنوز به اونجاش نرسیده اگه منظورت اینــه
جاستیــن؟
...اگه هانا داشته دروغ میگفته
چرا تو اینجایی؟
از دست دادن یه دوست خوب هیچ وقت چیز آسونی نیست
مخصوصا وقتی نمیفهمی
چرا اصلا از همون اول از دستشون دادی
انـدی
!انـدی
چیزی نیست، اگه چیزیم باشه یه تعریـفه
یه تعریف، فکر نمیکنم
خب، خودت که یادت میاد تو فیسبوکش چی دیدیم، اون پیاما؟
اون فقط چند تا همکلاسی ـه بداخلاق داشت
نه داشتن بهش زور میگفتن !اینم زور گفتنه
فکر نمیکنم دادگاه هم همچین نظری داشته باشه؟
- با این قضایای دیگه؟ - چه قضایایی؟
چند تا اس ام اس؟ پست فیس بوک؟ چند تا کامنــت؟
عکسی از دخترمون توی زمین بازی
با یه توهین ناشناس که معلوم نیست از کجا اومــده
روحمونم خبر نداره این چه معنی ای میده
یا اینکه کی نوشتتش و یا از کجا اومده
باید بفهمیم
اگه چیزی که ازش خوشمون نمیاد رو بفهمیم چی؟
دخترمون رو میشناسم
مطمئنم
سلام، اولیویا بیکر هستم
ببخشید که دوباره مزاحمت میشم
الانشم خیلی برامون زحمت کشیدی ولی خب، یچیزی پیدا کردیم
داخل یکی از کتابایی که ...توی کمـد هانا بود
نمیدونیم چیه پس با خودمون گفتیم شاید تو بدونی که چیه
حتما خانم بیکر همین الان میام اونـجا
آره، مشکلی نیست آره
خیلی خب، خدافظ
...همونــطوری که گفتم
.خیلی پیچیده ـس
دانلود رايگان فيلم و سريال .:: FinalMovie.ir ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.