Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
آسیامووی با افتخار تقدیم میکند AsianMoviee.ir
مترجمین : غزل انکسبه،یاسمین AJasmine , bahar ویرایش : elaheh_sh
(بلوک ۲)
چرا اون سو باید همچین کاری بکنه؟
(خانم جی اون سو)
بله
منم
به سلامت رسیدی خونه؟
بله
ووجو چطوره؟
...ووجو
امشب پیش عمه اش می مونه
پس حتما امشب تنهایی
الو؟
الو؟
گوش می کنم
فک کردم قطع کردی
شب بخیر
شاید خسته اس
(دروغ پشت دروغ)
(قسمت ۹)
(یک روز آفتابی با جیمین)
(یک روز آفتابی با جیمین)
بهت قول میدم
حتی اگه یکم زمان ببره
من صادقانه در قلبم رو به روت باز می کنم
بدون هیچ دروغی
با تمام چیزی که هستم
درمورد چی داری حرف میزنی؟
خانم رئیس نوه ای نداره
چرت و پرته
اون یه نوه داره
نه جدا همین طوره،داشتی یه عالمه جلز و ولز می کردی
واسه همین رفتم تحقیق کردم ببینم واقع نوه ای داره یا نه
ولی گفتن اون تنها زندگی می کنه
نسلشون به پسرش ختم شده
اون سو
اون سو
اونی - اون سو -
چیه؟ چیشده؟
اون سو
یه چیزی می خوام بهت بگم ولی شوکه نشو
در مورد مادر شوهرته،کیم هوران
بچه ات پیش اون نیست
خدای من،اصلا باورم نمیشه
اون که گفت خوب از اون بچه مراقبت می کنه
ولی اصلا بچه پیش اون نیس
پس حالا این بچه کجاس اخه؟
میدونم
میدونم دخترم پیش اون نیس
می دونی؟
و هیچ مشکلی با این قضیه نداری؟
باید بری بپرسی الان این بچه کجا زندگی میکنه
جی اون سو
دخترت گم شده
مین جی
...دختر من
همون ووجو عه
کی؟
جیمین سرپرستیش رو قبول کرده
خدای من
خدایا، چی داری میگی تو؟
... پس تو میگی ووجو
پس حالا داری چیکار میکنی؟
تو تا حد مرگ دلت برای دخترت تنگ شده بود و حالا اون درست جلوی چشمته
چرا تلاشی واسه پس گرفتنش نمی کنی؟
آخه باید چی بهش بگم؟
که ۱۰ سال گذشته تو زندان بودم
و واسه همین نتونستم زودتر بیام پیشت؟
مهم نیس چقدر پیش خودم وجدانم پاک باشه
به چشم بقیه من فقط یه آدم محکوم به قتلم
...ترجیح میدم بمیرم تا اینکه
بهش برچسب دختر یه قاتل بخوره
اگه از این می ترسی
پس چرا داری سعی می کنی نزدیکش باشی؟
تو که حتی نمی تونی بهش بگی کسی که اونو به دنیا آورده تویی
خب راستشو بخوای
...اون مامان نداره،پس تو میتونی
خدای من،واقعا که دیوونه ای
من میدونم چه بلا هایی سرت اومده،ولی آخه چه طور؟
خودمم می دونم
می دونم خیلی آدم وحشتناکیم که همچین کاری می کنم
ولی من فقط می خوام کنار اون باشم دیگه برام مهم نیس به چه قیمتی
(بلوک ۲)
مادر واقعیش؟
خودت داری می بینی
(احتمال مادر بودن ۹۸/۲ درصد)
حالا می خوای چیکار کنی؟
نه تنها داری جیمین رو از دست میدی
چیزی نمونده که دخترت رو هم ازت بدزدن
ولی اگه من کمکت کنم
شاید داستان تغییر کنه
من یه کادوی کوچولو برات میفرستم
...وقتی گرفتیش دیگه بستگی به خودت داره
که چه تصمیمی بگیری
مدتی هست همدیگه رو ندیدیم
چی باعث شده بی خبر بیای اینجا؟
مطمئنم خودت میدونی چرا
من چیزی نمیدونم. درمورد چی داری حرف میزنی؟
تو بودی. تو این عکس رو گذاشتی
همینطوره
حالا که چی؟
اینو از کجا اوردی؟
واسه چی می خوای بدونی؟دونستنش که حقیقتی رو عوض نمیکنه
چرا یه سوال دیگه ازم نمی پرسی؟
"این زن کیه؟"
مگه به خاطر همین این همه راه رو تا اینجا نیومدی؟
در این صورت من جواب این سوال رو میدم
بله،اون مادر واقعیه ووجو عه
من نتیجه ی تست دی ان ای رو دیدم
اگه منو قبول نداری می تونی خودت درخواست بدی دوباره آزمایش کنن
بالاخره فهمیدی؟
اون با نقشه بهت نزدیک شده
اون دور و بر تو می چرخیده که بتونه با دخترش زندگی کنه
تو جرئت نداری درمورد اون اینطوری حرف بزنی
چی؟
من می دونم هدفت از دادن این عکس به من چی بوده
ولی خیال اینکه اونو با همچین چیزایی تهدید کنی رو از کله ات بیرون کن
چرا داری رو گناهش سر پوش میذاری؟
مطمئنم اون چیزی که باید میفهمیدی رو، فهمیدی.من دیگه میرم
بهت هشدار میدم
با اون درنیفت
اومدی فقط همین رو بگی؟
!اون داره ازت سو استفاده می کنه بدبخت
وقتی حتی یه ذره هم تو رو دوست نداره سرت رو شیره مالیده
آره اون مادر واقعیه ووجو عه
با نقشه بهت نزدیک شده
سلام
من واسه آگهی جذب طراح اومدم
(رزومه:جی اون سو)
کیه؟
دستت رو زخم می کنی. حالا خودم انجامش میدم
دقیقا. میدونی چقدر این دستا ارزش دارن؟
...اگه میتونستم به جای یه قفل جدید
می خواستم یه خونه ی جدید برات بگیرم. ولی نمی تونم. مگه نه؟
پس فقط بذار خودم انجامش بدم.اگه خودم انجام بدم خیالم راحت تره
اصلا امنیت نداره تو رو اینجا تنها بذارم
تموم شد
ممنونم
نیازی نیست از من تشکر کنی
به خاطر این کارای ناچیزی که از دستم برمیاد ازم تشکر نکن. تو لیاقت بیشتر از اینا رو داری
بگذریم،نونا
بله؟
اون داره ازت سو استفاده می کنه
وقتی حتی یه ذره هم تو رو دوست نداره سرت رو شیره مالیده
هیچی. چیزی نیس
من دیگه میرم
چی می خواستی بگی؟
داری میری؟ - خداحافظ -
دوست داری امشب برا شام بیای خونه ی من؟
فکر خوبیه. بعدا می بینمت
(بلوک ۲)
این واسه جبران اون کباب شکم خوکه
تا-دا - ممنون بابت غذا
ووجو همه شو بخور - باشه -
تو هم همینطور جیمین - حتما -
ووجو بذار برات بکشم - باشه -
داغه - مرسی -
جیمین،بذار برا تو هم یکم بکشم
داغه! مراقب باش
نوش جون
دور دهنت کثیف شده
خوشمزه اس؟ - آره -
حتما تا حالا دیگه حقیقت رو فهمیده
حتما فهمیده چرا جی اون سو بهش نزدیک شده
چطور پیداش کردین؟
پیدا کردن پسرت واسه خودش یه مسافرتی بود
هی از این بیمارستان به اون بیمارستان میرفتی که اونو مخفی کنی
حدس میزنم از قبل میدونستی که چقدر کاری که می کنی خطرناکه
شما
جرئت دارین به پسر من دست بزنین
اگه پسرت انقدر برات عزیز بود
باید به حرفم گوش می کردی
یادت رفته؟
پسرت به خاطر اینکه تو شر دختر اون سو رو کم کردی تونست زنده بمونه
این کارمای تو عه که برگشته مجازاتت کنه
از شرش خلاص شو - نه -
نه پسرم
توروخدا،تروخدا
مشترک مورد نظر پاسخگو نمی باشد
شما به صندوق صوتی هدایت می شوید
لطفا پیغام بگذارید
خواهش می کنم بذارید زنده بمونه
این اون جوابی نیس که من دنبالشم
لطفا بزارید پسرم زنده بمونه
من همه کارایی که بهم گفتیدو انجام میدم . همشو
من چیز زیادی نمیخوام
دارم میگم خیلی هم دیر نشده که
کاری که تموم نکرده بودی رو تموم کنی
من اصلا نمیخوام ببینم که
اون سو و دخترش با همن
میتونی
این لطف رو بهم بکنی؟
بله رئیس کیم
بله
میکنم
لطفا
تا وقتی منشی یون میرسه
پیش اون بچه بمون
الو؟
خدایا خیلی استرس دارم
نوبت منه
خدای من
نوبت شماست
کدوم یکی رو باید بردارم؟
بابایی من دوباره بردم
باریکلا
اینجا چیکار میکنی؟
کهنه شده مگه نه ؟
چی؟
آره
چون خیلی قدیمیه
وقتی ووجو رو به فرزند خوندگی گرفتیم
این پتو دورش بود
راستش وو جو
فرزند خوندست
فکر کنم مادر اصلیش
اونو با این پتو ول کرده
میخوام واسش یه پتو جدید بگیرم
اما اون به حرفم گوش نمیده
اون میگه فقط با این پتو خوابش میبره
این واقعا ناراحتم میکنه و قلبمو میشکنه
کدوم والدینی میتونن
دختری به باارزشی اونو ترک کنن؟
اینجا چیکار میکنید؟
خب داشتم با معلمت حرف میزدم
بیایید بیرون
من فیلمی که میخواستم باهاش نگاه کنم رو پیدا کردم
خیلی خب . بریم
بیا
حق نداری راجبش اینطوری صحبت کنی
امروز خیلی بهم خوش گذشت
اگه ووجو دوست نداشته باشه که ما با هم قرار بذاریم چی؟
مطمئنم ووجو از اینکه با تو قرار میذارم خوشحال میشه
خیلی خب ، پس چیز دیگه نمیپرسم
من الان دارم چی میبینم؟
ای ننه
این راستکیه؟
باید بیشتر عکس میگرفتی
داری میگی اون زنیه که جی مین باهاش قرار میذاره؟
چند دفعه بهتون بگم؟
وقتی رفتم واسش غذا ببرم دیدمشون
واقعا؟
اون زنه به جی مین گفت
اگه ووجو دوست نداشته باشه که ما با هم قرار بذاریم چی؟
بعد اون گفت
مطمئنم ووجو از اینکه با تو قرار میذارم خوشحال میشه
این چیزی بود که شنیدم
خدای من عالیه
خدایا شکرت
اون پسر منه
اون روز بلاخره رسید - خداجون -
واستا ببینم ، من الان نباید همینجوری بشینم
صب کن - واسه چی؟ -
کجا میری؟
میخوام برم در مورد اون دختره ازش بپرسم
میدونستم . مگه جی مین رو نمیشناسی؟
اگه اینجوری قشقرق به راه بندازی
جی مین لام تا کام نمیگه
راست میگه مامان
اینو بزار به عهده من
من ته توش درمیارم
تو دردسر افتادم
هر دفعه منو میرسونی خونه
به خاطر همین هر دفعه تو این خیابون راه میرم یاد تو میوفتم
چرا اینجوری بهم نگاه میکنی؟
فقط فکر میکنم که تو خیلی دوسم داری
معلومه که دارم
وگرنه که تا اینجا پیش نمیومدیم
پس باید یه قدم دیگه هم بریم جلوتر
چی؟
بزار لباستو عوض کنم
خودم انجامش میدم
متاسفم
لازم نیست اینکارو بکنی
صبر کن
چی شده؟
یه لحظه
میخواستم امتحانت کنم
عادلانه نبود
فکر کردم شاید
تو واقعا منو دوست نداری
چرا همچین فکری کردی؟
این بچه کیه؟
قبلا بهم گفته بودی که
دخترتو از دست دادی
این همون
دخترته؟
عیب نداره
میتونم کمکت کنم
فقط صادقانه بهم جواب بده
این بچه
دخترته؟
پس جواب آره است
اون سو
این بچه
ووجوعه
اون سو
تو نمیدونستی مگه نه؟
اگه بگی نمیدونستی من باورت میکنم
حرفتو باور میکنم
آره
میدونستم
میدونستم وو جو دختر منه
پس داری میگی که
عمدا بهم نزدیک شدی
چرا؟
واسه اینکه نزدیک ووجو باشم
باید اعتمادت رو بدست میاوردم
مهم نبود چقدر طول میکشه
من میخواستم پیش دخترم باشم
پس
فستیوال شکوفه های گیلاس
توی فروشگاه و اون هایپر مارکت
همش نقشه تو بود؟
و منم اونقدری احمق بودم که تو دام دروغ های تو افتادم
اینقدر احمق بودم که عاشقت شدم
تقصیر تو نیست
همش تقصیر منه
مسئله فقط من نیستم
چطور
چطور تونستی دختر منو گول بزنی؟
چرا بعد ول کردنش سعی کردی دوباره باهاش باشی؟
اینجوری نیست . من میتونم توضیح بدم
بهت میگم چرا نتونستم بزرگش کنم
بهت میگم چه اتفاقی افتاد
همه چیزو توضیح میدم
نه
دیگه حتی یه کلمه از حرفاتو باور نمیکنم
مهم نیست که چه دلیلی داشتی
بدترین راه رو واسه مادر اون بودن انتخاب کردی
تو ترسناک و وحشتناکی
جی مین ، جی مین لطفا
دیگه هیچوقت
نزدیک ما نیا
من سعی کردم باهات خوب باشم
و این دیگه آخرشه
دوست دارم
جی مین
من عاشقت شدم
میدونم از چی میترسی
منم ترسیدم
اما دیگه نمیخوام پشت ترسام پنهون بشم
واسه اینکه نزدیک ووجو باشم
باید اعتمادت رو بدست میاوردم
مهم نبود چقدر طول میکشه
من میخواستم پیش دخترم باشم
کمتر از چیزی که انتظارشو داشتم طول کشید
بشین
عجیبه
هر وقت میایی که منو ببینی
منو هیجان زده میکنی
چون میدونم که به نقطه ضعفت زدم
کار تو بود مگه نه؟
هیچ وقت منو ناامید نمیکنی
به خاطر همین همیشه دوست داشتم
تو همیشه شجاع تر از گی بوم بودی
حتی الانم شجاعی
همچین کار وحشتناکی انجام دادی
اما بازم اینقدر شجاعی که بیایی جلوی من پر رو بازی دربیاری
که چی؟
میخوای جلوی پات زانو بزنم؟
باید بزنی
تو باید اون موقع هم ازم تقاضای بخشش میکردی و الانم باید بکنی
حالا که بهش فکر میکنم تو یه بچه سرکشی
اگه اون موقع که بهت گفتم بیخیال بشی بهم گوش داده بودی
این اتفاق نمیوفتاد
حالا میخوای چکار کنی؟
الان کل دنیا نقشه ات رو فهمیدن
تو نگران من نباش
...مهم نیست
چقدر سعی میکنی دخترم رو ازم بگیری
اون اتفاق هیچوقت نمیوفته
چطوری جلوم رو میگیری؟
فکر کردی دیگه دلش میخواد ببینتت؟
چرا میپرسی؟
میترسی نکنه بخواد ببینتم؟
حالا نگاه کن،بهت نشون میدم
تو حق مادری منو ازم گرفتی
ولی من میخوام پسش بگیرم
به منشی یون بگو کارش رو خوب انجام داد
آدما به همین راحتیا تغییر نمیکنند
بزار بهت یه نصیحتی بکنم
به منشی یون اعتماد نکن
خانم جی
چرا اونکارو کردی؟
خانم جی،اونطوری نیست
چرا نذاشتی به آرومی با دخترم زندگی کنم؟
چرا اونکارو کردی؟
چاره دیگه ای نداشتم
نمیتونی اونو بگی
ببخشید
...یه لحظه فراموش کردم
...کسی که میخواست دخترم رو بندازه تو آب
تو بودی
کسی که به عنوان نوکر رئیس کیم هوران ...کار میکرد
...تا زندگی منو خراب کنه
کسی نبود جز تو
...امیدوارم
تا زمان مرگم دیگه نبینمت
(وو جو عزیزم)
(وو جو عزیزم)
وو جو
خانم معلم،واقعا دیگه نمیتونید بیاید؟
چی؟
...بابام گفت
سرتون شلوغه و نمیتونید به من آموزش بدید
درست نیست نه؟داشتید میومدید منو ببینید،نه؟
الو؟ - چی شده بابا؟ -
...داشتم با معلمم حرف میزدم
الو؟
وو جو
از حالا به بعد دیگه نباید بهش زنگ بزنی
چرا نزنم؟
اون دیگه نمیاد اینجا
،اگه هی اذیتش کنی
براش دردسر میشه
پس دیگه
بهش زنگ نزن
و نبینش،باشه؟
چطور جرئت کردی دخترم رو گول بزنی؟
چرا بعد از اینکه ولش کردی میخوای دوباره برگردی پیشش؟
،مهم نیست دلیلش چی بوده
تو بدترین راه رو برای مادر اون شدن انتخاب کردی
تو وحشتناک و افتضاحی
جی مین جی مین لطفا
...بیا دیگه
دیگه هیچوقت همدیگه رو نبینیم
...این آخرین لطفیه که
میتونم بهت بکنم
وو جو،ببخشید،دیر کردم،نه؟
منتظرت گذاشتم؟
ببخشید
بستنی میخوای؟
وو جو
این یه محصول جدیده میخوای امتحانش کنی؟
بوش خوب نیست؟
میتونی نگهش داری
نمیخوامش،عمه جی کیونگ
پس میتونی به یکی هدیه اش بدی
میتونم اونکارو بکنم؟
البته
چرا؟میخوای بدی به کسی؟
آره
کی؟
مربی هنرم
مربیت؟
،احیانا
اون مربیته؟
مربی وو جو؟ - مربی وو جو؟ -
آره
و هرسه تاشون با هم رفتن پیکنیک
اونا رفتن پیکنیک؟ - جدی میگی؟ -
فقط اونجا نرفتن که
...اون همینطور
چیه؟
خونشون هم رفته
خدای من،چی شده؟
خب؟ و؟
،اونا به خونشون دعوتش کردند و سه تایی با هم شام خوردن
بازی تمومه
چته؟واقعا آزاردهنده است
این خواب نیست - نه،نیست -
خواب نیست
خدای من
امیدوار بودم قلب پسرم بتونه پر از نسیم بهاری بشه
...ولی انگار قلبش رو آتیشه
مثل خورشید سوزان توی تابستون
صبر کن،یه لحظه - چیه؟ -
راهی هست که بتونیم اون مربی رو ببینیم؟
گفتم دیگه نمیخوایم ببینیمت
ببخشید
خیلی متاسفم
خب؟
میخوای ببخشمت؟
نه
نیومدم طلب بخشش بکنم
امیدوار بودم بتونم کمک کنم قلب شکسته ات آروم بگیره
...آره،من
با تمام وجود میخواستم دوباره مادر دخترم بشم
واسه همین هرکاری کردم
...ولی
...هیچکدوم از لحظاتی که
با هم گذروندیم دروغ نبود
واقعا میگم
حتما به نظرت خیلی ساده و احمق بودم
...فکر کردی
اگه دوباره اینو بهم بگی منو متزلزل میکنی؟
برو
اونو ازم گرفتن
من اونو رها نکردم
،اگه اینکارو کرده بودم
دوباره جلوی دخترم ظاهر نمیشدم
...خب
پس چرا تو ده سال گذشته هیچ اقدامی نکردی؟
چیه؟
در مقابل اون حرفی برای گفتن نداری؟
(وو جوی عزیزم)
(وو جوی عزیزم)
(وو جوی عزیزم)
حتی فکرشم نکن که دیگه بتونی مامان وو جو بشی
،شاید تو به دنیا آورده باشیش
ولی لیاقت مادر اون بودن رو نداری
...جی مین
...شنیدم
درباره نویسنده کیم هیانگ گی تحقیق میکردی
بله - چرا؟ -
فقط عجیبه
ما هیچی درباره اون هنرمند نمیدونیم
...ولی رئیس کیم هوران داره
اثر های این هنرمند ناشناس رو به گرونترین قیمت خریداری میکنه
صبر کن
فکر میکنی پولشوییه؟
...نمیتونیم احتمالش رو رد کنیم
هی!چطور جرئت میکنی اونو درباره رئیس کیم هو ران بگی؟
نمیدونی اون چطوریه؟
اون محترم ترین رئیس کشوره
میدونی پولی که پارسال وقف کرد چقدره؟
چرا همش میری سراغ اون قضیه؟
تو خیلی بهش مدیونی
منظورت چیه؟
چی؟
لعنتی،نمیخواستم اینو بهش بگم
...مسئله اینه که
اون کسیه که ده سال پیش به عنوان خبرنگار فرستادت خارج از کشور
چی؟ منظورت چیه؟
منم از شنیدنش شوکه شدم
به هرحال،رو تو نظر خوبی داره
مطمئنی؟ - آره،مطمئنم -
اینو از رئیس شنیدم
کی امروز قراره با رئیس کیم هو ران مصاحبه کنه؟
من - من به جات انجامش میدم -
هیون بین کجاست؟ - اونجا -
حتما ازش تشکر کن
همه ی سود مسابقه هنر مراقبت از طبیعت کودکان
وقف فعالیت های محیط زیستی میشه
...با شروع این مسابقه
هرساله کمپین های محیط زیستی مون رو گسترش بدیم
،اگه سوال دیگه ای ندارید گفتگومون رو تموم کنیم
میشه یه سوال شخصی ازتون بپرسم؟
بله
چرا اسپانسر من شدید؟
من؟
...به من گفتن که شما
ده سال پیش من رو به عنوان خبرنگار فرستادید خارج
به لطف شما،اونجا اوقات خوشی رو سپری کردم
ولی در تعجبم که چرا منو انتخاب کردید
خب بعد اینکه
پسرم رو از دست دادم روزای سختی رو گذروندم
و اون اتفاق باعث شد نسبت به دور و اطرافم حساس تر بشم
بخاطر همین کارهای داوطلبانه انجام دادم
و از استعدادهای آدمای زیادی حمایت کردم
من اعتقاد دارم توهم یکی از اون استعدادها بودی
برای امروز کافیه
رئیس کیم لطفا
ممنون
به چی اینقد عمیق فکرمیکنی؟
ها؟
داشتم به پرونده ای که ده سال پیش روش کارکردم فکرمیکردم
چی هست؟
پرونده قتل پسر رئیس کیم هو ران
آها درسته
وقتی داشتی رو پرونده کار میکردی به خارج اعزام شدی
همینطوره
و بعدا معلوم شد که کیم هو ران منو اعزام کرده بود
بعدا میبینمت
سونبه کجا میری؟
من اسناد ملاقاتیای زندونی که جی اون سو توش بود رو نگاه کردم
خبرنگار کانگ جی مین از ده سال پیش اونو میشناخته
موضوع داره جالب میشه
پس دختر اون سو
توسط گزازشگر کانگ نگهداری میشده؟
(تیم اطلاعات، تیم جرایم خشن)
کاراگاه کوان
ببین کی اینجاست
آقای کانگ
از وقتی رفتی بخش فرهنگی دیگه ندیدمت
دوباره به تیم اجرایی برگشتی؟
بخاطر دخترم اونجا نمیرم
اگه برم تیم اجرایی هیچوقت نمیتونم دخترم رو ببینم
اصلا تغییر نکردی خیلی پدر عاشقی هستی
پس اینجا چیکار میکنی؟
برای پرونده قتل پسر رئیس کیم هو ران اومدم
من خیلی مدت پیش اون پرونده رو بستم
ولی یه چیزی اذیتم میکنه
خب که چی؟پرونده ده سال پیش بسته شد
اگه اذیتتم میکنه کاری نمیتونی بکنی
واسه همینه اومدم اینجا ازت کمک بخوام
چیکار میتونم برات بکنم؟
میخوام
مقصر اصلی پرونده رو ببینم
مقصر؟
منظورت عروسشه؟
(فرستنده: کانگ جی مین)
چه حسی داره؟
اینکه وقتی میخواستی با جی مین بازی کنی ولی مچت گرفته شده؟
هیچوقت فکرش رو نمیکردم
مادر واقعی وو جو تو باشی
میدونستم
فکر میکردم زرنگ تر از این باشی
امیدوارم بیشتر از این گند نزنی
دوست نداری که ووجو
درباره این ماجرا چیزی بدونه
حالا که از پشت بهم خنجر زدی
حدس میزنم یه راهی برای پذیرفتن درخواست من داشته باشی
من اینجام
تا بگم نمیتونم درخواستتون رو بپذیرم
چی؟
جی اون سو و دخترش
لطفا اینقدر اون دوتا رو از هم جدا نکنین
و لطفا دست از دنبال کردنشون بردارین
وگرنه خودتون صدمه میبینین
الان داری منو تهدید میکنی؟
چیه؟ نکنه صدام رو هم ضبظ کردی
ولی بازم هیچ جوره نمیتونی منو زمین بزنی
من اونی نیستم که دختر اون سو رو کشته
تو بودی که همه اون کارارو کردی تا خرج بیمارستان پسرت رو در بیاری
میدونستم همه تقصیرارو میندازین گردن من
واسه همین یه چیزی آماده کردم که به ذهنتونم نمیرسه
لطفا بهش گوش کنین
صدای شما نیست
حدس بزنین
چی توش ضبظ شده
کنجکاو نیستین؟
(جی مین)
(جی مین)
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میباشد لطفا بعدا تماس بگیرید
خب؟
این براتون کافیه
تا لحن حرف زدنتون با من رو عوض کنین؟
چیه؟
چرا فکرمیکنین خودتون همیشه تنها کسی هستین که همه برگای برنده دسته؟
هیچ مدرکی داری؟
من همه گندکاریاتون رو انجام دادم
و حدس بزنین چیشده؟
یه چیز خیلی جالب درباره تون پیدا کردم
الان
جفتمون یه چیز داریم که میخوایم ازش محافظت کنیم
الو؟
گزارشگر کانگ جی مین؟ - خودمم -
من میخوام یه چیزی در مورد رئیس کیم هو ران رو گزارش بدم
شما کی هستین؟
باید همو ببینیم
من معتقدم شما میتونی به جی اون سو کمک کنی
این چه ربطی به جی اون سو داره؟
هروقت همو دیدیم بهت میگم
باشه ببینیم همو
بعد از تموم شدن کارم به همین شماره زنگ میزنم
باشه
هیچوقت نمیتونم بهت اعتماد کنم، کیم هو ران
آقای هوانگ
باید یه چیزی برام بیاری
دستگاه مشترک مورد نظر خاموش میباشد لطفا بعدا تماس بگیرید
برای گذاشتن پیام، عدد یک را فشار دهید
در حال انتقال به پیام صوتی
منم
تو کافه روبروی خونم
(کنفرانس مطبوعاتی رسمی پیاده روی بعد از ظهر)
من کارگردان " پیاده روی بعداز ظهر" کیم جونگ کوان هستم
ممنون که به این کنفرانس مطبوعاتی تشریف آوردین
اول بذارید بهترین بازیگرم رو بهتون معرفی کنم
(یک پیام صوتی از جی اون سو دریافت کردید)
(کارگردان کیم جونگ کوان، کیم کانگ هو، لی سو رین)
(جی مین)
بابا
خسته شدم
الو؟
چرا اینکارارو میکنی؟
میخوای منو خر کنی؟
گفتم که دیگه نمیخوام ببینمت
فکرکردی الکی گفتم؟
میدونم خانوم جی
میدونم که الان چقد نا امید هستی
ولی بهم اعتماد کن و یکم زمان بده بهم
بعدا حقیقت رو فاش میکنم
و همه چیز رو بهت میگم
نه
اگه میخوای بهت اعتماد کنم
باید همین الان حقیقت و بهم بگی
الان کجا هستی؟
(برای شنیدن پیام جی اون سو دکمه را فشار دهید)
پیام اول
منم..روبروی کافه جلو خونتم
اومدم اینجا تا هرچی که اتفاق افتاد رو بهت بگم
منتظرت میمونم
چی تورو کشونده اینجا؟
من باید اینو ازت بپرسم
این تصادفیه؟
یا برای اینکه به من نزدیک بشی وانمود میکنی همه چی تصادفیه؟
اومدم اینجا یکیو ببینم
چرا منتظرم بودی؟
تو ازم پرسیدی
چرا ده سال گذشته خودمو به ووجو نشون ندادم
بخاطر اینکه
نمیتونستم
منظورت چیه؟
ده سال گذشته
من
تو زندان بودم
حالت خوبه؟
(ده سال قبل)
لطفا ازش مراقبت کن
مترجمین : غزل انکسبه،یاسمین AJasmine , bahar ویرایش : elaheh_sh
برای دانلود سریالهای بیشتر با زیرنویس فارسی به سایت مراجعه کنید asianmoviee.ir
(دروغ پشت دروغ)
تو اینکارو کردی مگه نه؟
اگه فکر کنی میبینی هرکاری که میکنی همش یکی اسیب میبینه
فکرمیکنی دخترت حالش خوب میشه؟
نظرت چیه نوه م رو بهم برگردونی؟
اسمش ووجو عه مگه نه؟
دهنت و ببند
نگران نباش ووجو برمیگرده پیش من
نمیخوام ببینم ووجو بخاطر تو عذاب میکشه
من نباید مادر ووجو باشم
لطفا بذار فقط کنارش بمونم
یا حداقل بذار هر از چندگاهی ببینمش
اون مرده یونگ سان کیو
قبلا منشی رئیس کیم بوده
منشیش بوده؟
اونوقت میخواد یه چیزی رو به من گزارش کنه؟
آقای یون تو از کجا میدونستی؟
فکر میکنی چرا ازم خواست بهت کمک کنم؟
چطور کار به اینجاها کشید؟
آقای یون چه چیزی بر علیهش داره؟
دیگه سعی داری چیو پنهان کنی؟
فکرمیکنم واقعا داری یه چیزی رو قایم میکنی
من همه چیز و میدونم
فقط میخوام از دخترم محافظت کنم
بعدش بهت کمک میکنم من طرف نوناعم
کاراگاه کوان، میتونی اطلاعات مظنون رو برام بفرستی؟
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.