Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
همسر دوست داشتنی قسمت اول ارایه ای از تیم ترجمه نقد کره
poolakjoon o_0 : مترجم
Padivarada: به معنی همسری خوب که وفاداری وصداقتش را به شوهرش نشان می دهد
سلام به روی ماه همگیتون .مون شاین هستم مدیر تیم ترجمه نقد کره با یه پروژه ی تایلندی دیگه از جیمز یا همون جوجه کرکیمون در خدمتتون هستیم
تو این سریال قراره کلی دیش دیش بازی وتفنگ بازی ببینید اما قول میدم با یه عاشقانه ی ملو وآروم سرحال بیاید .با ما واین پروژه همراه باشید
ایالت راتچابوری 1959
خبر فوری: چند زندانی از زندان فرار کرده و پلیس به دنبال دستگیری آنهاست.
مراقب باشید . اگه ردی از آنها پیدا کردید حتما پلیس را درجریان بگذارید
کجا رفته؟؟چرا نمیاد؟؟
این صداها ماله چیه ؟؟ چیزیو شکوندی؟؟
برو خودتو بشور و چند دست لباس برامون بیار- باشه پی-
قهوه دارم ؛ قهوههههه
عمو چم خاله مییی قهوه آوردم
قهوه دارم قهوههه
خاله می فقط به رادیو گوش میدی و صداهای دیگه رو نمیشنوی؟
پس خودم برات میارم بالا
بفرمایین چند تا لباس
طبیعی رفتار کن؛ این پولو بهش بده که سریع بره
باشه
قهوه دارمم قهوهههه
وایسااا؛لازم نیست بیای
این پولو بگیرو سریع برو
واو، به هیکلت میاد از خانواده های پولدار باشی؛ چند وقته قهوه میفروشی؟
بابام بیلیونر بود اما خودکشی کرد؛برای همینه که من دارم اینکارو میکنم
واقعا؟؟ - فقط یکمش راست بود-
کدوم قسمتش راست بود؟
خودکشی بابام راسته اما قهوه فروشی من نه؛ من معاون کلانتر این منطقه ام
بانکوک
اداره شهربانی
حالا که "ببر " رو خودت تنهایی دستگیر کردی چی میخوای؟
پول، عنوان، شهرت و افتخار. من همه ی اونارو میخوام
بشین
بذار یه نصیحت بهت کنم؛ اگه بخوای اینجوری بی پروا باشی مثل خون نو عمر کمی خواهی داشت
منم یه خون نو هستم
امروز چی آوردی خونه تپ؟
دارم واسه کار میرم شمال؛امروز براتون یه عسل خوب اوردم که بدم بهتون
اوه ؛ ممنونم
ماها بهم نزدیکیم,نیازی به اینکارا نبود همین که خودتون تشریف آوردین کافیه!!!
حتی یه خون نو مثل من که از جامعه ترد شده؛نمیخواد ببازه
بخاطر اینه که بابات مرگ رو به از دست دادن ترجیح داد نه؟
بعد از پرداخت بدهی ها ؛ این پول باقی مونده
اینا اسنادن
و اینم پول باقی مونده
همش همینه؟ - بله -
من میرم با خاله گلوم زندگی میکنم؛ اما تو برای درس خوندنت باید توی معبد بمونی
بابا آدم خوبی بود, چرا اینجوری شد مامان؟
بابات فقط بدشانس بود و همه چیزشو از دست داد
من چجوری خودم زندگی کنم مامان؟
تحمل کن پسرم؛ فقیر بودن کسیو نکشته
کمکت میکنه قوی تر شی؛ بهم اعتماد کن
باشه عزیزم
اینم پیشکش ما
من آدمای بی پروا مثل تو زیاد دیدم
میدونم ... اگه نمردن ؛ پیشرفت کردن ..اما چیزی که درموردش کنجکاوم اینه که کدومش بهتره؟.
مردن
اینم پول جایزه دستگیری اون زندانیااا
خیلی زیاده؛ میخوای باهاش چیکار کنی؟
یه حلقه نامزدی؛میخوام از زیباترین دختر پایتخت خواستگاری کنم وحلقه رو دستش کنم.
فرشته ی قدرت من
درست به موقع اومدی
میخواستم با پدرومادرت احوال پرسی کنم اما خدمتکارتون گفت اونا خونه نیستن
نمیخوان منو ببینن نه؟
یه چیزایی هست که باید بهت بگم ؛ بریم
بهرحال، تو الهه ی زندگی منی
با این طرز حرف زدن ؛ دارم نگرانت میشم
بجاش بریم برقصیم؛ میخوام ذهنمو خالی کنم
اگه میخوای زن یا همسر انتخاب کنی به من گوش کن
زن غیرقابل اعتماد و بی رحم خواهان رابطه با مردان دیگر است.
این زن با یک جلاد قابل مقایسه است. باید بسیار مراقب باشید
با این مدل زنان که تفاوتی با راهزن ندارند در رابطه نباشید
یک زن با رفتار ریاست مابانه میتواند خسته کننده باشد
برای مردی که نامبرده شده مناسب نیست زیرا وی را از اعتبار و آبرو محروم میکند
یک زن شیطانی که شیرین سخن است
و هیچگونه رحمی ندارد
بو داری چی میخونی؟
هفت گونه از همسران زنی مانند جواهر
مثل آدم بد, مثل رییس, و مثل مادر
بر اساس این کتاب ؛، اگه شما روزی ازدواج کردین از کدوم نمونه زنها میشین؟
منو ببخشین؛ بریم برقصیم؟
حتما
پی آرون لاک هم باید بو رو به رقض دعوت کنن
چی گفتین؟
فکر من نباشین؛ من ترجیح میدم کتاب بخونم
شما بچه ها ؛ لذت ببرین
منم همین فکرو دارم، شما برین لذت ببرین ؛ من مراقب این کرم کتاب هستم
باشه؛ پس ما میریم
همسر جوان تر ؛ زیباست و قلبی گرم برای اطرافیان دارد
همسری که دوست باشد؛ همیشه پشت و پناه دیگران است
همسری که مانند اسیر است, همیشه به دیگران متکی است و از دیگران انتظار دارد
به جز موارد قبل , همسری است که بهترین آنهاست
بهترین همسر؟؟؟ کدومشونه؟
این زن هم چهره ی زیبا و هم دورن و رفتار زیبایی دارد؛ باهوش است و مملو از عشق
همیشه نیات خوبی دارد .. پادیوارادا معنی میدهد..
چایی تون خون چائه
و شما خون یینگ
همیشه میدونی چی دوست دارم
خب ؛ چجوری ندونه وقتی من خوب بهش یاد دادم
ممنونم رین
خواهش میکنم
♪ Even if the sun abandons the sky ♪
♪ At night the there are no stars beside the moon ♪
♪ But please know you still have someone beside you ♪
♪ Every day and won't go anywhere ♪
♪ The sweet fragrance may have disappeared ♪
♪ Beautiful flowers will wither one day ♪
♪ But the love that I have for you ♪
♪ Won't change or become less ♪
♪ It's the shadow waiting beside your heart ♪
♪ It's the hand that you hold beside you ♪
پادیوارادا : همسر خوبی که با همسرش صادق و وفادار است.
اوه اوه ؛ هر مردی که همچین زنی داشته باشه توی بهشت زندگی میکنه اگه نمیره
هی ؛ بیشتر مراقب باش
شما خودتون باید مراقب باشین
من که بهتون نزدم؛ شما به من خوردین
مهم نیست ؛ بسه ؛ بیاین برگردین به میزامون
متاسفم
چرا معذرت خواهی میکنی؟ ما که کار اشتباهی نکردم
بریم
نگااا؛ اون اشتباه کرده هااا اما چجوری مظلوم نمایی میکنه
میگم بیا یکم استراحت کنیم بعدش دوباره بیایم برقصیم نظرت؟؟
باشه
چیزی شده؟
یه زنی که الکی کلاس بالا رفتار میکنه اشتباه رقصید و بقیه رو مقصر میدونست
چالات خیلی وقته اینجایی؟؟
نه خیلی
سلام خون دوانگ ساوات
سلام خون چالات
بفرمایین بشینین
نه ؛ آدمای امروز که اینجان ...
ببخشید باید برم دستشویی
بشین
چه خبر با خون دوانگ؟
هیچی!
آخرش اونو دیدی
کیو؟
خون بومرونگ پراچاکیت ؛ اون لباس قرمزه اس
هی ؛ همشو ریختین
شوکه شدی؟
خوشگله نه؟
یه حلقه یاقوت با انگشترش هم از این هست
که پیش خانواده ی بومرونگ پراچاکیته؛ این فامیلو یادت بمونه پسرم
ست هستن؟
انگار که اونا نمیخواستنش
تائه چائو خون بومرونگ پراچاکیت دوست باباته
اون دخترشو وقتی کوچیک بود نامزد تو کرده
قرار بین بزرگترا هیچ وقت ازبین نمیره عزیزم
فکر کنم من ردش کنم
بخاطر دختر همسایه ؛ دوانگ ساوات نه؟
شماها تا حالا همدیگه رو ندیده بودین؟
تو این جامعه هیچ کس نمیخواد با یه افسر بدبخت مثل من باشه
قرار بین پدر مادراتون ...
پدرو مادرش حتما تا الان یادشون رفته
قبلا یه بار تو مدرسه دیده بودمش
اما بهش سلام نکردم؛ یادم رفته بود بهت بگم
بابام با بدهی هاش مرد
کی دوست داره با اونا معامله کنه؟
حتی اگه نخوای با اون درگیر شی
فقط خون دوانگ تو قلبته
همبازی دوران بچگی هم بودین ؛ حتی به یه دانشگاه هم رفتین.
و الان که بزرگتر شدین عاشق همین ؛ بذار بپرسم ازت این یکمی حوصله سر بر نیست؟
میرم دنبال خون دوانگ
امروز ازش درخواست ازدواج میکنم
چی گفتی؟
هیچی
فقط خودمم که میخوام برگردم عقب
چیزای معمولی
اگه چیزی خواستم براش جنگیدم
مخصوصا وقتی چیزای خاص باشن
اگه بخوامشون باید ریسک کنم
داری چیکار میکنی؟؟ بیا اینور
دوست دارم کارا رو بدون ترس انجام بدم
همش به خودم میگم
که اگه نمیخوام بمیرم
نباید ببازم
داری ...
میخوام روی زندگیم ریسک کنم
برای همین
از الان
تمتام زندگیم رو میذارم
که ازت مراقبت کنم
با من ازدواج میکنی؟
نمیتونم
نمیتونم باهات عروسی کنم
چی شده؟؟ چرا داری گریه میکنی؟
پدرو مادرم مجبورم کردن که تا آخر این ماه ازدواج کنم
با خون چای ناریس
با ازدواج کنی؟
نمیشه عروسی نکنی؟
متاسفم ران؛نمیخوام بچه ی نمک نشناسی باشم
متاسفم
واقعا نمیتونم باهات ازدواج کنم
حتی اگه زندگیمو بدم
نمیبازم
اون واقعا از من سرتره
خانواده اش
پول
آبرو
بخاطر همیناس نه؟
ران ! ساران
ران!
ساران ! کمک!! یکی اینجا داره غرق میشه
چی شده داونگ؟
ران داره غرق میشه
ران- ساران -
ساران ...
منزل بومرونگ پراچاکیت
بازوتو تکون بده
بازوتو بیشتر تکون بده
اینم گلای بیشتر رین
ممنون خون یینگ
بدش به من - باشه -
بچه ها بیاین یکم شیرینی
ممنونم
خیلی زشته که اینجوری میرقصی
خون یینگ الان دنیا دیگه عوض شده
نسل جدید خانوما باید همراه آقایون توی جامعه حضور داشته باشن
فردا روز مقدسه ؛ بیاین کمک کنین که هدیه رو برای راهب آماده کنم
رین میشه بجای من اینکارو بکنی لطفا؛ باید این رقصو تمومش کنم
میخوام تمرین کنم مامان
میشه بجای منم انجامش بدی رین؟
میخوام درس بخونم مامان
باشه؛ اما امشب خودت دعا کن که
واسه امتحان فردات مغزت آروم باشه
باشه
پس درسای من
دیگه هیچی ؟
دیگه اصلا بچه ای نیست که بخوام یاد بدم
رین هست مامان
رین وارثته مامان! اون یه غربیه بود که تو وبابا اونو بزرگ کردین؛ اون مثل دخترتونه
رین اشپزی و خیاطی و گل آرایی بلده
رین کسیه که همه ی درسای شما رو بلده
برارالی میتونی منو خدمتکار صدابزنی
من جرات نمیکنم حرفی بزنم
رین ؛ مامان و بابا خرج تحصیلتو دادن
کدوم خدمتکاری میتونه درس بخونه مثل تو!
حتی اگرم شانس درس خوندن داشتم فقط باعث سردردم میشد!!! شوهر داشتن باحال تره!!
به خانواده بستگی نداره
اما این کلمه مثل اونیه که بقیه میگن "سطح پایین "
دیگه اینجوری جلوی من حرف نزن
بله خانوم
کارای آشپزخونه ات تموم شد؟؟ ناهار چی؟
ظرفارو شستی؟؟ برنج درست کردی اصن؟؟- تا حالا دوبار منو زدی خون یینگ-
آروم باشین خون یینگ
اگه بورانی میگفت که رین خواهرشه من باور میکردم
اگه برارالی میگفت باور نمیکردم ؛ از صبح تا شب داری بهش دستور میدی
پی آرون لرک ؛ خون برارالی رو سرزنش نکن
من میتونم این کارای کوچیکو انجام بدم
پی آرون لاک الان میتونی بپری بری خونتون!
خودت داری میپری!!
داشتم شوخی میکردم
رین ؛ خونه داریت حرف نداره؛ تا حال کسی ازت خواسته براش کار کنی؟؟
اگه نه , من میخوام استخدامت کنم
شوخی نکنین
اگه اون خانوما حرفاتونو بشنون؛ ممکنه شانس بودن با اونارو از دست بدین
پی آرون لاک بیاین رقصمونو ادامه بدیم
باشه از این طرف (آرون لاک میخواست رین رو به رقص دعوت کنه)
بریم - بااا ... باشه -
کل تابستون رو نرفته سرکار
نه حرف میزنه و نه غذا میخوره ؛ همش اونجاست
داونگ ساوات هفته ی دیگه عروسی میکن
زیبایی داونگ ساوان افسونش کرده
حتی وقتی ساران بچه هم برای دوانگ مثل خدمتکار بود
قبلا پدر و مادر دختره با ساران خوب بودن اما یه دفعه ...
بعد از مرگ بابای ساران بود که باهاش بد شدن نه؟؟
تان چائو خون خیلی بدهی داشت وخودکشی کرد
یه شبه بدبخت شدیم؛ همه ی آشناهامون ولمون کردن
مثل پدرو مادر دوانگ ساوان
خون چای ناریس تازه از خارج اومده بود؛ خانواده اش مشکلی نداشت.
هر پدرو مادری آرزوشه که دخترشو کنار ران ببینه
الان چیکارکنیم؟
وقتی تو سه یا چهار سالت بود؛ تان چائو خون بومرونگ پراچاکیت فهمید که دختر داره؛ اونو و پدرت توافق کردن که شمادوتا باهم عروسی کنین
اصطلاح" بهترین دوست"
وقتی هیچی نداری که از دست بدی معنی نداره
تان چائو خون بومرونگ پراچاکیت هم از زندگیمون ناپدید شده
هنوزم فکر میکنی که اون بهترین دوسته؟
مامان چت شده؟معمولا از این حرفا نمیزنی
اما دوانگ ساوات ازدواج کرده
باید اونو فراموش کنی به یه دختردیگه فکر کنی
اون تان چائه خون تا الان دیگه این قرارو فراموش کرده
محاله که اون دخترشو به ما بده
اگه اون اجازه نده , من نمیتونم کاری کنم
اما اگه اون اجازه داد باید عروسی کنین باشه؟
محاله که اون اجازه بده
ساران!
این چیزیه که بابات خواسته
فقط اینجوری بهش فکر کن که میخوای کاری که بابات خواسته رو انجام بدی
باشه
اما بعد از ازدواج میخوام برم پاک تای به عنوان معاون کلانتر اونجا کار کنم, دستورش اومده
پاک تای؟؟
این همه راه میخوای بری پاک تای؟
خودم خواستم برم اونجا
اونجا چه خبره؟؟ چرا میخوای بری اونجا؟؟
مگه قرار نبود تا دوسال دیگه هم رات بوری بمونی؟؟
مامان این نامه رو درنظر داشته باشاا
بعد از ازدواج میریم پاک تای زندگی کنیم
اگه دختره قبول کرد
منم ازدواج میکنم
نامه هر پنج شنبه میاد
من چهار هفته منتظر میمونم اگه هیچ جوابی نیومد ؛
باید این موضوعو بیخیال بشی و تان چائه خون رو اذیت نکنی؛ منم راحت میشم
قبولهه.
اما اگه جواب مثبت فرستادن
باید با دختره عروسی کنی و نمیتونی زیرش بزنی
قبول
صبرکن و ببین مامان! هیچ پدرو مادری حاضر نمیشه دخترشو به یه معاون کلانتر فقیر
که میخواد بره پاک تای بده
وقتی جوانتر بودید
شما و همسرم بهم قول دادید
که دختر شما و پسرمن
باهم ازدواج خواهند کرد تا رابطه ی دوستانه دو خانواده بیشتر شود
و حتی
همسرم انگشتر یاقوتی هم به عنوان انگشتر نامزدی به دخترتان داده است
میتونی اینجوری هم برقصی؟؟ آره از این طرف به اون طرف
میخوام بچرخم؛ این قسمت باید بچرخم دیگه؟؟
آره ؛ اما باید اول اینکارو بکنیم بعدش بچرخیم
آره ؛ اینجوری
اکنون
پسرم ساران سیواوت بزرگ شده و به شهربانی پیوسته
و برای انجام وظیفه به پاک تای رفته است
معتقدم اکنون زمان آن است که به عهد خود با
تان چائو خون نیتی تامرونگ وفا کنید
تان چائو خون نیتی تامرونگ همسر من و بهترین دوست شما بود
من نمیخوام دیگه با جل برقصم ؛ با باهم برقصیم
من نمیتونم برقصم -. حداقل اونجوری که اون میرقصید نمیرقصی-
خیلی سختهه - بیااا زودباش-
اگر خون یینگ هم با این موضوع موافق باشند
من که این روزها پا به سن نهاده و ممکن است هر لحظه بمیرم
به همین دلیل ؛ من این نامه را با امید لطفتان
به تان چائو خون نیتی تامرونگ دوست قدیمیتان که مرده است نوشتم
ارادتمند شما : خون یینگ کو سیواوت
خودم میرم با برارالی حرف میزنم
ساران تنها بچه ی اونهاست
و خون یینگ کو روز به روز داره پیر میشه اگه عروسی داشته باشه که بتونه بهش کمک کنه و اون بهش درس بده
میتونم دینمو به دوست عزیزم که مرده ادا کنم
تان چائو خون و خون یینگ
خون پانیت میخوان شمارو ببینن
میخوام ازتون اجازه بگیرم که
خون برارالی رو به شام دعوت کنم
خون پانیت نخواستن که جلوه ی بدی داشته باشه
واسه همین منم دعوت کردن!! من خیلی خوش شانسم
میخواستم شمارو هم دعوت کنم
باید مارو ببخشین . شما جوونا میتونین خودتون برین
بو توام باهاشون میری؟
بله -. دوست داری بری؟؟ بهت اجازه میدم بری. اونا میخوان برن سوکی بخورن
اگه خون بو هم میان ؛ همه چیز عالی میشه ؛میخوام عطرو روی لباسم خالی کنم
این چیه جل؟
سرم میخارید
آب دهنم راه افتاد, برم تو آشپز خونه یکم کاری بخورم
منوببخشین
منم برم لباسمو عوض کنم
برارالی ؛بیا کمک کن یکم شیرینی بیاریم
مامان رین میتونه بهتون کمک کنه
برارالی بیا دنبالم
چه فکری درمورد خون پانیت داری؟
مامان ...
اون بعضی وقتا میاد دیدنت
که یعنی مطمئنا دوستت داره؛ اما تو چی؟
خون پانیت یه آدم بالغه
و خیلی خوب باهام رفتار میکنه
پس مجبورش کن سریع تر بیاد خواستگاریت
ازم میخوای چی بهش بگم مامان؟
دور از ادب نیست؟
قبلا ازم خواستی که فکر ازدواجو ازم سرم بیرون کنم
بهش بگو
اگه واقعا دوستش داری
سریع ازش بخواه چون فقط از این راه میتونم بهت کمک کنم
بفرمایین
چرا 5 بار احترام میذاری؟
واسه بودا و تعالیمش، راهب و مامان و بابا ادای احترام میکنم
من که پدر و مادر ندارم
واسه همینم پدرم تان چائو خونه ومادرم خون یینگ
اوه ؛ آره همینجوری هم هست ( تا الان هرچی سریال ترجمه زدم چشمم به این خدمتکاره منور شده!! )
من اینکارو از وقتی کوچیک بودم انجام میدادم
چون اونا بودن که منو بزرگ کردن
من میتونم جونمم براشون بدم
حواست باشه جلوی خدایان چی میگیااا!ممکنه همچین اتفاقی بیفته
اگه امکانش باشه ؛ حتما اینکارو میکنم
باشه
هفته ی اول
پدرو مادرم مرده اند
این عموی منه
پانیت شرکتی داره که بین اینجا و پاک تای هست
ما منابع کافی داریم که بتونیم از ایشون مراقبت و خوشحالشون کنیم
اگه شما اجازه بدین
اجازه میخوام که انگشتر نامزدی خون برارالی با پانیت
برادرزادم رو دست ایشون کنم
ممنونم که به احترام گذاشتین
فکر میکنم
برارالی هنوز بچه اس
من بچه نیستم
منم با این ازدواج موافقم
چجوری میتونه اینجوری جواب بده؟
میدونم, خون یینگ حتما ازش عصبانی میشه
اینقدر خون پانیت رو
دوست داری؟
من که چیز اشتباهی ندیدم نه؟
مامان بخاطر اینکه خیالش راحت شد آه کشید؟
خون یینگ چه فکری داره؟
این چطوره
تا وقتی فکر میکنی اونا بچه هستن؛ با هم نامزد بمونن
بعد از دو یا سه سال میتونن ازدواج کنن
خون یینگ هم با ازدواج اونا موافقه؟
واقعا دلم میخواد بدونم
مهم نیست چقدر طول بکشه؛ من صبر میکنم
نظرت چیه عزیزم؟
باشه پس
ببخشید برامون نامه اومده؟
این گل واقعا بوش عالیه
میشه اینونگهش دارم؟
حتما حتی میذارم گلدونشم ببری
هی ؛ ببخشید ..
واقعا داری گلدونشو میبری؟؟
داشتم خوشحال میشدماا
دو هفته گذشت؛ فقط دو هفته ی دیگه مونده مامان
خون یینگ
اگه برارالی کسیو داره که دوستش داره
پس بورانی چی؟؟؟ نظرت چیه؟
هنوزم داری به اون موضوع فکر میکنی؟
دیشب خواب سیک رو دیدم جوون بودیم و داشیم ماهی میگرفتیم
ازم خواست به قولمون وفا کنم.
عزیزم ...
اگه اینکارو نکنم؛ نمیتونم با خیال راحت بمیرم
توی قول گفتیم دختر
نگفتیم دقیقا کدوم دختر که
بورانی دختره شیرینیه ؛ اونا اذیتش نمیکنن
یه خواب بدی دیدی درمورد کسی که مرده
اما دخترامون هنوز زنده ان
اگه اون با یه آدم بدی ازدواج کنه
فکر میکنی میتونی توی آرامش بمیری؟
خون یینگ
من با مادر روحانی حرف زدم
وقتی توی گذشته قولی دادی و فکر کردی که
که هردوخانواده تا آخر عمر باهم میمونن
اما در حقیقت ؛ وضعیت الان ما و اونا فرق کرده
ما حتی نمیدونیم ساران چه شکلیه
چجوری میشه بذاریم دخترمون باهاش ازدواج کنه؟
من از آدمای مورد اعتماد زیادی پرسیدم
ساران باهوشه و از دانشگاه علوم سیاسی تاماسات فارغ التحصیل شده
رییس و همکاراش خیلی دوستش دارن
و از همه مهم تر؛اون کار میکنه و آینده ی درخشانی داره
واقعا؟؟
بورانی هم دخترمه هاا
اگه میخواستم به هرکسی بدمش نگران میشدم
پس باید به خودشم بگیم
خون بورانی
در مقایسه با برارالی
بورانی آروم تر و مطیع تره
کتاب خوندن رو خیلی دوست داره مگه نه عزیزم؟
چی شده بابا؟
برای بعد از فارغ التحصیلیت برنامه ای داری بورانی؟
دارم
مامان همیشه میگه کتاب خوندن به درد خانوم نمیخوره
اما من میخوام برم خارج درس بخونم
وبرگردم استاد دانشگاه بشم
اما ما زنا باید به ازدواج هم فکر کنیم عزیزم
برای من ؛ ازدواج مثل یه زندانه
عجبیه ؛ کدوم زندان؟
چرا زنا نمیتونن ادامه تحصیل بدن و
و فقط مردا میتونن؟
چون خانوما باهوش تر از مردا هستن
هیچ مردی حاضر نیست با یه زنی باهوش تر از خودش ازدواج کنه
مامااان زمونه عوض شده؛ دیگه مثل قبلناا نیست
از الان به بعد ؛ رنا بیشتر میتونن تو جامعه حضور داشته باشن
اما اگه قرار باشه با کسی که من قبلا برات درنظر گرفتم
ازدواج کنی چی؟
منم مامانتو اولین بار توی عروسیمون دیدم
این یه چیز مرسوم توی نسل ماست
ما بخاطر وظایف و مسئولیتمون ازدواج و زندگی کردیم نه احساسمون
زندگی پر از احساس تورو به بهشت میبره
یا میبره به جهنم؛این دوتا راه هستن که با احساسات توی زندگی به سمتشون میری
اما یه زندگی که پر از وظایف و مسئولت باشه
تورو فقط به یک راه میبره
و این مسیر جاییه که برات بهترینه (بگو زوری میخوام شوهرت بدم دیگه!)
بابا ..
درموردش فکر کن عزیزم ...
مامان ووو
رین من نمیخوام عروسی کنم
بابا چجوری تونست اینو ازم بخواد؟
بو...
چه اتفاقی افتاده
چجوری نفهمیدیم که بابا همچین قرار مسخره ای با کسی داشته؟
برارالی در مورد بابا اینجوری نگو
من که چیزه بدی نگفتم؛ منظورم این بود که قرارشون احمقانه بوده
واسه همین بود که مامان درمورد منو و پانیت خودشو دخالت داد.
من کسیو ندارم که عاشقم باشه؛ واسه همینم مامان نتوسته کمکم کنه
من نمیخوام عروسی کنم
بورانی
گریه نکن
اگه بخوای اینجوری گریه کنی من چیکار کنم ؟
خودتو سرزنش نکن
داری چیکار میکنی؟؟ اون یه گلدون قبلی بس نبود؟؟
براتون نامه آوردم؛ خداحافظ
مردای هم نسل پدرت ؛ سرقولشون میمونن
بخاطر آبروش، محاله که تان چائو خون بومرونگ پراچاکیت پدرتو فراموش کنه
من معذرت میخوام خون یینگ و معاون کلانتر؛ نامه رو اشتباهی گذاشتم اینجا, مال اون یکی خونه اس
لازم نکرده لبخند بزنی قبلا وسایلمو جمع کردم.
اگه هفته ی آینده هم نامه ای نیاد ؛ سریع میرم به پاک تای
اینم چای گیاهی
ممنونم؛, بورانی هنوز داره گریه میکنه؟
یکم آروم میشه و بعدش دوباره گریه میکنه
اگه بورانی موافق نباشه
چجوری میتونم وقتی مردم توی صورت سیک نگاه کنم؟
هوا داره سردتر میشه؛ بهتره یه شال بپوشین
چند وقته اینجا نشستم؟
حتما پاتون خشک شده, براتون ماساژش میدم
یه چیزی ازت میخوام
پدرومادرت چجوری دلشون اومد که یه دختر به این خوبی رو پشت در ما بذارن؟
کی حاضره از یه شیطانی مثل من نگهداری کنه؟
اگه بخاطر تان چائو خون و مهربون شما نبود
من نمیتونستم درس بخونم و یه زندگی خوب داشته باشم
رفتارت ؛هوش و ذکاوتت
باعث میشه زندگی بهتری داشته باشی
کسی که همسرش بشی از شوهرای بورانی وبرارالی خوش شانس تره
اینجوریم که میگین نیست
خون بورانی همه چیزو بهم گفت ؛ وقتی داشت گریه میکرد
همه تحت فشارن
اگه بخوای این فشار رومون رو کم کنی
حاضری جای بورانی با ساران ازدواج کنی؟
ما تورو مثل دختر خودمون بزرگ کردیم
هیچ فرقی درمورد تحصیلات و درس باهم ندارین
اگه تو موافق باشی , تان چائو خون هم آبروشو از دست نمیده
بورانی هم میتونه بره خارج درس بخونه
همسر معاون کلانتر بودن چیزی بدی نیست رین
بخاطر اینکه اونا منو بزرگ کردن من حاضرم جونمم براشون بدم
باشه
اگه بخوای این فشار رومون رو کم کنی
حاضری جای بورانی با ساران ازدواج کنی؟
چیزی شده پی رین؟
پی رین چیزی شده؟؟
پس من میرم بخوابم
مثل اینه که بخواییم بهشون دروغ بگیم
ما رین رو مثل دخترمون بزرگ کردیم
نگاش کن آخه؛ کجاش شبیه خدمتکاراس؟
ظاهرش , هوش و ذکاوتش
حتی از دخترای خودمونم بهتره
اما اون که دختر خونیه ما نیست
خب پس بیا اونو رسما دختر خودمون کنیم
و در نهایت یه نامه رسمی مینویسی و اون دخترمون میشه
رین تو واقعا موافقی؟
زندگی پر از احساس تورو به بهشت میبره
یا میبره به جهنم؛این دوتا راه هستن که با احساسات توی زندگی به سمتشون میری
اما یه زندگی که پر از وظایف و مسئولت باشه
تورو فقط به یک راه میبره و این مسیر جاییه که برات بهترینه
برای یه بچه ی سر راهی مثل من
وظیفه ام اینه که محبت شمارو جبران کنم
تو بچه ی باهوشی هستی؛ در مقایسه با دخترا تو از همشون بهتری
♪ Even if the sun abandons the sky ♪
♪ At night the there are no stars beside the moon ♪
♪ But please know you still have someone beside you ♪
♪ Every day and won't go anywhere ♪
♪ The sweet fragrance may have disappeared ♪
♪ Beautiful flowers will wither one day ♪
♪ But the love that I have for you ♪
♪ Won't change or become less ♪
پی رین چیزی شده؟
نمیدونم تو آینده قراره چی پیش بیاد
نامه دارم ؛ خون یینگ نامه براتون آوردم
این دفعه مطمئنم نامه مال شماست ؛دوبار چکش کردم
ساران ؛ اونا قبول کردن؛ اونا قبول کردن!!!!
چجوری ممکنه؟؟ چرا قبول کردن دخترشونو بدن به من؟
شاید بخاطر اینه که خبر پاک تای رو نشنیدن ها؟
خبرای پاک تای؟؟ مگه توی پاک تای چه خبره؟
پس توی پاک تای چه خبره؟؟
اوضاع شلوغ پلوغه
ماامان باید فردا بریم
اما فقط میتونی یک ماه پیشم بمونی ؛ بعدش باید برگردی پایتخت
اما من میخوام بمونم و مراقب عروسیتونو جایگزین شدن عروسم باشم ؛ ممکنه یک ماه کم باشه خب
فقط میتونم یک ماه بهت بدم مامان
همینطورم در مورد عروس ...
چجوریه که ما دوتا حس بدی داریم
رین تو مطمئنی؟
اولش مطمئن نبودم
اما الان خوشحالم که میتونم محبتتونو جبران کنم
خون رینراپی اسمشونو به برارالی بومرونگ پراچاکیت تغییر دادن درسته؟
بله درسته
خون رینراپی اسمشان را به برارالی تغییر دادند واین گواهی مورد تایید است
شما دیگه خون برارالی بومرونگ پراچاکیت هستین ؛ بفرمایین
ممنونم
آخرش راستکی باهم خواهر شدیم
خیلی ممنونم که کمکمون کردی رین
خواهش میکنم خون برارالی
مادیگه نمیتونیم مراقبت باشیم
از الان به بعد تها کسی که میتونه مراقبت باشه خداست
آدم خوبی باش که بقیه بتونن محبتت رو ببینن؛ دقیقا همون چیزی که همیشه هستی رین
باشه
جز تشکر کردن ازت حرفی ندارم که بزنم
خیلی ازت ممنونم رین
خواهش میکنم خون یینگ
خون برارالی , خون بورانی , خداحافظ
منتظر نامه هات هستم
میشه هر هفته برام نامه بنویسی؟
حتما خون بو
رین
اینکه دیگه اینجا نباشی ؛برام خیلی سخته
خیلی دلم برات تنگ میشه
میدونی؟
جل
رین که نمیره بمیره که!
من از مرگش نمیترسم ؛ از نبودنش میترسم
من مادرت رو اولین بار توی عروسی دیدم
این یه چیز عادی توی نسل ما بود
خون یینگ ؛وقتی شما هم قرار بود همسر آیندتونو ببینین
اینجوری مثل من ترسیده بودن و خواب به چشماتون نمیومد؟
خون یینگ ,نمیدونم ساران کجا غیبش زد؟
خیلی منتظرش موندم اما نیومد؛ واسه همینم سریع اومدم دنبال شما
چقدر زشت شد ؛ اون از پایتخت اومده؛ ممکنه مامان یا باباش همراهش باشن ؛ میخواستم خوب ازش استقبال کنم
نگاه کن تورو خدا!!!اولین قرارمونه و داریم دیر میرسیم
ساران ! اوه ساران! بیاین زودتر بریم- بله خون یینگ-
ایستگاه قطار
اووووم ... شما باید برارالی باشین نه؟
بله خودم هستم
شما هم خون یینگ کاو هستین نه؟
درسته , خودمم . باید ببخشی که منتظرت گذاشتیم اینجا
اشکالی نداره
تنهایی اومدی؟؟فکر میکردم خون یینگ پانکایی هم باهات میاد
خون یینگ ...
مامانم مشغول خواهر کوچکترم بود
تو خیلی خوشگلی خیلییییی
حتما این خوشگلیت از مامانت بهت رسیده . اونم وقتی جوون بود یکی از زیباترین دخترای پایتخت بود
بله
من خیلی از آشنایی باهاتون خوشبختم .. خالــ...
بهم بگو مامان
ممنونم که خانواده امونو قبول کردی
بریم, میتونیم تو راه خونه باهم حرف بزنیم
بریم
حتما ؛ منم اینا رو میارم
اشکالی نداره , خودم میتونم بیارمشون
بذارین کمکتون کنم پی ؛ اینا سنگینن
پی ... پی ها؟؟
اوه ؛ برگشتی خون ساران؟ حتی صدا هم نشنیدم که
نمیخوای بری ایستگاه قطار به عروس خوشامد بگی؟
میخوای بر تمرین تیر اندازی؟؟ منم میام کمکت کنم
مراقب باش
تازه چند روز پیش اومدیم به این خونه
اینم سانور؛ اون پیرترین خدمتکارمونه
آدم خوبیه اما ..
چیه
نمیدونم چجوری بگم, بذار واسه وقتی که تنها بودیم بهت میگم
اما سانور ممکنه که ..
اینجوری شه
نور ؛ از خدمتکارای قدیمیمونه که وقتی ساران جوون تر بود توی بزرگ شدنش بهم کمک کرده
الانم تو دفتر منطقه با ساران کار میکنه
بریم داخل
عروست اینجاست؛ از فرشته ها هم خوشگل تره
خوشگله؟ - خیلییییی مامان -
بریم ببینیمش
یکم دوره و روستاییه ؛ مثل خونه ی خودتون راحت نیست
قابل سکونته اما من تا حالا جای دیگه ای برای زندگی نرفتم
عزیزم , منم اینجام
اگرم چیزی بشه ؛ میتونیم درستش کنیم نه؟
حتما ؛ بریم داخل
و اینم خونمون
ساران اینجاست
همسر معاون کلانتر ...
واو زنای پایتخت چه پوستای خوبی دارنااا
ایشون ساران سیواوت و ایشونم برارالی بومرونگ پراچاکیت هستن
آخرش دیدیش
کیو؟
خون برارالی بومرونگ پراچاکیت
این اون نیست
بهش سلام کن عزیزم
ساران چرا جوابشو نمیدی؟
خدایااا؛ داری چیکار میکنی پسر؟
ساران
نور - بله؟ -
بیا اسلحه رو ازم بگیر
چرا اینجوری میکنی! نزدیک بود قلبم بیاد تو دهنم
ساران چت شده؟؟ چرا اینقدر عصبانی ای؟
وقتی چیزی برای از دست دادن نداشیم، همه بهمون پشت کردن
این خیلی دردناک بود
اما این ماله روزای گذشته بود چون امروز فهمیدم
بین پشت کردن و به دروغ دلسوزی کردن فرق هست
کدومش بیشتر درد داره
منظورت چیه ساران ؟ درمورد چی حرف میزنی؟
ساران ... ساران ...
چی شده مامان؟
ما دوتامون اینجا ایستادیم , از کجا بدونم چی شده؟
قیافه ی خانوم مثل یه جوجه ی بیچاره اس , حتما از اسلحه معاون خیلیی ترسیده بیچاره
تو اول اینجا پیش من میمونی ؛ به خونه نزدیک اینجاست که میشه خونه عروسیتون
بعد از عروسیتون میرین اونجا
پس چرا توی اون خونه نمیمونین؟
اون خونه فقط دوتا اتاق خواب داره
اگه من بخوام اونجا بمونم, تو باید اتاقتو شریکی ...
میبینم
میترسم که یکم شلوغ باشه
تو خونه ی پشتی ؛ خدمتکارمون که مه سای با پسرش شرم اونجا هستن
و نور هم اونجاست
مه سای و پسرش تازه دیروز استخدام شدن؛ اگه چیزی شد اول با ارومی براشون توضیح بده
باشه
خانوم به نظر میاد که زن خوبیه نه؟؟
اما ... مطمئن نیستم که اونم مثل آدمای پایتخت خسیسه یا نه
شرم اگه مشکلی پیش اومد
من نمیمونم ؛میرم
مامان هنوز که چیزی نشده؛ اینو نگو ! من اینجا رو دوست دارم ؛ تازه معاون کلانتر هم خیلی خوبه
ما باید نقشه داشته باشیم ؛ من نمیذارم که ...
مه سای چیزی برای خوردن داریم؟؟ روده کوچیکه روده بزرگه رو خورد!
گرسنه ای؟؟ غذای امروز جوجه ی ادویه داره
هی ؛ یکم برنج بکش
هی ، قبل از این
من قبلا توی جانگ بوانگوانگ خونه ی بوانگوانگ کار میکردم
همه از غذاهای خوشمزه ام تعریف میکردن
هیچکی نمیتونه مثل من آشپزی کنه ؛ تست کن
قاشق ... قاشق ... بیا
خوشمزه نیست؟
چی شده؟- این فقط آب و ادویه و سس تند نیست؟-
چی میگی برا خودت؟؟ بذار منم تستش کنم
خوشمزه اس ؛ عالیه
این همه سبزیجات توشه ؛ واسه همینه که ...
این آبشه ؛ همه ی موادش تهش هستن ؛ بذار هم بزنم
بیا ؛ الان امتحانش کن
مزه اش کن
خجالت نکش ؛ بخور بخور - باشه -
بفرمایین
ساران ایندفعه دیگه پوستش کنده اس
بخوریم
خون یینگ از مهارت آشپزیم شوکه شده
بازم ادویه میخواین؟ اگه میخواین تا براتون بیارم
مطمئنی شوکه اس یا میخواد بالا بیاره؟
شوکه اس معلومه
ساران چرا درمورد کارت به برارالی توضیح نمیدی؟
ساران
نا وان
اون خوشگله نه؟
نمیدونم از کجا اومدی اما قشنگی
خیلی قشنگ
واقعا صورت قشنگی داری - واقعا داره با یه سگ حرف میزنه؟ -
ساران
اوم...
ببخشید ؛ وقتی داشتم برمیگشتم خونه یه سگو دیدم ؛ دلم براش سوخت واسه همین آوردمش حمومش بدم
یکم آب و غذا هم بهش بدم
بی صاحابه؟
آره ؛ میشه بزرگش کنم؟
نمیذارم دوباره بیاد اینجا
چه نازههه ؛ صورتش چه بامزه اس
اسمشو بذاریم نان وان
چه اسم خوبی ؛ نان وان
نان وان ... نان وان
ساران ؛ بیا بشین و درست حرف بزن
ببخشید مامان ؛ یه سری کار دارم که انجام بدم ؛ ببخشید
خون نو
یکم بیشتر حرف بزنین, یکم بیشتر نگاش کنین خب
و یکم بیشتر مودب باشین خب؟
اون چشه؟
poolakjoon o_0 : مترجم
برای دریافت زیرنویس قسمت های بعدی به وبلاگ تاهی لند مراجعه کنید http://thahiland.mihanblog.com/
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.