All language subtitles for Howling.Village.2019.ProMovi.ir

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

~ تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند ~ = ProMovi.ir =

~ ترجمه اختصاصی پروموویز ~ = ProMovi.ir =

~ ترجمه اختصاصی پروموویز ~ = ProMovi.ir =

یک ،دو، سه

...دو صبحه

زنگ نزد

زنگ نزد دروغ بود؟

حتما دروغه

یه کم دیگه صبر کنیم

هی جواب نده

الو؟

صدامو میشنوین؟

...هی تو

الو؟

میشنوی؟

چی؟ من که چیزی نشنیدم

...الو؟ اممم

الان میایم پیشت

...حس بدی بهش دارم

همین الان وارد یه تونل شدیم

آکینا بیا برگردیم

هی یوما میخوای به من ببازی؟

پس آروم باش

باشه باشه

یالا فقط فیلمو بگیر

چه قدر رو اعصابی

شایعه ها میگن اگه اینجا بیاین جون سالم به در نمیبرین

اینجا ترسناک ترین جای ژاپنه "تونل اینوناکی"

من اینجام تا براتون یه فیلم واقعی تهیه کنم

...هی

خیلی چندش آوره

!هی...هی! یه دقیقه وایسا

پیداش کردم

از اینجا به بعد قوانین ژاپن دیگه اینجا اعمال نمیشه

...امکان نداره

زودباش زودباش زودباش زودباش !هی

دیدیش؟

آروم تر

یه خونه ست. ترسناکه میبینیش؟

...وایسا

خیلی خب رسیدیم

لطفا اینجا رو نگاه کنید

این یه فیلم واقعیه

!اینجا دهکده‌ی واقعیه اینوناکیه

نه خیلی تاریکه

اینجا

!ه...هی

!وایسا...هی

!وایسا

میدونستم

هان؟

میشه یه لحظه دوربینو خاموش کنی؟

چیه؟

چیشد؟ باید بری دستشویی؟

هیچ جا نرو

یه کم بهم‌ فضا بده بهش گوش نکن

کدومه؟

این چه کوفتیه؟

اون چیه؟

یوما؟

هی یوما تمومش کن

اهدایی 1949 (شووا 24) کمپانی تولید برق چیکوشی

1949.

کمپانی تولید برق چیکوشی

!آکیناا! آکینا

!آکینا

!نه

!آکینا! آکینا

!نه! نه

!هی وایسا! آکینا

!وایسا

!آکینا! وایسا! وایسا!

!هی آکینا

!آکینا! منم! منم

!وایسا

!ولم کن

!هی آکینا آکینا

« دهکـده نالان » (دهکده اینوماکی)

:ترجمـه و زیرنویـس ~ Parvane, Hyun ~

ریوتارو شنیدم کابوس دیدی

چه خوابی دیدی؟

به منم نمیگه

ولی اون هر شب کابوس میبینه

خیلی پریشون و ناراحت به نظر میاد

اشکالی نداره که شما برین اون یکی اتاق تا به حرفاش گوش کنم؟

باشه

ریوچان، مامان یه لحظه داره میره اون یکی اتاق

باید به دکتر در مورد خوابت بگی

باشه؟

چیزی هست که نمیخوای مامانت بشنوه؟

...به خاطر اون

هان؟

ریوچان نمیتونه چیزی بگه

اون کیه؟

...مامان

مامان؟

مامانت الان تو اتاق نیست

...مامان اینجاست

مامانت اینجاست؟

...راستش

باید یه راز نگهش داری وگرنه مامان ناراحت میشه

ممنونم

مرسی که مراقبش بودین

هی ریوچان با دکتر خداحافظی کن

مشکل چیه دکتر موریتا؟

فکر کنم ترجیح میدم دکتر اصلی اون بچه نباشم

من اومدم خونه

خوش اومدی

خب این دفعه چیه؟

آکینا یه چیزیش هست

از همون موقع که امروز صبح اومده خونه

مشکلش چیه؟

برای همین دارم میپرسم چون نمیدونم

به خاطر چیه؟ مربوط به حال و احوال روحیشه؟

هان؟

...راستش

امروز صبح کجا رفته بودین؟

تونل اینوناکی

تونل اینوناکی؟

عه؟ واقعا؟

یوما تو رفتی داخل تونل اینوناکی؟

... این که محشره

در واقع دارم در مورد تونل اینوناکی تحقیق میکنم

برای تحقیق مدرسه

روستا چی؟ واقعا اونجا یه روستا هست؟

اونجارو میشناسی؟

معلومه که میشناسم

مگه نمیدونی؟

اونجا یه مکان مشهوره تسخیر شده ست

تسخیر شده؟

هی، داری چی کار میکنی؟

به خاطر آکینا

باید نفرین شده باشه

همه اونو میدونن

همچین چیزی نیست

کوتا

در مورد این چیزا تحقیق نکن

برو اونور بازی کن

ببخشین

هی یوما

میشه کوتا رو درگیر این مزخرفات نکنی؟

نمیخوام آخر عاقبت این بچه مثل تو شه

...هی این مدل حرف زدنت

!خفه شو کانه

من دارم میرم بیرون

باشه

فکر میکنه کیه؟

اونم دقیقا همون خون کثیف تو رو داره

مراقب باش

!هی، وایسا

چه خبره؟

به هرحال یه نگاه بنداز

آکینا چان اونجاست؟

♪ چشماتو ببند و به اون بچه نگاه نکن و بذار فقط دور شه ♪

عه؟

چه خبره؟

یه مدتی هست که داره این کارو میکنه

♪ اگه کاشت و برداشت اوضاعش خوب نیست روش سرپوش بذار ♪

♪روش سرپوش بذار ♪

♪ اگه سگ نداری پس روش سرپوش بذار ♪

♪ چشماتو ببند و به اون بچه نگاه نکن و بذار فقط دور شه♪

آکینا چان

کانه چان

هی، چی شده؟ بذار ببینم

مریضی؟

مریض؟

من مریض نیستم

!من حالم خوبه

چی شده؟

من حتی نمیدونم چی شده

آکینا دیدتش

چی دیدی؟

یه سگ

سگ؟

اگه سگه رو به غرب وایسه دمش سمت شرق وایمیسته

...اگه سگه سفید باشه

دم سگه هم سفیده

یادداشت مترجم: این جمله دو تا معنی داره "معنی دیگه اش اینه که"خیلی جالبه

مگه نه؟

آکینا چان؟

باید برم دسشویی

شاید دچار سندروم محلی شده (بیماری هایی ‌که اهالی یک منطقه دچارش میشن)

یا یه اختلال روانیه کوتاه مدته

...بیا ببریمش بیمارستان

این چیزی نیست که من ازت پرسیدم

عه؟

...هی

تو قبلا یه چیزایی میدیدی مگه نه؟

...میدونی قبلنا که کوچیک بودی اینو میگفتی

!تمومش کن

لطفا اینجا رو نگاه کنید

این یه فیلم واقعیه

اینجا دهکده‌ی واقعیه اینوناکیه

♪ روش سرپوش بذار♪

♪ چشماتو ببند و به اون بچه نگاه نکن و بذار فقط دور شه ♪

♪ مهم نیست فاسد شده یا نه ♪

♪ اگه کاشت و برداشت اوضاعش خوب نیست روش سرپوش بذار ♪

♪ روش سرپوش بذار♪

♪اگه سگ نداری پس روش سرپوش بذار ♪

هی، این چیه؟

ترسناکه مگه نه؟

یه جورایی وحشتناکه

!کوتا

بهت گفتم نیای اینجا

...آکینا چان

هان؟

داره دسشویی میکنه

میدونم دسشویی رو دید زدی؟

هان؟

!آکینا

!آکینا چان

!آکینا چان

!آکینا چان

هی، آکینا کجایی؟

یوما الان میام اونجا

هان؟

زود میام اونجا زود

زود

زود

نگاه کن

!آکینا

!آکینا

!آکینا چان

هی

خیلی جوونه

هی

چی شده؟

فکر میکردم با همدیگه این

مگه شما دو تا با هم نبودین؟

هی

!این کارو نکن

میخوای چی کار کنی؟

بابت قرار گذاشتن با پسر بی مصرف خانواده اتون؟

!این بلاییه که سر آکینا اومده !سر آکینا

میخوای چی کار کنی؟

ایکو تمومش کن - بریم -

وایسا وایسا

!هی، ولم کن

آقای موریتا خیلی معذرت میخوام ازتون

بابا چرا باید جلوی این آدما خم بشی؟

!نوه ات آکینا مرده

!پسر موریتا آکینا رو کشته

مامان

آکینا آکینا

درد داره نه؟

داخل بدن آکینا چان پر از آبه

غرق شده

میدونستم

اونا ازت خواستن کالبدشکافی کنی

هر دکتر دیگه ای بود

میتونست همه چیزو بدتر کنه

اون روز

بارها و بارها همون چیزو دیدیم

یادت میاد آره؟

تو و بابات و سِندای

من و تو تنها کسایی بودیم که میدونستیم اون‌ روز چه اتفاقی افتاده

نفر بعدی... ممکنه ما باشیم

اون منو یاد یه چیزی میندازه

یه چیزی داخل شکم آکینا چانه

دختر بزرگترت خیلی حساسه مراقب باش

دکتر یامانوبه

خوب تو بیمارستان جا افتادین؟

به لطف شما خوب جا افتادم

هر وقت چیزی لازم داشتین همیشه میتونید با من صحبت کنید

خیلی ممنونم

لطفا منو ببخشین

سگه داره دسشویی میکنه

اون آکینا چانه؟

بیا اینجا

!داداش بزرگه

کوتا

که اینطور

دفترچه ثبت سلامتی مادران باردار

که اینطور

آکینا داشته مادر میشده

!هی، کوتا

چرا اینجا ولشون کردی؟

اون تحقیقی که اون روز در موردش حرف میزدی

فکر کنم در مورد یه روستای نفرین شده بود

کوتا؟

میدونم

دیگه اون تحقیقو انجام نمیدم

چرا انجام نمیدی؟

به خاطر آکینا چان

...بعد از این که وارد تونل اینوناکی شد خیلی

...همم

حق با توعه

هی، وایسا! اون چیه؟

پروژه‌ی تحقیقم

!نگاه نکن

تو اینو درست کردی؟

آره

خارق العاده ست

درست کردنش آسون نیست برای همین نشکنش

آخه اگه از این چیزا بسازیم ممکنه واقعا نفرین شیم

چیزی در موردش نمیدونم

ولی ببین، برادرت خوب شده

درسته

خب این دهکده‌ی اینوناکی کجاست؟

یه افسانه‌ی محلیه چون هیچکس در موردش نمیدونه

که اینطور

یه دهکده ست که از رو نقشه ناپدید شده

ولی باید یه جایی تو این گذرگاه باشه

...دهکده‌ای که از رو نقشه ناپدید شده

اینجا تونل اینوناکیه

اینجا جاییه که دفعه ی قبل برادرم و بقیه رفتن

این باجه‌ی تلفن نفرین شده ست

...این پُل قرمزه

واقعا خطرناکه

این دفعه حس و حال رفتن ندارم

سعی میکنی از چی فرار کنی؟

فرار نمیکنم - مسخره نشو -

هی، بیا بریم

!هی، کوتا

داداش بزرگه داری میری دهکده‌ی اینوناکی؟

کوتا... برو اونجا

حالت خوبه؟

نه اون واقعا عصبانیه

اون یه تجربه‌ی روانیه کامل داشته

حتما دروغه - دروغ مزخرفیه -

هان؟ چه خبره؟

آخ

چی شده؟

تونل اینوناکی

این چیه؟

وقتی با آکینا اومده بودم این اینجا نبود

یوما! یوما! لطفا مجبورمون نکن این کارو بکنیم

چه کار دیگه ای میتونیم بکنیم؟

فقط بیا برگردیم - !یوما -

اینجا واقعا خطرناکه - از اینجا حالم به هم میخوره دیگه -

!آکینا مُرده

!اعصاب منو به هم نریز

ببخشین

نمیدونم این یعنی چی !من حتی نمیدونم اون یعنی چی

یوما

ریوچان

دارم میرم پایگاه مخفی - عه؟ -

ریوچان بیا اینجا و بازی کن

دکتر موریتا

بله - یه دقیقه وقت دارین؟ -

مشکل چیه؟

این پدر ریوتاروست

... گفت که ، خوب

برام مهم نیست

... ریوتارو

بچه واقعی ما نیست

چی ؟

به خودش نگفتم

راستش ، همسرم هم نمی دونه

منظورت از این حرف چیه ؟

پنج سال پیش ، یوکو یه بچه مرده به دنیا آورد

کیسوکه این بچه رو به فرزندی پذیرفت و از همسرش هم موضوعُ مخفی کرد

من به دکتر یوچیدا معرفی شدم

تقریبا همون موقع بود

تو بیمارستان ما یه زن بچه بدنیا آورد و مُرد

اون یه مادر مجرد بود و هیچ فامیلی هم نداشت

ریوتارو بچه همون زنه

... هی

اینو به همسرم نگو

نمیگم

باید راز نگهش داری وگرنه مامان ناراحت میشه

ها ؟

... مامان اینجاست

... پس

مشکل چیه ؟

ریوچان ، مگه نگفتم اینجور چیزارو دور نندازی ؟

متاسفم ، دکتر

مشکلی نیست

باید چی بگی؟

ممنونم

... ریوتارو

دکتر ، مشکل چیه ؟

دکتر موریتا ؟

دکتر

مامان ترسناک نیست

! نه

متاسفم

دقیقا چی شده ؟

یوما ، داشتی گریه میکردی ؟

قابل فهمه ، اون اتفاق با آکینا خیلی سریع افتاد

از چی حرف میزنی؟ مرگ دقیقا چیه ؟

ساکت شو

واااو

اینجاست

واقعیه

! واااو

! داداش بزرگه

! هی

بیا بیرون

! هی

توهم میتونی منو بکشی

اینکارو با من نکن - ! داداش بزرگه -

! چرا آکینا ؟ برو بیرون

! هی

! داداش بزرگه

کوتا ! اینجا چیکار میکنی ؟

کوتا ، نزدیکتر نیا

همونجا منتظرم بمون

کوتا ، نیا اینجا

! داداش بزرگه

دارم میام اونجا ، چشمت بهم باشه، خب ؟

نزدیک بود

چیکار میکنی ، احمق ؟

هی ، حالت خوبه ؟

هی ، کوتا

! کو...کوتا ! نیا اینجا

! داداش بزرگه

کوتا

مهم نیست فرسوده است یا نه

اگه کاشت و برداشت اوضاعش خوب نیست روش سرپوش بذار

روش سرپوش بذار

... اگه یه سگ نداری

روش سرپوش بذار

چطوری اومدن اینجا ؟

یوما گفت

انتهای این تونل یه دهکده س

وقتی با آکینا رفتن اونجا بهشون حمله شد

اون احمقا

انتهای این تونل لعنتی چیه ؟

ولی چرا اونا دوباره مهر و موم نشدن ؟

... ما چیزی نمی دونیم

... صبر کن

یوما ... این دوربین یوماست

واقعا کوتا رو با خودش آورده

هی ، شما بچه ها باهم اومدین اینجا ، درسته ؟

آره

ولی فکر نکنم دیروز دوربینشو اورده باشه

خب ، یوما کجاست ؟

وارد تونل شد

خیلی سعی کردیم جلوشو بگیریم

ولی گوش نداد ، مگه نه ؟

میخوام اینجا رو بگردین

! یوما - ! آیانو، صبر کن -

چیکار میکنی ؟ صبر کن

اینکارو نکن ، واستا

! صبر کنید ، خانم

!آیانو بسه ! صبر کن

آروم باش ، اینکارو نکن

مامان

عزیزم

!نه ! بهم دست نزن

... اه ... اوم

این بیرون خیلی خطرناکه

بهتره تحقیقاتو به پلیس بسپریم

ریوتارو الان کجاست ؟

دچار شوگ ناشی از ترس شده ، امبولانس آوردش

الان آروم شده و تو اتاقش خوابیده

اینطوره ؟

پدر و مادرش الان کنارشن

اوکی ، شماهم میتونین برین خونه

ممنون

دکتر یوچیدا !؟

دکتر یامانوبه با شرایط بحرانی از بیمارستان اومده

ها ؟چرا ؟

خب ، ماهم درتلاشیم که بفهمیم

انگاری ... غرق شده

کجا ؟ - تو خونه خودش -

چی ؟

... تانیگوچی - آه ، متاسفم -

وقتی بیتسر فهمیدیم به شماهم میگیم

خدایا باورم نمیشه الان خراب شدی

چه مرگشه ؟

این دیگه کیه ؟

ناشناسه ؟ کیه؟

نمیدونم

الو بفرمایید ؟

الو ، موتور سیکلت لعنتیم از کار افتاده

میتونی بیای دنبالم ؟

یوسی ؟

یوسی ؟ - بله -

نمی تونم کمکت کنم ، کجایی ؟

الان نزدیک پل قرمزم ، باید از اینجا عبور کنین

همیشه احساس عجیبی درمورد اینجا داشتم

باشه ، منتظرم باش

بله ؟

ببخشید

دکتر موریتا

ببینم چه کاری از دستم برمیاد

میدونم که نگرانین

ولی واسه امروز برین خونه

متوجهم

بسیار خب ما روی شما حساب میکنیم

! یوسی

! یوسی

! یوسی - کجا رفته ؟ -

چی ؟چرا اینجا نیست ؟

مگه نباید همینجا بمونه؟

خب ، فکر کنم همین اطرافه

چی ؟

یوجی ، تو جواب بده - نه، نه ، نه ، اصلا -

جواب بده - ولش کن -

الو ؟

الو ، موتور سیکلت لعنتیم از کار افتاده

میتونی بیای دنبالم ؟

چی ؟ یوسی ؟

الان نزدیک پل قرمزم ، باید از اینجا عبور کنین

همیشه احساس عجیبی درمورد اینجا داشتم

چه خبره ؟

چیه ؟ کیه ؟

... یوسی ئه ، اما

چی ؟

الو ، موتور سیکلت لعنتیم از کار افتاده

میتونی بیای دنبالم ؟

چه خبره ؟

الان نزدیک پل قرمزم ، باید از اینجا عبور کنین

همیشه احساس عجیبی درمورد اینجا داشتم

کدوم قبرستونی هستی ، یوسی ؟

الو ، موتور سیکلت لعنتیم از کار افتاده

میتونی بیای دنبالم ؟

الان نزدیک پل قرمزم ، باید از اینجا عبور کنین

همیشه احساس عجیبی درمورد اینجا داشتم

! هی

ریوتارو

چی شده ؟

پدربزرگم

بهم زنگ میزنه

پدربزرگت ؟

یه پدربزرگه ... نمی دونم

روش سرپوش بذار

.. اگه یه سگ نداری

روش سرپوش بذار

... اون آهنگ

♪ چشمهاتو ببند و نگاه نکن

فقط بذار دور شه ♪

♪گرم یا سرد ♪

♪ ... اگر برداشت

باز نمیشه

گفتم که باز نمیشه

! صبر کن ... هی ، یوسی

الو ، موتور سیکلت لعنتیم از کار افتاده

میتونی بیای دنبالم ؟

... من نزدیک پل

این دیگه چه کوفتیه ؟

! هی ، یوسی

! هی

چه اتفاقی داره اینجا می افته ؟

این چیه ؟

ها!؟

دکتر یامانوبه

! آب داره میاد ! فرار کن

! آب داره میاد ! فرار کن

! آب داره میاد ! فرار کن

! آب داره میاد ! فرار کن

! آب داره میاد ! فرار کن

! آب داره میاد

مهم نیست که فرسوده است یا نه

ها ؟

اگه کاشت و برداشت اوضاعش خوب نیست روش سرپوش بذار

این آب چیه دیگه ؟ - چه اتفاقی داره می افته ؟ -

چه خبره!؟

این چیه ؟

روش سرپوش بذار

اگه یه سگ نداری ، روش سرپوش بذار

! نه ، یوسی

! یوسی! یوسی

چشماتو ببند و به اون بچه نگاه نکن فقط بذار دور شه

گرم یا سرد

!هی ، هی ، بازش کن

اگه کاشت و برداشت اوضاعش خوب نیست روش سرپوش بذار

روش سرپوش بذار

!یوجی ... کمک... کمک

اگه یه سگ نداری ، روش سرپوش بذار

! یکی کمک کنه

چشماتو ببند و به اون بچه نگاه نکن فقط بذار دور شه

برام مهم نیست که چقدر درد داره یا منو میترسونه

اگه گل ها شکوفه ندادن

روش سرپوش بذار

ریوتارو ، بیا اینجا

چشماتو ببند و به اون بچه نگاه نکن فقط بذار دور شه

چی ؟

خونت

خونت

بخاطر اینه که تو رگهات خون قاتل یه سگ جریان داره

دکتر موریتا

چند لحظه قبل ، دکتر یامانوبه فوت کردن

... یوما

! یه چیزی پیدا کردم - کوتا ؟ -

... کوتا

... یوما ... یوما

کوتا

این کیفه ؟ - آره -

! مال کوتاست

!خانم - ! کوتائه -

این یه شیء گمشده است که میذاریم تو پرونده

! کوتا - داخلشو نگاه کردیم -

... بابا

چیه ؟

... هی

چه اتفاقی داره می افته ؟

ها ؟

برادرم و کوتا ناپدید شدن

چرا ؟

دکتر یامانوبه سان هم دیشب

مُرد

میدونم

چرا ؟

بابا ، تو همه چیزو میدونی ، مگه نه ؟

... داشتم فکر میکردم

چرا اینقدر از مامان متنفری ؟

نیستم

بگو بهم

چه اتفاقی واسه خانواده ما داره می افته ؟

تو این خونه چه خبره ؟

هان؟! چه خبره بگو ؟

هی ، چیه ؟

... تا حالا

دیوونه شدی ؟

خانواده ما اصلا نرمال نیست ، مگه نه ؟

هی ، چرا ؟

یه چیزی بگو ، میخوای یه چیزی بگی مگه نه ؟

! تو لازم نیست چیزی بدونی

! بابا

... نمیخوام باهات باشم

میترسم

شماها منو میترسونید

چی ؟

از وقتی بچه بودی

چیزهای عجیب میدیدی ، مگه نه ؟

من هیچ کاری با اصل و نسب شما ندارم

تو کانائه هستی ، نه ؟

خیلی بزرگ شدی

... پدر بزرگ

خسته به نظر میای

ولی هنوزم صورت آیانو رو داری

بیا ، بیا داخل

خوشحالم که اینجایی

مطمئنم "یای" هم خوشحاله

شما دوتا دوستای خیلی خوبی بودین

یادت میاد ؟

... شما دوتا همیشه

با خوشحالی پیش هم مینشستین و حرف میزدین

میدونم ، میدونم

تقصیر برادرته

مادر بزرگ به هردوتاتون آبنبات داد

همچین برادر بزرگی باید تنبیه شه

چرا ؟

از کجا فهمیدی ، برادرم آبنباتمو دزدید ؟

کانائه ، توهم باید بدونی

واقعا ؟

مراقب باش ، برادر

! کانائه ، من همه آبنباتارو ازت میگیرم

فقط صبر کن

آخ ، لعنت بهش

لعنت

دیدی ؟مجازات شد

مامان بزرگ ، اون کیه ؟

واقعا ؟ کانائه توهم دیدیش ؟

انگار میخواد یه چیزی بگه

تمام این مدت حواسش بهمون بود

مشکلی نیست اون ترسناک نیست

ترسناک نیست

یه چیز جادویی راجبش وجود داره

روزی که بهم چتر داد تا بیرون برم

اون روز بارون میبارید

چطوری راجب تولد اون نوزاد همه چیزو میدونست ؟

و اینکه کی تو خانواده مرده ؟

وقتی بچه بود ، منم عادت داشتم برم بیرون

اونم همش سربه سرم میذاشت

چیزی میخوای ازم بپرسی ؟

پدربزرگ ، فامیل های دیگه ای هم داریم ؟

تو تنها فامیل مایی

و یای

اون موقع یه دختری بود که اینجا رها شد

اون موقع فقط یه بچه بود

این اتفاقا زیاد می افتاد

... اون احتمالا

اهل یکی از دهکده های اطراف بود

... اون دهکده

دهکده اینوناکی ئه ؟

تو اسمشو از کجا میدونی ؟

... راجبش حرف نزن ، پدرت

احتمالا میگه همه اینا یه مشت چرنده

میدونستم ، مادربزرگ من تو دهکده اینوناکی متولد شده ؟

نمی دونم ، گفتنش خیلی سخته

انگار مردم اون دهکده

هیچ کسی رو برای دیدن ندارن

من میخوام به اون دهکده برم

نمی تونی

دهکده اینوناکی الان

زیر سد دفن شده

عه؟

مامان بزرگ اون کیه؟

ترسناک نیست ترسناک نیست

چرا دنبالم میای؟

تو کی هستی؟

مهم نیست مافوقات چی کار میکنن

عه؟

اونا فقط یه سرپوش متعفن روش میذارن

چه اتفاقی واسه دهکده افتاده؟

من قبلنا

هیچ وقت به این فکر نمیکردم که

به دنیا اومدم تا چی کار کنم

هیچ وقت برام مهم نبود

هر کی که هستی

میدونم که یه چیزایی میدونی

قضیه دهکده‌ی اینوناکی چیه؟

میخوام یه چیزی نشونت بدم

آخرین نوار باقی مونده‌ی موجود از دهکده‌ی اینوناکیه

من تنها کسیم که ازش خبر دارم

اونا با کشتن سگای وحشی زندگیشونو میگذروندن

بهشون میگفتن سگ کش

هیچکس دلش نمیخواست نزدیکشون بشه

ولی یهویی یه عده از مردم شروع کردن بهشون کمک کردن

اگه کاشت و برداشت اوضاعش خوب نیست روش سرپوش بذار

روش سرپوش بذار

اگه سگ نداری پس روش سرپوش بذار

چشماتو ببند و به اون بچه نگاه نکن و بذار فقط دور شه

تو اهل دهکده نیستی نه؟

از اینجا به بعد قوانین ژاپن دیگه اینجا اجرا نمیشن

...ولی جوری که اونا به روستاییا نزدیک شدن

از عمد بود

اونا از شرکت برق بودن

برای اینکه اونجا یه سد بسازن

از خشونت استفاده کردن تا روستاییا رو تسلیم کنن

دختر و پسرش امروز زنده ان و حالشون خوبه

اونا به زور زنای دهکده رو زندانی کردن

شایعات این که اونا با سگا جفت شدن همه جا پخش شد

نگاه کن، نگاه کن

وایسا

!تمومش کن

این کاریه که اونا انجام دادن

اونا سعی کردن که تا جای ممکن رو این کارشون سرپوش بذارن

نمیتونی متوقفش کنی

خودت باید ببینیش

بهشون نگاه کن

با چشمای خودت بهشون نگاه کن

خونی که توی رگاته

به خاطر اینه که تو خون یه سگ کشو تو رگات داری

مهم نیست که فاسد شده یا نه

اگه کاشت و برداشت اوضاعش خوب نیست روش سرپوش بذار

روش سرپوش بذار

اگه سگ نداری پس روش سرپوش بذار

...تمومش کنین

!تمومش کنین

...مایا

خودت بهم بگو

جریان اصل و نسب خانوادگیمون چیه؟

و یای

اون دختریه که قبل از رسیدن ما به اینجا رها شده بود

...احتمالا اون

اهل یکی از روستاهای اطرافه

چرا انقدر از مامان بدت میاد؟

من ترسیدم

شماها منو میترسونین

صورت آیانو رو اونجا میبینم

کانائه تو هم باید اینو بدونی

واقعا؟

نمیخوام سر و کارم به نسل شماها بیفته

از اینجا برو بیرون. خون کثیف. خونه‌ی نفرین شده

لکه‌ی ننگ روی شهر، با تاریخ سیاه قتل و خانواده‌ی عوضی

!مامان

خواهرم روش سرپوش گذاشت

چشماتو ببند و به اون بچه نگاه نکن و بذار فقط دور شه

نرو اونجا

...مامان

!نرو

اگه کاشت و برداشت اوضاعش خوب نیست روش سرپوش بذار

روش سرپوش بذار

اونا بیخیال خواهرم و سگه شدن

چشماتو ببند و به اون بچه نگاه نکن و بذار فقط دور شه

برام مهم نیست دردناکه یا میترسونتم

اگه گلا شکوفه نمیدن روش سرپوش بذار

...مامان

!آیانو! آیانو

!آیانو! آیانو! آیانو

!آیانو! آیانو

...کانائه

اگه سگه سمت غرب وایسته دمش سمت شرق وایمیسته

اگه سفیده دمش هم سفیده

درسته؟

!باشه آیانو

دیگه اون‌ تحقیقو انجام نمیدم

اینجا باجه‌ی تلفن نفرین شده ست

...اون پل قرمزه

الان اومدم رود اینوناکی

...و این

یه باجه‌ی تلفن که فقط وقتی کار میکنه ...که ساعت دوی صبح تلفن زنگ بزنه

بیا یه کم دیگه صبر کنیم

زنگ نمیزنه

من مطمئنم که زنگ میخوره

سه، دو، یک

...دو صبحه

زنگ نزد

زنگ نزد

دروغ بوده؟

حتما دروغه

بیا یه کم دیگه صبر کنیم

هی، جواب نده

الو؟ صدامو میشنوین؟

...هی

میشنوی؟

امم... داریم میایم پیشت

موفق شدم

تلفن واقعا زنگ زد

پس بعدش میریم دهکده‌ی اینوناکی

باجه‌ی تلفن نفرین شده

ساعت دوی صبح. یه باجه‌ی تلفن اونجاست که وصله به دهکده‌ی اینوناکی

الو؟

کمکم کنین

خواهر - ...کانائه -

...کانائه - خواهر کمکم کن -

منتظرم بمون

میدونستم که میای اینجا

یه چیزی هست که میخوام دستت بسپرم

اینجاست

اینجا دهکده‌ی اینوناکیه؟

چرا این اتفاق افتاده؟

خراب کاریه کمپانیه برقه

اونا فقط دارن وانمود میکنن که هیچ اتفاقی نیفتاده

روش سرپوش بذار

به زودی یه سد باعث میشه که اینجارو سیل ببره

از رو نقشه حذف میشه

!وایسا

همون خونه ایه که اون بالاست

برادر و برادر کوچیک ترت هم اونجان

کانائه کانائه

کانائه، هی

!یوما - صداتو بیار پایین -

کانائه من اینجام

کوتا حالت خوبه؟

کانائه کانائه

کلید اونجاست

منتظرم بمون

هی، بیا اینجا

اونا به زور زنای روستا رو زندانی کردن

شایعه شده بود که اونا رو با سگا جفت میکردن

...نه... امکان نداره

بچه رو از اینجا ببر بیرون

بچه رو از اینجا ببر بیرون

...ولی - برو فقط برو -

...بچه ام

مایا

بچه امو بهم برگردون

مایا تو نمیتونی از بچه نگه داری کنی

اونو بدش بهم

مایا

بدش بهم - !فقط برو -

لطفا

حداقل قبل از اینکه روستا رو سیل ببره بچه رو از اینجا ببر بیرون

...ولی - فقط تو میتونی این کارو بکنی -

!بچه ام - مایا نه -

الان نمیتونی به بچه شیر بدی

یالا فقط برو

برش گردون بهم

!کانائه! کانائه

یوما اینم از کلید

بچه هه کیه؟

مهم نیست زود باش

برش گردون بهم

کوتا چراغ قوه رو بگیر

کوتا تو مواظب اون باش

بچه رو سپردیم به تو

!برین

برش گردون بهم

!زود باشین

این بچه امید این‌ دهکده ست

نذار ادامه‌ی خون دهکده قطع بشه

کِنجی، بهم برش گردون

بچه ام‌ بچه ام

مایا

مایا مایا

مایا؟ مایا؟

!یه لحظه وایسین

!کوتا

زودباش بیا بریم

...بدویین

آکینا

آکینا

آکینا

اون بچه ی ما نیست

!مایا نه

!مایا نه

!مایا! مایا

!یوما

!یوما - داداش بزرگه -

!یوما

!کانائه زودباش برو

!مایا تمومش کن

!برو - !داداش بزرگه -

بچه ام

بچه امو بهم برگردون

برش گردون بهم

...بچه! بچه ام

!کانائه

!برو

بچه رو سپردیم بهت

!کوتا - !داداش بزرگه -

!کوتا

بچه ام

!برو - !کانائه برو -

!بچه ام! بچه ام! بچه ام

!بچه ام

!بچه ام

!برش گردون بهم

!بچه ام

!بابا

چیه؟

این دیگه چه کوفتیه؟

یه بچه یه بچه این‌ بیرونه

یه بچه؟ داری در مورد چی حرف میزنی؟

!بابا! بابا

اومدم اومدم

!کانائه

هی کانائه! چی شده؟

!هی کوتا

!بیدار شو! بیدار شو

!کوتا! بیدار شو

کوتا

خواهر بزرگ

یه خواب خیلی ترسناک دیدم

یوما کجاست؟

تو خوابم اون‌ با دختر هیولا جنگید

تا ما رو نجات بده

کوتا

اون هیولا نیست

اسمش مایاست

مایا؟

اگه به خاطر اون نبود

ما هیچ وقت به دنیا نمیومدیم

بیا عکس بگیریم

!خیلی خب بگو پنیر

بامزه شد

عکس خوبی شد

عالیه دریا خیلی صافه

درسته؟

کدوم دریا؟ اون دریاچه ست

یه دونه خوبشه

خیلی کیوته

بد نیست

وای خدا خیلی قشنگه

نمای خوبیه

چیزی گرفتیم؟

اون چیه؟

آدمه؟

آدم؟

خودشه

برادرمه

بابت از دست دادن عزیزتون متاسفم

...صبر کن

اون چیه؟

چی کار باید بکنیم؟

خانم موریتا

...باقی مونده ی برادرتون

توی یه شرایط غیرقابل باور پیدا شده

نمیدونم چطور بگم

!وایسا! وایسا! نه

بازش نکن

این بچه رو سپردیم به تو

...بچه

...بچه ام

خوشحالم که تونستیم تو قبر مامان بزرگ دفنش کنیم

ولی من مطمئنم

اون خوشحاله که برگشته پیش پدر مادرش

...بابابزرگ

هان؟

چیزی که گفتمو باور میکنی؟

!بابابزرگ

بله؟

مامان بزرگم داره لبخند میزنه

هان؟

درسته

مرسی دکتر موریتا

ممنون بابت همه چی

ریوتارو پسر روشن فکریه

...اگه یهویی اتفاق عجیبی بیفته

لطفا حرفشو رد نکنید به افکارش گوش بدین

همین کارو میکنیم

به امید دیدار

مامان گفت که به دوستت بگم ممنون

دوستم؟

مامانت اینو بهم گفت؟

اون یه مادر مجرد بود که هیچ فامیلی نداشت تا برای کمک پیشش بره

خدا نگه دار

با اجازه، فعلا - خب دیگه بریم -

ریوچان؟

انگار اونا اهالیه دهکده‌ی اینوناکین

هیچکسو ندارن برن پیشش

ریوتارو بچه ی واقعی ما نیست

مامان گفت که به دوستت بگم ممنون

♪ مهم نیست که فاسد شده یا نه ♪

♪ اگه کاشت و برداشت اوضاعش خوب نیست روش سرپوش بذار ♪

♪ روش سرپوش بذار ♪

♪ اگه سگ نداری پس روش سرپوش بذار♪

♪ چشماتو ببند و به اون بچه نگاه نکن و بذار فقط دور شه ♪

~ ترجمه اختصاصی پروموویز ~ = ProMovi.ir =

~ ترجمه اختصاصی پروموویز ~ = ProMovi.ir =

♪ در اعماق دریای نیلگون به خواب عمیق فرو برو ♪

♪ من گوش میدم ♪

♪ به صدای غنچه هایی که یه روز گل خواهند داد ♪

♪من حتی نمیدونم گل های چه رنگی شکوفه خواهند داد♪

♪ یک چرخه‌ی ابدی در سپیده دم لطیف ♪

♪ به نظر میاد که زنگوله زمان شروع رو اعلام میکنه ♪

♪ توی این جهان جایی که من متولد شدم ♪

♪ دنبال چی میگردی ♪

♪ حتی اگر در دریای اندوه غرق بشه♪

♪ روشنایی از بین نمیره ♪

♪ اگر نمیتونی مقاومت کنی ♪

♪ در برابر زخم هایی که زیاد میشن ♪

♪بیا همدیگه رو در آغوش بگیریم ♪

♪ تا وقتی که صبح از راه برسه ♪

♪ غنچه هایی که منتظرن تا یه روزی باز بشن ♪

♪ تا دوباره برای کسی گل بدن ♪

♪ یه حلقه ی ابدی در سپیده دم لطیف ♪

♪ صدای زنگی که یه جایی شروع به نواختن کرده به طنین درمیاد ♪

♪ در این جهان جایی که من به دنیا اومدم ♪

♪ دنبال چی میگردی ♪

♪ حتی اگه در دریای اندوه غرق بشه ♪

♪ روشنایی از بین نمیره ♪

♪ اگه نمیتونی مقاومت کنی ♪

♪ در برابر زخمایی که زیاد میشن ♪

♪ بیا همدیگه رو در آغوش بگیریم ♪

♪ تا زمانی که صبح از راه برسه ♪

♪ گلبرگ های گذرایی که تبدیل به اشک میشن ♪

♪ آتش زندگی رو شعله ور میکنند ♪

♪ من‌ زندگی میکنم ♪

~ ترجمه اختصاصی پروموویز ~ = ProMovi.ir =

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.