Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
براي سفارش فيلم هاي جديد ايميل بدهيد KINGDVD2015@GMAIL.COM
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام ما telegram.me/KINGDVD telegram.me/KING_MOVIE
اون در حال حرکته
همه چیز قراره فاجعه بار بشه
یه تیم فرستادم
یه تیم ؟
منظورت اون جادوگر تازه کار و افراد کر و کثیفشن ؟
خبر داشتی برای خودشون اسم گذاشتن خارقرمزها ؟
درست مثل قدیما
دانه ی سیاه میخواد همه ی
قهرمان هارو دور هم جمع کنه
مرده ها و زنده ها
دیگه نمیتونن از هم جدا باشن
من به مرک ایمان دارم
یه زمانی به زورلوک هم اعتماد داشتی
چی اونو متفاوت میکنه ؟
حتی اگه تکه نهایی رو هم داشت چی میشد ؟
تو هیچ برنامه ای برای انجام اینکار نداری
میسپرم به خدایان اونا میتونن ازش مراقبت کنن
خدایان
چند وقت قبل اینکه اون جواهرات رو به کناری بندازن ؟
یه راهی برای نابود کردنش پیدا کن وگرنه هیچی بدست نمیاری
تا اونموقع فقط باید زمان بخری
یه رویایی دیدم
زورلوک و ارتش ماورایی اونو دیدم
داشتن تو کل سرزمین از شرق تا غرب رژه ی مرگ میرفتن
تا آخرین شهرهای زنده ای که به دریا برخورد کردند
یه دوارف هم دیدم
بدون چهره ، تاج آهنی بر سر داشت
دیگه چی دیدی ؟
نظر منو میدونی
رفتم دنبال اون تاج
بهم کمک کن بهش برسم بهت کمک میکنم
چکش تک رو پیدا کنی
همون اسلحه ای که میتونه دانه سیاه رو نابود کنه
یکبار برای همیشه
هپر تک نیست کسی نمیدونه کجاست
هیچ انسان فانی ای نمیتونه ازش استفاده کنه
خب با اون تاج آهنی دوارف ها میتونم
تاج آهنی در دستان زورلوکِ
اون میتونه
چیزی برای مبادله ی با اون تاج داری نه ؟
اما اون نقشه پیدا کردن چکش یا جنگ بر علیه زورلوک نیست
برنامت متحد کردن دوباره ی دوارف ها
و حکمرانی بر آنها به عنوان پادشاهِ
تو فرصت خودتو داشتی
تیم تو تا همین الان هم سه تیکه به زورلوک داده
من کاری رو میکنم که منو راضی کنه درست مثل تو
من قبلا اقدام هامو انجام دادم
منم همینطور
مثل یه مار مکاره
داره میره تو جنگل
کایبک ، پاشو
باید بریم یه نگاهی بندازیم
! آب بده زنیکه هرزه
من اونقدر تشنمه که ! میتونم جای آب شن رو بنوشم
دارم بهترین چیزی که ممکنه رو آماده میکنم
اماده شه میتونی هر چقدر دوست داری بخوری
! حق نداری بهم دست بزنی
پدرم مطمئنا قهرمان هارو میفرسته دنبال من
و انقدر شلاق بهتون میزنه ! تا جونتون دربیاد
خیلی مشتاقیم ببینم ! خون از همه جات سرازیر میشه
رو جنازت تُف میکنم حرومی
عجب موجود دوست داشتنی ای هستی تو
نگران نباش به زودی
مثل باقی دخترام رامت میکنم
حق نداری منو با اون هرزه های ! بدردنخور مقایسه کنی
دلنشینِ
اگه میخواین زده بمونین سلاح هاتون رو بندازین
و از گاری دور شید
یه کمینِ
اونو زنده نگه دارین بقیه رو بکشین
برید سراغش بچه ها
! آه ه
! همشون رو بکشید
! بکشینش ، بکشینش
! آه ه
آماتورا
شرط میبندی ؟
بیست تا حتی اگه داخل بشن
بیست تای دیگه اگه خرده سفال رو به دست بیارن
قبوله
مشکل زوبین هاست آقایون
زمان بارگذاری مجدشش کنده
سورچی ، از روش رد شو
! اوه لعنتی
! دخلتو میارم حرومی
یالا تین ، بیا بالا
نه نه ، هی اینجا توقفگاه توئه
یالا تین ، یالا
یالا پسر
! نه
اماتورا
به نظر میاد باید رد کنی بیاد
قراره منفجرش کنن
خوش برگشتی
! ادامه بدین
چی شده تین ؟
دست منه
میشه اون جلو به مرک کمک کنی ؟
این پشت هیچ دردی از من دوا نمیکنی
! کلیدا دست منه
اوه پس چرا نگفتی ؟
بسه دیگه
بمون همون پایین
اینارو بده من ممنون
درسته
حرکت
دیگه تقریبا وارد شده
اینم از این
رفتن داخل بده بیاد
اوه آره تو میدونی چطور سفر کنی
بله
بگیر بشین
باشه
نوشیدنی میخوای ؟
لطفا
آه
دانه ی سیاه رو بده من
وقتی داری میمیری خون از بدنت میره
آرزو میکنی کش یه کار دیگه کرده بودی
میخوام این لحظه رو یادت بمونه
لحظه ای که آخرین شانس گریختن رو بهت دادم
صبر کن صبر کن
ما برای کشتن شما نیومدیم ما فقط دانه سیاه رو میخوایم
چرا میخوایم شمارو بکشیم
مگه اینکه چیزی که میخوایم رو بهمون بدین
آره همونطور که خانم میگه
شما به صورت اشتباهی
دارید از دریاسالار بورلند هس بد نام سرقت میکنید
این گاری ه منه زنای منن ، دانه سیاه منه
اینم آخرین شانس شما برای فرار کردنه
آره میدونیم تو باهوشی ، قوی ای
پشیمون میشیم
ولی الان دیگه گاری ماست
و دیگه وقتشه که بری
باشه
بهتون یه فرصتی میدم
میتونیم تا سر حد مرگ مبارزه کنیم
یا میتونیم این گاری رو نگه داریم
اونوقت منم میتونم با آخرین تکه های احترام خودم بزنم به چاک
به هر حال من که با وجود
سرعت زیاد گاری جنگی خودم ازش خارج نمیشم
من با انتخاب دوم موافقم
! تین
حداقل آب و هوا که خوبه
روز خوبی برای قدم زدنه
نباید بهش دست میزدم
چرته ، تو عالی بودی عزیزم موفق شدیم
هنوز تموم نشده
لمس ساحر شما اخرین تکه رو بیدار کرد
باید ازتون تشکر کنم
بدون کمک شما ممکن بود هیچوقت پیداش نکنم
برای نشون دادن قدردانیم از شما بهتون یه فرصت دیگه میدم
به من ملحق شین شاید دوستاتون زنده بمونن
فکر میکنین میتونین منو شکست بدین ؟
حتی با وجود سه تا تیکه من دستور میدم مردم به چاه انداخته بشن
من شمارو از گور فرامیخونم
! قاتل قدیمی ، مولتو گانوکن
تو یه زمانی به پادشاه لیچ وکرو نوم خدمت کردی
حالا باید به من خدمت کنی
آخرین تکه
میتونم قدرتش رو حس کنم
قدرتی فرای مرگ
بالاخره جاودانگی برای من میشه
! دانه سیاه رو برام بیارید
مرک ، دانه سیاه رو ببر جایی که خدایان بتونن ازش مراقبت کنن
اون جایی نمیبرتش
شما همه رو هم بازم یارای مقابله با منو ندارید
مرک به تو ایمان دارم
! نه
! گوجون نه
از من طبعیت کن
من مرک هستم یه ساحره ی واقعی
زورلوک مرده ، تو باید از فرمان من اطاعت کنی
مرک
تو هیچ اختیاری نداری
دانه سیاه حرف میزنه به تو نمیگه هیولا
ارزش امتحان کردن رو داره
خیلی ممنون
خوب پیش نمیره
فکر داری ؟
! جلوشون رو بگیرید
باید بریم
! برو مرک ، برو
اونا چی بودن ؟
ترجیج میدم ندونم
یه نیمه ی دیگه
میدونی این تیم رو دوست دارم
پر از غافلگیری هستن
باد بر خلاف ماست دریاسالار
صبور باش ، باد هم تغییر میکنه
خب ، جدای از شیاطین ترسناک بودن
کلا از یه بعد دیگه بودن
من که به نظرم خوب همه چی خوب پیش رفت
تازه ، مگه اینکه کسی بالاتر از 7 نفرو کشته باشه
در غیر اینصورت من برندم
مرک یه بوس بهم بدهکاری
تین ، 40 تا سکه نقره همه چیزو درست میکنه
تو هفت نفرو نکشتی
من شش نفرو کشتم تو هم سه یا چهار نفرو
جدی میگی ؟
سه تا از بقل سه تا از پشت میشه شش تا
یکی از بالا کشت میشه هفت
چهل تا سکه نقره لطفا اون نمرده بود
کلش صحیح و سالم برخورد کرد به جاده
دیدم بلند شد
خب داشته از درد مرگ به خودش میپیچیده
مرک ، تو بهم یه بوس بدهکاری تین تو هم 40 تا سکه نقره
تین همیشه مردی ه که سرش قولش میمونهن
میگی من دروغ میگم ؟
نه البته که نه
ولی تو دزد خیلی خوبی هستی
نه اون چیزی که تو بهش میگی تجارت صادقانه
اگه اینجوری ه وانمود میکنم اصلا نشنیدم
مرک کجا میریم ؟
گوجون گفت دانه سیاه رو ببریم جایی که
خدایان بتونن هواشو داشته باشن
آها خب کجا میریم ؟
نتونست بگه چون
زورلوک داشت گوش میکرد
اوه سلام
واقعا متاسفم
عذرخواهی عمیق مارو بپذیرید
حواسمون پرت شده بود
! عوضی
! چه عجب کمک رسید
وقتی پدرم متوجه بشه که که چقدر رفتارم بد بوده
! نشین اونجا
دستمو باز کن ، دو رگه
حال بهم زنه ، با اون گوشای شیطانی تیز
هی ، زنیکه ی رعیت برو یه چیزی برای نوشیدن بیار
تا دهنم کویر نشده
ببخشید ؟
اوه لعنتی ، از سر راهم برو کنار خودم میرم
اون ارگ های عوضی برای
یه بانویی که این اطرافِ چی دارن ؟
به نظرم ، داریم از در بدی برای آشنایی وارد میشیم
بزار از نو شروع کنیم ، من دیگن هستم و شما باید
حق نداری به من دست بزنی تو از سگم کمتری
خودم میتونم بنوشم
ها ، اون کریستال سیاه واقعا ضربه بدی بهم وارد کرد
! کریستال سیاه دیگن
! رعیت گستاخ
میدونم کار شماست
قورت ندادم ، قورت ندادم
قورت ندادم قورت ندادم
چی به سرش اومده ؟
مرگ مغزی شده مثل بقیه
آره در مورد اون
یه پیشرفت به حساب میاد نه ؟
مرک مرک داره منو نگاه میکنه
مرک ؟
نه نه
دانه سیاهِ غرق اون شده
دوستت داره
البته من زنان تمامی نژادهارو دوست دارم
با وضعیت های ذهنی ای که توش غرق میشن
منظورم اینه که اون مصون نیست
دوست داشتنی ه
واسه چی انقدر طولش میدین ؟
مرک اونم کشت ؟
نه نه هنوز زندست
یجورایی فکر کنم زندست
شرمنده
من خیلی درمانگر خوبی نیستم
نه مثل تیلا
هیج کس مثل تیلا نمیشه
حتی اگه جونشم میگرفتی پاتو درمون میکرد
من اینجام
تین منم
جی بود ؟
چی چی بود ؟
تو
خوبی ؟
برو جنوب به معبد جغد
منو اونجا پیدا میکنی
چطور اینکارو کردی ؟
چی ؟
بامزه نیست
از چی حرف میزنی ؟
برو جنوب به معبد جغد
چی داری میگی ؟
با صدای تیلا اینو گفتی
تین بس کن داری منو میترسونی
دقیقا باهاش چیکار کردی ؟
نیروی زندگی اونو جدا کردم
کاملا در اینجا نابود شده
اون اونجاست
یجورایی درون توئه
با من حرف زد
تین اون مرده
اینکارو با خودت نکن
! تو اینکارو با من کردی
! تو اونو ازم گرفتی
معبد جغد چی هست ؟
یه جایی ه
بهم بگو
یه بار دربارش خوندم
معبد جغد نقره ای
تو کتابخونه ی گوجون
یه مکان مقدس ، یه جای افسانه ای
بین این دنیا و قلمروی خدایان
جایی که خدایان میتونن ازش مراقبت کنن
به سمت جنوبِ؟
ولی این فقط یه افسانست واقعی نیست
به سمت جنوبِ ؟
پشت برهوت سفید ، آره
میریم اونجا
تین ، من
. . . به نظرم شاید
همونجایی ه که گوجون پای میخواسته بریم
تیلا داره مارو به اونجا راهنمایی میکنه
-- تین ، به نظرم
اگه شانسی باشه
اون اونجاست
یجورایی زندست
چیزی نمیتونه منو از از رسیدن به اون بازداره
هیچی
گوجون کجایی ؟
اینجا کجاست ؟
ما به بُعد سایه و خاکستر تبعید شدیم
جایی که هیچ موجود زنده ای نیست
چیزی نیست ازش تغذیه کنی
! احمق
چیکار کردی ؟
تو اینجا هیچ قدرتی نداری ساحر
خب نقشت اینه ؟
فکر میکنی چند وقت میتونی منو اینجا نگه داری ؟
خیلی وقته بهش فکر کردم
مطمئن نیستم که زمان
هیچ معنی ای در این قلمروی به خصوص نداره
هوشمندانست
حالا که چی ؟
خب فکر کردم شاید بتونیم بشینیم و گپ بزنیم
رمینس باید تا الان مرده باشه
یا اینکه من میتونم بکشمت
بستگی به این داره که چطور بتونی جادو رو منتقل کنی
اصلا میتونی بخش هارو حمل کنی ؟
گوجون چقدر زود یادت رفت
! من استاد تمام جادوها هستم
! بهم کمک کن خواهش میکنم ! کمک
نمیتونم تکون بخورم
نمیتونم نفس بکشم
چیزی نیست چیزی نیست
اومدم بهت کمک کنم
اوه ممنون
میدونستم یکی میاد
یه چیزی درست نیست
تو تنها امید منی
خواهش میکنم
! دیگان صبر کن
هی چیزی نیست
چیزی نیست
ممنون دیگن
تو تنها قهرمان منی
من قهرمان توام
! دیگن
من قهرمان اونم
! احمق
! تین
! اوه
دانه سیاه رو بهمون برگردون میزاریم زنده بمونی
مهم نیست ترجیح میدم بکشمت
! صبر کن
رزیک ؟
اونو میشناسی ؟
نه
دو تا شمشیر تطابقی با شمشیر و سپر نداره
سپرها برای بزدلایی ه که چیزی میخوان پشتش قایم شن
برای افرادی ه که ! باید عقب نشینی کنن
برای کشتن یه لاک پشت باید
جای نرمشو پیدا کنی
هی گوش کن گوش کن
نمیخوام کسی رو متهم کنم
ولی واقعا شایسته ی سرزنشه
اینو به عنوان جواب منفی قبول نمیکنم
اون اصلا به من نمیخوره همش پوست و استخونِ
! خفه شو دزد
! اوه
گوش کن گوش کن اگه قضیه اون شاخ نقره ای که من قرض کردم
قصد داشتم پسش بدم
! اون نه
مرک
من و معشوقت رابطه ی قوی ای داریم
سحر من هیچوقت به این سرعت جواب نداده
! اون معشوقه ی من نیست
اون رابطه چطوره ؟
! مرک
واقعا حقه ی خیلی خیلی کثیفی بود ، عشقم
چرا دانه سیاه رو میخوای ؟
تیم تو به اندازه کافی شکست خورده
تیم منو گوجون پای فرستاده
باید جلوی زورلوک رو بگیریم
کله چکشی بهم گفت اینو میگی
کله چکشی ؟
چند بار باید یه تیکه به زورلوک
قبل اینکه عقب نشینی کنی بدم ؟
بزار برو ، از اینجا بعد ما میبریمش
تا تا وقتی بهم نگی
چرا کله چکشی اون دانه سیاه رو میخواد
بگم میزاری بری ؟
اگه دلیل خوبی باشه
باشه
بهت میگم چی میدونم
مست بود ، شنیدم داره زیر لب با خودش حرف میزنه
داشت یه چیزی از تاج آهنی میگفت
همین ؟
دلیل زیادی برای پیش رفتن نیست
باید مقاصد اصلیش رو بدونم
دیپلماسی بهترین خصلت من نیست
مردا احمقن
من یه نیمه انسانم
و یه نیمه الف
یه دزدم هستم مگه رازیک بهت نگفته ؟
انگشت های خیلی چسبناکی دارم
دانه سیاه رو گیر آوردم ! بریم
! رازیک
! اسبا
عجله کنید
چرا اینکارو کردی ؟
میبینی همه چی درست شد
بدون آسیبی
چیزی برای درست کردن نیست
اگه تو فقط میل های حیوانیت رو تحت کنترل دربیاری
میل های حیوانی ؟
مهم نیست برو
تونستم اینو از سینه بند اون دربیارم
سینه بندش ؟
چطور تونستی ؟
خب مهم نیست
نمیخوام بدونم
پوسته ی تخم اژدهای سفید
! این خیلی با ارزشه
! همونطور که گفتم بدون هیچگونه آسیبی
داشتی میگفتی ؟
آه
کسی این اطراف هست که بخواد بیاد این پشت ؟
! تسلیم شین ! دیگه تمومِ
میخوای بهشون شلیک کنی ؟
! انگم بال خفاش تموم کردم
چیه ؟
! با چوبدستی خودم
! کارتون تمومه
! پاشو پاشو
همینو تونستی گیر بیاری ؟
! دل و رودتون رو میکشیم بیرون
! وو هوو
! آه
حالا چی ؟
این مسیرو دور میزنیم
هنوز تموم نشده
چرا این همه دشمن داریم ؟
دیگن ، درباره ی اون مرد تبر به دست بگو
مرد تبر به دست رازیکِ یه مزدور بدنامِ
به اسم زنی اشاره کرد ؟
چرا کرد
اون کسی نیست
منظورم اینه که کسی نیست
دختر ثروتمند یه نجیب زادست
رده بالا ، خیلی بهره مند
با طلا و هیچ چیز دیگه ای
نمیتونی اون دخترو سرزنش کنی چون منو دوست داره
به خاطر اون وحشی
حتی درست حموم هم نمیکنه
شرمنده ، سلیقه خوبی داره
آه ، سر این قضیه منو سرزنش نمیکنی ؟
نه البته که نه تو یه ولنگار خودخواهی
اونا به دنبال دانه سیاه هستن
اوه
! آه
خیلی انرژی ازت میگیره
برای نجات اون جادوگر چرا اونا دانه سیاه رو میخوان ؟
اونا برای کله چکشی کار میکنن
عالیه
پس یه سو تفاهم بزرگِ
نه
کله چکشی اونارو استخدام کرده تا ما نابود بشیم
عالی تر شد
ما دانه سیاه رو میبریم پیش کله چکشی
و یه پاداش خیلی خوب میگیریم
منظورت این نیست که برداریم دانه سیاه
رو ببریم پیش اون خائن که نگهدارنده ی پوله ؟
ادامه بده
اونم احتمالا بفروشه به زورلوک
تا اینکه بخواد ازش پنهون کنه
به نظرم کله چکشی میخواد
دانه ی سیاه رو با تاج اهنی عوض کنه
تاج آهنی
تاج آهنی اونو تبدیل میکنه به پادشاه دوارف ها
برای کله چکشی خیلی عالی میشه
ولی نمیفهمم این قضیه چه ربطی به دانه سیاه داره
همون وقتی که گلگوشن هها قرن ها پیش
بر دوارف ها پیروز و اونارو در هم شکستن گلگشن ها ؟
اونا تاج آهنی رو به دست آوردن
گلگشن ها افراد زورلوک هستن
نه افرادش نیستن متحدین اونن
اوه
ولی در اینصورت
زورلوک ممکنه تاج آهنی رو به دست بیاره
فکر میکنی زورلوک میخواد پادشاه دوارف ها بشه ؟
دیگن بزار کارمو تموم کنم
یه چکش افسانه ای ه
چکش تک
چکشی که دنیارو ایجاد کرد ؟
افسانه میگه که چکش تک
ممکن نیست به دست فرد فانی ای بیفته
مگه اون کسی که تاج آهنی به سر داشته باشه
داستان بچگونه ی عالی ای ه
آره ، به نظرم میاد واقعی باشه
چکش تک میتونه هر چیزی رو نابود کنه
که شامل دانه سیاه میشه
خب شاید کله چکشی بخواد تاج آهنی رو به دست بیاره
تا بتونه چکش رو گیر بیاره
و یک بار برای همیشه دانه سیاه رو نابود کنه
که هر جوری محاسبه کنی خیلی نقشه ی واقعی ایه
دیگه خبری از فرار و قایم شدن نیست
داری در مورد دادن آخرین تیکه ی دانه سیاه
حرف میزنی
مگه اینکه من اشتباه کنم اینجوری باعث میشه زورلوک پادشاه لیچ بشه
کل دنیا بی روح میشه
آره حتی اگه تاج آهنی رو داشتیم
و چکش تک رو پیدا کرده بودیم
نابود کردن دانه سیاه ممکنه غیر ممکن باشه
فقط چون شمشیر داری
معنیش این نیست که میتونی یه اژدهارو قلع و قمع کنی
آره ، ولی با اینحال فکر میکنم باید ببریمش پیش کله چکشی
حداقل ببینیم چه اهدافی داره
گوجون گفت دانه سیاه رو ببرید
به جایی که خدایان میتونن ازش مراقبت کنن ! ببین ، تین
! گوجون الان اینجا نیست
باید طبق نقشه ی گوجون پیش بریم اون نیست احتمالا مرده باشه
تیلا مارو میبره به اون معبد باشه متاسفم مرک ، ولی
با اینحال به کله چکشی راه میدم ! بسه
میشنوید چی میگید
! رای گیری نیست که
الان باید این جاده رو دنبال کنیم
این جاده ، تنها جاده
وقت نیاز دارم تا یکم استراحت و فکر کنم
نخورش
کار درستی ه
گفتی که تیلا قراره مارو راهنمایی کنه ؟
پرستشش نمیکنی که ؟
صبر کن ، اینطوری که نیست درسته ؟
الان نه تین
باید باهاش حرف بزنیم
اون مُرده
یجورایی درون توئه
باید باور کنم
تو باور داری که ممکنه تیلارو برگردونه
ولی تو نمیدونی روال کار ساحر چطوری ه
یادمه ، با تمام جزئیات
من کشتمش
خودم قطره قطره ی جونشو میک زدم
و نابودش کردم
باید از درونت بکشمش بیرون
به خاطر خودت و اون
یکم بگیر بخواب ، تین
بهش نیاز داری
من و تو عاشق هم هستیم
نباید بزاریم دیوونه هارو دورمون رو بگیرن درسته ؟
باید جمعش کنیم
درسته ؟
میفهمی چی میگم ؟
فقط دستتو بیار بالا یا هر کاری که میتونی بکنی باشه ؟
باشه
خیلی خب ، ببین یه بار تین بهم گفت مرک بالاست
رفتم اونجا ، به جای اون کله چکشی تو اتاق بود
خیلی شرم آور بود اصلا تحت تاثیر قرار نگرفت
حس خیلی خوبی بود
تو مسمتع خوبی هستی
بیا بیا اینجا
چیزی نیست بیا
همینه
! هی نه
! نکن از اینکارا
! خوبه همونجا بخواب
تین
تین
تیلا
تین نوبت توئه
اوه
چیکار میکنی ؟
! گمشو
! بزار بیام بیرون
من اون نیستم که
دیگن
نیازی نیست چیزی بگی
خدا میدونه من حاضرم التماس کنم بهم بوس بدی
یه نشونه ی کوچیکی از محبت ، هر چی
تین بهش دست پیدا کرد
اشکال نداره برگرد پیش اون راحت باش
من نمیرم تو
خیلی غیر قابل تحملی
من غیر قابل تحملم ؟
هر کاری میخوای بکن دیگه ! کاری به کارت ندارم ، دختره ی دیوونه
باید دوباره سوخت بزنیم
دیگه راهی تا برهوت سفید نمونده
معبد جغد یه جایی همین اطرافِ
خب نگهش دار
دیگن
شما پرنده های عاشق کوچولو
آزادین تا در این برهوت بی آب و علف ول بگردین
من و این دختر زامبی ه برمیگردیم به شهر
تا چند تا نوشیدنی بزنیم
دیگن ، اینجوری نیست که فکر میکنی
تیم تو ناموفقِ ، مرک
باید بدونه
چی رو ؟
تیلا درونشه
دارن از یه بدن استفاده میکنن
نه بدن من نیست
یه وقتایی تیلا منو کنترل میکنه
تین عجیب دیوونه کننده و گیج کنندست
و اشتباهِ مرک
واقعا غافلگیر شدم که داری باهاش کنار میای
پسش نزن
گوش کن تین ، در این مورد حرف نزن
تیلا منم ، تین ! چیکار میکنی بس کن
مرک
! هی بس کن ولش کن تیلا گوش کن ، بهت نیاز داریم
صدای منو دنبال کن
! تیلا بیا
وقت داره تموم میشه
باید سریع به معبد برید
دارن میان
برای نجات جونتون فرار کنید
فرار کنید فرار کنید
باهاش چیکار کردی ؟
تیلاست
روح اون درونشه
فرار کنیم چرا ؟
چرا فرار ؟
مرگ
وقتی گفت فرار کنید بیشتر خوشم اومد
تین ، حالا که فهمیدی چطور با تیلا حرف بزنی
فکر میکنی بتونیم مرک رو برگردونیم ؟
! طاقت بیارید
چی شده ؟
! سریع تر تین
! تین
! تین
تین ! دارن میان ! از بطری ها استفاده کن
رفتن ؟
! طاقت بیار
! تین
دور بزن ، داریم دیگن ! رو از دست بدیم
! تو محشری
! بیا
یالا بیا ! همینه
همینه ، عالیه ! دستمو بگیر
! دستم ، بیا
تین ، آروم کن
! بگیر
! تین
! تین وایسا
! باید برگردیم
! نه تین برو
! تین این لعنتی رو نگه دار
! وایسا
کاری از دستمون برنمیاد
وایسا
سرنوشت رو قبول کن زورلوک
هر دو برای همیشه اینجا میمونیم
اجزا داره کم میشه
حلول ارواح هم داره کاسته میشه
به زودی دیگه ذخیره ی جادویی ای
برات نمیمونه
اونوقته که بمیری
چه بمیرم چه زنده بمونم مهم نیست
تو و دانه سیاه برای همیشه اینجا گیر افتادید
برام عجیبه که انقدر مصممی
آخه چقدر میتونی انقدر احمق باشی ؟
حرف بزن زورلوک
هر لحظه ای که رد شه
مرک بیشتر از چنگ تو فرار میکنه
نیازی نیست چیزی رو به چنگ بیارم
اون میاد به سمتم
درست مثل مادرش
اون قوی تر از مادرشه
اوه آره ، رو این حرفت حساب میکنم
طوفان شن گرد غبار میره به سمت غرب
حتما از ما دور میشه
چقدر تا معبد فاصلست ؟
نمیدونم
میتونه تا هر جایی پیش بره
تا وقتی سوختمون تموم نشه پیداش نمیکنیم
آب یا هر دوشو
تیلا گفت مارو میبره اونجا
اسمشو نگو
متاسفم که نتونستیم برگردیم
دیگه برای نجاتش دیر شده بود
صبر کن
دوستای دیگن برگشتن
من هیچوقت به طور کامل گستره ی تیراندازیم رو تست نکردم
هدرش نده ، منتظر یه شلیک بی نقص بمون
مهم نیست بزن
اون بالا همه چی تحت کنترلِ ؟
به حرف من گوش نکن هر کاری نیازه بکن
تو هدف خیلی بزرگی هستی برو بگو دیگن بیاد
فکر خوبیه
سپر منو به گا ندی
اوضاع چطوره ؟
فقط دلم برات تنگ شده بود همین
آه
! کایا حالا
اون بلک واین داره ، خیلی گرونه
میبینی همیشه همینو میگفتم
! طلای بیشتری نیاز داریم
! سریعتر احمقا
یالا
خوبه یا بد ؟
بر اساس تجربه گذشته
من که میگم همیشه بده
! هی
من شکست این حقه ی قدیمی رو نمیخورم
بکشید ، بکشید ، بکشید
! کسی زنده نمونه بچه ها
! برید
خودشه اون دریاسالار لعنتی
! ایول
! اوه عالیه
اوه لعنتی
برو کنار وقت مردنه
گیرت آوردم
لذت بی بدیل انتقام
دریاسالار دریاسالار
لعنتی ! بچه ها
بهم بگو اگه قانع شدی که برای همیشه اینجا تا دم مرگ گیر کردیم
پس چرا برات اهمیت داره که تیم بدردنخورت
به هدفشون برسن ؟
من شکست خوردم دیگه هیچی مهم نیست
تو نمیگی ؟
حتی یه تیکه از دانه طلایی
به اندازه ی کافی توش خباثت هست که ارزش مراقبت داشته باشه
نه اینطور نیست
خودت میدونی ته این داستان چی میشه
با اینحال همین مسیرو انتخاب کردی
بهم بگو چرا ؟
حتی اگه بهت میگفتم
راه و روش منو درک نمیکردی
برای همین تو آخر این داستان شکست میخوری
نه حالا متوجه میشم که
عقل تورو بیش از اندازه ی برآورد کردم
به نقشت درست فکر نکردی
چیزی که به زودی متوجه خواهی شد
خب ادامه بده منتظر چی هستی ؟
مرک
تو هنوزم یه بوس بهم بدهکاریا
هی اینو نگو
قرار نیست بمیری
مرک
نه
دیگن
دیگن
دیگن
! ول کن
دیگن
! تیلا
! تیلا کمکش کن
! تیلا شفاش بده
اوه مرک ، نمیتونه اونو برگردونه
تیلا کمکش کن
وگرنه به تین آسیب میرسونم
! مجبورم نکن اینکارو بکنم
دیگن
چی شده ؟
کاری کرد تیلا تورو برگردونه
ممکنه یخورده براش بیش از حد بوده باشه
مرده بودم مرده بودم
باید مرک رو ببریم به معبد
نمیتونه با وجود تیلا در درونش ادامه بده
یا اونو به کشتن میده یا منو
مرک منم ، منم آره دیگن
تونستی یخورده بیشتر منو زنده نگه داری
توضیح نده
چی رو ؟
میخواد هر چیزی شده فدا کنه تا تورو برگردونه
همین
شاید فقط باد باشه
فکر نمیکنی که این شیاطین میتونن
وارد اون طوفان بشن نه ؟
به نظر نمیاد چیز زیاد رو بتونن کنترل کنن
میشه ما به شما ملحق بشیم ؟
دست ساخت باید به دستش بیاریم
چی باعث شد که اون آدم شما از مرگ برگرده ها ؟
اینجوری دزدتون رو برگردوندید ؟
مرده زنده نمیشه
تبدیلشون میکنه به یه موجود بی روح
اوه به نظر ناجور میاد
میدونی ، من یاد یه چیزی میندازه
چطوری ازش استفاده میکنید ؟
شما استفاده نمیکنید اون از شما استفاده میکنه
تکه ای از قلب پادشاهِ لیچِ
و تنها یه ساحر میتونه از قدرتش استفاده کنه
مثل من
کله چکشی ساحر نیست
اون با یه ساحر مبادله میکنه
برای به دست آوردن تاج آهنی دوارف ها
من خیلی وقته کله چکشی رو میشناسم اون احمق نیست
اون احمق که نیست
ولی ممکنه باور نکنه راهی برای متوقف کردن زورلوک وجود داره
که میتونه هر جور بخواد سود ببره
آره راه و روشش همینه
اینو میدونم
دانه سیاه سلاحی ه که تنها یه هدف داره
مرگ
اگه زورلوک تیکه آخرو به دست بیاره
دیگه هیچی مهم نیست
نه طلای شما نه تاج کله چکشی ، هیچی
چی انقدر خنده داره ؟
فداکاری تو در پیکار گوجون
نباید بزاریم درست زورلوک به دانه سیاه برسه
مسئولیتش با ماست
این ماجراجویی توئه نه ما
ما مزدوریم
ولی هیچوقت کاری رو که بهش باور نداریم قبول نمیکنیم
روش های کله چکشی با شما یکی نیست
ولی کار بهتری از دستتون برمیاد ؟
میبریمش به معبد تا جاش اونجا امن بمونه
بهتر از اینه که بزاریم بیفته دست زورلوک
من از حرف زدن خسته شدم
دارین اشتباه میکنین
تنها اشتباه ما اینه که بزاریم شما زنده بمونین
اگه به من بود همتون مرده بودین
بدون اینکه این همه ! حرف مفت بزنیم
سلاح های شمارو میندازیم یه جای امن
ولی به خودتون زحمت ندید که بیفتین دنبال ما
سریع تر این وسیله میتونیم سوار کنیم
خیلی شک تو وجودت هست
راه خودتو بساز
اگه اشتباه میخوای بکنی حداقل یه تصمیم اساسی بگیر
پیروی آدم اشتباهی نشو
گریه نکنید شاخ قرمزا
خوش شانسین که زنده این
باید کمکشون کنیم
چی ؟
بیا
نمیشه یه دقیقه وایسیم نگاه کنیم ؟
مرک
شما برید احمقا
طلبی به ما ندارین ! تا میتونید در برید
نمیتونیم پیروز شیم ! بدون کایا و تورستن نمیشه
دیگن ، چوب
! نه
من مرده بودم این حق رو پیدا کردم
! تنها با یه دست با اون مبارزه کنم
! تین ، تین چوب
واقع باید اینکارو بکنیم ؟
نقشه چیه ؟
من میخوام دانه سیاه رو ببرم
به معبد جغد تو یا میتونی منو کمک کنی
یا میتونی در تلاش برای متوقف کردن من بمیری
نیازی به فکر نداره
ولی تیم شما نیاز به یه رهبر داره
شما همش منتظر کسی هستین که جواب هارو به شما بده
کله چکشی ، گوجون اونا نمیخوان تیم شمارو رهبری کنن
دوره ی اونا گذشته
ممنون
از من تشکر نکن
ممکنه یه زمانی بازم دشمن شیم
! بریم
! اون راهنمای ماست
میدونستم مارو ناامید نمیکنه
راهی برای احضار نمیمونه
به نظر میاد قدرت ما داره تموم میشه
تو همیشه از نظر فیزیکی از من برتر بودی
ولی من هیچوقت مشکلی با هوش و زرنگی تو نداشتم
تو همیشه یه دغل باز بودی
هیچ دغلی در کار نیست تها برنده ها و مرده ها وجود دارن
خوبی ؟
حق با اون بود میدونی
درباره چی ؟
من رهبر نیستم
جدی ؟
پس چرا باید ازت پیروی کنم ؟
چرا تین باید ازت پیروی کنه ؟
نمیدونم
شاید چون شما درد و زجر کشیدن رو دوست دارین ؟
چرت نگو
اینجوری نیست
ما به همون دلیلی از تو پیروی میکنیم که گوجون پای میکنه
چی ؟
گوجون به چشم یه پیرو به تو نگاه نمیکنه
اون برای جواب هاش به تو نظر داره
باور داره که میتونی جایی که اون نمیتونه موفق بشه تو بشی
احمق بازی درنیار گوجون از من خیلی قوی تره
واقعا هنوزم به
قدرت مند تر بودن باور داری ؟
مال هیچوقت اینجوری نبوده و نخواهد بود
اینجوری که نمیشه جلوی زورلوک پیروز بشیم
پس چطور میشه ؟
باید چیکار کنیم ؟
راستش نمیدونم
ولی باور دارم وقتی زمانش برسه
جوابش دست توئه
همیشه همینه واسه اینه که ازت پیروی میکنیم
چون بهت باور داریم
چطور شد یهو انقدر امیدوار شدی ؟
خب من مردم
به زندگی برگردونده شدم
اونم توسط دختر زیبای که به الهه اونو تسخیر کرده
پس خیلی بده که پشت من بشینی درسته ؟
غیر ممکنه
چی میشه نتونی یه کسی رو بکشی
و بخوای مطمئن باشی که مرده میمونه ؟
اون خبیثِ ، هیج خجالتی نداره
کاملا نادرسته
زیر نظرشون داشته باش
اینجا زمین مقدسِ
گاری رو همینجا نگه دار
تین گاری رو نگه دار
همینجاست رسیدیم
همینه ، با تمام قدرتت با من مبارزه کن
خوبه بزار اشکالات راه و روش تورو نشونت بدم
به عنوان تلافی برای دنیامون و دروازه ی به عصر جدید یا نظم جدید
نظم من
هیچ جادویی وجود نداره ، نمیتونی برگردی
چون ، چطور اینکارو کردی ؟
هیج چیز زنده ای نیست که تا ازش تغذیه کنم
خب یه چیزی هست
تو خیلی خسته ای دوست قدیمی
تو باقی مونده ی قدرتت هم استفاده کردی
حالا نیروی زندگیت رو به من بده نمیتونی مقاومت کنی
نه امکان نداره از بین رفته باشه
! نه
هر چی نزدیک تر میشیم از قبل ضعیف تر میشیم
اگه انقدر بده باید برگردیم
برام مهم نیست اینجوری فکر میکنی یا نه ! اونجاست
! داریم میایم تیلا
دریاسالار
چیه ؟
ناپدید شدن
نیستن
از چی حرف میزنی
از چی حرف میزنی ؟
بهت گفتم چشمت بهشون باشه
نمیتونی از اینجا پیداشون کنی ؟
میندازمت پایین
! باید از اون پایین پیداشون کنی
میدونم باید همین اطراف باشن
یه جای همین دور و ور
! اونجا اونجا
تیلا ما اینجاییم
دوست یا دشمن ؟
بزار ازش بپرسیم
! سلام
ما با تیلا دوستیم
میشناسی ، تیلا ؟
میبینی چقدر رفتارش دوستانست ؟
نظری داری ؟
نشون ندید ترسیدید
باید اولش میگفتی
بکش بکش بکش
! آه آره
! من میرم سراغش قربان
منو نزدیک تر کن
میخوام اونا چهره ی منو ببینن وقتی دارن به دست من میمیرن
بله
مرک
مرک میتونی مبارزه کنی ؟
مرک ؟
تین به بانوت بگو به جادوهامون نیاز داریم
وگرنه این قضیه به زودی تموم میشه یکم کمک میخوام
هر کی هستی ، به کمک ما نیاز داری
! وگرنه میمیریم
! تو
همینه ، بالارو نگاه کنید
تا پایان زندگی بدردنخور حقیرتون رو تماشا کنید
بر هر حال تو شکست میخوری
اره همش مال منه
از روح قدرتمند گوجون پای لذت میبرم
شادابی ه شیرین پیروزی
گوجون
تو به اهداف خودت خدمت کردی دوست قدیمی
! نه
! ساحر لعنتی ، بازم تو
چاره ای برام نذاشت
تو لحظات آخرش
به ذهنش نگاه کردم
تو ، آخرین فکرش بودی
اگه به من باشه تو فکر تو باید بمیری
تو برای لذت آدم میکشی
فقط برای اینکه به اهداف راستین خودم برسم
لعنتی داره جشن منو خراب میکنه
دو برابرش کن
چیزی که مال خودمه پس میگیرم
چیزی که با خیانت ازمن گرفته شده
و در نهایت به دست مالک راستینش میرسه
آره به سمت من بیا
! لعنتی
! بدوئید
! نمیتونی از دستم قایم شی مرک
! راه فراری نیست
تیلا ؟
به من دست نزن
تیلا ؟
تیلا با منه
ما ملکه های آنا ست هستیم
دوباره در بین دنیای فانی های متولد شدیم
دانه سیاه چی ؟
چطور قراره مارو کمک کنی ؟
تو مارو کشوندی اینجا برای چی ؟
شما باید دانه سیاه رو با من تقسیم کنید
ولی تو میتونی امن نگهش داری ؟
اینجا نه
من از معبد دور میشم از زورلوک
زورلوک ، اون داره در هم میشکنه
بازم فرار و قایم شدن
این کاری ه که گوجون پای ازمون خواسته بکنیم
واسه همینه اینجاییم
حس خوبی نداره
این کاری ه که همیشه میکنیم
چاره ی دیگه ای نداریم
مگه اینکه آنا ست ، چکش تک کجاست ؟
واقعی ه ؟
چکش واقعی ه ولی گم شده
نباید آخرین تکه رو به زورلوک بدی
ذره ای امید نمیشه به جادوی اون چکش بست
گوجون پای ازت خواست بدیش به ملکه
هیچوقت نمیتونیم زورلوک رو شکست بدیم مگه اینکه دست از فرار کردن برداریم
گونجون مرده
دیگه نمیتونم دنباله روی اون باشم
پس دانه سیاه رو سپردین به آنا ست
نمیتونه برای همیشه قایم شه
میرم دنبالش
جوری زجرش میدم که هر ملکه ای باید بکشه
نیومدم اینجا که به چرت و پرتای تو گوش بدم
اومدم یه پیشنهادی بدم
تاج آهنی دست توئه ؟
آره ، من با خیانت کله چکشی آشنام
ولی تو اونقدری بی باک هستی که با منم همین مبادله رو بکنی ؟
نمیتونی منو گول بزنی مرک
تو در جستجوی چکش تک هستی
و در آرزوی نابود کردن بزرگترین جادوی تاریخ هستی
و ترک کردن سرنوشتت به عنوان یه ساحر
هر چی میخوای بهش بگو
ولی من اجازه میدم سرنگونی خودت رو انتخاب کنی
تاج رو بدی من میتونی دانه سیاه رو داشته باشی
یا میتونی تعقیب کردن آنا ست رو تو سر تا سر دنیا انتخاب کنی
و تاج رو نگه داری
کی میدونه شاید برای دوارف ها پادشاه خوبی شدی ؟
شایستست که این تیکه رو برام بیاری
مادرت هم یکبار همین تیکه رو برای من آورد
! دروغگو
خودت حقیقت رو میدونی
دانه سیاه در رگ های تو جریان داره
همون موقعی تو داشتی در شکم اون رشد میکردی
دانه سیاه رو از سینش برداشت
ماه ها ، تو از قدرت دانه سیاه تغذیه میشدی
در سایه ی اون شنا میکردی
تصمیمت رو بگیر
بالاخره گیر آوردم
! من مرگم
! من نوجان پادشاه لیچ هستم
! شاهد تولد خدا
تو بچه ی لوس
این سرنوشت به تو مهر و موم شده
واسه اینکه قراره عصر مرگ آغاز بشه
خیلی هم بد نیست این عصر مرگ
تو تصمیم غیر منتظره ای گرفتی مرک
پادشاه لیچ تعلل نمیکنه
ارتش اون از
قبرهای باستانی میادین نبرد برمیخیزن
در سرزمین زنده ها رژه میرن
اگه در جستجوی چکشی باید عجله کنی
باشه ، از کجا شروع کنیم ؟
من فقط میدونم چکش توسط تک استفاده میشده ، خدای کوره
وقتی تک با پادشاه لیچ وکرو نوم مبارزه میکرده
تو تپه ای به اسم بتل گریو گیر میکنه
تک میمیره در اعماق دنیای مردگان بلعیده میشه
قلمروی مردگان
اون چکش رو برمیداره و نمیتونه برگرده
این شروع همه چیزه
من میمونم
اون که دقیقا تیلا نیست تین
نیست یا هست
ولی من خودمو فداش میکنم
زندگیم و شمشیرمو
برخیز پالادین
من فراموش نکردم من اینجام
تین ، من مال توام تا وقتی که تو مال من باشی
خودشه ، تیلا عزیزم
تیلا خوبه
تیلا واسه کاری که کردم متاسفم
اوه متاسف نباش
تو سخت ترین و تاریک ترین راه رو انتخاب کردی
این تاریکی بازم رشد میکنه قبل اینکه تموم بشه
تین
خوش بگذره
لیاقتشو داری
مراقبش باش
تو اولین بهترین دوست من هستی
مرک ، همیشه بهت ایمان داشتم
اگه کسی قرار باشه اینکارو بکنه اون تویی
من و تین برای کند کردن زورلوک ایستادگی میکنیم
به مردم هشدار میدیم تا جایی که جون آدمای زیادی رو نجات میدیم
من و دیگن چکش رو گیر میاریم یا در راه تلاش برای گیر آوردنش میمیریم
من اشتباه بدی کردم
من سرنوشت دنیارو با این آهن قراضه عوض کردم
هر کسی مجبوره انتخاب کنه ، مرک
چرا من ؟
چرا اون شخص کس دیگه ای نباشه ؟
چون تو تنها کسی هستی که انقدر دیوونه ای
تا غیر ممکن هارو انتخاب کنی
به همین راحتی ، تین و تیلا یکی شدن
میدونی ، اونا احتمالا خیلی مجلل
باید به یه میخونه رفته باشن در حال خوردن نوشیدن
تو قبلا تلپورت کردی مرک چی بهت داد ؟
جادوی اون مثل مال من نیست
باید مقدس باشی
خب در اینصورت ، میتونی نگهش داری
ترجیح میدم راه برم
بامزه میشه اگه بعد این همه ماجرا از تشنگی همینجا بمیریم
بس کن
چی رو ؟
حرف زدنو
جديدترين اخبار فيلم و سريال در کانال تلگرام ما telegram.me/KINGDVD telegram.me/KING_MOVIE
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.