Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تیم تـــرجـمـه ساب چینو با افتخــار تقدیم میکند آدرس کانال تلگرام @SUBCHNO PEGAH :مترجم
عشق و امپراتور
،اگر شما بتونید توی یه دنیای تاریخی که شبیه سازی شده باشید
چه نقشی را انتخاب میکنید؟
داخل یکی از بهترین اتاق های قصر زندگی میکردم (من به عنوان دختر ملکه ی انگلستان زندگی می کردم)
که همه جاش با طلا و جواهر پرشده باشه
و بدنی مثل کریستال بلوری داشتم
لبهای قرمز، دندانهای سفیدو نگاهی رسا
زیبایی غیر قابل مقایسه، که همه ی دنیا من رو بخوان
لی شیا، کجا بودی تا الان؟ میخواستم از ظرف توالت استفاده کنم، اما باز نمیشد؟
اما این بازتاب منه با یه لباسه قدیمی که
هر روز ظرف توالت تمیز میکنم، با یه زخم زشت روی صورتم، این منم
لی شیا
بدشانسی، شنیدن توهین ها از معشوقه ها
همه اعتقاد دارن که تمیز کردن کف کار راحتیه
اما کی باورمیکنه اگه بگم نصف روز دارم کف میشورم
این چیه؟
این زخم زشت چیه رو صورتم اخه؟
خواهرا
کف را بیشتر از شصت بار پاک کردم
اگه برام احساس تاسف نمیکنید، پس خودتون نگاه کنید
من تموم کثیفی ها رو پاک کردم
معشوقه لطف کرده
و بهت اجازه داده
داخل حیاط بری
حالا
خوبه
من میخوام بخورم
لی شیا
هنوز ظرف های توالت رو تمیز نکردی؟
خواهرا، من کل روز گرسنه بودم
میتونم اول غذا بخورم بعد تموم کنم؟
چه تنبل
و بعدش_ گشنته؟_
تو یه سوسکی
خودم این نقش انتخاب کردم
گیمر نمیتونه مقابل زنان عادی ببازه
ببخشید که قبلا تذکر ندادم
اما حالا بهتر تمیزش میکنی
دیگه وقت نیست
فردا قراره با خواجه اینیا ازدواج کنی
ازدواج با یه خواجه؟
خواجه یین خیلی پیره
او خودش را نمیشوره
او کثیفه و زیادی مینوشه
اون قبلا دو خدمتکارو راهی قبرستون کرده
این باخت بازیه، من اینطوری بازی نمیکنم
بودجه صنعت بازی سالیانه بیش از 800 میلیون دلاره
تو بزرگترین شرکت جهان ،رویاها کار میکنم
میخوام بدونم
چرا بعد از خرید تجهیزات
قدرت رزمی شخصیت قهرمان کم شده
چرا؟
یوان لی
اگر دنبال یه پسر بچه ای، این نمونه هست
بهم گوش کن
مردن
،برای انتشار بازی سر وقت
کارکنان شرکت بازی
بدون خواب و استراحت کار میکنند
بدلیل فشار زیاد، مرتب دعوا پیش میاد
و اجتناب ناپذیره
اون چیه؟
خود آزاری داری؟
متاسفم
و اصلا چرا بهش نیاز داریم؟
باشه باشه، بیایید دوباره تنظیم کنیم
اسم من لی شیاست
من دارم تلاش میکنم رویامو بسازم
یه طراح سخت کوش
موفق باشی
به همون اندازه که بازی فوق العاداس،در عوض واقعیت تاریکه
،اما حتی در واقعیت تاریک
جایی برای رویا هست
صبح بخیر
صبح بخیر، شیا شیا
دوباره خونه نرفتی؟
صبح به این زودی اینجا چکار میکنی؟
می خواهم بازی ها رو تست کنم
پس اومدم همه چیز آماده کنم
شما ... شما خیلی تلاش میکنی
مثل تو نیستم
خسته میشی و روی پوستت تاثیر میزاره
چی ؟
شوخی کردم
یه صبحونه سبک آماده کن
تو اولین بازیکن بتایی
من رفتم
شیائو نینگ، رویای همه ی دخترها
نین جه، میتونم ازت چیزی بپرسم؟
گفتی اون یه تست کننده اس
پس چرا بهش میگی شیا شیا
دوسش داری، درسته؟
فن بو، مزخرف نگو
ببین سیگنال خوبه یا نه
خیلی خسته کننده ای
دوسش داری یا نه؟
فکر کنم شیا شیا گزینه خوبی باشه
لی شیا بهش میگم ولی منظوری ندارم
اون برام یه فرد عادیه
غیر از مهارتهای آشپزیش چیز خاصی نداره
تمام وقت روی ابراست
بازی ما مثل اون سادست
فکر میکنی،اگه رئیست دوست دختر داشت
با همچین آدم ساده ای بود؟
من میدونم شبیه احمقام
زشتم و دائم خوابم
ولی حداقل می تونست به خودم بگه به جایی که پشت سرم بگه
من خودم باور ندارم
اما غرور دارم
عکس ها ی خوشگلم
خیلی خوشگلن
نمیخوام حذفش کنم
باید چکار کنم؟
اگر بازی توی واقعیت یه چیز جعلیه اعه
پس همیشه واقعیت یه چیزعه واقعیه
شیائو نینگ: شیا شیا توی شرکتی؟ سریع بیا، منتظرتیم
شیا شیا
اگر امروز روحیه نداری
فردا انجامش بدیم
یه شخصیت را انتخاب کن
شکل را انتخاب کن
خیلی سخت
حالت خیلی سخته
دو مکان برای شروع هست
اما تو توانایی خاصی نداری
مطمئنی؟
وقتی بازی شروع بشه، توانایی تغییر نداری
شیا شیا، این آزمایشیه نیازی نیست خیلی تلاش کنی
این بازی مثل منه
ما توی شرایط سختی زندگی کردیم
مطمینم از پسش بر میام
موافقم
طرحت آمادست
لطفا دروازه بزرگ باز
و به جهان "عشق و امپراتور" را وارد شو
اتفاق افتاد
اگر دو تا موش بود
واقعی تر بود
لی شیا! لی شیا
میتونم درجه واقعیت را حس کنم
شرکتمون فناوری های خوبی داره
چرا تنبلی؟
هنوز ظرف های توالت اتاق خواب مونده؟ (اناستازیا)
ما نمیتونیم بهت برسیم! (گرزیلا)
چه بدشانسی! (مادر سیندرلا)
متاسفم متاسفم! من تازه اومدم
خواهرا،اسمتون چیه؟
تو وانمود میکنی احمقی؟
اسمشون ترجمه شده: اوایل بهار، اوایل پاییز و اوایل زمستان
من لی چونم
لی کیو
لی دون (با اینکه نا مادری سیندرلاس ولی بازم کیوته)
و من لی شیام! (سیندرلا)
مزخرف
متاسفم!خواهرا،منم ببرید
چقدر جدی برای انتخاب اسم
نگی هشدار ندادم
خانم امروز از کنترل خارجه
دیگ محفظه را به موقع نگرفتی
بدبخت
چرا انقدر نفوز بد میزنن؟
بانوی من،اجازه ی ورورد میدید
بیا تو
راه بیفت
اینبار فقط بهت هشدار دادم
اگر دفعه بعد جرات کنی
دیگه بهت هشدار نمیدم
باید شخصیت زن اینقدر بی ادب باشه؟
چی زیر لب میگی؟
فکر کردی نمیتونم دهانت پاره کنم؟
بانوی من،متاسفم.لطفا منو ببخشید
چرا وایسادی؟برو ظرف توالت رو خالی کنی
ازم بگیرش
ببر پایین
تو میخوای بخاطر دیدن قیافه زشتت از ترس بمیرم؟
شیائو یانگ
چه مدته روی زانوهات نشستی؟
امپراتور، شما کل روز چیزی نخوردید
بدنتون مهمه
اگر حاکم نخوره،خدمتکارا هم حق ندارن بخورند
اگر امپراتور غذا نخوره
خدمتکارا هم نمیتونند
میز بچین
ازم دورش کن
امپراتور،این غذاهای گیاهی را پزشک دربار آماده کرده
شما برای کشور صبح تا شب کار میکنید
باید مراقب سلامتیتون باشید
لطفا بچششید
لطفا تستش کنید
امپراتور،کجا میرید؟
خسته ام،میخوام استراحت کنم
پس فردا قرار با خواجه اینا ازدواج کنی
عجیبه
اینجا راه خروجی نداره؟
تونستم بیام
اما چطوری خارج بشم؟
منو کجاست؟
پس اندازت کجاست؟
منو
مهارت ها
آشپزی بی رقیب
شیا شیا توی جهان بهترینه
اگر بهت شبیه یه دختر نگاه میکردن،فقط به عنوان لی شیا
اگر توی نگاه رئیست یه دختر بودی
میتونست با همچین آدم ساده ای رابطه داشته باشه؟
به غیر از توانایی آشپزی چیز جالبی نداره
هیچ فرقی با بازی کامپیوتری نداره
چرا ثروت، مهارت های رزمی، و یا زیبایی بی نظیر نیست
توانایی آشپزیه بیفایده است
امپراتور
چیزی میخورید
نه،گرسنم نیست
امپراتور
امپراتور
چیز دیگه ای میخوایید
ارسال یک تگ؟
تگ همون صیغه،که امپراتور برای یه شب انتخاب میکنه
به لن شین ژای گفتم آماده بشه
لباسات در بیار
امپراتور،این بده
کم صحبت کن،روی تخت برو
رابط کاربری لعنتی!
این داده های کاربر لعنتی کجاست؟
این دیگه چه کوفتیه؟
چرا زودتر به فکرم نرسید
چکار می کنی؟
به جهنم
این کار را نکن
بیدار شو
چطوری؟
تو کی هستی؟نزدیک نمیایی؟
وایسا،من مردم خبر میکنم
به جای مغز آب داری؟
مغزت پریده؟
تو یه خواجه ای،اما به زنها میچسبی؟
من چسبیدم؟
یعنی چی؟
تو نمیتونی - بزار برم -
-ولم کن،وقت ندارم -اینقدر تکون نخور،بهم گوش کن
ولم کن
توی کار مردم دخالت میکنی؟
زندگیت هدیه والدینته
چرا میخوای از بین ببریش
تو نمیفهمی،نمیخوام خودم غرق کنم،من
یک دقیقه
شخصیتها نمیدونند بازیه
اگه حقیقت بگم،فکر میکنه عقلم از دست دادم
از من دور باش و توی کارم دخالت نکن
میدونی کسی که خودکشی کنه به آخر جهنم میره و مدام رنج میکشه
تو تموم افرادی که از بدنت مراقبت میکنند به زحمت میندازی
من نباید بمیرم تا مزاحم کسی نشم
زندگی من خیلی بیرحمانه است چرا نمیتونم بمیرم
ڟاهرا از ظاهرت خسته شدی
باید بخاطرش رنج ببری
اما ارزش مردن نداره
متاسفم
که چشمات زشتی من دید
کی گفتم که زشتی؟
فکر میکنی من از روی ظاهر کسی را قضاوت میکنم؟
کافیه
حتی اگه خواجه باشی،هنوزم یه مردی
همه مردها شبیه همند. تو غیر مسئولانه ای
وظیفه نشناس؟
"غیرمسئولانه" چیه؟
خیلی بی مسعولیت
خوب،دوباره بگو
چیه؟
میخوای منو بزنی؟
جواب خوبی رو با بدی میدی
نمیخوام در مورد اتفاقی که افتاده بحث کنم
توی کار من دخالت نکن
من میتونم برم،تو را هم دیگه نبینم،چرا باید مراقب مرگ و زندگی تو باشم؟
پس چرا اینجا وایسادی؟
میخوام وایسم،به تو ربطی نداره
متاسفم،پسر شیرین
تو مثل یه فرشته،مهربان و زیبایی
اما نمی خواهم در حد من پایین بیای
اما اگه تو را دور نکنم،مجبورم بمونم و ازدواج کنم
اولین نفری که این بازی انجام میده
لی شیا.
این بازی مثل اون ساده است
خیلی سخت
من گرسنمه
پس فردا قراره با خواجه اینیا ازدواج کنی
من اینجوری بازی نمیکنم
هنگامی که با واقعیت خوشحال نمیشیم
به دنیای بازی فرار میکنیم
و هنگامی که از چیزی که توی بازی اتفاق افتاده راضی نیستیم
به واقعیت فرار میکنیم
اما بیشترین زمان توی واقعیتیم
این برای فرار بزدلانه از خودمونه
از درون،تحقیر آمیز و کوته فکریم
....و نیمه دیگمون
امیدوارم از دیدن این قسمت لذت برده باشید آدرس کانال تلگرام @SUBCHNO PEGAH :مترجم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.