Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
یک بیگانه به اسم ماورایی قطعاتی از دنیاها رو برداشت
.و اونا رو باهم مخلوط کرده تا بتونه دنیای جنگ رو بسازه
مردمی مانند انتقام جویان هم
به این دنیا آورده شده
ماورایی به این میگه آزمایش
ما بهش میگیم بدبختی و خطر
بعد از اینکه لوکی به ما پیوست،ما تلاش کردیم که
از بایفراست آسگاردی ها استفاده کنیم که همه رو به خونه بفرستیم
که نتیجه نداد
ماورایی با نصف کردن هالک به دو قسمت تلافی کرد
و بعدش اونا رو توی دنیا پخش کرد
حالا لوکی و من داریم روی ساخت بایفراست جدید کارمیکنیم
تا بتونیم دنیای جنگ رو معکوس کنیم و به آزمایش ماورایی پایان بدیم
چیز بعدی ای که میخوایم فعال کردن بایفراسته
ما انرژی میخوایم ،یه عالمه از اون
من دارم به انرژی گاما فکرمیکنم
پس ما به متخصص گامای گمشدمون نیازداریم،بروس بنر
بیوه سیاه،هالک به تو اعتماد داره اگه اون خشمگین باشه
تو میتونی اونو آروم کنی - و اگه نتونست؟ -
به همین دلیل تو قراره بری،کاپیتان مارول
هالک رو پیدا کنید و اونو به خونه بیارید
میدونم که اینجایی
...هی،پرنده!حالا که توجه تورو جلب کردم
خب،خب،خب،بروس بنر،درسته؟ خوبه که زنده میبینمت
نمیتونم باورکنم که شما دوتا اینجایید اما پسر،خیلی خوشحالم
به دنیای عجایب خوش اومدید
منو ببخش
!بازی رو تموم کن و شکستش بده
میدونی اینجا منو یاد چی میندازه؟
زمانی که من ناوجنگی چیتاری
که توی جنگل جنوب آفریقا نشسته بود رو شکست دادم
.اونا خیلی سرسخت بودن
اما مشخص شد که این پرنده سرسخت تره
خودشه همینجوری نگهش دار
بیوه،خودت میخوای شاهین رو شکست بدی،یا من ؟
به من اجازه بدید
نیزهای الکتریکی
اونا درخت هایی دارن که 10هزار ولت تولید میکنه
مطمئناً نمیخواید بدونید که چطور کشف کردم
بروس بنر،جادوگر دنیای عجایب
سوپرایز شدم که یه نارگیل رادیویی نساختی
درسته،ناتاشا؟
خیلی خب
بیاید به برج انتقام جویان برگردیم
من جایی نمیرم من یه کار ناتموم دارم
!مراقب باشید
!هالک
میدونستم نمیتونه مقاومت کنه
اونا به دوتا تقسیم شدن
من برای اون اماده بودم
اما من برای این آماده نبودم
منتظر چی هستی،هالک؟ !باهام بجنگ
!گرفتمت
نه.باید نگهش میداشت
!برگرد اینجا
بروس،هالک رو فراموش کن اونو توی جنگل بذار
و با ما به انتقام جویان برگرد
نمیتونم رهاش کنم.نه زمانی که مطمئن شم حالش خوبه
اما این چیزی نیست که همیشه میخواستی؟ اینکه از هالک آزاد بشی؟
من هیچوقت از هالک آزاد نمیشم
نه تا زمانی که زندست
پناه بگیرید
موجودات،منظره،هوا؟
و حتی آسمون - من عجیب تر هم دیدم -
همونطور که گفتم،عجیب
من خیلی چیزا توی زندگیم دیدم اما این مکان خیلی برام تازه است
چیزایی که میبینی یادآور چیزی هستن؟
!از زمین به رومانوف - شنیدم -
ناتاشا واقعاً خوشش نمیاد که حرف بزنه
همه چیز برای اون براساس نیاز به دانستنه
هی،تو هیچوقت نمیفهمی که چیزی از ماموریت گذشته به کاربیاد
و خوبه که درباره تجربیات هم تیمی هات بدونی
هالک اینجا بوده
این طرف
میبینی؟سومین روستای نابود شده این هفته
این کار هالکه
علائم سوختگی این کار هالک نبوده
تازه،اون همیشه میتونست خودشو کنترل کنه که به مردم صدمه نزنه
اره،هرخوبی توی اون،هر کنترلی،من بودم
حالا که ما دونفر شدیم اون خشم کامله
و متوقف کردن اون مسئولیت منه
تو هالک رو بهتر از من میشناسی
اگه مجبور باشیم که اونو شکست بدیم ایده یا راهنمایی ای داری؟
یا اونم جز اساس نیاز به دانستنه؟
نمیدونم.شاید
این یه بحث کوچیک نیست
این ماموریته تو باید بیشتر صحبت کنی
شاید تو باید کمتر حرف بزنی
ببین،من نگران هالک نیستم
من بیشتر نگران بروسم تقسیم بندی اونو تغییر داده
منتظر چی هستید؟ اون حواسش نیست
همینجا بمون،مگه اینکه توهم بخوای توی تله سرگردان بشی
چه نوع تله ای؟
گیاهان گوشتخوار
من کاری کردم که به بوی هالک حمله کنن
گرفتمش - گرفتیش -
اما نقشه تو چیه؟
نقشه اون نیست مال منه
دوست توئه؟
بنر،چقدر بی ادبی که مارو معرفی نکردی
من به عنوان مورگان لی فی شناخته میشم ملکه این قلمرو
اون یه ساحره است.جادوی انرژی رو اداره میکنه حاکم دنیای عجایب
اون خیلی دوستانه به نظر نمیرسه
من برای اون کارمیکنم مورگان لی فی و من
قراره هالک رو بکشیم
میخوای چیکارکنی؟ - هالک رو بکشید؟ -
من هرکاری که اونو متوقف کنه انجام میدم
خیلی تلاش نکن
تو نمیتونی فرارکنی.تازه ،تو شاید از چیزی که من برات برنامه ریزی کردم خوشت بیاد
احتمالاً نه،اما ممکنه
!بگیرش
!اون گودال باید نگهش داره
بروس،تو نمیتونی به هالک صدمه بزنی - احتمالاً اصلا ممکن نیست -
اون هم تیمی ما و دوستمونه دقیقا مثل تو
و نمیتونم بگم که چه اتفاقی برای تو میوفته اگه هالک اسیب ببینه
نمیدونی چه حسی داره
که با اون قدرت و خشم هر روزه زندگی کنی
ما به خشم و قدرت هالک نیاز داریم
تو با اون سبز ماموریت های بیشتری رفتی
به بروس کمک کن که به یاد بیاره که هالک چه کارایی انجام داده
اون یادشه
من همه چیز رو یادمه و شما هیچوقت نمیتونید بفهمید
اون هیچوقت قبول نمیکنه
اما بروس هم توی چیزای خشم آور خیلی خوبه
میدونی من متوجه چی شدم؟
شما از اون موجود سبز بی مغز خوشتون میاد
خب،اون نقشه های منو خراب میکنه
بهتره که خرابی هارو پاک کنم
باید سریعتر باشی اگه بخوای مارو بزنی
ممنون برای راهنمایی !من تلاش میکنم و اونو یادم میمونه
تو جسوری
چه تهدید قابل ستایشی
زمانی که ازاد بشم
!کاری میکنم که تا هفته دیگه بخوابی
من واقعاً از افرادی که خیلی حرف میزنن متنفرم
یعنی هیچکس نمیتونه صدای منو بشنوه
اگرچه یعنی شما دیگه حرفی نمیزنید
میدونم اینجایی،هالک
میتونم حست کنم
این آخرین شانس من برای طبیعی شدنه
برای دوباره خودم شدن
و برای خلاص کردن دنیا از شر تو
کریستال پلیمری
دوازده برابر قویتر از الماس
تو هیچوقت قرارنبود که وجود داشته باشی تو یه اشتباه بودی
تو همیشه همه چیز رو شکستی !و من باید تعمیرش میکردم
اما حالا؟ حالا من قراره تورو تعمیر کنم
تو میخوای از شرمن خلاص شی؟
!حالا میدونی که من چه حسی دارم
!حرارت کلرید خیلی دردناکه
!بیا،درد بیشتری بکش
!همش برای خودت
اون چطوره؟
گرده نان فاسد از گل های محلی.خیلی هوشمندانه است،درسته؟
تو چیزی جز یه هیولای نابودگر نیستی !من باهوشم
نمیدونی که چه مدت دلم میخواست که اینکارو انجام بدم
!بخواب،هیولا
تو الانشم به ارومی منو برای سال ها نابود کردی
زودباش
کارمو تموم کن،هیولا
هیولا نیستم
من توئم
تو هیچوقت من نیستی
ما هالک رو داریم
دیگه نیازی نیست که دوستام رو نگه داری بذار اونا برن
اونا به من حمله کردن
تازه،به نظرنمیرسه که دوستات خیلی از تو خوششون اومده باشه
اما از اونجایی که تو به اونا علاقه داری
من بیوه سیاه و کاپیتان مارول رو آزاد میکنم
بعد از اینکه کارم با هالک تموم بشه
من...من متاسفم،ناتاشا ،کرول
متاسفم که به اینجا رسید لطفاً درک کنید
خوش میگذره،هالک؟
نه اینکه مهمه
چیزی که مهمه اینه که من تفریح کنم
اما من چیزای بهتری دارم
من مکان هایی برای رفتن،چیزایی برای انجام
دنیاهایی برای تصرف،و یه هالک تجزیه دارم
باید اینجوری باشه
هالک باید نابود بشه
نابود بشه؟
من نمیذارم که همچین هیولایی هدر بره
من میخوام ذات جادویی اونو جذب کنم
زمانی که از من عبور کنه !زیبا میشه
تو هالک رو مثل من نمیشناسی
تو نمیتونی قدرت اونو کنترل کنی
...تنها کسی که میتونه اونکارو انجام بده خب،منم
خب،یکم برای اون دیره،درسته؟
!اما نقشه این نبود،مورگان
...نمیدونی که تو - !من اهمیت نمیدم که تو به چی فکرمیکنی،خدمتگذار -
خوشحالم که تونستیم یکم حرف بزنیم
و فکرمیکنی داری چیکارمیکنی؟
چیزا رو درست میکنم
ما باید اونو متوقف کنیم
...اون میخواد از هالک - شنیدیم -
اه،بروس
فکرمیکنم توهم باید توی سرنوشت هالک شریک باشی
من این اسب های خیل عصبانیم رو صدا کردم
این اسب های خیلی عصبانی رو به من بسپارید
فقط یه راه پیدا کنید که به هالک برسید
!هی،اسب جون،اینجا
خوبی؟
دیگه نمیدونم
البته که میدونی
هنوز تلاش میکنی که منو بزنی؟
من تقریباً برای تو ناراحتم
!فقط اینکه نیستم
!یک،دو...،سه
استفاده از جادو دربرابر جادو
انگار که قبلا انجامش دادی
از اونجایی که نگفتی نمیدونستم
به خاطر اسب هات متاسفم اونا خیلی ناز بودن
نه اینکه خیلی کارایی داشتن اما خوب بودن
!انگار باید همه کارا رو خودم انجام بدم
انرژی گاما تورو نساخت
اون منو از یه طرف خودم که وجود داره بیرون آورد
زمانی که من ناامید شدم که چیزی رو درک نکردم
هالک بود که منو راهنمایی کرد
زمانی که یکی کارمنو دزدید هالک بود که منو مقاوم کرد
متاسفم،هالک متاسفم که این همه مدت ازت متنفر بودم
دارید خداحافظی میکنید؟
بهتره عجله کنید
تو و منی وجود نداره
اون ماست
و باهم،ما شگفت انگیزیم
!نه
!بروس!هالک!نه
هیچوقت جنگی نبود که برنده بشید
اما جالب بود که تلاش کردید
خیلی دیره که بروس رو نجات بدیم
!اما هنوز میتونیم مورگان رو متوقف کنیم
هیولای سبز؟
!اما اون غیرممکنه
!هالک نابود میکنه
نمیدونم که تو چطور جادوی منو نابود میکنی
!اما تو نمیتونی اینو نابود کنی
بروس کجاست؟
نمیتونی اونجا پیداش کنی
اگه بدونی منظورم چیه
نمیدونم منظورت چیه
دلسوزی شما برای اون موجود سبز شمارو نابود کرد
پایان بدی برای شماست و پایان خوب برای من
ساحره شرور ساختمان رو ترک کرد وقتشه که ما هم بریم
میدونی،فکرمیکنم من واقعا دلم برای اینجا تنگ میشه
خب میشه یکی برای من توضیح بده
که چه اتفاقی برای بروس بنر افتاد؟
کارول،منم همه خودم
برای فهمیدنش به دنیای عجایب نیاز داشتم
هالک و بروس بنر دونیمه از یه فردن
ایول تو برگشتی
به عنوان هالک باهوش
و بیوه سیاه اونو میدونست - واقعاً؟ -
فکرمیکنم دوستان میتونن توی گفتن چیزای خوب ،عالی باشن
بدون اینکه اونو بگن
ممنون که برای نجات من اومدید
...خیلی بامعنی بود که انتقام جویان
صبرکن.چرا اونا هردوی شما رو فرستادن؟
فراموشش کنید بیاید از اینجا خارج شیم
این مکان عجیبه
:تیم ترجمه دانلود ها تقدیم میکند WwW.Downloadha.com
:ترجمه و زیرنویس از Sep Sensi
Downloadha.com Presents
Translated By: Sep Sensi
:کاری از تیم ترجمه دانلودها WwW.Downloadha.com
:ترجمه و زیرنویس از Sep Sensi
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.