Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
مقامات فدرال به دنبال ویلیام بوچر هستند
جواب واتـه. یه کودتای کیری
از داخلـه
میدونم کی رینر رو کُشته
ربطی به یه تروریست ابرقهرمان داره که
قاچاقی وارد جرسی شده
برادرشـه
فقط میخوام همسرم رو پس بگیرم
تروریست رو تحویل لانگلی بده و بهش میرسی
بهم گفتید هرگز دربارهی من یا رایان نمیفهمه
قرارمون همین بود
باید کاری کنید بره
،چون اگه نکنید دست رایان رو میگیرم و
فرار میکنم و میرم
،ابرقهرمانها به دنیا نمیان ،بلکه ساخته میشن
با ترکیب وی
یه ابرقهرمان تروریست زیر عرشه داریم و
...اوضاع ممکنه به همین سادگی قاراشمیش بشه
!عجب افتضاحی
گفتم اون مال منـه
اگه چرت بزنی، میبازی، بابابزرگ
،جدیدترین قهرمانمون
،استورمفرانت، جلوی تروریست رو گرفت
قبل از این که بتونه جونِ بیگناهان بیشتری رو بگیره
صحبت کردن خیلی مهمـه
،وقتی استیو ازم تقاضای ازدواج کرد
دو سال بود که با هم رابطه داشتیم
سر شام روز قبل ازدواجمون، بابام گفت که
باید به فکر یه حساب پسانداز برای بچههامون باشیم و
استیو خندید و گفتش که این دیوونگیـه و
ما هرگز بچهدار نمیشیم
که...برای من تازگی داشت
،آره. خلاصه بگم
،مسئول تهیهی غذا اصلاً مشکلی نداشت
ولی هتل مریات پیش پرداختمون برای تالار رو نگه داشت
پس...آره
صحبت کردن
« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما » .: FilmoGen.Org :.
ترجمه از آریـن و سینا صداقت .: SinCities & Cardinal :.
همچنان اطلاعات جدیدی از تروریست ابرقهرمانی که
حملهی بیرحمانهاش به یک آپارتمان
،59کُشته و بیش از صد زخمی بر جای گذاشته به دستمون میرسه
اسم او کنجی میاشیرو هستش
یک مهاجر ژاپنیِ ساکن فیلیپین
میاشیرو به وسیلهی گروه تندروی ارتش
شاینینگ لایت لیبریشن افراطی شده
،شاهدانی که قاتل را دیدند
،وی را عاری از احساسات توصیف کردهاند
...در حالی که وی در آپارتمان
تقصیر تو نبود
...بسیاری از 59 قربانی حادثه هنوز شناسایی
کیمیکو، به من نگاه کن
به من نگاه کن
دست خودم نبود
...ببخشید. فقط میخواستم
جای بحثی نیست که
اهالی نیویورک زندگی خود را
مدیون اقدامات شجاعانهی استورمفرانت هستند
امروز صبح، استورمفرانت در پارکِ
شهر نیویورک حاضر شد
چند نفر دیگه باید بمیرن؟
دوستان، من همش توی راهروهای وات
داد و بیداد کردم و میدونید
چیکار میکنن تا جلوی یه حملهی دیگه رو بگیرن؟
هیچی
بیاید به وات نشون بدیم چیکار باید بکنن
فردا صبح، میدان وات
.قهرمان خودتون باشید .کاری کنید صداتون شنیده بشه
روی شما حساب میکنم که راه درست رو نشونمون بدید
ناامیدم نکنید
بالاخره اومدی
کم کم داشتم نگران میشدم
...دلم خیلی برات
تنگ شده بود
تشنهای؟
پسر خوب من
تابحال دربارهی خوابی که همش میبینم، برات گفتم؟
من تنها روی صحنهی تالار کارنگی هستم
تماشاگرها همهی اون بدبختهایین که
به دست ابرقهرمانها کُشته شدن
چیکار میکنن؟
هیچی. فقط بهم نگاه میکنن
منتظرن من یه کاری بکنم
سر قضیهی رینر به بنبست خوردیم
شرمندهام
خدایا، نمیخوام شرمندگیات رو بشنوم
شرمندگی که نشد راهحل
نمیتونیم قاتلهای ناشناسی داشته باشیم که راست راست راه میرن و
کله منفجر میکنن
اگه بعدش برن سراغ رئیس مجلس چی؟
یا رئیس جمهور؟
لیبرتی؟
قبلاً اسمش رو آوردی
.ابرقهرمان رده دوم .فعالیتش توی دههی 70 بوده
اسمش همه جای سرور شخصی سوزان بود
بگو ماروین با این لیبرتی حرف بزنه
.آدرسش اون پُشتـه .کارولینای شمالی
باشه
ببینیم چی دستگیرمون میشه
صبرکن
من بکا رو پیدا کردم
یا حداقل بهترین حدسمون برای موقعیتش
تأسیسات وات. کاملاً مسلح
کار راحتی نیست
.ما یه قراری داشتیم .من کار رو انجام ندادم
خدای من، بوچر، همینطوری بهت میگمش
تقصیر منـه که دیگه دنبالش نگشتی
من انگشت تقصیر رو سمت هوملندر دراز کردم و
تو رو یه راست فرستادم سراغش
...نمیدونستم بکا هنوز
خیلی خوب میشه اگه یه نفر از
تماشاگرایی که بهم زل زدن، کم بشه
!هی
میبینی؟
،اگه دوباره و دوباره و دوباره بهت احترامی بشه
اینطوری میشه
یعنی، دیگه چقدر باید بد و بیراه بشنوه؟
همه برای تو احترام قائلن
اون تروریست کیری مال من بود، نه اون
مال من بود
چی؟ حالا اون جندهی رسانهها شده چهرهی هفت قهرمان؟
نه، نیستش. نه، هنوز خودتی - بیخیال -
،و مشکل فقط اون نیست تمام تیمـه
نه - آره، هستش -
همشون یه مشت آدم ضعیفن
،خیلی سختـه که فکر نکرد مسئله شخصیـه
اوه، میدونم
میدونم
ولی از یه چیز مطمئنم
تو بودی این کسشعرا رو تحمل نمیکردی
،اگه کسی نگاه چپ بهت میکرد کاری میکردی همشون
حساب کار دستشون بیاد - آره -
خدایا، دلم برای اینِت تنگ شده
،برای اینکه اینکارو بکنی نیازی به من نداری
هفت قهرمان تیم توئـه
.تو بزرگشون کردی .بهشون آب و غذا دادی
من...همینطوره - آره -
،و اگه نمیتونن به این یا تو احترام بذارن
خب، شاید وقتش باشه علفهای هرز رو چید و
از نو شروع کرد
.عوض شو !عوض شو
،ببخشید! وقتی خیلی توی یه قالب میمونم
واقعاً دردم میگیره
!همین الان برگرد به حالت قبل، داپلگنگر
آره، چیزی نیست. بیا اینجا
مشکلی نیست
اوه، پسر کوچولوی من. زودباش
خیلی خب
چیزی نیست
من دوستت دارم
دوستت دارم
تو قویترین مرد دنیایی
و کاری نیست که نتونی بکنی
تک و تنها میزنی به دل یه تأسیسات غیررسمیِ وات؟
بوچر، چطوریه که احمقتر از اونی هستی که نشون میدی؟
رفیق، بکا اونجاست - اونجاست که اونجاست -
،ولی چه موفق بشی، چه شکست بخوری قرار نیست برگردی
معلومـه که برمیگردم
داری کُس میگی
،ببین، وات که قرار نیست بذاره
با خیال راحت تو اورلاندو بمونیم
ما باید بریم و پشت سرمون رو نگاه نکنیم
ما چی؟ همم؟
ما مثل «اسپایس گرلز» هستیم، نه؟
الان رئیس تویی
تبریک میگم
مادرسگ، من نمیخوام رئیس باشم
در واقع اصلاً نمیخوام اینجا باشم
من به خاطر این کار از خانوادم زدم
به خاطر تو
من کی به اونا میرسم؟
این زنیکه لیبرتی رو پیدا کن
ببین چی دستگیرت میشه
،اگه چندتا کار برای سرهنگ بکنی
،همونطور که به من کمک کرد به تو هم کمک میکنه
به هر حال همیشه از تو بیشتر خوشش میومد
فرنچی چی؟
چند روزه که تو فضاست
اصلاً متوجه نمیشه که رفتم
و هیوئی؟
بچه نازک نارنجیـه
نمیخوام آب دماغش بپاشه روی کُتم
سلام، هوملندر
،میو التماسم کرد
که از جونت بگذرم
پس یه شانس دوباره بهت دادم و
بعدش...تو ناامیدم کردی
چی داری میگی؟
دیگه دروغ بسه
اگه میخوای داد بزن
هر چقدر که میخوای
من...من چیکار کردم؟
بهت گفتم هیو کمپل رو بکُشی و
تو دودل بودی
گفتم باید بریم سراغ پلیس
،از دستوراتم سرپیچی کردی چون باهاش رابطه داری
ریدم دهنت
هیوئی کمپلِ لعنتی قلبمو شکست
بدتر از هر کس دیگه
و یه بخشی از وجودم میخواد که ،صورتش رو منفجر کنم
پس نه، باهاش رابطه ندارم
،ولی اگه میخوای منو بکُشی چون یه قاتل نیستم و
،یه راست کسی رو اعدام نمیکنم
پس کارتو بکن
،خب، بگو ببینم
دارم بهت دروغ میگم؟
دروغ نمیگی
اوه
بلک نوآر. سلام
شکلات میل دارید؟
منظورتون ویلیام بوچره؟
باشه
خب، صد درصد با تروریست روی قایق بوده
یه سری از همدستهاش هم بودن
توی این زهکشهای بارندگی گمش کردیم
پس...آره
بفرمایید
وقتی پیداشون کردیم، بهتون خبر میدم
یا میتونم همین الان بگردم
فقط...یه جستجوی تشخیص چهره انجام بدم
یا شما هم میتونید کنارم بشینید
سلام
مرسی که اومدی - سلام -
اوه، خیلی کبود شدی - نه، چیزی نیست. مشکلی نیست -
همش کار منـه؟
چیزی نیست. جدی میگم
یعنی، میدونی، دخترا تو کف کبودیان
،میدونی، کلاس...پنجم که بودم
یه توپ خورد توی صورتم و
ایمی بردنشاو، دو هفته
برام پودینگ چوبی میاورد
خیلی دارم حرف میزنم
ممکن بود بکُشمت
ولی نکُشتی
...آم
پیغامت رو دیدم
وای خدا. میشه...خدایا
میشه بذاریمش به حساب یه تماس موقع مستی؟
...جدی حالم خوبـه...فقط
به نظرت میشه...میشه
دربارش حرف نزنیم؟ - باشه -
خب، ما ترکیب وی رو افشا کردیم و
،وات هنوز سر جاشـه
،پس فقط جونمون رو به خطر انداختیم
تا دنیا رو خیلی بدتر کنیم
.آره، ولی نه، نه، نه .این درست نیست
...یعنی، میدونی، این جریانات
ببین، اَنی، زمان میبرن
چقدر؟
...فقط
ببخشید، یه لحظه صبر کن
آم...سلام، ام.ام
رالی؟ همون که توی کارولینای شمالیـه؟
.آره، باشه، باشه .خدایا، همینطوری پرسیدم
آم، آره. آره
آم، فقط توی تقاطع خیابون 81اُم و
جادهی غربی پارک مرکزی بیا دنبالم
باشه، باشه، خیلی خب
آم، من باید برم
چی شده؟
میشه بعداً بهت زنگ بزنم؟
...تو خودت تنها
...اینجا
میمونی؟
...آره، من
فقط...الان نمیتونم برگردم به برج
چرا؟ چی شده؟
...نمیتونم
دیگه نمیتونم اینکارو بکنم
زده به سرت؟
.نمیتونه با ما بیاد، هیوئی .ردیابیاش میکنن
خب، پسرعموی پدرم اونجاها زندگی میکنه
میتونم به وات بگم که میرم دیدنش
و از شهر خارج میشیم و از دوربینها دور میشیم
یعنی، هیچکس ما رو نمیبینه
نه. حتی اینجا ایستادنِ اون خطرناکـه
...شاید حق با اونـه. من
این فکر بدیـه
،اگه قراره بریم در خونهی یه ابرقهرمان
به نظرت منطقی نیست که با خودمون
یه ابرقهرمان دیگه داشته باشیم؟
ببین، اون اوضاعش خوب نیست
به این نیاز داره
منظورت اینه خودت نیاز داری؟
سلام. چطوری؟ ایول
چه خبر، مرد؟
!اوه، لعنت
کسشعر تحویلم نده، اشلی
شاکویو فقط اینجاست تا دربارهی «وات برای بچهها» حرف بزنه
به خدا قسم
وات برای بچهها» چیه دیگه؟»
یه برنامهی ورزشی جدید برای بچههاست
انگار دارن چاق میشن
.خب، لعنت، من عاشق بچههای چاقم .از من استفاده کنید
اوه، خوبـه. اینجایی
هنوز بهش نگفتی؟
چیو بهم بگه؟
فکر میکردم قراره راجع بهش مشورت کنیم
ایترین، تو دیگه نیستی
کجا نیستم؟
توی گروه هفت قهرمان
کارت خوب بود، ولی ما ...به یه سمت دیگه میریم، پس
دیگه نیستی
چه غلطا؟
الان گفتی که مشکلی نیست
یه سال برات رژه برگزار میشه
کنسرتهای تجلیل
وارد تاکشوها میشی
برنامهی واقعنمای خودت رو
توی وات پلاس بهت میدن
یه عالمه بهت علاقه نشون میدن و
ازت قدردانی میکنن
!اوه، اینا کسشعره
!تو قبلاً برام قهوه میاوردی
اوه، کیر توش. من جایی نمیرم
ایترین...تو نمیتونی بدوئی
چرا، میتونم بدوئم
...من فقط...فقط - رفیق؟ -
فکر کردی نمیدونم چه خبره؟
مشکل از قلبتـه
،شک دارم دیگه اصلاً جزو 20تای برتر باشی
...و این باعث میشه هفت قهرمان و من مسخره جلوه کنیم
ولی میخوام بدونی که
این تصمیم برام خیلی سخت بود
باشه؟
مسئله شخصی نیست
...ما همیشه دوست میمونیم و
غیره
پسر خوب
مشکلی ندارید اگه آهنگ بذارم؟
باشه
ای خدا
تو صدای خیلی خوبی داری
میتونی مثل امریکن آیدل
صدات رو ارتعاش بدی
بهش میگن ویبراتو
حتماً شوخیت گرفته
نه. نه
حالا شد. آره
!هی، هی
این سفر جادهای به لاس وگاس نیست، خب؟
سر قرار هم نیستید
فقط...آروم باشید
من رانندهتون نیستم، لعنتیا
،میگن اگه کسی رو دوست داری
.باید آزادشون کنی ،ولی این به نظرم دیوونگی میاد
،چون اگه کسی رو دوست داشته باشی هیچوقت نمیذاری از پیشت برن
هیچوقت
داستان معشوقههای والدارو به گوشتون خورده؟
اونا 6 هزار سال پیش زندگی میکردن و
توی یه مقبره توی ایتالیا پیدا شدن و
دوتا اسکلت بودن که دستهاشون دور همدیگه بوده
عشق همینـه
در رو باز کن
سلام
بوی سگ خیس میدی
اوه، نوشیدنی میخوای؟
واو. از کجا میدونی تنهام، عوضی؟
خب...بهم میگی مشکل چیه؟
یا فقط میخوای با عرق ناامیدیات ملافههای تمیزم رو
کثیف کنی؟
سعی کردم ببوسمش
کیمیکو؟
برادرش مُرد
میخواستم کاری کنم حالش بهتر شه
فکر میکردی بوسیدنش باعث میشه ،اون حس بهتری پیدا کنه
یا خودت؟
اون در عذاب بود. میخواستم کمکش کنم
تو همیشه میخوای کمک کنی
خب؟
تو فکر میکنی که
،با نجات دادن اون
میتونی بدیهایی که
در حق بقیه کردی رو جبران کنی
همینطور سوختن اون بچهها به دست لمپلایتر رو
خیلی خب - تو هیچی نمیدونی -
ببین، اون یه بچه گربهی روی درخت نیست
فقط ولش کن. همم؟
بذار غصه بخوره
این تنهایی غصه خوردن چه سودی داره؟
و در ادامهی پوشش خبریمون
،در رابطه با افشائات اخیر دربارهی ترکیب وی
معترضین در سراسر خاورمیانه
...به خیابانها ریخته و خواهانِ
ممنون - الان برمیگردم -
،در این حین، در سازمان ملل
دولتهای سراسر دنیا خشم خود را
نسبت به ترکیب وی ابراز کردند
امروز، روسیه و چین
ابرقهرمانها رو سلاحهای کُشتار جمعی خواندند و
...آمریکا را به تروریسم - همم -
شما دوتا یه اتاق میخواید؟
تو و دوناتت
اوه
ببخشید
...فقط
مامانم هیچوقت نمیذاشت از این چیزا بخورم
آخه...توی خونهمون افزایش وزن
جرم بزرگی محسوب میشد
...ولی پدرم
منو یواشکی میبرد به دونات فروشی و
برام یه دوناتِ شکلاتیِ خامهای میگرفت و
ازم میخواست براش تعریف کنم روزم چطور بوده
و اون...به حرفام گوش میکرد
«بستنی فروشی «بسکین رابینز
هر یکشنبه بعد کلیسا
پدرم همیشه میخواست
بهش نمونه بدن
حالا، این بستنی فروشی 31تا طعم بستنی داشت و
اون مرد هر بار که میرفتیم اونجا
تک تک مزهها رو امتحان میکرد
تا پشت در صف جمع میشد
مردم حسابی عصبانی میشدن. داد میزدن
،فحش میدادن. «هی، داداش
«بستنی کیریتو بگیر و برو دیگه
فکر میکنی این جلوشو میگرفت؟
عمراً. اون همونجا میموند و
یه نمونهی دیگه سفارش میداد
«میشه لطفاً جموکای بادومی رو امتحان کنم؟»
خیلی خجالت میکشیدم
همونجا میشستم و خدا خدا میکردم که
زمین دهن باز کنه و منو قورت بده
پسر
ولی الان حاضرم یه سال از عمرم رو بدم تا بتونم
یه بار دیگه اون مرد رو ببینم که قاشق به قاشق
مزهها رو امتحان میکنه
...پدرت کِی
شونزده سال پیش
به سلامتی پدرها و شکر
به سلامتی پدرها و شکر
.واو، واو، واو، واو با دستمال خشک دستتو تمیز میکنی؟
چیکار میکنم؟
بیا اینجا
،گوش کن، هر جایی از بدنت
...و منظورم هر جایی از بدنتـه
،اگه با دستمال خشک پاکش کنی چیزی رو تمیز نمیکنی
فقط کثافت رو میمالی روی بقیهی پوستت
بیا. باید دستمال مرطوب استفاده کنی. بیا
همینطوری اینا رو با خودت داری؟ - ...معلومـه -
!نه، نه، نه، نه، نه، نه، خواهش میکنم
!اونا صدمه دیدن
!کمک لازم دارن - نه، خواهش میکنم. نه، نه، نه -
الان وقت ابرقهرمان بودن نیست
.باشه؟ ما مخفیانه اومدیم .نه وقتی ما اینجاییم
اَنی؟ - ...من -
اینجا خیلی آدم هست
خیلی خب، اون یارو داره زنگ میزنه اورژانس
همه چی درست میشه
بیا. یالا، باید بریم
این فکر بدی بود. فکر احمقانهای بود - فقط آروم باش. آروم باش -
جایی این اطراف هست که یه میلیون دوربین کیری باشه؟
حالت خوبـه؟
بهت صدمه زد؟ - نه -
من خوبم. حالم خوبـه
فکر میکردم مُردی
.دیگه دنبالت نگشتم .نباید بیخیال میشدم
.نمیتونستم به کسی زنگ بزنم نمیتونم تصور کنم که
چی کشیدی. متأسفم
خیلی متأسفم
نه، تو کار اشتباهی نکردی
نگاش کن
دختر خودم
همیشه
بیلی، اینجا بودنت خطرناکـه
اگه پیدات کنه، میکُشتت و
خودتم خوب میدونی
کیر تو اون
از آخرین درگیریمون جون سالم به در بردم، مگه نه؟
اون فقط همون یه دفعه بود
چی بهش گفتی؟
...گفتم اگه بهت صدمه بزنه
خودم رو جلوی رایان میکُشم
و آخرین چیزی که میگم اینه که
«پدرت این بلا رو سرم آورد»
انگار به هر دری میزنه تا ،رابطهی خوبی با پسرش داشته باشه
پس یه بار جواب داد
خب، خدا رو شکر نمیتونه تشخیص بده، کِی دروغ میگی
من خالی نمیبستم
من تو رو از اینجا میبرم
آره، چطوری؟
از روی حصار، از همون راهی که اومدم
نه، نه
رایان نمیتونه از اون حصار بالا بره
درسته
دیدم چشماش قرمز شد
...فکر میکردم شاید
اون قدرتی نداره؟
...نه، یعنی
...چرا، ولی من من اونطوری بزرگش نمیکنم
هی
یه ماشین آشغالی هست
هر روز صبح ساعت 11 میاد جلوی خونه
بعید میدونم کسی پشتش رو بگرده
مطمئنی یه همفشر نیست؟
آره، مطمئنم
باشه
پس نقشه همینـه
آره، آره
من باید برم
وقتی خیلی گم و گور میشم، شک میکنن
همینجا صبر کن. برمیگردم
باشه؟
باشه، پس دوتا اتاق گرفتیم
...سه نفریم، پس گمونم من
طبیعتاً با ام.ام میمونم
تصمیم خوبی بود
!اَنی: سر ماشین اغذیه به مشکل خوردم» «چی بگیرم؟؟
اون یه شیرینیِ «آلموند جوی»ـه؟
هیچکس آلموند جوی دوست نداره
...فقط جفری دامر و (قاتل سریالی)
همین. فقط اون خوشش میاد
این صد درصد جزو سهتا شیرینی موردعلاقمـه
اون دوتای دیگه چیه؟
...همم
...«چارلستون چو»
«و «بیتو هانی
!خدای بزرگ
اینا بدترین شیرینیها توی
!تاریخ شیرینیها هستن
همین دیگه، مریضی
مغزت خرابـه
هی، جریان وسواس ام.ام چیه؟
صبرکن، چه وسواسی؟
،میدونی، وقتی لاین عوض میکنه
سه بار میزنه رو فرمون
سه بار قهوه رو هم میزنه
دستمالهای مرطوبِ ضدعفونی کننده... واقعاً؟
متوجه هیچکدوم از اینا نشدی؟
نه، ولی عجب، راست میگی
اوهوم
آره
گمونم فقط به خاطر تلاش برای کنترلِ چیزهاییه که نمیتونه کنترل کنه
...آخه
من باید آخرین کسی باشم که در این مورد حرف میزنم
دختری این حرف رو میزنه که از صبح داره به خاطر استرس تنقلات میخوره
!خدای من
...اون
خیلی خوب بود، واقعاً خوب بود
خیلی حال کردم
سختتر از اونه که به نظر میومد
نه
میدونی، راستش فکر کنم من تو غذا خوردن برعکسِ تو عمل کردم
فکر کنم تقریباً سه کیلویی وزن کم کردم
من سه کیلو برای کم کردن نداشتم
خب... من هر شب
تقریباً چهار ساعت میخوابم
ای کاش منم چهار ساعت در شب میخوابیدم
یعنی، همیشه حسابی درگیرِ
جویدن ناخنهام تا رسیدن به بسترشونم
...نمیدونم، هرچی
...نمیدونم بستر چیه، ولی
این رو گوش کن
من تو برج هفت قهرمان اینور اونور میرم
...در حالی که
همش دلشوره دارم
همش از خودم میپرسم
که الان هوملندر هر گوشه
وایساده و منتظره من رو بکشه
مثل زندگی کردن در حالیه که یه تفنگِ پر به صورتم نشونه گرفته باشن
الانم اون احساس رو داری؟
صبر کن، صبر کن، صبر کن، صبر کن
ترتیبش رو میدم
ولی بازم میخوام ببینمت
عشق اصلاً با منطق جور در نمیاد
مثلاً، آخرین دوست پسرم دیوونهی اد شیرن بود
آره، میدونم
ولی اون دیوانهوار دوستش داشت
،«شکلِ تو»، «دخترِ گالوی» تمام آهنگهاش
واسه همین، ازم خواست
یکی از این خالکوبیها رو باهاش بزنم
دو هفته بعد، باهام بهم زد
من حالم از اد شیرن بهم میخوره
یه عمر طول کشید ترک کنی
همهی اون برچسبهای نیکوتین، هان؟
یه نَخ میخوای؟
نه
ریشت تازهست
دوستش داری، نه؟
ای، هنوز تصمیم نگرفتم
حالا واقعاً چند وقته اینجایی؟
از وقتی بچه رو به دنیا آوردم
لعنتی
اوضاع احوالت چطوره؟
...آره، میدونی
،دیگه یادت میره خوندنِ اخبار
،یا رفتن به رستوران
،یا گُل کشیدن رو ایوانِ خونه .و چیتوز خوردن چه حسی داره
میدونی، الان دیگه کلاً مثلِ
یه زنِ معمولی و سنتی زندگی میکنم
اشکالی نداره
...میدونی، رایان خوشحاله و
فقط همین مهمه
ازش خوشت میاد
...اون دوست داشتنیه
...و خیلی باهوشه و
خیلی مهربونه
،میدونم از بچهها متنفری و غیره ...ولی فکر میکنم اون خیلی
،اوه، نه، نه، نه، اصلاً من از بچهها متنفر نیستم
...فقط
من الگوی خوبی واسه بچهها نیستم، درسته؟
تو این مدت چطور بودی؟
اوه، میدونی، بدک نبودم
یه شرکتِ خصوصی امنیتی تأسیس کردم
...میدونی، عروسی، جشنِ تکلیف
مزخرف میگی
هوملندر گفت تو
«یه مرد روانی هستی»
گفت سالهاست که داری تعقیبش میکنی
خب، فکر میکردم تو رو کشته
پس... آره
یه جورایی باهاش سرِ جنگ داشتم
،ولی نیمهی پر لیوان این که
تو یه زیرزمین پایینِ یه امانت فروشی تو ایست فلتبوش میخوابم
شرمنده
هرگز نمیخواستم این اتفاق واست بیوفته
چیکار باید میکردم؟
هان؟
میذاشتم ازش قسر در بره؟
من قبل از تو چی بودم؟
هیچی
و تو نجاتم دادی
،و تو اینجا بودی
تو این خراب شده زندگی میکردی
،این همه وقت
و من کنارت نبودم
واست جبرانش میکنم
،از امروز تا روزِ مرگم واست جبرانش میکنم
به خدا قسم میخورم
تهدید ابرتبهکار واقعیه؟
صد در صد
خیلی واقعیه
ولی هفت قهرمان ازتون محافظت میکنن
درسته، درسته. همیشه به حرفِ میو گوش بدید
اون همیشه حقیقت رو میگه
و هر روز ممنونیم
در همین راستا، سؤالی در مورد ترکیبِ وی دارم
هیچکدوم از شما قبل از انتشارِ اخبار ازش خبر داشتید؟
نه. اصلاً نه
مدلین استیلول به همهمون دروغ گفته بود
معلوم شد که اون یه هیولا بود
ما هم درست به اندازهی بقیه آزرده و ناراحت و گیج شدیم
بیاید در مورد #قهرمانانخیلیسفیدن حرف بزنیم
آمار خیلی تکان دهنده هستن
92 درصد قهرمانان سفیدپوستن
سیاهپوست، شش درصد
لاتین و آسیایی، هر کدوم یک درصد
چرا وات تنوعِ نژادی نمیخواد؟
وای. اینا سؤالاتِ خیلی سختین، ماریا منوناس
ولی اطلاعاتِ خودتون رو بررسی کنید
برای مثال بیاید هفت قهرمان رو در نظر بگیریم
ما ایترین رو داریم. اون سیاهپوسته
...بلک نوآر رو داریم. اون
،خب، اون در واقع با هیچ نژادی شناخته نمیشه
پس... این موارد پوشش داده شدن
و... ما یه قهرمانِ همجنسگرا داریم
واقعاً؟
کدوم یک از هفت قهرمان همجنسگراست؟
ملکه میو
اوهوم. خبرِ دست اول برای تو، ماریا
میو یه لزبینِ قوی و سربلنده
با یه دوست دخترِ زیبا به اسمِ الینا
دوست دخترِ اسپانیایی
و من برای مثال، خیلی بهش افتخار میکنم
الینا کجاست؟
چه بلایی سرش آوردی؟
اون خوبه
چیکارش کردم؟ آزادش کردم
و تو رو. شماها خیلی وقته مخفیانه زندگی میکردید
حالا که رابطهتون آشکار شده حسِ بهتری نداری؟
صبر کن
من و الینا فقط دوستیم
اوه. فقط دوستید؟ - آره -
چون میدونی، شنیدم چجوری ،پشتِ تلفن حرف میزدید
و حرفهاتون یه ذره فراتر از دوستانه به نظر میومد
،پس، یه ذره تحقیق کردم
و تصور کن چقدر غافلگیر شدم
خیلی خب
ما یه زمانی رابطه داشتیم - ...همم -
...یه زمانی. رابطه داشتید «رابطه»
.این کلمهی خیلی مبهمیه برات چه معنایی داره؟
چی، قدم زدنهای طولانی تو پارک؟
همدمی واسه درد دل کردن؟
مالیدنِ لای پاهاتون به هم؟
من رابطهام رو وقتی به هفت قهرمان پیوستم رابطهام رو تموم کردم
وقتی با تو آشنا شدم
انقدر به من دروغ نگو
دیگه از شنیدنِ دروغهات جون به لب شدم
ما باهمیم
و دوستش داری؟
متوجهم
خب، واسه هردوتون آرزوی خوشبختی دارم
اوه، یعنی باورش انقدر سخته که میخوام شما دوتا خوشبخت باشید؟
و عاشقِ هم باشید؟
صادقانه میگم، میو، من
خیلی خیلی واست خوشحالم
و تبلیغاتِ نجات آمریکای وات رو دیدید؟
اونا باعث نمیشن احساسِ شور و همبستگی و وطنپرسی کنید؟
وات میخواد شما احساسِ آرامش و امنیت کنید
تا به خریدنِ اسباببازیهای آشغالشون ادامه بدید
و نوشابههای انرژیزای آشغالشون رو بخورید
و برای دیدن فیلمهای آشغالشون برید
ولی شاید نباید انقدر احساسِ آرامش
یا امنیت کنیم
یه ابر تروریست قبلاً وارد کشور شده
تعداد بیشتری هم میان
،و تا جایی که میدونیم
این روانیها ممکنه تا الان ،از مرزمون رد شده باشن
،و در کنارتون وایساده باشن
و منتظرِ فرصتی هستن که همهمون رو بکشن
خب قراره چیکار کنیم؟
قراره بشینیم و دست به دعا شیم
که هوملندر وقتی تو برنامهی ماریا منوناس نیست بیاد و نجاتمون بده؟
!نه
یا مطالبه میکنیم
که وات بهتر عمل کنه؟
!که دولت بهتر عمل کنه
نظرتون چیه؟
نه
.عزیزِ دلم، خواهش میکنم .جونِ سالم به در نمیبری
!استورمفرانت !استورمفرانت
!استورمفرانت! استورمفرانت
!با من ازدواج کن، استورمفرانت
بیا بریم خونه
سلام؟ - ،آه -
...سلام
من هیوئی هستم. احیاناً خانمی
اینجا زندگی نمیکنه که زمانی به لقبِ لیبرتی معروف بود؟
نه
خیلی خب، آدرس رو درست اومدیم دیگه، آره؟
اون...؟
خواهش میکنم برید - ،خانم -
اگه دوستم بهتون جسارت کرد معذرت میخوام
ولی فقط میخوایم چندتا سؤال بپرسیم
فقط دست از سرم بردارید
،من پول کوفتیتون رو گرفتم ،اسناد کوفتیتون رو امضا کردم
و دهنم رو بسته نگه داشتم
فکر میکنی ما... ما از طرفِ وات نیومدیم
...خب؟ ما
فقط میخوایم هر قدر میتونیم در مورد !لیبرتی اطلاعات کسب کنیم. همین
پس همهتون احمق تشریف دارید
به نظر میاد میشناسیش
یا میشناختیش
دارید وقتتون رو تلف میکنید
خب؟ - خانم، خانم، خانم. به حرفهامون گوش بدید -
اگه، بعدش بازم بخواید بریم، میریم
حرفت رو بزن
پدرِ من وکیل بود
.خرده پا، خیلی باهوش .و بیباک
وقتی بچه بودم، یه اتفاقی بینِ خانوادهی من
و وات افتاد، که ترجیح میدم راجع بهش حرف نزنم، ولی بد بود
حالا، خب، پدرم به قانون اعتقاد داشت
،و این که هیچکس فراتر از قانون نیست حتی وات
.واسه همین دست به کار شد .اونا رو پای میزِ محاکمه کشوند
...یکی از اون
،اون ماشین تحریرهای سیاه کوچولو رو یادتونه
همون ماشینهای دستی با کلید؟
من شبها با اون سر و صدا خوابم میبرد
که پدرم به کلیدهاش میکوبید
،صبح روزِ بعد بیدار میشدم و بازم داشت تایپ میکرد
تمام شب
ولی خب، وات قرار نبود بذاره این یه مرد سیاهپوست
پاش رو بذاره رو گلوی اونا
واسه همین تیمهایی از وکلا استخدام کردن
به قاضیها رشوه دادن
ولی پدرم هرگز تسلیم نشد
...تا یه روز صبح بیدار شدم و
دیگه صدای کلیدهای ماشین تحریر رو نشنیدم
فقط دیدم روی اون ماشن تحریر قوز کرده و تو 55 سالگی مُرده
خیلی بهتون تسلیت میگم
من واسه همدردی شما نیومدم اینجا
ولی این رو بهتون میگم که من مبارزهی پدرم رو به ارث بردم
و وات رو مجبور میکنم تقاصِ کاری رو که باهاش کردن پس بدن
،و خانم، تا جایی که میدونم
تقاصِ کاری رو که با شما هم کردن
آخه... 48 سال گذشته
الان پیش کشیدنِ این حرفها چه فایدهای داره؟
راستش نمیدونیم
ولی بازم باید ماجراش رو بشنویم
سعی کردم آدما رو قانع کنم به حرفم گوش بدن
خدا میدونه، دفعاتِ زیادی تلاش کردم
ولی یه دختر کوچولوی سیاهپوست
تو این محله یه ابرقهرمانِ سفیدپوست رو به قتل متهم کنه؟
آره
وسط یکی از اون بارونهای تابستونی بود
که میتونستی از بوی هوا تشخیص بدی که چی در انتظارته
،من 11 سالم بود
رو صندلی عقبِ ماشین پدر و مادرم خوابیده بودم
برادرم مایرون داشت رانندگی میکرد
مشکلی پیش اومده، خانم؟
پیاده شو
هی
امشب از ماشینت برای سرقت استفاده شده
نه، اینطور نیست. دستِ خودم بود
من چیزی از سرقت نمیدونم
فقط اعتراف کن
چرا داری این کارو با من میکنی، خانم؟ مگه تو نباید قهرمان باشی؟
من قهرمانم
به خاطرِ کشتن یه کثافت سیاهپوست مثل تو
میخواستم برم پیشِ پلیس
،ولی پدر و مادرم
اونا فکر کردن بیفایدهست
،واسه همین وقتی اون مرد از وات
وقتی اومد و اون پول رو بهمون پیشنهاد کرد، فقط قبولش کردیم
2,000 دلار
ارزشِ جون برادرم اون قدر بود
فقط 2,000 دلار
ولی شماها باید بهم قول بدید
که به هیچکس نمیگید که اینجا نشستم و باهاتون حرف زدم
چون اگه اون زن بفهمه ،که من دهنم رو باز کردم
من رو میکشه
،خانم هانتر
،اون زن، لیبرتی
هیچکس بعد از سال 1979 اون رو ندیده
آخه، احتمالاً تا الان مُرده
اوه، نه، نه
...من
ایناهاش
این خودشه. رو صفحه اول روزنامه
اون لیبرتیه
،والری فقط یه دختر کوچولو بود
،و گفت که داشت بارون میومد پس ممکنه اشتباه کرده باشه
به نظر خیلی مطمئن میومد
،آره، ولی اگه لیبرتی و استورمفرانت یه نفرن
پس این باعث میشه استورمفرانت تقریباً 70 سالش باشه؟ بیشتر؟
آره، ولی کی میدونه ترکیبِ وی چیکار میتونه بکنه؟
آخه، شاید مثلِ یه آدم معمولی پیر نشه. خب؟
این همون استورمفرانته که تازه تبدیل به
محبوبترین ابرقهرمانِ نیرومند آمریکا شد - اوهوم -
و شاید سرِ رینر رو واسه نزدیک شدنِ بیش از حد به حقیقت ترکونده
خدای من - اینجا چه خبره؟ -
اون قصه رو در مورد پدرت نمیدونستم
به نظر میاد یه قهرمانِ واقعی بود
...منم اینطور فکر میکردم، ولی
اون فقط یه مرد بیمار بود
،بیماریش رو به من انتقال داد ،و حالا اگه زیاد مراقب نباشم
...شاید آخر سر منم انتقالش بدم به
« اون اصلاً دلش واسه لاشیها نمیسوزه »
« سعی میکنه شهر رو نجات بده » « حتی نمیتونه شهرتش رو نجات بده »
« در حال خندیدن به هوملندر »
« من در حالِ درک شکوه پُستهای استورمفرانت »
« هوملندر - همه - استورمفرانت »
« رهبرِ واقعی هفت قهرمان »
تو فکر کردی خرِ کی هستی؟
چیه، فکر میکنی نمیبینم؟
،سعی میکنی من رو تضعیف کنی ...تیمم رو بدزدی
یه لحظه صبر کن - ،بذار همین الان بهت بگم -
جواب نمیده
!من چهرهی هفت قهرمانم !نه تو
من. من هنوز محبوبترین شخصیت بینِ گروههای مختلف جامعه هستم
،18 تا 34، 18 تا 49، 25 تا 54
اونا همه من رو دوست دارن
خب، تبریک میگم
آخه، این نیازِ مداوم برای دوست داشته شدن توسط همه
یه جورای رقت انگیزه، ولی، ایول
خیلی خب
خیلی خب. آروم باش
معلومه یه ذره زیاده روی کردم. معذرت میخوام
ببین، من... من فقط سعی دارم کمک کنم
واقعاً؟ چطوری؟
با تصاحب چیزی که مالِ منه؟
:بذار همین الان یه چیزی بهت بگم
،من این تیم رو از هیچ ساختم
و اصلاً امکان نداره که کسی
اون رو ازم بگیره
تو 273 میلیون دلار
خرج اون تبلیغ مزخرف «نجاتِ آمریکا» کردی
و من به راحتی با پنج نفر که پشتِ لپ تاپ میم درست میکنن ازت جلو میزنم
من عملاً با کارتِ هدیهی آربی بهشون حقوق میدم
...تو
تو دیگه نمیتونی حمایتِ کل کشور رو به دست بیاری
هیچکس نمیتونه
پس اصلاً واسه چی داری تلاش میکنی؟
تو نیاز نداری 50 میلیون نفر دوستت داشته باشن
نیاز به 5 میلیون نفر آدمِ به شدت عصبانی داری
احساسات میفروشه، عصبانیت میفروشه
تو طرفدار داری
من سرباز دارم
ببین، میدونم که
احتمالاً این رو باور نمیکنی
به نظرم تو
بهترینِ مایی
به نظرم تو
همهی اون چیزی هستی که ما باید باشیم
فقط برای ارتباط با مخاطبهات یه ذره کمک لازم داری
میدونی، خودت رو به روز کن
خدا میدونه که من به روز موندم
من برای ارتباط با مخاطبهام نیازی به کمک ندارم
ممنون
خیلی خب. پس فقط بدون ،که من همیشه اینجام
درِ اتاقم همیشه برای هر کاری بازه
دیر کردی. بچه کجاست؟
عزیزم، باید سوارِ کامیون بشیم وگرنه فرصتمون رو از دست میدیم
من نمیرم
از چی حرف میزنی؟ .معلومه که میری
بچه رو بردار و بزن بریم
تو واقعاً دلت نمیخواد رایان با ما بیاد
البته که میخوام. بهت که گفتم قبولش میکنم، مگه نه؟
و میخواستم حرفت رو باور کنم
،پس حرفم رو باور کن. حالا زود باش .باید عجله کنیم
،گوش کن، اگه سه تامون بریم
تو یه راهی برای خلاص شدن از شرش پیدا میکنی
من میدونم
،بلافاصله و علناً از سرت بازش نمیکنی
ولی تهش این کارو میکنی - نه، بکا، نه -
.بیلی، من میشناسمت ،من بهتر از هر کسی میشناسمت
و دیشب تو صورتت دیدمش
الانم میبینمش
اون داراییِ یه میلیارد دلاری واته
اونا دست از سرش بر نمیدارن
من و تو، بکا، من و تو یه فرصتی داریم
عزیزم، رایان برای اونا مهمه، نه ما
آره، و بعدش چی؟
و بعدش وات بدونِ مادر بزرگش میکنه، درسته؟
،بعد یه هوملندرِ دیگه تربیت میکنن
و این دنیا میمونه و دوتا عوضیِ آشغال
میتونیم غیب شیم، خب؟ ،از نو شروع میکنیم
یه خانوادهی جدید تشکیل میدیم - !من یه پسر دارم -
اون یه ابرقهرمانِ هیولاست
...لعنتی. من... گوش کن، من
معذرت میخوام... منظوری نداشتم
بکا
بکا، خواهش میکنم با من بیا
،تو در موردم اشتباه میکردی این رو میدونی؟
،تو از من این بُت رو واسه خودت ساختی
و واقعیتش اینه که من هرگز نمیدونستم چطوری نجاتت بدم
تو همیشه یه روزِ بد
با کتک زدنِ یه نفر تا سر حد مرگ تو پارکینگ فاصله داشتی
این حقیقت نداره
بیلی
،اون بهم تجاوز کرد، و وقتی فهمیدم حاملهام
رفتم سراغِ وات
نیومدم پیشِ تو
،نیومدم پیشِ تو چون میترسیدم
چون میدونستم میوفتی دنبالش
و میخوای ازش انتقام بگیری و عاقبتِ خوبی برای هیچکس نداره
من دوستت دارم
منم دوستت دارم
ولی کینهای که داری
،و این جنگی که دنبالشی
خیلی قبل از من شروع شده
من نمیتونم
بکا، من بدونِ تو نمیرم
باید بری، تو رو خدا
تمامِ نگهبانهای این خراب شده قراره تا 60 ثانیه بریزن اینجا
باید بری
معذرت میخوام
خیلی معذرت میخوام
!لعنتی
یه هدیهی کوچیک از سفرمون
میدونی، «جان وین گیسی» وقتی دلقکِ تولد بود اینا رو به بچهها میداد (قاتل سریالی و دلقک)
به هر حال بازم دوستشون دارم
مرسی که گذاشتی بیام
خوش گذشت
تا این که خیلی وحشتناک شد - آره -
چی میتونم بگم؟ تخصصمه
،خب
گوش کن، اگه حس و حالِ یه شکلات ،آلموند جوی دیگه رو داشتی
فقط یه پیامک بهم بزن
این خیلی ناجور به نظر اومد. ببخشید
هیوئی
ما دیگه نمیتونیم این کارو بکنیم
نه، نه، نه، نه. نه، نمیتونیم
ولی چرا؟
آخه... این... این رابطه خوبه
ولی علتشم همینه
،آخه، ما نمیتونیم احساسِ خوبی داشته باشیم ،یا احساسِ امنیت کنیم
یا از خطرات غافل بشیم
تو نمیتونی تنهایی با این مشکلات سر و کله بزنی
ما همه تنهاییم
این یه حقیقته
ولی لازم نیست اینجوری باشه
خداحافظ، هیوئی
به نظرم رازِ یه رابطهی عالی
...اینه که مایل باشی
هر کاری برای مردت انجام بدی
هر کاری
،من یه فمینیستم
،ولی از نظرِ جنسی خیلی گرمم
و به نظرم این اصلاً متناقض نیست
چه اشکالی داره آدم لذت بده
و لذت بگیره؟
ممنون که اومدی، جیانا
آره، صداقتت واقعاً ستودنیه
خیلی ممنون
خواهش میکنم. خیلی از آشنایی باهات خوشحال شدم
خیلی زیاد
!بسی زیاد
خدافظ
اون. جیانا. اون رو انتخاب میکنم
آخه، اون خود خودشه، بی برو برگرد
نه، اون نیست
صبر کن، چی؟
اون برندهی بی چون و چرا بود
حتی رقابتم نبود
کاساندرا مناسبِ توئه
کاساندرا؟ همون... همون دختره که موهاش بلند بود
و قصهی چندشآورِ اسکلتهایی رو تعریف کرد که هم رو بغل کردن؟
آره. اون زنته
...اوه... ولی
ولی فکر میکردم میتونم انتخاب کنم
آره، و داری کاساندرا رو انتخاب میکنی
تبریک میگم
...آره، ولی، آخه جیانا
خوشگله. واقعاً خوشگله. اون عضو ،ارزشمندی از خانوادهی کلیساست
ولی این ازدواج به خاطر
ارضای غریزههای حیوانیت نیست
در مورد اعادهی حیثیتت
و برگردوندنت بین هفت قهرمانه
این چیزیه که میخوای دیگه، مگه نه؟
بالأخره اومدی
داشتم نگران میشدم
وای، دلم واست تنگ شده بود
تشنته؟
یکم میخوای؟
اوه، بدجوری میخوامت
خوبی؟
دلت میخواد به شکل کسِ دیگهای در بیام؟
میتونم هرکسی دلت میخواد باشم
نه
...من هیچکس رو نمیخوام
جز خودم
چیزی رو که میبینی دوست داری؟
میبینی چقدر جذابی؟
همم؟
بیخیال
چقدر این رو میخوای؟
چقدر؟
،من حسابی کیرت رو ساک میزنم
،خیلی خوب
و وقتی آبت میاد تو چشمهای خودت نگاه میکنی
و حتی گِی هم نیست
اگه با خودت سکس کنی، درسته؟
،اوه
،تو خیلی خاصی
خاصترین مرد
روی زمین
همه دوستت دارن
همه
ابرازِ عشقشون بهت
قدرتِ توئه
تو رقت انگیزی
من نیازی ندارم همه دوستم داشته باشن
به هیچکس نیاز ندارم
...من به
!تو نیاز ندارم
ترجمه از آریـن و سینا صداقت .: SinCities & Cardinal :.
« فیلموژن؛ اکسیژن فیلم و سریال شما » .: FilmoGen.Org :.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.