All language subtitles for Secret.Weapon.2019_persian

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian Download
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

رسانه اینترنتی مای موویز mymvz.pw جامعترین سایت فیلم و سریال

رسانه اینترنتی مای موویز mymvz.pw جامعترین سایت فیلم و سریال

اِرماکو! بلند شو!

رو به دیوار!

می تونی، بغلم کنی؟

بغل کنم؟

دشمن این کشور رو,,,

تمومش کن!,,,

یه ماموریت برات داریم,

کمبود نیرو داریم، خیلی از اونا مردن,

همه ی کسانی که تو خط مقدم بودن یا مردن آدمای خوبی بودن,,,,

- چقدر دیگه وقت داریم؟- حداکثر دو روز,

فرمانده؟

مقامت تنزل پیدا کرده,

عضو حزبی؟

و این چه وسیله ایه؟

یه ماموریت فوق محرمانه,

قدرت انفجار بالایی داره و روی کامیون نصب میشه,

تو کارخونه ی کمونیستی ساخته شده,

14جولای، تو رودنیا برای اولین بار امتحان شد,

و ناحیه ی بزرگی رو پوشش داد,

اون چه شکلی اونجا رفت؟

سریعاً پیداش کن,

من مقصرم و عواقب کارم رو می پذیرم,

گروهبان,

- ,زندانی رو ببرید- دستات رو بیار پشت سرت, به سمت خروجی,

بایست، سرباز,

بله,

می تونی بهمون نشون بدی که اون اسلحه کجا ست؟

با چشم های بسته هم اون رو پیدا می کنم,

گالیو, توسط اِن کی وی دی آموزش دیده,

:همراه افسران پنتاتلون بوده

شنا، دوندگی، تیراندازی پرتاب نارنجک و رانندگی,

فرمانده گروه,

گروه اون بهترین نتیجه رو کسب می کنن,

بلئوس,

فارغ التحصیل دانشگاه ورزشی مسکو,

استاد ورزش هنرهای رزمی سامبو,

شاگرد اسپریدونو مقام دوم در سال 1937 در مسابقات المپیک گرفته,,

کنیش بوکسور، و استاد ورزشی,,

اون از هه قوی تره و سرعت زیادی هم داره,,

اون با هر دو دستش ضربه های مهلکی می زنه,

ایوانو,

حمله کن، بلئوس,

کارت خوب بود,

آلتینو راننده ی اسکی، شکارچی,,

اون همه ی جنگل ها رو مثل کف دستش بلده,

برنده ی مسابقات فرماندهی,

سوبوتین اون استاد تیراندازیه,,

و تونسته مدرکش رو با موفقیت از دانشگاه حقوق بگیره,

- ,اوپراتور رادیویی نداریم- همشون تو این کار استادن,

بازم من یه مترجم می خوام,

- می تونم بیام تو؟- آره,

شما ارماکو هستین؟

بله، دقیقاً,

آنا راینر, من یه مترجمم,

بلند شین!

رمز شناسایی شماره ی "100" هستش خیلی کوتاه توضیح می دم,,

وقتی که، مثلاً می گم شماره ی 30,,,

می خوام از کسی بشنوم که جمعش با 30 میشه 100,

متوجه شدین؟

- راینر؟- 70,

کنیش,یک؟

99,

بپر!

- وسایلت رو جمع کن- بله، قربان,

باید محکم تر باشه!

نگاه ها به من!

و به جلو!

:سرباز ها، ماموریت جدیدتون از این قراره

اسم تیم شما " آگات" هستش هشت نفرید,

فرماندهی این گروه رو سروان اِرماکو به عهده دارن,

بله - :ماموریت اینه,

شما پشت خطوط دشمن در میدان شبکه 23-14 فرود میاید,

بعد به سمت روستای ویسلکی می رید,

و موشک انداز بی اِم-13 رو شناسایی می کنید,

بعد اون رو منفجر می کنید یا از هر راه دیگه ای از بین می بریدش,

بعد از اینکه ماموریت اولیه رو انجام دادین,,,

نقشه ای برای بازگشت این تیم وجود نداره,

پشت خطوط تحت فرماندهی جنرال سوهوتین می مونید,

- متوجه شدین؟- متوجه شدیم,

- پس منتظر چی هستید؟- به فرمان من,

آماده شید!

شنیدین چی گفت؟!

بگیرش!

یکی یکی برید,,

بعدی,

- !بجنبید، بیاین بریم

یالا، بعدی,

آژیر!

بلند شین! تفنگ هاتون رو بردارید!

بجنبین! بجنبین سریع تر!!

بشینید!

یالا! یالا! تکون بخورید پخش شید!!

به جلو!

70,

- ,30- همه چی خوبه؟

من خوبم بقیه کجا هستن؟,

کنیش و آلتینو دارن دنبال کیف می گردن,

خوبه، باشه اینجا ست,,

پنج کیلومتر از جنگل رو میریم به جایی که موشک انداز قرار داره,

سه کیلومتر از جایی که جمع میشیم فاصله داره,

وقتی پریدیم باد از جنوب غربی داشت می وزید,

این یعنی تیم دوم باید میدان شبکه ای 5 باشن,

40,

روسلان، منم,

- ,درست جواب بده, 40 60,

بهتره که کمکمون کنی,

شما دوتایین؟ - نه,

- اون کیه ؟ - سئاوریس,

اون زنده ست- تازه به هوش اومده,

- ,سئاوریس،چاقو رو بردار - چی شده؟

بند های چتر رو ببر,

یالا، کمربند ها رو ببرید,

آلمانی ها دارن میان سریع تر ببرید,,

ما داریم می ریم سئاوریس تندتر,,

ببر!

سریع تر,

- !دستش- هی، چی شده، چطوری؟

نمی دونم می دونم,,

خیلی خب، برو من پوششت میدم,خوبه,,

- ,بیا- یه دقیقه صبر کن بلئوس,

بگیرش!

ما نمی تونیم به جنگ بریم زنده نمی مونیم,

من حواسشون رو پرت می کنم,

یالا، برو,

باید اینجا باشن بگردین، بگردین,

(سرود آلمانی) آلمان، آلمان,,,

همه,,,

همه در جهان,

گوش کنید,

وقتی برای همه حفاظت و غذا هست,

همه با هم برابریم,

بیا!

از مویس تا مِمِل,

از آدیگ تا بلت,,,

بیاین بریم,

این نقطه ی اول دیداره؟

- کنیش؟- چیه؟

همین جا بمون و منتظر بقیه باش,

سوبوتین و آلتینو، دنبالم بیاین,

در خدمتیم,

به نظر میاد به هوش اومده,

صدامو می شنوی؟

صدامو می شنوی؟

فرمانده,

بذارید زنده بمونم,

همین کار رو می کنم,,,

من همه چیز رو بهتون می گم,

ولی من نمی خوام روزها تو این جنگل بچرخم,,,

هی، 99,

تفنگت رو بذار زمین,

- ,بذارش زمین- آروم باش، آروم پسر، آروم,

- ,گفتم تفنگت رو بذار زمین- آروم باش,

و بعد؟

بمون!

بس کنید!

من یکی از شما هستم چرا داری این کار رو می کنی مرد، من روسیه ای هستم! هی!!

من نه فراری ام نه پلیس!

من,,,

من یه نگهبان از مسکو ام!

ما دیشب، با چتر فرود اومدیم

شنیدی؟ چی داره میگه؟

حقیقت داره!

حقیقت داره، ثابت می کنم زیر یقه ام رو نگاه کنید!!

گنوس، صبر کن,

اینو ببین,

ببینمش,

و چندتا از این نگهبان ها اینجا فرود اومدن؟

خیلی زیاد,

ولی این گردباد چیه؟

- چی داری می گی؟- چرا اینجایی؟

نمی دونم,

من واقعاً هیچی نمی دونم اونا فقط گفتن، داریم میایم اینجا,,

می تونه درست باشه,

حالا می فهمم چرا کولش اینقدر پر بود,

خوراک هفت روزش اون تو بود,,,

منطقیه,

تو با ما میای,

- ,90- 10,

فقط شما دو تا هستین؟

خب، دو تا و نصفی,

می تونی راه بری؟- می تونم,

من یکم استراحت کردم,

- ,اجازه ی صحبت می خوام، فرمانده

حرف بزن,

راینر فکر می کنم اون مرده,,,,

تو این محدوده با چتر نجات فرود اومدیم,

چند نفر؟

- ,هشتاد نفر چه اسلحه هایی دارین؟

تپانچه های خودکار و اسلحه های ضد تانک,

اونا برنامه دارن که چند تا گروه جدا از حزب رو سازماندهی کنن,

ماموریت تو چیه؟

درباره ی دشمن اطلاعات کسب کنم,

چرا تسلیم سرباز های ما شدی؟

من واقعاً می خوام به خونه ام برگردم,

چرا باید حرفت رو باور کنیم؟

بخاطر اینکه من یه آلمانی هستم و تو مونیخ به دنیا اومدم,

شک ندارم,

دقیقاً همینجا بود ببینید,,

همه ی اون شاخه ها شکسته,

واقعاً مطمئنی؟

یه ماشین زرهی اونا رو شکسته,

اینجا فقط یه جاده ست که به روستای ویسلکی میرسه,

ما مستقیم از جنگل می ریم,

دنبالم بیاین!

و؟ بعد چی شد؟

ما دو تا توپ سمت رودنی شلیک کردیم,

خیلی بلند و قدرتمند بود انفجار عظیمی داشت,

آشوب به پا کردیم و بعد عقب نشینی کردیم,

ولی از قبل اونجا رو با تانک محاصره کرده بودن,

این کل جاده رو خراب کرد و ما گیر افتاده بودیم,

بعد فهمیدیم که تا کجا محاصره شدیم,

بهمون دستور دادن همشون رو با موشک انداز منفجر کنیم, و ما همین کار رو کردیم,

مال من آخریش بود,

بعد هواپیما های نازی اومدن و ما زیر آتیش بودیم,

همه رو کشتن حتی فرمانده رو, همه مردن,

- تو چی؟- من پشت یه کامیون پریدم و فرار کردم,

و اونا پشتم بودن,,,

اونا شلیک کردن و شلیک کردن,

هیچ ایده ای ندارم که چه شکلی به رودخونه رسیدم,

فقط یادم میاد که یهو زیر آب بودم,

و مواد منفجره همه زیر صندلیم بودن,

بگو، چرا ازشون استفاده نکردی؟

من نمی تونم شنا کنم,

از وقتی که بچه بودم می ترسیدم,

چرا اینقدر خاصه؟

اسمش مثل اون آهنگ، کاتیوشا ست,

جناب سروان اون موشک انداز نیست؟،

دقیقاً باید یه کاری کنیم,

خب، بچه ها خوب گوش کنید,

آلتینو! برج مراقبت!

آلتینو، باید اون ماشین زرهی رو نابود کنی!

ما داریم عقب نشینی می کنیم,

فرمانده، تراکتور امشب میاد,

باید تا اون موقع صبر کنیم,

بقیه ی وسایل نقلیه و اسب ها برای خط مقدم استفاده شدن,

خدا می دونه که اونجا چه خبره,

— ماي موويیز —

آروم باش، آروم، آروم، آروم,

خیلی آروم,

یالا، بیرون بیا,

یالا، بیا بیرون,

بیا بیرون,

برو تو واگن یالا، برو برو,,

برو عقب,

اوه، خدای من، تو خیلی ضعیفی,

بیا، بخور، بخور,

اون ضعیف نیست اون مثل همه ی بالرین ها رژیمه,,

- شما ها از کجا اومدین؟- ما اهل لنینگرادیم,

اوه، و چی شما رو اورده اینجا؟

می خواستیم پدر بزرگ و مادربزرگم رو ملاقات کنیم اونا تو بیستروکوا زندگی می کنن,

و بعد جنگ شروع شد,

و پدربزرگ و مادربزرگت کجان؟

- ,نازی ها اونا رو توی باغشون کشتن- اوه خدای من,

اینجا هم نازی هست؟

نه توی روستای ما,

اونا تو ویسلکی مستقر شدن,

من آماده ی رفتنم,

:کد کن

17ام مارچ",

گروه در موقعیت مقرر شده ست,

",و جست و جو هنوز ادامه داره

ستوان، سیگنال روسیه ای,

به درد می خوره,

برای جنگ آماده بشین,

برای همه چیز آماده باشین,

ما به هر قیمتی که شده ماموریتمون رو تموم می کنیم,

ما موشک اندازی رو که تو مقر دشمن جا گذاشتیم نابود می کنیم,

فرمانده گروه عملیاتی کاپیتان ارماکو،,

نقطه,

یه سری اطلاعات از ماشین دومه,

تایید شده عملیات انحرافی ,تو میدان شبکه ای شماره ی هفت هستن

هیچ خرابکاری تو میدان شبکه ای که گفتی پیدا نشده,

نمی تونه حقیقت داشته باشه,

نمی فهمم، من هر چی رو که می دونستم بهتون گفتم,

فقط یه دلیل می تونه داشته باشه,

قبل از فرود من رو مخصوصاً گمراه کرده باشن,

ما یه فرستنده ی روسی نزدیک میدان شبکه ای 7 نزدیک ویسلکی پیدا کردیم,

چند نفر با تو پریدن؟

می دونی، جواب بده,

چند نفر باهات پریدن؟

محل ملاقاتتون کجاست؟ عوضی,

فرمانده!

آقای شونِنبورگ روی خط هستن,

بله، قربان,

من مطمئنم خرابکار ها این حمله رو انجام دادن,

هدفشون از بین بردن اسلحه ی مخفی که تصرفش کردیم,

که فرمانده برلین منتظرش هستن,

اگر روسیه ای ها خواستن دوباره حمله کنن،

- ,نمی دونم که نیرومون کافیه یا نه نگران این نباش,

من برات یه گردان تحت نظارت لِمان می فرستم,

اون چند ساعت دیگه به تو ملحق میشه,

گوش می کنید، ما یه فرستنده ی دشمن رو تو میدان شبکه ای شماره ی 7 شناسایی کردیم,

ما همین آلانش هم یه نیروی هوایی آماده داریم که من فرستادمشون,

برای اینکه به خرابکار ها، حمله کنن,

ممنون، فرمانده,

جنگل پاکه، هیچ پشه ای نیست,

- ,البته هیچ حیونی اینجا نیست- درسته,

- کجا به دنیا اومدی؟- آلتای,

- ,من قزاقم- خیلی دوره,

- من از پوتیولم- اوکراینی هستس؟

نه، گُریونی- چی-؟,

یه گروه کافر که همیشه نارحتم می کنه,

و این جنگ هم چیزی رو بهتر نمی کنه,,,

جنگ به زودی تموم میشه,

حتماً وقتی داشتی این فکر رو می کردی تو خونه بودی,

ما دو هفته تلاش کردیم که از محاصره بیرون بیایم,

من بهتون می گم ما هیچ وقت جلو نبودیم,

نیرو هامون عقب نشینی کردن جنگ هیچ وقت تموم نمیشه,

پس باید بجنگیم,

می دونی چند نفر تو ماه پیش رفتن خط مقدم؟

می دونی، آره؟

:اونا خوشحال بودن و آواز می خوندن که ",ما توی این جنگ پیروز میشیم"

و سه تایی اونا رو خوابوندن و تانک ها از روشون رد شدن,

- ,سئاوریس، تمومش کن- چرا فرمانده؟

بذارید بدونن,

هواپیما ها!

سئاوریس!

سلاوا,

سلاوا!

- سلاوا، کجات درد می کنه؟- پام,

- چی شده؟- پاش,

بیا من چکمت رو در میارم,,

یالا، یالا، یالا,

هی، آروم باشید، باشه؟ همه چی خوبه,

چاقو,

باشه,,,باشه,,,

خب,

استخوانش به نظر سالم میاد,

- چطوری؟- خوبه، مشکلی نیست,

اصلاً دردی نداره,

خوب میشم چیزی نیست,,

- بقیه همه سالمن؟- آره,

یه لحظه آلتینو، آب,,

بیا، بانداژ,

اونا دنبالمون کردن، پیدامون کردن,

شرط می بندم که سیگنال رو شناسایی کردن,

- فرستنده سالمه؟ - بله، کار می کنه,

آلتینو,

این ماموریتته,

رادیو رو ببر,,,

میری تو این ناحیه,

بعد، اینجا هر دو ساعت یه بار با مسکو تماس بگیر,

- فهمیدی؟- بله!

حالا، برو,

بله، قربان,

سوبوتین کجا کنیش رو رها کردیم؟،

- یادت میاد کجا بود؟- بله فرمانده,

- ,اون جنوب غربی اینجا ست- تو شبکه ی میدانی شماره ی 5,

پس برو اونجا!

- بله، قربان- بلئوس؟

می تونی راه بری؟

می تونم,

به راه رفتن ادامه می دیم,

همه جا آرومه,

بیاین بریم,

- ,تیهون- چی شده؟

ببین، اونا پارتیزان یا دزدن,

آره، بوی خوبی میده خاکی هم نداره، تنباکوی خیلی خوبیه,,

- وای این دیگه چیه؟- از اونجا برو بیرون,

پس، تمومش کن برامون نوشیدنی بیار,,

- ,من باید یه چیزی بنوشم- من نوشیدنی ندارم,

- واقعاً ، هیچی؟- هیچی,

این چرت و پرت ها رو تموم کن و برامون یه چیزی بیار,

تو سرباز خوبی هستی,

خفه شو!

این عالیه باورم نمیشه,

خدای من,,,

بچه ها، بیاین جشن بگیریم,

هی،هی، هی تو مگه تو نگفتی نوشیدنی نداری؟

ولی این تربانتینه نمی تونی بنوشیش،,

از اون برای رقیق کردن رنگ استفاده می کنم,

تو نجاری؟- آره، هستم,

به سربازتون نگاه کنید اسلحه اش خرابه,,

دستور بدین اونو بده به من,

می تونم درستش کنم,

کی خونه ست؟

از اینجا بیاین بیرون,

بیا، بیا، بیا,

لئولا- بجنبید، بیاین بریم، بیای,,,,

نترسین، ما دوست هستیم,

نوه هام تو ولیسکی,

- داری یهودی ها رو مخفی می کنی؟- نوه هام,,,

فقط باید بدونی,,,

با اون بهت هیچ مدالی نمیدن,

- اسمت چیه؟- لاریسا و این برادرمه,

برادرت چند سالشه؟- به زودی 12 سالش میشه,

خیلی خب، پس,,,

به حرفام خوب گوش کنید,

شما ها الآن به گروه ما تعلق دارین,

ما با هم می جنگیم پس بیاین بریم,,

بیاین، بجنبین، بجنبین بیاین، بیاین!

تکون بخور,

یه بار دیگه!

— ماي موويیز —

میدونی، نمی خوام شلوارم رو خیس کنم,

یالا، تنبل!

تو باید تو برلین به مدرسه ی باله می رفتی، نه ارتش!

خفه شو، عوضی,

یه دقیقه صبر کن می بینی,

بذار بهت نشون بدم چی پیدا کردم,

هی، حالا چی؟

50,

50کنیش؟

- شما پارتیزان هستید؟- آره

این یکی چی؟خیانت کاره؟

- به منم اسلحه میدین؟- حتماً,

اگه قسم خوردی,

اینو ببین، اینجا بود,

فراریه؟

نمی تونه,

یه اتفاقی افتاده,

اگه تو دردسر افتاده باشه چی؟

- باید بهش کمک کنیم- مردا، زیاد حرف نمی زنن,

- باشه- می تونی راه بری؟

می تونم,

خوبه,

میریم سمت محل ملاقات روی پل,,

دنبالم بیاین,

سلاوا، اینو بگیر,

بیاین، بیاین، بیاین,

جلو، جلو، جلو

- اهل اینجا نیستید، نه؟- از لینگرادیم,

- تا حالا اونجا بودین؟- آره,

- ,گنوس برو آب بیار- من خدمتکارت نیستم,

- چی شده؟- برو به جهنم,

ولی تو خیلی بددهنی,,,

من منتظر دستورات بعدی هستم,

و حالا استعدادت رو امتحان می کنم,

صد متر، از اینجا به سمت درخت های اونجا,

و من زمان می گیرم,

خیلی خب، آماده ای؟

آماده,

بدو,

بازم کنید!

یالا، بدو!

سریع تر!

رو پاشنه

گریه نکن

از الآن به بعد کسی اذیتت نمیکنه دیگه

لئوا,,

لئوا خیلی استعداد داشت,

اونا گفتن که اون می تونه موشک پرت کنه,

و,,,و,,,اون یه بار,,,

برای تولد پدرمون یه مدل هواپیما ساخت,

گریه نکن اونا تنبیه شدن,,

اونا نیروی کمکی دارن اونا دارن می رسن,

ما تو لونه ی زنبور نیش خوردیم,

- ,,,اونا خیلی زیادن- حتماً باید"کاتیوشا" رو قایم کرده باشن,

امیدوارم بتونیم پیداش کنیم,

دیر یا زود اونو می برن به مقرشون,

دیگه باید چه کار کنیم، فرمانده,

بلئوس،گالیو,

بیاید اینجا,

هی، بچه ها، دوست دارید گوشت غاز رو امتحان کنید؟

فرمانده!

دو تا سرباز مشکوک ,به خونه ی سالخورده های روستا رفتن

دو نفر با من، دو نفر برید انبار!

دو تا هم همین جا بمونید,

ادامه بدین,

- !تو بدو اونجا! بگیرشون- همه به دنبال من!

صبر کنید,

خودشه,

چی شده؟- من دیگه نمی تونم,

من رو دارید کجا می برید؟

خفه شو!

از دیدنت خوشحال شدم,

فکر کردم بلاخره نیرو هامون رسیدن،,

- ,,,ما صبر کردیم و صبر کردیم دیگه حرف نزن,

خیلی خب,

یه نارنجک بهم بده- چه نقشه ای داره؟,

به تو ربطی نداره,

پس، فکر کردی می تونی با نازی ها مثل یه پادشاه زندگی کنی؟

اصلاً,

من کاره ای نبودم اونا مجبورم کردن,

فقط پیش اومد,

خیلی وقت بود که می خواستم پارتیزان ها رو ببینم,

و حالا اینجایی,

اینجا چندتا چکمه ست,,

جناب سروان، برید بیرون,

دارید جایی میرید؟

40,

60,

اون منبع اطلاعتیمون میشه ماموریت تموم شد,

فرمانده کوزیک,

اونا ماشین رو گذاشتن تو انبار,

اونی که از رودخونه بیرون اوردینش,

اونا دارن میان سمتمون,

اونا دنبالتونن منظورم اینه که اونا دنبالمونن,,,,

ساکت باشید,

اونا مطمئنن که ما تو این منطقه ایم,

ستوان دوباره می تونیم از روسی ها امواج دریافت کنیم,

از یه جای دیگه,

ستوان، نمی خواد دیگه بگردی برگرد,

- ,,,فرستنده برای منحرف کردن بود- انجام میشه، قربان,

شوِننبرگ صحبت می کنه,

سرگرد عزیز،

می دونید چندتا فرمانده عالی رتبه تو برلین,,,

بی صبرانه منتظر موشک انداز روسیه ای هستن؟

اون اینجاست، می دونید اگه ستوان باتلیون ,از روستا بره، من بدون دفاع باقی می مونم

یه سری ناشناس بزرگان روستا رو گروگان گرفتن,

یعنی اونا همون اطرافن,

تلفن رو سریع بده به لمان!

لمان صحبت می کنه,

لمان از چوخه ی شوننبورگ خارج شو,

و هرچه سریع تر برگرد به پایگاه,

در خدمتم، قربان,

ستوان، همین جا با افرادت،

تحت فرماندهی ستوان شوننبورگ می مونی,

فهمیدی؟

کاپیتان، دارن میرن,

اونا سیگنال رو شنیدن,

کارت خوب بود، آلتینو,

روسیه ای ها چه نیازی به بزرگای روستا دارن؟

برای اینکه بفهمن اسلحه دقیقاً کجا ست,

فکر می کنم می خوان اونو پس بگیرن,

به هر قیمتی که شده ولی تا حالا نتونستن,,

اگر شما جای اونا بودین، اقدام بعدیتون چی بود؟

منتظر نیروی کمکی می موندم,

اگه اونا نمی تونستن برای نیروی کمکی صبر کنن چی؟

اول از همه، من,,,

کاری می کردم که همه باور کنن ما رفتیم,

ما شب باید روستا رو ترک کنیم,

ولی اول مطمئن شو که جاده امنه,

گروه بمب گذار رو با خودت ببر و جلو برو بعد من دنبالت میام,,

بله!

مرخصی,

بیاید اینجا، خودتون ببینید,

ببین، جاده رو ببین,

اونا دنبال بمبن,

سئاوریس، این یعنی اینکه اگه جلوی جاده رو نگاه کنی,,,

می بینی که اونا دارن موشک انداز رو به پایگاه می برن,

گالیو، دنبالم بیا,

سیم باید برسه به اون طرف,

بعد از اینکه مواد منفجره رو کار گذاشتی به سمت پایین رودخانه شنا کن,

نگران نباشید، کاپیتان من تو آب بهتر از خشکی ام,

من کنار دریای فئودوسی زندگی کردم,

- ,و لطفاً مراقبت کن، گالیو- ولی آخرش چه اتفاقی می تونه برام بیوفته؟

آخرین خونه روی این نقشه مشخص شده,

چی شده؟ چه خبره چرا شلیک کردی؟

چیزی نیست فقط محض احتیاط،,

تکون بخورید! نایستید!

سریع تر، برین بیرون شما دو تا، کامیون رو آماده کنید,

برید سریع تر، سریع تر! همه بیرون بجنبید، ,بجنبید

بذاریدش زیر کامیون خوبه, بمون,!

مطمئن شید!

اون موفق نمیشه,

- آتیش داری؟- آره صبر کن,

هی، این خونه,

همه بیاید اینجا!

اون زیر پُله! سریع تر!

ماشین رو متوقف کنید!

اوتو، به ستون ها شلیک کن,

می بینمش!

هی، خودت رو تسلیم کن,

دیدمش تو دید دارمش!!

لعنت!

چی شده؟

گیر کردیم,

و؟ موشک انداز کجا ست؟ کس دیگه ای اونجا هست؟

ولی همینجا بود جای لاستیک رو می بینی

جاییه که قرار بود منفجر بشه ولی الآن دیگه نمی دونم,

- خب حالا چی؟- نمی دونم,

بیاید بریم، امشب اینجا می مونیم فردا ردپاها رو دنبال می کنیم,

بیا,

محلی ها رو اوردن که پل رو دوباره بسازن,

نباید وقت رو هدر کنیم,,,

امیدوارم نتونن قبل از تاریک شدن هوا تمومش کنن,

تاریکی برای اونا هیچ مشکلی ایجاد نمی کنه,

الآن دارن بهتر از انبار محافظت می کنن,

کاش می تونستیم با موشک انداز منفجرشون کنیم,

ولی همه ی مواد منفجره رو برای پل استفاده کردیم,

یه جعبه زیر اون صندلیه،

برای منفجر کردن پنج تا ماشین کافیه,

آلمانی ها تا الآن پیداش کردن,

نه، نمی تونیم تو روز انجامش بدیم,

درد می کنه؟

تحمل می کنم,

عصا رو بگیر,

به دردت می خوره,

- ,خیلی ممنون- خواهش می کنم,

وقتی که تاریک شد، حمله می کنیم,

خوبه، باشه,,,

اگر مواد منفجره توی ماشین بودن همونجا منفجرشون می کنیم,

اگه نه، می تونیم با ماشین از اونجا بریم,

- بعدش چی؟- بعدش یه راه حلی پیدا می کنیم,

ولی آلمانی ها دنبالمون می کنن,

تو رودخونه غرقشون می کنیم

تا حالا کسی امتحان کرده؟

اگه به اندازه ی کافی عمیق نبود، چی؟

اون موقع باید بریم به باتلاق,

باتلاق فقط هفت هشت کیلومتر با اونجا فاصله داره,

سال 1939 یه تراکتور تو اون باتلاق غرق شد,

تو یه چشم به هم زدن با یدک کش کاملاً غرق شد,

پسر عموم پاشکا راننده ی اون تراکتور بود خدا بیامرزتش,,,,

اون واقعاً هیچ شانسی نداشت,

- خیابونی این ورا هست؟- آره هست، یه جاده خاکی,

چی؟

یه جاده پر از گِل که به باتلاق می رسه,,

خوبه,

به سمت باتلاق می ریم,

کاش می تونستیم نگهبان ها رو بدون سر وصدا بکشیم,

من می تونم از 50 یاردی,

انجامش بدم,

این خیلی خوبه,

چاره ای نداریم حمله می کنیم,

وقتی که خورشید غروب کرد,

نگهش دار,

هوا خیلی سرده,

خیلی ممنون,

- ,غذا رو نسوزونی- هنوز نپخته,

موشکلین,

و فکر می کردم اسم من خنده داره

آخه موشکلین؟

و تو؟اسم تو چیه؟

فِدیا کنیش آره وقتی بچه بودم بهم می خندیدن,

حتی الآن,

می گن با این اسمی که دارم هیچ کس باهام ازدواج نمی کنه,

کنیش، کنیش، فدیا کنیش,

اسمت به درد ترسوندن کلاغ ها می خوره,

هی,,,خیلی نپزش از رو آتیش ببرش کنار,,

برو، برو، برو، برو،

آره، آره، آره، آره، بیا به نظر عالی میاد,

زیاد پختیش,

بگیر!

- تو چی؟- یه کاریش می کنم,

ممنون,

گالیو خوش شانس بود,

پدر مادری نداشت,

نباید به کسی خبر می دادن,

من همیشه به خانواده ام فکر می کنم,,,

که درباره ی مرگم بهشون می گن یا نه,,,

پدرم قلب ضعیفی داره، و مادرم,,,

حتی شانس خداحافظی با خانواده ام رو هم نداشتم,

برادرم جشن عروسیش رو گرفت و من تو ماموریتم,

و خاله ام بهم قول داد وقتی ازدواج کردم حلقه ی خودش رو میده به من,

از مادربرگم به ارث رسیده,

می گن حلقه، عتیقه ی خرده بورژوازی ها ست,

واقعاً؟

به نظرم بستگی به عروس داره,

تو خانواده ای داری؟ من دو تا خانواده دارم,

یکی از اونا تو روستا ست، دختر وپسر دومی تو شهره,

زن دومم جولای بچه دار می شد,

حتی نمی دونم دختره یا پسر؟

- پدر و مادر؟- نه,

اونا دهه ی 20 بخاطر تیفوس مردن تو چی؟,

مامانم لنینگراده,

آلمان ها به اونجا نمی رسن,

— ماي موويیز —

جوزف، چت شده؟

وقتشته,

سابونتین، اسلحه هاشون رو بگیر بلئوس تو دفاع کن,,

صبر کن!

یالا,

سئاوریس,

سئاوریس!

سئاوریس، چی شد؟ مواد منفجره کجان؟

اینجا نیست,

متاسفانه اینجا هم چیزی نیست موتور رو روشن کن,,

داریم می ریم جناب سروان عصا رو بگیر,,

چیزی نمی خوام کُوزیک,

یه لحظه صبر کنید,

بیا اینجا,

سریع,

حالا می دونم چرا روشن نمی شه,

این احمق ها نمی دونن باید قطب مثبت رو بذارن تو قاب,

سریع تر سئاوریس، سریع تر یه لحظه,,

جلو! از راست بهشون حمله کنید,

- همه چی رو به راهه؟- همه چی خوبه,

گلوله!

ویکا!

خب درستش کردم,,,,

تموم شد درست شد,,

کار می کنه,

چی شده؟

اونجا،

کارمون تمومه,

بنزینش تموم شد,

اون چیه؟

روسیه ای ها اسلحشون رو پس گرفتن,

چی؟!

سوار ماشین ها بشین باید بگیریمشون!

سوار شین!

سوار شین!

سریع تر!

وارد شین!

سوار ماشین ها بشین!

بجنبین، برین جلو!

کار نمی کنه!

گفتم بنزین نداره,,,

- ,سئاوریس- چیه؟

- یالا، برو پشت چرخ ها- چرا؟

ماشین رو هل می دیم سمت دره,

بیخیال، کُوزیک، داریم هل می دیم,

هل می دیم، هل می دیم,

بریم!

یالا، یالا، یالا، یالا,

بسه,

گنوک,

کوزیک؟

کوزیک کجاست؟

فرار کرد,

هی، تو! بیا اینجا!

- چیه؟- تو کی هستی؟

اینجا بودی؟ دیدی یه کامیون روسی رد بشه؟

ماشین می فهمی؟,,,

نه اونا رو اینجا ندیدم

من تولد نوه ام تو همسایگی این روستا بودم

تو با اون خرابکار ها بودی, کجان؟

نمی دونم,

اون با خرابکار ها بوده,

اون چترباز ها کجان؟

:یه چیزی رو بهم بگو

اون اسلحه ارزش جون اون بچه های جوون رو داره؟

وقتی دست دشمن بهش برسه خیلی های دیگه رو هم می کشه,

یه دستور داریم- دستور,,,,

اونا فقط بچه هستن تو توی خونه بچه داری نه؟

یه پسر,,,داشتم,

اون مرده؟

اون با همسرم، وقتی که,,,

نازی ها مرزمون رو بمبارون کردن، کشته شد,

متاسفم,

حالا چه کار کنیم؟

همه بشینید!

به راست حمله کنید محاصره شون کنید، سریع تر، سریع تر!

موشکین!

موشکین موشکین، بلند شو!,

- !عجله کن- چی شده؟

یالا,

از چپ,

محاصرشون کنید!

و؟

تموم شد,

اونا دیگه مهمات ندارن!

- !جناب سروان- کنیش؟!

منم!

- ,99- آره، یکی، کنیش,

من نیروی کمکی اوردم!

این مشکینه,

کوزیک,

اونا نیروی کمکی دارن فکر می کنم بهتره تمومش کنیم,

موافقم، اونا بنزین ندارن بهتره صبر کنیم تا نیرو های کمکی برسن,

باز کنید,

باید خیلی خوب تعمیرش کنی,

- ,خیلی ممنون- کاری نکردم,

یالا، بریم,

سریعتر

عجله کن

زودباش

صبر کن

لطفا وایسا ، میخوام همراهت بیام

برمیگردم ، بهت قول میدم

بدو!

سریعتر

بدو!

فدیا

فدیا

اسم قشنگی داری ، شنیدی ؟

زیباست

اصلاً خنده دار نیست

بدو!

حالا مطمئناً می تونیم انجامش بدیم,

موتور رو روشن کن، کنیش,

آره,

- ,برو ما هوات رو داریم- باشه,

اونا نباید فرار کنن نذارید فرار کنن!,

دنبالم بیاین!

چی شده، فرمانده؟ چرا دارین اینقدر عجیب رفتار می کنید؟

پا هام رو نمی تونم حس کنم,

اوه، خدای من!

باشه، بیا جای من!

- می تونین دنده رو عوض کنید؟- آره,

من دنده دو می خوام,

از جنگل ببرش، اونا نمی تونن رد بشن!

سمت راست

برو، برو، یالا!

هی! هی، کنیش؟!

کنیش؟ زنده ای؟ زنده ای؟

آره، معلومه,

- ,زنده ام- بقیه کجان؟

من زنده ام,

هدف بگیرید!

با دستور من، شلیک کنید!

هدف بگیرید اینجا میدان مین هستش!!

کناره گیری کنید، شلیک نکنید اونا فوراً تسلیم میشن!,

احتیاط کنید بمب!!

دنده یک,

رسانه اینترنتی مای موویز mymvz.pw جامعترین سایت فیلم و سریال

رسانه اینترنتی مای موویز mymvz.pw جامعترین سایت فیلم و سریال

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.