Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
ریوری
برنامهی واقعیت مجازی
جایی که غیر ممکن ممکن میشه
هر چی بخوای میتونی اینجا پیدا کنی
اما گاهی، آدما سردرگم میشن
بین واقعیت و خیال گیر میافتن
اینجاست که پای اون میاد وسط
اسمش مارا کنت ـه
کارش پیدا کردن گمشدهها و برگردوندونشون به خونهس
،و شاید با نجات اونا
بتونه راهی برای نجات خودش پیدا کنه
...آنچه گذشت
ـ کریس؟ ـ سلام، مارا
مرد خوبیه اون و مارا
رو چند تا پرونده با هم کار کردن
با هم بودن؟
بهتر میدونی که نمیتونی چیزی از زیر زبونم بکشی بیرون
فکر میکردم یکی از سرمایهگذارای اونیرا ـ تک هستی
برای ارتش کار میکنی؟
وزارت دفاع مالک 30 درصد اونیرا ـ تک هستیم
،هنوز سعی دارم تیکههای زندگیم رو سرجاش بذارم
اما هنوز یه کار ناتموم دارم
میدونم
باشه، این سورپرایز چیه؟
ـ صبر کن ـ باشه
ـ باشه، رسیدیم ـ باشه
چطور این کار رو میکنی؟
چند هفتهس که دارم روش کار میکنم
غلبه به نیروی جاذبه
اما صبر کن ببینم
خیال کردم گفتی نمیتونیم تو ریوری پرواز کنیم
،گفتم فعلا نمیتونیم
چون هیچ پایه و اساسی نداریم تا باور کنیم
که میتونیم
هر چیزی که میدونیم یا فکر میکنیم که میدونیم
بهمون میگه این کار غیرممکنه
،اما تو اینجا همه چی ممکن ـه
،فقط باید باور داشته باشی
و تمرین کنی
باشه، اما دولا شدن پرواز کردن حساب نمیشه
درسته، ممنون که به روم آوردی، مارا
مشکل اینجاست که نتونستم
سمت چپ مغزم رو ساکت کنم
غریزه میاد وسط
پس چیزی که باید به خاطر بیارم ،مهمترین مسئلهس
که چیه؟
هیچ کدوم از اینا واقعی نیست
دقیقا و واسه همین الان اینجایی
که اینو بهم گوشزد کنی
گوشزد کنم؟
که هیچ کدوم از اینا واقعی نیست
اونجا وایسا
باشه
هیچ کدومش واقعی نیست
قرار نیست بیفتم
نمیافتی
نمیافتم
نمیافتی
ـ هیچ کدومش واقعی نیست ـ هیچ کدومش واقعی نیست
ـ هیچ کدومش واقعی نیست !ـ هیچ کدومش واقعی نیست
هیچ کدومش واقعی نیست
!آره، آره
هیچ کدومش واقعی نیست
ـ اوه، نه !ـ نه
روبراهی؟
به نظرم پرواز کردن هنوز خیلی کار داره
ـ وای، نه، واقعا؟ ـ اینطور فکر میکنی؟
جدّی؟
همیشه تو جنگل تمرین میکنی؟
خب، ترجیح میدم رو یه جای نرم بخورم زمین
تو دفتر میبینمت
خواهش میکنم، کمک کنید
تو رو خدا، کمک کنید
فکر کنم بدونم چی شده آهای؟
چیکار میکنی؟
!کمک
یکی خواهشا کمک کنه
آهای؟
کی هستی؟ کی اونجاست؟
من مارا هستم اسم تو چیه؟
"اِمت"
میشه لطفا کمکم کنی؟ لطفا؟
باید از اینجا برم بیرون
...من
نمیتونم بیام تو متاسفم
میشه حداقل بهم بگی من کجام؟
خودت نمیدونی؟
،نه. وقتی منو گرفتن
کردنم تو یه ون و بهم چشمبند زدن
از هوش رفتم، بیدار شدم و اینجا بودم
منظورت چیه، "گرفتنت"؟
خودت اینجا نیومدی؟
چرا باید همچین جایی بیام؟
امت
برنامه ریوری به گوشت خورده؟
کدوم برنامه؟ منظورت چیه؟
،باشه، میدونم این دیوونگی به نظر میاد
اما تو یه برنامه کامپیوتری هستی
هیچ کدوم از اینا واقعی نیست
،این اتاق، انباری
همه مجازی ـه
همش تو سر خودته
دروغ میگی
مثل اون سربازه
کدوم سرباز؟
میگه بهشون بگم در مورد
،حمله به پایگاه هوایی چیا میدونم
و اونوقت ولم میکنه برم
،اما وقتی بهش میگم چیزی نمیدونم
نمیذاره برم
،میگه از ارتش ایالات متحدهس
و من مبارز دشمن هستم
اِمت، درستش میکنیم، باشه؟
اول اینکه میتونی بری
فقط باید بگی اگزتیس
چی؟
فقط بگو اگزتیس و از برنامه
خارج میشی و به دنیای واقعی بر میگردی
قول میدم
اگزتیس
!میدونستم
!داری دروغ میگی
نه، نه، نه، نه، نه
دروغ نمیگم وایسا، وایسا
اینو ببین اینجا رو ببین
اگزتیس
اینجا چه خبره؟
دروغ گفتی
نیومدی کمک کنی
یکی از اونایی
اِمت، گوش کن
لطفا
نه، نه، نه، نه
نه، صبر کن وایسا
صبر کن، اِمت
صدامو میشنوی؟
!برمیگردم، قول میدم باشه؟
!قول میدم
iMovie-DL تیــــم ترجـــمه با افـتـخـار تــقـدیم میـکـند www.iMovie-DL.Co
:ترجمه و تنظیم marYam
کجا بودی؟
نمیدونم
نه، یه انبار قدیمی و متروکه بود
ممکنه بر اساس یکی از
طرحهای خونههای جنزده باشه
اما به عنوان زندان استفاده میشد
و یه پسره توش بود
دستبند داشت و التماس میکرد کمکش کنم
مطمئنی آواتار نبود؟
یه عالمه از آدما از این جور فانتزیها
لذت میبرن
یه عالمه آوتار دیدم
پسره واقعی بود
نگفت کی اونجا بردتش؟
گفت یه سرباز هست
که همش میاد و ازش بازجویی میکنه
ازش بازجویی میشه؟
ـ در چه مورد؟ ـ وایسا، آرومتر
در درجه اول مارا چطور از این ریوری سر در آورده؟
ممکنه مثل مورد برلین شرقی باشه
برلین شرقی؟
ریوریهای متقاطع
هزار مدل ریوری
همزمان روی سرورهامون در حال وقوع هستن
خاص خودشون رو دارن IP هر کدوم آدرس
...ـ گاهی ـ به ندرت
به ندرت این آدرسها
با هم تلاقی پیدا میکنن
مردم تو فانتزیهای دیگران گیر میافتن
،اولین بار که این اتفاق افتاد
کاربرقرار بود بره فیجی
اما از برلین شرقی سال 1957 سر در آورد
این خطا یک در میلیون اتفاق میافته
باشه، اگه این ریوری تصادفا با ،یکی از ریوریهای خودمون تلاقی پیدا کرده
میتونی برای یه بار دیگه پیداش کنی؟
میشه منو بفرستی اونجا؟
احتمالا. اول باید
هویت اون یکی کاربر رو شناسایی کنیم
هی، دیلن، وقتی اسم اِمت رو سرچ میکنی چی پیدا میشه؟
ا ـ م ـ ت
اِمت یه اسم محبوب تو ترکیهس
همینطور در سوریه موتور جستجو
تقریبا 570000 مورد پیدا کرد
حتما خانواده داره، درسته؟
احتمالا هر کاری بتونن میکنن
تا پیداش کنن
دیلن، دنبال پستهایی بگرد که اسم اِمت
،با کلماتی مثل دستگیرشده دزدیده شده، گمشده اومده
بله، ممنون
باید بهتون هشدار بدم
ممطئن نیستم فکر خوبی باشه که پیگیر این قضیه بشیم
اصلا نمیدونم جریان چیه
چارلی، خیلی درمونده بود
و بهش قول دادم بر میگردم
بفرمایید
دیلن، وایسا برگرد
همینه. خودشه همون پسری که دیدم
اِمت الواد یه پناهنده سوری که در کانادا زندگی میکنه
16ساله
یه هفتهس که گمشده
،بر طبق این اعلامیه در فرودگاه لس آنجلس
توسط کمرگ ایالات متحده بازداشت شد
کی اینو پست کرده؟
بردارش، کریم الواد
یه چیزی پیدا کردیم
به اسم شخص ثبت نشده IP آدرس
به اسم دولت ـه
کی رو میشناسیم که در مورد استفادهی ارتش از ریوری
خبر داره؟
و دقیقا شماها چطور فهمیدید؟
فهمیدیم دیگه
حقیقت داره، مونیکا؟
از ریوری برای بازجویی استفاده میکنید؟
یه برنامه آزمایشی در دست انجامه
ماله من نیست روش نظارت ندارم
حتی نمیدونستم اگه کاملا کاربردی شده باشه
ریوری واسه همچین چیزایی طراحی نشده
نه، نه واسه این کار عالیه
مظنون رو وارد ریوری میکنید
و هر بلایی بخوایید سرش میارید
از تعادل خارجشون میکنید خشونت به خرج میدید
و هیچ اثری از کارتون به جا نمیمونه
حتی مدرکی هم در کار نیست
کسی خشونت به خرج نداده
یه سری دستورالعمل وجود داره
بر روی برنامه نظارت میشه
توسط کسایی که هیچ درکی ندارن
که با چی طرفن
اصلا میدونید چقدر بد ممکنه مغز آدما رو با برنامهی من
به گا بدید اگه ندونید چیکار میکنید؟
یه پنجرهی خیلی کوچیک
از همچین پیشرفتی مثل ریوری وجود داره
،به محض اینکه تو تکنولوژی پیشرفت میکنیم
دشمنانمون یه راهی برای غلبه بهش پیدا میکنن
الان برتری با ماست
جای هیچ بحثی نیست
قرارداد داریم
کاری از دستتون بر نمیاد
مونیکا، گفتی میخوای از ریوری
برای کمک به سربازای با اختلال استرسی پس از آسیب روانی استفاده کنی
همینطوره
اما من که وزارت دفاع رو نمیچرخونم
ـ هی ـ هی، سرت شلوغه؟
یه جورایی
تو فکرت بودم
میشه بعدا حرف بزنیم؟
حتما
خیله خب، بعدا زنگ میزنم
در چه حالی؟
اوضاع خوب نیست
هر کی نسخهی ارتش رو اجرا کرده کد رو تغییر داده
...ـ واقعا یه خرده ـ مونیکا شاو خیلی بدذات ـه
هر چی میگه از رو بدذاتیه
،هر کاری میکنی تا اِمت رو بیاری بیرون من پایهم
کمک
مشکل چیه؟
میخوام برنامهی جانبی آدرس سرورمون رو با نسخهی ارتش
،مرتبط کنم ...اما دروازهها اصلا
داری اشتباه انجامش میدی
تنها بهتر کار میکنه
به نظرت چرا میخوان با اِمت حرف بزنن؟
خب، یه نگاهی بهش انداختم
گفت یه سرباز ازش در مورد
حمله به پایگاه نیروی هوایی میپرسه
،نه ماه پیش
،یه حمله تو پایگاه نظامی آمریکا در ترکیه اتفاق میافته
و تحقیقات پرده از یه سازمان تروریستی بر میداره
که پناهجویان سوری رو هدف میگرفتن
و سعی داشتن تندروشون کنن
و معتقدی که اونا فکر میکنن اِمت بخشی از اون سازمانه؟
آره، اما خودش میگه هیچی نمیدونه
مطمئنی راستش رو میگه؟
ـ پاول ـ یکی از رفیقام
پاشو تو بمبگذاری لندن تیوب از دست داد
،خوشم نمیاد ارتش از برنامهمون استفاده کنه
اما همینطور خوش ندارم ملت منو بکشن
چون به خداشون اعتقاد ندارم
مطمئنی به کسی کمک میکنیم که مستحقشه؟
،اگه دروغ میگفت داستان بی تناقضی داشت
به زور میتونست حرف بزنه، پاول
خیلی ترسیده تا بخواد دروغ بگه
باشه
،اما حتی اگه بتونی درش بیاری
رو مسدود کردن IP رد آدرس
نمیدونیم جسمش کجاست
هنوز دست اوناست
پس باید پیداش کنی
چطور پیدا کنم؟
هی، ارتباط بر قرار شد
کارشون خوبه
،آسون نبود اما تو نقطه ورودی
یه ماندلا قرار دادم
از جایی که اگزتیس کار نمیکنه ماندلا تنها راه
خروج از برنامهس
ارتباط چقدر دووم میاره؟
،به اندازه کافی اما هر کسی که کدگذاری کرده
یه تغییراتی انجام داده
ممکنه غافلگیر بشی
اپرتس
اپرتس
باشه، جریان چیه؟
بیشتر از دو کاربر ،همزمان نمیتونن تو یه ریوری باشن
...ـ پس ـ یکی دیگه الان اونجا
پیشش هست
بازجو
مارا؟
مارا کیه؟
کریم؟
سلام ممنون که اومدی حرف بزنیم
ـ مارا هستم ـ البته
ـ آره ـ درست فهمیدم
شما اِمت رو دیدی؟ باهاش حرف زدی؟
ـ بله ـ حالش خوبه؟
زندهس درد جسمانی نداره
...ـ ببخشید، میشه ـ آره، نه، نه، خواهش میکنم
...و
اونیرا ـ تک چه ربطی به مهاجرت داره؟
راستش هیچ ربطی با هم ندارن
اما میخوام اِمت رو آزاد کنم
ـ ممنون ـ آره
ممنون
هر جفتتون انگلیسی خوب حرف میزنید
ممکن نیست تصادفی باشه
پدرمون در دانشگاه میشیگان
مهندسی میخوند
،میخواست ما هم اونجا مشغول بشیم
پس مصر بود زبان یاد بگیریم
خب، به نظر میاد پدر خیلی مهربونی بوده
آره، بود
وقتی داشتیم از سوریه خارج میشدیم فوت کرد
خیلی متاسفم
کریم، آدمایی که اِمت رو زندانی کردن
فکر میکنن اون با یه گروه تروریستی در ارتباطه
میدونی چرا باید همچین فکری کنن؟
اصلا
اِمت از خشونت وحشت داره
بعضی روزا نمیتونستیم از خونه بریم بیرون
بخاطر تکتیراندازی تو خیابون
دمشق رو برای کمپ پناهجویان ترک کردیم
بعد به یونان فرار کردیم
کشتیمون غرق شد نزدیک بود بمیریم
و بعدش مجبور شدیم به یه عده پول بدیم
تا بلیت آمریکای شمالی برامون گیر بیاره
به گروه تروریستی ملحق بشیم؟
ما داشتیم از همین فرار میکردیم
میدونی چطور دستگیرش کردن؟
براش یه بلیت خریدم بیاد اینجا
وقتی از هواپیما پیاده شد اداره مهاجرت رفت سراغش
به گردن نمی گیره که دست اوناس ICE و الان
واسه همین اون وب سایت رو ساختم
خیلی ببخشید یه لحظه
هی، پاول، چه خبرا؟
ریوری باز شده، اما نمیدونیم
تا کِی اینطور میمونه
ارتش رو زیر نظر داشتم IP آدرس
،ترافیک کاهش پیدا کرده
این معمولا یعنی اون کاربر رفته
پس من میتونم برگردم
خب امیدواریم
و قادر نبودم به دستورات صوتی دسترسی پیدا کنیم
و این یعنی با گفتن اگزیتس بیرون نمیای
،باید خودتو به ماندلا برسونی
یا گیر میافتی
چیزایی که خواسته بودم رو جور کردی؟
،باید همون جا باشن ،اما مارا
در مورد غافلگیریها گوشبزنگ باش
ـ باشه ـ مراقب باش
الکسیس، نمیدونستم برات مهمه
اپرتس
بله، الکسیس
اِمت؟
اِمت؟
بهت گفتم بر میگردم
طاقت بیار، باشه؟
باشه، باشه اِمت
باید این کار رو بکنیم
!برو عقب
باشه، خیله خب
سرباز گفت تو دروغ میگی
بهش گفتی من اینجا بودم؟
این واقعیه همونطور که فکر میکردم
میخوای گیجم کنی
نه، اینجا واقعی نیست
داره بهت دروغ میگه، اِمت من اومدم کمکت کنم
برو عقب !بهم نزدیک نشو
باشه، خب، باشه
اِمت
!اِمت
ـ باشه ـ چارلی
مونیکا
درو سولیوان" هستن"
درو، چارلی وانتانا
و چه سعادتی نصیبم شده؟
مطمئن نیستم سعادت واژه درستی باشه
باید در مورد مارا کنت باهاتون حرف بزنم
ایشون آقای سولیوان هستن
اجازه میدم خودش توضیح بده چرا اومده
شما از ارتشی؟
یه کارمندم
پیمانکار مستقل هستم
متوجه هستم که از برنامه آزمایشی
که در وزرات دفاع با ریوری شروع کردیم اطلاع دارید
خب، به مشکل خوردیم
یه کاربر سرکش رو شناسایی کردیم
،که خودشو وارد برنامه کرده ،و مادامی که داخل برنامهس
ما نمیتونیم وارد بشیم
بنا به دلایلی معتقدم کار مارا کنت ـه
درست نمیگم؟
مارا ندیدمش
ـ الکسیس؟ ـ نچ
شرمنده، کمکی از دستمون بر نمیاد
بذارید واضحتر حرفمو بگم
در مورد یه تهدید تروریستی موثق تحقیق میکنم
،اگه به هر نحوی مانع تحقیقات بشید
به حمایت از تروریست
متهم میشید
ای بابا
چی؟
درسته
یه تروریست تو مشتتون نیست
یه پسر بچهس
پاسپورت اِمت رو
تو یه پناهگاه تروریستی مصادره کردیم
و پسرا همیشه جلیقه انتحاری میپوشن
پس دوباره میپرسم
،حقیقت رو بگید یا متهم میشید
بلوف نمیزنم مارا کنت کجاست؟
...من
فکر کنم گفت میخواد بره دیدن آبزیان، درسته؟
اصلا نمیدونید چیکار میکنید
نه، خودت نمیدونی
هیچی در مورد برنامهمون نمیدونی
به معنای واقعی کلمه داری ذهن یه نفر رو نابود میکنی
خودت باهاشون حرف بزن
وضعیت افتضاحیه
و نمی تونم ازتون در برابر عواقبش محافظت کنم
مارا رو بیارید بیرون
مارا به پاول گفته با پسره در مورد
حمله به پایگاه هوایی در ترکیه حرف زدن
قضیه همینه؟
آره
،و اگه ربطی به این قضیه داشته باشه
خدا به دادش برسه
آفرین، الکسیس اینطوری حالشون رو گرفتی
ممنون
همینطور تلفنش رو هک کردم
جدّی؟
،آره، با دستگاه شناسایی فرکانس رادیویی
برای دسترسی شماره تلفن لازم نداری
فقط باید نزدیکش باشی
سولیوان رو دارم GPS
،میدونیم کجا میره
میدونیم اِمت رو کجا نگه میدارن
پاول، مارا در چه حاله؟
نوار مغزیش خوبه اما بیشتر از حد انتظارمون
اونجا بوده
یه چیزی طبق برنامه پیش نمیره
اِمت؟
اِمت، صدامو میشنوی؟
اِمت؟
اِمت؟
نزدیک نشو
اذیتت نمیکنم
اِمت
اومدم کمکت کنم
باور کن
نمیدونم چی رو باور کنم
فکر کنم دیگه نمیدونم چی واقعیه
اِمت
اِمت؟
من واقعی هستم
سخته خونهات رو ول کنی بری و بیای به یه کشور جدید
،وقتی همه چیو از دست دادی
دیگه هیچی معنی نمیده
اما بعدش دوباره خودمون رو پیدا میکنیم
و کسایی که ما رو بهتر از همه میشناسن
مثل کریم
کریم رو دیدی؟
اوهوم
...آره، اون
در مورد تو بهم گفت
در مورد سختیایی که کشیدید تعریف کرد
چطور پدرتون میخواسته
تو دانشگاه میشیگان درس بخونید
ولورین
خیلی دوست داره
منو یاد یه نفر تو زندگیم میندازه
کسی که وقتی در عذاب بودم از خودم روندمش
و
...الان دارم یاد میگیرم خب، نه
دارم دوباره یاد میگیرم بهش اعتماد کنم
به آدمایی که بهم اهمیت میدن اعتماد کنم
میتونم ببرمت پیش کریم
اما
میخوام اعتمادی که به اون داری به منم داشته باشی
میتونی؟
باشه، بیا
ماندلا باید همین جاها باشه
بریم
اونجاست
اوه، نه
همینجا بمون
کسایی که از اِمت بازجویی میکنن معتقدن که اون
تو حملهای در ترکیه نه ماه پیش دست داشته
غیرممکنه
،نه ماه پیش تو کمپ پناهجویان بودیم
چند صد کیلومتر از ترکیه فاصله داشتیم
مدرکی دارید که نشون بده کجا بودید؟
مدرک ثبتی؟
مدرک ثبتی؟
از چی؟
زندگی تو چادر؟ تو کلک شناور بودن؟
کمپ پناهجویا چی؟
دفتر ثبت ندارن؟
حتی برق نداشتیم
کمپمون خیلی عقب مونده بود
ملت میاومدن ازش عکس میگرفتن
کیا؟
خبرنگارایی که میخواستن زندگی
بچههای پناهجوی فلک زده رو مستند کنن
طاعون فقر بیخانمانان
،خیلی عکس گرفتن فقط همین بود
عکس
هی
میخوام تو و دیلن همهی عکسایی
که از کمپ پناهجویان "ال داواز" گرفتن رو پیدا کنید
همونجایی که اِمت و خانوادهش موندن
عکس؟ چرا؟
تا ثابت کنیم اونجا بوده نه ترکیه
هزاران نفر تو کمپ بودن
از هر فرصتی باید استفاده کرد
هی، مارا اومده بیرون؟
هنوز نه
اون نگهبانا واقعی هستن؟
نه، آواتار هستن دیجیتالی
میتونن بهمون آسیب بزنن؟
متاسفانه، آره
ریوریها جوری طراحی میشن ،تا احساس واقعیت بکنی
و گاهی درد هم شاملشه
،اما اگه بتونیم از همدیگه جداشون کنیم
شاید بتونیم تک تک به حسابشون برسیم
یا برگردم به سلول خودم
اونا میخوان تروریست باشم
شاید بهتره تروریست باشم
همچین کسی هستی؟
نه
اما واسه اونا مهم نیست
تو فرودگاه، مثل مجرما باهام رفتار کردن
،تفنگ بهم نشونه گرفتن داد میزدن
تا حالا هیچ خلافی تو زندگیم انجام ندادم
میخواستن بدونن چرا خانوادهم بدون پاسپورت
وارد یونان شدن
،اما وقتی خواستم توضیح بدم گوش نمیکردن
به من بگو
،وقتی از کمپ پناهجویان رفتیم
قایقی که باهاش فرار کردیم کوچیک بود
زیاد طول نکشید که آب وارد قایق شد
قبل از اینکه بدونم، کل خانوادهم
رو دریا شناور بودن
مدارک، غذا، لباسا، همه چی
همه چی از بین رفت
فقط تو امواج بودیم، میدونی؟
،کریم و مامانم رو میدیدم اما پدرم رو نه
،فقط میتونستم صداشو بشنوم ...ما رو صدا میکرد اما
صداش دورتر و دورتر شد
دیگه نتونستم صداشو بشنوم
هیچ وقت پیداش نکردن
اِمت
خیلی متاسفم
اما پدر جنگید تا شما رو از سوریه خارج کنه، درسته؟
پس بابات نمیخواد همچین جایی بمونی
بیا بریم بیرون
باشه؟
باشه
خب
اینو بگیر
اثری از اون یکی نگهبان هست؟
نه
باشه پس دنبال ما نبوده
بریم
امنه
چی شده؟
نمیدونم
،ایست
!برو
خوبی؟
ـ اره، آره، آره ـ باشه
تو چی؟
آره، چطور؟
نه
نه، این واقعی نیست
چه اتفاقی داره میافته؟
من تیر نخوردم
چی شده؟
نمیدونم
یه جور محافظ ساختن
تا نذارن بریم بیرون
وضعش خوب نیست
فقط انگار درد میکنه
...میدونی، واقعا
...باشه، خب، شاید یه کوچولو درد میکنه اما
اما این فقط تو ذهنمه
همش تو فکرمه
باشه. باشه
،باشه، پس اگه بخواییم از اینجا بریم بیرون
باید خونسردیمون رو حفظ کنیم
درسته؟ لازمه با هم همکاری کنیم
!بیایید بیرون
چیکارش کنیم؟
خب؟ شکار چطور پیش میره؟
12عکاس پیدا کردیم که از کمپی بازدید کردن
که امت و کریم ساکن بودن
از نرم افزار تشخیص چهره روی 2600 عکس استفاده کردم
ـ و؟ ـ هیچی
هیچ مطابقتی پیدا نشد
خب، تعجبی نداره
20هزار نفر پناهجو بودن
ـ و مارا؟ ـ عالی نیست
ضربان قلبش زیاد شده حرکات سریع مردمک چشم
استرس داره
هر اتفاقی اونجا داره میافته خوب نیست
،اگه با این وضع ادامه بده
مجبور میشم ببرمش بخش پزشکی
کریم، باید بازم فکر کنی
منظورت چیه؟
مدرک نیاز داریم که تو و اِمت
تو کمپ بودید
هر چی میدونستم بهتون گفتم
کافی نیست
جون برادرت در خطره
گوشی داشتی
ثبت نکرده کجا بودی؟
وقتی قایقمون غرق شد رفت ته اقیانوس
ـ با هر چی که داشتیم ـ آدما چی
با کسی آشنا نشدید که دیده باشن اونجا هستید؟
پناهجویای دیگه
ـ یه روزنامهنگار بود ـ خب، اونو امتحان کردیم
نه، عکاس نه
یه فیلمساز
مستند تهیه میکرد
،مادرمون نمیخواست مصاحبه کنیم
اما سعی کردیم واسه تفریحم که شده تو دوربینش باشیم
فکر کنم ازمون فیلم گرفت
چی میتونی دربارهش بهم گی؟
بریتانیایی بود
و اسمش اسم یه جور حیوون بود
گرگ نه... روباه
فاکس
با همین میریم جلو
بله، واسه یه هفته تو کمپ آل داواز بودم
اما وقتی درگیری شدید شد باید میرفتیم
،یادتون هست با دو تا بردار آشنا شده باشید خانم فاکس؟
اِمت و کریم؟ جوون، 20 ساله؟
شما رو یادشونه
نه راستش با خیلیا حرف زدم
باهاشون مصاحبه کردم؟
نه، اما جلو دوربین بودن
میشه فیلماتون رو بررسی کنید؟
خیلی مهمه
خیلی دوست دارم کمک کنم اما چند صد ساعت فیلمه
خودم دست تنهام وقت ندارم
دنبال کسی بگردم که از جلو دوربین رد شده
شرمنده
فیلمتون تو اینترنت هست؟
در دسترس ـه؟
البته، چطور؟
دیلن
بله، چارلی
میخوام با خانم فاکس آشنا بشی
سلام، خانم فاکس
از آشناییت خوشبختم، دیلن
پس کجاست؟
اون بیرونه؟
آره، میتونم بببنمش
چند متری اون چاله وایساده
منتظره ما بریم بیرون
چرا؟
چون میدونه ما میریم بیرون
،اگه اینا فقط تو فکرمون هست
چرا نمیتونی جلوی خونریزی رو بگیری؟
سوال خیلی خوبیه
فکر کنم به فرقی که بین
چیزی که میدونیم و باور داریم مرتبط باشه
،من میدونم این واقعی نیست
اما نمی تونم باور کنم
...چی میشه اگه
اگه اینجا بمیرم؟
ترجیح میدم اینو نفهمم
باشه اینم از این
یه فکری دارم
فکر کنم نگهبان بخاطر من اینجاست
تا نذاره تو رو بیرون ببرم
اون نباید به تو دست بزنن
اما به هر جفتمون شلیک کرد
آره و کدوممون تیر خورد؟
،مسئولیت تو با بازجو ـه
نه نگهبانا
یعنی چی؟
یعنی باید یه کاری واسم بکنی
که احتمالا دلت نمیخواد
دارم میام بیرون
باشه
اینجام، خب؟
اون یکی کو؟
میدونی، چه اهمیتی داره؟
درسته؟
دنبال منی
میخوای من از برنامه برم بیرون
موفق شدی
حالا باید یه راهی پیدا کنیم
تا از این رد بشیم
حاضری؟
اِمت، تنهایی نمیتونم رد بشم
باید کمکم کنی
نه، نه، نه نمیتونم
ـ چرا میتونی ـ چی میشه اگه سکندری بخورم یا بیفتم
میتونی، چیزی نمیشه زود باش
باشه، باشه دستاتو بنداز دور گردنم
خوبی؟
خوبی؟
خوبم
عالی هستم باشه
اِمت
از پسش بر میای
ـ میتونی ـ نه
ـ چرا میتونی ـ نمیتونم
چرا میتونی، میتونی موفق میشی
نمیتونم نمیتونم
نمی تونم
چرا میتونی
چون من یادت میندازم، اِمت
چیو؟
یادت میندازم که هیچ کدوم از اینا واقعی نیست
باشه؟ بجنب
از پسش بر میای
همینه، رفتی
گوشت با من باشه
هیچ کدومش واقعی نیست
ـ هیچ کدومش واقعی نیست ـ باور داشته باش، اِمت
باشه
هیچ کدومش واقعی نیست
باشه؟ واقعا باور داشته باش
واقعی نیست
نمیافتی
ـ واقعی نیست ـ نمی افتم
واقعی نیست
ـ نمیافتم ـ درسته
واقعی نیست
میتونی
دیگه رسیدیم
باشه
تو اول برو
بهش دست بزنم و بعدش چی؟
و بعدش بر میگردی به دنیای واقعی
اما بعدش رو دیگه نمی دونم
چی میشه اگه سربازه منتظرم باشه؟
به کریم فکر کن
به بابات فکر کن
،هر اتفاقی اونجا بیفته
میتونی حلش کنی
خب؟
و اِمت؟
میاییم دنبالت
قول میدم
ـ قول؟ ـ قول میدم. حالا برو
برو
برگشتی
چطور بود؟
اِمت از ریوری بیرون اومده
فهمیدی کجا نگهش میدارن؟
آره، خبرای خوبی دارم
...این
روبراهی؟
چی شد؟
تیر خوردم
،میدونستم واقعی نیست
اما نمیتونستم کنترلش کنم
خیلی خون بود
قبلا هم این اتفاق افتاده؟
نه، نیفتاده
خب، باید نگران بشم؟
،نه، نه
یه نگاهی بهش میندازیم
باشه
آقای سولیوان
چطور پیدام کردید؟
به گمونم شانس باهامون یار بود
یه چیزی هست که باید ببینی
چی؟
اینو یه فیلمساز بریتانیایی از کمپ گرفته
تاریخ داره و سه روز
قبل از حمله رو نشون میده
اِمت اصلا نزدیک اونجا هم نبوده
اونطور مجبور میشده ،هشتصد کیلومتر از منطقه دشمن رد بشه
گروه تروریستی رو پیدا کنه
و بعدش بدون هیچ آموزشی خودشو بهشون ثابت کنه
تو سه روز
اون بیگناهه، سولیوان
و زیر سن قانونی
و داری شکنجهش میدی
به نظرت این چه وجههای داره؟
18سالشه
،اگه افرادت اینو گفتن اشتباه کردن
بد دردسری بشه اگه این خبر به دست رسانهها بیفته
تهدید میکنی؟
فقط مشاهداته
آقای وانتانا، داری وقتم رو تلف میکنی
متاسفانه موافق نیستم، درو
این فیلم رو در اختیار فرماندهان ستاد مشترک گذاشتم
از اقدامات شما نگران هستن
و وجه عمومیش
مدرک جدیدی در دسته که پاسپورت مصادر شده
،جعلی بوده همینطور باید
در مورد برنامه ارزیابی مجدد انجام بدیم
باید حرف بزنیم
چارلی، ما رو میبخشی؟
البته
خیلی خفن بود
آره، همینطوره
مارا، یکی هست که میخواد ببینتت
نمیدونم چطور ازت تشکر کنم
جونم رو نجات دادی
همدیگه رو نجات دادیم
کمتر کسی این همه سختی به جون میخره
و سربلند بیرون میاد
تو قوی هستی، اِمت
نذار غیر از این بهت بگن
نگران بودم
متصدی بار سر کاره؟
صد در صد
برنامه بازجویی رو معلق کردن
فعلا
فکر کردم خوشحال میشی
خب، واسه این لبخند نمیزنم
حرف الکسیس یادم اومد
چی؟
احتمال اینکه دو تا ریوری با هم تلاقی پیدا کنن
یک در میلیون ـه
احتمال اینکه اینطور بشه
...در حالیکه مارا تو برنامهس
غیر ممکنه
به گمونم خوش شانس بوده
یا کل قضیه زیر سر یه نفر بوه
که از هر دو برنامه اطلاع داشته
کسی که اتفاقا تو علوم کامپیوتری
دکترا داره
چی میخوای بگی، چارلز؟
تو هم مثل ما از برنامه بازجویی
دل خوشی نداشتی
دیدی ممکنه اجحاف و سوءاستفاده صورت بگیره
پس یه کار کردی مارا اینو بفهمه
و چطور همچین کردم؟
اونطور مانع عملیات امنیتی ملی میشدم
کارم رو از دست میدادم
واسه همین ما رو داشتی تا جلوی این برنامه رو بگیری
کنسلش کنی
از خودت محافظت کنی
و خاطر جمع بشی که حضورم داشتی
چه هوشمندانه
زیادی بهم اعتبار میدی
ممکن نیست
ـ این روزا فقط همینو دارم ـ مشکلی نیست
خوشحالم خواستی بیام
آره
راستی روزت خوب بود؟
،آره
،یه پسره پناهنده بود
،و توضیح دادنش سخته
...اما
تونستم کمکش کنم
...باشه، خب، ما تونستیم کمکش کنیم اما
مثل تلاش تیمی بود
خیلی رضایتبخش بود
خیلی وقته که همچین حسی نداشتی؟
از وقتی حس کردم میتونستم این حس رو داشته باشم
نمیدونم چیه، کریس
یه چیزی داره عوض میشه
حسش میکنم
...حس میکنم
میتونم سفره دلم رو باز کنم
وقتی تو رو بار آخر دیدم رفتم دیدن ری
شوهر خواهرت؟
تو بیمارستان
تا حالا نرفته بودم دیدنیش حتی نمیدونم چرا رفتم
...فقط
حس کردم باید برم
و تیر خوردم
ـ چی؟ ـ آره
ـ خوبی؟ ـ آره، آره
اینجا خیلی خونین مالین بود
،اما الان فقط کبود شده
،و پاول اولش وحشت کرده بود
اما من اینطور گفتم "میدونی چیه؟
"من نگرانش نیستم
چون گاهی باید برای هر پیشآمدی آماده باشی
:ترجمه و تنظیم marYam
تخصصي ترين سايت فيلم و سريال .:: WwW.iMovie-DL.Co ::.
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.