Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Punjabi
Quechua
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
~ تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند ~ = ProMovi.ir =
~ تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند ~ = ProMovi.ir =
~ تیم ترجمه پروموویز تقدیم میکند ~ = ProMovi.ir =
: ترجمه و زیرنویس ~ Shiva, Miss.s ~
[میخانه باجیائو]
!پیشخدمت
!پیشخدمت
برامون غذا و شراب سرو کن
من میرم اون پیرمرده رو ببینم
و بهش بگم
سومین استاد انجامش داده
بذار فورا به دیدنمون بیاد
کیه؟
سلام قربان ببخشید که منتظرتون گذاشتم
من صاحب اینجام
چون چون
شبیه محلیا
به نظر نمیای
ما کارمون رو انجام میدیم
و میریم
توی این میخانه
تنهایی؟
البته که نه
آیونگ
بیا بیرون
به آقایون سلام کن
ایشون
شوهر من هستن
کی هستی؟
آدمیزادی یا روح؟
ایشون پسرم هستن
یکمی سنش زیاده
متاسفم که ترسوندتون
پسرت بامزست
اجازه بده من پدرش باشم
باعث تاسفه
چطور مگه؟
اینی که کشتین
پدر مورد علاقش بود
درود بر فرمانده بی فانگ - درود بر فرمانده بی فانگ -
از این پوسته خوشم میاد
اون پیرمرد از فرقه غبار
توی شهرش قایم شده
و در حال مرگه
راهی برای فرار نداره
جیا هنوزم پیششه
باید قبل از فرقه غبار
پیداش کنیم
..:::[ساحره فانتزی]:::..
سلام بیاید یه نگاه بندازید
یه چیزی بخرید
این رنگ قشنگه؟
بکش کنار
بیاید و نگاه کنید
بیاید و نگاه کنید
کلوچه های بخارپز - کلوچه های تازه -
همشون تازه هستن
بیاید
نرید - قربان، یه نگاه بکنید -
برگرد عقب - نگاه نکن -
برگرد عقب
میشنوی؟ !برگرد عقب
فقط بلدی بقیه رو اذیت کنی
همه مردم اذیت میشن
تکون نخور
ظرف های چایی من گرونن
اگر بشکنیشون میتونی پولش رو بدی؟
میگی یا نه؟
!نه
نمیگی؟
خیلی زیاده روی میکنه
چطور میتونه همچین کاری بکنه؟
همتون دیدین
به وضوح دیدین مگه نه؟
ظرف های چایی من رو شکوند
!باید بهم غرامت بده
...ولی
برام سواله که چطور تربیتش کردن
بی مصرف
...این مرد
اگر میتونی بلند شو
چطور جرئت میکنی افراد من رو اذیت کنی؟ - آفرین!کارت خونه -
...اون
یه کلمه دیگه بگو
تا همه کارای کثیفت رو
به پدرت بگم
!آفرین
یه هدیه حاضرکن
و تا قبل از فردا
ازش عذرخواهی کن
در غیر این صورت
هرجا که ببینمت میزنمت
روشن بود؟
!آفرین
!آفرین !حقش بود
برو گمشو
باید کتک بخوره
خیلی خوب بود
بذار صبرکنیم و ببینیم
بهت که گفتم
تو شهر لوچا به جز من
هیچ کسی نمیتونه اذیتت کنه
تو سه یا چهار سال من رو همراهی کردی
اصلا شبیه من نیستی
یه بزدلی
بهم بگو
چرا جیامینگ اذیتت کرد؟
گفت بهش بگم رئیس
و در آینده برم دنبالش
پاسبان ژو
این رو بچشید
چرا نگفتی بهش؟
نخیر هیچ وقت نمیگم
فقط تو رئیس منی
باورم نمیشه
تو پیرو خوبی هستی
جناب ژو
پنکیک های من رو امتحان کنید
ممنون
پس
فقط وقتی قدرتمند باشی
بهت احترام میذارن
!پنکیک
اینا رو هم
بده به نیازمندا
چرا قبولشون میکنی؟
شاید من قبول نکنم
ولی اونا باید بهم بدن این چیزا رو
فراموشش کن
ممنونم جناب ژو
لیو سانشینگِ دزد
شب رفته تو قصر
و فانوس درخشان طلایی با تزئینات یشم رو که غنیمت بود، دزدیده
و فرار کرده رفته کشور همسایه
هرکسی که این دزد رو بگیره
هزار سکه طلا جایزه میگیره
به نظر میرسه همین دور و برا باشه
[شهر لوچا]
نگهبانای این شهر کِی میرسن؟
به زودی
دیگه لازم نیست صبر کنید
فرقه شما رو به شهر لوچا
احضار کرده
تا کار مهمی رو انجام بدید
حتما تا حالا درمورد
اتفاقی که تو مقبره پانگو افتاده شنیدین
ضروریه
خوشبختانه
استاد تیان لائو با جیا فرار کرده
اون از دام شیاطینی که سر راهش بودن فرار کرده
و روحش رو توی شهر لوچا از دست داده
اگر بی فانگ زودتر از ما پیداش کنه
قرارش با جیا رو زیر پا میذاره
و عواقبش اصلا به ذهن هم خطور نمیکنه
[عمارت ژو]
من به حساب لیو سانشینگِ دزد [عمارت ژو]
من به حساب لیو سانشینگِ دزد
رسیدگی میکنم
دافنگ، شیائوهه شما دوتا به پرونده
جسد بدون سر توی چاه های
حومه غربی شهر رسیدگی کنید
بله
سگ خانوم سون که توفو درست میکنه
...گم شده
بذار من بهش رسیدگی میکنم
باشه
بذارید ژو تونگ بازجویی کنه
اگر چیزی هست بگید
اگر نه هم که مرخصید
بله
قربان
= ProMovi.ir =
رئیس
جیامینگ اینجاست
تونگ
رفیق
رفیق
برای عذرخواهی اومدم
خانوم فِلی
دیروز من مقصر بودم
لطفا من رو ببخش
به دل نگیر
رئیس
جیا مینگ اینجاست
این مشکل خودته
خودت هم باید بهش رسیدگی کنی
خانوم فِلی
رئیس
تموم شد
گمشو
بله
منظورم اونه
تو
برو گمشو
تونگ تونگ
این غنیمت با ارزشه
من به بقیه اعتماد ندارم
امروز مخصوصا میدمش به تو
از اینجا ببرش
این با خاک رُس فرقه غبار ساخته شده
که توی افسانه ها اومده
گفته شده که به دست
هنرمندی ساخته شده که فرقه غبار رو به خوبی میشناخته
میدونم که تو از این چیزا خوشت میاد
...پس
چقدر حیف
بلندشو
درست بشین
تو تمام وقتت رو
روی اون
چیزای بیهوده تلف کردی
و هیچ تخصصی هم نداری
فکر میکنی پاسبان بودن همش ول گردیه
تو چهره من رو خراب میکنی
به چی فکر میکنی؟
اینطور فکر میکردی که
من رو فقط برای رسیدگی به مسائل بی اهمیت استخدام کردی
و معتقدی این همه کاریه که از دستم بر میاد
من توی این سال ها
عادت کردم
آدم، کم کم
موفق میشه
تو هیچ وقت افتاده و خاکی نمیشی
ولی میخوای
با پرونده های مهم سر و کله بزنی
تو توانایی انجامش رو داری؟
از کجا میدونی ندارم؟
گوش کن
فکر کردی پاسبان بودن آسونه؟
امنیت مردم روی شونه های توعه
تا وقتی مسئولیتش رو
درک نکنی
نمیتونی هیچ کاری بکنی
نمیتونم؟
بخاطر اینه که
تو نمیذاری هیچ کاری بکنم
بذار بهت بگم
طی سه روز
من لیو سانشینگ رو میگیرم و برای تو میارمش
رئیس بهتره بیخیال بشیم
میخانه باجیائو
یه مکان غیر قانونی تو شهره
اونجا پر از
انواغ یاغی هاست
حتی جناب لی هم
با خودش چندتا محافظ میبره
نکن
خیلی خطرناکه
برای همینم
ما باید بریم
تا لیو سانشینگ رو پیدا کنیم
منتظرم بمون
تو چشم نداری؟
یالا بازم بنوش
پُرش کن
تا قبل از اینکه مست بشیم نرو خونه
یالا
باشه باشه - بیارش بالا -
بازم بنوش
عالیه - ادامه بده -
نیا اینجا - نه -
دوباره - یالا.یه فنجون دیگه -
یه فنجون دیگه
شنیدم سومین استاد اینجاست
میبینیش؟
شراب بریز - اومدم -
صاحبخونه - یالا -
بنوشید، قربان
آزار دهندست
یالا بنوشش
شنیدم سومین استاد اینجاست
میبینیش؟
پُرش کن - تو کی هستی؟ -
!بزن به چاک
یالا به سلامتی
ادامه بده بازم بنوش
پُرش کن
پُرش کن
شنیدم سومین استاد اینجاست
میبینیش؟
سومین استادِ عوضی؟
من حتی یه روح هم نمیبینم
من دو روز رو الکی اینجا بودم
چی گفتی؟
بزن به چاک
مشکل سومین استاد چیه؟
تو دیگه کی هستی؟
من پدرتم
برادرا
من پول میدم
!بزنینش
میدونی من کی ام؟
...میدونم
میدونم یا نمیدونم؟
دزدِ سَلاخ جیانگنان
میشناسی؟
اوه
پس دزد شمایی
خیلی درموردتون شنیده بودم
...قربان، عرض ادب دارم - اون برادر کوچیکمه -
من قرار بود
صحنه رو برای سومین استاد بررسی کنم
ولی بخاطر چندتا کار تاخیر به وجود اومد
و تو رو مسئول کردن
پس بهتره همه جزئیات رو
شرح بدی
بله
سومین استاد برای من نامه نوشتن
و از من خواستن که توی میخانه باجیائو
به دیدنشون برم
فرستاده من دیدتش
که اومده داخل
ولی...خیلی عجیب بود
...میدونی
!هیولا!هیولا
!هیولا!هیولا
!هیولا
!هیولا!هیولا
!هیولا
پسرم
به محض اینکه اومدیم اینجا
یه چیز بزرگ به دست آوردیم
با نگهبانای فرقه غبار توی شهر ارتباط بگیر
و امشب به دیدنشون برو
فراموش کنید
شراب خوبیه بازم بیار
بدون شک شراب خوبیه پرش کن
!پیشخدمت
اومدم
شرابتون
قربان شرابتون
رئیس
رئیس خبرای بد
یه اتفاقی توی خونه افتاده
مشکلت چیه؟
درست نگاه کن
مراقب باش - ببخشید، راه رو باز کنید -
!رئیس، صبر کن منم بیام
[عمارت ژو]
قربان
این ظرف
مدرک محکمیه که
ژو شویی با لیو سانشینگِ دزد تبانی کرده
بی احتیاطی کردی ژو شویی
این مدرک جرم توعه
دیگه چی میخوای بگی؟
تو با دزدا تبانی کردی
و اموال سلطنتی رو دزدیدی
خانوادت
باید بخاطر این نابود بشن
...تو
!بسه
تو اینو آوردی
تو کی هستی؟
ژو تونگ
قربان
اون
پسر ژو شوییه
ژو تونگ
بله
ژو تونگ
فکر میکنم که شریک جرمه
درغیر این صورت چه دلیلی داره که اینطور لباس بپوشه؟
چون گناهکاره
نه
همش تقصیر من بود
به پسرم هیچ ربطی نداره
ببرینش
!قربان
پدر
!قربان
تو براش پاپوش درست کردی
تو اون رو
به من دادی
چرت و پرت نگو
همه مردم توی شهر لوچا میدونن
که ما با هم دشمنی داریم
من چطور میتونم به تو هدیه بدم؟
تو به زنا حمله میکنی
و به مردم عادی زور میگی
میترسی که !گزارشت رو بدن
قربان این درست نیست
خیلی خب خیلی خب
به این عوضی
یه درس خوب بده
یو وِی
قربان
از امروز به بعد
تو
فرماندار کشور هستی
من خسته ام
خودم رو
با این مشکلات اذیت نمیکم
!جیامینگ
!پدر
!جلوش رو بگیر
بزنش
تا حد مرگ بزنش
!بزنش
!محکم تر
!محکم تر
!محکم تر
!بکشش
کجاست؟
= ProMovi.ir =
اینجاست
خواهر
دیر کردی
این کیه؟
دوست من
یه اتفاقی توی خانوادش افتاده
آسیب وحشتناکی دیده بود
این قانون فرقه هست
که جادوی ما نباید
توی مسائل فانی ها استفاده بشه
میدونم
ولی اون مرد خوبیه
واقعا مرد خوبیه
خواهر
مسائل آدم ها پیچیده هستن
ما کاری با این مسائل نداریم
سرنوشت اون مال خودشه
مگه نه؟
تمام این سال ها اون از من مراقبت میکرد
نمیتونم رهاش کنم
افسون مرگ و زندگی روی بدنش بذار
ممکنه جونش رو نجات بده
ما کارای مهم تری داریم که انجام بدیم
بد نیست
من میرم
فردا زود بیا
میدونم
میشه تمیزش کنم؟ - باشه -
!جناب ژو
لی
ژو
وانگ
ژو
از خودت پذیرایی کن
میرم یکم پول برات بگیرم
وانگ
ممنونم
نگو
چیز بزرگی نیست
بخور
اون کجاست؟
قربان
!همین الان اینجا بود
!عجله کن
!تکون بخور
استاد لیو
خیلی وقته که دنبالتون میگشتم
براتون پول آماده کردم
که بهتون بدمش
از تقلبی ها برای
انداختن ژو تو زندان استفاده کردیم
من باید اصل بودنشون رو تایید کنم
در غیر اینصورت جایگاهم به عنوان فرمانده کشور رو
از دست میدم
حکم فرماندار جدید
اینه که اطراف شهر رو برای پیدا کردن افراد مشکوک بگردین
حکم فرماندار جدید
دنبال افراد مشکوک اطراف شهر بگردین
غذا رو نگه دار
بخور
برای خودت به اندازه کافی نیست
اون داره میمیره
غذای تو باعث نمیشه عمرش طولانی تر بشه
شراب خوبیه
این ژویه چینگه که با آب قاطی شده
خوبه؟
بستگی داره کی باشی
خب پس بهم بگو
من چطور آدمی هستم؟
اینکه تو کی هستی
به بقیه بستگی نداره
قبلا فکر میکردم
فوق العاده هستم
و با دیگران متفاوتم
حالا فرقی با مردم عادی
ندارم
به آتیش نگاه کن
زبانه میکشه
باد هم میتونه
آتیش بزرگتری درست کنه
و هم میتونه خاموشش کنه
ولی آتیش
از باد فرمان نمیگیره
پس چی؟
جوون
سردمه
میشه من رو به آتیش نزدیک تر کنی؟
ژو تونگ
ژو تونگ
تو جادوگر فانتزی از چیمن دو جیا رو میشناسی؟
همه چیز در طبیعت
مستلزم تولید، توسعه
و تغییر پنج تا عنصره یین و یانگ
تمام صفت ها ناپیدا هستن
چیمِن
دربرگیرنده توانایی های جادوییه
جیا منبع قدرته
فقط جیا
که بیرون از چیمن قایم شده
میتونه قدرت رو آزاد کنه
ژو تونگ
متوجه شدی؟
جناب ژو
اومدم برای آخرین بار ببینمتون
جناب لی
ژو تونگ الان کجاست؟
نمیدونم
کاش میتونست
به یه جای دور فرار کنه
فقط اگه فرار کنه
میتونه زنده بمونه
چه خبر شده؟
نمیدونم
!همه چیـــز از همه طـــرف
!همه چیـــز از همه طـــرف
قربان - قربان -
برین بقیه جاهارو
بگردین
اینجا کسی نیست
بله - بله -
پدر
ژو تونگ
چرا اومدی؟
چیزی نگو
بذار اول نجاتت بدم
!مسخرس
بس کن
ژو تونگ
گوش کن چی میگم
میخوای وضع از اینم بدتر شه؟
بذار از اینجا بریم بعدش اوقات تلخی کن
میدونم که اینا همش تقصیر منه
بهرحال اگه واسه خاطر جیا مینگ نبود
اینطوری نمیشد
وقتی برم بیرون
پوستشو میکنم
واقعا فکر میکنی
تقصیر توئه که من
به این روز افتادم؟
این جور امور رسمی
به اون سادگیام نیستن
من بیشتر از ده ساله که فرمانده شهر لوچا هستم
هیچوقت رشوه نگرفتم
منافع بعضی از مسئولانُ از بین بردم
احتمالا دلشون میخواسته که خیلی وقت پیش از شرم خلاص شن
کسی که میخواد با سگش بجنگه
راه فریب دادنشم بلده
پدر
تسلیم شدی؟
مهربونی رو با عطوفت جواب بده
چشم در برابر چشم
خودت اینارو گفتی
نمیتونم تحملش کنم
جایی که امید هست
راهی هم وجود خواهد داشت
...شاید اون راه، تاریک
خطرناک و متروکه باش
تا وقتی راه درستُ پیش بگیریم و جلو بریم
مطمئنا دیر یا زود به ساحل خواهیم رسید
شاید تو الان
این چیزارو متوجه نشی
ولی بالاخره یه روزی میفهمی
به من گوش کن
برو پیش آقای ژانگ، توی پایتخت
اون بهمون کمک میکنه
ولی تو چی؟
من پیر و بالارتبه ام
آسیبی بهم نمیرسونن
باشه
صبر کن تا برگردم
پسرم
هیچی
برو
[اعلی حضرت]
پدر
ژو تونگ
پسرم
این سرنوشت منه
جلو نیا
!فرار کن
پدر
تو بهم دروغ گفتی
!ژو تونگ
!افسون ِ مرگ و زندگی
اون از فرقه ی غباره؟
پدر
نه
باید بریم
پدر
نرو اونجا
!ولم کن! ولم کــن
ولم کن
!به پدرم دست نزن
!بهش دست نزن
!بذار برم پدرمو نجات بدم
!ولم کن
!پدر
هیچی
برو
!ولم کنین
!جیا با اونه
ژو تونگ
این قدرت جیاست
نمیتونه کنترلش کنه
ببرینش
بریم
یه سری موانع پنهانی
پنجاه مایلی شهر لوچا گذاشتم
نمیتونن بیرون برن
اون بچه عوضی
برمیگرده پیشم
رئیس
رئیس
رئیس، متاسفم
من عضو فرقه غبارم
ببخشید، بهت دروغ گفتم
اشکالی نداره
ژو تونگی، درسته؟
...فهمیدیم که مهمترین چیز ِ
...فرقه ی غبار ما
توی بدن توئه
"بهش میگن "جیا
حتما رئیسمون قبل از مرگش
اونو توی بدن تو گذاشته
حالا
دوتا انتخاب داری
اولیش اینه که
الان بری پیش دشمنت
و انتقام مرگ پدرتو بگیری
در اونجاست
هیچکسم جلوتو نمیگیره
دومین انتخابت اینه که
ما بهت
جادوی فانتزی چیمن دون جیا رو آموزش بدیم
وقتی تعلیماتت تموم شد
عضو فرقه ی غبار میشی
اون موقع
طبق قوانین فرقه
از شرشون خلاص میشیم
تصمیمتو بگیر
باشه
دومیو انتخاب میکنم
حالا هرچهارتای ما
اساتید تو هستیم
ما رو استاد خطاب کن
استاد
چهار بار
استاد
استاد
استاد
مهمترین مهارت در چیمن دون جیا
تغییر حالته
مهمترین مهارت در چیمن دون جیا
افسون ها هستند
جوونک
بیشتر تلاش کن
مهمترین مهارت در چیمن دون جیا
توانایی های قدرتی هستند
بدون قدرت
چطور میخوای شیاطین رو شکار کنی؟
تو حالا مهارت ِ
کنترل کردن رو میدونی
عالیه، مگه نه؟
نوبت توئه
بگیرش جوونک
اون مثل
احمقاست
فرقه غبار تاحالا
همچین شاگرد احمقی نداشته
کِی میتونه
کاملا توی جادوی فانتزیِ
چیمن دون جیا، استاد بشه
و جیا رو بیرون بیاره؟
چطوره که از جادوی ِ
مدیتیشن استفاده کنیم؟
تا جیا رو بیرون بیاریم؟
برای جادوی مدیتیشن
لازمه که ذهن آرومی داشته باشه
الان
وضع درستی نداره
اگه اشتباهی صورت بگیره
کل ذهنش آسیب میبینه
راست میگه
اصلا عادلانه نیست
تو از کجا پیدات شد؟
اساتید
لطفا به اون
به فرصت دیگه بدین
استاد تیان لائو حتما به یه دلیلی
انتخابش کرده
چیزی تو فکرته؟
نه، استاد
از وقتی کوچیک بودم
دوست داشتم عضو فرقه ی غبار بشم
آرزوم داره به حقیقت میپیونده
هیچی تو فکرم نیست
خانواده ی منم توسط شیاطین کشته شدند
یادت باشه
با نفرت، مردگان به آرامش نمیرسن
کیک خرمایی مورد علاقت
میدونستم گشنه ای
راستش همیشه
میخواستم بهت بگم
که عضو فرقه ی غبارم
ولی نتونستم
حالا خوب شد
چند وقته همدیگرو میشناسیم؟
سه سال و 163روز
خوب یادت مونده
البته
هر روزشُ خوشحال بودم
هرروزشو قلدری کردی
کجا خوشحال بودی؟
چون تو باهام مهربون بودی
میدونی
تو مهارتای جادویی داری
لازم نبود که قلدری کنی
چرا ازشون استفاده نمیکردی؟
چون من عضو فرقه ی غبارم
نباید از جادومون
روی انسانها استفاده کنیم
این قانون فرقه ی غباره
تو نجاتم دادی
یعنی قانونُ زیر پا گذاشتی؟
تو فرق میکنی
چه فرقی؟
خب فرق داری دیگه
هرچهارتای اونا بهم مهارتاشونُ آموزش دادن
تو چه مهارتی داری؟
میتونم از مهارت "دون" استفاده کنم
ولی مهارتای جادویی من
برگرفته از هیچ استادی نیستن
بلکه از نیاکانم بهم رسیده
ببین
این افسون بهشتی دون ـه
طلسم خانوادگیمونه
نسلهاست دست به دست شده
با این
میتونم به هرجایی برم
هوتوتو
هرجا که بخوام
یه قسمتی از بدنمه
میتونم هرجایی که رفت
منم برم
یکمی آب بخور
!ولم کنین
ژو تونگ
تو برای ملحق شدن به فرقه ی غبار واجد شرایطی
امروز برای ورودت به فرقه بهت خوشامد میگیم
اولین قانون فرقه ی غبار
باید به ماموریتی که
خدا برامون معین کرده، پایبند باشیم
نافرمانی نکنیم
دومین قانون فرقه ی غبار
با مهارتای فرقه ی غبار نباید
در امور انسانی مداخله کنیم
سومین قانون فرقه ی غبار
ابراز محبت و علاقه
بین شاگردا ممنوعه
چهارمین قانون فرقه ی غبار
به دستاوردامون مغرور نشیم
یا هویت خودمونو فاش نکنیم
به فرقه ی غبار خوش اومدی
اینطوری بهم خوشامد میگین؟
بهتون که گفتم
اون از پسش برمیاد
اساتید
من هیچوقت فکر نمیکردم
که بتونم
وارد فرقه ی غبار بشم
امروز آرزوم برآورده شد
بیاین جشن بگیریم
ژو تونگ امروز وارد فرقه ـمون شده
باید به سلامتیش بنوشیم
ولی دیگه تکرار نمیشه
!عالی شد
ارشد
اساتید، به سلامتی شما
به سلامتی - به سلامتی -
فردا صبح
هرچهارتای ما بهت کمک میکنیم
که پنج عنصرو برقرار کنی
و جیا رو از بدنت بیرون میاریم
مشکلی نیست
هیچ فکر نمیکردم
تو بتونی
یه عضو
فرقه ی غبار بشی
رئیس
نه
رفیق
باید به من بگی ارشد
ارشد
شراب خوبیه
یه پیاله دیگه بریم بالا
تا مست نشدیم نباید ازش دست بکشیم
به سلامتی
یه پیک دیگه
امروز خوشحالی؟
یه پیک دیگه
= ProMovi.ir =
بیا
از اینور
خوشگله
خوشگله - اینجا -
استاد جوان - کجایی؟ -
بیا منو بگیر - استاد جوان من اینجام -
اینجا
خوشگله
عزیزکم
فرار نکن عسلم
کجا قایم شدی؟
!گرفتمت
...بذار ببینم تو کدومی
...با چه جراتی اومدی
پدر من بیش از بیست سال
یه مقام رسمی بود
هیچ گناهی مرتکب نشده بود
این دشمنی بین ما بود
چرا پای اونو کشیدی وسط؟
!بگو
!بگو
!کمک
اشتباه کردم
از جونم بگذر
هرگــــز
[اشرافیت و ثروت]
همونطور که انتظار داشتیم اومد
...طعم از دست دادن - نجاتم بده -
خانوادتو بچش
بفرما
نمیتونی اینکارو بکنی، مگه نه؟
بذار کمکت کنم
چه سورپرایزی
تو همین مدت کم
خوب پیشرفت کردی
...تو
الان
احتمالا دردت میاد
بدون جیا
تو یه بی مصرفی
برو به ملاقات پدرت
...رئیس
افسون بهشتی دون
بهم بگو
...تو
...در خطری
اون روز
...از ...من ...پرسیدی
چرا ... تو با بقیه فرق داری
من فهمیدم
بگوو
ما نباید از جادومون
روی انسانها استفاده کنیم
این قانون فرقه ی غباره
تو نجاتم دادی
یعنی قانونُ زیر پا گذاشتی؟
تو فرق میکنی
چه فرقی؟
بگو
خب فرق داری دیگه
آرامگاه پان گو
باید جلوی بی فانگُ بگیریم
منم باهاتون میام
نباید یه چیزی
بهمون میگفتی؟
متاسفم
بهتون دروغ گفتم
اون بخاطر من مُرد
به همتون دروغ گفتم
از همون لحظه ای که پدرم کشته شد
تصمیم گرفتم انتقامشو بگیرم
فلی دیگه مُرده
اگر بی فانگ مُهرو باز کنه
میلیونها انسان بیگناه
آسیب خواهند دید
کی مسئول ِ
زندگی اوناس؟
اینجور انتقام گرفتن
نمیذاره روح پدرت در آرامش باشه
تو اینکارو فقط
از روی خودخواهی برای آرامش ِ
روح خودت میکنی
مسئولیت اصلی چیزیه که
هرچقدر هم
بر خلاف میلت باشه
به مسیر درست
ادامه بدی
حتی اگه
تا ابد تنها بمونی
تا وقتی اینو نفهمیدی
لیاقت نداری عضوی از فرقه ی
غبار باشی
اونجا رو ببینید
چیه؟
!هیووولااا
!نــــه
مُهر شکسته شده
شاه هودوی خبیث
برای هزاران سال مهر و موم شده
باید به صورت عادی تبدیل به خاکستر بشه
گویا
هنوز قدرت داره
بریم
طبق انتظارم
هشتصد سال بود که منتظر ِ
همچین لحظه ای بودم
بی فانگُ از بین ببرین
عدالتُ برقرار کنین
شماها؟
رئیس
رئیس
روزی که اولین بار
همدیگرو دیدیم، یادت میاد؟
کتک خورده بودم و
تو بهم کمک کردی
بعدش تو یه اتاق تاریک
مثل اینجا، گرفتار شدیم
تو نگران بودی که من از تاریکی نترسم
واسه همین تا سپیده دم
باهام حرف زدی
بخاطر همین
نتونستم نجاتت بدم
نه
اینطور نیست
من از تاریکی نمیترسیدم
یک بند نمیتونه منو متوقف کنه
ولی من
سرسختی
و پشتکارتو دیدم
که نه بخاطر پدرت بود
و نه بخاطر فرقه ی غبار
باهاش متولد شده بودی
بخاطر همین تو با بقیه
فرق داری
رئیس
مطمئنم که از پسش برمیای
ولی الان
حتی نمیتونم این گرهُ باز کنم
به آتش نگاه کن
زبانه میکشه
باد هم میتونه آتش رو بزرگتر کنه
و هم خاموشش کنه
اما وجود آتش
با باد معین نمیشه
پس چی؟
جایی که امید هست
راهی هم وجود خواهد داشت
...شاید اون راه، تاریک
خطرناک و متروکه باشه
تا وقتی راه درستُ پیش بگیریم و جلو بریم
مطمئنا دیر یا زود به ساحل خواهیم رسید
مسئولیت اصلی چیزیه که
هرچقدر هم بر خلاف میلت باشه
به مسیر درست ادامه بدی
حتی اگه
تا ابد تنها بمونی
فقط جیا یی که از چیمن پنهان شده
میتونه باعثش بشه
امروز فرقه ی شمارو نابود میکنم
متاسفم اساتید
دیر کردم
بذار خودمو معرفی کنم
ژو تونگ، عضوی از فرقه ی غبار
به نمایندگی از فرقه
نابودت میکنم
نه بابا
جیا توی بدنت نیست
...چطور میخوای
از نظر قدرت واقعی
فقط وقتی که ببازی
اشتیاق به بازیابی مجدد قدرت رو
خواهی فهمید
پس
در این لحظه
در این مکان
من بهشت و زمینم
من همه چیز هستم
من
چیمن دون جیا هستم
تو متوجه حرفم نمیشی
اینو بزرگترین استادم بهم یاد داده
اینو استاد جادو یادم داده
این یکیو استاد لوجون بهم یاد داده
اینو استاد اسکینی مانکی یادم داده
با احترام به فِلی
متاسفم
اساتید
نتونستم جلوی خودمو بگیرم و انتقام گرفتم
دیگه تکرار نشه
به روی چشم
نمیری خونه؟
زود باش، بارون داره بیشتر میشه
باشه، دارم میرم
خدانگهدار
خانوم سون
جناب ژو
سگتونُ پیدا کردم
!آره خودشه، جناب ژو
ممنونم جناب ژو
خواهش میکنم
ممنونم جناب ژو
خیلی دنبالش گشتم
بالاخره پیدا شد
عالیه، عالیه
[آرامگاه فلی] [آرامگاه پدر ژو شویی]
یه غار شیطانی تو رودخانه لو قرار داره
شیاطین دارن حمله میکنن
فرقه بهت نیاز داره
چه شیطانی هست حالا؟
باید خودم شخصا برم؟
*از همراهی شما سپاسگذاریم* =تیم ترجمه پروموویز=
~ ترجمه اختصاصی پروموویز ~ = ProMovi.ir =
~ ترجمه اختصاصی پروموویز ~ = ProMovi.ir =
~ ترجمه اختصاصی پروموویز ~ = ProMovi.ir =
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.