Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
این همون شکلی ـه که میخوای زندگی کنی؟
!واقعاً همین رو میخوای؟
بله؟
این همون شکلی ـه که میخوای زندگی کنی؟ !واقعاً همین رو میخوای؟
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
تو یه دکتر هستی؟
ببخشید؟
تو یه دکتر هستی؟
آخه پِیجر داری
آره. دکتر ام
الان نباید بری؟ - فقط اگه مورد اورژانسیای پیش بیاد -
جراح هستی؟
رادیولوژیست هستی
دندونپزشک هستی - روانپزشکِ مشاور و رواندرمانگر ام -
...چه جالب
الان مشورت با یه روانپزشک به کارم میاد
دوستدخترم از تاکسیِ درحال حرکتش پرید پایین
چیز مهمی نبود؟ - اگه دوستت مشکلی داره باید بره بیمارستان -
گوش کن
اصلاً متوجه نیستی دارم در مورد چی صحبت میکنم
ولی اگه بخوای برات تعریف میکنم
ببین، دوستدخترم یه موهبت خیلی خاصی داره
.بههرحال باید برات جالب باشه .تو که خِبرۀ این کاری
اینی که میگی دوستدختر دائمیت ـه؟
اینجوری باشه خوشحال میشی؟
توی شیلی با "لوز" آشنا شدم
توی یه مدرسۀ کاتولیک دخترانه
،ای پدر ما
چرا انقدر کیری هستی؟
تا دختری را میبینی، ذات واقعی خود را نشان میدهی
ملکوتت بوی تعفن میدهد
ارادهات در بین پاهای یک پدربزرگ زواردررفته محقق میشود
بگذار امروز برویم و پسر مریم را بگاییم
خانم کارارا؟
من برتیلون هستم
ایشون همکارم، اولارته، هستن
ممکنه همراهمون بیای؟
...خانم کارارا - بچه که بودیم، باید نقاشی -
خودمون رو در قالب شغل آیندهمون میکشیدیم
من خودم رو به شکل یه راهبه کشیدم، تا نمرۀ بالاتری بگیرم
شما همیشه میدونستی که
میخوای پلیس بشی؟
پس میتونی آلمانی حرف بزنی
تو یه رانندۀ تاکسی هستی؟
موقتاً
یه بار، موقع ناهار تو مدرسه، لوز انگشت کرد تو دهن خودش
کلی مایعات بالا آورد
همهش رو درست ریخت روی میزش
لوز گفت
بوی ماهی گندیده حس میکنه
بعدازظهر همون روز، یه سری از دخترها حالشون بد شد
بعد از چند روز، اون تنها کسی نبود که توی سلف سرویس بالا آوردهبود
.دخترهای دیگه هم بوی ماهی حس میکردن .یه موجی بین بچهها راه افتادهبود
بعضی از دخترها تب کردن
آخر همون هفته، مدرسه کامل تعطیل شد
بیشتر از دویست تا از دانشآموزها از یه بیماری مرموز رنج میبردن
آشپزخونه رو بررسی کردن و دنبال منبع آلودگی و میکروب بودن
لولهکشی گاز رو بررسی میکردن ببینن نشتی داشته یا نه
با مرکز مدیریت بیماریهای واگیردار هم تماس گرفتن
حالا میفهمی دارم از چهجور موهبتی حرف میزنم؟
تو به یه مدرسۀ کاتولیک میرفتی؟
چرا که نه
خیلی از اون جاها خوشم میاد
یه دختری بود که فکر میکرد حاملهست
لوز پیشنهاد داد کمکش کنه
سه تا حدس میتونی بزنی که چرا
یه واسطۀ ارواح
فکر کنم لوز مدت خیلی زیادی دلش میخواست که با من آشنا بشه
اون شب صدام زد و گفت به کلیسای کوچیک مدرسهمون برم
دختری که ظاهراً حامله بود، مَست وسط یه حلقه از نمک دراز کشیدهبود
!وسط یه حلقه از نمک؟ - آره -
ایناش فقط به این بستگی داره که طرف چهجور فیلمهایی دیدهباشه
تنها چیزی که لازمه یه میزبان ـه که اون رو به جسمش فرابخونه و یه واسطۀ پذیرا
یعنی چی؟ چه فیلمهایی؟ - بعد لوز گفت -
"ای پدر ما، چرا انقدر کیری هستی؟" اون موقع بود که استرس گرفتم
"تا دختری را میبینی، ذات واقعی خود را نشان میدهی" میدونی، قبل از این ماجرا اصلاً با من صحبت نکردهبود
"ارادهات در بین پاهای یک پدربزرگ زواردررفته محقق میشود"
حتی بعید میدونستم که بدونه من وجود خارجی دارم
"ملکوتت بوی تعفن میدهد" میخواستم بهش بگم چهقدر ازش خوشم میاد و براش احترام قائلم
"بگذار امروز برویم و پسر مریم را بگاییم"
...بعد لوز گفت
"آیا اینجا هستی؟"
من اسپانیایی بلد نیستم
میشه اینقدر نپری وسط حرفم؟
کجا بودم؟
مستخدم مدرسه مُچمون رو گرفت
من رو لُخت از تو کلیسا بُردن بیرون
میتونی تصور کنی که بعدش توی مدرسه چه خبر شد
لوز رو که اخراج کردن
دختر حامله چی؟ - ظاهراً حامله -
سر اون معلمها با هم یه جر و بحثی داشتن
بعد رسماً اعلام کردن که همون شب دختره خودکشی کرده
لوز گذاشت رفت
منم بدجور حوصلهم سررفت
،امروز بعد از اون همه سال این شانس نصیبم شد که باهاش صحبت کنم
تو اهل کلمبیا هستی؟
سوار تاکسی لوز شدهبودم
...اعتراف میکنم که
یه خُرده بیقرار و بداخلاق بودم
ای پدر ما، چرا انقدر کیری هستی؟
ظاهرم همچین مطلوب و مناسب نبود
به هر حال که موقعیت ناجوری بود
تا دختری را میبینی، ذات واقعی خود را نشان میدهی
.ملکوتت بوی تعفن میدهد ...ارادهات در بین
باید فوراً لوز رو میبوسیدم
...لوز گفت
من رو میرسونه بیمارستان
من رو لمس کرد
ای پدر ما، چرا انقدر کیری هستی؟ ...تا دختری را میبینی
میدونی من ازش چی پرسیدم؟
این همون شکلی ـه که میخوای زندگی کنی؟ !واقعاً همین رو میخوای؟
لوز خودش رو از تاکسی پرت کرد پایین
ولی دفعۀ بعد بهتر عمل میکنم
به حمایت درمانیت هم نیاز دارم
حالا شاید بد نباشه یه نگاه به پیجرت بندازی
گندش بزنن
حالت زیاد خوش نیست؟
من میتونم کمکت کنم
میتونم کمکت کنم
ولی تو هم باید به من کمک کنی
باشه
...دستت رو - خونریزی داری -
دستت رو بده من
برتیلون، صدام رو داری؟
دکتر روسینی، صدام رو داری؟
دکتر روسینی، صدام رو میشنوی؟
دکتر روسینی؟
بله؟
آمادهاید؟
لوز، راست دستی یا چپ دست؟
مشروب خوردی؟
لطفاً جواب سؤال من رو بده
با هر دو دستم میتونم بنویسم
میشه دستت رو بدی من؟
.به خطوط روی دستت نگاه کن .روی یه نقطه تمرکز کن
،همینطور که دستت به صورتت نزدیک میشه
.رو چشمهات متمرکز میشی ببندشون و به خواب فرو برو. آروم باش
گردنت شُل و راحت ـه، شونههات شُل و راحت ـه
.همهچی به آرومی در جریان ـه .هرچهقدر آرومتر باشی، حس بهتری داری
ای پدر ما، چرا انقدر کیری هستی؟
تا دختری را میبینی، ذات واقعی خود را نشان میدهی
ملکوتت بوی تعفن میدهد
ارادهات در بین پاهای یک پدربزرگ زواردررفته محقق میشود
بگذار امروز برویم و پسر مریم را بگاییم
...لوز
میخوام یه لحظه رو از موقع شروع شیفت شبانهت انتخاب کنی
صدام تو رو همراهی میکنه
صدام تبدیل میشه به صدای مردم در حال عبور
تبدیل میشه به صدای رادیو و
صدای درونیت
میخوام در حالی که توی تاکسیت نشستی به خودت بیای
خوبه
خیلیخب. تو همین حالت بمون
بعد چه اتفاقی میافته؟
چیزی نمیبینم
لوز، تصور کن یه مرد نابینا توی تاکسیت نشسته
چه صدایی میشنوه؟
توصیۀ امنیتی: لطفاً چمدانهای خود را بیتوجه
رها نکنید
جوش نیار بابا
لوز
رادیو داره چی پخش میکنه؟
!سلام
کجای میری؟
سلام
خب، میخوام برم به قسمت ماشینهای اجارهای
شوخیت گرفته؟
من چند ساعته اینجا علافم
!بزن به چاک
این چه کوفتیه دیگه؟
من ساکهاتون رو میبرم، خانم
لوز؟
بله؟
منم
!نورا
نورا وَندرکورت
سلام
!میبینی واقعاً؟
اول نشناختمت ها
شنیده بودم که اینجایی
ولی هیچکس مطمئن نبود
اون تاکسیِ توئه؟
راننده تاکسی شدی؟
عجب، ایول
پس یه رانندۀ تاکسی هستی
...باید بگم که
!نگاهش کن. محشری
گوش کن
سوار ماشین بشیم و بیشتر صحبت کنیم
من عجله دارم
لطفاً برو به هتل اینتراوسیانیک
میخوام تو مسیر بین فرودگاه تا هتل اینتراوسیانیک
دنبال تاکسیِ گمشده بگردین
...با هتل تماس بگیرید ببینید نورا وَندرکورتـ
چند وقته راننده تاکسی شدی؟
دو سال
کار خطرناکی نیست؟
وای، خدای من
...راستی حرف خطر شد
یکی از مسافرهای پروازمون رَد دادهبود
باورت میشه؟
پلیس از هواپیما پیادهش کرد
یک ساعت همینجوری تو هواپیما علاف شدهبودیم
این که همدیگه رو دیدیم به نظرت اتفاق عجیبی نیست؟
بعضی وقتها خطرناک ـه - چی؟ -
خودت ازم یه سؤال پرسیدی
میگم بعضی وقتها خطرناک ـه
...نه، بهت که گفتم
یه آدم روانی نزدیک بود بهم حملهور بشه
پرواز سختی داشتی؟
به نظر یه خرده خسته میای
واقعاً؟
تو هواپیما خوابیدهبودم
مراقب باش خلاصه
شاید مریضیای چیزی گرفتهباشی
.خانم وندرکورت برای تحویلگرفتن اتاقش به هتل نرفته .فقط یه پیغام گذاشته
داریم شمارهش که مال خارج از کشور ـه رو بررسی میکنیم
دوستپسر داری؟
یا شاید شوهر؟
من امشب همسرم رو میبینم
به خاطر یه سفر کاری اومدهبود اینجا
...یه قرارداد خیلی بزرگ رو - در مورد همسر ازش بپرس -
لوز، تو شوهر داری؟
من به مردی نیاز ندارم
مدل تاکسیه چی بوده؟
940 ولوو
چی؟
قصد بیاحترامی نداشتم
940 یه ولوو
لطفاً ساکت باش - !خفهخون بگیر -
باشه، ببخشید
لوز
نورا کیه؟
یه هممدرسهای
یه سال اومد مدرسۀ ما
ازش خوشت میاد؟ - نه -
چرا ازش خوشت نمیاد؟
اگه بهش بگی چیزی بوی ماهی میده اونم بوی ماهی حس میکنه
!میدونستم
اون موقع ما رو مسموم کردی
من کسی رو مسموم نکردم
من یه هفته تب داشتم
یه آمبولانس هم همراه یگان تجسس اعزام کنید
خانم وندرکورت ممکنه مسموم شدهباشه
من کسی رو مسموم نکردم
اینجوریاست؟ میگن که تو مارگاریتا رو بیچارهش کردی
لوز، مارگریتا کیه؟
لوز
مارگاریتا کیه؟
هماتاقیم - چه بلایی سر مارگاریتا اومد؟ -
میخواستم امتحان کنم ببینم میتونه یه واسطه باشه یا نه - واسطه واسه چی؟ -
.جندۀ دروغگو به خاطر مرگ مارگاریتا عذاب وجدان نداری؟
حس نمیکنی مسئول مرگ مارگاریتا هستی؟
چطور تونستی همچین کاری بکنی؟
ما برات دعا کردیم
میخوای بشنوی من چطور دعا میکنم؟
،ای پدر ما
چرا انقدر کیری هستی؟
بس کن، لوز
تا دختری را میبینی، ذات واقعی خود را نشان میدهی - لوز، تمومش کن -
.کفر میگه و به پروردگار بیحرمتی میکنه .قبلتر هم این کار رو کرد
دلم نمیخواد تکرارش کنم - !شوخی میکنی؟ -
ملکوتت بوی تعفن میدهد
!لوز، تمومش کن - به این هارپی نشون بده چه کاری ازت برمیاد -
ارادهات در بین پاهای یک پدربزرگ زواردررفته محقق میشود
نمیتونم تکرارش کنم
زده به سرت؟ - ...ساکت. وقتشه -
لوز، بس کن
احضارش کردی و
حالا دیگه دست از سرت برنمیداره
بگذار امروز برویم و پسر مریم را بگاییم
داره چی میگه؟
اولارته، بهت هشدار میدم
برتیلون، باید یه لطفی در حقم کنی
در حقم این لطف رو میکنی؟
اگه در توانم باشه
باید الان حسابی ساکت باشی، خب؟
ساکتِ ساکت
بعداً باهات کار دارم
ولی فعلاً لوز باید استراحت کنه
از کی تا حالا اسپانیایی صحبت میکنی؟
...از وقتی که
!این زبان به وجود اومد
...میتونم
کمکت کنم
میبرمت بیمارستان
این همون شکلی ـه که میخوای زندگی کنی؟
واقعاً؟
!همین رو میخوای؟
لوز، میتونی آلمانی صحبت کنی؟
آلمانی حرف میزنی، لوز؟
آره، آلمانی حرف میزنم - باشه -
پس میتونی بهم کمک کنی
.نمیخوام برم بیمارستان .میخوام برم یه جای دیگه
میخوای بری یه جای دیگه؟
آره - بهخاطر همین داشتی خفهم میکردی؟ -
.آره، ولی مشکلی نیست .بیا یه دقیقه اون قضیه رو فراموش کنیم
فقط یه لحظه
بعد باز برمیگردیم سر اون جریان
ولی بیا یه لحظه فراموشش کنیم
میشه فقط بهم بگی کجا میخوام برم؟
کجا میخوای بری - تو میدونی که میخوام برم کجا -
من میدونم کجا میخوای بری
میدونی، عجیبه
اگه درست یادم باشه، میدونستم که تو باخبری ولی انگار همین الان فراموش کردم
بعضی وقتها آدم میره کاری رو انجام بده ولی به محض این که میرسه اونجا
.پاک فراموش میکنه که واسه چی اونجاست ،یادم نمیاد که فراموش کردم یا
یادم رفته که به یاد بسپرم، میفهمی؟
.ولی خوشبختانه تو میدونی که کجا میخوام برم .پس حالا با هم میریم اونجا
...میدونم که کجا - حالا میتونی من رو ببری اونجا، لوز -
ای پدر ما، چرا انقدر کیری هستی؟
تا دختری را میبینی، ذات واقعی خود را نشان میدهی
ملکوتت بوی تعفن میدهد
ارادهات در بین پاهای یک پدربزرگ زواردررفته محقق میشود
بگذار امروز برویم و پسر مریم را بگاییم
آیا اینجا هستی؟
بیا اینجا و یه بوس بهم بده
برتیلون، بیا بریم. خیلی زود اومدی
بیا بریم
جلو پات رو بپا
!لعنت
!گندش بزنن
تو همین حالت بمون
همونجا بمون
کجا بمونم؟
برتیلون؟
حالِت خوبه؟
اولارته؟
!کجا بمونم؟
بیا اینجا و یه بوس بهم بده
یه ترانه نوشتم
میخوای بشنویش؟
هنوز کامل نشده
به هر حال، باید صدای یه همخوان مرد رو تصور کنی ...که باهام همخوانی میکنه و
هنوز کامل نشده، خب؟
مهتاب، مهتاب چیزی که میبینی غیرواقعی ست
مهتاب، مهتاب بوتههای خشکیده دوباره سبز میشوند
مهتاب، مهتاب تو را افسون میکند
نه شبی، نه سایهای برای تو نیست
نه چهرهای، نه نامی برای من نیست
بندِ برگردان هم داره؟
بندِ برگردان؟
به نظرم باید یه بندِ برگردان هم براش بنویسی
من متقاعدت کردهبودم که فکر کنی قطعاً حاملهای
...دلم میخواد برم یه جای دیگه - دوستت دارم -
...برتیلون
برتیلون، صدام رو میشنوی؟
...برتیلون
...التماس میکنم
...نذار
اون فرار کنه
بهش شلیک کن
!شلیک کن! شلیک
...برتیلون
...شلیک کن
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.