All language subtitles for Taoist.Master.2020.Web-Dl.1080P-mymoviz

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified) Download
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German Download
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese Download
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

رسانه اینترنتی مای موویز mymvz.pw جامعترین سایت فیلم و سریال

رسانه اینترنتی مای موویز mymvz.pw جامعترین سایت فیلم و سریال

رسانه اینترنتی مای موویز mymvz.pw جامعترین سایت فیلم و سریال

رسانه اینترنتی مای موویز mymvz.pw جامعترین سایت فیلم و سریال

رسانه اینترنتی مای موویز mymvz.pw جامعترین سایت فیلم و سریال

رسانه اینترنتی مای موویز mymvz.pw جامعترین سایت فیلم و سریال

به کجا رسیدی؟

تونستی به اندازه کافی حفر کنی؟

یه عالمه گنج اینجاست

همینا کافیه که زندگیمونو زیر و رو کنیم

,,,تو - دوست عزیزم -

این مال و ثروت‌ُ تو زندگی بعدی باهات تقسیم میکنم

!چه گنجی گیرم اومد

[زمزمه طلسم] ییلیمازاها، هاشیکوکاجیا

ییلیمازاها، هاشیکوکاجیا

ییلیمازاها، هاشیکوکاجیا

ییلیمازاها، هاشیکوکاجیا

ییلیمازاها، هاشیکوکاجیا

ییلیمازاها، هاشیکوکاجیا

ییلیمازاها، هاشیکوکاجیا

ییلیمازاها، هاشیکوکاجیا

کاسولو

کوکادا

کاسولو

ییلیمازاها

! هاشیکوکاجیا

[ استاد تائوئیست ]

ماه هفتم دومین سال دوران ] [ هانان ، سلسله هانِ شرقی

[ ژانگ دائولینگ ، مؤسس ژِنگ‌یی دائو ]

شاگرد خود، وانگ چانگ ] [ را به کوهستان هِمینگ آورد

استاد ژانگ، کوه هِمینگ خیلی دور نیست

چه نزدیک باشه، چه دور

بازم خیلی دوره

! صبر کنین

طلسم جادوگرا اینجا خیلی زیاده

مواظب باش گیرشون نیفتی

میدونم

آقا، اعلاحضرت عنوان بهترین مدرس و مارکویز شهرستان جی رو بهتون داد (مارکویز* یه نوع مقامِ)

و شما قبولش نکردین

ولی بعد از این که ارباب وِن یه نامه براتون فرستاد

شما دارین این همه راه تا استان شو رو میرین

این راه واسه سفر خیلی پر پیچ و خمه

چرا خودتونو تو همچین موقعیتی قرار میدین؟

مردم تو خطرن

چجوری میتونم بشینم و هیچ‌کاری نکنم؟

آقا - ! پام -

آقا، چی شد؟

! دست بهم نزن

! خیلی درد میکنه

تو روز روشن رو یه پیرمرد دست بلند میکنین؟

اینو به مقامات گزارش میدم - آقا -

خیلی متاسفم، ولی ما خیلی عجله داریم

این چطوره؟

,,,اینجا یکم

باهوشیتُ میرسونه

قربان، کاملا مشخصه میخواد ازمون اخاذی کنه

تکون نخورین

! مال تو حتی بدتره

وسط پیشونیتون رنگش تیره شده

اگه این راه رو ادامه بدین

خودتونو تو بد دردسری میندازین

آقا

ممنون که اینو بهمون گفتی

ولی این‌ دفعه

دلیل اصلی‌ای که اینجاییم همینه

چانگ، بریم

اون گِدا یه آدم معمولی نبود

قربان

بیشتر شبیه کلاهبردارا بود

حرفشو باور نکنین

مردمُ از رو ظاهرشون قضاوت نکن

کاسولو

ییلیمازاها، هاشیکوکاجیا

قربان

هوای اینجا داره عوض میشه

قربان

! قربان

! قربان

اینجا دیگه کجاست؟

! بیا اینجا - ! بیا اینجا دیگه -

! بیا دیگه - ! زود باش -

! بیا اینجا

! زود باش دیگه

! بیا پیش من

! چانگ

! چانگ، بیدار شو

خواب ناز بهاری بدون وقفه بیا و تحول ایجاد کن

شر و شیاطین را مهار کن

از سرنوشت و بدن محافظت کن

خرد را روشن و پاک گردان قلب را پر از آرامش کن

! ناپدید شو

! ناپدید شو

! ناپدید شو

! بیدار شو

چانگ - قربان -

تو توی طلسم عشق گیر افتاده بودی

این چیه؟ - ! بهش دست نزن -

یه حشره سمیِ

باعث میشه توهم بزنی

اینجا پر از بخار و حشره سمیِ

رسانه اینترنتی مای موویز mymvz.pw جامعترین سایت فیلم و سریال

نباید اینجا بمونیم

بیا از اینجا بریم

! خون

! سریع باشین

! بیارینش اینجا

سرورم

زمانمون داره به پایان میرسه

,,,مراسم آئینی

فردا شب برگزار میشه

,,,اگه وقتو تلف کنیم

,,,همه‌چیز

به پایان میرسه

ژنرال‌های روح هر هشت بخش رو جمع کردین؟

روح عفو بهشتی تنها میزبان باقی مانده‌ست

بخاطر اینه که اون یه استاد ماهر داره که کمکش میکنه

تحت طلسم توهم گرفتن اون خیلی مشکله

,,,به زودی

اونو تسلیم خودمون میکنم

اینکارا فقط از یه جادوگر بر میاد

اگه بخاطر شما نبود

من سگ در صد دچار توهم میشدم

اون یه خواب توهمی بود

همش بخاطر اینه که خیلی جاه طلبی

بخاطر همینم تو هچل گیر میفتی

قربان، مگه همیشه نمیگفتین تائو بعد از طبیعت انسان شکل میگیره؟

داشتن تمایلات و احساسات طبیعت انسانه

درسته

ولی اگه اونا هم از حدشون بگذرن مشکل‌ساز میشن

فهمیدم

نزار احساسات وارد قلبت بشن

اون موقعست که تحت تاثیر تمایلاتت قرار نمیگیری

ولی، استاد ژانگ شما تمایلات ندارین؟

! قربان، نگاه کنین یه رستوران اونجاست

قربان

بیاین بریم اینجا من از گشنگی مردم

قربان نگاه کنین

بالاخره دیگه نیاز نیست شب رو بیرون بخوابیم

! قربان زود بیاین

استاد

! فروشنده

! هی فروشنده

قربان، بخورین - به بزرگی خودتون ببخشید -

این اطراف حیوونی برای شکار نیست غذای آنچنانی اینجا نمیفروشیم

از خودتون پذیرایی کنید

تو خیلی زیبایی

چرا دزدی میکنی؟

! دزدی نمیکنم، فقط برای مواقع ضروریه

صاحب اینجا نیستی نه؟

پس رییسِ اینجا کجاست؟ - پشت سرتون -

فقط چند تا قرص خواب خورده فردا صبح بیدار میشه

چی توی نودلا ریختین؟

تو اونا هم قرص خواب دو ساعت دیگه بیدار میشه

بزارین برم من قصد ندارم به کسی آسیب بزنم

چانگ

! چانگ

! چانگ

! چانگ

باهاش چیکار کردی؟

فقط قرص خواب خورده

چانگ

چرا اینجوری شد؟

برای برادرم هم همین اتفاق افتاد

این سمِّ یه موجود سَمیّه

الان خیلی بهتر شده

پزشکی بلدین درسته؟

فقط یه سری طب‌سوزنی مهمُ انجام دادم

کمک میکنه دردش کمتر شه

دقیقا شبیه وضعیت برادرمه

حتما سمِّ جادوگرای جادوی سیاهِ

اونا بازم دارن یه حرکتایی میزنن

برادرت چجوری مسموم شد؟

شش ماه پیش

اون به شهر رفت تا محصولاتشو بفروشه

اون شب وقتی برگشت تب شدیدی داشت

پوستش مثل پوست ماهی فلس مانند شده بود

داداشت الآن کجاست؟

گمشده

شش ماهِ دنبالشم ولی هیچ ردی ازش پیدا نکردم

بخاطر همین هم میخوام پول در بیارم تا آدمای بیشتری رو برای پیدا کردنش اجیر کنم

! چانگُ بپوشون

! خانم هونگ یین

حالت خوبه؟ - من خوبم -

بیدار شدی

بیا

برای زخمای داخلیت یه سری دارو درست کردم

بخورشون

خودم میتونم بخورم

زخمت بدجوره

نگرانم خیلی ضعیف شده باشی

بزار کمکت کنم

استاد ژانگ

باید بهم کمک کنی

قبل از این برادرم گم بشه

این افراد سیاه‌پوش ظاهر شدن

حتما اونا برادرمو بردن

الآن اینجان که چانگ رو هم ببرن

انگار چانگ و برادرت یه چیز مشترک داشتن

سرورم

آوردینش؟

,,,روح عفو بهشتی

یه محافظ خیلی ماهر داره

,,,سربازامون

نمیتونن باهاش مقابله کنن

! یه مشت آشغال

یه شانس دیگه دارین

مراسم آئینی فردا شروع میشه

اگه دوباره شکست بخورین

! همتون میمیرین

کجا میریم؟

دیدن یه دوست قدیمی

شاید بتونیم سرنخی پیدا کنیم

یه غریبه مثل شما این اطراف دوست داره؟

خب، آره

جناب وِن، حاکم جیانگ‌ژو بهترین دوست استادمه

باشه، آروم‌تر حرف بزن

! جادوگر بزرگ در حال اجرای مراسم هستن

پسر، حالت خوبه؟

! هونگ

! پسرمو نبرین

باشه، بریم

قربان، چی شده؟

جادوگر بزرگ داره توی قربانگاه مراسم آئینی رو برگزار میکنه

جادوگر بزرگ؟

تنها کسی که لایق این عنوانه، گوماءِ جادوگره

اون با سه چشم و قدرت خیلی زیادی متولد شده

اون کسیه که این همه سال از فجایع جلوگیری کرده

اون نگهبانمونه - ! جادوگر بزرگ -

! جادوگر بزرگ - ! جادوگر بزرگ -

جادوگر بزرگ معرکست - درسته -

جادوگر بزرگ اونا رو به غذا تبدیل کرده

اینا فقط یه سری خرافات مسخره‌ست

که برای گول زدن مردم نادون استفاده میشه

مگه چشونه؟

تو میتونی اینکارو کنی؟

خانم، نمیتونی یکم مهربون‌تر باشی؟

من یه بیمارم که مسموم شده

ممکنه تو هم مبتلا شی

! ممنون قربان - ! ممنون قربان -

! ممنون قربان - ! ممنون قربان -

! ممنون قربان - ! ممنون قربان -

! ممنون قربان - ! ممنون قربان -

! همتون مراسم آئینی منو بهم زدین

! شماها اهریمنین

! بس کنین

! ممنون قربان - ! ممنون قربان -

حالتون خوبه؟ - چی شده؟ -

من خوبم - ! ممنون قربان -

! جادوگر گوما - ! جادوگر گوما -

! جادوگر گوما، بچمونو نجات بده

اون بچه‌ها چند روزه که گم شدن

! درسته، حتی پسر منم گم شده

فقط بچه‌هامون نیستن

,,,بیشتر از ده‌ها بچه

تو روستای ما دارن یکی یکی گم میشن

! بچم

جادوگر بزرگ یه راهی پیدا میکنه

مراسم سال گذشته خیلی بد برگزار شد و به خدایان کوه توهین شد

! بخاطر همین خدایان کوه شمارو مجازات میکنن

امروز یه روزِ مبارکه

هنگام غروب، یک قربانی برای آتش بزرگ آماده کنین

برای خدایان جبران کنین و ازشون طلب بخشش کنین

,,,اون بچه‌های گمشده

مطمئنا برمیگردن

! ممنون قربان - ! ممنون قربان -

! ممنون قربان - ! ممنون قربان -

,,,انگار باید اول

به ملاقات جادوگر بزرگ برم

قربان

یک نفر با نام خانوادگی ژانگ تقاضای ملاقات دارد

بزار بیاد داخل - چشم -

مهمان با ارزشی از سرزمین‌های دور به اینجا اومده

باید بهت تعظیم کنم

نه نه، من ارزششو ندارم

تعریفتونو زیاد شنیدم

بخاطر همینم تقاضای ملاقاتتونو داشتم

بفرمایین

از جای خیلی دوری به اینجا اومدی

تعجب میکنم که چرا

,,,یه چیزی هست

که باید ازتون بپرسم

,,,تا حالا

همچین چیزی رو دیدین؟

,,,تا حالا

همچین چیزی ندیدم

! استاد ژانگ

! وانگ چانگ

! وانگ چانگ ! چطور شدی؟

وانگ چانگ حالت خوبه؟

! چانگ

! بلند شو

شاگردتون به وسیله سم جادویی مسموم شده

راهی برای درمانش هست؟

من تخصصی توی سموم جادویی ندارم

متاسفم، کاری از دستم بر نمیاد

,,,با این حال

با این حال چی؟

با توجه به شرایطی که داره

فکر کنم کار رده پایینیِ من، وو شیان باشه

اون متخصص سموم جادویی هستش

وقتی با افرادی که جادوی سیاه تمرین میکردند متحد شد

قوانین رو زیر پا گذاشت و استاد مجازاتش کرد

بخاطر همین هم کینه بدی از استاد داشت و ایشونو هشت سال پیش کشت

و از فرقه اخراج شد

الآن کجاست؟

میگن اون فقط تو جنگل بامبو که تو غرب شهر قرار داره ظاهر میشه

میتونین شانستونو امتحان کنین

هرچند که اون تو فرار بهترینه

,,,گرفتنش

آسون نیست

به نظرم یه اتفاقی برای جادوگر بزرگ افتاده

تو هم همین احساسو داری

جادوگر بزرگ مثل یه آدم مهربون ظاهر نمیشه

کسی که طلسم رو هم اینجا گذاشته باید یکی از افراد اونا باشه

! بریم

باید جنگ بامبو که غرب شهر هستش بگردیم

! قربان

برا منم صبر کنین

رسانه اینترنتی مای موویز mymvz.pw جامعترین سایت فیلم و سریال

استاد ژانگ

حالتون خوبه؟

من خوبم

یکنفر با سم جادویی مسمومشون کرده

,,,زخمتون

من خوبم

اومده بودن دنبال چانگ

به عمد برامون تله گذاشتن ما گول خوردیم

تو کی هستی؟

ناجیِ تو

در عصر امپراطوری شو

اولین پادشاهِ شو، چان چونگ

پادشاهی شو را تاسیس کرد و بر هشت فرقه فرمانروایی کرد

,,,ژنرال‌های هشت فرقه به

ژنرال‌های ارواح" معروف بودند"

این به من ربطی نداره

,,,ژنرال‌های ارواح

مردمی با تقادیر استثنایی بودن

,,,اولین ژنرال

یک فرد عادل به دنیا اومده بود

اون مردم رو به بهترین شکل رهبری میکرد و اونارو نمیکشت

و بسیار بافکر بود

دومین ژنرال فردی عاقل بود

اون استعداد خاصی داشت

سومین ژنرال بسیار خودخواه

و لجباز ترین آدم روی زمین بود

,,,ژنرال چهارم

برای جنگ پا به جهان گذاشته بود

مقدر شده بود

که پنجمین ژنرال در کل دوران زندگیش تنها باشه

و ششمین ژنرال یک زندگی عالی و باصفا داشته باشه

هفتمین ژنرال بسیار مادی‌گرا بود

‌,,,و ژنرال آخر

یک زندگی بسیار باشکوه داشت

اون در کل زندگی حتی یک نگرانی هم نداشت

یه زندگی باشکوه؟

سرنوشت؟

بله

تویی

,,,سرنوشت تو

,,,دقیقا مثل

ژنرال جنوبه

,,,تو

جانشین اونی

ابدا داری چرت و پرت میگی

! جانشینی چرنده

! باور نمیکنم

نه

باور خواهی کرد

,,,هیچکس

,,,نمیتونه تمایلات درونی خودشو

شکست بده

ممنون که نجاتم دادین

خواهش میکنم هونگ یین

,,,اون مردای سیاه‌پوش

خیلی پَست‌ان

هیچکس نمیتونه رقیبشون بشه

سلاحشون به سَمِّ عقرب زرد آغشته شده

باید یه مقدار گیاه دارویی جمع کنم

,,,متاسفم که زحمت میدم

! استاد ژانگ، دوباره همو دیدیم

تو مارو تعقیب میکردی

دقیقا کی هستی؟

اسمم وو شیانه

وو شیان منم

بهم حمله نکن

ما دوستیم، دشمن که نیستیم

! اگه میخوای شاگردتو پیدا کنی، دنبال من بیا

برادر؟

! برادر

کل این شش ماه کجا غیبت زده بود؟

! دنبالت میگشتم

,,,برادر، طلسم سمی درون تو

درمانش پیدا شد

برادر، تو این شش ماه چه اتفاقی برات افتاده؟

هونگ یین، من به دنیا اومدم تا یه زندگی باشکوه داشته باشم

نباید به عنوان یه شکارچی معمولی زندگی کنم

,,,الآن

به مقام ژنرال شمال رسیدم

من یکی از فرمانده‌های هشت فرقه‌ام

در آینده قدرت اینو خواهم داشت که بر هر هشت فرقه حکومت کنم

تحسینم نمیکنی؟

,,,من

برات خوشحالم

اگه باهام بیای زندگی خوبی خواهی داشت

هونگ یین

ما باهم بزرگ شدیم

من تنها خانوادتم

تو حاضری

هرکاری برای من انجام بدی، درسته؟

,,,این داروی سمی رو بردار

و استاد تائوئیست رو باهاش بکش

,,,داداش، من

,,,اگه اینکارو نکنی

,,,یا اون منو میکشه

یا من اونو میکشم

! هی تو

کی این بازی رو تموم میکنی؟

برای فرار از استاکره، ! باید خیلی دورتر بریم

! استاد ژانگ، کمکمون کن

! کمکمون کن

انگار یه جاهایی از زندگیت برات خوشآیند نبوده

چیکار کردی؟

,,,خب، فقط بهت یه آیینه دادم

که درونتو داخلش ببینی

این توهم از مهارتای جادوگری توعه؟

این توهم با استفاده از ,,, جادوی مسموم کننده به وجود میاد

تا کنترل احساساتتو به دست بگیره ,,,و ارواح شیطانی درونتو آزاد کنه

,,, در این صورت تمایلات، ترس و ضعف تو

بیشتر از صدها و هزاران بار شدیدتر میشن

استاد ژانگ

اگه من تصمیم داشتم آدم بدی بشم

,,,تا الآن

توی دنیای توهم مرده بودی

چجوری میتونم از این توهم رها شم؟

,,,تنها راه شکست توهم

,,,اینه که با شیطان درونت بجنگی

و اونو شکست بدی

فقط در این صورت دیگه روت اثر نمیزاره

چرا داری بهم کمک میکنی؟

همونجور که گفتم

ما دوستیم، دشمن نیستیم

,,,نمیخوای

انتقام ارباب وِن رو بگیری؟

انتقام ارباب وِن؟

برای ارباب وِن چه اتفاقی افتاد؟

داستانش طولانیه

این نامه رو ببین

,,,این نامه رو

ارباب وِن قبل از مرگش نوشته

[در زمان حکمرانی من مردم بسیاری کشته شدند]

[اتفاق اخیر هم بسیار مخوف بود]

همه‌ی این اتفاقات به ] [ جادوگر بزرگ مرتبط اند

[اون به یه تهدیدی برای مردم محلی تبدیل شده]

[تصمیم دارم که از شرش خلاص بشم]

[,,,هرچند، رُم]

[تو یه روز ساخته نشده]

[خیلی خجالت آوره که من هیچ قدرتی ندارم]

,,,ارباب وِن

همچین نامه‌ای رو برای منم فرستاد

قتل‌های زیادی اینجا اتفاق افتاده

ارباب وِن داشت درمورد همه‌ی اونا تحقیق میکرد

,,,اکثر حقایق این قتول رو

من پیدا کردم

میخواستم با همکاری ارباب وِن

گوما رو زمین بزنیم

هرچند که خیلی دیر شد

ارباب به وسیله اون حیوون‌صفت کشته شد

گوما اونو کشت؟

درسته

شبی که ارباب ون کشته شد

مخفیانه رفتم مرده‌شور خونه

به طور واضح دیدم که

,,,ارباب وِن به وسیله

داروی مرگی که توسط فرقه ما درست شده بود، مرده بود

گوما یه روباه مکار پیره

,,,من در مقابلش هیچی نیستم

,,,دیگه چه برسه به ارباب ون

که فقط یه دانشمند و حاکم ضعیف بود

گوما به تو هم حمله کرده؟

هشت سال پیش

من یه جادوگر محترم بودم

,,,روستایی‌هایی که نزدیک معبد زندگی میکردن

همیشه وقتی تنها بودن گم میشدن

واسه همینم مخفیانه راجبش تحقیق کردم

,,,و چیزی که دستگیرم شد

این بود که به رده بالایی من ربط داشت

در خفا دنبالش کردم

! ندو

تو نمیتونی از من فرار کنی

گوما؟

وو شیان

چرا باید تو باشی؟

مردم گمشده روستا کجان؟

اینو ببین

این چیه؟

درخت جادویی فوسانگ؟

درسته

,,,این درخت

محل زندگی زاغ سه پاعه

و راهنمای ورود به سه قلمرو

,,,الآن

,,,میخوام درخت جادویی رو زنده کنم

و ورودی گذرگاه بهشت رو باز کنم

به یه قربانی هم نیاز دارم

,,, قبلا، در امپراطوری شو

هر سال فجایع طبیعی رخ میداد

اولین امپراطور، چان چونگ

به همراه تمام جادوگران به درگاه بهشت دعا کردند

,,,اما در حال حاضر

ما از اون فجایع در امانیم

پس چرا داری اینکارو میکنی؟

,,,سه پادشاه اول امپراطوری شو

بیشتر از ۳۰۰ سال حکومت کردن

و این به این دلیل بود که اونا به دروازه بهشت دسترسی داشتن

این فقط یه افسانه‌ست

حتی اگه واقعی باشه

باید هر هشت ژنرال ارواح رو قربانی کنی

! این هیچ ربطی به مردم بی گناه نداره

چجوری میدونی وقتی حتی امتحانش نکردی؟

,,,شاید ما بتونیم باهم کار کنیم

و یک زندگی جاودانه داشته باشیم

سنیور عزیزم (سنیور*رده بالایی)

نمیتونی اینقدر اشتباه کنی

اگه استاد چیزی راجع به این موضوع بفهمه

از فرقه بیرونت میکنه

,,,انگار

تو مُصمَمی که برخلاف خواسته من عمل کنی

سنیور عزیزم

اگه میخوای اینقدر احمق باشی

چاره ای به جز گزارش دادن به استادمون ندارم

گوما فکر میکنه که من مردم

! اما هنوز قرار نیست که بمیرم

وقتی که جراحت هام خوب بشه

خودم کل داستان رو یک دفعه به استاد میگم

اما هیچوقت فکر نمیکردم که استادم مرده باشه

گوما بهم گفت که

من یه شورشی بودم که استادم رو کشتم

از اونموقع اسم من لکه دار شد

دوست ندارم که با این شهرت بد شناخته بشم

,,, علاوه بر این

دوست ندارم ببینم که استادم اینجور بیهوده مرده

هیچوقت فکر نمیکردم که گو ما اینقدر بدجنس باشه

,,, بنظر میاد که شاگرد من

قربانی ای بوده که که گوما نیاز داشته

درسته

شاگرد تو با سرنوشت بخشودگیه بهشت به دنیا اومد

اون سرنوشتی مشابه ژنرال جنوب داره

اگه اشتباه نکنم ، تو ,,, ماه گرفتگی ، گوما مراسم

ژنرال های ارواح هشت ,,, قسمت رو برگزار میکنه

بعدش ، خون هشت نفر به درخت جادویی فوزانگ داده میشه

شما هردوتاتون مقصرید

سعی کردم با تمام وجودم مانع اومدنت بشم

اما تو اومدی و خودتو تو این دردسر انداختی

پس ، اگه زمان و مکان برگزاری مراسم رو بدونیم

میتونیم جلوشون رو بگیریم

فکر میکنی به این راحتیاست ؟

من هنوز نمیتونم مکان مخفی رو پیدا کنم

گوما خیلی حیله گر و مکاره

اون همش مکانش رو تغییر میده

خیلی پیدا کردنش سخته

من برای پیدا کردنش یه نقشه دارم

بهتره شب حرکت کنیم

بعدش

من به کمکت احتیاج دارم

استاد ژانگ

نباید بذاری کسی از نقشه امشب باخبر بشه

مخصوصا اون دختر جوون که باهاته

رسانه اینترنتی مای موویز mymvz.pw جامعترین سایت فیلم و سریال

رسانه اینترنتی مای موویز mymvz.pw جامعترین سایت فیلم و سریال

استاد ژانگ ببین

چندتا گیاه کندم و یه مرغ وحشی شکار کردم

اب و هوا داره تغییر میکنه

بیا یه جایی برای استراحت پیدا کنیم

تموم شد

ممنون

,,, زخمت

من خوبم

به عنوان شکارچی های اینجا

گیاهای زیادی رو برای درمان بسیاری از بیماری‌ها استفاده کردیم

خانم هونگ یینگ

چیزی نیست

یاد برادرم ‌افتادم

با اینکه خیلی از گیاهای دارویی رو استفاده کردیم

اما نمیتونیم بیماریش رو درمان کنیم

پدر مادرمون وقتی که خیلی بچه بودیم مردن

ما خودمون از همدیگه مراقبت کردیم

[تو دشت ها با هم اواز میخوندیم]

[تو ارامش زندگیمون رو میکردیم]

هیچوقت فکر نمیکردیم که اون یهو اینطور مسموم بشه

دیدم که داره درد میکشه

حتی ممکنه تا الان مرده باشه

داداشم این افتابگردون رو برام درست کرده

مثله خورشیده نشون دهنده امیده

خانم هونگ یینگ

,,, مطمئنم برادر شما و چانگ

خیلی زود سالم و سلامت برمیگردن

امیدوارم

,,, چنگال مسی ای که اونشب دیدیم

الگوهایی شبیه الگوهای کارمندای گوما داشت

اون میخواسته که ما دنبال سرنخ های تو جنگل بامبو باشیم

,, افسوس که

چانگ ناپدید شد

شما به این مشکوکید که گوما وانگ چانگ و برادر من رو گرفته؟

استاد ژانگ ، استراحت کنید

فردا میریم دنبال گوما

هونگ یینگ

منو دیدی دستپاچه شدی

,,, من

نشدم

کاری که گفتم رو کردی ؟

,,, من

چطور جرات می کنی از دستورات من سرپیچی کنی؟

من هرگز بهش آسیب نمیرسونم

میدونی داری چه غلطی میکنی ؟

,,, به برادر خودت خیانت میکنی

به خاطر یه غریبه ؟

تو برادر من نیستی

داداش من هیچوقت من رو نمیزنه

یا مجبورم به کشتن کسی نمیکنه

! گستاخ

! داداش

! لطفا تمومش کن

وقتی تو کوهستان باهم بودیم خیلی خوشحال بودیم

بیا باهم بریم خونه ، باشه ؟

با هم شکار و منبت کاری میکنیم

باهم زندگی میکنیم

! تو هیچی حالیت نمیشه

من یه ژنرال به دنیا اومدم

چطوری میتونم با تو ,,, تو کوهستانا بمونم

به عنوان یه شکارچیه پست ؟

مگه شکارچی بودن چه اشکالی داره ؟

استفاده از روش های نادرست برای به دست آوردن ! ثروت، ادم رو به یه دزد واقعی تبدیل میکنه

! خفه شو

چرا اینقدر دیر کردی ؟

آئین تشریفات ارواح ژنرال های هشت بخش، از خیلی وقت پیش برنامه ریزی شده

فکر میکنم که میتونیم سرنخ هایی رو تو معبد پیدا کنیم

میرم داخل یه نگاه بندازم

لطفا مراقب باشید

مطمئن باش

حواسم به همه جا هست

هرروز با غروب آفتاب

نگهبانای سفید پست هاشون رو عوض میکنن

تو این زمان

دروازه کان تو جنوب غربی کمترین امنیت رو داره

منم اینجا منتظر میمونم یادت باشه

گوما یه روباه حیله گره

بهش اعتماد نکن

استاد ژانگ

بیا و اینجا بشین

استاد گوما

چرا ایننجا تو تالار بزرگ تنهایید ؟

منتظر تو بودم

من ؟

,,, خب ، بنظر میاد

شما کسی هستید که پشت این قضایاست

چانگ

چه بلایی سرت اومده ؟

نگران نباش

من نجاتت میدم

کی قراره باهات بیاد ؟

من ژنرال جنوبِ ژنرالهای ارواحم

من شاگرد تو نیستم

! گوما

چه بلایی سرش آوردی ؟

من فقط چیزی رو که تو نتونستی بهش دادم

اگه قصد بردنش رو داری

امشب آخرین فرصتته

بچه جون

بیا

بیا

نترس

میبرمت خونه

من میترسم

اینجا هیولا داره ؟

تو دنیا هیچ هیولایی وجود نداره

اینا همش توهمه

! بیا

! بگیریدش

! زودباشید

! بگیریدش

نوبت توعه که دست به کار شی

! همینجا

! بگیریدش - ! اونجاست -

! عجله کنید - ! نزارید فرار کنه -

! عجله کنید ! اونجاست

! بگیریدش ! نزارید فرار کنه

! بگیریدش - ! اونجاست -

! وایستا -

! وایستا ! بگیریدش

! گیرش بندازید

! همتون آروم باشید و بهم گوش کنید

! آروم باشید

! بهم گوش کنید

! مردم

! اون دیوی هست که بچه ها رو دزدیده بود

! بگیریدش

! این دیو رو بگیرید

! به بچه آسیب نرسونید

! بچم

نترس ، عزیزم

مامن اینجاست

! نگاه کنید ! این عوضی بچم رو دزدیده بود

لطفا دچار سوء تفاهم نشید

من این بچه رو از اتاق مخفیه اون جادوگر نجات دادم

! بکشیدش

! تمومش کنید

! بکشیدش

! تمومش کنید ! بسه

! بسه

ای پروردگار آسمانی

ای پروردگار آسمانی، لطفا ما رو نجات بدید

آتیش بزنید - صبر کنید -

! تمومش کنید ! بس کنید

! زود باشید و این مردم بیگناه رو آزاد کنید

وگرنه همه تون رو برمی گردونم دادگاه

قربان

! ما نفرین شدیم

اینا قربانی های دهکدمون ! هستند برای طلب بخشش

با قربانی کردن زندگی این بیچاره ها ؟

! چقدر مسخره

مضحکه

شما مراسم ما رو قطع کردید

! تو هیولایی

! هی

! این مرد یه دیوه

! آره ! دیو

آتیش بزنیدشون

! کمک

! تمومش کنید

! تمومش کنید

استاد ژانگ

چه امتیاز ویژه ای برای شما ! که تو شب به این خوبی بمیرید

! مردم

شما به خدای کوه

برای بچه های گمشدتون دعا کردید

این دیو رو بسوزونید

تا برای همیشه در امان باشیم

! بسوزونیدش

! استاد گوما

! بسوزونیدش

! استاد گوما

! میخوام با دستای خودم بسوزونمش

,,, دوتا نوه هام رو

این دیو کشته

! نمیتونم ببخشمش

استاد گوما

! بزارید من این کار رو بکنم

! میخوام انتقام بچه هام رو بگیرم

! خیلی خب

پس افتخار این کار رو به این خانم میدم

شاید که نوه هاش به آرامش برسن

! بسوزونیدش

! بسوزونیدش

! بسوزونیدش

! بسوزونیدش

! بگیریدشون

! بدو

! استاد ژان ، سوار اسب شو

! باشه

! بریم

! وایستا

! همونجا بایست

! عجله کنید

چطور از من هم آرومتر اومدی ؟

رسانه اینترنتی مای موویز mymvz.pw جامعترین سایت فیلم و سریال

چیشده ؟

فقط چندتا جراحت سطحی دارم

حالم خوبه

بعد از اینکه گوما ، وانگ چانگ رو گرفت چانگ انکار کلا یه آدم دیگه شد

واقعا سحر و جادو میتونه شخصیت یه آدم رو تغییر بده؟

موجودات سمی طبیعی باعث , ایجاد سم طبیعی میشن

اما اون با یکی از سموم سم توهم زا درست کرده

زهر ناشی از این سم باعث , توهم و هیپنوتیزم افراد میشه

تمایلات میزبان رو به شدت افزایش میده

ذهن و قلب میزبان رو به تسخیر درمیاره

برا همین ، باید به سرعت از شر گوما خلاص شیم

پس ، برادر من هم همینجوری مسموم شده ؟

آره

داداش تو و شاگرد استاد ژانگ قربانی هایی هستن که اسیر گوما شدن

چجوری میتونیم سم رو خنثی کنیم ؟

تنها راهش کشتن موجود سمی اصلیه

تنها کسی که محل سکونت ,,, موجودات سمی رو میدونه

جادوگر گوژپشته

جادوگر گوژپشته ؟

اون کیه ؟

یه پیرزن نفرت انگیزه

ادعا کرده که از خانواده سلطنتی شو باستانیه

اون کسیه که به گوما هنر سیاه پرستش برای طول عمر زیاد رو یاد داده

وقتی بهش فکر میکنم خونم به جوش میاد

من دست کم گرفتمش

انتظار نداشتم که بتونه فرار کنه

به هرحال ، اون رو ولش کن

بعد از امشب

حتی اگه دوباره پیداش بشه ، نمیتونه شاگردش رو پیدا کنه

تو آماده ای ؟

نگران نباش ، استاد گوما

مراسم مذهبی از الان شروع میشه

گفته شده هر زمان که در گذشته مصیبت طبیعی رخ میداد

کن کنگ ، که اهل پادشاهی شو عه ,,, همه جادوگرا رو به سمت پرستش

درخت برنز سوق میداده

,,, ارواح ژنرال های هشت بخش

تحت اراده اون قرار میگرفتن

در روز ماه گرفتگی ، پس از باز کردن دروازه بهشت

کن کنگ میتونه یه عمر 300 ساله به دست بیاره

این فقط یه افسانه است, یه دروغه

لعنتی

بنابراین ، اون از سم ,,, توهم آور استفاده کرده

برای ایجاد ژنرال های ارواح هشت بخش

,,, اون پیرمرد تلاش زیادی کرد تا

هشت نفر رو پیدا کنه که سرنوشتی مشابه ژنرالهای ارواح داشته باشن

اون به ترتیب هشت نوع سم توهم زا رو تو هشت جهت قرار داد

هنگامی که سم توهم زا وارد رگ خونی انسان میشه

این باعث میشه فرد تو یه حالت گیجی قرار بگیره

اگه وارد اعضای داخلی بدن انسان بشه

باعث میشه که فرد طبیعت خودش رو از دست بده

هنگامی که به قلبش وارد شه

حتی اگه موجود اصلی سمی هم پیدا شه

باز هم زندگی فرد تو وضع خطرناکی قرار میگیره

گوما ، اون دیو پیر

,,, از خیلی وقت پیش این نقشه رو کشیده

و حالا هم که موفق شده ارواح ژنرال های هشت بخش رو جمع بکنه

حتما واسه برگزاریه مراسم مذهبی صبر و قرار نداره

قربانگاه کجاست ؟

,,, مکان قربانگاه

باید بر اساس نمودارِِ مشخص، پیدا شه

,,, نمودار شش ضلعی

,,, میتونه زمان و موقعیته

ارواح ژنرال های هشت بخش رو تعیین کنه

متأسفانه ، من هیچوقت اون نمودار رو ندیدم

این نمودار رو تو غار زیر معبد پیدا کردم

شاید بتونیم سرنخهایی در مورد زمان و موقعیت قربانگاه بدست بیاریم

,,, محل برگزاری مراسم آیینی

باید در جهت شنگمن تو این نمودار باشه

اما شنگمن کجاست ؟

باید طبق زمان برگزاری مراسم آیینی حساب کنیم

یعنی اگه تو زمان برگزاری مراسم تغییراتی ایجاد شه

محل برگزاری مراسم هم تغییر میکنه

پس ، زمانش کی هست ؟

امشب

گوما امشب مراسم آیینی رو برگزار میکنه

از کجا فهمیدی ؟

,,, اون برام یه تله درست کرد

و فکر کرد که حتما میمیرم

وقتی که خیلی هیجان زده شده بود

یه جمله زیر لبش گفت

امشب آخرین فرصتته

این برای تو یه افتخاره که تو چنین روز فرخنده ای میتونی بمیری

امشب یه ماه گرفتگی رخ میده

! اوه نه

طبق حساب من

مراسم آیینی یه ساعت ! دیگه برگزار میشه

باید زودی محل برگزاریش رو بفهمیم

کان به شش ، جنوب غربی از همه جهات شکسته شده

کاسه واژگون ، شمال شرقی ، کیشان

شون به پنج قسمت تقسیم شده جنوب شرقی بدون وزش باده

شان تو شرق ، دویی تو غرب

لی تو جنوب ، کان تو شمال

موقعیت ماه گرفتگی تو جنوب شرقیه

یه کوهی با پایداریه معنوی تو شمال غربی وجود داره؟

! آره ، قله یینگ شیانگ تو شمال غربی

! زود باشید

بیا بریم

وقتشه

سرورم

بفرمایید

کسولو

ییلیمازاها

هاکسیکوکاجیا

دلاورهای عزیز

اکنون زمان این رسیده ! که خودتون رو پیشکش کنید

کسولو

ییلمازا

هاکسیکوکاجیا

دروازه های بهشت باز میشن

! عجله کنید

! زودتر

هاکسیکوکاجیا

کسولو

ییلیمازاها

هاکسیکوکاجیا

! وایستا

دوباره تو

بنظر میاد ارزوی مرگ کردی

خیلی خب

یه نفر

! این مردک رو برام بکشه

! کوکادا

کسولو

ییلیمازاها

هاکسیکوکاجیا

کسولو ، ییلیمازاها

هاکسیکوکاجیا

کسولو ، ییلیمازاها

هاکسیکوکاجیا

کسولو

ییلیمازاها

هاکسیکوکاجیا

! کمک

! کمک

! کمک

! کمک

بهم بگید

! بهم بگید

چجوری میتونم نجاتتون بدم ؟

کسولو ، ییلیمازاها

هاکسیکوکاجیا

کسولو ، ییلیمازاها

هاکسیکوکاجیا

کسولو ، ییلیمازاها

هاکسیکوکاجیا

کسولو ، ییلیمازاها

هاکسیکوکاجیا

کسولو ، ییلیمازاها

هاکسیکوکاجیا

کسولو ، ییلیمازاها

هاکسیکوکاجیا

کسولو ، ییلیمازاها

هاکسیکوکاجیا

فقط مرحله اخر مونده

وقتی که دروازه های بهشت باز بشن

! به زندگی ابدی دست پیدا میکنیم

کوکاجا

کوکاجا

! داداش ، اینکارو نکن

سریع هر دوتا نیم دایره یینگ ! شیانگ رو مهر و موم کنید

! تبریک میگم ، سرورم

! دروازه های بهشت بازن

,,, افکار شیطانی

وقتی ذهنت رو آروم کنی از بین میرن,,,

استاد ژانگ

تو سالهاست که تائوئیسم رو تمرین میکنی

حتی نمی‌توانی همچنین حقیقت ساده ای رو درک کنی ؟

! همین الان بیدار شو

من نمیتونم نجاتشون بدم

من سالهاست که دارم تائوئیسم رو تمرین میکنم

! اما نمیتونم نجاتشون بدم

آره ، نمیتونی

,,, اما میتونی منبع شیطانی رو پیدا کنی

و شیطانی رو که باعث این ,,, اتفاقا شده رو بکشی

بیا

میخوایی با استفاده از همچین آشغالایی به زندگی ابدی برسی ؟

! چه مسخره

ای پیرزن عجوزه کجایی ؟

! اون ماده اصلی سمی رو بده به من

میخوایی بدونی قدرت پاهام از کجا میاد ؟

! بذار الان بهت میگم

هی عجوزه پیر ، پاشو بیا بجنگیم

هنوز بهم خوش نگذشته

ماده اصلی رو گرفتم

حتما ماده اصلی سمی داخل این لاکه

چجوری بازش کنم ؟

استاد ژانگ حتما میدونه

! بمیرید

استاد ژانگ از اونجایی که نمیخوایی از جون من بگذری

! پس بیا باهم بمیریم

بیا اون دوتا رو چک کنیم

! من ماده اصلی سمی رو گرفتم

! من ماده اصلی سمی رو گرفتم

داخل این لاکه لاکپشته

! من ماده اصلی سمی رو گرفتم

ماده اصلی سمی داخل این لاکه

استاد ژانگ ، فکر کن چجوری باید بازش کنیم

چوبش برای شرقه

آتیشش برای جنوبه

باز شد

معلوم شد که موجود سمی یه وزغه

الان باید چیکار کنیم ؟

از اونجایی که دیگه گرفتیمش نگران نباشید

بسپریدش به خودم

داری فرار میکنی ؟

,,, مار ، هزارپا

و سمی ترینشون

تموم شد

! تمومه

تموم شد

کار میکنه ؟

آره ،مزش که همونه

امتحانش کنید اونوقت میفهمید که کار میکنه یا نه

داداش

هونگ یینگ

استاد ژانگ ، گومای شیطانی رو به خاطر ما کشت

اون خیلی کمکمون کرده

استاد

من خیلی ضعیفم

خیلی از خودم خجالت میکشم

باید از اشتباهاتت درس بگیری

خوشحالم که الان حالت خوبه

! مراقب باش

هونگ یینگ

خانم هونگ یینگ

,,, شما

همیشه از من مراقبت کردید

,,, من

اما من تقریبا داشتم بهتون صدمه میزدم

ایندفعه نوبت منه که ازتون محافظت کنم

داداش

هونگ یینگ

,,, من

,,, آرزو میکنم

,,, آرزو میکنم که

,,, برمیگشتیم به

,,, دشت و کوهستان

با همدیگه

داداش

هونگ یینگ

هونگ یینگ

هونگ یینگ

! هونگ یینگ

! هونگ یینگ

! کمک

! لطفا کمکمون کنید

! کمک

! لطفا کمکمون کنید

! به من کمک کنید

! کمک

همتون ، میتونید ! برگردید خونه هاتون

! ممنونیم

بلند شید

همگی ، لطفا بلند شید

بلند شید

همگی ، لطفا بلند شید

لطفا ، بلند شید

ممنونیم

بعد از این جنگ

فرقه جادوگرا خیلی بد نام شدن

به هر حال ، تا زمانی که مردم همه تو صلح و آرامش زندگی کنن ،

حاضرم برای همه چیم ریسک کنم

هیچ فرقه خوب یا بدی وجود نداره

اما تعقاید باعث اینجور افکار میشن

استاد ژانگ ،کجا داریم میریم ؟

به کوه لانگو برمیگردیم

! خیلی خب

استاد ژانگ ، میشه من هم باهاتون بیام ؟

! بیا

! صبر کنید

[ در هفتمین ماه سال دوم عصر هانا ]

استاد آسمانی ژانگ ] [ ,,, به کوه قینگ چنگ رفت

تا ارواح ژنرالهای هشت ] [ ,,, بخش رو ملاقات کنه

[و تمام دیوارهای شیطانی رو از بین ببره ]

[اون شیاطین رو تسخیر کرد و شر رو نابود کرد]

[با درک عمیق تائوئیسم ]

[شیاطین همه تحت سلطه او درامدند]

[و به راه درستکاری روی آوردند]

بنابراین ، استاد ژانگ ارواح طبیعت ] [,,, رو از همه جهت هدایت کرد

تا به محراب هوانگ دی ، واقع ] [ در کوه کینگ چنگ ، سوگند بخورند

انسانها در جهان می مانند ، در حالی ] [ که ارواح در جهان عالم باقی می مانند

این امر همچنین باعث شد تا پادشاه ] [ دیو در شهر فنگدو محصور شود

ژنرال های ارواح به مرزهای ] [ مناطق غربی تبعید شدند

از ان پس ، مردم در صلح و آرامش ] [ زندگی میکنند ، چون که شیاطین مطیع شدند

قربان

اون آخرین دارویی که باعث بیدار شدن ما شد چی بود ؟

میخوایی بدونی ؟ - بله -

! فرار نکن ! باید اینو بخوری

! خیلی حال بهم زنه

[امیدواریم از فیلم لذت برده باشید ]

رسانه اینترنتی مای موویز mymvz.pw جامعترین سایت فیلم و سریال

رسانه اینترنتی مای موویز mymvz.pw جامعترین سایت فیلم و سریال

رسانه اینترنتی مای موویز mymvz.pw جامعترین سایت فیلم و سریال

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.