Afrikaans
Akan
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
هیون بین
سون یه جین
کیم جونگ هیون ------ سئو جی هی
فرود اضطرای عشق -♥ ترجمه و زیر نویس از مون ریور ♥- @moonriverteam _sns
همه شخصیتها ، اتفاقات و سازمانها در این سریال ساخته ذهن نویسنده می باشند
باید از اینجا بریم بیرون
وای ، نه
صدمه که ندیدی؟
نه
تو چی؟
جونگ هیوک
نه، بیدار شو
چیکار کنم؟ ری جونگ هیوک
گوانگ بوم، تو خوبی؟
کاپیتان ری
کاپیتان ری - چیکار کنیم ؟-
ما باید الان بریم، هواپیمای شما بزودی حرکت میکنه
اوه درسته، زمانی نمونده
گوانگ بوم، سوییچ ماشینو بده
چی؟ تو هم صدمه دیدی-
تو با این پای آسیب دیده ت نمیتونی رانندگی کنی ؛ سوییچو بده بهم ،یالا
بیا
فرودگاه بین المللی سونان ساریوون
اونجا بیمارستان هست؟
چی داری میگی؟تو باید به پروازت برسی
!جواب منو بده
...یه بیمارستان تو ساریوون هست ؛ ولی
این کارو نکن، اول برو فرودگاه من خودم مراقب هستم
اگه قبلش بمیره چی؟
الان کدوم طرف برم ، یالا اونقدر وقت نداریم
بپیچ به چپ
اون ممکنه بخاطر تصادف ماشین بمیره نه بخاطر شلیک گلوله
در حال تعمیر
حالا چیکار کنیم ؟ تا مسیر انحرافی پیدا کنیم ، کلی طول میکشه
گوانگ بوم - بله -
میدونی فیلم مورد علاقه من چیه ؟
ببخشید؟
Mad Max: Fury Road (مکس دیوانه :جاده خشم )
چی؟
فرود اضطرای عشق -♥ ترجمه و زیر نویس از مون ریور ♥- @moonriverteam _sns
اورژانس
بیمارستان مردمی ساریوون
اورژانس
فشار خون 70روی50ئه از هوش رفته
خیلی خون از دست داده
از خونریزی شوک داده ممکنه ایست قلبی بده
زخم رو محکم فشار بده و بهش آمپول انعقاد خون بزنین
برای جراحی آماده بشین - بله دکتر -
رفیق سه ری ، الان دیگه میتونی بری
اگه الان عجله کنی ممکنه به پروازت برسی
کلی خون از دست داده برای جراحی به خون نیاز داره
ما تو بیمارستان چیزی نداریم،باید پیدا کنین این خیلی ضروریه
ببخشید؟
چی گفت؟
باید خون پیدا کنیم ؟
بنظر میاد خون ندارن
پس چیکار کنیم؟ یه آدم داره میمیره
گفتش خیلی واجبه - کاش من میتونستم خون بدم بهش-
ولی گروه خونی من بهش نمیخوره
گروه خونی؟
گروه خونی جونگ هیوک چیه ؟- O-
اُ، من میتونم بهش خون بدم
رفیق سه ری، اگه الان نری دیگه واقعا نمیتونی بری
توجه
وقتی اسمتون رو صدا زدم پاسپورتهاتون رو بگیرین و حواستون باشه
به محض اینکه اسمتون اومد ، باید پاسپورتتون رو به من برگردونین
فهمیدین؟- بله -
کیم سون سوک- بله -
را یونگ شیل - بله -
کیم جونگ سوک - بله -
مربی
درباره بازیکنای ذخیره
یکی از طرف رئیس اداره سیاسی معرفی شده
درسته - اون هنوز نرسیده-
و نمیتونیم با کاپیتان ری جونگ هیوک هم تماس بگیریم
هنوز نیومده ، درسته ؟
گفتی میادش که
یعنی افسر جو چول کانگ جلوشو گرفته ؟
بهت گفته بودم
اون مرد خوبیه
...فهمیدم ؛ اون خوبه ولی الان
اونو کجا فرستاده ؟
زود باش با جو چول کانگ تماس بگیر
اونایی که گلوله خورده بودن چطورن؟
به قسمتهای مهمی گلوله نخوره
از عمد اینطوری زدن
تنها توضیحش اینه که مهاجم مهارت بالایی داشته
الان ری جونگ هیوک کجاست؟
من از گروهان پنج پرس و جو کردم
گفتن باید به یه جلسه آموزشی میرفته
جلسه آموزشی؟ تو ساختمان مرکز افسران؟
بله ، گفتن به همین دلیل رفته پیونگ یانگ
با فرماندهی تماس بگیر
و ببین الان کجاست - بله، قربان -
دفتر تحویل سلاح گروهان پنجم رو ضبط کنین - بله ، قربان -
لطفا همینجا منتظر بمونین
رفیق سه ری
گوانگ بوم
ما نمیدونیم
جراحیش درست پیش میره یا نه
فکر نمیکنی باید با خانوادش تماس بگیریم؟
گوشی کاپیتان ری شکسته
باشه
تو هم باید زود بری تا درمانت کنن
من اینجا میمونم
اتاق عمل
چرا با هم یه عکس نگیریم؟
منظورم اینه
بعد از رفتن من ، دیگه همو نمی بینیم میتونه یادگاری بمونه
نیازی نیست که اینو بخاطر بسپریم
یا از هم یادگاری داشته باشیم
این چیه
...بعد از اون همه گردن گرفتن و غرور
خیلی عجیب غریبی
قیچی - قیچی -
با گاز جلوی خونریزی رو بگیر
پلاسما تزریق بشه
آنزیم کلیوی چک بشه
و آنتی بیوتیک تزریق کنین - بله -
انبر
اتاق عمل
مراقب باشین
عمل خوب پیش رفت
نگران بودم، نکنه شریان اصلی صدمه دیده باشه
ولی خوشبختانه اینطوری نبود
با این حال خون زیادی از دست داده فشار خونش باید به سطح نرمال برسه
و چون احتمال تشنج و یا عفونت داره باید تحت نظر باشه
از همه مهم تر
باید سریعا هوشیاریش رو بدست بیاره
ببینیم چطور پیش میره
ممنونم
بیمارستان عمومی ساریوون
ری جونگ هیوک
من به همچین چیزایی
عادت ندارم
...من فقط
نسبت به خودم عشق و نفرت داشتم
و فقط از خودم محافظت میکردم
و همیشه خودم رها میکردم
همه چیزی که داشتم، خودم بودم
هیچ کس دیگه ای رو نداشتم
برای همین این برام عجیبه
...که غیر از خودم
یکی دیگه رو داشته باشم
تو بهم نگاه کردی
بهم گوش دادی
بهم لبخند زدی
باهام غذا خوردی
بهم قول دادی
حتی قراردادی هم با هم نداشتیم
ولی ازم محافظت کردی
...تو
...همۀ
اون کارا رو کردی
برای همین
الان من تو رو دارم
معمولا
...من
آدمی نیستم که بترسم
ولی الان یکمی ترسیدم
از اینکه اتفاقی برات بیافته ترسیدم
....الان معنیش اینه که تو
...برای من
یه آدم خاص شدی؟
جونگ هیوک
من از طرف خانوادت تو پیونگ یانگ یه پیام فوری گرفتم
چیه ؟- برادرت-
تو یه تصادف مرده
باید فورا برگردی به کشورت
این پیانو توئه ؟
میتونی پیانو بزنی؟
میشه برام پیانو بزنی؟
این ممکنه آخرین باری باشه که پیانو میزنم
چرا ؟
...خب
من برای برادرم یه آهنگ نوشتم
میشه آخرین تماشاچی من باشی؟
ری جونگ هیوک
آفرین، کارت خوب بود واقعا بهت افتخار میکنم
خوبی؟
...تو چرا اینجایی
حرف نزن،تازه از بیهوشی در اومدی
بعدا
نباید الان پاشی
...تو
سوار هواپیما نشدی؟
نتونستم بهش برسم
چرا؟
...خب
بخاطر این شرایط نشد برم
باید میرفتی
میدونم
باید میرفتم
ولی نتونستم
...گوش کن - برای اینکه تو رو به خونه ت برگردونم -
همه مون زندگیمون رو به خطر انداختیم
میدونی این چه معنایی داره ؟
میدونم
اگه میدونی،واسه چی هنوز اینجایی؟
همه این زحمتا رو به هدر دادی
چقدر دیگه باید تو دردسر بندازیمون که احساس شرمندگی کنی؟
بنظر میاد هنوز کاملا از بیهوشی در نیومدی
...و برای همینه که داری
احساسات واقعیت رو نشون میدی
دکتر گفت باید کاملا استراحت کنی
نمیخوام بخاطر من عصبانی بشی
پس فعلا میرم
وقتی حالت بهتر شد میتونی ازم عصبانی بشی
ری جونگ هیوک
مریض بیدار شده لطفا یه سر بهش بزنین
...بله، به دکتر خبر میدم
زخم که تمیزه و خونریزی هم نداره
با وجود اینکه خون زیادی ازت رفته
به لطف خونی که گرفتی ، فشارت داره بالا میاد
تو خیلی خوش شانسی
با این حال ، فعلا نباید خیلی حرکت داشته باشی
تا 15روز آینده باید بهتر بشی
تو و دوست دخترت باید خیلی به هم نزدیک باشین
خوشبختانه گروه خونیتون به هم میخورد
اگه اون بهت خون نمیداد
ممکن بود تو دردسر بزرگی بیافتی - حق با اونه -
بهش گفتم اگه بعد خون دادن ، گریه کنه ممکنه غش کنه
ولی اون تمام روز رو گریه کرد
کجا رفت؟- قبل از اینکه بیدار شه-
به خاطر اینکه بیدار نمیشد گریه کرد
بعد از اینکه بیدار شد،بازم گریه کرد چون بیدار شد
واقعا؟
لطفا خوب استراحت کن
شاید دوباره داره یه جا گریه میکنه
کاش میشد
بتونم برم یه جای دیگه
ولی ماشین ندارم
جایی واسه رفتن ندارم
چقدر رقت انگیز
دیوونه شدی؟
نمیتونی هنوز از جات تکون بخوری
هوا سرده،میخوایی سرما بخوری؟
الان کی نگران کیه ؟
تو کسی هستی که امروز تیر خورده
واقعا که
به من تکیه بده،بریم داخل
چیزی که یکم قبل گفتم
واقعا منظوری نداشتم
ببخشید که باهات بد حرف زدم
باشه
خیله خب،عذرخواهیتُ قبول میکنم
تو نمردی
همینکه زندهایی ، کلی شکرگزارم
در مقایسه با اون،بخشش چیزی نیست
حالا به من تکیه بده،بریم داخل
چی شده؟
خیلی شدید میخواستی برگردی خونه
باید میرفتی
منم میخواستم
...ولی نتونستم،بهت گفتم که
برای یک بارم که شده
منم باید ازت مراقبت میکردم
انقدر منو با دقت نگاه نکن
اشتباه برداشت نکن
فقط دارم نگاه میکنم- نه،نمیکنی-
یه لحظه چشمات خیلی مشتاق شد
دیدی؟
حتی الانم داری همونجوری نگام میکنی
ثبت خروجی سلاح گرم
کاپیتان ری جونگ هیوک
کسی که تو تیر اندازی بود حتما خودشه
الانم که برنگشته،یعنی زخمی شده
از الان هر کسی تو پایگاه هستش
همه آماده باش باشن
چشم قربان- به همهی بیمارستانا-
که تا بیست کیلومتری محل تیراندازی هستن،زنگ بزنین
به همهی بیمارستانا و مطبهای دکتر
که تو روستاهای کوچک هم هستن زنگ بزنین - بله قربان-
بله؟- ...اتاقِ-
اتاق اورژانس بیمارستان سونگ نیم؟
بیماری به اسم کاپیتان ری جونگ هیوک میشناسین؟
باشه
بیماری به اسم ری جونگ هیوک هست اونجا؟
بیمارستان دولتی پونگ دئوک؟
بخش پانصد و بیست و هفت
چرا گوشیو جواب نمیدن؟
کاپیتان ری
شمارهایی که با آن تماس گرفتهاید در دسترس نمیباشد
چرا تلفنو جواب نمیده؟
شمارهایی که با آن تماس گرفتهاید در دسترس نمیباشد
چی شده؟ جو چول گانگ رو دیدی؟
بله- یوون سه ری کجاست؟-
نگفت ،اونم نمیدونه
چی داری میگی؟
اونا کامیونای بخش مهندسی رو تجهیز کردن تا جلوشو بگیرن
کامیون مهندسی؟همچین چیزی هست؟
چنین چیزی وجود خارجی نداره
فقط یه اسمه برای نیروهای مخفی جو چول کانگ
تصادفی چیزی شده؟
با کامیونا؟- آره-
ولی ظاهرا،یون سری ناپدید شده
ناپدید شده؟
افسر جو دنبالشه مطمئنم زود پیداش میکنه
چطور تونستی تصادف درست کنی؟ احتمال داشت بهش صدمه بزنی
هِی
مگه هدفون این نبود که هرجور شده
نذاریم بره کره جنوبی؟
...داری میگی
مهم نیست بکشیش؟
فکرکردم برامون مهم نیست
حتما سرت شلوغ بوده
چی؟
میخوایی درحالی که کلاه برداری انسانم باشی
مطمئنم سرت شلوغه
خدای من
اون کیه؟
همون عوضی چند روز پیشه
حالا که سم سوک رفته
اون وارد شد انگار که منتظر بوده باشه
....من
اشک این عوضیو در میارم
مامانشو ببین احتمال کارت سخت باشه
واقعا ؟
مجبورش کن بهمون احترام بذاره همین کافیه
ببخشید
رئیس روستا اینجاست
تازه اومده و داره غیررسمی حرف میزنه
منم،تو کی هستی؟
من مادر نامزد کاپیتان ری جونگ هیوک
از منطقهی خط مقدم هستم
تو این فکرم اینجا یه خونه بگیرم
یکم سخته
چرا سخته؟
سخته چون هیچ جایی خالی نداریم
میدونم که ساختمون بلندهی ورودی روستا خالیه
همه چیزو دربارش میدونم
...درضمن
به نظر از من خیلی جوون تری
اینطوری به بزرگترت احترام میذاری؟
بریم،میتونیم جای دیگهرو پیدا کنیم
ولم کن- من نگرفته بودمت-
میدونم تحصیلات نداری ولی این دیگه زیاده رویه
باید با غریبه ها مهربون باشی
این چه رفتاریه؟
نمیفهمم چی داری میگی
این همه سرو صدا واسه چیه؟
تو کی هستی؟
من همسر سرهنگ ارشد
کسی که رئیس ری جون هیوکه
هستم
انتظار نداشتم همچین آدمی خوبیو اینجا ببینم
دان،بیا و بهش سلام کن
چطوره همهی اینارو بذاریم کنارو یه مکالمهی آروم
همراه با آبمیوه داشته باشیم؟نظرت چیه؟
آبمیوه لازم نداریم
بهمون بگو چرا آپارتمان میخوای
دخترم داره با کاپیتان ری ازدواج میکنه
اومدم اینجا که براشون یه آپارتمان بخرم
متوجه شدم
....هرچند- اوه،راستی-
ببین چقدر فراموش کار شدم
من یه فروشگاه تو پیونگ یانگ دارم
...به خاطر همینه که
این چیزارو تو کیفم دارم
خیلی سنگینه
دفعه بعدی که اومدم
چیزای بیشتری که شاید لازم داشته باشید میارم
این یکی اضافه تر واسه شما
اینجا جایی که عمم زندگی میکنه
به خاطر همینه که اینجارو انقدر خب بلدم چرا نمیری و یه نگاه نمیندازی؟
لطفا
بالاخره باید هردو خانواده راضی باشن
معمولا مشکلی نداره که آدم به حرف خانوادش گوش کنه
درسته؟- من اینو از تجربههام یادم گرفتم-
درسته؟- موافقم-
بریم
همهی اتاقای این آپارتمان بلند
منظرهی کوهستانی دارن
منطقهشم خوبه
منظره دریاچه پشت و کوهستان از جلو
این یه راه دیگه است - اره ، درسته-
تمام امکانات اصلی تو این روستا پنج دقیقه با پای پیاده فاصله دارن
ممنون. از این طرف لطفا
اون دوتا گرفت
خوش اومدین
کدوم طبقه میری؟
رفیق اپراتور . طبقه پنجم لطفا
طبقه پنجم عالیه
زیاد این اتفاق میفته؟
واسه همینه که گفتم طبقه 5 عالیه
کسی رو میشناسم که طبقه هفدهم زندگی میکنه
و میگفت وقتی تو تاریکی شب نمیتونه از پله ها بالا بره
برمیگرده اردوگاه و همونجا میخوابه
تعجبی نداره. طبقه هفدهم خیلی بالاست
واقعا هست- البته-
طبقه پنجم قابل دسترسه
بیا درا رو با هم باز کنیم
نگران نباش
بیا بالا
در واقعا اروم باز میشه- دستمو بگیر-
زود باش
نگران نباش
زود باش- زود برو بیرون-
زود باش. بفرما
این کاغذ دیواریای اروپایی رو ببین
نهایت تجملات نیست؟
مالکش فارغ التحصیل هنر از پیونگ یانگه
احتمالا به همین دلیله که این آپارتمان خیلی زیباست
درسته- آره؟-
خدایا، این همون یخچال معروف سونگ نیست؟
سایزش عالیه، عاشقشم
سایزش برای نگه داشتن کتاب توش عالیه
میتونین لباساتونو بذارین تو قفسه ی پایینی
برق همیشه وصل نیست
پس یخچال اغلب برای دکوره
برای ذخیره چیز میز مناسبه
درسته؟- همینطوره-
خدای من، از وقتی که بچه بودین ندیده بودمتون
همتون الان بزرگ شدین- یعنی اونا دارن اینجا بز پرورش میدن؟-
این یه روش دوستدار محیط زیست برای استفاده بهینه از فضاست
مطمئنم که تصور همچین چیزی رو تو پیونگ یانگ نمیکردین
عمه من داره بزرگش میکنه
تا بتونه وقتی پسرش به دانشگاه میره یه مهمونی بگیره
اما بنظرم پسرش به اندازه کافی باهوش نیست
خدای من- هی-
پدرو مادرا نمیتونن بچه هاشون رو مجبور به درس خوندن بکنن
درسته- اون پسر لازمه یه کتک درست و حسابی بخوره-
بز به اندازه ی کافی رشد کرده که بخوریمش
اونا مرغ هم پرورش میدن؟
هممون تو تراس مرغ پرورش میدیم
پس شما تو پیونگ یانگ کجا مرغ پرورش میدین؟
اوه تخم مرغ ها رو
آفرین
مامان
میخوای بازم خونه ببینی؟- چطور؟-
میرم دنبال جونگ هیوک- باشه حتما-
خدایا اون دیگه چی بود؟
مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد
واقعا ممکنه اتفاقی افتاده باشه؟
چی؟ اون اینجا چیکار میکنه؟
خدای من
اینجا چیکار میکنی؟
این سوال منه اینجا چیکار میکنی خانم سو دان؟
اوه آره دفعه ی پیش که رسوندمت اومدی به این روستا
چرا دوباره اومدی اینجا؟
اینجا محل زندگی نامزدمه- نامزد؟-
اینه؟- مشکلی هست ؟-
نه، منم این خونه رو میشناسم
کاپیتان ری جونگ هیوک رو میشناسی؟
درسته ، آقای ری
منم منتظرم برگرده خونه الان خونه نیست
اگه دوست داشتی، میتونی تو ماشین من منتظش بمونی، اینجا سرده
وقتی موهات بازه ، بهتر بنظر میای
منظورم اینه ، من دیدمت
وقتی موهات بازه، خوشگلتری
نمیدونم داری
چی میگی
مطمئنم که میدونی
-♥ ترجمه و زیر نویس از مون ریور ♥- @moonriverteam _sns
اصلا تب نداری
ولی چرا صورتت قرمزه؟
نه نیست
قرمزه، چیزی دیدی که نباید می دیدی؟
خب، من کسیم که چیزی که نباید می دید رو دیده
...دیشب
دیدم دو نفر تو تاریکی همچین همو میبوسن که نگو
دیگه فکر کنم دنیا به آخر رسیده
آخه چقد گستاخانه، نصفه شب بود ها
اون موقع دیگه همه خوابن
وقتی همه خوابن خب اونام باید بخوابن دیگه
چرا باید تو بارون رفتن بیرون ، همچین کاری بکنن؟
فکر نکنم در اون حدم بوده باشه
من دیدمش میگم بود، تو چی میدونی آخه؟
چرا فشار خونت داره بالا میره؟
ضربانت هم خیلی تند شده
نه خوبم
نخیر خوب نیستی، باید کامل استراحت کنی
راجبش با دکتر صحبت میکنم
چی گفتی؟
چیزی نگفتم
اها نگفتی
نگفتم
خب حالا چیکار میکنی؟
بخاطر گلوله یه سوراخ بزرگ رو لباست مونده
شستمش و خون روشو تمیز کردم
قشنگ میدوزمش واست
...شاید بهم نیاد
ولی من صنعت مد آسیا روی یه انگشتم میچرخونم
حالا، سه تا راه داریم
شماره یک
وانمود کنیم دیشب اتفاقی نیوفتاده و مثل قبل رفتار کنیم
شماره دو
وانمود کنیم اتفاقی نیوفتاده و هیچوقت هم درباره ش صحبت نکنیم
اینا هر دوش یکی نبود؟- یه فرقای جزیی دارن-
خب شماره سه چیه؟
خب، ما که دیگه نوجوون نیستیم
پس نیازی نیست به هم فشار بیاریم
اینم یه فرقای جزیی داره؟
آره، پس چی
پس شماره سومو انتخاب کنیم
میخوای شماره سومو انتخاب کنی؟- آره-
به نظر اتفاق دیشب کلی بهت فشار آورده
...خودت گفتی یکیشو انتخاب کنم، خب من- آره، خودم گفتم-
انتخاب خوبی کردی
ولی، خدایی همین یعنی کلی فشار روت بود آره؟
ولی خب میفهمم، تو دیروز تیر خوردی
بعد رفتی زیر تیغ جراحی، اون موقع هنوز بیهوشی تو سرت مونده بود
داشت بارون میومد و منم که داشتم گریه میکردم
پس حتما یهو تحت تاثیر جو یهو برانگیخته شدی و اینکارو کردی
میفهمم
...ولی- نمیخواماصلا بهت فشار بیارم-
اصلا خوشم نمیاد اینکارو بکنم
چنین ارتباط فیزیکی کوچیکی اصلا برای من مهم نیست
بیا هر دومون فراموشش کنیم
جعبه خیاطی رو بعدا پس میدم
رفیق سه ری
چطوری اومدین اینجا؟
چون خب ما هم درباره اون اتفاقای بد شنیدیم
ما بهونه گرفتیم که یکم سیمان بیاریم اینجا
کاپیتان ری حالش خوبه؟
وقتی درباره ش شنیدم شوکه شدم
نگران نباش، الان خوبه
خبر بدتر اینه که نتونستی بری، اونم دوباره
این خبر، برای ما واقعا ناراحت کننده ست
الان داره این حرفا رو میزنه، ولی وقتی درباره اون اتفاق شنید نگرانتون شد
واقعا؟
نگرانی، به یه ورم
یکم غذا براتون آوردم
چه خوب، این بیمارستان با برنجش مخلفات نمیده
خوده بیمارا باید درستش کنن
یکم پیشیه سری وسیله خریدمو، یه جعبه غذا درست کردم
جعبه غذا" چیه؟"
ناهار بسته بندی شده
چه جالب
خودت درست کردی؟
آره
دادی بیمار بخورتش؟
آره، دادم خورد
...وای خدای من، حتمابه اندازه یه بمب
کشنده بوده
بیا بریم
باید بیشتر به بیمار توجه می کرد
خوابش برده
همینالان تازه بیدار شد
کاپیتان ری خیلی رنگ پریده به نظر میاد
مطمئنی داره بهتر میشه؟
عجیبه که میبینم کسی اینقدر سرزنده روی تخت خوابیده
به نظر قیافش فرق کرده، نه؟
اصلاهم فرق نکرده
چرا فرق کرده
چجوری گلوله خورد؟
نباید وانمود میکرد انقدر فرزه
اینجوری نگو
حتما خیلی ناراحته که بستری شده
بیشتر به نظر میاد خجالت کشیده باشه
هی- اون موقع عملیات تیر خورد-
قبلش گوش نمیکردی؟
داشت سعی میکرد از من محافظت کنه
موقع کمک کردن به من گلوله خورد
نمیتونست جاخالی بده
که اینطور- که اینطور-
ما نمیتونیم باور کنیم اون موقع کمک به تو تیر خورده
...اصلا تصورشم سخته که بگیمکاپیتان ری
نتونسته از گلوله جاخالی بده
خودمون میدونیم چجوریه
زندگی واقعی که مثل فیلما نیست
هیچکس نمیتونه از گلوله جاخالی بده
مرسی که اومدین
دیگه بهتره برین
ولی ما کلی راه اومدیم
آبمیوه ای چیزی ندارین؟- انقدر چرتو پرت نگو-
و برو- هی هولم نده-
مراقب خودت باش
بازم میایم سر بزنیم
مراقب باش، خداحافظ
چشماتو باز کن
چرا وانمود کردی خوابیدی؟
چه بازگر بدی هستی
رفتن؟
آره بابا، رفتن
انقد شرمنده م که نمیتونم تو چشاشون نگاه کنم
بگو ببینم
نتونستی جاخالی بدی؟
آره؟
اصلا تلاش نکردم که جاخالی بدم
چرا؟- اگه جاخالی میدادم تو تیر میخوردی-
متاثر شدم
چقدر شبیه فیلما شد
ولی از این به بعد دیگه اینکارو نکن
فکر نکنم دیگه تو همچین موقعیتی گیر بیوفتیم
...اگرم تحت چنین موقعیتی قرار گرفتیم
سعی نکن باحال به نظر بیای
و حتما جاخالی بده
خودت هم همینطور
اگه دوباره همچین اتفاقی رخ داد، سعی نکن بخاطر من بمونی
فقط برو
همیشه باید آخرین حرفو تو بزنی نه؟
جدی گفتم
...حتی فکر اینکه بخوای برگردی سئول هم
باعث میشه قلبم به درد بیاد
البته یه نقشه جایگزین داریم
کو سونگ جون قول داد خبر زنده بودنمو به خانواده م برسونه
مطمئنم اونا میدونن من زنده م
چه سرده
اسم بازی چیه؟
آقا ژنراله
باحاله؟
بذار منم یه بار بازی کنم
سو دان، تو چند سالته؟
خیلی بی فکری
اسم بازی چی بود؟ اصلا خودم دانلودش میکنم
نمیتونی دانلودش کنی- البته که میتونم-
حتما تو اپ استور هست
موبایلای اینجا از اینجور چیزا ندارن
....هر وقت رفتی پیونگ یانگ
برو اپ مارکت، ازشون بخواه برات دانلودش کنن
اپ چی چی؟
اپ مارکت
باید بری بونگسا مارکت، پیونگ یانگ
بیخیال
یعنی باید برم برنامه رو از یه فروشگاه بخرم؟
چند بار دیگه باید بپرسی تا حالیت بشه؟
بذار تمرکز کنم
...مگه تو
منتظر نامزدت نبودی؟
انگار اصلا ناراحت نیستی که نتونستی باهاش تماس بگیری
الان وقت تمرکز کردن رو بازی نیست
تمرکز نکردم
گرسنه ت نیست؟
من گشنمه
بریم یکم نودل بخوریم؟
نودل، چیه دیگه
بگو ببینم، چجوری یا نامزدت آشنا شدی؟
خیلی وقت پیش تصمیمش گرفته شد
اها، پس ازدواج از پیش تعیین شده ست
آره
تاریخ عروسی رو مشخص کردین؟
ماه بعده
اونوقت نامزدت با یه زن دیگه میره هتل؟
اونطوری که تو فکر میکنی نیست، اتاقاشون از هم جدا بود
همه چیشون جداگانه س
دارن با هم یه عملیات مخفی انجام میدن
عشقشو بهت اعتراف کرده؟- ...اون-
...خب
ما قراره به زودی ازدواج کنیم
هی، بیخیال
رو پشت بوم بهت گفتم میتونم یه چیزایی بهت یاد بدم
خوب گوش کن
...ممکنه یکم بی رحمانه به نظر بیاد
ولی برا تو و نامزدت خیلی سخته بخواین رمانتیک بازی در بیارین
چرا؟- چون دارین ازدواج میکنین-
خب که چی؟
....چرا غیر محترمانه حرف میزنی، در هر صورت
...دلیل اینکه یکی عصبی میشه
بخاطر اینه که نمیدونه اوضاع قراره به کجا برسه
به قرار گذاشتنمون ادامه میدیم؟ از هم جدا میشیم؟
بهم اعتراف میکنه ؟ با هم خوشبخت میشیم؟
هیچ راهی برای فهمیدنش نیست
باید کنجکاو و نگران باشی
قلبت باید تند بزنه، باید حس رمانتیک بازی داشته باشی
فکر میکنی چون زمان ازدواجمونو تعیین کردیم، ممکن نیست؟
باید قبل از اینکه زمان ازدواج تعیین می شد، قلبشو به چنگ میاوردی
یه بطری سوجو بهم بده
باشه
...قبل از تعیین وقت ازدواج
زوجها با هم شاممیخورن، چایی میخورن
میرن سینما، عشقشونو بهم اعتراف میکنن
دعوا میکنن، شبو با هم صبح میکنن
بهم می زنن، میدوئن سمت همدیگه و کلی دیوونه بازی در میارن
ولی شماها دیگه زمان عروسی رو تعیین کردین
دیگه امکانش نیست
همه هیجانش از بین رفت
این یکی از عیبهای ازدواج از پیش تعیین شده ست
تو از کجا انقد خوب این چیزا رو میدونی؟
نزدیک بود منم یه ازدواج تعیین شده داشته باشم
ولی بهم خورد
وقتی این اتفاق افتاد، قلبم شروع کرد تند تند کوبیدن
نمیتونستم از فکر کردن بهش دست بردارم
برقو خاموش میکنم
دوباره اونجا میخوابی؟
چاره دیگه ای دارم؟
به خاطر هوای سرد کف زمین سرده
اینجا بخواب
باید اینکارو بکنم؟
این پایین سرده، من دیروز تقریباً ماهیچه های صورتم فلج شده بود
چیکار داری میکنی؟
اینجا بخواب، من اونجا میخوابم
اون وقت تو سردت میشه
وقتی توی یه گودال
در طول آموزش زمستونی میخوابیدم مشکلی نداشتم
سرما منو آزار نمیده
وضعیت الان خیلی فرق میکنه، تو بیماری
یعنی داری میگی ما از یه تخت استفاده کنیم؟
ناراحت نباش
این تخت منه
،همونطور که همیشه میگم
اگه توی مرز های خودمون بمونیم دیگه نیازی به جنگ نیست
این چیزی بود که میخواستم بگم
خوابیدی؟
به همین زودی؟
چطور تونستی تو این وضعیت بخوابی؟
اسمش ری جونگ هیوکه، همچین بیماری اونجا دارین؟
مطمئنی زخم گلوله داره؟
بیمارستان مردمیه ساریوون؟ - بله، قربان -
فقط اسم ستوان اول ثبت شده بود، بنابراین یکم طول کشید
با بیمارستان تماس بگیر
بهشون بگو چشم ازش برندارن - چشم، قربان -
گو سونگ جون
سلام
سونگ جون
یون سه ری؟
من چند دفعه با آقای ری تماس گرفتم
...تو
حالت خوبه؟
دفعه آخر ازت خواستم یه لطفی بهم بکنی
ازت خواستم سلام منو به پدرم برسونی
چطور پیش رفت؟
تو این کارو کردی؟
به همین خاطر با آقای ری تماس گرفتم
پای تلفن نمیشه بیا حضوری صحبت کنیم
کجایی؟ میام پیشت
باشه
شمااینجایی کاپیتان ری
ما همه جا دنبالت گشتیم
بخاطر جراحی گیج بودم
برای همین دیر به پایگاه گزارش دادم
درسته ، ما تا الان نمیدونستیم کجایی
خبر نداشتیم کدوم بیمارستانی
بدش به من
همه بیرون باشن
گزارش روزانه سلاح های گرم
این مدارک سلاح های گرم گروهان پنجمه
این امضای توئه، درسته؟
بله - تو ...-
یه نه میلیمتریه نیمه اتوماتیک
مهمات کافی برای یه جنگ و یه نارنجک انداز گرفتی
داشتی برای جنگ آماده میشدی؟
همون نوع مهمات
برای حمله به تیپ مهندسی
در نزدیکیه ساریوون استفاده شده
فکر میکنی این یعنی چی؟
این یعنی من شلیک کردم
تو داری میگی که برای محافظت کردن از یه جاسوس جنوبی
به تیپ مهندسی حمله کردی؟
اون جاسوس نیست
برای محافظت کردن از زنم
من به کسایی که سعی داشتن از روی عمد باعث تصادف کردن ماشینش بشن شلیک کردم
از روی عمد"؟"
از کجا انقدر مطمئنی؟
هیچ مدرکی داری؟
با چه مدرکی انقدر مطمئنی اون جاسوسه؟
...اون - ...رئیس سوم گروه جبهه متحد -
اینو بهت گفته، درسته؟
جونگ هیوک، این راجع به درخواستیه که چند روز پیش ازم کردی
ظاهرا، آقای چوی، فرمانده ی ستوان جو چول گانگ رو
به رئیس سوم گروه جبهه متحد درخواست داده
و اونم از واحد یازدهم یه سری اطلاعات گرفته
مشکلی نداری؟
بر اساس ماده سه، بند دو
،از مقررات مدیریتی مربوط به عوامل مخفی
یه درخواست رسمی که تایید شده باشه برای دریافت اطلاعات شخصی
ماموران ویژه واحد یازده
باید ارائه بشه
تو این کار رو کردی؟
اشکالی نداره یه تحقیقی بکنم؟
رفیق ری جونگ هیوک
به نظر میرسه کلی حرف برای گفتن داری
بیا ببینیم میتونی دهنتو توی وزارت امنیت کشور باز کنی یا نه
اول
ری جونگ هیوک رو دستگیر کنید
چه موضوعی انقدر مهمه که انقدر اصرار داری بیمار تیر خورده رو دستگیر کنی ببری؟
!باورم نمیشه این اتفاق افتاده
اول، مامورای وزارت امنیت کشور
حالا، رئیس دفتر سیاسی عمومی
این واسه شروع روز ، روش خوبیه
یه شایعه شنیدم که پسر رئیس
توی این بیمارستانه
منم شایعاتو شنیدم
اون همون بیمار با زخم گلوله اس
اونی که قدبلنده و خوش قیافه اس؟
اون پسر دفتر سیاسی عمومیه
صبر کن و ببین
من با این خانواده ازدواج میکنم
و یه احیای اقتصادی خیره کننده
برای این بیمارستان به ارمغان میارم
فکر میکنم اون دوست دختر داره
میتونی یه مردو با دوست دخترش اغوا کنی
تو نمیتونی
دان، شماره اتاق چند بود؟
چیکار داری میکنی؟ تو کی هستی؟
تو کی هستی؟
بی تی اس
من دیدم داشتی موزیک ویدیوی بی تی اسو تماشا میکردی
متاسفم - مشکلی نیست، من متاسفم -
بیا آروم پیش بریم، باشه؟
تو ازم خواستی برای یه نفر عضویت تیم ملی رو بگیرم
تا بتونه با هواپیما بره
چرا وزارت امنیت کشور میخواد دستگیرت کنه؟
عزیزم
!فوراً بهم جواب بده
لطفاً آروم باش، بیا بعداً ازش بپرسیم
!خودتو بکش کنار
چه جور دردسری درست کردی؟
اگه یه حرکت اشتباه انجام بدی
خیلی از مردم از اون علیه من استفاده میکنن و منو پایین میکشن
...با وجود اینکه تنها پسر باقیمونده ی منه
به من نگو که به کارای پسرم کاری نداشته باشم
اون تیر خورده
اون تقریباً مرده بوده
اون تنها پسرمونه که برامون باقی مونده
ما باید شکرگذار باشیم
که اون مارو کشونده بیمارستان و بازم نرفتیم سردخونه
ما باید افتخار کنیم اون زنده اس
باید ازش بپرسی صدمه دیده یا نه و بهش دلداری بدی
چرا همش بهش کنایه میزنی؟
تو باید نقش پدرشو بازی کنی نه رئیس سازمان سیاسی کل
!جونگ هیوک
!خدای من، جونگ هیوک
بزار خوب نگات کنم
دست و پات سالمه
چطور این اتفاق افتاده ؟
چطوری تیر خورده؟
نمیدونم میخواد همینطوری تو ارتش بمونه یا نه
...مامان، هر چی میخوای بگو من فکر نمیکنم
...قبل از اینکه اتفاق بدتری بیوفته
اون باید شغلشو عوض کنه
توی خونه ی من به جز خودم نباید بیوه ی دیگه ای باشه
جونگ هیوک مگه رشته هنر رو دنبال نمیکرد؟
به لطف مادرش که یه بازیگر بود ، خیلی خوش قیافه ست
اون با مهارت های هنری به دنیا اومده (مادرزادی هنرمنده)
به همین خاطر
...میخواستم دخترم با پسر دوم ازدواج کنه، نه با پسر اول
!مامان، لطفاً
معذرت میخوام
مادر اینطوری رفتار میکنه چون شوکه شده
درسته
من بیشتر از اونچه که تصور کنی شوکه شدم
من به همه صدمه زدم
معذرت میخوام
همونطور که میبینی، جراحی خوب پیش رفت
فقط باید دوره نقاهت رو بگذرونم
لطفاً نگران نباشید
بریم
بیمارستان مردمیه ساریوون
ممنونم، میتونی بشینی
راستی، چطور انقدر خوب با لهجه سئولی صحبت میکنی؟
من سریالارو تماشا میکنم و لهجه رو تقلید میکنم
اما سخته - خب لهجشونو یاد گرفتم -
چون شنیدم و زیاد ازش استفاده کردم
میفهمم
چسبیدن به اصول اولیه کلید اصلیه
من بزرگترین آرمی از پیونگ یانگم، هیون مین جی (آرمی اسم فن کلابه بی تی اسه)
از دیدنت خوشحالم
کی عضو مورد علاقتونه؟
چی؟ - برای من، جانگ کوک -
!اون خیلی جذابه
تو چی؟ عضو مورد علاقه ات کیه؟
برای من
ری جونگ هیوکه
چی؟
اون خیلی جذابه
مورد علاقه ی منه
خدافظ
خدافظ
چه باحاله
فکر کنم یه نفر اینجا مراقبت بود
کی بود؟
همون آدمی که داری بهش فکر میکنی
تو گفتی اون تو ماموریت ها همکارته
پرستارت هم هست؟
رفیق سو دان
یه چیزی هست که باید بهت بگم
،من هیچوقت قصد گول زدن تو رو نداشتم
اما آخرش اینطوری پیش اومد
منظورت چیه؟
...من از اون زن
خوشم میاد
نسبت بهش احساسات دارم
فکر میکنی گولم زدی؟
نه من گول دروغای تو رو نخوردم پس نمیتونی بگی گولم زدی
من هیچوقت گول تورو نخوردم
فکر میکردم حتی با وجود اینکه احساسی بهت ندارم میتونم باهات ازدواج کنم
اما اگه به کس دیگه ای علاقه داشته باشم
فکر نمیکنم که بتونیم ازدواج کنیم
شنیدم که اون بزودی قراره بره
حقیقت نداره؟
درسته- دلیلش همینه-
متوجه نیستی؟
تو غمگینی بخاطر اینکه اون قراره بزودی بره
تو میترسی که شاید دیگه نتونی دوباره اونو ببینی
بخاطر همین قلبت داره میلرزه
داری خودتو گول میزنی که این احساس اسمش عشقه
...من خودمو گول نمیزنم
تاریخ عروسیمون مشخص شده پس نباید زیاد هیجان زده بشی
من قلبتو به لرزه درنمیارم
این اتفاقیه که با ازدواج از پیش تعیین شده پیش میاد
راجب چی داری حرف میزنی؟
...بگذریم
...برای ازدواج ما، چیزی تغییر نمیکنه
تو احساساتی نسبت به اون زن داری؟
عیب نداره، ادامه بده و دوسش داشته باشه
"وقتی اون بره، اون "احساسات
همشون از بین میرن
تموم اون احساسات احمقانه از بین میرن
حرفات تموم شد؟ میتونی بیشتر بمونی و بیشتر صحبت کنی
...مامان، لباس عروسیم
چیه؟
بیا بریم و لباس عروسیم رو بخریم
باید برای عروسیم آماده بشیم
درسته، بیا بریم
ممنونم
واقعا نمیتونستم اونجا بمونم
چرا؟
...خب
یه موقعیتی پیش اومد
راستی، کجا داریم میریم؟
اوه، جایی که من معمولا وقتی اینجام، اونجا ساکنم
میبینم که احتمالا چیزی نخوردی و حتی فرصت نشده که حموم کنی
میتونی یکم غذای خوب بخوری و استراحت کنی
اونجا دیگه چجور جاییه؟- خودت میبینی-
خدای من، این عمارت رویایی دیگه چیه؟
چی؟
تو تنها دختر رئیس یون هستی
!این تو رو تحت تاثیر قراره داده؟
اولش بهم بگو
با خانوادم تماس گرفتی؟
لطفا اول بشین
باهاشون تماس گرفتی؟- از اینجا نمیتونیم به کره جنوبی زنگ بزنیم -
،اما بنظر ضروری می اومد
پس من از طریق دوستای خارج از کشورم باهاشون تماس گرفتم
بعدش؟- فکر میکنی چی شد؟-
اونا از خوشحالی بال درآوردن که تو زنده ای
واقعا؟ کیا؟ مامانم؟ بابام؟
اینطور که شنیدم همشون
همه از والدینت بگیر تا برادرات خیلی خوشحال شدن
داری دروغ میگی
چی؟- ...امکان نداره یون سه جون و یون سه هیونگ از شنیدن-
خبر زنده موندن من خوشحال باشن
حتی با وجود اینکه همیشه باهم دعوا میکردین خانواده بازم خانواده ست
اونا هنوزم بیشتر از یه آدم غریبه برات اهمیت قائلن
شنیدم که تو از زمان حادثه ی پاراگلایدر
گم شدی
پس تو واقعا تونستی با خانوادم تماس بگیری
آره، بهت که گفتم
پس تو بعد از اون حادثه اینجا فرود اومدی؟
دیوونه کننده ست
هوا اون روز وحشتناک بد بود
...بعدش فهمیدم که رادار ها
نمیتونن پاراگلایدر هارو شناسایی کنن چون موتور ندارن
این بدترین سناریوی ممکن بوده
بخاطر همین مهم نبود چقدر دنبالت بگردن اونا نمیتونستن پیدات کنن
شنیدم حتی برادرهات کاراگاه های خصوصی استخدام کردن تا تورو پیدا کنن
اونا گفتن حالا که فهمیدن زنده ای دیگه میتونی نگرانی هاتو بذاری کنار
گفتن که نباید از روی بی فکری کار خطرناکی بکنی تا زودتر برگردی
،خبرای سیاسی زیادی هست
و توام مثل سلبریتی ها هستی، خودت میدونی که
...گفتن که
مخفیانه دنبال راهی میگردن که بتونی صحیح و سالم برگردی
راستی، اونا حتی جلسه ی سهامدارای عمومی رو به تعویق انداختن
جلسه بدون تو هیچ فایده ای نداره
سی و ششمین نشست مشترک سهامداران
سی و ششمین نشست مشترک سهامداران
،قبل از اینکه شروع کنیم
میخوام چند نکته راجب شایعاتی که درمورد خانوادم هست رو روشن کنم
...شایعاتی که اخیرا
در بازار بورس پخش شدن
یون سه ری
"مدیر عامل "انتخاب سه ری که دختر من هم هست
طی حادثه ای ناگوار، گم شده
در حالی که این موضوع رو محرمانه نگه داشتیم یه ماه دنبالش گشتیم
اما نتونستیم پیداش کنیم
از این رو طبق ماده 90 قانون ثبت نام خانواده
...و پیرو دستورالعمل هایی برای تأیید مرگ و میر
ما فوت اون رو ثبت کردیم
سی و ششمین نشست مشترک سهامداران
اینو دیدی؟ ظاهرا یون سه ری مرده
همون دوست دختر سابق چا سانگ یو نیست؟
آره همونه- مرده؟-
هی چانگ شیک
مرگ یون سه ری توسط خانواده ی او ثبت شده است
الو؟
سو چان
غش کردی؟
سی و ششمین نشست مشترک سهامداران
ای خدا، از نگرانی دارم میمیرم
از کل 94،823،847 سهام
،با حق رأی
،در کل 5،798 سهامدار
از جمله کسانی که به نمایندگی از فرد دیگری امضا دادن و
از حق رأی خود استفاده کردن برای نمایش 70،040،947 سهام
...بیش از دو سوم سهامداران در این جلسه
به نفع آقای یون سه هیونگ برای به دست آوردن حق مدیریت رای دادن
خدای من، این کارا واقعا لازمه؟
اگه موقع فروش لباس عروس دستگیر بشم منو به اردوگاه کار اجباری میفرستن
لطفا درک کنین
دان، از وقتی چندسال خارج از کشور زندگی کردی خوشگل تر شدی
بشین
پس امروز از شانگ های برگشتی؟
مطمئنم یه چیز جدید آوردی
خب معلومه که اون همه راه نرفتم تا فقط "شاولونگ با " بخورم
این مجله ی عروسی رو از جنوب آوردم ، یه نسخه جدیده
خدای من، واقعا یه نسخه ی جدیده
وقتی داشتم اینو قاچاقی وارد میکردم خیلی ترسیدم که دستگیر بشم
اینو نگاه کن و یه چیز خوشگل انتخاب کن
دان پوستش صافه و فک خوش تراشی داره
پس یه لباس یقه قایقی با یه دامن بزرگ رمانتیک خیلی باحاله
خیلی بهش میاد
تو از دامل بزرگ خوشت میاد؟
اون یکم وزن کم کرده
فقط نگاش کن. هر لباسی که تنش فوقالعاده به نظر میرسه
وزن زیادی از دست داده
از زمان حادثه گم شدن پاراگلایدر
خب؟ از چیزی خوشت میاد؟
یون سه ری در انظار عمومی ظاهر نشده
هی، بهت گفتم یه لباس انتخاب کن چرا داری به این نگاه میکنی؟
مامان
باید برم جایی
کجا؟
در رو برام باز کن لطفا- نمیتونی با خودت ببریش ،برش گردون-
!فورا درو باز کن
در انظار عمومی ظاهر نشده
پیداش نکردی؟- نه، هیچ جا ندیدمش-
ای خدا، میدونستم
اوه، اگه میدونستم به اقامتگاه ماسیریونگ اسکی نمیرفتم
فرصت ملاقات با مدیر دفتر سیاسی عمومی رو از دست دادم
با این حال ، پسرش ازمون کمک خواسته
آره ، حق با توئه
بهم گفتن تو ۵۰ سالگی زندگیم تغییر میکنه
گفتی که اون میخواد فیلم امنیتی رو ببینه، درسته؟
اگه چیزی لازم داشتی میتونی بهمون بگی
یه کپی ازش تهیه کردیم
تا به راحتی تو رختخواب بتونی فیلمو تماشا کنی
لازم نیست
بابت کمکتون ممنون
باید سرتون شلوغ باشه میتونین برگردین سر کارتون
کسی سرش شلوغه ؟
ما کلی وقت داریم
کار بهتری برای انجام دادن نداریم پس لطفا به کارت برس
اوه اوناهاش
این چیه؟ موضوع چیه؟
میشه از تلفن استفاده کنم؟
خدای من، اصلا لازم نیست بپرسی
راحتباش، از همه چیز تو بیمارستان استفاده کن انگار مال خودته
شماره پلاک ماشینرو بررسی کردی؟
بله. این وسیله متعلق به وزارت امنیت عمومیه
ولی جعلیه
منظورت اینه که شماره جعلیه؟- بله-
بیشتر بهش نگاه کردم و به نظر میرسه که
اداره امنیت ملی از این وسیله استفاده میکنه
ظاهرا زمان زیادی ازش تو لژ مهمان استفاده میشده
و تا جایی که من میدونم ، لژ مهمان چند وقت پیش تعطیل شده
نمیدونم چه خبره
لژ مهمان کجاست؟
،روی نقشه بونگدوک دونگ
در کاسونگ رو نشون میده مختصاتش ۳۵.۱۲۹ هست
پیدا کردش اسون نیست
هی
چرا بیدارم نکردی؟
به نظر خیلی خسته میومدی
میشه از تلفنت استفاده کنم؟
بشین . غذا حاضره . بیا بخوریم
بزار اول یه زنگ بزنم
زنگ؟ چرا؟
حتی بهش خبر ندادم ،باید منتظرم باشه
کی؟
اون بادیگارده؟
آره
ولی دیگه بهش احتیاج نداری
چی؟
گفتم دیگه بهش احتیاج نداری
یون سه ری بود
اسمش اون همکارت
الان منو داری
میتونی با من اینجا بمونی و برگردی خونه
چرا میخوای وقتتو با اون بگذرونی؟
تو گفتی نمیتونی اونجا باشی. به خاطر همین فرار کردی
...اوضاع امروز
...برای اون هم
به اندازه تو خطرناک نبود؟
بذار روراست باشیم. تو میتونی از اینجا بری
ولی اون چی؟
اون باید تا آخر عمر اینجا زندگی کنه
فکر نمیکنی داری بهش ظلم میکنی؟
،ببین
اون ممکنه به خاطر تو بمیره
میتونی اینو توضیح بدی؟
یون سه ری در انظار عمومی ظاهر نشده
این همون زنه ؟
زنی که دوستش داری
جوابمو بده
...میدونستی
اون واقعا کیه؟
اره،میدونستم
یه زن اهل کره جنوبی اینجا چیکار میکنه؟
، تصادفی اومده اینجا
و ما هم اتفاقی دیدیمش
اون به زودی بر میگرده- پس داری به مخفی شدنش کمک میکنی-
درسته
اگه گیر بیفتی، ممکنه هر چیزی که داری رو از دست بدی
،چیزی که من میگم اینه که
اون میتونه تو رو به کشتن بده
...و تو هنوز
دوسش داری ؟
صد درصد کربنیک اسید خالص
طعم واقعی آبجو
ابجو باکیفیت
بعد از مدرسه موسیقی کلاسیک خوندی ، درسته؟
احتمالا این آهنگو میشناسی؟
این چیه ؟
نمیدونم
، فقط خیلی وقت پیش یه جایی این رو شنیدم
اما نمی دونم این آهنگ مال کیه
دنبال هر اهنگی که به فکرم رسیده رفتم
و از اشناهایی که در مورد موسیقی اطلاعات داشتن پرسیدم
ولی هیچکی این اهنگو نمیشناسه
دوباره بزن
هیچی نمیدونم
واقعا دلم میخواد به بار دیگه بشنومش
اما هیچکس این آهنگ رو نمیشناسه
کجا شنیدیش؟
، چند سال پیش
رفته بودم سوئیس
...اونموقع
نمیخواستم زنده باشم
فکر میکردم
بهتره اخرین لحظات عمرمو توی جایی
با مناظر زیبا بگذرونم
اما در طول سفر فهمیدم که
نمیخوام بمیرم
فقط نمیخواستم زندگی کنم
...فقط
به یکم دلداری احتیاج داشتم
هیچوقت کسایی که دوسشون داشتم دوستم نداشتن
ولی هنوزم
دلم میخواست یکی بهم بگه
که میتونم زنده بمونم
و باید به زندگی ادامه بدم
، و درست همون لحظه
اون اهنگ نواخته شد
که انگار جواب دعاهام بود
میتونی زنده بمونی
باید اینکارو بکنی
بهم ارامش میداد
تلگرام :@moonriverteam_sns وبلاگ : moonriverteam.mihanblog.com اینستاگرام : @moonriverteam.sns
فرود اضطرای عشق -♥ ترجمه و زیر نویس از مون ریور ♥- @moonriverteam _sns
اگه دوستش داری، باید فورا ناپدید بشی
اونا نامزدیشون رو بهم زدن . اون دوست پسرش نیست
ازدواج صوری با تو؟
من هم برای محافظت از نامزدم هر کاری میکنم
فورا اون زن اهل کره جنوبی رو بیار پیش من
من بخاطر تو اومدم. فکر کردم منتظر من هستی
...بازگشت امن تو به کره جنوبی یعنی
امنیت ری جونگ هیوک تضمین شده نیست
لطفا برای حمایت از مترجمین زیرنویس هارو مستقیما از کانال و وبلاگ ما دانلود کنید تلگرام :@moonriverteam_sns وبلاگ : moonriverteam.mihanblog.com اینستاگرام : @moonriverteam.sns
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.