All language subtitles for Crash.Landing.on.You.E06.moonriverteam-WEBDL- NEXT-NF

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam Download
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

هیون بین

سون یه جین

کیم جونگ هیون ------ سئو جی هی

فرود اضطرای عشق -♥ ترجمه و زیر نویس از مون ریور ♥- @moonriverteam _sns

همه شخصیتها ، اتفاقات و سازمانها در این سریال ساخته ذهن نویسنده می باشند

نه ، خب میدونی

قسمت 6

چطوره با هم یه عکس بگیریم؟

...منظورم اینه

ما دیگه بعد از رفتن من ، همو نمی بینیم

این میتونه یادگاری بمونه

هیچ دلیلی وجود نداره که اینو بخاطر بسپریم

یا از هم یادگاری یا چیز دیگه ای داشته باشیم

به نکته خوبی اشاره کردی

همینطوری گفتم

5تا عکس پاسپورتی گرفتین

و میشه 5هزار وون

احتمالا میشه یه دونه دیگه هم بگیرم؟

یکی برای پاسپورت ، یکی برای رزومه

یکی برای اداره مهاجرت یکی هم برای هواپیمایی کوریو

و یه دونه هم اضافه برای کارهای برون مرزی

میشه 5تا ، مطمئنم کافیه

هنوزم ، میشه یه دونه بیشتر داشته باشم ؟

عکس یادبود ، عکس پاسپورت

همین کارو میکنم

سلامتو بهش میرسونم

فکر کنم بتونم این کارو بکنم

تو واقعا یون سه ری هستی

بیا اینجا - ...ولی-

خدای من

تو کی هستی؟

...خب

صبر کن

بنظر میاد یه سوتفاهمی پیش اومده

سه ری، این یارو کیه ؟

از آشناهامه

اها، من از آشناهاشم من از آشناهای سه ری هستم

من تو این کتفم مشکل مزمن دارم

نام ، گو سونگ جون

تو شهروند انگلیسی؟- بله -

لطفا اول دستمو ول کن

چرا اومدی کره شمالی؟

تجارت

چرا دارم اینا رو برای تو توضیح میدم ؟

سه ری ، لطفا یه کاریش بکن

تو کی هستی؟ پلیسی؟

...قربان

اون پلیس نیست

بادیگارد منه

ولش کن

آقای ری

بهت گفتم ولش کن ، دیگه

بهت گفت منو ول کنی ، آقای ری

بادیگاردم وقتی از کوره در بره به این راحتیا ول کن موضوع نیست

اوهو ،آقای ری

آروم باش و بازوشو ول کن

بازوم در رفته

چی شده ؟

حتی اگه تو نیویورک یا توکیو هم میدیدمت شوکه میشدم

ولی اینجا پیونگ یانگه

خب حالا تعریف کن

یون سه ری ، چی شده که اومدی اینجا ؟

...خب

درباره من هیچ خبری از کسی نشنیدی؟

چرا میپرسی؟ اون مرده

نه ، اتفاقی افتاده ؟

نه

...خب چیزه

من یه کار ضروری دارم باید بهش برسم

میتونم بازم ببینمت

تو کافی شاپ لابی ، اوکی؟

منتظرت میمونم - باشه -

بابت زحماتت ممنون آقای ری

مشکلی نداره ، باید مطمئن شم که کاراتو درست انجام بدی

از این به بعد همینطوری خوب کاراتو انجام بده

ببخشید - بعدا میبینمتون-

الان یه جورایی عجله دارم

بازم باورم نمیشه ، چطوری اینجا دیدمت آخه

این باید تقدیر باشه

بادیگارد؟

چی میتونستم بگم؟

نمیتونستم بگم که نامزدم تو کره شمالی هستی که

و اینجوری دروغ هم نگفتم

جناب جونگ هیوک ،همین الان داری ازم محافظت میکنی

محافظت نمیکنم ، ولی حواسم بهت هست

چه فرقی داره ؟

مشخصا با هم فرق دارن

من راه نیافتم دنبالت تا ازت محافظت کنم

مراقب باشین

همونطور که گفتم

کاری که انجام میدم ، مراقبت مستقیمه

بخوایم بگیم من مافوق تو هستم

چطوری میتونی بگی من بادیگارت هستم؟

نباید هرگز همچین حرفیو بزنی

آقای ری جونگ هیوک

این کاریه که بادیگاردها انجام میدن

فرود اضطرای عشق -♥ ترجمه و زیر نویس از مون ریور ♥- @moonriverteam _sns

دارین میرین غذا بخورین؟

پس یه گروه سه نفره هم واسه دستگیریم اومده ؟

هی - یه سگ هیچ وقت صاحبشو گاز نمیگیره -

مراقب خودتون باشین

میدونی من کمربند قهوه ای جوجیتسو دارم ؟

هی ، سوتفاهم شده بابا

حالا که بهش فکرمیکنم جوجیتسو یه نبردِ یک به یکه

لعنتی

عوضیا

خیلی سریعن

انگار قهرمان دو سرعتن

تسلیمم

ازکجا میشناسیش؟

اگر بخوام برات بگم

باید تاریخچه خانوادمو برات بگم

بهت گفتم که دختر یکی از پولدارترین گروه های کره هستم ؟

هر بار ، دیگه شمارشش از دستم در رفته دیگه کاملا از بر شدم

... برای آدمایی مثل من

خانواده معنای متفاوتی داره

...مثلِ این میمونه که

دختر خوب بودن ، بخشی از تجارته

...حتی چیزایی مثل اینکه کی با پدرم

صبحونه خورده هم جزیی از تجارت محسوب میشه

واقعا؟- آره-

مهم نیست که خوب باشم یا نه

باید بهتر از برادرام باشم

و برادرامم باید بهتر از من باشن

پس اصلا نمیتونیم با هم رابطه خواهر برادرانه درستی داشته باشیم

من فقط درباره رابطت با اون یارو پرسیدم

گوش کن

وقتی از رقابت خسته میشی

آرزو میکنی که رقبات ناپدید شن

فکرکنم برادرام اینطوری بودن

...برای همین

سعی کردن یه جوری شوهرم بدن

به همین یارویی که یکم پیش دیدیم

اون یه کره ای دو رگه ست

این یعنی برادرام میخواستن

منو بفرستن یه کشور دیگه

انقدر دور شم که دیگه مجبور نشن منو ببینن

به خاطر همین هیچی ازشون قبول نمیکنم

ولی من کاری که بهم گفته شده بود رو انجام ندادم

امکان نداره همچین کاری بکنم

برادرام حتما الان خیلی هیجان زدن

احتمالا فکر میکنن مردم

خیلی فکر احمقانه ایه

این مساله مرگ و زندگی یکی از اعضای خانواده ست

...متوجهم که

خیلی باهم کنار نمیومدین و دعوا داشتین

ولی نباید همچین حرفای ظالمانه‌ایی بزنی

حتما نگرانت شدن

حتما از اینکه باهات خوب رفتارنکردن ، ناراحتن

...مطمئنم منتظرن که

برگردی

خدای من

اینجا چه خبره ؟

خدایا

الو؟دَن؟صدامو میشنوی؟

رفیق ری جونگ هیوک

الان تو هتل پیونگ یانگه

با یه خانوم،میدونستی؟

معلومه که میدونستم امروز میاد پیونگ یانگ

و میدونم اون خانومی که پیششه کیه

امروز باهاش قرار دارم

ممنون بابت نگرانیت باشه،بعدا میبینمت

لطفا اینارو در بیارین،خانوم

باید برم جایی

بله

کجا میری؟

قرار دارم

با جونگ هیوک

واقعا؟

دوباره اومده پیونگ یانگ؟

بله

...مامان ، میگم که

امشب باید با خانواده جونگ هیوک شام بخوریم

فکر خوبیه

پس بهشون یه زنگ بزن

امشب ساعت هفت

تو رستوران هتل پیونگ یانگ

باشه

من هماهنگ میکنم،نگران نباش

پس من اول میرم جونگ هیوک رو ببینم

باشه،میتونی بری قدم بزنی باهاش و از برگای پاییزی لذت ببری

رفیق آرایشگر

...امروز باید

حسابی جذاب بشم

پس بریم سر اصل مطلب

بله پس لطفا

فوق‌العاده کار کنین

تسلیمم،میخوام زانو بزنم

تسلیمم،لطفا تمومش کن

تفنگ؟

واقعا متاسفم قربان

واقعا از کاری که کردم پشیمونم

فراموشش کن،جای بخشش نزاشتی

ولی قبل ازاینکه تصمیم بگیرین میخواین باهام چیکار کنین ،بازم فکر کنین

...درعوض

یه خبر خیلی خیلی خوب بهتون میدم

میخوایی دوباره گولم بزنی؟

گوشی،لطفا

ممنون

فکرمیکردین سه ری مرده

ولی زنده ست

الان ،چی گفتی؟

سه ری،زندست

توی عوضی

دروغ نگو

جدی میگم

من دیدمش

سه ری رو کجا دیدی؟

الان کجاست؟

کدوم اتاق منه؟

...اینا میکروفون های مخفی هستن

خدای من

الان میتونی حرف بزنی

همه اینا میکروفن های مخفی هستن؟

تو همه ی اتاق های این هتل از اینا وصله

همه ی اتاق ها؟

احتمالا

مطمئنی از شر همشون خلاص شدی؟ من هنوز نگرانم

من اتاق بغلیم ...پس اگه مشکلی داشتی

باشه.سریع بهت زنگ میزنم

نه

تا وقتی مساله و مشکل واقعا بزرگی نباشه اصلا بهم زنگ نزن

وایسا

کی عکسامو میگیرم؟

فردا صبح

فردا هم پاسپورتم رو میگیرم؟

همه ی اعضا قبل از خروج پاسپورتشون رو میگیرن

که اینطور

...اما

کارمو خوب انجام میدم و گیر نمی افتم ؟

خیلی مهمه که خیلی از خودت به بقیه اطلاعات ندی

و ساکت بمونی- ...منظورم اینه که-

من وقتی وایسادم یا حتی نفس که میکشم توجه مردم رو جلب میکنم

من عین تریتون بین مینیون هام

نگرانم

فک کنم یه چرتی باید بزنی

انگار خیلی حواست پرته

چی؟نه

فکر میکنی بهتر نیست

باید سونگ جون رو ببینم و ازش کمک بخوام؟

چی؟- اون گفت برای کار اینجاست-

منظورم اینه وقتی اومده، میتونه بره

خیلی خوب میشه اگه منم بتونم باهاش برم

اگه هم نشه

حداقلش اینه که میتونه درباره من به خانوادم خبر بده

چطوری میتونی بهش اعتماد کنی؟

احتمالا حق با توئه

اما همونجوری که سونگ جون گفت این حقیقت که ما دوباره اینجا همو ملاقات کردیم

میتونه بخاطر یه سرنوشت خاص باشه

فکر میکنی سرنوشت انقدر آسونه؟

من تقریبا داشتم باهاش ازدواج می کردم

و دوباره اینجا دیدمش این معمولی نیست

...بعنوان مثال ببین ، این فقط مثاله

تو از آسمون افتادی و من یهو پیدات کردم

تو فرار کردی ولی آخرش دم خونه من بودی

...این فقط تصادفیه- چی؟-

اینطور نیست چیزی که تو گفتی تصادفیه

...خب

چرا برای همچین چیزی انقدر رقابتی فکر میکنی؟

من ...منظورم این نبود

فقط داشتم سرنوشت رو توضیح میدادم

تفاوت بین سرنوشت و تصادف- چیه ؟-

آقای ری جونگ هیوک ما میخوای سرنوشت من باشی؟

اینجوری نیست- خوبه-

بیا بگیم سرنوشت ما رو پیش هم آورد بزار اینجوری فکر کنیم

مجبور نیستی اینکارو کنی

از این گذشته ، این یه برخورد مرزیه

میتونیم همینطوری حسابش کنیم

گفتم مجبور نیستی

اینجا مهمونی به نام ری جونگ هیوک دارید؟

شماره اتاقش رو بهم بگید

ببخشید ،اما نمیتونم بهتون بگم

شرط میبندم که میتونی

منم.الان تو هتلتم

اینجام تا ته توی یه چیزی رو دربیارم پس به کمکت احتیاج دارم

بله

باشه

بله،متوجه شدم

لطفا دوباره اسمشون رو بگید

...ری

....جونگ

هیوک

اون دو تا اتاق گرفته

دوتاشو بگو

کلیدت رو جا گذاشتی

اگه همچین اتفاقی دو بار پشت سر هم پیش بیاد

من باید ناراحت بشم،مگه نه؟

فکر کنم آره

یکی گفت تو رو اینجا دیده پس اومدم تا مطمئن شم

چطوری میدونستی تو این اتاقم؟

وقتی تو روسیه درس میخوندم چشم پسر صاحب این هتل دنبالم بود

...خب

من میفهمم

این ممکنه باعث سوتفاهم بشه

ولی محض اطلاعت ...ما تو اتاقای جدا میمونیم

نمیخوام بدونم و ازتو هم نپرسیدم

درسته،نمیخوای که بدونی

...پس

شما دوتا رو تنها میزارم تا صحبت کنید

من با اجازه

میخوای که همه ی روز اینجا وایسم؟

نمیخواد بکشتش که،مگه نه؟

چرا بهم زنگ نزدی؟

تو کسی هستی که باید بهم زنگ میزدی

تو،تو هتل پیونگ یانگ دیده شدی اونم همراه با یه زن

میدونی چه حسی دارم بعد از اینکه این چیزا رو میشنوم؟

ببخشید که خجالت زده ت کردم

پس منم تو رو شرمنده میکنم

امشب برنامه ای داری؟

درواقع،نباید برنامه ای داشته باشی

امشب با دوتا خانواده قرار شام داریم

چرا؟برات خیلی سخته؟

نه،نیست

من بهت قول دادم

قول دادم باهات در مورد کارهایی که باید انجام شه همکاری کنم

هرچی بگی انجام میدم

چیز دیگه ای هم هست که باید انجام بدم؟

بهم بگو،انجامش میدم

نه

ساعت هفت

تو رستوران این هتل میبینمت

من بهت اعتماد ندارم

میفهمم ،قربان

اگه جای شما هم بودم به خودم اعتماد نمی کردم

خب ،سه ری کجاست؟

نمیتونم انقدر سریع بهتون بگم

منم برای مذاکره باید سلاح خودمو داشته باشم

میخوای بدم اونجا ریختتو نابود کنن؟

هیونگنیم ، اگه بخوای این کاروبکنی

هیچ وقت دستت به پولا نمیرسه

مشکلی نداری ؟

خب میخوای چیکار کنی؟

بیا ۵۰/۵۰ راضی باشیم

چی؟- من نصفش رو بهت برمیگردونم-

بقیه رو باید با پول خودت بدی

تو یه عالمه پول داری

توی کثافت عوضی

من دارم درباره تنها خواهر کوچیکترت حرف میزنم

من جای خواهرت رو که فکر میکنین مرده میدونم

فکر میکنم ارزش این پول رو داشته باشه

از نزدیک حواست بهش باشه

هیچوقت نمیدونیم چیکار میخواد بکنه

بله قربان

ببخشید

اگه میخوای بپری

ساختمون اونوری از این هتل بلند تره

باید بری اونجا

منو نمیشناسی؟

فکر کنم میشناسی

نگران نباش

ما مطمئن میشیم که صحیح و سالم برسی

ممنون

الان منو دیگه یادت اومد؟ خوبه که دوباره میبینمت

فکر کنم دیگه کافیه

درواقع من انگلیسی ام

برای کار اینجام

بخاطر همین اینجوری حرف میزنم پس نیازی نیس پلیس خبر کنی

من به نوع حرف زدنت علاقه ای ندارم

پس پسری که بهش علاقه داری دردسر درست کرده

پشت بام جایی برای همچین وقتاییه

نامزدم رو با یه زن دیگه تو هتل گرفتم

خدای من.خیلی سخته شد

پس مچشونو گرفتی؟

نمیدونم

بخاطر اون مرد ناراحت نباش

اگه این کارو بکنی

پسره ازت دور میشه

میدونی چرا؟

یه مرد نمی خواد با زنی که ازش ناراحته ، بمونه

پس باید چیکار کنم؟

فقط نادیده بگیرش

اگه الان نادیده بگیریش بعدا تو رو نادیده نمی گیره

وقتی بحث یه رابطه عاشقانه پیش میاد ، موقعیت اولیه شما برای همیشه دوام میاره

تو که انقدر باهوشی تو پشت بام چیکار میکنی؟

من؟

من فقط مشکلات مالی دارم

درواقع،من عاشق پولم

فکر میکردم قراره پیشم بیاد ولی هنوز نیومده

برای همینم اینطوری صدمه دیدم

وقتی بحث پول پیش میاد موقعیت اولیه هم مهمه

چطوری؟- پول وقتی میاد که نادیده بگیریش-

و بهش از بالا به پایین نگاه کنی

اگه بهش بچسبی و دنبالش کنی

اونوقت همش ازت فرار میکنه و منتظره بری بگیریش

فکر کنم بتونیم یه چیزایی از همدیگه یاد بگیریم

بخاطر ظاهر نامرتبم عذرخواهی میکنم

گو سونگ جون هستم

من سو دان هستم

به نظر خوب میای

چرا نباید خوب باشم

فکر کردم قراره تیر بخوری

داشت از چشاش لیزر شلیک میکرد

مطمئنی تنهایی مشکلی واست پیش نمیاد؟

آره مشکلی نیست، میشناسمش

نمیتونم بگی آدم خیلی خوبیه

ولی اونقدرام بد نیست

حتی وقتی داری خرچنگ پخته میخوری هم، باید چنگک هاشو جدا کنی

خرچنگ پخته رو چیکار کنم؟

آدم دست و پا چلفتی ای مثل تو، باید مواظب همه چیز باشه

کسی که کاملا بهش اعتماد داری، اولین کسیه که از پشت بهت خنجر میزنه

چه خطرناک به نظر میاد

چی؟- چشمات-

اون چشایی که داره میگه "من عاشقم ، من نگرانم"

چشای چی چی؟

عاشقم نشو ری جونگ هیوک

فقط باعث میشه اوضاع عجیب غریب بشه

...تب نداری که

بهم دست نزن

واقعا بهم علاقمند نشو

نمیتونم برات کاری کنم

نمیفهمم، چرا داره چرتو پرت میگه؟

سلام، سه ری

اوه ، گو سونگ جو

از این زاویه چه خوشتیپ به نظر میاد

معنیش تو کره جنوبی فرق میکنه؟

دیگه باید بری، بعدا میبینمت

...داشتم میرفتم، که

درست سر وقت اومدی

خداحافظ آقای ری

خدای من، مامان

صورتت چی شده؟

تو که هنوز جوونی چرا تو مد انقد عقب افتاده ای؟

بهش میگن کانتور کردن، این روزا خیلی محبوبه

ببین دماغم چقد خوش فرم به نظر میاد

خط چونم هم قشنگ تیز به نظر میاد

اصلا هم تیز نیست

قیاقه ت ترسناک شده

آره درسته

منم میخواستم امروز ترسناک بنظر برسم

چرا؟

دیگه اجازه نمیدم خانواده ری بازم سرسری از همه چی رد شن

امشب دیگه همه چیو روشن میکنم

چون من بیوه م اونا به خودشون اجازه دادن باهات بد رفتار کنن

مامان

میدونم اون رئیس اداره سیاست عمومیه

ولی من همه پولای پیونگ یانگو جارو میکنم

اونا قول دادن در ازای پول پسرشون با تو عروسی میکنه

ولی الان دیگه خیلی طولش دادن

ببخشید

اینجا

بله، قربان

دان

بله

خب، تو اینجا یه کسب و کار داری آره؟

بخوام دقیق بگم، میشه گفت دارم یه سری تحقیقات داخل بازار انجام میدم

برای چی؟- جیم راجرز رو میشناسی؟-

اون یکی از سه سرمایه گذار بزرگ جهانه، و از دوستان منه

دروغ بهم نباف

به هر حال، اون بهم گفت

که اگه مقدور بباشه، میخواد تمام پولشو تو کره شمالی سرمایه گذاری کنه

چرا؟ زمینهای کشاورزی اینجا خیلی قیمتش پایینه

بنظر میاد آخرین نقطه زمینه که میشه تئوری اقیانوس آبی رو توش پیاده کرد (استراتژی بازاریابی مبتنی بر مدیریت نقطه به نقطه و منصفانه)

برای همین دارم یه سری تحقیق میکنم و ترتیب کارای اولیه رو میدم

تا تو زمان مناسب فرصتو به چنگ بیارم

...پس

اومدی اینجا که از یه سری زمین دیدن کنی؟

آره، و معدن های ذغال سنگی که توی ایرلند دارم

این روزا سود خوبی ندارن

قیمتهای اونجا هم خیلی بالان

برای همین به اطراف معدن آوجی یه نگاهی انداختم

درباره آوجی صحبت نکن

پس پولی که از داداشم کلاهبرداری کردی چی شد؟

من سر کسی رو کلاه نزاشتم

فکر کنم چون یه مدته اینجایی، نمیدونی

یه سوء تفاهمی بینمون به وجود اومده بود که حلش کردیم

داری عین چی دروغ میگی

میخوای بهش زنگ بزنی و باهاش صحبت کنی؟

اوه، آره نمیتونیم با کره جنوبی تماس بگیریم

به هر حال، جدی میگم

شنیدم قبلتر هم همدیگه رو دیدن

آره

...چون جونگ هیوک خیلی محتاط و خونسرده

دیگه صبر دخترم تموم شده بود، برا همین رفت ببینتش

مامان

چیه مگه؟ دارم تعریف میکنم

محتاط و خونسرد بودن برا مردا چیز خوبیه

درست میگی

در هر صورت، دان خیلی زیباست

آره مگه نه؟

بله

حالا دیروز خوشگل ترم بود

هر روز خدا ،روز به روز بچم داره پیرتر میشه

سلولهایی که دیروز داشت امروز از بین رفتن

چیزایی که الان داره، فردا از بین میرن

ببخشید؟

این دختر و پسر جوون ما دارن دیگه پژمرده میشن

به نظرم این موضوع یه جور فقدان بزرگ برای کشور محسوب میشه

منظورم این بود

میفهمم

میدونم ما خیلی غفلت کردیم

راجع بهش فکر کنین

...عروسی بخاطر تصادف پسرتون

عقب افتاد

دیگه سوگواری حتی برای پدر و مادر هم سه سال طول میکشه

اما الان دیگه هفت سال شده مامان-

...بیایید آخرین شنبه ماه دیگه

مراسم عروسیو برگزار کنیم

ببخشید؟

...خب

فکر خوبیه

کاری میکنم جونگ هیوک زودتر به پیونگ یانگ منتقل بشه

براشون تو یه برج، خونه میخریم

و یه مقدار وسایل منزل هم تهیه میکنیم

نیازی نیست شما چیزی آماده کنین

...خدای من، ولی

اینطوری که نمیشه

باید حداقل یه سری اسباب و اثاثیه اولیه رو ما تهیه کنیم

یه سری اسباب و اثاثیه اولیه؟

خانوم انگار از مد امروز خبر ندارین

،اثاثیه اولیه یعنی کابینت پاتختی، کمد، قفسه کتاب و جاکفشی

لوازم خانگی هم شامل یخچال،، ماشین ظرفشویی و لباسشویی

ضبط صوت، تلفن، دوربین عکاسی و پنکه برقیه

متوجهم

تازه جاروبرقی رباتی، پلوپز سخنگو

و لحاف پر غاز هم جزوشونه

ما از این بیشتر هم میتونیم فراهم کنیم

جونگ هیوک نظر تو چیه؟ ...اگه فکر میکنی زیادی هول هولکیه

خیلی وقته که قول دادیم

باید پاش وایسیم

امشبو باید شامپاین بخوریم

رفیق گارسون

گرون ترین شامپاین اینجا رو برامون بیار

امشب میخوایم جشن بگیریم

چشم خانوم

فکر کنم مساله ای که روش کار میکنین تقریبا مهمه و اضطراریه

تو اینهمه راهو تا پیونگ یانگ دنبالش کردی

من دنبالش نکردم، با هم اومدیم

با یه نفر میری هتل، اونوقت با یکی دیگه قهوه میخوری

خیلی اجتماعی هستی شما

شاید زیادی سر و گوشت میجنبه ؟

چرا؟

من با همون مردی که اومدم هتل قهوه هم خوردم

همین امروز

واقعا ؟

همین چند دقیقه پیش با اون مرد قرار ازدواجمونو تعیین کردیم

قراره آخرین شنبه ماه دیگه عروسی کنیم

واقعا؟

...که اینطور

تبریک میگم، ای کاش میتونستم تو عروسیتون شرکت کنم

ولی تا اون موقع دیگه از اینجا میرم

نگران نباش

رفتن تو از اینجا بهترین کادوی عروسی برای منه

با لبخند به بقیه فحش دادن تخصص منه

ولی الان اون شکستم داد

لعنتی

سه ری

تو، تو کل زندگیت خوشگل بودی

آخه چرا دقیقا الان انقدر رنگ پریده به نظر میای؟

باید مدل(موی) سلام رو انتخاب میکردی

نه مدل خداحافظی

عکسو گرفتی؟

دیدی راست میگفتم؟

نه، اون شبیهش نیست، خودشه

آخه از کجا میتونم زنی شبیه سه ری پیدا کنم؟

صبر کن ، قطع نکن

میشه بریم بیرون و قدم بزنیم؟؟

حتی تو پیونگ یانگ

همه چی با برگهای پاییزی قشنگ میشه

مثل سئوله

درسته

. دیگه حرفی ندارم

الان بیا در مورد تو حرف بزنیم

من چی؟

چجوری اومدی اینجا؟

یه تصادف بود

چه تصادفی؟

الان نمیتونم بهت بگم

جزئیاتشو بعدا میگم

یه چیزی که میتونم بهت بگم

اینه که به زودی برمی‌گردم سئول

از اونجایی که تو برای کار اومدی اینجا فکر کنم بزودی برمیگردی

برمی‌گردم

...بعد

میشه بخوام یه لطفی در حقم بکنی؟

به پدرم بگو من هنوز زنده ام

....و

بگو همون‌جوری که برنامه ریخته پیش بره

باید قبل جلسه سهام دارا بهش بگی

باشه

میگم بهش

نگران نباش

ممنون

خدای من

با صورتت چیکار کردی؟

هی،باید بدونی که این صورت کاری کرد که تاریخ عروسی دان مشخص بشه

فکر کنم کاری نباشه که نتونه با اون صورت بکنه

برات خوشحالم دن داری ازدواج میکنی

فقط برای من خوبه؟

البته که نه،مامانتم باید خوشحال باشه

پس تو و مادرت آخرش به آرزوهاتون رسیدین

جونگ هیوک

بهت زنگ میزنم

چش شده؟

جونگ هیوک،باید برم

اوه درسته جونگ هیوک قبلا ازم یه چیزی خواسته بودی

کشور من دوستت دارم

ببخشید،رفیق

چرا انقدر دامنت کوتاهه؟

چه خبره؟- و موهات خیلی بلنده-

مثل دهه ۱۹۷۰ شده

اونا برای لباس و مدل مو هم سخت گیری میکنن؟

نمیتونم باورکنم

شما دو تا چرا نشان ملی رو ندارید؟

کره ای نمیفهمی؟

پرسیدم چرا نشون ملی حزب رو نزدید به لباستون؟

من یه دیپلمات انگلیسی هستم

ما تازه به پیونگ یانگ اومدیم و به زبان شما صحبت نمیکنیم

دقیقا چی میخوای؟

...چی

باشه

باید بری- باشه چی؟-

در مورد چی صحبت می‌کنه ؟

چی؟

مردم تو شمال و جنوب عین همن از انگلیسی حرف زدن میترسن

ری جونگ هیوک

هنوز کارش تموم نشده؟

اینجا چیکار میکنی؟

من اونی ام که باید سوال بپرسه، بریم

سونگ جون،من باید با اون برم

اگه چیزی هست که اورژانسی باید بهم بگی ،به شماره ای که بهت دادم زنگ بزن

باشه بعدا میبینمت

کارتو خوب ادامه بده، آقای ری

شماره ای که بهت دادم"؟" چه شماره ای بهش دادی؟

شماره موبایلتو دادم

شماره موبایل من؟ کی گفت میتونی اینکارو بکنی؟

گو سونگ جون قول داد در مورد من به پدرم بگه

ولی چرا انقدر ناراحتی؟

گفتی من بادیگاردتم که باید ازت محافظت کنم

وقتی نمی‌بینمت نمیتونم ازت محافظت کنم

به این دلیل ناراحتی؟

چون نمیتونستی منو ببینی؟

پس باید جلوی چشمم باشی

...چی میشه اگه

جلوی چشمت بمونم؟

ایمن میمونی

تا وقتی که جلوی چشمم باشی

تو توی فیلم "انتقام جویان" یا هر چی دیگه نیستی

چطور میتونی اینقدر از خودت مطمئن باشی وقتی نمیدونی ممکنه چی پیش بیاد؟

فکر می‌کنی همیشه میتونی ببری؟

هیچ خاطره ای از شکست تو زندگیم وجود نداره

خب الان اینجام

حتی اگه نتونم نانگ میون پیونگ یانگ رو امتحان کنم

دلم می‌خواد آبجو رو کنار رودخونه ته دونگ امتحان کنم

جایی رو میشناسی؟

. بفرمایید- ! بس کن -

نگران نباش- باشه-

تو هم باید امتحان کنی،خوبه

. خودشه

یادم نمیاد آخرین بار کی مرغ سوخاری و آبجو خوردم

راستش،تنها چیزی که واقعا می‌خواستم

مرغ سوخاری و آبجو بود که هر از گاهی تو سئول می‌خوردم

مرغ سوخاری شون حرف نداره

سفارش بده

من آبجوی شماره یک رو می‌خوام

که گرون ترین آبجوی لیسته

و مرغ سوخاری شیرین

دوتا لیوان نیم لیتری از آبجوی شماره یک و مرغ سوخاری شیرین میخوایم

متوجه شدم

هیچکی دنبالت نکرده

این اواخر خیلی استرس داشتم

بیا امروز خیلی بنوشیم

بنظر نمیاد اصلا نوشیدن رو کنار گذاشته باشی

ولی نوشیدن امروز یکم متفاوته

من برای پاسپورتم عکس گرفتم

و به زودی میرم

الان چی شد؟

خاموشیه

نمی‌دونستم پیونگ یانگم خاموشی داره

برق زود برمیگرده

مردم اینجا حتی تعجبم نمیکنن

داره برف میاد

منم میبینم

این اولین برف نیست؟

خدای من،تو دردسر افتادیم.این خوب نیست

اگه با کسی اولین برف و نگاه کنی،عشقتون شکوفا میشه

تا حالا درباره این افسانه چیزی نشنیدی؟

اولین باره میشنوم

تو سئول ، وقتی اولین برف میاد

شبکه ارتباطی خراب میشه،دیوونه کننده ست

همه تلاش میکنن با کسایی که بهشون علاقه دارن یه قرار بذارن

چرا؟

اگه اولین برف و باهم ببینن،عشقشون به واقعیت تبدیل میشه

جدا؟

آره

...ولی

این بین ما درست در نمیاد

خرابکاری بزرگیه

درسته ، مشکل بزرگی میشه

مشکل بزرگ؟

چرا؟

...چی؟چون تو کنار منی در حالیکه

باید کنار نامزد واقعیت باشی؟

به این دلیل مشکل بزرگیه ؟

متاسفم

ولی تو اختلال داری؟

مثل اختلال شادی-غم؟؟

اختلال شادی-غم چیه دیگه؟

صبر کن،داری در مورد اختلال دو قطبی حرف میزنی؟

همش موضعتو تغییر میدی

نمی‌دونم دقیقا چی میخوای

حتی خودمم درک نمیکنم

تو چجوری میخوای من درک کنی؟

و این چرخه تکرار شونده تغییر حال من بین شادی و غم

عادت نوشیدنمه

بیا فقط

به سلامتی ببریم بالا

سرم سنگینه؟

یکم

. صبر کن ببینم

اگه صورت کوچیکم برات سنگینه

...شونه هات

چرا این شونه های پهنو حمل میکنی؟

باید از شر ماهیچه هات خلاص بشی

یکم بیشتر همینطوری بمون

الان سرم سنگینه

چون خیلی چیزا تو ذهنم دارم

چرا خیلی چیزا تو ذهنته؟

به زودی برمیگردی

نباید خوشحال باشی؟

دوستش دارم

...قسمت دوست داشتنشه که

باعث سردردم میشه

چون دوستش دارم

تو هیچی نمیدونی

-♥ ترجمه و زیر نویس از مون ریور ♥- @moonriverteam _sns

ممنونم- ممنونم-

بفرمایین مرغ سوخاری که سفارش دادین

نوش جان- ممنونم-

هی اون یه مدرک بزرگ بود

ما واقعا مدرک بزرگی بدست آوردیم پلیس چیزای ضبط شده رو تجزیه و تحلیل میکنه

و مکان رو ردیابی میکنه

مطمئنم پیداش میکنن

تو براشون یه نسخه کپی از چیزای ضبط شده فرستادی دیگه

به برادر و خواهر ناتنیش؟

بله ، دادمش به منشی شون

اونا حرفامونو باور میکنن مگه نه؟

هی ، بیا نوشیدنی بخوریم

بیا بسلامتی برگشت سریع و بی خطر رئیسمون سه ری بنوشیم

بسلامتی- صبر کن-

وایستا

آره من میخوام که اون به سلامت برگرده

اما اون واقعا مجبوره سریع برگرده؟

چی؟- رفیق بهم گوش کن-

فرضیه اصلی من اینه

من خیلی خوشحالم که اون زنده ست

انقدر خوشحالم که انگار رو ابرام

حالا که فهمیدم زنده ست خیالم راحت شده

!در حدی که میخوام این هفته برم کلیسا! جدی میگم! از ته دلم

اما چی؟

،اما وقتی فکرشو میکنم وقتی برگرده چی میشه

در حقیقت یه ثانیه فکر کردم ، واسه برگشتن زیاد عجله نکنه

فقط میخوام بگم که من به یه مرخصی مثل این احتیاج دارم

تازگیا ، عصر ها خیلی آرامش دارم

هی، اون از خانواده ی پولداریه

...فکر میکنی خانوادش بعد از شنیدن صدای ناامیدش

دست رو دست میذارن و هیچکاری نمیکنن؟

یون جونگ پیونگ

توضیح بده که خواهر من یون سه ری

چطوری کارش به اونجا کشیده؟

چی؟ درسته

من وقتی شنیدمش فکر کردم مسخره بازیه

ای خدا حتی نمیدونم چرا رفته اونجا

مدیر اوه، یه کاری برام انجام بده

بله قربان

...لطفا مطمئن شو که اون

البته از اونجا به سلامت بیرون بیاد

ما تو این زمینه متخصصیم

ما تمام تلاشمونو میکنیم که اون صحیح و سالم به خونه برگرده

...من میخوام- نه-

نه- ببخشید؟-

فقط مطمئن بشین که اون همونجا میمونه

شما ازما میخواین که اونو از اونجا بیرون نیاریم؟

نه- این چیزی نیست که شما میخواین-

مطمئن شو که اون تا ابد اونجا بمونه

متوجه نشدی؟

فهمیدی مدیر اوه؟- بله-

فردا یه نفر رو میفرستیم خونه ت

شناسنامتو بردار و یه کپی از حساب بانکیت هم آماده کن

به محض اینکه توافق نامه رو امضا کنی

پول به حسابت واریز میشه

ببخشید؟

خوب گوش کن

ساده ست

ما میخوایم یون سه ری

همونجا بمونه

به عبارت دیگه، اون هیچوقت نباید برگرده اینجا

فقط اینکارو بکن، اگه اینکارو بکنی

دیگه لازم نیست باقی زندگیت رو نگران پول باشی

فقط جلوش رو بگیر که برنگرده کره ی جنوبی

و هرچی لازم بود انجام بده، فقط همین

اون گفت اگه اینکارو بکنی

پولی که ازش کلاهبرداری کردی رو فراموش میکنه

هر دوتون سود میکنین

چه خانواده ی خوبی

چطور میتونن انقدر بی احساس باشن

ما فقط باید رو سودی که از این معامله به جیب میزنیم تمرکز کنیم

درسته

پس باید اولش با اون مرد ملاقات کنیم

قدرتمند ترین افسر دولت تو این زمینه، چو چول گانگ

الان اون کجاست؟

(بخش بازرسی پیونگ یانگ)

خدای من، نگاش کن

تا حالا ندیده بودم کسی بعداز اومدن به اینجا غذاشو تا ته بخوره

میدونی چیه؟ تو دل و جرات داری

،یه نقل قولی هست که میگه

"اشک ها سرازیر میشن اما قاشق بالا میره"

ما اینجا سخت کار میکنم که غذا بذاریم تو دهنمون

هیچ چیزی نمیتونه جلوی منو بگیره که غذامو تموم نکنم

خدای من، فکر کنم وخامت اوضاع رو درک نکردی

تو بد دردسری افتادی

تاریخچه ی تماساتو چک کردم

اخیرا با دسته ی مهندسین صحبت کردی

که به شدت مظنونن که تو این ماجرا دست داشتن

اینطوریه؟

خب حتما تماسهام دلیلی داشتن

اوناهم به عنوان مدرک حساب میشن؟

مدرک؟

ای حرومزاده

فکر کردی چون یکی از مایی بهت سخت نمیگیرم؟

چهار نفر مردن

از بین چهار نفرشون سه نفر سارقان مقبره بودن

کسایی که بهشون دستور دزدی داده بودی

...تو کامیون هارو از دسته ی مهندسین تجهیز نکردی

که اونا رو بکشی تا ساکتشون کنی؟

مدیر هوانگ ته یونگ از بخش بازرسی

...از کجا

اسم منو میدونی؟

تو شاید ندونی، ولی ما بهت خیلی نزدیکتر از اینا هستیم

چی؟

منظورت چیه؟ من تابحال تورو ندیدم

چرا بعداز رفتن این بازرسا بحثمون رو ادامه ندیم؟

واسه من زرنگ بازی درنیار یا آخرش استخونات رو میشکنم

!فقط به سوالم جواب بده

پس اگه این چیزیه که میخوای

مدیر هوانگ

قبل از اینکه عضو بخش بازرسی بشی

دخترت ازدواج کرد، مگه نه؟

...اون یه واحد آپارتمان نوساز نزدیکیای رودخونه ی پوتونگ

برای زندگی مشترکش نگرفته ؟

یه آپارتمان 100هزار دلاری تو یه برج30طبقه ؟

تو کی هستی؟

از کجا میدونی؟- ...برای کمک به تو برای خرید-

آپارتمان دخترت، من ده ها عتیقه فروختم

اگه کنجکاوی فقط بهم بگو

...من تاریخ و ساعتشو ، همینطور

عکسایی برای مدرک گرفتم ، رو دارم

تو تنها شخص از این موارد نبودی

،مدیر بخش بازرسی ،مدیر وزارت امنیت دولت

و همینطور برو بالاتر

فقط تعداد انگشت شماری از افراد هستن که از من پول نگرفتن

عضو یه خانواده شدن هزینه ی زیادی نداره

یه بار که باهامون شریک بشی ، عضو خانواده میشی

بذار منم زندگی کنم

ما خانواده ایم

چی بهشون گفتی؟

چرا آزادت کردن؟

تا اونجایی که من میدونم، زنده بیرون اومدن از اونجا سخته

تو زندگی چیزی به اسم ناهار مجانی نداریم

بخاطر همین یه ناهار مجانی، گرون تره

چول گانگ، من ازت سوال پرسیدم، باید جوابمو بدی

چرا بحثو عوض میکنی؟ نشونه ی بی ادبیه

داری میگی که باید بهت کمک کنم چون ازت پول گرفتم؟

قربان

من ، چو چول گانگ، یتیمی بودم که دور و اطراف میگشت و برای یه لقمه غذا گدایی میکرد

من نه والدینی دارم نه خواهر و برادری

تو کسی هستی که بهم کمک کرد به این جایگاه برسم

تو خانواده ی منی

که اینطور

من به تو وفادار میمونم

مهم نیست چه اتفاقی بیوفته

یه خانواده باید تا آخرش کنار هم بمونن

منظورش این بود که ما طرف هم هستیم

پس چرا انقدر ترسناک بیانش کرد

اون فرشته ی مرگی چیزیه؟

انگار وقتی من نبودم اتفاقات زیادی افتاده

بله اتفاقات زیادی افتاده

...که باعث میشه بگم

میخوای از کس دیگه ای غیر ازمن هم محافظت کنی؟

یه نفر دیگه؟

اون شخص رو میشناسی؟

پس تو چی؟

تو اونو میشناسی؟- اول جواب منو بده-

این زن کیه؟

سام سوک

صبرکن، رفیق ری اینجاست، چرا داری بدون اون میری؟

بخاطر اون زنه؟ اون روباه سفید

منظورت اون هرزه ست؟- اون زنیکه خراب؟-

آره درسته، بخاطر اون احمق

میدونین، من انتخاب دیگه ای ندارم

خدای من، اون باید تو پیونگ یانگ میمرد

چی شده؟ اون موهاتو کشیده؟

خدای من، مردم اینجا موی همو میکشن؟

وقتی دعوا میکنی، موهاشونو میکشی دیگه چه کاری ازت برمیاد؟

درسته- اون کارو نکردی؟-

باید اینکارو بکنی- باید موهاشو بکشی-

دقیقا- درسته-

درسته ما در واقع از یه نژاد هستیم

ولی من موهاشو نکشیدم

و اونم موهای منو نکشید

...من فقط

نمیخوام دیگه درد داشته باشه

خدای من، ولی هنوزم

داری میگی که تو هم مثل گیونو و جیکنیو

میخوای راهتو از اون جدا کنی؟

مجبور نیستیم با هم زندگی کنیم تا عاشق بشیم

خواننده چو سام سوک ، درباره اینم اواز خونده

عشق تو قلب ما حک شده‌

عشق حقیقی

باید روی قلبت حک شده باشه

سام سوک

عشقو تو قلبت حک نکن

تو ذهنت حکش کن

اگه اینجا حکش کنی

از دردش نمیتونی زندگی کنی

خب، به هر حال با گذر زمان بعضی چیزها فراموش میشه

زندگی بهتری داشته باش، اونم اینو میبینه

با کسی ملاقات کن که از اون برجسته تره

خیلی ناراحت کننده است

حتما مراقب سلامتیت باش

نمیدونم بازم همدیگه رو میبینیم یا نه

بیا اینجا

همه چیز حل شد

مطمئنم که شما دوتا بعدا از هم جدا می‌شدین

پس الان جدا شدن صدبار بهتر از بعده

تصمیم درستی گرفتی .خوبه

صبر کن

چطور اینقدر مطمئنی

که ما از هم جدا می شدیم ؟

من و اون میتونستیم با هم زندگی خوبی داشته باشیم

نه . امکان نداره

این ممکن نیست

چرا نه؟

اول، شخصیت شما باهم جور در نمیاد

دقیقا از اون نوع زنهایی هستی که بزرگترا خوششون نمیاد

پس تو باید رابطه بدی با مادرشوهرت داشته باشی

اینجوری بهتر از اینه که بعدا جدا بشی

باید در مورد من اشتباه قضاوت کرده باشی

من به بزرگترا لبخند میزنم

و با ملایمت باهاشون صحبت میکنم

سام سوک ، میدونستی؟

، داری با چشمات لبخند میزنی

اما داری با من حرف میزنی

وقتی این کار رو می‌کنی می خوام بکوبم تو سرت

بقیه هم تحمل همچین چیزیو ندارن- پس تو هم نباید با من کنار بیای-

دیدی؟ دیدیش؟

وقتی یه بزرگتر به ایرادت اشاره میکنه

باید قبولش کنی

هیچوقت قبولش نمیکنی یا سعی نمیکنی درستش کنی

، وقتی با تو حرف میزنم

فشار خونم میره بالا

منم همینطور

بیا به خاطر عروق خونیمون هم که شده تمومش کنیم

بیا همینکارو بکنیم. خداحافظ

مراقب باش. من دارم میرم

باشه. منم میرم

خدای من

برو کنار - از سر راه من برو کنار-

اونا کفشای منه

میدونی اون کیه؟

درسته. تو همیشه فقط به صدای اون گوش میدی

احتمالا نمیدونی چه شکلیه

اون همون زنیه که تو خونه ری جونگ هیوکه

امروز ، یه درخواست برای نگه داشتن اون تو اینجا به دستم رسید

ببخشید ؟

این شخصو میشناسی ؟

تو چی؟ اونو میشناسی ؟

اول تو جوابمو بده

این زن کیه؟

دوستمه

وضعیتش تو کره جنوبی چی بوده؟

خب، اون از یه خانواده ثروتمنده و زندگی راحتی داره

تموم چیزی که باید بدونی همینه

حالا،تو جواب سوالمو بده

از کجا اونو میشناسی ؟

اون در حال حاضر در منطقه مسکونی نظامی بسر می‌بره

اینو میدونم

اینم میدونی که اون همین پنجشنبه از اینجا میره؟

داره میره؟- شنیدم-

اون آماده است تا از طریق هواپیما بره

این اتفاق نمی‌افته

باید اول جلوی این کارو بگیری

اون ازم خواست از رفتن منصرفش کنم کشتن دوتا پرنده با یک سنگ

می تونم از شر چیزی که اذیتم می کنه خلاص شم و پول هم بدست بیارم

میخوای چیکار کنی؟

به لطف تو، تمام اطلاعاتی که لازم دارم رو دارم

میدونم پرواز تیم ملی کدومه

...و فقط یه مسیر

به فرودگاه بین المللی سونان پیونگ یانگ وجود داره

مطمئنم که همه تون شنیدید

این بار، واقعا دارم برمیگردم خونه

حالا هر چی

بازم بهمون هدیه می‌دی؟

فکر می‌کنی من بابانوئلم؟

حتی ۱۰۰ وون هم ندارم دیگه نمیتونم بهتون هدیه بدم

چیزی نیست که بتونم بهتون بدم

بابانوئل؟

چی هست؟

...هی بابانوئل

...اون پیرمردیه که سالی یه بار از تو دودکش مردم میاد پایین

دزده؟

نه ، نمیتونی بهش بگی دزد، چون اون هدیه میده

که این طور. یعنی اون یه دزد نیکوکاره؟

بسیار خب. صحبت کردن درمورد اینکه اون دزد نیکوکاریه یا نه رو تموش کنین

به هر حال، این دفعه واقعا برمیگردم

برای یه جشن خداحافظی قشنگ

ایده باهم به گردش رفتن پیشنهاد شد

کی ؟ کی این ایده رو پیشنهاد داده؟

من

کاپیتان ری، چرا اونو سرجاش نمیشونی؟

داره چرت و پرت میگه

و این رویاهای پوشالیو داره چون بهش رو دادین

ما دو روز دیگه یه روز مرخصی داریم . پس بریم؟

من مجوز گردش هر چهارتاتونو آماه میکنم

،باید تو روز مرخصیم نشان روی کلاهم رو تمیز کنم

، دکمه های طلایی رو تمیز کنم

یقه ام رو بشورم و اتو بکشم

کارای زیادی هست که باید انجام بدم

من نمیتونم از عهده گردش در پیک نیک بر بیام

من مخالف این ایده ام

برنج

به هر حال میخوایم بریم پیک نیک

چرا بیل و کلنگ اوردی ؟

واقعا سعی داری منو یه جایی دفن کنی؟

اگه به جای اینکه اینجا دفنت کنم

بزارم بری ، تا آخر عمرم

حسرت میخورم

کاپیتانتون و اون دونگ رو نمی‌بینم

اون دونگ زودتر رفته که آتیش درست کنه

و کاپیتان ری رفت جایی

کجا؟- اونو دیگه نمیدونم-

رفت تا برای عروسیش آماده بشه یا همچین چیزی؟

این اون پیک نیکی نیست که تو ذهن من بود

ولی اینم خوبه

رمانتیکه

یه بچه خوک

خیلی خب. اگه آماده‌ای، اول خوک رو سلاخی کن

سلاخی چیه؟

نمی‌تونیم بدون یه خداحافظی مناسب بفرستیمت بری

پس ما تصمیم گرفتیم امروز خوک سلاخی کردن ما رو ببینی

چرا میخواین اون سلاخی کنین چرا یه کار دیگه نمیکنین ؟

وقتی همو دیدیم، ما بهت شلیک کردیم

اما باید با یه خاطره خوب خداحافظی کنیم

چطور میتونی بگی سلاخی کردن خوک پایان یه خاطره خوبه؟

اوه ،درسته . اینجا نمیتونیم غذامونو خنک و یخ زده نگه داریم

وقتی میریم گردش ، یه خوک هم میبریم

و اونجا گوشت خوک کباب میکنیم

نه ، نمیتونم اینو بخورم

ما بارها چشم تو چشم شدیم. امکان نداره بتونم اونو بخورم

خودت بهمون گفتی که باید گوشت بخوری

سه وعده در روز گوشت میخوری

الان چرا داری انقدر بیگناه رفتار میکنی؟- اره درسته اونموقع حقیقت داشت-

هرگز حیوونی که باهاش چشم تو چشم شدم رو نخوردم

نه، نمیتونم این یکی رو بخورم

نمیشه

پس چی بخوریم؟

اونجاست

اونجاست،درست اونجا

اونجا- برو الان-

بگیرش- این طرف-

لعنتی- دوباره ازدستش دادیم-

قرار بود آماده باشی- من انجامش میدم-

زودباش

هی تمومش کن،اینکارو نکن

هی، گرفتیمش- آره،یه ماهی اینجا داریم

یه ماهی گرفتیم- آره-

خدای من- هی-

تو اونکارو کردی؟- آره،واقعا من اونکارو کردم-

اینجارو،گرفتمش

گرفتیش؟- انگار دوتا گرفتن-

پنج تا گرفتیم

هی،مراقب باش

بیا

آماده ست

ظاهرش خوب بنظر میرسه- بهت زیاد میدم-

خوب نیست؟

اره

خوبه؟- عالیه-

چطوری خرچنگ گرفتنو یاد گرفتی؟

تاحالا خرچنگ هایی به این خوشمزگی نخوردم

نمیدونستم میتونی اینکارو انجام بدی

همه ی این خرچنگ‌ها رو من گرفتم

خیلی لذیذه

،از اونجایی که امروز آخرین روزت تو اینجاست

ما یه مراسم خداحافظی آماده کردیم

واقعا؟

وقتش رسیده.کجاست؟

منظورت چیه؟

چی؟

فکر کردم بهم هدیه میدین،تو دورهمی اولمون من بهتون هدیه دادم

هدیه نیست

رفیق پیو یه شعر وداع نوشته

بگذریم،نمیخوام بشنوم

میخوای شعر بخونی؟فراموشش کن

فقط بهم بده

اگر وقت داشتم بعدا میخونمش

شعر وداع برای زن

وقتی به میخ چکش میزنی،میخ به دیوار فرومیره

هنگام وزش باد،خرمالو از درخت میوفته

شعرش خوب نیست

اما این زن هرکاری که دلش بخواد انجام میده

زمانیکه بهش شلیک میکنیم،اون نمیمیره

وقتیکه ازش انتقاد میکنیم،روش تاثیری نمیذاره

آه ...ای وای،عجب دردسریه- هی،به اندازه کافی شنیدم-

اما ازاونجایی که به زودی میری

این لطف رو درحقم کن

مراقب باش،صدمه نبین

زندگی خوبی داشته باش

فراموشمون نکن

اگر یه وقتی گیرافتادی

...مبادا

اسمم رو بهشون بگی

اسم تو اولین اسمیه که لو میدم،این خط اینم نشون

بعد از رفتنت دیگه هرگز همو نمیبینیم

نمیشه برامون یه آهنگ بخونی؟

میدونی چیه؟

اگر براتون یه آهنگ بخونم

اونوقت هیچوقت نمیتونین فراموشم کنین

چطوری بدون من زندگی میخواین کنین؟

بچه ها خیلی براتون نگرانم

هنگام وزش باد سرد

فقط میدونم که باید برم

نسیم زودگذر

آرزوی منو برای شما به ارمغان میاره

هنگام سقوط برگها

فقط میدونم که باید برم

سقوط برگها

یادآور خاطرات باهم بودنمون هستن

هنگام وزش باد سرد

تو تنها خواهی شد

با این وجود دیگه هرگز

حتی بهم فکر هم نکن

یکبار

نگاه گرم تو

پروانه ها رو آورد

به قلب خام و جوانم

واقعا نمیخوای منو برسونی ؟

...اما فکر کردم که

تا فرودگاه همراهیم میکنی

باید اینجا راهمونو جدا کنیم

لطفا مراقب خودت باش

ممکنه تو اینطوری نباشی

اما من فکر کنم دلتنگت میشم

احتمالا هرازگاهی به فکرت بیفتم

نه

اغلب به فکرت میافتم

ولی حتی نمیتونیم حال همدیگه رو بپرسیم

یکم ناراحت کنندست

لحظه‌ای که از اینجا بری

امیدوارم همه چیز رو درباره اینجا و من فراموش کنی

به زندگی قبلیت برگردی و سالم باشی

فقط تظاهر کن که کابوس دیدی

به جای اینکه باهام دست بدی

میشه بغلم کنی؟

دیگه قرار نیست بینمت

رفتن،قربان

اون چیه؟

خیلی سریع دارن بهمون نزدیک میشن

گوانگ بوم،مشکلی برامون پیش نمیاد؟

وای،نه

باید ازینجا بریم بیرون

وای،نه

صدمه دیدی؟

نه

تو چطور؟

! جونگ هیوک

جونگ هیوک

نه،نه،بیدارشو

باید کامیونی که فردا سه ری رو میبره ،تو برونی

شما چی؟

یواشکی پشتتون میام

باید برای اتفاقای احتمالی و بدتر خودمو آماده کنم

حفاظت دو لایه ؟

بدون من برید پیکنیک

باید یه چیزیو آماده کنم

این فنر ها رو نیاز داشتی؟

داری مسابقات کوهستانی تمرین میکنی؟

گروهان پنجم پلیس غیرنظامی متحد در یک ذهن

یه صدا خفه کنه دیگه برای هفت تیر- چشم،قربان-

اینو با یه نه میلیمتریِ نیمه خودکار عوض کن

و بهم یه نارنجک پرتاب شونده بده- چشم قربان-

ثبت سلاح ها برای جونگ هیوک

کاپیتان ری

همه چیز مرتبه؟

امیدوارم

بهش قول دادم

که تاوقتی که جلو چشمم هست ازش محافظت کنم

هر چی میخواد بشه

-♥ ترجمه و زیر نویس از مون ریور ♥- @moonriverteam _sns

فرود اضطرای عشق -♥ ترجمه و زیر نویس از مون ریور ♥- @moonriverteam _sns

جونگ هیوک

مردی که تیر اندازی کرده ، باید خودش باشه

...تو اول برو فرودگاه،و ما حواسمون به

اگه اون قبل رفتنم بمیره چی؟

هنوز ندیدن برگشته باشه

حتما زخمی شده

امکان داره واقعا اتفاقی افتاده باشه؟

اون تو بخش یازده نیست

درواقع،اون یه نفوذی

از جنوب به کشور ماست- اگر گزارششو بدی-

به نامزد خودتم صدمه میزنی

برام مهم نیست اگر بمیره یا صدمه ببینه

چیزی که باعث میشه یکی مضطرب بشه

اینه که ندونه آخرش چی میخواد بشه

لطفا برای حمایت از مترجمین زیرنویس هارو مستقیما از کانال و وبلاگ ما دانلود کنید تلگرام :@moonriverteam_sns وبلاگ : moonriverteam.mihanblog.com اینستاگرام : @moonriverteam.sns

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.