All language subtitles for Archive.2020.1080P.Web-Dl.H264.Ac3-Evo-1

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese Download
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫برج گذر شماره 8 ‫کپی با توئه؟

وب سایتی خاص برای کاربرانی خاص Www.FoxMovie.Co

ترجمه : نسترن و بهین موسویان Nastaran & Behin

‫نگاش کن مثل یه سبزی بی خاصیت میمونه

‫که توی جنگل رشد میکنه

‫نمیدونم، شاید

‫شاید، شاید اصلا بهتره من...

‫یه شانسی به خودم بدم ‫مغازه خودمو باز کنم

‫آره، گروه خودتو آماده کن

‫اره همشونو نیاز دارم

‫اما اینجوری کل بخش رو حریص کردم

‫نظر تو چیه؟ فکر میکنی بیان؟

‫به بخش مهندسی خوش آمدید

‫خواهشمندیم از محوطه اطراف خود آگاه باشید

‫بیا تو

‫دارم از 40 متریت وارد میشم ‫میبینی منو؟

‫خوش آمدید کارمند، جورج آلمور

‫روز امن و پرباری داشته باشید

‫خبر جدیدی داری برام؟

‫منطقه 19 از طریق منطقه 22

‫الکترود های فروسرخ هم دارن گاه و بی گاه ‫گرما آزاد میکنن

‫خیلی خب

‫خیلی خب، با شمارش من

‫سه، دو، یک، حالا

‫حالا اگر کسی ازت خواست که قابلیت ضدبیدخوردگی ‫رو دوباره فعال کنی

‫شخصا میگی نه

‫میگی نه و بعد هم میری برای من ‫همبرگر میاری بخورم

‫زود باش

‫منم دوست دارم همبرگر بخورم

‫خیلی خب

‫بازبینی امروز هم مثل همیشه اس، فقط...

‫تا وقتی توی کنفرانسیم جلو چشم ها آفتابی نشو ‫باشه؟

‫صبح بخیر

‫میخوای تلوزیون تماشا کنی؟

‫دوباره دیشب همون خواب رو دیدم

‫خب؟

‫مثل دفعه پیش بود؟

‫توی ماشین بودیم داشتیم رانندگی میکردیم

‫توی ماشین بودیم؟

‫کجا میرفتیم؟

‫نمیدونم

‫فقط داشتیم رانندگی میکردیم

‫خیلی خب باشه حالا خوب بود یا...

‫خوب نبود

‫فقط رانندگی میکردیم

‫چیز دیگه ای هم یادت میاد؟ ‫هرچی

‫نه

‫فقط تو ماشین نشسته بودیم و همه چی ‫از بقلمون رد میشد

‫قشنگ بود اما ‫وقتی بیدار شدم

‫- دلم گرفت ‫- آره... خب

‫رویاها کارشون همینه، میدونی که

‫میخواد باهات حرف بزنه

‫جرج

‫- اون میخواد باهات حرف بزنه ‫- میدونم، میدونم

‫میدونم، اشمالی نداره ‫ممنون به هرحال

‫خیلی خب میتونی برای ارزشیابی آمادش کنی؟

‫مرسی

‫سلام؟

‫من همینجام، سلام

‫سلام

‫مرد من چطوره؟

‫میدونی دیگه دلم برات تنگ شده... یه کوچولو

‫خیلی زیاد

‫مثل همیشه

‫منم دلم برات تنگ شده

‫همچنان نمیری بیرون؟

‫بی وقفه کار میکنی فقط؟ آره؟

‫میشناسی منو دیگه

‫آره، خوب هم میشناسم

‫هی، خی، جولز؟

‫جولز، صدامو میشنوی؟

‫- الو؟ ‫- من همینجام

‫واقعا امیدوارم حالت خوب باشه

‫میدونی، اینجا واقعا قشنگه

‫من همیشه...

‫نکن اینجوری...

‫- من دیگه نمیتونم واقعا ادامه بدم ‫- نزن این حرفو

‫اینجوری باهات در ارتباط بودن...

‫واقعا خیلی سخته

‫جولز، گوش کن به من

‫- متاسفم

‫حداحافظ جرج

‫- هی، نکن اینجوری، نکن ‫- دوستت دارم

‫- زود باش بگو ببینم ‫- چی بگم؟

‫- پسشون بده ‫- نه

‫-نه دیگه بدشون دیگه ‫- نمیدم

‫پسشون بده

‫نخیر عزیزم راحتم باهاشون ‫وقتی اومدن دست من دیگه مال خودمن

‫بیخیال دیگه، بذارش رو حالت خودکار

‫نمیخوام ‫ماشین خودمه، ماشین مائه

‫میخوام خودم برونمش، ربات نیستم که

‫پس اصلا این ماشین به چه دردی میخوره ‫اگر قراره خودت برونیش؟

‫چون داره همین الانشم توسط چیزی که ‫من هیچ نقشی توش نداشتم رونده میشه

‫اممم... بعنوان کسی که عاشق ربات هاست...

‫- دوست دارم ربات هارو

‫اما فقط ربات های خودمو. ‫واسه همین ساختمشون دیگه

‫جرج، صدای منو میشنوی؟

‫آره آره، گوشم با توئه

‫بقیه کجان؟

‫- فکر میکردم همه بازبینی داریم امروز ‫- کنسله

‫سرمون خیلی شلوغه، بازبینی امنیتی داریم

‫فقط هرکاری کردی رو فهرست کن و شرش رو بکن

‫اگر دیگه هرکاری میکنم رو فهرست نکنم

‫هیچ کاری از پیش نمی برم

‫پشتیبانی سیستم امنیتی چطور پیش میره؟

‫والا، زیاد جالب که نه

‫هنوز کلی کار داره

‫تو واقعا فقط تو فکر رقابتی

‫اوه، فقط تمومش کن بره

‫یعنی واقعا ضروریه؟ ‫من اونقدر بیکار نیستم که...

‫خیلی ضروریه

‫اوتاکو داره خطرناک میشه

‫یه چندتاشونو فعلا حبس کردیم

‫به صورت محرمانه البته

‫به به ‫حالا دیگه آدم دزد هم شدیم؟

‫کسب و کار و تجارت همینه

‫اونا هم همین کارو با ما کردن

‫تسهیلاتمونو مجهز به واکنش مسلحانه کردیم

‫هیچ بنی بشری حتی نمیدونه اینجا کجا هست

‫من نیازی به تجهیزات مسلحانه ندارم

‫نگران ناش جرج، خبرای خوبی برات دارم

‫هالینز که کلا کناره

‫رفت کلا

‫نایب رئیس توسعه داخلی دیگه منم

‫تو فکر اینم که همه کارا بیاد زیر دستم خودم

‫نه، نه، نه ‫من قرارداد 3 ساله دارم

‫نمیتونی همینجوری منو از کار بیکار کنی

‫اولا که قرارداد 2 سال و نیمه ثانیا اینکه آنچنان ‫کار شاخی هم هنوز ازت ندیدیم.

‫به جز همون ربات بیریخته

‫که خیلی هم حیف میشه اگر جواب نده

‫پروژه ی ربات خونگی خودت در چه حاله، سیمون؟

‫پروژه ی من تعیین کننده ی آینده ی رباتیکه

‫برای کم کم 20 سال آینده

‫تحقیقات ربات های دست ساز آینده ی این شرکت رو تامین ‫نمیکنه

‫- اوه ‫- اوه بیخیال، جرج

‫طرح اولیه ی من توی گزینش هلدرمن ‫کلی فروش داشت

‫- میخوام بگم اون اسباب بازی تو حتی حرف هم نمیزنه

‫تبریک میگم سیمون ‫عالیه!

‫تموم شد؟ ‫میخوام انرژی ذخیره کنم

‫اوه نه ‫باز بحثشو پیش نکش

‫اصلا نمیشه تو یه خط جداگانه داشته باشی

‫سوال بی سوال

‫بحث من انرژی خودمه

‫اینکار فقط داره وقت منو تلف میکنه

‫پشتیبانی سیستم های امنیتی رو ‫راست و ریس کن

‫میخوام اینجا امن باشه

‫باشه

‫تماس تلفنی منقطع شد ‫ازش خوشم نمیاد

‫خیلی هرزه اس

‫آره حق با توئه

‫از اون زن های از خود راضی ئه

‫خودش رو هم خیلی دوست داره

‫هرچی کمتر از شما دوتا بدونه به نفعمونه

‫اگر بفهمه، مغزتو میکشه بیرون

‫و تیکه تیکه اش میکنه

‫بعد هم میفهمه عجب احمقی بوده که تحقیقات ‫منو زیر سوال برده

‫چون دیگه نمیتونه تورو سر هم کنه، مگه نه؟

‫- تو اصلا هم بیریخت نیستی

‫تیم خودتو راه آماده کن

‫اره کا تیمم رو نیاز دارم

‫اینجوری اما کل بخش رو حریص کردم

‫نظرت چیه؟ فکر میکنی بیان؟

‫خب، یه جورایی میتونم حساسیتشون رو درک کنم

‫میدونم پولی که در میارن از کجاست

‫اه تف تو این محدودیت

‫اینقدر فیلم نگیر از من ‫بیخیال دیگه، بسه

‫بیخیال، فیلم نگیر

‫بیا، بیا بریم یه نوشیدنی بزنیم

‫بخدا قسم که تو این روحی چیزی هست

‫خوبی تو؟

‫خیلی ساکتی

‫به خاطر خوابیه که دیدی؟

‫نه

‫میدونم فقط یه خواب بوده

‫شماره 10 دست توئه؟

‫خواهش میکنم

‫چرا دیگه این آخریا ازم نخواستی توی ورکشاپ هات ‫کمکت کنم؟

‫پس بحث اینه؟ حوصلت این بیرون با من سر رفته؟

‫- فکر میکردم ما یه تیم هستیم ‫- معلومه که هستیم

‫میدونم داری چیکار میکنی

‫قبلا بحثشو کردیم، باشه؟

‫کسی قرار نیست جایگزینت بشه

‫تو یکی دیگه شبیه به من درست کردی

‫حتی بهتر از من

‫- متفاوت ‫- بهتر

‫همونجوری که منم از خواهرم بهترم

‫فرق میکنه، باشه؟

‫حالا هم برگرد تو خونه، داری خیس میشی

‫منم دستم به این سنجه بنده ببینم اصلا ‫به سیستم واکنشی نشون داد یا نه

‫میدونم میتونی صدامو بشنوی

‫میذارمت روی حالت خواب زمستانه، ‫خیلی خب؟

‫عین خوابیدن میمونه.

‫چیزیت نمیشه، وقتی هم که بیدار شی

‫من پیشتم که ازت مراقبت کنم

‫همه چی درست میشه

‫فاعل شماره 11 داره به من نشون میده ‫چجوری مسابقه قاشق تخم مرغ و برنده شم

‫شوخی کردم...

‫چشم به هم بزنی راهت انداختم

‫چرا بیخیال فیلم برداری نمیشی؟

‫دارم خط سیر شغلی ات رو ضبط میکنم

‫به انبار ترابری خوش آمدید

‫روز امن و پرباری داشته باشید

‫چیزی نیست

‫اینجا چیکار میکنی پسر؟

‫برو ببینم، بدو برو ببینم، برو

‫خانه، درو ببند

‫- عدم توانایی در اجرا کرد دستور ‫- گفتم ببندش

‫- تو درو باز کردی؟ ‫- مشکلی در سیستم امنیتی

‫در انبار ترابری شناسایی شد

‫تو توی سیستم امنیتی بودی؟

‫نه

‫چی شده؟

‫کیف نارنجیه رو بردار و بیا بیرون

‫مرسی

‫بی زحمت حائل هارو چک میکنی؟ ‫فکر میکنم تیغه ها به هم گیر کردن

‫ببین من دوباره به کمکت نیاز دارما ‫اشکالی که نداره؟

‫چه کمکی؟

‫یه نگاه به پاهات بااید بندازم

‫چرا؟

‫میخوام پوششون رو چک کنم

‫- چیزیشون نیست ‫- میدونم چیزیشون نیست

‫اما همین روزا باید یه جفت دیگه ازشون ‫درست کنم

‫میخوام اگر عیبی تو اونا بوده تو بعدی ها نباشه

‫متوجهی ؟

‫این احیانا برات آشنا نیست؟

‫یکی اینجا بوده و قطعات رو عوض کرده، ‫این دیگه چیه؟

‫- کار من نبوده ‫- برای من دروغ نباف

‫از این قطعه فقط چندتا دیگه برامون مونده و برای دوربین های امنیتی میخوایمشون

‫ببین، کاری که ما الان اینجا باهاش ‫داریم سر و کله میزنیم

‫خیلی خیلی مهمه، ‫خیلی خب؟

‫منابعمون محدوده. ‫کار منو زیر سوال نبر

‫- من کاری نکردم ‫- آره باشه تو که راست میگی

‫وسیله نقلیه ای در حال نزدیک شدن

‫دو وسیله ی نقلیه درخواست ورود دارند

‫خانه، صداشونو بذار روی بلندگو

‫آقای آلمور

‫بنده وینست سینکلیر هستم

‫ایشون هم دستیارم آقای جی پی ملوین ان

‫اومدیم که همسرتونو ببینیم

‫دخترا گوشتونو خوب باز کنین

‫برگردین سر جاهاتون، خیلی خب؟ ‫برگردین سر جاتون، زود باشین

‫زود باشین ‫یسری آدم اینجان

‫میخوام تا وقتی که نرفتن از جاتون جم نخورید ‫باشه؟

‫تو هم همینطور، خیلی خب، زود باش ‫عقبتر عقبتر

‫خیلی خیلی مهمه

‫زود باش، آها حالا شد ‫خیلی خوبه

‫خیلی مهمه که تا وقتی که خودم نیومدن دنبالتون ‫از جاتون تکون نخورید

‫فهمیدین؟

‫ممنونم آقای آلمور

‫خبر نقل مکان همسرتون به سامنولنس ‫به گوشمون رسید

‫هنوز آماده ی رفتن نشده

‫البته

‫لطفا عذر ربات های مارو بپذیرید

‫روند شرکت به این صورته

‫نیازه که شرایط بهینه برای تداوم استفادتون ‫بررسی بشه

‫اوهوم البته

‫اقای ملوین چندتا ازمایش انجام بدن تمومه

‫قربان

‫مشمول آلمور جولی آلیس

‫و تا الان به مدت 2 سال و 8 ماه و 4 روز مورد استفاده ‫قرار گرفته

‫درسته

‫به مشکلی برخوردین؟

‫خب حقیقت...

‫نمیتونم باهاش ارتباط برقرار کنم ‫وقتی تماس میگیرم

‫اون میتونه به من زنگ بزنه اما من نمیتونم

‫سیگنال واضحه وقتی باهاتون تماس میگیره؟

‫واضح هست فعلا، اما به مرور داره ضعیف تر میشه

‫خب نزدیکای سمنولانس، انتظارش میرفت

‫مسدودی شبکه وجود نداره؟

‫نه... خب اون...

‫اصلا نمیدونه داره چه اتفاقی میوفته

‫باعث شرمندگیه که همیشه اینجوری یه کارمند ‫رو از دست میدیم

‫درسته

‫داره هرروز بدتر میشه ‫به ندرت تکون میخوره

‫مدلشه؟

‫خب ارکایو

‫معمولا با تماسهای تلفنی خاتمه پیدا میکنه

‫فقط وقتی که سیگنال ها قطع میشن

‫ظاهرا شما همه جوره با این واحد ها ‫اشنایی دارین، مگه نه؟

‫در حال حاظر داریم روی یه سری ‫تکنولوژی نو کار میکنیم

‫اما هنوز برای عموم مردم ‫قابل دسترسی نیست

‫چه منظره قشنگی!

‫آره خب...

‫یکی از مزیت های دور بودن از بقیه همینه دیگه، ‫میدونین...

‫خودت تنهایی اینجا زندگی میکنی؟

‫بله، همینطوره

‫ارامش زیادی داره

‫قربان

‫مهر امنیتی این بخش تخریب شده

‫محیط سیستم قطعه قطعه به هم متصل شده

‫چی داری میگی؟

‫همینجا، دقیقا روی سیستم خودم

‫خب داری اشتباه میکنی ‫دوباره بررسیش کن

‫استفاده خانگی از آرکایو

‫گوه خوردی، ‫هیچ کجا نمیبریش

‫- ازتون خواهش میکنم که آروم باشید ‫- از من نخواه که اروم باشم

‫ما دستمون بسته اس

‫و ناچار به عمل هستیم

‫این سیستم باید توقیف بشه ... اینکار باید انجا بشه ‫به زور حتی

‫اگر مجبور بشیم

‫میدونی که الان توی منطقه یه ‫شرکت عالی مقام ایستادی دیگه؟

‫این یه جور تهاجم مسلحانه محسوب میشه

‫از سمت شرکت سیستم دهی ارکایو

‫مطمئنی میخوای همچین چیزی رو شروع کنی؟

‫سوء تفاهم ساده ایی که پیش اومده ‫کاملا تقصیر منه

‫من نتونستم به درستی

‫اطلاعات مربوطه رو به آقای ملوین بدم

‫حتما همینطوره

‫برین بیرون

‫سلام

‫چطوری؟

‫گیج

‫آره، شرط میبستم

‫ببین من واقعا متاسفم که نبودم که برات همه چی رو ‫توضیح بدم

‫خب الان برام توضیح بده، جرج

‫منو یادت میاد؟

‫یکم گیج کنندس البته

‫خب، اصلا هیچکدوم از اینا واقعی هست؟

‫خالصه؟

‫بعضیاش... ‫بعضیاش آره، خیلی

‫- صبر کن ‫- نه نه!

‫نه

‫- خیلی خب باشه، چیزی نیست ‫- لطفا

‫کاری که قبلا کردم به نفع خودت بود ‫باشه؟

‫قفقط میخوام آروم باشی، باشه؟

‫دارم سعی میکنم از آسیبی که دیدی بکاهم ‫بعدا کامل فعالت کنم

‫من...

‫خیلی راحت میشه باز معکوسش کرد

‫دیگه اونکارو نکن

‫باشه...

‫چطور... چطوری...؟

‫چیزی نیست، چیزی نیست ‫همه چی مرتبه، آروم باش

‫به من نگاه کن، چیزی نیست ‫همه چی مرتبه

‫همه چی مرتبه

‫همه چی مرتبه، چیزی نیست

‫- پوستت الان چه جوریه؟ ‫- طرح اولیه اس

‫چرا نمیتونم هیچی رو به خاطر بیارم؟

‫به خاطر هوشیاریته، ‫داره خودش رو از نو میسازه، همین

‫- از اینجوری بودن متنفرم

‫این بافت و سازه... ‫همشون...

‫چیزی نیست، ببین الان باید آروم باشی ‫باید بهم اعتماد کنی

‫فقط آروم بگیر، آروم باش

‫به خاطر نرم افزارته، ‫داره الگوسازی میکنه

‫در تلاشه که تیکه تیکه خودشو کامل کنه ‫این...

‫میدونم این پروسه ی تر و تمیزی نیست ‫اما داره جواب میده

‫داره جواب میده

‫باشه؟

‫من حتی نمیدونم چجوری اومدم اینجا

‫من حتی نمیدونم اینجا کجاست

‫من میخوام برم خونه

‫اینجا خونه اس

‫عذابه، جرج

‫اینشکلی بودن

‫حالا سنجش چشایی

‫وانیله

‫دوست داری؟

‫- کیه که دوست نداشته باشه ‫- همم

‫شماره دو

‫لیمویی

‫خوبه، و در نهایت؟

‫اه

‫- لیمو ترش ‫- خیلی خب، ببخشید

‫خیلی خب

‫این یکی ممکنه یکم عجیب باشه برات

‫چه حسی داری؟

‫- خوبم ‫- آره، درد داری؟

‫- نه ‫- خوبه

‫خیلی خب دوباره کلماتو برام ‫ردیف کن ببینم

‫تغییر، کنترل

‫- همیار، زندگی ‫- خوبه

‫خیلی خب

‫حالا بعدی

‫- این چیه؟

‫این...

‫این "سلام هاپو کوچولو" ئه

‫چیکار کنم؟

‫بگیرش، توشو نگاه کن و باهاش بازی بازی کن

‫باهم قراره یه سری کاراتونو انجام بدین، ‫پازل درست کنین و از این قبیل کارها

‫حالا اصلا این آزمایش ها به چه ‫دردی میخورن؟

‫خیلی مبتدی ان، چجوری قراره سطح هوش ‫منو بسنجن؟

‫قرار نیست ‫به دردی هم نمیخورن

‫از طرز ارتباط برقرار کردن یه آدم با حیوانات ‫کلی چیز دستگیرت میشه

‫داره میپرسه دوست دارم ببینم ‫چجوری میرقصه یا نه؟

‫من دوست دارم

‫این قطعه ای که میخواستم نیست، ‫اون یکیش کو؟

‫هنوز آماده نیست

‫نه، RK4 رو دارم میگم

‫زود باش

‫اون دستگاهه چی بود؟

‫اون J2 ئه، طرح اولیه ی دومم ‫اون...

‫با اینجور چیزا خیلی حال میکنه

‫پس تا فردا یکم با این راه بیوفت ‫باشه؟

‫پس یعنی ما 3 تاییم

‫صورتت چی شده؟

‫اوه، یه تصادف بوده

‫گلوت چی؟ گلوت در چه حاله الان؟

‫سفته، یجوراییی بی حس

‫خیلی خب، عادت میکنی بهش

‫فقط باید بیشتر حرف بزنی تا ‫یکم جا باز کنه

‫دیشب خوب خوابیدی؟

‫بله

‫جدیدا خیلی خواب میبینم

‫دیشب...

‫البته نمیدونم خواب میبینم یا ‫به خاطر میارم

‫رویاها کارشون همینه دیگه، مگه نه؟

‫هممم، رویاها دقیقا کارشون همینه

‫AI ات داره هرکاری میکنه تا دنیای ‫اطرافشو درک کنه

‫تا بهش مفهوم ببخشه

‫همه چی رو به هم ربط بده

‫خوبی داره بدی هم داره دیگه، مگه نه؟

‫همینطوره

‫میدونی که میشنوم صداتو

‫زود باش، بیا تو، سلام کن

‫با مهمون جدید خونه آشنا شو

‫بیا بیا، زود باش، بگو سلام

‫گاهی باید خودمم کمکش کنم

‫یکوچولو هنوز تحرک و جنبشش میلنگه

‫ایشون J1 هستن

‫سلام

‫- ببخشید

‫نه نه، نگو ببخشید، ‫این تقصیر منه

‫کارا اینقدر داره سریع پیش میره که اصلا ‫وقت نشد براش یه بازو طراحی کنم

‫اما فکر نمیکنم مشکلی باشه ‫مگه نه دختر خوب؟

‫ساختن منو تموم میکنی؟

‫آره، معلومه که تموم میکنم

‫- کی؟ ‫- خب...

‫دارم رو یه چیزی کار می کنم

‫یه چند روز بهم زمان بده

‫ایشالا زود برای خودت مستقل میشی

‫نه حصاری، نه باتری، هیچی

‫چند روز؟

‫اره، چند روز، قول میدم

‫- میخوام بهت یه چیزی نشون بدم

‫اونا مثل ربات های عادی نیستن ‫مگه نه؟

‫راه رفتنشون فرق داره

‫آره خبف شماها همتون در صدد ‫رسیدن به یک چیزید

‫یادگیری عمیق ترتیبی

‫هوش مصنوعی ‫تساوی با هوش انسانی تا آخرین درجه

‫الان J1

‫اینجاها بود که رشدش متوقف شد

‫5، 6 سالگی تقریبا

‫اینو در نظر گرفتم

‫و ازش بعنوان الگوی ورژن دوم ‫استفاده کردم، یعنی J2

‫که همین یکم پیش باهاش آشنا شدی

‫الان سطح هوشش اینجاست

‫اونم رشدش توی

‫15، 16 سالگی دیگه متوقف شد

‫و در نهایت این یکی

‫این تویی

‫این منم

‫یا ابوالفضل

‫وحشت کردم بابا

‫- ببخشید ‫- سلام

‫فکر کردم رفتی بیرون

‫آره خب رفتم بیرون و الان هم برگشتم

‫و در ضمن جنابالی هم داشتین ‫خر و پف میکردین

‫کلا 3 ساعت خوابیدم ‫و نخیر خروپف هم نمیکردم

‫چرا عزیزم، میکردی

‫- آه

‫وای اگر باز فابیان باشه خودمو دار میزنم

‫امروزو دیگه خوش اخلاق باش

‫و تازه تقصیر خودش نیست که تازه واره و از ‫سیستم سر در نمیاره

‫فقط لطفا قسمت منو کاری نداشته باش ‫رنگ مورد علاقمه

‫کاریش ندارم

‫کارت که با اون الف بچه تموم شد بیا خودمون ‫یه الف بچه به دنیا بیاریم

‫من بیرونم، اگر کارم داشتی، با این ‫باهام در ارتباط باش

‫سیستم های امنیتی خودشون ‫قرار نیست درست شن

‫- امروزو مرخصی ‫- اما من میخوام باهات بیام

‫امروز به کمکت نیازی ندارم، باشه؟

‫فقط ازت میخوام بمونی خونه و ‫هوای خواهرتو داشته باشی

‫و حواست باشه که باز دردسر درست نکنه، خب؟

‫آره میتونم صداتو بشنوم

اینجا برق هی قطع میشه

اون خودتی؟

صبر کن

اونو امتحان کردم هروقت چیزی فعال میشه اینکارو میکنم

منبع تغذیه قطع شد

الان چطوره؟

سیستم های پشتبانی فعال

نمیدونم چه خبر شده ، اما خوب نیست میتونی برگردی اینجا؟

جورج ، برگرد اینجا ، لطفا

باشه دارم میام

یک ، دو ، سه ، چهار ، پنج ، شیش ...هفت ، هشت

15, 16, 17. خب 17 تاست

من تو خلیج سومم . فعالش کن

یک ، دو ، سه ، چهار

میتونم بهت کمک کنم ماژول ها رو بشماری- چی؟-

میدونم دفعه ی پیش اشتباه انجام دادم اما بزار یبار دیگه امتحان کنم

تو ... باعث شدی رشته کلام رو فراموش کنم .خب؟

ببین ، میشه لطفا اینو ببری دوباره شارژش کنی؟ باشه؟

خیله خب مرسی

این مکان داره از هم میپاشه

خرابی در سیستم نیروی اضطراری

قدمت این مکان چقدره؟

اه...نمیدونم

بیشتر از سن من

سیستم فعال شد

خب ، وقت خوابه ، کارتون بشه . باشه؟

آره میدونم خب زودباش

خیلی خوبه

دختر خوب. دختر خوب

اینم ازین دختر خوب همینه

حالا باید برم به یک جلسه. خب؟

چیزی نیست . مستقیم برمیگردم اینجا ، زود برمیگردم

راستی میدونی خواهرت کجاست؟

منابع مرکزی یک ارزیابی کننده خطر برای دیدار با تو اعزام کردن

آقای تگ

دستورعمل های امنیتی جدیدی برات داره که نیاز به ملاقات حضوری داره

برام مهم نیست که چی میخواد

این محیط تحقیقاتی خودمه اونم نمیاد اینجا

باشه

تو همون مکان چندش آوری که خوشت میاد ملاقاتش کن

مسئله مهمیه . ساعت 9 امشب

سلام

سلام من جورج المور هستم

بفرما بشین

خب ، من اینجا چیکار میکنم؟

من یه ارزیابی کننده خطرم

خطر رو ارزیابی میکنم

و تو... تو یک خطری

متاسفم آقا شما نمی تونید اینجا سیگار بکشید

واقعا؟

امیدوارم ، به خاطر خودتم شده

نیاز نباشه در چند دقیقه آینده از این استفاده بکنم

اه ، هی یادم میره

توی همه ی اینا تازه واردی

درباره بلک مسا چیزی شنیدی؟

نه نشنیدم

خب ، باید دفترچه ات رو بخونی

دو کشته و یک گمشده

همه ی پرسنل تحقیقات

دقیقا میدونستن که چیکار دارن میکنن

چطور وارد شن ، کیو هدف بگیرن

چی رو بردارن

بنابراین ، آتیشمون داره بالا میگیره

و ما باید دوستان صمیمی هم بشیم

خب ، من وقت برای دوستی ندارم

داری نظارت میشی

آره ، اون قسمتو فهمیدم- این شامل دختره هم میشه-

همم

دو شب پیش

توی خونه من بودی؟

برام فرستادن- خب ، کی عکسو گرفته؟-

کی عکس لعنتی رو گرفته؟

اگه اینو میدونستم

به جای تو در حال حرف زدن با اونا بودم

که چی؟ این یه جور پیغامه؟

دستورعمل های جدیدت

فقط برای مواقع اضطراری

متوجه شدی؟- اوهوم-

خوب بخوابی ، آقای المور

اوه و از تن ماهی دور بمون

اوه ، داری انجامش میدی

اوه ، واو ، اوه لعنتی

واو

خیلی باوقارانه است

ممنونم

خیلی خوبه

بهم بگو چطور پیش رفت

...اینجوری پیشرفت که ...اینجوری پیشرفت که

سه سال پژوهش خالصانه با یک نمونه اولیه قابل تحویل در آخرش

چی؟ ووه ! چی؟

آره ، بهم دادنش- اوه ، خدای من-

اونا... عملی شد- اوه خدای من-

عزیزم ، این محشره . تبریک میکنم- ممنون ممنون-

اوه خدای من خب ، همه چیزو بهم بگو

کارگاهت رو توسعه میدن؟

...ام

آره ، یه جورایی یک سایت تعطیل شده است

یه کارگاه تو مسا بهت دادن؟

نه ، امیدوار بودم ، نه

دوره ریاست یامیناشیه

چی چی؟- یامیناشی-

فکر کنم اینجوری میگن

یامیناشی

یامیناشی- یامیناشی-

یامیناشی- یامیناشی-

چی هست؟

ژاپن

بیخیال

ژاپنه

ببین ، در عوض .. سایت محشریه

یه تاسیسات قدیمی از کار افتاده است

که وسط یه جنگله ، زیباست

یعنی یه خونه ی بزرگ داره که بهش وصله

با منظره ای زیبا و هرچیزی که نیاز دارم

و اونا برای سه سال مارو به حال خودمون میزارن

درسته

درسته

وووه

ژاپن؟

آره

میدونم خیلیه

نه نه ، راستش

عالیه

واقعا بهت افتخار میکنم

ممنونم

اگه بخوای میتونم بگم نه

هشدار ، رخنه در منطقه مسکونی

هشدار ، رخنه در منطقه مسکونی

خانه ، چراغ ها

وب سایتی خاص برای کاربرانی خاص Www.FoxMovie.Co

خانه ، هشدار رو خاموش کن

سیستم دوباره راه اندازی شد

خانه غیرفعال

عدم توانایی برای انجام

آقای المور چی شده؟

این تویی؟

ما یک اخطار دریافت کردیم که کیفت باز شده

آره من بازش کردم فقط میخواستم ببینم داخلش چی هست

همه چیز خوبه در ها رو باز کن

پس هیچ موقعیت اضطراری وجود نداره ، درسته؟

نه وضعیت اظطراری ای وجود نداره

در ها رو باز کن ، دارم تجهیزات رو جوشکاری میکنم

در های لعنتی رو باز کن

اگه دوباره اون کیف رو باز کنی

به نفعته که واقعا وضعیت اضطراری باشه

دفعه بعد ، تیم بازرسیه

خانه ، دِرون های جست و جو رو راه بنداز یه دید از کل محیط میخوام

راه اندازی شکست خورد تداخل مغناظیسی

دِرون ها در داخل محیط امنیتی راه اندازی نخواهند شد

درست نمیتونم ازش سر دربیارم

وقتی بمیری ، دیگه مردی ، درسته؟

آره ، مردی ولی واقعا نرفتی

اینو گوش کن

مشتری های آرشیو میتونن تا 200 ساعت

با متوفی تعامل داشته باشند

اما باید یه جور دانلود یا همچین چیزی باشه مطمئناً

اگه راهی برای حفظ هوشیاری بعد از مرگ وجود داشته باشه

درسته ، اما آنالوگه ، نه دیجیتال

برای همینه که فقط یه زمان تعیین شده داری

باشه ، میدونم این یه تکنولوژی جدید و این چیزاست

اما برای من خیلی عجیبه

آره ، عجیبه اما یه جورایی عالی هم هست

یعنی میتونی بعد از مرگت

کار هات رو به اتمام برسونی

میتونی به خوبی خداحافظی کنی

با بد و خوبش باید کنار بیای ، درسته؟

چرا باید بخوای بعد از مرگم باهام حرف بزنی؟

چون دلم برات تنگ میشه

اوخی

منم دلم برات میشه فکر کنم

خب من که نمیفهمم از قبل مردم ، درسته؟

از کجا میدونی که متوجه میشی اصلا ؟

باشه بابا باشه- باشه -

باشه- باشه؟-

نه نمیخوام نمیخوام

خدای من

واقعا نمیفهمم چرا گیر دادی به این قضیه؟

چون نمیخوامش جورج

باشه تو نمیخوایش

اینقدر ازش متنفری

...میتونیم فقط بهش فکر کنیم ؟ میتونیم

نه نمیخوام راجع بهش فکر کنم جورج

نمیخوامش به همین سادگی

ببین چرا به مقدار درباره اش فکر نمیکنی

نمیخوام درباره اش فکر کنم

ببین بهش فکر کن ضرری نداره که

نمیخوام ، جورج

نمیخوام مرده ام توی یه جعبه گیر افتاده باشه

من که یواشکی نرفتم که اینکارو بکنم خب؟

خب ، اینطور به نظر میاد

خب من اینکارو نکردم

لغوش میکنی؟

حتما ، لغوش میکنم

نه نه نه

زودباش ، بهت گفتم که داخل بمون

زودباش داخل داخل داخل

خدای من

زودباش ، بفرما خوبه

خوبه

همینجوری راه برو

حالش خوبه؟

میدونی که شمانباید خیس بشید

اون داخل نمیومد

چیزی پیدا کردی؟

نه نکردم به کیت شبانه ام نیاز دارم

دوباره باید برم بیرون

متاسفم که مثل اون کافی نیستم

هی هی هی اونجوری حرف نزن خب؟

ما یه خانواده هستیم و من از هردوتون مراقبت میکنم

اما الان نیاز به کمکت دارم ، خب؟

اول از همه نزار که خارج بشه

در هیچ شرایطی

نمیخوام اتفاقی براش بیوفته

یا برای تو ، خب؟ دوما ، منو نگاه کن

اگه کسی تلاش کرد وارد خونه بشه

و منظورم هر کسیه

میخوام که با رادیو بهم خبر بدی

کانال 12 مثل همیشه ، باشه؟

خیله خب ، خوبه

بیرون ، زودباش بیرون

برید ، زودباشید تو هم همینطور ، برید برید

الان وقت این چیزا رو ندارم

لعنتی

خوبی؟ میتونی صدامو بشنوی؟

ای حرومزاده

درباره ی اون میدونم- چیزی نیست ، همه چیز مرتبه-

درباره اون میدونم- آروم باش آروم باش-

میدونم تو چیکار کردی- گوش بده-

میدونم دختره توی اون جعبه است و دیگه برنمیگرده

صبر کن صبر کن آروم باش

چرا اینکارو با من کردی؟- بهم گوش کن-

چیزی نیست ، همه چیز روبه راهه

باشه؟ همه چیز مرتبه

متاسفم ، باشه؟ متاسفم

فقط نمیتونستم بدون اون باشم

چرا بهم نگفتی؟

میخواستم اما نمیتونستم

نمیتونستم

اگه میخوای که من بهت اعتماد کنم

باید باهام صادق باشی

باشه ، چی میخوای بدونی؟

همه چیز

...خب

ای اطلاعاتیه که کامپیوتر تونسته

از آرشیو بکشه بیرون

تاحالا موفق نشدند یکی رو به کامپیوتر متصل کنن

پس فقط توی یه هارد ذخیره اش میکردن

نه

خدایا ، کاش اینقدر ساده بود

رک بگم ، ذهن تو کامپیتوری نیست

یه عنصر بیوشیمایی داره

و تکنولوژی توی آرشیو ومغزت

به شدت پیچیده است

پر از دریچه و ترانزیستور ها و کلی شیشه است

اما تو اینکارو کردی

آره

من کردم

یکبار تونستم که یک جور

سیگنال آنالوگ ازش خارج کنم

و تلاش کردم که دوباره وصل بشم اما نتونستم

فکر کردم از خوش اقبالیمه بنابراین

اطلاعات رو خارج کردم و تو یک نرم افزار

تشخیص الگوریتمی گذاشتم

مدت زیادی رو صبر کردم

بیشتر از یک سال

و اونوقت ، یه چیزی دیدم

خودش بود

بنابراین از اون استفاده کردم تا یک الگوی شخصیتی بسازم

و بعدش ، نسخه جسمی اش رو ساختم

جی-1

و با هرکدوم ، پیشرفت بهتر شد

جی-2

و بالاخره تو

اون چه شکلی بود؟

برای من .. عالی بود

فکر میکنی باهم دوست میشدیم؟

خب ، تو باید بهم بگی

تو اونو بهتر از هر کسی میشناسی

احساس میکنم که اون خواهر منه

اره . همه ی شما تا این حد از رابطه جلو رفتید

میخوای جی4 هم بسازی؟

نه

حالا ازت میخوام که بهم بگی چه اتفاقی افتاد

اون منو به آرشیو برد

اون منو گرفته بود و چسبونده بود به دیوار

بنابراین منم تقلا کردم

...احتمالا تعادلش رو از دست داد

بعد از اون چیزی یادم نمیاد

اون؟

تو چه غلطی کردی؟- اون یه حادثه بود-

منظورت چیه که یه حادثه بود ، اخه چرا؟

میخواستم حقیقت رو بهش بگم

تو میخواستی که بهش حقیقت رو بگی

حسودیت شد؟- چرا به اون نیاز داری؟-

چرا نمیشه رو من کار کنی؟

میخوام بهتر باشم

بلایی سر آرشیو آوردی؟

بهش دست زدی؟- نه-

هیچوقت بهش آسیب نمیزنم اون یه حادثه بود

خب ، ایندفعه زیاده روی کردی

همینجا میمونی

کانال امنیتی

قضیه چیه؟ سرم شلوغه

یه ملاقات داشتیم ، با کمپانی آرشیو

میخوان درباره زنت باهات صحبت کنن

این به تو هیچ ربطی نداره

خب ، شرکت خرج خدمات رو داره میده

پس درواقع ؛ داره

به نظر میاد فکر میکنن ربات های تو

یه جورایی بر اساس تکنولوژی آرشیو اونا ساخته شده

اونا دارن درباره نقض حقوق اختراع حرف میزنن

میخوان از نزدیک به خوبی ببیننشون.

البته ، من بهشون گفتم

تمام تحقیقات ما محرمانه است

تهدید به شکایت حقوقی علیه ما کردن

با بالاترین مقام ها

چیزی هست که من باید بدونم

نه

خب ، وکیل ها دارن درباره اش تحقیق میکنن

ممکنه عواقبی داشته باشه

ما مشکلی نداریم

منظورم برای توئه

تو قرار داد محرمانه بودن رو

با راه دادن اونا به خونه نقض کردی

ممکنه موجب پایان دهی بشه

اما حتما بهت خبر میدم

روز خوبی داشته باشی جورج

سلام

حالت چطوری؟

چند وقته که خاموش بودم؟

اوه ، زیاد نبود چند روز

میتونم بیام بیرون

...اام

...آره میتونی بیای بیرون اما

میخوام بیام بیرون

باشه

حتما

ووه ووه ووه خوبی؟

حالت خوبه؟

پاهام کجان؟

چه بلایی سرم آوردی؟

خب ؛ اونارو برای کار میخواستم

اونارو دادی به اون ؛ مگه نه؟

نه نه نه ، اونا رو ندادم به اون

توی اونا

توی اونا تکنولوژی ای بود که خیلی مهم بود

و من نیازش داشتم ، خب؟

من میخوام پاهامو پس بدی

میتونی برای اون پاهای جدید بسازی

خب ، کاری که میخوام بکنم

اینکه میخوام خیلی زود برای تو پاهای جدید بسازم

کی؟

اه ، به زودی ، باشه؟

الان زیاد وقت ندارم ، اما به زودی

کمک منو میخوای؟

منو تنها بزار

کمبود انرژی ، هشدار

کمبود انرژی

خرابی ناگهانی

خرابی ناگهانی خرابی ناگهانی

خرابی ، خاموش

صبح بخیر خانوم

موسیو- اوه موسیو

با گرز بزرگ نشسته اوه او اه

احمقی

دیروز نمیتونستم فرانسوی صحبت کنم

یه چیزی درباره یه لیوان

چای داغ خیلی احساس آسودگی میده

حتی اگه نتونم بنوشمش

دلم برای پنیر تنگ شده

بیکن- اوه آره-

ممم

امتحانش کن

یه شبیه سازه

بهش نیاز نداری ، اما

میتونی از لذت بخش بودنش لذت ببری

ممم

ممم- خوشمزه است؟-

جورج-

این باید جایزه ی نوبلی چیزی باشه

میتونیم یه دقیقه تنها باشیم؟

حتما ، زودباش

تو منو ترسوندی

حالت خوبه؟

نه- خب من که خرابی ای نمیبینم-

به این معنی نیست که من خوبم

بهت میگم چی کار کنیم

وقتی احساساتت کمتر شد چرا نمیای باهم دیگه صحبت کنیم؟

باشه؟

سلام- سلام-

اهنگ خیلی خوبیه- اوهوم-

زودباش ، با من برقص

زودباش- نه نه ، راحتم-

متاسفم

چیزی نیست

برو بیرون

...من- !برو بیرون-

تخریب در علائم حیاتی

آقای مکس با حضورش لطفش رو بهمون نشون داد

مواظب باش

من حامل یک خبر خوبم

باشه

من محافظ توئم- آره -

عالیه ، صادقانه میگم . بهت خیلی افتخار میکنم

نه ، این چیزی نیست که میگم

. این چیزی نیست که من دارم میگم گفتم مشکلی نیست

مایک وان صدامو داری؟

مایک وان ، مایک وان صدامو داری؟

میشنوم مایک وان ، بگو

به یک جعبه نیاز داریم . کمک های اولیه

دریافت شد مایک وان . اماده باش

خوبی؟

تصادف رو یادمه

من حامله بودم

برقراری ارتباط با آرشیو امکان پذیر نمیباشد

لطفا بعدا دوباره تلاش کنید

درحال برقراری تماس

آقای المور اسم من هانس السون هست

امروز چه کاری میتونم برای شما بکنم؟

آره . سلام . من با دستگاه آرشیوم به مشکل بر خوردم

افراد تیم تشخیص ما اعلام کردند که

دستگاه همسر شما به خواب رفته

دارید آماده ی اخرین احضارتون میشید؟

آره خب ، قضیه همینه که من نمیتونم

متاسفم قربان اما تو این مرحله ی اخر

کار زیادی از دست ما برنمیاد

خب من نمیفهمم ...من

شما یه تیم فرستاید و دستگاه رو چک کرد و اونا گفتن که مشکلی نداره

معذرت میخوام قربان . تیم؟

آره . اسم هاشون

مالوین و سینکلیر بود

متاسفم آقا المور

اما ما گزارشی از بازدید میدانی نداریم

گفتی اسم هاشون چی بودن؟

مالوین و سینکلیر

متاسفم قربان

اما ما افرادی با اون اسامی نداریم

آقای المور

برای اخرین احضارتون آماده اید؟

اسم من هانس السون هست

امروز چه کاری میتونم برای شما بکنم؟

به بخش مهندسی خوش آمدید

روز امن و مفیدی داشته باشید

لطفا به اون دست نزن

الان نیاز دارم که بهم اعتماد کنی ، باشه؟

انتقال داده ها

این دیگه چه کوفتیه

تو مشغول اینکار بودی ای عوضی

کمپانی آرشیو به خاطر نمونه ی اولیه ای که تو گم کردی

گیر افتاده

از دریاچه ی لعنتی کشیدیش بیرون

دارن تهدیدات قانونی ای میکنن

که میتونه کل این کمپانی رو ورشکست کنه

بلافاصله الان کارت رو لغو میکنم

...درست همونجا که هستی بمون

غیر فعال شد

دارن میان دنبالمون ، الان

غیر فعال شد

میرم نیرو رو به سمت پل رو قطع کنم

برمیگردم

سلام؟- تو کی هستی؟-

جورج کجاست؟

خیلی خوبه که بالاخره میتونم باهات حرف بزنم

جورج کجاست؟

جورج الان نمیتونه بیاد پای تلفن

چه اتفاقی براش افتاد

لازم نیست نگران جورج باشی

وقتی که تو بری من مواظبشم

برم؟

وقتی آرشیوت منقضی بشه

که زیادم طولی نمیکشه-

چی بهش گفتی؟

جولز ، میتونی صدامو بشنوی؟

جورج اون کی بود؟

الان نمیتونم واقعا توضیح بدم اما

باید بهم اعتماد کنی باشه؟

سیگنالت خیلی ضعیفه

و من باید اینکارو بکنم

خیلی زود میبینمت

خیلی زود میبینمت؟

میخوای اونو بزاری داخل من

مگه نه؟

دوباره منو برنامه نویسی کنی

مثل یه جور به روز رسانی نرم افزار

من تورو ساختم که اونو نگه دارم آره

باید کاملا مطمئن بشم که تو

دقیقا همون احساسات رو احساس میکنی

همون احساساتی که اون داشت

متاسفم اما تنها راه همینه

اون مرده

جولز مرده لعنتی

هشدار ، نزدیک شدن وسیله نقلیه

هشدار اضطراری

خانه در رو ببند

دسترسی رد شد

!در لعنتی رو ببند

مقدور به اجرا نمیباشد

از این قضیه نمیتونی در بری جورج

خرابی ناگهانی سیستم

نه

ایمنی اولین در ، در معرض خطر

نفوذ به اولین در امنیتی

بزار بمیره جورج

نه

باید تلاش کنم و برش گردونم

اون مرده

فقط تفنگ رو بزار پایین ، باشه؟

رخنه در محیط

اونا کی هستن؟ چی میخوان؟

اونا تورو میخوان

وضعیت اضطراری

رخنه در محیط

هی هی هی اونکارو نکن زودباش

زودباش همه چیز خوبه

همه چیز خوبه

زودباش زودباش هی هی هی

مشکلی نیست . همه چیز خوبه

متاسفم . با تو کار نمیکنه

نتونستم به اندازه کافی خوب بسازمت

میدونم میدونم

آره

نفوذ به دومین در امنیتی

...من هیچوقت شانسی نداشتم

داشتم؟

این تقصیر منه

من اونو کشتم

تقصیر هیچکس نبود

چرا ، بود

من داشتم رانندگی میکردم

فرقی هم نمیکرد

...نه نه نه اون

میبینی ، من میخواستم درستش کنم ، میدونی؟

میخواستم اوضاع رو درست کنم

تا بتونیم زندگی ای داشته باشیم همونطور که قرار بود داشته باشیم

تا که بتونیم آینده ای باهم داشته باشیم

متاسفم

حاضری؟

زودباش زودباش لعنتی

زودباش

نه نه نه

رخنه به دومین در امنیتی

چیزی نیست چیزی نیست چیزی نیست

چیزی نیست

چیزی نیست . چیزی نیست

چیزی نیست .چیزی نیست

چیزی نیست .چیزی نیست

جورج؟

آره آره

آره آره خودمم

جوابشو نده

...جورج

جوابشو نده

سلام؟

جورج این آخرین دفعه ایه که

میتونم صحبت کنم

بهم میگن که سیستمت داره منقضی میشه

متاسفم

نتونستم همه چیز رو بهت بگم

اما میخوام بدونی که دوستت دارم

دلم برات تنگ شده

باید خداحافظی کنم

یه چیزی هست که میخوام بشنوی

بابایی؟

مامان میگه ما دیگه نمیتونیم بیایم و ببینیمت

دوستت دارم

خدانگهدار

خدانگهدار

ممنون خانم المور

به خاطر فقدانتون تسلیت میگم

ترجمه : نسترن و بهین موسویان Nastaran & Behin

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.