Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
(Mehdi_Rain) مترجم : مهدی @Mehdi_Rain : کانال تلگرام
سال 1937، استعمار ژاپن بر کره
در مکان های سرگرم کننده سخت گیری های شدیدتری اعمال میشد
جوانان گیونگ سونگ مشتاقِ
رابطه یِ آزاد بودن و برای جوان ها
که در بین رابطه آزاد و ازدواج سنتی عذاب می کشیدند یک نفر دفتر ازدواج گیونگ سونگ را تاسیس کرد
همچنین، این داستان بر اساس واقعیت نمی باشد
گیونگ سونگ، سال 1937
خوش بگذره ممنون
سلام
لطفا "مرحبا به عشق" ماهِ قبل رو بدین
انگار خیلی از این مجله خوشت میاد
چرا مالِ این ماه رو نمیخری؟
چون حقوقم زیاد نیس
مجله ماه قبل نصف قیمته واسه همین میتونم پولشو بدم
ستاره یِ جه چون
بون، تو همش داری گریه میکنی!
من تبدیل به ستاره جه چون میشم
لی سوکجا، 21 ساله سه ماهه تو شهره و دنبالِ شوهر میگرده
در حال جستجوی مرد ایده آل
دخترا و پسرا میتونن هر جایی عاشق بشن
در حال جستجوی مرد ایده آل
خیلی خجالت آور بود
رابطه رمانتیک و ازدواج با شرایطِ شما
جشن زوج ها
کلوب ونوس آژانس ازدواج گیونگ سونگ
چا جو اوه، مدیر عامل آژانس ازدواج گیونگ سونگ
بیاین با هم...
جشنی که توسط آژانس ازدواجِ ما برگزار شده رو شروع کنیم
حالا سریع ترین راه قرار گذاشتن رو شروع می کنیم
تو روزنامه ها، فیلما و خیابونا،
همه دلشون میخواد رابطه آزاد داشته باشن
به هر حال وقتی بحث ازدواج میاد وسط...
پول
مهم ترین مسئله پوله
وقت تموم شد
حالا آقایون به اندازه یه صندلی جابجا بشین
جابجا بشین!
بنابراین،
چیزی که دختر پسرای امروزی بهش نیاز دارن،
شرایط ازدواجه
جابجا بشین!
صرفنظر از جنسیت،
ازدواج سه تا شرط مهم داره،
من دانشگاه دخترانه ایووها میرم تحصیلات بالا
حقوق بالا
پیشینه خانوادگی
اون مرد متشخص که اونجا نشسته چه جور آدمیه؟
برای خانم رمانتیکی مثل شما،
اون کسی که کنارش نشسته،
و یه کارمندِ رمانتیکه، مناسب تره
کارمندِ رمانتیک
شرایط قرار گذاشتن چطوریه
و اونا چطور با هم ازدواج میکنن؟
مَردی که لباس تیره تر پوشیده،
حقوقش بالاتره
تا وقتی که یه زن فاحشه یا ژیگولو نباشی ژیگولو = مرد فاحشه
داشتن شرایط خوب خیلی مهم نیس
یه لحظه صبر کنید
تو یه ترفند کوچیک لازم داری
اون از این خوشش میاد
علاقه متقابل
بیاین با هم آشنا بشیم
منم اینجا میتونم ازدواج کنم؟
میخوای با من برقصی؟
آره
چی؟
اون کیه؟
هی، هی، دِبونگ، دِبونگ
اون دیگه کیه؟
معذرت میخوام
اشکالی نداره،
فقط برو
میتونی بری
اما من هنوز مرد ایده آلم رو پیدا نکردم
چی گفتی؟
فقط برو خونه
و با کسی که خانواده ـت برات انتخاب میکنن، ازدواج کن
فقط همین کارو کن. این بهترین کاره
چرا؟ "چرا؟"
میخوام با کسی که خودم انتخاب میکنم ازدواج کنم
ما الان تو گیونگ سونگ هستیم
یه نگاه به لباسِ زشت و از مد افتاده ـت کن
اصلا با عقل جور در میاد؟
ایششش!
بخاطر اینه که مَردِ دلال ازدواجی
یا واسه اینه که به اندازه کافی تجربه نداری؟
تجربه ندارم؟
پس برو پیش یه دلال ازدواج که پیرزن باشه
هر کسی نمیتونه از نردبون بره بالا
لازم نکرده
خودم اینجا تنهایی میتونم یه پسر مدرن پیدا کنم
ایششش!
جشن زوج ها
کشور داره با جنگ دست و پنجه نرم میکنه
اینجا چه خبره؟ هایاتو، فرمانده پلیس محلی
هایاتو، فرمانده پلیس محلی
ما مکان های سرگرم کننده رو به شدت کنترل می کنیم، قربان
آژانس ازدواج گیونگ سونگ
آژانس ازدواج گیونگ سونگ
هدف : داشتن بچه ای که مقام ارشد دولتی رو بدست بیاره
سن، ظاهر، تحصیلات، شغل، پیشینه خانوادگی
ازدواج موفق به معنی داشتن حق الامتیازه
قوانین پیوستن به آژانس ازدواج
لطفا اطلاعات شخصیتون رو کاملا دقیق
تو برگه ای که بهتون میدم بنویسین
دقیق بنویسین
نباید چیزِ الکی بنویسین
برین اونجا لطفا
اینجا بشینین
کدوم مدرسه میرفتین؟ لطفا اسمتون رو دقیق بنویسین
اینطوری میتونین با یه شریک خوب آشنا بشین
!!!فقط 10 جون! تقریبا مجانیه واحد پول کره جنوبی در اون زمان
همه چی فقط 10 جون
دیروز تو جشن زوج ها تحقیر شدم
آها
همون آژانس ازدواجِ پسری که
خانواده ـش ورشکسته شد؟
راستی،
تو که واقعا نمیخوای برگردی جه چون، سوکجا؟
ای بابا! تو گیونگ سونگ صدام بزن سوجی!
نه، لطفا صدام بزن سوجی
آه، اینو از رو صورتم بردار
هنوزم خیلی از مد افتاده ای
تو هیچی راجبِ سلیقه زَنای گیونگ سونگ نمیدونی
چطور میخوای ازدواج کنی؟
نمیتونم واسه همیشه اینجا کار کنم
و با تو زندگی کنم
اینم میدونم از یه خانواده پولدار نیستم
میخوام به یا پسر مدرن که شرایط خوبی داره آشنا بشم
و ازدواج کنم
به این آسونی که گفتی نیست
اما...
شنیدم اون مَردی که دلال ازدواجه،
خیلی تو کارش ماهره
واقعا؟
لطفا بهم کمک کنین ازدواج کنم
اوه؟ وای!
وای! وای!
تو همونی هستی که دیروز موقع رقصیدن یه نفرو زد
درسته؟
هزینه عضویت خیلی بالاس
چقدره؟
و شرایطش هم خیلی سخته
اینو ببین
این جدول طبقه بندی اعضا ـمونه،
که اونا رو به رده های مختلف تقسیم میکنه
رده بندی اعضا
چرا برای ازدواج به رده بندی نیاز دارین؟
چون این روزا هر کسی با هم طبقه خودش ازدواج میکنه
تو کجا زندگی میکنی؟
شغل داری؟
تو فروشگاه 10 جونی...
چی؟
فروشگاه 10 جونی؟
همون مغازه ای که رئیسش همه چی داره...
بجز خوشکلی؟
نه...
اگه تو رئیس اونجایی...
هی، اون کلاسش خیلی بالاس
هی، چرا یه رئیس باید اینطوری لباس بپوشه؟
اگه رئیس مغازه باشم...
خیلی با کلاس میشم؟
اسمتون چیه؟
لی سوک...
سوجی
لی سوجی سوجی
خانم سوجی
چه اسم باکلاسی بعد از شانی و آیلین
این سومین اسمیه که... هی!
چطور میتونی بگی سومین؟
این اسم خیلی با کلاسه
خانم لی سوجی
خانم، من تمام تلاشمو میکنم
که بهترین مرد رو براتون پیدا کنم
خب...
چه پیشنهادی برام داری؟
اینجا رو نگاه کنید یک، دو...
خانم، یه کم شونه ـتون رو بیارین پایین تر
حالا آماده باشین یک، دو، سه
ملاک ها :
پسر مدرن، پول، رمان های عاشقونه بخونه
ممنوعیت ها :
بدهی، فقیر و تاجر
طبقِ ملاک های شما
و ممنوعیت های ازدواج،
یه شخص ایده آل براتون پیدا می کنیم
از طرف اعضای مَرد جواب گرفتیم
نمیتونم برای دیدنت صبر کنم
معمولا، قرار گذاشتن
زمانی اتفاق میفته که هر دو عضو همدیگه رو انتخاب کنن
چویی چونگ... اوکی؟ آره
اون خوبه
بیا با چویی چونگ پیش بریم
وقتی قرار گذاشته میشه،
نامه صورتی جادوییِ،
عشق احتمالی ـتونُ دریافت میکنین
نامه یِ عشقِ احتمالی ـتون!
ممنون خدافظ
اولین عشق احتمالی خانم لی سوجی.
لبخند چویی چونگ
شبیه نسیم پاییزی می مونه
اون صاحب زمین بزرگیه
اسمم سوجیه
من رمان های عاشقونه دوست دارم
عاشق گوش دادن به موسیقی ام
درسته
برای اینکه اینا به فروش برن،
باید خوب به نظر برسن
صبر کن میخوام کاری کنم یه استایل محشر داشته باشی
نمیخوای که مجبورم کنی اینو بپوشم؟
چرا انقدر دیر کرد؟
@Mehdi_Rain : کانال تلگرام
ببخشید دیر اومدم
اون پسره خیلی ناراحت شده؟
نه
اشکالی نداره یه خانم یه کم دیر بیاد...
بفرمایین تو
باشه
ایشون آقای چویی چونگ ـَن
از دانشکده کشاورزی و جنگلداری فارغ التحصیل شدن
و دو قطعه زمین زراعی برنج تو کشور دارن
و ایشون خانم لی سوجی ان
ایشون رئیس فروشگاه 10 جونی هستن
شما هر دوتون رئیسین،
پس مطمئنم خیلی حرفا برای گفتن دارین
بدون هیچ عجله ای با همدیگه صحبت کنین
پس من دیگه میرم
چشم
ای بابا!
یه خانم که تویِ گیونگ سونگ یه فروشگاه رو میچرخونه؟
فوق العاده ـس
بله، ممنون
کسایی مثل ما که همچین شغلی دارن،
باید خیلی چیزا از فرهنگ غربی یاد بگیرن
بذار برم سر اصل مطلب
به نظرت بعد از ازدواج، نیویورک خوبه؟
نیویورک؟
خیلی عالیه!
تو مجله دیدم...
خوبه، فکر کنم بتونم خودم تنهایی برم نیویورک
تنهایی؟
با همدیگه نمیریم؟
چی؟
چرا یه زن باید بره اونجا؟
یه زن باید تو آشپزخونه غذا درست کنه...
چه بلایی سَرِ مهارتت اومده؟
پولمو الکی برای ریشکا حروم کردم! ریشکا :کالسکه مسافرکش
خانم، حداقل باید سه بار قرار بذارین تا مطمئن بشین...
همین الانشم میتونم تشخیص بدم
نباید به یه مَردِ دلال ازدواج اعتماد میکردم
چی؟
باید جایگاه خودت رو بدونی! اون از سرتم زیاده
ممکنه یه عضو سطح پایین بشی
سطح پایین!
عضو سطح پایین
سطح پایین؟
خانواده ـت ورشکسته شده!
این تویی که باید عضو سطح پایین بشی
وای!
معذرت میخوام
برایِ قرار بعدیتون تمام تلاشمو می کنم
خیلی خب
و قلب صورتی جادویی هم یادت باشه
بهت اعتماد دارم
هنوزم کافی نیست
تا کِی میخوای به عنوان دلال ازدواج کار کنی؟
تو دانشگاه رفتی
باید یه کار بزرگتر انجام بدی
کاری که خودت کردی چقدر بزرگ بود
که خانواده ـمون ورشکسته شد؟
اگه نمیتونی کمکم کنی،
بهم نگو چیکار نکنم
داری چیکار میکنی؟
امروز به انداره کافی پول درآوردی که بدهیت رو بدی؟
ستاره یِ جه چون؟
اون چیه؟
اینجا رو میشناسی؟
اینجا کجاس؟
اینجا چه خوبی ای داره؟
ستاره یِ این دریاچه انقدر رمانتیکه
که اونجا هر کسی میتونه عاشق بشه
اما تو گیونگ سونگ پیدا کردن همچین جایی خیلی سخته
انقدر حرفایِ احمقانه نزن
و بجاش برو بخواب
دیر وقته
کیم یونگ مین، عضوِ سطح بالا
هر دویِ شما خوندن رمان های عاشقونه رو دوست دارین
پس به نظرم خیلی حرفا برای گفتن دارین
شما "ستاره یِ جه چون" رو میشناسین؟
مردم بهم میگن من...
شبیه شخصیت اصلیِ مَردِ رُمانم
بله. شبیه ـشین
شخصیت اصلی زن خیلی خوب نیست
اما شخصیت اصلی مرد خیلی باحاله
واقعا؟ پس...
ای وای!
از من خوشت میاد؟
خب...
سوجی، لطفا همسر دومم باش
چی؟ چی؟
بی شرفِ عوضی! همونجا وایسا!
اوه! عزیزم!
عزیزم؟
هی، چطور جرات میکنی شوهرِ معصومم رو از راه بدر کنی
و دستشو بگیری؟
نه، نه... پس مزه اینو بِچش
یه لحظه صبر کنید
فکر کنم براتون سوء تفاهم پیش اومده
اون شوهرتونُ از راه بدرنکرده
من این قرارُ جور کردم تو؟
خدای من، تو شوهر معصومم رو با این زن آشنا کردی؟
بله، من کسی ام که...
نه، اینطور نیس چی داری میگی؟
عزیزم! عزیزم!
چِتون شده؟
من این قرارُ جور کردم!
من اینکارو کردم!
پولمو پس بده
نمیخوام ازدواج کنم
منم خبر نداشتم
خیلی ها هستن که وانمود میکنن
مجردَن
چطوری باید همه اون آدما رو بشناسم؟
ساکت، ساکت!
رئیس!
چه خبره؟
یه مشکلی کوچیک برای آژانس ازدواج پیش اومده
آژانس ازدواج؟
بهت دستور داده بودم که همه مکان های سرگرم کننده رو تعطیل کنی
یادت رفته؟
صبر کنین، تعطیل بشه؟
اونجا مکان سرگرم کننده نیس
ما با هدف درست کردن روابط سالم... همین الان اینکارو کن!
چشم
سوکجا!
سوکجا کجاس؟ اونی!
من اینجام
چه خبر شده؟
کی اینکارو کرده؟
کی اینکارو باهاش کرده؟
این دیگه کیه؟
اول شَرِ اینو بِکنین
چقدر لازم داری؟
چقدر لازم داری که کارکُنم رو آزاد کنی؟
کارکُن؟
بندازینش بیرون!
سوکجا؟
کارکُن؟
سه ماه قبل، جه چون
با همسایه ـمون، آقای پارک
ترتیب ازدواجت داده شده
مادرت فوت کرده،
و اوضاع خانواده ـمون خوب نیس
پس هر چه زودتر ازدواج کن
نمیخوام!
نمیخوام با یه مرد وحشی ازدواج کنم
همه برای درس خوندن میرن گیونگ سونگ،
و همونجا هم ازدواج میکنن
چرا میخوای زندگیم رو خراب کنی؟
اوهوی!
اخلاق و ادب یادت رفته؟
یه دختر...
وقتی جوونه باید از پدرش اطاعت کنه
و بعدِ ازدواج هم از شوهرش اطاعت کنه
اگه مامان رو بُرده بودی یه بیمارستان بزرگ تو گیونگ سونگ،
زنده می موند
نمیخوام مثل مامانم یه زندگی رقت انگیز داشته باشم
بابا، دیگه نمیخوام ببینمت
حالا باید چیکار کنم؟
تمام پولامو برای عضو شدن تو آژانس ازدواج خرج کردم
خیلی بدبختم
بنگاه گیونگ سونگ
رسید اجاره
میتونن تاریخ پرداخت رو جلو بندازن؟
ها؟
لطفا...
لطفا کمکم کن ازدواج کنم
باشه؟
میخوای به چی برسی؟
فقط...
اگه ازدواج کنم،
بعدش بالاخره خوشبخت میشم
هنوز اون مَرد سر جاشه
ازدواج نمیتونه باعثِ خوشبختی کامل بشه
بیا با مامان و بابا یه چیز خوشمزه بخور
وای خیلی خوبه! میخوام مثل اونا زندگی کنم...
به جای اینکه منتظر باشی خدا از آسمون پول بریزه،
آسون ترین راه ازدواج کردنه
اینطور نیست که اصلا تلاش نکرده باشم
اما مردم با دید تحقیر بهم نگاه میکنن،
چون یه دختر روستایی و چوسانی ام
اگه نمیخوای کمکم کنی ازدواج کنم،
پولمو پس بده
برای اینکه عضو آژانس ازدواج بشم همه پولامو خرج کردم،
واسه همین بدون اون پول آس و پاسم
باشه؟
اگه ازدواج کنی،
بهمون حق الزحمه میدی؟
اگه اینکارو میکنی، میتونم خدمات ویژه ای بهت بدم
واقعا؟
خوب بلده قلب مَردا رو بلرزونه
اون دوستم که اومد رو یادته؟
همون که از سر تا پاش طلا جواهرات بود
اون هر چی لازم داشته باشی بهت میده
پس اینطوری خیلی خوب میشه، نه؟
واقعا؟
باشه پس، از امروز بهت خدمات ویژه داده میشه
بیا بریم، لی سوکجا
من لی سوکجا نیستم
واقعا باید خیلی مواظبت باشم
اگه ازدواج کردی باید بهم
حق الزحمه با 20 جون برای کفش بدی
بیا بریم
زود باش
توی تخت خواب اعتماد به نفس نداری
نگران نباش
اول اینو امتحان کن
بخاطرِ دلایل روانشناسیه
پس...
همش مربوط به روانشناسیه
بذار برات توضیح بدم
باید شخصیت و ارجحیت رو مد نظر قرار بدی
اونا اینطوری تو دانشگاه واسِدا با هم سلام احوال پرسی میکنن
مثل من اینکارو بکن!
سلام؟
سلام؟
نه، نه
فقط یه کم
سلام؟
نه...
اینطوری نه...
فقط یه کم
فهمیدی؟
بله
حالا بگو
سلام؟
کیم سونگون، دانشجوی دانشگاه واسدا
سلام، اسم من لی سوجیه
ما تو دانشگاه واسدا اینجوری به هم سلام نمی کنیم
بله؟
چویی یونگیل، ناشناس
ظاهرا مذهبی هستین
این عضو
عاشق تصاویر متحرکه
پس اگه اینجا درس بخونی...
نمیشه قَبلش یه چیزی بخوریم؟
دارم گیج و ویج میشم
اگه خودتُ جمع و جور نکنی،
با اسم واقعیت صدات میزنم
لی سوک... هی، واقعا که!
اگه یه کم دیر می کردیم، دیوونه میشدم
چرا نمیخوری؟
تو هم ناهار نخوردی
برای غذا خوردن وقت ندارم
اگه آدم تنهایی غذا بخوره مزه نمیده پسش بده
تا حالا شده غصه پول اجاره رو بخوری؟
مگه چیه؟
خودت مهمتر از اینایی
بیا قبل از اینکه کاری کنیم غذا بخوریم
طبق قوانین ـمون،
نباید تو اماکن عمومی خیلی غذا بخوری
میدونی که؟
واقعا که! اما...
الان با منی
پس هر چقدر دلت میخواد بخور
بخور
در کُل 14 مکان
تعطیل شده
لیست مکان های سرگرم کننده که تعطیل شده اند
آژانس ازدواج گیونگ سونگ
همه دلال های ژاپنی رو از تو لیست جدا کن
فقط دلال های چوسانی رو بذار تو لیست بمونن
چشم
رئیس، این سند چیه؟
اعزام دختران چوسان به منچوری
تمام دختران مجرد چوسانی برای خدمت باید به منچوری برن
اینطوری میتونن تو جنگ چین و ژاپن مشارکت داشته باشن
مردم چوسان هم
باید تو جنگ چین و ژاپن مشارکت داشته باشن
باید کمکم کنن که ترفیع بگیرم
مردم چوسان و جنگ چین و ژاپن؟
رئیس، به نظرم بخاطر اینکه فرمانده هنوز مجرده
داره خیلی سخت کار میکنه
چطور جرات میکنی...
دستور از بالا اومده
معذرت میخوام
چیه؟
آه...
این سودِ این ماهه
اعزام دختران چوسان به منچوری؟
بدش به من
پسش بده
همش این چیزا رو میخونی
و تمام روز تو خیالات سیر میکنی
بدش به من! نه!
چه خبره؟
مگه تو صاحب مزرعه ای و من گاوم؟
میخوای مجبورم کنی با یه غربیه عروسی کنم؟
با من بحث نکن
باید همین ماه عروسی کنی. فهمیدی؟ نمیخوام
ترجیح میدم به جاش بمیرم
چی؟ عروسی؟
اون هنوز یه بچه ـس خیلی کوچیکه
اصلا اینطوری نیس
اون دخترِ یه خانواده ورشکسته ـس
و یه زن چوسانیه
دیگه باید ازدواج کنه
میخوای من و یونها رو هم از دست بدی؟
چی؟
اگه پولت رو برای کارای سیاسی خرج نمیکردی
الان وضعیت زندگی ـمون این نبود
میتونستیم خوب بخوریم و بخوابیم
و مثل بقیه رابطه عشقی داشته باشیم
پسره یِ عوضی...
فکر نکن که...
الان بخاطر تو اینجاییم
واسه اینه که پول و جایی برای رفتن نداریم
پس ما رو به حال خودمون بزار
تو هیچ حقی نداری
خداحافظ
خدافظ
با یه شاعر واقعی
یه قرار رمانتیک دارین
پی نوشت :
قبل از اینکه بیای غذاتو بخور
اینطوری دیگه گیج و ویج نمیشی و قرارت خراب نمیشه
"غذاتو بخور"
این چیه؟
بهش میگن کارامل
انقدر شیرینه که همه حاضرن بخاطرش جون بدن
وقتی میری سَرِ کار یه چیز راحت بپوش
خیلی از مد افتاده ـس
تو از مد افتاده ای
همه زَنای گیونگ سونگ پاشنه بلند می پوشن
بیا
قرار داری، نه؟
اینا رو بپوش
اینا مال منه؟
به هر حال...
تازگیا خیلی متفاوت به نظر میرسی
دوست پسر داری؟
یا من اشتباه می کنم؟
دوست پسر ندارم
بعد از قرار گذاشتن تمومش میکنم
باشه
ممنون
اون از یه خانواده نظامیه،
پس حتما خیلی پولداره
همچنین یه شاعره
پس سلیقه ـت تو ادبیات باید باهاش هماهنگ باشه
واوو!
اما اگه
آدما تو زندگی بدون هیچ مانعی بزرگ بشن،
خیلی مغرور نمیشن؟
خب...
واقعا میتونم با همچین پسری آشنا بشم؟
کسی مثل من...
مگه تو چِته؟
این پسر، جزء طبقه اشرافیه
من رئیس فروشگاه نیستم
پس حتی سطح بالا هم نیستم
من هیچوقت نگفتم بخاطر اینکه رئیس فروشگاهی،
سطح بالا هستی
چی؟
پس چرا...
لی سوجی؟
آقای یوتو؟
یوتو، ژاپنی، شاعر، اشرافی
بفرمایین بشینین
اجازه بدین معرفی کنم... فکر کنم...
خودمون بتونیم اینکارو کنیم
بله؟
سوجی...
دوست داری یه کم قدم بزنیم؟
از این طرف
حس میکنم که
پدر مادرمم ازت خوشِشون بیاد
پدرِ تو چی؟
فکر میکنی به عنوان شوهرت ازم خوشِش بیاد؟
بله؟
احتمالا...
یه لحظه صبر کن
اگه اولین برگی که افتاده رو برداری،
عشق واقعیت رو پیدا میکنی
عشق...
انقدر راحت بدست میاد؟
با دیدن کفشات،
فهمیدم که خیلی رمانتیک نیستی
سوکیاکی دوست داری؟ سوکیاکی = نوعی غذای ژاپنی
میخوای دفعه بعد با هم بریم بخوریم؟
میخوام دوباره لی سوجی رو ببینم از طرف یوتو
سلام، ناتاشا
خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم
وای ترسیدم!
چیه؟
تو جو اوهی؟
دِبونگ
اینجا تنهایی داری چیکار میکنی؟
باید دوباره جشنِ زوج ها بگیریم؟
جشن زوج ها؟
تو که گفتی خیلی هزینه بَر و خسته کنند ـس
خب...
اما بعد از جشن...
تعداد اعضامون بیشتر میشه
باید پول دربیاریم
هیجان زده ام یا ناراحتم؟
باید بهش میگفتم که خونه رو وِل کردم
چرا دروغ گفتم؟
دیگه نمیتونم اینو از رئیس چا بگیرم
نامه از طرف عشق احتمالی ـتون!
: ممنوعیت ها
بدهی، فقیر و تاجر
تاجر...
سرت شلوغه؟
حتی ازم نپرسیدی اولین قرارم چطور بود
مطمئنم که خوب بوده
و...
فکر نکنم دیگه به کمکم نیاز داشته باشی
من هیچوقت سوکیاکی نخوردم
واسه همین نمیدونم باید چطوری بخورمش
خیلی مهم نیس
مهم اینه که دارین دوباره همدیگه رو می بینین
چی شده؟
چرا انقدر عبوسی؟
چی؟
مگه چیکار کردم؟
خیلی لاغر به نظر میای
بخاطر اینه که غذاتو نمیخوری و فقط کار میکنی
جو اوه!
جو اوه!
پدر
خبر بد دارم
فکر کنم یونها از خونه فرار کرده
چی؟
اینو ببین
از خونه میرم که عشقم رو پیدا کنم
دنبالم نگردین
یونها
اوه، اینجا...
چا یونها
یونها
آه، کجا رفته؟
اینجا همونجاییه که تو نقاشیه
جای دیگه ای نیس؟
واقعا که...
چا یونها
یونها
ببخشید
شما یه دختر بچه ندیدین؟
تقریبا 14 سالشه
نه، متاسفم
آه، کجا رفته؟
کجا رفته؟
متاسفم
بخاطر من نتونستی بری سر قرار
و روزِ سختی داشتی
به هر حال اگه تو اونجا نبودی،
خرابش میکردم
متاسفم
هوا تاریک شده
سوکجا
مطمئنم حالت خوبه
خجالت میکشم باهات روبرو بشم
تو سوکجایی؟
نگاش کن! چه بلایی سر لباسات اومده؟
باید حُرمتِ بدنت رو نگه داری،
چون پدر مادرت اینو بهت دادن
میخوام یه شب اینجا بمونم و فردا برم
چطور جرات میکنی اینطوری بیای جلوی من؟
همین الان برو بیرون
چرا؟ مامان رو هم همینطوری فراری دادی؟
میخوای منم فراری بدی؟
چی؟ خیلی گستاخی
بابا!
واسه همین دلم نمیخواست بیام اینجا!
تو کی هستی؟
آه، من...
تو دزدی!
هی!
داداش!
چا یونها
آجوشی مگه اراذل و اوباشی؟
تویِ نیم وجبی...
باید به بزرگترت احترام بذاری!
خودتم همینطوری باهاش رفتار میکنی
معذرت میخوام. خواهرم هنوز خیلی بچه ـس
تو کجا بودی؟
غذا خوردی؟
نه
نزدیک دریاچه خوابم برد
و اینجا تنها خونه ای بود که چراغش روشن بود
داداش
امروز حتی یه دونه برنج هم نخوردم
از دست تو
@Mehdi_Rain : کانال تلگرام
اینجا خیلی خوبه
خوب نیست
چون خاطره بدی دارم
اصلا دلم نمیخواد بیام اینجا
خاطره بد؟
چجور خاطره ای؟
تو رمان های عاشقونه،
نوشته که همه اینجا عاشق میشن
خاکسترِ...
مامانم رو اینجا ریختم
مثل رقت انگیزترین آدم دنیا
حداقل تو مادرتُ دیدی
راستی،
""ستاره یِ جه چون" چیه؟
اون چیه که یونها بخاطرش تنهایی این همه راه رو تا اینجا اومده؟
فقط یه داستان عاشقونه ـس
که راجب یه دختر روستایی از جه چون
و یه معلم از گیونگ سونگه
منم یه زمانی مثل یونها
خیلی عاشق اینجور داستانا بودم
اما الان فقط شرایط مَردا برام مُهمه
بیچاره ام، نه؟
مگه چه اشکالی داره برای ازدواج کردن، دنبال شرایط خوب باشی؟
بهتر از اینه که به عشق اعتماد کنی و شکست بخوری
آها
حالا فهمیدم چرا آژانس ازدواج رو می چرخونی،
و چرا آدما رو تو دسته های مختلف طبقه بندی میکنی
منم یه خاطره بدم دارم
واسه همین معمولا راجبش حرف نمیزنم
مَردی که از عهده هدیه دادن بر نمیاد،
نمیخوام
از اینجور آدما تو گیونگ سونگ خیلی هست
بیشتر کسایی که بدون پول رابطه عشقی داشتن،
بخاطر اختلاف طبقاتی خانواده ـشون دست به خودکشی میزدن
کسایی که با انتخاب خانواده ـشون ازدواج میکردن،
تو ازدواج شکست میخوردن
مامان
مامان
مامانم یکی از اونا بود
من حتی فرصت نکردم جسد مامانم رو ببینم
پس حالا میفهمم چقدر آدم خوبی هستی
واقعا خوب بلده قلب مَردا رو بلرزونه
بیا بریم
کجا؟
منظورت از کجا چیه؟ خونه ـت دیگه
گُشنته؟
یونها میخواست همه چی رو بخوره
واسه همین من و بابات سهمت رو قایم کردیم
بیا بریم
همچنین...
دیگه از زندگیت گله و شکایت نکن
تو یه پدر داری که برات غذا آماده کرده و منتظرته
بیا بریم
داری چیکار میکنی؟
زود باش بیا بریم
ببخشید بهتون زحمت دادیم
معذرت میخوام و ممنونم
این چیه...
سوکجا...
دخترِ عزیزمه
لطفا خوشبختش کن
چشم، نگران نباشین
لطفا برین تو
باشه خدافظ
آخه تخم مرغ...
چیه که بابام داده بهم؟
اون از مد افتاده ترین آدم دنیاس
میخوای چیکار کنی؟
بخاطر من نتونستی سوکیاکی بخوری
اگه متاسفی،
فردا برام یه کاسه نودل بخر
یعنی نودل کفایت میکنه؟
نه، چون دو وعده میخوام
بیا بریم
اعزام دختران چوسان به منچوری؟
اگه یه اطلاعیه نصب کنیم
که برای دختران مدرن، تجربه فرهنگی و آموزشی ارائه میدیم
بعدش خودشون داوطلب میشن
اگه به اندازه کافی نباشن چی؟
امکان نداره
به هر قیمتی که شده ترتیبشو میدم
ای خدا
نیم وجبی...
ای خدا، از دست این دختره یِ لوس...
نمیتونم اجازه بدم یونها زود ازدواج کنه
خودت میدونی که خیلی ها بخاطر اینکه تو سن پایین مجبور میشن ازدواج کنن
از خونه فرار میکنن و خودکشی میکنن
صد دختر چوسانی
به منچوری اعزام میشوند
این چیه دیگه؟
یه سند تو دفتر مرکز فرماندهی کُره دیدم
فکر نکنم این آگهی بی دلیل چاپ شده باشه
اونا میخوان دخترا رو به خدمت اجباری بفرستن
یونها رو...
باید بفرستمش خونه یِ عموش که تو توکیو ـس
چی؟
اگه دخترای مجرد رو بفرستن منچوری
رو کارِ تو هم تاثیر میذاره
باید دنبال کار دیگه ای بگردی
خداحافظ خدانگهدار
هی، چرا انقدر دیر اومدی؟
چی شده؟
اینو ببین
این چیه؟
این از طرف فرمانده کُره ـس
آژانس ازدواج گیونگ سونگ
جزء مکان های سرگرم کننده بود که تعطیل شده است
چی؟ یعنی چی؟
حالا چیکار کنیم؟
اینجا آژانس ازدواجه؟
بله؟
من از طرف اداره منطقه اومدم
راستش اومدم ازتون کمک بگیرم
بله؟
خیلی از مقام های ارشد دولتی
در مورد ازدواج بچه هاشون نگرانن
مقام های ارشد دولتی؟
امکانش هست برای بچه های مقام های دولتی
جشن زوج ها برگزار کنین؟
بله. امکانش هست
البته
خوشحالم اینو میشنوم
همچنین، منم میخوام به آژانس ازدواج ملحق بشم
حتما، میتونین ملحق بشین
وقتی تو انگلیس درس میخوندم
مورد ایده آلم رو پیدا کردم
احیانا...
از اون مدل رابطه ها هم...
امکان پذیره؟
منظورتون از اون مدل رابطه ها چیه؟
بله، حتما
امکان پذیره، نه؟ مگه نه رئیس؟
بله، امکان پذیره
بینِ من و اون کدوم رو ترجیح میدین؟
که اینطور
مرکز فرماندهی کره
لطفا دستور تعطیلی رو لغو کنید
چی؟
یه مرد چوسانی چطور جرات میکنه همچین درخواستی کنه؟
این لیست مقامات ارشد دولتیه
که میخوان تو جشن زوج ها حضور داشته باشن
همه اینا میخوان تو جشن شرکت کنن؟
بله
لطفا بهمون یه فرصت بدین
آه، پس...
جونتُ بذار وسط
حتی اگه کوچیکترین اشتباهی کنی،
تو رو هم میفرستم منچوری
اگه یه نفر دیگه رو فدا کنم،
لی سوکجا، 21 ساله حتی بیشتر ازم تشکر میکنن
لی سوکجا؟
سوجی؟
اطلاعیه برای دختران چوسان
صد دختر چوسانی تا سه روز دیگر
به منچوری فرستاده میشوند
با این حال اگر با مَرد ژاپنی نامزد یا ازدواج کرده باشند
میتوانند جز استثنائات قرار بگیرند
فکر نکنم این آگهی بی دلیل چاپ شده باشه
اونا میخوان دخترا رو به خدمت اجباری بفرستن
دبونگ!
دبونگ چی شده؟
قرارِ ناهار یوتو چطور پیش رفت؟
دوباره میخواد لی سوجی رو ببینه؟
چی داری میگی؟ جریان تعطیلی چی شد؟
میخواد اونُ ببینه یا نه؟
چرا داد میکشی؟
میخواد ببینتِش. من باهاش ناهار خوردم
میخواد دوباره ببینتِش
چطور مگه؟ خیلی خب
لی سو جی
رئیس چا؟
آقای یوتو؟
لی سوجی هنوز جوابی نداده؟
من تصمیمَم جدیه
اگه نظر سوجی مثبته،
میخوام هر چه زودتر تو توکیو عروسی بگیرم
امشب،
با یوتو تویِ ونوس قرار ِشام داری
لطفا حواستُ خوب جمع کن
چون میخواد بحث ازدواج رو وسط بکشه
امشب؟
بحث ازدواج؟
لی سو جی
فکر میکردم امروز با هم قرار داریم
فقط باید یه کاسه نودله میخوردیم
میتونیم دفعه بعد بخوریم
میخوام نودلی که دوست دارم رو بخورم
واقعا هنوز نمیدونی که
چرا میخوام بخورمش
و دلم میخواد کی رو ببینم؟
گفتی میخوای ازدواج کنی
آرزو میکنم با یوتو خوشبخت بشی
قول میدم کمکت کنم
اما من...
دیگه اینو نمیخوام. جایگاه خودتت رو بشناس
فکر میکنی آشنا شدن با همچین مردی آسونه؟
آخه کدوم مَردی حاضر میشه زنی رو بگیره
که فقط بخاطر طی کردن پله های ترفی، میخواد ازدواج کنه؟
به لطفِ من این فرصت برات پیش اومد
که با مردی مثل یوتو ازدواج کنی
پس... هر چه زودتر برو طرفش،
و بهش بگو که باهات ازدواج کنه
من اشتباه میکردم
باید جایگاه خودم رو بشناسم
وقتی انقدر فقیرم،
چرا باید مردی که کُلی بدهی داره رو دوست داشته باشم؟
من یه فروشگاه بزرگ رو به مغازه اجاره ای بیشتر ترجیح میدم
اصلا فکرشم نکن که
آینده بیای دیدن من و یوتو و اَزمون پول قرض بگیری
@Mehdi_Rain : کانال تلگرام
مرکز فرماندهی کره
پس شما تشریف می برین جشن زوج ها؟
مقامات ارشد دولتی میرن اونجا
پس باید برم اونجا و باهاشون سلام و احوالپرسی کنم
پس من با دخترای چوسانی
تو قطار منتظر می مونم
منتظر؟
منتظرِ چی می مونی؟
باید به امپراطور گزارش بدم
که همراه با شما ترفیع بگیرم؟
با من؟
معذرت میخوام
تو گیونگ سونگ...
منتظر بمون
میخوام تو منچوری خیلی چیزا یاد بگیرم
کسی چه میدونه؟ شاید از درس خوندن لذت ببرم
خدای من!
چرا نظرت عوض شد؟
میخواستی با ازدواج کردن خودتُ بکشی بالا
مطمئنی هیچ مشکلی نداری؟
وقتی رسیدی منچوری بهم خبر بده اوضاع اونجا چطوره
مخصوصا راجبِ مُد
دلم برات تنگ میشه، اونوک اونی
خوش اومدین!
ممنون
خوش اومدین!
هی!
داری چیکار میکنی؟ مشکلی پیش اومده؟
نه چیزی نیس
خوشحالم که داریم پول در میاریم
خوش اومدین!
خوش اومدین! خوش اومدین!
ببخشید... اوه!
سلام
منم میتونم تو جشن شرکت کنم؟
حتما
بفرمایین تو
واووو!
لباسش رو ببین!
فکر کنم از مُد سر در میاری
رفتم سوکجا رو بدرقه کنم
خیلی ناراحت کننده بود واسه همین اومدم اینجا
بدرقه ـش کردین؟
امروز برای رفتن به منچوری قطار گرفت
چی؟
قطار به منچوری؟
باید ازش خدافظی میکردم
یه مدت نمیتونم ببینمش
همین الان ببرینشون تو قطار
برین!
ببخشید
ما کِی برمیگردیم؟
برگردین؟
شماها نمیتونین از منچوری برگردین
فکر میکردم فقط برای یه مدت میریم اونجا
خفه شو!
شما بخاطر امپراطوریِ بزرگ ژاپن
به خدمت اجباری فرستاده میشین
من نمیخوام برم
منو برگردونین!
من نمیخوام برم بزارین بریم خونه!
آه، واقعا که ازم میخواد چیکار کنم؟
حالا چیکار کنیم؟
منم نمیدونم دارم دیوونه میشم
خدای من!
یوشیدا این یوشیدا ـس
حالا اسمش هر چی که هست
چیکار کنم؟
یه کم زمان بخر فقط یه ساعت
ازت خواهش می کنم
خواهش می کنم
وای، دیوونگیِ محضه چطوری زمان بخرم؟
حالا جشن زوج ها رو شروع می کنیم
یه کف مرتب بزنین
اولین بازی
خوردن چوبِ شیرینیه
زوج ها چوبِ شیرینی رو تو دهنشون نگه میدارن
و زوجی که کوتاهترین چوب رو داشته باشه، برنده ـس
شنیدم مشروب آمریکایی خیلی قویه
سلام
یه کم از این مشروب کمیاب بخورید
بخورید
خیلی خوبه، نه؟
بخورید
تو!
فرمانده ناپدید شده
چی؟
اومد جشن زوج ها
و بیش از حد مشروب خورد...
همگی!
فورا برین فرمانده رو پیدا کنین
برین چشم
سوجی!
سوجی!
رئیس چا!
چطوری اومدی اینجا؟
چه بلایی سَرِ صورتت اومده؟
یه لحظه صبر کن میام میارمت بیرون
هیچکدوم از مقامات ارشد یا فرمانده...
نمیخواین شرکت کنین؟ چر امتحانش نمی کنین، فرمانده؟
شنیدم هنوز مجردین
باید برین شرکت کنین
حتما تنهایین
همینجا شریکتونُ پیدا کنین
نه
من...
فرمانده!
بیاین با هم بریم بازی کنیم
فرمانده!
شروع کنین!
برین! برین! خوبه
فرمانده، شما خیلی خوبین. زود باشین
فرمانده برین! برین!
برین!
حذف شد!
ما رو نجات بده کمک ـمون کن
رئیس چا
رئیس چا
داری چیکار میکنی، عوضی؟
فرمانده رو پیدا کردین؟
فرمانده؟
گفت تو گیونگ سونگ منتظرش باشم
اما میخوام با قطار برم
بیا پایین
عوضی!
چطور جرات میکنی
جلویِ امپراطوری بزرگ ژاپن، مقاومت کنی؟
من فقط...
میخوام یکی از اعضام رو ببرم
اون عضوِ مورد علاقمه
واقعا؟
دیدار به قیامت
پدر
هر چند نمیتونم برای کارِت بهت پول بدم،
اما میتونم کمکت کنم
زود باش برو
زود باشین بیاین بیرون
فرمانده، زانوتون رو به اندازه کافی خم نکردین
این تقلبه
فرمانده، دوباره امتحان کنین. فقط شما
هشت
عالیه
اونا اینجان! بگیرینشون
بگیرینشون
ده!
خجالت آوره، فرمانده
فرمانده، شما حذفین
اعزام دختران چوسانی به منچوری، لغو شد
یه آدم مست و یه خیانتکار هر دوشون اخراج شدن
میدونستم
به این میگن کارامل خیلی شیرینه
تا حالا نخوردین؟
صد برابر شکر شیرینه قیمت همه چی...
فقط 10 جونه وای!
آه، و...
نامه یِ عشقِ احتمالی ـتون!
نامه یِ عشقِ احتمالی ـتون!
الان نامه یِ عشقِ احتمالی ـتون رو دریافت کردین
بیاین به همون مکانی که
هر کسی میتونه عاشق بشه
نظرت چیه؟
راجبِ عشق احتمالیت؟
ازش خوشت میاد؟
معذرت میخوام
یه نفر هست که دوسِش دارم
چی؟
دوستت دارم
من تو رو دوست دارم، چا جو اوه
اما برای دخترای امروزی
به معنی جواب مثبت نیست
میدونم
سوجی
تو برای من مثبت ترین چیزی
رئیس چا دیگه به پول علاقه ای نداره
واسه همین فکر کنم باید یه کار دیگه ای پیدا کنم
بذار اینو ببینم
چقدر لخته!
تو جایی که هر کسی میتونه عاشق بشه
عشقتون رو پیدا کنین
از این طرف
هیجان انگیزه
قطارِ زوجی ـمون
داره میره به چوسان
(Mehdi_Rain) مترجم : مهدی @Mehdi_Rain : کانال تلگرام
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.