All language subtitles for Lawless.Lawyer.E13

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili Download
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

(+هشدار: گروه سني 15)

*پرشـين دريــم تيم تـقـديم ميـکند* "Nasrin":مترجم

...اين دفترچه رو

کي براتون فرستاده داداش؟

چا مون سوک

(چا مون سوک، نامزد رياست ديوان عالي کشور)

چا مون سوک منو کشوند به گيسانگ

(انجمن هفت)

...اون ازم استفاده کرد تا خودشو از شر کسايي که

رازشو ميدونن خلاص کنه

خصوصا آن اوه جو

(آن اوه جو، رئيس اوه جو گروپ)

اون عطشم واسه انتقامو لازم داشت تا بتونه از شر اون خلاص شه

...چا مون سوک بهتر از هر کس ديگه اي

از خواسته هاي آدما و اينکه چطوري ازشون به نفع خودش استفاده کنه خبر داره

...ولي

چا مون سوک هدف نهايي انتقامتونه

اون چون ميدونست که نوک شمشيرم سمت اونه

منو انتخاب کرد

چا مون سوک

دادستان کل جانگ، چطور پيش رفت؟

...آن اوه جو

ديگه کارش تمومه

...اون يه کاري کرد من بيام گيسانگ

و سعي کرد ازم به عنوان شمشيرش استفاده کنه

...دشمناي چا مون سوک و

کسايي که من ميخواستم ازشون انتقام بگيرم با هم يکي شدن

چا مون سوک عجب آدم ترسناکيه

هرچند

اين دفعه، کارتهاش اول واسه من رو شد

حالا بايد ازشون استفاده کنم

آره رئيس

وکيل ها کجاست؟

دستگاه مشترک مورد نظر خاموش است ...لطفا پس از شنيدن صداي بوق

پيغام بگذاريد

چرا اينجا دنبال مادرت ميگردي؟

مادرت که هيجده ساله گم شده

..:.:: قسمت سيزدهم ::.:...

هي، وکيل ها جه يي

واسه چي ميخواستي منو ببيني؟

به نفعته بگي مادرمو کجا بردي

اگه نگي، به خاک سياه مي شونمت

...خب

مادرت که هيجده ساله مرده

چرا از من سراغشو ميگيري؟

نه، زنده ـست

همون متخصص ماساژِ که واسه چا مون سوک کار ميکرد، مادرمه

واقعا؟ ها؟

...پس يعني

...يه خار سمي

زير ناخن چا مون سوک گير کرده

آن اوه جو

يعني حتي تو هم از اين قضيه خبر نداشتي؟

قاضي چا و من الان با هم دشمنيم مگه نميدوني؟

پس مادرمو پيدا کن

تو دادگاه ازت دفاع ميکنم

چي؟ الان چي گفتي؟

الان يه نفرم دور و بر خودت نداري

بدون کمک من با سر ميري ته چاه

وايسا

پس، مادر ها جه يي زنده ـست

و چا مون سوک دزديدتش؟

وايسا ببينم

...پس يعني تنها شاهد قتل هيجده سال پيش

زنده ـست؟

الو

چي گفتي؟

چيه؟

از دادستاني واسم احضاريه اومده؟

چي داري ميگي؟

سلام داداش

باهام کاري داشتي بونگ سانگ پيل؟

بايد يه چيزي بهت بگم - بگو -

کان من به، به گروه خيانت کرده

چي گفتي؟

بنظرم اين قضيه خيلي قبلتر از فوت دايي شروع شده

...شرط ميبندم

چا مون سوک اول بهش نزديک شده

چا مون سوک؟ - آره -

...بعضي از اونايي که تو بيمارستان بهم حمله کردن

نوچه هاي من به بودن

کان من به؟

داداش

يه چيزي ميخوام ازت بپرسم

داييم واسه چي تو رو فرستاد گيسانگ؟

...داداش ده وونگ روز قبل از فوتش

اومد زندان ملاقاتم

...گفت اگه يه وقت اتفاقي واست افتاد

بايد مواظبت باشم

...خب

حالا ميخواي چيکار کني داداش جونگل؟

داداش

کمکم ميکني؟

...زنيکه ي

از هيچي نميترسي چطور جرات کردي بخواي بکشيش؟

زده به سرت؟

...حتما چون تا حالا همه باهات مثل ملکه رفتار ميکردن

منو حتي به چشم آدمم نميبيني

ولي فکر کردي تا کي ميتوني کاسه ليسي چا مون سوک رو بکني؟

چي؟ چه زري زدي؟

...خداي من، انگار تو اين سالا

همه چي رو ريختي تو خودت

عفريته، کلا بالا خونه رو دادي به فنا

چرا زودتر از اينا تو رو نشناختم؟

چارچشمي حواستون به اين زنيکه باشه شيرفهم شد؟

کي تو رو فرستاده اينجا؟

اگه کارت تموم شد لطفا تشريفتو ببر

...چي؟ پسره ي

مگه نميدوني من کي ـَم؟

کي اي؟

من همه ي آدماي تو اين کار رو ميشناسم

پس، لازم نيست بدوني من کي ـَم به کارت برس

چي گفتي؟

...تو کل گيسانگ فقط يه نفره که

ميتونه به من دستور بده

جون من؟

تو لابد همون لات جديده اي که جاي ِآن اوه جو اومده

حتما چون تو رو انتخاب کردن انقدر باد به دماغت افتاده

...به نفعته

ديگه به من لات نگي

واي خدا ترسيدم

حواست به اين زنيکه باشه

خوش اومدي بونگ سانگ پيل، منتظرت بودم

تا اين وقت شب فقط به خاطر من نرفتي خونه؟

عجب افتخاري

...من ميدونم که تو تو اتفاقايي که واسه مادر جه يي افتاد

دست داري

آره، ميدونستم حرفشو پيش ميکشي

ولي برو به ها جه يي بگو

مسائل خانوادگيشونو بين خودشون حل کنن

رک بهت گفتم، نگفتم؟

من همه چيو ميدونم

...مادر جه يي

کجاست؟

مدرکي داري که ثابت کنه کار منه؟

اگه داري برو بيار

اگه من خلافي کرده باشم، بايد شرعا مجازات شم

ازم مدرک ميخواي؟

کسي که بيگناه باشه هيچوقت اين حرفو نميزنه

پس از اين دو حالت خارج نيست

...يا مدرکو از بين بردي

يا يه نفرو پيدا کردي که به جاي خودت قرباني کني

نميدونم يادت هست يا نه ولي چند وقت پيشا يه چيزي بهت گفتم

...ازت پرسيدم فکر کردي اولين نفري هستي که

اينجوري مياي جلوي من واميستي؟

و منم بهت گفتم که آخرشو بهت نشون ميدم

حتما خيلي خوب اينو يادته

...مادر جه يي

هر جور شده برميگرده پيش جه يي

البته، بايدم همينطور بشه

منم اميدوارم برگرده

حتما اونايي که قبلا اومدن سراغت

همينجوري تو کارشون شکست خوردن و تسليم شدن

چون ظاهر و باطن تو رو نميشناختن

بذار منم يه چيزي ازت بپرسم

دنبال چي اي؟

عدالت يا انتقام؟

بخاطر يه احساس بيخود عدالت خواهي انقدر الکی جوگیر نشو

انتقام گرفتن ـَم لقمه ي بزرگتر از دهنته

سلام - رئيس برگشتين -

وکيل ها کجاست؟

بعد از اينکه رفت پيش آن اوه جو، يه راست رفت اداره پليس

ولي نتونست شکايت کنه

حتما خيلي نااميد شده

الان کجاست؟ - رفت خونه -

بايد برم پيشش

داداش، شنيده ـَم داداش جونگل آزاد شده

ميدونم

خودم ديدمش

زود برميگردم

باشه - باشه -

مي بينمتون - بعدا مي بينمتون رئيس -

اين جونگل کيه ديگه؟

آدم شماره سه ي دار و دسته ي ده وونگه

همونيه که تو زندان وکيل بونگ رو زخمي کرده بود

بله، بلـــــه؟

واقعا؟

...اون همونقدري که من به داداش وفادارم

به داداش ده وونگ وفادار بود

پس واسه انتقام وکيل بونگ رو زخمي کرد

گوم گانگ - بله؟ -

اگه من چاقو بخورم، تو انتقاممو ميگيري؟

آره که ميگيرم

اينو يادتونه؟

آن اوه جو با پليس همکاري نميکنه

اين کارش بعدا گريبانگير خودش ميشه

،همينجور واسه احضارش به دادگاه ...مدرک موجه جور کنين

تا بتونين حکم جَلبش رو بگيرين

چشم قاضي چا

قاضي چا

همونطور که دستور دادين

اون عفريته رو تحويل دادم به اونا

من دستور دادم؟

جانم؟

خانوم نام، اول از همه تو خودت بودي که استخدامش کردي

ولي حواست هست که من بخاطر اين کار تو رو مقصر ندونستم؟

بله قاضي چا

ديروقته، حتما خسته اي

به جاي اومدن، زنگ ميزدي هم درست بود

بهرحال، شب خوش

شب شمام خوش

...نکنه تو ميدونستي

که اون مامانمه؟

...جه يي، من

...وکيل بونگ ديگه نميتونم

بهت اعتماد کنم

برو، ميخوام تنها باشم

کجا بودي؟ گوشيتو جواب نميدادي

رفتم پيش آن اوه جو

...جه يي

الان ديگه، هيشکي نيست که نتونم ببينمش

هيچ جايي ـَم نيست که نتونم برم

ديگه هيچ کاري ـَم ازم برنمياد

...حرفمو باور کن

و يکم ديگه ـَم صبر کن

برو بيرون

باشه، بهم اعتماد نکن

شايد الان واقعا دارم گولت ميزنم

ولي خيلي نگرانتم

...و نميذارم

هيچوقت هيچ اتفاق خطرناکي واست بيفته

من هميشه مواظبتم

لااقل اينو باور کن

خانوم نام، منم

شنيده ـَم اينروزا خيلي کم ميري دفترت

آره، معلوم نيست کي بيان سراغم

راستي

يه چيزي ميخواستم ازت بپرسم

چي؟

در مورد متخصص ماساژ قاضي چا

حالش چطوره؟

واسه چي ميپرسي؟

ميخواي بگي خبرچينيت رو بکنه؟

شوخيت گرفته؟

من واسه اينجور کارا وقت ندارم

الان مشغول کاره داره قاضي چا رو ماساژ ميده

چيه؟

خانوم نام

...من و تو

الان ما با هم همدرديما

حالا که اينجوره

بايد تو يه مسيرم حرکت کنيم

آره بابا، به من اعتماد داشته باش

همونجور که گفتي، ما با هم متحديم

اتحادي که با پول بهم چسبيده

مي بينمت - باشه -

همدرد، آره جون خودت

خبر دارم که کشتيات دارن غرق ميشن آن اوه جو، احمق جون

ها جه يي راست ميگفت

دادستان کل جانگ گفت اگه باهاشون همکاري نکني اصلا به نفعت نيست

هر چي ميگن همش چاخانه

اونا صدا و فيلمت رو دارن که دستور قتل يه نفرو ميدي شهردار آن

...اون سوک گان دونگ ِ موذي

اون وُيس ساختگي رو درست کرده

تو رو خدا از ديد من به قضيه نگاه کن

...از کشتن رئيس يه باند خلافکارا

چي گير من مياد؟

واسه چي از من عصباني اي؟

...خب، من

آقاي هان، من که از دست تو عصباني نيستم

لطفا يه چيزي تو اون روزنامه ـَت چاپ کن که منو بيگناه نشون بده

ديگه کار از استفاده از روزنامه و اينام گذشته

ديگه همه چي دست دفتر دادستانيه

فعلا

قاضي چا داره شهردار آن رو از چشم مردم ميندازه؟

آره

اگه آن اوه جو خودشو به آب و آتيشم بزنه ديگه قاضي چا قبولش نميکنه

کارش تمومه

پس اين همه وفاداري اي که تو اين سالا بهش نشون داده چي؟

فکر ميکني اين چيزا واسه قاضي چا مهمه؟

همين الانشم به جاش يه لات خلافکار ديگه ورداشته آورده

...واسه همينه که

بايد پا به پاش پيش بري

...اين بهترين فرصت واسه گرفتن آن اوه جو

و تحويل دادنش به قاضي چاست

از کجا مطمئني که اون مادرته؟

چند باري ديدمش و بهم کمک کرده

قبل از اينکه بدزدنشن ـَم مطمئن شدم

جه يي، متاسفانه حل اين مسئله ممکنه يکم سخت باشه

الان فقط يه سري مدارک تصادفي داريم

...تازه، اينکه اهل تايلندم هست

کارو سختترم ميکنه

...خودمم ميدونم

که کار زيادي از دستتون برنمياد

اگه اون خانوم واقعا نوهيون جو باشه

نميتونم دست رو دست بذارم و کاري نکنم

هر کاري که به ذهنم برسه ميکنم جه يي

متشکرم بازرس گونگ

ميشه فعلا چيزي به دادستان چون نگين؟

وقتي مدرک کافي پيدا کرديم خودم بهش ميگم

باشه

...خب کسي هست که

بهش مشکوک باشي؟

با آن اوه جو قضيه رو درميون گذاشتم

و از اونجايي که ميونه ـش با قاضي چا کاملا بهم خورده

فکر نميکنم کار اون باشه

پس کار کيه؟

قاضي چا حتما به يه نفر ديگه دستور داده

اين فقط يه احتماله ها

ولي يه نفر بود که تو زندان به وکيل بونگ چاقو زده بود

بهش ميگن جونگل

تازگيا از زندان آزاد شده

چرا بهش شک دارين؟

...چون شنيدم هنوزم

تو گيسانگه

در موردش تحقيق ميکنم، ممنون

باشه

روز خوش

بله داداش

مادر جه يي حالش چطوره؟

نگران نباش

جاش امنه

اينکه اونجاست يعني اصلا جاش امن نيست

دليلت چيه که داري تا اينجاها پيش ميري؟

...يه نفر هست

که فعلا نبايد از اين قضيه خبردار شه

خواهش ميکنم

کاريم نداشته باش

اينجوري بهتر ميشه

...اون مردي که تتوي عقرب داره

ازتون محافظت ميکنه

تتوي عقرب داره؟

آره

نميتونم بذارم تو خطر بيفتين

نه، به هيچ وجه نميتونم بهتون بگم داداش جونگل کجاست

آقاي ته - نبايد برين اونجور جاهاي خطرناک -

اگه بگم، داداش منو ميکشه

من بايد برم يه نفرو ببينم

وگرنه ديوونه ميشما

منم باهات ميام ها جه يي

داداش

اگه ميخواي بري پيش جونگل

منم باهات ميام

مواظب اينجا باش گوم گانگ - چشم -

اي بابا اين دو تا چشون شده؟

کاش مثل سابق شن

اينروزا جو اينجا خيلي سنگينه

مشتاق ديدار داداش

بونگ سانگ پيل، بازم تويي؟

حتي نتونستي جون داداش ده وونگ رو نجات بدي

ما اينجا يه کار و کاسبي راه انداختيم

اگه شما وکيلاي دردسرساز اينجوري همش اينجا برين و بياين

همه ي مشتريامون مي پرن

اون يارو جونگل کجاست؟

تو مامانمو دزديدي؟

ببين منو

من تازه از زندان آزاد شدم

واسه چي بايد مادرتو بدزديم؟

اگه اومدين چرت و پرت بگين، يالا برين بيرون

فقط يه چيز ديگه ازت ميپرسم

اين زنه رو تو دزديديش؟

تا حالا چشمم ـَم بهش نخورده خانوم جون

داداش جونگل، اگه چيزي هست که خبر داري لطفا بهمون بگو

هي، ته کانگ سو

نکبت، داري چه غلطي ميکني؟

عذر ميخوام

بريم ها جه يي

بهرحال اين که چيزي بهمون نميگه

ولم کن - بونگ سانگ پيل -

فکر کردي اينجا خونه ي خاله ـست؟

ها؟ - تمومش کن ديگه، خب؟

...پسره ي

بهت گفتم تمومش کن آشغال

...مرتيکه ي - داداش آروم باشين، داداش، داداش -

بونگ سانگ پيل، بزرگ شديا

دعا کن ديگه به تور هم نخوريم داداش

گورتو گم نميکني؟

جونگل

مادرم کجاست؟

بيــــرون

بيا بريم جه يي

ولم کن

ولم کن، ولم کن

يالا

جه يي

تو برو دنبالش، من يه جا کار دارم

چشم داداش

قاضي چا مون سوک، که از اوه يونگ سوب

مردي که در رابطه با حکم اعدام پسرش به وي حمله کرده بود، گذشته بود

...به زودي در يک کنفرانس خبري

در رابطه با انتصابش به عنوان رئيس ديوان عالي شرکت ميکند

بنظر ميرسد انتصاب ايشان به عنوان رئيس بي هيچ مخالفتي پيش ميرود

...اگر قاضي چا به عنوان رئيس ديوان عالي

منشي کيم

خبري از سوک گان دونگ نشد؟

نه، هيچ جا خبري ازش نيست

انگار بار و بنديلشو جمع کرده واسه هميشه از گيسانگ رفته

خداي من، وکيل بونگ

همينجوري پيش بره عاشق ميشيما

منو تحت نظر گرفتي؟

ميدوني که ما يه همچين رابطه اي با هم نداريم

آها راستي، خبر داري که سگ شکاري جديد چا مون سوک

داره تو شهر پرسه ميزنه، انگار گيسانگو خريده؟

چي؟

تو کلوب شبانه ي اوه جوئه که خارج شهره

همونجا که قديما پاتوق تو بود

زنگ زدي که بهم اطلاعات بدي يا چي؟

معلومه که نه

اگه بيشتر ميخواي بدوني، برو خودت ببين

گوش کن

اگه برم و ببينم دروغ گفتي، حالتو ميگيرم

خدافظ

چي؟

بيشعور، گوشيو رو من قطع ميکنه؟

فکر کنم وقتي برم اونجا بفهمم که دروغ گفته يا نه

...ميدوني، چيزي که مشخصه اينه که

...هر جا کان مَن به باشه

نوهيون جو رم همونجا پيدا ميکنيم

بايد هر جور شده پيداش کنيم

چشم قربان

...و

الان بايد برم دفتر تا يه چيزي بردارم

تو لازم نيست باهام بياي

فکر کنم تغيير هميشه با درد و چالش همراهه

اگه من رئيس ديوان عالي کشور بشم

دردي که از عصر قديم باهاش همراهه رو تحمل ميکنم

و همه ي سعيمو ميکنم تا قانون اين کشور رو

بر پايه ي محکم عدالت پايه گذاري و اصلاح کنم

کات، تموم شد، متشکرم قاضي چا

خيلي خيلي متشکرم

خانوم نام - بله -

...همه ي حسابها بانکيايي که به اسم مردم دارم رو

ببند

همه ي حساب بانکيايي که به اسم بچه هاي يتيمن، همه شونو ببند

ببندمشون؟

...چرا انقدر يهويي

بخاطر جلسه ي استيضاح ديوان عالي؟

خداي من، بايد زودتر از اينا به ذهنم نرسيد؟

تو خيلي زحمت کشيدي که اون حسابها رو واسه من اداره کني

...بعضياشونو به اسم خودت بزن

بقيه ـشونم به اسم دادستان کانگ

به اسم يون هي ـَم؟

خداي من

قاضي چا، تو اين دنيا هيشکي اندازه ي شما

به من اهميت نميده

...قول ميدم تا موقعي که بميرم همينجور

به شما وفادار باشم خانوم، قول ميدم

خوبه

خب...اون زن ماساژوره رو چيکار کنيم؟

...ماساژوره

هنوز نميدوني اون زنه کيه؟

کيه؟

زن آقاي ها

مادر ها جه يي

بله؟

...چي

...همون زني رو ميگين که هيجده سال پيش

مرد؟

کسي رو ورداشتي آوردي تو خونه ـَم که

که دنبال يه فرصت ميگشت تا يه چاقو فرو کنه تو گردنم

قاضي چا

قاضي چا، منو ببخشين

عجب استعدادهايي داريا

يه زن مرده رو زنده کردي

نه خانوم

من اصلا نميدونستم اون مادر جه ييه

قاضي چا

قاضي چا دارم راستشو بهتون ميگم، تو رو خدا حرفمو باور کنين

...قاضي چا، خواهش ميکنم

قاضي چا

چي شده مامان؟ قضيه چيه؟

يون هي

...قاضي چا دارن يه خروار

پول بهمون ميدن

اين لطفشونو بايد چه جوري جبران کنيم؟

فقط کارتو خوب انجام بده و مواظبش باش

...آره، آره ميدونم ولي

من يه اشتباه خيلي بزرگي کردم

...اگه نتونم جبرانش کنم

اشتباه؟

...بخاطر مادر جه يي

مادر جه يي؟

يون هي

خوب گوش کن، باشه؟

...تو و من

بايد هر کاري بهمون ميگه بکنيم، هر کاري

فقط اون موقعه ـست که تو در اماني

چه همه پول

چطور ميتونه اين همه پولو که رو هم ريخته همينجوري ول کنه بره؟

شماها که کاري نکردين

دلم واستون ميسوزه که شهردار آن اينجوري اينجا حبستون کرده

بياين اينجا، از امروز خودم باباتون ميشم

سوک گان دونگ

موش کثيف

فکر کردم از رو زمين محو شدي

اينجا قايم شده بودي؟

آره؟

جناب شهردار

هي

...بگير

اون کپه پولو تو حلقت جا کن

قربان، تو رو خدا منو نکشين تو رو خدا منو نکشين

من آدم گرفتاري ـَم

ولي اونقدر وقت دارم که يه گلوله تو مخت خالي کنم

تو رو خدا منو نکشين تو رو خدا منو نکشين قربان

نه، رئيس

رئيس اوه جو

رئيس اوه جو

اگه منو بکشين، يعني به بونگ سانگ پيل باختين

ميبازين، به بونگ سانگ پيل ميبازين

نکبت، چي داري زر زر ميکني؟

...بونگ سانگ پيل دستاشو آلوده نکرده

ولي شما دارين دست و پاي خودتونو قطع ميکنين

...با مجبور کردن شما به کشتن من

داره ازتون يه قاتل ميسازه

اين دقيقا همون چيزيه که بونگ سانگ پيل ميخواد

منو نکشين رئيس، منو نکشين

ديگه جز من کي بهتون خدمت ميکنه؟

من، منو کنار خودتون لازم ندارين؟

همين يه بارو، فقط همين يه بارو منو ببخشين

اين يه بارو منو ببخشين، عين سگ بهتون خدمت ميکنم

زر زدنات تموم شد؟

رئيس، رئيس

منو نکشين

پولا رو جا کن تو دهنت

چشم رئيس

منو نکشين، منو نکشين

من دلم نميخواد اينجوري بميرم

کنارتون ميمونم

تا آخرش کنارتون ميمونم

دلم نميخواد اينجوري بميرم

هوي

زبونت مثل نيش مار ميمونه، بکشمش از حلقت بيرون؟

بکشم؟ - منو نکشين -

قاضي چا - هوم؟ -

کجا دارين ميرين؟

با حسابها چيکار کردي؟

...ترتيب همه ي حساب بانکيايي که

به اسم مردم داشتينو و به شما ربط داشت رو دادم

خوبه

بريم بين راه حرف ميزنيم - چشم خانوم -

همه شونو نقد کردم و يه جاي امن گذاشتم که دست هيشکي بهش نرسه

اصلا لازم نيست نگران جلسه ي استيضاح باشين

هيچ چيزي نيست که لازم باشه بابتش پاسخگو باشين

مردم حرفتونو باور دارن و با موفقيت قطعي اين مرحله رو رد ميکنين

بايد صبر کرد و ديد

قاضي چا، تا جايي که ميخواين برين ميرسونمتون

نه، امروز لازم نيست

خانوم نام خيلي زحمت کشيدي، برو خونه استراحت کن

قاضي چا

ترتيب قضيه ي مادر جه يي رم ميدم

مادر جه يي؟

مگه مادر جه يي هيجده سال پيش نمرده؟

چرا

چرا درسته خانوم، حتما خل شدم

قاضي چا، فقط يه چيزو بدونين

من ازتون محافظت ميکنم قاضي چا

"Nasrin":مترجم

رئيس، اينجوري به خودتون صدمه ميزنينا

الان هيچ جايي واسه موندن ندارين

يعني انقدر من واست مهمم، آره؟

اومدي؟

کان مَن به رو پيدا کردي؟

بونگ سانگ پيل راست ميگفت

اون کلوب شبانه رو پاتوق خودش کرده

بعد از اينکه کار تو بازار ماهي رو ول کردم

اون کلوب شبانه اولين جايي بود که واسه کار تو شهر گرفتم

اين قضيه رو که حل کنين، ميتونين پسش بگيرين

بونگ سانگ پيل بهتون کمک ميکنه

رئيس، نه

حال اون زن ماساژوره چطوره؟

حسابي مواظبشيم، نگران نباش

مواظبش نباشين

چي؟

اون زنه هيجده ساله که مرده

هويت واقعيشو مخفي کرده، پس اگه گمم بشه هيشکي خبردار نميشه

از شرش خلاص شين

بندازينش تو دريا که هيشکي نتونه پيداش کنه

ميخواي بکشيمش؟

آره

حرفمو جدي نميگيري آشغال؟

حرف من حرف قاضي چاست

اين دستور قاضي چاست

حاليت شد؟

چشم خانوم

از اين به بعد بايد به حرفم گوش بديا

بهت هشدار ميدم

اميدوارم هوامو داشته باشين خانوم

باشه فهميدم، داداش جونگل

آماده شو بريم بيرون - کجا؟ -

کانگ سو، از اين به بعد بايد حسابي حواست جمع باشه

ميخواين بچه ها رو صدا کنم؟ - نه -

نميتونيم زياد کسي رو با خودمون ببريم

پس منم نيام؟ چشم

هر چي لازم داشتيم برداشتيم؟ - بله، همش تو وانته -

وقت نداريم، بريم - چشم داداش -

بفرما - مواظب دفتر باش -

چشم قربان -

به سلامت

منو اينجا ول کردن و ازم استفاده نميکنن

دارم حيف ميشما، حيف ميشم

از شرش خلاص شو

بندازينش تو دريا که هيشکي نتونه پيداش کنه

ميخواي بکشيمش؟

آره

حرفمو جدي نميگيري آشغال؟

حرف من حرف قاضي چاست

اين دستور قاضي چاست

گرفتي چي گفتم؟

ببر که از لونه ـَش ميره بيرون، هر بي سر و پايي واسه خودش آدم ميشه

با اون زنه چيکار کنيم؟

همون کاري که نام سون جا گفت رو بکنين

اساعه انجامش ميدم

ميخوام با چشماي خودت مردنشو ببيني

دست نوچه هات نسپاريا

چشم خانوم

وقتي مَن به برسه، کارو شروع ميکنيم

همين؟ فقط ما سه تا؟

دنيا خيلي پوچه، خيلي

...انگار همين ديروز بود که

کنترل بازار ماهي و بعد کل گيسانگ رو دست گرفتم

کي فکرشو ميکرد يه شبه کارم به اينجا بکشه؟

رئيس، هنوز که نمردين

قوي باشين

اي نادون، ببند اون دهنتو، احمق نفهم

ببخشين رئيس

اين همون کلوب ِاونا نيست؟

مادر جه يي اونجاست

اونجاست؟

آره - پس بايد بريم درش بياريم -

نه وايسا - چي؟ -

الان يه نفر ديگه مياد - منظورتون کيه؟ -

الانا ديگه بايد برسه

آها، اوناهاش اومد

اون آن اوه جو نيست؟

داداش، چقدر از اين جزو نقشه ي شما بوده؟

به چي زل زدي؟

بايد واسه نجات جونت التماس کني

چرا خفه خون گرفتي؟

نميترسي؟

ببرينش - چشم رئيس -

رئيس، بايد بياين اينجا

چي شده؟ - شهردار آن اوه جو اومده -

شما کارو تموم کنين - چشم رئيس -

اينجا رو، اينجا رو، اين احمقا رو باش

...اينجا درست پشت گوش شهردار

داشته يه اتفاقايي ميفتاده که ازش خبر نداشته

آره، مَن به؟

شهرداري که يه پاپاسي هم واسش نمونده و تحت تعقيبه رم هنوز ميشه شهردار گفت؟

يه نوچه که نبايد با يه کهنه کار سرما گرما چشيده

اينجوري حرف بزنه

حتما فکر ميکني چا مون سوک پشتته

ولي اينجوري، تهش مثل من بدبخت بيچاره ميشي

...پس

زنه رو رد کن بياد

...فکر کردي ميذارم اولين ماموريتم

تو گيسانگو از چنگم درآري؟

فکر کردي انقدر بي عرضه ـَم؟

از روحيه ي مبارزه طلبانه ـَت خوشم مياد

کاراي آمادگي واسه جلسه ي استيضاحتون چطور پيش ميره؟

قانون همه چي رو تعيين ميکنه و مردم قضاوت ميکنن

آره، لازم نيست آمادگي بگيرين

حتي يه لکه ي سياهم تو کارنامه ـَتون نيست

...ما خيلي وقته که

شما رو تو گيسانگ واسه خودمون نگه داشتيم

آره

خيلي خيالم راحته که تو رو کنار خودم دارم دادستان جانگ

گان دونگ - بله رئيس -

بگرد دنبال زنه - چشم رئيس -

منشي کيم تو هم - چشم قربان -

هي

بگيرش پايين - برين اونور -

اي احمق

اينو ميبينين؟

هي، مَن به

مبارزه کردن بلدي؟

رئيس، اوناهاش

وايسين

واقعا که

وايسين

وايسين

جلوشونو بگيرين

واي نه - جلوشونو بگيرين -

هي

رئيس

حالا چيکار کنيم؟

اون تنها شانس زنده موندنمون بود

...عزيزم، يک از برگهاي برنده ـمون

غرق شد رفت زير آب

مي بينمت

باشه، باشه

بچه ها

هي، گان دونگ

بله رئيس

منشي کيم - بله -

بريم

آن اوه جو حاضر نشد بياد دادگاه

فردا براش حکم جلب صادر ميکنيم

يه جرمي کرده، آره ديگه

بايد مجازات شه

...اون از لطف و سخاوت شما

سوءاستفاده کرد

بايد تقاصشو پس بده

مگه چرخ دنيا همينجوري نميچرخه؟

به اين ميگن عدالت

ديگه ميتوني بري دادستان جانگ

چشم قاضي چا

چطور پيش رفت؟

آن اون جو اومده بود

آن اوه جو؟

کار داشت خراب ميشد

ولي سر و تهشو هم آورديم

خوبه

شماره ـمو دارم عوض ميکنم، ديگه به اين شماره زنگ نزن

راه بيفت برو سئول

چشم خانوم

ديگه ميتونين بشينين

...حالا

مهمترين چيز رو بهتون ميگم

...شما، تنها شاهد قتل هيجده سال پيش ِ

...چا مون سوک

دوباره ميميرين

چا مون سوک کارو با يه آدم ربايي تموم نميکنه

يه راهي پيدا ميکنه که بتونه باهاش سر نام سون جا رو زير آب کنه

...شما بايد بميرين تا

اون بتونه گذشته ـشو بطور کامل مخفي کنه

ميخوام از اين نقطه ضعف چا مون سوک ...که هيشکي ازش خبر نداره

استفاده کنم

...خب

...من

مقدمات مرگ ساختگيتون رو فراهم ميکنم

...ولي

اميدوارم قبول کنين که خودتون از اين قضيه عقب بکشين

...من بايد

تا ته خط رو برم

مواظب خودتون باشين مادر

مادر

باهام بياين

حالا ميخواين چيکار کنين؟

بوشو به دماغت نخورده؟

بوي چي؟

اين بوي مشکوک

بوي گند ِبونگ سانگ پيل مياد

بازم بازي خورديم؟

جه يي

داريم با مادرت ميايم پيشت

بيا به اين آدرسي که واست ميفرستم

با مادرم؟ - آره -

يکم ديگه منتظر باش ها جه يي

بونگ سانگ پيل

راست ميگي؟

ممنونم وکيل بونگ سانگ پيل

جه يي

مامان

بالاخره شد مامان صدات کنم

خيلي دلم واست تنگ شده بود

وکيل ها، حالش خوب ميشه؟

...من به وکيل بونگ سانگ پيل گفتم

چيزي در مورد من بهت نگه

...و

منم بودم که ازش خواستم ولت کنه

فکر کردم اين تنها راهه

...خيلي ميترسيدم که ببينم تو هم

تو اون نقشه ي خطرناک انتقام باهاش همراه شدي

منو ببخش جه يي

واسه وکيل بونگ سانگ پيلم متاسفم

مامان

اشکالي نداره

منو ببخش

وکيل بونگ، ميخوام يه چيزي بهتون بگم

واقعا ازتون نااميد شدم

فکرشم نميکردم اينجوري بهمون دروغ بگين

هي، اون بهت دروغ نگفته بود

تو که تا حالا تو عمرت هيچ کار مفيدي نکردي

نميفهمي جاي وکيل بونگ باشي چه حالي داره

درست نميگم وکيل بونگ؟

اين دفعه اين ماموريت رو بايد تنها انجام ميدادم

چاره اي نداشتم

ميدونستم يه نقشه اي دارين ولي فکرشم نميکردم انقد بزرگ باشه

شما محشرين داداش

وکيل ها - آبجي -

بونگ سانگ پيل

جه يي - بونگ سانگ پيل -

چي شده جه يي؟

اين همه وقت داشتي بهم دروغ ميگفتي

جه يي - هي، بونگ سانگ پيل -

اي بابا، جلوشو بگيرين

ولم کن

وايسا

جه يي

معذرت ميخوام، من ازت معذرت ميخوام

بونگ سانگ پيل، بايد با هم حرف بزنيم

راحت باشين و به کارتون برسين

باشه

اگه دعوا کنن چي؟

آره، چيکار کنيم؟

جه يي

ممنون که کمک کردي مامانم برگرده بونگ سانگ پيل

منو ببخش جه يي

حيف شد

بين اونا ديگه هيچ جايي واسه تو نمونده که بپري بينشون

دارن تحريکم ميکنن به يه سمت ديگه

ميدونستم

من قرار نيست هيچوقت تو زندگيم يه شوهرخواهر وکيل داشته باشم

غصه نخور

داداش نميذاره تنها از دنيا بري

تو سرت به کار خودت باشه

به عنوان يه زن

تو کارم حسابي موفق ميشم

با شمشير بي قانونم

گوم جا، خيلي باحالي

يادم رفته بود، پس تو هم زن بودي؟

هي

من ميارمشون

ممنون - خواهش ميکنم -

نگران نباش، خيلي زود مي بينمت

ميدونم، بونگ سانگ پيل حواسش به همه چي هست

چه ده وونگ بهم گفته بود

که تو داري با دشمنايي ميجنگي که خيلي قدرتمندن

مثل اينکه جلوي آتيش گلوله چاقو بکشي

چه ده وونگ بهم گفته بود

که تو داري با دشمنايي ميجنگي که خيلي قدرتمندن

مثل اينکه بخواي يه صخره رو با تخم مرغ بشکني

اون گفت يه سوراخ کوچيک تو سنگ

درست ميکنه، حتي اگه اينکار باعث از بين رفتنش شه

گفت اونوقت با اون سوراخ کوچيک

ميتوني سنگ رو از وسط دو نصف کني

اينا حرفاي آخرش بود

منم همچين احساسي داشتم

واسه برنده شدنت تو اون جنگ

حاضرم هر کاري بکنم

داداش، متاسفانه بايد بريم

باشه

بفرمايين

جونگل مواظبتون هست

متشکرم

وکيل بونگ

لطفا مواظب جه يي باش

چشم، نگران نباشين

...اوني که اين دفترچه رو

واست فرستاده بود چا مون سوکه؟

آره

...چا مون سوک نقشه داشت تا از من استفاده کنه

تا از شر اعضاي انجمن هفت که از گذشته ي کثيفش خبر داشتن خلاص شه

واسه همين اين دفترچه رو واسه من فرستاده

...چا مون سوک با نماينده ي حزب دست به يکي کرده

و يه مشت خلافکار واقعي رو اجير کرده

ميخواد گذشته ـشو لاپوشوني کنه و يه آينده ي جديد واسه خودش بسازه

چا مون سوک

...حالا

واسه آخرين بار و با شمشيرهاي واقعي ميخوايم باهاش بجنگيم

(شهردار گيسانگ، آن اوه جو)

نميدونستم يه همچين چيزي ـَم اينجا داريم

محشره

چا مون سوک حتما الان فکر ميکنه نقشه ـش بدون هيچ مشکلي داره خوب پيش ميره

بعدش چيه؟

بعدش ساده ـست

وانمود ميکنيم که داريم به سازش ميرقصيم

من که خيلي خوب بلدم برقصم

خب سازش چيه؟

اين رقصت مال قرن بوقه، آبروي خودتو نبر

چرا؟ باحال بود که

کار اصليمون اينجا شروع ميشه

من فقط يه تور بزرگ واسه گير انداختنشون پهن کردم

بايد ماهياي توي تور رو با احتياط دربياريم

بدون اينکه حتي يکيشو از دست بديم

وقتي تور پر ماهي شد

حتما يکيشون دست و پا ميزنه تا بره بيرون

بنظرت بهتر نيست که اول اونو دربياريم؟

اوهوم، خوبه

...يعني کي اول از همه تقلا ميکنه

تا از تو تور دربياد؟

نام سون جا

مگه نه؟

جه يي، زدي تو خال

دادستان کانگ، روز خوش

به آدم بدا يه درس درست حسابي بده

روز خوش

خانوم نام سون جا، پياده شو

دارين چيکار ميکنين؟

يه سري اطلاعات محرمانه با يه فيلم دستمون رسيده

يه فيلم از مادرت دادستان کانگ

چي؟ فيلم؟

از ماشين پياده شو

بازرس گونگ، چي شده؟ - وايسا -

قضيه چيه؟

معلومه دارين چيکار ميکنين؟

دخترم، دادستان کانگ الان شاهد همه چيه

خانوم نام سون جا

شما به جرم گروگان گيري، حبس و

مشارکت در قتل بازداشتين

چي؟ مشارکت در قتل؟

...بازرس - حق دارين وکيل داشته باشين -

...يون هي - ولش کنين -

جراتشو نداري بهم دستبند بزني

چي شده؟ - ببرينش -

مامان - ولم کنين -

دارين اشتباه بزرگي ميکنينا

ول کنين، ولم کنين

ببرينش

يون هي، يون هي - مامان -

يون هي - مامان -

يون هي

راه بيفتين بريم - چشم قربان -

بله بله، آقاي هان

شهردار آن

حکم جَلبت صادر شده

چي گفتي؟ - خانوم نام ـَم گرفتن-

دادستان کل جانگ بهم گفت

خيله خب

نتونستيم ردي از شهردار آن پيدا کنيم

واقعا؟ - آره -

جناب دادستان آن اوه جو متواري شده

اسمشو تو ليست افراد تحت تعقيب ميذاريم و ماشينش رو رديابي ميکنيم

...شماها ميخواين من، آن اوه جو رو

با قانون بکشين

خب ديگه چه کاري از دستم برمياد؟

بونگ سانگ پيل و چا مون سوک

بچرخين تا بچرخيم

گان دونگ

ماشينو آتيش کن

چشم جناب شهردار

يعني رئيس

...در رويداد بي سابقه اي

...اسم شهردار و دستيارش

در ليست افراد تحت تعقيب قرار گرفته است

...شهردار آن به مشارکت در قتل

و نقض قانون انتخابات متهم است

دستيار وي، سوک گا دونگ نيز به قتل متهم است

...دادستاني در حال حاضر مدارک کافي را تهيه

و عليه آنها تشکيل دعوي داده است

ادامه ي خبرها

...يک زن پنجاه و اندي ساله

توسط پليس به جرم مشارکت در قتل يک متخصص ماساژ تايلندي

بازداشت شد

...وي به مدت 35 سال در گيسانگ

...مشغول جمع آوري کميسيون براي کارش

به عنوان دلال بوده است

...وي همچنين در فعاليتهاي غير قانوني ديگري نيز

اين دفترچه اي که واسم فرستادي

خيلي به دردم خورد

هرچند که آخرشو توش ننوشتي

يعني چي؟

پايان ِچا مون سوک

آره

همه ي سعيتو بکن که فصل آخرشو بنويسي

منم کنجکاوم بدونم چي ميشه

تو دوبار مادر جه يي رو ازش گرفتي

بخاطر اين کارت هيچوقت نميبخشمت

اين قضيه هيچ ربطي به من نداره

تازه

اون متخصص ماساژ واقعا مادرشه؟

کو مدرکش؟

...بهرحال انتظارشم نداشتم

که ازت جوابي بگيرم

...قبول دارم که وقتي اين دفترچه رو واست فرستادم

حساب يه چيزيو نکرده بودم

اونم اينکه تو و جه يي با هم شين

اين نقطه ضعف نقشه ي انتقامته

فکر نميکني ممکنه عکسش باشه؟

رابطه ي ما ميشه بزرگترين نقص اين نقشه ي استادانه ـَت

حدسشم نميتونستي بزني که ما با هم يکي بشيم

*پرشـين دريــم تيم* "Nasrin" :مترجم

"براي آگاهي از وضعيت ترجمه به کانال تلگرام ما ملحق شويد" @PersianDreamTeam

~ وکيل بي قانون ~

بالاخره ميخوام اين گره اي که هيجده ساله سربسته مونده رو باز کنم

ميخوام از هر چي دستم دارم استفاده کنم تا زمين بزنمت

قاضي گيسانگ منم

تو ميخواي يه سنگ رو با تخم مرغ بشکني

فقط صبر کن و ببين سنگه چه جوري ترک ورميداره

داره بهت علامت ميده که مدرک فساد قاضي چا رو داره

از امروز، من رسما از خانوم نام سون جا دفاع ميکنم

فقط يه چيزه که ميتونه جلوي بونگ سانگ پيل رو بگيره

ها جه يي

آن اوه جـــــــو

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.