All language subtitles for Lawless.Lawyer.E09

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian Download
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

(+هشدار: گروه سني 15)

*پرشـين دريــم تيم تـقـديم ميـکند* "Nasrin":مترجم

..:.:: قسمت نهم ::.:...

دستا بالا

دارم بهت هشدار ميدم، دستاتو ببر بالا

بونگ سانگ پيل، پسره ي نادون

بندازش اونجا - چشم -

هي، هي

تو به جرم قتل بازداشتي

...حق داري براي خودت وکيل بگيري

و از خودت دفاع کني

در يک منطقه ي در درست بازسازي در گيسانگ

قتل عجيبي رخ داده است

در يک ساختمان متروکه در چيل يون دونگِ گيسانگ

...خواهرزاده اي دايي خود را با چاقو زخمي

و سپس از پشت بام پايين پرتاب کرد و کشت

وکيل بونگ، متهم پرونده، يک مجرم سابقه دار است

...و معروف است که در گذشته

عضو دار و دسته ي متوفي به نام دار و دسته ي ده وونگ بوده است

قاضي چا، بونگ سانگ پيلو گرفتن

آها، خودتون از اخبار ديدين

انقدر شلوغ کردن نداره

که اين موضوع بر ماهيت تکان دهنده ي اين قتل شدت ميدهد

تابلو نيست که کار آن اوه جوئه؟

از قبل خبر داشتين؟

هـ...هيچي

فقط ميترسم آتيشش دامن شما رم بگيره

قاضي چا، حتما خبر بازداشت بونگ سانگ پيلُ شنيدين

بيا خونه ـَم ميخوام ببينمت

انگار اوضاع داره دقيقا باب ميلتون پيش ميره

ولي انگار خوشحال نيستين - ها؟ -

کارت حرف نداشت

ديگه داري گليم خودتو از آب بيرون ميکشي

متشکر جناب شهردار

راستشو بگم...بدم نميومد با کسي مثل چه ده وونگ

رفيق شم

حيف شد

اون چيزاييه که واسه ختم ميفرستنو ميدوني چيه؟

بله ميدونم - حتما يکي از اونا واسش بفرست -

چشم قربان

الو

شهردار آن

قاضي چا، خيلي اعصابش خورده

جدي ميگي؟

نکنه تو اعصابشو خورد کردي؟

ما اينجا نقش اصلي نيستيم، نقش فرعي ايم

چرا پاتو از گليمت درازتر ميکني؟

يادته بهم اينا رو ميگفتي؟

بيخيال

برو سر اصل مطلب

نگرفتي چي گفتم؟

پاشو بيا اينجا

آقاي ته، من ميرم پيش وکيل بونگ

منم باهات ميام

گوم گانگ، اگه اتفاقي افتاد بهم زنگ بزن

رو چشمم

دا...دا...دارن ميان اينجا

کيا؟ - فکر کنم پليسن -

چند تا جعبه ـَم دستشونه دارن ميان بالا

چي؟

بازرس گونگ

...بخاطر قتل چه ده وونگ

حکم تفتيش و تجسس ِدفتر حقوقي ِبي قانون رو داريم

دستتون به وسايلاي اينجا بخوره، با من طرفينا

همشونو بازداشت کنين

اگه کسي مانع تحقيقات شد

همشونو بازداشت کنين

وکيل بونگ اين کارو نکرده

شما که خودتون اينو خوب ميدونين قربان

وکيل ها

من دادستانم، نه رفيق ِبونگ سانگ پيل

در موردش تحقيق ميکنيم تا بفهميم واقعا گناهکاره يا نه

تفتيش و تجسس رو شروع کنين

شروع کنين - بريم -

ميدونستم خودشو تو دردسر ميندازه ولي ديگه قتل؟

دارين چه غلطي ميکنين؟

بيخود از پيش ِخودت قضاوت نکن کانگ يون هي

سر صحنه ي قتل مچشو گرفتن

من از پيش ِخودم قضاوت نميکنم شرايط فعلي همينه

به عنوان دادستان بعدا از اين حرفي که زدي پشيمون ميشي

اگه اينجا مدرکي پيدا کنيم

مجبور ميشيم بعدا به عنوان شاهد يه سوالاتي ازتون بپرسيم، ميدونين که؟

باشه، اگه لازم بود

هر چقدر دلتون ميخواد سوال جوابم کنين

وقت نداريم، بايد بريم داداشو ببينيم

تو يه همچين وقتايي بايد آروم و خوددار باشي

الان تو تنها کسي هستي که ميتوني کمکش کني

ميدونم، عمدا اداي آدماي عصباني رو درآوردم

درست لحظه اي که گرفتنش، دادگاه تشکيل شده

فقط ميخواستم بهشون نشون بدم که ...ميدونيم بهش تهمت زدن

چون من وکيل سانگ پيلم

چيه؟

داروي بيهوشي قربان

ديگه تمومش کنين

چيه گوم گانگ؟

وکيل ها، يه مشکلي داريم

يه جعبه پيدا کردن که من تا حالا نديده بودم - گوم گانگ -

توشم داروي بيهوشي بود، يه دقه، يه دقه

داروي بيهوشي؟

الان منو بازداشت کردن - گوم گانگ، واي خدا -

ما اينجا کاره اي نيستيم به خدا

واقعا از هيچي خبر نداره - آره -

وکيل ها - اي بابا، چقدر شلوغ ميکنين -

اونجوري نيست - نگران نباش -

بازداشتت نکردن، دارن به عنوان شاهد ميبرنت

هر چي ميدوني رو بهشون بگو

منم وقتي وکيل بونگ رو ببينم، ميام اونجا

حالا ديگه مطمئن شدم که افتاده تو تله

جه يي

...تنها پا شدي رفتي

اينجوري شد، حالا خوشحالي؟

همينو ميخواستي؟

ببخشين

...يه

لطفي بهم بکن

...به جاي ِمن، مراسم ختم داييمو

برگزار کن

نه

...خودت مياي

و داييتو بدرقه ميکني

من هرجور شده حکم مرخصيتو ميگيرم

انگار شهردار آن اون روزايي که هيچي نبودُ يادش رفته

منظورم اينه که، نگاه کنين ببينين با بونگ سانگ پيل چيکار کرد

کي بود که شهردارِ اين شهر کردـش؟

ميدونم که قديمام هميشه جوابتونو پس ميداد

ولي چي بگم؟

ميشه بگم، الان حتي نفرت انگيزترم شده؟

بهرحال، شک ندارم حس شيشمم راست ميگه

اگه چيز غيرعادي اي شنيدي، فورا بهم خبر بده

چشم خانوم

گفتم که ما هيچي نميدونيم - آره، آره -

شما دو تا حتما قبل ِاومدن، حرفاتونو با هم يکي کردين

چطور ممکنه که هيچي ندونين؟

بذارين روشنتون کنم جناب ستوان

خب، اين شازده کلا همينجوري بدنيا اومده

به کل تعطيله

منم، چيزاي ديگه رو حاليمه ولي در مورد اين پرونده چيزي نميدونم

يعني، ما مثل هم نيستيما، ولي هيچکدوممونم هيچي نميدونيم

هي - هي -

من که به جناب ستوان دروغ نميگم

آخه تو چي حاليته؟ - دختره ي ورپريده -

هي، هي، ساکت نميشين؟ - ببخشين -

خب پس چرا داروي بيهوشي تو دفتر پيدا شد؟

منم همينو ميگم - نميدونيم -

مال بونگ سانگ پيله، نه؟

ما از کجا بدونيم؟ - چي؟ -

ميدونين اگه حقيقتو بهمون نگين، چي ميشه؟

اونا به عنوان شاهد اينجان، اگه باهاشون ...مثل متهم برخورد کنين

مجبور ميشيم يه شکايت نامه به کميسيون حقوق مدني بنويسيم

وکيل ها - کميسيون حقوق مدني، آره -

جناب، الان شنيدين که وکيلمون چي فرمودن؟

خداي من

لطفا کاري که تهديد بحساب مياد انجام ندين

بنظرم امروز به قدر کافي باهاتون همکاري کرديم

پاشين بريم

جناب، وکيل بونگ هيچ کاري نکرده

امروزُ ميذارم برين

ولي چون شمام واسه دفتر وکيل بي قانون کار ميکنين

به زودي واسه سوال جواب احضارتون ميکنيم

بخورين بچه ها، امروز هيچي نخورديم

اگه غذا نخوريم نميتونيم کار کنيم

قديما که مجبور ميشدم برم کلانتري هيچوقت همچين احساسي نداشتم

ولي امروز چون وکيل ها اونجا بود

خيلي سربلند شدم، خوشحال بودم يکي هوامو داره

هي، وکيل بونگ ُ گرفتنا

الان وقت گفتن اينجور چيزاست؟

چرا نميخورين؟ بخورين

آره، بخوريم - آره، نوش جان -

داداش الان حتما حسابي داغونه

داداش و داييش با هم عين پدر پسر بودن

حتي تو همين کار خلافم که بوديم، داييش بهش ياد داده بود هيچوقت به هيشکي آزار نرسونه

اون اينجوري بارش آورده بود

رئيس، شمام بخورين - آره -

بخورين

...راستي

بنظرتون چرا داروي بيهوشي اينجا پيدا شد؟

حس ميکنم بهمون تهمت زدن - عجيبه، نه؟ -

بچه ها

يانگ دون، يانگ دون کوش؟

آره، چند روزي هست نديدمش

...خب چيزه

مرغ از قفس پريد

منظورت چيه؟

انگار خط تلفنشو باطل کرده و جيم زده

هي، بايد بيشتر حواست به زيردستيات باشه

منم همين الان فهميدم، فکر کردي کي هستي که به من امر و نهي ميکني؟

زياد نگران نباشين

دادگاه هنوز شروع نشده

بياين بخوريم، بشينين

باشه - بخورين بچه ها -

باشه - باشه -

ببخشين

بي خيال، غذاتونو بخورين، زود باشين - چشم -

اي بابا، قاضي چا

بهم برخورد

چطور ميتونين بشينين تنهايي مشروب بخورين جشن بگيرين؟

ميشه منم يه گيلاس بخورم؟

بيخيال، بذارين يه گيلاس بخورم

خواسته ي زيادي نيست که

ميدوني چيه؟

...وقتي يه سگ شکاري

بدون اجازه ي صاحبش يکي رو گاز ميگيره

خون سگه حلال ميشه

...تو هم همينطور، فقط وقتي که بهت ميگم

پارس کن و مردمو گاز بگير چون تو سگ مني

چشم خانوم

...ولي ميدونين چيه قاضي چا

قاضي چـــا

...من به عنوان سگ وفادارتون

دارم اين کارا رو ميکنم که کمک کنم از شر گذشته ـتون خلاص شين

چرا اين جنبه ـشو نمي بينين؟

ها؟

(وکيل بونگ سانگ پيل)

فکر کردم باهام اتمام حجت کردي چي شده اومدي اينجا؟

من وکالت بونگ سانگ پيلُ به عهده گرفتم

ميدونم، انتظارشم داشتم

ولي واسه گفتن اين حرفا نيومدي اينجا

يه درخواستي ازتون داشتم

درخواست؟

جالبه

بذارين وکيل بونگ تو مراسم ختم داييش شرکت کنه

پا شدي اومدي اينجا بخاطر يه لات بي همه چيز واسه من دولا راست ميشي

بونگ سانگ پيل هنوزم متهمه

فقط دادستان کل ميتونه دستور آزاديشو بده

تو که اينو خوب ميدوني، چرا پاشدي اومدي سراغ من؟

عين روز روشنه که اون اجازه ـشو نميده

واسه همين اومدم سراغ شما

آخرين کسي که از خونواده ـَش واسش مونده بوده رو کشتن

لااقل بذارين درست و حسابي باهاش خداحافظي کنه

اگه قبول کنم در عوض چي گير من مياد؟

هر کاري بگين ميکنم

بونگ سانگ پيلُ تبرئه کن

جه يي، نشونم بده به عنوان وکيل چند مَرده حلاجي

اين دادگاهو ببر

مطمئنم يه دليلي واسه اين حرفاتون دارين

ولي الان وکيل بونگ واسم در اولويته

دادگاه که تموم شد، در مورد انگيزه ـتونم تحقيق ميکنم

باشه

من قاضي پرونده ـَم، پس حسابي تحت تاثيرم قرار بده

دادستان کل جانگ، بونگ سانگ پيلُ آزاد کن

ممنون که اومدين

خيلي دل و جرات داري که بااينکه از رئيس محافظت نکردي بازم پاشدي اومدي اينجا

قربان

قربان - قربان -

معلومه دارين چيکار ميکنين؟

چيزي نيست وکيل ها

منظورت اينه که تقصير اون نيست؟

به وکيل بونگ تهمت زدن تو تله افتاده

خفه شو، برو بونگ سانگ پيلُ وردار بيا اون رئيسُ کشته

وکيل بونگ

بونگ سانگ پيل، اي آشغال

تو رئيسو کشتي؟

پس شمام به من شک دارين

ببند دهنتو

اون داييم بود

لااقل بذار برم بهش اداي احترام کنم

خواهش ميکنم

ده دقيقه بهت وقت ميدم

دايي جان

ممنون که منو بزرگ کردي

تو آرامش بخواب

منو ببخش دايي جان

وايسين

کانگ سو، خوب گوش کن ببين چي ميگم

اين قضيه همينجا و با زندان انداختن ِمن ختم نميشه

وکيل ها رو تنها نذار

چشم داداش

اگه خواست کار خطرناکي کنه

جلوشو بگير

نگران نباش

نگران نباشين رئيس - نگران نباشين رئيس -

به لطف ِتو تونستم با داييم خداحافظي کنم

ممنونم ها جه يي

يه کم ديگه صبر کن

خيلي زود از اونجا ميارمت بيرون

مواظب خودت باش

خب

بذار يه چيزُ ازت بپرسم

ميخواين بدونين واقعا داييمو کشتم يا نه

نه، تو مجلس ختم خودم جواب اينو فهميدم

ببينم، تو احيانا يه وقت پسر وکيل چه جين اِ نيستي؟

همون بچه ي زرنگ؟

چرا، هستم

مادرم وکيل چه جين اِ بود

...شما هنوزم که هنوزه

ذهنتون درگير اون پرونده ـست، نه؟

چطور ميتونم فراموشش کنم؟

بذار يه چيز ديگه ـَم ازت بپرسم

...اينکه با دختر نوهيون جو، ها جه يي کار ميکني

فقط يه تصادفه؟

...نگين که

آدمي با هوش و ذکاوت ِشما به تصادف اعتقاد داره

آره

...پس اينکه توصيه ي منو به دادستان چون

کردي ـَم تصادفي نبوده

هي

حال احوال؟

چرا من نه؟

چرا داييم؟

کنجکاوي، نه؟

جواب بده

جواب بده

جواب بده، مرتيکه ي آشغال

بونگ سانگ پيل

...تو جالبترين بخش اين نمايشي

که آخر از همه مياد

وقتي غذا ميخورم

...هميشه خوشمزه ترين چيزُ

ميذارم واسه آخر کار

...بقيه ي غذاها رو دونه دونه ميخورم

و اونو ميذارم واسه آخر

...اگه

دلت ميخواد افرادت طوريشون نشه

...همونجا بمون و بپوس

جيکِتم درنياد

گرفتي چي گفتم؟

قاضي چا به وکيلم گفته منو تبرئه کنه

ولي انگار تو دلت ميخواد من بميرم

انگار اصلا با هم، هم راي نيستينا

چيه؟ نميدونستي؟

که قاضي چا به وکيلم گفته دادگاهو ببره؟

هيشکي نميدونه قاضي چا چه نقشه اي داره

خب ولي لااقل نبايد تو رو در جريان ميذاشت؟

ها؟ آره آن اوه جو؟

سانگ پيل جان، قبوليت تو امتحان کانون وکلا مبارک باشه

به افتخار داداش کوچيکه ـمون بونگ سانگ پيل

به افتخارش - به افتخارش -

حالا که وکيل شدي خودتو واسه ما نگيريا

فقط يه جوري رفتار کن که انگار از ما بهتروني

اونوقت حالتو ميگيرم

اي، داداش

بقيه هرچي ميخوان بگن بگن، من وکيل دار و دسته ي ده وونگم

نه، نه، اصلا حرفشم نزن

...داداش ده وونگ ميخواد که کار ِخلافو

واسه هميشه ببوسي بذاري کنار

منم حرفشو قبول دارم

بهم برخورد، واقعا که

خب حالا که بهت برخورد، ميخواي چيکار کني؟

فقط

مثل ما زندگي نکن

مثل ما؟

مگه ماها چه ـمونه؟

چه ـمونــه؟

داداشا، عاشقتونم

عاشقتيم

زنداني 6109، حرکت کن

حالا که باديگارد دارم دلم جمع ـه

دستور داداش واسه من حکم قانونو داره

اين يه ساختمون خاليه که تو دست بازسازيه

اونا عمدا اينجا رو انتخاب کردن

هيچ دوربين مداربسته اي ـَم اين دور و برا نيست

بريم دنبال در ديگه ـش بگرديم

بريم اونجا رو ببينيم - باشه -

به سرعت برق و باد اينجا رو تميز کردن

شک دارم بتونيم جاپايي پيدا کنيم

دايي ده وونگ

(شير گيسانگ)

شنيده ـَم اونا يه شاهد عيني دارن

بايد بازم اطرافو بگرديم

حالت خوبه؟ - آره خوبم -

هي

دادستان کانگ اومده اينجا

سلام قاضي چا

ميتوني ها جه يي رو تو دادگاه شکست بدي؟

آلت قتاله با اثر انگشت بونگ سانگ پيل کشف شده

تو دادگاه ِ وو هيونگ من ـَم تو بيشتر مدرک داشتي

با اين حال بازم باختي

بونگ سانگ پيل و ها جه يي بردن

اون که تقصير دادستان کانگ نبود

...شهردار آن

اين دفعه ديگه دادگاهو نميبازم

...البته که نه، اين دفعه دادستان کانگ

سون جا

...وقتي داريم در مورد پرونده صحبت ميکنيم

چرا ميپري وسط؟

برنامه ـمو واسه آخر هفته خالي بذار

چشم خانوم

حتما کار مهمي دارين

ميخوام برم اسب سواري

چشم خانوم

قاضي چا به وکيلم گفته منو تبرئه کنه

ولي انگار تو دلت ميخواد من بميرم

انگار اصلا با هم، هم راي نيستينا

...چيزي که عجيبه

بيخود عجيب نيست

موافق نيستي؟ - بله؟ -

بله

...يه چيزي

در مورد بونگ سانگ پيل همش آزارم ميده

...حتي يه سد ِمحکمم

...ممکنه بخاطر يه سوراخ کوچيک

بشکنه

سوراخ اين پرونده بنظر خيلي بزرگتر از اين حرفاست

ولي نميفهمم چيه

موقع تحقيق و تجسس ِدفتر

ماده ي بيهوشي پيدا کردن

حتما آن اوه جو قبلا تو دفتر جاسازيش کرده

واسه دادگاه شاهدي هم وجود داره؟

يه نفر بوده که زمان حادثه همون دور و بر بوده

ولي قراره واسه دادستاني شهادت بده

مطمئنم عليه من شهادت ميده

خودتو واسه همه چي آماده کن

راستي اونروز قبل از اينکه بري اونجا کي بهت زنگ زد؟

سوک گان دونگ از يه شماره ي ناشناس زنگ زد بهم

پس نميتونيم شماره رو رديابي کنيم

احتمالا

حتما اين تله ـم يه ايرادهايي داره

هر جور شده پيداش ميکنم

بعدشم قراره واسه اين دادگاه درخواست ِهيئت منصفه کنم

بخاطر قاضي چا؟

اگه هيئت منصفه به اتفاق آرا راي به بيگناهيت بدن

قاضي چا چاره اي جز قبول راي اونا نداره

...پس

اصلا نگران نباش

نگران نيستم

...پس

تو هم نبايد نگران باشي

چطور ميشه نباشم؟ ها؟

اينجا قلمروي منه، مگه نميدوني؟

من يه وکيل بي قانونم، ها؟

تا وقتي اينجايي، هيچ کاري نميکنيا

به عنوان وکيلت دارم بهت دستور ميدم

چشم، امرتون اطاعت ميشه

(دفتر دادستاني)

بايد اين پرونده رو هر جور شده ببري

خيلي مسخره ـست اگه به ها جه يي ببازي

من يه شاهد درست و حسابي دارم

خيلي خوشحالم اينو ميشنوم، بيصبرانه منتظر دادگاهم

يادت نره که دفعه ي پيش چطوري تو ...دادگاه تحقير شدي

دو برابر تلافيشو سرشون دربيار

...يه کاري کن بونگ سانگ پيل و ها جه يي

ديگه هيچوقت نتونن سرشونو تو دادگاه بلند کنن

زير پات لهشون کن تا با خاک يکي شن

باشه؟

صداي پاتونو نشنيدم

من رفتم

"Nasrin":مترجم

(پرونده ي خودکشي وکيل چه جين اِ)

(گمشده)

اينکه با دختر نوهيون جو، ها جه يي کار ميکني

فقط يه تصادفه؟

...نگين که

آدمي با هوش و ذکاوت شما به تصادف اعتقاد داره

تصادف نيست، يه نقشه ي از پيش طراحي شده ـست

بونگ سانگ پيل، ازم ميخواي اين معما رو حل کنم؟

(دفتر حقوقي ِبي قانون)

قهوه ميخورين؟ وقت قهوه ـست

ميرم يکم درست کنم بيارم

کيه؟

سلام آقا

فکر کردم رفتي سئول

اين چند وقتو اينجا موندي؟

نه، خونه ي يکي از همکارام بودم

بيا بشين بابا

اينم از قهوه

سلام آقا - سلام -

خوبه يکم قهوه خريده بودما

مزاحمتون نميشم

...ديگه

بايد بري سئول

من اخبارُ در مورد بونگ سانگ پيل ديدم

من وکيل بونگ سانگ پيلم

چي؟

اون بيگناهه

بهش تهمت زدن بابا - ميدوني چي ميگي؟ -

من نفرستادمت دانشکده ي حقوق که بري از يه خلافکار دفاع کني

بخاطر اينکه بونگ سانگ پيله وکالتشو نگرفتم

بخاطر اين وکالتشو گرفتم که موکلم بيگناهه

بايد ازش دفاع کنم چون ميدونم گناهي نداره

جه يي

تو رو خدا دوباره فکر کن

بعدشم بابا

من دوسش دارم

بونگ سانگ پيل رو

نميدونستم تو هم اينجايي داداش جونگل

واقعا تو داداش ده وونگ رو کشتي؟

جواب بده، تو کشتيش يا نه؟

من نکشتمش، واست سوءتفاهم شده

ميخواي سر منو شيره بمالي؟

نه

...تو دادگاه ثابت ميکنم که

من نکشتمش

اگه نتونستي ثابت کني چي؟

اونوقت با دستاي خودم ميکشمت

("آلت قتاله و اثر انگشت مکشوفه ي متهم")

چه ده وونگ از دار و دسته ي ده وونگ) (وکيل بونگ سانگ پيل

اگه دوباره سر و کله ـت اينجا پيدا شه

اول دخترتو ميکشم

مامان

مامان

ديگه دلم نميخواد اونجوري زندگي کنم

خب حالا ميخواي چيکار کني؟

آخه تنهايي چه کاري از دستت برمياد؟

ميخوام يه دفتر تو گيسانگ وا کنم

نکنه بخاطر اون دختره ـست؟

بله رئيس

کي اين دفترچه رو واست فرستاده؟

تا جايي که ميدونم، فقط کار يه نفر ميتونه باشه

بنظرت اتفاقيه که همين که برگشتي گيسانگ

با سانگ پيل آشنا شدي؟

اوناهاش

جه يي

خداي من، عالي شدي

ولي از لباسات خوشم نمياد. بايد خودم يه دست واست جور ميکردم

واقعا؟ خيلي سرم شلوغ بود - اشکالي نداره -

تو کي باشي که از لباساي وکيل ها ايراد ميگيري؟

...بهرحال فقط بايد صبر کنيم

تا داداش آزاد شه - دقيقا -

ما روت حساب ميکنيم وکيل ها

باشه، بريم - باشه -

خيله خب - آره -

شما پدر وکيل ها نيستين؟

سلام - بابا -

حتما اومدين اينجا که دادگاهو ببينين، نه؟

ما زودتر ميريم تو

چي؟ يکم ادب داشته باش بايد با هم بريم

اصلا نميگيريا، نه؟ برو تو

نه، اشکالي نداره

ما هممون واسه دلگرمي دادن به دخترم اومديم پس بياين با هم بريم

باشه، حتما - باشه -

بالاخره به عنوان وکيل برگشتي دادگاه ولي اين چه سر و وضعيه؟

مگه چه جوري ـَم؟

لباسه که از يه وکيل وکيل ميسازه

بيا

خداي من، حتما بايد اينا رو بپوشي خيلي عالي شد

من واسه روحيه دادن به بونگ سانگ پيل نيومدما

خب پس چي؟

به عنوان طرفدار وکيل ها جه يي اومدم

گل گفتيا

...واقعا بونگ سانگ پيل

بودن تو دادگاه به عنوان متهم بيشتر از وکيل بهت مياد

متهم شدن به دروغ و پوشيدن لباس زندان

شرف داره به تظاهر و دو رويي تو اون رداي قضاوت

بهت قول ميدم به زودي ِزود خودتم مجبور ميشي اين لباسو تنت کني قاضي چا

...مگه نگفتي تا وقتي که تو تو اين دادگاهي

...نميذاري

هيچ آدم بيگناهي با قانون کشته بشه؟

خب حالا ميخواي چيکار کني؟

الان مرگ و زندگيت تو دستاي منه

زندگي ِمن بسته به قانونه

تو تصميم گيرنده نيستي

تازه ـشم

کسي که زندگيم بيشتر از خودم واسش اهميت داره

وکيلمه

منم اميدوارم جه يي اين دادگاهو ببره

آره

وکيل ها بهم گفت

اصلا علاقه ندارم بدونم از ته دلت اين حرفو زدي يا نه

...ولي دلم ميخواد بدونم

چرا يه همچين چيزي گفتي

(جلسه ي اول دادگاه پرونده ي قتل چه ده وونگ)

اوناهاش، اون وکيلشه

دلشوره نداشته باش

اصلا دلشوره ندارم

تو وکيل نترسي هستي ها جه يي

باورم نميشه يه همچين چيزي دلشوره انداخته به دلت

گفتم که دلشوره ندارم

حالا که خودم نشستم اينجا

ميفهمم وکيل چه نقش مهمي داره

منم که اينجا که نشستم

ميفهمم چقدر زندگي موکلم به من بستگي داره

قاضي وارد ميشود

قيام کنيد

جلوس کنيد

...جلسه ي اول دادگاه پرونده ي

قتل چه ده وونگ رو شروع ميکنيم

دادستاني، علت اتهام رو بيان کنين

طبق بند 250 ماده ي يکم حقوق جزا

متهم، بونگ سانگ پيل رو به قتل متهم ميکنم

متهم، بونگ سانگ پيل

...از قرباني چه ده وونگ ميخواد

...تا حدود ساعت 4 عصر

روز ِنهم مي تو يه ساختمون خالي تو شين جونگ ملاقاتش کنه

...در محل بونگ سانگ پيل

دست و پاي قرباني رو با طناب ميبنده و تهديدش ميکنه

ولي چون ميبينه فايده اي نداره

بهش چاقو ميزنه و بشدت مجروحش ميکنه

بعد هم قرباني رو از پشت بوم پرت ميکنه پايين و ميکشه

...روي ِطناب بسته شده دور دست متوفي

و آلت قتاله

اثر انگشت بونگ سانگ پيل رو پيدا کرديم

تو بدن چه ده وونگ، ما ذرات ِ پروکائين رو کشف کرديم

پروکائين يه ماده ي بيهوشي قويه که تو داروخونه ها فروخته نميشه

تو روز حادثه، ما دفتر حقوقي متهم رو تفتيش کرديم

و پروکائين کشف کرديم

...اولين مدرک

پروکائينه

متهم بونگ سانگ پيل به متوفي پروکائين تزريق کرده

تا بيحال بشه و بعد مرتکب جنايت شده

...اين موضوع، نيت و قصد قبليش براي قتلو نشون ميده

که به عمق حادثه اضافه ميکنه

HZ اينم يادداشت تفاهم انجمن با شرکت ...براي بازسازي گلدن سيتي

که بايد امضاش کنين

ميبينين؟ چرا يه نفرو پا در هوا نگه داريم

وقتي کار زياد سختي نيست؟

خداي من

ممنونم

ميشه لطفا اينو بگيرين قربان؟

وقتي کل منطقه صاف شد

بازسازي رو شروع کنين - چشم -

بله، بله - قربان از اينطرف -

بااجازه مرخص ميشم - خوش اومدين -

از اين طرف

گان دونگ، الانا ديگه وقت دادگاه ِ بونگ سانگ پيله

اون شاهدي که فرستاديم چقدر بازيش خوبه؟

فرتي صحنه رو دست ميگيره قربان

واقعا؟

حتما خودتم ميدوني

ولي بهش بگو طبيعي رفتار کنه

مثل آبي که تو رودخونه روونه بگو طبيعي رفتار کنه

باشه؟ - ...آقا لطفا -

بگين تو روز حادثه چي ديدين

چون اونجا يه منطقه ي خالي از سکنه ـست

پس احتمالا اونروز فقط من اونجا بودم

...بيرون داشتم قدم ميزدم

که يه مردُ رو پشت بوم ديدم

چي ديدين؟

اون آقا يه جنازه رو از رو پشت بوم انداخت پايين

مطمئنين خودشه؟

آره

ديگه سوالي ندارم عاليجناب

وکيل متهم، ميتونين سوالاتونو بپرسين

...شما الان گفتين

که ديدين بونگ سانگ پيل، مرحوم رو از پشت بوم پرت کرد پايين

بله، درسته

که اينطور

اونجايي که شما اون صحنه رو ديدين از صحنه ي قتل خيلي دوره

از کجا انقدر مطمئنين؟

چون با چشماي خودم ديدم

امکان داره اشتباه کرده باشين؟

نه

مطمئنم - خب پس -

لطفا به اين عکس نگاه کنين

اين بيلبوردُ يادتون مياد؟

رو پشت بوم ِ ساختمون مذکور بود

آره، فکر کنم ديدمش

اون بيلبورد چه رنگي بود؟

شما که ديدين، پس حتما ميتونين جواب بدين

فکر کنم قرمز بود

مطمئنين؟

آره، قرمز بود

آقا، حالا بگين چه رنگيه؟

سفيده

...الان با اينحال، بازم از چيزي که

اونروز ديدين مطمئنين؟

...خب - لطفا جواب بدين -

پاي مرگ و زندگي يه آدم درميونه

...شما کاملا

از چيزي که اونروز ديدين مطمئنين؟

اعتراض دارم

...الان اينکه رنگ بيلبورد يادشونه يا نه

مسئله ي ما نيست

اين تو ذات ما آدماست که وقتي با يه ماجراي ...تکون دهنده

رو به رو ميشيم، متوجه بقيه ي چيزا نميشيم

اين سوال من فقط براي اطمينان از اعتبار شهادت شاهده

عاليجناب

خيله خب

...هيئت منصفه

...بصورت بيطرفانه ادعاهاي هر دو طرفُ

بررسي ميکنه

که شامل سوال و جواب از شاهدـم ميشه

موقتا تنفس اعلام ميکنم

(دادگاه)

شما خواهرزاده ي متوفي چه ده وونگين، درسته؟

از چه سني سرپرستيتونو به عهده گرفته بود؟

از ده سالگي، وقتي مادرمو از دست دادم

سال 2010

...توسط بنده که جلوتون وايسادم

به جرم حمله و ضرب و شتم بازداشت شدين

بله، درسته

...دار و دسته اي که اون موقع عضوش بودين

متعلق به چه ده وونگ بود، درسته؟ - بله -

جرايم قبلي متهم شامل اين پرونده نميشه

اين موضوع يه فاکتور مهمه که انگيزه و نيت متهم رو فاش ميکنه

اعتراض وارد نيست، ادامه بدين

چي شد يهو اومدين گيسانگ؟

به متوفي خيانت کردين؟

نه - ...من شاهدي دارم که -

ميگه چه ده وونگ موافق اومدن ِشما به گيسانگ نبوده

ميشه در موردش توضيح بدين؟

...متهم نقش مهمي تو کار و کاسبي اي که

متوفي ميچرخونده داشته

...پس

...اينکه يهو بخواد بره يه شهر ديگه

حتما باعث شده تموم نقشه هاي چه ده وونگ بهم بخوره

...واسه ي همين

شايد

مرحوم چه ده وونگ بوده که بهتون ...خيانت کرده

و اومده سروقتتون

و شما فقط داشتين از خودتون دفاع ميکردين

اينطور نيست

از مرگ چه ده وونگ کي بيشتر از همه سود ميبره؟

متهم، بونگ سانگ پيل

اعتراض دارم - وارد نيست -

...دايي متهم که از تصميم خواهرزاده ـش راضي نبوده

دنبالش مياد گيسانگ تا نقشه هاشو بهم بزنه

خواهرزاده ي کينه توزـم با قصد قبلي داييشو ميکشه تا تلافي کنه

...بعلاوه، متهم

...ميخواسته تا بخاطر مرگ داييش

از بيمه پول بگيره

که کار بشدت بيرحمانه و غيرانساني ايه

...عمل زشت متهم

جنايت عليه بشريته

خيله خب، خوبه

جناب شهردار، دادگاه داره طبق ميلمون پيش ميره

اصلا لازم نيست نگران باشين

هيچوقت تا آخرين لحظه ي دادگاه نميشه از چيزي مطمئن بود

بله قربان

...ميدوني

کوکو چطوري لونه ـشو ميسازه؟

همون پرنده اي رو ميگين که کوکو ميکنه؟

کوکوها از خودشون لونه ندارن

تو لونه ي يه پرنده ي ديگه تخم ميذارن

وقتي جوجه ـشون از تخم دراومد

جوجه ي اون پرنده ي ديگه رو ميندازه از لونه بيرون

عجب پرنده ي بيرحميه

...پس فقط اونايي جون سالم بدر ميبرن

که بتونن پرواز کنن

آها، بله

ميدوني که، گيسانگ لونه ي منه

هر کي رو که بهم وفادار نباشه از سر راه ورميدارم

اينجاست

هي، تو چرا دنبالمون اومدي؟

خب لااقل بايد سه نفري بايد بريم اينور اونور که خيالمون راحت باشه

نميدونستي؟ واقعا که

اينجا چقدر خوشگله

يه دقيقه صبر کنين، زود همه ي چيزايي که لازم دارمو جمع ميکنم

باشه - باشه -

اصلا خبر نداشتم يه همچين آتليه اي تو گيسانگ داريم

سلام، چطوري ميتونم کمکتون کنم؟

اومدم يه عکس پاسپورتي بگيرم

اينجا چقدر خوشگله

يه دقيقه صبر کنين، زود همه ي چيزايي که لازم دارمو جمع ميکنم

باشه - باشه -

اصلا خبر نداشتم يه همچين آتليه اي تو گيسانگ داريم

سلام، چطوري ميتونم کمکتون کنم؟

اومدم يه عکس پاسپورتي بگيرم

باشه

جه يي، يه نفر ميخواد عکس پاسپورتي بگيره

الان تعطيليم

من فوري يه عکس پاسپورتي لازم دارم

نميشه ازم بگيرين؟

الان بابام نيست، لطفا فردا تشريف بيارين

خودتون ازم بگيرين

واقعا فوري همين امشب لازم دارم

جه يي، اگه بلدي، عکسشونو بگير

عکاسياي ديگه ـَم حتما تا الان بستن

بياين اينجا

عينکتونو بايد دربيارين

ببخشين

لطفا يکم سرتونو ببرين سمت چپ

...سمت چپ

بذارين کمکتون کنم

لطفا به من نگاه نکنين، به دوربين نگاه کنين

يک، دو

با مامانم چيکار کردي؟

کشتيش؟

منو ببخش

چي شده؟

شما خيلي شکل مامانمين

اين حرفا چيه به يه همچين خانوم جووني ميزني

ببخشين - نه، منظوري نداشتم -

دوباره ازتون ميگيرم، ببخشين - باشه -

يک، دو

خب، تموم شد

عکستون خيلي زود حاضر ميشه

راستي

شما نبودين که اومده بودين مجلس ختم بازرس وو هيونگ من؟

منو يادتون اومد؟

آره، لطفا يه لحظه صبر کنين

حتي عکسم خوب ميگيريا

جه يي، من اومدم

جه يي، داري چيکار ميکني؟

دارم عکس چاپ ميکنم، مشتري داريم

عکسشو گرفتي؟

...ببخشين عکستون

مشتاق ديدار

وقتي پدرم زنده بود، تازه انتخاب شده بودين

ولي حالا نماينده ي حزبين، زمان مثل باد ميگذره

زمان خيلي چيزا رو عوض کرده

گيسانگم خيلي پيشرفته شده

به لطف شما، بانوي پاکدامن

شوخم که شدين

از اين به بعد اگه چيزي خواستين به من بگين به اين آقا بگين

دارين شلوغش ميکنين، هنوز که چيزي نگفتم

...سياست

جنگيه که توش بايد با لبخند بجنگي

جنگي که توش بايد با لبخند بجنگي در حالي که شمشيرتو پشتت قايم کردي

پدرم اينو ميگفت

از کاري که با پدرتون کردم متاسفم

ولي ديگه گذشته ها گذشته

بايد همه چيو فراموش کنيم

شما تو يه چشم بهم زدن پدرمو از کار بيکار کردين

و حالا به کمکم احتياج دارين؟

همه ي مردم گيسانگ خيلي خوب از دستاوردهاي قاضي چا بيونگ هو باخبرن

و حالا به دختر عزيزش، قاضي چا مون سوک احتياج داريم

تا راه پدرش براي خدمت به مملکت رو ادامه بده

...پاي پدرمو ميکشين وسط

تا واسه رد پيشنهادتون بهونه نيارم

به لطف ِشما، ديگه هيچوقت نميتونم به کسي اعتماد کنم

ادامه دادن ِشهرت و اعتبار پدرتون، فرصتيه که گير هر کسي نمياد

و فرصت خوبي ـَم واسه منه که بابت کاري که تو گذشته کردم معذرت خواهي کنم

ميدونين که من الان هر چي ميخوام دارم

...پس جوري بهم پيشنهاد بدين که

نتونم پيشنهادتونو رد کنم

باشه، پس امروز يه بله ي نصفه نيمه بهم ميدين

چاييتونو بخورين تا سرد نشده

لبخند رو لبته ولي قيافه ـَت خسته ـست

از دست دادن کسي که واست عزيزه

اينجوريه

چون دستمو کوتاه کردي

منم بايد يه چيز عزيزتو ازت بگيرم

از قرار معلوم

بايد يه نفرو هدف بگيرم که خيلي واست عزيزه

سانگ پيل

...نميشه فقط

...از اين به بعد با اون خانوم

يه زندگي شاد ِعادي داشته باشي؟

من حساب آن اوه جو و چا مون سوکٌ ميرسم

...نکنه

دايي داشته نقشه ي چيزي رو ميکشيده؟

دست تنها با کمک آقاي ته از پسش برمياين؟

...چند نفرو ميارم که بتونن کمکت کنن

تو رئيسو کشتي؟

پس شمام به من شک دارين

اگه نتونستي ثابت کني چي؟

اونوقت با دستاي خودم ميکشمت

شما همونين که اونروز اومده بودين عکاسي، نه؟

سلام

چي شده تشريف آوردين اينجا؟

...من

...به عنوان متخصص ماساژ

تو عمارت شخصي قاضي چا مون سوک کار ميکنم

بله؟

چه ده وونگ، که پرونده ـَش دستتونه

منو فرستاد اونجا

...چه ده

...چه ده وونگم

اين عکسا رو داد بهم

منم با قاضي چا مون سوک ميجنگم

درست مثل شما وکيل ها جه يي

داداش جونگل

دنبالم بيا

همه چيو از مَن به شنيدم

يه سري مدرک تحويل دادگاه دادن

...تو

بهم دروغ گفتي

دادگاه هنوز تموم نشده

حالا که وکيل شدي، خوب ياد گرفتي بهانه تراشي کني

ترسيدي؟

...تو خوب ميدوني که

داداش ده وونگ چقدر واسم عزيز بود

آشغال، منو آدم حساب نميکني؟

داداش

نکبت

نکبت، داري چيکار ميکني؟

نگهبان

...اين تنها راهيه که

ميتونم بيگناهيمو ثابت کنم

بدو برو

...اين دنياي لعنتي

ديگه نه از قانون تبعيت ميکنه نه آدمي توش هست که بشه بهش اعتماد کرد

...انتقام

فقط انتقام مياره

*پرشـين دريــم تيم* "Nasrin" :مترجم

"براي آگاهي از وضعيت ترجمه به کانال تلگرام ما ملحق شويد" @PersianDreamTeam

~ وکيل بي قانون ~

تو چي ميدوني؟

...فکر نکن گذشته به طور کامل فراموش شده

چون گذشته ـست که آينده رو ميسازه

دادگاه شايد مهم باشه، ولي تو واسم مهمتري

اي آشغال

...اون يه کروکوديله

که هر چي از جلوي دهنش رد بشه رو تو يه ثانيه قورت ميده

اول ميري اون کار خطرناکو ميکني بعد به من ميگي

انگار ميخواي توانايي منو بسنجي

انگار تازه از خواب شيرينم بيدار شدم

...کي قدرت اينو داره که بخواد به خودش زحمت بده

جفتمونو بکشه؟

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.