Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تيم ترجمه بارکد براي دريافت زيرنويس فارسي اين سريال به کانال ما ملحق شويد @barcodesubtitle
مترجمین: Mary_Fall٬ Hamzeh٬ FTM
(قسمت 7)
آن اوه جو- آن اوه جو-
،مردم شریف گیسونگ
این انتخابات برای شما یه پیروزیه
به عنوان شهردار
مطمئن میشم که همه آرزوهاتون به حقیقت تبدیل بشه
من، آن اوه جو، براتون امید و خوشبختی به ارمغان میارم
گیسونگ رو قورت داد
لی یونگ سو هم عضو هفت بود
پس واقعا فرق نداره کدوم یکی شهردار باشه
لی یونگ سو دور و بر قاضی چا محتاط بود
اما همیشه ازش اطاعت نمیکرد
آن اوه جو فرق داره؟
درسته. بهش شاه کلید گیسونگ رو میده
پس چا مون سوک گیسونگ رو قورت داده نه آن اوه جو
الان راه حلمون وو هیونگ مانه
به خاطر همینه بهش به عنوان کلید اشاره کردی؟
آره
مطمئنم یه چیزی داره که باهاش گردن آن اوه جو رو میچلونه
اگه به خاطر همینه که آن اوه جو اونو زنده نگه داشته
..وقتی اون از بین بره
وو هیونگ مان رو میکشه
وکیل بونگ
همین الان باید بریم پیش وو هیونگ مان
آره بریم
شما دو تا هوای ما رو داشته باشین
منظورت، شما 3تا نیست؟
آره، شما 3تا
(نامه استعفا)
این چیه؟
واقعا این لازمه؟
هیونگ مان
انقدر شرمنده ام که نمیتونم با همکارام کار کنم
متاسفم
تیش
مواظب باش
شهردار آن اوه جو دوره انتصابش رو
با بازدید از دادگاه گیسونگ شروع میکنه
از آشغالدونی، رفتی اون بالا بالاها
یه کاری میکنم که با دماغ بیوفتی پایین
اولین دستور کارتون بازدید از دادگاه گیسونگ بود
دلیلی برای این کارتون دارید؟
اگه میخوای جوابو بدونی
به دنبال کردن ادامه بده لطفا
جلوی قاضی چا بهت میگم
من خبرنگار یو کیونگ جین از تی وی جی نیوز هستم
شما قول دادید که گروه اوه جو رو به یه واگذاری ناشناس منتقل کنید
سر قولتون میمونید؟
بیشتر مردم وقتی به چیزی که میخواستن میرسن سر حرفشون نمیمونن
اما این طرز برخورد یه شهردار نیست
فقط یه شهروند نیستم. الان شهردار این شهرم
از قبل به مردم یه قولی دادم
و از قبل داره بهش رسیدگی میشه
اقدامات قانونی داره انجام میشه
مثه خیلی از مقامات بالای سابق و حاضر
ممکنه فقط ما رو بازی بدین
یه شخص شریف و لایق
گروه اوه جو رو به عهده میگیره
این جواب سوالتو میده؟
یه سوال دیگه دارم- کافیه-
آقای شهردار
آقای شهردار
اون دختره پررو کی بود؟
به دفترش زنگ بزن
بهشون بگو چقدر با من بی ادب بود
بله قربان- فورا بهشون زنگ بزن-
آقای شهردار- آقای شهردار-
به به
قاضی چا
مبارکه، شهردار آن
ای خدا- این طرف خانوم قاضی-
یه عکس، قربان- تبریک-
باورم نمیشه قاضی چا برای تبریک اومدن پیش من
افتخار بزرگیه
برای شهر گیسونگ چه دیدگاههایی داری؟
..اینو جلوی شما
مجسمه بانوی عدالت
و البته، مجسمه قاضی بیونگ هو
قول میدم
شهرداری میشم که لایق شهر قانون مدار گیسونگ باشه
بهتون قول میدم شهرداری میشم که در چارچوب قانون عمل میکنه
این عالیه، قربان- این طرفو نگاه کنین-
شنیدن حرفاتون بهم اطمینان میده
تمام تلاشم رو میکنم تا بهتون کمک کنم اون قول رو نگه دارین
منم تمام تلاشم رو میکنم. ممنونم
این طرف- یه عکس، خواهش میکنم-
این طرف- قربان-
اون سخنرانی آماده بود؟
از حالا به بعد دستورات شما رو کامل دنبال میکنم
منظورم این بود
انتظار زیادی ازت دارم، شهردار آن
..خب
درباره واگذاری ناشناس گروه اوه جو
همه چیز بدون هیچ مشکلی پیش میره، درسته؟
همونطور که پیشنهاد دادین
رئیس بانک، سون سونگ شیک
سهامش رو میفروشه
و به عنوان مدیرعامل به گروه اوه جو ملحق میشه
(طرح اجرای واگذاری ناشناس گروه اوه جو)
خیله خب
عزیزم
همه جور کارای بد کردم که
مطمئن بشم از دنیا نمیری
،اما حالا که تصمیم گرفتم آدم بهتری بشم
اینطوری منو تنها میذاری
بذار یه چیز ازت بپرسم بونگ سانگ پیل
18سال پیش چجوری تونستی زنده بمونی؟
اون موقع فقط 10سالت بود
داییم کمکم کرد
دایی
پس اونم باید همه چیزو بدونه
منو دنبال نکنین
ممکنه هر دوتون توی خطر بیوفتین
الان تویی که توی خطری
آن اوه جو دنبالته
ممنون
وکیل ها جه یی
به خاطر نگرانیت
میخواد چی کار کنه؟
زنش مرد و از کاراگاهی استعفا داد
الان دیگه هیچ کاری نمیتونه بکنه
اشتباه میکنی. درواقع برعکسشه
حالا چون دیگه چیزی برای از دست دادن نداره میتونه هر کاری بکنه
و آن اوه جو اینو خوب میدونه
داریم تعقیب میشیم؟- آره-
از یه کم پیش داشتن ما رو تعقیب میکردن
مطمئن شو که وو هیونگ مان بتونه در بره، سانگ پیل
چشم، هر چی شما بگید
ای بونگ سانگ پیل.. ازشون جلو بزن
احمق! چطور تونستی بذاری در بره؟
هی، سوک گوان دونگ- ..بونگ سانگ پیل-
وکیل بونگ، بگیرش
ماشینو تکون بده. نمیخوای لامصبو تکون بدی؟
پس ماشین ما رو تکون بده، احمق- سوک گوان دونگ-
عوضی
یه نقشه دوم برای این وضعیت آماده کرده بودی دیگه، مگه نه؟
ها جه یی، حتما این روزا خیلی درباره من فکر کردی
حالا منو خیلی خوب میشناسی
بارها توی همچین وضعیتی بودم
الان کجاست؟
وو هیونگ مان الان تو حومه گیسونگه
از گیسونگ رفته؟- آره، موقعیتشو براتون میفرستم-
گمش نکن- چشم هیونگ نیم-
کی یه ردیاب توی گوشی وو هیونگ مان کار گذاشتی؟
روی هیچ پیامی که میگه یه چیز مجانی بهت میده هیچوقت کلیک نکن
چیزایی مثه پیامای اسپم و هک منو از همه بیشتر میترسونن
دلم نمیخواد هیچکس جاسوسی گوشیمو بکنه
واقعا
بیا حواسمون رو جمع کنیم. اگه گمش کنیم خیلی ها آسیب میبینن
چشم
حالا میفهمی که چرا هیونگ نیم انقدر زحمت کشید تا
وو هیونگ مان رو بیاره بیرون
بله هیونگ نیم
ایناهاش اینجاست
چون نمیخوای باهام تسویه کنی داری فرار میکنی؟
معلومه که نه
چون زندگیمو نجات دادی همچین کاری نمیکنم
درسته. حتما کامل باهام تسویه کنیا
وو هیونگ مان
خودتو گول نزن و فکر نکن فقط به سانگ پیل بدهکاری
خودمو گول نزنم؟
همونجا وایسا
خواهش میکنم منو نکش
من یه دختر دارم
فقط 8سالشه
تو رو خدا بذار زنده بمونم
خواهش میکنم..خواهش میکنم منو نکش
باید برم خونه
نمیتونم اینطوری بمیرم
باید به خاطر زندگی من بمیری
خواهش میکنم..کاراگاه
تو رو خدا، التماس میکنم
..تو رو خدا
پاشو
یالا پاشو
حالا برو
برو. برای همیشه ناپدید شو
..منظورت چیه
اگه دوباره سر و کله ت پیدا بشه
اول دخترتو میکشم
درست جلوی چشمات
ترتیبی میدم که بتونی با قایق بری
پس باید امشب بری
اگه کاری که میگمو نکنی، کل خانوادت رو میکشم
هیچوقت فراموش نکن
مثه یه مرده بی سر و صدا زندگی کن
این کاریه که میتونی بکنی تا مطمئن بشی خانوادت زنده میمونه
(شهرداری میشم که از قانون اطاعت میکنه)
(گزارش وام جنتریون در بانک پس انداز گیسونگ)
(گزارش وامها در بانک پس انداز گیسونگ)
(گزارش وامهای وای-تری در بانک پس اندازگیسونگ)
(گزارش وامهای پی.تی.جی در بانک پس اندازگیسونگ)
من یتیم به دنیا اومدم
و خودم اسم خودمو گذاشتم
تو فقر و فلاکت بزرگ شدم
و 28سال طول کشید تا
بازار ماهی فروشی رو مال خودم کنم
و بعد از اون 10سال دیگه طول کشید تا
گروه اوجو رو مال خودم کنم
و از فردا
شهردار گیسونگ میشم
آقای شهردار
وو هیونگ مان رو گم کردیم. ببخشید
هر طور شده پیداش میکنم
به بچه ها بگو برگردن
و تو هم لازم نیست تعقیبش کنی
ببخشید؟- هدف وو هیونگ مان-
منم
به هر حال بالاخره خودش میاد اینجا
بله. مطمئنی اون اینجاست؟
بله. سیگنالهای گوشیش اونجا متوقف شد
خیله خب
این یه پارکینگ طولانی مدته
چرا اومده اینجا؟
صبر کن
اون چیه؟
این دستمزدتون به خاطر ثابت کردن بیگناهی منه
وو هیونگ مان
این به خاطر توئه ها جه یی، نه بونگ سانگ پیل
برای توئه
احتمالا اینو میدونی
آن اوه جو رو راحت نمیشه کشید پایین
اما چیزی که توی جعبه ست کمکت میکنه شروع کنی
کجایی؟
ها جه یی
یه چیز دیگه بهت میگم
..من
هیچ بدهی ای بهت ندارم
چی؟
،وکیل بونگ
اینو ببین
بعد از اینکه به عنوان شهردار انتخاب شدم
به یه عالمه شام دعوت شدم
اما میدونی چرا تصمیم گرفتم برگردم اینجا؟
میدونی؟
قاضی چا بیونگ هو
من قبلا
به درد نخور تر از یه مگس روی پشتت بودم
اما الان شهردار گیسونگم
رویام اینه که
یه عکس از من هم روی این دیوار باشه
خانوم بزرگ، یه کم ما رو تنها میذارین؟
خاک بر سر
کارد بخوری، چجوری میتونی همچین موقعی بلومبونی؟
به خاطر زنت متاسفم
..انقدر با کمپین سرم شلوغ بود که
هی، هی، بیخیال
مگه نمیبینی دارم غذا میخورم؟ از جلو چشمام برو گمشو
باورنکردنیه
صبر کن
اینو میشناسم
این تفنگیه که سالها پیش بهت دادم
حافظه خوبی داری
بهت گفتم کلک بونگ سانگ پیل و زنه رو بکن
و تفنگ رو زیر زمین دفن کن
اما خوبه که نگهش داشتم، نه؟
عوضی امروز به دست من میمیری
ببین
تو به من شلیک نمیکنی
میکنم
امروز میکنم
هیونگ مان
پس ماشه رو بکش
درست مثه کاری که 18سال پیش کردی
شلیک کن- ..عوضی-
هیونگ مان
انگار زندون ضعیفت کرده
نکبت
مهم نیست چقدر از من عصبانی هستی
نمیتونی تفنگی رو که من بهت دادم
نشونه بگیری
و تلافی کنی
عوضی
میبینم که درباره کشتن من جدی بودی
اینا فایلهایی هستن که علیه اوه جو داریم
همه اینا؟- آره-
یه چیزی لازم داریم که باهاش بتونیم دستگیرش کنیم. اوکی؟
بله- اوکی-
ای خدا، این خیلیه
شروع کنین به گشتن - باشه-
بیا گوم گانگ- بله-
بیا گوم جا- ای خدا-
این انگار جور نمیاد
اینا رو منظم کن
چشم
گوم جا- بله؟-
میشه یه کپی از این داشته باشم؟
به گشتن ادامه بدین- چشم-
خانوم ها، چیزی داری؟
..تقریبا همشون
یا اثباتشون سخته یا مشمول مرور زمانن
بازم بگرد
باشه
ادامه بدین بچه ها
چشم- چشم-
اینو
شروع تجارت آینده
اونا گیر افتادن
هیونگ نیم- چیه؟-
نکن
فکر نمیکنی بین وکیل بونگ و خانوم ها
خبراییه؟
چی داری میگی؟
کارتو انجام بده- اینطوری از زیر کار در میری؟-
ممنون
اگه واقعا یه خبرایی باشه چی؟
همگی توجه کنین
این مرد
سون سونگ شیک، رئیس بانک پس انداز گیسونگه
امانت دار آن اوه جو
چون آن اوه جو به عنوان شهردار انتخاب شد
باید به خاطر کد اخلاقی کارمندای دولتی سهامش تو گروه اوجو رو بفروشه
سون سونگ شیک کسیه که به واگذرای ناشناس کمک میکنه
اوکی؟- ،توی اون وقت کوتاه-
تونستین معما رو حل کنین
مدیر ته
جای وو هیونگ مان رو پیدا کردی؟
بعداز اینکه یه تلفن اعتباری گرفت گمش کردم
اگه براش اتفاقی افتاده باشه چی؟
باید آن اوه جو رو تعقیب کنیم
هرجا آن اوه جو هست، ووهیونگ مان هم همونجاست
بله، من می رم سراغش
خدای من، خیلی باحاله
!تبریک می گم
خواهش می کنم، دیگه بسه
آیگو - وقت جشن گرفتنه -
ممنونم - شهردار آن -
بیاید بنوشیم
از همه ممنونم
تبریک می گم
تبریک می گم - تبریک می گم -
آقای دادستان کل
...نمی دونم که آیا باید
اولین لیوانی که شهردارجدید برام می ریزه رو بپذیرم یا نه
اگه به کمکم نیازداشتی راحت باش و بهم بگو
می دونستی همیشه دلم می خواست
که اینو ازت بشنوم؟
مشروب از این شیرین تر نمیشه
سردبیر هان
شنیدم که خیلی توی انتخابات کمک کردید
خجالت می دید خانم
من فقط واقعیات رو درباره سرگذشت شهردار آن نوشتم
درسته
شهردار آن، حرفت رو بزن
می تونم؟
بسیار خب
می خوام یه خبر ویژه بدم
همون طور که قول دادم
...سهام من از گروه اوه جو
به صورت ناشناس واگذار میشه
...کسی که
هدایت گروه اوه جو رو به جای من به عهده می گیره
رئیس سون سونگ شیکه
ممنونم
ممنونم
می دونم خیلی سخت براش کار کردی
پس همه تلاشم رو می کنم
تا زمان برگشتت تجارتت رو حفظ کنم
اگه شهردار آن بخواد بره پارلمان چی؟
خب این خبر خوبی برای منه
برای منم همین طور
تصمیم بزرگی گرفتی
...الآن حتی یه پنی هم
پول تو جیبم نیست
چقدر درباره این موضوع خوشحالی؟
امروز، روز بزرگیه، بیاید بنوشیم
بله
!به افتخار شهردار آن اوه جو
!به سلامتی - !به سلامتی -
(شهردار آن اوه جو، پیروزیتون در انتخابات رو تبریک می گیم)
یون هی
نمی تونم تحمل کنم که اون شهردار جدیده
اما اون سر حرفش می مونه
...قاضی چا با دادستان کل صحبت کرده
و همه چیز رو درست کرد
نزدیک بود به خاطر یه بازرس کارم تموم شه
حالا دیگه تموم شد
بازرس مین تو رو گول زد
شرط می بندم یکی پشت این قضیه بوده
...پیداش می کنم و
دیگه مهم نیست
چی؟
اینکه اون آن اوه جو بود یا یکی دیگه
از اون استفاده می کنم تا جلو برم
مثل قاضی چا
یون هی
اگه می خوای به جاهای بالاتر برسی
چرا بالاتر از قاضی چا نری؟
من هواتو دارم
تا وقتی شکستش بدی
خانم نام - بله خانم -
چیزی نیاز دارید؟
من خستم - من می برمتون خونه -
تو این کار رو بکن
بدون شما همه چیز رو جمع می کنیم
خدانگهدار
(بانک پس انداز گیسونگ)
فوریه گذشته ، کی تراست ورشکست شد
وقتی فقط یه ماه از تاسیسش می گذشت و هیچ سپرده وثیقه ای هم نداشت
بانک پس انداز گیسونگ به شرکت 50 میلیارد وام داد
یادمه دربارش تو اینترنت خوندم
بانک پس انداز اونو برای سرمایه گذاری پیشنهاد داد
به خاطرهمین خیلی از مردم گیسونگ اونجا سرمایه گذاری کردن
کار وبار مارو هم کساد کرد
بله - درسته -
آره. 10 میلیارد از اون پول برای مردم بود
منو مجبور کردن سود رو بدم
اونوقت 50 میلیارد رو به بادفنا دادن؟
کی تراست یه شرکت کاغذیه که به آن اوه جو وصله
اعلام ورشکستگی از قبل برای جمع کردن پول کثیف
برای واگذاری ناشناس برنامه ریزی شده بود
آن اوه جو واقعا یه نزول خوار واقعیه
باید بریم دنبال سون سانگ شیک
اگه ورشکستگی برنامه ریزی شده رو افشا کنیم
می تونیم به پول کثیف آن اوه جو هم برسیم
فکر می کنید می تونیم این کار رو بکنیم؟
البته که نمی تونیم. به خاطر همین به کمک نیاز داریم
بگیر
دادستان چون سونگ بوم؟
کی هست؟ - نه. من مخالفم -
تاحالا با وکیل بونگ مخالفت کردی؟
نمی تونی بری سراغ اون
می دونی که چقدر اذیتت کرد
به خاطرهمینه که می خوام سرنوشت بد رو به خوب تبدیل کنم
سرنوشت بد؟
اون دادستانیه که من رو انداخت زندان
(دادستان چون سونگ بوم مجازات کرد)
حکم رو اعلام می کنم. در مورد خشونت بیش از حد، بی گناه
ترس و ارعاب و اخاذی، بی گناه
کمبود مدرک؟
بذاریم مردم برن و همدیگه رو ناز کنن
دنیا فقط صدای قهقهه رو کم داره
دادگاه قضایی کره سیرکه
اصلا عوض نشدی
من بونگ سانگ پیلم
یه سیرکه
شنیدم وکیل شدی
چی می خوای؟
به لطف تو
وکیلی شدم که دردو رنج موکلش رو درک می کنه
اومدی اینجا بهم بگی شیوه زندگیت رو عوض کردی؟
اومدم بهت یه هدیه بدم
اگه ارزشش رو نداشته باشه
به خاطر پیشنهادرشوه بازداشتت می کنم
یه ورشکستگی عمدی
چطور میتونم به تو وکاغذهایی که بهم می دی اعتماد کنم؟
می تونی بری همه جا جار بزنی که وکیلی
اما از نظر من تویه اوباشی که قانون رو بلده
به من اعتماد نکن. به اون کاغذها اعتمادکن
تو به حقیقت اعتقاد نداری
اما به واقعیات و اعداد اعتقاد داری
بیا گیسونگ، شهر بی قانون
TVG یو کیونگ جین، گزارشگر
به عنوان بهترین خبرنگار از نظر تحقیق و بررسی مشهوره
وقتی که گاز بگیره تا خون رو نبینه ول نمی کنه تا ته قضیه رو در نیاره بی خیال نمیشه
صداش می کنن سگ جیندو نوعی سگ شکاری
خون برای اونه یا سوژه اش؟
بله من توی لابیم
شما گزارشگر یو کیونگ جین هستید؟ - بله -
من وکیل هاجه یی هستم
چی می خوای؟
یه داستان براتون دارم
...آن اوه جو با اومدن به دادگاه گیسونگ
رسما کار خودش رو شروع کرد
این هم مصاحبه ایشونه
چرا به عنوان شروع رسمی کارتون
دادگاه گیسونگ رو انتخاب کردید؟
اگه می خواید جواب رو بدونید لطفا دنبالم بیاید
درحضورقاضی چامون سوک جوابتون رو می دم
هستم TVG من خبرنگار یوکیونگ جین از خبر
شماقول دادیدکه گروه اوه جو رو به صورت ناشناس واگذار کنید
این قولتون رو عملی می کنید؟
...کوانگ سو اخبار
رفتن آن اوه جو به دادگا گیسونگ رو نگاه کن
بله هیونگ نیم دارم می بینم
اینم مصاحبه ایشونه
سوک گوانگ دونگ کنارش نیست نه؟
...اگه می خواید که جواب رو بدونید
اون اونجا نیست
فقط نوچه اش باهاشه
جای سوک گوانگ دونگ رو پیدا کن
چشم هیونگ نیم - خوبه -
لیست اسامی امروز برای ایجاد حساب های اسمی حسابهای بانکی به اسم کسایی که اصلا خبر ندارن به اسمشون حساب باز شده
یون سو، یونگ چول، ناری
این چیه؟
یه حساب جا افتاده
چه اتفاقی افتاده؟
...به خاطر اینه که
یه یتیم که سرطان خون داشت
از دنیا رفت
کی بود؟
نمی دونم
ببین کدوم بچه است
و رد تمام حسابهاش رو پاک کن
و دنبال یتیمای بیشتری بگرد
حتما، همون کاری رو که گفتید انجام می دم
مساله چجوری سوارشدن نیست، مساله اینه که چجوری پیاده می شید
تبریک می گم، شهردار
آیگو، خیلی ممنونم
ممنونم. از همه ممنونم
تبریک می گم - تبریک می گم -
تبریک می گم
هوا امروز خیلی صاف و روشنه
منظره شهرگیسونگ از پله های ساختمون شهرداری
فوق العادست
لطفا به من در انجام وظایم کمک کنید
تبریک می گم - تبریک می گم -
الو؟
شهردار آن. یه خبرایی بهم رسیده
عزیزم. چه خبر شده؟
از اینکه من شهردارشدم خبر مهمتری هم هست؟
...مساله اینه که
تلویزیون رو نگاه نکن؟
...دادستانی دستور بررسی و مصادره اموال
بانک پس انداز گیسونگ رو صادر کرد
دادستانی درارتباط با کلاهبرداری که از شرکت کی تراست
توسط بانک پس انداز گیسونگ در فوریه گذشته انجام شد
سرنخ های قانع کننده ای پیدا کرده
اونها سون سانگ شیک رو به عنوان کسی که در این پرونده دست داشته
تشخیص دادن و حالا به دنبال پیداکردن رد پول هستن
TVG یوکیونگ جین از اخبار
(اداره دادستانی عمومی منطقه گیسونگ)
بیا به گیسونگ
شهربی قانون
به هرحال که باید سریع منتقل بشی
قبلا وضعیت من رو چک کردی؟
خیلی نترسی
خیلی چیزا هست که می تونی توی گیسونگ بخوریشون پرونده های زیادی برای حل کردن هست
ورشکستگی عمدی؟
من به آدمایی که با پول سروکاردارن علاقه ای ندارم
با پول شروع شده
اما تا چه حد جلو می ره
کاملا توی دستای توئه
من دادستان چون سونگ بوم هستم
من گونگ جانگ سو هستم
خیلی خوشحالم که یه کارآگاه باتجربه کنارمه
اولین تجربه بازپرسیته؟
بله همین طوره
...می تونم بپرسم چرا خواستید با
یه آدم به دردنخور مثل من کار کنید؟
یه نفر تورو پیشنهاد کرده
چی؟ من؟
اون کی بوده؟
راز بین ماست
متاسفم. من آدم رازداریم
می فهمم
...بیا با بازجوییه
رئیس سون سانگ شیک شروع کنیم
بله قربان
بریم آقای دادستان
شماخیلی باحال هستید قربان
اونافقط یه سری وام مشکل دار بودن
...یه کارمندبانک بی تجربه
همه رو می اندازی گردن یه تازه کار؟
کارمند بانک خودکشی کرد، درسته؟
اگه این طوری ادامه بدی خیلی دووم نمیاری
PTJ, Gentrion, Y-Tree.
تمام اینا اشتباه یه تازه کارن؟
ازوقتی به عنوان مدیرامورمالی گروه اوه جو استخدام شدی
ورفتی به بانک پس انداز گیسونگ
شرکتای زیادی توی گیسونگ ورشکست شدن. چرا؟
....اون...اون فقط
شهردار آن قاطی این موضوعه مگه نه؟
نه این طورنیست
مربوط به تامین هزینه های کمپین اونه PTJ ورشکستگی
کی تراست برای خرید سهام اونه
همشون اشتباهه
لطفا باور کنید
من به هیچ کسی اعتماد نمی کنم
توی این دنیای کثیف من به چیزی جز واقعیات و اعداد اعتمادنمی کنم
شرط می بندم آن اوه جو دست به کارشده تا از شرت خلاص بشه
می تونم یه نصیحتی بهت بکنم؟
...سگی که هیچ خرگوشی رو برای شکار نداره
باید قبل از اینکه کشته بشه شکارچی رو گاز بگیره
بیدارشو تیم ترجمه بارکد
تو
تومی دونی من کیم مگه نه؟
بله می دونم
شما مادر دادستان کانگی
پس باوجود اینکه می دونستی من کیم این کار رو کردی
چطورجرات کردی دخترمن رو گول بزنی؟
کی بهت دستور داد این کار رو بکنی؟
هیچ کی. خودم تنهایی این کار رو کردم
واقعا عرضه داری
همچین کاری رو تنهایی بکنی؟
واقعا خودم تنهایی انجامش دادم
آن اوه جو بهت دستور داد این کار رو بکنی؟
نه نه این طور نیست
...اگه نمی خوای
استخوان پاهات خرد بشه
!بهترهمین الآن بهم بگی
کی اطلاعات رئیس بانک رو لو داده؟
آدم خاصی به ذهنتون میاد؟
من اوضاع رو مرتب می کنم
...درمورد واگذاری ناشناس گروه اوه جو
شانست رو از دست دادی
کسی که قرار بود نمادشرکت بشه بازداشت شده
خب، بیاید از شر آقای سون خلاص بشیم
سعی می کنم یکی دیگه رو به جاش برای گروه اوه جو پیدا کنم
قطع کردن دم مشکلی رو حل نمی کنه
باید همه چیز رو از کمر تا پایین قطع کنی
ببخشید؟
برای گروه اوه جو، واگذاری ناشناس رو باید فراموش کنی
باید به بنیاد پدرم اهداش کنی
...منظورتون اینه که
این طوری می تونی ارتباطات رو به طور کامل با آقای سون قطع کنی
همین طور با این کار راحت میشه همه چی رو انداخت گردن اون
چیه؟ به قضاوت من اعتماد نداری؟
نه مساله این نیست. یه لحظه صبر کنید
فقط یه لحظه صبر کنید
...خب
...خیلی خب، من فکر می کنم
...فهمیدم
چیزی که می گید
و کلماتی که می گید به تنهایی برای من حکم قانون رو دارن
چشم، این کار رو می کنم
ووهیونگ مان بهت گفته که پرونده ها رو کجا مخفی کرده؟
متاسفم قربان
دهنش رو بسته
بذارباهاش حرف بزنم
بله قربان
هی
جدا که
هی، سرش رو بالانگه دار
داره گوش می ده قربان. صحبت کنید
فکر می کنم داری مبارزه می کنی
چون چیزی برای از دست دادن نداری
اگه تاوقتی که میام اونجا هنوز دهنت بسته باشه
بونگ سانگ پیل و هاجه یی
حساب جفتشون رو می رسم
...چی می گی؟ می تونم از شر جفتشون خیلی راحت
آن اوه جو
آشغال عوضی
تو... ببخشید قربان باهاتون تماس می گیرم
!منتظر چی هستین؟ بزنیدش
بله قربان
خدای من اومدی اینجا به خاطر رئیس بانک؟
...بیا دربارش نگران
چطور جرات می کنی دخترم رو گول بزنی و تلاش کنی که اخراجش کنی؟
بسه
بیابگیم بی حساب شدیم
چی گفتی؟
!ولم کن،میگم ولم کن
خوب گوش کن ببین چی میگم
شهردار بودنِ من،شروع شده
...یه روزی مثلِ امروز
اخرین روزیه ک میتونی از دستم قسر در بری،اخرین
ایگو.چجوری اسم خودتو میذاری شهردار درحالیکه هیچی جز یه عروسک خیمه شب بازی نیستی؟
این رسم معاشرت نیست
عقل تو کله ات هست یا نه؟
چه غلطی میکنی؟
یکم از مُخت کار بکش
!ولم کن
حدِ خودتو بدون،خب؟
برو ببین قاضی چا چیکارمیکنه
...باید کلی سرِ اتفاقی که واسه رییس بانک افتاده
حرص و جوش خورده باشه
ول کن نیستی نه؟
هووی،اروم
،اگه واسه حمایت از قاضی چا،کاری نکنیم
تو بد دردسری میفته
...برای همین
باس بری ببینی داره چیکار میکنه
ان اوه جو
گوش کن ببین چی میگم
اگه قاضی چا،مادرِ گیسونگه
یون هی دختره گیسونگه
فهمیدی نفله؟
برو هر غلطی عشقته بکن
من دیگه همینجوری واینمیستم نگات کنم
هوی،کیفت
بسلامت
قاضی چا
قاضی چا،چه اتفاقی افتاده؟
از کجا باید شروع کنم؟
شلوغش نکن
بگرد ببین کدوم قاضی ای ها جه یی رو معلق از کار کرده
جان؟
حالا چرا دنبال قاضی شین؟
همین الان میرم دنبالش
منم
...قاضی چا از نام سون جا خواسته
بگرده ببینه کدوم قاضی ای دستور داده ها جه یی رو معلق از کار کرده
فهمیدم
...اینو یادت نره که این وسط مهمترینشون
نام سون جاعه
فهمیدی؟
(سرویس،حقوقی،وکالت،وکیل بونگ سانگ پیل)
اوه،اومدی؟ اره
بله میشه الان بیای دفترم؟
خوش اومدی
(وکیل مدافع)
....همیشه ی خدا
!حق با قاضیا نیست
،میخواستم چون یه زنی بهت اسون بگیرم
فکرنکنم دیگه عملی بشه
بخاطر حمله به قاضی میندازمت زندان
ایگو،وکیل ها.از اینورا
همش تو این فکر وخیال بودم که ممکنه کجای این دنیا باشین و میبینم که برگشتین به زادگاهتون
منم یمدتی میشه به دادگاه عالی گیسونگ منتقل شدم
دستمو ول کنین
....ایگو،خب من اونموقع یکم زیاده روی کردم
چون هنوز خوب نمیشناختمتون
هیچجوره حقتون شش ماه تعلیق شدن نبود،مگه نه؟
شما درباره ی تصمیم گرفته شده به دادگاه اعتراض کردین
احتمالا پروسه ای که طی کردین خیلی سختتون بوده
قاضی هونگ و من،با شورای انضباطی دادگاه ملاقات داشتیم
دوره ی انضباطیت بزودی به پایان میرسه
باز برمیگردی به جایگاهی داشتی
بعنوان وکیل ها جه یی
احتمالا تو پوست خودت نگنجی،چرا اونجوری نگاه میکنی؟
،گرچه کارم اشتباه بوده
ولی اشتباهتر از اون تنبیهی بود که برام درنظر گرفتن
ممنون که برای اصلاح کارام تلاش میکنین
ولی خیلی زود از کاراتون پشیمون میشین
،بمحضِ کنار گذاشتن تنبیه انضباطیم
،خودم جرماتونو بررسی و برملا میکنم
و میکِشونمتون به دادگاه
قاضی چا،تعلیق وتحت نظر بودنمو از دادگاه پس گرفته
جدی؟
خوشحالی؟
این یعنی از الان ببعد،همکارِ هم حساب میشیم؟
خب قبول کن،دوتا وکیلِ همکاریم
با اجازه ی کی؟
باعث افتخارمه که وکیل ها جه یی رو بعنوان همکار درکنار خودم دارم
سر در رو هم از وکیل بی قانون به وکیل پایبند به قانون عوض کنیم
ولی،وو هیونگ مان چیشد؟
هنوز گیرش نیاوردی؟
...اوهوم،سوک گوان دونگی که همیشه طرفِ ان اوه جو بود
چند روزه که گم وگوره
خب هرجا هست با وو هیونگ مانه
گوم کانگ و کوانگ سو دنبالشن.بزودی میگیریمشون
زودتر برو خبرشو به بابات بده
خوشحال میشه
تو چی؟
منم جایی هست که باید برم
اکی
اوضاع چطوره؟ اوه،2،3
ایگو،چه عکس خوشگلی
ها؟
هیونگ نیم
ان اوه جو فقط خودش تنهای بی دستیارش
Smile(لبخند)
چرا چشم و گوشش میچرخه این؟
ببخشید هیونگ نیم
بهرحال باید دور و برِ وو هیونگ مان باشه
فکرمیکنی بالاخره میره همونجا که وو هیونگ مانم هست؟
وو هیونگ مان تو مخمصه اس
چشم از ان اوه جو برندارینا
(استودیو عکس ها)
این کیه؟
اومدی؟ اره بابا
بابا هان؟
تعلیقم لغو شده
از وکالت؟ اره
ایگو،عالیه
خیلی عالیه
خسته نباشی
کمک میخوای؟ نه بابا،استراحت کن
ایگو
گفتم کمک نمیخوام
خودم میتونم انجامش بدم
تمومش کن
لغو تعلیق جه یی کار تو بوده؟
جه یی؟
شما دوتا بهمین زودی اینقد بهم نزدیک شدین؟
دلیلش هدفِ واحده
تو
پاک بودن پروندش،مشخص بود
خیلی زود میرسه اون روزیکه جه یی قضاوتت کنه
،باشه،اگه دوتاتون باهم کار میکنین
خوشبحالتونه
موفق باشین،منتظرم ببینم چی میشه
خسته تر از لبخندی که رو لبته بنظر میای
خسته از خنجر خوردن و ولت کردن
بنظر میای
(دفتر وکالت چوی جینا)
بله،هیون جو
خودم یه راه حل پیدا میکنم
بله بله
دوباره تماس میگیرم
به اینا به چشم مدرک نگاه میکنی؟
عکسای بی چهره؟
حالا چرا پاره شون کردی؟
بعنوان یه دوست میگم
خودت رو معرفی کن
ازت دفاع میکنم
میخوای پام به دادگاه بابام باز شه؟
هرجور که بتونم کمکت میکنم
اینجوری بابام کشته میشه
این اتفاق نمیفته و نخواهد افتاد
،اگه همه ی تلاشت رو هم برای پوشوندنش بکنی
حقیقت هرگز پنهان نمیمونه
جینا
الان به چه حقی بهم مشاوره میدی؟
،اگه میخوای همینجوری با پسرت زندگی کنی
خفه بگیر و زندگیتو کن
دردسر به پا نکن
اومدی؟
داری گریه میکنی؟
...مامانت
میخواد کارای درست انجام بده
،واضحه کارم کارِ درستیه
ولی یکی همش بهم میگه انجامش ندم
انجام کارِ درست نیازی به فکرکردن به اینکه انجامش بدم یا ندم نداره
وقتی درسته باید یه راست انجامش داد
اره
تو راست میگی
درست میگم؟ اره درست میگی
....اقلا
دنیایی که تو توش زندگی میکنی باید متفاوت باشه
خوش اومدین رییس
کجان؟ داخلن
اونجا؟ اره
ها؟چیشد؟
وو هیونگ مانو پیداش کردیم
منتظر بمون،خودمومیرسونم
اعتراف کرد؟
اره،محض در امان موندن از صندوق عقبِ یه ماشین دزدی استفاده کرده
من اماده ش میکنم،بعد شما خودتون بیاین چِکِش کنین
بیدارش کنین بله
بیدار شو
هیونگ مان
هوووی
من اومدم
اون،تو بانک پس انداز گیسونگ
...نکنه همه چیو گذاشتی کف دست اون بچه
بونگ سانگ پیل؟
کار تو بود مگه نه؟
اره
،اره خب
بونگ سانگ پیل
کارش حرف نداره
این عوضی با چه رویی با شهردار جرات اینجوری حرف زدنو داره؟
اایش
هیونگ مان
،حالا من طرز تفکرم عوض شده باشه
تو یکی که قرار نیست طرز تفکرتو تغییر بدی
این رسم ادمیت نیست
خفه بمیر عوضی
کارت عالیه بونگ سانگ پیل
عالیه
این عقل از سرش پریده
یه کاراگاه بازنشسته س
مطمئنین میخواین همینجوری ولش کنین بره؟
من قوانین خودمو دارم
،میتونم دشمنمو ببخشم
ولی خیانتکارو هرگز
به خاطر میسپارم
میدونی چیه؟
من و تو میریم که پیداش کنیم
و اون خیانتکارو
...به بچه ها بگو
حسابی مراقبش باشن
بله
رسیدین؟ ان اوه جو؟
،با سوک گوان دونگ تو انباره
ولی میخواد بره جای دیگه
گوم کانگ افتاده دنبالشون
بریم
کی هستی؟
!هیونگ مان
همه چی مهیاس،رییس
بوگو شهردار
بسوزونش
بله شهردار
سوخت
چخبره؟
چخبره؟
!توی عوضی
!هوی نکبت
!وو هیونگ مان
ببرش بیمارستان.پاشو
لعنتی
نمیشه،ماشینو بیار بدو باشه
قراربود تو دستای تو بمیرم
حرف نزن وو هیونگ مان
حرف نزن
فکرکنم همینه
،متاسفم
ولی میخواستم اینو بهت بگم
حرف نزن میگم
..خوشحال بودم که
تو وکیلم بودی،بونگ سانگ پیل
....و
....منو
....هیچ وقت
نبخش،فهمیدی؟
وو هیونگ مان
!بیدارشو،وو هیونگ مان
!بیدار شو
وو هیونگ مان
طرح بازسازی،قبلا چطور پیشرفته؟
....سازنده هاش فقط کلنگ زدن
...یه ساختمان خرابه
با ابزار و مصالح بی کیفیت تحویل دادن
...و اعضاء اتحادیه
...باگرفتن رشوه و هدایای نقدی
بصورت غیرقانونی
باهاش موافقت کردن
،فقط بخاطر اینکه شما مستاجرید
...از خونه ـتون میندازنتون بیرون
...بدون داشتن هیچ پول و پشتوانه ای
باید فکر یه خونه ی جدید باشین
...ولی این
...پروژه ی بازسازی شینجونگ
...که به اسم شهرطلایی میشناسنش
...پروژه ی دگرگونی و انقلاب
برای شهر گیسونگ خواهد شد که توسط شهردار شهراجرا میشه
که در تاریخ این شهرباقی خواهدموند
ایگو
هی
میدونستم
مردِ مردی بونگ سانگ پیل
فکرنمیکردم اینجا پیدات شه
فوق العاده ای
ضمنا اینجا جای تو هم نیست
شما؟
قبلا همو دیدیم مگه نه؟
همیشه چسبیدی پشت این بونگ سانگ پیل
فکرکنم دیدمشا
نگاش کنا
خفن بنظر میرسه
وکیلم
نیازی به دونستن اسمم ندارین
ایگویا
هیونگ مان
دوستم
من اومدم،روحت شاد
بری به جهنم
بعد کشتنش اومدی ختمش
باورنکردنی هستی
دیدیش؟
مگه دیدی؟
...شما وکیلا
....بدون یه نصفه مدرک نمیتونین
سرخود،منو متهم کنین
بر و بچ،راه بیفتین
بله بله
یه لحظه
تو،بونگ سانگ پیل
،هیونگ مانمون بی کس و کار بود
ولی دیگه معنیش این نیست تو صاحب عزاش باشی
...مادرِ مُرده ی خودت
...نمیگه بشکنه این دست که نمک نداره
از اون بالا
،ان اوه جو
با دست خودم خِرکِشت میکنم تا دادگاه
ببخشید
....ایگو
عذر میخوام
خوبین؟
(وکیل بی قانون)
تیم ترجمه بارکد @barcodesubtitle مترجمین: Mary_Fall٬ Hamzeh٬ FTM
دخلمون اومدس اگه بخوایم تک تک بیفتیم دنبالشون
یه باند گُنده میخوایم که بتونیم همشونو همزمان گیر بندازیم
ان اوه جو افتاده تو تله
پول خودمه هرغلطی بخوام باهاش میکنم
اگه تونستی دستگیرم کن
ترسیده بودی
واسه حفظ جه یی به کمکت نیاز دارم
الان میخوای چیکار کنی؟
!سانگ پیل!نه،ولم کن برم
...نگران چیزی نباش
من حتما ازت محافظت میکنم
!نه...نه
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.