Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تيم ترجمه بارکد براي دريافت زيرنويس فارسي اين سريال به کانال ما ملحق شويد @barcodesubtitle
مترجمین: Hamzeh٬ Mary_Fall٬ FTM
خوشوقتم. من وکیل بونگ سانگ پیل هستم
چی؟
اون کیه؟
اینجاچی کار می کنه؟
...این دلالیه که قاتل رو
برای کسی که دستور قتل شهردار لی یونگ سو رو داده بود فراهم کرده
چی؟ - واقعا؟ -
بیاید بریم قاضی چا
جدا؟
اون کیه؟
درمورد اتفاقی که افتاد متاسفم
قاضی چامون سوک
یادم نمیاد که تو رو امروز دعوت کرده باشم
مهمترین شخص هر مهمونی معمولا کسیه که دعوت نشده
چرا مراسم رونمایی از مجسمه پدرم رو خراب کردی؟
می دونم که می خواید وو هیونگ مان رو با دادگاه ...از سر راه بردارید
و آن اوه جو رو با استفاده ازقدرتتون شهردار بکنید
اما این هرگز اتفاق نمیفته
داری من رو متهم می کنی؟
تا زمانی که من در دادگاه هستم
دیگه افراد بی گناه به وسیله قانون
کشته نمیشن
خوبه
خیلی شبیه
جینا هستی
جسور و بی پروا
...دیگه هیچ وقت
اسم مادر من رو نیار
...فکر می کنی
...اولین نفری هستی که
می خواد جلوی من رو بگیره؟
...من بهت
...برای اولین بار
آخرش رو نشون می دم
!اون دیوانه
باید کاملا دیوونه شده باشه
چطور می تونه مراسم به این مهمی رو خراب کنه؟
بله، پس من اول از دلال بازجویی می کنم
بله
دادستان کانگ
آماده ایم که بازجویی رو شروع کنیم
متاسفم مامان - اشکالی نداره -
یون هی. تلاش کن که حال قاضی چا بهترشه
آدم احمق
...خب
دلال هیچ چیزی که باعث شه
ماتو دردسر بیفتیم نمی گه
قاتل های زیادی که حتی شما نمی شناسید
دهنشون رو توی سالهای گذشته بستن
ازچشمها و دماغشون گرفته تا سوراخ های گوششون
داوطلبانه تموم سوراخای بدنشون رو بستن
و یا پریدن توی آب یا روی ریل راه آهن
و رفتن اون دنیا
همشون داوطلبانه خودشون رو کشتن
این به خاطر خوش شانسیته
مطمئنم که شنیدید قبلا
اما من می دونم چرا این بونگ سانگ پیل احمق پیداش شده
می خواد همه کسایی که مادرش رو کشتن نابودکنه
قطعا می خواد ازشون انتقام بگیره
اون واقعا پسر جیناست
یه وکیل شده و حالا سروکلش پیدا شده
بدون هیچ ترسی اومد پیش من به خاطرهمین تعجب کردم که کی می تونه باشه
...و مشخص شد که
می خواد انتقام مرگ مادرش توی 18 سال پیش رو بگیره
چه پسروظیفه شناسی
همه یه احساس یکسان درباره پدر و مادرشون دارن
احساسات رو نادیده نگیر
خدای من، قاضی چا
شماخیلی نسبت به آدمهای پستی مثل ما با ملاحظه هستید
چی بهش می گن؟شما شبیه گوان یین، الهه بخشش هستین
...من مجسمه
پدرتون رو قبلا توی دادگاه دیدم
دقیقا شبیهشونه
یه لحظه فکر کردم که زنده شدن
...فکر می کنم
...باید شما رو
امروز ببرم یه جای خاص
لطفا با من بیاید
باید یه همچین روزی شماروببرم اونجا
بله، فکرمی کنم وظیفمه
!خدای من، وکیل بونگ - بسه. تمومش کنید بچه ها -
شما خیلی شجاع و نترسید
درمقابل اون قاضی قدرتمند، چامون سوک
!این طوری بودید - !این طوری -
فوق العاده بود
جوگیرنشید
اون براش هیچ بود
ترسناکترین لحظه زندگیم تا به اینجا بود
!چه ماجراجوییه باحالی
خیلی هیجان زده نشو
می تونه تودردسر بندازتمون
می رم با جه یی حرف بزنم - اون قاضی یه درس حسابی گرفت -
کجا میرید، رئیس؟
...می خواستیم که - !بچه ها -
بیاید مرغ و آبجو سفارش بدیم
!مرغ و آبجو - !مرغ و آبجو -
فکر می کردم دنبال آن اوه جویی تا بی گناهی ووهیونگ مان رو ثابت کنی
اما چرا الآن هدفت
قاضی چائه نه آن اوه جو؟
پدرقاضی چا، چابیونگ هو
اون 37 سال توی گیسونگ قاضی بود
ازقانون توی هرکاری که دلش می خواست استفاده کرد
مثل یه پادشاه قدرتمند بود
پول، قدرت
واعتماد کامل مردم گیسونگ به پدرش
به اون به ارث رسیده
همون طورکه گفتی، قاضی چا همه چیز داره
چراباید بخواد آدمی مثل آن اوه جو رو شهرداربکنه؟
برای اینکه بیشتر می خواد
...و آن اوه جو هم با کمال میل
به خاطرش آدم می کشه
ازم انتظار داری این تئوری تو رو باور کنم؟
...باورنکردنش
واقعیت رو عوض نمی کنه، جه یی
اول شما بفرمایید
...پدرتون و من
خیلی اوقات اینجا غذا خوردیم
...برای من اینجا خیلی بیشتراز
خونه است
این صندلی.ایشون همیشه اینجا می نشست
پدرم سون ده گوک دوست داشت؟
شگفت زده شدم
ایشون سوپ روجدا می خورد
و برنج رو جدا
همیشه جدا جدا اونا رو می خوردن
ایشون خیلی آدم اصیلی بودن
همیشه خیلی تمیز و مرتب غذا می خوردن
...احتمالا تو
خاطرات بیشتری ازش نسبت به من داری
نه، درست نیست، اصلا
شما دخترشون بودید و من فقط یه خدمتگزار وفادار
راستش
من فقط صادقانه دستوراتشون رو انجام می دادم
همین
اوه جو
می تونی این کار رو انجام بدی؟
دفعات زیادی این سوال رو ازم پرسیدن
و هروقت این سوال رو ازم پرسیدن، من هیچ وقت
حتی یه بار
نگفتم که نمی تونم
توی این کشور
پول و قانون می تونن هرکاری رو ممکن کنن
همون طور که می دونید
من پول دارم، درست نمی گم؟
و شما می دونید که چطور از ...قانون استفاده کنید، پس
گستاخ
چطورجرات می کنی که از پدرم
برای تحریک کردن من استفاده کنی؟
تلاش می کنی سریه میز با من غذا بخوری؟
باید مشروبی که رومیز ریخته رو لیس بزنی
توفقط یه شیئی که من از پدرم ارث بردم
چه فکری کردی؟ نکنه فکر کردی حالا که قراره شهردار بشی
گیسونگ تو مشت توئه
...من
...جایگاهم رو برای یه لحظه
فراموش کردم
قاضی چا لطفا
من رو فقط این بار
ببخشید
ازم خواستی که ببخشمت؟
توی این دنیا
تنهاکسی که می تونم ببخشمش
فقط خودمم
کی می خواید بهش بگید؟
اون خیلی به قاضی چا وفاداره درحالیکه نمی دونه اون با مادرش چی کار کرده
دیدنش باعث میشه از خودم بپرسم
که باید بهش بگم؟
لازمه اول چهره واقعی چامون سوک رو ببینه
بدون اون
حرفم رو باور نمی کنه
انجام این کار آسون نیست
اون براش مثل یه مادره
اون یاچامون سوک رو ول می کنه یا منو
بین این دوتا یکی رو انتخاب می کنه
..فکر کردم خانم ها
بخشی از انتقامتونه
اما حالا به نظرم
آخرین قطعه پازله
که نقشه انتقامتون رو تکمیل می کنه
(فرد گمشده)
مامان
مامان
مامان
مامان
مامان
مامان - جه یی -
مامان
جه یی
جه یی. اینجا چی کار می کنی؟
مامانم. کمک کنید مامانم رو پیدا کنم
اون خیلی اینجا عکس گرفت
جه یی
من مادرت رو برات پیدا می کنم
نگران نباش
باشه؟
اینجایی - سلام -
چی گرفتی؟
یه کم موادغذایی خریدم
چی می پزی؟
جه یی
باهم حرف بزنیم؟
آیگو. چی می خوای بگی؟
جه یی - بله؟ -
اون شرکت حقوقی
باید از اونجا بیای بیرون
منظورت چیه؟
اگه برای حفظ این استودیو داری اونجا کارمی کنی
من ترجیه می دم این جا رو ببندم
چی؟ - پول پیش به اندازه بدهی هست -
با بونگ سانگ پیل کار نکن
بابا
روزمهمی بود
برای قاضی چا خیلی مهم بود
اما اون گندزد بهش
...می دونی که
اگه اون پیدات نکرده بود
اگه تورو هم بعد مادرت از دست می دادم
خیلی وقت پیش مرده بودم
باید از قاضی چا ممنونم باشیم
باید ازاونایی که برای قاضی چا
دردسر درست می کنن دوری کنیم
باشه؟
قاضی چا، وکیل ها اینجا هستن
(دادگاه بخش گیسونگ)
اگه سرتون شلوغه بعدا دوباره میام
مشکلی نیست، تو یه مهمون ویژه ای
نمی تونم بفرستمت بری
چرا هیچی نمی پرسی؟
مطمئنم به یه دلیل
خیلی واضح اومدی اینجا
هرچیزی که درباره بونگ سانگ پیل گفتید واقعیت داره؟
به خاطر پرسیدن این اومدی اینجا
بله
جه یی
فکر می کنی تنبیه یه نفر
براساس قانون
یه امتیازه؟
مردم درباره جرم هایی که مرتکب شدن اصلا فکر نمی کنن
وبه جاش من قاضی رو سرزنش می کنن
من توسط دشمنانم محاصره شدم
هرچی افراد بیشتری رو محکوم می کنم
دشمنای بیشتری براخودم درست می کنم
مجازات یه نفر براساس قانون
یه امتیاز برای من محسوب نمیشه
بیشتر شبیه مجازاته
قاضی چا
مطمئنم که همین
بونگ سانگ پیل رو تحریک کرده
به خاطرحکمی که یادم نمیاد
ازم متنفره
و تصمیم گرفته دشمنم بشه
(وکیل بونگ)
جه یی
فکرمی کنی چقدر درباره بونگ سانگ پیل می دونی؟
روزنامت روبهم قرض بده
بخرش. قیمتش اینقدرا هم نیست
سلام - سلام -
(مجسمه چابیونگ هو رونمایی شد)
مجسمه چا بیونگ هو
دیروز در دادگاه گیسونگ رونمایی شد
مردم می گن که این مراسم
رسمی تر از هر مراسم دیگه ای بود
چابیونگ هو یکی از قضات برجسته گیسونگ بود
که به خاطر قضاوت های دقیق و منصفانش مشهوره
رسمی تر از هرمراسم دیگه ای؟
رونمایی از مجسمه او
باعث شد تا افراد حقوقی بیشتر در مورد عدالت ...فکر کنند
آیگو، خانم
همیشه برام خیلی میارید
چجوری زندگی می کنی؟
این مزخرفات رو بذارکنار و بخور
توباید از اونجا بیای بیرون
و اقتصادمون رو نجات بدی
همون طور که شرکتت رو نجات دادی
آن اوه جو، پسر گیسونگ
شبانه روز به فکر شهره
برنج بیشتری می خوای؟
بهترین شهر کره برای زندگی
شهری پر از عدل و نیکو کاری
آن اوه جو آن شهر را خواهد ساخت
کاندیدای 8، آن اوه جو
تشویق
کاندیدای 8، بیا بغلم
آن اوه جو - آن اوه جو -
آن اوه جو، آن اوه جو - بسه دیگه -
برگردید سرکارتون - برید -
هی، تو
خیلی خوبی
یه عده رو استخدام کردم تا توی اینترنت مطلب بنویسن
اونا شایعه پخش می کنن
شایعات بی اساسی که باید پخش بشن
و جلوی پخش چیزایی که برعلیهت هستن رو می گیرن
دقیقا 100 نفر رو پاره وقت استخدام کردم
به خاطر همین بهشون صد می گن
پاره وقتا رو استخدام نکن
تمام وقتشون کن
بهشون بیمه و یه حقوق عالی هم بده
براشون یه بسته پرداختی عالی رو تضمین کن
این طوری باهمه وجودشون کار می کنن
تو یه تاجر واقعی هستی خیلی بخشنده ای
چطورجرات کردی بیای اینجا؟
اینجا چی کار می کنی؟
براش تبلیغ می کنی؟
من مدیراجرایی کمپینم
بیشتر یه نمایش کمدیه
یکی مثل تورو استخدام کرده؟
آیگو، آقای بونگ
باید باهم دوست بشیم اگه قراره این طوری همدیگه رو ببینیم
راستی
دلال رو آوردی
خیلی خوب بود
خیلی بهتر می شد اگه یه جای دیگه رو انتخاب می کردی
...امروز
اومدم تا اینو بهت بدم
چیه؟
موبایل قاتلی که شهردار لی یونگ سو رو کشت
...آن اوه جو
بهم گفت که شهردار رو بکشم
من دیروز با دلال اومدم
انتظار داشتم که توی اخبار باشه
این طوری با بیننده ها توی گیسونگ برخورد میشه؟
تو جشن همه رو خراب کردی و اعصاب همه رو بهم ریختی
چرا انقدر بی چشم و رویی؟
باید کنجکاو باشی که توش چیه
یه نگاهی بنداز
توی یه پوسته خالی چی پیدا میکنم؟
هیچ کوفتی پیدا نمیکنم
مگه نه، گوان دونگ؟
بله قربان
مال یه خدا بیامرزه، پس درست باهاش تا کن
(شرکت حقوقی میونگشین)
میدونی که اون سابقه جنایی داره؟
چی؟
نمیدونستم
..به نظر میومد درباره تو خیلی بدونه
اما تو هیچی نمیدونی
تقصیر منه
باید زودتر بهت میگفتم
یکی از هوبه های من یه شرکت حقوقی داره
یه شغل برات پیدا کردم
وقتی آماده ای زنگ بزن
دوست ندارم ببینم برای یه مردی که با من دشمنی داره
کار میکنی
کجا بودی؟ زنگهامو جواب ندادی
بدون دستیار وکیلمون پشت میزش
کار شرکت لنگه
من که منشی تو نیستم
از کی یاد گرفتی که با من اینجوری حرف بزنی؟
بدون مکالمات شخصی
اوکی
پس بذار مختصر توضیح بدم که کجای دادگاهمون هستیم
فقط دو جلسه دادرسی تا محاکمه مرگ شهردار لی باقی مونده
دلالی که آن اوه جو رو به اون آدمکش ربط میداد رو تحویل دادیم
به دادستان کانگ
اما نمیتونیم فقط دست رو دست بذاریم و تا آخرش تماشا کنیم
باید اون دلال توی جلسه دادرسی از آن اوه جو اسم ببره
اوهوم
اوهوم
فکر میکنی اون چطوری ممکنه اسم آن اوه جو رو بیاره؟
ما باید کاری کنیم که این اتفاق بیوفته
اگه مجبور باشیم از زیر زبونش میکشیم بیرون
این مرد رو میشناسی؟
اون دلالیه که با منشی آن اوه جو دیدیمش
جلوی من بازجویی شد
به چه جرمی؟
یه مجرم سابقه دار توی مواد مخدره
اما قسر در رفت
از سایز لباس زیرش گرفته تا همدستاش همه چیو بهم بگو
هیچ نقطه ضعفی نداره؟
زندگیش نمیتونه از این بدتر باشه
افرادی مثه اون نقطه ضعفی ندارن
چون دیگه چیزی برای از دست دادن ندارن
هر کسی توی این دنیا چیزی برای از دست دادن داره
هممون یکیو داریم که میخوایم ازش محافظت کنیم
اینجا (تو قلبمون)
(4مین دادگاه قتل لی یونگ سو)
چه خبره؟
اون دلال متهم نبود؟
به عنوان شاهد دادخواهی اینجاست
شاهد دادخواهی؟
مظنون نیست، شاهده؟
درسته
..آخه چی میتونه بگه که
به دادگاه کمک کنه؟
این چیه. از قبل اینو میدونستی؟
جلسه دادرسی چطور پیش میره؟
اون دلال توی دادگاهه
الان این مهم نیست
کدوم طرف صداش کردن؟- از دادستانی-
..اگه دهنشو بسته نگه داره
هیچ اتفاقی نمیوفته
مطمئن میشم که اینجوری باشه
ای خدا. خیلی به خودت زحمت دادیا
وقتی واقعا توی این انتخابات برنده بشم از این لحنت پشیمون نمیشی؟
حتی اگه رئیس جمهور میشدی
پشیمون نمیشدم
..خیلی خوب میدونم که
به تنها چیزی که اهمیت میدی قاضی چا و دادستان کانگه
راستش من اینجام که درباره این حرف بزنیم
نمیخوام اصلا دور و بر دخترم ببینمت
حتی منم نمیتونم بدون اینکه از روشناییش کور بشم نگاش کنم
گرفتی؟
..میبینم که وقتی حرف از بچه خودت باشه
تو هم یه مادر میشی
جو بوم جین، همینطور معروف به آدمکش رو میشناسی؟
نمیشناسم
واقعا نمیشناسی؟
که اینطور
جو بوم جین رو استخدام کردی
که شهردار لی یونگ سو رو بکشه؟
نه نکردم. اصلا همچین کاری نکردم
تقصیر منه. اشتباه کردم
بذار یه جور دیگه بگم
فراموش کردم که در واقع یه دلال شناخته شده ای
کسی استخدامت کرده که اونو به
آدمکش جو بوم جین متصل کنی؟
..وکیل بونگ
سر صحنه مرگ جو بوم جین بود
داره این دادگاه رو با سو ظن بی اساس
به تعویق میندازه
ادامه بدین. وکیل مدافع فقط سوالای لازم رو میپرسه
همراهیش کنین
تو یه دلال مورد تحسین از تشکیلات زیر زمینی هستی
اما سوابقت پاکه
بله، درسته
این یعنی یا تو کارت واردی یا سرنخی باقی نمیذاری
درسته- جواب نده-
..قربان
وکیل بونگ
لطفا اگه دیگه سوالی نداری به جایگاهت برگرد
برای آشکار کردن ماهیت واقعی این دادگاه
یه سوال دیگه میپرسم
4سال پیش، کم مونده بود به جرم
استفاده خلاف و داشتن مواد مخدر متهم بشی
چطوری ازش در رفتی؟- شاهد-
مجبور نیستی جواب بدی
وکیل بونگ، برگرد به جایگاهت
4سال قبل، 7سال قبل، و
بیشمار دفعات دیگه مرتکب جرم شدی
مشکلی نداری مادرت همه این جزییات رو بدونه؟
اعتراض دارم
وکیل مدافع داره سوالای بی ربط میپرسه
که کل دادگاه رو سردرگم کنه
بهت یه اخطار میدم
(اوه، داری به یکی کمک میکنی؟)
جوابمو بده
واسطه اون آدمکش با کی شدی؟
قربان- وکیل بونگ، بهت اخطار دادم-
به من گوش کن
شاید الان یه شاهد باشی
اما دفعه بعد رو صندلی مظنون میشینی
اون صندلی درست اونجا
وکیل مدافع به جایگاهش برگرده
شنیدم مادرت بیماری قلبی داره
میخوای جلوی اون تبدیل به یه مجرم بشی؟
وکیل بونگ، بهت اخطار دادم
اینو به منظور اهانت به دادگاه درنظر میگیرم
زود بگو کی دستور رو داده؟
زود باش بهم بگو
وکیل بونگ، بهت اخطار دادم
جواب میدم
مجبور نیستی
..من
آدمکش رو به خاطر پول به یکی معرفی کردم
اون شخص
منشیه
درباره منشی کی داری حرف میزنی؟
رئیس آن اوه جو
نمیدونستم شهردار لی رو میکشه
واقعا نمیدونستم
اشتباه کردم و خیلی متاسفم
همش همین بود جناب قاضی
متاسفم. واقعا متاسفم
(وکیل مدافع، متهم)
حکم نهایی رو در جلسه بعدی به اطلاعتون میرسونم
حتی یکی مثه یه دلال میخواد پسر خوبی برای مامانش باشه
هممون کسی رو داریم که میخوایم ازش محافظت کنیم
نمیخوام جلوی مامانش دنبالش کنم
صبر میکنیم تا اونا جدا بشن
بله هیونگ نیم
من نتونستم از مامانم محافظت کنم
دوباره چی شده؟
..اسمم
توی دادگاه اشاره شد
بونگ سانگ پیل، ای راسوی پست
داره گند میذاره سر راه من
معذرت میخوام
تو
تا این حل بشه
اصلا آفتابی نشو
برو یه جای دور
و قایم شو
چشم
بونگ سانگ پیل، موش کثیف
قربان، بذارین
با احتیاط ترتیبشو بدم
احمق
چیزی که الان مهمه
درآوردن دل و روده بونگ سانگ پیل نیست
انتخاب شدن من به عنوان شهردار مهمتره
بله متوجه شدم هیونگ نیم
..وقتی که به عنوان شهردار انتخاب بشم
(آمار موافقان کاندیدهای انتخابات شهردار گیسونگ: هفته اول)
به هر حال بونگ سانگ پیل دیگه مرده حساب میشه
گرفتی؟
بله هیونگ نیم
بیارش اینجا
حالا بذارش کنار
کمی باقی مونده
بخور- بخورین بچه ها-
باید همشو بخوری
این برای کوچولوی تیممونه
(خبرنامه گیسونگ)
خوشمزست- خوشت میاد؟-
فکر میکنی بذاره بیگناهیمو ثابت کنم؟
داره سعی میکنه منو با قانون بکشه
چرا حرف قاضی چا مون سوک رو پیش میکشی
هی
چا و مون سوک و آن اوه جو باهم ساخت و پاخت کردن. نمیدونستی؟
بسه، وو هیونگ مان
جه یی
فکر میکنی چقدر از بونگ سانگ پیل میدونی؟
(وکلای گران قیمت ثروتمندان را تبرئه میکنند)
خیلی خوبه
-❤ @barcodesubtitle ❤-
خوب بود
با این روح جنگجو بدنیا اومده بودی، وکیل بونگ؟
باید بگم نقشه ت موفق شد
تونستی توجهم رو جلب کنی
،هدف من این نبود
اما خوشحالم که تونستم توجه دشمنم رو جلب کنم
..اما
نتونستی منشی رئیس آن اوه جو رو دستگیر کنی؟
یا فقط توی اخبار نیست؟
فعلا داریم سعی میکنیم ردشو بزنیم
پس در رفته
موندم کی بهش اطلاعاتو رسونده
حتما یکی بهش گفته
وگرنه نمیتونست انقدر سریع فلنگو ببنده
مشکوکی که یکی از تیم من این کارو کرده؟
یا به من، دادستان مسئول، مشکوکی؟
البته که تو نیستی
میدونم مثه مادرت نیستی
آقای بونگ سانگ پیل
از این دادگاه میخوای به چی برسی؟
اگه بهت بگم ناامید میشی
برخلاف تو، من به خاطر عدالت نمیجنگم
چه به خاطر عدالته چه به خاطر حس مسئولیت
کسی که حقیقت رو برملا میکنه برنده میشه
حتی اگه شامل باختن دادگاه بشه
قبل از آخرین جلسه دادگاه
دلم میخواد دو تا چیزو بهت قول بدم
اول
حتما وو هیونگ مان رو تبرئه میکنم
خب دومی چیه؟
میذارم از عدالت محافظت کنی
حتی اگه دادگاه رو ببازی
هی، امروز تنها اومدی؟ بونگ سانگ پیل کجاست؟
به خاطر دادگاه اینجا نیستم
پس چرا اینجایی؟ ما که حرف دیگه ای نداریم
خواهش میکنم بهم بگو
از قاضی چا مون سوک چی میدونی
خواهش میکنم
میدونی که
مدت زیادی برای آن اوه جو کار کردم، درسته؟
میدونم
یکی بود که همیشه بهش دستور میداد
اما اون هیچوقت کسی که پشتشه رو، رو نکرد
داری میگی اون قاضی چاست؟
فکرشو که میکنم
چا مون سوک تنها کسیه که تو کل شهر گیسونگ
میتونه بالای آن اوه جو باشه
حتی اون موقعها هم یه دفتر وکالت بود
خیلی سالها پیش بود
یه وکیل خانوم تنهایی از دفتر استفاده میکرد
فکر کنم یه پسر داشت
اما بعد خودکشی کرد
و پسرش گم و گور شد
که اینطور. ممنون
خواهش میکنم. اگه هر وقت هر سوال دیگه ای داشتی بیا بپرس
باشه
ای خدا- هی، اینجا رو هم پاک کن-
چشم- وایسا، صبر کن-
این چیه اینجا؟ خونه؟
سلام- سلام-
مدیر ته- سلام-
با وکیل بونگ از سئول به اینجا اومدی، درسته؟
بله
چرا تصمیم گرفتین بیاین گیسونگ؟
وکیل بونگ توی سئول کارش خوب بود
..چیزه
بونگ سانگ پیل رو قبل از اومدنش به اینجا میشناختی؟
نه، اولین روزی که رسید اینجا، باهاش آشنا شدم. قسمت بود
..وگرنه یه نزول خور مثه منو
از کجا باید میشناخت؟
وکیل بونگ پیدات کرد؟
خب، دقیقا نه. اومد این دفتر و منو دید
اما اینم که همونه
هی میگفت باید این دفترو بگیره
هی، بسه. برگرد سر نظافت
بیا اینجا و میزو تمیز کن
قشنگ تمیزش کنا- باشه-
خوب تمیز کن
(خودکشی وکیل چویی جینا)
(وکیل حقوق بشر جان خود را گرفت)
(مرگ ناگوار وکیل حقوق بشر)
(دلیل آن در حال بررسی ست)
گلدن سیتی
وکیل حقوق بشر جان خود را گرفت
(وکیل حقوق بشر جان خود را گرفت)
17آوریل 2000
این روزیه که مامان گم شد
این خیلی بهتر به نظر میاد
به سلامت
به سلامت- به سلامت-
کجا داره میره؟- ای خدا، اینجا رو-
همین که رسید اینجا گذاشت رفت
هیونگ نیم کجایین؟
(مدیر ته)
وکیل بونگ
پیش پول اجاره رو میگیرم
و کامل بهت پرداخت میکنم
باید یه وکیل میشد
..اما به خاطر بابای نالایقش
به محضی که تعلیقش برطرف بشه دوباره فعالیت میکنه. نگران نباشین
نه، خواهش میکنم اینجوری نباش
میخوام فردا اول صبح استعفا بده
..اما قاضی چا مون سوک- ،منم اون روز اونجا بودم-
و اون خیلی بی ادبانه بود. ازت ناامید شدم
..من
خیلی به خانوادش مدیونم
اینکه جه یی برای تو کار میکنه
باعث ناراحتیم میشه
هیچ دلیلی وجود نداره که صاحب کامیون غذا خودکشی کنه
صد در صد به خاطر پول نیست
اصلا هیچ بدهی ای نداره
اما میدونی که یه یادآوری پرداخت غیردوستانه تو جیبش پیدا کردیم
به دفتر اون نزول خوار زنگ زدم و دربارش پرسیدم
و گفت هیچوقت چیزی مثه اونو نفرستادن
واقعا چته؟
پس باید یه دلیل دیگه داشته باشه که خودکشی کرده
باید دوباره بررسیش کنیم چیزای زیادی هست که عجیب به نظر میان
واقعا که اه
خوب میدونی بالادستیا ازمون میخوان پرونده رو مختومه اعلام کنیم
خودت چشم داری ببینی که؟
کاراگاه
سلام
این اونیه که میخواید
ولی،چرا بیخیالش نمیشی؟بخاطر مادرته؟
نخیر،کنجکاویم گل کرده
مسئول این پرونده من بودم
پرونده خودکشی وکیل چوی جینه
حقیقته،کاراگاه؟
وکیل ماهری بود
بهترین وکیلی که دیده بودم
،مادر منم وکیل بوده
مثل دفتردار ها
باید بگم مادرت پسرشو خیلی خوب بار اورده
زمین تا اسمون فرق وکالت مامانم با منه
کلی راه باید برم تا بشم چیزی که مامانم بوده
(پرونده خودکشی چوی جینه)
خداروشکر من یه کپی از گزارشش گرفته بودم
،اخه بمحض مختومه اعلام شدن پرونده
فایل اصلی ناپدید شد
ناپدید شد؟
فکرمیکنم قضیه این پرونده فرای این حرفاس
یعنی میگین قضیه فقط یه خودکشی نبوده؟
...حسم اینو میگه
...وکیل چوی
آدمی نبود که اینجوری بچه ـشو بذاره و بره
پسره ازون باهوشا بودا
هنوز که هنوزه یادش از خاطره م پاک نشده
حقارت امیز بنظر میای
زندانی بودن سخته؟
خفه عوضی
اخرش خودم میکشمت
بیا آدموار،طی کنیم بابا
،واسه کشتنم
اول از اینجا باید بیای بیرون
بونگ سانگ پیل که میگفت درت میاره
مگه اشتباه من چی بوده؟
هان؟چرا؟ ....دونستنِ زیادی
درباره کثافت کاریای من،جرمته
...اعتماد به تو
و دست و پاتو باز گذاشتن هم جرم منه
توی اشغال
....تو بشین سر جات بابا
آدم باش
،میدونی
...سرپوش گذاشتن رو یه جرم
سختیش صدبار بیشتر از
مرتکب شدنشه
قدرت چیزیه که این سختی رو امکان پذیر میکنه
واسه همینه که اون قدرت دست منه
...بونگ سانگ پیل میخواد انتقام اونا که
مادرشو کشتن بگیره
من و تو دوتا ازوناییم
...نگو که میخوای
به قیمت جونت تمومش کنی؟
...باورم نمیشه از بین اینهمه ادم،دارم
این حرفا رو از تو میشنوم
اقلا اون پای بیرون اوردنم وایساده
گف بیرونم میاره بعد میکشتم
بیخیال،فراموشش کن
اینو یه نگاه بنداز
...این
اینو از کجا اوردیش؟
عره
...دقیقا همین نگاهی که میبینم
همون نگاهیه که همیشه بهم مینداختی،عوضی
بدش من ببینم
بدش من
دوستم
...راه دراومدنت ازینجا
دست منه
بیا زنده بمونیم
هم تو هم من
فکرنمیکنم منشیت تو دادگاه حاضر شه
اگه من بجاش بودم که حاضر نمیشدم
اونموقع سر و کارت به من میفتاد
الان که سرتاپا درخدمتم
بهتره که باشی
عزیزم،منم
خوبی؟
،این دادگاهه که تموم شه
...من دیگه ازاد میشم،براهمین،تا اونموقع
...رییس ان همه ی هزینه های پزشکیمو که عقب افتاده بودن
تسویه حساب کرده
...اون،معمولا
میاد عیادتم چی؟
عزیزم
...من
عزیزم
عزیزم،عزیزم،چیشدی؟
دکتر،ایست قلبی کرده عزیزم
عزیزم،خوبی؟عزیزم
5205,وکیلت اینجاست
جناب،5205نمیخواد ببیندتون
نقاشی دوست داری؟
،من قبلنا دزد بودم
ولی کشتهههه مُرده ی نقاشی بودم
زندگی طولانی،خواسته ی همه س
،ازوقتیکه بونگ سانگ پیل مشاور حقوقیتون شده
خواسته ها و نخواسته هاتون،براتون تحقق پیدا کردن
خیلی قانونی وشیک هم بنظر میرسن
سرکار خانوم وکیل
بنظرمیاد اصلا قصدتون ازینجا اومدن نقاشی دیدن،نبوده
مدارک جرم12
رییس گروه گانگستر ده وونگ،بزرگترین بلند گانگستری شمال سئول
با بیش از پنج جرم،شما دیگه نه قاتل بحساب میای نه دزد
ولی جنابعالی کلا علاقه خاصی به تمارض و نفهمیدن داری
خب سوابقمو اوردی جلو چشمم دیگه چیو میتونم انکار کنم
،اره
حالا چیشده اومدی اینجا؟
بونگ سانگ پیل یکی از پادوهای باندت بوده
چیشد یهویی سر از گیسونگ دراورد؟
نکنه،دستور شما بوده؟
دستور؟
بنظر میاد اومدی سراغ من چون از رابطمون خبر نداری،وکیل جان
چیو من نمیدونم؟
پس اینو چی؟میدونی؟
مادرش،وکیل چوی جینه
تو شجره خانوادگی ثبت نشده ولی اون خواهر منه
سانگ پیل خواهرزادمه
تو کل این دنیا،تنها فامیلیه که دارم
...سانگ پیل برگشته به گیسونگ،زادگاه مادرش
جایی که ملدرشو از دست داد،به تصمیم خودش
زندگیشو پاش گذاشته
...فکرکردی،تصادفا،بمحض اینکه سانگ پیل برگشت به
گیسونگ،جلوی تو سبز شد؟
منظورتون چیه؟
حس نمیکنی زمانبندیش واسه تصادفی بودن،زیادی بوده؟
....اگه تصادفی نبوده،پس
چی میتونسته باشه،نه؟
سلام،دایی
همونجور که گفتی،سروکله ش پیدا شد
سانگ پیل
به احدی اعتماد نکن،مخصوصا اونجا
خیلی وقته دختره رو تحت نظر دارم
بهش اعتماد دارم
باشه
مراقب باش،مراقب هردوتون
(وکیل حقوق مدنی خودکشی کرد)
توی احمق
بجنب
!الان،دررو
زنگ زدی به پلیس؟
بهت گفتم که زنگ نزنی
بیا تا آبا از اسیاب میفته،آفتابی نشیم
اونروز که اومدی،گفتمت،نگفتم؟
اره
که سرت دنباله انتقام نباشه
اره
یه مرد هیچوقت،جلو چشم بقیه گریه نمیکنه
الان نمیتونی بهش برسی،سانگ پیل
،ولی تو این دنیای بی رحم و مروت
چه قانون چه مردم،هردوتاش بهت خیانت میکنن
...انتقام
فقط انتقام دنبالِ خودش میاره
ایگو،وکیل بونگ سانگ پیل
تا دیروقت شب،سرکاری؟
ایگو،وکیل بونگ سانگ پیل
تا دیروقت شب،سرکاری؟
اینجا اومدی که چی؟
به دلایلی
واسه هیچی که نمیام
خب
اینجا همون دفترکار مادرت نیست؟
حافظه ی خوبی هم داری
معلومه که دارم
میگم ادرسه اشنا بنظر میومد
مجرم همیشه دوباره به صحنه جرم برمیگرده
عین الان
...یعنی میگی
بعد خوردنش چیزیت نشد؟
...از همون بچگی
نخود اش بودی
میدونی؟
یادت میاد؟
اینو
که خودتو چپونده بودی تو کابینت
...اونجا قایم شده بودی و
نفستو حبس کرده بودی
عا،بیخیال،بیخیال
نشسته بودی حالا،برگام ریخت
...توی نکبتی
خبرداری من قاتل مادرتم
ان او جو
یا یا یا مهلتم بده
حتی همین الانشم میتونم بکشمت
همونجور که تو مادرمو کشتی
...میخوای با کمک قانون
ازم انتقام بگیری نه؟
دلیل وکیل شدنت و اومدنت به گیسونگ هم همینه
هوی بچه ول کن اینو
بذار مثل ادم اختلاط کنیم
،قانون دست توعه
و پول دست من،مگه نه؟
اوه،عاره
...تازه منم
قانون دستمه
قاضی چا مون سوک طرف منه
ایی،معلوم نیست چه مرگشه
،حالا که لطف کردی واز جونم گذشتی
لطفتو فراموش نمیکنم
دفعه بعد تو زمین بازی من همو ببینیم
ایگو،راستیا
باس بری پیش وو هیونگ مان
یحتمل حال و هواش عوض شده باشه
قاضی کجاست؟
بدون اجازه ی من حق ورود نداری
بزرگتر از اونی ام که به اجازت نیازی داشته باشم
رییس ان،بیا رک و پوست کنده باشیم
ما دوتا تو یه سطح و رده نیستیم
مامی من،منو با گذاشتن قاشق نقره تو دهنم به اینجا رسونده
تو عم یه دست فروش با بوی گند ماهی بودی
اینا یکی نیستن باهم
دفعه بعد،این زِرا از دهنت درره،تیکه بزرگه ات گوشِته
...من و تو،تو یه سطحیم چون
الان دوتامون دستبوس این خانواده ایم
ایگو،کدوم یک سطح؟
من الان شهردار حساب میشم
...برای همین یکم دیگه
تو سطح تو وایمیسم
چی گفتی؟
،حالا که یکم پول و پَله دستت اومده
افتادی دنبال اسم و رسم؟
عجبا،آدمهام آدمای قدیم
جوشِ منو نزن
،حالا که افکار سیاسی پیدا کردم
فکرکردی من خوره ی طبقه ی اجتماعی و مقام دارم؟
...درحالیکه قصد من
فقط پول بیشتره
تو کل دنیا هیچی واسه من باارزش تر از پول نیست
براهمین دوتامون تو یه سطحیم
جز این،هیچ اشتراکی نداریم
اوه،اولین باره میبینمش
یعنی چی که هرخری بخواد سرشوبندازه پایین بیاد تو
من میدونم و تو،اگه دفعه بعدی همینجوری یکیو راه بدی
حرص نخور خونت کثیف میشه
ایشون یه خانم روشن دله
چه غلطی میکنی؟
ببرش
حالا دیگه به من هم اعتماد نداری؟
تو هر قضیه ای یه اسمی ازت هست
حالا چرا گذاشتی،دادگاه اینجوری پیش بره؟
اگه با آوردن اسم منشی
میتونستن دلیلی برای قتل بیارن
که دیگه این دادگاه شما نبود
شما لطف کردین و پشت من در اومدین
از قدرتتون بود
ملت اوشکول نیستن،پاتو کج نذار
البته که همینه
حقیقتش برا همینه که من دارم رو تخم مرغا راه میرم
اینترنت،شبکه ی اجتماعی،همه ی اینا
...علاوه بر این،کیه که
از پول بدش بیاد
این یه حقیقت انکار ناپذیره
همشم درباره خودت صدق میکنه
بله
ولی نمیتونی بگی همه مثل همن
بی ادبیه
ببخشید
(همواره رو به جلو)
شنیدم بخاطر محکوم کردن قاضی،معلق شدین
از کجا میدونین؟
رزومه و سوابقمو زیر و روکردی؟
...اون دختر
،اگه یه خراشروش بیفته
خونت پای خودته
!کافیه،سانگ پیل بسه
به چی زل زدی؟
...اوه،من فقط
داشتم به این فکرمیکردم که پس مامانت این شکلی بودن
تا حالا هیچوقت درست وحسابی به قاضی چا فکر کردی؟
...قاضی چا
واسه من حکم مادرمو داره
میدونم
...ولی مامانم میگفت
هرگز برنگردم به گیسونگ
اینجا کاری دارم که باید انجامش بدم
وایسا
فکرمیکردم رفتی خونه
چرا وقتی ازت نمیخوام هم تا دیروقت سرکاری؟
شبیه خودت نیستی
درباره ی اینجا کنجکاوم
یهو عشق به محیط کارت گل کرده
البته فکرکنم منم همینم
...دلم میخواد دفتر رو تمیز و گرد گیری کنم
حتی میز کارمم مرتب کنم
اینجا کلی راز و رمز توش نهفته
این دفترو میگم
بعلاوه اینجا محل کار مادرت هم بوده
.....همون روزی که پرونده خودکشی مادرت بسته شد و
همون روزی که مادر من هم گم شد
هردوتاش یک روزه
(اداره پلیس گیسونگ)
میفهمی منظورمو که،نه؟
حرف بزن،بونگ سانگ پیل
(چا مون سوک)
(مصاحبه با رییس ان او جو)
(هفتمین)
(وکیل حقوق بشر خودکشی کرد)
(نو هیون جو)
عکسای من و مامانم اینجا چی میخوان؟
حرف بزن
پشت اومدنت به گیسونگ چه رازی نهفته؟
...ان او جو قاتل مادر من
....جلوی جفت چشمای من
تو همین اداره بود
...کسی که دستور کشتنشو داد
چا مون سوک بود
چی؟
،بعلاوه
...اتفاقی که سر من و مادر گمشده ی تو افتاده
همه از تبعات اون دستوره
(وکیل بی قانون)
تیم ترجمه بارکد @barcodesubtitle مترجمین: Hamzeh٬ Mary_Fall٬ FTM
...اتفاقی که سر من و مادر گمشده ی تو افتاد
همه از تبعات اون دستوره
...اعتماد کورکورانه به یکی
اشتباه محضه
ببخشید
همیشه گفتی که میخوای طرف من باشی
خوشوقتم از دیدارتون،رییس کانگ یون هی
قدرتای مرد و زن گیسونگ
هفتمین
اینا اونان که علیه مان
فقط یک نکته ی مهم مونده که بگم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.