Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
رسانه اینترنتی مای موویز mymoviz6.pw جامعترین سایت فیلم و سریال
ببخشید
عیب نداره من یه نوشیدنی بزنم؟
,,,این مورد بسیار عجیب و
نگرانکنندهایـه
ما باید الگوهای فکریتون رو تحلیل کنیم
هوم
و قبل از اینکه علائم بیماری خودشونـو نشون بدن، جلوشو بگیریم
ظاهراً خوابهایی میدیدید
خوابهای استرسزا
تو همچین شرایطی عادی نیست
البته همچین شرایطی
هیچچیزش عادی نیست
افکار شما,,, اینجان
بله؟
و شما میتونید اینارو دقیقتر
از اتاقخواب خودتون توصیف کنید
لطفاً همهچیزو برام تعریف کنید
از اول
تو خیلی جذابی
اوه , سیگار نکش آنها می دانند که ما از اتاق استفاده کرده ایم,
- خوبه, - این نیست , با دوست دربان خود
شغل خود را از دست دادیم
گرسنه نیستی؟
- نه , شما آن را دارید, - ماهی خام,
آن برای توست, شما سوشی را دوست دارید
ما بهتر مرتب می شویم و به بانک برگردید
در بانک , ما سوشی می گیریم, امروز نمی توانیم دیر کنیم
- من زود باید مرخص شوم, - چرا؟
ما نمی توانیم این کار را انجام دهیم
میدانم,
سرم را هم می کند
من مجبور به خرید جورج هستم بلیط های فصل منچستر,
این شوخی نیست, به هر حال برای من نیست,
خوب , متاسفم هوم؟
می دانم که معقول نیستم به عنوان خسته کننده بن,
اما ما با هم خوب هستیم , ها؟
بله
با یک ساعت در هفته می گیریم برای گذراندن با یکدیگر
بن را ترک کن , و ما می توانیم شروع کنیم همدیگر را به درستی می بینیم,
و شاید حتی می توانیم با هم زندگی کنیم
جایی که؟ کل تخت شما از این اتاق خواب کوچکتر است
یا ما می توانیم دریافت کنیم یک مکان بزرگتر در کنار هم
با چی؟ شما بوده اید در آن شغل هفت سال ,
- و شما هنوز هم شکسته اید, - خوب , شما همه حق کسب درآمد دارید,
من فقط نمی توانم او را ترک کنم , راب,
ما به یک برنامه نیاز داریم فکر آینده,
چه آینده ای؟
دقیقا,
چرا امروز زودتر میری؟
،عروسی دعوتیم
تو شهرستان دورست
امیدوارم هوا خراب نشه
,,,راب
داداش، کجا بودی؟ فکر میکردم قراره ناهار بزنیم
ببین، بیخیال شو، باشه؟ دوستدخترم الان باهام کات کرد
همیشه یه مشکلی هست، مگه نه؟
آره - خیلهخب -
کارت که تموم شد بیا اینجا بریم شام بخوریم، خب؟
باشه
خب، خانم گیولر، خیلی ممنونم
,,,و اگه لطف کنید دنبال من بیاید
بازم سردرد گرفتی؟
سارا هنوز از ناهار برنگشته؟
نه
تماسی نداشتم؟
چرا، شارون از منابع انسانی گفت تونستی یه زنگ بهش بزن
موندم این دفعه دیگه چیکار کردم؟
رابرت - سلام -
این دختر خانم میخوان یه صندوق امانات بگیرن
به مقدار 50 هزار پوند نقد
از قبل شمارش شده حسابش رو باز کرده، اینم شمارهش
هنوز منتظر تأییدیهشیم
خب، بذار فعلاً بذاریمش تو پذیرش
حتماً، بن - ،خانم گیولر -
خوشحال شدم, موفق باشید - خیلی ممنونم -
سلام مرسی
پول زیادیـه واسه حملکردن
البته من چمیدونم، ها؟
زیباروی من
چطوری؟ - عالی -
بذار برم رسیدتون رو بگیرم، خب؟
آره، خب، ما تا موقعی که همۀ تأییدیهها
یعنی مشخصات فردی، و آدرس و همهچی
انجام بشه، از پولتون مراقبت میکنیم، خب؟
دوشنبه باهاتون تماس میگیریم
باشه، بسیارعالی, مرسی، خدافظ - قربان شما -
رابرت - بله -
،من امروز زودتر میرم پس بیزحمت
لطف کن خودت بانک رو تعطیل کن
آره، مشکلی نیست - خیلهخب، آخر هفته خوش بگذره -
آره، بن، به تو هم - خیلی طولش نده -
شرمنده بابت قبل
فقط اینکه,,, بهنظرم میتونی فوقالعاده بشی
اگه رو هدفت تمرکز کنی
,,,سارا - بذار حرفمـو تموم کنم -
،اگه اوضاع جور دیگهای بود
،اگه تو توی وضعیت دیگهای بودی
,,,اونموقع شاید میتونستیم
من دیگه باید برم
آم,,, پاتریشیا
میشه اینا رو بذاری کنار
من باید برم وسایلمـو جمع کنم
لطفاً مرسی
داری چی کار میکنی؟
داشتم صندوقها رو میبستم
چیزاتـو برداشتی؟ میتونیم بریم
آره، باشه, الان برشون میدارم
تو خوبی، پاتریشیا؟
،آره، تریش، میدونی
الان واسه مترو سوار شدن یکم دیره
میخوای با تاکسی بریم؟
دوشنبه میبینمت - باشه، میبینمت -
داداش، من فکر کنم ،یه مریضیای چیزی گرفتم
بهتره دیگه برم و زود بخوابم
نه خیرم عزیزم من و تو قراره بریم بیرون شام
میریم صحبت کنیم میخوای بریم کجا؟
خودت بگو
پارک چیموئا - بریم -
خب؟
خانواده در چه حاله؟ - آره، خوبن -
جویای احوالِ من میشن؟
آره، بچهها
خب، این زن متأهله، چی؟
میدونی، اونم برگشت پیش شوهرش
در واقع اصلاً ترکش نکرده بود رابطهمون انقدر پیشرفت نکرده بود
نمرۀ لازم رو نگرفتم
خب، اتفاقاً بیشتر از نمرۀ لازم رو گرفتی
تو باشخصیتتر از اینایی که درگیر همچین وضعی باشی
آره، خب، حقم بود
الان وضعیت مالیت چطوره؟
آره، خوبه, احتمالاً بهزودی میتونم پولتـو پس بدم
همهشـو - من پول واسهم مهم نیست -
فقط میخوام مطمئن شم که حواست به خودت هست
من خوبم, کارم که هست
آپارتمانمم هست, ردیفم - مطمئنی؟ -
آره - زیادی سیگار میکشی و لب به اون زهرماری میزنی -
قمار میکنی, محاله فقط به من بدهکار باشی
انگاری دیگه اصلاً نمیتونی بیای خونهمون
چون تکتکهای پلهای خانوادگی رو پشت سرت خراب کردی
اینطور که من میبینم، پشتسرهم تصمیمات اشتباه میگیری
,,,مثل، دوستشدن با یه زن متأهل - !هی -
همینجوری واینمیسم اینجا !که جنابعالی نصیحتم کنی
ببین، من از تو مراقبت کردم
یعنی رسماً, واسه مامان و بابا موقع بچگیمون
پس، بشین سر جات و بذار خودم تصمیمای زندگیمـو بگیرم
بیشتر باید گفت اشتباهای زندگیت
اصلاً بیخیالِ شام شو، خب؟
و برو خونه پیش زنت
ببینم اصلاً میدونه پیش منی؟ - آره -
چی، میدونه میخوایم بریم شام؟ - آره -
به لاکچریترین رستوران غذا چینی لندن؟
آره, همین فکرو میکردم
مرسی، داداش
میبینمت
پنجاه هزار پوند؟
یه نوشیدنی لطف میکنید؟
حله؟
بذار ببینم
دستِ فول هاوس برندهست
دستِ استریت برندهست
بازیکنها آمادهن؟
دستِ استریت برندهست
بیست هزار پوند
فقط هشت هزارتا واسهم مونده، خب؟
نمیتونی شرط ببندی؟
فردا پولمـو میدی - باشه -
دستت رو نشون بده
دستِ رویال فلاش برندهست
تا آخر وقت فردا وقت داری پولمـو بدی
دوازده هزار پوند
باشه, باشه, حله حتماً پولتـو جور میکنم
گرفتی؟ همین فردا پولمـو میخوام - آره حتماً -
حالتون خوبه؟
آره
اینطور که من فهمیدم تو دردسر افتادین
ما دوست داریم شانس رو به چالش بکشیم
ولی اینو هم میدونیم که کازینو همیشه میبره
آره، به گمونم
من فقط یهکم بدشانسی آوردم همین
رقیبت رو درست انتخاب نکردی, هان؟
ولی من میتونم کمکت کنم
اگر بخوای
چرا میخوای کمکم کنی؟
من رو دوستیها سرمایهگذاری میکنم
و معتقدم که تو میتونی دوست معتمد من بشی
من خودمـو خیلی آدم معتمدی نمیدونم
اسم من "لاو" ـه
و شما کی هستین؟ - میخوای کمکت کنم؟ -
چطوری؟
دوازده هزار پوندت رو پرداخت میکنم
ولی بیشتر از اینا لازم دارم
چهقدر؟ - با یه 50 هزارتای دیگه -
باشه
وایسا ببینم, داستانش چیه؟
فردا، میخوام با یه پرواز بری آمستردام
و این کیف سامسونت رو با یه چمدون عوضبدل کنی
بعدش میتونی با اون چمدون
برگردی لندن
یه هتل میگیری
آدرسش رو به شمارهای که ،تو این گوشی سِیو شده پیامک میکنی
بعد موبایله رو میندازی تو آبراهه
و در اون آدرس بهخصوص
یکی برای رد و بدل کردنِ این کیفها باهات تماس میگیره
تو این کیفها چی هست؟ - بهتره نپرسی -
،پروازت ساعت 6 صبحه از فرودگاه هیترو
بعد اگه قبول نکنم، چی؟
اونموقع دیگه رفاقتی نداریم
خودت با عواقب کارت روبرو میشی
الان 12 هزارتا رو به "لی" میدم
و وقتی هم که با ،چمدونـه برگشتی
این 150 هزار پوند رو میگیری
کلی پول هست که بدهیت رو بدی
باشه
،این آقا دوست منه
پس دیگه من بدهیش رو میدم
فردا صبح کیفـه رو بهت میدیم
خودمون از گمرک بریتانیا ردش میکنیم
ولی خودت، طرفحسابِ حراست فرودگاه آمستردامی
،اگه این کیف رو گم کنی
,,,یا اون چمدونی رو که تحویل میگیری
جونت به خطر میفته
موفق باشی
,,,سلام، داداش، منم
ببین، میتونی وقتی پیغاممـو گرفتی یه زنگ بهم بزنی؟
مسئلهی,,, مهمیه
ببخشید، فکر کنم سر جای من نشستید
ببخشید - عیب نداره -
کیفتونـو جا گذاشتین
نه، این کیف شماست
ببخشید، اجازه هست؟
آقا شما هم باید کیفتون رو بذارید داخل محفظۀ بالا
میشه رو پام بمونه؟ یهچیزایی دارم که میخوام در طول پرواز بخونم
باشه، اگه ممکنه بذارید زیر صندلی جلوییتون
پس داری میری آمستردام آخر هفته رو حال کنی دیگه؟
آره - با رفقا؟ -
نه
احتمالاً تا حالا یه 50 باری ورقبهورقِ این مجله رو خوندم
بله
بهخاطر شغلم خیلی مسافرت میکنم
همیشه خودم یهچیزی واسه خوندن میارم
,,,والا
نمیخوام بیادبی کنم ولی دیشب خیلی نخوابیدم
الان واقعاً به یکم استراحت نیاز دارم
ببخشید, پرچونگی کردم - عیب نداره -
،از وقتی عضو حراست شرکت هواپیمایی شدم
وقت زیادی رو تنهایی میگذرونم
موردی نیست
,,,حراست شرکت هواپیمایی
بهنظر جالب میاد
آره
وظیفهی منه که مسافرای مشکوک رو شناسایی کنم
تروریست، قاچاقچی مواد، و اینجور آدما
یعنی,,, ببینم جامون امنه دیگه؟
آره؟ یعنی، تروریست یا
قاچاقچیای که سوار هواپیما نیست؟
نه، تروریستی اینجا نیست
خب، ببینم اون نمادی که جلوی کیفتـه چیه؟
کدوم نماد؟ - این یکی -
انگاری نمیدونم,,, چینیـه؟ - عه، توجه نکرده بودم -
این کیف داداشمـه
احتمالاً فقط یعنی
ساخت چینـه اینروزا اکثر چیزا ساخت چینـه
خب، از نظر من که همهشون چرت و پرتـن
با من بیا - سلام -
میتونیم از صف جلو بزنیم
جدی؟
اینا دارن کجا میرن؟
ایشون با منن
برو
ببخشید، معذرت میخوام
میشه من جلوتر برم؟ خیلی عجله دارم
واقعاً معذرت میخوام
مرسی که اونجا ردّم کردی
نیازی به تشکر نیست خوشحالم که کمکی ازم بر اومد
ببین، میتونم برسونمت؟
,,,نه، نه - واقعاً زحمتی نیست -
یه ماشین منتظرمه, بیا - باشه -
سوار شو, چیزی نیست
ببخشید، رابرت هنوز خودمـو درست معرفی نکردم
من هربرت سامرز هستم
اسم منو از کجا میدونی؟
مطمئنی نمیدونی معنیِ این نماد چیه؟
نه
خب، این لوگوی یکی از بزرگترین
مافیاهای چین در دنیاست
و این کیف با همچین نمادی به دیگر اعضای مافیا نشون میده
که آمادهی دریافتـه
من خیلی باهات صادق نبودم
من مأمور حراست هواپیما نیستم
خب پس، کی هستی؟
من مأمور ویژۀ ادارۀ مبارزه با مواد مخدر هستم
ای بابا - ما با دیگر -
آژانسهای بینالمللی همکاری داریم
اینترپل، یوروپل
پلیس متروپلیتان
در حال حاضر، دنبال یکی مهمترین
رابطهای هروئین هستیم که داره وارد آمریکا میشه
و فرد کلیدیِ این عملیات قاچاق مواد
آقایی بهنام لاو هوی هو هستش
برات آشناست؟ - آره -
خب، بایدم باشه خودش این کیف رو بهت داده
ایشون رئیس بخش بریتانیای مافیایی بهنام 14 کِیـه
و این کیف هم حاویِ باکیفیتترین
پول تقلبی اروپاست
،و از شما، دوست من بهعنوان یه قاچاقچی استفاده شده
،حالا اگه من اینو بازش کنم
مجبور میشم بفرستمت گوشۀ زندان
ولی نگران نباش ما دنبال اصل کاریهایم
کاری که میخوایم بکنی اینه که رد و بدل رو انجام بدی
ولی میکُشنم
نه اگه مو به مو کارایی که بهت میگنـو انجام بدی
ولی اینطوری هروئین قاچاق میکنم
اگه دستگیر شم چی؟
ممکنه همهچیزمو از دست بدم
!لعنت بشه
ببین، گفتم که ما هواتـو داریم
اگه باهامون همکاری کنی
به آمستردام که برسی تکتک کاراتـو زیر نظر میگیریم
از صحنۀ معامله فیلم میگیریم
میتونم کمکت کنم با این کیف
،از مرز بریتانیا رد شی مثل کاری که اینجا کردم
ولی باید هروئینـه رو برسونی دست لاو
بعد چه اتفاقی واسه من میفته؟
با ما همکاری میکنی تو دادگاه شهادت میدی
و بعد آزادت میکنن
و این تصمیم اشتباهِ شما فراموش میشه
ما ازت محافظت میکنیم، رابرت
هتلت
تو از کجا میدونی؟
خب، تصمیمت چیه؟
چارۀ دیگهای ندارم، مگه نه؟
نه حقیقتش
،ببین، فقط هر کاری چینیها میگن بکن
و بقیهشـو بسپر به ما
خیلهخب، بریم
سلام,,, ببخشید، شما انگلیسی بلدید؟
ببخشید, کمکی ازم بر میاد؟ - بله -
،من یه هتلی رزرو کردم و آدرسش همینجاست
الان تو گوشی نشونتون میدم
آره,,, برید اون پشت
طبقۀ پایین، بعد خِری کمکتون میکنه
تو کجایی هستی؟ - انگلیسی -
انگلستان, لیورپول یا منچستر؟ - لندن -
هوم,,, لندن
بیا، سیگار میکشی؟
نه, مرسی - بیا، یه امتحان بکن -
خب,,, چه کمکی ازم بر میاد؟
آره، من یه اتاق رزرو کردم
به نام؟ - رابرت آتکینسون -
آها, تنهایید؟
بله
ببخشید، ولی اتاق دابل رزرو شده
چی؟ نکنید این کارو با من
ببینید، من قبلاً هزینهشو پرداخت کردم
بذارید نشونتون بدم
میشه یه لحظه صبر کنید؟ آره؟
خب، میتونی هر چی دوست داری نشونم بدی
ولی من میدونم که اتاقهام کامل رزرو شدن
ها؟ ولی موردی نیست یهچیز بهتر برات جور میکنم
یهجای خیلی ویژهای بالای آبراهه هست
الان ردیفش میکنم
داخل اینجایی که میگم مثل کاخ میمونه
خیلی از اینجا بهتره
همین بغل اینجاست
واقعاً باید شبهای آمستردام رو دریابی
کلی میتونی خوش بگذرونی - باشه -
آره، اینجایی که میگم واقعاً نفسگیره
خیلی خاصه، ویرا هم دوست داری
آره، دختره اشرافزادهست شما انگلیسیـا اینو دوست دارید دیگه، نه؟
ولی ویرا فرق داره، میدونی؟
اون,,, واقعاً قدر این شهرو میدونه
همۀ زیبایی و عیبهاش رو - باشه -
,,,و نقاشیهایی داره که اونجا داره بیا، بیا
باید بریم ,,,واقعاً فوقالعادهست
,,,خب، الان حتی غذای گیاهی هم داریم
هر چی بخوای مرغ، بیف، گیاهی
خب، همینجاست
چی؟ نه
اینجا خیلی بزرگـه
آره, تو مخیلهتـم نمیگنجه اختصاصیه
,,,آره، ولی من پول بیشتری - نه، نه، نه -
نمیخواد پول اضافه پرداخت کنید اشتباه از سمت ما بوده
،من و ویرا همیشه هوای همـو داریم
ردیف شده
خِری، سلام
خب، همین آقا هستن
بله، بله, یه اتاق عالی براتون دارم
خیلیم خوب - مرسی، ویرا -
خب، خوش بگذره، رابرت
عه، صبر کن، یهچیزی باید بهت بدم, وایسا
اوف! دیگه نمیخواد فردا برم باشگاه
بعد حتماً بیا یکی از برگرهای مخصوصمونـو امتحان کن، خب؟
بهترین همبرگر شهره - آره, باشه، حتماً میام -
بیاید تو - سلام -
حرف نداره اینجا
از اون دکۀ همبرگر فروشی که خیلی بهتره
لطف دارید خوشحالم خوشتون اومده
اتاقـای اینجا معمولاً چندن؟
اینجا که هتل نیست, بیا
خِری از دوستای قدیمیمـه هر وقت هتلش پُر میشه، کمکش میکنم
گذرنامهتون رو لطف میکنید؟
فقط باید یه کپی ازش بگیرم
،بعدش برمیگردونم اگه موردی نداره
,,,آره، حتماً
بفرمایید - مرسی -
این نقاشیها خیلی قشنگن
من بزرگترین کلکسیونِ آثار این نقاش رو دارم
میبینی چطور قابش محتوای نقاشیهای این زن رو
از دنیای بیرونی جدا میکنه؟
هه! چی، نقاشش زنـه؟
بله, بله
اینشـو دوست دارم که میشه تقریباً لایه لایۀ تاریخچهشـو دید
مثل یه کالیدوسکوپ [ وسیلهای در آن الگوهای رنگارنگی دیده میشود ]
،ولی موضوعِ این تاریخ
,,,خانواده، یا عشق و اینچیزا نیست
موضوعش تنها حقیقت قطعیِ این دنیاست
میرا بودن
آره
،به آشپزخونه نزدیکتره اگه چیزی نیاز داشتید
،اگر سیگار میکشید لطفاً برید باغ
این تمام وسایلتونـه؟
خیلی نمیمونم
خب، این اتاق شماست
تمییز و تازهست
،اگر چیزی نیاز داشتید من طبقۀ بالام
,,,مرسی, ببخشید، خانم
ویرا تریب هستم
ولی لطفاً ویرا صدام کنید
باشه
شما با مَردای دیگه فرق دارید
تا حالا همچین چیزی راجع بهم نگفته بودن
برید راحت باشید
یه داد بزنید، من سهسوته اومدم
[ ارسال عکس به سارا ]
!بابا، خواهش میکنم
داری اذیتم میکنی
صداتـو میشنوه
به درک میخوام فوراً از اینجا بره
بابا - شنیدی چی گفتم؟ -
بله؟
بیداری؟
خب، الان دیگه هستم
میشه بیام تو؟
یه لحظه
تو دردسر انداختمت؟
چیز خاصی نیست، بابامه
نمیدونستم دارم مزاحمِ یه خونۀ خانوادهنشین میشم, ببخشید
من و خانوادهها میونۀ ,,خوبی با هم نداریم
نه، نه بابا, اصلاً خواهش میکنم
من بابت رفتارش معذرت میخوام
نه، جدی میگم، مشکلی نیست
گرسنهتـه؟
من داشتم میرفتم ,,,یهچیزی بخورم و گفتم
خب، گفتم شاید تو هم بخوای بیای بریم؟
,,,آم
آره, مرسی
راحت باش الان شام و نوشیدنی میارم
عالیه, دستت درد نکنه
خب، اینم از این
مرسی واقعاً
بذار بردارم
چه خونۀ توپی دارید - مرسی -
هوم
از خودت پذیرایی کن نون و پنیر یهزمانی اعیونی حساب میشد
،تو دوران جنگ که هیچی نداشتیم
کشورمون با سیبزمینی رو پا موند
مردم کیلومترها راه میاومدن که سیبزمینی پخته بخورن
جدی؟ - هوم -
خب، همینالان یادم اومد که از دیروز تا حالا چیزی نخوردم
اون چیه؟
این چاقو مال قرن چهاره
چندین نسلـه تو خانوادۀ ما میچرخه
امتحان کن
دوست داشتی؟ - آره, خوشمزهست -
خب، واسه چی اومدی آمستردام؟
اومدی موزههامون رو ببینی؟
یا کافیشاپ؟ یا مناطق قرمز عشقوحال؟
نه بابا, اصلاً
بعد از جنگ، مجبور شدیم ،شهرو از نو بسازیم
بعد دیدیم توریستها کلاً واسه حال و حول میان شهرمون
انقدر از اون زنهای بیچاره استفاده میکنن که هیچی ازشون نمونه
آره خب، ولی اینجا قانونیـه دیگه، آره؟
پس واسه همین اومدی اینجا
نه، نه, منظورم اینه که بخشی از اقتصادتونـه دیگه
خب، وقتی زنی نمیتونه نیازهای شوهرشـو برطرف کنه، مَرده چارهای نداره
,,,ببین، من
ببخشید، همینالان یهچیز خیلی مهمی یادم افتاد
آداپتور شارژر انگلیسی دارید؟
باید گوشیمـو شارژ کنم
نه
خب پس, باید یکی جور کنم خیلی مهمه
الان که همه مغازهها بستن
چی، جدی؟ هیچجا باز نیست؟
ببین، ببخشید، خب؟ نمیتونم تا فردا صبر کنم
ولی وایسا، خری شاید داشته باشه الان بهش زنگ میزنم
آره, عالیه اگه بتونی که خیلی خوب میشه
سلام، خری, ویرائم
امروز روز شانستـه
داره - خدایی میگی؟ -
فعلاً رفته بیرون یهکاری داره بعداً میارتش
،ببین، اگه,,, بخوای
میتونم وقتی اومد بپرسم کنسلی داشته یا نه
نه، نه، لطفاً - نمیخوام مزاحم بشم -
مزاحم نیستی لذت میبرم که پیشمی
,,,پدرم
قصدِ بیادبی نداره تقصیر خودش نیست
میتونی نشونم بدی باغ کجاست؟
,,,باید - آره، آره, حتماً -
دمت گرم
میگم تو خونه به این بزرگی فقط خودت و بابات زندگی میکنید؟
آره
اونم بیشتر وقتشـو تو اتاقش میگذرونه؟
آره, همهش اونتوئه
هیچوقت نمیتونی ببریش بیرون؟
نه
و همیشه هم تو ازش مراقبت کردی؟
آره
پس شوهر یا بچهای نداری؟
نه
کار میکنی؟
،نه, دوست داشتم رفوگری بخونم
ولی الان دیگه فقط خونهداری میکنم
نمیتونم بابامـو تنها بذارم
میتونی بری
یعنی باباتـو بذاری بری
چرا؟
خب، آخه انگار اینجا اسیری چیزی هستی
بعد کجا برم؟
پدرم آدم خوبیه - معلومه که هست -
صددرصد که از بابای من که بهتر بهنظر میرسه
،بابای من خیلی گنداخلاق بود هم با من، هم با مامانم
،داداش کوچیکهم تونست فرار کنه ولی من و مامانم انقدر شانس نداشتیم
چیکار کردین؟ - هیچی -
،هر وقت عشقش میکشید ،میگرفتمون به بادِ کتک
معمولاً بعد از زهرماری خوردن
بابای من که زهرماری میخورد خیلی با من خودمونی میشد
منظورت چیه؟
خب، زن نداشت
و به عشق من نیاز داشت - چی؟ -
هیس
ممکنه صدامونـو بشنوه
ازش میترسی؟
چه بلایی سرت آورد؟
تو رو خدا، یواش
میدونی چیه، اصلاً بذار برو گور باباش
اینطوری درموردش صحبت نکن
تو کی هستی که میای تو خونهش با غذا، و نوشیدنیها
و تختخوابش عشق میکنی؟
شاید تو هم مثل بقیهای
ببخشید هی، نباید همچین حرفی میزدم
فردا روز سختی در پیش دارم برم دیگه یهکم بخوابم
,,,صبر کن, ببخشید
میخوام یهچیزی نشونت بدم
خوشگل نیست؟
،بابام موقع نوسازیِ اینجا داد اختصاصی بسازنش
یه امتحانی بکن
خیلی آرامشبخشـه
نه بابا,,, مایو نیاوردم
جونِ من، آخه عذاب وجدان گرفتم که برات قاطی کردم
مایو هم که داری
خیلهخب
الان دیگه باید خوابیده باشه
میرم که یهخرده دیگه نوشیدنی بیارم
!نه، بابا
!خواهش میکنم
!بهت که گفتم ردش کن بره
!خواهش میکنم
خدا رو شکر فکر کردم که باباتی
اون که اینجا نمیاد درسته؟
ببین، متوجه نمیشم باید از اینجا برم؟
من میخوام بمونی
بیا
این نوشیدنی مخصوص پدرمه که از انبار آوردم
خیلی خوبه
اگر بفهمه که اینو داریم میخوریم حسابی عصبانی میشه
مثل پدر خودت
آره
,,,و تازه
پدر من مُرده
خب، رابطهی پدر من با پول خوبه
پدر تو این طور نیست
حالم خوب نیست
چی کار کردی؟
چی کار کردی؟
,,,خیلی حسِ
!عه، سلام
ویرا، بیدارت کردم؟
معلومه که نه، عمو
همین الان میام
خب، نگران بودم
میدونی، بیرون وایساده بودم و همین طور زنگ میزدم و زنگ میزدم
!آخی، کیک کرواسان آوردی
شنیدی که چی گفتم ویرا؟
بیرون وایساده بودم
آره، آره، آره، شرمنده تو آشپزخونه بودم
نیازی نیست که نگران باشی
خب، باشه
خیلهخب
قهوه میخوری؟ - نه، برای من نریز، مرسی -
اون قدر اینجا نمیمونم
ویرا، مطمئنی که حالت خوبه؟
آره - اگر چیزی نیاز داشتی -
هر چیزی، بهم زنگ بزن، باشه؟
میدونم
رو لباست چی ریخته؟
اوه
داشتم یه مقدار گوشت چرخ میکردم گوشت خرگوش
خب، گفتین که داشتین جایی میرفتین؟
،آره، راستش داشتم میرفتم سمت باشگاه
خیلهخب، برادرزادۀ نازم
مراقب خودت باش میدونی که چقدر دوستت دارم
پدرم درست میگفت تو هم مثل بقیهای
ولی من میتونم پاکیزهات کنم
!نه! نه
لطفا، بیحرکت بمون
ممنون
چیه؟
!خواهش میکنم اینکارو نکن !بذار برم
!کمک
!نکن
سعی کن تکون نخوری
سلام
دنبال رابرتام
سلام، ببخشید ولی اینجا کسی به اسم رابرت نداریم
میدونم که اینجا مونده
اینجا کسی نیست لطفا از اینجا برین
رابرت کجاست؟
من رابرتی نمیشناسم قسم میخورم
میدونم که اینجاست اگر بهم نگی کجاست
اول چشمت رو درمیارم بعدم میرم سراغ گوشهات
متوجه هستی؟
!تا سه میشمارم !یک
!دو، سه - !وایسا! نکن -
اینجاست، اینجاست
باهاش چی کار کردی؟ - هیچی به خدا -
شما رو میبرم پیشش تو رو خدا
!همین حالا
این توئه
!بازش کن
!زودباش
گیر کرده
!برو کنار
واقعاً از این مزاحمتها بدم میاد
آره، کارت رو انجام بده
هوم
بهت که گفتم تکون نخوری
,,,خواهش میکنم اینکارو نکن
خواهش میکنم اینکارو نکن، خواهش میکنم
ویرا
میتونی بذاری برم
خواهش میکنم، اینکارو نکن
[ رابرت و یونگ ناپدید شدن ]
رابرت و یونگ ناپدید شدن ] [ به کمک نیاز دارم
[ باید ببینمت ]
چیزی نیست جات امنه
یه مشکلی پیش اومد
هیچ کدوم اونا به پیامهام و تماسهام جواب ندادن
و از خونه هم خارج نشدن
باید وارد اون خونه بشیم
ولی چطوری؟ اون هیچ ربطی به عملیات شما نداره
مأموریت تموم شد لاو هم یه مرد آزاده
خیلی نزدیک شدیم
،میدونم که روندش آرومه ولی نمیتونم اینجا بیخیال شیم
تو کار درست رو انجام دادی
همینطوری ادامه بده بالاخره لاو رو میگیریم
میتونیم بندازیمش زندان
ولی نه بهجرم قتل
به جزای اعمالش میرسه
زندانی کردنش ما رو از آدمهایی مثل لاو نجات نمیده
زندانی کردنش بهمون این اجازه رو میده که ازش اطلاعات بکشیم بیرون
سر مار رو میبُریم و
مردم بیگناه رو نجات میدیم
لاو تقاص پس میده
تو هم انتقامت رو میگیری
سلام - سلام, در خواست اضطراری برای چی بود؟ -
مسئله برادرته
رابرت 50هزار پوند از دست داده
چی؟ - جمعه خودش بانک رو بست -
خودم باهاش بودم که در بانک رو بست
چیزی همراهش نداشت؟
فقط کیفش بود
نمیخوام سر این کارم رو ازدست بدم
و نمیخوام که برادرت رو توی دردسر بندازم
ولی باید اون پول برگرده
الان پلیسا دارن میان که دوربینهای مداربسته رو چک کنن
,,,خب - پیداش میکنم -
انتظار دارم که تا آخر امروز ازت خبر بگیرم، باشه؟ - باشه -
ببخشید
رفته آمستردام
برام یه عکس فرستاد
خیلهخب، برام بفرستش
اگر خبری شد، منو در جریان بذار باشه؟ - باشه -
ممنون
،رئیس وندربیلت این طور نیست که این دو نفر
دود شده باشن بر تو هوا هنوز هم توی اون خونهان
کارم رو ازدست میدم اگر بخوایم وارد خونهای بشیم
اونم بدون هیچگونه مدرکی
به مجوز نیاز داریم ,,,و نمیتونم به شما هم چیزی بدم
اینطوری شاهد اصلیم رو از دست میدم
اونجا خونهی برادرزادۀ آلبرت تریبـه
اون خانواده، قدرتمندترین خانواده تو این شهرن
و فکر نمیکنم که نیازی باشه اونا رو قاطی داستان مواد مخدر بکنیم
,,,فکر نمیکنم که ربطی به مواد مخدر داشته باشه، بیشتر شبیه به - ,,,هر چی که هست -
خارج از حد و حدوده، آقای سامرز
پس اجازه بدین با عموش حرف بزنم
فکر نمیکنم که درست متوجه شده باشی
این شهر حوزۀ اختیاریِ منه
و دارم بهتون میگم که تا جای ممکن از اون خونه و خانواده فاصله بگیرین
و اگر شما رو جایی نزدیک اون خونه یا عموش ببینم
دستگیر میشید و با پرواز بعدی برمیگردین آمریکا
,,,سلام
,,,میخواستم ببینم شما این
این مرد رو دیدین؟
یک شنبهی گذشته اینجا بوده
همین جا بمونید
!ولم کن
!هی، هی، هی - !کیف پولت، همین الان -
بیا، بگیرش، برای خودت، برای خودت
چه رابطهای با رابرت آتکینسون داری؟
برادرمه
برای چی اینجا دنبالش میگردی؟
از جمعه گم شده و اینجا آخرین جایی بوده که دیدنش
با پلیس تماس گرفتین؟ - نه -
مرد باهوشی هستی خانوادهی قشنگی داری
برادرت داره یه کاری رو برام انجام میده
،برای این که به عنوان دوست بهش کمک کردم
ولی این طور که بنظر میرسه ,,,اون خیانت کرده
داشته برای شما چی کار میکرده؟
برای همین، حالا شما به آمستردام میرین که پیداش کنید
و مطمئن شین که با چیزی برمیگرده که مال منه
و اون چی هست؟ - دیگه دارین خیلی سوال میپرسین -
،اگر با برادرت و اموال من برنگشتی
اونوقت منم یه سری به زن و بچههات میزنم
آره، باید با همسرم حرف بزنم ,,,بهش بگم
به هیچ کسی پیام نمیدی
برو
دستیارم شما رو تو فرودگاه اسکیپول ملاقات میکنه
سلام راب، استیوم
،داداش اگر اونجایی لطفاً جواب بده
برام مهم نیست چی کار کردی فقط میخوام بدونم که حالت خوبه
شرمنده که جواب زنگت رو ندادم
دارم میام آمستردام دنبالت
بله، بله
ولی، قربان، خیلی نزدیک شدیم
نمیتونم با اطمینان بگم اون یهو کلاً محو شد از همه جا
اصلاً با عقل جور در نمیاد
ولی به راه دیگهای هم میتونیم وارد اون خونه بشیم
بله، میدونم که این پرونده چقدر هزینه برمیداره
برای همین هم هست که میگم باید ادامه بدیم، چیزی نمونده
فکر میکنم که دارین اشتباه میکنید، قربان
تقریباً دیگه تو چنگمونه، خواهش میکنم
بله، رئیس، متوجهام
:پیام از یون [ قراره استیو، برادر راب، رو توی فرودگاه اسکیپول ببینم ]
استیو آتکینسون؟
بله - با من بیا -
شما با لاو کار میکنید؟
برادرم کجاست؟
بریم
سلام استیو
اسم بنده هربرت سامرز هست
از دولت ایالات متحده
که با ادارۀ مبارزه با مواد مخدر کار میکنم
داریم روی یک پروندهی بزرگ قاچاق مواد مخدر توسط چینیها کار میکنیم
و برادر شما داشت بهمون کمک میکرد
چی؟
میدونید کجاست؟
یون هوی مأمور مخفیِ ماست
،تا یه خونهای دنبالش رفت
و برادرت دیگه بیرون نیومد
و این آخرین باری بود که اون رو دیدیم
ما تمام رفت و آمدها اونجا رو چک کردیم
اون خونه رو ترک نکرده
و هیچ راه ارتباطی هم باهاش ندارم
وایسا, اون دقیقا داشت برای شما چی کار میکرد؟
برای برادرتون پاپوش دوختن
ما وارد صحنه شدیم و اونم قبول کرد که بهمون کمک کنه
چطور پاپوشی؟
برادر شما یه بازی پوکر رو باخت
,,,و درعوض برادر شما هم قبول کرد که البته باید بگم
،بدون اینکه بدونه که برای این طرف هروئین قاچاق کنه
پس برای همین هم اون پیام صوتی رو برام فرستاده بود
برای هر سه نفرمون سفارش دادم
بهترین همبرگر شهر - ممنون -
در اصل رابرت همین جا اتاق رزرو کرده بود
اما، این طور که بنظر میاد صاحب اینجا، مستقیم اون برده به اون خونه
کسی توی اون خونه رفته؟
یکی از ثروتمندترین زنان این شهر صاحب اون خونهست
هرگز از خونهاش خارج نمیشه
،شبیه این آدمای منزویه یا این راهبا
خب برای چی به خونهشون حمله نکردین؟
اونا قدرتمندترین خانوادۀ آمستردامن
پلیس محلی نمیخواد خودش رو درگیر کنه
و ما هم اینجا هیچ حوزۀ اختیاریای نداریم
خب حالا چی؟ - یه نقشه داریم -
و شما هم قراره کمک کنید
چیزی نیست
بله؟
سلام، آم، یکی از دوستان ما چند شب پیش، اینجا مونده بود
و میخواستیم بدونیم که آیا اتاقی دارین که بتونیم برای چند شب اونجا بمونیم؟
سلام، کسی اینجا اقامت نداره
ببخشید
رابرت برامون آدرس همینجارو فرستاد مگه نه؟
آره آره، حتی عکس اتاق رو هم فرستاده
خیلی رومانتیک بنظر میاد
رابرت گفت که عاشقش میشیم
خب، پس بهتره بیاین تو
درست میگفت
این خونه واقعا زیباست
شرمنده، ولی اگر میشه عکس نندازین
اوه، البته
این طرف
نمیتونم تصور کنم رابرت چطوری تونسته هزینهی اینجا موندن رو بپردازه
,,,خب
فقط 200 یورو میشه
هر نفر
ممنون
امکانش هست که گذرنامهتون رو هم بگیرم؟
حتما
ازشون یه کپی میگیرم و بعداً برشون میگردونم
ممنون
ممنون
خب، پس ما تنها مهمونهای اینجاییم؟
بله
بریم که اتاقتون رو بهتون نشون بدم
اینم اتاق شما
واقعاً حیف شد که رابرت مجبور شد بره
آره، کی از اینجا رفت؟
دیروز
اگر میخواین سیگار بکشین لطفا از باغ استفاده کنید
ممنون
اینجا تنهایی زندگی میکنید؟
بگی نگی
پدرم، طبقهی بالا زندگی میکنه مریضه
مثل تنها زندگی کردنه
اقامت خوبی داشته باشین
این اتاق رابرت بوده
اینم کیف لاو ـه
داده بودش به رابرت
داخلش چی هست؟
همهاش اینجاست
هی، حواست باشه
,,,بابا
بیدارین؟
معلومه که هستم
اون پایین با کیا حرف میزنی؟
مهمونا
,,,بابا، فکر کنم یکی از اونا
کیه؟
ممکنه یه مشکلی داشته باشیم
بیا اینجا
میتونم کمکت کنم
فکر کن، فرزندم
آیا باهات صادق بودن؟
آیا ازت سوالات عجیبغریب پرسیدن؟
,,,ولی بابا - ویرا -
,,,دخترم
حواست باشه، حتی اونایی که بیگناه بنظر میان، ممکنه خطرناک باشن
به خاطر سر و صدا معذرت میخوام - چی شد؟ -
دختره رفت
،بعضی از آدما هیچوقت خوشحال نمیشن
هر چقدرم که بهشون برسی
هوم
نوشیدنی میخواین؟
بله، ممنون، چایی؟
یه چیز یه مقدار سنگینتر چطوره؟
بهم 5 دقیقه وقت بدین داشتم به بابام کمک میکردم
که بره بخوابه - خیلهخب -
ازم خواست باهاش نوشیدنی بخورم چیزی پیدا کردی؟
نه هنوز - خیلهخب -
روی خط میمونم، که بدونی کجاست
پیدات کردم
ممنون
دوستدخترت بود؟ - نه -
چند وقتی هست که باهمین؟
دو سالی میشه
واو، خیلی خوششانسه
اگر مراقب نباشه از دستتون میده
فقط یهکم ناراحته, آشتی میکنه بعداً
اوهوم
چطوره بریم باغ رو ببینیم؟
چرا که نه
اوف
خیلی قشنگه
خب، دربارهی چی بحثتون شد؟
واقعیتش، چیز خاصی نبود
,,,به زودی برمیگرده
همین که تمام پولم رو سر یه سری آت و آشغلال دور بریزه
رابطهتون با پول خوبه؟
پدرتون به خوبی یادتون داده
پدرم؟
نه خیلی
ولی برادرم چرا
کسی اینجاست؟
،همیشه مراقبم بوده همیشه ازم محافظت میکرده
،حتماً خیلی خوبه
که یکی رو داشته باشی ازت مراقبت کنه
با یه لیوان دیگه موافقین؟
بله، حتما
یون؟
[ خِری ]
ببخشید؟ - میز برای یک نفر، قربان؟ -
نه، نه، نه، ممنون اومدم که کسی رو ببینم
,,,بخشید قربان، نمیتونید
آقای تریب
هربرت سامرز هستم امکانش هست باهاتون صحبت کنم؟
من عذر میخوام، آقای تریب
به برادرزادهتون مربوط میشه
مشکلی نیست
بفرمایید
بنده مأمور ادارۀ مبارزه با مواد مخدرم
داریم یک عملیات قاچاق هروئین به آمستردام رو رد گیری میکنیم
،و، متاسفم برادرزادۀ من چطوری
،تو این داستان درگیر میشه جناب سامرز؟
دوستانم سر میز منتظرم هستن
یکی از افراد ما به صورت مخفیانه داشت کار میکرد که ناپدید شده
آخرین باری که دیده شده به خونهی برادرزادۀ شما رفته
میدونید، آدمهای زیادی تو این شهر ناپدید میشن
در حقیقت، به اینجا میان که ناپدید بشن
از زنهاشون از نامزدهاشون
اصولا بعد از چند روز خودشون پیداشون میشه
توی کلوپها رو نگاه کردین؟ - آقای تریب -
واقعا متاسفیم که این قضیه براتون مزاحمت ایجاد کرده
ما شما رو مستقیم به فرودگاه میبریم
آقای سامرز همینالان از اینجا میرن
آقای تریب، خواهش میکنم
نگاه کنید
خدای من
مشکلی نداره
هر چی میدونی بهم بگو
همه چیز ردیفه؟ - اوهوم -
!اوه
خیلی قویه
چی هست؟
نوشیدنی مخصوص پدرمه
دوست داشتی؟
آره، عالیه
خوبه
برای چی اومدی اینجا، استیو؟
دلیل واقعیش چیه
چ,,, چی؟
شاید اومدی دنبال داداشت؟
چی کار کردی تو؟
!استیو
!استیو! پاشو! پاشو
سلام
داری چی کار میکنی؟
داری چی کار میکنی؟
!بازش کن
داری چه غلطی میکنی؟ !بذار برم
درست مثل داداشتی
باهاش چی کار کردی؟
باهاش چی کار کردی؟
الان میفهمی
!نه، نه، نه، نه
!کمک - ازش دور شو -
!تمومش کن! تمومش کن! خواهش میکنم
!نه! لعنتی
!ازش دور شو
بله؟ - !کمک -
ویرا، میتونم بیام تو؟
اومدم - کمک -
!لعنتی
وقت تموم شد
میتونم بیام تو؟
آره، حتماً
دربارهی پدرت خبردار شدم
منظورت چیه؟
میدونم که از قصد نبوده
،و اونم خیلی بهت سخت میگرفت ولی واقعاً دوسِت داشت
میدونم
میدونم که دوستم داشت
وقتی که مادر مُرد، با من ازدواج کرد
منظورت چیه که باهات ازدواج کرد؟
هیچ کس دیگهای رو نداشت
و یه کی هم باید ازش مراقبت میکرد
و منم دوسش داشتم
,,,ولی بعد,,, ولی بعد
چی کار کرد؟
اون دخترمون رو برداشت و توی آبراهه غرقش کرد
گفتش که بچۀ خودشه و میتونه ,,,هر کاری بخواد باهاش بکنه
ولی اون بچهی منم بود
دیگه بچه، بی بچه
,,,خیلی متاسفم، عزیزم
ولی این به صلاح خودته
هی، دستگیرش کنید
باهاشون چی کار کردی؟
کجان؟
ویرا، میدونی که همیشه مراقبت هستم
ولی الان باید بهم بگی که اونا کجان؟
!در رو باز کن، بازش کن
نه، نه، نه، نه خواهش میکنم
زودباش
!یون
استیو
!این پایین
هی؟ یون؟ یون؟ یون؟
یون، حالت خوبه؟ - کمکم کن مرد -
کلیدا رو برام پیدا کن, یون؟
!سریع - پیداشون کردم -
یه لحظه
چیزی نیست، حالت خوبه
حالا دیگه جات امنه
،فعلاً باهاشون برو
و همهی اینا به زودی تموم میشه
به چندتا نمونه از اون سطلها نیاز دارم
که دیانایـش رو چک کنم - باشه -
یه تیم هم به مغازهی خِری بفرستین
دستگیرش کنید و اونجا رو هم ببندین
میبینمتون
اونا پیشینهی خِری رو هم بررسی کردن
معلوم شده که در واقع برای پدر ویرا کار میکرده
لیست بلند بالایی از جرایم بعلاوهی اقدام به قتل
،وقتی که از زندان اومد بیرون ،نمیتونست کار پیدا کنه
برای همین رفت پیش ویرا برای کمک ,,,اون بود که براش همبرگرفروشی رو گرفت
در ازای یهسری خدمات
خوبی؟ - میخوام برم خونه -
ببرشون هتل
یه دکتر میفرستم اونجا
ممنون بابت همه چی
متأسفم
حالت خوب میشه؟
آره
هی
دربارهی چیزی که دیشب گفتیم فکر کردی؟
راه دیگهای نیست؟
نه، ایکاش بود
،ببین، استیو
میدونم که خطرناکه
ولی اگر تو این تبادل رو انجام ندی
اونا میان سراغ خودت و خانوادهات
اگر اون پولی که به رابرت داده رو بهش بدم چی؟
،برا لاو داستان پول نیست
قرار بود برادرت براش هروئین قاچاق کنه
و اون خیلی ارزشش بیشتر از اون مقدار پولیه که به رابرت قرض داد
چندین میلیون پوند در بازار آزاد ارزش داره
,,,ببین، استیو، من
نگران نباش
مراقبت هستیم
همونطوری مراقب برادرم بودین؟
باشه
انجامش میدم
این تبادل امروز بعد از ظهر تو پارکینگ فرودگاه اسکیپول انجام میشه
برادر برمیگرده
فکر میکنم این باید برای شما باشه
عالی بود
،مقداری شک داشتم ولی معلوم شد که تو تونستی انجامش بدی
همین بود؟
بدهی رابرت پرداخت شد؟
بله، الان دیگه بیحسابیم
آره، بیحساب
قضیۀ برادرت رو شنیدم
بدجوری از این دنیا رفت
!پلیس مسلح !دستاتون رو بذارین رو سرتون
!پلیس مسلح - !تکون نخورین -
هر حرفی که بزنید مدرک خواهد بود متوجه هستین؟
!گمشو بابا
متوجه چیزی که بهتون میگم هستین؟
گروهبان، بهشون دستبند بزن
بهتون اخطار میدم حق دارین ساکت بمونید
هر گونه مدرکی علیه شما در دادگاه استفاده خواهد شد
حق این رو دارین که برای خودتون وکیل اختیار کنید
،اگر وکیل ندارین ما براتون تأمین میکنیم
نفر اول خارج میشه - لطفاً نفر دوم هم خارج شه -
باید ازتون به خاطر تمام کارهایی که برامون کردین تشکر کنم
فکر نمیکنم میتونستیم بدون کمک شما این کار رو میکردیم
ممنون بابت همه چی
بالاخره آزاد شدم
هیچ کسی نباید گناه خانوادهاش رو به دوش بکشه
هیچکاری از دستت بر نمیومد که بتونی جلوشو بگیری
ما میتونیم هر راهی رو انتخاب کنیم
،حتی در مسیر اشتباه
،خیلیها قربانی میشن
و کلی هم توجیه میکنیم
،یک تصمیم بد آدم رو به تصمیم بد بعدی سوق میده
اینم مسیر خودش بود
مسیری که خودش انتخاب کرد
بهترین توصیهای که میتونم در این مورد بهت بکنم اینه که
باید خودت رو ببخشی
و همینطور پدر و مادرت رو
و برادرت رو
خودت رو ببخش
,,,بابا
کارم خوب بود؟ - آره بابا، آره -
ولی دیگه نذار غریبهی دیگهای بیاد اینجا
خِری - ویرا -
خوشحالم دوباره میبینمت - آره -
سلام - سلام -
مسافر جدید؟ - آها -
لطفاً، بیایین تو
خیلهخب، تام خوش بگذره
مرسی، ممنون
رسانه اینترنتی مای موویز mymoviz6.pw جامعترین سایت فیلم و سریال
رسانه اینترنتی مای موویز mymoviz6.pw جامعترین سایت فیلم و سریال
♪ اوضاع، همیشه اونطوری که ♪ ♪ بنظر میاد نیستن ♪
♪ این رو دیوانهای گفت که ♪ ♪ تاریخ رو دیده ♪
♪ در آغوش مردان دیگه ♪
♪ خودت رو گول نزن ♪
♪ خودت رو گول نزن ♪
♪ در آغوش مردان دیگه ♪
♪ کارهایی که میکنیم ♪ ♪ همیشه پایان خوش ندارن ♪
♪ در ذهنمون ♪ ♪ همیشه جنگی پابرجاست ♪
♪ خودت رو گول نزن ♪
♪ در آغوش مردان دیگه ♪
♪ خودت رو گول نزن ♪
♪ در آغوش مردان دیگه ♪
♪ بدنبال عشق رفتن ♪
♪ از دست دادن عشق ♪
♪ مُردن برای عشق ♪
♪ در این مکانها ♪
♪ صورتهای عجیب ♪
♪ دنبال کردن رویاها ♪
♪ فریادهای خاموش ♪
♪ بنظر دیگه جایی نیست ♪
♪ که عشقی در اون پیدا کرد ♪
♪ که عشقی درش پیدا کرد ♪
♪ که عشقی درش پیدا کرد ♪
♪ که عشقی درش پیدا کرد ♪
♪ دنبال کردن عشق ♪
♪ از دست دادن عشق ♪
♪ مردن برای عشق ♪
♪ در این مکانها ♪
♪ چهرههای عجیب ♪
♪ دنبال کردن رویاها ♪
♪ فریادهای خاموش ♪
♪ جایی دیگر به دنبال ♪
♪ پیدا کردن عشق نیست ♪
♪ پیدا کردن عشق نیست ♪
♪ دنبال کردن عشق ♪
♪ دارم عشق رو ازدست میدم ♪
♪ مردن برای عشق ♪
♪ در این مکانها ♪
♪ صورتهای عجیب ♪
♪ دنبال کردن رویاها ♪
♪ فریادهای خاموش ♪
♪ دیگه جایی بنظر نمیرسه ♪
♪ که بشه عشقی درش پیدا کرد ♪
♪ اوه ♪
♪ که بشه عشقی درش پیدا کرد ♪
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.