All language subtitles for Medcezir 3 HDTV

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian Download
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French Download
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian Download
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian Download
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish Download
es-419 Spanish (Latin American) Download
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish Download
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

کانال تلگرام @MyFazSongTV

يامان صداي منو ميشنوي؟

شش هاش تحت تاثير قرار گرفته اما مشکلي نيست نگران نباشيد

چند دقيقه ديگه با جزئيات بررسي ميکنيم

ممنونم

نه ...نه...اين در نمياد

چه خبر؟

همه چيز رو به بابامينا تعريف کردم

مجبور شدم بگم ببخشيد

الان وقتش نيست

وقتي يامان خوب به خودش اومد دسته گلهاتون رو گوش ميکنم

اتفاق چطوري افتاد !؟اين کبوديها چطوري شد!؟

کي اين کارو کرد؟

واقعا داداش

چي شد ؟؟

باورم نميشه که درست توي شب من اين اتفاق افتاد

يعني تنها دردت الان اينه که اين اتفاق مانع مهمونيت شد؟

همچين چيزي نگفتم

اي خدا !!؟آتش سوزي چطوري شده؟

!!چه ميدونم

10-15دقيقه قبل منم اونجا بودم

هر چي شده بعد از اينکه من اومدم شده

تو چرا رفتي اونجا؟چيکار داشتي؟

بعدا ايلول...بعدا

آهان اومد

چطوري پريدي وسط شعله ها حلالت باشه- وايسا ببينم-

واسه اون پسر زندگيت رو به خطر انداختي!!باور نکردنيه

آتش سوزي چطوري شده؟

خوبي ارکون جان؟

من خوبم چيزيم نيست

آره والله !!ممکن بود زخمي بشي !ممکن بود بميري خداي نکرده

شما هم بايد بريد پيش دکتر يالا بچه ها

نه ما خوبيم

بچه ها يالا بريد خونه هاتون خوب استراحت کنيد ...يالا

ميرا...ارکون !؟يالا

اگه آتش رو نمي ديدي چي؟

يامان ميمرد

بله !اگه نگران تو نمي شدم و دنبالت نميومدم همچين فلاکتي اتفاق ميافتاد

به هر حال

خوب که از اونجا رد شدي

ميرا!؟يالا

بايد به من توضيح بدي که چرا پيش اون يارو بودي

من ...چيز تو ...چي!؟چي؟

ميدونم الان خيلي مسخره به نظر مياد

اما واقعا...خوب که دنبالم اومدي

يالا داداش جان بريم ديگه

خيلي خسته ام

مگه ميشه خسته نباشي؟البته که يه فاجعه است

يالا زود بريم ..يالا

امان کلي چيز هست که نميدونم

با يامان بودي؟

نکنه اون تورو برد اونجا!؟

واااااي ميرا؟؟به زور برد تورو؟

واي ميرا!؟

همش به خاطر سليمه

با قبول کردن اون بچه توي خونه اش آرامش همه مون رو بهم زد !!همه مون رو

گم شه بره

سوده!!؟

خوب شب بخير

خدا لعنت کنه...خدا لعنت کنه

اين سوء قصده !!رسما توطئه است

اين همه زحمت اين همه وقت ..اين همه پول هدر رفت

دو روز ديگه اينجا وزير مياد وزير

سرمايه گذارهاي خارجي ميان !مشتريهاي مهم ميان

خوب من به اين آدما چي بگم ها؟

به عنوان پروژه بزرگمون اين ويرونه رو نشون بدم؟

يه سگ کوچه بي صاحب اومد

توي ده دقيقه ...شد رفت !حالا چيکار ميکنيم؟ها؟

واسه اينکه شوهر تو که خودشو رومنوس ميدونه قهرمان بازي در بياره

واسه اينکه ميخواد اين ولگرداي کوچه رو سر و سامون بده ما مجبوريم اين اتفاقات رو تحمل کنيم؟ها؟

حالا ....رو تميز کنه ببينم چطوري تميز ميکنه

به مامانمينا گفتم من اعصابم خرد بود يه خرده با ماشين گشتيم و وقت گذرونديم

يعني نگفتم کجا رفتيم و اينا

از وضعيتهاي ديگه هم هيچ کس خبر نداره

آهان خوبه

چيز .... من

فردا اگه فرصت گير بيارم

شايد بيام بيمارستان

فردا يامان رو مرخص ميکنن واقعا؟

يعني انقدر حالش خوبه؟

..همين رو بگم که

درست به موقع در اومده دات نت

من بايد قطع کنم

بعدا ميبينمت

اومدني خبر بده لطفا

ميشه؟وقتي ميايد خونه خبر داشته باشم

البته...البته...خداحافظ

ميدونستم دروغ ميگي

تو ميفهمي که خودت رو توي چه شرايطي قرار دادي؟

با ارکون فقط به خاطر اينکه با اون ولگرد وقت بگذروني بحث کردي مگه نه؟

از قصد شر راه انداختي

واقعا امشب قدرت بحث کردن با تو رو ندارم مامان

...لطفا

اون بچه رو ديگه نميبيني حتي سلام هم نميدي !شنيدي ميرا؟

شب بخير مامان

حرف زدنت با اون رو ممنوع ميکنم

اجازه نميدم خودت رو ضايع کني

ممنونم

من بهت گفتم که دروغ ميگه

يالا برو توي اتاقت ...يالا

اگه شب اين شب بلند بشم

...توي سيلا درگاه يه خونه

ناراحت نشو من چيزيم نميشه

خوب ميشم مامان

تو ناراحت نشو

خواب ديدي؟

شما بريد ديگه

نه !!ما خوبيم مگه نه بابا؟

آقا سليم لطفا

صبح باز ميايم

واقعا؟

باشه پس تو بخواب

تا صبح خودتو جمع و جور کن قهرمان! ميبينمت

من آدم ترسناکي نيستم

دير شده ميخواي تو برو

تو برو بالا

سلام

چي شده؟

حتي واسه برداشتن ساکش هم نميخوام بياد اينجا! ميبريد ميديد

اما مامان اون کاري نکرده که- تو ساکت شو-

به تو از اولش گفتم که اشتباه ميکني

واسه اينکه بفهمي حق با منه بايد اين اتفاق براي من ميافتاد!؟

روز اولي که اومد

حادثه درست کرد !دعوا کرد

به خاطر اينکه از من محافظت کنه

از همون روز اول الگوي بد شد

مرت با اون مثل ولگردها دعوا کرد و کتک خورد

کي کتک خورد؟ما درس اونارو داديم

مرت!؟

به مرت مشروب داد مستش کرد !از خونه فرار کرد مرت رو دنبالش کشوند

بابا اون نخواست !بهتون ميگم من رفتم

پسرم دروغ گفتن به من رو شروع کرد سليم

از همه مهمترش اينه

اون بچه ديگه نميتونه توي اين خونه قدم بزاره

فهميديد؟

اما جايي نداره که بره

به تو گفتم صداتو ببر

مرت !!لطفا يه خرده مارو تنها ميزاري؟

اما اين نا حقي نيست؟تو بگو حالا

آروم ...آروم حرف بزنيم؟لطفا

توي اين وضعيت چطوري توقع داري آروم باشم؟ها ؟چطور؟

! مرت

اون بچه بايد از اينجا بره

حتي نميخوام راجع به اين بحث کنم

هر جا ميخواي به اون برسي برس

اما توي اين خونه نه

!به هيچ وجه

اونو توي اين خونه نميخوام

انجمن اعدام بدون محاکمه سر کار هستن

مامان منم دقيقا توي همين وضعيته

آتش چطوري راه افتاده؟

نميدونم

اما حداقل مطمئنم که يامان خونه رو آتش نزده

توي صورتش و دستهاش جاي ضربه هست

يعني چي؟

معلومه که دعوا کرده

بعد از اينکه تو از اونجا رفتي يکي يا چند نفر بهش حمله کردن

کتک کافي نبوده حتما که آتش رو هم راه انداختن

يعني ميگي اورکون!؟

نميدونم

ميگم شايد هم اورکون همه چيز رو کامل تعريف نميکنه

!!نه

همچين چيزي نميشه به هر حال

فردا وقتي يامان هم بازجويي شد بالاخره اصل کار رو مي فهميم

پس حالا چيکار ميکنيد؟چي ميشه؟اونو کجا ميبريد؟

بابا مامانم رو راضي ميکنيم تورو خدا تو حالا چيزي به يامان نگو باشه؟

تلاش بي خودي

بابا شما داريد منو مجازات ميکنيد نه اونو

اون اولين دوست من توي زندگيه

ببين مرد اصلي اونو !!ببين بابا اون اصلا دروغ مروغ نميگه

يه آدم رک و راسته !آدم قوييه اما زورش توي مشتش نيست

اگه اتفاقاتي که واسه اون افتاده واسه من ميافتاد چي ميشدم من؟ها؟

راستش پسري که شما ميخوايد صاحبش باشيد اونو يعني واضحه

چه چرت و پرتي ميگي تو؟

مثل بچه !!يعني اگه يه فرصت داشته باشه واقعا آدمي ميشه که بهش افتخار کني

ميگم دوستمه بابا

توي دو روز مثل داداشم دوستش دارم

من نميتونم بيشتر از اين مادرتو ناراحت کنم مرت

ميخواي منو ناراحت کني؟

تو هم نميخواي که اون بره

بابا تورو خدا الان چيزي نگو که ميري و فلان

ببخشيد

چي شد؟

صبح بخير ...مريض ديشب يامان کوپر کجاست؟

مرخص شد !منتظر شما بود اما پليسها اومدن و گرفتنش

چي؟

ازش شکايت کردن !بردنش کلانتري

رفت زندان؟چي شده؟

بازجوييت رو امضا کن الان بايد ببري دادستاني

ببريد اينو

سلام

اوووه جلال!خوش اومدي

کفن رو پاره کردي !بلا دور باشه

ممنون

بشين

واسه صحبت کردن نيومدم

واسه وظيفه اينجام داداش! سلام کنان رو آوردم واست

اتفاقاتي رو که براي مامانش افتاده شنيده

پس حال منم ميدونه داداش حرفمو قطع نکن يه دقيقه گوش کن کنان ميگه که

ميگه مامان من زني نيست که بيافته زندان

تا وقتي اون توي زندان اين چهار تا ديوار واسه من تنگه

ميگه اما من بلدم دنيارو واسه اونايي که باعث اين وضعيت شدن تنگ کنم

دلش هم واسه مامانش خيلي تنگ شده

ميگه مامانم زودتر در بياد زود منو ملاقات کنه

!!تو گرفتي اونو

مادر و پسري بلا هستن اينا بابا

خدا لعنتشون کنه

يکي هم گفت نادر ترنج رو يادآوري کن

داداش خونت خشک شد ميدونم اما به خدا خبر رسون تقصيري نداره

کنان گفت تو دقيقا اينطوري بگو !تو ميفهمي که چي ميخواد بگه

من چيزي نفهميدم

اونم مثل مامانش عقلش رو از دست داده !چرت و پرت ميگه ديوونه

والا تو کنان رو از من بهتر ميشناسي

بيشتر از اين هم ميتونه چرت و پرت بگه !از من گفتن

يامان رو هم از خونه بيرون کردي از اونم خبر داره

ميخواي يه فکر کن داداش

شکايتت از آبجي نوين رو بي زحمت پس بگير

بي خودي تورو تا اينجا خسته کرده

من امروز ميخواستم شکايتم رو خودم پس بگيرم

ديگه نميتونم با اون گِلها بازي کنم

اصلا خوب بشم ....ميرم از اينجا

ديگه شيطان روشونو ببينه

خوبه پس !راهت باز باشه داداش

ملاقات مريض کوتاه ميشه بازم بلا دور باشه داداش

چي شد؟

اسم نادر ترنج تاثيرش رو نشون داد

يارو صورتش مثل خاکستر شد! اين نادر ترنج کيه؟نميگي؟

نميدونم !گفتم که يه دفعه شنيده بودم که کنان داداش حسن رو با اون تهديد ميکنه

نميدونم کيه اما حدس زده بودم که به درد ميخوره

به درد خورد

خيلي ممنون !خدا ازت راضي باشه

اين کنان آدم خوش شانسيه

واسه اينکه دوست دختري مثل تو داره دعا کنه

آره واقعا !ميخوابه و بلند ميشه و دعا ميکنه

يالا امشب يه کاري کنيم

شب نميتونم در بيام

باشه پس الان بگرديم

بالاخره از کار اجازه گرفتي

تو ساحل بهت ماهي بدم

اين ضعيت يامان رو هم تعريف ميکني

راجع به کنان حرف ميزنيم

امروز نميشه اما فردا

واسه اينکه عاصم شکيب کايا شکايت کرده اينطور شده مگه نه؟

اين بچه تازه ديشب از مرگ بر گشته

هنوز بدون اينکه اجازه بدن کاملا خوب بشه گرفتن آوردنش اينجا

شما هم همه چيز رو ميفهميد

من به عنوان وکيلش مجبورم دستورات آقا عاصم رو انجام بدم

تازه پسره جرمش رو قبول کرده

چي رو قبول کرده ؟چي رو؟ توي گزارشش فقط گفته که تو خونه بوده

!!نه که آتش سوزي راه انداخته

خودش درست چيزي نمسگه که !فقط سکوت ميکنه

شما چرا اعتراض ميکنيد؟

تموم شدي تو پسر !تموم شدي

.....

آي...آي....آي

....

....

چه خبر مرت؟

مِرِِت چي شد؟چي شد اسم من مِرِِت بود؟

اوضاع چطوره؟

طرف ما شهادتش رو داد؟

طرف ما؟؟

بگو ديگه !حرف زد ؟يعني شب رو تعريف کرد؟

واسه تو چرا انقدر مهمه؟

ممکنه واسه اين باشه که زندگي اونو من نجات دادم!؟

منو ببين

ببين حرف بزن پسرم

حرف بزن

اون شب توي خونه چي شد؟به غير از تو کي اونجا بود ؟بگو

کي تورو زد يامان؟کي تورو به اين روز انداخت؟

داشتم فرار ميکردم افتادم يه چيزي افتاد روم

سعي ميکردم در بيام

از دود هيچ چيز نميديدم! به اين ور و اونور خوردم همش اينطوري شده

همين

سلام سليم داداش

منم اومدم شهادت بدم

خوش اومدي

! يامان

ببين راستش رو بگو

ممکنه دستگير بشي

به خاطر سوء قصد ميتوني بري تو زندان! همه چيز رو درست و حسابي به من تعريف کن

خونه رو هيچ کس از قصد نسوزوند !من نتونستم جلوي حادثه رو بگيرم همين

حرف ديگه اي ندارم

انگار توي اين حادثه يه چيزي هست که از من مخفي ميشه

!!و من نميدونم چا حس ميکنم هر دوتون اينو ميدونيد

نه جانم همچين چيزي نيست !يعني من هر چي ميدونستم رو تعريف کردم

آهان وکيلم

! يامان

ببين پسرم حماقت نکن

يه چيزي به من بگو که بتونم ازت دفاع کنم

هر چي باشه مکان واسه توست

يامان صبر منو تموم نکن

جرم ميمونه روي تو! زنداني ميشي احمق

ترخيص مشروطت هم از بين ميره

من چون اونجا بودم مقصرم

جزام هر چي باشه هم به اون راضي ام

بهت ميگم ميري زندان

اقلا يه جايي پيدا ميکنم که بمونم

به جز خودم واسه هيچ کس هم دردسر نميشم

آه !بسه ديگه بابا

خوب !از من همين قدر

خووووب !کيفم کو؟قرار بود امروز بياري

از مغازه زنگ زدن گفتن حاضره ميتونيد ببريد

ايلول يه دقيقه بيا ميخوام يه چيزي بهت بگم

بالاخره تصميم گرفتي تعريف کني!؟ديگه داشتم ناراحت ميشدم ميرا ها

ميرا تو يه بازي خراب کن واقعي هستي

هاله !!تو بيا

نه نميخوام بازي کنم

ادا!!؟

به يه شرط

اينکه ديشب اورکون

چون ميرا رو از يامان حسودي ميکرد باهاش دعوا کرد درسته!؟بايد بگيد

همچين چيزي نيست بابا

ميگن حتي آتش سوزي هم بخاطر اون راه افتاده

کي ميگه اينو؟

بوراک از دهنش در رفت به من گفت

ميندازه باور نکن! با عقل کوچيکشون دارن حرف ميکشن

عقل تو کوچيکه کله گنده

يالا

اونجا هستي؟ بله

الووو!چي شده؟

قول بده که از من عصباني نميشي

واسه چي؟

ايلول ميدونم اون کيف رو چقدر ميخواي اما

من نميتونم اون کيف رو واست بخرم

چرا؟؟

اصلا نگو پولي رو که اورکون واسه کيف داده خوردي که خيلي ميخندم

پول رو دادم به يامان

چي؟؟

شک نداشته باشيد من کم و کسري هارو کامل ميکنم

البته !اون مساله رو به من بسپار

تو فقط شريکهارو راضي کن زمان اينجارو من حل ميکنم

عاليه !منتظر خبر تو هستم

ممنونم دوستت دارم

اندر خانم اعضاي وقف اومدن توي تراس منتظر شما هستن

ممنونم

اينجا يه چيزاي تزئيني و دو تاش هم مرکزي ميشه! بدون تو شروع کرديم

دير کردم خيلي معذرت ميخوام

بلا دور باشه بلا دور باشه

بلا دور باشه شما هم خوش اومديد فکر کرديم بعد از اتفاق ديشب اصلا نمياي

اون مساله حل ميشه خدارو شکر که کسي چيزيش نشد

پسره رو دک کرديد البته!!؟

ايشالا به زندگي نرمالمون برميگرديم

وقتي شنيديم شوکه شديم به خدا ما هم همين طور

اما تو هم جسارتت خوبه به خدا

يعني چطوري اون بچه رو تو خونه آوردي؟

ديگه جسارته يا يه زبون بسته شدن جلوي سليمه!!!؟

خوووووب!!بگيم اومد و رفت !يالا من شمارو منحرف نکنم

سوده جان تو از جايي که بودي ادامه بده من به تو ميرسم

ميخوايد يه جمع بندي کنم

موضوعي که تا امروز مخفي کردم

!!نمايشگاه کالاست

جالبه

تمام غرفه ها رو تک تک به شرکتهاي توصيه شده فروختم

اونها هم چکهاشون رو به عنوان کمک به وقف امضا کردن

!!عاليه

حتي مارتينز هم يه تابلوش رو هديه کرد

اووووه

اين بزرگترين شب کمک اين فصل ميشه

!!و اينکه رنگي ترينش ميشه هم قطعيه !!نمايشگاه

!!قشنگه

ببخشيد

بله!؟

اندر مساعد هستي؟

الان تو يه جلسه هستم اگه فوري نيست بعدا زنگ بزنم؟

البته !من راستش زنگ زده بودم که چک رو يادآوري کنم

اون موضوع حل شده عزيزم

تو اصلا نگران نباش

..ممنونم !وسط اين دردسرت منم سربارت شدم اما

البته که نه

الان تو جلسه هستم بعدا حرف بزنيم؟

البته ...البته...ببخشيد...ميبينمت

ميبينمت

ببخشيد !کجا مونده بوديم؟

تو ميگفتي که خيلي رنگين ميشه

..بله حق با توست !و اين هم به من الهام داد و

و تصميم گرفتم که رنگ هر غرفه متفاوت باشه

چطوره؟ به خدا عاليه

با فاروک حرف زد! به سوده نشون نداد

سوده يه کار فوق العاده انجام ميده من مطمئنم

شمارو دوست دارم

کجا بودي؟لباست رو هم عوض نکردي

مامان سارپ به حرف گرفت

منم ميتونم يه نوشابه بخوام؟

يعني اين پول واسه يه کار خوب استفاده ميشه! اينطوري فکر کن

خوب جونم باشه !تموم شد و رفت

اگه ميخواي من کيف خودمو بدم!؟

چرت و پرت نگو من کيف تورو ميخوام چيکار کنم!؟

اينو تلافي ميکنم قول ميدم

خووووب کي برد؟

البته که ما عالي هستيد

چه خبر؟

خوبه

امروز ارکون رو ديدي ميرا؟ نه

از ديشب تا حالا هيچ حرف نزديد؟

نه !مگه چيزي شده؟

ديگه چي بشه؟

بعد از اينکه همچين دردسري سرش آوردي اصلا نگرنش نيستي؟

چيزي ميخواي بگي؟من چه دردسري به ارکون دادم؟

!!هاله

به اون ولگرد واسه اينکه توجه اش رو جلب کني توجه ميکني معلومه

اما با آتش بازي ميکني به نظر من دقت کن

با کي من !!من به کي توجه ميکنم؟

انگار ديشب اورکون و يامان سر تو دعوا کردن

توچه تو مريضي؟چي ميگي؟

همچين چيزي نيست

دوروغ نگيد !بوراک گفته ديگه

نه !اين دختره آدم رو ميبره پاي دار بابا

به خدا ديگه با تو حرف نميزنم ادا!همچين چيزي نيست

خوب! باشه

همچين چيزي نبوده ببخشيد

ببين از اين حرف ميزنم!حتي يه حرفش واسه بهم زدن جو کافيه

راستش واسه ما هم شديد تاکيد کردن که ديگه بچه رو بينتون راه نديد

!!انگار يه دفعه ديگه وجود نداره

اونو ديگه اينجا نگه نميدارن

!!خير باشه مِرِت

تو هنوز اينجايي؟

!!نرمال شدي دوباره

چي شد؟رفيقت هنوز اون توست؟

آره

!طرف ما هنوز اون توست

باباتم پيششه

رسما واسه تو مثل اينکه از محله هاي پايين فرزند خونده بگيرن دوست خريدن

اما اونم فاسد در اومد

حيف باز سرخورده و تنها موندي مِرِت جون

يه گمشو برو ارکون !! گمشو برو

چيز ديگه اي هست که بخواي بگي؟

نه داداش

جناب دادستان

نه جناب دادستان

تازگي ها هم دزدي ماشين کردي! درسته؟

اتفاقي قاطي شده جناب دادستان بله درسته جناب دادستان

جلسه گروه رو واسه خونه نمونه يک ساعت جلو بندازيد

خوب پس چرا به سوده نگفت که فاروک زنگ زد؟

يعني ميگي يواشکي همديگرو ميبينن؟

ديگه نميدونم

کل ماه درباره ما حرف ميزنن اصلا شک نکن

خانمها!!چي شده رفتيد کنار؟

خوب !فردا سعي ميکنم واسه کمک زود بيام

ميبينمت ميبينمت

ميبينمت ميبينمت

اين زن خيلي نا آرومه !!اصلا رو نده به خدا خيلي قلاشه

دوباره پشت کي حرف ميزد؟

اماااان ولش کن

بي خودي واسه خودش نمايش درست ميکنه ديگه

چي ميگه؟

ميخواد شايعه درست کنه

..انگار کسي که سر جلسه به اندر زنگ زد

فاروک بوده

اندر توي جلسه يه سره اس ام اس داد!!يعني با يکي اس ام اس بازي ميکرد به نظر اونا همش فاروک بوده

!!توي بدجنسي آخرين نقطه

دقيقا !!چون گذشته بينشون رو هم ميدونه

داستان رو نوشته ديگه

ميگه تو چشم سوده نگاه کرد و اس ام اس دادن به هم! ديوونه

کثافت به من ميگي آيلين يعني ميگي عشق قديمي شعله ور شده!؟

از اين زن بايد رسيد

اونم چجور !!واي خدا حفظ کنه

خوش اومديد اندر خانم

خوش اومدي بابا

خوش باشي

ميري ساحل؟ آره !سيمين اينا منتظرن

دير نکن

کسي که دير مياد خونه من نيستم بابا يه خرده از من بزرگتره

!!امروز زود اومدي

کارم زود تموم شد! تو چيکار کردي؟امروز خونه بودي؟

!!نه

با اندر ملاقات کرديم

جلسه داشتيم

واقعا؟؟

آخرين جلسه واسه شب نمايشگاه رو توي دفتر اون انجام داديم

وقتي سر اون زن اين همه مشکل هست

با اين کارا هم مشغولش کردي؟

حق با توست

اندر به کاراي مهم ميرسه نه مثل ما کاراي بي خودي

من همچين چيزي گفتم حالا سوده؟

...من چون سر آتش سوزي سرش شلوغه سوده اي که تو تحقيرش ميکني

واسه زنايي که مورد اذيت قرار ميگيرن درست 120 هزار ليره جمع کرد !چه خبر؟

خيلي کار بي خوديه مگه نه؟

عزيزم تبريک ميگم

کار فوق العاده اي کردي

اما هر کاري کنم واسه تو يه اندر نميشم مگه نه؟

عشقم!! تمام روز با بحرانهاي بزرگي سر و کله زدم

لطفا منو خسته نکن

حيف !اگه با اندر ازدواج کرده بودي همچين بحرانهايي نداشتي

حالا که داري سعي ميکني موضوعي رو که واسه بحث خيلي دوست داري باز کني

انگار امروز واسه تو خيلي خوب نگذشته

اينطور ميگي؟

به اندازه کافي نتونستي واسه خودت کار درست کني

شب تو کلوب هستيم ميدوني

آره

در ضمن لطفا به ميرا رو نده

ترسي رو که ديشب گذرونديم نميخوام دوباره داشته باشيم

يه خرده سرسنگين باش !بفهمه

نگران نباش

نيايد

بابات کجاست؟

قبل از اينکه بياد خونه خواست توي کلوب يه خرده آروم بشه

يعني قبل از اينکه با تو روبرو بشه

به خاطر تمام اين اتفاقات تو هم منو مقصر ميدوني!؟

تمام روز با بابام توي دادگاه بودم

کنجکاو هستي که چي شد؟ اما تو خودت ميدوني

يامان به خاطر شکايت بابا بزرگم واسه آتش سوزي عمدي بازداشت شد

خونه رو سوزوند !مرت

اگه خونه رو آتش زده بود خودش هم ميموند توش مثل احمقها؟؟

اما اون پسر احمق واسه شما مهمتره

اين تصميم بابابزرگته

پولي که از بيمه ميگيريد مهمتره

چون ساختمون هنوز تجهيزات امنيتي نداره اگه از بيرون ضرري با قصد بد به ساختمون برسه

ميتونيد پول بگيريد! پرونده رو بررسي کردم! ميدونم

اين به بيمه ربطي نداره

چطور نداره مامان؟؟

هم پول خونه نجات پيدا کرد

هم تو از مشکل يامان خلاص شدي

با من درست حرف بزن

با من درست حرف بزن

يامان از اولش مشکل ما نبود

آدمايي که واسشون شب کمک درست کردي هم مشکل ما نبودن

اما واسه اون آدما هر کاري از دستت بر ميومد ميکردي

هيچ کدومشون رو نميارم خونمون!حريممون رو از بين نميبرم

مسئوليت من تويي مرت

واسه اينکه قبل از همه به خانوادم فکر ميکنم نميتوني منو مقصر کني

به خاطر بابابزرگم يامان بي گناه بازداشت شد

اگه بي گناه عدالت جاش رو پيدا ميکنه

اگه جاي اون من بودم بازم همين رو ميگفتي؟

خانواده من شما هستيد

!!نه يامان

خوش به حال اون

به اميد ديدار

ميبينمت

از وقتي اون بچه اومده بود اينجا خواب از سرم پريده بود !با رفتنش خيالم راحت شد

نميدونيم که رفته

زندانه عزيزم !امروز انداختن

خوبه

يعني بالاخره عشق به شغل هم تا يه حدي

پليس مجرمهارو دستگير ميکنه !سليم در مياره مياره بين ما

اندر که سلامت باشه معتاد کاره !وقتي جواهراتش دزديده شد ميفهمه

سلام سليم

حرفت رو قطع کردم سوده جان لطفا ادامه بده

مگه دروغ ميگم؟

يعني اون بچه فقط نيومد توي خونه شما! وارد زندگي ما هم شد

اينطور نيست؟ قطعا

با بچه هامون حرف ميزنه ملاقات ميکنه

به نظر من يه تصميم خيلي اشتباهي بود

بالاخره همه با هم فهميديم که چقدر اشتباه بود

مگه نه !؟تو بردار يه نفر رو که اصلا نميشناسي بيار توي خونه ات

چرا اينطوري ميگي سوده؟

محيط ما کسايي رو که از بيرون ميان هميشه ازشون استقبال ميکنه

درسته اما اون بچه مثل من

مثل تو

از محله هاي پايين اومده

من تا وقتي با اندر ازدواج کنم سليم دمير باغچه اي بودم

تو هم تا وقتي با فاروک ازدواج کني

آسوده چاکيل تپه اي بودي

من به جايي که بزرگ شدم افتخار ميکنم

اينا يه چيزه؟؟

الان با دزد ماشين يکي ميشيم؟

تو گذشته من همچين لکه سياهي نيست

البته اون سالهاي تورو زياد نميدونيم

نه ...نه...البته که يکي نميکنم

اما تو کاملا واضح فهميدي که چي ميخوام بگم

اون بچه خونه من رو سوزوند

اشتباهه

حالا هر چي !درباره فردا شب صحبت کنيم

وايسا...وايسا!!يه لحظه ...يه لحظه

واسه اينکه از تفريح فردا شبتون حرف بزنيد حسابي وقت خواهيد داشت

اما امشب

يه بچه بي گناه به نا حق پشت ميله هاي زندانه

و باور کنيد که اين از همه چيز مهمتره

حالا

اينجا حرف بزنيم يا بريم يه جاي آروم تر؟

اينجا حرف بزنيم چون اين موضوع همونطور که سوده هم گفت

به همه کسايي که اينجا زندگي ميکنن مربوط ميشه

باشه

آقا عاصم!!؟

شکايتتون رو فورا پس ميگيريد و يامان رو از اونجا درمياريد

!!انگار قبل از اينکه بياي اينجا زياد مشروب خوردي

اولين باره با من اينجوري حرف ميزني

نه ! اينکه چقدر جدي هستم رو

بفهميد پس

به شما خوش بگذره

چايي ها از من دمت گرم

کوچولو!!؟

بيا اقلا چايي بخور پسر

پسر تو اعتصاب غذا کردي؟غذا هم نخوردي

يه چايي بخور از کلوت يه چيز گرم بگذره بابا

خيره پهلوون

تو چرا حرف نميزني؟

ها ؟واسه ما فخر ميفروشي؟

رفيق دماغش بزرگه

خوووب!آدم کاراي بزرگهالبته که دماغش بزرگ ميشه

پسر تو اصلا عقل نداري؟ها؟

گشتي خونه عاصم شکيب کايا رو پيدا کردي واسه آتش زدن؟

نفهميدي که با اين جور آدما نميتوني در بيافتي؟ها؟

پسر تو تنزل نميکني که با ما حرف بزني؟

تو فکر کردي کي هستي؟؟

واسه کي قيافه ميگيري پسر؟

برو ببينم

پسر خراب ميکنم قيافه ات رو !عقلت رو از سرت ميگيرم ها

بيا اينجا بشين...بيا

سر به سر من نزار! گمشو برو

تو به کي ميگي گمشو برو پسر؟؟آرتيست به کي؟

حسابت رو ميرسم ببين

بشين اينجا بابا

هيسسس!کار نداشته باشيد معلوم نيست اين کيه !آنارشيسته تروريسته معلوم نيست

اصلا بي خودي واسه چي آتش سوزي راه بندازه!؟

راست ميگه

ولش کنيد رو نديد! اصلا تيپش رو نگاه کن !اين آدم درست و حسابي نيست

شب بخير قربان ممنونم

جلوي همه منو کرد زير زمين صدات در نيومد

به من رسما گفت پايين شهري تو هم اينو قورت دادي

کار بدي کرد بله

پس چرا جواب ندادي؟

چرا دهنت رو باز نکردي و يک کلمه هم نگفتي!؟

چونکه اگه به اون چيزي ميگفتم حقارتش رو قبول کرده بودم

به علاوه حقار ت هم نکرد

اسمت آسوده است

وقتي تورو شناختم توي چاکيل تپه زندگي ميکردي! چيه مگه؟

خدا لعنت کنه !چرا از اون انقدر ميترسي؟

نه جلوي اون سر خورده اي !وضعيتتون با اندر تورو جلوي اون ساکت ميکنه

سوده کافيه!اون هزار سال پيش بود

تو کي رو گول ميزني؟

رابطه تون اصلا تموم نشده هنوز هم ادامه داره

ديگه داري چرت و پرت ميگي کافيه

امروز يواشکي حرف زديد و اس ام اس داديد انکار نکن

نميتوني انکار کني مگه نه؟

چونکه دروغ نيست !!با اندر رابطه داريد

باور نميکنم تورو

امروز بايد اينو به سليم ميگفتم

بايد پيش همه ميگفتم اون زن با اصل و نسب تو با اين شوهر با اصل و نسب من دارن به تو و من خيانت ميکنن اما

واسه اينکه هم سطح اون نشم نگفتم

اما اين به اين معني نيست که کاملا ساکت ميشم

تو واقعا مريض شدي

پيش من با تو حرف زد به من يک کلمه هم نگفت

به تو اس ام اس داد به من يک کلمه هم نگفت ! بسه ديگه من بد بخت نيستم

اما احمقي

الان صورتحسابات رو کي پرداخت ميکنه ميدوني؟

اندر سرز پرداخت ميکنه

واسه پول !واسه اينکه خودمو يادآوري کنم تمام روز پيام نوشتم

نتونستم طاقت بيارم زنگ زدم

معلومه که واسه اينکه منو شرمنده نکنه نگفته کي زنگ زد

واسه اينکه بتونم بحران رو رد کنم از اندر قرض خواستم

الان چه احساسي داري؟؟

باورم نميشه

خداي من !تو مارو به چه وضعيتي انداختي فاروک؟؟

تو الان از اندر صدقه خواستي؟

به 500 هزار دلار همچين صدقه نميگن سوده جان

بعد از صداي بوق پيغامتون رو بگذاريد

اورکون لطفا به من زنگ بزن

بايد حرف بزنيم !ميگم لطفا

از تو فرار ميکنه

باشه ولي بايد مثل آدم به من تعريف کنه که چي شد

بچه از حسوديش يامان رو به حد مرگ کتک زده اونم از حرصش خونه رو آتش زده

جريان اينه !يعني من واست صحنه رو رسم کردم ديگه

البته که نه

چي نه؟

اينکه اورکون به تو حسودي کرده يا اينکه اون يکي از حرصش خونه رو آتش زده!؟

به نظر من حتما اينطوري شده

چرا به من زنگ نميزنه ؟چرا تلفنش خاموشه؟

ژست گرفته ديگه عشقم

تو هم انقدر بهش گير نده ولش کن

تازه فردا شب زودتر از همه مياد اينجا تو نگران نباش

تازه آروم بشه فکر کنه ميفهمه که چرت و پرت گفته

به علاوه اينکه اون بچه فقير رو کنار تو تصور کنه به تو حقارته به نظر من تو قيافه بگير

پولي رو که تو براي هديه دادي بدون اينکه خجالت بکشه داده به اون بچه

مطمئني؟

با گوشهاي خودم شنيدم اورکون

به ايلول گفت نميتونم کيف رو واست بگيرم پول رو دادم به يامان

احمق شکار شده خبر نداره

پسره داره مي چاپتش

نه الان چون من ميگم مسخره به نظر ميرسه

يعني قسم ميخورم مينا واقعا نا متعادله

به تو هم يه ذره اهميت نميده

اگه اهميت ميداد اونو ترجيح نميداد

ما هم هنوز همه چيز رو پنهاني زندگي کنيم

يالا جمع و جور شو الان مامانمينا ميان

يالا

يه بار ديگه نميتوني هر وقت خواستي منو صدا کني پيشت

اوووف هاله

تمام روز گم و گور ميشي بعد زنگ ميزني که ناراحتم به تو احتياج دارم

بعد هم از ميرا عصباني ميشي حرصش رو از من در مياري

منو ناراحت ميکني

برو بابا!!باز داستان درست کرد

واسه آدم اشتباهي خودت رو توي آتش انداختي

وقتي واقعيتها معلوم بشه ميرا کنارت نمي مونه

اين يعني چي الان؟

يعني ما رازدار هميم با من خوب رفتار کن

هيييييييي هي...هي

اينجا چيکار ميکني تو؟

چيز ...من

چه خبر سافاري؟

رد ميشدم همين جوري

اين بچه دوباره داره مارو ديد ميزنه؟

آآآآآآآآآآه! اين مرته

لطفا ميتوني به ميرا بگي بايد باهاش صحبت کنم!؟

چه حرفي ميخوايد بزنيد؟

! مرت

آآآآآه! ميرا؟سلام

يامان چطوره؟

روحيه اش صفر....صفر...صفر...صفره

چونکه دستگير شد

چي ؟؟؟؟

آره متاسفانه

يعني خانوادت شکايت کردن ؟ها؟

باورم نميشه

م..مم..منم باورم نشد...اما بابام...يعني بابابزگم

چيز کرده ...بابام هم اونو چيز

...واسش

اما مامانم سخته...يعني وضعيت سخته

سلام

اي خدا

اين بدون دارم باز ميشه؟

چقدر دادن بهش؟

نميدونم...به علاوه چيز

نشد...اون يکي کار

پول رو همونطوري تحويل ميدم همونطور که بود

بازم خيلي ممنون

شب بخير

خداحافظ

شما بين خودتون يه زبوني قرار داديد؟چيکار کرديد؟چي ميگه اين عتيقه؟

چه پولي داد به تو؟

بگير

اين چيه؟

کيفت

چي؟

تو داري چيکار ميکني سليم؟

بابام زنگ زد و گفت که اونو تهديد کردي

يعني انقدر آسون بوده

يعني انقدر آسون بوده داغون شدن اين خانواده

يه ولگردي که به جوونيهات شباهت ميدي تمام زندگيمون رو خراب کرد و رفت

امشب واسه اينکه دل تورو نشکنم

نميخوام حرف بزنم

تو با پشت کردن به من به اندازه کافي دل منو شکستي

با ترجيح دادن اون بچه به خانوادمون

به اندازه کافي دلمو شکستي

تو داري از چي حرف ميزني؟

به خاطر همين نميخوام امشب با تو حرف بزنم چونکه

!!نمي فهمي

نه تو ...نه بابات...نه همسايه هاي عزيزت

هيچ کدومتون نمي فهميد

چونکه همه چيز رو از عينک خودتون مي بينيد

واسه خودتون يه زندگي مثل آليس در سرزمين عجايب درست کرديد

اين دنيا اطراف گهوارتون درست شده

هر چيز رو هر اتفاق رو همونطور که خودتون ميخوايد مي بينيد

و اين دنياي شما که فکر ميکنيد خيلي بزرگه انقدر محدوده که بيرون اون چي ميشه چي ميگذره

کي چه زندگي داره!؟

نمي دونيد

هنوز همون کارو ميکني

در مقابل کسايي که از خودتون نيستن انقدر بي اطلاع و انقدر بي تفاوت هستيد که

به خاطر همين درباره اونا تصميم گرفتن واسه شما خيلي راحته

بيييت !!تموم شد و رفت

اين تحصيلکرده است اين جاهله!! اين بلنده اين کوتاه !! اين گناهکاره اين نيست

اين فقيره اين بو گندوست

تو چي ميشناسي اندر؟کي رو ميشناسي؟

چه زندگي رو ميدوني به جز اين؟

آره اين بچه به من جوونيم رو يادآوري ميکنه

اين زندگي رو که هنوز نتونستم بهش متعلق بشم ميزنه توي صورتم

بي عدالتي زندگي رو !دوروييش رو

اينکه بعضي ها از جايي که نشستن حکم ميدن و بقيه واسه اينکه سرپا بمونن چه مجادله اي ميکنن رو يادآوري ميکنه

درسته

با اينکه دنياي من واسه تو جالب بود

اينطور نيست عشقم؟

اون موقع ها منو خيلي تقدير کرده بودي

به خاطر مجادله اي که ميکردم

منو خيلي تقدير کرده بودي

منو به خاطر همين دوست نداشتي مگه؟

ميدونستي !اينکه هيچ وقت نميتونم توي قالبي که بابات بخواد برم رو ميدونستي

ميدونستي منو نميتوني توي اين اوضاع قرار بدي

منم توي دلم ميدونستم که تو هميشه اينو ميخواي

واسه اينکه اين همه ساله نتونستم اين کارو کنم انقدر عصباني هستي؟

اصلش واسه اينکه يامان منو به ياد تو مياره ممکنه انقدر نا آرومت کرده باشه؟؟

به خاطر اين انقدر تحقيرش ميکني؟بد مي بينيش؟

!!نه

اگه بخوايد ببينيد يا نخوايد هم زندگي هاي ديگه هست

خارج از دنياي پر تجمل شما عزيزم

درد هست

فقر هست

وقتي حرفش ميشه همتون خبردار هستيد اما با درست کردن شبهاي کمک نميشه پرنسسم

عشقم

با فهميدن ميشه

با شناختن ميشه هر چيز

هر چقدر که تو دلت واسه آدمايي مثل يامان نمي سوزه

من واسه تو

واسه اين حال تو

اونقدر دلم ميسوزه

منم اول صبحي شيريني رو که دوست داره درست کردم

چه ميدونم فکر کردم بالا خوابه

آقا سليم اول صبح بلند شده رفته

اقلا يه دونه بخوريد داغ داغ

خيلي سبکه واقعا

! مرت

کجا؟

هيچي ميرم بگردم يه خرده

ميرم يامان رو ببينم

نه

حق با بابامه مامان

داخله؟

اندر!!؟

اينجام! هيچ جا نميري

صبح به خير

صبح به خير

...بازم به جاي در از دودکش اومدم اما

چطوري مرت جان؟

خوبم شما هم خيلي خوب به نظر ميايد! مثل هميشه خيلي شيک هستيد

اول صبحي همچين التفاتهايي شنيدن چقدر قشنگه

بله خيلي شيک هستي

واسه تو به حساب مياد !هر چي باشه پولش رو تو دادي

توي پوسترها از صورتي استفاده کنيم يا بنفش؟

هردوشون رو هم درست کرديم اما نميتونم تصميم بگيرم

ميخوام يه چيز جذاب باشه معمولي نباشه

روز بخير تو باغچه منتظر من باشه!الان ميام

چي ميگي؟

قطعا بنفش باشه

ببخشيد

پيش مرت سوتي دادم من مگه نه؟

نکنه کسي نميدونه که به ما پول دادي!؟

من حساب چکهايي رو که ميکشم به خانوادم نميدم سوده جان

آه البته !چون تو اندر کايا سرز هستي

مثل همه منم به تو غبطه ميخورم

به هر حال ميگي بنفش مگه نه؟

به نظر منم بنفش آره

بنفش خوب ميشه

خوب بيشتر از اين وقتت رو نگيرم! خداحافظ

به سلامت

مامان لطفا مانع من نشو!بايد يامان رو ببينم

چطوري ميرم اونجا!؟

هر چند از اينترنت راه روو ياد گرفتم

اما چطوري اجازه ميگيرم و اونو مي بينم نميدونم !شايد هم اصلا اجازه ندن ببينمش

اما ميخوام اون بدونه رفتم اونجا !بايد بدونه تنهاش نزاشتم

يامان به اين احتياج داره مامان! لطفا

با هم ميريم

چي؟ منم ميام

باشه

منتظر من باش

نوين کوپر جمع کن آزاد شدي

سلام تماس نداريم

خوبي؟

گردنت چي شد؟

مهم نيست

ديروز اين نبود روي گردنت

اينجا شد؟

اوف شده داداشش

نگاه نکنيد

چرا اومديد؟

اينم جونجوي فقيره

يه مسئول اتفاقايي که واست افتاد هم منم

بچه قنداقي!!؟

اين خانم معشوقه اته؟؟

پسر آتش اين واسه ادم کافيه

چه لزومي داشت به آتش راه انداختن؟

تو چي ميگي؟من تورو ميکشم پسر

چي شد؟ببين الان ... ببين چيکار ميکنم! ببين

نکن...نکن...نکن

گريه نکن..گريه نکن!اگه ميخواي همش اينجوري ناراحت بشي بازي نکنيم جوون

!!!سورپريزززز

نمي تونستم اونو اونجا ول کنم! جريمه اش رو دادم

تا مامانش آزاد بشه پيش ما ميمونه

اين زن کيه؟

! مامان

!!پسرم

پسرم !جونم

مامان

نوين خانم امروز آزاد شد

ممنونم

عالي بودي ممنونم

فقط خيلي ميترسم که اين استعداد بين اين چهاريواري آب بشه و از بين بره

اما اين موزيک توي قلب من هيچ وقت ساکت نميشه

چون اينو ميدونم بدون اينکه از تو بپرسم يه کاري کردم

توي کنسرواتوار ژوريف تو آمريکا

واسه تو يه نامه مراجعه نوشتم

يکي از ضبط شده هاي کارت رو هم فرستادم

نه

ميرا جان

ميخوام تو يه آموزشي ببيني که خوشحال بشي

خيلي با استعدادي

اما من نميخوام پيانيست کنسرت بشم

من فقط ميخوام خواننده بشم !ميخوام موزيک خودم رو درست کنم

هر کاري ميخواي بکن

تورو خدا خيالهايي که نميشه رو نندازيد تو سرم

بعدا بيشتر ناراحت ميشم

وقتي توي دانشگاه عاصم شکيب کايا تو رشته مالي درس بخوني خوشحال ميشي؟

برنامه من نوشته شده ميدونيد

با مامانم جنگيدن ممکن نيست

تو دانشگاه عاصم شکيب کايا مالي ميخونم

بعد هم توي آمريکا ارشد

وقتي هم که برگشتم تا وقتي ازدواج کنم تو يه شرکت بين المللي جلوي چشم هستم

اين برنامه هم برنامه بدي نيست البته

اما تو اگه ماري رو که دوست داري انجام بدي خوشحال ميشي

ايواااه نمايشگاه بود امروز

چي شد که از شکايتش گذشت؟

نميدونيم

نه...نه ....بابام نزاشت پولو بدم

چه پولي؟

ميگم داستان طولانييه

اون ترسيده

کنان تا ابد نميمونه تو زندان! ميدونه تلافيش در مياد

من بايد يه بار داداشم رو ببينم

الو

!!ميرا

ميرا!!؟الو

ميرا چيه؟

بله ميرا؟ به من زنگ زدي

آره ..چيز...يامان در اومد ميخواستم اونو خبر بدم

اِاِاِاِ!!!الان کجاست؟

اينجاست يعني خونه شماست؟

يالا مامان بيشتر از اين کسي رو خسته نکنيم بريم خونه وايسا...وايسا..يه دقيقه

به تو نگفتم ميرا

کجا داداش؟

آره عجله نکنيد !يه خرده صحبت کنيم همديگه رو بشناسيم بعد ميريد

زنده باد مامان

فعلا اينجاست اما فعلا

سلام

چه خبر خوبه

ميرا کجايي؟تلفنت هم خاموشه

يوگا بودم

کاشکي آرايشگاه بودي

بازم رو فرمي

! ميرا

!!ميرا چي شد باورت نميشه

چي شد؟

امروز رفتم کيفم رو خريدم

به سلامتي استفاده کن

حالا حدس بزن ببين ارکون واسه من چي خريد؟

وقتي فهميدم تو نخريدي فهميدم يه مشکلي هست

به اين ترتيب دو تا شاهکار دارم

يکيش رو بزاريم تو مزايده به نفع زنهايي که مورد اذيت قرار ميگيرن

آي نه !اين به يه دختر اذيت ميشه

قلبش در اومد

يالا ايلول جون تو بيا به من کمک کن باشه

چند دفعه بهت زنگ زدم

ميدونم !اما خواستم اتفاقات رو هضم کنم

چي شده اورکون؟چي؟

تو بايد تعريف کني!اين تو هستي که بعد از اينکه از من جدا شدي تمام شب رو با اون يارو گذروندي

از آتشتون خونه شعله ور شد

ببين

نميدونم تو ذهنت چي درست کردي و منو به چي متهم ميکني

اما چرت و پرت ميگي

..به علاوه حق نداري همچين کاري بکني چونکه من

ببين واقعا

امشب نميخوام راجع به اين حرف بزنم باشه؟لطفا

باشه !باشه به نظر منم حرف نزنيم

زندگي به حالت نرمالش برگشت ديگه اون يارو هم به جاييکه عايدشه گم شد رفت

يامان آزاد شده

خونه سرزهاست

شما هم خيلي جوون مادر شديد معلومه مثل من

وقتي ازدواج کرديم سال اول دانشگاه بوديم

در اصل منم با اونا بودم موقع دانشگاه

اين خيلي با حاله

دروغه؟

درسته

وقتي مرت رو بدنيا آوردم 20 ساله بودم

خدا عمر بلند و شاد و سلامت بده

آمين نه من نخورم

مامانمو اذيت ميکنه

وقتي ميخورم شروع ميکنم مثل شيپور زدن

يعني پرده ها مياد پايين

همه فهميدن

دختر خاله من رو هم اذيت ميکنه

توي بدنش اندرفين بالاست !يه همچين چيزي بود ! حتي اگه يه پيک هم بخوره سريع مثل مست ها ميشه

حتما منم اون چيزم بالاست !ها يامان؟

شما هنرمند صدا هستيد!؟

امان قربان !هنرمندي رو کي گم کرده که من پيدا کنم!؟

آواز ميخونم ديگه

بچه هام رو با صدام بزرگ کردم

با ناموسم نونم رو با صدام در آوردم

مسابقه صدا برنده شديد تو جوونيتون

بچگيتون!!يعني وقتي بزرگ ميشديد

راحت باش پسرم !البته که توي جوونيم ديگه سني ازم گذشته

استغفرالله

صداتون خيلي قشنگه يامان به من تعريف کرد

آآآه !با اينکه اون از آواز خوندنم خوشش نمياد اما

همچين چيزي نيست

فقط نميخوام شب کار کني

کلوب شبانه اي که روز کار کنه نيست که پسرم

خيلي ممنون زحمت کشيديد ..دستتون درد نکنه نوش جون

چاييت تموم شد بلند شيم

باشه

يامان ميخواد با دو از ما دور بشه

چه ربطي داره؟

من اينجارو حتي توي رويام هم نمي تونستم تصور کنم

اصلا از اينجا فرار ميکنن!!؟

کاش من يه تابلو بشم روي اين ديوار و بچسبم بمونم

هر وقت دوست داشتيد منتظريم

خدا از شما راضي باشه

در واقع هر چقدر از شما تشکر کنم کمه

اون روز وقتي پليسها منو ميبردن به آقا سليم همچين التماس کردم که

پسرم به تو امانت !خدا راضي باشه به خدا

خيلي انسان هستيد

نوين خانم تا شما هم اينجا هستيد

من به يامان يه پيشنهاد دارم يامان اينجا بمونه

معدلت خيلي بالاست !امتياز ارزيابيت هم بالاست

به تو توي يه دانشگاه خوب مثلا دانشگاه عاصم شکيب کايا

آره

ميشه امکان 100 درصد بورس رو ايجاد کرد

اينه...اينه...اينه

اما اگه ديگه واسه خودت دردسر درست نکني

چي ميگي؟

چي ميخواد بگه !!ميگه اي خدا

خداي من شکر تو پروردگارا

من چي بگم؟الته که عاليه ! ولي فقط اگه 100 درصد بورس باشه

اگه بتونم امتحان رو قبول بشم قبول ميشي دات کام دات تي آر.همين

چون دانشگاه به اينجا نزديکه ديگه اينجا مي موني ديگه

نه من ميام و ميرم

اينم يه فرصت واسه تو !کار کن قبول شو

باشه؟- باشه-

خدايا من چه خوبي به تو کردم که

سر راه پسرم اين آدمارو قرار دادي؟واااي شکرت خداي من

خدارو شکر

همه چيز رو براهه مگه نه؟

حساب و کتاب نموند

اين دفعه جستي آقا فاروک

اما دفع ديگه در مقابلت انقدر صبور نميشيم

دفعه ديگه وجود نداره

آآآه !لباس پوشيدي؟منم فورا حاضر بشم

تو اتاق من ميتوني بپوشي بالا خاليه

باشه

ميرا!!؟سافاري رو از زير دست و پا برميداري لطفا؟

باشه

سافاري !؟بيا پسرم اينجا...بيا...آفرين به تو

تمام شب رو هم با اين قيافه اخمو نميخواي بگذروني مگه نه؟

ببخشيد اما زياد حوصله ندارم

ميدوني مشکل شما چيه؟

با عشق زندگيتون خيلي زود روبرو شديد

يعني با همديگه

واسه منم همين طور بود

اما فاروک منو از دست نداد

فورا ازدواج کرديم

و اين درست ترين تصميم زندگيمون بود

از بچگيش ميگه ميخوام مهندس بشم معمار بشم

خيلي ممنون

آه ميگفتم !کاشکي...کاشکي

باشه مامان کافيه اما الان يه اميدي پيدا شد

ميدونم ديگه ميکنه !مهندس هم ميشه معمار هم ميشه مثل شما

ان شاء الله

مامانم جو گير شد

اول تو جوگير شو ...تو

البته عزيزم !همه رو شرمنده کن

کسايي که ميگفتن اينم مثل داداشش ميشه بشينن سرجاشون

يالا سافاري

برو ببينم تو!!بدو...بدو

! سافاري

بيا اينجا لطفا

يالا !بلند شيم

بيا اينجا دشمن چمن !!بيا...بيا

بيا

ببخشيد دوباره فرار کرد

سافاري مارو دوست داره

راستي سلام

سلام ببين يامان

ديدم

خوبي؟

خوبم تو ؟

مارو ترسوندي

منم ترسيدم

بابا يه لحظه بيا

کارا چطور پيش ميره؟

خوبه داره حاضر ميشه همه چيز

از من کارهايي که نميتونم انجام بدم نخواه مرت بابا لطفا يامان رو اينجوري نفرست

اگه منو دوست داري حداقل يه شب ديگه اينجا بمونه لطفا

شما هم دير نميکنيد مگه نه؟

مهمونتون هم ميتونه بياد لطفا

در ضمن من ميرا هستم سلام

سلام

نوين خانم !مامان يامان

واقعا؟

خيلي خوشبختم

منم همين طور

چه اسم قشنگي داريد مثل خودتون

ممنونم

! ميرا

سافاري يالا عزيزم!چيز...دوباره فرار کرد

اومدم ببينم کجاييد اما

ميبينم که اينجا مشکل هنوز ادامه داره

نه مشکلي ادامه نداره برعکس برگشتن از يک اشتباه رو جشن گرفتيم سوده جان

نگران نباش

چند دقيقه ديگه با مهمونهامون توي نمايشگاه خواهيم بود

چه نمايشگاهي؟

جشن هشتاد سالگيه وقفي که پدر همسرم رئيسشه هست

و امشب سوميش خونه سوده ايناست! يه شب کمکه !همه اونجا هستن

البته اول از همه اقا عاصم هم مياد

البته مياد

عاليه

حاضر بشيم تا يک ساعت ديگه خونه شما هستيم

باشه

پس منتظريم

يالا ميرا

ميبينمتون

چي شده مگه؟ با تو بعدا حرف ميزنيم

يالا تو به مامانت اتاقت رو نشون بده منم يه دوش بگيرم پايين ميبينمت

نه مرت ما ميريم

! بابا

آقا سليم ما واقعا بايد بريم

اما ببين اگه اينجوري بري مثل اينه که عين مجرما فرار کردي

اما اگه خانوادگي بريم اونجا يعني همه مون ميفهمن که تمام اتهامات دروغ بوده

کسايي که پشت سرت کار ميکردن هم ميشينن سرجاشون

اگه من بودم دل مرت رو نمي شکستم

دوستت دارم

خوب پس بريم اين نمايشگاه رو روشن کنيم

اما من اينجوري هستم !يعني لباسم خيلي مناسب جشن نيست

بعد شمارو شرمنده نکنم

حلش ميکنيم

آدم خودش رو توي اين واقعا پولدار حس ميکنه

اين عمل انجام شده ات رو نوشتم يه گوشه

لمس پارچه هم فرق ميکنه

آدم به پولداري آسون عادت ميکنه به جون تو

يکي از تو يکي از من

ميگم ديگه به اين رفتارهامون يه پايان بديم

بگير عشقم

خوش بگذره

نمايشگاه که ميگن اينه؟

يواش

تو توزلو دره ما سالي 6 تا نمايشگاه درست ميشه اوووه

همشون هم از اين بهتره

ما آب ميوه برداريم

سلام !ايلول جان باباتو ديدي؟دنبال تو ميگشت

غمزه جون لطفا مثل خانواده اردکها نگرديم

تو ساعت سه و ربع !از سمت تو نه و چهل و پنج

هيچ اين همه آدم پولدار رو يه جا نديده بودم

مامان تو اينجا وايسا باشه؟تکون نخور من سريع ميام

ممنون

حتما دلت ميخواست ايني که دستته اسلحه واقعي بود الان

نمي ارزيد واسه تو تير هدر کرد

ميرا رو از من حسودي ميکني؟

گمشو برو از سرم

بينمون هيچ اتفاقي نيافتاد

فهميدم

کتکي که خوردي واست کم بوده

اگه ميخواي يه جاييکه خطر آتش سوزي نداشته باشه ادامه بديم!؟

واسه اينکه تورو لو ندادم ازت منتظر تشکر نيستم

اما واسه اينکه برگشتي و در اورديم من ازت تشکر ميکنم

گم شو برو از سرم

کسي که به همه عذر خواهي بدهکاره نبايد اين همه خشن باشه اورکون

ميفهميم که کسايي که توي ليست هستن از حضور يامان ناراحتن

قطعا خانواده تو هم اينطور حس ميکنن

اگه واقعيت رو بدونن چقدر نا اميد ميشن!مطمئنم

اما حالا که يامان ترجيح ميده توي اين موضوع ساکت بمونه

منم به تصميم اون احترام ميزارم

منم ميخوام براي خسارت کمک کنم

خيلي خوشحال شدم که اينو شنيدم

اما اگه توي بازسازي خونه هردوتون کار کنيد از اين بيشتر خوشحال ميشم

مجبور نيستم که به تو هيچ توضيحي بدم

اما فقط به خاطر اينکه تو به ميرا ناحقي نکني ميگم

واقعا چيزي که فکر ميکني نيست اين وسط

خدااا!بازم بردم

تبريک ميگم آه ممنون

عزيزم!؟

سلام سلام

يالا يکي ديگه

بين آثارتون گشتن چه احساسي داره؟

با اجازتون

ديگه وقت آشنايي رسيد

عاصم شکيب کايا

سلام

پس بالاخره آشنا شديد بله

بالاخره با هنرپيشه نقش اول اتفاقات آشنا شدم

واسه اينکه خستگي طوفان بزرگي رو که راه انداخت

با تفريح در کنه اومده بينمون

طوفان به خاطر پيش داوريهاي شما راه افتاد

خوبه که آبها وايساد ديگه

اما ابرها هنوز باردار هستن

اميدوارم به اين زوديها

يه باد مخالف نمي وزه

خوش بگذرون

مرت کجاست؟

کي ميدونه؟اينجاها بود اما

آآآآه! سلام

اوووف !انقدر بد شانسي ميشه

چطور پيش ميره؟

خيلي فوق العاده

آخرين شبمه که اينجام

آخرين شبمه که اينجام

واقعا؟

پس بعد از امشب هر کس به دنياي خودش برميگرده

دقيقا همين طوره

عاليه

واست شانس آرزو ميکنم

واسه تو هم

ميبينمت

تو کجا بودي؟از کار هم اجازه گرفتي

تولد نرگس بود به خدا دو ساعت موندم

به خدا اگه بابات بشنوه نميتونم تورو از دستش بگيرم ها

تو مشروب خوردي کور نشده

نه !يه ذره کنار شکلات دادن قسم ميخورم

چي شده ؟سفره حاضر نشده هنوز؟

همين الان بابا جون !همين الان !دست و صورتم رو بشورم

نرو جلوي چشمش کور نشده

خدا عاقبت تورو به خير کنه چي بگم؟

نکن سرم گيج ميره !ول کن لطفا

منم !هر دفعه که به تو نگاه ميکنم سرم گيج ميره

دارم ميندازم ديگه کاظم تو هم صبر کن

انگار داري سفره پادشاه ميندازي!از گشنگي مرديم بابا

واسه اين سازماندهي خيلي زحمت کشيدم اما انگار ميارزيد

همه چيز عاليه اما

اينا چطوري ميتونن بيان اينجا؟

اندر رسما داره مهموني تورو کوچيک ميکنه

توي نمايشگاه به رنگهاي خيابوني هم احتياج هست ميدونيد

باشه مامان من حلش ميکنم

با ميرا ميونتون خرابه؟ نه

پس چرا پيشش نيستي؟

بچه رو کلافه نکن

من يه سر به بچه ها بزنم

ديگه اين صورتت رو درست کن لطفا

اون شب منو به خاز اين يارو ول کردي و رفتي ها

واسه کسي نرفتم چون منو عصباني کردي رفتم

خطاي خودت رو ننداز روي بقيه

مشکل ما در اصل چيه ميدوني؟

ما با تو خيلي زود روبرو شديم

يعني!؟

يعني

امشب اصلا از پيشم نرو لطفا !اجازه نده کسي بينمون قرار بگيره

آي...آي تاسها کجاست؟

بده

اوووه! براوو ايلول براوو! عالي بود

بالاخره...بالاخره!باور نميکنم

اسم تو چي بود؟ مرت

مرت اينارو يه بار ديگه فوت کن

مرات فوق العاده اي !باور نميکنم !اي تورو خدا يه بار ديگه فوت کن! تورو خدا

مرت

باورم نميشه !آي تورو خدا هيچ جا نرو اينجا وايسا

خوش ميگذره؟

اول شکمم رو سير کنم بعد ميفهمم

سليم !!؟

واسه اون بچه يعني درباره يامان

انگار يه خرده زياده روي کردم

ديگه همه بايد يه ترمز بزنن

واقعا خيلي معذرت ميخوام

ميدونم زن و شوهر چقدر خيِر هستيد

مخصوصا کاري که اندر واسه ما کرد

چيز فوق العاده ايه

دستش درد نکنه بدون اينکه فکر کنه دست کمک به فاروک دراز کرد

من دوستي به اين ميگم

فکر کن !درست 500 هزار دلار

کي توي اين دوره و زمونه ميده اينو؟

به لطف اندر يه نفس عميق کشيديم

از هر دوتون هم خيلي ممنون

دوستيها واسه چه روزيه سوده؟

اصلا حرفش رو هم نزن

اين همه پولو کجا بزارم من؟

به خدا پاي شيطون رو شکستم !!اوووه شانسم باز شد

پولهايي رو که ميبريم نميگيريم ميندازيم تو صندوق کمک

کي گفته؟مگه من احمقم جونم؟

وايسيد...وايسيد...کجا ميريد؟به نگاه کردن من ادامه بديد حالا خيلي ميبرم

شلوار تورو ميگيرم از پات ...شلوارت رو

بگير داداشم بگير

آآآآه !ناراحت ميشم ببين

بگير جانم يه چيزي به اسم حق چشم هست !بگير پسر بگير

همه جارو خراب ميکنم و رد ميشم به خدا ! اندازه شانسم

پول هم ميباره

به نظر من ديگه نخوري بهتره

بله انقدر زياد آبميوه خوردم که باد کردم

دنبال تو ميگشتم !ميتونيم حرف بزنيم؟

البته بفرماييد ...بفرماييد

چي شده؟

بالاخره شد

پانداتون ممنونم

لارا بگير يه پاندا گرفتي

حتما شوخي ميکني؟

!!ميدوني سليم از پول خبر نداشته

نگفتي مگه نه؟

از کجا ميدونستم که اين يکي از رازهاي شماست!؟خواستم تشکر کنم

فکر کردم سليم هم ميدونه

خدا لعنت کنه تورو سوده

500هزار دلار اندر

از 500 هزار دلار حرف ميزنيم

بيشتر از پولي که من تو يک سال بدست ميارم

از پول خودم دادم

از هر جا ميخواد باشه

اين همه پول رو چطوري در مياري ميدي؟

همين طوري ندادم سليم قرض دادم

حالا هر چي

من چرا خبر ندارم؟

چرا از من مخفي ميکني؟

فاروک نمي خواست وضعيتش رو بدونن

من هر کس نيستم اندر

من شوهر تو هستم

نبايد اينو از من مخفي ميکردي

واسه اينکه از فاروک محافظت کني

ميفهمي منو به چه وضعي انداختي؟

يه خرده آروم ميشي لطفا حتي تنزل نکردي که به من بگي

!!سليم لطفا

با زنم خصوصي حرف ميزنم

البته

مامانم رو نديدي؟

امشب نقطه عطف زندگي منه

اينو ميبيني؟ايلول منو بوسيد

سارپ کجايي؟ اومدم

اسم چه اهميتي داره؟منو ميخواد

!!مامان

بله !بينمون يه خواننده واقعي هست !يالا همه با هم

يالا مامان بيا

کجا ميبري يامان؟مارو از مامانت محروم نکن

منو بگير...بگير يامان

از من عصباني شدي؟

يالا ملت ادامه ميديم

تکيه بده...تکيه بده..يالا

!!!کيفهام

اين اثر توست

ميرا بيا پايين !!ميرا

! مامان

مامان کجا؟ برگرد تو بخواب

!!!مامان

اين از کجا در اومد؟

من صدا کردم

تو چي ميگي مامان؟ما با تو چه حرفي زديم مامان؟

ما به جز همديگه به هيچ کس احتياج نداريم! مخصوصا به اين اصلا نداريم

زنگ زدم معذرت خواهي کردم

!!نه

من اينم ديگه

من اينطوريم

نمي تونم از حسن بگذرم

دوستش دارم

دروغ ميگي

من راهم معلومه همراهم هم معلومه

نمي فرستم تورو مامان مگه کسي از تو پرسيد

ديوونه رو ببين

من لايق تو نيستم

تو لايق بهترينها هستي پسرم

!!مامان

دوستت دارم

کانال تلگرام @MyFazSongTV

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.