All language subtitles for The.100.S07E06

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic Download
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian Download
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English Download
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ms Malay
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian Download
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal)
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian Download
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese Download
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

‫انچه در the 100 گذشت...

‫میدونی اگه منو به یه شهید تبدیل کنی ‫چه اتفاقی میافته؟

‫بله، همون اتفاقی میافته

‫که اگه مردم بفهمن تو کی هستی

‫فقط اونموقع که مردم شورش کردن

‫واسه از دست دادن خداشون

‫من میتونم گلوتو ببرم

‫جدا بهش فکر کن

‫نیازی به سفینه و تراشه ذهنی نیست

‫میتونی یه دنیای کامل و کشف کنی

‫اکتاویا هیچی بهشون نگو

‫می‌بینم که واسه شماها زیاد مهمون نمیاد

‫جلو رو نگاه کن

‫دوباره اینکار و بکن ‫و اون زخم

‫رو لباست ‫میافته رو سرت

‫دسترسی اهدا شد

‫بزن بریم

‫شد 2

‫ما نمیتونیم اینجوری بخونیمش

‫اون از درد استفاده میکنه که ‫خاطراتش و به یاد نیاره

‫این یکیو باید بشکنیم

‫خانم متاسفم

‫خیلی خب لطفا نکنین ‫من ازادتون میکنم

‫ازادتون میکنم ‫لطفا

‫مرسی

‫فاکس مووی با افتخار تقدیم می کند ‫Www.FoxMovie.Co

‫مترجم : ‫پابلیتو و رضا حضرتی

‫راحت و بی دردسر

‫جکسون گفت ‫سربازه یه زره داشت

‫شبیه هیچ زره دیگه ای نبود

‫جکسون زره های زیادی ندیده

‫کلارک و گایا دیدن ‫اونا زود خونن

‫اگه نیومدن ‫یه گروه و میفرستم دنبالشون باشه؟

‫تو اصلا تیمی داری که بفرستی؟

‫اینم جکسون بهت گفته؟ ‫نه تو اشپزخونه صداتو شنیدم

‫نه تو اشپزخونه صداتو شنیدم

‫این به تو ربطی نداره

‫ادامه بده ‫دیر نکن

‫ایندرا ما باید حرف بزنیم

‫هی ایندرا

‫بشین نلسون

‫چرا زندانی از سلولش بیرونه؟

‫ایندرا چند تا چیز یادم داده

‫لیندا ببرش تو

‫خوشحال شدم اوتیس

‫مطمئنم الان دوباره یه کار دیگه بهت میدن

‫چیه؟

‫دستورمون این بود که

‫10 دقیقه تو روز و میتونه بیرون باشه ‫تو 2 مرتبه

‫دیگه نه

‫و چون تو همچنین دستور داری که

‫باهاش حرف نزنی... ‫اون درست میکه...

‫تو در موردت تجدید نظر میشه

‫حالا برو

‫اه

‫سیا با همه ی احترامی که برات قائلم

‫ما به همه ی ادمای وفاداری که میشناسیم نیاز داریم

‫اونا راجب چی حرف زدن؟

‫چیز خاصی نبوده

‫راسل در مورد زمین کنجکاو بود ‫همین

‫از الان به بعد فقط تریکرو ‫از زندانی مراقبت میکنه

‫تو باهاش حرف نمیزنی

‫اگه اون خواست باهات حرف بزنه

‫تو اجازه شو داری که خفش کنی

‫ایندرا...

‫ببخشید

‫ولی اگه ما رو ببینن که داریم ‫رهبرشون و میزنیم...

‫درست میگی

‫از یکی از حقه هات استفاده کن

‫حالا وایستا سر پستت

‫ترکمون کن

‫تو زندانی منی ‫تو هیچ حقی نداری

‫تو از این سلول خارج نمیشی

‫تو حرف نمیزنی ‫با نگهبانام

‫و تو حتی بهشون نگاه هم نمیکنی

‫بدون اجازه ی من

‫میفهمی؟

‫اشتباه نکن

‫لحظه ای که دیگه فایده ای نداشته باشی

‫خودم میکشمت

‫پس تو داری میگی

‫البته خب فکر میکنم مجبوری ‫از اونجا که این همه از مردممون

‫دارن از دستوراتت پیروی میکنن

‫زمان بدیه واسه اینکه اون همه ‫تفنگ و گم کنی

‫من یه چیز هایی میشنوم

‫چیزی که تو نیاز داری یه هدائه

‫افسوس که بچه هه بدرد نمیخوره

‫شاید کلارکس بتونه رهبریتون کنه

‫هر چی باشه اون یه بار اینکار و کرد

‫ادعایی که فقط 3تامون میتونیم بکنیم

‫و این دقیقا چیزیه که تو ازش میترسی

‫این نیست

‫که اونا از من پیروی میکنن

‫منم جای تو بودم همین کار و میکردم

‫نگهبانا

‫بلامی

‫اکتاویا! اکو!

‫فکر کنم دیگه میتونیم بگیم که تو سیاره ی اشتباهیم

‫موافقم

‫اگه این ادما میتونستن یه دنیای جدید انتخاب کنن

‫واسه ی زندگی ‫این و انتخاب نمیکردن

‫نمیدونم

‫من فکر میکنم خیلی هم باحاله

‫باحال (cool:خنک) ‫گرفتی؟

‫حق با میلر ه ‫ادامه میدیم

‫طبق کامپیوتر

‫سنگ نزدیکه... ‫اون صخره ها،

‫2 کیلومتر مونده ‫از اونطرف

‫من ورودی غار و میبینم

‫یه لحظه صبر کن

‫یه چیزی اینجا تو برف ‫دفن شده

‫یه جنازست

‫قبلا اشاره کردم که از اینجا خوشم نمیاد؟

‫اوساریوم

‫چی؟

‫کارکرد اولیه ی زمین

‫مطمئنم یعنی یه جایی واسه ذخیره ی مرده ها

‫من قبلا این نماد و دیدم

‫نقشه ی ستاره هارو بهم نشون بده

‫مطمئنم اون سیاره ایه که

‫ادمایی که مردممون و بردن ‫اینجان

‫-چاقو ‫-بیا

‫مرسی

‫انسان

‫چه بد

‫چیه؟

‫دیدن یه فضایی خیلی باحال میبود

‫بیا

‫حداقل الان میدونیم ‫که داریم کجا میریم

‫بیاین اون سنگ و پیدا کنیم و ‫دوستامون و پس بگیریم

‫اینقدر کسخل نباشین

‫یالا. سنگ 200 متر اونطرفه

‫کاش این نورم داشت

‫هه. ایول

‫امیدوارم هیچکس ترس از فضاهای تنگ نداشته باشه

‫واقعا داریم اینکار و میکنیم؟

‫بوی چیه؟

‫فقط من اینطوریم ‫یا واقعا اینجا گرمه؟

‫فقط تو نیستی

‫دما از سطح ‫50 درجه بالا تره

‫باید یه جور منبع گرمایی این پایین باشه

‫150 متر

‫یه روزنه ای جلومون هست

‫کس دیگه ای هم شنید؟

‫من که شنیدم

‫چی بود؟

‫ریون ‫چرا وایستادی؟

‫یه چیزی این پایینه

‫خدا! اه اه اه!!!

‫-اه! ‫-برگرد عقب، عقب!

‫با لیزر بزنش

‫نه ، تو غاریم ‫ممکنه رو سرمون خراب شه

‫ریون، حالت خوبه؟

‫اره اون رفته

‫خیلی خب باید ادامه بدیم

‫صبر کن. داریم میریم سمت اون عمو؟

‫چاره ای نداریم ‫باید اون سنگ و بگیریم

‫هی صدمه دیدی؟

‫نه خوبم ‫- اره

‫-چی بود؟ ‫-من از کجا بدونم؟

‫باید برگردیم مگه نه؟

‫ممکنه تعدادشون بیشتر باشه

‫بچه ها...

‫تونل لعنتی کجاست؟

‫کسشر! اسید

‫ما که در هر صورت اونطرفی نمیرفتیم

‫یالا

‫سنگ از اینوره

‫هنوزم فکر میکنی فضایی ها فوق العادن؟

‫هی

‫پسرت چطوره؟

‫زندست ‫به لطف تو

‫یه نوشیدنی میخوای؟

‫من؟ با تو؟

‫اره

‫ببخشید ولی باید خداتو قرض بگیرم

‫هی مشکلی نیست ‫اسمت چیه؟

‫جرمایاه

‫من میگم بهت بگیم جری ‫نظرته؟

‫باشه عالیه

‫احتمالا برنامه نوشیدنی کنسله

‫ببخشید جر

‫من قرار نیست از این خوشم بیاد نه؟

‫تفنگامون دزدیده شدن

‫به کمکت نیاز دارم که پسشون بگیرم

‫رهبر مجرما

‫اونی که تو ریکتور مرد

‫از زن دزدش چی میدونی؟

‫انی مسلسل؟

‫اون و هچ سارق بانک بودن

‫هچ پول و دوست داشت ‫اونم هرج و مرج و

‫اگه تفنگا دست اون باشه ‫ما به مشکل برخوردیم

‫بیا بفهمیم

‫دیشب یه رخنه داشتیم داشتیم

‫و تو فکر میکنی ما مسئولیم؟

‫یه بار که جرم کردی ‫تا ابد مجرمی؟

‫همینه؟

‫ببین تو خیلی سختی کشیدی

‫هممون کشیدیم

‫هچ ادم خوبی بود

‫ما فقط میخوایم بدونیم که تو چیزی دیدی یا نه

‫یا چیزی شنیدی

‫اره یه چیزی شنیدم

‫شنیدم شما دگرگونی خون دارین

‫که یعنی هیچوقت تو خطر نیستین

‫که برین تو اون ریکتور

‫ریون دقیقا میدونست چیکار داره میکنه

‫وقتی که مردم منو فرستاد اون پایین که بمیرن

‫فکر میکنم شاید باید برای این جرمش بمیره

‫تو چی فکر میکنی؟ ‫الان تو همه کاره ای

‫به نظر تو عدالت همینه؟

‫تو نپرسیدی چی دزدیدن

‫به نظر تابلو میاد

‫مگه اینکه از قبل میدونی

‫تفنگا کجان؟

‫چی میخوای؟

‫شوهرمو

‫به ریون بگو من گفتم ‫بنگ بنگ

‫تو فکر میکردی دیوزا دردسره

‫هی تو!

‫شد 3

‫زنگ خطر و فعال کن

‫بیا بجاش به این بگیم 3

‫مامان؟

‫دیوزا

‫خدای من امید

‫خدا

‫اتاق سنگ از اینوره

‫اون چه مرگشه؟

‫بلامی مرده

‫بیا اینجا

‫بله

‫بازم مکالمه های شبیه سازی شده

‫ایندفعه راجب چی حرف بزنیم؟

‫5 دقیقه وقت داری

‫لطفا خفش کن

‫اونا منو گشتن که اسلحه نداشته باشم

‫فقط خیلی خوب نگشتن ‫شاید چون

‫فکر میکنن من راضیم

‫که تو نمیتونی دوباره احیا بشی

‫من راضی نیستم

‫کاری که الان میکنم ‫واسه مردم میکنم

‫واسه کسایی که تو زندگیشونو نابود کردی

‫که به خودت برسی

‫واسه خانواده هاشون که بهشون دروغ گفتی

‫و واسه هر شخصی که ولش کردی تا بمیره

‫از جمله خود من

‫حالا که اروم شدی...

‫تو خیلی تهاجمی هستی

‫اینو میگیرم ‫مرسی

‫شرمنده نباش

‫اگه راسل اینجا بود ‫شکی ندارم

‫که تو میکشتیش

‫بازی میکنی؟

‫احمق من راسل نیستم

‫بازی میکنی یا نه؟

‫منظورت چیه؟ ‫چطور ممکنه؟

‫بهم نگو گابریل بهتون یاد نداده که

‫تراشه ذهنی چطور کار میکنه

‫چون من ترجیح میدم که وقت با ارزشمونو حروم نکنم

‫یاد داده ‫البته که یاد داده

‫پس میدونی که 2 ذهن ‫میتونن یه بدن و شریک بشن

‫من ذهنشو کشتم ‫حالا بدنش واسه منه

‫بشین ‫بهت یاد میدم

‫تو کی هستی؟

‫کسی که میدونه چطوری

‫چیزی که میخوای و بهت بده

‫و اون چیه؟

‫چیزی که همه میخوان ‫قدرت

‫من قدرت نمیخوام

‫من عدالت میخوام

‫نمیتونی بدون قدرت ‫عدالت داشته باشی

‫چرا داری اینو بهم میگی؟

‫وانکرو ضعیفه

‫اونا رهبری ندارن

‫و دیشب تفنگاشون دزدیده شدن

‫حدسم اینه که کار زندانی های الیژیوس بوده

‫تو و زندانی ها یه دشمن مشترک دارین

‫حتی شایدم یه هدف

‫من یه جورایی شک دارم که یه مشت قاتل

‫و دزد عدالت بخوان

‫مجبورم نکن که حرفمو تکرار کنم

‫قدرت

‫اونا قدرت میخوان

‫باشه

‫تو همه ی جواب ها رو داری

‫چطوری اینکار و بکنیم؟

‫با دزد ها و قاتل ها

‫متحد میشی

‫بعدش ملکه ی دشمن و میکشی پایین

‫وب سایتی خاص برای کاربرانی خاص ‫Www.FoxMovie.Co

‫بیا بازم که همینه

‫ادامه بدین ‫اون سنگ کجاست ریون؟

‫40 متر روبه روتون

‫نه این یه بن بست ‫و هیچ راهی کنارش نیست

‫باشه

‫ما برمیگردیم و یه راه دیگه پیدا میکنیم

‫فکر نمیکنم این ایده ی خوبی باشه

‫من از اینجا متنفرم

‫زمین یه لرزش های ریزی داره ‫بیاین...

‫اونا کجا رفتن؟

‫-کلارک. اونا کجا رفتن؟ ‫-ریون؟

‫-ریون! ‫-کلارک!

‫دیوار الان تکون خورد

‫زود باش کمکم کن ‫هلش بده

‫زمین در حال حرکت تکونش داد

‫شاید بتونیم برش گردونیم

‫زمین حرکت نمیکنه کلارک ‫این یه غار نیست

‫این یه ترکیب زندست

‫اگه حق با من باشه

‫این انزیم هضم ‫یعنی...

‫ما وعده ی بعدیش هستیم

‫اونجاست ‫اتاق سنگ

‫-هیچکس اینجا نیست ‫-خیلی ساکته

‫یه جای کار میلنگه

‫سنگا تنها راه خروج مان

‫اونا میدونستن ما میایم اینجا

‫خوبه ما از راست میریم

‫تو برو چپ

‫با شماره 3 میریم

‫1

‫2

‫صبر کن

‫لویته . ولش کن

‫یه جین پیرو

‫اونا اگه مجبور بشن واسه اینکه جلوتو بگیرن ‫خودکشی هم میکنن

‫خب چطوری به جایگاه مقدس برسیم؟

‫نمیرسی ‫از کنار مزرعه ی اکسیژن میری

‫یه در تو قسمت دورش هست

‫پله هایی داره که میبرتت به سطح

‫-اونا دنبالت نمیان ‫-چرا؟

‫چون نمیتونن زنده بمونن

‫زیاد دووم نمیارن ‫نه به اندازه ی اینجا

‫تو یه سرایداری؟

‫هه اره

‫هنوزم توی تیم رمزگشاییم البته

‫-واسه اون بهم نیاز دارن ‫-البته

‫ارزششو داشت

‫که یه راه دیگه واسه زندگی کردن و ببینی

‫که حسی که تو بهم دادی و فهمیدم

‫حالا یه مشت دیگه بهم بزن و فرار کن

‫بچه ها ما فرار میکنیم

‫گابریل

‫باحاله

‫اون چیه؟

‫یه چیزی از زمینه؟

‫اره نه ‫نمیدونم

‫میتونم ببینم؟

‫تو عجیب غریبی ؟

‫هی

‫من یه ادم پوچم که ولش کردن

‫که تو جنگل بمیره

‫نه دوست ندارم که باهات دعوا کنم

‫من فقط میخواستم بگم

‫ما داریم فوتبال بازی میکنیم ‫اگه میخوای بیا

‫ها ها

‫البته چرا که نه

‫مدی باید باهات حرف بزنم

‫صبر کن. مشکلی واسه کلارک و گایا پیش اومده؟

‫نه . تنها

‫بعدا پیدام کن

‫متاسفم مدی

‫نمیدونم دیگه چیکار کنم

‫چیشده؟

‫من دارم تو ماموریتم شکست میخورم ‫جایگاه مقدس تو لبه ی پرتگاهه

‫تو دعوا ها رو دیدی

‫قصد جون راسل و کردن

‫میدونی دیشب یه زن خودشو

‫واسه اون اتش زد

‫و این تازه در مقایسه با چیزی که میترسم پیش بیاد ‫هیچی نیست

‫تقریبا 50 تا از تفنگامون دزدیده شدن

‫2000 گلوله

‫میدونم دست کیه

‫ولی نمیتونم پسشون بگیرم

‫مگه اینکه کل وانکرو باهام باشه

‫مدی...

‫ما به فرماندمون نیاز داریم

‫میدونم تو اینو نمیخوای

‫منم برات اینو نمی‌خوام

‫ولی نیروهایی اینجا هستن که

‫بزرگتر از خواسته‌های ما هستن

‫مسئولیت‌هایی داریم که باید انجام بدیم

‫کلارک چی؟

‫با کلارک صحبت می‌کنم ‫ولی حقیقت اینه که

‫هیچکی به اندازه اون درک نمی‌کنه

‫برای همینه که الان خودش رفته

‫و دنبال دوستاش می‌گرده

‫مردمش بهش نیاز دارن ‫همونجور که مردم تو بهت نیاز دارن

‫زنده نمیمونیم

‫بقیه یه راهی پیدا می‌کنن

‫چطوری این کارو می‌کنی؟

‫چیکار؟

‫اینقدر قوی می‌مونی

‫هر اتفاقی بیوفته

‫کلارک گریفین امیدشو از دست نمیده

‫حقیقت نداره

‫واقعا؟

‫من 4 نفرو توی راکتور هسته‌ای کشتم

‫به اضافه هشت تایی که اون شب کشتم

‫و احساس می‌کنم روحم شکافته شده

‫ولی تو عین

‫یه آدم بی نقصی

‫ریون

‫شاید این کارماست

‫برای همه کارایی که کردیم

‫به خاطر آدمایی که کشتیم

‫هی، آدمایی که کشتیم

‫به خاطر عزیزانمون کشتیم

‫اونام عزیزانی داشتن

‫کی تموم میشه؟

‫اینجا تموم نمیشه

‫من به کارما اعتقادی ندارم، ریون

‫و اگه روحی داشته باشیم ‫مال تو شکافته نشده

‫تو آدم خوبی هستی، ‫شاید حتی بهترین آدمی که می‌شناسم

‫بهترین آدمی که می‌شناسی؟

‫پس چرا نرفتم تو؟

‫خودمم می‌تونستم اون لوله‌ها رو جا بندازم

‫ولی به جاش، کلی آدم فرستادم ‫تا بمیرن

‫خودمم می‌تونستم این کارو بکنم ولی...

‫می‌ترسیدم

‫هی، طوری نیست

‫خیلی می‌ترسیدم

‫کلارک، من...

‫فایده نداره. بسه!

‫باید یه راه دیگه پیدا کنیم

‫خیلی خب. برمی‌گردن

‫بهت که گفتم

‫نظرت چیه برامون یه سیاره ‫با ساحل پیدا کنی؟

‫آره، ترجیحا یکی که آدما رو نخوره

‫میرم رو کارش

‫ایندرا...

‫می‌دونم ترسیدی

‫ولی پشتتم

‫ایندرا، الان شنیدم که به دستور فرمانده

‫وانکرو دارن دور هم جمع میشن

‫داری چیکار می‌کنی؟

‫دارم از آزاد شدن جهنم جلوگیری می‌کنم

‫حالا برو تو

‫هیئت ارکادیا کوچیکه

‫می‌تونی پیداشون کنی

‫شما دو تا وانکرو نیستین. لطفا برین

‫مدی هم نیست

‫چرا آوردیشون؟

‫چون اون براشون مهمه

‫برای منم مهمه

‫طوری نیست. از پسش برمیام

‫ایندرا، نگاش کن. ‫وحشت کرده

‫مدی کوم لاوودا کیران کرو

‫تو برای این کار زاده شدی

‫یادته گفتم چی بگی؟

‫یه چیز دیگه

‫ایندرا

‫قسم می‌خورم اگه یه کلمه دیگه ‫برای جلوگیری از این کار بگی

‫همینجا جرت میدم

‫لطفا دعوا نکنین

‫انجامش بده

‫منو جر بده چون این تنها راهیه

‫که اجازه میدم این بچه بره اونجا

‫متأسفم

‫وحشت زده شده، ایندرا

‫از پس این کار برنمیاد، خودتم خوب میدونی

‫مدی وایسا!

‫ایندرا، جریان چیه؟

‫بذار کمک کنیم

‫شیدهیدا

‫چی؟

‫توی مدی؟ ولی فکر می‌کردم...

‫نه مدی، راسل

‫وقتی شعله رو از مدی بیرون کشیدیم

‫هوش شیداهیدا

‫داخل کامپیوتر محو شد

‫از اونجا به

‫- درایو ذهن وارد شد ‫- درایو ذهن

‫پس بکشش

‫نمی‌تونیم

‫پیروانش فکر می‌کنن راسله. ‫همه جا رو به خاطرش نابود می‌کنن

‫البته اگه بهشون بگی که راسل هم نیست

‫بازم همین کارو می‌کنن

‫در هر صورت خداشون مرده

‫این حداقل نگرانیمونه

‫چون اگه بهشون بگیم

‫وانکرو میفهمه که شیدهیدا برگشته

‫واقعا به نظرت اونا پیروشن؟

‫سانگداکرو که پیروشه

‫و نهایتا بقیه هم جلوش زانو می‌زنن

‫قبلا هم دیدمش

‫برای همین به مدی نیاز داریم

‫نه. برای همینه که به تو نیاز داریم

‫بیخیال، ایندرا

‫ما که واقعا توی اون بونکر نبودیم

‫ولی فکر نکنم فهمیدنش سخت باشه که

‫بدونی وقتی اکتاویا صورتش رو ‫با خون نقاشی می‌کرد

‫کی اینجا رو اداره می‌کرد

‫به علاوه، کی زورگوتر از توئه؟

‫من یه سربازم، یه جنگجو

‫این قانون منه، همیشه بوده

‫ایندرا، اینکه نمی‌خوایش

‫دلیل اصلیشه که باید این کارو بکنی

‫از شرش خلاص شو

‫- میشه حداقل نگاه کنیم؟ ‫- نه

‫من نگاه می‌کنم

‫همینه، کارخونه اکسیژن

‫همه نگهبان‌ها توجه کنند

‫زندانی‌ها آخرین بار در طبقه 12 دیده شدند

‫لازم نیست از چیزی بترسی

‫فقط بگو چطور بریم بیرون

‫- به سطح؟ ‫- بله

‫نمی‌تونین. بدون کپسول نمی‌تونین

‫بدون کپسول چی میشه؟

‫همون اتفاقی که برای باردون‌ها افتاد

‫انقراض، ولی با سرعت کم

‫اگه مسئله بقاء نبود لویت بهمون نمی‌گفت این کارو بکنیم

‫همه نگهبان‌ها توجه کنند

‫زندانی‌ها آخرین بار در ‫طبقه 12 دیده شدند

‫چه مرگته؟

‫اسمشو گفت

‫هنوزم احتمالا از داخل ‫لویت رو لازم داشته باشیم

‫- دنبال من ‫- الان شنیدی چی گفت

‫خیلی خطرناکه

‫اون جواب‌هاش رو می‌خواد. ‫این تنها چیزیه که همیشه می‌خواست

‫نه. حقیقت نداره. ‫من می‌خوام زنده بمونم

‫پس توصیه می‌کنم بری کنار

‫- برای این کار وقت نداریم ‫- نه، وایسا

‫همه نگهبان‌ها توجه کنند

‫زندانی‌ها آخرین بار در طبقه 12 دیده شدند

‫دارن میان. به لویت اعتماد دارم. ‫بیاین بریم

‫تکون بخور

‫گابریل، درو باز کن

‫نمی‌تونم اجازه بدم ریسک کنین

‫گابریل، منتظر چی هستی؟

‫با اوناست

‫غیرمسلح شدم. تسلیم میشم

‫ریون، پیشرفتی داشتی؟

‫هنوز منتظرم

‫اون چیزه به کلاه آسیب زده. ‫نقشه ناخواناست

‫پس تمرکز کن

‫دارم سعی می‌کنم. نمی‌تونم علامت درست رو تشخیص بدم

‫دارم سعی می‌کنم. نمی‌تونم علامت درست رو تشخیص بدم

‫حق با نیالاست

‫نمی‌خوام برم سیاره‌ای که

‫جنازه‌هاشون رو به خورد یه جور ‫هیولای داخل غار میدن

‫نیالا

‫آشنا نیست؟

‫طلوع دوم

‫چطور ممکنه آدمایی از بونکر شهر

‫اینجا باشن؟

‫حتما تصادفیه، نه؟

‫بچه ها، تمرکز کنین. ‫دارن برمی‌گردن

‫بیشتر از فقط یکیه

‫ریون

‫تقریبا می تونم ببینمش

‫دیدمش. پیداش کردم. ‫آماده باشین

‫کد رو الان میزنم

‫اونجاست!

‫ریون، سریعتر!

‫- ریون، حالا! ‫- کم مونده

‫بریم

‫مسلح باشین

‫نمی‌دونیم چی اون طرف پیش رومونه

‫دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم ‫Www.FoxMovie.Co ‫مترجم : پابلیتو و رضا حضرتی

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.