Afrikaans
Akan
Amharic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
پوم
پی پو!پی پان!
وقتی که داری اسب سواری میکنی لبخند میزنی
بخاطر این که سرم با فارغ تحصیلی گرم بود
وقتی نداشتم که بیام و لرد(اسم اسب)رو کشف کنم
وقتی که اینجام میخوام اینقد برونمش تا دلم براش تنگ نشه
اونوقت
برونش تا وقتی که تو اول دلتنگش نشی
منوپان تو باشگاه منتطرت میمونیم
بله خون پان
پان
این چیه پی پان؟ترسوندیم
این خبرو بخون
خبرهای فوری
نوه خانواده پتلادا
پسر امباسادور ویت پاچالاپوتانات
درحال برگشت از فرانسه است
او بزودی به بنگ کوک میرسه
پی نانگ داره بر میگرده؟-اره
پدر!سلام!
سلام
تو بالاخره برگشتی
فارغ تحصیل شدی و دیگه راه دوری نمیری
خسته ای پسرم؟
خسته نیستم بجاش هیجان زدم
دلم برای تو و چیزای اینجا تنگ شده بود
منم دلم برات تنگ شده بود
و کسای دیگه هم هستند که دلتنگت شدند
مخصوصا یک خانم
اون منتظرت بود و هرروز دلتنگت بود
اون دیگه انتظار نمیکشه
اون صبح زود پاشد تا غذا درست کنه
و اتاقتو تمیز کرد با اینکه من ازش نخواسته بودم
میتونی حدس بزنی کیه؟
خانم؟
اون اینجاست
پیم رو اینجا میبینی.اون هنوز منتظرته
خیلی دلت براش تنگ شده بود نه؟
اوه توخیلی بزرگ شدی
بغلش کن تا راضی شی-چشم
دلم برات تنگ شده بود ما پیم
منم دلم برات خیلی تنگ شده بود
اوه چه زمان طولانیی
تو خیلی تو روزنامه باهوش بودی
و خود واقعیت خیلی باهوش تری
اگه تو به این شیرینی اینو بگی من سیر میشم
و نمیتونم دیگه غذایی که تو درست کردی رو بخورم
اگه اینجوریه اونوقت من بامزگیمو نگه میدارم
پس تو میتونی یه عالمه غذا بخوری
وای خدای من
پس بزار من برم و میز رو بچینم
نانگ میان بیا اینجا
برو و درستش کن مائه ما
فر رو روشن کن
نانگ-بله
وقتی که منتظری من تورو میبرم و مکانی رو نشونت میدم
که برای جشن خوشامد گوییت اماده کردم
فکر میکردم که هفته بعد باشه
خوبه.دوستامو خیلی وقته که ندیدم
منم میخواستم بدونم که چیکار میکنند
بریم
این عکس کیه؟
تو واقعا اونو نشناختی؟
یبار دیگه خوب نگاه کن
نمیشناسم
من باید برم پی پان
من باید ساعت 11 استادمو ملاقات کنم
استادم هم گفت که نباید دیر کنم
بعد از ظهر میام و بازی حدس بزن رو باهات ادامه میدم
وایسا پوم!بمون و اول بامن حرف بزن
پوم
پوم تو واقعا نمیشناسیش؟
پوم
هی!پوم!پوم
این پسر فامیله منه
وقتی بچه بودیم میومد اینجا و باهامون بازی میکرد
و ماهم میرفتیم خونشون و باهاش بازی میکردیم
یبار دیگه فکر کن
اینجا
پی پان وقتی ما بچه بودیم یه عالمه ادم میومد خونمون و باهامون بازی میکرد
و ماهم خونه خیلیا میرفتیم و بازی میکردیم
من نمیتونم همشونو بیاد بیارم
من اول میرم
وایسا پوم
پس من بهت میگم
این پسر پی نانگه
اون پسره عمو ویت پتلادائه
پی نانگ آناوات پاچالاپوتانات
یادت اومد یا نه؟
نانگ این دختر خواهره منه،پوم
پوم برو با پی نانگ سلام کن
پی نانگ پسر عمو ویته
اون فامیله عموم سوکه
سلا...-من دارم پو و پان حرف میزنم تا توچمن بازی کنند
بریم پو،پان
تو یه دختری بجاش با این عروسک بازی کن
من عروسک نمیخوام.میخوام که اسباب بازیمو بهم برگردونی
بهت نمیدمش-برش گردون
ولش کن!-نمیخوام ماله منه
بهت گفتم ولش کن
حالت چطوره ؟پوم عزیزم
چرا این شکلی نشستی؟
بیا،پاشو!
من اونو دیدم که با خودش بازی میکرد
دلم براش سوخت برای همین واسش یه عروسک اوردم تا باهاش عوض کنم
چون عروسک برای دخترا مناسب تره
اما من این ماشینو میخوام
بیا عزیزم!این ماشینو بده به پی نانگ
تو یه دختری بهتره که با عروسک بازی کنی عزیزم
مرسی خاله تیپ
کوچولو!
یادت باشه یکی مثله من هرچی بخواد رو بدست میاره
تو فقط یه کوچولویی
ی بدن گرد!پای کوچیک!دست کوچیک!
تو گردن هم نداری!تو واقعا که کوچولویی!
یادت باشه یتیمی مثله تو،
هیچوقت در مقابله من برنده نمیشه
پوم
تو چرا هنوز اینجایی؟
پس پی نانگ رو یادت اومد؟
حتی نخوام بیاد بیارمش
اما راهی نیست که فراموشش کنم!
یادمه که وقتی بچه بودیم چیکار کرد باهام
من اونو قلبا بیاد میارم تو این زندگیم هیچوقت فراموشش نمیکنم
اوه پوم اون خیلی وقت پیش اتفاق افتاد
فراموشش کن
الان پی نانگ خیلی بزرگ شده
تو هم خیلی بزرگ شدی
احتمالا مثله وقتی که بچه بودیم نیستیم
به خودت نگاه کن حتی توهم تغییر کردی
مثله اون موقع ها کوتاه نیستی
من فقط یه مثال زدم تا بفهمی
که ممکنه پی نانگ هم تغییر کرده باشه
اگه خون آناوات تغییر کرده باشه
اونوقته که میتونم بچگیشو فراموش کنم
که کار خودشو میکرد و دوست داشت که برنده باشه و به همه از بالا نگاه کنه
اونوقت میتونم راجب گذشته بد فراموش کنم
اگه هنوز همونجور باشه
راهی نیست که فراموشش کنم
من اول میرم
هاتارایت
اماده ای؟
من تو رو میبرم تا خانوم کونکانوک کارولوک رو ملاقات کنی
-بله-بریم
من از وقتی که بچه بود معلمش بودم
چون خیلی براش راحت نیس براهمین به مدرسه نمیره مثله بقیه دانش اموز ها
برای همین معلم سرخانه تو خونه هست
الان دیگه من نمیتونم که بهش تو خونه درس بدم دیگه برا همین باید یه جایگزین پیدا میکردم
خون یینگ از شما سوال خواهند پرسید
و بعد تصمیم میگیره تا شما رو استخدام کنه یا نه
هرچقدرهم اون از شما سوال میپرسه شما باید طبق همون پاسخ بدید
چون او خیلی مشکل پسنده
من براش چند نفر دیگه اوردم اما اون هیچکدوم رو انتخاب نکرد
تو میتونی بری تو حالا
من منتظرت میمونم هاتایرت
من سه تا سوال دارم تا ازت بپرسم
تو باید به همه سوال هام جواب بدی
سوال اول،اگه من اشتباه کنم ایا تو منو میزنی؟
بله
اما نه وقتی که بار اولت باشه که اشتباه میکنی
من بهت خواهم گفت که اشتباهت چیه
و بچه های خوب نباید دوباره یک اشتباه رو انجام بدند
اونوقته که اون باید کتک بخوره
سواله دوم
میدونی که،
یه بچه بدون مادر چه حسی داره؟
من خوب میدونم
چون من هم پدر و مادر ندارم
وقتی چهارسالم بود اونا فوت کردند
با اینکه من یتیمم
اما هنوز کسایی هستن که منو دوست داشته باشند و نگرانم باشند
عمو وخالم و برادرو خواهرم
فک میکنم که اگه ما ادم خوبی باشیم
هیچکس طردمون نمیکنه
فک میکنی یه بچه ناتوان،
باید بیشتر از بقیه درس بخونه؟
من فکر میکنم که همه بچه ها باید خیلی درس بخونند
مهم نیست که ناتوان هستند یا نه
چون دانش برای همه بطور یکسان مهمه
ناتوان بودن مانع نمیشه اگه ما واقعا بخوایم یاد بگیریم
اگه ما دانش داشته باشیم
هیچکس نمیتونه مارو تحقیر منه
و اگه کسی مارو تحقیر کرد
ما ضعیف نخواهیم بود
دانش حکمته
حکمت مارو قوی میکنه
و از همه مهمتر...-کافیه نیاز نیست بیشتر توضیح بدی
من موافقم که تو رو به عنوان معلمم استخدام کنم
ممنونم خون یینگ
من دانش اموز خوبی خواهم بود
پوم!
پونگ
همه دوستامون اینجان؟
اره.همه داخلند
پوم میخوام تو ه خون پراسانگ معرفی کنم
اون یه دکتر تو بیمارستانیه که بابام کارمیکنه
و همچنین دوست پسرمه
تبریک میگم دکتر پراسام
بله
بریم پوم .بریم داخل. دوستامون منتظرند
اره
نانگ
-حالت چطوره؟-سلام
تو اون پسرو میشناسی؟
اونی که سر میز ایسارا الان نشست خیلی خوش قیافست
کجا بودی تا حالا؟
که حتی خون اناوات پاچالاپوتانات رو نمیشناسی
خون اناوات
خون اناوات هم اینجان
کجا؟
؟کجا
میتونی اینو برام نگه داری؟
تو! تو! خون نانگ هم اومده
کدوم نانگ؟
اونجا،اون خون نانگه
اوه خون نانگ از خاندانه پتلادا
اوه!خون اناوات،تو تازه از فرانسه برگشتی،درسته؟
من اونو یادمه
اون تو واقعیت خوش قیافه تره
متاثر شدم
شاید خون اناوات از من درخواست رقص کنه
قبل از اینکه تورو ببینه من رو میبینه
چون ادمایی مثل من راحت بدست نمیان
من میرم خودمو بهش نشون بدم
منم
پانگ
تازه یادم اومد که وسایل معلیمیموبرای خون یینگ واسه فردا اماده نکردم
منو ببخش باید اول برم خونه
پوم این چه کاریه؟
تو تازه رسیدی
چطور میتونی برگردی؟بمون
درسته!من تازه چند روزه که کارمو شروع کردم
اگه درست درس ندم اخراح میشم
ما همو یه وقت دیگه میبینیم.باشه؟
نه پوم
نمیزارم که بری
خانمها و اقایون محترم
این باشگاه از خوشامد گویی به شما خیلی لذت برد
و چون امشب برای همه یه شب خاصه
ما یه سرگرمیه جدید براتو اماده کردیم تا باهم بازی کنید
میشه من از 20 تا داوطلب بخوام؟
ما شمارو به دو گروه تقسیم میکنیم
.10اقا در یک گروه و 10 خانم در یک گروه
داوطلب ها لطفا به این سمت استیج تشریف بیارن.
پوم
من میتونم بزارم بری،
اما تو اول باید این بازی رو انجام بدی
-اما...من باید عجله کنم و برم-پوم
من تورو همراهی میکنم
بریم پوم
نانگ برو اونجا
اگه تو نری ،شهرته دانش اموزای فرانسه از بین میره
درسته-بیا،سریع
قوانین ساده ان
همونجور که گفتم دو تیم وجود داره
خانم ها در یک تیم و اقایون در تیم دیگر
لطفا
برای اینکه هر دو تیم همو نبینند ما یه پارتیشن بینشون قرار میدیم
درسته ما پارتیشن رو میبندیم
خوبه!
هر دوطرف لطفا تو جاتون بایستید
به پشت بایستید. ه پشت بایستید . بنابراین شما هم رو نخواهید دید
وقتی پارتیشن باز شد
هر دوطرف برگردند تا هم رو ببینند
اهمیت نداره هم رو میشناسین یا نه
مهم نیست از هم خوشتون میاد یا نه
شما باید باهم برقصید
درسته حالا اگر اماده اید
هر دو طرف بچرخند تا پارتنرشون رو ببینند
اماده این؟
وایسید
من معذرت میخوام
تو !اول وایسا
گفتم وایسا!
پوم!
تو!وایسا!
وایسا!وایسا!
تو!گفتم وایسا
گفتم وایسا
وایسا!به این زودی نرو
ولم کن
نمیزارم بری
تو باید برگردی و باهام برقصی
من که گفتم معذرت میخوام
نمیخوام باتو برقصم
میخوام بدونم چرا نمیخوای با من برقصی؟
من نمیرقصم،چون نمیخوام
تو خیلی بی عقلی
اگه تو اینجوری کنی اونوقت بقیه در مورد من چه فکری میکنند؟
چرا لبخند میزنی؟
به خودم مربوطه که چرا لبخند میزنم به تو هیچ ربطی نداره
چرا داره
چون تو داری جلو روی من لبخند میزنی
مطمئنا به من ربط داره
خب میتونم بهت بگم
داشتم فکر میکردم واقعیت اینه که تو فقط به فکر ابروی خودتی
احتمالا زن دیگه ازت فرار نکرده تا حالا
برای همینه که توعصبانی که دنبال من دوییدی
اره
هیچ کس تاحالا ازم روبرنگردونده
و کسی هم نمیتونه همچین کاری کنه
تو باید برگردی و باهام برقصی
نمیام
من دیگه بزرگ شدم
دیگه بچه نیستم که کسی بتونم بهم دستور بده
خواهشا یادت بمونه
هیچ کس نمیتونه هرچی که میخواد رو بدست بیاره
و من اولین زنی میشم که ازت رو برمیگردونه
تو!تو!
نمیتونم باور کنم که توی بنگکوک همچین دخترای پرروی وجود داشته باشه
نمیتونم باور کنم
وقتی اون منو دید
همچین فرار کرد که انگار روح دیده
همینچور پشت سرهم دعوا میکرد و جواب میداد
انگار که از زندگی قبلی تا حالا ازم متنفر و عصبانی بوده
ما پیم اگه فقیرانه لباس پوشیده
و موهاش ژولیده بود
مردم حتما فکر میکردند که دیوانست
اما اون لباس زیبایی پوشیده بود و خوشگل هم بود
اوه!ممکنه چون اون خوشگل بوده
همین شمارو عصبانی کرده وباعث شده منو تا دیر وقت بیدار نگهدارید و اینارو بهم بگید
فکر میکنم که اون احتمالا نرمال نبوده
اره!واقعا غیرعادی بود
واقعا میخوام بدونم
این دختر بی تربیت کی بود
فقط وایسا و ببین ،اگه من دوباره اونو ببینم
دیگه نمیزارم برای بار دوم جلو روم لبخند بزنه
وقتی داشتی میدوییدی کفشتو گم کردی؟
از چی فرار میکردی؟چرا؟
خب،من داشتم از...
یه ولگرده که دوست داره به زنای ضعیف حمله کنه
چی؟اونا باهات کاری کردند؟
بگو،همه چی رو بهم بگو
اگه چیز بی شرمانه ای باشه میگم پی پو به حسابش برسه
اروم باش پی پان
چیزی نیست
اون فقط میخواست قدرتشو به رخ بکشه
اما من تونستم فرار کنم.چیزی نیست که بخوای خودتو نگرانش کنی
بخاطر اینکه تو این زندگی من دوباره یکی مثله اینو نمیبینم
درسته خب
پوم دفعه بعد باید بیشتر مراقب باشی
اگه احساس کردی چیزی اشتباهه بهم زنگ بزن
و من به یکی میگم که بیاد دنبالت،درسته؟
اره
میترسیدم فراموش کنم
پوم.دوتا خبر خوب دارم برات
خبر اول
فردا من و پی پو بخاطر تبریک بهت جشن میگیریم
مرسی پی پان
و خبر دوم؟
عمو ویت یک جشن خوشامدگویی برای پی پان اماده کرده
بابا گفت که سه تامون باید حاضر باشیم
و باهاش بریم
این مناسبت خیلی مشهوره !همه میخوان که بیان
اما عمو ویت فقط تعداد کمی از اشناها رو دعوت کرده
اگر دوستام بفهمن خیلی حسودی میکنند
چون در حال حاضر همه دختر های جوان میخوان که کنار خون نانگ آناوات باشند
پوم تو باید لباس زیبایی بپوشی
میخوام که پی نانگ سوپرایز شه
وقتی ببینه پوم چقدر تغییر کرده
سانگ
سانگ!منتظرم بمون!
من نباید با تو میومدم،سانگ
او!چرا همچین چیزی میگی چوله؟
همه دارند فقط به تو نگاه میکنند
اینجوری هیچکس منو انتخاب نمی کنه
بهش فکر نکن چوله
بیا بشینیم اونجا
شاید کسی از تو خوشش اومد
هر چی میخواین سفارش بدید
مرسی-مرسی
تو اول سفارش بده .من برمیگردم
در مورد چی داشتید حرف میزدید؟
صداتون رو همه رستوران میشنوه
اگه نمیدیدمتون
فکر میکردم که پی پان و پی پو یه فروشگاه زنجیره ای اینجا اوردن
سلام پی سانگ چه تصادفی!
خیلی تصادفی!
شما بچه ها اینجا چیکار میکنید؟
پوم شغل پیدا کرده
من اوردمش تا جشن بگیریم
خوبه!
بچه رو بیرون اوردید تا دنیای بیرون هم ببینه
نه که فقط کنار اشپزخونه بشینه
تو خوش شانسی پوم
توبه عنوان خواهرزاده زن عموی من بدنیا اومدی
اگه تو یه خانواده دیگه دنیا میومدی
نمیتونستی این همه چیز تو زندگیت داشته باشی
میدونم
اگه من اشتباها تو فامیل خون سانگسان بدنیا میومدم
اونوقت همچین فرصتی نداشتم
مطمئنا
چون من از کسایی مراقبت خواهم کرد که موقعیت خودشونو بدونن
و هیچوقت واقعیتشونو فراموش نکنندو فکر کنن که قوئن
اما در واقعیت اردک هایی بیش نیستند که با قو ها شنا میکنند
سانگ واقعا ازاردهندست
فقط دنبال دردسره
و همچین میره انگار اتفاقی نیفتاده
پوم زیاد فکر نکن
مهم نیست بقیه چه فکری میکنند
تو خواهر منی
و همچنین خواهر من
اگه تو اردکی.منم اردکم
پس ما میتونیم باهم شنا کنیم
بزارسانگ...
یک قوی تنها باشه
ممنونم پی پو.ممنونم پی پان
پو و پان پوم رو اورده بودند تا تو رستوران نشونش بدند
فقط یه شغل پیدا کرده چرا باید اینقدر خوشحال باشند؟
خیلی ازار دهندست
حتی وقتی رفتم سرزنششون کردم پشیمون نشدند
پشت سرم حرف زدند و بهم خندیدند
فکر کردند که نشنیدم
اونا خیلی پوست کلفتند
هیچ حسی نداشتند وقتی سرزنش شدند
این پوم بدبخت هرچی بزرگتر میشه زننده تر میشه
تیپ مثله ی الهه اونو بزرگ کرد
فقط وایسا و ببین از اون چی درمیاد
یه دختر این شکلی ایا چیزی خوبی ازش درمیاد؟
امکان نداره
میتونم بهت اطمینان بدم
زیاد طول نمیکشه
خانواده بی عیب پرادارب رو خراب میکنه
اوه از پرادارب حرف زدی یادم افتاد
درباره ی جشن خوشامدگویی خون نانگ
خون ویت خانواده پرادارب هم دعوت کردند
واقعا؟ما چی؟ما هم میریم؟
با استعداد من مطمئنم که میتونیم بریم
رو لباستو اماده کن
مطمئن شو که لباست نسبت به همه بهترین باشه
در این مورد نگران نباش
دخترت دختری خواهد بود که خون نانگ تحت تاثیرش قرار میگیرد
خون نانگ آناوات که همه دخترا بهش نظر دارند
دربرابر زیبایی من سر خم میکنه
سلام-سلام
نانگ اقای ترود رو یادت میاد؟
الته،وقتی بچه بودم همیشه تو باغ خونشون بازی میکردم
و نانگ ماپرانگ رو هم یادت میاد؟
قبلا اهم بازی میکردید
الان یه بانوی جوان شده
بله
نانگ ماپرانگ دوست داشت که توپ های طلایی که ما پیم من درست میکرده رو بخوره
تو بچگی خاله پیم برای همه درست میکرد
و اون همه رو میخورد
مامان.پی نانگ به خوبی منو یادشه
بیاید ایستاده حرف نزنیم
لطفا برید داخل مهمانی هنوز شروع نشده
و ماهنوز وقت برای حرف زدن داریم
لطفا برید تو.لطفا
سلام
سلام-لطفا
و من اولین خانمی میشم که ازت رو برمیگردونه
همونه
تو
تو
هی!تو
خون آناوات.منو صدا کردید؟
متاسفم.نشناختمتون
اگه میشناختم فورا برمیگشتم
من متاسفم با یک نفر دیگه اشتباه گرفتمتون
بله
پان-بله؟
چطور باید به عمو ویت بگیم که پوم نیومده؟
پوم گفت که قرار داره با دوستش برای تنیس
چرا اون قرارشو به عقب ننداخت؟
من باید وقتی دیدمش باهاش صحبت کنم
بیخیال تیپ پوم رو سرزنش نکن
ممکنه پوم نمیخواسته بیاد
چوم این مهمونی از اون مهمونیا نیست که هرکسی بخواد بیاد
خون پی!خون پی
ایا عمو ویت خاله سیسوک رو هم دعوت کرده؟
نه نکرده
چرا اونا اینجان اونوقت؟
نمیدونم
سلام خون پی-سلام
بیاید بریم تو
یه عالمه ادم اینجان
اگه بیشتر شلوغ بشه خون نانگ ممکنه نتونه مارو ببینه
-بریم-وایسید
خاله سیسوک شما چرا اینجایید؟
تا اونجایی که میدونم خون ویت دعوتتون نکرده
خدای من!پو .چطور میتونی همچین چیزی بگی
حدتو نمیدونی نه؟
حتی اگه خون ویت منو دعوت نکرده باشه باید میومدم
چون من خواهر پدر توام
و خون ویت فامیل مائه
اگه خون ویت پدرت رو دعوت کرده
منم باید بیام وگرنه بی ادبی میشه
اوه!چه وقت تلف کردنی
بریم عزیزم-بله
فکر میکنم دلیل خاله سیسوک عجیب بود
چون بعد از شنیدنشون عاقلانه بنظر نمیومدن
درسته ،ممکنه دلیل اینکه میخواد نزدیک باشه
قابل گفتن نبود اون میخواد که پی سانگ رو به پی نانگ نشون بده
درسته!درسته!بیاید دنبال اشتاهه مردم نگردیم.بریم داخل
بریم-بله
مامان
خون نانگ خوش قیافه تر از عکسشه
درسته
منو ببخشید
پو،درسته؟-اره
اکثرا نمیتونستم بشناسمت
تو واقعا شبیه یه پلیس شدی
تو هم شیه سفیر اینده شدی
وروحیه تموم خانم های شهر رو تازه کردی
سوک،تیپ
کی رسیدید؟
سلام-سلام
نانگ عمو سوک و خاله تیپ رو یادت میاد؟
بله،منو ببخشید که اول با ما سلام نکردم
چون وقتی پو رو دیدم هیجان زده شدم
درسته
ایشون خاله سیسوک هستن.خواهرم
سلام!-سلام!
سلام خون ویت
نانگ این دوتا خواهر رو میشناسی؟
بله
پان درسته؟-بله
خیلی وقته ندیدمت .هنوزم بانمکی
ممنون پی نانگ
اینجور که نگاه میکنید یعنی نتونستید بشناسیدش؟
این سانگه.سانگسان پی سانگان ،دخترم
حالا یادت اومد؟
سانگ سانه؟
نتونستم بشناسمش اون خوشگلتر شده
اینقد زیبا شده که نتونستم بشناسمش.متاسفم
درسته
سانگ عزیزم زودباش از پی نانگ تشکر کن
ممنون پی نانگ
نمیتونم باور کنم که خواهرایی که تو تایلند دارم از دخترای فرانسوی خوشگلترن
و دوتاشون هم اینجان
برید بشینید.من ه قیه معرفیتون میکنم-خواهش میکنم
فقط یکم تعریف
هردوشون خیلی خوشحالند الان
اگر پوم اینجا بود احتمالا دوتاشون شکس میخوردند
پی پو
بریم داخل
پوم چرا امروز ازم خواستی برای تنیس بیام؟
خب...
اون روز که با عجله رفتم
بهت گفتم که ما دوباره بجاش همو میبینیم
پس همونجور که قول دادم عمل کردم
اوه،که اینجوریه
فک مکردم که با من قرار گذاشتی تا از چیزی دیگه ای فرار کنی
خون پراسانگ تو اول با پوم بازی کن
من میخوام یکم استراحت کنم
باشه
پوم من یکم مشکوک شدم
تو اونی که از فرار کردی رو شناختی؟
وقتی دورهمی بودیم؟
دوستامون میگن که اون آناوات پاچالاپوتاناته
اون همون پسر جوونیه که همه درموردش حرف میزنند
و امروز خونشون یک جشن خوشامدگویی هست
در این مورد چیزی میدونی؟ایا شما هم دعوت کردند؟
خب من نمیدونم چون علاقه ای ندارم
ترجیح دادم تنیس بازی کنم برای همین از عمو نپرسیدم
من میرم اول تنیس بازی کنم-باشه
فرانسه چطور بود؟
ولت نمیکنم.باید برگردی و باهام برقصی
نمیخوام باتو برقصم
خیلی نادانی
اگه اینجوری کنی مردم در مورد من چه فکری میکنند؟
من معذرت میخوام
تو!وایسا!
سانگ
امروز دیدم که خون نانگ همش به تو نگاه میکرد
به چپ نگاه کردبه راست نگاه کردهمش به تو نگاه میکرد
هروقت که دیدمش داشت تو رو میدید
و اون ازت تعریف هم کرد.که تو از زنای فرانسوی خوشگلتری
اوه!نمیتونم ذوق نکنم
اما اون از دونفر تعریف کرد.من و پان
اون بخاطر ادب از پان تعریف کرد
اون نگران بود که اون ناراحت شه از اینکه فقط از تو تعریف میکنه
اینجور فکر میکنی؟
من اینو قبلا تجربه کردم.چرا نباید بدونم؟
دختر من امروز از همه خوشگلتر بود
هیچ کس نتوست باعث شه که خون نانگ نگاهش رو ازتو برداره
باورم کن
باورت دارم مامان
مامان فقط وایسا و ببین
من باید خوشگلترین تو چشم پی نانگ باشم
و اون باید فقط منو ببینه
همش درسته،خون یینگ.افرین
من بهت 3ستاره میدم
بیا
مرسی
خانوم میتونین زود نرید؟
امروز پی چای گفت که زود میاد
من به پی چای گفتم که
معلم من تو جهان خوشگلترینه
میخوام پی چای شما رو ببینه
فکر میکنم نظر هرکس فرق میکنه
ما شاید فکر کنیم ی چیزی قشنگه
اما قیه اینطور فکر نکنن
اما برادر من باید مثله من فکر کنه
خانم لطفا بمونید و برادرم رو ببینید
فکرکنم ما یه روز دیگه هم بتونیم همو ببینیم
نمیخوام دیروقت به خانه برم
و بقیه رو نگران کنم
اوه!چه بد!
امادرسته من شکست رو نمیپذیرم
مطمئن میشم که شما و پی چای همو بینید
شما خونریزی دارید
بفرمایید
اینو بگیرید و جلوی خون رو بگیرید
داره خون میاد
درسته این دستمال شمارو کثیف میکنه
بگیرید.من یه عالمه دستمال دارم
گرون نیستند
بگیرید و نیازی نیست که بهم پسش بدید
میتونید بعدش بنذازیدش دور
ممنون
اول خون رو بند بیارید
بهد جای بریدگی رو بشورید و روش دارو بزنید
میخواید برم دارو بگیرم؟
میتونین راه برید؟
اوه!میتونم.میتونم خودم راه برم
شما مهمان خون یینگ هستید؟
من معلم خون یینگ هستم.یه مدتی بهش درس میدم
شما باید عجله کنید و تمیزش کنید
وگرنه عفونت میکنه
منو ببخشید
پی چای
کی برگشتی؟
معلممو دیدی؟
اون همین الان رفت
اونو دیدی؟
اوه خون یینگ
شما همینجور پشت سر هم سوال میپرسید خون چای نمیتونه جواب بده
درسته.کی برگشتی؟
من صدا ماشینت رو نشنیدم.خیلی اروم
یه مدته که برگشتم ما اوو
ماشینم خراب شد پس یه نفر منو رسوند خونه
اونا دم در خونه وایسادند
دیدم که گلا هنوز کاشته نشدند پس رفتم بکارمشون
دفعه عد بزارید باغبان انجام بده
اگه اینکارو نمیکردم
اونوقت نمیتونستم مهربونی یک نفرو ببینم
بله؟
مااوو تو میتونی بری میان وعده رو اماده کنیمن از نانگ یینگ مراقبت میکنم
بله
پس معلممو دیدی؟
ایا اون همونجور که گفتم زیبا نبود؟
اون زیبا نبود بلکه خیلی زیبا بود
هوراااا
تو هم مثه من فکر میکنی
خوشحالم که با من موافقی
اوه!پی چای
فکر میکنی که اگه پی نانگ معلممو ببینه
اون هم مثله تو ازش خوشش میاد؟
چرا؟
مااوو هم گفت که تو پی نانگ رو برای عصرونه دعوت کردی
میخوام که معلممو به پی نانگ نشون بدم
میخوام بدونم که پی نانگ هم مثله ما فکر میکنه که اون زیباست؟
درسته.منم میخوام بدونم
روزی که پی نانگ رو دعوت کنم
معلم هم برای شام خوردن دعوت میکنم
خوبه
شنیدم که پدرت خون نانگ رو برای غذا واسه فردا دعوت کرده
پس من اومدم که یه پیشنهادی بدم
ناید بزارید پوم خودشو نشون بده
چون اون کاری ا خون نانگ نداره
فکر نمیکنم مشکلی باشه که پوم پی نانگ رو بینه
چرا شما مانع میشید؟
یا چیزی هست که شما ازش میترسید؟
درسته که اون دختر خالته
اما هیچ رابطه خونی با خانواده پرادارب ندارد.اون هیچ ربطی به ما نداره
من اومدم هشدار بدم چون نگرانم
اون بچه واقعا جاه طلبه
اون ممکنه فرصت پیدا کنه که خون نانگ اون رو ببینه
بچه ای که اینقد بلند پروازه ما باید بیاریمش پایین تا به زمین بچسبه
تا جایگاه خودشویادش نره
خیلی ممنون،خون سیسوک
بخاطر نگرانیتون
اما نیازی نیست که نگران باشید
چون من هیچوقت جایگاهمو فراموش نمیکنم
و من هیچوقت بلندپروازی نکردم
من نمیخوام که نگران مشکلات تو باشم
اما نگران برادرم هستم
نمیخوام که اون ابروش بره
اگه خون نانگ بیاد و چیز شرم اوری ببینه
اون به اشتباه فکر میکنه که
خانواده پرادارب نمیدونن که چط.ور باید به درستی تربیت کنند
خاله
زیاده روی نمیکنید؟
پوم این شکلی نیست
هست یا نه خودش خوب میدونه
اگه نره بیرون اونو از راه بدر کنه
چیمیشه اگه اون پسره شیفتش بشه
تو میتونی هر پسری تو شهر رو اغوا کنی ومن چیزی نمیگم
اما درباره ی خون نانگ
نه!حتی فکرشم نکن
نزار بهت ضربه بزنه
خاله سیسوک میخواد نانگ رو با سانگ جفت کنه
برای همینه که اینجوری میکنه
و نانگ فردا میاد چون بابا و مامان اونو دعوت کردند
ربطی به خاله سیسوک نداره
درسته اگه فردا پوم بمونه و شامو با پی نانگ بخوره
هیچکس اینجوری فکر نمیکنه
من بمونم یا نه بخاطر حرف مردم نیست
بخاطر تصمیم خودمه
و نمیخوام بمونم
چون من از اینکه اون برگشته خوشحال نیستم
اون مدت کمیه که برگشته
و زندگی من بهم ریخته
اگه بیشتر از این بشه
مطمئنا ارامش از زندگیم میره
پوم اینقدرم بد نیست.زیادفکرنکن
پوم
میخوام که نانگ رو ببینی
در مقابل اون دوتا مادر و دختر
و بزاری بدونن که اونجوری که اونا فکر میکنن نیستی
منم موافقم.اما اگه تو فکر فرار رو کنی
معنیش اینه که تو خودتو اثبات نکردی
پس تو باید بمونی و پی نانگ رو ببینی
باورم کن
باورم کن
پوم
من باید کاری که خاله ازم خواست رو کامل کنم
نظم دادم به گلها وبریدن و اماده کردن میان وعده
باید برم و برای درس دادن به خون یینگ تمرین کنم
دیر میام خونه.پوم
جوهر هنوز خشک نشده.اون تازه نوشتتش
سریع بریم پایین پله ها
شاید هنوز نرفته باشه.ممکنه بتونیم بگیریمش
اره
بریم
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.