All language subtitles for Singh.Saab.The.Great.2013.720p.TinyMoviez

af Afrikaans
ak Akan
sq Albanian
am Amharic
ar Arabic
hy Armenian
az Azerbaijani
eu Basque
be Belarusian
bem Bemba
bn Bengali
bh Bihari
bs Bosnian
br Breton
bg Bulgarian
km Cambodian
ca Catalan
ceb Cebuano
chr Cherokee
ny Chichewa
zh-CN Chinese (Simplified)
zh-TW Chinese (Traditional)
co Corsican
hr Croatian
cs Czech
da Danish
nl Dutch
en English
eo Esperanto
et Estonian
ee Ewe
fo Faroese
tl Filipino
fi Finnish
fr French
fy Frisian
gaa Ga
gl Galician
ka Georgian
de German
el Greek
gn Guarani
gu Gujarati
ht Haitian Creole
ha Hausa
haw Hawaiian
iw Hebrew
hi Hindi
hmn Hmong
hu Hungarian
is Icelandic
ig Igbo
id Indonesian
ia Interlingua
ga Irish
it Italian
ja Japanese
jw Javanese
kn Kannada
kk Kazakh
rw Kinyarwanda
rn Kirundi
kg Kongo
ko Korean
kri Krio (Sierra Leone)
ku Kurdish
ckb Kurdish (Soranî)
ky Kyrgyz
lo Laothian
la Latin
lv Latvian
ln Lingala
lt Lithuanian
loz Lozi
lg Luganda
ach Luo
lb Luxembourgish
mk Macedonian
mg Malagasy
ml Malayalam
mt Maltese
mi Maori
mr Marathi
mfe Mauritian Creole
mo Moldavian
mn Mongolian
my Myanmar (Burmese)
sr-ME Montenegrin
ne Nepali
pcm Nigerian Pidgin
nso Northern Sotho
no Norwegian
nn Norwegian (Nynorsk)
oc Occitan
or Oriya
om Oromo
ps Pashto
fa Persian
pl Polish
pt-BR Portuguese (Brazil)
pt Portuguese (Portugal) Download
pa Punjabi
qu Quechua
ro Romanian
rm Romansh
nyn Runyakitara
ru Russian
sm Samoan
gd Scots Gaelic
sr Serbian
sh Serbo-Croatian
st Sesotho
tn Setswana
crs Seychellois Creole
sn Shona
sd Sindhi
si Sinhalese
sk Slovak
sl Slovenian
so Somali
es Spanish
es-419 Spanish (Latin American)
su Sundanese
sw Swahili
sv Swedish
tg Tajik
ta Tamil
tt Tatar
te Telugu
th Thai
ti Tigrinya
to Tonga
lua Tshiluba
tum Tumbuka
tr Turkish
tk Turkmen
tw Twi
ug Uighur
uk Ukrainian
ur Urdu
uz Uzbek
vi Vietnamese
cy Welsh
wo Wolof
xh Xhosa
yi Yiddish
yo Yoruba
zu Zulu

Original subtitles

" سينگ صاحب "

تقديم به تمام باليوودي هاي پارسي زبان Facebook.com/Bollywoodyha سفارشي از آقاي سعيد سلطاني

" سينگ صاحب "

" سينگ صاحب کبير "

" مردم اين روزا اينجوري ميشناسنش "

" از کجا شروع کنم ؟ "

" از بچگيش "

.. " اينجا ، عين هر بچه اي "

.. اين طرز فکر بود که " " سوپرمن باشي "

" يا تو زندان ؟ "

" يا پادوري "

يا از چيرونجي " .. " يه دهکده کوچيک بالاي شرق

" جايي که سينگ صاحب زندگيش رو آغاز کرد "

جنبش حالا شروع شده

جاتا سينگ اينجاست ولي مطبوعات کجان ؟

،مطبوعات رو بيخيال .عدالت اينجاست

جاتا ، بهتر دعا بخوني

سينگ صاحب کبير اينجاست

کي گفته آسمان نميتونه شکافته بشه ؟

کي گفته آسمان نميتونه شکافته بشه ؟

سعي کنيد يک سنگ رو .. با تمام توانتون پرتاب کنيد

! بدري

اطلاعيه هارو پخش کنيد

.. جاتا سينگ ، آدماي من نگران بودند

. که مطبوعات هنوز نرسيده اينجا

.. قبول دارم که مطبوعات مهمه

ولي ، چيزي که بيشتر مهمه " ديانت ـه "

حتي طوفان هم مسيرش رو عوض ميکنه

فقط سعي کن چراغ عدالت رو روشن کني

اين بازي رو تمومش کن

وگرنه ميزنم دندوناتو خرد ميکنم

چي ميخواي؟

! فقط بهبود

.. مردم بزرگ ، جنبش هاي بزرگ شکل ميدن

. اونم در شهر هاي بزرگ

.. و ما هم يه کمي

.تعهد به کشورمون داريم

.. خب، سينگ صاحب

.يه جنبش کوچيک توي دهکده چيرونجي شروع کرده

! پيشرفت مردم

فکر ميکنم شيرفهم نشد

بذار توضيح بدم

.. خب ، تمام مغازه داراي کوچيک اين بازار

.يک کميته شکل دادن

! پيشرفت مردم

ما چنين کميته هايي رو تشويق مي کنيم

.. در سرار شهر ، تمام روستاها

، در واقع .. توي در و همسايگي

.. و مردم روي تمام اشتباهات

. چشم ميدوزن

همينه ، زدودن

.. درست عين اين مغازه دارا

..تمام کالا هاي قلابي از توي انبارشون

. جمع کردن

.. همينطور ، ميتوني

،گندم بد کيفيت بگيري برنج ، نفت چراغ و غيره

و اينجا جمعش کني

و بعدش ما همشو آتيش ميزنيم

فکر کردي اين چيه ؟

در ضمن تو کي هستي؟

شهرداري ؟ سياستمداري يا آدمکشي؟

" مانگوي مردم "

" عآدم عادي "

، تو ميدوني مزه مانگو يکم ترش و يکم شيرينه

، و انجير هندي هميشه توسط ارواح مورد هجوم قرار ميگيره

آدم عادي هم مورد هجوم ارواحه

سعي نکن تحريکشون کني

وگرنه بايد بهاشو بدي

! بانکي

جاتا سينگ

امروز " روزه انفعال " ـه ( جلوگيري از خشونت )

" دوم اکتبر " گاندي جايانتي

پس بهتره امروز به زور متوسل نشيم

لطفا تفنگت رو بيار پايين

و بعدش ميريم انبارت رو باز ميکنيم

گورت رو گم کن بابا

بگير

احمق

هي پسر ، اين بچه رو بردار ببر

وگرنه پوستشو ميکنم

فهميدي؟

اسکول

! هوي

.. يه سري بچه از ده بغل

بخاطر خوردن پيشاب شير مُردن

تو بزرگترين تامين کننده اي

که توي اين منطقه پيشاب مياره

داره دروغ ميگه

داره شمارو گول ميزنه

بزنديش

:گورو گوبيند سينگ گفته اند که

.. اول از گناهکار درخواست کنيد

سعي کنيد توضيح بديد

.. ولي اگه باز نفهميد

.. يه شمشير برداريد

ولي بازوي من باهات تسويه ميکنه

من يه دهاتي ام

کسي که توي مدرسه روستايي درس خونده

و اينا ، اينا سلاح هاي روستاييمه

.. وقتي يکي رو ميزنم

عين توپ از ورزشگاه خارج ميشه

خب ، کي ميخواد طعم اينو بچشه؟

يالا

. گروه ترجمه فيلم باران تقديم مي کند B a r a n m o v i e . t v

مترجمين : ســامــان کياني و رضـا مالکي Saman_DF@Ymail.com Rezamaleki77@yahoo.com

زنده باد سينگ صاحب

سپاس از خانم " مهشيد " بخاطر ترجمه موزيک هاي اصلي فيلم

يه نمه از جناب گاندي .. يه ذره هم از پاتل

.و يه ذره هم از باگات سينگ درونم هست

چه دوستي؟

مورلي ، يه چيزي رو بهم بگو

بازوي داداش 2 کيلوء

کي تبديل ميشه به 3 ؟

تو چه دوراني زندگي ميکني؟

جمعيت هند چقدره؟ 1.25ميليارد -

وزن بازوهاش الان اونقدره

" اون پسره گوبيند سينگِ "

" دنيا بهش ميگه شجاع دل "

..." اونا هرگز نميترسند "

" برخوردار از مرحمت الهي اند "

" اونا زندگيشون رو براي عزتشون ميدن "

" سينگ صاحب کبير "

" سينگ صاحب کبير "

" سينگ صاحب کبير "

" سينگ صاحب کبير "

" محبوب من خيلي خوشتيپه "

" محبوب من خيلي خوشتيپه "

" من زندگيم رو بهت تسليم ميکنم "

" من زندگيم رو بهت تسليم ميکنم "

" جونم ازم ميخواد که از خدا تورو طلب کنم "

" محبوب من خيلي خوشتيپه "

" محبوب من خيلي خوشتيپه "

نصب شد

تو خيلي به صورت زيبات مينازي

واسه همين از من خوشت نمياد ،نه؟

چيکار ميکني؟

آب بود

اگه اسيد بود چي ميشد ؟

ميخواي ببيني؟

که چه بلايي سرت ميومد ؟

کشتزارت پاک ميشد

دوستش داري؟

باعشقت قلبشو ببر

" سينگ صاحب کبير "

" سينگ صاحب کبير "

" سينگ صاحب کبير "

بگيرش

.. داداش ، کامپيوتر پُره از

دعوت نامه هاي سازمان هاي غير دولتي شده

ببين ، ساموها ، رويا

سنگاباد ، سيتاپور

.. و

بادروي

منتظر اين دعوت نبودي؟

.. ما داشتيم

در مورد اهالي زندان نايني کار ميکرديم

اونجا ديدمت

همراه زندانبان محمد اقبال بودي

" ببخشيد "

" يه مصاحبه - نه "

" قربان ، ما خيلي وقته منتظريم "

شرمنده ، ببخشيد شيکا

" پاندي ، آقاي شهردار رو ببر به اتاقم "

" به زودي ميام اونجا "

" شهردار ؟ "

" منظورت سارانجيت تالاور "

" هموني که از اوي ون رشوه گرفته بود ؟ "

.اين خيلي تعجب انگيزه

بخاطر گندکاري ها هنوزم بايد تو زندان باشي

ولي تو يک سال اومدي بيرون

مگه به 16 سال حبس محکوم نبودي؟

دوباره از قدرت قانونيت سو استفاده کردي؟

کي اجازه داده بيان داخل؟

بريد بيرون يالا - ما از مطبوعاتيم -

شيکا چاتورودي ، تکس ، تاي تاک

ميخوايم چندتا سوال ازش بپرسيم

بريد بپرسيد

.. پنج نفر از همدستانت

. همچنين به حبس ابد محکوم شدن

اونم بخاطر خودخواهي تو .. اميدوارم يادت باشه

تو از عقلت براي خروج استفاده کردي

ولي ، اصلا در مورد اونا فکر کردي؟

ولي خب ، چه اهميتي داره برات ؟

.. فقط به يه چيز اهميت ميدي

. و اونم رشوه ست

تموم شد؟

هنوز نه

ظاهر جديد ، اسم جديد

سينگ صاحب

اين بازيه خدمات اجتماعيه

الحق که گزارشگر جرايمي

..فقط نيمه خالي

..ليوان رو ميبينيد

منفي

خب واسه همين شبک تو بلندپروازي ميکنه

.. يک سال پيش ، شما روزنامه نگارا

.. تصميم يک دادگاه رو بدنام کرديد

..من و شرکاي من رو

با مدام نشون دادن توي شبکه هاتون بدنام کرديد

هميشه فکر ميکنم

که چطور ميشه به عذاباشون خاتمه داد

.. ولي تو .. تاحالا فکر کردي

چه به روز خانوادشون مياد ؟

! نه

واسه اينکه همش دلواپس " تي آر پي " خودتونيد ( تي آر پي : افزايش ريت و تعداد بيننده )

.. و امروز اينجاييد ، چونکه

چون فکر ميکني خبر داغ داري

تو يه گزارش دهنده اي

يکم مسئوليت نشون بده

.. بيخيال خبر

حقيقت رو نشون بده

اما آخه حقيقت که "تي آر پي" نداره

حقيقت بزرگترين " تي آر پي " ـه جناب تالوار

ولي اونجا بايد يکمي حقيقت باشه

" من عاشق شدم ولي تمام حواسم رو از دست دادم "

" ميدونم که هر کاري ميتوني برام بکني "

ولي من دوست دارم ببينم " "که با افتخار سرتو بالا گرفتي

" اينکارو نکن "

" اينکارو نکن "

" اينکارو نکن "

انتقالي ، انتقالي ، انتقالي

ديگه از انتقالي تو خسته شدم

يا اينجا يا اونجا

تا ميخوام لوازمم رو باز کنم بايد دوباره چمدونامو ببندم

چيکار داري ميکني؟

شبيه پسر دمندرا نيستم ؟

دارم مزاح ميکنم ؟ نه -

فقط عشق

سعي کن گاهي منو جدي بگيري

ميني ، چي ميخواي ؟

بايد رشوه گيري رو شروع کنم ؟

اگه اينکارو کنم ديگه انتقالم نميدن

ميتوني هرکاري دوست داري بکني

ولي من ديگه حالم از اين انتقالي ها بهم ميخوره

باشه؟

چنگم انداخت

حق با عمو بود

تفاوت سني زياده

ازدواج نکن

ازدواج نکن

ازدواج نکن

صحيح

چرا يکي ديگه رو نگرفتي؟

چرا که نه؟

" چرا که نه ؟ "

چنين چشم هايي ميتوني پيدا کني؟

يا همچين لبايي؟

و چنين پاهاي کشيده اي ؟

آقاي ساني ، شما يک دقيقه هم .. بدون ميني

نميتونيد بمونيد

" عمو ميگفت "

زن داداش

بذار عکس بندازم

يالا داداش اون همش عکس ميندازه -

آره ، يه دونه عکس

خيلي بامزه شدي

درسته ، کافيه

نميخواي عوض بشي؟

تو هنوزم لباس اونو ميپوشي

ببين زن داداش

منو بخاطر لباس برادرم سرزنش نکن

ميدوني

هر بار که لباسش رو ميپوشم شبيه شهردار ها ميشم

! دو تا شهردار

آره ، تو هم امتحانش کن

يکيش کافي نيست ؟

ما به ايستگاه رسيديم

يالا عوضش کن

بادوري ، فاميلتون تو خونست

آشويني مياد ايستگاه به استقبالت

زن داداش ، اونا نيومدن

به مهموني دعوتشون کردم

اوه ، سوندر و موندر

کي به تو فکر ميکنه

اون دولا باتي ـه

.. دختره دولا ازدواج کرده اون يک کيلو شکر گرفته ، هووووي

دارم يه مهموني واسه اومدنت ميگيرم

و الکل چي؟

الکل؟ ويسکي -

چرا اينقدر خرج بشه؟

چي داري ميگي؟

.. کل شهر بايد بدونند که

، اون گوليوندر گورو ...دوست دوران بچگيم

بعنوان شهردار برگشته

درسته ، زن داداش؟

شهردار ؟

من پاسبونتونم

پاسبون؟ اونا همينجورين -

پاسبون؟

چمدونا رو بيار

" آخه من در مورد ظرافت تو چي ميتونم بگم؟ "

" صاف و سادگي تو منو کشته "

" خدا فقط يک زندگي بهم هديه داده "

" و من اونو تقديم تو ميکنم "

بيا

داري به کي ميگي؟

من يا اين؟

بذار بخوره زن داداش

سلطنتيه

" من نميدونم مدهوشي چيه "

" من فقط ديوانه ي محبوبم هستم "

" من نميدونم مدهوشي چيه "

" من فقط ديونه ي دلبرم هستم "

" فقط همين يه تقاضاي کوچولو رو ازت دارم "

" امروز رفقاي قديمي همديگه رو ديدن "

" فقط يه امروز رو بذار بنوشم "

" ديگه از فردا مشروب خوردن تعطيله "

" از فردا .. از فردا "

" ديگه از فردا مشروب خوردن تعطيله "

" ديگه از فردا مشروب خوردن تعطيله "

" از فردا .. از فردا "

" ديگه از فردا مشروب خوردن تعطيله "

" ديگه از فردا مشروب خوردن تعطيله "

" از فردا .. از فردا "

" ديگه از فردا مشروب خوردن تعطيله "

" من يه آدم ساده با زندگي ساده ام "

" من يه بنده ي صاف و ساده م " " و خيلي صاف و ساده هم زندگي ميکنم "

" اگه دلم هوس نکنه ، عمراً لب به مشروب بزنم "

" !پيمونه ي شرابم رو پر کن "

" !پيمونه ي شرابم رو پر کن "

" بذار تا ميتونم بخورم "

.. " مشروب تعطيل "

.. " مشروب تعطيل "

" ديگه از فردا مشروب خوردن ، تعطيله "

" از فردا .. از فردا "

" ديگه از فردا مشروب خوردن ، تعطيله "

" ديگه از فردا مشروب خوردن ، تعطيله "

" از فردا .. از فردا "

" ديگه از فردا مشروب خوردن ، تعطيله "

" من در تحسين تو ، يه شعر نوشتم "

" واي ، بيا گوشش کنيم "

" آخه در مورد اون چهره ي " " نوراني تو چي ميتونم بگم؟ "

" که شبانگاه منو به صبحگاه تبديل کرده "

" حس ميکنم که جانم از بدن داره بيرون ميره "

" وقتي که تو موهات رو پريشون ميکني "

" داداش جون "

" داداش جون ، کارت حرف نداشت "

" امروز ، حسابي حالِ زن داداش ، بد شده "

" بفرما "

" من در تحسين تو ، يه شعر نوشتم "

" اون خدايي که من در وجود تو مي بينم " " برام کفايت ميکنه "

" من در تحسين تو ، يه شعر نوشتم "

" اون خدايي که من در وجود تو مي بينم " " برام کفايت ميکنه "

" بيا از توي چشمام بخون "

" تو توي قلبم اسم تو رو نوشتم "

" بگو آره ، بگو آره "

" قسم خوردم ، پس اجازه بده بنوشم "

" ديگه از فردا مشروب خوردن ، تعطيله "

" از فردا .. از فردا "

" ديگه از فردا مشروب خوردن ، تعطيله "

" ديگه از فردا مشروب خوردن ، تعطيله "

" ديگه از فردا مشروب خوردن ، تعطيله "

" ديگه از فردا مشروب خوردن ، تعطيله "

" ديگه از فردا مشروب خوردن ، تعطيله "

" از فردا .. از فردا "

" ديگه از فردا مشروب خوردن ، تعطيله "

" ديگه از فردا مشروب خوردن ، تعطيله "

" از فردا .. از فردا "

" ديگه از فردا مشروب خوردن ، تعطيله "

" من نميدونم که مدهوشي چيه "

" من فقط ديونه ي دلبرم هستم "

" و فقط همينه يه تقاضاي کوچولو رو ازت دارم "

" امروز رفقاي قديمي همديگه رو ديدن "

" فقط همين يه امروز رو بذار بنوشم "

" ديگه از فردا مشروب خوردن تعطيله "

" از فردا .. از فردا "

" ديگه از فردا مشروب خوردن ، تعطيله "

" ديگه از فردا مشروب خوردن ، تعطيله "

" از فردا .. از فردا "

" ديگه از فردا مشروب خوردن ، تعطيله "

" ديگه از فردا مشروب خوردن ، تعطيله "

" از فردا .. از فردا "

" ديگه از فردا مشروب خوردن ، تعطيله "

" ديگه از فردا مشروب خوردن ، تعطيله "

" از فردا .. از فردا "

" ديگه از فردا مشروب خوردن ، تعطيله "

" ديگه از فردا مشروب خوردن ، تعطيله "

" از فردا .. از فردا "

" ديگه از فردا مشروب خوردن ، تعطيله "

" ديگه از فردا مشروب خوردن ، تعطيله "

" از فردا .. از فردا "

" ديگه از فردا مشروب خوردن ، تعطيله "

زياد نخور

واسه کبد ضرر داره

يه کاري برام ميکني؟ ميني

تو به درگاه خدا دعا ميکني ،نه؟

.. پس فردا بهش بگو

.. در زندگي بعديم

" در زندگي بعدي "

.. در زندگي بعدي

.. به ساني خودت

.دوتا کبد بده

چي؟

.. تو

دارم برات

بسه

به بزرگترين مرجع دانلود فيلم هندي بپيونديد wWw. Bollywoodiha .cOm

" يک روز ماه ازم پرسيد "

" که تاحالا عين من ديدي؟ "

" با يه لبخند جوابشو دادم "

" که تاحالا عزيزدل منو ديدي؟ "

" تا حالا عزيز دل منو ديدي ؟"

" تا حالا عزيز دل منو ديدي ؟"

" يه نجوا به گوشم رسيد "

زن داداش

کجايي؟ داداش -

نابود شدم

،رفيق خودم شهردار بيچارم کرد

مشکل چيه داداش؟

بيا نميتوني تصور کني چه اتفاقي افتاده -

مورلي ، همه چيو به زن داداش بگو

ببين زن داداش

يه هشدار داده

شغل اون نابود شده

چيش جالبه؟

.. ببين ، اون نوشته

" محصول گرون نميشه "

" و طفره رفتن از ماليات دادن هم ممنوع "

ولي داداش ، اين درست نيست؟

حرف بزن ، درست نيست؟

کردي ؟

زن داداش

بدون اينکار نميتونه بخوابه

علاجش دست منه

براتون آبدوغ درست ميکنم

.. چرا

چرا اينکارو ميکني؟

فکر ميکنم وزير کمک نميکنه

بايد بريم پيش نخست وزير

گودي

" خواهر خوشگلم داره عروس ميشه "

واست يه همچين خواستگار خوشگلي رديف کردم ها ، مگه نه؟

برو سره اصل مطلب باشه -

لطفا کمکم کن

قسم ميخورم ..هر روز يه دونه

.واسه فشار خون ميخورم

امروز دوتا رفتم بالا

و سوميش هم که اينجاست

بکش عقب

منو از شر اين ماليات نجات بده

لطفا به داداشت زنگ بزن

داداش گولو نميتونم الان به داداش زنگ بزنم

الان دادگاه در حال جريانه

شهردارـه يا قاضي؟ شهردارـه -

ولي هفته اي يکبار مردم رو ميبينه

بهش ميگه روز دادرسي

.. و نشنيدم که اون

تاحالا از کلاهبردار جماعت گذشته باشه

چرا بهش نميگي؟ البته خودم ميگم -

داداش گولو ، درنگ نکن

اين دادگاه داداشمه

دادگاه سري هرگز قبول نميکنه

همه بي طرفانه قضاوت ميشن

صحيح آشويني -

الو آشيوني

..حالا فقط جبار ( سينگ ) ميتونه منو از

خشم گبا نجات بده

جبار گوبتا اون خرده فروش ميتونه نجاتت بده

من گفتم جبار

جبار رو نميشناسي؟ جبار کيه ؟ -

جبار رو نميشناسي؟ نه -

سامبا چي؟ سامبا ؟ کي هست ؟-

کاليا ؟ کاليا کيه بابا ؟ خُل و چل شدي؟

شعله صحيح -

امروز با برنج خوردم

يه دونه محکم نثارت ميکنم

چي شده ؟ شهردار جبار -

! و تو سامبايي

و منم کاليا ام

خب ، همونجا واينستا

ميبرمت رامگار

بريم

هي ، کجا؟

... قربان من دقيقا پشت سرتونم -

منتظر باشيد

..اون صبر کن -

بعدي

رامپال

رامپال

رامپال کيه؟ بله -

زودباش خوابالو -

سلام

اين چيه ؟ رشوه ؟ -

عقلتو از دست دادي؟

ورش دار وايسا -

براي چي؟

.. من 40 هزار روپيه از دولت وام گرفتم

که يه بوفالو بخرم

پول رو گرفتم

ولي مدير 8 هزار برداشت

افسر ارشد 6 هزار زد به جيب

و افسر جزئي 3000 تا

با بقيه پول نميتونم بوفالو بخرم

خب من ياد گرفتم قانع باشم

اگه اين ميتونه خوشحالت کنه

.. چون همه ميگن که

تو هم يه سهمي داري

تا وقتي همت داشته باشم همه چيو تحمل ميکنم

، در غير اين صورت خودمو دار ميزنم

عين بقيه کشاورزا

خداحافظ وايسا -

تياگي سريع يه فعاليتي بر عليه متهم بکن

بخشنامه بفرست به همه حوزه ها

.. اگه يه مامور دولت رشوه گرفته

بايد دادگاه سارانجيف رو بياد بياره

عدالت اينجا پامال نميشه

عدالت تصويب کرده

حالا چه فاميل باشه يا نباشه

بگيرش

کل پولتو تا 24 ساعت ديگه ميگيري

بيا آقاي گولويندر سينگ

بيا

ببين داره صدام ميزنه

چرا جلومو ميگيري؟ برو -

داريد کار فوق العاده اي ميکنيد قربان

يه کار شگفت انگيز

قربان داريد کار خارق العاده اي ميکنيد

پروندش کجاست؟

بيا

.21,32,151روپيه

اون مالياتيه که بايد بپردازي

زودتر واريزش کن

به افسر ماليات قول دادم

بهت تخفيف ميده

تخفيف گيرت مياد

بعد از نابوديم داره از تخفيف حرف ميزنه

.. اگه سر وقت حلش نکني

. پشيمون ميشي

. نه . نه .نه

حتما ميده پول تو بانک داره

چيز جزئي نيست

جمع کردنش شوخي نيست

شب و روز سخت کار کردم بفهم

نتونستم بزرگ شدن بچه هامو ببينم

يهو ديدم بزرگ شدن

اينقدر شب و روز کار کردم سياه شدم

در ضمن من واقعا با انصاف بودم ازش بپرس

اون هميشه سياه بود

تو رنگ منو يادته ولي دوستيمو نه

تياسي قربان -

.. اگه تا يه روز ديگه نپردازه

اونوقت قرار بازداشتش نوشته ميشه

دستگيرت ميکنه

! دستگير

خيلي ممنون

.. تو فقط بلدي

درمونده هايي که مالياتشونو ميدن رو دستگير کني؟

يا اونا هم ميتوني بندازي زندان ؟

.. رئيس پادوري آقاي بانفوذ ، شاه بوديو سينگ

سر دسته مجرمين

اون کاراي غيرقانوني رو اداره ميکنه

مافيا خاک ، مافيا شن ، روسپيگري

سر دسته گروه ادم ربايي

اون کارخونه مشروب غيرقانوني داره

اون يه قرون ماليات هم نميده

هيچ قانون يا دستگيري براي اون نيست

ما فقط دستگير ميشيم

بس کن داره چي ميگه -

اين عدالته متاسفم -

به بوديو اخطار داده شده

مجوز مسدود سازي کارخونه هاش صادر شده

جناب داتا اينجان در رو باز کنيد

" گوگولي مگولي من وارد مي شود " " دو نقطه قلب "

..بدون چشم روشني نميتونيد بريد

. داخل کالج جناب داتا

آقاي شيواستاو تو خودت خانواده داري

ميتوني درک کني

چطور ميتونند چشم روشني بدن؟

شهريه شون رو به زور ميدن

..وقتي دکتر و مهندس ميشن

مگه پول در نميارن ؟

.. اگه واسشون سخته

بذار خونه هاي اجداديشون رو بفروشن

دانش آموزا به خوبي ازش منفعت ميبرن

باوار سينگ شهردار چي شد؟

هنوز نرسيده ؟

يه نگاهي بنداز

شايد هنوز روي بازوهاي زنش ولو شده

ميني

کراوات و کتم کجاست؟

ميني ، کت و کراواتم کجاست؟

..وقتي ميدونستي پدر مادر آشويني

.. واسه تعيين قرار ازدواج دارن ميان اينجا

چرا يه اين اوباش گفتي بيان اينجا؟

چرا داري ميخندي؟

چرا حتي سعي نميکني آروم باشي؟

به حرفم گوش کن خانم خوشگلم

چرا نميفهمي؟

من خدمتگزار دولتم کسي که بيست و چهار ساعته در حال خدمته

چرا فراموش ميکني که همسرت شهردارـه ؟

شهردار

شهردار؟

من پاسبونتم

پاسبون

معلومه چقدر دوستم داري

حتي روز تولدمم کار ميکني

تاحالا واسه سالگرد ازدواجمون اينجا نبودي

و روي تمام اين حد و مرز " کاروا چاول " قلم کشيدي

.. هي ميگي

که با تصويرم توي اسکايپ روزتو باز کن ( اسکايپ : برنامه اي براي گفتگوي آنلاين با تصوير )

چه شوهري؟

اوه خدايا ، چه کار کنم؟

عاشقم باش

عشق

بهت نشون ميدم عشق چيه

! اوه خدايا .. بهتر بود

..بخاطر مشکل آب مدرسه

. نميومدم دفترت

و چاي نميريخت روي لباسم

نميرفتم دستشويي که تميزش کنم

.. و وقتي در دستشويي رو باز کردم

.. نميخورد به سرت

و نه چشممون به چشم هم ميوفتاد نه همو ميديديم

اينجوري بهتر ميشد

حداقل زن يه شهردار نميشدم

حق با عمو بود

تفاوت سني زياده

باهاش ازدواج نکن

باهاش ازدواج نکن

چرا همش عمو عمو ميکني برام ؟

خيلي وقته فوت کرده

بيا اينم از کت و کرواتت

زن داداش

اينجا وايسا

يه دقيقه

بذار عکس بندازم

از منم بنداز

آره

قربان ، جناب شهردار

سلام

سلام ايشون داتا بوديو سينگ ـه -

اجداد ايشون براي سال ها بر روي بادوريا حکومت کردن

..بايد بدونيد که

مردم قبل حرف زدن باهاشون دو بار فکر ميکنند

اون صاحب اين شهره

خب ، حالا سگا اربابشون رو معرفي ميکنند

نه جناب شهردار

ارباب ها نشون ميدن که کي سگه

گوشت کافيه ؟

يا بايد استخون هم پرت کنم؟

چقدر ميخواي؟

32, 38, 13,00 لاک

اين مبلغ ماليات رو بديد

هفت روز وقت داري

ميپردازم

فقط ميگيرم

قانون و قانون گذار اينجا منم

به من ميگن بوديو

خداوند ارواح

يالا ، اخطارت رو پس بگير و کارخونه هامو باز کن

وگرنه وگرنه چي؟ -

تو آرامش بوديو رو ديدي

نه عصبانيتشو

بيا

برش دار

بدو

وقتش که برسه ديگه مجال دفاع نخواهي داشت

تو هم زمانشو داري هم فرصتشو

يا راهتو درست کن يا شهر رو ترک کن

انتخاب با خودته

شهر رو ترک کنم ؟

بخاطر اين پست رياست خيلي مغرور شدي

که فقط 300 ساله ست

ولي ماله ما هزاران سال وجود داشته

و ادامه خواهد داشت

نشونت ميدم

يه شاه هميشه شاهه .. و يه نوکر

. هميشه نوکر

! و بله

ميخواي خواهرت رو اينجا بفرستي خونه بخت ،نه؟

شرارت کن ، شرارات ، شرارات

! هي

..اگه سعي کني شادي خواهرمو بهم بزني

! سرتو به باد ميدي

برو زنگ بزن وزير که منو منتقل کنه

! نه

! انتقال نه

فقط ترسو ها اينکارو ميکنند

انتقال نه

همينطور که گفتم

يه شاه هميشه شاهه .. و يه نوکر

.هميشه نوکر

همينجا نگهت ميدارم

زيره کفش هام

عذاب خواهي کشيد

عين يه بچه داد خواهي زد

"و ميگي " چرا به حرفش گوش ندادم

حتي اين اشتباه رو مرتکب نشو بوديو

اگه شهردار سارانجيت تالور اينجا بمونه

زير زمين دفن خواهي شد

...نه ، نه ولي

ازدواج به اين سرعت چطور ممکنه ؟

...منطورم اينه .. تدارکات عروسي

.. لباس ، جواهرات

ميخوام خيلي باشکوه براش عروسي بگيريم

کاملا حق با توء

ولي تو ماه هاي ديگه روز خوش يمني نيست

.. نه ، نه ولي خيلي زود

زن داداش

,.. خياطا ، جواهر فروش ها ، موسيقي دانا و نور افکن ها

دم در وايميستن

آره وايميستن جلو در دولا راست ميشن

گودي

چرا گريه ميکني؟

داداشت اينجاست

فقط تماشا کن چطور ازدواجت با شکوه صورت ميگيره

همه متحير خواهند شد

نه داداش نميخوام ازدواج کنم

ميخوام پيشت بمونم

ترکت نميکنم

من نميرم

نميرم

لالان با نيروي پليس اومده

شهردار يه هشدار ديگه فرستاده

سلام رئيس

بابا فرزندم -

کجا ميري؟

خداحافظ بابا ميرم مدرسه - خداحافظ

صبر کن عزيزم

چي شده بابا ؟

اين چيه ؟

برو

مراقب باش

خداحافظ بابا

..قربان ، شهردار تمام مجوز هاي

.تسحيلاتمون رو لغو کرده

اون معاونشو فرستاده که تفنگ هارو جمع کنه

جناب داتا ، شرمنده ام

ما نميتونيم کاري کنيم

ببين ، ما مجبوريم

پست فطرت ، تو جرات کردي به پليس رو بزني

چيکار کردي جناب داتا ؟

به يه پليس تير اندازي کردي

يه معاون پليس رو زدي

.. اگه مطبوعات از اين قضيه بويي ببرن

.. اگه زن اون پليس به اعتصاب روي بياره

ميدوني شرايط چقدر سخت ميشه؟

مجبور ميشيم دستگيرت کنيم

خفه شو وزير

من تمام اسرارت رو ميدونم

.. اگه فاششون کنم

. قدرت و جايگاهت رو از دست ميدي

و اين مردم از کسي نميگذرن

من 21 نماينده مجلس و 5 نماينده پارلمان دارم

من توي قدرت ميمونم

جناب داتا

ما يه رابطه قديمي داريم

فقط سعي کردم شرايط رو براتون شرح بدم

نگران نباشيد

رئيس کُل اينجاست

همه چيو تحت کنترل ميگيرم

ميدونم که شهردار خيلي اذيتت کرده

ترتيب انتقالش رو ميدم

! نه

! انتقال نه

! انتقال نه

زير پاهام لهش ميکنم

اينقدر سرسختي نکنيد جناب داتا

من سياستمداري نيستم که با زمان جناحمو عوض کنم

من شاهم

سرسختم

تو فقط دولت رو بپيچون

من هرکاري که لازمه ميکنم

.. چکار ميتونم بکنم ، وقتي

مردم بهم راي نميدن

بايد از مجرمين دستور بگيرم

بذار مردم بهاشو بدن

داري پسرت رو به عقد خواهر شهردار در مياري ،نه؟

مغزت رو سوراخ سوراخ ميکنم

عروسي کي ـه؟

جناب داتا

عروسي رو لغو ميکنيم

چرا اينکارو کني؟

عاليه ، شهردار رو بخشيديد؟

اون آدم خوبيه خفه شو بابا -

اگه بابات منو بزرگ نکرده بود

عين گاو ميبستمت يه گوشه

و چرا که نه

شما داريد يه بيعت با شهردار ميبنديد

حالا ديگه کسي نميتونه بهت آزاري برسونه

يه محافظ خيلي قويه

.. پليس ، ارتش، محافظ و همه چي

، گلوله ها تيزي ها ، هيچي نميتونه بهش آسيبي برسونه

حالا ديگه آدم مهمي هستي

واسه همين بهت زنگ زدم؟

لالان

بله

...شيريني براي مراسم مذهبي

عروس داماد نداريد ؟ ..

اينو بريز تو شيريني

وبه خواهر شهردار بخورون

اگه نشد .. خب پس به شهردار

يا کسه ديگه بده

.. وگرنه اينو

به دخترت ، دامادت و نوه ات ميخورونم

جناب داتا ، اين چيه؟

زهر

" وقتي نگاه نگاه ميکنم " " وقتي خيلي خوشگل ، نگا نگاهت ميکنم "

" وقتي نگاه نگاه ميکنم " " وقتي ، به دمپاي پيرهنت نگاه ميکنم "

" اون چيزي که دارم به قلبت ميگم اينه "

" اي جيگر طلا ، صبر کن " " فقط يه کم صبر کن "

" وقتي حنا ، روي دستها نقش ميندازه "

زن داداش داره آهنگ ميخونه " " همه بپرين وسط

" وقتي حنا ، روي دستها نقش ميندازه "

" وقتي لباس عروس ، تو اندامش تزئين ميشه "

" ديگه اين شب به اين راحتيا نميگذره "

" وقتي حنا ، روي دستها نقش ميندازه "

" وقتي لباس عروس ، تو اندامش تزئين ميشه "

" ديگه اين شب به اين راحتيا نميگذره "

" عزيز دلم ، صورتت ، توي چشمام نقش ميبنده "

" و ديگه هيچ چيز ديگه اي رو نميتونم ببينم "

" و ديگه اين شب به اين راحتيا نميگذره "

" و ديگه اين شب به اين راحتيا نميگذره "

" و ديگه اين شب به اين راحتيا نميگذره "

" جواهري که کنار بيني عروس هست " " داره چشمک ميزنه "

" اگر ميخواهي دلمو بدزدي " " فقط با چشمات ميتوني اينکار رو کني "

" جواهري که کنار بيني عروس هست " " داره چشمک ميزنه "

" اگر ميخواهي دلمو بدزدي " " فقط با چشمات ميتوني اينکار رو کني "

" النگوها به هم ميخورن و ميگن " " جيلينگ جيلينگ جيلينگ "

" و ضربان قلب منم با تو يکي شده "

" حالا همگي بيايد ، برقصيد و آواز بخونيد "

" طبلها به شدت به صدا دراومدن " " پس بياييد با هم بانگرا (رقص پنجابي) برقصيم "

" با چنان شور و حالي برقصيد که " " ميدون رقص ، زير و رو بشه "

" و دي جي هم اين آهنگو برامون بزنه "

" ديگه اين شب به اين راحتيا نميگذره "

" ديگه اين شب به اين راحتيا نميگذره "

" ديگه اين شب به اين راحتيا نميگذره "

" هر چيزي که توي قلبم هست رو بيا " " از توي چشمام بخون ، عشق من "

" هر چيزي که توي قلبم هست رو بيا " " از توي چشمام بخون ، عشق من "

" چون من ميخوام باهات فرار کنم ، عشق من "

" اي جونم فدات "

" ميميرم برات ، ميميرم برات "

" وقتي چشمان من و تو " " به همديگه علاقمند شدند "

" ديگه هر لحظه مون ، آشفته بازاري شد "

" ديگه اين شب به اين راحتيا نميگذره "

" ديگه اين شب به اين راحتيا نميگذره "

" ديگه اين شب به اين راحتيا نميگذره "

" وقتي حنا ، روي دستها نقش ميندازه "

" وقتي لباس عروس ، تو اندامش تزئين ميشه "

" ديگه اين شب به اين راحتيا نميگذره "

به عروست ميدي؟

يالا ، بده به من

هيچکي به من چيزي نميده

Saman_DF@Ymail.com Rezamaleki77@yahoo.com

کجاست؟

کجا گذاشتيش؟ همين گوشه گذاشتمش -

هيچکس چيزي نخوره

بشقابتو بيار پايين

هيچکس نميخوره ، خواهش ميکنم

هيچکس نخوره

قربان ، تماس براي شماست

بوديو

کجايي؟

ميکشمت

ميکشي ، ولي من قبلا کشتم

و صداش خيلي سخت بود

داري رنج ميکشي

پست فطرت

ميخواستم تو زندگيت زهر بريزم

آدماي من قبلش کارو تموم کردن

يه نگاهي بنداز به اطراف

سلام ميني سلام -

تبريک ميگم ممنون -

حالت چطوره ؟ خوبم -

! تدارکات عاليه

خيلي ممنونم

سارانجيت کجاست؟ .. اونجا -

.. " عشقم ، وقتي عاشقت شدم "

" دنيا رو فراموش کردم "

مراقب باشيد

زن داداش

چرا برقا قطع شد؟

انگار اتصالي پيش اومده

بهشون بگو ژنراتور رو روشن کنند

چطور ميتوني ژنراتور رو روشن کني؟

بيا ، داتا پشت خطه باهاش حرف بزن

چطور حکومتي رو داري ميگردوني؟

هيچ برقي توي بيمارستان وصل نيست

هميشه تو مشکلات ديگه دخالت ميکني

اول مشکل خودتو حل کن

چرا پشت تلفن حرف ميزني؟

خودتو نشون بده

اينقدر منو تهديد نکن

بيا و منو بکش

من تو دهلي ام ، بيا منو بکش

ولي بعدش زنت هم ميميره

تصميم اشتباهيه

همونطور که گفتم ، عذابت ميدم گريه ات ميندازم

خردت ميکنم

هرکاري ميگم بکن

باوار سينگ مارو از اين آسانسور خارج کن -

حال همسرم چطوره ؟ .. ما تا تونستيم -

.زهر رو خارج کرديم

بيمار به آي سي يو منتقل شده

.. ولي بخش عظيمي از روده هاش

بخاطر مسموميت ناشي از خوردن سم سوخته

.. وقتي بيمار به هوش بياد

.درد غير قابل تحملي رو تجربه خواهد کرد

براي نجاتش بايد جراحيش کنيم

خب عملش کنيد

قربان اين جراحي شديدا تخصصيه

فقط دکتر آناند از پسش بر مياد بهش زنگ بزنيد -

قربان داريم سعي ميکنيم باهاش ارتباط برقرار کنيم

ولي نميتونيم

بياريدش

.. ولي

پسر اون دزديده شده جناب شهردار

دکتر آناند کجاست؟

جناب شهردار

خفه کردن اون سودي نداره

دکتر آناند عمل رو انجام ميده

دکتر آناند کجاست ؟

دکتر آناند اول بچشو نجات ميده

و بعدش همسر شمارو عمل ميکنه

گردنم رو ول کن

خب ، هنوزم داري حال ميکني؟

پست فطرت ، ازت نميگذرم

اگه بلايي سر زن داداشم بياد

زنده زنده پوستت رو ميکنم

آشويمي ، ببرش

بريم

ميکشمش

زن داداش داره استقامت ميکنه

متاسفي ، نيستي؟

چرا قبلا به حرفم گوش ندادي

چي ميخواي؟

پسره خوب

حالا ميفهمي

سلطان بله قربان -

يه سيلي آب دار بزن زيره گوشش

اگه دستور قربان رو اجرا نکنم

منتظر چي هستي؟ بزن زيره گوشم

بزن ديگه

سيمرام صبر کن ولم کن -

جناب داتا شنيدي؟

هنوز حساب ها تسويه نشده

بايد دستاش عذاب بکشه

وکيل ، دستاشو عذاب بده

بفرماييد آقاي شهردار

اينم از برگه ترخيص کارخونه ها

و اينم يه ياد داشت عذر خواهيه

امضا کن

بايد گيج شده باشي

که شرافتت رو حفظ کني يا زنت رو نجات بدي

چيزي که شايستس ، شرافت توء

همسرت به زندگي بر نميگرده

تو ميتوني دير يا زود احترامت رو برگردوني

اول زنت رو نجات بده

" بايد گيج شده باشي "

" که شرافتت رو حفظي کني يا جون زنتو نجات بدي "

'چيزي که شايستس ، شرافت توء'

" همسرت به زندگي بر نميگرده "

" ميتوني دير يا زود احترامت رو برگردوني "

" اول زنت رو نجات بده "

.. " قول ميدم همسرم رو "

" در هر پيشامدي حفظ کنم "

" من با اين قول ميپذيرمش "

.. " قول ميدم همسرم رو "

" در هر پيشامدي حفظ کنم "

.. " صورت زيباي تو "

.. " روزي که ديدمت "

" عاشقت شدم "

" دنيا رو فراموش کردم "

دکتر آناند

کجاست؟ تو آي سي يو -

بيا دکتر بريم -

داداش

ببخشيد قربان

قربان

دکتر آناند صداتون ميکنه

متاسفم

اگه يکم زودتر ميرسيدم ميتونستم جون همسرتون رو نجات بدم

" ترکم نکن عزيز دلم "

" التماست ميکنم "

" بدون تو چطور زندگي کنم ؟ "

" هر فکرو خيالي منو تا مرز مرگ ميترسونه "

" اگه بخوام ، ميتونم خدا رو پيدا کنم "

" ولي تورو ديگه نميتونم پيدا کنم "

" وادارت ميکنم در حضورم بشيني "

" احساساتمو ابراز ميکنم "

پرستار بيمارستان اينجاست

زن داداش يه نامه برات گذاشته

بيا

در واقع قربان

..نميتونستم از ترس

از دست دادن شغلم چيزي بگم

ولي همين که اين نامه رو پيدا کردم

نتونستم جلو خودمو بگيرم

..برگشتم به بيمارستان

وقتي افراد بوديو اومدن ديدنت همسرتون همه چيو ديد

سلطان بله قربان -

يه سيلي بخوابون زيره گوشش

بايد دستورات ارباب رو انجام بدم

. اون درد مي‌کشيد

. آروم باش

. تنهاش گذاشتم تا برم براش دارو بيارم

. تنها اشتباه من اين بود

. منو بزن

. اون تحمل ديدن تحقير شدنت رو نداشت

. شايد ، همون لحظه تصميم به مرگ گرفته

"مي‌دونم که تو هر کاري براي من مي‌کني"

اما نمي‌تونم ببينم که به" "خاطر من تحقير ميشي

"من ديگه اجلم رسيده"

" من پس از مرگ زنده خواهم بود"

"...اما اگه تو احترامت رو از دست بدي"

" نه "

"من دوست دارم که تو سربلند و مفتخر باشي "

" اينکار رو نکن "

" اينکار رو نکن "

" اينکار رو نکن "

"...دلبر من"

"خداي من است...

درود باد

چرا مثل ديوونه ها داره مياد ؟

. وزيرمختار داره مياد

. اونم اينجاست تا کفشاش رو ليس بزنه

درود باد

درود باد

بوِدِيو

بوِدِيو

بوِدِيو حرکت کن . حرکت کن -

. هي شهردار . بس کن اين ديوونگي رو

... داري سر وصدا به پا ميکني

. اونم بخاطر اينکه بودِيو بهت 10کرور رشوه نداد

...گروههاي سياسي و مافيايي

. به من چندتا تهمت زدند....

. من محکوم به 16 سال زندان شدم

. فقط يک هاله‌ي اميد در زندگي من وجود داشت

"گودي"

. من اونو به دور دستها فرستادم

، من نميخواستم که بوديِو از هيچ‌کدوم از ضعف هام . سوءاستفاده کنه

. فقط يک عامل انگيزه در زندگي من وجود داشته

. انتقام

. انتقام

. انتقام

. هر روز ... خشم من بزرگتر ميشد

. عصبانيتم طغيان مي کرد

. و زندان برام تنگتر ميشد

...و يک روز

. اون "گولو"ي عوضي

...يادته ، يک روز اون

توي جعبه‌ي ناهارش در مدرسه سوسک آورد ؟

يادته ، خانم "برگانزا" چه دادي کشيد ؟

. يکي از اون سوسکها رفت توي لباسش

... و بعدش رفتن به کالج

. و اندازه گرفتن ارتفاع ديوارها

. بعدش مشروب فروشي پاپو

....اولين بار که به اين لب زدي

. کل بطري رو سر کشيدي

مست شده بودي . مثل الان

. اما هنوز ، توي چشمات خوبي موج ميزد

. رنجهاي زيادي توي دنيا وجود داره

اما تعداد کمي هستند که تمايل دارن . که اين رنج‌ها رو با بقيه شريک بشن

. هنوز اينو يادمه

، حتي در دوران بحران اقتصادي ...تو سخت درس خوندي

. و از بقيه جلو زدي...

. تو يه شهردار شدي

....براي همين يه روز

. تو تونستي شريک رنج‌هاي مردم بشي...

الان چته ؟

انگيزه‌ي زندگيت رو فراموش کردي‌ ؟ . آقاي زندانبان -

. اگه دوست مني ، پس ثابت کن

. يه راه خارج شدن از اينجا نشونم بده

اين ديگه چه خوبيه ؟

. اينجوري بودِيو رو مي‌کشي

. و بعدش به خاطر اينکار ، دارت مي‌زنن

. خيلي وقته که دارم زدن

. اما ، فقط با کشتن اون به رستگاري مي‌رسم

و اون 5 نفر چي ميشن ؟

. همدستات رو ميگم

اونا چي ؟

.... اونا محکوم به زندان شدن

. به خاطر اينکه شريک رنج تو شدن

فکر کردي اونا عفو ميشن ؟

. تو مديون اونايي

. و بايد تسويه کني

. اين چيزيه که زن داداش ميخواست

. تا ببينه که تو سربلند بشي

. نامه‌ش رو بين وسايلت پيدا کردم

. دوباره بخونش

"ميدونم که تو هر کاري براي من مي‌کني"

"....اما اگه احترامت رو از دست بدي"

"نه"

"من دوست دارم که تو سربلند و مفتخر باشي "

. براي بدست آوردن احترام بايد بهاي بزرگي رو بدي

. ‏تو بايد تغيير کني . تو بايد فراموش کني

. حتي اگه انتقام باشه

. هيچ کينه‌اي نباشه ، و تغيير کن

. تغيير کن

. دوستم محمد اقبال ، به قولش عمل کرد

. و اسم من رو به فرماندار سفارش کرد

. بقيه‌ي محکوميت من عفو شد

. به خاطر خوش رفتاري

. حالا من بايد به قولم عمل کنم

. بايد چندتا دِين رو ادا کنم

براي همين نذاشتم که خبر آزاديم . من به گوش مردم برسه

. من خودم رو عوض کردم

...با يه اسم و هويت جديد

. شروع به تغيير مسيرم کردم

چون نميخواستم که تنها دشمني من . جلومو بگيره

. ميخوام به ترور هاي بوديو پايان بدم

براي همين ....درحاليکه قدم در راه تغيير ميذارم

. اون موقع‌ست که به دنياي ديگر رهسپار ميشم....

. جايي که "ميني" منتظر منه

. و هنوز سربلند هستم

اينجا بسي تاريک است" "خورشيد مي‌بايست طلوع کند

محيط مي‌بايست به هر طريقي" ". تغيير کند

.....قربان . در اين راه تغيير

: به نيابت از رسانه اعلام ميکنم که . ما با تو هستيم

....دختر جون ، تعريف از خود نيست

.....ولي ، اما بزودي دنيا خواهد ديد که

. سردار چه کاري ميخواد بکنه....

" سينگ صاحب کيبر "

" سينگ صاحب کيبر "

. بوديو اينجا نيست

کاري که اون براي عمل گونه‌ش کرد . رو به ياد بيار

..دوباره براي عمل به سوئيت رفته . قربان -

. سوئيس

چي ؟

. من همه کارا رو قانوني انجام دادم

. فقط روزي 30 کاميون شن ميفروشم

. که اين حدشه.... ...قربان ، کلا 3489 ميشه

....چرا تو

. دارم کارم رو ميکنم ، قربان

چرا خجالت ميکشي ؟

. يه چيزي هست که داري پنهان ميکني

. عاليه

"گواردهان"

. سلام . سلام -

جلسه داريد ؟

....فقط

. چايي و اسنک ميخوريم . آره

...يکم بخور

چرا به ايستگاه نرفتي ؟

. قبلا جويا شدم

. قطار 3 ساعت تاخير داره

چه تاخيري ؟ . خب 3 ساعت تاخير داره ديگه -

. مهم نيست چطور تاخير داره . برو به ايستگاه

. برادر ، نگران نباش

....فقط يه دست باز بده

با همين دست يه درسي ميدم..... . که فراموش نکنه

....خيلي خري . منو جلو مردم شرمنده نکن -

. خودم ميدونم که سينگ طرفدار زيادي داره

. زنده باد هند" قربان"

لام باوار سينگ" هستم "

. خوش امديد قربان

. ايشون منشي شما اقاي تياگي هستن

. سلام

. اجازه بديد

ممنون

. قربان ، همه منتظر شما هستن

ميني..ميني ، موبايل من کجاست ؟

مگه يادت نيست ؟

موبايل ؟ . بفرما -

. ممنون

. ياد بگير مواظب وسايلت باشي

. موبايلت روي صندلي جا گذاشتي

، وقتي تو اينجايي . نبايد نگران چيزي باشم

اگه اينجا نباشم چي ؟ کجا ميتوني بري ؟ -

اگه اينجا نباشم چي ؟

....شما بابت قبول کردن دعوت ما

. لطف بزرگي بهمون کرديد

...زود يا دير

. بايد ميومدم

چي ؟

. ايشون بايد اينجا رو تر و تميز کنن

تميز ؟ . اقاي کوپرا -

گوارادهان ؟

وايسا

اين ديگه چيه ؟

. خوش امديد ، اقاي سينگ

. ميدونستيم که به پادوري مياييد

....از اونجايي که اينجا براي پذيرايي شما خوب نيست

. اين کار برعهده‌ي گواردهان هستش

. بفرما

ما براي اقامت شما برنامه‌ي يک هتل 5 ستاره ! رو چيديم . داتا

داتا ؟

از موقعي که حساب هاتو تسويه نکردي . دو ماه گذشته

. 300 هزارتا ضرر ديدم

جلوشو بگيريد . ديوونه شده ؟

. يکي بهش توضيح بده

کدوم حمل و نقل داتا ؟

. صبر کن هان ؟ -

. اون براي شرکت حمل و نقل داتا کار نميکنه

چي داري ميگي ؟ . اونا ادماي با اصل و نسبي‌ان -

داري نگاش ميکني ؟

. شرمنده . چه شرمنده‌اي -

. برو از سينگ خواهش کن

. بجنب . باشه -

. سينگ صاحب

. شما نميتونيد با اين مردم حقير بمونيد

. با من به خونه‌ي بوديو سينگ بياييد

. بوديو سينگ ، شخص بزگواريه

". بوديو سينگ ، شخص بزگواريه"

. اوهوم

: شنيدي که ميگن

،آدم هرچقدر خودشو بالاتر از بقيه بدونه . همونقدر هم سقوط بدي داره

...و هرچقدر که حقير باشه

....مثل کوچکي برف دانه‌ها

....اين آدماي حقير يکي ميشن

. و باهمديگه ، هيماليا رو تشکيل ميدن

. پس کسي رو حقير خطاب نکن

. بزن بريم آقاي ، تريپاتي

. گواردهان . بله -

. بيا اينجا . بله -

...بوديِو اينورا عطر پخش کرده

تا از ما خوشامد گويي کنه ؟

چي ؟

. ميگه عطر

نمي‌فهمي ، گواردهان ؟

...داره در مورد توالت حرف مي‌زنه

. که بوي آشغال ميده

. اين کار راه‌اهن‌ـه که تميز کنه

راه‌آهن ؟ مشکل تو اينه ؟ -

. شما همه‌چيز رو ميندازين تقصير دولت

. يه سري کارها رو بايد خودت بکني

. اينجا شهر بودِيو سينگ هستش

. بجنب

. جارو رو بده به من

. خودم انجامش ميدم . سينگ قربان -

... قربان . خودم انجامش ميدم -

. با اين کار شرمندمون ميکنيد قربان

. من که اينجام

. بگير . برو تميز کن

، براي اولين بار . يه نفر کار درست رو داره ميکنه

. بزن آهنگو

. فيلمبرداري نکن

. بزن آهنگو . بيايين برقصيم

. آدماي تيم ضربت به شهر رسيدن

...و سينگ صاحب کارش رو براي

. ايجاد تغيير ، شروع کرده

. خيلي هم عالي

...اميدواريم که سينگ صاحب بتونه

. فساد و کشتار را در پادوري ، ريشه کن ، بکنه

. فيلمبردار دي‌پاک . من شيکا چاتورودي هستم

. نولا ، حتي نبايد يه قرون کمتر از 2 ميليون باشه . لطفا برو

. قربان ، من کل حساب مو خالي کردم

.... از دوستام ، وام و قرض گرفتم

. تا اين 1.2 ميليون رو جمع کردم

...وقتي به وسعت نميرسه

چرا به خودت زحمت ميدي که بيايي اينجا ؟

. لطفا برو

...ولي قربان ، من هميشه شنيدم که

، کسي که ميخواد مدرک بگيره بايد نمره بالا داشته باشه نه هزينه ورودي

. خانم رادهيکا

. جناب بودِيو 11 تا دانشگاه داره

. و من متولي اون هستم

. و من اينو بهتر از هر کسي ميدونم

.... هميشه به والدين ميگم که

به جاي اينکه به بچه‌هاتون فشار بياريد ....تا مدرک بگيرن

.... اگه تلاشتون رو براي جمع کردن پول ميذاشتيد

. اينجوري براي همه بهتر ميشد

. به هر حال ، اشکال نداره

. يه کاري برات مي‌کنم

، ‏آقاي ديژيت . دخترتون واقعا با استعداده

. خوشگل هم هست

. پدر ، من پذيرش نمي‌خوام

. رادهيکا

. شما آدم پستي هستيد ، آقاي شريواستا

. شريواستا . امروز نمي‌توني از دستم فرار کني

....تو به ازاي پذيرش پسرم

. 150 هزار رشوه گرفتي

150 هزارتا . قربان -

. تو خيلي فاسدي . تو طويله زاده‌اي

. کارت فقط خوردن پول مردم‌ـه

. بسه

اون "راويندرا شريواستا"ست

، و کسي که ازت کلاه برداري کرد . سورندر شريواستا هستش

چي کار داري ميکني ؟

. قربان ، ايشون غلط کردن

. ميتوني منو بزني

. نه ، من مي‌کشمت

. شرمنده . چه شرمنده‌اي -

شما دوتا کي هستيد ؟

. "مردم مانگو" (مانگو پيپل)

. مردم عادي

ميدوني که مزه‌ي مانگو (انبه) يه ذره . ترش و شيرينه

(و همچنين پيپل (انجير هندي

. اينا در روح عجين شدن

. يک آدم عادي هم در روح عجين شده

. سعي نکن که اونا رو خشمگين کني

. اونا رو بدون هيچ رشوه‌اي پذيرش کن

. پس تو سينگ صاحب ـي

. شبيه مسيح حرف ميزني

توي هر شهري اداره‌هايي براي گروه ضربت . افتتاح کردي

...اما تو به خاطر رد کردن دعوت لالان

. اشتباه بزرگي کردي

. حالا ، هيچکس پذيرش نميشه

. بريد بيرون ...پذيرشي در کارنيست

....قربان ، هيچ پذيرشي بدون اجازه

. گفتم نه اين دوربين چطور اومد تو ؟

اينجا چه خبره ؟ . قراره همه‌جا دوربين باشه -

. همه چيز قرار شفاف سازي بشه

. شفاف سازي

...اين دشمني با علم و هنرـه . نخير -

.... اين دردسره

. آدم بدا توي دردسر افتادن

ميدوني يعني چي ؟

. اوقاتتون سخت ميشه

. فکر کنم ، نفهميد

. بهش توضيح بده

. اين برنامه‌ توسط دانشجوهاي مانگو پشتيباني شده

. نگاه بنداز

. اين دانشجوها اينجان تا به حقشون برسن

....با اينکه شايستگي دارند

. ولي پذيرش نمي‌شن....

اينجورياست که بوديو براشون ناراحته ؟

. خب ، بيايين نگرانيشون رو برطرف کنيم

... خب ، آقاي شريواستا

اونا مي‌تونن بدون پول پذيرش بشن ؟

چقدر بايد پول بپردازيم ، قربان ؟

. خوب دست بزنيد

‏شما ميتونستيد اين فرصت رو قبلا هم ...بدست بياريد

...فقط اگه کميته‌ي دانشگاهي تشکيل ميداد

. و ازشون توضيح مي‌خواستيد

...اگه اونا گوش نميدادن

. مي‌تونستيد دوباره کف بزنيد

....ولي ديگه براي بار دوم

...صورتهاي اعضاي کميته...

. بين دستهاتون گير ميفتاد

، و شما ميتونستيد ، هر کي رو که بخواييد . با دست بزنيد

. شما دانشجو هستيد

. مي خوام يه چيزي بهتون بگم

...دنيا به خاطر وجود قدرت آدماي بد

جاي بدي نيست....

...بلکه به خاطر متحد نشدن آدماي خوب

. و استفاده نکردن از قدرتشون ، جاي بدي شده

: به قول ويوه‌کاناند

"برخيز ، هوشيار و نيرومند باش"

"...چون فقط بز قرباني ميشه"

". نه شير"

. شير باشيد

. زنده باد سينگ صاحب

"او غرق در عشق است"

"براي همه آرزوي خير ميکنه"

"به همه با عشق نصيحت ميکنه" "چه خويشتن يا چه غريبه"

عشق را وسعت ميده" ". و به عشق اعتنا ميکنه

". او خودش نهايت عشق است"

" سينگ صاحب کيبر "

" سينگ صاحب کيبر "

" سينگ صاحب کيبر "

" سينگ صاحب کيبر "

"معشوق من خيلي زيباست"

"بگذار که عشقم را فوران کنم"

". بايد اشکهايت را از خدا درخواست کنم"

"معشوق من خيلي زيباست"

کاري از فيلم باران مترجمين : رضا و سامان

"معشوق من خيلي زيباست"

"بگذار که عشقم را فوران کنم"

". بايد اشکهايت را از خدا درخواست کنم"

". رنج سينگ صاحب بسيار سخت بود"

". ميتونستم احساسش کنم"

". اما اون مي‌خواست که دردش رو فراموش کنه"

". و اوضاع رو به آرومي کنترل کنه "

". نسيم دگرگوني در بادوري جريان پيدا کرده بود"

". ما فقط منتظر رسيدن بوديو بوديم"

. سينگ صاحب، جنبش بزرگ ، در حال شکل گيري‌ست

... تو صفحه‌هاي تنفر از بوديو در

. فيسبوک و توييتر ، اشخاص زيادي عضو شدن

خوبه ، اما چقدر خوب ميتونه باشه ؟

: بکي به درستي گفته

. براي انجام کار بزرگ ، نميتوني قدم کوچيک برداري

اول بايد از مسير خارج شي تا . به جاده اصلي برسي

. پس بيا برنامه‌ي تظاهرات با شمع رو برنامه ريزي کنيم

. احساس همراه آتش مي‌ميره

. معمولا اينجوري ميشه

. ما بايد روشمون رو عوض کنيم

پس بايد چيکار کنيم ؟

چطور انتقام بگيريم ؟

. آره ، سينگ صاحب

. ما بايد قوانين رو عوض کنيم

....براي عوض کردن اين شهر

. ما بايد بوديو سينگ رو عوض کنيم

. روحان

. چتر رو نگه دار . دروبين رو بده

. دوربينُ خاموش کن

بيچاره ! مي‌خوايي به مردم حقيقت واضح رو نشون بدي ؟

. بهت نشون ميدم واضح بودن يعني چي

. حرکت کن

. خدا رو شکر که جلوي آدمات رو گرفتي

....اگه اينو ميچرخوندم

. ممکن بود يه جنگ ديگه شروع بشه....

سينگ صاحب ، من اصلا نيازي نيست . که به خودم زحمت بدم

. چشمان من همه‌چيز منه

... وقتي که بچرخونمشون

. باعث ميشه که کل دنيا بچرخه

. چه جنگ بشه ، چه نه

...خداي من به کسي اين قدرت رو نداده

. که بتونه بقيه‌ رو ناديده بگيره

. بوديو سينگ . بيخيال قدرتت شو

. زمانه عوض شده . پس خودتو عوض کن

. اونايي زنده مي مونن که ، تعظيم کنن

! و مسنوخ ها هم عين جسد (خشک ) ميمونند

. تو راست ميگي

. کسي که تعظيم کنه ، زنده مي‌مونه

. من هميشه جلوي مردم خم ميشم

درود ، درود ، درود

. و درود بر تو

. من يه مهماني براي تو تشکيل دادم

. خصوصي

. جناب شهردار سابق ، سارانجت تالوار

. آکا ساني ( معروف به ساني )

. خوش امدي ، خوش امدي ، سينگ صاحب

. انگار حالت خوشه

ميخوايي اينجا شلوع پلوغ کني ؟

...حالا که تو من رو شناختي

، شهردار سابق سارانجت تالوار ....معروف به ساني

. پس...قطعا يه چيزي قراره بشه

". تو به دشمنت شراب پيشنهاد دادي"

". حالا نگاه کن که چطور آتش ميدمه"

...پس

. بيا اين آتش رو با آتش تحريک کنيم

. برقص

" چجور چاشني تو اين برگ پان هست؟ "

" چجور مزه اي توش زده؟ "

" چجور چاشني تو اين برگ پان هست؟ " " چجور مزه اي توش زده؟ "

" اگر اون کسي رو که اين برگ پان رو پيچيده" " پيدا کنم ، يه گوشمالي حسابي بهش ميدم "

" تو ملأ عام ، دُکون اين فروشنده رو " " به آتيش ميکشم "

" ... با خوردنِ "

" ... با خوردنِ "

" تو با خوردن اون برگ پانِ ، خانمان برانداز " " آخر سر جون منو ميگيري "

" تو با خوردن اون برگ پانِ ، خانمان برانداز " " آخر سر جون منو ميگيري "

" اي واي ، اي واي از اينکه دلم رو به تو باختم "

" اي واي ، اي واي از اينکه دلم رو به تو باختم " " حالا ديگه گمشو برو بي ناموس "

" تو با خوردن اون برگ پانِ ، خانمان برانداز " " آخر سر جون منو ميگيري "

" دستمال ابريشمي مينداخت دور گردنش و "

" و هر روز هر روز با لباي قرمز ميومد "

" دستمال ابريشمي مينداخت دور گردنش و "

" و هر روز هر روز با لباي قرمز ميومد "

" دلم چجوري تالاپ تولوپ ميکرد "

" اما اون نادون نمي فهميد که " " دلم چجوري داره تالاپ تولوپ ميکنه "

" تو با خوردن اون برگ پانِ ، خانمان برانداز " " آخر سر جون منو ميگيري "

" بابا عجب قوسي ميدي داداش "

" باز هم امروز قلبم با يه صداي مهيبي " " شروع به کوبيدن کرد "

" ميخوام اين مکان مملو از گناه رو بسوزونم "

" ... حالا بيا و بيا ، بيا و بيا "

" بيا تا هر شکي که تو قلبت هست رو " " از بين ببرم "

" اميدوارم که هرگز خواسته هاي قلبيت " " برآورده نشه "

" حق بامنه ، تو اشتباه ميکني "

" حق بامنه ، تو اشتباه ميکني "

" آخه اين ديگه چجور آهنگيه ؟ "

" ... ول کن ، ول کن عزيز من دست بردار "

" دست از اين کل کل کردنات بردار " " آخه عزيز من چرا انقدر پريشوني "

" تو با خوردن اون برگ پانِ ، خانمان برانداز " " آخر سر جون منو ميگيري "

" چجور چاشني تو اين برگ پان هست؟ " " چجور مزه اي توش زده "

" اگر اون کسي رو که اين برگ پان رو پيچيده" " پيدا کنم ، يه گوشمالي حسابي بهش ميدم "

" تو ملأ عام ، دُکون اين فروشنده رو " " به آتيش ميکشم "

" ... تو با خوردنِ "

" ... تو با خوردنِ "

" تو با خوردن اون برگ پانِ ، خانمان برانداز " " آخر سر جون منو ميگيري "

. ايول

. ايول

...چطوره يه ذره ره ره ره

. صحبت کنيم

چطوره ؟

. بيا

. صحبت مي‌کنيم

. خب بيا رک حرف بزنيم

. همه چي واضح و رکُ‌ـه

. پس انجامش بده

. انتقامت رو بگير

...اگه واقعا مي‌خواستم انتقام بگيرم ، بوديو

. الان ، اينجا نبودي

خب ، چندتا استخوان شکوندي تا حقيقت رو بفهمي ؟

. بيخيال

بگو بينم چي مي‌خوايي ؟

. الان ديگه يه پا سياستمدار شدي

. اما ، اطلاعاتت از سياست کمه

. سياست ، خودش دنياي جرمه

. حق با قدرت‌ـه

....درست همونطورکه الماس با الماس بريده ميشه

. تو اينجايي که سياستمدارها رو آدم کني

. خصومت بين‌مون رو فراموش کن

...حالا که تو با دروغهاي الکيت

، همچين محبوبيتي بدست آوردي ...بيا باهمديگه

. ازش نهايت استفاده رو بکنيم

، توي انتخابات توي راه . تو حزب منو توسعه ميدي

...تو ازم مي‌خوايي که

سفير تبليغاتي حزب تو بشم ؟

اونم فقط به خاطر اينکه يه کاروان داري ؟

فکر کردي ، پادشاهي ؟

چي تو خودت ديدي ؟

. تو يه دزدي ، يه آدم رذل

. حرامزاده

. يه جاکش

. يه جاکش سياسي

تموم شد ؟

. من لقبهاي زيادي دارم

، من يه دزدم . يه تبهکار ، حرام‌خور ، مکار

کيه که نباشه ؟

وزير ، فرمانده ، پليسها ،‌

، افسرا ، کارمندا . همه‌شون دزدن

. همه‌ي اونا از رشوه اشباع شدن

و تو فقط منو مقصر مي‌دوني ؟

. من قاچاقچي شن هستم . آره ، هستم

. من پليسا رو ميخرم . آره ، ميخرم

. از آدمکشها حمايت ميکنم . آره ، ميکنم

که چي ؟

. من قاتل همسرتم . آره ، هستم

که چي ؟

. من خود قانونم...و خود قانونگذار

. من ثروت و قدرت دارم

...کسي که با پول و قدرت فرمان ميده

... جامعه و

...قانون

. با آهنگش ميرقصن

، حالا حرفم رو قبول کن ... وگرنه

وگرنه چي ؟

. راتي

. بله

. سي دي که الان ظبط کرديم رو اجرا کن

" يعني کل اين فيلم يه طرف اين سيبيلو يه طرف " دو نقطه ايکس

. اسم من بوديو هستش

. ارباب ارواح

...اگه اين سي دي توي تلويريون اجرا بشه

. مردم لهت مي‌کنن

مردم مانگو" ؟"

درسته شريواستاو ؟

. باشه ، پخشش کن

. من از اون سياستمداراي تشنه‌ي راي نيستم

. بذار شخصيتم جلوي عوام خراب بشه

. اما اين مهمه که شخصيت تو بهتر بشه

، يه بار که عوض بشي . همه عوض ميشن

. درسته

. ما از قبل ارتباطات رو برقرار کرديم

. نشونش بده

. بوديو سينگ لو رفت

. اخبار تازه

. سينگ صاحب يه عمليات ماهرانه‌اي انجام داد

... و در اين عمليات ، او

. کارهاي پليد "داتا بوديو سينگ" با نفوذ رو فاش کرد

. بياييد تصاوير انحصاري اين بيانيه رو با هم نگاه کنيم

، من يه دزدم . يه تبهکار ، حرام‌خور ، مکار

کيه که نباشه ؟

وزير ، فرمانده ، پليسها ،‌

، افسرا ، کارمندا . همه‌شون دزدن

. همه‌ي اونا از رشوه اشباع شدن

. من قاتل همسرتم . آره ، هستم

که چي ؟

...من خود قانونم

چه اتفاقي داره مي‌افته ؟

. بزن بريم

. مرگ بر بوديو

. مرگ بر بوديو

. مرگ بر بوديو

. مرگ بر بوديو

. مرگ بر بوديو

. مرگ بر بوديو

. مرگ بر بوديو

. مرگ بر بوديو

. مرگ بر بوديو

. مرگ بر بوديو

. تو فقط يه سي دي درست کردي

. ولي من يه فيلم کامل درست کردم

. بيا بيرون

. اينم نگه دار

، همه بهت تف ميکنن" "هر کسي که برگ تنبول خورده

"هر کسي که برگ تنبول خورده"

"هر کسي که برگ تنبول خورده"

"هر کسي که برگ تنبول خورده"

... فرار کنيم يا

. يکي اينجاست ميخواد تو رو ببينه

. عفو بفرماييد ، جناب داتا

. ولي سخت ، زير فشاريم

. بابا

. عزيزم ، چيزي نيست

. چيزي نيست

. بهش بگو

. اون همه‌رو توي تلويزيون ديد که چي ؟ -

، آدماي سياسي توي اين کشور با ضمانت آزاد ميشن . به زندان نميرن

. جناب داتا راست ميگن

. نگران نباش عزيزم

. گريه نکن

. گريه نکن

. گريه نکن

. سينگ

...من ميتونم همه چيزو تحمل کنم

. اما ، نه اشکهاي دخترم

. الان ديگه قرار بارون بباره

. بارون

. بارون پول . قدرت

. اشکتو در ميارم

، ديگه از زندگي خسته ميشي . و فقط اشک برات مي‌مونه

....و تازه اون فقط يه درصد اشکت بود که

. داشتي براي زندگي همسرت التماس مي‌کردي . خفه شو -

. پول و قدرت حتي نتونست "راون" رو نجات بده

. تو که خري بيش نيستي

...يه جوري ميزنمت که

. حتي قدرتت هم نتونه تو رو نجات بده

. و ديگه ثروتت هم نتونه استخونات رو درست کنه

. گمشو

. قبلا هيچ وقت سينگ صاحب رو اين همه عصبي نديده بودم

. خشم درونش طغيان کرده بود

. انتقام ....احساسي که اون مي‌خواست فراموش کنه

. اما مثل آتيش توي چشماش مي‌سوخت

. همه‌ي ما ترسيده بوديم

...تحريک بوديو

. ممکن بود ، باعث باخت نبرد اون بشه

. چون که نبرد اون تبديل به يه جنگ شده بود

... سينگ صاحب ، شبانه روز رو براي

. جمع کردن مدرک عليه بوديو سپري مي‌کرد

. تا بوديو نتونه با ضمانت بياد بيرون

. اون خودش رو فراموش کرده بود

.....اون حتي وقت اينو نداشت تا

. لحظاتش رو با خاطرات همسرش سپري کنه

. يا اينکه با خواهرش حرف بزنه

، شايد بخاطر همين ....روز ديگه

. داداش

داداش ، کجايي ؟

. بيا پارام

خانم سيمار ، شمايي ؟

. من شيکا هستم . ما با تلفن حرف زديم

. پس شيکا تويي

داداش من کجاست ؟ . بايد انجامش بديم -

"! اوووه ساند ماندر هوي"

کي فکر تو رو ميکرد !؟

"! اون "دولا باتي"ـه"

"! دختر دولا عروسي کرده"

"! پسره يه کيلو شکر مهرش کرده"

"! اون دولا باتي‌ـه"

"! دختر دولا عروسي کرده"

"! اما شالش پاره شده"

. به‌خاطر اين مورد ، ما قدرتمندتر ميشيم

". دختره لباس قرمز پوشيده"

". اما شالش پاره شده"

گودي ؟

". اون دولا باتي‌ـه"

". دختر دولا عروسي کرده"

". اما شالش پاره شده"

". دختره لباس قرمز پوشيده"

" پسره يه کيلو شکر مهرش کرده"

". عموش چوري درست کرده" ". اما صاحب خونه اونو دزديد"

گودي ؟

. داداش

. داداش

تو اينجا چيکار ميکني ؟

. بهت که گفتم

. هروقت که نياز شد ، ميام مي‌بينمت

بهت چي گفتم ؟

بهت نگفتم ، سيمار ؟

. بجنب ، برشگردون

. اون..اون نميفهمه

. آره ، من نميفهمم

. من اصلا نميفهمم

....همون موقع هم که توي زندان بودي

! و منو به دوردست ها فرستادي هم نتونستم بفهمم

....وقتي از طريق داداش گولو

! برات دستبند راکي ميفرستادم هم نميفهميدم

. هفت سال

. هفت سال من نتونستم برات دستبند راکي ببندم

... من اينم نمي‌تونستم بفهمم

.. که وقتي از زندان آزاد شدي

چرا نيومدي ديدنم ؟

اين چه نوع جنگيه ، داداش ؟

. اين جنگ رابطه‌ي بينمون رو عوض کرده

الان از چي ميترسي ؟

. بوديو الان پشت ميله‌هاست

. داداش ، گوش کن

. من جايي نميرم

. من همينجا مي‌مونم . پيشت مي‌مونم ، همين

تو دايي مني ؟

لباس قهرمانيت کوش ؟

. مامانم ميگه که تو مثل سوپرمن‌ـي

. گودي

. نميرم

. گودي

. داداش

. خودت مي‌دوني که تو تنها کَس زندگيم هستي

. نميخوام از دستت بدم

. داداش

. من خواهرتم

، اگه کسي بخواد بهم آسب بزنه . خودم مي‌کُشمش

تازه ، تو از اونا مي‌گذري ؟

. اين يه سرکشي‌ـه ، جناب سينگ

... آدماي بوديو

.... ساختمون رو از پشت محاصره کردن

. حتي پليس نميتونه کنترلشون کنه

. وايستيد . تکون بخور

. بريد . بريد عقب

. من از سينگ صاحب نميگذرم

. بمون عقب

. روي لالان تمرکز کن . آره ، اونطرف

. خشونت بسه

. خشونت بسه

. کسي خشونت نکنه

. ما شهرونداي هندِ گاندي هستيم

به خودت ميگي شهروند ، هندِ گاندي ؟

. تو که همه‌ي قانونا رو زير پا گذاشتي

...دادگاه دستور داده که آدماي بوديو

. 500 متر از دفتر مردمي حزب ، دور باشن

. بريد بيرون

. پس ، بيايد ما رو بگيريد

. دستبندمون بزنيد

. گوش کن

. اينجا من حرف ميزنم

. من هيچ قانوني رو نمي‌شکونم

....من فقط دارم سينگ صاحب رو

. از وحسي‌گري حاميان بوديو نجات ميدم

، قربان ، اون وحشي‌گري‌ـه . نه وحسي‌گري

. جلوي تلويزيون کوچيکم نکن

. آره ، وحشي‌گري

. من دارم تو رو از عصبانيت اونا نجات ميدم

. وگرنه خورد خاک شيرت ميکنن

...سينگ صاحب داره نقش بازي ميکنه

.اما الان ، اون لو رفت

. اون ديگه خواهان 10 ميليون راي نيست

. اون الان 1 ميليارد راي ميخواد

شنيديد ؟

تا حالا گزارش پزشکي بوديو رو ديدين ؟ . نگاه کنين

. نشونشون بده

... اون توي نوشيدني بوديو مواد ريخت

...و گولش زد که نوشيدني رو بخوره

. و مجبورش کرد که همه‌ي اين حرفارو رو بزنه

... آره ، ميبيني

...براي همين بهت درخواست ميدم که

. از پرونده‌ات کنار بکش

. وگرنه

. وگرنه

... وگرنه من

! جلوي همه خود‌ آزاري ميکنم

. قربان ، اون خودکشي‌ـه

مگه هردوش آدمو به گآ نميده ؟ . بله -

. من خود‌کُشي ميکنم

. ايول بهت

. و گواردهان هم باهام اينکار رو ميکنه

. سلطان هم همينطور

، کوماندو ، تيرلوک

. اون و اون

. و اون

. هممون خود‌کُشي ميکنيم

. آره ، بريد جلو

. چراغ نفتي رو بياريد

. صبر کن بينم

. چراغ نفتي‌ت حتما خراب شده

. اينجوري موقع مرگ فقط رنج ميکشي

. هو مورلي

اون بطري‌ بنزين که توي جيپ بود رو يادته ؟ . بله -

. برو بيارش

. بيارش

. بفرما

. آوردش

. بگير که اومد

. وايستا داره چي کار ميکنه ؟ -

. وايستا . بگير -

. اين تو رو خاکستر ميکنه

. يه ذره هم درد نميکشي

. نه

.... همه‌ش قرار بود که

... هزارتا از ادمکشا رو برداري و بري سينگ صاحب رو بزني

، تا اينکه از زندگي سير بشه

. رئيس ، دقيقا مي‌خواستم همينکار رو بکنم

. اما ، پليس توي زمان اشتباهي ، سر رسيد

، متوجهي که .... من داشتم يه بازي هوسمندانه ميکردم

. هوشمندانه . خفه شو -

. گوش کن

، حالا که بازي عوض شده . هر کاري که ميگم رو بکن

... اون سينگ بنزين ريخت و کبريت روشن کرد

خب "اف آي ار" رو عليهش جمع کن و . بندازش زندان

. من همه‌ي زندانيا رو عليهش ميکنم

. نه ، تو نميدوني

. اون خيلي باهوسه

. کل پليس و رسانه طرف اونن

. تلويزيونو نگاه کن

. اخبار تازه

... حاميان بوديو سينگ

دستور دادگاه رو ناديده گرفتن و . عليه سينگ صاحب شورش کردن

. اونا سعي در سوختن وي با بنزين داشتن

. آتش و خشم مردم ،باعث شد با هم متحد بشن

...پليس سعي در فروپاشي اين قضيه داشت

.اما آدمکشها گوش نکردند

. در آخر ، پليس و مردم باهمديگه آدمکشها رو زدند

توئه بدبخت چي داري ميگي ؟

. بهش زنگ بزن . زنگ زدم -

. اون خبرنگار زبردستيه

. خفه

. هي دختر جون

چرا داري گزارش اشتباه ميدي ؟

. آقاي بوديو سينگ

....وقتي تو ميتوني پليس و اخبار رو مديريت کني

و گزارش اشتباه بدي که ....دروغ هات رو کتمان کني

اونوقت ، چرا ما گزارش الکي براي يک مرد راستگو نکنيم ؟

. همونطورکه خودت گفتي

. زمانه عوض شده

. صدتا زرگر ، به پاي يه آهنگر نميرسن

. عصبانيتت رو کنترل کن

. به موقع ازش استفاده کن

. صد نفس آهنگر ، يه پاي يک نفس بوديو سينگ نميرسه

. امروز جنبش بزرگ قراره ايجاد بشه

. همه ميرن اونجا

. آره ، آشويني با داداش رفت

. آره

. صبر کن

. پارام

". چشمک بزن ، ستاره کوچولو"

"متعجبم که تو چي هستي ؟"

. پارام

. تو مي‌ميري

. تو مي‌ميري

. برادرم ازت نميگذره

. پارام . پارام بيا اينجا

... شما يه زن و بچه رو شکنجه کرديد

....حالا اين ما خبرنگارا هستيم که

. مجبوريم براي عدالت اسلحه برداريم

. سيمار ، با پسرت فرار کن

. حرکت خوبي نبود

....اما تو . هيچکس حرکت نکنه -

. برو سيمار . من ميام

. پارام بريم

. بريد توي اطاق

. همگي بريد توي اطاق

. بريد تو

. اگه ميگه بريد ، بريد تو . يالا ، عجله کنيد -

. بريد تو

اين تو قفل‌مون کن

. شيکا ، به داداش زنگ بزن

. باشه

، واي خداي من . گوشي رو جا گذاشتم

. برو پاسگاه

چي شد ؟

. فکر کنم بنزين تموم شد

چي ؟ حالا چيکار کنيم ؟

چطوري به داداش بگيم که اينجاييم ؟

. ماما . پارام -

...خدايا ، موبايلم

. مامان

. سيمار فرار کن . بجنب پارام -

. وايستا

. داداشـــــــ

. بوديو

. بچه‌ها بايد تقاص اشتباهات بزرگترها رو بدن

. اين قانونه

. حالا که ميدوني . من خودم قانون و قانونگذارم

. حرف مفت نزن

خواهرم کجاست ؟

. من بوديو هستم

. ارباب ارواح

. سلطان ، نشونش بده

. دايي

. گودي

. ببين چقدر بي‌قراره

. بوديو

. نه ، نه ، نه

اين همون چيزي نيست که ميخواستي ؟

. من تبديل به شيطان شدم

. دخترم

. ولي خوب گوش کن

. هر چي که سر ميني اومد ، براي گذشته‌ست

....اگه بلايي سر خواهرم يا پسرش بياري

. اونوقت ، دخترت رو پرت ميکنم پايين

. نه ، نه ، نه

. آزادشون ميکنم

. بذار دخترم بره

. سلطان ، بذار برن

. داداش

. داداش

. داداش

. دايي

. گودي

. بابا . بابا . فرزندم -

. ولم کن

. ولم کن . ميخوايي بري -

. سيمار

. باشه ، ميذارم بري ....پيش زن داداشت

. من کسي‌ام که به اون سم خوروند

. داداش

. وايستيد

. داداش ، داداش

. سينگ صاحب ميخوايي گُنده باشي ، هان ؟

زنده‌اي که احترام کسب کني ؟

. احترام

...حالا ، وقتي که فردا مُرد

، اون ميتونه به همسرش نشون بده که . سربلند شده

اين چيزي نبود که مي‌خواستي ؟

. ولي نميذارم همچين اتفاقي بيافته

. تو جرأت کردي به دخترم دست بزني

. من سرتو مي‌بُرم

. تا حد مرگ رنج ميکِشي

. سيک ( يک نوع فرقه هندي )

!. فکر کردي که ، حامي بيچارگاني

. امروز قدر و منزلتت رو بهت نشون ميدم

. عمامه‌ت

. عمامه‌ت

. تو سيک

مگه عمامه‌ات نشانه‌ي افتخارت نيست ؟

. زير پام لهش مي‌کنم

....چرا تو

. بگيرينش

. پارام

. عمامه

! سيک

! سيک ها

. کسي که بي‌عدالتي رو کاهش داد

". گوروناناک دِوجي"

. خانوادش رو در راه عدالت فدا کرد

". گورو گوبين سينگ"

. يک سيک

. با خوشحالي کيفر اعدام رو پذيرفت

. شهيد باگات سينگ

. يک سيک

...وقتي که دشمن يک سيک توي چنگال دستش‌ـه

. استخون دشمنش شروع به خِر خِر ميکنه

. خِر خِر

. خِر خِر ، خِر خِر ، خِر خِر

. بابا

. دکتر

. اينکارت اشتباهه

اون موقع که پسر منو دزديدي اشتباه نبود ؟

...اون موقع که جلوي منو گرفتي تا

همسر شهردار رو عمل نکنم ، اشتباه نبود ؟

. من هنوز حسرت اون کار رو مي‌خورم

...ميدوني...پسر من

. هنوز از اون ضربه و آسيب خلاص نشده

. و تو داري ميگي اين اشتباهه

. من اين عمل رو انجام نميدم

. اون توي شرايط بحرانيه

. متاسفم

. متاسفم . دکتر -

. دخترم رو به خاطر جرمهاي من مجازات نکن

. لطفا ، مجازتش نکن

. قانون همينه

. اين چيزيه که گفتي

. بچه‌ها بايد تقاص اشتباهات بزرگترها رو بدن

. دکتر

. مي‌خوام يه داستان بهت بگم

يه زماني ، راهبي بود که هروز از پله‌ها ...بالا پايين ميرفت

. تا رود گانگا رو ستايش کنه

...گاهي اوقات عقرب نيشش ميزد

و اون عقرب رو برميداشت ...و ميذاشت يه طرفي

...يکي ازش پرسيد

... اون عقرب هر روز تو رو نيش مي‌زنه

ولي ، چرا تو به سادگي ، اونو ميذاري يه طرف ؟

... راهب گفت

....اين عقرب وظيفه‌ي خودش رو فراموش نميکنه...

، پس من به عنوان يک راهب... . چطور ميتونم وظيفه‌ي خودمو فراموش کنم

. من راهب نيستم ، دکتر

. ازت خواهش ميکنم

. نذار اون دختر تقاص گناهان پدرش رو بده

، حتي اگه آسيب ببينه" ". باز هم مي بخشه

، اون دردش رو فراموش ميکنه" ". و هميشه عدالت بر پا ميکنه

". اون بهت مي‌آموزد که انتقام بي اهميته"

" سينگ صاحب کبير "

" سينگ صاحب کبير "

" سينگ صاحب کبير "

" سينگ صاحب کبير "

"سردار من خيلي زيبا و رنگارنگ است" ( منظور از سردار همون سيک يا سينگ ها هستند )

". سردار من رنگارنگ است"

". بگذار در رنگ عشقت ، عاشقت باشم"

". بگذار عاشقت باشم"

". بايد اشکهايت را از خدا درخواست کنم"

"سردار من خيلي زيبا و رنگارنگ است"

...ما هر روز دل‌تنگ دلبرمون مي‌شيم

. اين دلبر در قلبمون جاري ميشه

. مانند عشق

....سينگ صاحب اگه ميخواست

. مي‌تونست با همسرش يکي بشه

. اما او ميخواست که زندگي بکنه

....به خاطر خنده‌ي

. روي صورت همسرش

. هميشه کار خير انجام ميداد

....حقيقتا ، نتيجه‌ي خوبي هاش اين هست که

...شخصي مثل بوديو ...

. مقدار زيادي از ثروتش رو وفق اين دگرگوني کنه

...و من

. من براي هميشه به گروه سينگ صاحب ملحق شدم

. زيرا ، رنجهاي زيادي در اين دنيا هست

. که فقط تعداد کمي همدردي ميکنن

مترجمين : سامان کياني و رضا مالکي Saman_DF@Ymail.com Rezamaleki77@yahoo.com

Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.