Afrikaans
Akan
Albanian
Amharic
Arabic
Armenian
Azerbaijani
Basque
Belarusian
Bemba
Bengali
Bihari
Bosnian
Breton
Bulgarian
Cambodian
Catalan
Cebuano
Cherokee
Chichewa
Chinese (Simplified)
Chinese (Traditional)
Corsican
Croatian
Czech
Danish
Dutch
English
Esperanto
Estonian
Ewe
Faroese
Filipino
Finnish
French
Frisian
Ga
Galician
Georgian
German
Greek
Guarani
Gujarati
Haitian Creole
Hausa
Hawaiian
Hebrew
Hindi
Hmong
Hungarian
Icelandic
Igbo
Indonesian
Interlingua
Irish
Italian
Japanese
Javanese
Kannada
Kazakh
Kinyarwanda
Kirundi
Kongo
Korean
Krio (Sierra Leone)
Kurdish
Kurdish (Soranî)
Kyrgyz
Laothian
Latin
Latvian
Lingala
Lithuanian
Lozi
Luganda
Luo
Luxembourgish
Macedonian
Malagasy
Malay
Malayalam
Maltese
Maori
Marathi
Mauritian Creole
Moldavian
Mongolian
Myanmar (Burmese)
Montenegrin
Nepali
Nigerian Pidgin
Northern Sotho
Norwegian
Norwegian (Nynorsk)
Occitan
Oriya
Oromo
Pashto
Persian
Polish
Portuguese (Brazil)
Portuguese (Portugal)
Punjabi
Quechua
Romanian
Romansh
Runyakitara
Russian
Samoan
Scots Gaelic
Serbian
Serbo-Croatian
Sesotho
Setswana
Seychellois Creole
Shona
Sindhi
Sinhalese
Slovak
Slovenian
Somali
Spanish
Spanish (Latin American)
Sundanese
Swahili
Swedish
Tajik
Tamil
Tatar
Telugu
Thai
Tigrinya
Tonga
Tshiluba
Tumbuka
Turkish
Turkmen
Twi
Uighur
Ukrainian
Urdu
Uzbek
Vietnamese
Welsh
Wolof
Xhosa
Yiddish
Yoruba
Zulu
تقديم به باليوود دوستان پارسي زبان Www.Bollycine.org
سایرس
من خوبم عزیزم
...سلام ریتو
بیدار شدی؟
به جلسه رسیدم الان دیگه شروع میشه
امروز اولین سالگرد ازدواجمونه
دارم میمیرم و کنارت نیستم
بگذریم، خیلی دلم برات تنگ شده
فردا برمیگردم
اگه از تنهایی حوصلهت سر رفت از باوانا یا آبی بخواه که بیاد پیشت
...و...داروهات رو هم فراموش نکن
...غذا بخور، استراحت کن
از چیزایی که روحیهت رو عوض میکنه دوری کن
...از بچهمون بخواه که خوش رفتاری کنه
و به دخترمون بگو که بابایی برات قصه میگه
باشه؟
..امروز ساعت 3:30 وقت معاینه داری
یادت نره
با احتیاط رانندگی کن، ریتو. باشه؟
هی
دلم برات تنگ شده
*بیمارستان*
.باليوود سينما با افتخار تقديم ميکند Www.Bollycine.Xyz
شروتی! بیا لطفا
برید کنار، جا باز کنید
لطفا برید کنار
دکتر، لطفا دخترم رو نجات بدین
...نزدیک دریای سرد *شش سال قبل*
چند تا پنگوئن زندگی میکنن *شش سال قبل*
...بین اونها، یه پنگوئن هست
که داشت با خانواده و دوستاش خوش میگذروند
بعدها اون پنگوئن یه بچه پنگوئن کوچیک به دنیا آورد
حالا اون پنگوئن کوچولو نور چشمشه
یه روز اون پنگوئن برای آوردن غذا واسه جوجهش
رفت اون دور دورها
...وقتی داشت ماهیها رو با خودش میآورد
بارندگی شدت گرفت و طوفان شد
و مامان پنگوئن به سختی زخمی شد
ولی با اون حالش، تونست که برگرده تا جوجه کوچولوش رو ببینه
ولی پنگوئن کوچولو تنها تو دریا گیر افتاده و بلند بلند گریه میکنه
مامان پنگوئن پریشون شد
مامان پنگوئن نمیتونه بفهمه که چطوری اون کوچولو رفته تو دریا
...ولی برای نجات جوجهش
باوجود زخمهاش میزنه به دل آب
ولی اون نمیدونه که توی اون دریا
کروکودیلها و ماهیهای گوشت خوار منتظرن تا بخورنش
ریتم
آجو، الان برمیگردم
چی شده راگو؟
...باوانا
پدر باهاوانا دیگه زنده نیست
کاتیر، بگیرش
لطفا برید داخل
موقع خواب قلبش وایساد
بیاید تو
چرا ترکمون کردی؟
نمیتونم از دست دادنت رو تحمل کنم
ریتم اینجاست باهاش حرف بزن
ما همه کنارتیم
فکر نکن تنهایی
...تو باید
مامانت رو آروم کنی
...باوانا
...باوانا
یه خرده فضا بهش بده
آجی کجاست؟
اون با کاتیرـه
کاتیر، آجی اونجاست؟
آجی اونجاست؟
باهات اومده بود داخل
چی؟...ولی اون اونجا بود
هی...همین الان باهات اومده بود داخل
وای نه...راگو...آجی
صبر کن
مضطرب نشو
همه دارن عزاداری میکنن بدون اینکه مزاحم بقیه بشیم دنبالش میگردیم
اون همینجا بود
ببخشید...ببخشید
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: اسکايلر - ويرايش: سانابينگ
چی شده؟
اون اینجا نیست، راگو
یه پسر رو ندیدین که تیشرت سفید پوشیده باشه؟
...آجی
پیداش کردی؟ آجی گم شده-
چی شده؟ آجی گم شده-
...آجی گم شده
آروم باش چند دقیقه پیش دیدمش
نگران نباش، ما دنبالش میگردیم گریه نکن، فقط گریه نکن-
اون باید همینجاها باشه
چه اتفاقی افتاده؟
یه بچه کوچیک گم شده اینجا دیدینش؟
هی، یه بچه گم شده دنبالش بگردین
اون یه بچه کوچیکه میتونید حیاط پشتی رو نگاه کنید؟
آقا، میتونید بیرون رو بگردین؟ حتما-
اگه پیداش کردین بهم خبر بدین باشه، آقا-
کجا؟ اون اینجا نیست-
بیا بریم و پایین رو بگردیم
آبی، اونجا رو بگرد
چی شده؟
بچه ریتم گم شده
وای خدا بچهش گم شده
اون داخل خونه نیست
چی شده؟ باوانا-
آجو گم شده
نترس، من بیرون رو میگردم
نگو که گم شده تو گُمش کردی
همهش تقصیر توئه
...اگه پیداش نکنیم
بیرون رو هم گشتم
داخل نیست؟ ...نه نیست-
آجی اینجاست
آجی
ببخشید آجو
دیگه ولت نمیکنم
دیگه ولت نمیکنم
اون فقط ترسیده
ریتم
*اکنون*
ریتم بعدی تویی
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
کجا فرار میکنی کوچولو؟
این طرفی نرو
پشت این دیوارها یه روحه
گازت میگیره
باشه؟
نزدیک دیوار نشو
پـــنـــگـــوئــــن
...ضربان رو میشنویم
ولی بچه تکون نمیخوره
مشکلی هست؟
بچه بیدار شو...بیدار شو
بیدار شو
بیدار شو بچه
انگار بچه ترسیده
...تو که از قبل از حشرات میترسیدی
چرا رفتی اونجا؟
انتظارش رو نداشتم دکتر
اگه دوباره فشار خونت بره بالا
به اکسیژن رسانی برای جنین آسیب میزنه
زندگی خودت رو هم تو خطر میندازه
...دکتر
...اشکال نداره برام خودم اتفاقی بیاُفته
ولی هیچ اتفاقی نباید برای بچهم بیاُفته
ریتم زندگی تو هم مثل بچهت با اهمیته
...به هر حال
برای دو ماه آینده یه کم محتاط باش باشه؟
دکتر؟
لطفا چیزی به گوتام نگید
اون نگران میشه
شرمنده عزیزم از قبل بهش خبر دادم
ریتم میدونم این بچه چقدر برات مهمه
پس بذار شخصا بهت توصیه کنم
که از هر چیزی تو رو به یاد گذشته میندازه دوری کنی
مخصوصا، طرف دریاچه نرو
*دریاچه غربی* *شهر*
*کمک، پیدام کنید*
*شش سال قبل*
سلام خاله
سلام پاوی
آجی با من بازی نمیکنه
اوه...واقعا؟
به آجی میگم دو ساعت باهات بازی کنه
خوبه عزیزم؟ نه خاله-
ولی چرا عزیزم؟
...از جنگل صدای سوت زدن شنیدیم
آجی دنبال صدا رفت تو جنگل
کی این اتفاق افتاد؟ یه خرده پیش-
ولی، کی اونجا بود؟
عمو چارلی چاپلین با یه چتر اونجا وایساده بود
و آجی دیگه برنگشت
آجی
آجی
آجـــــی
آجی
بیاین دنبالش بگردیم
آجـــی
...قربان
چی شده؟ لطفا بیاید اینجا-
اون گمون میکنه حشرات، استعارهای از مرگ اند به همین خاطر ازشون میترسه
دکتر، به این معنیـه که اون نمیتونه بره بیرون؟
نه، میتونه بره
درمانی هست؟
نیازی نیست اگه اون لحظات رو به یاد نیاره خودش خوب میشه
درمورد آجی چیزی پیدا نکردین؟
هنوز داریم جستجو میکنیم
...قربان، یه سال شده
...بچهم
اون هر روز صبح که بیدار میشه دنبال من میگرده
نمیتونه گرسنگی رو تحمل کنه فقط میزنه زیر گریه
...نمیدونم کجا داره عذاب میکشه یا
داره چیکار میکنه
قربان
کمک، پیدام کنید* *آجی
...نه راگو
...نه
...من نمیام
...بیا
...لطفا
...نه راگو
...امکان نداره
...راگو
...راگو...خواهش میکنم نه
متاسفم
فکر کنم آجی مُرده
...هیچ اتفاقی براش نیوفتاده
هیچ اتفاقی هم نمیاُفته
اون هیچیـش نشده
اون هیچیـش نشده
اگه منم جای تو بودم
به خودکشی فکر میکردم
ولی اگه بیتونی از این مرحله عبور کنی
زندگی با سورپرایزهای زیادی در انتظارته
و برای این کار باید زندگی کنی
حتی توی یتیمخونه هم اینقدر تو رو شکسته ندیده بودیم
توی مدرسه برای همه مثل یه الهام بودی
پس، حالا چت شده؟
عزیزم، هر کسی مشکلات خودش رو داره
باوانای خودمون تو کالج مثل دیوونهها عاشق یه نفر بود
ولی پسره به خاطر یه دختر دیگه گاه به گاه ولش میکرد
باوانا به زندگیش خاتمه داد؟ اون دووم آورد
من و کاتیر 7 ساله که ازدواج کردیم و یه بچه هم نداریم
ولی هنوزم امیدمون رو از دست ندادیم
...ببین، این پایان تو نیست
زندگی تو از اینجا شروع میشه...
*اکنون*
آقا...آقا؟
اون داره...برمیگرده
نمیفهمم چی میگید بذارید آمبولانش خبر کنم
...من دیدمش
کی رو دیدین؟
اون...بچه گمشده...رو هم دیدم
بچه گمشده؟
آقا...کدوم بچه رو دیدین؟
کدوم بچه، آقا؟
آقا، کدوم بچه رو دیدین؟
بگید لطفا
آقا...کدوم بچه؟
فرار کن
...ازش عکس گرفتم
برو
برو
...برو
قربان بله، خانم-
...اونجا چه اتفاقی افتاده خانم؟-
تصادف...یه مرد از اون بالا افتاد
هی، ببین کسی اونجا تو ماشینه یا نه
نه قربان، یه آدم زخمی داشت اون رو میکشید
قربان، هیچکسی اینجا نیست
کجا خانم؟
نجاتش بدین...نزدیک دریاچه
باشه، الان جاتون امنه...آروم باشید
جناب، براش آب قند بیارید
موتور رو بیار چشم قربان-
شما اینجا بمونید خانم ما بررسی میکنیم
اینجا سرده، بیاید داخل بشینید خانم
میخوام با بازرس حرف بزنم
بله، بگو ریتم
قربان، یه غریبه نزدیک دریاچه بهم گفت بچه رو دیده
کدوم بچه؟
قبل از اینکه چیزی بگه، جلوش رو گرفت
باید آجی باشه، قربان
قربان لطفا یه کاری کنید ریتم-
ماشین رو روشن کن لطفا قربان...لطفا-
لطفا قربان، اون مردی که اومد باید همون آدمربا باشه
باید همونی باشه که آجی رو دزدید
فکر نکنم آجی باشه
نه، قربان...اون گفت ...یه بچه رو دیده
ریتم
نمیتونه آجی باشه
یه بچه دیگه تو شهر گم شده
تو همونجا بمون، من میام
یه گروه جستجو به دریاچه اعزام کنید فورا
باید یه ارتباطی بین بچهای که گم شده و دریاچه باشه
هر تیمی که نزدیک دریاچهست همین حالا جواب بده
چرا این وقت شب تنها میرید بیرون خانم؟
کی گم شده؟
آنجنا، یه بچه 8 ساله
از سپیده دم تا الان داریم دنبالش میگردیم
شش تا بچه توی این 6 سال
مطمئن نیستیم که این پرونده مربوط به گم شدنه یا آدمربایی
حداقل این بچه دیگه باید پیدا بشه
بازرس الان میاد، خانم نگران نباشید
قربان...کسی اونجاست؟
میتونید بشنوید؟ از منطقه دریاچه تماس میگیریم
یه دسته گل با یادداشت "در آرامش بخواب" پیدا کردیم
قربان...اینجا پر از گوشت و حشرهست
هی...به اون دست نزن
خانم
قربان، اون خانم داره به سمت دریاچه میاد
...گوتام
ریتو، من برگشتم همراه بازرس داریم به سمت ایست بازرسی میایم
گوتام، من دارم به سمت دریاچه میرم فکر کنم همون آدم آجی ما رو هم دزدیده
ریتو اینقدر یهدنده نباش فقط برگرد به ایست بازرسی
...نه گوتام...مطمئنم که آجی همراه
دهنت رو باز کن
حرف زد؟
نه دکتر
خیلی خب
خیلی خوشحالم عزیزم
آجی
حالت چطوره؟
من رو یادته؟
...اون
با لمس کردن راحت نیست
به هیچ کدوم از پرستارها اجازه نداد بهش دست بزنن
اون خیلی آشفتهست
همه گزارشات رو بررسی کردم
...طی 18 ساعت گذشته اون رو زیر نظر داشتم
ولی یه کلمه هم حرف نزده
پرستار بله دکتر-
گزارشات رو برای پلیس آماده کن حتما-
آجی چیزی گفت؟
اون مادر آنجناست
هنوز حرف نزده
...میشه لطفا از آجی بپرسید
که دخترم رو دیده یا نه؟...
خانم، ما داریم بازپرسی میکنیم لطفا قوی باشید
...ولی قربان
اون فقط یه بچهست نمیتونه گرسنگی رو تحمل کنه
...وقتی بیدار میشه وقتی بیدار میشه اول دنبال من میگرده-
نمیتونه گرسنگی رو تحمل کنه میزنه زیر گریه
زود پیداش میکنیم، خانم
این...این دختر منه
وقتی گم شد همین لباس تنش بود
میشه لطفا جاش رو بپرسید؟
...دخترم
زود پیدا میشه
این یه نعمته که تونستی بچه رو پس بگیری
وقتی من رو نادیده گرفتی ...و به دریاچه رفتی
برای اولین بار واقعا از دستت عصبانی شدم
...ولی
وقتی با پسرت اونجا وایسادی
از باورت توی این همه سال شوکه شدم
خیلی برات خوشحالم ریتم
باید پدر آجی رو هم خبر کنیم
آجی؟
سلام راگو سلام-
...آجی
اون آجیـه؟
بله، دی انای مطابقه
چرا این جوریه؟
مچ پای راستش لاغر شده
به نظرم پاهاش به یه زنجیر پوسیده بسته شده بود
...هیچ بزاقی ترشح نمیکنه
چون غدد بزاقیش خشک شدن
..مطمئن نیستم چه غذایی میخورد
و میتونه دلیل لکههای دندونهاش باشه
همچنین، حتما تو یه جای تاریک نگه داشته شده
به خاطر همین رنگ پوستش پریدهست
...زیر ناخنهاش یه عالمه خاک ارهست
و اون نمونهها رو براتون فرستادم بازرس
خیلی خب دکتر
بدن آجی کلی خراش و زخم داره
اون خیلی عذاب کشیده
از وقتی رسیده یه کلمه هم حرف نزده
...هیچ صدایی
و حتی یه قطره اشک هم نریخته
مهمتر از همه
اون به هیچ وجه نمیترسه
کسی که این کار رو باهاش کرده سن حساس آجی رو در نظر نگرفته
اون قطعا یه هیولای بیرحمه
...الان همه چیزی که آجی میخواد
غذای خوب و کلی مراقبته
چند روزی تنهاش بذارید
بهش فضا بدید
اجتماعی شدنش زمان میبره
کی آجی رو اینجوری شکنجه کرده؟
برای فهمیدنش ...یا باید آنجنا رو پیدا کنیم
یا آجی باید شروع به حرف زدن کنه...
بازرس بله دکتر؟-
میشه الان گزارشها رو جمع آوری کنید؟
باشه دکتر
گوتام، بیا لطفا
گیج نشو ما اون رو برگردوندیم
هی، خیلی خوشحالم عزیزم
کاتیر از شنیدنش خیلی خوشحال میشه
هی، بذار برای کاتیر سورپرایز باشه
من میرم و اتاق رو برای آجی آماده میکنم
بذار کمکت کنیم
باوانا، ریتم رو به بخش آجی ببر و اونجا منتظر بمونید
کارمون که تموم شد زنگ میزنم
باشه، بذار من برم و قبض رو پرداخت کنم
وقتی که زنده بود باید بیشتر حواست رو جمع میکردی
حالا با غم و غصهت داری من رو میکشی *پنج سال قبل*
باید تو مراقب بودنش بیشتر دقت میکردی
تو لایق بزرگ کردن بچه نیستی
بیا جدا شیم ریتم
بیا همینجا تمومش کنیم
*زندگی معمایی حل نشدهست*
چند وقته حاملهای؟
هفت ماه
تو بچه داری؟
نه، هنوز ازدواج نکردم
...متاسفم
متاسفم...بابت همه چیز
...راگو
کی قراره مراقب آجی باشه؟
ریتم ازش مراقبت میکنه
خیلی خب باشه، من روند کار رو تکمیل میکنم
آجی باید با تو باشه...همیشه
امروز چه هوای خوبی داره و امیدوارم فردا هم خوب باشه تا به کارناوال میستیک خوشامد بگه
برای این فستیوال سالانه آدمهای 6 تا 60 ساله حضور دارن
این فستیوال پر از چهرههای خندون خواهد بود پس مردم، برای کلی خوشگذرونی و هیجان آماده باشید
حالا میخوام با این آهنگ از این هوا لذت ببرم ...امیدوارم شما هم ببرید
"اوه فرزندم"
"اوه فرزند عزیزم"
"رنگهای زندگیم رو تو نقاشی کشیدی"
"همیشه تو"
"تا ابد تو"
"تو دنیا رو بهم برگردوندی"
"این واقعیته؟"
"رنگی جدید"
تو مانند یک نقاشی زیبا" "از هرج و مرجها پدیدار شدی
"جادههای بارانی"
"و منظرهی بچه"
"قلبم رو آروم میکنه"
"همیشه تو"
"تا ابد تو"
"تو دنیا رو بهم برگردوندی"
در تک تک حرکات تو" "صدای خوشایند تار موسیقی رو میشنوم
"و گلهای رنگارنگ رو میبینم"
"طراوت و ظاهر فریبندهت"
"سنگ رو هم نیمه شفاف میکنه"
"...طبیعت با لمس نرم تو"
"پرورش پیدا میکنه..."
"در برابر حضور تو"
"ثروت زمینی اهمیتی نداره"
"...من ظرفی نیمه پر هستم"
"و تو من رو کامل میکنی"
من اینجام تا درمورد گذشته حرف بزنیم
حاضرم همین طوری که الان هستی قبولت کنم *یک سال قبل*
...نه اونجوری *یک سال قبل*
هنوز نمیتونم از فکر گذشتهم بیرون بیام
...عقیدهت رو درک میکنم
و بهت قول میدم که هیچوقت بهش بیاحترامی نکنم
بیا یه زندگی نو بسازیم
تو میتونی "بابا" صدام کنی
باشه؟
"تو قلبم رو لبریز میکنی"
"وقتی مادر صدام میکنی"
"حرفای شیرین تو"
"توی این زندگی تا ابد من رو سرشار میکنه"
"تو جزر و مدی"
"من ساحل"
این داستان رو یادت میاد؟
شش سال طول کشید که بقیهش رو تعریف کنم
حالا ادامهش بدم؟
"تو دنیا رو بهم برگردوندی"
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
سایرس، آروم باش
آجی خوابه
"چشمک چشمکستاره کوچولو"
"من در عجبم تو چی هستی"
"اون بالا بالاها تو آسمون"
"مثل یه الماس تو آسمون"
آجی
آوزار خوندی؟
مطمئنی؟
خودشه؟
بله دکتر، این چیزیه که تو خوابم میبینم
ولی اون چطور نقاشیش کرده؟
فقط نقاشیهای اتفاقیش با خوابت یکی در اومده، همین
زیاد جدیش نگیر
...ولی وقتی این رو میبینم
به نظر میرسه که انعکاس افکارشه
به نظرم اون داره سعی میکنه از طریق نقاشی باهامون ارتباط برقرار کنه
...پس
درمورد این نقاشی چی فکر میکنید؟ یه مرد که کنار پنجره ایستاده
...حتما تصور کرده
که آدمربا اون رو زیر نظر داره
...یا
ممکنه آدمربا بهش سر زده باشه
فقط در صورتی میتونم بیشتر نظر بدم که دوباره نقاشی کنه
چرا در این باره ازش نمیپرسید؟
...اونا سعی کردن به حرف بیارنش
ولی آجی جواب نمیده
بهت گفتم که اون دیشب آواز خوند
آجو
میتونی دوباره اون شعر رو بخونی؟
آجو...لطفا
همه فکر میکنن مامانت داره دروغ میگه
...آجو...اینجا رو نگاه کن
آجو...به مامانت نگاه کن
آروم باش...آروم باش عزیزم
بیا یه کاری کنیم
...اگه دوباره خوند
صداش رو ضبط کن تا همه چیز روشن بشه
...توی این زمان
خودت رو با افکار بیجا خسته نکن
تو باید استراحت کنی
میبینمتون
خدانگهدار، آجی
خب ریتم، من میرسونمش
بله، راگو؟
من فردا از شهر میرم
فکر کردم قبل رفتن آجی رو ببینم
میتونی بیای خونه
...نه...نه
...راحت نیستم بیام خونه
پس، میشه بیرون هم رو ببینیم؟
باشه، کجا؟
آجو، این همه روز کجا بودی؟
این زخمها رو از کجا آوردی؟
...ببین عزیزم
...آنجنا هم یه بچه کوچیکه
حتما یه جایی داره درد میکشه
کی اینکار رو باهات کرده عزیزم؟
ممنون
حتما تصور کرده که آدمربا اون رو زیر نظر داره
و ممکنه آدمربا به دیدنش اومده باشه
آجو
آجو، کسی پشت سر منه
...آدمربا
پشت سرمه؟
آجی، بیا
..یه آقایی پشت اون میز بود
اونجا؟ بله، شما دیدینش؟-
دقت نکردم خانم
اون میز سفارشی نداده؟ خیر خانم-
اینجا خروجی دیگهای داره؟ نه خانم-
سایرس، همینجا بمون
ازت خواستم اون تو منتظر بمونی اینجا چیکار میکنس؟
راگو! آدمربا بین جمعیته
اینجا؟
بیا بریم یه جایی و حرف بزنیم، بیا
نه راگو
آجی
ریتم، چه اتفاقی افتاده؟
آجی غیبش زده
تو جمعیت غیب شد
آجی
آجی
آجی
آجی
آجی
آجی
...سایرس
آجی
...سایرس
آجی
آجی...نگران نباش
آجو...آجو
چه اتفاقی داره میاُفته؟
چرا ازت فرار کرد؟
دیروز آدمربا به خونه اومد
اینجا هم تعقیبمون کرده به خاطر همین آجی فرار کرد
فکر کردم جای آجی امنه
چرا آدمربا باید دوباره بیاد؟
پاکت...پاکت کجاست
این چیه راگو؟
عکسهای گوتام
الان گوتام کجاست؟
بگو خونهست-
بهش زنگ بزن
وقتی برای فکر کردن نیست فقط زنگ بزن
اگه گوتام بوده باشه چی؟
چرا باید عکسای خودش رو توی پاکت بذاره؟
درضمن، اگه قضیه این باشه آجی باید با دیدن گوتام یه واکنشی نشون میداد
از این عکسها هیچ نتیجهای نمیشه گرفت
من اون رو خوب میشناسم نمیتونه کار اون باشه
آدمربا یه جای دیگهست
...من رو ببر به جایی که آجی رو پیدا کردی
اونجا جوابهامون رو پیدا میکنه
میخوای بدونی کی دزدیدش؟
آجی حالا بهت نشون میده
اون آشفتهست
لطفا تمومش کن راگو
مجبورش نکن
اون از داخل رفتن نمیترسه ...ولی
آمادهی لو دادنش نیست...
اون فقط 2 سال با ما بود
...ولی با آدمربا
شش سال رو گذروند...
طبیعتا نسبت به آدمربا تمایل داره
...حتی اگه آدمربا روبروش باشه هم
چیزی رو فاش نمیکنه
..اگه
آجی ترجیح بده با آدمربا زندگی کنه چی؟...
...نه...امکان نداره
با هر کس که میخواد وقت گذرونده باشه اون پسر منه
عشق کورت کرده
اون پسر من هم هست
...ولی منطقی فکر کن
همهی اینا فرضیاتـه
...خیلی خب
ما آجی رو پیدا کردیم؟
نه، اون خودش اومد
اگه برنامههای دیگهای داشته باشه چی؟
پهلوون، اون رو بذار زمین
بذارش زمین
فق بندازش
:کاملترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org
آروم باش، آروم باش
فقط ما خونهایم
سعی کردم با گوتام تماس بگیرم ولی جواب نداد
بخاطر همین به آمبولانس زنگ زدم و باهات اومدم
آجی؟
اون داخله
نمیدونم به کی مظنون باشم
ولی مطمئنم بچگی شادی نداشت
...از لحاظ جسمی هنوز یه بچهست
...ولی از لحاظ عقلی، نمیدونم
...نمیدونم به چی فکر میکنه
...نمیدونم چه واکنشی نشون میده
اون خیلی غیر قابل پیش بینیـه
اگه بعد از دیدن آدمربا توی جمعیت ...ازت فرار کرد
یه چیزی حتمیـه
که اون حتی به تو هم اعتماد نداره
...ای کاش آدمربا رو میدیدم
و ازش میپرسیدم چرا اینکار رو با پسرم کرده
...اون به زودی دستگیر میشه
و تو هم همین سوال رو ازش میپرسی
من دیگه میرم
مراقب خودت باش یه دقیقه-
...آجی تا حالا به هیچکی جواب نداده اما
لحظهای که تو ازش خواستی چاقو رو انداخت
چرا؟
نمیدونم
....شاید
آدمربا با دستور دادن بهش آموزش داده
پس ممکنه وقتی بهش دستور دادم جواب داده باشه
فردا میبینمت، خداحافظ
"چشمک چشمکستاره کوچولو"
"من در عجبم تو چی هستی"
"اون بالا بالاهایی تو آسمون"
"مثل یه الماسی تو آسمون"
"چشمک چشمکستاره کوچولو"
"من در عجبم تو چی هستی"
...میون جمعیت
گُمت کردم
بخاطر همین الان اومدم
مامانت کجاست؟
سایرس
گوتام
سایرس
گوتام
ریتو
چی شده؟
ساریس
...سایرس
چه اتفاقی افتاده؟ سایرس-
چیزی نیست...بهش آرام بخش خورونده شده
پلیس رو خبر کن
"چشمک چشمکستاره کوچولو"
"من در عجبم تو چی هستی"
"اون بالا بالاهایی تو آسمون"
یه لرزه توی صداشه
مثل فریادی برای کمک میمونه
...اون کسی که اومد
به زبون اشاره حرف میزد
...خیلی خب...آجی
سلام
اسم من
د-ی-و-ی-د
اسم تو چیه؟
اگه میفهمی سرت رو تکون بده
این شبیه زبون اشاره معمولی نیست
به نظر یه زبون مخفی برای ارتباط بین خودشونه
اون کمک لازم داره
اگه میتونه بخونه پس چرا عادی حرف نمیزنه؟
...استرس
...اون یا باید گریه کنه
یا باید از عصبانیت فریاد بکشه
فقط وقتی دچار احساسات اصلیش بشه میتونه حرف بزنه
...ولی مهمتر از همه
باید حداقل به یه نفر با تمام وجود اعتماد کنه
مگه نه آجی؟
هیچ کسی اطراف خونهتون نیست
ولی بیاید ریسک نکنیم من یه مامور رو برای نگهبانی میذارم
لطفا جایی که پیداش کردیم رو بگردید
...اندازهی جنگل 1000 کیلومتره
در حقیقت ما درست در مرکزشیم
پس، از کجا شروع کنیم؟
اون یارو اون بیرونه و زندهست که جون همه بچههای شهر رو به خطر میندازه
شما نگران نباشید بذارید پلیسا کارشون رو بکنن
اگه چیزی لازم داشتین بهم زنگ بزنید مراقب خودتون باشید
با زبون اشاره وقتتون رو تلف نکنید
اون رو پیش یه گفتار درمان خوب ببرید
نگران نباشید، من یه وقت ویزیت میگیرم
...دکتر
بریم؟ میبینمت گوتام
نتونستم کاتیر رو ببینم اون کحاست؟
اون به یه سفر کاری رفته حتی گوشیش هم در دسترس نیست
هنوز درمورد آجی چیزی نمیدونه
بچه؟
هنوز نه راگو
دارم دارو مصرف میکنم
هنوز داریم امتحان میکنم
آبهی
وقتی رسید میشه ازش بخوای بهم زنگ بزنه؟
آبی، بریم؟ آره، دارم میام-
فقط آروم باش عزیزم
خوشبختانه به زودی به جوابهاتون میرسید
مراقب باش
خداحافظ گوتام خداحافظ-
گوتام
میدونم ازم متنفری
چهار سال پیش بدون دلسوزی هر حرفی میخواستم بهش زدم
و رابطمون اونجا تموم شد
حضور الان من تنها بخاطر آجیـه نه چیز دیگه
لحظهای که بفهمم چه اتفاقی براش افتاده از اینجا میرم
نگران نباش
تو خانواده خوبی داری گوتام
مراقب خودت باش
متاسفم گوتام
گوتام، فکر میکنم آدمربا داره آجی رو تعقیب میکنه و اون رو با یه چیزی تهدید میکنه
فکر کنم...بخاطر همینه که حرف نمیزنه
اون امروز حرف میزنه فقط یه خرده صبر کن
تو همینجا بمون من میرم ببینم چه خبره
سایرس، نه
سایرس، نه
*گمشده...کمک کنید آنجنا به خونه برگرده*
خانم...خانم
خانم، بلند شید لطفا
چه اتفاقی افتاده؟ غش کرده-
...خانم، بلند شید
بریم بیمارستان
ماشین...لطفا یه نفر ماشین خبر کنه
آقا، ما ماشین داریم
تو آجی رو ببر من باهاش میرم بیمارستان
بلندش کنید لطفا
آروم، مراقب باشید
سایرس
سایرس
داداش...یه سگ با قلاده قرمز ندیدین؟
یه سگ سیاه نزدیک آشغالیه برید ببینید
اونجا؟ بله خانم-
سایرس، اینجا چیکار میکنی؟
نباید تو رو ولت کنم
بیا
سایرس، دعوات میکنما
...سایرس
چی اونجاست؟
سایرس
سایرس
سایرس
سلام دکتر
سلام
ماشینمون خراب شد گوتام دنبال کمک رفته
یه خرده سرم گیج رفت بخاطر همین درب خونه شما رو زدیم
صبر کن سایرس
میشه یه ذره آب بخورم؟
دکتر، میشه آب بخورم؟
بله...حتما..بیاید
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
خوش اومدی آجی
نقاشی جالبیه، درسته؟
کلی تاریخ پشت این نقاشی هست
دکتر، شما تنها زندگی میکنید؟
...توی تنهایی زندگی میکنم
با تنها بودن فرق داره
آب
آب داغ
فکر کنم قهوه لازم دارید
به نظر خسته میاید یه لحظه
برو
سایرس
از بوش معلومه که خوبه
خونگیه
ممنون دکتر
من یه تاکسی میگیرم وقتی برسه از اینجا میرم
باشه
...سایرس
عزیزم مامان نمیتونه اینقدر راه بره
دکتر..اگه اشکال نداره
میتونید سایرس رو ببرید قدم بزنه؟
...لطفا
بله...البته
ممنونم
آجی...همین جا بمون
فرار کن
...آنجنا
...آنجنا
آجی...نیا اینجا، برو بیرون
...آنجنا
...آنجنا، بیدار شو
...آنجنا
چرا به اینجا اومدی ریتم؟
آجو...برو بیرون
...آجو
...سایرس
سایرس...نه سایرس
سایرس...آروم بگیر
آروم
ولس نکن سایرس
...نه...نه
نه سایرس، همونجا بمون
سایرس، پسر خوب...پسر خوب ...نه...نه
ولش نکن
...ریتم
...سایرس
سایرس
...آجی
...دکتر
...لطفا
ولش کن
لطفا
آجو، بیا پیش مامان
...آجو
آجو...بیا اینجا
بندازش دور
وایسا
محکم بگیرش
...آجی
من دوستتم، درسته؟
زخمیش کن
...آجی
...دارم میگم
بندازش
آجی...چیزی نیست اتفاقی نیوفتاد...مامان رو ببین
آجی
چرا؟
چرا ریتم...چرا؟
آجی
این مکان خاصیه ریتم
...بیا بریم
...بهت گفتم
به اینجا نیای
دکتر
...بیا آجی
...ریتم...ریتم
...ریتم...ریتم
اون زخمی شده
...شما برید بیمارستان
باید برم پاسگاه
گفتم که من ترتیبش رو میدم
...نه
میخوام بدونم چرا پسرم رو دزدیده
میخوای تا کی ساکت بمونی، دکتر؟
باید حرف بزنی
چرا اینکارها رو کردی؟
از صبرم سوءاستفاده نکن
راههای دیگهای رو هم بلدم
میخوام با ریتم حرف بزنم
نه...فقط باید با من حرف بزنی
باور کنید بازرس
قطعا کلی اطلاعات جالب به دست میارید
چرا میخوای باهام حرف بزنی؟
تا چند تا سوال بپرسم
...چون سوالهای پرسیده نشده تبدیل به
معماهای حل نشده شدن
چرا آجی رو دزدیدی؟
تو این 6 سال باهاش چیکار کردی؟
میشه یه بازی کنیم، ریتم؟
اگه تا آخر بازی کنی جواب همه سوالاتت داده میشه
...ولی
اگه وسطش جا بزنی چیزی گیرت نمیاد
چه بازیای؟
اسمش هست، یکی برای یکی
با جواب همه سوالام رو با صداقت بدی
...منم همین کار رو میکنم
به همین سادگی
...ولی بازی بدون قوانین
که جالب نمیشه
فقط یه بار این رو میگم
قانون شماره یک
هر دفعه فقط یه سوال میشه پرسید
جواب که داده شد میریم سراغ سوال بعد
قانون شماره 2
نباید سوالی که پرسیده شده رو از اون یکی بپرسیم
قانون شماره 3
اگه جوابت "نمیدونم" باشه بازی تمومه
شروع کنیم؟
میشه سوال اول رو بپرسم؟
البته
...چرا پسرم رو نوبتت تموم شده-
پرسیدی "میشه بپرسم؟" و اینم سوال حساب میشه
قانون قانونه
حالا نوبت منه
...اولین پرسشم
میدونی چرا میخوام باهات حرف بزنم؟
چون تو رو گیرت انداختم اونم زمانیکه هیچکس بهت شک نکرده بود
چرا آجی رو دزدیدی؟
این چیه ریتم
...تو تلاش کردی و آنجنا رو هم پیدا کردی
ولی چرا خودخواهانه درمورد آجی میپرسی؟
اگه خودخواهانه عمل میکردم الان اینجا نبودی
کی توی دریاچه مُرد؟ اون رو نمیشناسم-
موقع دزدیدن آنجنا من رو دید پس مجبور بودم بکُشمش
از بین بردن شاهد
چطور من رو پیدا کردی؟
...من پیدات نکردم
سایرس پیدا کرد
سایرس؟
اون سگ؟
یه اشتباه زننده از طرف من
ادامه بده
چرا آنجنا رو دزدیدی؟
بعضی از حیوونها هر چیز زندهای رو به عنوان طعمه نمیبینن
طعمهشون رو انتخاب میکنن...
این نشد جواب
ولی من جواب دادم چرا میخواستی آنجنا رو نجات بدی؟
آنجنا من رو یاد آجی مینداخت هم سن اند
با آنجنا چیکار کردی؟
...من فقط اندامهای بدن رو میخوام
عضوهای...تازه
اونها رو زنده نگه میدارم و بخش به بخش شروع به درآوردنشون میکنم
چون که اونها بچه اند ...باید خوب ازشون مراقبت کرد
ولی اون موقع بود که تو اومدی
...ریتم، چطور ممکنه
که علی رغم حاملیگت، ماجراجویی کنی؟
...من فقط باردارم
مغزم آسیب ندیده
بچهها
...صبر کن
...وقتی میگی بچهها
منظورت آنجنا و آجیـه، درسته؟
در اینکه باهوشی شکی نیست
تا این لحظه، من 17 تا بچه رو دزدیدم
...و توی این شهر
چهار تا
همه بچهها...اونم برای اعضای بدنشون؟
حالا نوبت منه
حرفی که الان قراره بزنم برای بچه خطری نداره؟
اگه حتی یه ذره مثل مادرش یه ذره جرات داشته باشه براش کفایت میکنه
با بقیه بچهها چیکار کردی؟
...همهشون بچه اند....و حساس
پس وقتی که اندامهاشون رو در میارم
بهشون اجازه میدم که بدون مُسَکن زجر بکشن
و با کمال سعادت به نالههاشون گوش میدم
...بعد اونها رو میکشونم
و تیکه تیکهشون میکنم
و بعد توی اسید حل میکنم
...استخونها
...گوشت
همه چیز با هم حل میشه عین آبگوشت
...بعد برش میدارم
و میندازمش توی رودخونه
نگهبانها
بلند شو ریتم
فایدهای نداره بیشتر حرف بزنی
قربان، اون هنوز هیچ جوابی نداده
خواهش میکنم، قربان این بازی تنها راهه
با آجی چیکار کردی؟ نه، ریتم-
قربان، خواهش میکنم قربان
اون خیلی خطرناکه نباید جلوی بازی رو بگیریم-
ببرینش به سلول بازجویی
قربان
قربان، فقط اون میتونه به سوالاتم پاسخ بده
...باید بازی رو ادامه بدیم
...اینجوری میتونیم باقی بچهها رو پیدا کنیم
خواهش میکنم، قربان...یه فرصت بهم بدین دختر بیچاره-
بهش یه فرصت بدین بازرس
از اینجا به بعدش جالب میشه
رئیس پلیس تو راهه بهت 10 دقیقه وقت میدم
اینها عکس 6 تا بچه اند که توی این شهر گم شدن
غیر از آنجنا و آجی
میخوام بدونم اون 2 تا بچه دیگه کی هستن؟
فقط 10 دقیقه زمان داری
آفرین ریتم، از عقیدهت خوشم اومد
وقتمون داره تموم میشه
پس بیا این بازی رو جالب ترش کنیم
...بهت 10 تا خواسته میدم
فقط میتونی 10 تا سوال بپرسی
با همون قوانین قبلی، بیا ادامه بدیم
...توی اینها بازی رو خوب زیر نظر داشته باش-
دوباره...نوبت منه
این همه شجاعت رو از کجا آوردی؟
وقتی تصمیم میگیری بری تو دریا
نباید از ندیدن منظره ساحل بترسی
این 4 تا بچههای که بینشوناند کیان؟
...نمیتونی گروهی سوال کنی
باید یکی یکی بپرسی
پس خواستههات رو با سوالای ناخواسته حروم نکن
شاید بعدا لازمت بشن
بخاطر شجاعتت حاضری با چه عواقبی روبرو بشی؟
هر چیزی
آره
مطمئنی؟ هر چیزی؟ به غیر از خانواده ام-
آره
...میتونی جمع نبندی؟
دقیقا کی توی خانواده؟
بچههام
نه
کی رو بیشتر دوست داری؟ آجی؟ یا اونی که هنوز به دنیا نیومده؟
هر دوشون از خون من هستن
آره
هر دوشون هم خونت اند
...ولی یکیشون مال راگوئه
...و یکیشون گوتام، پس
جواب من رو بده، کدوم رو بیشتر ترجیح میدی؟
آجی
نه
پس، اشکالی نداره اونی که به دنیا نیومده رو ول کنی تا بمیری؟
دوباره نگاه کن
گفتم نه حالا جواب من رو بده
تو فقط دزدیدیشون داری دروغ میگی
خدا لعنتت کنه بشین
بازی هنوز تموم نشده
جواب سوالم رو بده
اشکالی نداره اونی که به دنیا نیومده رو ول کنی بمیره؟
تا روزی که زنده ام اجازه نمیدم کسی بهشون آسیبی بزنه
چه زیبا
...تو آجی رو دزدیدی
باهاش چیکار کردی؟
اگه آجی دستم بود اعضای بدنش رو در میاوردم
حالا جواب سوال قبلیم رو بده
چرا میخواستم با تو حرف بزنم؟
...اگه کار تو نبود
...پس کی کنار دریاچه دسته گل رو
با چتر تو دستش گرفته بود؟
...اون
چرا همه اینکارها رو کردی؟
هیچ جزئیاتی رو جا ننداختی، ریتم پس پیداش کن
...با اینکه تو رو کنار دریاچه دیدم
چرا با اینکه شاهد بودی باهات کاری نداشتم؟
فکر کن
فکر کن
فکر کن
تو پرونده رو از آدمربا منحرف کردی ...و با جرمهات قسر در رفتی
پس چرا این همه موش و گربه بازی؟
بهت که گفتم ریتم از شجاعتت خوشم میاد
بهت اهمیت میدم
حالا جواب من رو بده چرا میخواستم باهات حرف بزنم؟
...چون که
میخواستی بفهمی که نقطه ضعفم بچههام اند
ولی، چرا میخوای این رو بدونی؟
بدون قلم مو نمیشه نقاشی کشید
باید جای درستی رو بگردی
وقتی ادراکت رو تغییر بدی همه چیز برات روشن میشه
من ندزدیم
...پس هدف آدمربا
آجی هست، یا تویی یا نقطه ضعفت؟
فکر کن...فکر کن
...همهشون
به هم پیوسته اند همهشون یکی اند
خارق العادهست خارق العادهست ریتم
حالا سوال بعدیم رو با دقت جواب بده
کی...آجی...رو دزدید؟
تو اون رو میشناسی؟
...هر 10 سوالت تموم شدن
حالا جواب سوالم رو بده
نه...نه...تو میشناسیش کیه؟
کی آجی رو دزدید؟ کی؟
از بحث منحرف نشو ریتم
حالا به سوالم جواب بده آجی رو کی دزدیده؟
فکر کن
یالا...فکر کن
کی آجی رو دزدید؟
نمیدونم
نمیدونم
نمیدونم
بازی تموم شد
حالا میتونی بری
نه...نه...نه لطفا راستش رو بهم بگو
لطفا...لطفا پاسبان-
خواهش میکنم بهم بگو کی آجی رو دزدید لطفا
بگو کی آجی رو دزدیده؟
ببرینش بهم بگو لطفا-
بگیریدش
ریتم
خوب بازی کردی
تو مثل جوکری بین یه دسته پاسوری
چه با جوکر چه بدون جوکر میشه بازی رو تموم کرد
.... و تو
لیاقت زنده بودن رو نداری
واقعا؟
آجی شکار من نیست
ولی با اینحال شکار یه نفره
پس، این رو یادت نره
موفق باشی
...آجی
*اطرافت رو ببین*
گوتام لطفا گوشی رو بردار گوتام
برش دار
...آجی هنوز به کسی جواب نداده
ولی وقتی تو بهش دستور دادی اون چوب رو انداخت
چرا؟
الان 7 سال شده هنوز بچه دار نشدیم
اون به یه سفر کاری رفته حتی گوشیش هم در دسترس نیست
گوتام ریتم-
...متاسفم ریتم
...آجی
...یه نفر کمکمون کنه
...آجی دزدیده شد
....اون
...دست یه دختر رو دیدم
اون طرفی رفت
گوتام، دختره رو دیدی؟
اون کیه؟
دختره کیه؟
یه...دختره
آدمربا یه دختره؟
اون کیه؟
کیه؟
کی؟
میدونی چرا میخوام با تو حرف بزنم؟
چرا...چرا من؟
جواب تمام سوالاتت داده میشه
...فکر کن..فکر کن
...فکر کن
من از قبل جواب دادم
...فکر کن...فکر کن جواب چی بود؟-
بدون قلبم مو نمیشه نقاشی کرد
...نقاشی
...نقاشی
...نقاشی
چی توی اینه؟
عمو چارلی چاپلین با یه چتر اونجا وایساده بود خاله
...نمیفهمم
اگه ادراک عوض بشه همه چیز روشن میشه
پس آدمربا باید چپ دست باشه
کی...آجی..رو دزدیده؟
...پس، آجی دزدیده شد رو *اطرافت رو ببین*
چرا؟
تعجب کردی؟
بخاطر اینه که آدمربا یه زنه؟
یا اینکه کار من بود؟
...تو فکر میکردی اونی که چتر دستشه
باید یه مرد باشه
آجی کجاست؟
دست چپ بودن رو از روی دستکش فهمیدی؟
یا از روی نقاشی بچهت؟
آجی اینجاست؟
...آجی
...آجی
آجی کجاست؟
چرا داری از من میپرسی؟
اگه بگم دیگه آدم دزدی چه فایدهای داره؟
به آجی که آسیب نزدی، درسته؟
...هر کاری بخوای انجام میدم
ولی لطفا آجی رو ول کن
اگه ازت بخوام برای اینکه جوابت رو بدم باید این رو بخوری؟
...حالا بگو
...پس حاضری هر کاری بکنی
چون اون دنیای توئه
ولی دنیای من تکه تکه شده بود...
سعی کردم جمع و جورش کنم ...ولی
تو همه تکههای شکسته فقط تو رو میبینم
معلم، ریتم بهتر انجامش میده چرا این رو تن باوانا کردی؟
این رو بگیر و بپوشش ریتم
"...همه دخترهای مدرسه"
"بامزه و شیریناند"
"...چمن سبزه"
از بچگی همیشه تو توی روشنایی بودی
و من تو تاریکی
میدونی توی این دنیا ظالمانهترین مجازات چیه؟
این که خودت رو ببازی و از دیگران تقلید کنی
...بابا، من دوباره اول شدم
توی ورزش
امتحانات چطور؟ ریتم شاگرد اول مدرسهست
گرفتن جایزه به این به درد نخوری چه فایدهای داره؟
برو و مثل اون درس بخون
آره، تو همیشه باهاشی چرا ازش یه چیزی یاد نمیگیری؟
با اینکه تنبیهم میکردن تا مثل تو باشم
ولی عاشق شدم انتخاب خودم بود
ولی حتی اون هم تو رو به من ترجیح داد
همه ازم میخواستن تا از تو تقلید کنم و آخر سر هویتم رو از دست دادم
برای ریتم خواستگار اومده
دختر ما هم برای ازدواج آمادهست
ریتم یتیمه باید هواش رو داشته باشیم
...اگه هی من رو مجازات کنید
پس چطور میتونم جلو برم؟
مقایسه کردن با دیگران هم خودش یه خشونتـه
تو کل زندگیم هر جا که میرم ...فقط میشنوم
!ریتم! ریتم! ریتم
تو هویتم رو نابود کردی
پس، من برای خودم یه هویت ساختم
...میخوام این ماشه رو بکشم
ولی میخوام ببینی اطرافت چه اتفاقی میاُفته
فقط اونوقته که میتونی درد رو بفهمی
وقتی بچهت برای 5 دقیقه گم شد خُرد شدی
...اون موقع بود که تصمیم گرفتم
بدزدمش
...قسم میخورم
که میخواستم روز بعدش ولش کنم
ولی از اینکه کل روز رو عزا گرفتی خوشم اومد
بخاطر همین یه روز دیگه اضافه کردم
روز بعد دردت بیشتر شده بود
بعد یه هفته اضافه کردم
نابود شده بودی
...شروع کردم به لذت بردن از هر لحظهش
و حالا...6 سال شده
خشم 20 ساله ام
...همه چیز خوب بود تا اینکه
اون دکتر سبک آدمرباییم رو تقلید کرد
...مضطرب شدم
کاتیر یه جوری تونست تا جنگل من رو تعقیب کنه
...باوانا کاتیر-
...آجی
بهش چاقو بزن
...آجی...آجی
....بیشتر از فرار کردن از من
از این عصبانی شدم که پیش تو برگشت
اون نباید با تو باشه
بخاطر همین دوباره برش گردوندم
اگه میخوای آسیب بزنی، به من آسیب بزن
ولی به بچهم کاری نداشته باش
اون یه بچهست
الان داری برای کدوم بچه همدردی میکنی؟
تو چیکار کردی؟
تو چیکار کردی؟
تو چه غلطی کردی؟
هی، فقط آروم باش
چرا در حق یه بچه که به دنیا نیومده چنین گناهی مرتکب شدی؟
بچهت تا یه ساعت دیگه زنده میمونه
آجی کجاست؟
به اونم همین شربت رو دادم
...تا الان باید مُرده باشه
...یا اینکه
اونم یه ساعت وقت داره
من نمیخوام بچههات رو بکُشم
تصمیمش به خودت بستگی داره
به تو هم همون قیاس برابری رو میدم که زندگیم رو نابود کرد
این دو تا رو با هم مقایسه کن یکی رو انتخاب کن و نجات بده
الان چیکار کنم...؟
یکی رو نجات میدی و میداری اون یکی بمیره
...و وقتی به انتخابت فکر میکنی
...باوانا...باوانا...باوانا
...این همه چیزیه که یادت میمونه
تا ابد
آجی
...آجو
کاتیر یجوری تونست تا جنگل من رو دنبال کنه
سایرس
:اينستاگرام و تلگرام رسمي رسانه ما @BollyCineOfficial
آجی
آجی
آجی
...سایرس
...سایرس
تصمیم اشتباهی گرفتم
...باید تلاش میکردم
که حداقل یه بچه رو نجات میدادم
:ارائه شده توسط مرجع باليوود سينما Www.Bollycine.org
سایرس
"چشمک چشمکستاره کوچولو"
"من در عجبم تو چی هستی"
"اون بالا بالاها تو آسمون"
"مثل یه الماسی تو آسمون"
"چشمک چشمکستاره کوچولو"
"من در عجبم تو چی هستی"
"چشمک چشمکستاره کوچولو"
"من در عجبم تو چی هستی"
"اون بالا بالاها تو آسمون"
"مثل یه الماسی تو آسمون"
...آجو
..مامان
...من اینجام آجو
..مامان
آجو...مامان اینجاست میام پیشت
..مامان
..مامان
..مامان
...مامان آجو-
مامان آجو-
...آجو
من حالم...خوب نیست
مامان، چی شده مامان؟
...مامان
مامان، بیا بریم
...بیا بریم مامان
...آجی
:ترجمه تخصصي از رسانه فرهنگي هنري ما مترجم: اسکايلر - ويرايش: سانابينگ
:کاملترين آرشيو سينما و تلوزيون هند Www.Bollycine.org
وقتی مامان پنگوئن از دست کوسهها و تمساحها *چند روز بعد*
فرار میکنه و جوجه کوچولو رو نجات میده
اون موقعست که میفهمه یه پنگوئن دیگه بچهش رو دزدیده
...بعدش
پنگوئن و جوجه پنگوئن
تا ابد با خوشحالی زندگی کردن
عالیه
...اگه بخاطر کاتیر نبود
الان آجی رو نداشتیم
نمیدونم آبی چطور میخواد تنهایی زندگیش رو بگذرونه
...آبی حاملهست
و اون ما رو داره
به عنوان یه مادر تصمیم گرفت بخاطر بچهش زندگیش رو بکنه
مادری همیشه یه رابطهی ویژهست درست میگم؟
مادر بودن فقط یه رابطه نیست
یه روش و رفتاره
هی ریتم، الان حال بچهم چطوره؟
بچه فعاله
بخاطر کم بودن جذب آبی که نوشید
تونستیم بچه رو نجات بدیم
این سفر ماجراجویانهت رو بذار کنار
و از حاملگی لذت ببر
میتونیم بچه رو ببینم؟
باشه دکتر
...میخوام بچه رو ببیم
میتونی توی این صفحه مانیتور ببینی
مامان خیلی خوش شانسه، مگه نه؟
بچه اونیه که خوش شانسه
چون با اعتماد کردن به مادرش بدون هیچ ترسی وارد این دنیا میشه
First Edited - Farsi Version 19.06.2020 - By BollyCine Copyright© Bollycine.Org
Can't find what you're looking for?
Get subtitles in any language from opensubtitles.com, and translate them here.